روز جهانى زن، پتكى بر فرقه زن ستیز رجوى

روز جهانى زن، پتكى بر فرقه زن ستیز رجوى

Women's day Mojahedin Khalq Rajavi cult 4عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم مارس 2017:… روز جهانى زن هشتم مارس، امسال هم گذشت و در چشم انداز، سرنوشتى رو به پيش براى اين قشر از جامعه بشرى به معنى واقعى تساوى حقوق فردى و اجتماعى آنان نويد بخش آينده روشن است كه مي رود تا با محو هرگونه پديده استثمارى و عقب نگهداشتن شأن و … 

هشتم مارس روز جهانی زن قربانیان در فرقه فرقه رجوی مجاهدین خلقهشتم مارس وبزرگداشت زنانی که غریبانه و بی صدا در بیابانهای اشرف کشته و دفن شدند

هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

لینک به منبع

روز جهانى زن، پتكى بر فرقه زن ستیز رجوى

عبدالکریم ابراهیمی

عبدالکریم ابراهیمی

 روز جهانى زن هشتم مارس، امسال هم گذشت و  در چشم انداز، سرنوشتى رو به پيش براى اين قشر از جامعه بشرى به معنى واقعى تساوى حقوق فردى و اجتماعى آنان نويد بخش آينده روشن  است كه مي رود تا با محو هرگونه پديده استثمارى و عقب نگهداشتن شأن و منزلت زن در جوامع عقب مانده و ارتجاعى و نيز برى كردن خود از سوء استفاده هاى جنسى و كالايى كردن ارزش زن در جوامع سرمايه دارى، عريان و بى بند و بارى،  ريشه ظلم و ستمى كه بر اين قشر از جامعه انسانى روا شده است، از ميان بردارد و جامعه اى عارى از نابرابرى بنا نهند. باشد كه روزى زنان تحت ستم در كشورهاى فقير و عقب مانده نيز الگوى قيام و پرچمدارى اين حركت عظيم انسانى جهت احياى حقوق خود باشند.

اما با نگاهى به جنايات و سركوب زنان در تشكيلات رجوى، بهتر به ماهيت اين شياطين انسان نما آشنا می شویم كه دم از حقوق زن مي زنند، ولى خود بانى اصلى سركوب و استثمار زنان در تشكيلات خود هستند.

آيا مي شود با اين اعمال اصولا ادعاى دفاع از حقوق زن را يدك كشيد كه مريم رجوى چندين سال است براى فريب افكار عمومى از روى جناياتش در حق افراد تشكيلات بخصوص زنان در دفاع كاذب از نقش زنان سينه چاك مي دهد.

 آيا مي دانستيد كه در درون تشكيلات رجوى زن حق هيچ گونه انتخابى از خود ندارد و فقط بايد وصل به خود رجوى باشد و مثل رباط كلیک مي شود و اعمال او را مو به مو انجام مي دهد و زن نبايد اما و اگر داشته باشد، در غير اين صورت سرنوشت وحشتناكى در انتظار اوست، آيا اين نقض حقوق و آزادى زن نيست؟

آيا جدا كردن زن از شوهر و فرزند از مادر و ندادن هيچ گونه حقى به مادر براى إظهار نظر، نقض حقوق زن در تشكيلات رجوى نيست؟

آيا تفكيك كردن زن و مرد حتى ترددات آنها نقض حقوق و آزادى زن نيست؟

آيا كتك كارى زن بعلت عدم سرسپارى مطلق به رهبرى سازمان، نقض حقوق و آزادى زن نيست؟

آيا وادار كردن زنان به كارهاى طاقت فرساى سنگين و يدى، تا جايى كه از نفس بيافتد، نقض حقوق زن و آزادى او نيست؟

آيا گرفتن عواطف مادرى از زن و سركوب و شكنجه فيزيكى او در صورتى كه إبراز تمايل و عاطفه به فرزند خود داشته باشد، نقض حقوق زن و آزادى او نيست؟

آيا إبراز علاقه زن به مرد، نقض حقوق زن و آزادى او نيست؟

آيا وادار كردن زنان براى موضع گيرى اجبارى عليه شوهر و فرزند، خود نقض حقوق و آزادى زن نيست؟

آيا گرفتن اختيار از زنان، نقض حقوق آنان نيست؟

آيا تفكيك زنان و مردان حتى در پمپ بنزين و يا جدايى خودروى آنان، نقض حقوق و آزادى زن نيست؟

آيا فريب زنان و در اختيار گرفتن جسم و روح آنان در تشكيلات رجوى، نقض حقوق و آزادى زن نيست؟

آيا بازى كردن با روح لطيف زن و سؤء استفاده رجوى  و در خدمت  گرفتن مطلق آنان، نقض حقوق زن و آزادى زن نيست و بسیاری دیگر. حال ببينيم از فرقه اى كه  عامل سركوب عريانِ زن در تشكيلات خود است و با شيوه هاى مخرب و سركوب، اعضاء را مجبور كرده است كه ابزارى براى پيش برد اهداف سياسى رهبران خود باشند، بخصوص زنان كه در اين فرقه بيشترين و وحشيانه ترين سركوبها را متحمل شده و ابزارى براى مجاب سازى بقيه در دست رهبرى اين فرقه يعنى مسعود و مريم رجوى، قرار گرفته اند تا آنان بتوانند بيشتر اسيران در بند خود را كنترل ذهن كرده و از هويت خود بيندازند تا بعنوان رباط هايى عمل كنند كه كنترل آنها در دست خودشان باشد و از آنها براى منافع حقير و مزدورى و خودفروشى خود با افزودن بر عمر نكبت بار و پر از خيانت و جنايت حتى براى يك روز بتوانند به همين زندگى خفت بار خود ادامه دهند.

هرساله مريم رجوى با وارونه گويى واقعيتهاى درون فرقه اش و سينه چاك دادن براى زنان بخصوص زنان جامعه ايران، خود را مدافع و طرفدار چند آتشه حقوق زن كرده و حتى خود را در طراز مبارزين واقعى حقوق زنان در گذشته و برهه كنونى قرار مي دهد و صحبت از ناجى زنان در مورد خود توسط گماشته هايش مطرح مي شود و مي خواهند خاكستر را بجاى مرواريد به جنبش ترقى خواهى جهانى زن تزريق نمايند، اما با افشاگرى بى وقفه زنان و مردانى كه تجربه اين فرقه را داشته و سالها خود قربانيان آن بوده اند، ديگر آن سور و سات گذشته و خرجهاى ميليونى راه انداختن „شو“ زنان در خدمت ناقض اصلى و سركوبگر فعال حقوق زن يعنى مريم رجوى، خبر چندانى نيست و امسال با دجاليت تمام براى جلوگيرى از ريزش افراد تشكيلات تمام جلسات خود را آنجا برگذار مي كند. چرا كه طناب دارى كه مسعود رجوى سالها پيش در بحث طعمه و خارجه گرايى، مطرح ميكرد و با آن شكنجه و سركوب عريان و حتى سربه نيست كردن افراد در دوران ديكتاتور بعث و در سال ١٣٨٠ به راه انداخت، الان دارد در خارجه و در قلب بورژوازى، عمل كرده و مي رود كه تار و پود مريم و مسعود را از هم بگسلد، لذا مريم رجوى، امسال به همين علت و با تمام توان مي خواهد از ريزش نيرو جلوگيرى كند و از اين زاويه هم اولويت يك خود را براى خام كردن زنان قرار داده و با شيادى حرفه اى كه در وجود اين زن است، براى فريب و بكارگيرى زنان براى كنترل هر چه بيشتر ريزش نيرو بسيج شده است. طبق خبرهاىی كه دوستان جديدا جدا شده از فرقه رجوی بيرون داده اند، مريم رجوى با وعده و وعيدهاى سر خرمنى به زنان به اصطلاح لايه بالا و در كليت شوراى رهبرى نشستهاى مستمر مي گذارد و به دنبال چاره جويى و كنترل ريزش نيرو است، اما همچنان روز به روز بر آمار جدا شده ها افزوده مي شود به صورتى كه نارضايتى در درون تشكيلات چنان بالا گرفته است كه نشست مريم رجوى و سرانش را بهم مي ريزند. حال درو كنند، آنچه كه از ظلم و ستم و سركوب كاشته بودند.

„پایان“

*** 

جنایات داعش و مجاهدین یکی است؛ آتش زدن انسانها توسط رجوی و بغدادی

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیگرامیداشت زنان در روز جهانی زن

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28628

مریم رجوى و بحران تشکیلاتى در آلبانى

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۷:…  وضعیت تشکیلات فرقه رجوى در آلبانى به نقطه بحرانى و فروپاشى کامل رسیده است و سران و رهبرى این فرقه و از جمله خود مریم رجوى را به هراس انداخته است تا جایى که بریدگى و جدایى از تشکیلات در این روزها شدت پیدا کرده و اعتراضات و نارضایتى افراد بالا گرفته است. بر  اساس گفته دوستانى … 

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsمحمد حسین سبحانی: آیا مریم رجوی توان رهبری سازمان مجاهدین خلق را دارد؟ (قسمت ششم مصاحبه ها)ا

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیAlbanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

لینک به منبع

مریم رجوى و بحران تشکیلاتى در آلبانى

 وضعیت تشکیلات فرقه رجوى در آلبانى به نقطه بحرانى و فروپاشى کامل رسیده است و سران و رهبرى این فرقه و از جمله خود مریم رجوى را به هراس انداخته است تا جایى که بریدگى و جدایى از تشکیلات در این روزها شدت پیدا کرده و اعتراضات و نارضایتى افراد بالا گرفته است. بر  اساس گفته دوستانى که تازه از سازمان جدا شده اند، ولى هنوز بعلت وابستگى مالى به فرقه نمی توانند علناً صداى خود را به بیرون برسانند. مریم رجوى و اعضاى ارشد شوراى به اصطلاح رهبرى که همگى زن هستند و همچنین پادوهاى حلقه بگوش آنها برادران به اصطلاح مسئول، همه و همه بسیج شده اند تا شاید مرحمى بر این زخم چرکین که می رود تا تار و پود تشکیلات را از هم بگسلد و فروپاشى تشکیلات را نوید دهد، بگذارند و با تشکیل نشستهاى ایدئولوژیکى – سیاسى، جلوى ریزش و فروپاشى را موقتاً سد نمایند و با ربط دادن بحران بین آمریکا و ایران و وعده جرقه و جنگ بین ایران و آمریکا، می خواهند امید به تشکیلات تزریق نمایند، اما آنچه که از درون تشکیلات بیرون می زند، وضعیت خیلى بحرانى تر از این حرفهاست که مریم رجوى و سرانش در نبود مسعود رجوى بتوانند همانند او، غائله نارضایتى و تناقضات بى پایان تشکیلات را با نشستهاى سیاسى – ایدئولوژیکى، با توسل به فریب و ریا در شستشوى مغزى افراد به سرانجامى برسانند و این بحران را مرحمى نهند. جدا شده هاى از تشکیلات با توجه به تجربیات شان یادآورى کرده بودند که رجوى فقط در عراق و با زور و شکنجه و آنهم زیر چتر استخبارات صدام و بعث، می توانست نارضایتی ها و مخالفتهاى درون تشکیلات را در دم خفه و سرکوب نماید و افراد مجبور بودند که افاضات رجوى را در ظاهر بپذیرند چرا که کسى نمی خواست الکى جان خودش را از دست بدهد و در دستگاه کشتار و شکنجه مسعود رجوى، به نیستى تن دهد و یا روانى در زیر فشارهاى طاقت فرساى بعد از مخالفت ها شود، لذا مجبور بودند که خود را با نشستها و خواسته هاى رجوى طراز کنند و تطبیق دهند، اما الان که تشکیلات از عراق اخراج شده و دیگر اهرمهاى سرکوب و حمایتهاى بعث و استخبارات عراق نیست  و جو خفقان و پلیسى  نیز در آلبانى به آنصورت که در اشرف وجود داشت، میسر نخواهد بود و نمیشود به آن صورت  در تشکیلات پیاده کرد، بنابر این افراد کم کم به خود آمده و از خواب غفلت بیدار شده و دیگر نمیخواهند مثل گذشته چماق فریب و سرکوب بالاى سر خود داشته باشند. از اینرو رجوى با یک  روش و فریب غیر انسانى و شیادانه دیگر و با زد و بند با کمیساریا و تعهد و امضاء از تک تک افرادى که جدا میشوند، براى دریافت حقوق ناچیز پناهندگى به فرقه بسط دادند و اگر کسى بخواهد در بیرون از تشکیلات صدایش بر علیه جور و ستم سران باز شود، سریعا حقوق پناهندگى فرد یا افراد را قطع کرده و این بیچاره ها از ترس آن اجباراً وابسته به تشکیلات شده اند و حتى بعضى از آنها از داخل ایران و از خانواده خود درخواست پول و حمایت کرده اند که این هم با توجه به مشکل داد و ستد مالى ایران با کشورهاى اروپایى، چنین رد و بدل پول مشکل است.

لذا یک توصیه و پیشنهاد به تک تک خانواده هاى عزیز و بزرگوار اسرا بخصوص جدا شده هاى آلبانى دارم که از خود همت نشان داده و براى زندگى بهتر عزیزانشان و کمک در انتقال به کشورى بهتر از آلبانى، کمک کار و یار عزیزان خود باشند و مشکل مالى شان را برطرف کرده تا محتاج تشکیلات رجوى نباشند و همچنان زیر سیطره تشکیلات قرار داشته باشند و زندگى و تشکیل خانواده برایشان مقدور نباشد. رجوى هم همین را میخواهد که حتى یک روز بیشتر افراد جدا شده  آلبانى در بلاتکلیفى مالى قرار داشته و نتوانند به زندگى عادى برگردند.

خانواده هایى هم  که هنوز  عزیزانشان موفق به جدایى از فرقه نشده اند، باید تلاش مضاعف داشته باشند و فشارهاى خود را به تشکیلات در آلبانى شدت ببخشند و براى دیدار عزیزانشان در آلبانى اقدام کنند، مشکل گرفتن ویزا نباید مانع از دیدار با عزیزانتان باشد، چرا که تنها روزنه امید افراد در زنجیر تشکیلات فقط و فقط عاطفه خانواده و عزیزانشان است که میتواند به آنها روحیه مجدد و میل به زندگى عادى را باز گرداند.

نکته آخرم، جهت یادآورى به سران رجوى است که هنوز هم پند نگرفته و همچنان به جنایات خود در حق اعضاء ادامه میدهند. شما خوب میدانید که در نبود مسعود رجوی، تشکیلات دیگر دوام نخواهد آورد آنهم در بورژوازى که خود رجوى سالها قبل به آن إذعان کرد، بیخود چاه جنایاتتان را عمیق تر نکنید، دیگر نوش دارو بعد از مرگ سهراب بی فایده است. رهبر مفقود و گور به گور شده و یا به سوراخ موش از ترس جانش خزیده، اگر ذره اى انسانیت داشت و یا شما رهروانش یک ذره خصلت انسانى در وجودتان بود، براى تداوم این حیات خفت بارتان چنین حتى در واپسین ایام فروپاشى تشکیلات هم دست از جنایت و فریب بر نمی دارید و میخواهید تشکیلات را سر پا نگهدارید. اما دیگر دیر است و نمی شود. بر شما نوید فروپاشى تشکیلاتتان است و از این به بعد بدروید آنچه را که کاشته بودید. هر نفرى که از تشکیلات جدا میشود، تیرى است بر فرق تک تک شما و بخصوص مریم خانمتان که میدانم این روزها حال زارى دارد، شما را نوید میدهم به روزى که به جنایاتتان در آینده نزدیک در محضر عدالت ملت ایران رسیدگى شود. آن روز دور نیست.

„پایان“

*** 

محمدعلی جابرزاده انصاری در سال 2008 توسط پلیس بین الملل دستگیر شدعبدالکریم ابراهیمی: محمد علی جابرزاده تئوریسین جنایت و خیانت در سازمان مجاهدین، مرد

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIClarification: Trump-Iranian Exiles story (Mojahedin Khalq, MEK, MKO, Rajavi cult)

Massoud Khodabandeh, Huffignton Post: Trump Is At War With Iran, Not ISIS

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28427

تهدیدات ترامپ و خوش رقصى رجوى 

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم فوریه ۲۰۱۷:… این خیانت رجوى گواه یک واقعیت است که رجوى و دار و دسته اش نه تنها ایرانى نیستند و دشمن ملت ایران به حساب مى آیند، بلکه دشمن بشریت و انسانیت و حریت انسانى هستند و هیچ وقت نه ذره اى از شرافت و وجدان انسانى با خود دارند و نه بویى از انسانیت برده اند. در باطن از هیچ اصول و پرنسیب انسانى در … 

چرا در برابر نقض حقوق پناهندگان ایرانی توسط اربابتان آمریکا سکوت کرده اید؟ (سخنی با مریم رجوی)ا

مریم رجوی داعش تروریسم رضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا 

لینک به منبع

تهدیدات ترامپ و خوش رقصى رجوى

 با آمدن دونالد ترامپ بر مسند قدرت در آمریکا بعلت سیاستهاى تند روانه و ناشیانه خود جهان را به سمت بحران پیش خواهد برد، البته وجدانهاى آگاهى در آمریکا وجود دارند که مانع تندروى آقاى ترامپ گردند همانطور که قاطعانه دستگاه قضا و قضات با انصافى جلوى حکم ترامپ در ممنوعیت ورود اتباع هفت کشور عمدتا مسلمان به بهانه تروریسم به خاک آمریکا را موقتاً سد کردند. اما سؤال اصلى این است که آیا هدف دونالد ترامپ از این شلم شنگول بازیها جلوگیرى از نفوذ تروریسم به آمریکاست؟

مسلماً که هیچکس این نیت را در اعمال دونالد ترامپ نمی بیند زیرا که معلوم است تروریستهاى اسلامى از کجا و چه کشورهایى هستند! پس چرا تروریست و تروریست پرور را ول کرده و به ملت بزرگ ایران توهین می کند.

آیا منطقى غیر از قلدرى و ناشیگرى در تصمیمات او وجود دارد؟

 اما بدتر از آقاى دونالد ترامپ، به زوج خیانتکار رجوى بنگرید که چگونه در یوزگى رفته و با آویختن به دامن سگهاى هار در هیئت حاکمه آمریکا براى تحریم و جنگ با ملت ایران، چه خوش رقصى می کند و با دم خود براى اسراى بدبخت در لیبرتى گردو می شکند که رژیم با آمدن دونالد ترامب، سرنگون می شود.

این خیانت رجوى گواه یک واقعیت است که رجوى و دار و دسته اش نه تنها ایرانى نیستند و دشمن ملت ایران به حساب مى آیند، بلکه دشمن بشریت و انسانیت و حریت انسانى هستند و هیچ وقت نه ذره اى از شرافت و وجدان انسانى با خود دارند و نه بویى از انسانیت برده اند. در باطن از هیچ اصول و پرنسیب انسانى در وجودشان خبرى نیست و ظاهراً براى حفظ بقا، خود را مدافع حقوق بشر و عدالت اجتماعى جلوه می دهند اما در درون جلادانى خون ریز و قصى القلب هستند که گروه تروریستى داعش در جنایت علیه بشریت به گرد پاى سران سازمان رجوى نمی رسند.

امروزه که یک تازه به دوران رسیده بر منصب ریاست جمهورى آمریکا نشسته که چهره واقعى و شیطانى و نیات پلید این جهانخوار را به جهانیان نشان داده و نفرت عموم را از راه و روش او برانگیخته و براى ملت متمدن و فرهنگ غنى ایران زمین خط و نشان می کشد و تحریم هاى ناجوانمردانه بر علیه مردم ایران به تصویب می رساند، زوج خیانتکار رجوى و سرانش به دامن جنگ طلبان آمریکا و حامیان نتانیاهوى وحشى و درنده خوى، افتاده که شاید ملت ایران را بیشتر زیر فشار اقتصادى ببرند و با استخاره که آمریکا با ایران درگیرى نظامى ایجاد نماید و رجویها از این پفیوزى و خیانت خود در حق مردم ایران چند روزى هلهله و شادى سر دهند و با آن أسیران در زنجیر خود را تغذیه نموده و بیشتر آنها را مغزشویى و برده و بنده خود کنند.

واقعیت این است که این دستور دونالد ترامپ در منع اتباع ایران براى سفر به آمریکا، یک توهین بزرگ است که هر انسان شریف و متمدن ایرانى با نفرت به بانیان آن نگاه کرده و موضعى کاملا بر ضد آن دارند و کسى که براى منافع خود با آن همخوان شود، خائن به تمام معناست و نمی شود بر آن نام  ایرانى نهاد زیرا که بویى از تمدن ایرانى و فرهنگ آن نبرده است، چون که این ملت ایران است که حق سرنوشت خود را رقم خواهد زد نه با زور اسلحه بیگانه که آنهم حتى براى یک ابرقدرتى مثل آمریکا مقدور نخواهد بود که با ملتى با این تمدن و فرهنگ کهن در بیفتد و نعره پیروزى سر دهد.

مردم ایران، در برابر تجاوز خارجى در هر صورتى متحد خواهند بود و اصلا مسائل و مشکلات داخل کشور خودشان را به کسى بند نخواهند کرد و براى تغییر در مملکت خودشان از بیگانه یارى نخواهند خواست و در برابر هر تجاوزى از خارج، دوشادوش هم بر علیه متجاوز خواهند جنگید و این را در تجاوز رژیم بعث به خاک میهن خود، به اثبات رساندند و تضاد داخلى را به نفع جنگ با متجاوز در اولویت خود گذاشتند و چه جانفشانی هایى که صورت ندادند و مطمئنا اگر اقاى دونالد ترامپ حرف و نیت خود را در رویارویى با ملت ایران عملى نماید، آنوقت است که سیلى محکم از ملت ایران دریافت خواهد کرد و با افتضاح کاخ سفید را ترک خواهد نمود و آنوقت است که رجوى و رجوى صفتان، دیگر پشیمانى از خیانتشان در حق مردم ایران فایده ندارد و کاملا مات و پوسیده خواهند شد و سرانجام شان با نفرین و نفرت مردم ایران خاتمه خواهد یافت.

„پایان“

*** 

کلنل ترنر و شیفر بدست مجاهدین خلق کشته شدند

The US follows a new version of policy by delisting the convicted murderers of Americans
(Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult)

Trump’s MEK version of events won’t secure victory against Iran, lets ISIS off the hook

Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult)’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28202

راه اندازی فاز سرنگونى، شیادى رجوى و خانمش 

 Maryam Rajavi Mojahedin Khalq Terror group Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۷:… واقعیت این است که رجوى با حربه سرنگونى، بسیارى از جوانهاى صادق و آزاده مردم ایران را به عراق کشاند و به کشتن داد و با وعده هاى دروغین، تشکیل ارتشى تحت امر و مزدور یک دیکتاتورى که هزار برابر جنایتکارتر و سبوع تر در حق مردم خودش و همسایگانش نسبت به آخوندها بود تشکیل داد و خودش را غلام … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

لینک به منبع

راه اندازی فاز سرنگونى،  شیادى رجوى و خانمش

رجوى این جرثومه جهل و جنایت و خرافات و این شیطان مجسم دوران، با حربه „سرنگونى“ از سال ۶٢ تا الان، آن هم با شیوه قهرآمیز و مسلحانه، بر شیپور تبلیغاتى خود می دمد و هیچوقت استراتژى غلط شیوه مبارزه را تصحیح نکرده و نخواهد کرد و می بینیم حال که پشم و پیله اى برایش نمانده و نیرویى در ید اختیار ندارد و به قول خودش در جوار خاک میهن تشریف ندارند و کانون و ظرف استراتژى سرنگونى و سلاح که به ناموس مجاهد خلق تشبیه کرده بود، از دست داده و آواره فقیرترین کشور اروپایى شده است،  باز همان „شکرخورى“ همیشگى را نعره میزند. باز جیغ سرنگونى و مرحله و فاز آن، عبارتى بس شیرین و دلنشین براى برانداختن ریشه ظلم و بیدادگرى و دیکتاتورى، اما این کلمه براى رهبرى فرقه رجوى یک حربه خاص و بخصوصى است. شاید فکر کنید که هدف نابودى دیکتاتورى در ایران است! اما با تأسف و هزاران تأسف باید یک واقعیت را گفت که خود به مدت بیست و پنج سال در درون این تشکیلات به خوبى با پوست و گوشت خود آن را چشیده و دیده و درک کرده ام. واقعیتى که وقتى اسم آن را می شنوم نفرت و انزجار تمامیت وجودم را از رجوى و به میان کشیدن بحث سرنگونى، فرا می گیرد. شاید فکر کنید که به قول رجوى من هم مزدور وزارت اطلاعات هستم و خواهان سرنگونى نیستم، اما صبر داشته باشید و بعد قضاوت کنید.

واقعیت چیست؟ واقعیت این است که رجوى با حربه سرنگونى، بسیارى از جوانهاى صادق و آزاده مردم ایران  را به عراق کشاند و به کشتن داد و با وعده هاى دروغین، تشکیل ارتشى تحت امر و مزدور یک دیکتاتورى که هزار برابر جنایتکارتر و سبوع تر در حق مردم خودش و همسایگانش نسبت به آخوندها بود تشکیل داد و خودش را غلام حلقه بگوش آن کرد تا در این رهگذر، چون می دانست در میان ملت ایران جایگاهى ندارد،  زندگى نکبت بار خود را در زیر حمایت آن سپرى کند، با تمام توان به مزدورى براى آن پرداخت و خائن به تمام معنا نسبت به ملت و مردم خود شد، بطورى که اطلاعات کشور خود را در اختیار دستگاه اطلاعات و جنگ صدام حسین قرار داده و باعث کشتن مردم عادى و تخریب اقثصاد و زیربناى  میهن خود شد.

 این قدم اول رجوى بود، قدمى نامیمون و بسا ناجوانمردانه که در تاریخ آینده این مرز و بوم به نفرت از آن یاد خواهد شد و فراموش شدنى نخواهد بود. اما أصل قضیه حربه ی سرنگونى این بود که رجوى نیاز داشت براى بقاء خود و تداوم مزدوری اش، می باید نیرو در دست و پاى خود داشته باشد تا هم حیات خائنانه داشته و هم اریکه قدرت و رهبریش را تثبیت کند و با پول هاى مزدورى و باد آورده، شاهانه طى طریق نماید و بر عده اى از جوانان صادق و زن و مرد ایران زمین که تشنه آزادى بودند و براى سرنگونى این انتخاب را داشتند، حکمرانى داشته و آنها را مطیع و برده و بنده خود سازد تا جایى که خود را نائب خدا و رهبر بلامنازع و خانم مکارش را در قیاس حضرت مریم عذرا، دیده و رئیس جمهور خود خوانده قرار می دهد تا با این روش کذایى از حرص قدرت ارتزاق شود.

چرا رجوى در هر سر فصلى از سال، مثلا شش ماهه و پایان هر سال  وعده حتمى سرنگونى به نیرو می داد، ولى بجاى سرنگونى حلقه اسارت و بردگى و فشار و جو پلیسى در تشکیلات را بالا میبرد و در درون تشکیلات به شیوه هاى ناجوانمردانه، رعب و وحشت براه انداخته تا افراد با تهدید و تطمیع، مطیع اوامرش باشند؟

چرا رجوى وقتى که  وعده دروغین اش براى سرنگونى محقق که نمی شد هیچ، بلکه از آن طرف رژیم بر توان و قدرت منطقه اى و نظامى خود می افزود، این شیاد قرن با گذاشتن نشستهاى طولانی مدتِ، بدهکار کردن افراد تشکیلات، تقصر را گردن کل نفرات می انداخت و مانع سرنگونى را بحث تمام عیار با انقلاب مریم نیامدن نفرات توجیه می کرد. آیا واقعا انقلاب مریم، سرنگونى را محقق می کرد یا از افراد ربات می ساخت که مانند موم در دستش باشند به هر نحوى که خواست شکل داده و در خدمت بگیرد و بر مزدوری اش براى بیگانه و سازمانهاى جاسوسى و دشمنان ملت و سرزمین ایران، ادامه دهد و همچنان از آنها در این مسیر خیانت سود ببرد تا بیشتر بر عمر کثیف خود بیافزاید؟

چرا رجوى با وجود اینکه از عراق با خفت و خوارى بیرون رانده شده و چشم اندازى براى تصلیح به تجهیزات نظامى براى جنگیدن و مبارزه ندارد، باز بر شعار مبارزه مسلحانه و سرنگونى اصرار دارد؟

علت اینکه رجوى خودش را به هر اتفاقى قلاب میکند که نعره سرنگونى سر دهد، چیست؟ مثلا همین الان خود را می خواهد با جنگ طلبان کابینه آقاى ترامپ، وفق دهد و از لابیهاى دلارى اش در این راستا سود ببرد و در دستگاه تبلیغاتی اش آن را هوا هوا کند، براى چیست؟

چرا با این شیادى افراد تشکیلاتش را در آلبانى با بحثهاى سیاسى و ایدئولوژیکى خود در این راستا مشغول کرده  و آنها را همچنان مثل گذشته فریب داده و سرگرم میکند؟

رجوى براى بقاء زندگى کثیف و خائنانه خود و خانمش، نیاز به این همه دریوزگى و شیادى دارد تا با اغفال افراد تشکیلات و مغزشویى آنها و در اسارت نگه داشتن شان بتواند به خودفروشى و مزدورى ادامه دهد و صباحى بر عمر رئیس جمهور خود خوانده و کذایى و رهبرى موش همیشه خوابیده در سوراخ، یعنى خودش بیفزاید ولا غیر.

نتیجه، در یک کلام این همه مزدورى و خود فروشى و شیطان سازى و فریب با ترفند سرنگونى فقط و فقط براى حفظ بقاء رهبرى این تشکیلات است و لاغیر و رجوى نهایت هدفش هم براى تحقق این زندگى خفت و نکبت است، نه یک حرف اضافه و نه یک حرف کم.

حتى در صورت انقلابى دیگر در ایران رجوى و رجوى صفتان بخاطر خیانت شان در حق ملت و نفرت مردم هیچ جایگاهى در آینده ایران نداشته و نخواهند داشت. بگذارید با این ترفند چند صباحى دیگر دل خوش کنند اما خوب می دانند تشکیلات در بورژوازى، طناب گردن رهبران آن است، دور نیست آن روز.

„پایان“

*** 

مریم رجوی در حال مزخرف گوییبازهم حرف مفت و بی مالیات مریم رجوی! 

مریم رجوی عراق صدام حسینایرج شکری: توّهم بی پایان .

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28030

روشهاى سرکوب در درون تشکیلات مجاهدین 

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم ژانویه ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین به رهبرى مسعود و مریم رجوى، مخوف ترین روشها و تاکتیکها براى سرکوب افراد تشکیلات و به بند کشیدن آنها بکار میبردند تا افراد را از هویت خود تهى کرده و بنده و برده خود کنند تا اختیارى از خود نداشته باشند. در واقع از إنسانها رباط ساختن حرفه این زوج بد جنس و شیطان صفت بود که با کُک کردن آنها خواسته او … 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

لینک به منبع

روشهاى سرکوب در درون تشکیلات مجاهدین

 سازمان مجاهدین به رهبرى مسعود و مریم رجوى، مخوف ترین روشها و تاکتیکها براى سرکوب افراد تشکیلات و به بند کشیدن آنها بکار میبردند تا افراد را از هویت خود تهى کرده و بنده و برده خود کنند تا اختیارى از خود نداشته باشند. در واقع از إنسانها رباط ساختن حرفه این زوج بد جنس و شیطان صفت بود که با کُک کردن آنها خواسته او را اجرا کنند. همانند داعش که کودکان انتحارى را تربیت میکند و به میان انسانهاى بى گناه میفرستد و حمام خون راه میندازد. رجوى هم دقیقا مربى و استاد ابوبکر البغدادى است در تربیت تروریست.

رجوى براى نگهداشتن افراد تشکیلات روشهاى متفاوتى بکار میبرد و در مواقعى که ناامیدى و یأس در درون تشکیلات سازمان موج میزد و به اصطلاح همه گیر و فراگیر میشد، اینجا بود که بحران تشکیلاتى و زنگ خطر بوجود میامد و رجوى خائن با اهرم هایى از قبیل پیش کشیدن عملیات داخله، نشست به اصطلاح دیگ و چسپاندن مارکهاى ناروا به اعضاء در نشستهاى جمعى، بحث ایدئولوژیکى اپورتونیسم در تشکیلات و درگیر کردن افراد در این رابطه، بحث دروغین نفوذى به میان کشیدن و بدهکار کردن، جداکردن زنها و مردها تا مدتى که از دید همدیگر بدور باشند و به هیچ عنوان در دید هم قرار نگیرند، تجمع و اختلاط مجدد زن و مرد در یک جا براى ارتزاق شدن، مشغولیت به کارهاى طاقت فرسا و فشار جسمى بیش از اندازه وارد کردن و کم خوابى، در مقاطعى بحث دزدى به میان کشیدن و تهمت به افرادى که کشش تشکیلات دروغین را نداشتن و با این ترفند زهر چشم گرفتن از بقیه و مشغولیت دادن آنها به پروژه نویسى و خواندن در جمع و تحقیر و تهمت هاى ناروا، قرارگاهى که احساس میشد بحث محفلى دور از انظار مسئولین شدت پیدا کرده است، نفرى که خواهان ماندن در تشکیلات نبود را سوژه جمعى میکردند و براى زهر چشم گرفتن از بقیه به اسم تعیین و تکلیف سوژه، حتى به مدت بیست ساعت بدون وقفه، نشست جمعى برگذار و چنان نفر را زیر ضرب تهمت و ناسزا میبردند که ترس وجود همه را میگرفت، با وجود اینکه مجبور بودى بر خلاف درونت در نشست  سر سوژه موضع بگیرى و بد و بیراه بگوئى. سرگرم کردن افراد به بندهاى متعدد انقلاب خود خوانده مریمى که چیزى جز تهى کردن افراد از هویت انسانى خود نبود و برده کردن و در زنجیر اسارت نگه داشتن نفرات و غیره که اکثراً نقش نسرین جلاد( مهوش سپهرى) در پیشبرد این خطوط بارز بود و این جلاد شخصا مسئولیت اجرائى آنها را بر عهده داشت و چنان بى وجدان و سنگ دل بود که در قصى القلبى حرف نداشت و روى جلادان داعش امروزى را سفید میکرد. نمونه زیر یکى از قصاوت قلبى این زن شکنجه گر در تشکیلات است که خلاصه اش را مى آورم،

عصر قبل از شام که همه از سر کار برگشته بودیم، گفتند که لایه، ام جدید سریعا بیاید سالن غذاخورى خواهر فرزانه، کار دارد. ما هم در سالن حاضر شدیم. فرزانه گفت، فردا صبح با خواهر نسرین نشست دارید. وقتى اسم این زن میامد همه میدانستند که چه خبر است و خود را آماده زد و خورد کلامى و حتى فیزیکى میکردیم.

صبح همه لایه ی ام، در سالن اجتماعات روى صندلیهاى مشخص شده که براى مراکز مختلف در نظر گرفته شده بود، نشستیم و ردیف جلو طبق معمول تمام زنان مسئولین مراکز و سلیطه هاى مجرى اوامر رهبرى نشسته بودند و سکوتى سنگین حکفرما بود. همه ترس و دلهره داشتند. بعد از یک ساعت انتظار کشیدن، جلاد وارد شد و همه از روى صندلى بلند شدیم. با شروع صحبت نسرین همه نشستیم. بدون مقدمه نسرین شروع به کوبیدن لایه ی ام جدید کرد و به همه سرکوفت زد که به اصطلاح اول همه را بدهکار خانم مریم بکند. سپس ش . هـ، را پشت میکرفون آورد و شروع کرد به تهمت دزدى زدن به این بنده خدا و تحقیر کردن و ناسزاهاى رکیک گفتن که همه اش لایق شخص نسرین و رهبرى مفلوک و بى ریشه او یعنى مسعود و مریم رجوى بود، در این بین اوباش همیشه آماده رجوى پشت میکروفن صف بستند و هزاران تهمت دروغ بار این انسان آزاده کردند که آدم از گفتن آنها شرم دارد. اینقدر این شخص را تحقیر کردند که حد و حساب نداشت و همین نشست شش ساعت طول کشید تا نفر را از روى اجبار به تسلیم شدن وادار کردند و در آخر، نسرین همه را موظف به پروژه نویسى کرد که این نشستها ادامه پیدا کند و بدین وسیله با این ترفند خفقان و سرکوب خود را پیش برد تا برده و بنده براى رجوى درست کرده و به قول خودشان مجاهد صیقل زده و گوهر بى بدیل که به معناى واقعى همان انسان بى هویت و اسیر خرافات است، تربیت کند و از بحران نارضایتى این لایه و کشیده شدن به سمت محفل، سد نماید. اما داستان ش . هـ، این بود که این آقا واقعا مرد شریفى بود، آزارش به مورچه هم نمیرسید، آدم روشنفکرى بود و معلومات عمومى خوبى داشت و براى همه دوست داشتنى بود. هرگز اعتقادى به این خرافات ایدئولوژى رجوى  نداشت و به همین دلیل مجاهد هم نبود، اما در درون تشکیلات واقعا زجر کشید. نسبت به بندهاى انقلاب به اصطلاح درونى مجاهدین بى تفاوت بود. سر همین، مورد کینه و نفرت رجوى و مسئولینش بود. اما براى اکثر نفرات تشکیلات دوست داشتنى و مهربان بود. یک روز اتفاقى من تنها در پارک اشرف بودم که ش.هـ، را آنجا دیدم. رفتم پیشش و درباره آن نشست و قضیه آن از او سؤال کردم در جواب گفت، من دو سال است که در خواست رفتن داده ام، ولى بعد از آن هر دو هفته یکبار چنین کارهایى سر من میآورند و من هم نمیخواهم توى این مناسبات دروغین و خفقان مطلق باشم. یکبار قصد خودکشى داشتم که دوباره غیرتم اجازه نداد که خودکشى کنم. من هم آدمى نیستم که بخواهم فرار کنم و انسانیتم اجازه نمیدهد که با نامردى مثل اونا تنظیم کنم.

من مقدارى دلداریش دادم و چون کرد بود، غیرت کرد بودن را برایش یادآورى کردم که باید صبور باشد و سپس از هم جدا شده و دیگر او را ندیدم تا اینکه بعد از سرنگونى صدام، شنیدم از سازمان جدا شده و رفته تیف پیش آمریکائیها، هر جا هست الان برایش آرزوى موفقیت دارم و امیدوارم که جنایات رجوى در حق خود و دوستان و یارانش را هرگز به فراموشى نسپارد.

„پایان“

*** 

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton
https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

همچنین:

  • عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم فوریه ۲۰۱۷:… این خیانت رجوى گواه یک واقعیت است که رجوى و دار و دسته اش نه تنها ایرانى نیستند و دشمن ملت ایران به حساب مى آیند، بلکه دشمن بشریت و انسانیت و حریت انسانى هستند و هیچ وقت نه ذره اى از شرافت و وجدان انسانى با خود دارند و نه بویى از انسانیت برده اند. در باطن از هیچ اصو

     Maryam Rajavi Mojahedin Khalq Terror group Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۷:… واقعیت این است که رجوى با حربه سرنگونى، بسیارى از جوانهاى صادق و آزاده مردم ایران را به عراق کشاند و به کشتن داد و با وعده هاى دروغین، تشکیل ارتشى تحت امر و مزدور یک دیکتاتورى که هزار برابر جنایتکارتر و سبوع تر در حق مردم 

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم ژانویه ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین به رهبرى مسعود و مریم رجوى، مخوف ترین روشها و تاکتیکها براى سرکوب افراد تشکیلات و به بند کشیدن آنها بکار میبردند تا افراد را از هویت خود تهى کرده و بنده و برده خود کنند تا اختیارى از خود نداشته باشند. در واقع از إنسانها رباط ساختن حرفه این زوج بد ج

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… سعید صید مراد، یکى از افراد زبده و قدیمى سازمان بود که در نقش أفسر اطلاعات و عملیات و در طراحى آتش توپخانه اى ارتش به اصطلاح آزادیبخش، نقش اساسى داشت و در عملیاتهاى موسوم به راهگشایى، یکى از بهترین فرماندهان تیم هاى اعزام کننده بود و مأموریتهاى مهم عبور از م

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهاردهم دسامبر ۲۰۱۶:… روزنامه گاردین به نقل از یک منبع نظامی آگاه در حلب اعلام کرد تمامی خطوط دفاعی تروریست‌های تکفیری در این شهر در هم شکسته است و تا ساعاتی دیگر بزرگترین پیروزی نیروهای دولتی سوریه در برابر مخالفان رقم خواهد خورد. با وجود آنکه آزادسازی کامل حلب هنوز به طور رسم

     Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۶:… مریم رجوى در افاضات خود به دولت هاى ١۶ سال گذشته آمریکا، تاخت و سیاست آنها را به باد انتقاد گرفت که چرا خاک ایران را به توبره نکشیده اند! این عجوزه پر خط و خال، نگفت که در این سالیان مورد نظر ایشان سیاست 

    iran-fanoose-nov-2016ایران فانوس، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… سیاستهای کشور آمریکا همیشه تهاجمی نیستند. آنان زمانی که در جنگهایی چون ویتنام و افغانستان و عراق و جاهای دیگر، کم می آورند، ناچاراً به تغییر سیاستهای تهاجمی ـ از میان احزاب دموکرات و جمهوریخواه فرقی نمی کند ـ ناچاراً کسی را نامزد و حمایت می کنند تا

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… علت این سکوت چیست؟ واقعیت این است که این زوج تروریست  خوب میدانند که اقاى ترامپ در برخورد با مقوله تروریسم بر خلاف اوباما و خانم کلینتون موضع شفاف و ضد سیاستهاى این دو در تروریست پرورى دارد و با صراحت از رویکردش در سوریه و سخت گرفتن بر تروریسم، سخن به میان آ

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم نوامبر ۲۰۱۶:…  شنیدم که اینروزها مریم رجوی این پیرزن تکیده و حیله گر و فریبکار، بحثى به اسم „فاز سرنگونى با تهاجم حداکثر“ براى سرگرم کردن و در اسارت نگه داشتن شما آورده است و از اعضاى مفت خور و حقوق کلان بگیر شورا روانه آلبانى کرده که با نقل خاط

     asma-jahangir_un_iran_human_rightsزنان ایران و پیوند رهایی و فانوس، بیست و چهارم اکتبر ۲۰۱۶:… در اینجا لازم به استحضار جنابعالی می دانم که سازمان مجاهدین یکی از اولین سازمانهایی در منطقه بوده و می باشد که عملیات انتحاری را مقدس دانسته و برای رفتن مستقیم به بهشت ترویج و انجام داده است. در سال ۱۳۶۰ دختر ۱۴