زندان در تیرانا (+ فرشته نجات)ا

زندان در تیرانا (+ فرشته نجات)ا

Anne Khodabandeh Singleton Tirana Albania Ex MEKبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، اول دسامبر 2017:… دلم داره تاپ تاپ میزنه واسه دیدن کسی که تمام زندگیش رو صرف رسوندن صدای ما بی صداها کرده، از اسم خودش هم مایه گذاشته، حتی تا کنار اشرف نفرین شده هم اومده، ایادی رجوی سنگ بهش زدن، ولی دست از مبارزه بر نداشت. بار اول که شنیدم اومده آلبانی ولی من نتونستم ببینمش واقعا ناراحت بودم، ولی امروز … 

آن خدابنده سینگلتون تیرانا آلبانی نجات یافتگان از فرقه رجویعیب حافظ گومکن واعظ، که رفت از خانقاه / پای آزادی چه بندی؟ گر بجایی رفت، رفت.

زندان در تیرانا

محمد علی قدرتی (مستعار)
لینک به منبع

با ساختن مقر جدید و سیاج (حصار) کشی دور آن رجوی می خواهد جلوی فرار افراد را بگیرد. باز رجوی می خواهد افراد را دور از دنیای آزاد و دور از ارتباط با بیرون اسیر نگاه دارد. درست همان چیزی که در اشرف و در لیبرتی در عراق درست کرده بود. آنجا به دروغ می گفت امنیت نیست. ما شاهد بودیم که چه در زمان صدام حسین معدوم و چه بعد از سرنگونی او همیشه حفاظت در اطراف پادگان اشرف بود. ولی الان در کشور آلبانی برای آدم سوال می شود که اینجا دیگر چرا سیاج کشی و حبس کردن افراد و قطع ارتباط آنان با دنیای بیرون؟ راستی واقعا آیا کسی هست که نداند رجوی حقا از چه می ترسد؟

واقعیت اینست که رجوی نمی خواهد افراد با دنیای بیرون از فرقه ارتباط داشته باشند و اینطوری با زندان سازی و قطع نفرات از دنیا می خواهد افراد را اسیر فرقه خودش نگاه دارد. کمااینکه سال های زیاد در عراق این کار را کرد. الان هم با بردن افراد به یک محل دور افتاده در خارج از شهر تیرانا و سیاج کشی باز دارد همان زندان را برای افراد درست می کند.

ما که در بیرون فرقه رجوی هستم و مدتی است در این کشور زندگی می کنیم هیچگونه مشکل امنیتی برای فرقه مشاهده نکرده ایم، پس رجوی از چه چیزی ترس دارد که افراد باید حتما به نقطه دوری در خارج از تیرانا بروند و در محوطه ای مانند زندان باشند.

واقعیت اینست که چون خودم سال های زیادی اسیر فرقه رجوی و دور از دنیای خارج بودم متوجه این خطر دوباره برای دوستان اسیر خودم هستم. الان از تمام خانواده ها که عزیزانشان اسیر این فرقه هستند درخواست دارم تا هدف رجوی از این جابجایی را به افکار عمومی دنیا برسانند و به همه اطلاع دهند که رجوی زندانی دیگر اینبار در آلبانی ساخته است.

واقعیت اینست که این افراد هیچ چشم اندازی برای زندگی آینده خودشان در حال حاضر ندارند

مسعود رجوی هم بهتر است توجه کند که کشور آلبانی پایان راه است. حال هر چقدر مریم رجوی از فرانسه بیاید و برود تا جلوی فروپاشی این فرقه منحوس را بگیرد و هرچقد دور آنها سیاج بکشد سودی نخواهد داشت.

به امید و با آرزوی روزی که تمام اسیران فرقه رجوی نجات پیدا کنند

نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی
محمدعلی قدرتی

فرشته نجات

اکبر حسنی (مستعار)
لینک به منبع

دلم داره تاپ تاپ میزنه واسه دیدن کسی که تمام زندگیش رو صرف رسوندن صدای ما بی صداها کرده، از اسم خودش هم مایه گذاشته، حتی تا کنار اشرف نفرین شده هم اومده، ایادی رجوی سنگ بهش زدن، ولی دست از مبارزه بر نداشت. بار اول که شنیدم اومده آلبانی ولی من نتونستم ببینمش واقعا ناراحت بودم، ولی امروز دارم میرم که ببینمش.

رسیدم به محل ملاقات، واقعا از تعجب خشکم زد، چون توی ذهنم حتما باید بازرسی بدنی و اینطور ببخشید مزخرفات که توی فرقه اجرا میشد، خدا چقدر این زن بی ادعاست، مثل یک دوست صمیمی کنار ما واستاده بود، بدون اینکه به قول معروف خودش رو واسه ما بگیره، با ما خوب فارسی صحبت می کرد.

با تک تک ماها دست داد، خودش رو طبق رسوم معمول معرفی کرد، ما هم خودمون رو معرفی کردیم، اصلا باورم نمی شد که خودش باشه، چون هر چی عکس تا حالا دیده بودم از زیر دست مامورین فوتوشاپ رجوی در اومده بود، وسط صحبت بودیم خیلی معمولی سوال کرد اسمت یادم رفت که دوباره خودم رو معرفی کردم.

گرچه آمدن به آلبانی برای ایشون پر واضحه که خیلی ریسک داره، چون رجوی با شنیدن اسمش خودش که هیچ تمام بنیان پوشالی دروغ و فریبش میلرزه، به قول معروف تشنه به خون خانم آن سینگلتون هستن، تروریست های رجوی هم که توی خیابون های اینجا ولو هستند، یادم میاد روزی که برای اولین بار اسم و عکس خانم سینگلتون رو توی نشستی که رجوی گذاشته بود دیدم و شنیدم.

اون ملعون گور به گور شده که بالاخره گورش هم معلوم نشد با یک قیضی میگفت وای امان از دست این زن، هر کاری میکنیم این همه جا پنبه ما رو میزنه. از کناریم سوال کردم این زن کیه که رجوی اینقدر بهم ریخته. گفت این زن رو در روی رجوی سینه سپر کرده و جلوش وایساده.

وقتی سر صحبت باز شد ازش سوال کردم خانم سینگلتون نمیترسی بدون محافظ به آلبانی اومدین قبلش هم عراق آمده بودی؟ با لبخندی گفت من حاضرم برای آزادی زندانیانی که اسیر چنگال رجوی هستند و برای رسوندن صدای شماها از همه چیزم بگذرم.

توی دلم هزاران بار بهش درود فرستادم

بعد از مشکلات ما آزاد شده ها سوال کرد

براش از مشکلاتی که فرقه رجوی برامون ایجاد کرده و میکنه گفتیم، از اینکه بدون دلیل همش به ما فشار میاره همه رو بدقت داشت گوش میکرد.

وقتی نفرات داشتند صحبت میکردند که چه بلاهایی سرشون اومده توی اشرف و اردوگاه مرگ لیبرتی دیدم چشماش پر از اشک شد، قطرات اشک بی اختیار داشت پایین می آمد. با خودم گفتم خدایا این کیه دیگه، این کجا با این صمیمیت و دلسوزی، اون مریم رجوی کجا که آدمها گلوی خودشون رو هم پاره میکردن صداش کنن ولی اصلا محل نمیگذاشت، تازه دو قورت و نیمش هم باقی بود، اون مریم فقط بلد بود از اون مسعود خائن و جانی مفقود الاثر تعریف و تمجید کنه.

دست تقدیر رو میبینید؟ اسم همسر خانم سینگلتون هم مسعوده، ولی تنها چیزی که هر وقت بعد از گفتن اسم همسرش میگفت این بود که مسعود شب و روز نداره که اسیران رجوی آزاد بشن، میگفت مسعود، مخصوصا بعد از جابجایی، تمام هم و غمش اینه که الان بچه‌ها چکار میکنن.

تمام این همه همدلی از یک جا سرچشمه می‌گیره، هم خود خانم سینگلتون و هم همسرشون و هم برادر همسرشون سالها اسیر چنگال رجوی بودن، برای همین قشنگ حرف و مشکلات نفرات رو میفهمن، به قول معروف دستشون بر آتیش بوده، نه مثل مریم رجوی و شوهرش مسعود رجوی که فقط بلد بودن ضابطه وضع کنن و فرمان بدن که یاد آور قرون وسطی باشه.

از نشستهای تفتیش عقاید گرفته تا هر چیز دیگری که انگار نفرات باید زره زره زجرکش بشن

ولی خانم سینگلتون هر کاری کرد و میکنه فقط برای اینه که صدای ما بی صداها باشه، به قول معروف خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
وسط حرفاش دید من توی فکر رفتم ازم سوال کرد فلانی چی شده، گفتم اصلا فکر نمی کردم که شما اینقدر با نفرات راحت باشین، جوابی که شنیدم تعجبم رو بیشتر کرد، گفت ما و شما نداریم همه ما چندین سال از بهترین سالهای عمر خودمون رو از دست دادیم.

با خودم فکر کردم که واقعا این زن یک فرشته است که برای نجات ما اومده، که لااقل میتونه صدایی باشه برای ما بی صداها

امیدوارم بتونم دوباره ایشون رو ببینم

اکبر حسنی اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی

*** 

آن خدابنده سینگلتون کنفرانس تیرانا، آلبانی مجاهدین خلق مریم رجوی Free Media Institute meeting on the fight against terrorism (VIDEO)

OLSI JAZEXHI AlbaniaDr Olsi Jazexhi: Double standards in Albania’s fight against terrorism 

Anne Khodabandeh (Singleton) exposing Maryam Rajavi’s MEK activities in Albania

https://youtu.be/yt-rXbs8014

Elona Gjebrea_Maryam RajaviDokumenti/Bashkëshorti i Elona Gjebreas fshehu dënimin me burg
Maryam Rajavi’s advocate Elona Gjebrea has links with the Albanian Mafi

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32364

دلایل ساده برای خروج از فرقه ی رجوی (+ تطهیر گذشته مجاهدین خلق به قیمت بی آبرویی)ا 

 سعدالله سیفی بهمن اعظمی عادل اعظمیمزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۷:… تا پیش از این موارد اخیر که موفق به ترک فرقه شدند، خانواده های اعضا برچسب عاملان رژیم می خوردند و اعضا را مجبور می کردند که علیه خانواده های خود بیانیه و نامه بنویسند و یا مصاحبه تلوزیونی انجام دهند. ظاهراً این ترفند پاسخ گوی این حجم از تقاضای خروج از تشکیلات نبوده است و فرقه مجبور شده است … 

مصاحبه عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی تیرانا آلبانی حقوق بشر در مجاهدین خلق رجوی من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا

دلایل ساده برای خروج از فرقه ی رجوی

لینک به منبع

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۸ آذر ۱۳۹۶

در پی موج جدید جداشدن ها از تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی، سران تشکیلات در رسانه های تبلیغاتی خود جداشدگان اخیر را مرتبط با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی معرفی کردند و با انتشار متن ابلاغیه ها و اخطاریه هایی مدعی شدند که این افراد به حکم سازمان اخراج شده اند. در حالیکه خروج این افراد از فرقه ی منزوی مجاهدین خلق دلایل و انگیزه های بسیار ساده تری دارد تا دلایل پیچیده ی امنیتی و اطلاعاتی.

اعضای جدا شده ای چون احسان بیدی ، بهمن اعظمی ،عادل اعظمی و سعد الله سیفی که به دلیل افشاگری هایشان در رسانه های آلبانیایی، در جهت احقاق حقوق مسلمشان از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، مورد خشم مجاهدین خلق هستند، دائماً برچسب مأمور وزارت اطلاعات ایران می خورند. در واقع، تنها وسیله ی دفاعی سران فرقه در برابر افشاگری های جداشده ها، اتهام های دروغ و حمله است. اگر اعضای مجاهدین خلق چنانچه سازمان ادعا می کند ازدرون فرقه با ” وزارت اطلاعات رژیم ” در ارتباط هستند و در ” تعهد مبارزه” و ” کارزار سرنگونی” آن ها ” شکاف” ایجاد شده است ، باید گفت که شرایط تشکیلاتی سازمان باید خیلی وخیم باشد که این حجم از عاملان جمهوری اسلامی به صورت نفوذی در ساختار آن فعال هستند.

تا پیش از این موارد اخیر که موفق به ترک فرقه شدند، خانواده های اعضا برچسب عاملان رژیم می خوردند و اعضا را مجبور می کردند که علیه خانواده های خود بیانیه و نامه بنویسند و یا مصاحبه تلوزیونی انجام دهند. ظاهراً این ترفند پاسخ گوی این حجم از تقاضای خروج از تشکیلات نبوده است و فرقه مجبور شده است با سندسازی و اتهام زنی های جدید اعضا را تحت فشاربیشتر قرار دهد و در برابر افشاگری های جداشده ها مقابله کند.

اما علیرغم همه ی تبلیغات مجاهدین خلق مبنی بر این که پیش فرض دل کندن یک فرد از فرقه، مزدوری برای حکومت ایران است، باید اذعان کرد که جداشدن از فرقه ی رجوی در حقیقت به مویی بند است و لزوماً روابط پیچیده ی امنیتی و جاسوسی انگیزه ی جداشدن نیست .
برای نمونه در خاطرات بهمن اعظمی نکته ی جالبی نهفته است که نشان می دهد یک صحنه ی کوچک و ساده از زندگی عادی در بیرون از حصار های فرقه چگونه می تواند شور زندگی در جهان آزاد را در دل فرد برانگیزد . او در این بخش از خاطرات خود می نویسد:

“یک روز کارم طوری بود که باید بالای دیوار یکی از پایگاه های فرقه به نام رشید کار میکردم حین کار صدایی شنیدم صدای پسر بچه ای بود که در خیابان بازی میکرد ومن که خیلی وقت بود که این لحظه ها را ندیده بودم چون پانزده سال دراسارت بودم مشغول نگاه کردن بازی بچه ها بودم که درخیابان روبرو بود واز بازی بچه ها لذت میبردم که حواسم نبود که مسئول ما که زنی بود پشت سر من وایساده ومن را یواشکی نگاه میکند ومن را زیر نظر داشت یک لحظه دیدم صدای این زن فرمانده بلند شد من که بالای دیوار بودم وارتفاع آن بالای سه متر بود برگشت با دریدگی به من گفت حواست هست که زنانی که از خیابان رد میشوند طور را با خود نبرند یعنی ذهنی من هم مثل این بودکه انگار قتلی انجام داده بودم انگار آب سردی روی من ریخته شد احساس تنفر شدیدی به این مسئول زن کردم وبا خود گفتم خدای چقدر اینها ذهنشان آلوده است فکر میکنند که ما هر کجا را که نگاه میکنیم به زنهای آلبانی نگاه میکنیم . من یک عمر که نزدیک به ۲۵ سال در این دستگاه فرقه بودم هنوز نسبت به من بی اعتمادی کامل بود با خود گفتم گناه من چه هست که حتی نمیتوانم بازی چند بچه را نگاه کنم این همه عمر خود را در این دستگاه تلف کردم بعد از این موضوع بود که بیشتر از این تشکیلات وفرقه فاصله گرفتم من کلا با این دستگاه از اولش هم مخالف بودم ولی بعد از این قضیه تنفرم نسبت به این فرقه بیشتر شد با خود راه میرفتم وبه خود میگفتم که به چه امیدی به این خراب شده پا گذاشتم ۲۵ سال سر ما را شیره مالیدند نمیدانم چرا بعد از این حرکت ذهنم درگیر شد انگار خدا خواست که این اتفاق بیفتد که من بیشتر فکر کنم نمیدانم به خودم میگفتم که خدایا اینها با ما که این کار را میکنند فردا که اصلا امکان ندارد حال یک درصد هم بگوییم به ایران برسند با مردم ایرا ن چکار میکنند بعد فهمیدم که من هم عضو این سازمان هستم واحساس شرمندگی نسبت به مردم ایران کردم که فردا خودم هم باید جوابگو میبودم این فرقه ظا هرش خیلی خوب وفریبنده است من که ۲۵ سال عمرم را گذاشتم میگویم هر کسی این فرقه را از بیرون تماشا کند میگوید چه آدمهای نازی وچه آدمهای انقلابی که برای مردم ایران چه کارهایی میکنند وتمام عمر خود را صرف این کار کرده اند ولی خبر از داخل وباطن این فرقه ندارد باطن وداخلش را من مقداری توضیح میدهم در داخل فرقه کسی جرات ندارد به بالای خود انتقادی کند وکارهای سنگین مال ما بود وغذاهای خوب برای بالا بود موبایل خوب برای بالا بود پوشاک خوب برای بالا بود بالا که میگویم یعنی فرمانده هان بالا پول در جیب آنها بود در صورتی که ما فقط ۸ دلار در ماه میگرفتیم که میشد سه تا بستنی خرید ولی میرفتی فروشگاه هایی که فقط میلیونرها ی شهر میرفتند مسئولین هم به آنجا زیاد میرفتند مکان کامپیوتر اینترنت ووو که اگر بخواهم بگویم باید کتابها نوشت فقط نوکی به باطن زدم بعد از این قضیه شب که خوابیده بودم لحظات صبح از ذهنم میگذشت ویکهو مغزم در جایی ایستاد که گفت باید بروی یک دفعه به خودم گفتم نمیتوانم من عمرم را در این دستگاه گذاشتم بعد از ۲۵ سال کجا بروم نه پولی نه امکاناتی دریک کشور غریب خیلی از نفرات که با آنها صحبت میکردم مثل من بودند وخیلی از آنها میگفتند که ما پیر شده ایم اگر سن مان مقداری پایین تر بود لحظه ای در این فرقه آلوده مریم قجر نمی ماندیم نفراتی هم بودند که مثل من ترس داشتند ونفراتی هم بودند که گیر خانواده شان بودند چون یا خواهری داشتند یا مادر یا پدری ولی خدا را شکر من هیچ کدام از این مشکلات را نداشتم فقط ترس داشتم چون فرقه در نشستهای مستمر همش اعلام میکرد که کسی که از اینجابرود یا معتاد میشود یا توسط بانده های مافیایی گیر میفتندیا پولی ندارند واز گرسنگی میمیرند وپول را هم که ما میدهیم از این به بعد کسانی که بخواهند بروند اول باید یک ماه به قرنطینه بروند بعد هم پولی به آنها تعلق نمیگیرد وکمیساریا هم به کسی کمک نمیکند این حرفها بود که ترس رادر درون ما آورده بود ولی به خودم آمدم گفتم یا میمیرم یا میروم آدم یکبار در بیرون میمیرد ولی ما ۲۵ سال هر روز در این سازمان میمردیم وزنده میشدیم باور کنید که چه عذابهایی بود که ما نکشیدیم الان که بیرون آمدم باور نمیکنم که من توانسته ام ۲۵ سال از این کارها کنم بله این را میگفتم که تصمیم گرفتم که فرار کنم این شد که در یک شب که شاید یک ماه پیش میشد موقعی که کسی نبود از این فرقه رها پیدا کردم.”

از این دست خاطرات و تجربه ها در مصاحبه ها و خاطرات اعضا جدا شده بسیار یافت می شود عموما، گرفتار شدن در فرقه تدریجی اتفاق می افتد و فردی که به یک فرقه می پیوندند نمی داند که درگیر چه شرایطی شده است اما پس از گذشت زمان ممکن است در یابد که تکنیک های مغزشویی و فشار و ارعاب در شرایط انزوا او را گرفتار چه سیستمی کرده است برای رسیدن به این درک گاهی یک جرقه لازم است تا ذهن افراد را از شرایط انزوای درون فرقه برای چند لحظه رها کند و به دنیای بیرون پیوند دهد. بسیاری از افرادی که در عراق از فرقه جدا شده اند اذعان داشتند که حضور خانواده ها و فریاد های سرشار از عاطفه و محبت آن ها در پشت دروازه های کمپ اشرف یا کمپ لیبرتی جرقه های بازگشت به دنیای آزاد را در ذهن آن ها شعله ور کرد. این افراد پس از تحمل سال های انزوا، شکنجه، تهدید و ارعاب معمولاً به ناگهان اعتماد به نفس خود را باز می یابند و بدون احساس گناه یا ترس برای فرار از فرقه مصمم می شوند . چنانکه ممکن است مانند بهمن اعظمی با خود بگویند:” یا می میرم یا می روم”

افراد جدا شده از فرقه ی رجوی نمونه های بارزی هستند از بازماندگان فرقه های مخرب بسیاری که در سراسر جهان وجود دارند. به همین دلیل، مطالعه و پژوهش ها در زمینه فرقه ها، روش های عضو گیری و کنترل نیروها در آن ها و راهکارهای جدا شدن از فرقه ، فراوان هستند. در همه ی این پژوهش ها یک نکته روشن است که فرایند خروج از فرقه سخت و پیچیده است و نیاز به کمک یا اشاره ای از بیرون دارد.

سران فرقه ی رجوی نیز به این نکته آگاه هستند و به همین دلیل تلاش زیادی می کنند که شرایط انزوا را در فرقه شان شدیدتر و غیرقابل نفوذتر کنند. چنانچه در خبرها آمده است که پایگاه اشرف سه را در نقطه ای دور افتاده در آلبانی در جهت همین سیاست انزوای بیشتر برای حفظ اعضای بیشتر است. آن ها به این امید هستند که در قلعه ی جدید شان راه نفوذ صداها و پیام هایی که از بیرون فرقه نوید زندگی آزادانه می دهد را کاملاً مسدود کنند.

مزدا پارسی

تطهیر گذشته مجاهدین خلق به قیمت بی آبرویی

لینک به منبع

توسط انجمن نجات مرکز فارس آخرین بروزرسانی ۱ آذر ۱۳۹۶

بحران گروگان گیری ، تغییر ظاهر یا باطن مجاهدین خلق

همین چند هفته پیش در سی و هشتمین سالگرد تسخیر سفارت امریکا در تهران، فعال تبلیغاتی مجاهدین خلق گامی دیگر در راه تطهیر گذشته ی تاریک و پرخشونت فرقه اش برداشت و کل تاریخ پرخشونت خود را بر حکومت جمهوری اسلامی فرافکنی کرد.

علی صفوی عضو شورای کذایی مقاومت در مقاله ی تازه ای که در نشریه ی هیل- تریبون غربی دروغ پراکنی های فرقه ی رجوی – منتشر کرده است، از هر گونه موضع مخالف فرقه ی رجوی نسبت به ایالات متحده اعلام برائت می کند تا دشمن دشمن را دوست و محترم بدارد.

صفوی ادعا می کند که شعارهای “مرگ بر امریکا” و “سرپیچی از نرم های بین المللی” را مختص جمهوری اسلامی است ومجاهدین خلق همواره با آمریکا دوستانه و در راستای نرم های بین المللی عمل کرده اند. بی اعتباری ادعاهای علی صفوی را می توان با یک جستجوی ساده در مقالات و اسناد قابل دسترسی خود گروه و اسناد نهادهای بین المللی و رسانه های جمعی ، اثبات کرد.

برای نمونه، در سال ۲۰۱۲، درست همان سالی که این گروه از فهرست گروه های تروریستی وزارت امور خارجه حذف شد، کریس مگ گریل در نشریه ی گاردین در یک گزارش تحلیلی و تحقیقی ، ” کیستی مجاهدین خلق” را تبیین و تحلیل کرد. او نوشت:” در دهه ی هفتاد میلادی مجاهدین خلق یک رشته بمب گذاری در ایران انجام داد که اهداف شماری از آن ها امریکایی بودند، از جمله دردفتر اطلاعات امریکا، شرکت های پپسی کولا، پن ام و جنرال موتورز. این گروه اساساً صهیونیسم و ” اسرائیل نژاد پرست ” را محکوم می کردو خواهان ” مرگ برای امریکا” بود … بعد از انقلاب مجاهدین خلق حامی پرشور تسخیر سفارت امریکا در تهران بود. این سازمان آزادی گروگان های امریکایی را ، ” تسلیم ” خواند.

در تاریخ مجاهدین خلق امری بدیهی ست که این گروه دست کم در سه دهه ی اول موجودیتشان شعار ” مرگ بر امریکا ” را رسماً به کار می برد. علاوه بر قتل شهروندان امریکایی در دهه ی هفتاد، مجاهدین تا لحظه سقوط صاحب خانه ی سابقش صدام حسین به نحو رادیکالی ضد امریکایی بود. آن ها کشته شدن صدها شهروند امریکایی در حمله ی یازده سپتامبر را جشن گرفتند. رضا صادقی جبلی ، عضو سابق این فرقه در خاطراتش می نویسد:” صحنه جنایات و خوردن هواپیما به برج های دوقلو مرتب و پشت سر هم از واید اسکرین سالن نشست نشان داده می شد که هر بار با کف و سوت و هورای مسئولین درجه یک فرقه و بعد هم نوچه هایشان و بعد تمام افراد سالن همراهی می شد و رجوی هم در وسط سن کف می زد و راه می رفت و مریم قجر هم مرتب می خندید و به شادمانی بیشتر تشویق می کرد. وقتی برای لحظه ای کف و سوت ها با اشاره ی مسعود قطع شد رجوی گفت ( عین جمله اش ) ” بنازم به اسلام که در برداشت ارتجاعی اش چنین می کند وای به روزی که اسلام انقلابی وارد میدان شود!”

همچنین، در اسناد وزارت امور خارجه ی امریکا، به رویکرد ضد امریکایی مجاهدین خلق اشاره ی دقیق شده است. در گزارشی که وزارت امور خارجه ی امریکا در سال ۲۰۱۱ با عنوان ” گزارش هایی درباره ی تروریسم” منتشر کرد، به حملات مجاهدین خلق علیه مواضع امریکا در تهران ، شامل شش مورد بمب گذاری در مکان های مختلف، که منجر به قتل شش شهروند امریکایی شد، می پردازد. یک مورد بمب گذاری دقیقاً در محل سفارت امریکا در تهران انجام شد. در این گزارش آمده است :” در سال ۱۹۷۲ مجاهدین خلق یک رشته بمب گذاری در تهران دردفتر خدمات اطلاعاتی امریکا (بخشی از سفارت خانه) انجام دادند.”

بنابراین گزارش، “هر چند که مجاهدین خلق انکار می کند اما تحلیل های مبتنی بر شواهد عینی و اسناد مجاهدین خلق نشان می دهد که اعضای مجاهدین خلق در تسخیر سفارت امریکا در تهران در سال ۱۹۷۹ شرکت داشته اند و از این اقدام حمایت کردند و بعدها با آزادی گروگان های امریکایی مخالفت کردند. همچنین در پی تسخیر سفارت ، مجاهدین برای حفاظت از منطقه نیروهایشان را در اختیار انقلابیون قرار دادند.”

بنابراین، هیچ بعید نیست که اگر در آن برهه ی زمانی مجاهدین خلق قدرت و اختیارات حکومتی یا نظامی داشتند گروگان های امریکایی را می کشتند.

تغییر مجاهدین؟

در حالی که علی صفوی، گرفتن سفارت امریکا را عملی ” قرون وسطایی” می نامد و ادعا می کند که اکنون ایرانیان تغییر کرده اند و به دنبال روابط عادی با امریکا هستند، باید از وی پرسید مجاهدین خلق چطور؟

او به عنوان نماینده ی فرقه ی مجاهدین خلق ادعا می کند که استقرار فرقه در آلبانی قدرت و انرژی و انسجام را به آن ها برگردانده است تا مردم ایران را یاری کنند که به اهدافشان برای صلح و دوستی با غرب دست یابند. فرض محال بر اینکه مردم ایران به مجاهدین خلق اعتماد کنند و در راه این هدف کذایی با آن همراه شوند آیا خود مجاهدین خلق تغییر کرده اند؟

کریس مک گریل پاسخ روشنی می دهد:” مجاهدین خود را برای امریکا از نو ساخته اند.” گزارش وزارت امور خارجه از یک روزنامه نگار امریکایی نقل قول میکند که ” مجاهدین خلق امیدوار هستند که در امریکا چهره ی خود را از تروریست به مبارز آزادی خواه تبدیل کنند.”

اما واقعیت آن است که مجاهدین خلق تنها زمانی خشونت را کنار گذاشت که ارتش امریکا آن ها را در عراق خلع سلاح کرد . با این وجود، خشونت سیستماتیک علیه اعضای درون گروه تا به امروز ادامه دارد. گزارش اولیه وزارت امور خارجه در سال ۱۹۹۲ – پیش از آنکه مجاهدین بتوانند حامیانی در امریکا برای خوددست و پا کنند – درباره ی رهبریت مجاهدین خلق نوشت:” سران مجاهدین خلق هرگز در سازمانشان دمکراسی را پیاده نمی کنند.”

در ادامه ی این گزارش آمده است: “بسیاری از ایرانی هایی که با اعضای مجاهدین خلق سر و کار داشته اند معتقدند که این گروه مخالفان را، غالباً به زورتهدید، سرکوب می کند و عقاید مخالف را بر نمی تابد. اعتبار مجاهدین خلق همچنین با این واقعیت زیر سوال می رود که آن ها بخش هایی از تاریخ خود را انکار یا تحریف می کنند، برای نمونه خشونت ورزی و مخالفت با صهیونیسم را. وقتی که یک تشکیلات گذشته ی خود را به رسمیت نمی شناسد، پذیرفتن قول هایش برای رفتارهایش در آینده دشوار است.”

اکنون زمان آن رسیده که جهان چهره ی واقعی فرقه ی رجوی را ببیند؛ فرقه ای که کماکان افراد را در پایگاه هایش گروگان می گیرد؛ آن ها را از بنیادی ترین حقوقشان محروم می کند  ،خروج از تشکیلاتش را برای آن ها ممنوع می کند و به آن ها اجازه نمی دهد که خود برای آینده شان آزادانه تصمیم بگیرند.”

احترام به حقوق بشر، برابری جنسیتی، اقتصاد آزاد – چنانچه علی صفوی داعیه دار آن است – برای مجاهدین خلق کوچکترین ارزشی ندارد. جامعه ی کوچک درون این فرقه نمونه ی بارزی از تبعیض و نابرابری جنسیتی است که در آن اعمال زور و اعمال شاقه بدون دستمزد امری رایج است. مراجعه شود به خاطرات و مصاحبه های جداشده ها از فرقه.

مزدا پارسی

(پایان)

*** 

آقایان بهمن اعظمی و سعدالله سیفی به همراه آقای عادل اعظمی آقایان بهمن اعظمی و سعدالله سیفی به همراه آقای عادل اعظمی تیرانا، آلبانی
(کفشهایم کو؟ چه کسی گفت سهراب؟ آشنا بود صدا، مثل هوا با تن برگ)

Muxhahedinet iraniane kercenojne lirine e medias, censurojne televizionin Ora NewsThe Mojahedin-Mafia coalition threatens media freedom, censorship of Ora News television
Muxhahedinet iraniane kercenojne lirine e medias, censurojne televizionin Ora News

Anne Khodabandeh (Singleton) exposing Maryam Rajavi’s MEK activities in Albania

https://youtu.be/yt-rXbs8014

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32210

شغل تمام وقت مجاهدین خلق: مزدوری برای دشمنان ملت ایران 

Mojahedin_Khalq_martyrs_Massoud_Maryam_Rajavi_MEK_Mccainانجمن نجات، مرکز فارس، هجدهم نوامبر ۲۰۱۷:…  بیش از دو دهه است که مجاهدین خلق ( فرقه ی رجوی ) بافته هایی را درباره ی برنامه ی هسته ای ایران شایعه کرده است و متعاقب آن با همراهی مخالفان ایران در امریکا و اسرائیل هراس افکنی درباره ی آنچه ” تهدید هسته ای ایران” می خوانند را اشاعه می دهند. اگر امریکا می تواند با اطلاعات گزینشی و به اصطلاح نفوذی که فرقه ی رجوی در اختیارش قرار … 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

لینک به منبع

شغل تمام وقت مجاهدین خلق: مزدوری برای دشمنان ملت ایران

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۲۷ آبان ۱۳۹۶

بیش از دو دهه است که مجاهدین خلق ( فرقه ی رجوی ) بافته هایی را درباره ی برنامه ی هسته ای ایران شایعه کرده است و متعاقب آن با همراهی مخالفان ایران در امریکا و اسرائیل هراس افکنی درباره ی آنچه ” تهدید هسته ای ایران” می خوانند را اشاعه می دهند.

اگر امریکا می تواند با اطلاعات گزینشی و به اصطلاح نفوذی که فرقه ی رجوی در اختیارش قرار می دهد چشم بر نظرات و تهدیدهای این گروه ببندد و سکوت و همراهی اسرائیل را نیز داشته باشد ، پس داعش هم می تواند به گرمی مورد پذیرش امریکا و اسرائیل قرار بگیرد و برای روز مبادا نگه داشته شود.

روابط پنهانی میان فرقه ی مجاهدین خلق و جنگ طلبان امریکایی ، نشان می دهد که اسرائیل می تواند دشمن یک دوست را تبدیل به دوست آن دوست کند. امریکا هیچ منافع مشترکی با مجاهدین خلق ندارد چراکه موضع ضد ایرانی امریکا در واقع وظیفه ای است که اسرائیل برای آن در نظر گرفته است . در واقع اسرائیل به سناتورها ، نمایندگان کنگره، شهرداران و فرمانداران امریکایی رشوه می دهد تا روابط مناسبی با عوامل مجاهدین خلق – دشمن قسم خورده ی امریکا که دستش به خود امریکایی ها آلوده است – برقرار کنند.
و این دقیقاً همان دلیلی است که می تواند ارتباط داعش با اسرائیل را نیز اثبات کند. اگر مجاهدین خلق توانست روزی از فهرست تروریستی امریکا خارج شود، داعش نیز که دستش به خون شهروندان وافسران نظامی امریکا آلوده نیست هم حتماً می تواند در زمان مناسبی که اسرائیل صلاح بداند مورد اعتماد قرار بگیرد. حکمت ایدئولوژیک اسرائیل این جمله است : دشمن دشمن من دوست من است . برای اسرائیل ایجاد دوستی با دشمنان یک دوست و سپس استفاده از هر دوی آن ها برای اهداف خشونت طلبانه اش ، امری عادی ست.
ریچارد سیلوراستاین روزنامه نگار یهودی و منتقد سیاست های صهیونیستی می نویسد:” مقامات سابق دولتی امریکا مثل تام ریج و اندیشکده های واشنگتن متحد با لابی اسرائیل طومارهایی منتشر می کنند که برای سرنگونی خشونت آمیز رژیم ایران فراخوان می دهد. سرمقاله هایشان را در ازای دستمزدهایی می نویسند که گروه سابقاً تروریستی مجاهدین خلق – که متهم به قتل دیپلمات های امریکایی ست – می دهد . تام ریج به تنهایی برای سخنرانی های ۱۵ دقیقه ای اش در گردهمایی های مجاهدین در اقصی نقاط جهان ، ده ها هزار دلار درآمد داشته است. شمار دیگری از مقامات سابق مثل هوارددین ، رودی جیولیانی ، جان بولتون نیزبه این قطار پول ساز پیوسته اند.”

همچنین، مأمور سابق سی آی ای (CIA) ، فیلیپ جیرالدی در نشریه ی امریکن هرالد تریبیون درباره ی لابی دست و دل باز مجاهدین خلق در حکومت امریکا می نویسد :” قراردادهای مولتی میلیون دلاری با شرکت های لابی کننده ی واشنگتن که تجربه ی خوبی در همکاری با کنگره به پشتوانه ی دستمزدهای کلان برای سخنرانی ها ، دارند ، بسیاری از امریکایی های سرشناس را برا ی پیوستن به کاروان حامیان مجاهدین خلق اغوا کرده است . تا پیش از سال ۲۰۱۲ ، دستمزدهای سخنرانی به نفع مجاهدین از ۱۵ هزار دلار شروع می شد و همینطور بالاتر رفت. اد رندل فرماندار سابق پنسیلوانیا بیش از ۱۵۰ هزار دلار دستمزد از این گروه دریافت کرده است. رودی جولیانی سالهاست که برای هر بار حضورش در مراسم مجاهدین و سخنرانی های بیست دقیقه ای اش، ۲۰ هزار دلار دریافت می کند. توجه داشته باشید که مجاهدین خلق در آن زمان در فهرست گروه های تروریستی بود و پذیرفتن پول از آن برای دفاع از منافعش باید شامل قانون حمایت مادی از تروریسم می شد.”

مدافعان امریکایی مجاهدین خلق که رشوه های کلان گرفته اند، احتمالاً درباره ی ماهیت واقعی این گروه به واسطه ی روزنامه نگاران و محققان چون فیلیپ جیرالدی، آگاه شده اند. وی چون دفعات گذشته در مقاله اش دراره ماهیت مجاهدین خلق می نویسد:” مجاهدین خلق به نحو گسترده ای ، فرقه ای تروریستی تلقی میشود که تیم عجیب زن و شوهری مسعود ومریم رجوی آن را هدایت می کند. اعضایش ملزم هستند که مجرد باشند و متحمل شستشوی مغزی شدید می شوند؛ در صورتی که رهبری را زیر سئوال ببرند تحت شکنجه ی جسمی، ضرب و شتم شدید که حتی به مرگ می انجامد و سلول انفرادی طولانی مدت قرار می گیرند.”

یورام عبدالله ویلر پژوهشگری که در باره ی مجاهدین خلق مطالعه کرده است، عقاید آن ها را ” تلفیق عجیبی از مارکسیسم و بنیادگرایی اسلامی” توصیف می کند.

وی بیان می کند که با چرخش تند دولت ترامپ بر ضد ایران، مجاهدین خلق در حال پیدا کردن مخاطبان در امریکاست و سعی دارند به امریکایی ها بگوید که ایران در توافق هسته ای ، ” تقلب” می کند. چند هفته پیش ازانتشار مقاله جیرالدی و افشاگری هایش درباره ی نقش ریاکارانه مجاهدین خلق در هراس افکنی درباره ی برنامه ی هسته ای ایران ، یورام عبدالله ویلر مقاله ای در همین نشریه نوشت با این عنوان ” تهدید” هسته ای ایران: اخبار دروغین بازیافتی ترامپ” . وی در این مقاله ی تحقیقی ، علی رضا جعفرزاده به عنوان بازوی مجاهدین خلق در رسانه های جنگ طلب و ضد ایرانی فاکس نیوز معرفی می کند و نیز اذعان می کند که جعفرزاده چگونه همان اطلاعات کذایی درباره ی برنامه ی هسته ای ایران را از سال ۲۰۰۲ تا کنون تکرار مکررات می کند.

وی می نویسد:” هنگامی که در یک کنفرانس خبری ” شواهدی ” درباره ی ” برنامه ی هسته ای در ایران” ارائه کرد، جعفرزاده در آگوست ۲۰۰۲ بدنامی خویش را به دست آورد. در کتابی در سال ۲۰۰۶ نوشت با عنوان ” تهدید ایران” که به رمان جهانی علمی تخیلی می ماند پذیرفت که برای مجاهدین خلق لابی کرده است و حتی موفق شده که ۲۱۹ عضو مجلس نمایندگان امریکا را قانع کند که بیانیه ای در حمایت از شورای ملی مقاومت امضا کنند […] تشابه اخبار سال جاری فاکس نیوز با گزارشی خبری سال ۲۰۰۵ شگفت آور است.”
این اطلاعات اساسا کجا یافته یا بافته می شوند؟

روزنامه نگار سرشناس امریکایی گرث پورتر چندین بار با ارائه ی دلایل مستند پاسخ این سوال را داده است. همین چند هفته پیش وی بار دیگر تاکید کرد که صهیونیست ها پیش برنده های واقعی سیاست های امریکا و همچنین دستور کار خشونت و تبلیغات منفی علیه جمهوری اسلامی توسط بازوهایشان در منطقه هستند. پورتر می نویسد: “رئیس جمهور دانلد ترامپ در سیاست تازه اش در قبال ایران آشکار و به نحو خطرناکی دیپلماسی را به نفع مقابله نظامی رد می کند. اما ماجرا از این هم فراتر است: تغییر رویکرد به سمت نزدیکی بیشتر خط مشی های امریکا با سیاست های دولت نخست وزیر اسرائیل بنجامین نتامیاهو.”

پورتر حامیان امریکایی مجاهدین خلق را به عنوان عاملان اصلی خط مشی اسرائیل در امریکا رسوا میکند. به نوشته ی وی ، “بولتون بود که با مقامات اسرائیلی همکاری کرد تا جهان را متقاعد کند که ایران دارای برنامه ی سلاح های هسته ای مخفیانه است . هدف او این بود که قطعنامه ای در شورای امنیت سازمان ملل به دولت های کلیدی اروپایی بفروشد که طبق آن ایران متهم به ساختن سلاح هسته ای می شد. او در خاطراتش شرح می دهد که گمانش از این راهبردش این بود که شورای امنیت ایران را از حق داشتن برنامه ی هسته ای محروم میکند یا ایالات متحده اقدام نظامی علیه ایران انجام خواهد داد.”

پورتر درباره ی افشاگری های کذایی درباب سایت های هسته ای ایران می نویسد: “در تابستان ۲۰۰۴، مجموعه ی بزرگی اسناد که گفته می شد از یک برنامه ی پژوهشی سلاح های هسته ای ایرانی است ناگهان به دست سازمان اطلاعات خارجی آلمان رسید. آن اسناد تبدیل شد به تنها شاهد برای وجود چنین برنامه ای . اما نگارنده در این اسناد بیش از یک نشانه ی فریبکاری پیدا کرد، و یک مقام سابق وزارت امور خارجه ی آلمان در گزارشی در سال ۲۰۱۳ به من گفت که منبعی که این اسناد را منتقل کرده بود یک عضو سازمان مجاهدین خلق بوده است. بنابه گزارش ها، مجاهدین خلق برای مدتی با موساد اسرائیل همکاری داشته است.”

برای مخالفان ایران چه چیزی موجب اعتبار مجاهدین خلق می شود؟

ریچارد سیلوراستاین پس از مطالعه و شرح سوابق مجاهدین خلق به این نتیجه می رسد که ” کاملاً ویژگی شخصیتی مجاهدین خلق است که از دشمنان ایران حمایت مالی قبول کند، چنانچه زمانی هم در طول جنگ ایران – عراق تحت حمایت صدام حسین بود.”

سیلوراستاین برخی از خدمات مجاهدین به حامیانش را در فهرست زیر می آورد: “مجاهدین خلق در قتل پنج دانشمند هسته ای ایران شرکت داشتند. بسیاری از تحلیل گران معتقدند که ثروت اسرار آمیز مجاهدین خلق از خزانه های رژیم سعودی نشأت می گیرد که دشمن قسم خورده ی رژیم شیعه مذهب ایران است. ان بی سی به نقل از مقامات دولتی اوباما ادعا کرد که موساد هم یکی از حامیان مالی مهم برای این گروه است. میرداگان، رئیس سابق موساد، به طور عمومی به حملات تروریستی که تحت حمایت اسرائیل در ایران انجام می گیرد، بالید. بدیهی ست که این چنین عملیات هایی مستلزم همکاری ایرانی های داخل ایران است و مجاهدین خلق جنایتکاران احتمالی هستند. همان گزارش ان بی سی اذعان می کند که مجاهدین خلق در قتل پنج دانشمند هسته ای ایرانی دست داشتند. من بر اساس اظهارات یک مقام بلند پایه ی نظامی سابق اسرائیل اینجا گزارش کردم که موساد و مجاهدین خلق مشترکاً حملات را انجام دادند. دیگر روزنامه نگاران گزارش کردند که سعودی ها به اسراییل یک میلیارد دلار دادند تا عملیات های گوناگونی برای کارشکنی دربرنامه ی هسته ای ایران به را اندازند. از جمله ی این اقدامات، قتل دانشمندان و حمله ی سایبری استاکس نت بود.”

در همه ی این معاملات کثیف سهمی برای صلاح کار مردم جهان در نظر گرفته نمی شود. فرقه ی رجوی هم ابزار دیگری است برای جنگ طلبان که روزی درست مثل القاعده و داعش، دامن گیر خودشان خواهد شد.

مزدا پارسی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30390

چرا جارچی های واشنگتن به این فرقه ی تبعیدی ایرانی عشق می ورزند؟ 

.Mehdi_Hasanمهدی حسن، اینترسپت، یازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… یک شاهزاده ی سعودی ، یک سخنگوی سابق مجلس نمایندگان امریکا و یک نامزد معاونت ریاست جمهوری ازحزب دمکرات ، آخر هفته ی خود در  حومه ی پاریس را چگونه گذراندند؟ آیا اگر بدانید که شاهزاده ترکی بن فیصل ، نیوت گین گریچ و جو لیبرمن در حال سخنرانی در حمایت از یک گروه تبعیدی ایرانی که قبلاً رسماً در فهرست سازمان … 

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیBBC: Who are the Iranian dissident group MEK? (Mojahedin Khalq, MKO, PMOI, …) 

لینک به منبع

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

(ترجمه انجمن نجات، مرکز فارس)

چرا جارچی های واشنگتن به این فرقه ی تبعیدی ایرانی عشق می ورزند؟

Iraqi security forces enter through the main gate of Camp Ashraf in Khalis, north of Baghdad, Iraq in 2012. Photo: Hadi Mizban/APMariam Rajavi speaks at the annual meeting of the Mojahedin-e Khalq at the Villepinte exhibition center near Paris on July 1, 2017. International political leaders also made speeches to support her.

Mehdi Hassan

مهدی حسن

 یک شاهزاده ی سعودی ، یک سخنگوی سابق مجلس نمایندگان امریکا و یک نامزد معاونت ریاست جمهوری ازحزب دمکرات ، آخر هفته ی خود در  حومه ی پاریس را چگونه گذراندند؟ آیا اگر بدانید که شاهزاده ترکی بن فیصل ، نیوت گین گریچ و جو لیبرمن در حال سخنرانی در حمایت از یک گروه تبعیدی ایرانی که قبلاً رسماً در فهرست سازمان های تروریستی خارجی دولت امریکا بوده است، تعجب می کنید؟

ایران ستیزها از خیلی وقت پیش شیفته ی مجاهدین خلق ، معروف به MEK شده اند و لابی پر سر و صدای آن ها در سال ۲۰۱۲ موفق شد که این گروه را از فهرست گروه های غیرقانونی وزارت امور خارجه امریکا خارج کند . مجاهدین خلق که در دهه ی شصت میلادی در ایران شکل گرفت، روزگاری گروهی شدیداً ضد امریکایی ، نیمه مارکسیست و نیمه اسلامی بود و هدفش سرنگونی شاهی بود که تحت حمایت امریکایی ها بود و به دنبال حمله به مواضع امریکایی ها بود.

مجاهدین خلق  حتی هنوز متهم به معاونت در گروگان گیری درسفارت امریکا در  تهران هستند؛ این گروه بعدها آزاد کردن گروگان های امریکایی را به دلیل ” تسلیم شدن” در برابر ایالات متحده محکوم کرد. اما پس از آن که در اوایل دهه ی ۸۰ سران اسلامی ایران از گروه روی برگرداندند، رهبرانش از کشور فرار کردند و یک رشته بمب گزاری در سراسر ایران انجام دادند. این روزها، این سازمان – به رهبری شوهرو زنی به نام مسعود و مریم رجوی ، هر چند که اولی معلوم نیست کجاست و شایع است که مرده است – ادعا می کند که خشونت را کنار گذاشته است و خود را به عنوان گروه اپوزیسیونی صد در صد سکولار و دمکراتیک به دوستان امریکایی تازه اش می فروشد . با این وجود بزرگترین مشکل مجاهدین خلق این نیست که این گروه سابقاً سازمانی تروریستی بوده است . بسیاری گروه های تروریستی روزی ” تروریست ” شناخته می شدند که بعدها جنگ مسلحانه را کنار گذاشته اند و وارد راهروهای قدرت شدند – مانند ارتش جمهوری خواه ایرلند یا کنگره ی ملی افریقایی ماندلا. همچنین مشکل این نیست که مجاهدین خلق در داخل جمهوری اسلامی از حمایتی برخوردار نیست، بدین معنا که جنبش سبز از آن ها اعلام برائت می کند و ایرانی های عادی هم به خاطر همدستی این گروه با صدام در طول جنگ ایران – عراق از آن ها متنفر هستند. بلکه، مشکل بزرگ با سیاستمداران امریکایی ست که از گروهی دفاع می کنند که همه ی ویژگی های یک فرقه ی تمامیت خواه را دارد.

اگر باور نمی کنید ، به گزارش وزارت امور خارجه در سال ۱۹۹۴ رجوع کنید. این سند شرح می دهد که چگونه مسعود رجوی ” یک کیش شخصیتی حول خودش تشکیل داده است ”  و بدین ترتیب بسیاری از ایرانی های در تبعید را از خود رانده است چرا که آن ها نمی خواهند که یک حکومت غیرمقبول را جایگزین دیگری کنند. آیا فکر می کنید که فقط مردم در حکومت های دیکتاتوری شستشوی مغزی می شوند؟ در گزارش موسسه ی رند در سال ۲۰۰۹ ذکر شده است که چگونه اعضای مجاهدین خلق برای فدا کردن جان خود در راه رجوی ها به قران قسم خورده اند. این گزارش رفتارهای فرقه ای و انحصارطلبانه ی مجاهدین خلق از جمله ” طلاق و تجرد اجباری برای اعضای گروه را،”  به روشنی بیان کرده است. گزارش رند توضیح می دهد که ” عشق به رجوی ها باید جایگزین عشق به همسر و خانواده شود.” فکر می کنید که وضعیت تبعیض جنسیتی در ایران بد است؟ در کمپ اشرف عراق که مجاهدین خلق تا سال ۲۰۱۳ در آن  ساکن بوده اند ، راه ها با خط کشی و رنگ مشخص به دو بخش زنانه و مردانه تقسیم شده بودند.

بر اساس گزارش رند حتی در پمپ بنزین ساعت استفاده ی زنان از مردان مجزا بود. شاید درک کنید که چرا یک شاهزاده سعودی، شهردار سابق نیویورک رودی جیولیانی ، یا هوچی اعظم دولت بوش یعنی جان بولتون – که همه در گردهمایی پاریس شرکت کردند – باید مایل به پشتیبانی از چنین کلکسیونی از متعصبین و ایدئولوگ ها باشند؟ اما چه چیزی باعث می شود که یک لیبراال دمکرات از ورمونت همچون هوارد دین – که پیشنهاد کرده است مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور ایرانی در تبعید به رسمیت شناخته شود – بخواهد که با مجاهدین خلق همبستر شود؟ یا نماینده ی ایالت جورجیا و قهرمان حقوق مدنی جان لوئیز در سال ۲۰۱۲ در دفاع از مجاهدین خلق سخنرانی کند؟ آیا می تواند به خاطر حکمت قدیمی ، هر چند غیراخلاقی ” دشمن دشمن من دوست من است” ، باشد ؟ شاید. آیا می تواند نتیجه ی غفلت چهره های بلندپایه ی امریکا از به کار گرفتن احتیاط های لازم باشد؟ شاید . آیا می تواند پیامد پرداخت های هنگفت نقدی باشد؟ ی

ک تحقیق گسترده ی کریستین ساینس مانیتور در سال ۲۰۱۱ فاش کرد که مجاهدین خلق به بیشتر این مقامات بلندپایه ی سابق – که از همه ی طیف های سیاسی هستند –ده ها هزار دلار برای سخنرانی در حمایت از گروهش پول پرداخت کرده است. در واشنگتن دی سی، پول حرف اول را می زند. چه مثل هوارد دین دمکرات باشید و چه مثل جان بولتون جمهوری خواه ، چه رئیس سابق CIA باشید مثل پورتر گاس و چه رئیس سابق FBI باشید مثل لوئیس فری. آن چه که به نظر می رسد بیشترین اهمیت را دارد این است که مجاهدین خلق می تواند چک های تپلی بکشد. گین گریچ را ملاحظه کنید، روزی به باراک اوباما سرکوفت می زد که چرا مقابل شاه سعودی تعظیم کرده است و دوربینی خودش را شکار می کند که مقابل مریم رجوی تعظیم می کند. این سخنگوی سابق مجلس نمایندگان در سخنرانی اش در آخر هفته ی گذشته در پاریس به نحو عجیبی مریم رجوی را با جورج واشنگتن مقایسه می کند. یا جولیانی ” شهردار امریکا” که خود را جارچی ضد ترور می خواند،  هرگز برای پذیرفتن هزاران دلاری که برای بازارگرمی برای گروهی که شش امریکایی را در سال های ۷۰ میلادی در ایران به قتل رسانده  است ، تردیدی به خود راه نداده است.

گروهی که برای سرکوب کردهای عراق در اوایل دهه ی ۹۰ به صدام حسین پیوست و بنا به گزارش ها برای ساخت بمب ها در میانه ی دهه ی ۹۰ میلادی با القاعده همکاری کرد؛ در سال ۲۰۰۳ مقابل نیروهای امریکایی جنگید. آیا این افراد شرم نمی کنند؟ به قول سوزان مالونی تحلیل گر مسائل ایران در موسسه ی بروکینز و مشاور سابق در وزارت امور خارجه امریکا ، ” چقدر گین گریچ/جیولیانی / بولتون /لیبرمن خود را ارزان به فرقه ی رجوی فروختند.” در عین حال ، در واشنگتن تحت حکومت دانلد ترامپ تغییر رژیم در تهران دوباره بسیار بر سر زبان هاست. ترامپ که در زمان کاندیداتوری ، از جورج دبلیو بوش به خاطر جنگ های تهاجمی در خاورمیانه ب سختی انتقاد کرد، جایگزین رئیس جمهور ترامپی شد که ایران ستیزها را در صدر امور گذاشت.

برای مثال، جیمز متیس و مایک پومپئو را در پنتاگون و سی آی ای به کار گماشت ؛ مشاورین خارجی اش از میان مبلغان مجاهدین خلق مثل جیولیانی و گین گریچ برگزید و ایلین چائو را که در سال ۲۰۱۵ برای یک سخنرانی پنج دقیقه  ای پنجاه هزار دلار از رجو ی ها گرفت در کابینه اش به کار گرفت . بیایید صریح باشیم: دولت ترامپ ، سعودی ها و اسرائیلی ها – که بنابه گزارش ان بی سی در گذشته به مجاهدین خلق کمک مالی ، نظامی و آموزشی کرده اند – همگی مصمم به سرنگون کردن حکومت اسلامی ایران هستند؛ و در آرزوی ادامه ی هولناکی برای جنگ عراق هستند. و مریم رجوی در حال تست دادن برای اجرای نقش کنگره ی ملی عراق و احمد چلبی است: سه هزار مبارز عجیب و غریب گروه، به عقیده ی سناتور سابق حزب دمکرات که تبدیل به وکیل مدافع مجاهدین خلق شده است، رابرت توریسلی “نوک نیزه ” قدرت هستند. کار دیوانگی چنین است. آیا نخبگان سیاسی، اطلاعاتی و نظامی امریکا از ماجراجویی هایشان در بین النهرین و همکاری هایشان با تبعیدی های عراقی مثل احمد چلبی چیزی نیاموخته اند؟ بسیار خوب این خشک مغزهای مجاهدین خلق کنگره ی ملی عراق را کاری می کنند که کنگره ی ملی آفریقا به نظر برسد. بنابراین، مخالفت با حکم الیزابت روبین روزنامه نگار نیویورک تایمز دشوار است. او در سال ۲۰۰۳ از مجاهدین خلق در کمپ اشرف دیدن کرد و بعد از آن با ” مردان و زنانی که از بند گروه فرار کرده اند ، صحبت کرد.” روبین در سال ۲۰۱۱ هشدار داد که مجاهدین خلق ” با هدف فعالان دمکراسی خواه در ایران هیچ ارتباطی ندارد، بلکه فرقه ای دیکتاتوری ست که برای حمله به ما بازخواهد گشت.”

مهدی حسن نشریه اینترسپت – ۷ جولای ۲۰۱۷ ترجمه انجمن نجات فارس

(پایان)

*** 

مرگ مسعود رجویThe death of Massoud Rajavi

رودی جولیانی و دونالد ترامپ مجاهدین خلف قرفه رجویTrump Is At War With Iran, Not ISIS

مجاهدین خلق فرقه رجوی داعش تروریسم تهرانIran Unites as Tehran Struck by Middle East’s Proxy Wars 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania a failed state. Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult), ISIS, Saudis and Nato

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Serives For Iran’s Enemies

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30320

مریم رجوی در پاریس چه مناسبتی را جشن گرفت؟ (نامه ای به امانوئل ماکرون)ا

 Rajavi MEK villepent 20141انجمن نجات، تهران، ششم ژوئیه ۲۰۱۷:… اگر سران القاعده یا داعش در تهران سالگرد شروع اقدامات تروریستی خود را هر ساله جشن بگیرند، مردم شهرهای نیویورک، لندن و پاریس چه برخوردی خواهند داشت و با آن چگونه کنار خواهند آمد؟ اگر کشوری به خائنین جنگ در کشور شما پناه دهد و آنان را در هر گونه فعالیت علیه کشورتان آزاد بگذارد، چه احساسی خواهید داشت؟ برای ما خیلی … 

رجوی ویلپنت مجاهدین خلق اول ژوئیه 2014Iran Lodges official Protest with France, warning against MEK-ISIS ties (MKO, Rajavi cult)

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

انجمن نجات مرکز تهران ۱۴ تیر ۱۳۹۶

نامه خانواده های اعضای فرقه تروریستی رجوی و جداشدگان این فرقه، به رییس جمهور جدید فرانسه، در خصوص برگزاری جشن سالیانه مریم رجوی در پاریس
آقای امانوئل ماکرون، رییس جمهور گرامی فرانسه

با سلام و تقدیم احترام، مایلیم توجه شما را به نکاتی جلب نماییم!

سازمان مجاهدین خلق را حتماً می شناسید و با سوابق آن آشنایی دارید و می دانید که هر ساله مریم رجوی، رهبر این گروه بعد از مسعود رجوی، چه مناسبتی را در پاریس جشن می گیرد. این گروه البته با نام های دیگری همچون شورای ملی مقاومت یا ارتش آزادیبخش ملی هم ظاهر گردیده است.

الآن درست ۳۶ سال است که از عزیمت مسعود رجوی به فرانسه و پناه گرفتن در کشور شما می گذرد. اواخر ژوئن ۱۹۸۱ بود که این گروه علیه مردم ایران دست به سلاح برد و مبارزه خونباری را برای کسب قدرت آغاز کرد. سپس مسعود رجوی رهبر این گروه تروریستی به پاریس گریخت و از آنجا، تحت حمایت کشور فرانسه و دیگر کشورهای غربی، اقدامات تروریستی علیه مردم ایران را هدایت نمود.

در دهه ۸۰ میلادی از گروه های تروریستی نظیر القاعده و داعش خبری نبود و غربی ها با مقوله تروریسم و مشکلات آن به شکل امروزی بیگانه بودند؛ اما مردم ایران طی آن سال ها با اقدامات تروریستی به طور گسترده مواجه بودند که غرب در سال های اخیر به میزان بسیار محدودتری تجربه کرده است. شاید امروزه غربی ها مختصری درک کنند که مردم ایران آن زمان چه کشیدند. گرچه ابعاد تروریسم آن زمان در داخل ایران با آنچه غربی ها مشاهده کرده اند کیفاً متفاوت است و قابل مقایسه نیست.

مسعود رجوی بعد از پنج سال اقامت در فرانسه و همزمان هدایت ترور در داخل ایران، با قبول شکست در استراتژی جنگ شهرها، به توصیه آمریکا و غرب، عازم عراق شد. یقیناً اطلاع دارید که مسعود رجوی، قبل از آغاز جنگ ایران و عراق، سفری مخفیانه به فرانسه داشت. بعدها معلوم گردید که این سفر به منظور وصل ارتباط با رژیم صدام حسین با واسطه گری فرانسه صورت گرفته بود. قرار با سران رژیم بعث بر این شد که عراق از خارج و مجاهدین خلق از داخل کار نظام نوپای جمهوری اسلامی را یکسره کنند.

در کشور شما تلقی از “همکاری با دشمن متجاوز به خاک میهن” چیست؟ این خیانت آشکار را چگونه توجیه می کنید و برای آن چه حکمی صادر می نمایید؟ خیلی مایلیم که نظر شما را در این رابطه بدانیم. اتفاقاً عزیمت رجوی به کشور عراق که در حال جنگ با ایران بود و همکاری با دشمن علیه مرزبانان و مدافعان میهن نیز در ماه ژوئن ۱۹۸۶ اتفاق افتاد.

از حدود سال ۲۰۰۰، غرب با مقوله تروریسم به شکل امروزی در خاک خود آشنا گردید، گروه هایی وارد صحنه شدند و با سوء استفاده از اسلام دست به خشونت های غیرقابل توجیه زدند که می توان مجاهدین خلق را پدرخوانده آنان تلقی کرد. آیا می دانید که مجاهدین خلق به این که مبتکر عملیات انتحاری و استفاده از کمربندهای انفجاری بوده اند افتخار می کنند؟ آیا می دانید در همان سال ها که مسعود رجوی میهمان ویژه کشور شما بود؛ مجاهدین خلق این سبک از عملیات تروریستی را در داخل ایران توسط عناصر مغزشویی شده خود به کرات اجرا می کردند؟ آیا می دانید که مجاهدین خلق عمده نیروهای خود را از میان ایرانیان مقیم آمریکا و اروپا پس از مغزشویی جذب کردند و از طریق ترکیه به عراق بردند و در جنگ با ایران شرکت دادند؟ بعدها داعش با الگو قرار دادن مجاهدین خلق همان رویه را پی گرفت.

تقاضا داریم یک سؤال را صادقانه پاسخ دهید. اگر سران القاعده یا داعش در تهران سالگرد شروع اقدامات تروریستی خود را هر ساله جشن بگیرند، مردم شهرهای نیویورک، لندن و پاریس چه برخوردی خواهند داشت و با آن چگونه کنار خواهند آمد؟ اگر کشوری به خائنین جنگ در کشور شما پناه دهد و آنان را در هر گونه فعالیت علیه کشورتان آزاد بگذارد، چه احساسی خواهید داشت؟

برای ما خیلی دشوار است که بتوانیم این گونه اقدامات را با دموکراسی خواهی و صلح طلبی مورد ادعای جمهوری فرانسه منطبق نماییم. آیا فکر نمی کنید که این قبیل موضوعات به وجهه حقوق بشری کشور شما لطمه خواهد زد؟

آیا مطلع هستید که پایگاه مجاهدین خلق در اوورسورواز در حومه پاریس در خاک فرانسه قوانین فرقه ای خاص خود را دارد و رفتار، اطلاعات، ارتباطات، افکار و احساسات اعضا به شدت کنترل می شود؟ آیا نسبت به حضور این تعداد افراد مغزشویی شده که آمادگی سوزاندن خود با یک فرمان را دارند احساس نگرانی نمی کنید؟ آیا مقامات امنیتی دولت شما جشن گرفتن به مناسبت آغاز تروریسم را در خاک فرانسه تأیید می نمایند؟

سازمان مجاهدین خلق همانند تمامی فرقه های تروریستی در تاریخ محکوم به شکست است. این فرقه جنایات بسیاری در حق مردم ایران، مردم عراق و حتی اعضای خودش مرتکب شده است. این فرقه مجبور به ترک عراق و انتقال به کشور آلبانی شد. آیا تا به حال از عراقی ها پرسیده اید که چرا این قدر در اخراج آنان اصرار داشتند؟ روشن است؛ زیرا عراق حضور آنان در خاک خود را یک تهدید امنیتی تلقی می کرد. حال نیروهای آنان به خاک اروپا رسیده و مقر فرماندهی آنان در پاریس قرار دارد. چگونه است که دولت فرانسه و دولت های اروپایی از این تهدید غافلند؟ آیا تضاد سیاسی با جمهوری اسلامی می تواند توجیه گر مسامحه در برابر تهدیدات امنیتی باشد؟

بهانه فرانسه در گذشته برای نگاه داشتن فرقه رجوی این بود که آنان جائی برای رفتن ندارند. اما اکنون که مریم رجوی ماه ها در کنار نیروهایش در آلبانی بوده است می تواند براحتی در کنار اعضای فرقه اش در تیرانا مستقر شود. مشکل امنیتی این فرقه برای فرانسه در حال حاضر اینست که آنان برای ادامه فعالیت های خود بطرف کشورهای اروپائی بعلاوه سوریه، عراق، اوکراین، و ایران فعال شده اند. ولی همه از جمله دست اندرکاران امنیت اروپا میدانند که اینان میتوانند بسرعت برای اروپا مشکل ساز شوند. آنان وابسته به کشورهای اروپایی نیستند بلکه وابسته به جنگ طلبان آمریکائی هستند و در نتیجه استقرار فرماندهی آنان در خاک فرانسه بشدت برای کشور شما و البته کل اروپا خطرناک است.

ما خانواده های ستم دیده و رنج کشیده و همچنین جداشدگان آسیب دیده از جانب سازمان مجاهدین خلق و کسانی که توانستند از این فرقه جهنمی بگریزند از شما به عنوان عالی ترین مقام جمهوری فرانسه تقاضا داریم که بیش از این مجاهدین خلق را چون خاری در چشم ما فرو نکنید و حداقل به خاطر وجهه کشور خودتان این قدر به جانیان و خیانت کاران میدان ندهید. اخراج یا حداقل محدود کردن مجاهدین خلق در فرانسه می تواند در راستای مبارزه با تروریسم و فرقه گرایی و همچنین پاسخی به دموکراسی خواهی و مقابله با نقض حقوق بشر باشد.

جمعی از خانواده ها و جداشدگان فرقه رجوی

*** 

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

Republican Congressman Dana Rohrabacher lobby for MEK and ISISامریکایی ها مسئولیت عملیات تروریستی مشترک عربستان/داعش/مجاهدین خلق را بعهده گرفتند

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهرانحملات تروریستی داعش در تهران و سکوت مجاهدین خلق در فرانسه

Maryam Rajavi terrorist syriaInternational meeting for ISIL in France (Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult)

Rajavi cult attack Peace association in Paris

http://youtu.be/Un-Y8sM9U70

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq, Rajavi cult, Saddam’s Private Army, were trained by Mossad to assassinate Iranian scientists 

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،من شاهد زنده وزخمی کرد کشی های رجوی بودم!ا

بمب های خوشه ای در یمن توسط عربستان سعودی و مجاهدین خلق فرقه رجویسیاست های جهانی و باند رجوی را بهتر بشناسیم!ا

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

عربستان سعودی مجاهدین خلق داعش و تروریسمWorld knows Saudi Arabia is source of terrorism

هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

مریم رجوی روز زن مجاهدین خلقروز جعلی زن در ویترین مردانه مریم رجوی (از جعل تاریخ تا توهین به زنان ایرانی)

زهرا سادات میرباقریبمناسبت ۸ مارس (روز جهانی زن) و خشونت طلبی های مریم رجوی

فرانسه و آلبانی از برنامۀ روز زن فرقۀ رجوی در سالنهای عمومی جلوگیری کردند (۲۰۱۶)

Ashamed of your Leader? Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi – March 2013

سسعود رجوی به نوشته ابراهیم خدابنده. یک نفر یک روز سی سالفرازی از کتاب یک نفر، یک روز و سی سال

گسستن بند ها (فرقه رجوی)فرازهایی از کتاب گسستن بندها

کتاب سرگذشت من با مجاهدین خلقمعرفی کتاب “سرگذشت من با مجاهدین خلق” و مصاحبه با پرویز درخشان نویسنده کتاب

احمد عبدی گروگان مجاهدین خلق فرقه رجویچرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (نمونه هایی از اعتراضات این هفته)ا

***

همچنین:

خیمه شب بازی فرقه تروریستی رجوی تحت عنوان روز جهانی زن در پاریس

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۶:… دستگاه مافیای رجوی برای خودنمایی و روحیه دادن به نیروهای وا رفتۀ خود و تبلیغات بیرونی با هزینه های سرسام آور که بخش عظیمی از آن توسط سرویسهای امنیتی سعودی تآمین می شود یک خیمه شب بازی در پاریس به را ه انداخته است که نفرات شرکت کننده در آن از کشورهای عربی
 
 
Davood_Baghervand_Arshadداوود باقروند ارشد، سایت نه به فرقه ها و تروریسم، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۶:…  هموطنان خانم مریم رجوی مدیر حرمسرای آقای مسعود رجوی روز آینده شنبه ۲۷ فوریه ۲۰۱۶ در پاریس سالن گراند آرک کنفرانس زنان و آزادی زنان را برگزار میکند. از ایشان باید سوال کرد آیا در این جلسه به زنان خواهید گفت که اگر
 
 
الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، نوزدهم مارس ۲۰۱۵:… درروز ۷ مارس مریم رجوی گوزیده ی مقاومت یواشکی خودرا به برلین رساند تا درحضور ۲۵۰۰ نفر ازجمله تعدادی سخنران اجاره ای وشرکت کنندگان کرایه ای با آن صدای “غاز ” مانندش ” جیغ وداد ” کند _ این مراسم تحت نام ” زنان وبردباری ” برگزار گ
 
 
حسن پیرانسر، پاریس، پانزدهم مارس ۲۰۱۵:…  بنده به عنوان یکی از اعضای اینفرقه که ۲۰ سال را در مناسبات آن در قرارگاههای مختلف در کشور عراق سپری کرده ام از نزدیک شاهد وضعیت زنان در اینفرقه بوده ام و برای من و سایر دوستان جداشده بخصوص بانوان جدا شده از اینفرقه برپایی مراسم جهانی زن از طرف اینفرقه بسیار مشمئز کننده و ریاکارانه ج