زهرا معینی و حمیرا محمدنژاد میهمانان هفته تلویزیون مردم

زهرا معینی و حمیرا محمدنژاد میهمانان هفته تلویزیون مردم

زهرا معینی حمیرا محمدنژاد - زنان در فرقه رجویکانون آوا (مردم تی وی)، هفتم مارس 2022:… خانم ها زهرا معینی و حمیرا محمد نژاد ازکانون زنان ایرانی علیه فرقه گرایی و رادیکالیسم از آلمان دررابطه با – وضعیت زنان در فرقه رجوی – بی آیندگی فرقه مجاهدین بحث و تبادل نظر کردند. مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر تلویزیون مردم بودند.  ببنندگان وشنوندگان تلویزیون مردم درطول برنامه از طریق تلفن، ایمیل و یا مسنجرفیسبوک با مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند.توجه همه علاقمندان را بدیدن و شنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم. 

وضعیت زنان در فرقه رجویگرامیداشت زنان در روز جهانی زن

بانوان معینی و محمد نژاد دربرنامه زنده این هفته کانون آوا درتلویزیون مردم

وضعیت زنان در فرقه رجوی

برنامه های زنده مصاحبه با جداشدگان ومنتقدین سازمان مجاهدین در تلویزیون MardomTv.com

زهرا معینی حمیرا محمدنژاد - زنان در فرقه رجوی

خانمها زهرا معینی ، حمیرا محمدنژاد و آقای پارسا سربی

یکشنبه ششم مارس 2022 برابر با 15 اسفند ماه 1400 ساعت 12 ظهربوقت نیویورک، ساعت 18 بوقت آلمان و ساعت 20:30 بوقت ایران خانم ها زهرا معینی و حمیرا محمد نژاد ازکانون زنان ایرانی علیه فرقه گرایی و رادیکالیسم از آلمان دررابطه با
– وضعیت زنان در فرقه رجوی
– بی آیندگی فرقه مجاهدین
بحث و تبادل نظر کردند.

مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر تلویزیون مردم بودند.  ببنندگان وشنوندگان تلویزیون مردم درطول برنامه از طریق تلفن، ایمیل و یا مسنجرفیسبوک با مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند.توجه همه علاقمندان را بدیدن و شنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم.

لینک به منبع

وضعیت زنان در فرقه رجوی

***

مریم رجوی مسعود خدابندهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

زنان مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/زنان-و-بردگی-مدرن/

زنان و بردگی مدرن

زنان و بردگی مدرن در سازمان مجاهدین خلقحمیرا محمدنژاد، کانون زنان ایران علیه فرقه گرایی، دهم مارس 2021:… اگر یادتان باشد در سال ۱۳۷۲ که مریم و نفرات همراه تحت عنوان خودخوانده رئیس جمهور به اروپا آمد و قصد فعال کردن دیپلماسی سازمان تحت عنوان شورای ملی مقاومت را داشت موضوع روسری و دست ندادن زنان در ملاقات ها و برخوردها بحث جدی بود و مریم در نشستی با شدت به این دو موضوع واکنش نشان داد و گفت روسری زن مجاهد هویت وی است همچنین دست ندادن میخواهد کارمان پیش برود میخواهد نرود به درک!!! زنان و بردگی مدرن 

زنان در سازمان مجاهدین خلقزنان در سازمان مجاهدین خلق

زنان و بردگی مدرن

خانم حمیرا محمدنژاد 8 مارس 2021     

اگر بخواهیم به نقش زنان در سازمان مجاهدین یا بهتر است بگوئیم فرقه رجوی بپردازیم بایستی برگردیم به سال ۱۳۶۴ یعنی طلاق مریم عضدانلو از شوهر اولش مهدی ابریشمچی و ازدواج به مسعود رجوی به عنوان سومین همسر ایشان. 

