زخمی شدن مسعود رجوی و حضور در فرانسه، سناریوی ساختگی فرقۀ رجوی

زخمی شدن مسعود رجوی و حضور در فرانسه، سناریوی ساختگی فرقۀ رجوی

قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، پاریس، بیستم اکتبر 2015:…  باور نکنید این یک سناریوی ساخته و پرداختۀ فرقۀ رجوی از زبان لابیهای دلاریش می باشد و بس و یک سؤال و جواب از قبل طراحی شده است چرا که این جلسۀ کمیسیون دفاع سنای آمریکا اساسا توسط فرقۀ رجوی و به دعوت لابیهای این فرقه برگزار شده بود که تمام مباحث و مطالب آن از قبل برنامه ریزی می شود و الا امکان ندارد یک لابی فرقۀ رجوی سرخود …

مسعود رجوی و  فروغ جاویدان پیام جدید رجوی سیلی بر صورت خود و «آواز خواندن بدون شتر»!

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsمهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

لینک به منبع

زخمی شدن مسعود رجوی و حضور او در فرانسه یک سناریوی ساختگی فرقۀ رجوی است

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی فرقۀ رجوی

یک گفتگو در حاشیۀ جلسۀ کمیسیون سنا و ضبط و انتشار آن مبنی بر زخمی شدن رجوی و اینکه او در فرانسه است یک سناریوی ساختگی فرقۀ رجوی است.

باور نکنید این یک سناریوی ساخته و پرداختۀ فرقۀ رجوی از زبان لابیهای دلاریش می باشد و بس و یک سؤال و جواب از قبل طراحی شده است چرا که این جلسۀ کمیسیون دفاع سنای آمریکا اساسا توسط فرقۀ رجوی و به دعوت لابیهای این فرقه برگزار شده بود که تمام مباحث و مطالب آن از قبل برنامه ریزی می شود و الا امکان ندارد یک لابی فرقۀ رجوی سرخود بیاید در مورد مسعود رجوی این حرفها را بزند.

مسعود رجوی موقع بمباران عراق از جمله اشرف اگر هم آن موقع آنجا بوده در پناهگاه زیرزمینی خودش در مقر 49 مخفی شده بود که چنانکه بعد از سقوط اشرف همه آن را دیدند یک پناهگاه ضد اتمی بیست متر زیر زمین بود با تمام تدارکات و امکانات رفاهی و مطلقا هم از آنجا بیرون نمی آمد. ماها که آن موقع آنجا بودیم با آنکه زیر بمباران رفت و آمد داشتیم و فقط موقع آمدن هواپیماهای آمریکایی می رفتیم سنگر آن هم سنگرهای معمولی یک متری یا نیم متری زخمی نشدیم آنوقت مسعود رجوی با آن پناهگاهش و بدون رفت و آمد زخمی بشود؟ امکان ندارد.

فرانسه بودنش هم امکان ندارد زیرا با هیج ریسکی نمی توانستند او را به فرانسه منتقل کنند فرانسه ای که روابطش با ایران بیشتر از کشورهای دیگر احتمال می رفت و می رود که خوب بشود و خوب هم شده است.

از کجا این ریسک را می پذیرفتند که مثل سال 82 یعنی زمان شیراک باز هم به اورسوراواز و دیگر منازل افراد رجوی حمله کرده و این بار هم چنانکه مریم رجوی را گرفتند مسعود رجوی را بگیرند آن هم با حضور غیر قانونی اش لو برود؟ و اصلا اگر همان موقع آمده بوده فرانسه چرا در حمله به مقر مریم رجوی پیدایش نکردند؟ تمامی اینها یک سناریویی است که فرقۀ رجوی درست کرده تا اولا افشاگریها و اظهارات جداشدگان مبنی بر فرارهای بزدلانۀ او و مریم رجوی از صحنۀ جنگ و همیشه فراری بودن رجوی از ایران تا اروپا و تا عراق را خنثی کنند و بگویند او در بمباران در صحنۀ جنگ بوده و زخمی هم شده است!!! پس واقعا رهبر مجاهد و مبارز در صحنه بوده است!! ثانیا محل او را که بیشترین احتمالات عراق یا اردن و یا عربستان می باشد در اذهان گم کنند تا دیگر کسی دنبال محل واقعی مخفی شدن و گریزگاه او نباشد.

مخفیگاه مسعود رجوی در کمپ بدنام اشرف ارتش خصوصی صدام Door leading to Massoud Rajavi’s hideout in Camp Ashraf
درب ورودی به پناهگاه زیر زمینی رجوی در قرارگاه اشرف

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی دوازده سال قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

کمپ بدنام اشرف تعطیل شدکل اگر طبیب بودی ، سر خود دوا نمودی!

مریم رجوی ویلپنت فرانسه مجاهدین خلق فرقه رجویVillepinte – the real message behind Maryam Rajavi’s anti-Iran speech

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21195

طرفداری فرقۀ رجوی از لغو مجازات اعدام را باید جوک سال اعلام کرد!!

قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، دوم اکتبر ۲۰۱۵:…  اطلاع یافتم که سردمداران فرقۀ رجوی در فرانسه روز ۱۰ اکتبر امسال به مناسبت روز جهانی لغو مجازات اعدام در سالن بورسای پاریس می خواهند یک گردهمایی با جمع آوری لابیهای دلاری و اجاره ای اروپایی و آمریکایی شان برگزار کنند و این بار و برای اولین بار در یک مجمع علنی بیرونی از زبان مریم رجوی ادعای طرفداری از لغو مجازات اعدام نمایند.  یادآوری …

What does it mean when we say ISIS operates as a mind control cult?

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقمسعود رجوی جیش‌العدل را برادر خود خواند

لینک به منبع

طرفداری فرقۀ رجوی از لغو مجازات اعدام را باید جوک سال اعلام کرد!!

