روشنفکران متعهد ایران برای رحمان کریمی رجویست، تره هم خرد نمیکند

روشنفکران متعهد ایران برای رحمان کریمی رجویست، تره هم خرد نمیکند

روشنفکران متعهد ایران برای رحمان کریمی رجویست، تره هم خرد نمیکندصابر تبریزی، ایران اینترلینک، هفدهم اوت 2020:… ارادت بت پرستانه ی شمابه مسعود ومریم رجوی خصلت آزادیخواهی را ازوجود شما پاک کرده است ونمیتوانید قدمی غیر ازخیانت به مردم ایران وهرآنچه که آزادی وآزادگی است ، بردارید ودراصل میخواهید افکار واعمال ضدآزادی وضد بشری خود را با این حرف ها پوشش دهید! ضمنا شما که ماهیتا بت پرست شده  روشنفکر بودن خود را ازدست داده اید، نمیتوانید به دیگر روشنفکران که این خصیصه ها را ندارند، ایراد بگیرید و بگویید که چه کار بکنند وچکار نه! البته شما ازبابت توسل به مریم ومسعود آزادی کش مصلحت گرا هم هستید واینجا یک دروغ بزرگی را  هم که گویا مصلحت گرا نیستید، مطرح میکنید. با این وجود، اگر بازهم ادعا دارید که روشنفکرید وروشنفکر وظیفه اش دانستن علت هاست، لطفا توضیح دهید که چرا تبدیل به یک بت پرست شده اید؟ روشنفکران متعهد ایران برای رحمان کریمی رجویست، تره هم خرد نمیکند 

روشنفکران متعهد ایران برای رحمان کریمی رجویست، تره هم خرد نمیکندباند رجوی مجاهدین اولیه را بلعید! 

روشنفکران متعهد ایران برای رحمان کریمی رجویست، تره هم خرد نمیکند!

27/05/1399

رحمان کریمی که بصراحت ادعا میکند که یک ملحد وزندیق است ، ازاین بابت که به یک بت پرست افراطی مریم ومسعود تبدیل شده ، حق دارد که خود را با این صفات موصوف کند.

اوکه به هردری زده که دیگران را  هم باین راه کج ومج برساند وموفقیتی نداشته ، این بار خواسته است که با انتشار “ نامه سرگشاده به روشنفکران متعهد ایران ” حرفهای هزاران بار مطرح کرده اش را درقالبی کمی متفاوت تر مطرح کند که تلاش بیهوده ای کرده و ازاین بابت که مسعود ومریم را موردستایش قرار داده وهیچ انتقادی ازآنها مطرح نکرده ، اجبارا همان حرف ها را زده که از ده ها سال پیش زده و اثری نگذاشته است.

استحاله مجاهدین خلق ، لجن پراکنی یا واقعیت

 او مینویسد :

” جوانان شما سابقه یی از من ۸۳ ساله ندارند و من نیز از آنان، زیرا در هیچ جای فضای مجازی، مکانی ندارم. سابقه آنان دارم که در رژیم ستم شاهی لااقل در آثارشان یکپارچه آتش بودند. آنان که با تشکیلات یا بی تشکیلات زندان ها دیدند و شکنجه ها شدند. عقلم قد نمی دهد اما به من بگویید در دوران مخوف ترین استبداد بنیادگرای دینی، بر ما چه گذشته است که در داخل و خارج زمینگیر و مصلحت گرا شده ایم؟ آنانکه در دیکتاتوری متعارف شاهی نه یک ساواکی بل حتا یک مشکوک را به محفل خود راه نمی دادند، عجبا که امروز متأسفانه با آن جنس بدتر هم رفیقانه برخورد می کنند یا زیر سیبیلی نادیده می گیرند “.

یکپارچه آتش بودن و باکمال جرات به میدان تیر رفتن البته که برجستگی ویژه ی یک روشنفکر مردمی است . اما این شرط باوجود لازم بودن برای مبارزه، اصلا کافی نیست وروشنفکر مردمی آگاه تر، میداند که او فقط به مبارزات مردم کمک میکند و وصی وقیم آنها نیست که بجایشان تصمیم بگیرد.

روشنتر اینکه وظیفه ی اصلی روشنفکر مردمی دریافتن مطالبات مرحله ای مردم، تئوریزه کردن آنها وبازگردانش بخود مردم است ونه اینکه تصور کند که آقا بالاسر مردم است.

روشنفکران مردمی فعلی مجرب تر ازروشنفکران دوران شاه هستند و میدانند که پیشه کردن صبر وبردباری وسزارین نکردن وقایع ، بهتر ازتحریک مردمی است که درحال حاضر تنها شورش های کوری میتوانند انجام دهند و ماحصل قطعی اش فروپاشی کشور وتبدیل شدن به چندین کشور ضعیف وتو سری خور است که قاعدتا دراختیار آمریکا واسرائیل قرار میگیرند و این امر البته که نباید مورد توجه آنها قرار گیرد.

فرصت طلبیهای احمقانه رجوی و افتادن در دیگ از هول حلیم

دوباره :

“آخر غرور و غیرت ملی و انسانی به کجا رفته است؟ بی اعتنایی به آنچه در اطرافمان می گذرد نه دموکرات منشی ست و نه سکلری و نه تعدد و تنوع عقاید… خمینی و آخوندهای همراهش برای مارکسیست ها امکان حضور حاشیه نشینی گذاشتند به شرطی که مارکس را با امام ضد امپریالیسم!! ممزوج و مخلوط کنند “.

همینجا ودرداخل کشور است وبا غیرتی شدن احمقانه ، نمیخواهند که کشور دچار سرنوشت دهشتناکی شود که درست کردنش به غیر ممکن ها تبدیل گردد.

ضمنا آیا میتوانید روشن کنید که کدام شخصیت و جریان مارکسیستی امکان حضور حاشیه نشینی دارند تا اطلاعات ما درجامعه ای که درآن زندگی کرده وتمام مشکلات آنرا با پوست، گوشت واستخوان  خود لمس میکنیم ، غنی تر گردد؟

حقایق مهم کمپ آلبانی با تبلیغات کتمان کردنی نیست

درادامه :

” هنوز مثل یک جوان سرشار از شور و آرمان دیرینم که همانا آزادی مردم ایران باشد. یأس یک انسان سیاسی موجب امید رژیم است و من این را نمی خواهم. حیرت من در اینجاست که مدعیان روشنفکری زیاد می بینم اما فاقد بینش یک روشنفکر متعهد. .. لازمه روشنفکری فهم علت هاست و نه قضاوت کردن بر روی صرفا معلول ها. کسی که هنوز گرفتار این عارضه هست اگر سرش به سقف اعلای تحصیلات عالی بخورد مسلما هر چه هست، روشنفکر نیست. هرگز محافظه کار و مصلحت گرا نبوده و نیستم “.

ارادت بت پرستانه ی شمابه مسعود ومریم رجوی خصلت آزادیخواهی را ازوجود شما پاک کرده است ونمیتوانید قدمی غیر ازخیانت به مردم ایران وهرآنچه که آزادی وآزادگی است ، بردارید ودراصل میخواهید افکار واعمال ضدآزادی وضد بشری خود را با این حرف ها پوشش دهید!

ضمنا شما که ماهیتا بت پرست شده  روشنفکر بودن خود را ازدست داده اید، نمیتوانید به دیگر روشنفکران که این خصیصه ها را ندارند، ایراد بگیرید و بگویید که چه کار بکنند وچکار نه!

البته شما ازبابت توسل به مریم ومسعود آزادی کش مصلحت گرا هم هستید واینجا یک دروغ بزرگی را  هم که گویا مصلحت گرا نیستید، مطرح میکنید.

با این وجود، اگر بازهم ادعا دارید که روشنفکرید وروشنفکر وظیفه اش دانستن علت هاست، لطفا توضیح دهید که چرا تبدیل به یک بت پرست شده اید؟

سالروز انقلاب 1357 ، نگاهی به سخنرانی مریم رجوی ، قسمت سوم و پایانی

همچنین :

” آدمی رک، صریح لهجه و بی پرده‌ام. می خواهم بگویم که هیچگونه جنبه و گرایش مذهبی ندارم. شاید هم یک زندیق و ملحد باشم. با اینهمه بیست و چند سال است که با افتخار با مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت هستم. هرچه زمان می گذرد بر این بودن، مطمئن تر می شوم. سر پیری نه خنگ شده ام و نه کفتر دست آموز. به قدر فهم و تجربه زمان خود را از جهات عدیده با دقت نظر و پیش بینی های احتمالی مورد مطالعه و مداقه قرار داده ام. به صراحت بگویم که مسعود و مریم و مجاهدین خلق دیکتاتور نیستند. شکل بندی تشکیلاتی آنان نه بر اساس توتالیتر و کیش شخصیت بلکه یک الزام ناگزیر است برای متلاشی نشدن و به تحلیل نرفتن سازمان. “.

اگر صریح اللهجه هستید ، انتقادتان را نسبت به مسعود ومریم بیان کنید واگر بگویید که اینها موجودات فوق بشری هستند واشتباهی نمیکنند تا مورد انتقاد قرار بگیرند ، واضح بدانید که یک بت پرست اید.

هر دیکتاتوری میتواند مطرح کند که بسته نگه داشتن عواملش از سر خیر وبخاطر ملاحظاتی است  وآیا این ادعا پذیرفته میشود؟

البته که نه!

بدین ترتیب شما دربازی با کلمات، قادر نیستید ثابت کنید که مسعودومریم دیکتاتور نیستند.

همانکه رهبری دستور طلاق اجباری ، بی پناه گذاشتن کودکان معصوم و زنان باجبار بیوه شده ی دوستان وزیردستان خود را در سطح چند صد نفری یا بیشتر تصاحب کند ، یک گرازوحشی است وحق رهبری بر دیگران را ندارد.

آخر در مراسم رقص های رهائی و ایجاد حرمسراهای شبیه حرمسراهای داستان هزارویکشب چه معجزه ای دارد که میتواند تشکیلات را حفظ کند ونگذارد به تحلیل برود؟

این ادعا نهایت ارادت تو به مسعود ومریم را نشان نمیدهد و معلوم نمیگرداند که تو بویی ازآزادی را چشیده ای!

سخنگوی مجاهدین سربازان ارتش را به مزدوری دعوت کرد

همینطور :

” مریم و مسعود مشکلات احزاب و سازمان های گذشته را که منجر به تلاشی یا کوچک شدن آنان می شد مدنظر قرار دادند و دریافتند که در دشوار ترین دوره مبارزاتی بدون یک تشکیلات منضبط، امر مبارزه راستین پیش نخواهد رفت. این شکل تشکیلاتی دستاویز دشمن مشترک ما یعنی رژیم و انواع ایادی و مزدوران آن قرار گرفته است…رهبران مجاهدین خلق که می خواستند با تمام قوا با دشمن نبرد کنند، ضرورت یک انضباط آهنین را لازمه امر دیدند. اگر جز این بود، سازمان مجاهدین خلق هم در حدی بود که بگوید «بیا سوته دلان گرد هم آییم “.

 اعضای آن تشکیلات در برنامه و اهداف کوتاه یا بلند مدت اختلاف های جدی داشتند وبدون حل این اختلافات قادر به انجام مشترک کار خود نبودند.

زمانی که آنها موفق به حل اختلافات نشدند، انشعاب واعلام موضع متفاوت کار طبیعی آنها بود والبته آنها همواره میتوانند درحول برنامه های کوتاه یا میان مدت مورد توافق درجبهه ای همکاری کنند که این با تشکیلات بزور منسجم شده فرق اساسی دارد وشما آقا رحمان! با وجود اظهار فضل های زیاد فرق جبهه و سازمان واحد را نمیدانید و اصول سازمانی که باید با توافق درکنگره بدست آید ، در سازمان مجاهدین خلق وجود نداشته وندارد وازاین روست که من آنرا فرقه ی سیاسی- مافیایی رجوی مینامم که وظیفه اش خدمت بمردم نیست.

مریم رجوی رطب خورده !

ونیز :

“مایه رنج و حسرت و حیرت من هست که در هر حرکت اعتراضی خیابانی ستمدیدگان جان به لب رسیده جای حتا دو تا از روشنفکران سرشناس خالی بوده است”.

لابد تحلیل آنها ازحضور دراین تظاهرات آن نیست که شما فکر میکنید وآنها مجبور نیستند خلاف حکم عقل وتجربه ی خود عمل کنند.

منطق تراشی ها تو برای اقناع خوانندگان درمشابهت کامل با کار “مرحوم ساری قلی خان ” است که برای قانع کردن طرف معامله به هر دری میزد.

بهتر است حکایت ” ساری قلی خان ” را ازتبریزی ها ی دور وبرتان بپرسید وبر نحوه ی منطق تراشی های خود آگاه باشید.

صابر  تبریزی

روشنفکران متعهد ایران برای رحمان کریمی رجویست، تره هم خرد نمیکند!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/پیرمرید-رجوی-رحمان-کریمی-نمیتواند-روش/

پیرمرید رجوی رحمان کریمی نمیتواند روشنفگر باشد

پیرمرید رجوی رحمان کریمی مزدور سابق صدام امروز عربستان مجاهدین خلق فرقه بدنام مریم رجویصابر تبریزی، ایران اینترلینک، هشتم ژوئیه 2020:.. من مصداقی را بعنوان یک فرد که هم ازمناسبات موجود درسازمان مجاهدین انتقاد میکند وهم از حکومت ایران، میشناسم و این موضوع برایم عجیب است که چرا شما درباره ی افشاگری های او درمورد باند رجوی اینقدر سراسیمه شده اید؟ آیا او رازهای مگوی دیگری هم دارد که از افشایشان میترسید و پیشاپیش اینهمه برعلیه او صحبت و حدیث مطرح میکنید که خوانندگان مطالبش آنرا باور نکند ؟ شما مدارکی ارائه نداده اید که بموجب آنها ثابت کرده باشید که ایرج مصداقی خائن است و منهم مطلب دندان گیری درمورد خیانت های او ندیده ام مگر اینکه دیوانه باشم و قبول کنم که قطع همکاری با باند رجوی خیانت است !!! پیرمرید رجوی رحمان کریمی نمیتواند روشنفگر باشد 

پیرمرید رجوی رحمان کریمی مزدور سابق صدام امروز عربستان مجاهدین خلق فرقه بدنام مریم رجویبا آقای رحمان کریمی در مقوله روشنفکری (اوت 2013)

پیرمرید رجوی رحمان کریمی نمیتواند روشنفگر باشد

17/04/1399

” … آنچه نگارنده  “زینب میر هاشمی سابقا چپ ” می خواهد مطرح کند این است که بیش از یک قرن است که روشنفکران ایران در شرایط مختلف در پی آزادی و دموکراسی و عدالت نسبی اجتماعی بوده و هستند. دراین رهگذر تلفات و صدمات بی شمار دیده اند “.

ازکرامات شیخ ما چه عجب / پنجه را باز کرد گفت وجب!

وآیا روشنفکران سایر کشورها دچار تلفات وصدمات نشدند؟

آیا روشنفکران اندونزی که اقلا یک میلیون نفرشان درکودتای آمریکائی ژنرال سوهارتو اعدام نشدند؟

روشنفکران شیلی، کره جنوبی و … چطور؟

اینکه اظهرو من الشمس است و اغلب دانسته میشود که انسان ها درطول زندگی تغییر مسیر میدهند واین تغییر مسیر ممکن است درجهت انسانی باشد ویا مادون انسانی ویا حالتی بینابینی داشته باشد.

بدین ترتیب خانم میرهاشمی کشافی محیرالعقولی نکرده تا آب لب ولوچه ی رحمان کریمی که پیر مرید نامی رجوی است ، ریخته شود.

دوباره:

” مشخصه یک روشنفکر آگاه، تیزبینی و ژرفنگری و نیز به همه جانبهٌ یک امر نگریستن است. پای اصول و حساسیت های الزامی زمانی که می رسد روشنفکر دستخوش رفیق بازی نمی شود. برای امضایش ارزش و اعتبار قایل است. در بیانیه کذایی آدم به امضاهایی می رسد که باورش آسان نیست “.

شما با چسبیدن به سخنان قصار ومزورانه ی  رجوی ، خود را ازهمه جانبه نگری محروم کرده اید و بخاطر احترام سن تان بهتر بود که با دست زدن به تحلیل و …، خودرا روشنفکر معرفی نکنید تا بااین  عدم معرفی، وسیله ای برای تخریب دیگران بدست نیآورید!

مجددا :

” طرف روزگاری فکر و اندیشه و عملکردهای مترقی داشت. چگونه ممکن است چنین فردی به تله مزدوری چون مصداقی معلوم الحال بیافتد؟ من به سهم خود اعتراف می کنم که مصداقی خائن در چاچولبازی و مردم فریبی چیزی کم و کسر ندارد بل از ملایان هم پیشی گرفته است. چرا باید در پهنه غربت به تدریج حل و سرد شویم؟ چرا باید در جاهایی که نباید، باری به هرجهت برخورد کنیم ” ؟

من مصداقی را بعنوان یک فرد که هم ازمناسبات موجود درسازمان مجاهدین انتقاد میکند وهم از حکومت ایران، میشناسم و این موضوع برایم عجیب است که چرا شما درباره ی افشاگری های او درمورد باند رجوی اینقدر سراسیمه شده اید؟

آیا او رازهای مگوی دیگری هم دارد که از افشایشان میترسید و پیشاپیش اینهمه برعلیه او صحبت و حدیث مطرح میکنید که خوانندگان مطالبش آنرا باور نکند ؟

شما مدارکی ارائه نداده اید که بموجب آنها ثابت کرده باشید که ایرج مصداقی خائن است و منهم مطلب دندان گیری درمورد خیانت های او ندیده ام مگر اینکه دیوانه باشم و قبول کنم که قطع همکاری با باند رجوی خیانت است !!!

آیاشما خودتان که زمانی خود را مخالف نظام  سلط وتابعیت میدانستید ، حالا هم چنین هستید؟

شما با تمسک هرچه بیشتر به این نظم ظالمانه نشان داده اید که خود نیز حل وسرد شده اید وبلکه به مدارج بالاتری ازاشتباه رسیده وخیانت نموده اید!

درادامه :

” به سهم خود عمرم را با روشنفکران کشورم سپری کرده ام. بنابراین هرگز دلم نمی خواهد که کوره سوزان احساس مسئولیت در قبال مردم ایران در آنان سرد شود. این به سود دیکتاتورهای بی رحم فاسد حاکم است و بس”.

ولی جبهه ی روشنفکران مردمی را ترک کرده وبا قبول خصلت وماهیت فرقوی با آنها فاصله گرفته و مشکلی بنام مردم و دلسردی آنها ندارید.

شما مرید ناب رجوی هستید و هیچ اراده ای برای رهائی از این اسارت نمایش نداده اید.

آقا رحمان باید میدانست که شرط نشست وبرخاست باروشنفکران مردمی ، داشتن موضع قاطع در برابر کارهای ضد بشری رجوی است که این را نشان نداده است.

آیا میخواهید این اراده راپیدا کنید؟  مضایقه نکنید این گوی واین میدان!

شما درقسمت آخر نوشته ی خود ، هرچه پنبه ای را که من درصدد رشتن برای شما که تبدیل به روشنفکر مردمی شوید ، پنبه کرده اید

 ” ما هنوز باید راه های ناهموار و پر از مانع و رادع را بکوبیم و به پیش رویم. درود به مسعود و مریم که این پرچم را افراشتند و زیر انبوهی صدمات و مشکلات و رجزخوانی های ملاپسند آن را بر زمین نگذاشته اند. ای روشنفکر! با مجاهدین نیستی نباش اما با ملت خود و خواسته های او باش و جدی هم باش “.

شرط لازم وکافی برای بامردم بودن، داشتن فاصله ونفرت از باند رجوی ضد مردمی است وماهم دقیقا این کار را انجام میدهیم.

صابر  تبریزی

پیرمرید رجوی رحمان کریمی نمیتواند روشنفگر باشد

***

همچنین: