ریاست جمهوری ترامپ و سرنوشت مجاهدین خلق (فرقه رجوی)ا

ریاست جمهوری ترامپ و سرنوشت مجاهدین خلق (فرقه رجوی)ا

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، پنجم ژانویه 2017:… در دنیای سیاست اولویت منافع کلان برای یک دولت است و طبعآ برای امریکا هم چنین است، اما مجاهدین همیشه در خواب پنبه دانه خود و رویاهای پوچ گذرعمر کرده اند و هرگز نخواسته اند که واقیت ها را بپذیرند، مثلآ اگر آقای ترامپ بر تعققیر دادن برجام اشاره کرده مجاهدین بر همین موضوع سوار می شوند و گمان می کنند که همین … 

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینبی بی سی: رامنی، جولیانی یا کاندیدای سوم: چه فرقی می کند؟

لینک به منبع

ریاست جمهوری ترامپ و سرنوشت مجاهدین

وبلاگ ادوارد
04/01/2017

با تبریک سال نو میلادی 2017 به تمام هم میهنان عزیزم، آرزو دارم که سال نو فصل تازه ای را با صلح و آرامش برای تمام جهان همراه داشته باشد.

شانزده روز تا شروع کار دولت جدید امریکا مانده، این فکر که در دوران ریاست جمهوری فردی مانند دونالت ترامپ چه اتفاقی در دنیا خواهد افتاد مشغله ذهنی بسیاری است، چرا که پیروزی آقای ترامپ در مقابل هیلاری کلینتن همه را غافلگیر کرد و کسی بر این باور نبود که کلینتن بازنده شود، اما شد و در اصل همه را غافلگیر کرد.
حالا همه در انتظار عملکرد دولت آینده امریکا با دول جهان و گروه های مختلف سیاسی و تروریستی و برخورد با پدیده جنگ و حتی پناه جویانی هستیم که از کشت و کشتار به کشورهای اروپایی و امریکا پناه آورده اند.

اما آن چیزی را که شخصآ از سخنان آقای ترامپ برداشت کرده ام این است که در دوران ریاست آقای ترامپ حال گروه های تروریستی منجمله مجاهدین خوب نخواهد بود،مواضع آقای ترامپ تا اینجا تماما به ضرر گروه هایی است که سابقه تروریستی دارند، البته برای سازمانی مثل مجاهدین این ضرر ضریب می خورد چرا که اینها ( مجاهدین) ترور مستشاران امریکایی را در دوران شاه در پرونده خود دارند، دوم اینکه نزدیکی ترامپ به پوتین باعث خواهد شد تا آقای ترامپ در مقابل گروه هائی چون مجاهدین خصوصآ کوتاه نیامده و زمینه برای مانور های سیاسی این گروه خشن تنگتر خواهد شد.

البته دلخوشی مجاهدین به این است که وزرای آینده کابینه آقای ترامپ کسانی باشند که عمری مجاهدین سیبیل های آنان را چرب کرده اند، یعنی دلالانی که برای هر سخنرانی در فرانسه پولهای کلان از مجاهدین دریافت کرده اند مانند رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک که در اخاذی از مجاهدین سابقه طولانی دارد و کاندید پست وزارت امور خارجه هم بود اما پر واضع است همین آقایان اگر در سمتی هم قرار بگیرند دیگر نه اجازه هواداری از گروهی را خواهند داشت نه می توانند با دست باز با دریافت پول برایشان سخنرانی کنند، در هر حال باد به هر سمتی هم که بوزد به ضرر مجاهدین و گروه هائی مثل آنان است و هیچ راه گریزی هم نیست، در دنیای سیاست اولویت منافع کلان برای یک دولت است و طبعآ برای امریکا هم چنین است، اما مجاهدین همیشه در خواب پنبه دانه خود و رویاهای پوچ گذرعمر کرده اند و هرگز نخواسته اند که واقیت ها را بپذیرند، مثلآ اگر آقای ترامپ بر تعققیر دادن برجام اشاره کرده مجاهدین بر همین موضوع سوار می شوند و گمان می کنند که همین که فلانی گفت اجرا خواهد شد و همین موضوع را در تشکیلات خود به عنوان پیروزی تحلیل و در نهایت تحمیل اعضای خود می کنند، که البته بعید به نظر می رسد آقای ترامپ چنین کاری را انجام دهد چون هم اروپا و هم خود امریکا برجام برایشان ضروری است و هم الان هم آقای ترامپ هم از سوی اروپا و هم از سوی امریکا و دانشمندان امریکائی بر سر موضوع برجام تحت فشار است.

در هر حال در آینده ای نه چندان دور شرایط نه تنها برای مجاهدین بلکه برای خیلی از گروه های تروریستی بسیار بدترازاین خواهد شد و ما به عنوان اعضای جدا شده که از درون این گروه ضد بشری خود را رها کرده ایم بایستی برای آزادی دیگر اعضای گرفتار از چنگال استسماری مجاهدین تلاش سختی را آغاز کنیم.

*** 

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراقبی بی سی خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27690

بمناسبت زادروز عیسی مسیح پیام آور صلح و آزادی (نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به عالیجناب پاپ فرانسیس)ا 

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، دهم دسامبر ۲۰۱۶:… به عنوان یک مسیحی ازشما درخواست دارم تا برای آزادی افرادی که اکثرآ تمایل به ماندن در تشکیلات مجاهدین را ندارند اما برحسب زوروترس در تشکیلاتی مخوف گرفتار هستند اقدام انسانی نمایید،برداشتن یک قدم جنابعالی می تواند دروازه ای رو به آینده ای آزاد برای هزاران انسان فریب خورده باشد … 

پارلمان اروپا علیه مجاهدین خلق فرقََه رجوی ملاقات آقای ادوارد ترمادو با نماینده پارلمان اروپا ‪Dennis de Jong

ادوارد ترمادو، سال ۲۰۱۲: دمکراسی از نوع مجاهدین
(آیا قمه کشی ماموران سابق صدام در خیابانهای پاریس تروریسم نیست؟)

لینک به منبع

بمناسبت زادروز عیسی مسیح پیام آور صلح و آزادی

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به عالیجناب پاپ فرانسیس

وبلاگ ادوارد
۷٫۱۲,۲۰۱۶

عید میلاد عیسی مسیح پیام آور صلح و آزادی و سال نو میلادی ۲۰۱۷ را به جنابعالی به عنوان رهبر جهان کاتولیک ، تمام مسیحیان و دیگر مردمان جهان تبریک می گویم و امیدوارم که با همت و پشتکار رهبران جهان، در سال نو میلادی شاهد صلح و آرامش و همزیستی مسالمت آمیز تمام ادیان در کنار یگدیگر باشیم.

