روشنگری در رابطه با کشتار 19 فروردین 1390 نقد استراتژی مسعود رجوی در این رابطه ( قسمت دوم )

روشنگری در رابطه با کشتار 19 فروردین 1390 نقد استراتژی مسعود رجوی در این رابطه ( قسمت دوم )

Mohammad_Karami_MardomTVمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، نوزدهم آوریل 2016:… نکته مهم : تا ظهر 19 فروردین هیچ زنی در بین کشته شدگان وجود نداشت ،بر اساس اطلاع موثق از صحنه آن روز بدست امده است . مریم قجر عضدانلو از پاریس با مژگان پارسائی در اشرف که دائم در تماس بودند و گزارش لحظه به لحظه به مریم قجر عضدانلو داده می شده است . ظهر مریم قجر عضدانلو به مژگان پارسائی دستورمی دهد ، برای مظلوم نمائی و انعکاس بیشتر باید … 

گزارش آن خدابنده (سینگلتون) از درگیری های خشونت آمیز فدائیان رجوی با پلیس عراق
کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) آوریل

لینک به منبع

لینک به قسمت اول

روشنگری در رابطه با کشتار 19 فروردین 1390 نقد استراتژی مسعود رجوی در این رابطه ( قسمت دوم )

https://youtu.be/rW0-f0jv8iE

این مطلب از گفتار به نوشتار تبدیل شده است .

بعد از جریان 6-7 مرداد ماه که اتفاق افتاد رابطه سازمان مجاهدین با دولت عراق بسیار خصمانه شد . در سازمان یک سری اموزش های نظامی و شیوه ها درگیر شدن و غیره به همه افراد در تشکیلات آموزش دادند . در نقاطی که نیروهای عراقی مستقر بودند سازمان مجاهدین آمد مانند جبهه های جنگ در برابر نیروهای عراقی خط جبهه تشکیل دادند ، در خط جبهه ها چادر نصب کردند و نفرات را از آسایشگاه ها به داخل ذباله ها و خاک و خاشاک کشاندند و این مسله تا عید سال 1390 ادامه داشت.

در آن(1389) سال تمام نیروهای بین المللی ( یونامی ، کمیساریا ) و ارتش امریکا که در عراق حضور داشتند بارها به سازمان مجاهدین گفتند که این طور که شما در مقابل نیروهای عراقی صف آرائی کرده اید . یک درگیری و جنگی پیش می آید، تعدادی افراد بیگناه کشته می شود . حرف سران فرقه رجوی همیشه این بود : ما خواهان آن هستیم که تمام نیروهای عراقی باید کمپ اشرف را ترک کنند ، ایستگاه پلیس جمع شود . همه آن ارگان ها می دانستند که این درخواست غیر منطقی است. مسعود رجوی دقیقا هم می دانست که این یک درخواست غیر منطقی است ، اما تاکید و اصرار داشت . در کمپ اشرف شروع کردند افراد را مسلح کردن به بمب های دست ساز، کوکتل مولوتف، تیرکمان ، سپر چوبی ، فلاخون ، چوب دستی و…..در تمام مسیر های که احتمال می دادند مسیر ورودی نیرو های عراقی می تواند باشد با زدن خاک ریز ودر این مسیرها و قرار دادن خودرو های سنگین و قرار دادن مواد سوختی این مسیر ها را مسدود کرده بودند . این به چه معنی هست که این کار ها را انجام میدهند . یک طرف نفرات را آموزش برای درگیر شدن می دهند از سوئی دیگر نفرات را مسلح به بمب های آتش زا دستی و سلاح سرد می کند ، مسیر ها را خاک ریز میزند ، سپس منابع سوختی قرار می دهد ! چه هدفی را دارند پیگری می کنند ؟ قبل از 19فروردین بارها دولت عراق پیام و تذکر داده بود که برای اینکه بتوانند کمپ اشرف را کنترل داشته باشند باید به داخل کمپ تردد داشته باشند و ایستگاه پلیس داشته باشیم . سازمان مجاهدین به هیچ عنوان حاضر نبودند در این رابطه همکاری کنند.( به عنوان نمونه برپائی یک جلسه ملاقات که سران سازمان مجاهدین پذیرفته بودند با هیئتی از دولت عراق ملاقات کنند .از طرف دولت عراق یک هیئت 4، 5 نفره شرکت کرده بودند . از جانب سازمان مجاهدین 35 الی 40 نفر از سران و فرماندهان شرکت کرده بودند . همزمان این هیئت فرقه رجوی شروع کردند به صحبت کردند با نفرات عراقی ، با صدای بلند و داد فریاد 2 ساعت این نمایشنامه را اجرا کردند .به گفته شاهدان صحنه کسی متوجه نمی شد که نفرات چی بیان می کنند فقط تولید صدا بود .بعد هم ادعا می کردند که ما با دولت عراق ملاقات داشتیم .) که برای آخرین بار ارتش امریکا و یونامی ونماینده کمیساریا با سران فرقه صحبت کردند قبول نکردند .

صبح روز 19 فروردین نیروهای عراقی به قصد نفوذ به داخل کمپ اشرف و عقب راندن نیروهای مجاهدین به داخل مقرات خودشان تهاجم را شروع کردند . تا نزدیکی ظهر هیچ زنی در توی کشته شدگان وجود نداشته فقط مردان کشته می شدند. در یک محل درگیری که کنار ایستگاه برق اشرف بود . زنان یک دیوار گوشتی به طرف مقر 49 درست کرده بودند ، نیروهای عراقی به سمت مقر 49 نروند ( مقر 49 مقر فرماندهی فرقه رجوی که تمامی سران در انجا مستقر می شدند . لانه مسعود رجوی هم در همنجا بود که قدیم ها در آن زندگی می کرد. البته در آن روز در مقر 49 هیچ کدام از فرماندهان نبودند ، اما این محل سمبلیک برای آنها مهم بود یعنی مهم جلوه می دادند) این دیوار گوشتی توسط زنان و دختران جوان تشکیل شده بود.( البته طوری وانمود کی کردند که رجوی در 49 است و غافل از اینکه آقا سالیان قبل فرار را بر قرار تر جیح داده بود و طوری زوزه می کشید که نفرات بیچاره فکر می کردند رجوی کنار انهاست . که این هم از شیادی مسعود رجوی هست که می خواهد نشان بدهد که در کنار نیروها در عراق هست .) در حالی که در برنامه قبلی فیلم مصاحبه کوتاهی از صدای امریکا با آقای علیرضا جعفر زاده را نشان دادیم که این آقا در کسوت سخنگوی رسمی مجاهدین در واشینگتن بیان می کرد *که رجوی در سال 2003 از ترس یک تیم عملیاتی خامنه ای، عراق را ترک کرده است

از طرف دیگر در بین این زنان تعدادی از مردانی را قرار داده بودند که مجهز به انواع تیرکمان و کوکتل مولوتف بودند. از بین زنان سربازان عراقی را مورد تهاجم قرار می دادند و سنگ باران می کردند . به سمت نیرو های عراقی مواد آتش زا پرتاب می کردند ، از قبل هم این طور توجیح کرده بودند ودر ذهن نیروها جا انداخته بودند که سربازان عراقی به زنان تهاجم نمی کنند . در این محل یک سرباز جوان عراق کشته شد ،تا قبل از واقعه سربازان از درگیر شدن با زنان پرهیز می کردند. با کشته شدن این سرباز ، بقیه سربازان با زنان درگیر شدند .

نکته مهم : تا ظهر 19 فروردین هیچ زنی در بین کشته شدگان وجود نداشت ،بر اساس اطلاع موثق از صحنه آن روز بدست امده است . مریم قجر عضدانلو از پاریس با مژگان پارسائی در اشرف که دائم در تماس بودند و گزارش لحظه به لحظه به مریم قجر عضدانلو داده می شده است . ظهر مریم قجر عضدانلو به مژگان پارسائی دستورمی دهد ، برای مظلوم نمائی و انعکاس بیشتر باید تلاش کنند که تعدادی از زنان در درگیری کشته شوند.( این فرمان شخص مریم قجر عضدانلو از پاریس بوده ) لذا تعدادی زنان با یکسری حرکات ودرگیری فیزیکی با سربازان عراقی ، باعث شدند تعدادی از دختران جوان کشته شوند . که دختران عبارتند از : صبا هفت برادران ، مرضیه پورتقی، فاطمه مسیح، مهدیه مدد زاده ،انسیه رخشانی ،شهناز پهلوانی،فائزه رجبی ، نسترن عظیمی . تماما اینها از دختران جوان بودند ، هیچ کدام از افراد باسابقه یا فرماندهان نبودند . تماما افراد جدید بودند که بعضا هم مسله درا بودند. و این همان جنایتی بود که مریم قجری دستور داده اتفاق بیفتد .

نکته ای وجود دارد این کشتار ها قابل اجتناب بود بخصوص کشتار این خانم ها . اما از انجائی که رجوی می خواست از هر طریق ممکن بهره برداری سیاسی کند و افکار عمومی را تحت تآثیر قرار بدهد . این درگیری عجیب وغریب را بوجود آوردند که تعداد 36 نفر کشتند و 350 مجروح تا بتواند با خون این اسیران که بناحق ریخته شد این فرقه چند صباحی به حیات ننگین ادامه بدهند . (منظور از شاهدان عینی دقیقا این است که با افرادی که آن روزها در صحنه بودند و زخمی شدند ، که الان در اروپا یا امریکا هستند که خلاصه از جمعبدی است که با بیش از 10 نفر صحبت کردم را در این جا بیان میکنم .)

به نقل از شاهدان عینی که در صحنه در گیر های 6 و 7 مرداد 1388 و19 فروردین 1390. در جمعبندی که مسعود رجوی با تعدادی از مسئولین و فرماندهان اف جی به بالا داشته است یقه آنها را گرفته که چرا فرا کرده اید وبیشتر مقاومت نکرده اید ؟ وقتی مسئولین جواب می دهند که افراد دست خالی بودند و با دست خالی در مقابل زرهی و گلوله نفرات نمی ایستادند .

رجوی گفته بود که می بایست می ایستادید و بیشتر کشته می دادید،حتی بیان کرده بود که در 19 فروردین اگر 500 نفر هم کشته می دادیم باز ما پیروز میدان بودیم ، ارزش آن را داشت . گفته بود که 19 فرودین با این شهدای که ما تقدیم کردیم باعث شد که ما بیمه نامه اشرف را بدست بیاوریم که نه تنها دولت عراق بلکه هیچ کسی نتواند در اشرف به ما چپ نگاه کند .در حالی که شاهد بودیم که یک ونیم سال بعد چگونه به ذلیل ترین وخوارترین شکل از اشرف بیرون انداختن ، آن هم با کشتن دادن 54 تن دیگر که اکثرا از سران و فرماندهان بودند .و به این شکل کمپ اشرف به زباله دان تاریخ رفت . ادامه می دهد که ما هم دنبال آن بودیم و هدف این که ما شهید های بیشتری تقدیم کنیم .انچه باید روشن شود و مختصرا بعنوان جمعبندی به ان اشاره کنیم . این است که رجوی اگاهانه و صرفا بخاطر حفظ تشکیلات جهنمی اش و نعل وارونه زدن و ایجاد بلوا در اروپا و امریکا خودش عامل و باعث و بانی از درگیری ها بود و الا بر اساس چه منطقی قرارگاه اشرف را جدای از خاک عراق می دانست و حتی در رابطه با پرواز هلی کوپتر های عراقی ؛ اطلاعیه می داد که هلی گوپتر های عراقی به اسمان اشرف تجاوز کردن که باعث خنده مرغ پخته میشد.بهر حال حاصل این درگیری ریختن خون چند ده نفر از اسیران نگونبخت بود که اشرف انها را طعمه مرگ کرد که بتواند چند صباحی بیشتر با خون این بیگناهان ارتزاق کند و مریم قجر هم با خمیه شب بازی مجلس ختم و یادبود برگزار کند و در کاخ خودش فقط می تواند قاب عکس این عزیزان را اضافه کند ..

شرم و ننگ بر چنین رهبرانی که جان کثیف خودشان را در بردند اما اعضا را گوشت دم توپ کردند. و جالب تر اینکه رجوی خائن خودش را امام حسین مقایسه می کند و مدعی است که سردار عاشوراست . تف به این بی شرفی که تاریخ را هم تحریف کرده است..بهر حال این خلاصه ای بود از جنایت سازمان یافته رجوی و ریختن خون چند ده نفر ادم بی گناه می خواهند به حیات ننگین خودشان ادامه بدهند .

*https://www.youtube.com/watch?v=_8i4b9YpR7g بیان موضوع از دقیقه 7 به بعد می باشد .

 *** 

Ashraf camp Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) April 2011

https://youtu.be/2W17BX3t4GI

فاجعه کمپ اشرف نوزدهم فروردیایرج شکری: سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین 

معصومه ملک محمدی و عباس داوریبه مناسبت سالگرد کشتار ۱۹ فروردین سال ۹۰ اشرف. زمینه سازان واقعی فاجعه

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsحاج مسعود رجوی با “پروژه شهید بازی” چه چیزی برای ایران و ایرانی آوردی؟

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،حاج مسعود رجوی، نسل کشی کردها هم در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24454

بیست و پنجمین سالگرد سرکوب وکشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

 Mojahedin Khalq Kurdish massacar 1محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پنجم آوریل ۲۰۱۶:… مسعود رجوی چنین بیان کرد: ( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است … 

بهزاد علیشاهی: چرا سازمان مجاهدین یک” فرقه ” خطرناک است و یک سازمان سیاسی نیست؟

لینک به منبع

بیست و پنجمین سالگرد سرکوب وکشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

 مسعود رجوی چنین بیان کرد: ( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است . 

سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است . ) به همراه مستند های از کشتار ها و ملاقات رجوی با طاهر حبوش در همین رابطه .میز گرد جهار نفر از اعضا جدا شده که شاهد زنده این جنایات بودند.

https://youtu.be/xvJH1Gbp1Dw

این مقاله را چهار سال قبل نوشتم . که به منتاسب بیست و پنجمین سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین است . میز گردی سه سال قبل به همراه تعداد ی از دوستان در رابطه با مسله کرد کشی و مستند های هم در فیلم ضمیمه می باشد.این مصاحبه سند زنده ای است از جنایتی که مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو انجام داده است

من مسول تاسیسات ستاد قرارگاه اشرف بودم ،در آن زمان که مسئول قرارگاه خانم ثریا شهری ( طاهره ) بود در بحبوحه جنگ و بمباران ها من مشغول انتقال وسا ئل تاسیساتی از قرارگاه حنیف به قرارگاه اشرف بودم . یک روز به عید نوروز مانده بود که من ساعت ۰۱ از ماموریت برگشتم که در درب وردی قرارگاه یک یاداشت از ثریا شهری به من داده شد . مستقیم به اتاق کار وی مراجعه کردم به من ماموریت جدید را ابلاغ کرد که فردا ساعت ۰۶ در جلو درب قرارگاه آماده حرکت باشم صبح که در سر قرارآماده شدم دیدم که بجز ما یاسر (مسئول مالی سازمان در آن زمان ) هم با ما می اید . برای اولین بار بود که من نام فیلق دوم ( سپاه دوم ارتش صدام ) را می شنیدم بالاخره با اکیپ حرکت کردیم وبعد از یک ساعت به مقصد رسیدیم . در ان محل من بچه های نیرو هوائی را دیدم که همه را می شناختم که این افراد عبارت بودند از : رحیم با طبی فرمانده نیرو هوائی – وجیهه کربلائی – احمد طبائی – فاطمه علیزاده – منصوره رضائی – مژگان زمانی – انسیه گلدوست – گلناز تمیزی – که این خانم ها تازه داشتند دوره آموزش خلبانی هلی کوپتر را طی میکردند .آقایان خلبان عبارت بودند از : فرید ماهوتی – امیربهمن بهادری – مسعود فرشچی – بهمن عظیمی – محمد اکبریان – جمشید کارگر- هادی لاری – علیرضا معصومی – امیر حسین افضل نیا – سعید زرگر – وحید دولت شاهی – سعید واجد – نفرات مهندسی : محمد صادقی – اسماعیل مختار بورانی – احمد مندی – جعفر تهرانی – حبیب همتی – عبدالاحد دهداری – علیرضا خوشنویس .

پس از دو روز به ما گفته شد که باید این ساختمان ها تخلیه شود و این جا تبد یل به ستاد مرکزی میشود که کار من شروع شد . یکی دوروز بعد تیپ حفا ظتی مسعود و مریم به همراه انها در آنجا مستقر شدند که بیش از چهل دستگاه خودروکه بعضا مجهز به سلاح های ضد هوائی دو لول و چهار لول و موشک های زمین به هوا بود . (در حالی این ستون نظامی در جاده ها به حرکت در می آمد که به دلیل نبودن سوخت در آن زمان بندرت خودرو د رجاده ها دیده میشود . ) تمامی ستاد های ارتش در عرض دو روز همه به فیلق دوم گسیل شدند که سگ صاحب خودش را نمی -شناخت . جاده های کنار فیلق تبدیل یک دژ عظیم شده بود که انواع تانکها و نفربر های متفاوت بود با انواع توپ های ۱۳۰ میلیمتری و ۱۵۵میلیمتری کاتیوشاها و یکسری از نفربر ها هم روی انها سلاح های۲۳میلیمتری و بعضا دو دستگاه مینی کاتیوشا و یکسری هم خمپاره طراحی و نصب شده بود . تا چشم کار میکرد دریای از فولاد سرد و بی روح و در این میان تعدادی از افراد در میان این دریای سرد و بی روح ول می خوردن و بعضی هم از فرط خستگی خوابیده بودند .

چند روز بعد که به بیرون فیلق امدم خبری از ان دریای فولاد نبود انها به سمت منطقه آق داق صغیرو آق داق کبیر برای ……….رفته بودند .

مقر فرماندهی مسعود و مریم در وسط فیلق بود و مقر فرماندهی طه ها یاسین رمضان و فرمانده نیروهوائی عراق ۵۰۰متر بالاتر از مقر مسعود بود . یک روز قبل از شروع عملیات مروارید ۱ طه ها یاسین رمضان دو بار به ملاقات مسعود به ستاد فرماندهی امد ویک بار هم مسعود به ملاقات او رفت . ودر روز عملیات هم طه هایاسین رمضان در ستاد فرماندهی مسعود مستقر بود تا عملیات تمام شد . نکته که خیلی برای من جالب بود این بود که طه ها یاسین رمضان معاون اول صدام حسین بود او وقتی که برای ملاقات به نزد مسعود می امد با چهار یا پنج محافظ و ماکزیمم با دو اتومبیل می آمد . اما وقتی که مسعود برای ملاقات نزد او می رفت با حداقل ده خودرو می رفت و ان هم مسلح دوره زمانه عکس شده بود . در روز های معمول هر سه چهار روز یک بار ملاقات هم می رفتتند در عملیات مروارید ۲ هم یک بار طه ها یاسین رمضان به ملاقات مسعود امد و یک بار هم مسعود به ملاقات او رفت . در هر دو این عملیات ها پرواز هلی کوپترها به دست خلبان های سازمان بود که انها را به پرواز در می اوردند یعنی همان اقایانی که در بالا از انها نام بردم و انها تا مدت ها پس از عملیات ها از شاهکارها ویا رجو یکارهای خود تعریف می کردند که چگونه افراد کرد را با تیربار یا راکت می زدند . به نمونه های از تعاریف نفرات که از عمل کرد خود تعریف می کردند توجه کنید . محمد اکبریا ن میگفت این راکت های راکه شلیک می کنیم اینها اغشته به سیانور است وقتی که ترکش ان به فردی اصابت کند اورا می کشد یا اینکه در روی روستا که پرواز می کردند چند تن از کرد های پاسدار نما را در جائی گیر اوردیم که دیگر نمی توانستند فرار کنند با تیر بار کارشان را تمام کردیم . سعید واجد از این شیرین کاریها خیلی زیاد داشته که هر از گاهی تعریف می کرد که چطور کردها را درو می کرده است و اکثر بچه های پذیرش هم که سعید مسئول انها بوده شاهد تعاریف وشاهکارهای او هستند . وحید دولت شاهی علی رغم اینکه خودش کرد است اما به شد ت ضد کرد است از قتل عامی که از کردها کرده بود با افتخار تعریف می کرد . یا اینکه توپ ۱۳۰ میلیمتری را با نفربر به بالای تپه های مسلط به روستا بردند و کردهای که در مسجد سنگر گرفته بودند را زدند . یا اینکه مینی بوسی که کرد های مسلح را داشت در منطقه طوز جابجا می کرد در زیر درخت با ۲۳ میلیمتری زده بودند وقتی که بالای سر اجساد رفته بودند می گفت انگار نفرات را با اره دو قطعه کرده اند . یا وقتی که در روستای خرمال از خانه ای به سمت انها شلیک شده بود با تانک ان خانه را زده بودند . در روستای طوز یکی از مسئولین یکتی به یکی از فرماندهان مجاهدین مراجعه می کند و میگوید برای مذاکره امده است که صحبت کند و اجازه عبور بگیرد که از این منطقه عبور کنند انها با مجاهدین کاری ندارند می گوید باشد به ایست بروم به مسئولم بگویم و جواب بیاورم که می اید به توپچی تانک می گوید ان فردی که کنار دیوار ایستاده را نشانه بگیر و شلیک کن و فرد مذبور هم فرمان را اجرا می کند . از این شاهکارها زیاد بود و نقل نبات محفل ها شده بودکه دستور تشکیلاتی دادند که دیگر در این رابطه ها صحبت نشود .

در همان ایام تلویزیون سیمای حقارت تا مدت ها از شاهکارهای هلیکوپترها در آن درگیری ها که دارند شلیک می کنند ویا با نفربر از روی اجساد عبور کرده و….. را نشان می داد و بعد به خاطر واکنش های منفی در بیرون از مناسبات و در مناسبات انها را دیگر پخش نکرد .

اما از همه مهمتر و شیرین تر سخنان خود مسعود خان در پیش ارباب است که در باره این خوش خدمتی ها و بظل و بخشش خون رشیدترین فرزندان ایران زمین که به خاطر حفظ ارباب ریخته شده است را بشنویم ( پیشنهاد م این است که یک بار این قسمت از فیلم را حتما ببینید .)

نقل از مسعود رجوی است که در این ملاقات رجوی – ابریشم چی – داوری هستند و نفر مخاطب سپهبد طاهر حبوش است :

( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است .

سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است . )

هم وطنان عزیز : برای این فرقه فقط ارباب عوض شده است اتفاقا این یکی ها خیلی بهتر از ان قبلی ها است اینها غرب گرا هستند و مدرن زبان هم را بهتر می فهمند به خصوص به لحاظ مالی و…..در مقاله بعدی به آن می پردازم .

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20002

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:… نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه …

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقمحمد حسین سبحانی: غروب یک استراتژی، برگی از تاریخ

لینک به منبع

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد

چند روزی بود کسانی که زنده مانده بودند و توانسته بودند خودشان را از معرکه نجات بدهند . در قرارگاه اشرف جمع بودند. آن روز ها در هر گوشه و کنار ، در سالن عذا خوری ، اسایشگاه ها ، محوطه هر چند نفری که دور هم جمع می شدند تمام حرف ها تجزیه وتحلیل شکست عملیات دروغ جاودان بود. در تمام این محفل ها هم شخص مسعود رجوی زیر علامت سوال بود . خیلی ها بدون هیچ واهمه ای در این محفل های بیان می کردند که مسعود رجوی و ستاد فرماندهی اش باید بیایند جواب بدهند . از این مقامی که دارند همه شان باید استعفا بدهند . اولین نشست جمعی بعد از عملیات بود که فکر کنم دوهفته ای بود که نفرات به قرارگاه سابق اشرف بر کشته بودند . بعد از بلغور کردن مقداری از کتاب قران نزدیک ۲ ساعت زمان برد که از قسمت های مختلف آن را انتخاب کرده بود و بلغور می کرد. تماما در این جهت بود که این شکست خفت بار را توجیح کند. به محض اینکه مسعود رجوی اعلام کرد برای جمعبندی عملیات ، میخواهیم نظرات شما را بشنویم و جمبندی خودمان را انجام بدهیم نفرات پشت میگرون که قرار میگرفتند تماما زیر علامت سوال بردن مسعود رجوی و ستاد فرماندهی وی بود. به صراحت نفرات بیان می کردند که مسعود رجوی به عنوان فرمانده و دیگر فرماندهان باید استغفا بدهند .بطور مشخص دوست عزیزمان اقای کفائی بیش از نیم ساعت با رجوی سر این که موضع بحث می کرد بارها رجوی در این بحث و جدل محکوم شد ونتوانست جواب بدهد . نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد . دو روز بعد از آن نشست عمومی فرماندهان اعلام کردند که قرار است مسعود رجوی با افراد مجروح ملاقات کند که نفرات را آماده کردند که به نزد وی برویم . یک ساعت قبل از برگذاری این نشست برنامه کنسل شد. وقتی با یکی از دوستان که از فرماندهان بود مسله را پیگیری کردم دوستانه گفت : از این واهمه داشتند که مجدد مثل نشست عمومی بشود و نتوانند موضوع نشست و ملاقات را کنترل کنند . الان نفرات خیلی عصبی هستند چون دوستان زیادی را از دست داده اند ترجیح می دهند که الان هیچ گونه نشستی برگذار نشود تا فضا مقداری آرام بشود دو ماه بعد از آن بود که نشست صلیب را رجوی برگذار کرد که خودش را با خضرت مسیح مقاسیه می کرد . حرفش این بود که هرکس مرا می خواهد صلبیش را بردارد و بدنبال من بیاید ….. کسی که در عمل هر وقت موقع عمل بود از ترس جانش فرار کرده است . بعد از آن نشست بود که سرکوب شدید در تشکیلات شروع شد . رسما در تشکیلات اعلام کردند کسی در رابطه شکست عملیات دروغ جاویدان حق صحبت کردن ندارد و تشکیلاتا اعلام کردند ممنوع است . اگرآن سرکوب شدید شروع نمی شد و ممنوعیت ها نبود ، نه از شیر اثری می ماند نه از شیر نشان.

***

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

***

رابطه ارگانیک سازمان مجاهدین با دولت اسلامی عراق و شام ( داعش) – قسمت نهم، آخر.

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۴:… وضعیت من هم روشن است یک خط نه زندان جمهوری اسلامی از من نوشته گرفته نه زندان شاه ، تازه از زیر تیغ اعدام هم فرار کردم بودم. من هیچ وقت مسعود رجوی را باخودم یا با دیگر دوستانم که می شناسم مقایسه نمی کنم چونکه مسعود رجوی یک خائن است وباعث دستگیری و اعدام تعدادی از مبار
 
 
مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانیمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴:… از این تعداد ۵۵ نفر از افراد کهنسال هستند که به بیماری های شدید گوناگون مبتلا هستند و تعداد ۶۰ نفر هم فرماندهان و مسئولین بالای تشکیلات سازمان مجاهدین هستند .در این بین سازمان مجاهدین تلاش زیادی داشته که بتواند فرماندهان و مسئولین
 
 
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، یازدهم نوامبر ۲۰۱۴:…  خانم مریم رجوی ایا اورسوراواز، هم کشور عراق بود! که تحریم های ظالمانه نوری المالکی سابق ، حیدر العبادی فعلی بر سازمان مجاهدین وارد کرده باشند ، نتوانید نفر بیمار را به بیمارستان ببرید. که بخاطر عدم دسترسی به دارو و دکتر نفر دچار ایست قلبی شد و جان باخت ؟! این بار کی
 
 
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … تهدید جان اعضای سازمان مجاهدین در لیبرتی جدی شده است که لابی معروف سازمان سناتور جان مکین در نامه ای به آقای جان کری وزیر خارجه امریکا *هشدار می دهد که وضعیت امنیت در بغداد در حال وخیم تر شدن است واعضای سازمان که درکمپ لیبرتی هستند در شرایط خطیری دارند قر
 
 
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۴: … مهمترین مسله این است که طبق قانون شورای ملی مقاومت مجاهدین بدون حضور مسئول شورا هیچ قانونی را نمی توان تصویب یا حذف کرد .درثانی برای تصویب هر قانونی در شورا باید نیم به علاوه یک اعضا حضور داشته باشند ( یعنی بیش از ۳۷۰ عضو). دراین جلسه اولا مسعود رجوی به عنوان مسئ