زنان ذوب شده در رهبر

زنان ذوب شده در رهبر

 Radicalised Mojahedin Khalq from Iraq to Albaniaایران قلم، دهم مارس 2017:… ویدئو های زیر مربوط به زنان قربانی شده توسط رهبری فرقه مجاهدین خلق می باشد، زنان قربانی که ابتدا مغزشویی شده اند، بعد سوگند داده شده اند، سپس در رهبر ذوب شده اند. قربانیانی که بعد از سال ها اسارت در عراق ( پادگان اشرف و کمپ لیبرتی ) به آلبانی رسیدند ، اما همچنان در آلبانی توسط  مسعود رجوی و مریم رجوی … 

مصاحبه با خانم مریم سنجابی به مناسبت روز جهانی زن

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیگرامیداشت زنان در روز جهانی زن

لینک به منبع

زنان ذوب شده در رهبر

ویدئو های زیر مربوط به زنان قربانی شده توسط رهبری فرقه مجاهدین خلق می باشد، زنان قربانی که ابتدا مغزشویی شده اند، بعد سوگند داده شده اند، سپس در رهبر ذوب شده اند. قربانیانی که بعد از سال ها اسارت در عراق ( پادگان اشرف و کمپ لیبرتی ) به آلبانی رسیدند ، اما همچنان در آلبانی توسط  مسعود رجوی و مریم رجوی محصور و ایزوله شده اند.  آنها حق ندارند مادر شوند، آنها حق ندارند ازدواج کنند، آنها حق ندارند با خانواده های خود ارتباط داشته باشند، آنها حق ندارند از مقرهای جمعی خود در شهر تیرانا ـ آلبانی خارج شوند، انها حق ندارند از پشت پنجره  اتاق هایشان به بیرون نگاه کنند و پرده های ضخیم همیشه باید کشیده شده باشد تا کسی مردم بیرون و روند زندگی را مشاهده کنند، آنها حق ندارند موبایل داشته باشند و از اینترنت استفاده کنند و ده ها حق پایمال شده دیگر. بخشی از دختران و زنان جوانی را در این فیلم ها مشاهده می کنید که فرزندان اعضای مجاهدین بوده اند که به بهانه دیدن پدر و مادرشان به عراق برده شده و آنجا ماندگار و مغز شویی شده اند، در صورتیکه متوسط سنی هشتاد در صد زنان و مردان مجاهدین بین  50 تا 75 می باشد و رهبری سازمان مجاهدین به عمد نشستهای مغزشویی این زن های نسبتا جوان را عمومی کرده است تا نزد ارباب های خود تشکیلات جوان ای را تبلیغ کند.  رجوی نمی فهمد که سال هاست کار از کار گذشته است.

https://youtu.be/5ZQCC8_vf6g

https://youtu.be/8idkJnhAgvc

https://youtu.be/3kGiR4OJVso

*** 

زهرا معینینامه سرگشاده خانم زهرا معینی به آقای ادی راما نخست وزیر کشور آلبانی

حمیرا محمد نژادحمیرا محمد نژاد: فرقه رجوی، عوام فریبی و ترفند های تکراری

بتول سلطانیبتول سلطانی: آب مزدوری مریم و مسعود رجوی که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیIranian resistance group MKO to move to Albania (aka Mojahedin Khalq, MEK, NCRI, …)

anne-khodabandeh-singleton-albanian-gazeta-impkt-2017Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacion

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton

https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

مجاهدین خلق در آلبانی به جان هم افتاده اندAlbania: What would a de-radicalization program for the Mojahedin Khalq (Rajavi cult) involve

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28637

مسعود رجوی فرمول انیشتن درس می دهد و ما آنچنان مغزشویی شده بودیم که …ا 

 ایران قلم، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۷:… ما هنگامیکه مسعود رجوی با سینی پر از حلقه های ازدواج با بالای سِن برگشت روی به مریم رجوی و جمعیت گفت: ” حالا من رها شدم.” البته بهای این رهایی موقت رهبری فرقه مجاهدین، اسارت اعضای مجاهدین در چمبره مناسبات فرقه گرایانه مجاهدین بوده است که در صد زیادی از آنها هنوز گرفتار و در بند هستند … 

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در گزارش سالانه تروریسم ۲۰۰۷ امریکا

لینک به منبع

مسعود رجوی فرمول انیشتن درس می دهد

ما آنچنان مغزشویی شده بودیم که هم کور بودیم و هم کر. 

ویدئوی زیر را تماشا کنید

https://youtu.be/ctaoqQoVl9s

بدون تردید یکی از حلقه های پنهان روابط فرقه گرایانه در درون سازمان مجاهدین خلق بحث ” انقلاب ایدئولوژیک ”و پیامد های آن است. آن چنانکه  بعد از گذشت ۳۱ سال از “ازدواج ایدئولوژیک ” مسعود رجوی با مریم عضدانلو (همسر وقت مهدی ابریشمچی ) و همچنین ۲۷ سال از ” طلاق های ایدئولوژیک و اجباری” اعضای سازمان ، این فرقه ایدئولوژیک قصد دارد اهداف فرقه گرایانه از آن را همچنان مخفی نگاه دارد؛ اهدافی که به شدت در مغایرت با اعلامیه جهانی حقوق بشر  و حقوق خانواده و کودکان می باشد  و اتفاقاً کانون قلم فکر می کند باید از همین زاویه ” انقلاب ایدئولوژیک ” مجاهدین را به چالش کشید.  انقلابی که از آنکودکان خاکستری (۱) متولد شدند، انقلابی که به فرمان رهبری فرقه رابطه زناشویی بین زن و مرد  حرام و نامشروع است و مرتکبین آن به جرم اعدام محکوم خواهند شد و به همین دلیل در مناسبات تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق در ۲۷  سال گذشته هیچ کودکی بدنیا نیامده است. انقلابی که اتفاقاً به بهترین وجه ویژگی ساختار فرقه گرایانه در این سازمان را برای مردم و جامعه آزاد نشان می دهد.