عالیجناب، سال ۲۰۱۶ را در حالی پشت سر می گذاریم که متآسفانه سال خون و کشتار بود و متآسفانه هنوز هم ادامه دارد، جهان شاهد عملیات شنیع تروریستی عده ای کور دل که برای به قدرت رسیدن خود، خون مردم بی گناه را ریخته و بدون هیچگونه ترحم به شکل وحشیانه ای دست به قتل عام کودکان و زنان و سالخوردگان می زنند، البته این شیوه کار تمام فرقه های مذهبی در دنیاست که تنها به فکر منافع خود می باشند و برای همین منافع حقیر حاضر هستند که دریای خون به راه بیاندازند تا چند صباحی به قدرت چنگ بزنند تا بتوانند با در دست گرفتن قدرت افکار شیطانی خود را به مردم تحمیل کنند و به اهداف شوم خود برسند.

عالیجناب:

این دومین نامه ای است که برای جنابعالی می نویسم و همانگونه که در نامه قبلی توضیع دادم خود شخصآ دوازده سال در یک چنین فرقه مذهبی در عراق گرفتار بودم که با شعار صلح و آزادی و دمکراسی در درون تشکیلات مخوف استالینیستی خود با نام دین و مذهب جوانان را فریب میدادند و راهی عملیات تروریستی در درون خاک ایران می نمودند و پس از کشته شدن آنان سوگواری را هم حتی برای نزدیکترین خویشاوندانشان ممنوع می کردند با این ترفند مذهبی که رهبر فرقه مسعود رجوی بیان می کرد که اینان شهید هستند و تمام شهیدان متعلق به رهبر می باشد و کسی اجازه ندارد حتی برایشان گریه کند و با وعده رفتن به بهشت گروه بعدی را آماده قربانگاه می نمود.

همین فرقه مجاهدین که در لیست تروریستی امریکا و اروپا بود متآسفانه در بازی سیاسی چه در امریکا و چه در اروپا از لیست تروریستی خارج شد و اکنون که پس از سالیان به زور از عراق خارج شده و افرادش را با فشار امریکا در کشور آلبانی مستقر نموده، تلاششان بر این است که در کشور آلبانی هم اردوگاهی به شکل اردوگاه استسماری اشرف که در عراق داشتند راه اندازی کنند که تا کنون تا اندازه ای هم موفق بوده اند.

عالیجناب پاپ فرانسیس:

فرقه مجاهدین فرماندهی خود را در قلب اروپا مستقر کرده و از همین مقر هم تلاش می کند تا در اروپای آزاد دهان منتقدین خود را ببندد و برای اینکار حتی رهبرشان مسعود رجوی در پیام صوتی خود ما جدا شدگان و اعضای سابق که در اروپا همراه خانوادهای خود زندگی می کنیم را به مرگ در هر کجای جهان که باشیم تهدید کرده، این پیام صوتی تهدید آمیز که دقیقآ از سوی رهبر مجاهدین ارسال شد نشان از آن دارد که فرقه مجاهدین هرگز از ائیدولوژی خونین خود دست نکشیده و این عقیده خود را حتی در اروپای آزاد هم بروز می دهد و هیچگونه انتقادی را هم بر نمی تابد، این فرقه تلاش دارد تا در اروپا با ظاهری مردمی و دمکراتیک خود را در نظر سیاستمداران اروپا آلترناتیو رژیم ایران جابزند، در حالیکه هم الان در آلبانی اعضای خود را به شکلی و با سیاستی مستقر کرده که هیچکدام از آنان نتوانند مستقلآ برای زندگی خود تصمیم بگیرند و به گونه ای پناهندگی آنان را سازماندهی کرده که اگر کسی از فرقه جدا شد در آلبانی هیچگونه امکانات و مزایائی از سوی دولت آن کشور نصیبش نشود که ناچارآ دوباره به درون تشکیلات دیکتاتوری فرقه بازگردد، با این کار در اصل این فرقه تروریستی پس از شکست در عراق، هم اینک تمام تشکیلات ضد بشری خود را به اروپا منتقل کرده و در اروپا زندانی برپا کرده که انسانهای درون آن محکوم به مرگ تدریجی هستند.

عالجناب:

به عنوان یک مسیحی ازشما درخواست دارم تا برای آزادی افرادی که اکثرآ تمایل به ماندن در تشکیلات مجاهدین را ندارند اما برحسب زوروترس در تشکیلاتی مخوف گرفتار هستند اقدام انسانی نمایید،برداشتن یک قدم جنابعالی می تواند دروازه ای رو به آینده ای آزاد برای هزاران انسان فریب خورده باشد.

هر اقدام بشر دوستانه ای که از سوی جنابعالی و یا هر کس دیگر دراین مسیر و برای آزادی این افراد که بعضآ بیش از۲۵ سال است که از جامعه عادی دور مانده اند برداشته شود مطمعنآ قابل تحسین است و مردم ایران هرگز این اقدام بشر دوستانه را فراموش نخواهند کرد، اینجانب با کمال افتخار آماده هستم که در راه آزادی دوستانم که در تشکیلات گرفتار هستند در حضور جنابعالی گزارش کاملی از شرایط درون فرقه و پایمال شدن مستمر ابتدائی ترین حقوق بشر که در درون تشکیلات شاهد بودم را ارائه نمایم.

مجددآ میلاد عیسی مسیح و سال نو میلادی ۲۰۱۷ را به جنابعالی و تمام صلح دوستان در سرتاسر جهان تبریک می گویم.

با آرزوی سلامتی برای جنابعالی و موفقیت درمسئولیت هایتان و با آرزوی نابودی تروریسم و استقرار صلح و آزادی در تمام جهان .

ارادتمند:

ادوارد ترمادو

آلمان

*** 

مصاحبه عنایت فانی با ادوارد ترمادو، بی بی سی، به عبارت دیگر

https://youtu.be/3Ll21APj71U

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقIn a democracy we don’t beg terrorists not to kill us (Open letter to President Hollande)

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

(مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی در خدمت استخبارات صدام حسین)

قربانیان رجوی پاریساین عکس کسانی است که به دستور مریم رجوی خود را ناقص کردند

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در گزارش سالانهی تروریسم ۲۰۰۷ امریکا

مریم رجوی قاتل ندا حسنی و دیگر قربانیان ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳

آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

مریم رجوی قاتل ندا و فروغ حسنی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26534

نامه ای به عباس قدرتی در زندان لیبرتی 

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و ششم اوت ۲۰۱۶:… عباس قدرتی سلام، اخیرآ مطلع شدم که از زندان لیبرتی در عراق به زندان آلبانی منتقل شده ای، راستش از روزی که انتقال از عراق به آلبانی شروع شد یکی از مشقله های ذهنی من این بود که کی و چه موقع دوستان قدیمی من از عراق خارج می شوند، هر چه اسامی افرادی را که در لیست منتقل شده ها می خواندم اکثرآ از مسؤلین سازمان بودند که سازمان تلاش کرده آنان را سریعتر از … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ تیرانا آلبانیَمحمد رزاقی: اینجا کجاست؟ (تیرانا، کمپ مجاهدین خلق، اخراجی های عراق)

لینک به منبع

نامه ای به عباس قدرتی در زندان لیبرتی

عباس قدرتی سلام، اخیرآ مطلع شدم که از زندان لیبرتی در عراق به زندان آلبانی منتقل شده ای، راستش از روزی که انتقال از عراق به آلبانی شروع شد یکی از مشقله های ذهنی من این بود که کی و چه موقع دوستان قدیمی من از عراق خارج می شوند، هر چه اسامی افرادی را که در لیست منتقل شده ها می خواندم اکثرآ از مسؤلین سازمان بودند که سازمان تلاش کرده آنان را سریعتر از عراق خارج کند تا مبادا موئی از سرشان کم شود، اما اسامی بچه هائی که از اردوگاه اسیران ایرانی در عراق به مجاهدین پیوسته بودیم کمتر به چشم می خورد، خودت هم خوب می دانی که از روز اول ورود ماها به اردوگاه اشرف مسؤلین سازمان تفاوت فراوانی بین ما و دیگران قائل می شند و معمولآ ماها را که از اسرای جنگی بودیم اردوگاهی صدا می کردند تا تحقیرمان کنند، حال آنکه همین اسرای جنگی مایه افتخار ملت بزرگ ایران بودند و هستند که با دشمن بعثی جانانه جنگیدند و سرفرازانه اسارت را تحمل کردند، اما رجوی چون خودفروخته بود ودر خدمت صدام پس ما برایش ارزشی نداشتیم و هنوز هم سران سازمان همین عقیده را دارند، به هیچ کدام از ما هم اعتمادی نداشتند، همین انتقال دیر هنگام امثال ماها هم بر اساس همین سیاست رجوی به اجرا در آمد تا بچه های بقول خودشان اردوگاهی را سپر بلا کنند تا بتوانند فرماندهان مزدور و جنایتکار خود را سریعتر از عراق خارج کنند، این تبعیض همیشه هم در سازمان بوده و مایه عذاب تمامی کسانی هم بود که با فریب و دروغگوئی ها رجوی از کمپ اسیران به مجاهدین پیوسته بودیم.

عباس عزیز دوران اسارتی را با هم تحمل کردیم هرگز فراموشم نمیشود و تمام لحضه هائی را که با هم سر کرده ایم در خاطرات من خواهد ماند، آخر تو بودی بهترین دوست دوران اسارت کسی که همیشه یار و یاور من در تمام لحضه های سخت اسارت بوده، آیا بخاطر داری که در لشگر پانزدهم مجاهدین به خاطر دوستی و صمیمیت بین ما چقدر مسؤلین و فرماندهان مجاهدین تلاش کردند تا دوستی گرم ما را سرد کنند اما نتوانستند، آخر سر مجبور شدند دست از پا درازتر دست از سر ماها بردارند، دوستی و صمیمیت ما تا اندازه ای بود که بتول معصومی که مسؤل من بود به من و تو می گفت دوقولوهای بهم چسبیده.

عباس عزیز: از اینکه از عراق بالاخره خارج شدی خوشحالم اما از اینکه هنوز در بند و اسارت رجوی و تشکیلات دیکتاتوری مجاهدین هستی برایم اصلآ خوشایند نیست، اما برای اینکه آگاه باشی و برای اینکه با قوانین اروپا آشنا شوی فکر می کنم بهتر است بدانی که در اروپا در زندگی فردی هیچ اجباری نیست واکنون بهترین وقت است تا خودت را از چنگ فرقه رجوی نجات دهی و زندگی خود را در محیطی آزاد ادامه دهی، اکنون تو و دیگران در اروپا هستید و هیچکسی نمی تواند در زندگی فردی کسی دخالت کند، اینجا عراق نیست، اینجا قانون حرف اول را می زند، اینجا یاغیگری جائی ندارد و قانون از شما حمایت می کند، می توانی در فرصتی مناسب خود را به دفاتر یکی از سازمان های حقوق بشری یا سفارت های کشور های اروپائی برسانی و درخواست پناهندگی کنی، بدون ترس و واهمه، اطمینان داشته باش که دست مزدوران رجوی هرگز به تو نخواهد رسید چون تمام دنیا این فرقه و تاریخچه دیکتاتوری آن را بخوبی می دانند.

ش اما از آنجائی که دخالت در امور فردی افراد جزئی از منطق رجوی است پس اطمینان دارم که در آلبانی هم بساط دیکتاتوری خود را پهن کرده تا اجازه ندهد زندگی آزادانه ای برای خود ایجاد کنید، اما این شماها هستید که بایستی برای آزاد شدن از چنگال کسی که جوانی تک تک شما و ما را بر باد داده در برابرش ایستادگی کنید و حباب توخالی تشکیلات را منفجر کنید و خود را از تمام حصاری که در راه فردی و قدرت طلبی به دور شما کشیده شده رها کنید، هم تو و هم دیگرانی که در وضیت تو قرار دارند، مثل نعمت نظری و رضا صادقی وووو….. دیگران که اطلاعی از وضعیت آنان ندارم اما با شناختی که از شما دوستان دوران اسارت دارم می دانم که در تشکیلات عنکبوتی با زور و اجبار مانده اید اما از این پس تو خودت در شرایطی قرار داری که می توانی با یک تصمیم و حرکت خود را رها کنی و دوران اسارت و بندگی و حقیر شدن را برای همان مسؤلینی بگذاری که با داشتن پرونده های جنائی از شما برای خود به دربردن استفاده کرده اند، از این پس بایستی بلند شوی و به سوی آزادی و دنیای آزاد قدم برداری بندگی کافی است،
عباس عزیز به چرندیات سران فرقه و مزدوران آنان گوش نکنید، اکنون در شرایط سنی بالای پنجاه سال هستی و نیاز به یک زندگی ساکت و راحتی که خودت برای خودت تصمیم بگیری،من هم قبل از خروج از تشکیلات بسته خیلی مسائل را مد نظر داشتم و راستش از بیرون می ترسیدم اما حالا به شکر خدا دارای سه فرزند هستم و زندگی راحتی هم دارم و خدا را هم شاکر هستم.
به امید آزادی و رهائی تو دوست عزیز و قدیمی و دیگر دوستان دوران اسارت برایتان دعا می کنم که هر چه زودتر بر دهان یاغیان بکوبید و خود را به دنیای آزاد برسانید،

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26295

ترس مجاهدین از ملاقات خانواده ها از چیست 

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، دهم اوت ۲۰۱۶:… مجاهدین گمان نکنند که اگر تمامی اعضایشان از عراق خارج شوند از دست خانواده ها در امان خواهند بود، نه گمان من این است که هیچ پدر و مادری دست از فرزند خود برنخواهد داشت، سران فرقه بدانند که هم اینان که امروز در پشت اسارتگاه لیبرتی در برابر سنگ پرانی شما ایستاده اند و امان شما را بریده اند فردا در آلبانی حضور محکمتری خواهند داشت … 

مزدوران فرقه رجوی به خانواده گروگانهای کممپ لیبرتی حمله می کنندبرخورد وحشیانه فرقۀ رجوی با خانواده ها

لینک به منبع

ترس مجاهدین از ملاقات خانواده ها از چیست

وبلاگ ادوارد
۰۹/۰۸/۲۰۱۶

ترس مجاهدین از ملاقات خانواده ها برای چیست و چرا سازمان مجاهدین با تمام شعارهای حقوق بشری خود که گوش دنیا را کر کرده از ملاقات خانواده های اعضای خود در لیبرتی وحشت دارد؟

ملت ایران در برابر چشمان خود شاهد برخورد فرماندهان مجاهدین با خانواده های اعضای خود در عراق هستند، خانوادهائی که گل به دست برای دیدار فرزندان خود گرمای سوزنده عراق را به عشق دیدار عزیزان خود تحمل کرده اما در مقابل اسارتگاه لیبرتی از سوی مجاهدین با پرتاب سنگ استقبال شدند.

چرا و چگونه انسان به خود اجازه می دهد اینگونه وحشیانه با والدین خود که خود زائیده همانان است پاسخ دهد؟ آیا چنین کسانی که شعار آزادی و دمکراسی سر می دهند قابل اعتماد هستند؟ و آیا مردم ایران بایستی به شعارهای اینگونه دوپایانی که پدران و مادران پیر خود را با پرتاب سنگ زخمی می کنند گوش دهند؟

البته برای همه واضع است که افراد درون اسارتگاه لیبرتی خودشان تصمیم گیرنده نیستند و فرمان حمله و توهین به خانوادها از اورسورواز از سوی خانم مریم عضدانلو صادر شده و می شود.

من خود سالیان در درون تشکیلات فرقه مجاهدین بوده ام و بخوبی می دانم که مجاهدین تنها با فرمان مسؤلین خود مجاز به انجام کاری می باشند و قانون تشکیلات این اجازه را به اعضایش نمی دهد تا سرخود کاری را انجام دهند،پس برایم واضع است که فرمان برخورد خشن و غیر انسانی با خانواده ها از سوی خانم مریم عضدانلو صادر شده، همان خانمی که برای پوشاندن درون سیاه و چرکین خود تلاش دارد با ظاهری رنگ آمیزی شده و لبی خندان در برابر دوربین ظاهر شود تا اذهان عمومی را مانند اسیران امروزی در لیبرتی وهزاران هزار دیگر را که به کام مرگ کشیده فریب دهد.

اعضای مجاهدین در تشکیلات فرقه بسان آبی می مانند که مدت زیادی در چاله ای جمع شده و جریان ندارد،طبیعطآ پس از مدتی این آب فاسد شده و غیر قابل مصرف می شود، همین داستان شامل حال کسانی است که سالیان در درون حصار تشکیلاتی گرفتار هستند و دائمآ با حرفهای تکراری مواجه می باشند، در چنین شرایطی بطور اتوماتیک شرایط به فرد یا افراد تحمیل می شود و بدون اینکه افراد بخواهند، ذهنشان به سوی همان خطی متمایل می شود که دائم برایشان ترسیم می شود و همین یعنی شستشوی مغزی.

در دنیای حیوانات آیا توله ای به پدر و مادر خود تعرض می کند یا بر عکس؟ اما متآسفانه در دنیای ما که اشرف مخلوقات را یدک می کشیم شاهد حمله وحشیانه کسانی به پدران و مادر خود هستیم که شعارشان آزادی مردم است، آیا چنین کسانی که به والدین خود ترحم ندارند و آنان را بدون هیچ جرمی مورد حمله قرار می دهند می توان اعتماد کرد؟ آیا چنین کسانی اگر حکومت و قدرت را به دست بگیرند در برابر اعتراضات مردمی مردم را به رگبار نمی بندند؟

ترس تشکیلات مجاهدین از دیدار اعضای خود با خانواده ها یشان به این دلیل است که مجاهدین نمی خواهند با ملاقات جرقه عاطفی در میان افراد و خانواده ایجاد شود، چرا که تمام تلاش رهبران فرقه در سالیان دراز خاموش کردن همین جرقه های عاطفی در درون اعضای خود بوده و هنوز هم هست، تلاش سران فرقه در خراب کردن خانواده در ذهن افراد یکی از تاکتیک های ضد بشری مجاهدین بوده که در امروز می بینیم موفق هم بوده، رجوی هم همیشه تآکید داشت که خانواده لانه فساد است، خودش کجا به عمل آمده معلوم نیست، همانگونه که معلوم نشد کجا مرد، چنین سیاست های غیر انسانی که روی افراد بکار رفته به این دلیل بوده که مجاهدین نیاز به کسانی دارند به دور ازعاطفه،سنگدل و خشن تا در روز مبادا بی مهابا به روی معتزضین حکومت رویائیشان آتش بگشایند.

مجاهدین گمان نکنند که اگر تمامی اعضایشان از عراق خارج شوند از دست خانواده ها در امان خواهند بود، نه گمان من این است که هیچ پدر و مادری دست از فرزند خود برنخواهد داشت، سران فرقه بدانند که هم اینان که امروز در پشت اسارتگاه لیبرتی در برابر سنگ پرانی شما ایستاده اند و امان شما را بریده اند فردا در آلبانی حضور محکمتری خواهند داشت و تا فرزندان خود را از چنگال احریمنی شما رها نکنند دست بردار نیستند، فراموش نکنید این مسعود رجوی بود که در اوج درگیری های سال ۱۳۶۰ در قلب تهران همسر و فرزند شیر خوار خود را رها کرد و برای جان به در بردن، خود به پاریس گریخت، نه مردم مثل او نیستند و فرزندان خود را در هر شرایطی نه تنها رها نخواهند کرد بلکه با چنگ و دندان از دهان گرگ بیرون خواهند کشید

**

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25730

قدرت حیدری کیست؟ وی اکنون در آلبانی بسر می برد 

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و هفتم ژوئن ۲۰۱۶:… قدرت حیدری جنایتکار با آخرین سری افراد در بند سازمان به عنوان یک سرکوبگر به آلبانی فرستاده شد تا در آنجا هم بتواند با افرادی که سر به مخالفت با تشکیلات دارند برخورد کند، نظر دوستم درست بود تشکیلات به این شیوه سرپا مانده. خطاب به افرادی که در تشکیلات عنکبوتی مجاهدین از دنیای آزاد و زندگی انسانی توسط مجاهدین محروم شده اند و هنوز اگر امیدی برای … 

مریم رجوی ویلپنت سالگرد گرامیداشت تروریسم در فرانسه توسط مجاهدین خلقادوارد ترمادو: سی ژوئن یاد آور وحشیگری افراطی در خاطرات مردم اروپا 

لینک به منبع

قدرت حیدری کیست؟

وی اکنون در آلبانی بسر می برد

وبلاگ ادوارد
۲۶٫۰۶٫۲۰۱۶

قدرت حیدری کسی است که برای چندین سال از نزدیک او را میشناختم و شاهد رفتار وحشیانه وی با افراد منتقد در سازمان بوده ام و خاطرات بدی هم از وی در ذهن خود دارم و بر این باور هستم که بیان آن می تواند در شناخت این فرد برای عموم بی تآثیر نباشد.

دوازده سال در درون یک تشکیلات بسته می تواند تجربیات فراوانی را برای هر کس داشته باشد، که بایستی آنان را به شیوه ای درست در جامعه بیان کرد، طوری که مردم عادی جامعه بتوانند تا حد ممکن درون تشکیلات مجاهدین را احساس کنند و بدانند که با چه کسانی در دنیای سیاسی پیرامون خود روبرو هستند و فریب کلمات شیرینی که تنها برای فریب و انحراف افکار عمومی از سوی آنان بیان می شود نخورند، بتوانند راه آینده خود را به درستی انتخاب کنند تا به کوره راه فساد و تباهی گرفتار نشوند، همان کوره راهی که زندگی و جوانی هزاران هزار نفر را در سازمان مجاهدین به گندآب تشکیلاتی هدایت کرد، سران سازمان با فریب و حقه بازی تمامی موجودیت همین افراد را برای رسیدن به قدرت در باتلاق تهوع آور خود غرق کردند.

سازمان مجاهدین برای ابقاء خود در درون تشکیلات لمپن هائی را تربیت کرده که هر لحضه آماده سرکوبی و شکنجه و سربه نیست کردن کسانی هستند که با سازمان سر سازش ندارند، قدرت حیدری یکی از همین نوع تربیت شدگان می باشد.

در اینجا تلاش خواهم نمود تا با بیان خاطراتی کوتاه تا حدی خوانندگان این مقاله را با روحیات فرد مزبور آشنا کنم تا سازمان مجاهدین نتواند در درون تشکیلات خود به هر فاسدی مدال قهرمانی دهد.

قدرت حیدری را از قرارگاه کوت می شناسم، در آن قرارگاه و در یکی از محورها او مثلآ برادر مسؤل بود، برادر مسؤل یعنی اینکه هر یک از نفرات مرد محور یا لشگر یا یکان می توانست مشکلات خصوصی خود را با آن برادر مسؤل در میان بگذارند، نا گفته نماند که تمامی برادران مثلآ مسؤل، خود اولین جاسوس در سازمان بودند که تمام همان گزارشات خصوصی که بایستی آنرا نزد خود به امانت نگهدارند را به مسؤل بالاتر خود که زن بود می دادند و در تشکیلات هم موظف بودند افرادی را در میان رزمندگان مرد کشف کنند که با تشکیلات زاویه داشتند و البته در زمان خشونت در نسشتها همین مسؤلین برادر وظیفه تنبیه فرد منتقد و برخورد فیزیکی با وی را بر عهده داشتند.

وظیفه قدرت حیدری هم همین بود البته این فرد کاراکتر متفاوتی از دیگر مسؤلین مرد داشت، معمولآ می شد او را در آرایشگاه روبروی آینه پیدا کرد، همیشه در حال وررفتن با موهایش بود و علی رقم اینکه داری هیکل بی ریختی بود اما تلاش می کرد خود را برابر زنان مسؤل خوشتیب نشان دهد، در هر جا که زن مسؤلی را می دید تا لحضه آخر چشم چرانی می کرد، فردی بسیار سوسول و بچه ننه اما رودار و تن پرور و تنبل بود که از نرمی دستانش می شد فهمید که هرکز کار سختی انجام نداده، اما در نسشتهای تصفیه حساب همه را به تنبلی و کم کاری متهم می کرد و طوری وانمود می کرد که انگار خود او ساعت ها در روز کار سخت یدی انجام می دهد، ضعیف کش، چاپلوس و دائم طلبکار دیگران بود.

در یکی از روزهائی بسیار گرم تابساتن عراق که در اطراف اردوگاه اشرف به دلیل حمله موشکی رژیم مستقر شده بودیم، یکی از دوستان ما به نام حسن مصفی که به دلیل بیماری توان حرکت خوبی نداشت و از ناحیه پا و کمر دچار بیماری بود، مدتی بود که در سازمان زیر با حرف زور نمی رفت و مستمرآ برای او در یکانش نشست می گذاشتند و با وی به اصطلاح برخورد می کردند، تشکیلات از حسن می خواست که کار بیشتر انجام دهد اما او واقعآ توان کار کردن سریع را نداشت،حسن را بارها به تعمیرگاه خودرو نزد من به عنوان کمکی فرستاده بودند، خیلی مهربان بود و هر کاری هم که به او می سپردم اگر چه آهسته اما انجام می داد توقعی هم از او نداشتم و او را درک می کردم، آنروز در اطراف اردوگاه اشرف زیر چادری که به عنوان سایبان از آن استفاده می شد در آن ظهر گرم تابستان قدرت تمامی ما را جمع کرد و موضوع حسن مصفی را مطرح کرد او تلاش می کرد تا زمینه را برای برخورد شدید با حسن مهیا کند و تلاش می کرد تا با کلام دیگران را وادار به بر خورد فیزیکی با حسن نماید.

پس از کلی چرند بافی به دنبال حسن فرستاد و او را در میان جمع قرار داد و شروع کرد به فحش ناسزا و هر آنچه در اصل لایق خودش بود نثار او کرد، اما واقعیت این بود که تمام بچه ها حسن را می شناختند و به نوعی او را دوست داشتند، کسی حرکتی نکرد و کسی هم به حسن چیزی نگفت، قدرت جنایتکار و قتی که از جمع ناامید شد ناگهان مانند گرگ وحشی به جان حسن بیچاره افتاد و شروع به زدن وی نمود، کشیده های پی در پی به صورت او فرود می امدند اما او دم بر نمی آورد، نمی توانست دم بزند گرفتار چنگال وحشیانه یک عنصر تشکیلاتی بود که از حمایت سران سازمان برخوردار بود و در اصل او یعنی قدرت از مسؤلین بالا فرمان داشت تا حکم صادر شده را اجرا کند، اگر هر کدام از ما هم که شاهد این جنایت بودیم حرفی می زدیم یا حرکتی برای دفاع از حسن انجام می دادیم همان بلا را هم تشکیلات بر سر ما می آورد، درست مانند درون زندان که زندانی توان هیچ حرکت دفاعی از خود یا دیگران را ندارد و بایستی تنها شاهد باشد، صورت حسن پر از خون بود و چشمان ما که شاهد صحنه بودیم پر از اشک.

یکی از دوستان در همان موقع در گوشی به من گفت تشکیلات به این شیوه سر پا مانده و من در گوشی به وی گفتم وای به حال ملتی که این جانوران میخواهند بر آنان حکومت کنند.

قدرت دست بردار نبود آنقدر ادامه داد تا خودش خسته شد و از نفس افتاد به طرف کلمن آب رفت آب سردی خورد و خطاب به حسن با کینه تمام فریاد کشید حالا برو گزارش بنویس، بایستی اینجا در خانه خواهر مریم آدم شوی، عرق از سر روی هیولای وحشی می ریخت، این بچه سوسولی اگر در خارج از مناسبات مجاهدین بود یا اگر در تشکیلات رجوی از طرف سران سازمان مورد حمایت قرار نمی گرفت باور کنید با اولین کشیده همان حسن بیهوش می شد، فرد بسیار ترسو و بی دست و پائی بود البته با حمایت و فرمان تشکیلات رجوی در مقاطع اینچنینی تمام مسؤلین مانند او تبدیل به چنین درنده ای می شدند چرا که خوب می دانستند دست بچه ها بسته است و کسی در چنین مواقعی به کمک کسی دیگر نخواهد شتافت، این فضائی بود که رجوی در تشکیلات خود بوجود آورده بود تا بتواند خر مراد خویش را به پیش ببر.