بعد از ضربات پی در پی در سال ۱۳۶۰ و بخصوص ضربه ۱۹ بهمن همان سال و ۱۱ اردیبهشت سال ۶۱  و به دنبال آن متلاشی شدن سازمان رجوی مثل همیشه در پی راهی برای شانه خالی کردن  از پاسخگویی و همچنین توجیه فرار ش از ایران بود آخر آن موقع رجوی هنوز بازیهای  رهبر عقیدتی  و امام زمان و اینها را راه نینداخته و امکان حسابرسی توسط دفتر سیاسی وجود داشت و دلیل منحل کردن دفتر سیاسی هم همین بود، از طرف دیگر امکانی مثل اشرف تحت دیکتاتوری صدام نداشت که هر بلائی سر اعضاء بیاورد و در نتيجه دست باز داشته باشد که هرچه شکست ها و عقده ها  و حسرت های نرسیدن به قدرت را سر آنها خالی کند بنابراین مترسک بی اراده ای به نام مریم را باصطلاح در رهبری آورد که از یک طرف مارک یکه تازی نخورد و از طرف دیگر هم بعد از جدا شدن فیروزه بنی صدر سرش بی کلاه نماند وگرنه چه نیازی به ازدواج بود این همه زنان در مناصب مختلف همدوش مردان کار می‌کنند،  در کدام فرهنگ و یا کشوری شرط همکاری سالم  زن و مرد  ازدواج  است به قول معروف، آن کس را که حساب پاک است چه باک، مگر فتنه ای در خود داشته باشد، و از طرف دیگر رجوی بالا آوردن مریم را رهایی زن در بوق کرنا کرد در حالیکه کاملا سو استفاده از وی به عنوان یک زن بود همچنین برای مریم هم منافعی داشت از یک عضو گمنام شد همردیف مسئول اول با شوهری در رده بالاتر، بنا بر این خیمه شب بازی به نام انقلاب ایدئولوژیک و رهایی زن از اساس سو استفاده و در بند کشیدن زنان بود البته با پز رهایی زن.

زنان و بردگی مدرن در سازمان مجاهدین خلق

اگر یادتان باشد در سال ۱۳۷۲ که مریم و نفرات همراه تحت عنوان خودخوانده رئیس جمهور به اروپا آمد و قصد فعال کردن دیپلماسی سازمان تحت عنوان شورای ملی مقاومت را داشت موضوع روسری و دست ندادن زنان در ملاقات ها و برخوردها بحث جدی بود و مریم در نشستی با شدت به این دو موضوع واکنش نشان داد و گفت روسری زن مجاهد هویت وی است همچنین دست ندادن میخواهد کارمان پیش برود میخواهد نرود به درک!!! 

اما در سال ۱۳۸۲ بعد از سقوط صدام و خلع سلاح توسط آمریکا ناگهان نفرات در اشرف شاهد دست دادن  مریم با مردان بودند و حتی به رسم احترام مردان به زنان، شاهد دست بوسی مریم توسط مردان بودند همین خانم مریم که در نشست فریاد میزد که زن مجاهد به هیچ وجه مجاز به دست دادن با مردان نیست آخر آن موقع ۱۲ قرار گاه تا دندان مسلح در  عراق بود و پشتیبانی به نام صدام که یکباره در عرض چند  روز همگی بر باد رفت.

 البته دست دادن یا ندادن زنان با مردان امری عادیست اما برای یک.فرقه ارتجاعی و عقب مانده البته شکننده و بنیاد بر کن. 

حالا ببینیم بعد از دست دادن و دست بوسی مردان با مریم چه شد؟ بلافاصله مسعود در یک تماس  با مسئولین مرد بشدت انتقاد کرد که چرا جلو چنین اعمال و رفتار های مریم  را نگرفته اند. همچنین در  پروسه جابجایی نفرات اشرف به خارج بارها همینکه مریم نشانه ای از موافقت میداد بشدت از طرف رجوی  سرکوب میشد حالا ببینید این مریم است با اینهمه اسماء و القاب، حال تو  خود  بنگر حال بقیه را که حتی اجازه تردد تنهایی در  اشرف نداشتند مادران اجازه داشتند در سال دوبار یکی عید نوروز و دیگری عید مریم در هفته باصطلاح   سیمرغ با فرزندانشان دیدار کنند ان هم در حضور یک یا چند بپا، چرا که فرزند میتوانست حامل پیامی از طرف پدر باشد  و حتی این زنان  اختیار  یک سلام احوالپرسی ساده را هم با مردان نداشتند و در  همه جا و همه حال میبایست یک نفر همراه به نام تضمین (به  معنای تضمین سلامتی ایدئولوژیک) در واقع نفر بپا مراقبه خواهر مجاهد شورای رهبری ضمانت کند که خواهر مربوطه دچار لغزش ایدئولوژیک نشود و همه این اقدامات اعم از جوسازیهای جنسیتی و محدودیت ها تحت عنوان “ظوابط انفلاب” بی جهت نبود چرا که به  دلیل کمبود محبت و عاطفه و از طرف دیگر گرسنگی جنسی ناشی از طلاقها هر جا که تشکیلات غافل می ماند یک رابطه بین زنان و مردان شکل می گرفت و بخصوص در زمانیکه تعداد زیادی در  خارج بودند و بالاجبار آزادی بیشتری نسبت به اشرف وجود داشت و و تیغ تشکیلات هم برایی نداشت به اوج رسید.

زنان و بردگی مدرن در سازمان مجاهدین خلق

همچنین در دوره بعد سقوط صدام که دیگر اتوریته ناشی از حمایت دیکتاتور ی صدام فروریخته بود بار دیگر ی رابطه ها  اوج گرفت  و در نهایت درالبانی مجبور به جداسازی کامل و ایزوله کردن زنان در قسمت دیورا های بلند شد و تنها زنانی مثل مهوش سپهری یا زهرا مریخی اجازه نشست  با برادران را داشتند‌

آری پدیده ” جنسیت” که رجوی در کتاب تبیین جهان خودش از آن به عنوان یک مرحله تکاملی در تنوع حیات و  تکامل انسان  سخن میبرد ناگهان در سال ۱۳۶۸ کشف دیگری از آن کرد و شد ایدئولوژی جنسیت که همانا ایدئولوژی ارتجاعی و ضد تکاملی خمینی است و باید از تن و روان هر مجاهد زدوده شود.

پس روشن شد که  حذف مردان از مواضع تشکیلاتی و جایگزین کردن زنان فقط برای سواستفاده از آنان بدلیل بی ارادگی و فعل پذیری بود که بتواند برای یکه کاریهای خودش جاده صاف کند و همکاری داشته باشد و از طرف دیگر پز رهایی زن و احقاق حقوق زنان را بدهد وگرنه ابتدایی ترین حق هر انسان آزادی پوشش است که با یک نگاه ساده به  چهره و ظاهر این زنان میتوان به همه قید و بند های موجود در دست  و پای آنان پی برد.  و در اینجا می‌توان گفت  اما با دروغ و صحنه سازی و نقش بازی کردن ممکن است چند سالی حقایق را پنهان کرد اما سر یک خلق و تاریخ را نمیشود شیره مالید و از تعداد فالورهای اینها در دنیای مجازی براحتی میتوان به جایگاه اینها  در  جامعه ایران پی برد.

لینک به منبع

زنان و بردگی مدرن

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/کشتار-کردهای-عراقی-مجاهدین-خلق/

کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

زهرا معینی - کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلقزهرا معینی، کانون زنان ایرانی علیه فرقه گرایی، بیستم آوریل 2021:… آمبولانس جلوی ستاد مرکزی در بعداد ایستاد که راننده امبولانس گزارشی از صحنه بدهد . در همان موقع مهدی ابریشمچی این شالارتان در آمبولانس را باز کرد تا من را دید با وقاحت تمام به من گفت بازم تو ، این که بادمجان بم آفت نداره.  دفعه بعد خودم میکشمت ،تو چقدر خراج می گذاری روی دست سازمان مرگ تو بیشتر به درد ما میخوره تا زنده ماندنت در اون وقت من که از درد شکستی پا به خودم میپیچیدم بهش گفتم اگر من و امثال من نبودیم شما اینقدر راحت این حرف را نمی زدید . کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق در سال 1370 

سالگردعملیات کردکشی توسط مجاهدین خلق مریم رجویسالگردعملیات کردکشی توسط فرقه داعش صفت رجوی

کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق در سال 1370

خانم زهرا معینی آلمان * 19 آوریل 2021

زهرا معینی سازمان ملل

خانم زهرا معینی

در روزهای پایانی فروردین ماه 1400 هستیم و جنایهاتی که فرقه رجوی در این ماه کرده بی شمار است

در اینجا به یک مورد اشاره میکنم کسانی که دم از آزادی و حقوق برابری می زنند !
افراد اندکی به یاد دارند قبل از جنگ خلیج فارس در سال 1991 که طی آن آمریکا، ارتش عراق را از کویت، بیرون راند و گارد ریاست جمهوری عراق را زمین گیر کرد،.
در سال 1369 تقریبا نزدیک دوسال بود که قعطنامه 598 و پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق گذاشته بود و در فرقه رجوی نارضایتی هم زیاد شده بود و هر بار با شامورتی بازی مسعود رجوی از پاسخگو بودن فرار میکرد
پس از حمله عراق به کویت و اشغال کویت توسط ارتش صدام حسین ،سپس عملیات امریکا و ائتلاف در عراق کشوری که در هرج و مرج فرو رفته بود .کردهای کردستان عراق قیام سراسری کردند و برای فتح بغداد رهسپار شدند . که با برخورد شدید و سرکوب نیروهای مجاهدین خلق مواجه شدند . این عملیات در ارتفاعات اغ داق صغیر و اغ داق کبیر و مناطق خانقین تا کفری ، طوز و سلیمان بک در استان دیالی و از سویی در سرکوب شعیان در کربلا و نجف دست داشتند . بیشترین نقش مجاهدن خلق در سرکوب کردها در استان دیالی بود که به کرد کشی معروف است . که بخاطر این جنایت شان بار ها توسط صدام مورد تشویق و تشکر خاص وی قرار گرفتند که در اولین ملاقات با رئیس ستاد صدام حسین سپهبد هبوش مجدد تشکر خاص صدام از رجوی را بیان کرد که فیلم ان ضمیمه است.

فیلم ملاقات رئیس ستاد صدام حسین با ملعون مسعود رجوی
مسعود رجوی چنین بیان کرد: ( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است .
سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است . ) .
در یک نیمه شب بود که سران فرقه ای رجوی افراد را بیدار کردن و به سالن غذا خوری فرا خوانندن و در انجا پیام مسعود رجوی را برای تمام اعضا خوانندن که دولت عراق به کویت حمله کرده
همکاری بین ایالات متحده و شوروی باعث شد تا موضوع به شورای امنیت سازمان ملل فرستاده شود. این شورا تصمیم گرفت که اگر صدام نیروهای خود را طبق برنامه زمانبندی شده از کویت خارج نکند، اجازهٔ استفاده از زور علیه این کشور را خواهد داد
اما ما در این میان بیطرف هستیم و ما در تمام قرارگاهها پرچم شیر و خورشید و ارم مجاهدین را داریم که به قرارگاههای ما حمله نشود .

اما بعد از گذاشت چند ماه وقتی دولتهای اعتلاف دیدن دولت دیکتاتوروقت عراق قصد خارج شدن از کویت را ندارد با اعلام اینکه حمله به عراق اغاز میشود . رجوی تصمیم گرفت که ارتش آزادیبخش با تمام تجهیزات سبک و سنگین به منطقه ای کوهستانی کفری بفرستند .
یادم هست در آن زمان که هوا هم خیلی سرد بود در آنجا برای ما چادرهای بزرگ درست کردن که ارتش ازادیبخش در این چادرها اسکان داده شده بودن یادم هست روزها ما را به جای دیگری میفرستادن که برای خودمان سنگر بکنیم سنگرهای انفرادی و جمعی شبها خسته برمیگشتیم به قسمت پشتیبانی که مقر اصلی ما بود آن شب ما در چادر خودمان بودیم و از فرط خستگی خوابمان برد اینقدر عمیق که صدای حمله و بمبارانها را نشنیدیم که گویا دوساعت از حمله گذاشته بود که متوجه میشوند که تمام خانمها غایب هستند و امدن دنبال ما و ما را به محل سنگرها بردن فکر میکنم حدود چهل روز این شرایط ما بود تا اینکه صدام عقب نشینی کرد و مسعود رجوی فرمان برگشت به قرارگاه اشرف را صادر کرد .

روز بعد لشکر ما به قرارگاه اشرف برگشت با تجهیزات سبک و سنگین تانکها هنوز روی کمرشکن بودند .شاید حدود دوساعت بود که بقرارگاه اشرف برگشته بودیم که دوباره تمام لشکر را به سالن غذاخوری فراخواندن و پیامی از طرف مسعود رجوی بود در این پیام آمده بود به لشکرهای که بقرارگاه اشرف برگشتند باید به کمک دیگر لشکرها برسانید چون انها در محاصره سپاه بدر هستند . …و ما دوباره با سرعت به منطقه کفری برای نجات جان بقیه افراد ارتش آزادیبخش رفتیم ودر آنجا فرمانده محور ما فکر میکنم مهری حاجی نژاد بود که هر کدام ما سازماندهی کرد و به نقطه ای فرستاد من سوار نفربر اردیشرشریفیان شدم و در حدود چند کیلومتری با نفربر رفتیم و افراد را با فاصله پیاده میکرد زمانیکه من پیاده شدم و نفربر رفت هنوز چند متری دوان دوان نرفته بودم که از ناحیه زانوی پای راست تیر خوردم ساق پام شکست و نقش زمین شدم بلند شدم که پام را ببندم که به اطراف تیرانداری شد و دوباره روی زمین درازکشیدم تا اینکه همان نفربر برگشت و من دستم را بالا کردم و گفتم تیر خوردم یادش بخیر اردیشر نفربر را هدایت کرد و امدم همانجایکه افتاده بودم زمین من را از روی زمین بلند کرد و داخل نفربر گذاشت هنوز خود اردشیر کامل سوار نفربر نشده بود و نفربر حرکت کرد که در همانجا خمپاره زدند . من را به همانجا به امداد صحنه می دهند و من با یک نفر دیگه که تیر خورده بود را به بغداد منتقل کردند.

امبولانس جلوی ستاد مرکزی در بعداد ایستاد که راننده امبولانس گزارشی از صحنه بدهد . در همان موقع مهدی ابریشمچی این شالارتان در آمبولانس را باز کرد تا من را دید با وقاحت تمام به من گفت بازم تو ، این که بادمجان بم آفت نداره.  دفعه بعد خودم میکشمت  ، تو چقدر خراج می گذاری روی دست سازمان مرگ تو بیشتر به درد ما میخوره تا زنده ماندنت

در اون وقت من که از درد شکستی پا به خودم میپیچیدم بهش گفتم اگر من و امثال من نبودیم شما اینقدر راحت این حرف را نمیزدید . وقتی من به بیمارستان بردند دکتر چک کرد و گفت خوشبختانه صلیب پا سالمه فقط شکستی هست که آن را هم گچ میگیریم بعد از یک هفته به قرارگاه اشرف برگشتم .

خیلی کنجکاو شده بودم که بلاخره جریان چی بود و چی شد؟ چونکه خودم زخمی شده بودم و سازمان هم  واقعیت را بما نمیگفت از چندتا از دوستانم که مورد اعتماد هم بودیم سوال کردم یکی از آنها گفت که دریک صحنه ای بود که چوپانی داشت گوسفندانش را به طرف کوه میبرده  که حیوانات در امان بمانند که مهوش سپهری (نسرین ) این زن جلاد (ننه سرما) به او فرمان میدهد و با دست نشان میدهد  که انجا را بزن وبا تعجب پرسیده که  اون که جوپان با گله گوسفندانش هست چرا بزنم ومهوش سپهری میگوید تو نمیفهمدی در لا به لای این گوسفندان افراد سپاه بدر هستن زود باش  شلیک کن  بعد مدتی که ازشلیک گذاشت رفتیم ببینم چندنفر واقعا انجا بودن با صحنه ای عجیب روبرو شدیم  بجز اون چوپان سگ گله و گوسفندانش که تماما تکه تکه شده بودن کس دیگری در آنجا نبود

زهرا معینی - کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

مهوش سپهری شکنجه گر مجاهدین ، ارتش خصوصی صدام

وخانم دیگری گفت    چیزی که بهت می گویم را باز گو نکن . خیلی عذاب وجدان دارم بتول رجائی به من دستور شلیک داد و میگفت باید اون خونه مردم روستایی را بزنی زود باش شلیک کن در اونجا افراد سپاه بدر هستند . این دوستم میگفت بهش گفتم خواهر بتول صاحب این خونه به ما گفت در این خانه افراد مسن و کودک هستند ! بتول رجایی گفت ان دورغ میگوید شلیک کن !

زهرا معینی - کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

بتول رجایی کردکشی 1370

این خانم میگفت بعد از مدتی رفتیم دیدیم توی ان خانه پدر ومادر پیر و زن جوان و چندتا بچه بود که بر اثر شلیک کشته شده بودند . این دوستم روحیش خیلی بهم ریخته شده بود و بعد از مدتی او را از لشگر ما بردند .

برای ما نشست برگذار کردند ، که چرا محفل میزنید و با هم صحبت میکنید هرچیزی که لازم است را ما به شماها میگویم ، کسی مطلقا اجازه ندارد با نفرات دیگر محفل بزند هر کسی سوال دارد مستقیم از فرمانده بالا تر سوال کند

بعد از مدتی تمامی افراد برای نشست جمعبندی به سالن اجتماعات رفتیم در انجا مسعود رجوی گفت اگر قرار باشه کسی به بغداد حمله کنند تا ما ارتش ازادیبخش هستم اجازه نمیدیم به بغداد نگاه چپ کنند اول باید از روی جسد ما رد شوند . ما در نقطه ای هستیم که سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است …….

 به امید فروپاشی کامل تشکیلات فرقه رجوی راه رابرای محاکمه سران این فرقه خواهد گشود وما دراینده شاهد ازادی اسیران خواهیم بود……….

لینک به منبع

کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق در سال 1370

وضعیت زنان در فرقه رجوی 

***

همچنین: