روشنگری در رابطه کشتار 19 فروردین توضیح استراتژیک مسعود رجوی در این رابطه ( قسمت اول)

روشنگری در رابطه کشتار 19 فروردین توضیح استراتژیک مسعود رجوی در این رابطه ( قسمت اول)

Mohammad_Karami_MardomTVمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، شانزدهم آوریل 2016:… در بحث استراتژیک می گفتند: اگر ما با ارتش امریکا مواجه باشیم در خط موازی با آنها تا جائی پیش می رویم که به درگیری و کنتاکت کشیده نشود. اما اگر با دولت و ارتش عراق مواجه شویم تا آخرش با آنها پیش می رویم که سنگین ترین بهای سیاسی ممکن را از خواهیم گرفت. این استراتژی سازمان مجاهدین است که بارها در بین لایه ها ی مختلف این بحث را کردند و … 

گزارش آن خدابنده (سینگلتون) از درگیری های خشونت آمیز فدائیان رجوی با پلیس عراق
کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) آوریل 2011

لینک به منبع

روشنگری در رابطه کشتار 19 فروردین توضیح استراتژیک مسعود رجوی در این رابطه ( قسمت اول)

https://youtu.be/rW0-f0jv8iE

هموطنان این مصاحبه از گفتار به نوشتار تبدیل شده که در بخش های مختلف انتشار داده خواهد شد.

محمد کرمی مردم تی ویامروز 21 فرودین ماه هست که مصادف با سالگرد 19 فروردین ماه که چهار سال قبل 36 تن از بهترین دوستان ما کشته شدند و جان خودشان را از دست دادند . تعداد زیادی هم مجروح شدند ، تعدادی از مجروحین هم بعدا فوت کردند که به این 36 نفر اضافه شد. همانطور هم که قبلا در این رابطه بیانیه دادیم و اطلاعیه صادر کردیم این کشتار را قبل از هر چیزی محکوم کردیم .از جانب هرکسی که بخواهد باشد، دولت عراق ،پلیس عراق یا ارتش از هر جانبی باشد ما این را شدیدا محکوم کردیم و محکوم هست . چرا؟ چون که افراد بی سلاح و بدون دفاع بودند را به گلوله بستن . هر چند که مصبب اصلی تمامی این کشتار ها سازمان مجاهدین و شخص مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو هستند. یک بار دیگر ما کشتار این دوستان عزیزمان که در 19 فروردین 1390 که توسط ارتش عراق کشته شدند را محکوم می کنیم . چون که به هیچ وجه قابل توجیح نیست که افراد بی سلاح و بی دفاع رابا گلوله بخواهند آرام کنند. این افراد دست خالی بودند خودشان هم دیدند . متاسفانه رهبران سازمان آنها را گول زدند و انها را فرستادند به جلو که در ادامه بحث ها بیشتر این را باز می کنم .

سوال آقای سربی:معمولا وقتی یک اتفاقی این جوری می افتد بالاخره یا دولتی که این اتفاق درش افتاده یا آن سازمان پی گیری می کنند ، بعد نیجه پیگری را به اطلاع مردم می رسانند . آیا هیچ جائی هست که مردم بتوانند این ماجرا را بخوانند و پیگری کنند که آیا اقدامی شده ؟ چه کسی مقصر بود؟ و چی شده و یا بر روی این هم سرپوش گذاشته شده هم از طرف دولت عراق و هم از طرف سازمان مجاهدین ؟

متاسفانه در این رابطه علیرغم اینکه سازمان مجاهدین خیلی ادعا می کرد که یک کمیته حقیقت یاب تشکیل شود …. اما سر این موضوع سرپوش گذاشتن چرا؟ چونکه باعث و بانی اصلی تمام این کشتار ها و مجروح شدن ها خود سازمان مجاهدین بودند . دولت عراق بارها اعلام کرده حاضر هست در این رابطه هر جریان وهر کمیته ای که بخواهد حقیقت را بیان کند، تحقیق کند حاضر به همکاری هست.علی رغم اینکه پذیرفته کارشان اشتباه بود که کشتار را انجام داده اند ، اما آنها سربازان را تحریک کرده اند که دست به این کار زدند . دولت عراق اعلام کرده حاضر است همکاری کند اما سازمان مجاهدین علیرغم این شعار های پر طمطراق شان هیچ موقع حاضر نشدند این داستان واقیعتش بیان بشود .

یکی از بحث ها من بهمین دلیل است که من با خیلی از دوستانی که شاهدین این درگیری بودند با آنها صحبت کردم ، واقعیت های که آن عزیزان دیده اند و بیان کردند در اینجا برای هموطنانم بازگو کنم و خود آنها قضا وت کنند. چرا سازمان مجاهدین روی آن سرپوش می گذارد که مسله روشن نشود چرا؟دقیقا می دانند که در این رابطه تحقیق بشود و موضوع به مراجعه حقوقی و قضائی برسد مسئول تمام این کشتار ها و جنایت ها سازمان مجاهدین هست. مقصر اصلی آن هم مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو هستند..

در گیر شدن با ارتش یا دولت عراق یکی از استراتژی های سازمان مجاهدین بوده است ، یعنی بعد از سقوط صدام حسین در سال 1382 (2003) به این سو بحث های مختلفی سازمان مجاهدین داشت به طور مشخص فرماندهان خود من، خانم فائزه محبت کار( الان مسئول کشور البانی شده )، مهناز شهنازی، وجیهه کربلائی و بقیه فرماندهان ارشد سازمان ، در بحث استراتژیک می گفتند: اگر ما با ارتش امریکا مواجه باشیم در خط موازی با آنها تا جائی پیش می رویم که به درگیری و کنتاکت کشیده نشود. اما اگر با دولت و ارتش عراق مواجه شویم تا آخرش با آنها پیش می رویم که سنگین ترین بهای سیاسی ممکن را از خواهیم گرفت. این استراتژی سازمان مجاهدین است که بارها در بین لایه ها ی مختلف این بحث را کردند و نفرات را بر اساس آن سازماندهی کردند . تمامی دوستان جدا شده این بحث ها را به یاد دارند. این استراتژی سازمان مجاهدین بوده وهست ، که برای خارج شدن از عراق بالاترین بهای سیاسی ممکن را از دولت عراق بگیرند . البته دولت عراق هیچ بهائی نمی پردازد !در واقع بها را اسیران در سازمان مجاهدین در عراق با خون خودشان دارند می پردازند . یعنی با کشتن نفرات در عراق سران سازمان مجاهدین که همه چیزشان حل است و مشگلی ندارند. همانطور که بیان کردم این یک استراتژی هست که بعد از سقوط صدام حسین سازمان مجاهدین تدوین کرد و دارد اجرا می کند .که اگر با ارتش امریکا مواجه باشیم چطورپیش میرویم . اگر با دولت و ارتش عراق باشد خط کاری سازمان مجاهدین چی هست . در این بین چه تعداد کشته بشوند برای سران مجاهدین مهم نیست !مثلا در 19 فروردین سال 1390 تعداد 36 کشته شدند که مسعود رجوی در نشست جمعبندی بیان کرده بود که اگر ما 500 نفر هم کشته داده بودیم باز ما پیروز بودیم !و برگ برنده با ما بود!به چه دلیل این را دارد بیان می کند ؟ وقتی که استراتژی این باشد همه چیز زیر این چتر قرار می گیرد .