به قلم قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

رجوی و اعدام

چه کسی شعارهای رجوی بعد از انقلاب ایران مبنی بر اعدام هر چه زودتر سران رژیم شاه و حتی وزیر بهداری آن رژیم و «اعدام انقلابی» خواندن ترورها در داخل ایران و شعارهای «اعدام باید گردد» و صدور حکم اعدام توسط شخص رجوی علیه اعضای ناراضی تشکیلاتش از جمله خود من در نشستهای تابستان ۸۰ و قتل برخی از آنان با قرص سیانور و یا زیر شکنجه در قرارگاههای سازمان در عراق و حکم اعدام برای جانشین نظامی اش علی زرکش و حکم اعدام برای هر گونه رابطۀ جنسی در آیین نامۀ سازمان که خود رجوی برایمان قرائت کرد را فراموش کرده است؟

رجوی و اعدام

از طریق دوستان هم محفلی قدیممان در بخش سیاسی و روابط خارجی تشکیلات فرقۀ رجوی که به علت کار تخصصی شان به انترنت دسترسی دارند و همانند بسیاری دیگر یعنی اکثریت قاطع گرفتاران هفت حصار رجوی توان و جرأت نجات خودشان را ندارند ولی گاهی با استفاده از فرصتهایی استثنایی و غفلت کنترلچی هایشان می توانند لحظاتی به سایتهای دوستان قدیمشان یعنی جدا شدگان از فرقه وصل شوند اطلاع یافتم که سردمداران فرقۀ رجوی در فرانسه روز ۱۰ اکتبر امسال به مناسبت روز جهانی لغو مجازات اعدام در سالن بورسای پاریس می خواهند یک گردهمایی با جمع آوری لابیهای دلاری و اجاره ای اروپایی و آمریکایی شان برگزار کنند و این بار و برای اولین بار در یک مجمع علنی بیرونی از زبان مریم رجوی ادعای طرفداری از لغو مجازات اعدام نمایند.

یادآوری می شود که پیش از این در سالهای گذشته آن موقع که ما در داخل تشکیلات فرقۀ رجوی بودیم چند بار مریم رجوی در سخنرانیهایش در جلسات شورا از طرفداری از لغو مجازات اعدام دم زده و صحبت کرده بود ولی هیچوقت این موضع را به صورت موضع رسمی سازمان اعلام نکردند و به ما در داخل تشکیلات می گفتند «این موضع سازمان نیست بلکه خواهر مریم از موضع شورا و رئیس جمهور شورا این را اعلام می کند». خود مسعود رجوی هم یک بار در نشستی برای حل به اصطلاح «تناقض» ذهنی افراد گفت که این را فقط خواهر مریم برای حل برخی مسائل بیرونی و بین المللی می گوید. مسئولان سازمان هم داخل تشکیلات همیشه وقتی خبرها و موضعگیریهای یک سازمان خارجی به نام «به قابیل دست نزنید» علیه اعدامها در ایران را می خواندند و در نشریه و سایت مجاهد منتشر می کردند این سازمان مخالف مجازات اعدام و طرفدار لغو این مجازات در جهان را مسخره می کردند و جوانان از خارج آورده شده را که به سادگی تن به کارهای شاق یا در حقیقت بیگاری کشی ها در اشرف از جمله بیل زدن در باغچه ها زیر گرمای پنجاه درجۀ عراق نمی دادند یا با هر بهانه ای شده از زیر این کار در می رفتند در بخش تبلیغات به تمسخر و تحقیر «گروه به بیل دست نزنید» لقب داده بودند!

در توضیح نام این سازمان بگویم که قابیل در داستانهای کتابهای مقدس مذهبی نام یک پسر آدم است که برادرش به نام هابیل را به قتل رساند؛ و منظور این سازمان از جملۀ «به قابیل دست نزنید» این است که با آنکه قابیل قاتل است و یک انسان را کشته ولی نباید آسیبی به او وارد کرد و این سازمان معتقد است که حتی اگر کسی هزاران نفر را هم کشته باشد او را نباید کشت یا اعدام کرد زیرا اصولا کشتن به عنوان مجازات جنایت قتل خودش ارتکاب جنایتی دیگر است.

در این رابطه باید گفت که هر کس حق دارد و باید هم خواستار لغو مجازات اعدام و شکنجه در جهان بویژه در ایران و ایران فردا باشد ولی این یکی یعنی مریم قجر عضدانلو (رجوی) و کلا فرقۀ رجوی چنین حقی را ندارند برای اینکه این توهین به عقل و شعور افراد خود فرقه اش و مردم ایران و جهان و فریب بزرگ افکار عمومی است بطوریکه این ادعا و شعار مسخره از زبان این فرقه را واقعا باید جوک سال اعلام کرد چرا که اساس و پایۀ ایدئولژی و تاکتیک و روش مبارزه شان بر اساس ترور و اعدام و قتل می باشد.

کسی که معتقد به ترور کردن و کشتن افراد به طور غافلگیرانه با انفجار یا سلاح حتی اگر آن کس جانی ترین شخص و لاجوردی جلاد هم باشد بالاخره معتقد به مجازات اعدام می باشد. همچنین به اعتراف و نوشتۀ بالاترین مسئولان جدا شده از این فرقه و شاهدان عینی در سالهای بعد از ۷۳ صدها نفر را در داخل تشکیلاتشان و مشخصا در قرارگاه اشرف برای پیدا کردن نفوذی رژیم زندان و شکنجه کردند و تعدادی را هم از اعضای شورای رهبری و افراد رده بالا را که مخالف سیاستهای رجوی بودند و یا قصد بیرون رفتن از سازمان را داشتند به قتل رساندند که از جملۀ آنها مهری موسوی و مینو فتحعلی و معصومه غیبی پور و قربانعلی ترابی و پرویز احمدی و… را می توان نام برد. شرح شکنجه ها و اعدامهای داخل سازمان را خانمها مریم سنجابی و بتول سلطانی و زهرا میرباقری اعضای جدا شدۀ شورای رهبری سازمان با اسامی افراد شکنجه گر و قاتل منتشر کرده اند. تازه اینها غیر از موارد دیگر نقض حقوق بشر توسط رجوی و فرقه اش در داخل تشکیلات این فرقه بویژه در عراق هستند که از جملۀ آنها شکنجه های روزانۀ روحی روانی افراد با انواع نشستهای تفتیش عقاید و فحش و فحاشی و کنگاش ذهنی از جمله افکار جنسی و مجبور کردن بیان آنها در برابر افراد دیگر و قطع ارتباط افراد با بیرون از جمله با افراد خانواده و ممنوعیت و محدویت هر گونه تماس و ارتباط و دیدار با افراد خانواده حتی در داخل تشکیلات و انواع کنترلها و تعقیب و مراقبتها برای صحبتهای افراد با همدیگر و طلاقهای اجباری و ممنوعیت ازدواج و… را می توان نام برد.

مریم رجوی خودش جلوی روی من در نشست ۲۰۰۰ نفرۀ قرارگاه باقر زاده در تابستان ۸۰ تنها به این علت که اعلامیه ای علیه نشستهای فحش و فحاشی موسوم به نشستهای «دیگ» (شکنجه) نوشته و به تابلوی اعلانات سالن غذا خوری زده بودم دستور داد هر فحشی به من بدهند و به شدت از هر گونه فحاشی و دشنام و ناسزا دفاع کرد و شوهرش هم که کنارش نشسته بود دستور تسلیم من به قضائیۀ سازمانش را صادر کرد و دادستانها و اطرافیان شکنجه گرش هم که آنجا بودند همانجا تقاضای صدور حکم اعدام برای من کردند و به تشویق همین آقا و خانم رجوی نوچه هایشان علیه من و علیه دهها نفر دیگر که همانجا مورد محاکمه قرار گرفتند شعار می دادند: «اعدام باید گردد»!!..

حالا وقاحت و روی سنگ پای قزوین که چه عرض کنم سنگهای باقی مانده از دورانهای اولیۀ زمین شناسی می خواهد تا رجوی در حضیض شکست و سوختن و رسوایی یکجای تمام استراتژیها و تاکتیکها و سیاستهایش برای همسو نشان دادن خودش با باد جهانی امروز شعار لغو مجازات اعدام بدهد!… این شعار را کسی یا جریانی یا حزبی حق دارد بدهد که مطلقا معتقد به قتل انسانها چه از طریق ترور یا مبارزه و جنگ مسلحانه و یا اعدام از هر نوع که باشد نیست نه فرقه ای که رهبرش (رجوی) در پیام عاشورای سال گذشته اش و بیش از بیست سال قبل از آن نیز در عراق دستور قتل تک تک جداشدگان فعال در هرکجای جهان که باشند را همراه با فرمان قتل تک تک سران رژیم! تحت عنوان «قصاص»!! صادر کرد و این را مأموریت همۀ زنان و مردان اسیر فرقه اش قرار داد. به متن این صحبتهای رجوی در ۱۱ آبان سال ۹۳ که از رسانه های رسمی سازمانش پخش شد توجه کنید:

«امشب و فردا شب لشگرهای فدایی باید آماده جنگ، جنگ تمام عیار باشند. آماده کارزار.

ثار ثار، آماده جنگ و کارزار [ثار ثار=خون خون]

(حاضر حاضر….سوگند نسل ایمان، حاضر حاضر تا پایان – ۶ بار)

قاتلان مجاهدین را باید در برابر عدالت قرار داد تا کیفر ببینند. آنهایی که در پرونده ۱۷ ژوئن [مربوط به سال ۲۰۰۳ دستگیری مریم رجوی و افرادش در فرانسه توسط پلیس این کشور] شهادت دروغ دادند و آن خودسوزی‌های قهرمانانه مشعل‌های جاودان و شعله‌ور آزادی را برانگیختند یک یک باید حساب پس بدهند و در برابر عدالت قرار بگیرند [بدینگونه رجوی دستور اعدام تک تک مقامات فرانسوی آنزمان را هم صادر کرده است!!].

از اول می‌گویم: خامنه‌ای و رفسنجانی و روحانی و همه آخوندهای دزد و خیانتکار را باید در برابر عدالت قرار داد تا کیفر ببینند. مالکی (نخست وزیر سابق عراق) باید در برابر عدالت قرار بگیرد. باید به ازای هر مجاهدی که کشته یا زجرکش کرد، کیفر ببیند. طبق شریعت خودش، یکی در برابر یکی.

آنهایی که در این سالها به مجاهدین تعرض کردند یک به یک باید کیفر ببینند. مزدورهایی که به مالکی نامه نوشتند، از قتل عام و کشتار مجاهدین از گروگانگیری و زدن تیر خلاص در اشرف سپاسگزاری کردند یک به یک باید در برابر عدالت قرار بگیرند و باید به کیفر شایسته و سزاوار خودشون برسند.

ارتش آزادیبخش و مؤسسان چهارم در این زمینه با کسی شوخی ندارد. مشت در مقابل مشت و گلوله در برابر گلوله. مقاومت رهایی‌بخش و ارتش آزادیبخش حق مسلم ملت ماست. (تصویر ۴۵ نفر از جدا شدگان و مخالفین سازمان را نشان می‌دهد)

ماموریت هزار اشرف، ماموریت آن هزار زن قهرمان در شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران که روی دیگر سکه هزار اشرف است، ماموریت لشگرهای فدایی، ماموریت نیروی جنگنده ضد رژیم همین است. بیان ایدئولوژیکی و آن روی سکه استراتژیکی هزار اشرف شورشی است. .. اگر ریحانه جباری مأمور وزارت اطلاعات را کشته بسیار کار خوبی کرده است و او یک قهرمان است….».

چه کسی شعارهای رجوی بعد از انقلاب ایران به صورت علنی و در پیامهای و سخنرانیها و نشریۀ مجاهد مبنی بر اعدام هر چه زودتر سران رژیم شاه و حتی وزیر بهداری آن رژیم و «اعدام انقلابی» خواندن ترورها در داخل ایران و «قهرمان ملی» خواندن اعدام کنندگان یا ترور کنندگان سران رژیم در اطلاعیه های علنی و نشریۀ سازمان و صدور حکم اعدام توسط شخص رجوی علیه اعضای ناراضی تشکیلاتش و قتل برخی از آنان با قرص سیانور و یا زیر شکنجه در قرارگاههای سازمان در عراق و حکم اعدام برای جانشین نظامی اش علی زرکش و حکم اعدام برای هر گونه رابطۀ جنسی در آیین نامۀ سازمان که خود رجوی برایمان قرائت کرد را فراموش کرده است؟

برای آشنایی با روز جهانی لغو اعدام و اصولا موضوع آن بهتر است این گزارش رادیو فارسی دویچه وله (رادیو آلمان) را در اینجا نقل کنیم:

«دهم اکتبر روز جهانی لغو مجازات اعدام می باشد. سالانه در جهان هزاران نفر به مجازات اعدام محکوم می‌شوند. آنان را به دار می‌آویزند، تیرباران می‌کنند یا با سم می‌کشند. روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام یادآور هزاران نفری است که اکنون در انتظار اجرای حکم اعدام خود هستند.

سازمان عفو بین‌الملل و سازمان “همبستگی جهانی علیه مجازات اعدام” در سال ۲۰۰۲ روز دهم اکتبر (۱۸ مهر ماه) را روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام اعلام کردند. هدف از برگزاری اکسیون‌های گوناگون در این روز آن است که همگان به تلاش برای لغو مجازات اعدام در همه کشورهای جهان فراخوانده شوند.

به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، اکثریت کشورهای جهان مجازات اعدام را یا از قوانین خود و یا در عمل حذف کرده‌اند. دیگر کشورها نیز در این راستا گام برمی‌دارند. اما هنوز هم در ۵۸ کشور جهان مجازات اعدام اعمال می‌شود. تنها کشور اروپایی‌ای که در آن هنوز این مجازات وجود دارد بلاروس (روسیۀ سفید) می باشد. به همین مناسبت هم امسال تمرکز بسیاری از سازمان‌های مدافع حقوق بشر، چون عفو بین‌الملل، بر روی مطرح کردن لزوم لغو مجازات اعدام در این کشور است.

اما باقی کشورهایی که در آنها حکم اعدام صادر و اجرا می‌شود، غیراروپایی هستند. تنها در سال گذشته ۲ هزار و ۳۹۰ نفر، یعنی تقریبا دو برابر سال گذشته، اعدام شدند. بیشترین شمار اعدام‌ها در چین، ایران، کره شمالی، عربستان سعودی، پاکستان و آمریکا صورت می‌گیرد. این کشورها مسئول اجرای ۹۳ درصد احکام اعدام در جها‌ن‌اند.

تحقیقات سازمان‌های حقوق بشری، چون عفو بین‌الملل، نشان می‌دهد که بیشتر کسانی که به مجازات اعدام محکوم شده‌اند، از خانواده‌های فقیر بوده‌اند یا به اقلیت‌های قومی و مذهبی تعلق داشته‌اند. در برخی کشورها حتی برای مجرمانی که خشونتی اعمال نکرده‌اند هم حکم مرگ صادر می‌کنند.

مجازات اعدام اصول سوم و پنجم اعلامیه جهانی حقوق بشر را نقض می‌کند. این مجازات که در حقیقت به معنای کشتن قانونی انسان‌ها به حکم دولت‌هاست، هم به منزله نقض “حق زندگی” است (اصل سوم) و هم به مثابه نقض این حق است که “احدی را نمی‌توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد” (اصل پنجم اعلامیۀ جهانی حقوق بشر).

فعالان حقوق بشر خواستار آنند که این مجازات در همه کشورها لغو شود، زیرا این مجازات را بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیرکننده می‌دانند. آنان می‌گویند، کشتن هرگز نمی‌تواند عملی عادلانه باشد، حتی اگر دولت دستور آن را بدهد؛ دولت‌ها نمی‌توانند عمل کشتن را با قانون منع کنند و خود همزمان دست به کشتن بزنند».

رجوی و اعدام

رجوی و اعدام

رجوی و اعدام

رجوی و اعدام

(پایان)

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice”

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمطبوعات عراق (مجاهدین، از تاسیس قرارگاه لجستیکی برای داعش در آلبانی تا آماده باش برای حمله به خانواده ها درعراق)

کشتن مسعود دلیلی آن روی سکه «رأفت رهبری»

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

حجت سید اسماعیلی: مجاهدین در گذر تاریخ، مروری بر سی سال استراتژی نبرد مسلحانه

نجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20572

محکومیت تروریسم توسط بنیانگذار ترور در منطقه!! (نامه ای به رئیس دانشگاه الازهر)

قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، بیست و نهم اوت ۲۰۱۵:… اینجانب مترجم کتاب شیخ جلال گنجه ای با عنوان “مرز بین اسلام و بنیادگرایی تروریسم” از فارسی به عربی هستم و او را خوب می شناسم. من سالیان دراز مترجم ارشد سازمان مجاهدین خلق ایران و ویترین سیاسیش شورای ملی مقاومت ایران بودم که این شیخ خودش را رئیس کمیسیون مذاهب آن می نامد. به اطلاع شما می رسانم که دیگر نه شورای مذکور وجود …

جلال گنجه ای پسر کشته شده اش در عملیات مهران را بعنوان “اعدامی” در ایران قالب می کند

استاد گنجه ای اسلام را بانظر مریم رجوی تفسیر میکند!!

لینک به منبع

نامه حسین نژاد مترجم ارشد عربی سابق سازمان مجاهدین به رئیس دانشگاه الازهر – قاهره

ادعای محکومیت تروریسم توسط بنیانگذار ترور و انفجار در منطقه!!

چگونه فرقۀ رجوی کشته های عملیاتش در عراق را که خودش اسامی و عکسهایشان را منتشر کرده و از خارجه به عراق برده بود به عنوان اعدام شده در ایران جا می زند؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب شیخ دکتر احمد الطیب رئیس دانشگاه الازهر – قاهره،

با درود و احترام،

نامۀ اخیر شیخ جلال یوسف گنجه ای به حضرتعالی را خواندم لذا تصمیم گرفتم با نوشتن این نامه به شما آنجناب را در جریان واقعیتهایی پیرامون ادعاهای نویسندۀ این نامه و وابستگیهایش قرار داده و دروغها و فریبکاریهای خودخواهانۀ او را افشا کنم.

اینجانب مترجم کتاب شیخ جلال گنجه ای با عنوان “مرز بین اسلام و بنیادگرایی تروریسم” از فارسی به عربی هستم و او را خوب می شناسم. من سالیان دراز مترجم ارشد سازمان مجاهدین خلق ایران و ویترین سیاسیش شورای ملی مقاومت ایران بودم که این شیخ خودش را رئیس کمیسیون مذاهب آن می نامد. به اطلاع شما می رسانم که دیگر نه شورای مذکور وجود خارجی دارد و نه کمیسیونی به نام کمیسیون مذاهب در این شورا و نه هر گونه مقاومتی در قبال رژیم ایران، و این شورا که ویترین سیاسی سازمان مجاهدین خلق ایران بود سالها است که به دنبال جداشدن اکثر شخصیتها و اعضای آن و نیز اعضای سازمان مذکور فروپاشیده و منحل شده که از جملۀ آنها اینجانب هستم که بعد از سی سال عضویت به عنوان مترجم ارشد این سازمان و رهبری آن در فرانسه و عراق از آن جدا شدم زیرا این سازمان ضربه ای کاری بر مبارزۀ آزادیخواهانۀ مردم ایران و جنبش آزادی و دموکراسی به شیوه های مسالمت آمیز وارد کرد که علت آن تروریسم و عملیات ترور و انفجار و خشونت در ایران و همکاری نزدیکش با رژیم صدام حسین و ارتش او در جنگش علیه میهنشان ایران بود.

جناب شیخ الازهر،

به این مناسبت به اطلاع آنجناب می رسانم که در یکی از عملیات جنگی عراق علیه ایران که نیروهای مجاهدین خلق در آن شرکت کرده بودند فرزند شیخ جلال گنجه ای به نام مرتضی گنجه ای در روز ۱۹ ژوئن سال ۱۹۸۸ در نتیجۀ اصابت ترکش خمپاره در میدان جنگ کشته شد چنانکه برادر اینجانب محرم حسین نژاد نیز در همان عملیات که در منطقۀ «مهران» واقع در مرز ایران و عراق انجام شد و سازمان آن را «عملیات چلچراغ» نامید کشته شد و با شیخ جلال گنجه ای با هم از فرانسه به عراق رفته و در تشییع و دفن اجساد کشته شدگانمان در آن موقع در شهر کربلای عراق شرکت کردیم زیرا در آن سال من و خانواده ام با این شیخ و خانواده اش در یک خانه در حومۀ پاریس زندگی می کردیم و با هم در داخل تشکیلات سازمان مجاهدین در دفتر آن در فرانسه به کار مشغول بودیم و فرزند کوچکترش را که با پدر و مادرش در حالیکه کوچک بود از ایران خارج شده و آن موقع در پاریس زندگی می کرد دیده بودم و می شناختم.

ولی وقتی دیدم که این شیخ در نامه اش به آنجناب دروغ آشکار و رسوایی را نوشته مبنی بر اینکه رژیم ایران پسرش را اعدام کرده است!! بسیار تعجب کرده و شوکه شدم زیرا پسر او به دستور پدرش شیخ جلال برای شرکت در آن عملیات نظامی از فرانسه به عراق رفت و در آن عملیات در حالیکه ۱۷ سال بیشتر نداشت کشته شد.

برایم این سؤال مطرح است کسی که ادعا دارد یک روحانی مسلمان است چگونه می تواند دروغ بگوید و چنین دروغ رسوا و آشکاری را روز روشن به قلم بیاورد. وی این دروغ را خطاب به جنابعالی شیخ الازهر مرجع اعلای مسلمانان و در نامه ای که به صورت علنی برای همگان و افکار عمومی مسلمانان منتشر شده نوشته است که یک گناه کبیره و توهین به مقدسات و شخصیتهای مسلمین و توهین به شعور آنان و قدرت فهم و درک افکار عمومی است به علاوۀ اینکه وی به عنوان یک پدر ایرانی مقیم فرانسه فرزند نوجوان خودش را از پاریس به عراق فرستاد تا در جنگ در کنار نیروهای عراقی علیه میهنش شرکت کند و درحالیکه هنوز به سن بلوغ نرسیده کشته شود و اینک با کمال وقاحت گناه خودش را به گردن رژیم ایران می اندازد تا چهرۀ گنهکار خودش را با این دروغ که فرزندش به دست رژیم اعدام شده است!! سفید سازی کند… و علیرغم همۀ اینها وی وقاحت و خودخواهی را به جایی رسانده که در یک گفتگوی مطبوعاتی خود از پاسخ ندادن حضرت عالی به نامه اش و بی توجهی کنفرانس شما در مورد بنیادگرایی و تروریسم تحت پوش اسلام به پیشنهادهای مسخره اش که توسط رهبری بنیادگرای تروریست سازمان به او دیکته شده است ابراز خشم و شکایت می کند رهبریی که در رأس «عوامفریبان برای استفاده از تهمت!! تکفیر و تفسیق» (عبارتی که در نامۀ این شیخ به شما با عربی کاملا غلط مانند سایر جملات این نامه به طوریکه فکر نمی کنم هیچ عرب باسوادی آن را بفهمد هر چند که او ادعا می کند روحانی است و «در عراق فقه» را تلمذ!! کرده در نزد کسانی که در این نامۀ مضحکش از آنان نام برده است) قرار دارد. وی در حالی این عبارت را به کار می برد که رهبری سازمانش اتهام کفر و فسق را علیه هر کس که مخالف او است و از این رهبری جدا می شود وارد می کند و او را لعن کرده و و تهدید به قتلش می کند.

شما می توانید لیست کشته شدگان عملیات یادشده را در لینگ زیر ببینید لیستی که در سایت رسمی سازمان مجاهدین خلق ایران منتشر شده است و در آن نام مرتضی گنجه ای فرزند کوچکتر شیخ جلال گنجه ای در ردیف ۲۸ و نیز عکس او در میان عکسهای کشته های آن عملیات در مربع سوم زیر همان لیست دیده می شود:

http://www.mojahedin.org/events/5334/

لازم به یادآوری است که فرزند بزرگتر جلال گنجه ای هم اکنون در کمپ لیبرتی پادگان سابق آمریکایی ها در بغداد به سر می برد پادگانی که امروز به زندانی برای اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران تبدیل شده که پناهجویان زیر نطر سازمان ملل متحد می باشند و سازمان ملل می کوشد آنها را از عراق منتقل کند ولی رهبری سازمان مجاهدین بر نگهداشتن آنها در آنجا زیر خطرات مرگ آفرین اصرار می ورزد.

به این علت و به علل دیگر از جمله ارتکاب جنایتهای تروریستی وحشتناک علیه دو ملت ایران وعراق و اعمال خشونت توسط سازمان مذکور و کارها و مواضع این سازمان علیه عرف و اخلاق مردم مسلمان ایران از جمله مجبور کردن اعضا بر طلاق همسرانشان و ممنوع کردن ازدواج به جز برای رهبران و مجبور کردن مردان به تقدیم همسرانشان به رهبر و تقدیس رهبر به عنوان ولی و مرشد عقیدتی مادام العمر، این سازمان پایگاه مردمی خود را در داخل ایران از دست داد تا اینکه امروز در آستانۀ فروپاشی و انحلال قرار گرفته و کسی جز اندک افرادی پناهنده پراکنده در عراق و اروپا و آمریکا باقی نمانده اند که از جملۀ آنها همین شیخ می باشد که از سازمان مذکور ارتزاق و تأمین مالی می شود سازمانی که سرمایۀ عراق اعم از پول نفت و سلاح و جنگ افزار و ماشینها و… را در زمان صدام حسین با فریب و نیرنگ غارت کرد و جنایتهای وحشیانه ای را در داخل تشکیلات سازمان در حق اعضا و نیز در حق مردم عراق با مشارکتش در کنار نیروهای رژیم صدام در کشتار کردها در شمال عراق مرتکب شد و من به عنوان مترجم ارشد این سازمان در عراق بر همۀ این غارتها و کشتارها و سرکوبها شاهد بودم.

همچنین این سازمان یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران نخستین سازمانی است که دست به عملیات تروریستی و ترور و انفجار و عملیات انتحاری که آنها را عملیات مقدس می نامد در دهه های هشتاد و نود میلادی زد و این سازمان سر افراطی گری و بنیادگرایی و ترویسم زیر پردۀ دین و اسلام و مبتکر و الهام دهندۀ چنین عملیات خشونت و تروریسم به نام مذهب در منطقه می باشد و درست به همین دلیل این سازمان در آغاز از گروه تروریستی داعش با نامهایی مانند «عشایر انقلابی که شهر موصل عراق را آزاد کردند» دفاع می کرد و از کارهای آنها ابراز خوشحالی کرده و عوامل این گروه تندرو افراطی زیر پردۀ اسلام را می ستود و بیانۀ جنگی آن را بازپخش می کرد چنانکه در لینگ زیر در سایت رسمی این سازمان به زبان فارسی می بینید:

http://www.mojahedin.org/news/139413/

همچنین رهبر این سازمان مسعود رجوی که به دنبال سرنگونی رژیم صدام حسین از انظار مخفی است اخیرا در پیامی که توسط این سازمان پخش و منتشر شد دستور قتل همۀ جداشدگان از سازمان و مخالفین آن را هر جا باشند صادر نمود.

حضرت دکتر احمد الطیب،

از همین رو، این سازمان و همکاری کنندگان با آن و مسئولان آن از جمله شیخ جلال کنجه ای که از مسئولان بالای این سازمان (سازمان مجاهدین خلق ایران) می باشد صلاحیت صحبت کردن از محکومیت تروریسم و افراطی گری و بنیادگرایی و خشونت را ندارند و نمی توانند به دیگران بویژه علمای مسلمین درس مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی بدهند زیرا علمای مسلمین بویژه ریاست محترم الازهر خودشان به منافع مسلمانان و جهان اسلامی آگاه تر و داناتر هستند و آنها خود تجارب کافی برای اتخاذ موضع مناسب در قبال تروریسم و افراطی گری زیر پوش اسلام و برای افشا و از بین بردن این پدیدۀ شوم که چهرۀ اسلام و مسلمانان را خدشه دار کرده است دارند.

سلامتی دائم وموفقیت و پیشرفت آنجناب در خدمت به اسلام و مسلمانان را از خداوند متعال خواستارم.

علی حسین نژاد

از جدا شدگان سازمان مجاهدین خلق ایران – پاریس

۲۳ ربیع الاول ۱۴۳۶ هـ

۱۴ ژانویه ۲۰۱۵ م

 –

رسالة منشق عن منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة إلى شیخ الجامع الأزهر الشریف

بسم الله الرحمن الرحیم

سماحة الشیخ الدکتور أحمد الطیب رئیس الجامع الأزهر – مشیخة الأزهر الشریف – القاهرة’

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته’

قرأت رسالة الشیخ جلال یوسف کنجئی الأخیرة إلى سماحتکم فقررت أن أکتب هذه الرسالة إلیکم لأن أحیط سماحتکم علما بحقائق عن مزاعم کاتب تلک الرسالة وانتماءاته وکشفا لأکاذیبه وتضلیلاته المشحونة بالأنانیة.

إنی مترجم کتاب الشیخ جلال یوسف کنجئی بعنوان “حدود الإسلام مع التطرف الإرهابی” من الفارسیة إلى العربیة وأعرفه جیدا وکنت مترجما أقدم لسنوات عدیدة فی منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة وواجهتها السیاسیة المسماة بالمجلس الوطنی للمقاومة الإیرانیة الذی یسمی هذا الشیخ نفسه برئیس لجنة المذاهب فیه. أحیطکم علما بأنه لم یعد هناک وجود للمجلس المذکور ولا لجنة تسمى بلجنة المذاهب فیه ولا وجود لأیة مقاومة تجاه النظام الإیرانی وأن هذا المجلس الذی کان الواجهة السیاسیة لمنظمة مجاهدی خلق الإیرانیة قد انهار وانحل منذ سنوات بعد انفصال أغلبیة الشخصیات والأعضاء منها ومن المنظمة المذکورة بینهم أنا الذی انفصلت عن المنظمة بعد أن کنت لمدة ثلاثین سنة عضوا ومترجما أقدم لها ولقیادتها فی فرنسا والعراق’ لأن تلک المنظمة وجهت ضربة قاضیة للنضال التحرری للشعب الإیرانی وحرکته من أجل الحریة والدیمقراطیة بالطرق السلمیة وذلک بسبب ممارستها الإرهاب وشنها عملیات الاغتیال والتفجیر والعنف البغیض فی إیران وتعاونها الوثیق مع نظام صدام حسین وجیشه فی حربه ضد وطنهم إیران.

فضیلة شیخ الجامع الأزهر الشریف’

بالمناسبة أحیطکم علما بأنه وفی إحدى العملیات الحربیة العراقیة ضد إیران والتی شارکت فیها قوات مجاهدی خلق قتل ابن الشیخ جلال کنجئی وهو مرتضى کنجئی یوم ۱۹ یونیو (حزیران) عام ۱۹۸۸ نتیجة إصابته بشظیة من قذائف الهاون فی ساحة الحرب کما قتل شقیقی أیضا وهو محرم حسین نجاد فی تلک العملیة ذاتها التی وقعت فی منطقة “مهران” على الحدود الإیرانیة العراقیة وأسمتها المنظمة بـ “عملیة الثریا” وکان الشیخ جلال کنجئی شارک بجانبی أی شارکنا معا فی تشییع ودفن جثث قتلانا آنذاک فی مدینة کربلاء العراقیة بعد أن سافرنا معا من فرنسا إلى العراق لهذه الغایة لأنی وعائلتی کنا نعیش مع الشیخ وعائلته فی منزل واحد فی تلک السنة فی ضاحیة العاصمة الفرنسیة باریس وکنا نعمل معا داخل التنظیم أی فی مکتب المنظمة فی فرنسا آنذاک وکنت أرى وأعرف ابنه الأصغر الذی کان یعیش مع والده ووالدته آنذاک فی باریس بعد أن کان قد خرج من إیران صغیرا.

ولکنی اندهشت وفوجئت بأن هذا الشیخ یطلق فی رسالته إلى سماحتکم کذبة سافرة بأن النظام الإیرانی هو الذی أعدم ابنه!! فیما کان ابنه قد ذهب من فرنسا بأمر من والده الشیخ جلال إلى العراق للمشارکة فی العملیة العسکریة المذکورة هناک حتى قتل فیها فیما لم یکن عمره یتجاوز ۱۷ عاما.

إنی أتساءل کیف یمکن لمن یدعی أنه رجل دین مسلم أن یکذب ویطلق هکذا کذبة سافرة وواضحة فی وضح النهار؟ والأدهى أنه یطلق هذه الکذبة السافرة خطابا لسماحتک شیخ الأزهر الشریف مرجع المسلمین الأعلى وفی رسالة منشورة علنا للعموم وللرأی العام الإسلامی مما یعد ذنبا کبیرا وإهانة لمقدسات وشخصیات المسلمین واستخفافا لذکائهم واستهانة لعقول الرأی العام إضافة إلى ذنبه کوالد إیرانی مقیم فی فرنسا أرسل ابنه المراهق من باریس إلى العراق لیشارک فی الحرب بجانب القوات العراقیة ضد وطنه وهو لم یبلغ سن الرشد حتى قتل وحالیا یلقی ذنبه بکل وقاحة على عاتق النظام الإیرانی فی محاولة لتبییض وجهه المذنب کاذبا بأن ابنه أعدم على ید النظام!!… ورغم کل ذلک ذهب فی الوقاحة والأنانیة إلى أنه یعبر فی حدیث صحفی له عن غضبه وشکواه من عدم رد فضیلتکم على رسالته وعدم اهتمام مؤتمرکم حول التطرف والإرهاب المغطى باسم الإسلام بمقترحاته المثیرة للسخریة والمملاة علیه من قبل قیادة المنظمة المتطرفة الإرهابیة التی ترأس “الدیماغوجیین لاستخدام تهمة!! التکفیر والتفسیق” (کما ورد فی رسالة هذا الشیخ إلیکم بصیغة ردیئة للغایة من حیث اللغة العربیة مثل بقیة العبارات فی هذه الرسالة بحیث لا أعتقد أن یفهمها أی عربی متعلم وذلک رغم ادعائه أنه رجل دین “تلمذ الفقه! فی العراق”! أی تلمذ فی الفقه عند من أسماهم فی رسالته المضحکة) فیما توجه قیادة منظمته تهمة الکفر والفسق ضد کل من یعارضها وینفصل عنها وتلعنه وتهدده بالقتل.

ویمکن لکم مشاهدة قائمة القتلى فی تلک العملیة فی الرابط التالی وهی نشرت فی الموقع الرسمی لمنظمة مجاهدی خلق الإیرانیة وهناک اسم مرتضى کنجئی الابن الأصغر للشیخ جلال کنجئی وهو الاسم الـ ۲۸ فی قائمة الأسماء کما تشاهد صورته ضمن صور قتلى العملیة فی المربع الثالث تحت القائمة المذکورة:

http://www.mojahedin.org/events/5334/

یذکر أن الابن الأکبر لجلال کنجئی یعیش حالیا فی مخیم الحریة (لیبرتی) وهو معسکر الأمریکان السابق فی بغداد والذی بات الیوم سجنا لأعضاء منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة الذین یعتبرون طالبی اللجوء تحت إشراف الأمم المتحدة التی تعمل على نقلهم من العراق ولکن قیادة المنظمة تصر على إبقائهم هناک تحت مخاطر الموت.

ولهذا السبب ولأسباب أخرى بما فیها ارتکاب المنظمة المذکورة جرائم إرهابیة بشعة ضد الشعبین الإیرانی والعراقی وممارستها العنف وأعمالها ومواقفها ضد أعراف وأخلاق الشعب الإیرانی المسلم ومنها إجبار الأعضاء على طلاق أزواجهم وزوجاتهم ومنع الزواج إلا للقادة وإجبارهم على تقدیم زوجاتهم للقائد وتقدیس القائد باعتباره المرشد العقائدی مدى الحیاة فقدت هذه المنظمة شعبیتها داخل إیران حتى باتت الیوم توشک على الانهیار والانحلال ولم یبق منها إلا لاجئون متفرقون قلائل فی العراق وأروبا وأمیرکا ومنهم هذا الشیخ الذی یرتزق ویقتئت من المنظمة المذکورة التی نهبت ثروة العراق من النفط والمال والأسلحة والأدوات الحربیة والسیارات وغیرها فی عهد صدام حسین بالاحتیال علیه وارتکبت جرائم بشعة داخل التنظیم وبحق الأعضاء وکذلک بحق الشعب العراقی بمشارکتها لقوات نظام صدام فی قتل الأکراد فی شمال العراق وأنا کنت شاهدا کالمترجم الأقدم لهذه المنظمة فی العراق على کل ذلک من النهب والقتل والقمع والتعذیب النفسی والجسدی.

کما إن هذه المنظمة أی منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة هی أول منظمة مارست الإرهاب وعملیات التفجیر والاغتیال والعملیات الانتحاریة التی تسمیها بالعملیات المقدسة الجهادیة فی ثمانینیات وتسعینیات القرن الماضی فی إیران وهی رأس التطرف والإرهاب المغطى باسم الدین والإسلام ومبدعة وملهمة هکذا عملیات عنف وإرهاب باسم الدین فی المنطقة. ولهذا السبب بالذات کانت هذه المنظمة تدافع دوما فی البدایة عن تنظیم داعش الإرهابی تحت مسمیات مثل “العشائر الثوریة التی حررت مدینة الموصل العراقیة” وتعرب عن فرحتها لذلک وتمتدح عناصر هذا التنظیم المتطرف المغطى باسم الإسلاموتعید نشر بیانه الحربی کما ترون فی الرابط التالی فی موقعها الرسمی باللغة الفارسیة:

http://www.mojahedin.org/news/139413/

کما إن قائد هذه المنظمة مسعود رجوی الذی اختفى عن الأنظار بعد سقوط نظام صدام حسین أصدر مؤخرا أوامره فی خطاب بثته ونشرته المنظمة بقتل کل المنفصلین والمنشقین عن المنظمة ومعارضیها أینما کانوا.

سماحة الدکتور أحمد الطیب’

على ذلک لا تتأهل هذه المنظمة والمتعاونون معها والمسئولون فیها ومنهم الشیخ جلال کنجئی الذی یعتبر من کبار المسئولین فی المنظمة (منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة) أن یتحدثوا عن إدانة الإرهاب والتطرف والعنف وأن یعلّموا الآخرین خاصة علماء المسلمین درس مکافحة الإرهاب والتطرف لأن علماء المسلمین خاصة مشیخة الأزهر الشریف هم أدرى وأعلم بمصالح المسلمین والعالم الإسلامی ولهم بما یکفی من التجارب فی اتخاذ الموقف المناسب حیال الإرهاب والتطرف المغطى باسم الإسلام وتعریة هذه الظاهرة الشریرة الضارة لسمعة الإسلام والمسلمین والقضاء علیها فی العالم. أسأل المولى القدیر أن یدیم لکم الصحة والعافیة وینعم علیکم بالنجاح والتقدم فی خدمة الإسلام والمسلمین والله الموفق وهو المستعان. والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

علی حسین نجاد

من المنشقین عن منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة – باریس

۲۳ ربیع الأول ۱۴۳۶ هـ

۱۴ ینایر (کانون الثانی) ۲۰۱۵ م

عربستان سعودی رجوی را بی پشتوانه میدانداطلاعات عربستان سعودی: مجاهدین خلق در ایران بی اعتبار و در خارج پر از نفوذی اطلاعات ایران هستند

***

همچنین:

امرالله ابراهیمی، مسعود رجوی و گوبلز. سی سال در قرارگاههای فرقه رجوی سرمان گرم همین مزخرفات مالیخولیایی بود

کامنت آقای قربانعلی حسین نژاد در مطلبی از آقای محمد کرمی در ایران گلوبال، بیستم می ۲۰۱۴: … آقای امر الله در این خبر و در نظر هر کس که آن را باور کرده یا در آن فکر نکرده است انگار که رهبر یک کشور نفت خیز می باشد که دولتی مانند هلند تا این قدر با او از موضع پایین برخورد میکند!!! اگر آقای کیانوش توکلی فقط از خودش

فرقه رجوی (مجاهدین خلق) دنبال سیاهی لشکر خارجی برای شوی ژوئنی امسالش!!

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، سیزدهم می ۲۰۱۴: … یک جوان تونسی دوست من در این مرکز بعد از اینکه تلفنش با یک هموطن خود که در آن مرتب صحبت از مجاهدین و مریم رجوی و تجمع و مقدار پول و تعداد نفرات می رفت به پایان رسید پیشم آمد و گفت: واقعا این سازمان مجاهدین دوستان سابق شما (سران فرقۀ رجوی) این قدر نزد ایرانیان

افشای شبکه مزدوران عراقی صدامی فرقه رجوی در اروپابا نام جعلی «خبرگزاری عراق»!!

قربانعملی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، دوم می ۲۰۱۴: … صافی الیاسری نویسندۀ عراقی مزدور فرقۀ رجوی که سال گذشته و نیز اخیرا طی هفتۀ اول ماه آوریل ۲۰۱۴ مقالات متعددی به زبان عربی علیه ما جدا شدگان از فرقه و مشخصا و بیشتر علیه اینجانب بویژه در سوز و گداز از نامۀ اخیر ۵۰ عضو جداشده از سازمان به نخست وزیر عراق در

بی حرمتی رجوی به خانواده ربطی به مبارزه ندارد

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، پنجم مارس ۲۰۱۴: … وقتی در اشرف بودیم به دستور رجوی افرادی دم در اشرف رفته و خطاب به پدران و مادران و خواهران و برادرانی که برای دیدارشان آمده بودند ضمن پرتاب سنگ به آنها شعار می دادند: «ننگ ما ننگ ما فامیل الدنگ ما»!! و در نشستهای رجوی و اکنون نیز در نامه ها یا بیانی