بامن هم برخورد داشت قبل از اینکه با حسن برخورد کند اما با برخورد متقابل من این جرآت را به خود نداد که پایش را از گلیم خودش درازتر کند، در برخورد با من تنها نبود لاکن حسن ابریشمچی برادر مهدی ابریشمچی معروف به حسن ابر هم با او بود، همان حسن ابر که در آخرین حمله موشکی به لیبرتی کشته شد، همان کسی که پس از کشته شدن سازمان در سایت های خود او را اسطوره معرفی نمود، به این دلیل که مردم خارج از سازمان اطلاعی از شخصیت مسؤلین سازمان مجاهدین در درون تشکیلات ندارند، اما افرادی که در درون سازمان بوده یا هستند بخوبی می دانند که اینان چه کسانی هستند و در درون تشکیلات چه پرونده سیاهی دارند.

قدرت حیدری جنایتکار با آخرین سری افراد در بند سازمان به عنوان یک سرکوبگر به آلبانی فرستاده شد تا در آنجا هم بتواند با افرادی که سر به مخالفت با تشکیلات دارند برخورد کند، نظر دوستم درست بود تشکیلات به این شیوه سرپا مانده.

خطاب به افرادی که در تشکیلات عنکبوتی مجاهدین از دنیای آزاد و زندگی انسانی توسط مجاهدین محروم شده اند و هنوز اگر امیدی برای رسیدن به دنیای آزاد دارند.

اجازه ندهید تا کسانی مانند این عنصر پلید بر سر شما ریاست کشی کنند، اجازه ندهید افرادی چون قدرت به شما زورگوئی کنند، اجازه ندهید چنین عناصر حقیری که خودشان هزاران انحراف داشته و دارند برایتان تایین تکلیف کنند و بقیه عمرتان را در راه امیال پلید خود به فنا بدهند، اینگونه افراد در بیرون از اردوگاه مجاهدین جائی ندارند و از جامعه ترد شده می باشند به همین دلیل هم هر چه می توانند عقده خود را بر سر زیر دستان خود خالی می کنند، دهان این جانیان را در هم بدوزید و به آنان بگوئید این دنیا زندان بسته اشرف نیست و دوران استعمار و بهره کشی ایدولوژیک بسر آمده، دوستان دست به دست هم بدهید و خود را از شر چنین افراد جانیانی برهانید شما اکنون در اروپا هستید و قانون در حمایت از شما بر خواهد آمد

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25635

سعودی و کویت تنها استقبال کنندگان چرندیات مجاهدین 

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، هفدهم ژوئن ۲۰۱۶:…  امروزه همه شاهد هستیم که هر کس که خرش در گل گیر کند خرش را وادار میکند تا به سمت ایران جفتک پرانی کند، درست مثل همین داستان ال سعود که مجاهدین را واداشته تا با چرندبافی بر علیه ایران و نعل وارونه زدن به کمک ارباب خود که روزانه از سوی ملت ایران ملیون ها بار مورد لعن و نفرین قرار دارد بشتابد. دلسوزی مریم رجوی برای مردم حلب سوریه که به همین … 

مزدوران مجاهدین خلق عربستان سعودی یبهزاد علیشاهی: رزومه مجاهدین خلق (رجوی) برای استخدام دائم

ابراهیم خدابنده: گزارش پرویز خزائی و طرح یک پرسش: مخاطب اصلی “گزارش تا این تاریخ” چه کسی است؟

لینک به منبع

سعودی و کویت تنها استقبال کنندگان چرندیات مجاهدین

وبلاگ ادوارد
۱۶٫۰۶٫۲۰۱۶

در حالیکه در درون ایران مردم ایران از رفتار جاه طلبانه ال سعود ابراز انزجار می کنند مریم رجوی با بودجه همان سعودی ها در اورسورواز سفره افطار پهن کرده و از مشتی شکمو که برای پر کردن شکم خود حاضر به هر کاری هستند دعوت کرده تا بیاناتش را توسط مفتخوران کویتی به گوش شیخ شکمباره سعودی برساند وتا می تواند برگ خود را بر علیه مردم ایران رو کند تا شاید شیخ را خوش آید و از ایشان حمایت مالی بیشتری انجام دهد.

مقاله را روزنامه السیاسه- کویت ۱۳ ژوئن ۲۰۱۶ به چاپ رسانده نه روزنامه معتبر اروپائی چون روزنامه های اروپائی مدتهای زیادی است که موضعگیریهای مجاهدین برایشان ارزش سیاسی ندارد، پس معلوم میشود که استقبال کنندگان چرندیات مجاهدین شیوخ سعودی و کویت هستند.

امروزه همه شاهد هستیم که هر کس که خرش در گل گیر کند خرش را وادار میکند تا به سمت ایران جفتک پرانی کند، درست مثل همین داستان ال سعود که مجاهدین را واداشته تا با چرندبافی بر علیه ایران و نعل وارونه زدن به کمک ارباب خود که روزانه از سوی ملت ایران ملیون ها بار مورد لعن و نفرین قرار دارد بشتابد.

دلسوزی مریم رجوی برای مردم حلب سوریه که به همین مناسبت با بودجه سعودی ها سفره افطار پهن کرده اوج وقاحت این فرقه را می رساند،باید پرسید شما از کی عهد برادری با مردم حلب سوریه بستید که آنها شدند برادر ولی پدران و مادران و خواهران و برادران اعضای گرفتار در لیبرتی که برای دیدار با عزیزان خود سالیان است به دستور خانم رجوی در حسرت بسر می برند مزدور و خائن؟ قابل توجه سران فرقه لطفآ پاسخ دهید.

در همین سفره افطار هم خانم رجوی که خود شخصآ بزرگترین حامی داعش خونخوار بوده و هنوز هم هست نعل وارونه می زند که رژیم ایران و داعش دو سوی یک سکه هستند، بارها تآکید کرده ایم و باز هم تآکید داریم که اولآ در ابتدای ظهور داعش مجاهدین این جنایتکاران وحشی را نیروهای انقلابی و عشایر انقلابی معرفی می کردند، آنهم چون افسران بالای صدام جنایتکار که شما با آنان عهد اخوت داشته و دارید فرماندهی داعش را بر عهده دارند و شما هم تمایل به همین سبک داعش برای بر هم زدن ایران را دارید، شما همان گروهی هستید که با استراتژی مسلحانه باعث خونریزی ها و کشتار فراوان شده اید هنوز هم تلاش دارید که با فرمان ال سعود و کویت وووو مزدوران منطقه ای همان آشوب را به درون ایران به ارمغان بیاورید، اگر شما این ادعا را دارید که رژیم ایران در عراق و سوریه دخالت می کند، اگر ادعا دارید که برای مردم ایران مبارزه می کنید، اگر شما خود را آپوزاسیون رژیم ایران معرفی می کنید پس جریان سوریه و عراق به شما چه مربوط و چرا شما در آن دخالت می کنید؟ و چرا ناگهان سوری ها برادر شما میشوند اما ایرانیانی که فرزندان آنان به خاطر دروغگوئی های شما عمرشان را به باد داده اند خائن و مزدور؟ اگر رژیم ایران در این جریانات دخالت می کند حداقل می توان گفت باعث شده تا دست مزدورانی مثل داعش از مرزهای ایران دور بماند و مردم ایران با تمام مشکلات درونی در امنیت زندگی کنند همان امنیتی که شما با تمام توان با خرج های میلیاردی سعودی برای منافع خود و اربابانتان به دنبال نابود کردنش هستید، اما دخالت شما چه سودی برای فرقه در گل نشسته شما دارد؟ آیا می توانید پاسخ دهید؟ البته به غیر از منفعت مالی که مشخصآ بطور مستمر دریافت می کنید.

خانم رجوی در بیانات خود می فرمایند حکومت ایران در درون ایران شیعه ها را اعدام و در بیرون ایران از شیعه حمایت می کند، خوب شما چه آیا گذشته خودتان فراموشتان شده که در سرکوب شیعه و سنی در دوران صدام به نیروهای عراقی برتری داشتید؟ امیدوارم که نگاهی به پرونده سیاه خود در درون عراق دوران صدام بیاندازید و حقایق تلخ گذشته را فراموش نکنید، اینجانب بخاطر دارم که در مروارید جوانی را که اسیر نیروهای شما شد در همین کوه های جلولا و دائم هم میگفت شیعه هستم و روزه تحویل ارتش عراق دادید و در برابر چشمان خودم دست و پای او را بستند و مثل گوسفند به درون خودرو ایفا پرت کردند و افسر عراقی با بطری آب بسرش می کوبید و میگفت تو اهل هله هستی، پس چرا شیعه خودتان را تحویل دادید و چرا کمکش نکردید؟ البته مجاهدین در اینگونه موارد سابقه درخشانی دارند، مجاهدین نیروی خودشان را هم که معترض بود به زندان بد نام ابوغریب تحویل می دادند تا توسط عراقی های بعثی تربیت شود، جریان این فرد عراقی شیعه را که گفتم برای یاد آوری بود که دم از دفاع از مردم سوریه یا شهر حلب کذب محض است و تنها برای سواستفاده و دلخوشی ارباب منطقه یعنی ال سعود از جانب فرقه بیان می شود.

مجاهدین دلشان برای اعضای خودشان نسوخته و در سالیانی که در عراق صدام دارای قدرت نامحدود بودند این موضوع را به اثبات رسانده اند که به هیچ عنوان نه درد ایران و ایرانی در سر دارند نه درد دیگر مردم منطقه تنها به فکر به قدرت رسیدن خود هستند و بس که البته این هم جزء توهماتشان می باشد.

*** 

همچنین:

نوک پیکان مبارزه مجاهدین با چه کسی است؟

ادوارد ترمادو، کانون آوا، هجدهم فوریه ۲۰۱۶:… در اصل می توان به این شکل برداشت کرد که پس از افشاگری های بی مورد سایت های اتمی که اساسآ وجود خارجی نداشتند که این خود درز اطلاعات کشور هم هست و پس از دولا و راست شدن در برابر جناح جنگ طلب درامریکا و پادوئی برای سازمانهای اطلاعاتی منطقه در واقع بازنده ا
 
 
ادوارد ترمادو، کانون آوا، بیست و هشتم نوامبر ۲۰۱۵:… اما آیا می توان روضه خوانی و سینه زنی مجاهدین را در پاریس یک ابراز همدردی صمیمانه که بیانگر ضد تروریست بودن آنان باشد توصیف کرد در حالیکه برای کشته های یازده سپتامبر که بیش از ۲۹۰۰ نفر بودند جشن گرفته و نقل و نبات تقسیم می کردند؟ همین مجاهدینی که
 
 
ادوارد ترمادو، کانون آوا، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۵:… پرسش اینجاست که چنین افراد جان بر کف چرا در اروپا مفتخوری میکنند و جنگ امام حسین را به رخ افراد گرفتار در لیبرتی می کشند از رهبران سازمان تا همین مقاله نویسان پولکی اگر خود به گفته خودشان معتقد هستند پس چرا از صحنه گریختند؟ حالا در اروپا نشسته و اما