البته تا قبل از سرنگونی دیکتاتوری صدام حسین، ” انقلاب ایدئولوژیک ”  برای رهبری مجاهدین  فواید تشکیلاتی فراوانی را به همراه داشت که در پناه آن و در حصار بسته حاکمیت صدام حسین در عراق  به سرکوب اعضای منتقد و ناراضی سازمان  پرداخت و توانست دیکتاتوری فردی و روابط فرقه گرایانه “مرید و مراد” را در این سازمان به اوج خود برساند. اما بعد از سرنگونی صدام حسین دیکتاتور سابق عراق و در شرایط کنونی، انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین، به مثابه یک چاقوی دو لبه و بسیار بُرنده برای رهبری این فرقه عمل می کند. چرا که   سازمان مجاهدین  به دلیل سرنگونی صدام حسین، اجباراً بخشی از نیروهای اعتماد خودش را برای پیدا کردن حامی و ارباب جدید از عراق خارج کرده  و در کار باصطلاح ” دیپلماسی انقلابی” در اروپا و آمریکا برای پیشبرد  استراتژی خشونت طلبانه و مسلحانه و خروج از لیست گروههای تروریستی بکار گرفته است و در این شرایط ، و در جامعه و بیرون از ساختار فرقه گرایانه، سازمان مجاهدین از توجیه ” ازدواج ایدئولوژیک ” رهبری فرقه و ” طلاق های ایدئولوژیک و اجباری” اعضای فرقه  بشدت عاجز  و از آن می گریزد، زیرا مهمترین و کلیدی ترین نشانه ”فرقه بودن” سازمان مجاهدین خلق نزد افکار عمومی و رسانه ها و سیاستمداران در غرب ” طلاق های اجباری و ایدئولوژیک” اعضای سازمان مجاهدین می باشد. بنابراین باید رهبری فرقه مجاهدین را وارد چالشی تئوریک و نظری کرد تا به افکار عمومی در مورد اهداف فرقه گرایانه برپایی انقلاب ایدئولوژیک در مجاهدین  پاسخ دهد.  باید رهبری مجاهدین از طرف افکار عمومی و سیاستمداران غرب مورد این پرسش قرار گیرد که چرا فکر می کند“انقلاب ایدئولوژیک ”  نیاز مردم ایران و جهان است و در آینده باید بحث  “انقلاب ایدئولوژیک”  و ( طلاق های اجباری ) را از  جامعه میکرو و کوچک ( مناسبات تشکیلاتی مجاهدین) به یک ظرف بزگتر یعنی، مردم و جامعه  گسترش داد؟

 خاطره ای را در همین مورد برایتان نقل می کنیم. در سال ۱۳۶۸ نخستین نشست های اولیه شورای مرکزی مجاهدین  در مورد ” انقلاب ایدئولوژیک ”  و  ” طلاق های اجباری ”  در قرارگاه بدیع زادگان حد فاصل ۱۰ کیلومتری زندان ابوغریب برگزار می شد، در یکی از این نشست ها بعد از طی شدن بحث های مقدماتی ، مسعود رجوی از بالای سِن در حالیکه یک سینی بر دست گرفته بود به پایین آمد و در حالیکه صدای حزن انگیز موسیقی در سالن طنین می افکند از جلوی صف اعضای شورای مرکزی مجاهدین نفر به نفر عبور می کرد و اعضای حاضر می بایست  حلقه های پیمان زناشویی خود را از انگشت خارج و در آن سینی قرار می دادند. از اینکه سرنوشت آنهایی که در خارج کردن حلقه از انگشت خود تعلل و مکث میکردند چه شد، در مطلب کنونی می گذریم، اما هنگامیکه مسعود رجوی با سینی پر از حلقه های ازدواج با بالای سِن برگشت روی به مریم رجوی و جمعیت گفت:

” حالا من رها شدم.”

 البته بهای این رهایی موقت رهبری فرقه مجاهدین، اسارت اعضای مجاهدین در چمبره مناسبات فرقه گرایانه مجاهدین بوده است که در صد زیادی از آنها هنوز گرفتار و در بند هستند. سایت ایران قلم فکر می کند که وظیفه همه فعالان حقوق بشر می باشد  از همین زاویه به نقد ” انقلاب ایدئولوژیک ” مجاهدین بپردازند، اگر تئوری ”انقلاب ایدئولوژیک” برای رهبری این فرقه رهایی موقت آورد، افشای آن می تواند انزوای همیشگی این فرقه و استراتژی مبارزه مسلحانه را موجب شود.

https://youtu.be/-YYC6AaVpS0

(پایان)

*** 

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 2

Wesley Martin at a paid gathering of Mojahedin Khalq Rajavi cult promoting Saddam’s Private Army
سرهنگ بازنشسته ولزلی مارتین، شکنچه گر جداشدگان در تیف، مواجب بگیر دست سوم فرقه رجوی

Massoud Khodabandeh: The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy:
Methods of Information Manufacture

مسعود خدابنده: تحقیق در مورد مجاهدین خلق و شبکه درغپردازی مطبوعاتی آن

مسعود خدابنده، هافینگتون پست: انگلی مانند فرقه رجوی نمیتواند به ترامپ کمکی بکند

سرود تروریستی”سر کوچه کمینه” سازمان مجاهدین خلق
(سروده شده بعد از انقلاب، بیاد بود ترور افسران امریکایی)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28411

استقلال مالی !؟ مضحک ترین دروغ مسعود رجوی 

 ایران قلم، دهم فوریه ۲۰۱۷:… عجب! یعنی مجاهدین از هیچ دولت خارجی پول و حمایت مالی دریافت نکرده اند؟ پس صد ها تانک و نفر بر زرهی که صدام حسین در عراق به مجاهدین خلق  داده ، چه بود؟ آن همه ادوات سلاح سنگین از کجا آمده بود؟ مسعود  رجوی ارزش دارایی های داخل اشرف را بیش از ۲۰۰ میلیون دلار تخمین زد. شما این ۲۰۰ میلیون دلار را از کدام مردم دریافت کرده بودید؟ مردم نازی آباد و جوادیه ؟ زهی بی شرمی ! از مردم ایران یا بودجه سالیانه دولت صدام حسین؟ … 


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

استقلال مالی !؟ مضحک ترین دروغ مسعود رجوی

ایران قلم ـ ۱۰٫۰۲٫۲۰۱۷

Rajavi & Iraq oil smuggling مسعود رجوی و دریافت سهمیه مزدوری از عراق

https://youtu.be/4ymPY1fVVoI

بدون تردید مضحک ترین ادعایی که در مورد فعالیت های سازمان مجاهدین از جانب رهبری این فرقه مطرح شده ، ادعای استقلال مالی است که سایت های وابسته به مجاهدین خلق به نقل از مسعود رجوی اقدام به انتشار آن کرده اند. احتمالا انتشار این ادعای استقلال مالی ! با پحش گسترده خبر دریافت ۵۰ هزار دلار پول بتوسط  “الین چائو” وزیر حمل و نقل کابینه دونالد ترامپ از مجاهدین خلق برای گرفتن یک عکس با مریم رجوی و ۵ دقیقه سخنرانی لب ارتباط نیست. از ارتباط این دو موضوع که مصرف داخلی برای رهبری مجاهدین خلق دارد، می گدریم و به  مضحک ترین ادعای مسعود رجوی می پردازیم.  در گزیده ای از  این ادعای مضحک امده است:

” … سازمان استوار مقاومت ایران تنها جنبش مترقی است که طی تمام دوران دیر پای حیات مبارزاتی خود از زمان شکلگیری تاکنون مورد حمایت مالی و امکانات هیج دولت خارجی نبوده و نیست … “

عجب! یعنی مجاهدین از هیچ دولت خارجی پول و حمایت مالی دریافت نکرده اند؟ پس صد ها تانک و نفر بر زرهی که صدام حسین در عراق به مجاهدین خلق  داده ، چه بود؟ آن همه ادوات سلاح سنگین از کجا آمده بود؟ مسعود  رجوی ارزش دارایی های داخل اشرف را بیش از ۲۰۰ میلیون دلار تخمین زد. شما این ۲۰۰ میلیون دلار را از کدام مردم دریافت کرده بودید؟ مردم نازی آباد و جوادیه ؟ زهی بی شرمی ! از مردم ایران یا بودجه سالیانه دولت صدام حسین؟ تازه مسعود رجوی در سال ۲۰۱۴ تخفیف داده بود و  ارزش خودروها و و سلاح های سنگین و تانک و نفربرهای اهدایی صدام حسین که توسط ارتش امریکا ضبط شد، را در این برآورد قیمت محاسبه! نکرده بود. شما مدعی بودید که در عراق هلیکوپتر و واحد هوایی دارید، اینها را هم صدام حسین نداده بود؟ حتما پول هلیکوپتر را بادست رنج مردم بندرعباس و گیلان و مازندران خریده بودید؟ آیا مسعود رجوی از عراق به دعوت شاه عربستان به حج نرفت؟ آیا موقع برگشت با اجازه صدام حسین انبوهی طلا اهدایی ملک عبدالله را بار ماشین ها نکرد و به عراق نیاورد؟

آیا گند رسوایی فرقه مجاهدین در استخدام تماشاچی و سخنران  برای پرکردن صندلی های جلسه برگزاری اش گوش فلک را کر نکرده است؟ آیا ده ها میلیون دلار هزینه های این جلسه ها را هم از مردم جوادیه و نازی آباد دریافت کرده اید؟ اما رسانه ها و افکار عمومی چیز دیگری می گویند. خبرگرای آسوشیتد پرس در  مورد گردهمایی مریم رجوی در هفتم مارس ۲۰۱۵ در شهر برلین  گزارش داد:
“به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس سالن ده هزار نفری کنفرانس ولدوروم برلین پر بود از دانشجویان چک و لهستانی که ادعا کردند برای شرکت در کنفرانس روز شنبه بلیط دو سره و هتل از برگزار کنندگان دریافت کردند”
http://ir.voanews.com/content/article/2672287.html

در خرداد ۱۳۹۱ وزارت خزانه داری دولت آمریکا تحقیقاتی را در مورد منابع مالی سازمان مجاهدین آغاز کرد و  یکی از ژنرال های مزدبگیر  امریکایی در محافظت از کمپ اشرف و یک مدیر سابق اف بی آی و چند سیاستمدار بازنشته به دلیل گرفتن پول از سازمان مجاهدین مورد بازپرسی و تحقیق قرار گرفته اند که گزارشی رادیو فرداد در همان مقطع در همین ارتباط منتشر کرد، آقا و خانم رجوی ! آیا این پول ها را مردم جوادیه  و نازی آباد داده بودند یا سرویس های کشورهای عربی حوزه خلیج فارس؟ همین هفته گذشته نیز رادیو فرانسه  گزارش داد که:

” خبرگزاری “آسوشیتدپرس”، “فاکس نیوز” و بسیاری از رسانه‌های آمریکایی، امروز یکشنبه ۱۷ بهمن/ ۵ فوریه، گزارش دادند که یکی از وزرای دولت ترامپ و چند تن از مشاوران و نزدیکان وی به خاطر سخنرانی در محافل و اجتماعات سازمان مجاهدین خلق، مبالغ قابل توجهی از این گروه پول دریافت کرده‌اند؛ “رودی جولیانی” و “نیوت گینگریچ” از جمله مشاوران و نزدیکان ترامپ هستند که برای سخنرانی علیه ایران از سخاوتمندی‌های سازمان مجاهدین خلق سود جسته‌اند. “الین چائو” وزیر حمل و نقل کابینه دونالد ترامپ، اعلام کرده که سازمان مجاهدین خلق برای ایراد فقط یک سخنرانی ۵ دقیقه‌ای، به او مبلغ ۵۰ هزار دلار پرداخت کرده است، “

یعنی این مفت خور ها و کارچاق کن های برای گرفتن یک عکس با شما و سخنرانی هر دقیقه ۱۰ هزار دلار به اعتراف خودشان دریافت کرده اند. مدعی هستید که  این پول ها را که برای هر برنامه تبلیغاتی فرقه مجاهدین بالغ بر میلیون ها دلار می شود، مردم  ایران به شما داده اند؟ جالب است که رجوی می گوید گزارش مالی ۴۲ ساله خودمان را بعدا خواهیم داد. از روی نوشته رجوی بخوانید:

” … رهبر مقاومت گفت: قضاوت درباره آزادیخواهی و اصالت و اسقلال این مقاومت در صلاحیت مردم و تاریخ ایران است. پیوسته گفته ایم و تکرار میکنیم تا رو در روی مردم ایران از جوادیه تا نازی آباد و از کرانه های ارس و خزر تا خلیج فارس، درباره جزء به جزء، نکته به نکته، دینار به دینار و مو به موی هر آن چه در مبارزات چهل و دو ساله انجام شده آماده ایم حساب پس بدهیم…”

یعنی گزارش ۴۲ ساله مالی خودتان را کی می دهید؟ لابد ۴۲ سال دیگر ؟ وعده سرخرمن می دهی؟ فیلم های مزدوری مسعود رجوی و سایر شرکای وی در فیلم های مستند در ملاقات با فرماندهای نظامی و امنیتی صدام حسین و درخواست برای گرفتن بیشتر امکانات و پول سلاح وجود دارد. یک مورد نیز نیست ، بلکه ده  ها ساعت فیلم هست که منتشر شده است.  براساس این فیلم ها که هیچ کارشناسی و حتی خود سازمان مجاهدین در صحت آن تردیدی ابراز نکرده است ، و همچنین گزارش ها و اسناد معتبر ، دیکتاتور سابق عراق صدام حسین تا لحظه سرنگونی منبع اصلی پول های مجاهدین بوده است . این موضوع در گزارش وزارت امور خارجه آمریکا نیز مورد تایید قرار گرفته است.

رجوی بهتر است بگوید من مزدورم و خیال خودش را راحت کند.

بخشی از مطلب مجاهدین خلق منتشر شده در سایت های آفتابکاران و همبستگی ملی

مسعود رجوی مدعی استقلال مالی مجاهدین خلق فرقه رجوی شد

استقلال مالی
« اشرف و یکایک ساکنان آن، انسانهای آگاه و آزاده را در سراسر دنیا به بهت و شگفتی و تاریخ جهان را به چرخش واداشته اند، به خصوص که سازمان استوار مقاومت ایران تنها جنبش مترقی است که طی تمام دوران دیر پای حیات مبارزاتی خود از زمان شکلگیری تاکنون مورد حمایت مالی و امکانات هیج دولت خارجی نبوده و نیست جز اتکا به حمایتهای بیدریغ هواداران و مردم ایران. رهبر مقاومت گفت: قضاوت درباره آزادیخواهی و اصالت و اسقلال این مقاومت در صلاحیت مردم و تاریخ ایران است. پیوسته گفته ایم و تکرار میکنیم تا رو در روی مردم ایران از جوادیه تا نازی آباد و از کرانه های ارس و خزر تا خلیج فارس، درباره جزء به جزء، نکته به نکته، دینار به دینار و موبهموی هر آن چه در مبارزات چهل و دو ساله انجام شده آماده ایم حساب پس بدهیم»(۸).

مسعود رجوی و صدام حسین
https://youtu.be/qDIODs8ZnMU

ملاقات مسعود رجوی با جلیل هبوش از فرماندهان نظامی امنیتی صدام حسین۱

https://youtu.be/-BSl-aBHki4

ملاقات مسعود رجوی با طاهر جلیل هبوش از فرماندهان نظامی امنیتی صدام حسین ۲

https://youtu.be/MWsPXiMWxQA

معامله در بغداد ۰۵ سند ننگین مجاهدین خلق

https://youtu.be/oXK60XsEEg4

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26559

پرداخت بدهی ” امپریالیسم ” به مجاهدین خلق 

Mohammad_Hossein_Sobhani_2016محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و ششم اوت ۲۰۱۶:… اما مسئله اصلی ، خروج  مسئولین ارشد مجاهدین خلق  و احتمالا  خود مسعود رجوی  از عراق، به نظر می‌رسد هم‌اکنون در یک توافق پشت پرده با همکاری آمریکا و عربستان سعودی در حال اجراست و آمریکا قرار است بدهی خود به تروریسم را بپردازد . در همین ارتباط  در دو ماه گذشته ده‌ها نفر از مسئولین ارشد فرقه مجاهدین با اسم جعلی و خارج از روال و پروتکل کمیساریای عالی … 

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلتد پو: مجاهدین برای ما و سیا سنگ تمام گذاشته اند. رجوی: بنام مجاهد شهید آلبرتو نیسمان

لینک به منبع

پرداخت بدهی ” امپریالیسم ” به مجاهدین خلق

بعد از اینکه رژیم صدام حسین در سال ۲۰۰۳ در عراق سرنگون شد و دولت جدید عراق بر سر کار آمد، از همان مقطع سازمان مجاهدین تلاش کرد  که زرورقی را بر روی استراتژی مبارزه مسلحانه بکشد و آن را تحت عنوان ” راه حل سوم ” به خورد فعالان سیاسی و دولت های خارجی بدهد. راه حل سوم در واقع همان مبارزه مسلحانه بود که اتفاقاً در پیام‌های مختلف مسعود رجوی نیز به این امر اعتراف شده است که اگر فرصتی وجود داشت در این مورد هم توضیح خواهم داد که دقیقاً اشاره روشن و صریحی دارد به ادامه مبارزه مسلحانه. بعد از سرنگونی صدام حسین رهبری فرقه مجاهدین خارج شدن از لیست گروه های تروریستی در اروپا و آمریکا را از همان مقطع و در سال ۲۰۰۳ آغاز کرد، زیرا سازمان مجاهدین خلق با سرنگونی صدام حسین، دیکتاتوری که انبوهی تانک و نفر بر و انواع تدارکات و تسلیحات را در اختیار وی می گذاشت، سرنوشت استراتژی مبارزه مسلحانه را در عراق در ابهام، و حضور در لیست گروه های تروریستی را  مانعی جدی برای فعالیت های خود در اروپا و سایر کشورهامی دید. مسعود رجوی برای این چرخش دروغین دست‌های خودش را پیش نیروهای آمریکایی بالا برد و سلاح های خودش را تا آخرین قبضه و تا آخرین فشنگ تحویل داد و در سال ۲۰۰۳ رسمی و غیر رسمی برای کار با یک ارباب جدید، بجای صدام حسین،  اعلام آمادگی کرد و برای فرار از پاسخگویی در میان اعضای سازمان مجاهدین  گفت که سلاح مهم هست یا صاحب سلاح؟  من سلاح را دادم ولی شما، یعنی صاحب سلاح، را دارم. مجاهدین به موازات آن  از سوی دیگر پروسه حقوقی تمام انرژی تشکیلاتی و سازمانی خود را حول بستر سازی برای خروج از لیست گروه های تروریستی قرار داد و سرانجام هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکاو سخنگوی آن  در اردی‌بهشت ۱۳۹۱ گفت که:
«همکاری سازمان مجاهدین خلق برای تعطیلی مسالمت آمیز و موفقیت آمیز اردوگاه اشرف یک عامل مهم در تصمیم گیری دولت آمریکا پیرامون جایگاه این گروه در فهرست گروه های تروریستی است.» به نقل از رادیو فردا
مسعود رجوی  نیز در حالی که می‌گفت اگر جهان بجنبد ،مجاهدین در  اشرف از جای خود تکان نخواهند خورد یا در حالیکه سلسله پیام های کتبی با عنوان ” استراتژی قیام و سرنگونی ، اشرف کانون استراتژیکی نبرد، نقدینه بزرگ ملت درمبارزه آزادی‌بخش با رژیم ولایت و… ” را در رسانه های خود منتشر  می کرد، همه آن‌ها را به فراموشی سپرد و  با گوش جان دستورات آمریکا را پذیرفت تا بتوند  جان خود را بردارد و  از این بن بست سیاسی و استرژیک فرار کند . مسعود رجوی بدین ترتیب آخرین میخ را بر تابوت استراتژی این فرقه در قلعه اشرف ـ عراق کوبید. اما مجاهدین خلق در برابر این تمکین ضد امپریالیستی  از زمامداران امریکا قول گرفت که:

۱ ـ بعد از دو دهه که مسعود رجوی پشت درب جیات خلوت کاخ سفید به انتظار تکه گوشت یا استخوانی منتظر و یک پا در هوا ایستاده بود، از لیست گروه های تروریستی ایالات متحده آمریکا خارج شود.

۲ ـ رهبران این فرقه ، و  احتمالاً خود مسعود رجوی هم ، بتوانند بدون ممانعت دولت عراق ـ به دلیل پرونده های حقوقی  و مشارکت بیست ساله مسعود رجوی با صدام حسین در قتل و جنایت ،  از عراق خارج شوند.

برهمین اساس فرقه مجاهدین قلعه اشرف را از سپتامبر ۲۰۱۳ تخلیه و به قول خودشان به زندان لیبرتی رفتند. در ابتدا نیروهای تشکیلاتی خود را قطره چکان به کشور آلبانی می فرستادند اما با اولتیماتوم  های دولت عراق و همچنین امریکا و  سفر جان کری به آلبانی ـ یکی از کشور های عضو ناتو ـ توافق نهایی برای خروج سریع کلیه نیروهای این سازمان از عراق  به آلبانی صورت گرفت  و قرار است تا پایان سال میلادی ۲۰۱۶ کلیه نیروهای سازمان مجاهدین از عراق خارج و به آلبانی منتقل شوند.

اما مسئله اصلی ، خروج  مسئولین ارشد مجاهدین خلق  و احتمالا  خود مسعود رجوی ، به نظر می‌رسد هم‌اکنون در یک توافق پشت پرده با همکاری آمریکا و عربستان سعودی در حال اجراست و آمریکا قرار است بدهی خود به تروریسم را بپردازد . در همین ارتباط  در دو ماه گذشته ده‌ها نفر از مسئولین ارشد فرقه مجاهدین با اسم جعلی و خارج از روال و پروتکل کمیساریای عالی پناهندگان برای انتقال افراد از لیبرتی به آلبانی ، از عراق خارج شده‌ و مشخص نیست که در کدام کشور اروپایی یا آمریکا مستقر شده اند.  این درحالیست که هنوز صد ها نفر از قربانیان در کمپ لیبرتی هستند. آخرین اخبار منتشر شده در این مورد که درسایت گویا به نقل از خبرگزاری تسنیم منتشر شده،  نیز حاکیست که آمریکا جهت تکمیل این پروژه یک هواپیمای ویژه برای این امر اختصاص داده  و قرار است مسولین ارشد این سازمان که اعتماد و سرسپردگی خود را به مسعود رجوی و  سیاست های گذشته  و جاری مجاهدین اثبات کرده‌اند در لیست خروج از عراق با این هواپیما قرار بگیرند و از عراق فرار کنند. در میان این افراد اسامی مژگان پارسایی، محمود عضدانلو ـ برادر مریم رجوی ـ مهدی برائی ، صدیقه حسینی , عبدالوهاب فرجی و … دیده می‌شوند . در این شرایط نکته جدیدی به چشم می خورد ، اگر چه ترکی فیصل نماینده کارفرمای جدید مجاهدین خلق در ۹ یولی گذشته در گردهمایی سالانه مجاهدین خلق در حضور مریم رجوی، شوهر او مسعود رجوی را دو بار « مرحوم » کرد، اما این پرسش می‌تواند وجود داشته باشد که  آیا مسعود رجوی در بین لیست افراد این هواپیمای اختصاصی آمریکا  برای خروج از عراق نیست؟ به نظر می رسد که به این تناقض و پرسش ها باید مریم رجوی پاسخ دهد .

*** 

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صداممینو سپهر: نگاهی به ۵۰ سال خشونت وترور وجنایت وخیانت گروه موسوم به مجاهدین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26463

چرا مریم رجوی از مرده یا زنده بودن مسعود رجوی ابهام زدایی نمی کند؟ 

 Maryam Rajavi, ایران قلم، بیستم اوت ۲۰۱۶:… اما حالا کم کم آثار زهر اعلام « مرحوم » بودن مسعود رجوی بارز می‌شود و نیروهای درون تشکیلات از خود سؤال می‌کنند که واقعیت چیست ؟ آیا برادر مسعودر جوی مرده است؟ اگر مرده است چرا فیصل ترکی عنصر امنیتی عربستان سعودی آن را اعلام می کند؟ و اگر برادر مسعود « مرحوم « نشده و زنده است پس چرا سازمان و یا خود مسعود رجوی یک پیام جدید ، یا صوتی یا تصویری ، پخش نمی کند؟ نیروهای درون تشکیلات …

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

لینک به منبع

چرا مریم رجوی از مرده یا زنده بودن مسعود رجوی ابهام زدایی نمی کند؟

فیصل ترکی سیاستمدار امنیتی کارکشته عربستان سعودی در خیمه شب بازی فرقه مجاهدین در ۹ یولی ۲۰۱۶ دوبار اعلام کرد که مسعود رجوی ” مرحوم ” شده است و از وی با عنوان ” مرحوم مسعود رجوی ” یاد کرد. این موضوع بعد از گذشت چندین هفته از اعلام ” مرحوم ” شدن مسعود رجوی، کم کم آثار زهر خودش را در درون تشکیلات مجاهدین خلق در کشورهای مختلف بارز می کند.

اگر چه فرقه مجاهدین در روزهای اول از اعلام « مرحوم » بودن مسعود رجوی از سوی فیصل ترکی و همچنین کنجکاوی افراد بیرون از سازمان مجاهدین و رسانه ها در این مورد توانست سود تبلیغاتی آن را ببرد و چند روزی خود را روی آنن نگاه دارد، اما حالا کم کم آثار زهر اعلام « مرحوم » بودن مسعود رجوی بارز می‌شود و نیروهای درون تشکیلات از خود سؤال می‌کنند که واقعیت چیست ؟ آیا برادر مسعودر جوی مرده است؟ اگر مرده است چرا فیصل ترکی عنصر امنیتی عربستان سعودی آن را اعلام می کند؟ و اگر برادر مسعود « مرحوم « نشده و زنده است پس چرا سازمان و یا خود مسعود رجوی یک پیام جدید ، یا صوتی یا تصویری ، پخش نمی کند؟

نیروهای درون تشکیلات به ویژه افراد منتقل شده از لیبرتی عراق به آلبانی، فرار سران ارشد سازمان از عراق و روند سرعت گرفتن خروج اعضای سازمان از لیبرتی عراق را با اعلام «مرحوم» شدن مسعود رجوی از سوی فیصل ترکی در یک راستا می‌بینند و ذهن خود را آماده کرده‌اند که سازمان در مورد «مرحوم » شدن یا نشدن مسعود رجوی نظر دقیقی را اعلام کند و نیروهای تشکیلات از ابهام خارج شوند. به نظر می‌رسد که بسیاری از نیروهای قدیمی و باسابقه سازمان مجاهدین به لحاظ ذهنی منتظر اعلام مرگ مسعود رجوی از سوی سازمان می‌باشند تا دیگر تصمیم قطعی خود را برای جدایی و یا حتی انشعاب از سازمان مجاهدین اعلام کنند، چرا که تنها نقطه وصل خود با سازمان مجاهدین را ارتباط عاطفی شان با مسعود رجوی می دانند و گرنه آن‌ها هر کدام خود را با صلاحیتت تر از مریم رجوی می‌بینند و در دنیای واقعی نیز چنین است . نیروهای قدیمی تشکیلات سازمان مجاهدین به رهبری مریم رجوی را در مخیله خود نیز راه نمی دهند و نمی توانند زیر بار این شرایط بروند. این اعضای ارشد و با سابقه سازمان معتقد هستند که به همین دلیل است که مریم رجوی نمی‌تواند از خبر « مرحوم » شدن مسعود رجوی که توسط فیصل ترکی اعلام شده است ، ابهام زدایی کند و بگوید وی زنده ست یا مرده. در این مورد اگر مریم رجوی سخن نگفت، ما سخن خواهیم گفت.

مرگ مسعود رجویجنجال بزرگ برای اینکه مجاهدین خلق نمیتوانند ثابت کنند رهبرشان مسعود رجوی زنده است

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24217

به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

 محمد حسین سبحانی، ایران قلم، شانزدهم مارس ۲۰۱۶:… پس از گذشت سال ها تصاویر تلویزیونی خود گویای عمق این جنایت است. سطح کوچه های خاکی و خانه ها با خاک یکسان شده اند، این شهر دورافتاده و عقب نگاه داشته شده ی کردستان پر از اجساد مردان، زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم، خون و علائم انفجار رویشان دیده نمی شود. پوست اجساد بطرز عجیبی بی رنگ است، چشمها باز و خیره و از … 

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،حاج مسعود رجوی، نسل کشی کردها هم در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود؟

لینک به منبع

به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

۶ مارس سال ۱۹۸۸ سالگرد کشتار مردم حلبچه توسط صدام حسین دیکتاتور سابق عراق به وحشیانه ترین شکل ممکن می باشد. سایت ایران قلم به مناسبت این روز و سالگرد فاجعه کشتار کردها توسط رژیم صدام حسین دیکتاتور سابق عراق برگ پنجم از ” برگی از تاریخ” را با مقاله ای از محمد حسین سبحانی که حدود ۱۰ سال قبل ، در تاریخ ۱۶٫۰۳٫۲۰۰۶، بمناسبت سالگرد فاجعه حلبچه توسط محمد حسین سبحانی نوشته شده است به همراه گزارش رادیو فردا بازنشر می کند.

http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/642.HTM

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،

۱۶٫۰۳٫۲۰۰۷

برگی از تاریخ ـ سایت ایران قلم

www.iran-ghalam.de

مقاله محمد حسین سبحانی ـ ۱۷ مارس ۲۰۰۶

به یاد حلبچه

سازمان مجاهدین کتاب بسیار قطوری تحت عنوان تقویم تاریخ به چاپ رسانده است. در این کتاب مهمترین رویدادهای تاریخی ایران و جهان در هر روز، از نگاه مجاهدین نوشته شده است. بعضی بی اهمیت هستند و بعضی با اهمیت، اما من در این کتاب هرچه گشتم، نتوانستم نامی از” حلبچه ” پیدا کنم. چرا؟

مگر حمله شیمیایی رژیم صدام صدام حسین و سایر همکاران رجوی، به حلبچه در کردستان عراق که هزاران نفر ، کودک و پیر و جوان، قتل عام شدند، یک رویداد تاریخی نیست؟ چرا رجوی می خواهد این روز را به فراموشی بسپارد؟ رجوی بخوبی می داند که هر جا نام صدام حسین دیکتاتور سابق عراق بیاید، وی نیز باید به سهم خود پاسخ اعمال این دیکتاتور باشد، چه در سرکوب مردم عراق و چه در سرکوب مردم ایران.

در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۸۸ نیروهای ویژه صدام حسین، تحت فرماندهی“علی حسن المجید” پسر عموی صدام حسین که بعدهه به علی شیمیایی مشهور شد، به شهر کردنشین حلبچه حمله کردند. مردم این شهر به جرم خیزش علیه صدام حسین باید مجازات می شدند، بنابراین ابتدا نیروهای رژیم صدام حسین با آتش گلوله های توپ و خمپاره ساکنین این شهر را مورد تهاجم قرار دادند و سپس با انواع سلاح های شیمیایی به کشتار مردم این شهر پرداختند. تنها پس از گذشت چند ساعت از حملات شیمیایی صدام حسین، هزاران زن و مرد و کودک درحلبچه جان سپردند.

پس از گذشت سال ها تصاویر تلویزیونی خود گویای عمق این جنایت است. سطح کوچه های خاکی و خانه ها با خاک یکسان شده اند، این شهر دورافتاده و عقب نگاه داشته شده ی کردستان پر از اجساد مردان، زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم، خون و علائم انفجار رویشان دیده نمی شود. پوست اجساد بطرز عجیبی بی رنگ است، چشمها باز و خیره و از حدقه بیرون زده است،به نظر می رسد که هنگام کارهای روزانه، مرگ مانند صاعقه بر سرشان فرود آمده است. برخی فقط آنقدر توان داشته اند که خود را به آستانه در برسانند. مادران در آخرین لحظه کودکانشان را در آغوش کشیده اند و در صحنه ای دیگرآنجا پیرمردی خود را میان طفل شیرخواره و آنچه که نمی دانست چیست، سپر کرده است.

این جنایت که کودکان در آغوش مادران خود به قتل رسیده اند، دل هر انسانی را به درد می آورد. اما همان موقع نیز در قرارگاه های مجاهدین به جای پخش این تصاویر تلویزیونی، که در شبکه های تلویزیونی سراسر جهان به نمایش در آمده بود، فیلم های ملاقات مسعود رجوی و صدام حسین دیکتاتور عراق نشان داده می شد، و ما در بی خبری برای راهگشایی های!! ایدئولوژیکی و استراتژیکی رجوی دست می زدیم و هورا می کشیدیم.

گزارش رادیو فردا ـ نیما تمدن

در نوزدهمین سالگرد بمباران شیمیایی حلبچه درحالی فرا رسیده که به گفته مردم این شهر، دیگر هیچ اثری از صدام حسین و حکومت او نیست، اما زخم های برجای مانده همچنان ملتهب اند. هر روز ۱۶ مارس سال ۱۹۸۸ چند روز پس از درگیری های سنگین پیشمرگه های کرد با نیروهای ارتش عراق هواپیماهای نظامی بر فراز این شهر کردنشین به پرواز در آمدند و هنگامی که مهمات خود را تخلیه می کردند، دسته دسته شهروندان حلبچه نفس های آخرشان را می کشیدند .

انواع گازهای اعصاب، سارین، خردل و ترکیباتی از سیانور اثرات متفاوتی بر قربانیان می گذاشت: برخی می خندیدند؛ شماری مایعات سبز رنگ استفراغ می کردند و پوست بدن عده ای دیگر ملتهب و متورم می شد تا جان بدهند.

«همچون پرندگان می مردیم …»

عثمان علی غفور که در زمان رویداد کودکی ۱۰ ساله بود، آن روز را این چنین به خاطر می آورد:«من به چشم خودم دیدم که مردم مثل پرندگان جان می دادند. بعضی از مردم به سبب تاثیرات مواد شیمیایی در حال مرگ می خندیدند. وقتی هواپیماها بمب هاشان را می انداختند، ابتدا بوی خوبی به مشام می رسید، اما بعد همه پرنده ها از آسمان به زمین می افتادند و بعد انسان ها روی زمین می افتادند. همه این اتفاق ها تقریبا از ساعت یازده و نیم شروع شد و تا عصر ادامه داشت.»

پس از پایان جنگ ایران و عراق، با توجه به بروز جنگ داخلی میان احزاب کرد عراقی، زمینه ای برای نفوذ و سیطره احزاب اسلامی تندرو در شهر حلبچه فراهم شد.

حتی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳، شبه نظامیان اسلامگرای انصار الاسلام، کوهستان های شرق حلبچه را اشغال کردند اما با آغاز جنگ عراق، نیروهای آمریکایی با کمک پیشمرگه های کرد توانستند این منطقه را از کنترل انصارالاسلام خارج سازند . بشارت، مدیر مرکز اتحادیه جوانان کردستان در شهر حلبچه، وابسته به حزب دموکرات کردستان، به رادیو فردا می گوید همین قدرت گیری اسلامگرایان در دهه ۹۰ عامل عقب ماندگی حلبچه شد.

به گفته آقای بشارت در این ۱۹ سالی که از زمان وقوع بمباران شیمیایی حلبچه می گذرد و با توجه به تلاش رسانه ها برای جلب افکار عمومی به این شهر، میزان کمک ها و بازسازی حلبچه ناکافی بوده است : «مسئولان حکومتی از اتحادیه میهنی کردستان و یا حزب دموکرات که در این سال ها در راس هرم قدرت بودند، از نظر فرهنگی و یا زیرساخت های اقتصادی، خدمت چندانی نکردند. پارسال هم که دیدیم صدای مردم درآمد و بنای یادبود قربانیان حلبچه را به آتش کشیدند. این اعتراض های عمومی به نامساعد بودن شرایط و امکانات همچنان ادامه دارد و حتی مردم امسال هم مراسم رسمی برای یادبود قربانیان برگزار نمی کنند. چون از وضع معیشتی و وعده های تحقق نیافته مسئولان عصبانی هستند.»

در جریان اعتراض عمومی مردم حلبچه در سال ۲۰۰۶، بنای یادبود قربانیان به آتش کشیده شد؛ پلیس به روی هزاران تظاهرکننده آتش گشود و یک نوجوان ۱۴ ساله کشته شد .

به گفته مردم حلبچه هنوز هم ده ها بیمار و مجروح بازمانده از بمباران شیمایی با سختی به زندگی شان ادامه می دهند و در انتظار درمان هستند.

این گروه از مجروحان، غیر از افرادی هستند که از آسیب های روحی روانی و یا جسمی آن حادثه مانند عوارض پ.ستی یا نازایی رنج می برند.

زنان و جوانان؛ شهری بدون آرزو؟

حمیده جمال محمد، دختر پر انرژی ۲۸ ساله ای است که همه توان خود را صرف اداره مرکز آموزش و توسعه اجتماعی زنان در حلبچه می کند.

حمیده در زمان بمباران شیمیایی ۹ سال داشته و بسیاری از اعضای خانواده اش را در این حادثه از دست داده است.

او سال های سخت آوارگی در ایران را به خاطر می آورد و می گوید از سال ۲۰۰۱ که این مرکز فرهنگی را برای زنان راه اندازه کرده وضع روحی زنان بهتر شده است:« بعد از ۱۹سال که از حادثه حلبچه می گذرد ما خیلی خوشحالیم که امسال صدام حسین و یارانش اعدام شده و به سزای کارشان رسیدند. ولی حالا مشکل ما این نیست که برایمان خانه و جاده درست کنند، مشکل اصلی ما روحی است. مربوط به ضربه ای است که در پی شهادت ۵ هزار تن از مردم این شهر به ما وارد شده. می خواهیم که مقامات بیشتر در زمینه های فرهنگی و اجتماعی به ما کمک کنند. اکثر قربانیان حادثه حلبچه زن بودند و حالا هم اصلی ترین کسانی که جور ناملایمات را تحمل می کنند زنان هستند که آسیب پذیرترند.»

حمیده و شماری دیگر از زنان حلبچه گرچه با اندک حمایت مالی که از سوی مقامات سلیمانیه دریافت می کنند به کارشان ادامه می دهند، اما در این مدت توانسته اند با دایر کردن کتابخانه، کلاس های خیاطی و کامپیوتر و زبان انگلیسی و یا تشکیل تیم های ورزشی بانوان به تغییر روحیه زنان حلبچه کمک کنند.

زنان حلبچه به گفته آگاهان در سال های پس از بمباران شیمیایی و آوارگی در ایران و همزمان با قدرت گیری گروه های اسلامی در این شهر، به تدریج از هویت کردی خود دور شده اند تاحدی که امروزه کمتر دختری در این شهر با لباس های رنگارنگ کردی دیده می شود.

اغلب دختران در عوض ترجیح می دهند از پوشش رایج در ایران یعنی مانتو و مقنعه یا روسری استفاده کنند.

در حلبچه ای که نزدیک به ۵۰ هزار نفر جمعیت دارد، حمیده، مدیر مرکز فرهنگی زنان از تلاش هایش برای احیای فرهنگ کردی میان زنان این شهر می گوید:«حالا همه سعی ما در این مرکز این است که به سیمای واقعی حلبچه در سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بازگردیم. به آن روزهایی که در دهه ۴۰ میلادی در اینجا فرماندار زن داشتیم. قبلا گروه های نقاشی و موسیقی زنان در این شهر فعال بوده اند و زنان آزادی بیشتری داشته اند. ما تلاش می کنیم به آن روزها برگردیم. در عین حال سعی می کنیم همزمان با بازگشت به ریشه هایمان، نگاهی به آینده هم داشته باشیم، مثلا مسایل مربوط به زنان در دنیای مدرن و یا به کارگیری تکنولوژی معاصر. البته چون در ایران بوده ایم ناخودآگاه از پوشش مانتو و روسری تاثیر گرفته ایم.»

در مرکز جوانان حلبچه، همه از نبود امکانات فرهنگی و ورزشی می گویند از اینکه از یک سینما یا سالن تئاتر و یا ورزشگاه در این شهر اثری نیست و حتی به گفته مدیر این مرکز، حلبچه حتی جایی مثل کافی شاپ ندارد که جوان هایش آنجا بنشینند.

بشارت، مدیر مرکز اتحادیه جوانان حلبچه، در میان جمعی از دختران و پسران جوان این شهر به ما می گوید:« اگر بخواهم جوانان حلبچه ای را در یک کلام تعریف کنم مجموعه افرادی هستند که برخلاف همسن های خود در دیگر کشورها، به دور از هرگونه رویا و آرزو روزگار می گذرانند.»

(پایان)

***

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

http://youtu.be/MoVcUov9fSE

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

همچنین:

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار آخرین فرد جداشده از مجاهدین در آلبانی ـ قسمت چهارم

 ایران قلم، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۶:… سازمان مجاهدین خودتون میدونید که با دجالیتهای خاص خودش و نشستهایی که مسعود رجوی می گذاشت، کتمان یکسری حقایق را میکرد ولی توی محفلهای درونی خب من مهرداد بهره وند رو دیدم که بنگال و اتیش زد اومدم بعدشم یخه شو گرفتم و گفتم مهرداد ببین تواین بنگال و اتیش زدی وسایلهای ما توی آن بود
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و سوم ژانویه ۲۰۱۶:… در زندان ابوغریب ما با هم در بند ۲ بودیم، او خاطره هایی از برادر کوچکتر من که او هم در زندان قزل حصار در حبس بود، داشت و گفتگو با او برایم دوست داشتنی بود و یاد برادرم حسین را برایم زنده می کرد. یک روز حمید رضا از من پرسید، محمد تو اگر
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و نهم دسامبر ۲۰۱۵:… در مبارزه مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت، رهبران اولین قربانیان هستند و فدای هزاران میشوند، اما در استراتژی “خشونت و ترور”، رهبران هزاران نفر را قربانی میکنند، و خود را به اروپا وخانه های امن میرسانند …
 
 
و در این بستر فرقه ها بطور خودجوش و آتودینامیک محصولات ایدئولوژیک و سیاسی و فرهنگی خود را تولید و پرورش می دهند، که بعد ها این محصولات تبدیل به” ویژگی های” یک فرقه می شوند و در فرقه به عنوان “روش ومنش” نهادینه می شوند. یکی از ویژگی های برجسته فرقه ها “عدم تحمل و ظرفیت انتقاد پذیری