روز جهانی کودک یادآور جنایات مسعود و مریم رجوی

روز جهانی کودک یادآور جنایات مسعود و مریم رجوی

روز جهانی کودک جنایات مسعود و مریم رجویایران فانوس، بیستم سپتامبر 2021:… به مناسبت روز جهانی کودک در آلمان، ایران فانوس بنا دارد یک بار دیگر به موضوع کودکان مجاهدین خلق بپردازد. سی و یک سال پیش در چنین ایامی به بهانه جنگ خلیج فارس که صدام حسین به کویت حمله کرده بود مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق از فرصت جنگ استفاده کرد و نزدیک به هزار تن کودکان اعضاء را که بزرگترین خطر در راستای انقلاب ایدئولوژیک دوم و طلاق مابین مادران و پدران شان، بودند را به اقصی نقاط جهان تبعید کرد. روز جهانی کودک یادآور جنایات مسعود و مریم رجوی 

روز جهانی کودک جنایات مسعود و مریم رجوینقض سیستماتیک حقوق کودکان در مناسبات فرقه ی مجاهدین

روز جهانی کودک یادآور جنایات مسعود و مریم رجوی 

به مناسبت روز جهانی کودک در آلمان

ایران فانوس، 20.09.2021

روز بیستم ماه سپتامبر، مصادف با روز جهانی کودک در آلمان است. در این روز، به بهانه حمایت از حقوق کودکان در سراسر آلمان جشن گرفته می شود ولی تنها یک ایالت آلمان در این روز تعطیل می باشد. سازمان ملل متحد روز بیستم ماه نوامبر را روز جهانی کودک نامگذاری کرده است در حالی که روز جهانی حمایت از کودکان در بسیاری از کشورها اول ژوئن است.

به مناسبت روز جهانی کودک در آلمان، ایران فانوس بنا دارد یک بار دیگر به موضوع کودکان مجاهدین خلق بپردازد. سی و یک سال پیش در چنین ایامی به بهانه جنگ خلیج فارس که صدام حسین به کویت حمله کرده بود مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق از فرصت جنگ استفاده کرد و نزدیک به هزار تن کودکان اعضاء را که بزرگترین خطر در راستای انقلاب ایدئولوژیک دوم و طلاق مابین مادران و پدران شان، بودند را به اقصی نقاط جهان تبعید کرد.

از میان نزدیک به هزار تن از کودکان تبعیدی که به کشورهای آمریکا، اروپا، اسکاندیناوی، کانادا و استرالیا، تبعید شدند سرنوشت مشابه نداشتند. تعدادی را پدران و مادران جداشده پس از سال ها دوندگی از مراجع قانونی تحویل گرفتند، تعدادی توسط والدین هوادار مجاهدین مورد سوء استفاده جنسی و عاطفی قرار گرفتند، تعدادی در یتیم خانه ها آواره و خیابانی شدند، تعدادی در پانسیون های مجاهدین با تربیت تروریستی مجدداً به پایگاه های تروریسم در عراق بازگشتند، تعدای معتاد شده و خودکشی کردند، تعدادی خوشبختانه شانس یاری شان کرد و در شرایط سخت و کشنده گلیم شان را از آب بیرون کشیدند، تعدای نیز خود را به موطن خود ایران رسانده و نزد اقوام شان سکنی گزیدند و النهایه تعدادی نیز به سرنوشت نامعلومی دست یافتند.

مریم رجوی و کودکان جنگ

ایران فانوس، اعتقاد دارد بزرگترین ستم و استثمار قرن را رهبران مجاهدین خلق به اعضای شان روا داشته و به آنان تحمیل کردند اما این ستم و استثمار به نوبت ابتدا شامل حال کودکان سپس زنان و مردان شده است.

در همین رابطه، یک بار دیگر به مناسبت روز جهانی کودک در کشور آلمان که مصادف با روز دوشنبه بیستم ماه سپتامبر است، کتاب „شقایق های زخمی“ را در زیر لینک می کنیم. این کتاب که به بهانه مرگ یکی از کودکان مجاهدین خلق به نام آذر غراب در کشور آلمان است، در پاییز سال 1384 با تعدادی از مربیان و پدران و مادران کودکان مجاهدین طی گفت و شنودی، تهیه و نگارش شده است.