امروز می خواهیم این موضوع را روشن کنیم که نقش سران سازمان مجاهدین خلق به خصوص مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو در درگیری ها و کشتارهای 6و 7مرداد ماه 1388 و 19 فروردین 1390 چی بود؟

دولت عراق به سازمان مجاهدین اطلاع داده بود که روستائیان خواستار زمین هایشان هستند ، در خواست داریم که زمین های بایر کشاورزی که در سمت شمال کمپ اشرف است را به اهالی پس بدهید. در همین رابطه هم محدوده ای را که اهالی خواسته بودند مشخص کرده بودند . اما سازمان مجاهدین آن را نمی پذیرفت . از طرفی هم دولت عراق مطرح کرده بود که یک ایستگاه پلیس در همان محل سابق که در زمان صدام حسین در ایستگاه تصفیه اب سربازان عراقی مسقر بودند ایجاد خواهند کرد

دولت عراق به سازمان مجاهدین اطلاع داده بود که می خواهد جهت کنترل و حفاظت در داخل کمپ اشرف ایستگاه پلیس داشته باشد . سازمان مجاهدین هم گفتند که نه این خاک ما است وخاک اشرف متعلق به ما است و ربطی به دولت عراق ندارید. دولت عراق نمی تواند داخل اشرف ایستگاه پلیس داشته باشید .دولت عراق این موضوع را به ارتش امریکا ، سازمان ملل، صلیب سرخ و مجامع بین المللی گفته بود درخواست کرده بود که در این بین پادرمیانی کنند .به سازمان مجاهدین بگوید این مناطق را باید پس بدهند، شهروندان ما زمین های بایر را که درزمان صدام حسین مصادره کرده بودند را می خواهند. در همین رابطه ارتش امریکا و سازمان ملل پا درمیانی کردند به سازمان مجاهدین گفتند که دولت عراق در این امر خیلی جدی است شما بهتر است با آنها کنار بیاید . عراقی ها چند بار اخطار داند ومجاهدین توجه نکردند و میگفتند که ما اجازه نمی دهیم ، اشرف جز خاک ما است . این خاک را از کجا آوردید؟ خاک اشرف را از کجا آوردید که 40 کیلو متربع از خاک عراق را مصادره کردید.در همین رابطه سازمان مجاهدین شروع کردند در داخل اشرف مانند جبهه ها خاک ریز به ارتفاع 3 الی 4 متری لایه به لایه در هر 100 متر ایجاد کردند . در هر چهار سمت کمپ به طرف داخل تمام خاکریز زد ه شد . بجای اینکه با مقامات سازمان ملل و ارتش عراق و ارتش امریکا برای حل این مسله کنار بیاید. برای مسعود رجوی بهترین محفل یا بهترین موضوعی که بخواهد نفرات را به کشتن بدهد به دست آورده بود.بهمین خاطر شروع کردند خاک ریز زدن و در ادامه نصب چادر های استقراری و نفرات را توجیح کردند که عراقی ها می خواهند به خاک ما تجاوز کنند.و از شرفمان دفاع می کنیم . در مقابل عراقی ها در هر چهار ضلع نیرو چیدند که اجازه ندهند نیروهای عراقی به داخل کمپ اشرف نفوذ کنند هر ضلع را به چند قرارگاه دادند و آنها هم خط جبهه تشکیل دادند و چادر های استقراری در خط نصب کردند و مستقر شدند. .

امریکائی ها مجدد به سران سازمان مجاهدین مطرح کردند که عراقی ها به جد آمده اند برای درگیری ، بهتر است شما کوتاه بیاید، این مسله کنار بیاید اما مجاهدین قبول کردند .
نیروهای عراقی از شمال قرارگاه شروع به پیشروی به سمت داخل کمپ اشرف کردند. مجاهدین به نیروهای عراقی در همان ضلع شمال تهاجم کردند که با موادی مانند : کوکتل مولوتف ، بطری ها ی آتش زا ، قلاب سنگ ، تیرکمان ، ستاره چند پره فلزی و با تانکر آب فشار قوی به سمت نیروهای عراق حمله کردند . نیروهای مجاهدین رفتند زیر خودرهای زرهی خوابیدن و اجازه تردد به خودر رو ها نمی دادند . از یک سو هم تیم های ضربتی که سازمان مجاهدین تشکیل داده بود ، تلاش می کردند که سربازان عراقی را خلع سلاح کنند تعدادی از آنها را مجروح کردند. در حالی که این قابل اجتناب بود و نیاز به در گیری و خون ریزی نداشت، اما مسعود رجوی بهترین محمل یا بهترین موضوع را بدست را برای در گیری به دست آورده بود که خون اعضا را بریزد، بخوبی هم می دانست که با دست خالی نمی تواند در جلو ارتش مسلح به ایستد.

در نشستی سران سازمان از رجوی سوال کرده بودند ما دستمان خالی است ، برای دفاع از خود چیزی نداریم . رجوی پاسخ داده بود که عراقی ها با شما درگیر نمی شوند و اتفاقی نخواهد افتاد. و مسئولین و فرماندهان هم همین نفرات را این طور توجیح کرده بودند که ارتش عراق درگیر نمی شود ، به همین دلیل نفرات را کاملا تا جائی که می توانست جلو ارتش چیده بود. وقتی که درگیر شدند و با زرهی روی نفرات رفتند و نفرات مورد ضرب و شتم قرار گرفتن .

در 6-7 مرداد 11 نفر کشته شد و بیش از 100 نفر مجروح شدند .در صحنه اکثر نفرات اعتراض داشتند که شما گفتید پلیس شلیک نمی کند پس این درگیری و کشتار چی است ؟ که این باعث هرج و مرج شدن در صحنه شده بود ، نفرات به عنوان اعتراض صحنه را ترک کردند به سمت مقرات خود رفتند ، عراقی ها هم تا جائی که مشخص کرده بودند پیش رفتند. یعنی ضلع شمالی خیابان 100 را از درب شرقی تا پشت پمپ بنزین در نزدیکی درب ورودی را پس گرفتند و خاک ریز زدند. ایستگاه پلیس را درمحل مورد نظر پابرجا کردند.

دولت عراق می گفت که اینجا خاک ما هست و ماحق داریم که برخاکمان کنترل داشته باشیم ، شما در داخل خاک ما کمپ دارید مهمان ما هستید ما این حق را داریم که یک کیوسگ در داخل این کمپ داشته باشیم مانند هر کمپ پناهندگی که در این دنیا وجود دارد . نمی شود در خاک ما کمپ پناهندگی وجود داشته باشد اما ما بر آن هیچ گونه کنترلی نداشته باشیم .سازمان مجاهدین قبول نداشتند و ادعا می کردند که نه اینجا خاک عراق نیست و ما شما را به داخل کمپ راه نمی دهیم . وقتی دلیل آن را میخواستند که به چه دلیل شما به ما اعتماد ندارید و راه نمی دهید ، بیان می کردند شما وابسته به ایران هستید .

حرف های غیر منطقی که مرغ پخته را به خنده در می آورد. که در نهایت با کشته شدن یازده نفر و مجروح شدن صدها نفر تا نقطه ای که ارتش عراق مشخص کرده بود پیش روی کردند و پاسگاه خود را دایر کردند، زمین های کشاورزی روستائی ها را از آنها پس گرفتند….

ادامه دارد

 *** 

Ashraf camp Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) April 2011


https://youtu.be/2W17BX3t4GI

فاجعه کمپ اشرف نوزدهم فروردیایرج شکری: سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین 

معصومه ملک محمدی و عباس داوریبه مناسبت سالگرد کشتار ۱۹ فروردین سال ۹۰ اشرف. زمینه سازان واقعی فاجعه

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsحاج مسعود رجوی با “پروژه شهید بازی” چه چیزی برای ایران و ایرانی آوردی؟

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،حاج مسعود رجوی، نسل کشی کردها هم در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24454

بیست و پنجمین سالگرد سرکوب وکشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

 Mojahedin Khalq Kurdish massacar 1محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پنجم آوریل ۲۰۱۶:… مسعود رجوی چنین بیان کرد: ( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است … 

بهزاد علیشاهی: چرا سازمان مجاهدین یک” فرقه ” خطرناک است و یک سازمان سیاسی نیست؟

لینک به منبع

بیست و پنجمین سالگرد سرکوب وکشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

 مسعود رجوی چنین بیان کرد: ( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است . 

سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است . ) به همراه مستند های از کشتار ها و ملاقات رجوی با طاهر حبوش در همین رابطه .میز گرد جهار نفر از اعضا جدا شده که شاهد زنده این جنایات بودند.

https://youtu.be/xvJH1Gbp1Dw

این مقاله را چهار سال قبل نوشتم . که به منتاسب بیست و پنجمین سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین است . میز گردی سه سال قبل به همراه تعداد ی از دوستان در رابطه با مسله کرد کشی و مستند های هم در فیلم ضمیمه می باشد.این مصاحبه سند زنده ای است از جنایتی که مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو انجام داده است

من مسول تاسیسات ستاد قرارگاه اشرف بودم ،در آن زمان که مسئول قرارگاه خانم ثریا شهری ( طاهره ) بود در بحبوحه جنگ و بمباران ها من مشغول انتقال وسا ئل تاسیساتی از قرارگاه حنیف به قرارگاه اشرف بودم . یک روز به عید نوروز مانده بود که من ساعت ۰۱ از ماموریت برگشتم که در درب وردی قرارگاه یک یاداشت از ثریا شهری به من داده شد . مستقیم به اتاق کار وی مراجعه کردم به من ماموریت جدید را ابلاغ کرد که فردا ساعت ۰۶ در جلو درب قرارگاه آماده حرکت باشم صبح که در سر قرارآماده شدم دیدم که بجز ما یاسر (مسئول مالی سازمان در آن زمان ) هم با ما می اید . برای اولین بار بود که من نام فیلق دوم ( سپاه دوم ارتش صدام ) را می شنیدم بالاخره با اکیپ حرکت کردیم وبعد از یک ساعت به مقصد رسیدیم . در ان محل من بچه های نیرو هوائی را دیدم که همه را می شناختم که این افراد عبارت بودند از : رحیم با طبی فرمانده نیرو هوائی – وجیهه کربلائی – احمد طبائی – فاطمه علیزاده – منصوره رضائی – مژگان زمانی – انسیه گلدوست – گلناز تمیزی – که این خانم ها تازه داشتند دوره آموزش خلبانی هلی کوپتر را طی میکردند .آقایان خلبان عبارت بودند از : فرید ماهوتی – امیربهمن بهادری – مسعود فرشچی – بهمن عظیمی – محمد اکبریان – جمشید کارگر- هادی لاری – علیرضا معصومی – امیر حسین افضل نیا – سعید زرگر – وحید دولت شاهی – سعید واجد – نفرات مهندسی : محمد صادقی – اسماعیل مختار بورانی – احمد مندی – جعفر تهرانی – حبیب همتی – عبدالاحد دهداری – علیرضا خوشنویس .

پس از دو روز به ما گفته شد که باید این ساختمان ها تخلیه شود و این جا تبد یل به ستاد مرکزی میشود که کار من شروع شد . یکی دوروز بعد تیپ حفا ظتی مسعود و مریم به همراه انها در آنجا مستقر شدند که بیش از چهل دستگاه خودروکه بعضا مجهز به سلاح های ضد هوائی دو لول و چهار لول و موشک های زمین به هوا بود . (در حالی این ستون نظامی در جاده ها به حرکت در می آمد که به دلیل نبودن سوخت در آن زمان بندرت خودرو د رجاده ها دیده میشود . ) تمامی ستاد های ارتش در عرض دو روز همه به فیلق دوم گسیل شدند که سگ صاحب خودش را نمی -شناخت . جاده های کنار فیلق تبدیل یک دژ عظیم شده بود که انواع تانکها و نفربر های متفاوت بود با انواع توپ های ۱۳۰ میلیمتری و ۱۵۵میلیمتری کاتیوشاها و یکسری از نفربر ها هم روی انها سلاح های۲۳میلیمتری و بعضا دو دستگاه مینی کاتیوشا و یکسری هم خمپاره طراحی و نصب شده بود . تا چشم کار میکرد دریای از فولاد سرد و بی روح و در این میان تعدادی از افراد در میان این دریای سرد و بی روح ول می خوردن و بعضی هم از فرط خستگی خوابیده بودند .

چند روز بعد که به بیرون فیلق امدم خبری از ان دریای فولاد نبود انها به سمت منطقه آق داق صغیرو آق داق کبیر برای ……….رفته بودند .

مقر فرماندهی مسعود و مریم در وسط فیلق بود و مقر فرماندهی طه ها یاسین رمضان و فرمانده نیروهوائی عراق ۵۰۰متر بالاتر از مقر مسعود بود . یک روز قبل از شروع عملیات مروارید ۱ طه ها یاسین رمضان دو بار به ملاقات مسعود به ستاد فرماندهی امد ویک بار هم مسعود به ملاقات او رفت . ودر روز عملیات هم طه هایاسین رمضان در ستاد فرماندهی مسعود مستقر بود تا عملیات تمام شد . نکته که خیلی برای من جالب بود این بود که طه ها یاسین رمضان معاون اول صدام حسین بود او وقتی که برای ملاقات به نزد مسعود می امد با چهار یا پنج محافظ و ماکزیمم با دو اتومبیل می آمد . اما وقتی که مسعود برای ملاقات نزد او می رفت با حداقل ده خودرو می رفت و ان هم مسلح دوره زمانه عکس شده بود . در روز های معمول هر سه چهار روز یک بار ملاقات هم می رفتتند در عملیات مروارید ۲ هم یک بار طه ها یاسین رمضان به ملاقات مسعود امد و یک بار هم مسعود به ملاقات او رفت . در هر دو این عملیات ها پرواز هلی کوپترها به دست خلبان های سازمان بود که انها را به پرواز در می اوردند یعنی همان اقایانی که در بالا از انها نام بردم و انها تا مدت ها پس از عملیات ها از شاهکارها ویا رجو یکارهای خود تعریف می کردند که چگونه افراد کرد را با تیربار یا راکت می زدند . به نمونه های از تعاریف نفرات که از عمل کرد خود تعریف می کردند توجه کنید . محمد اکبریا ن میگفت این راکت های راکه شلیک می کنیم اینها اغشته به سیانور است وقتی که ترکش ان به فردی اصابت کند اورا می کشد یا اینکه در روی روستا که پرواز می کردند چند تن از کرد های پاسدار نما را در جائی گیر اوردیم که دیگر نمی توانستند فرار کنند با تیر بار کارشان را تمام کردیم . سعید واجد از این شیرین کاریها خیلی زیاد داشته که هر از گاهی تعریف می کرد که چطور کردها را درو می کرده است و اکثر بچه های پذیرش هم که سعید مسئول انها بوده شاهد تعاریف وشاهکارهای او هستند . وحید دولت شاهی علی رغم اینکه خودش کرد است اما به شد ت ضد کرد است از قتل عامی که از کردها کرده بود با افتخار تعریف می کرد . یا اینکه توپ ۱۳۰ میلیمتری را با نفربر به بالای تپه های مسلط به روستا بردند و کردهای که در مسجد سنگر گرفته بودند را زدند . یا اینکه مینی بوسی که کرد های مسلح را داشت در منطقه طوز جابجا می کرد در زیر درخت با ۲۳ میلیمتری زده بودند وقتی که بالای سر اجساد رفته بودند می گفت انگار نفرات را با اره دو قطعه کرده اند . یا وقتی که در روستای خرمال از خانه ای به سمت انها شلیک شده بود با تانک ان خانه را زده بودند . در روستای طوز یکی از مسئولین یکتی به یکی از فرماندهان مجاهدین مراجعه می کند و میگوید برای مذاکره امده است که صحبت کند و اجازه عبور بگیرد که از این منطقه عبور کنند انها با مجاهدین کاری ندارند می گوید باشد به ایست بروم به مسئولم بگویم و جواب بیاورم که می اید به توپچی تانک می گوید ان فردی که کنار دیوار ایستاده را نشانه بگیر و شلیک کن و فرد مذبور هم فرمان را اجرا می کند . از این شاهکارها زیاد بود و نقل نبات محفل ها شده بودکه دستور تشکیلاتی دادند که دیگر در این رابطه ها صحبت نشود .

در همان ایام تلویزیون سیمای حقارت تا مدت ها از شاهکارهای هلیکوپترها در آن درگیری ها که دارند شلیک می کنند ویا با نفربر از روی اجساد عبور کرده و….. را نشان می داد و بعد به خاطر واکنش های منفی در بیرون از مناسبات و در مناسبات انها را دیگر پخش نکرد .

اما از همه مهمتر و شیرین تر سخنان خود مسعود خان در پیش ارباب است که در باره این خوش خدمتی ها و بظل و بخشش خون رشیدترین فرزندان ایران زمین که به خاطر حفظ ارباب ریخته شده است را بشنویم ( پیشنهاد م این است که یک بار این قسمت از فیلم را حتما ببینید .)

نقل از مسعود رجوی است که در این ملاقات رجوی – ابریشم چی – داوری هستند و نفر مخاطب سپهبد طاهر حبوش است :

( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است .

سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است . )

هم وطنان عزیز : برای این فرقه فقط ارباب عوض شده است اتفاقا این یکی ها خیلی بهتر از ان قبلی ها است اینها غرب گرا هستند و مدرن زبان هم را بهتر می فهمند به خصوص به لحاظ مالی و…..در مقاله بعدی به آن می پردازم .

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20002

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:… نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه …

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقمحمد حسین سبحانی: غروب یک استراتژی، برگی از تاریخ

لینک به منبع

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد

چند روزی بود کسانی که زنده مانده بودند و توانسته بودند خودشان را از معرکه نجات بدهند . در قرارگاه اشرف جمع بودند. آن روز ها در هر گوشه و کنار ، در سالن عذا خوری ، اسایشگاه ها ، محوطه هر چند نفری که دور هم جمع می شدند تمام حرف ها تجزیه وتحلیل شکست عملیات دروغ جاودان بود. در تمام این محفل ها هم شخص مسعود رجوی زیر علامت سوال بود . خیلی ها بدون هیچ واهمه ای در این محفل های بیان می کردند که مسعود رجوی و ستاد فرماندهی اش باید بیایند جواب بدهند . از این مقامی که دارند همه شان باید استعفا بدهند . اولین نشست جمعی بعد از عملیات بود که فکر کنم دوهفته ای بود که نفرات به قرارگاه سابق اشرف بر کشته بودند . بعد از بلغور کردن مقداری از کتاب قران نزدیک ۲ ساعت زمان برد که از قسمت های مختلف آن را انتخاب کرده بود و بلغور می کرد. تماما در این جهت بود که این شکست خفت بار را توجیح کند. به محض اینکه مسعود رجوی اعلام کرد برای جمعبندی عملیات ، میخواهیم نظرات شما را بشنویم و جمبندی خودمان را انجام بدهیم نفرات پشت میگرون که قرار میگرفتند تماما زیر علامت سوال بردن مسعود رجوی و ستاد فرماندهی وی بود. به صراحت نفرات بیان می کردند که مسعود رجوی به عنوان فرمانده و دیگر فرماندهان باید استغفا بدهند .بطور مشخص دوست عزیزمان اقای کفائی بیش از نیم ساعت با رجوی سر این که موضع بحث می کرد بارها رجوی در این بحث و جدل محکوم شد ونتوانست جواب بدهد . نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد . دو روز بعد از آن نشست عمومی فرماندهان اعلام کردند که قرار است مسعود رجوی با افراد مجروح ملاقات کند که نفرات را آماده کردند که به نزد وی برویم . یک ساعت قبل از برگذاری این نشست برنامه کنسل شد. وقتی با یکی از دوستان که از فرماندهان بود مسله را پیگیری کردم دوستانه گفت : از این واهمه داشتند که مجدد مثل نشست عمومی بشود و نتوانند موضوع نشست و ملاقات را کنترل کنند . الان نفرات خیلی عصبی هستند چون دوستان زیادی را از دست داده اند ترجیح می دهند که الان هیچ گونه نشستی برگذار نشود تا فضا مقداری آرام بشود دو ماه بعد از آن بود که نشست صلیب را رجوی برگذار کرد که خودش را با خضرت مسیح مقاسیه می کرد . حرفش این بود که هرکس مرا می خواهد صلبیش را بردارد و بدنبال من بیاید ….. کسی که در عمل هر وقت موقع عمل بود از ترس جانش فرار کرده است . بعد از آن نشست بود که سرکوب شدید در تشکیلات شروع شد . رسما در تشکیلات اعلام کردند کسی در رابطه شکست عملیات دروغ جاویدان حق صحبت کردن ندارد و تشکیلاتا اعلام کردند ممنوع است . اگرآن سرکوب شدید شروع نمی شد و ممنوعیت ها نبود ، نه از شیر اثری می ماند نه از شیر نشان.

***

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

***

رابطه ارگانیک سازمان مجاهدین با دولت اسلامی عراق و شام ( داعش) – قسمت نهم، آخر.

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۴:… وضعیت من هم روشن است یک خط نه زندان جمهوری اسلامی از من نوشته گرفته نه زندان شاه ، تازه از زیر تیغ اعدام هم فرار کردم بودم. من هیچ وقت مسعود رجوی را باخودم یا با دیگر دوستانم که می شناسم مقایسه نمی کنم چونکه مسعود رجوی یک خائن است وباعث دستگیری و اعدام تعدادی از مبار
 
 
مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانیمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴:… از این تعداد ۵۵ نفر از افراد کهنسال هستند که به بیماری های شدید گوناگون مبتلا هستند و تعداد ۶۰ نفر هم فرماندهان و مسئولین بالای تشکیلات سازمان مجاهدین هستند .در این بین سازمان مجاهدین تلاش زیادی داشته که بتواند فرماندهان و مسئولین
 
 
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، یازدهم نوامبر ۲۰۱۴:…  خانم مریم رجوی ایا اورسوراواز، هم کشور عراق بود! که تحریم های ظالمانه نوری المالکی سابق ، حیدر العبادی فعلی بر سازمان مجاهدین وارد کرده باشند ، نتوانید نفر بیمار را به بیمارستان ببرید. که بخاطر عدم دسترسی به دارو و دکتر نفر دچار ایست قلبی شد و جان باخت ؟! این بار کی
 
 
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … تهدید جان اعضای سازمان مجاهدین در لیبرتی جدی شده است که لابی معروف سازمان سناتور جان مکین در نامه ای به آقای جان کری وزیر خارجه امریکا *هشدار می دهد که وضعیت امنیت در بغداد در حال وخیم تر شدن است واعضای سازمان که درکمپ لیبرتی هستند در شرایط خطیری دارند قر
 
 
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۴: … مهمترین مسله این است که طبق قانون شورای ملی مقاومت مجاهدین بدون حضور مسئول شورا هیچ قانونی را نمی توان تصویب یا حذف کرد .درثانی برای تصویب هر قانونی در شورا باید نیم به علاوه یک اعضا حضور داشته باشند ( یعنی بیش از ۳۷۰ عضو). دراین جلسه اولا مسعود رجوی به عنوان مسئ