با آرزوی محو اسارت و غل و زنجیر و زندان و تبعید و فرقه گرایی به ویژه از دست و پای کودکان، کتاب  “شقایق های زخمی” مجدداً تقدیم می گردد.

http://www.iran-fanous.de/books/scheghaeghha2.pdf 

„پایان“

لینک به منبع

روز جهانی کودک یادآور جنایات مسعود و مریم رجوی

***

امیر وفا یغمائی از سرگذشت تلخ خودش و هزاران نوجوان وابسته به مجاهدین از اشرف تا پایگاه تیفامیر وفا یغمائی از سرگذشت تلخ خودش و هزاران نوجوان وابسته به مجاهدین از اشرف تا پایگاه تیف

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/شقایق-های-پرپر-کودکان-در-مجاهدین-خلق/

شقایق های پرپر – کودکان در مجاهدین خلق

محمد رجوی فرزند مسعود رجوی کودکان در مجاهدین خلقمهدی خوشحال، ایران فانوس، سوم اوت 2021:…  هر وقت موضوع سرنوشت کودکان مجاهدین خلق به میان می آید خونم به جوش می آید و طاقتم طاق می شود. خونم به جوش می آید، نه به خاطر آن دسته فرزندان بالایی ها که حالا قد کشیده و در اروپا و دانشگاه و بیزنس و سایر جاها از مواهب خوب زندگی برخوردارند و نه آن دسته که هنوز در قفس باقی مانده اند بلکه به خاطر آن دسته از فرزندان اعضای فرودست که بی هیچ دلیل و منطقی، پرپر شدند. شقایق های پرپر – کودکان در مجاهدین خلق

محمد رجوی مصطفی فرزند مسعود رجوی در نروژزندگی اشرافی تحصیلی پسر مسعود رجوی در نروژ ، جوانان کمپ اشرف و آلبانی محروم از تحصیلات

شقایق های پرپر – کودکان در مجاهدین خلق

مهدی خوشحال، ایران فانوس، 03.08.2021

محمد رجوی فرزند مسعود رجوی کودکان در مجاهدین خلق

محمد رجوی فرزند مسعود رجوی

هر وقت موضوع سرنوشت کودکان مجاهدین خلق به میان می آید خونم به جوش می آید و طاقتم طاق می شود. خونم به جوش می آید، نه به خاطر آن دسته فرزندان بالایی ها که حالا قد کشیده و در اروپا و دانشگاه و بیزنس و سایر جاها از مواهب خوب زندگی برخوردارند و نه آن دسته که هنوز در قفس باقی مانده اند بلکه به خاطر آن دسته از فرزندان اعضای فرودست که بی هیچ دلیل و منطقی، پرپر شدند.

از میان نزدیک به هزار تن از کودکان اعضای مجاهدین خلق که شامل دختر و پسر بودند و به بهانه جنگ آمریکا علیه عراق در سال 1990 از کشور عراق خارج و در کشورهای غربی پناه گرفتند، جملگی سرنوشت یکسانی نداشتند. بستگی به کشور و خانواده و شانسی که آن کودکان کم سن و سال داشتند بعداً که بزرگتر شدند به سرنوشت متفاوتی دست یافتند. تعدادی توسط والدین هوادار مورد سوء استفاده و تجاوز قرار گرفتند، تعدادی به خاطر سود مالی سازمان به تکدی گری در خیابان ها پرداختند، تعدادی آواره ی کمپ های کودکان و بدون والدین شدند، تعدادی توسط والدین جداشده به خانواده شان بازگشتند، تعدادی به ایران بازگشتند، تعدادی خودکشی کردند، تعدادی دوباره به عراق و وارد سازمان شدند و اما تعداد دیگری با کمک و یا بدون کمک مجاهدین و در همین کشورهای غربی، موفق و کامیاب شدند.

موضوع کودکان مجاهدین خلق را از ابتدا تا انتهای داستان طی مصاحبه هایی با والدین و مربیان کودکان در سال 1384 در کتاب „شقایق های زخمی“ آوردم که اگرچه مورد عبرت بسیاری از والدین و کودکان قرار گرفته است احتمالاً مورد عنایت و توجه آن سری از کودکان بالایی ها که امروزه در دانشگاه و بیزنس نشسته و در یک جنگ زرگری از مواهب یا بهتر بگویم خون قربانیان مجاهدین بهره می برند، قرار نگرفت که این بار محض توجه آن دسته از بی خیالان و بی توجهان، لینک کتاب „شقایق های زخمی“ را دوباره در زیر می آورم.

http://www.iran-fanous.de/books/scheghaeghha2.pdf

با این که می گویند بعضی از کودکان مجاهدین به ویژه فرزندان رهبران سازمان در ناز و نعمت به سر می برند خواستم مجدداً و در تکمیل کتاب „شقایق های زخمی“ یادی از فرزندان هادی شمس حائری به ویژه امیر شمس حائری، داشته باشیم.

هادی شمس حائری، انسان مبارز و فرزانه ای بود که اکثر اعضای جداشده از سرنوشت تلخ هادی باخبرند. ایشان وقتی از سازمان مجاهدین در سال 1370 جدا می شود سازمان او را به رمادی عراق تبعید می کند. هادی سپس به کمک تعدادی از اعضای سازمان های چپ ایرانی خود را به هلند می رساند و آنجا موفق به اخذ پناهندگی می شود. هادی همچنین در همان کمپ پناهندگی اولین کتاب پر بار خود را که محصول سال ها مبارزه در سازمان مجاهدین بود را جهت عبرت به رشته تحریر در آورد و سپس وقتی متوجه می شود که سازمان فرزندان او را که امیر و نصرت، نام داشتند به آلمان آورده است از فرصت استفاده می کند و می خواهد فرزندان خود را از طریق قانونی از کشور آلمان نزد خود ببرد و سرپرستی آن دو را به عهده بگیرد که اگر هادی موفق به دریافت فرزندان خود از دادگاه می شد به احتمال زیاد حالا خود و فرزندانش زنده و موفق بودند. اما مسعود رجوی که کینه هادی را به دل داشت ابتدا به کمک همسر مصادره شده ی هادی مهین نظری، فرزندانش را از دادگاه اخذ و سپس هر دو را به عراق فرستاد.

داستان جدال نافرجام هادی و مسعود رجوی به خاطر فرزندان و عمر به هدر رفته، سال ها ادامه یافت و طی این مدت مسعود رجوی هر آنچه در چنته داشت علیه هادی و زن و فرزندش، انجام داد. هادی شمس حائری مورد انواع و اقسام توهین و ناسزا و ارعاب و افشاگری از جانب سازمان قرار گرفت. اوباشان مجاهدین حداقل سه بار هادی را در خیابان های هلند مورد ضرب و شتم قرار دادند. مسعود رجوی در غیظ و غضبی بی مانند نسبت به هادی حتی اسامی فرزندانش را از شمس حائری به نظری، تغییر داد و در نشریه اش یادآور شد که هادی شمس حائری به دلیل تمرد و خیانت، مشروعیت ایدئولوژیکی اش را از دست داده است.

 آنان که هنوز مسعود رجوی را نشناخته و یا کم شناخته اند، بایست یادآوری کرد که کینه حیوانی مسعود رجوی نسبت به هادی شمس حائری، به همین جا خاتمه نیافت بلکه مسعود رجوی در آخرین تیری که از کمانش رها شد این بار نه به سمت دختر بلکه دقیقاً پسر هادی را نشانه گرفت.

مسعود رجوی وقتی نیروهایش را از قرارگاه اشرف در عراق به اردوگاه لیبرتی منتقل کرد به عمد امیر فرزند هادی شمس حائری را در همان قرارگاه و به بهانه حراست از اموال مجاهدین، باقی گذاشت و سپس نقشه ناجوانمردانه و به غایت ددمنشانه خود را در مورد او و سایر اعضای مسئله دار، پیاده کرد.

مسعود رجوی که به غایت از تیر و تیر غیب هراس داشت و مخفی زندگی می کرد برای فریب  و این که دیگران آیا می دانند او کجا پنهان شده، توسط بادیگاردش مسعود دلیلی که او نیز قربانی همین حیله و فریبکاری شده، با تبلیغات گمراه کننده خواست این شبهه را القاء کند که من هنوز در داخل قرارگاه اشرف پنهان شدم اگر می توانید بیایید پیدایم کنید. او این سناریوی قایم باشک را طی ماه ها و سال ها با شعار بیا بیا، اشاعه و تمرین کرد و النهایه قرارگاه اشرف را با اعضایی که آنجا جهت طعمه قرار داده بود سپر بلای خود کرد.

امیر حائری یکی از قربانیان این توطئه و فریب، بود که مسعود رجوی ظاهراً برای گمراه کردن دیگران و حفظ خود، دست به این عمل تبهکارانه زد اما در اصل او با کینه و عداوتی که از هادی شمس حائری به دل داشت به عمد فرزندش را در قرارگاه اشرف باقی گذاشت و قربانی کرد. هادی شمس حائری نیز تنها شانسی که آورد این بود که آن روز اجل مهلتش نداد و خود زودتر از فرزندش امیر، دق مرگ شد و آن روز را ندید که مسعود رجوی به خاطر کینه ای که از هادی به دل داشت انتقام سختی از او گرفت.

حال، پیشنهاد و خطابم به آن دسته از کودکان سن و سال امیر شمس حائری که حالا بزرگ شده و از خوان یغما، بردند و خوردند و از خون کسانی چون امیر شمس حائری ها، ارتزاق کردند این است که نیاز به ایستادن در مقابل رهبران دروغ و فریب، نیست چون که به قول حافظ شاعر ایرانی؛

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست \ عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

 لطف کنید همین که دک و پز تان را در مقابل دیگران پنهان و باعث زخم بیشتر همرزمان سابق و „شقایق های زخمی“ نگردید، همین ما را بس است.

„پایان“

لینک به منبع

شقایق های پرپر – کودکان در مجاهدین خلق 

***

مریم رجوی و کودکان جنگکودکان فرقه

همچنین: