زندان ها و شکنجه گاههای فرقۀ رجوی ( سازمان مجاهدین ) – قسمت سوم

زندان ها و شکنجه گاههای فرقۀ رجوی ( سازمان مجاهدین ) – قسمت سوم

 محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، یازدهم فوریه 2017:… از آنجا که سران فرقۀ رجوی تجربه تمامی زندان های شاه و جمهوری اسلامی را داشتند از آن تجارب و اصول زندانبانی در آن زندانها و سلولها استفاده کرده بودند بدینگونه که تمامی پنجره ها و روزنه های ساختمان با بیرون را بسته و تمامی سیستم ها ی برقی را به بیرون از سلول منتقل کرده بودند … 

داوود احمدی قربانی مسعود و مریم رجویداوود احمدی. پا برهنه بر جاده ای از شمشیر (نوشته بهزاد علیشاهی سال ۲۰۰۶)

لینک به منبع

زندان ها و شکنجه گاههای فرقۀ رجوی ( سازمان مجاهدین ) – قسمت سوم

نحوه دستگیری و انتقال نفرات به زندان درون سازمانی

 پس از آنکه در اواخر سال 1363مریم قجر عضدانلو به عنوان همردیف مسعود رجوی توسط خود وی منصوب شد و اندکی بعد نیز اعلام شد که مهدی ابریشمچی مریم رجوی را طلاق داده و مریم بلافاصله با مسعود ازدواج کرده است، و خواستند در قرارگاههای سازمان این موضوع را به عنوان سرآغاز یک انقلاب ایدئولوژیک تبلیغ و ترویج بکنند موجی از اعتراضات شروع شد چرا که افراد را به شدت زیر فشار گذاشته بودند که بایستی این شعبده بازی را به عنوان یک انقلاب درونی مجاهدین بپذیرند ولی اغلب افراد زیر بار پذیرش آن نمی رفتند. اول سعی کردند با برگزاری نشست ها این موضوع را جا بیندازند، اما داستان فراتر از این مسائل بود.

بعد از جمع بندی وضعیت چون دیدند افراد غالبا نمی پذیرند به این نتیجه رسیدند که باید با زور و تهدید با این مسأله برخورد شود . در اسفند ماه بود همانسال دیده می شد که بعضی از نفرات غایب می شوند و در مقر و آسایشگاهها نیستند، برای بقیه می گفتند که آنها به نشست رفته اند.

جمع آوری افراد معترض برای زندانی کردن آنان به این شکل بود که ابتدا تحت عنوان نشست توجیهی انقلاب افراد را دسته بندی کرده بودند که هرکس باید به کدام زندان برده شود. در این رابطه در پایگاه ها هم شایع کرده بودند که نفرات برای مدتی به نشست های انقلاب می روند. ماشین پیک می آمد نفرات را سوار می کرد و آنها را یا به زندان مرکزی که زندان منصوری بود می برد، یا به زندان عمومی که زندان محمد مقدم بود برده می شدند. هیچکس تا وقتی که پا به داخل این شکنجه گاه ها نمی گذاشت نمی دانست آنجاها چه خبر است؟.

– در یکی از روزهای سرد اسفند ماه 1363 در پایگاه باباخانی که مرکز فرستنده رادیو بود، طبق معمول آماده شده بودم که برای آوردن نوارصدای محاهد ازکرکوک حرکت کنم که فرمانده پایکاه مهندس علی نفیسی صدایم زد گفت تو که امروز گفته بودند باید برای نشست انقلاب بروی دیگر منتفی است و نرو . پس از دو ساعت ماشین پیک آمد و من به بقیه افراد که از پایگاه های دیگر سوارشان کرده بود پیوستم. به سمت پایگاه منصوری حرکت کردیم، تا وقتی از ماشین پیاده نشده بودیم نمی دانستم داستان چیست؟. یکی یکی ما را پیاده می کردند و به داخل ساختمان اطلاعات و شناسائی می بردند. نوبت من که رسید وارد ساختمان شدم. همان لحظۀ اول از فردی که بازرسی می کرد سؤال کردم بازرسی برای چیست؟. چون برای اولین بار بود که با این کار یعنی بازرسی بدنی افراد در سازمان مواجه می شدم. وی با تندی گفت: «می دانی اینجا کجا است؟! اینجا زندان سازمان مجاهدین خلق ایران است؟ توهم زندانی هستی، حرفی نباشد هرچه می گویم باید اجرا کنی»!. در یک سلول انفرادی که محل بازرسی بود دستور دادند که تمامی لباس هایم حتی لباس زیر را درآورده و تحویل بدهم. سپس یک دست لباس زندانی که شامل یک پیراهن و یک شلوار و یک لباس زیر بود به من دادند که بپوشم. این لباس ها چهارماه که در زندان مرکزی بودم برتن من بود. وقتی به زندان عمومی انتقال پیدا کردم درخواست کردم تا لباس های خودم را دادند.

توضیحی در مورد وضعیت زندان و سلول ها:

از آنجا که سران فرقۀ رجوی تجربه تمامی زندان های شاه و جمهوری اسلامی را داشتند از آن تجارب و اصول زندانبانی در آن زندانها و سلولها استفاده کرده بودند بدینگونه که تمامی پنجره ها و روزنه های ساختمان با بیرون را بسته و تمامی سیستم ها ی برقی را به بیرون از سلول منتقل کرده بودند. آنها روی هر در یک دریچۀ چک و کنترل قرار داده بودند. طی شبانه روز چراغ های داخل بند و سلول ها تمام مدت روشن بود. در بیست و چهار ساعت درب سلول فقط سه بار برای دستشوئی و وضو گرفتن باز می شد، و به دلیل نداشتن سیستم تهویه از سیگار کشیدن محروم بودیم. به دلیل نداشتن ساعت و دیگر وسائل هیج کس نمی توانست تشخیص بدهد که به لحاظ زمانی چه موقع است؟. فقط از روی بازجوئی ها که برای چند ساعت قطع می شد حدس می زدیم که آخر های شب است آن هم منظم نبود. طی چهار ماهی که آنجا بودیم حمامی وجود نداشت و به جز نور لامپ هیچ روشنایی و مشخصا نور آفتاب ندیدیم. باز جویی ها و شکنجه در زمانهای مختلف انجام می شد. طی این چهار ماه هوا خوری وجود نداشت، از دیدن آسمان و آفتاب محروم بودیم. از دکتر و دارو خبری نبود اگر خیلی بیماری حاد می شد و شخص درد شدید داشت یک مسکن به می دادند.

تیم های بازجویی سه یا چهار نفره بودند، یک نفر صورت جلسه می کرد و یک یا دو نفر دیگر در حالی که زندانی را مورد بازجویی و سؤال پیچ قرار می دادند، اقدام به زدن او می کردند تا اینکه زندانی در نتیجۀ ضرباتی که به او وارد می شد از حال می رفت و گاهی اوقات بر اثر ضربات سر فرد، میز می شکست. نفر چهارم که معمولا رئیس آنها بود نقش میانجیگری را بازی می کرد که می گفت ولش کنید خودش حرف می زند. او تهدید می کرد که اگر حرف نزنی آنها دوباره تو را می زنند و من دیگر دخالت نمی کنم!. پس از سه چهار ساعت ادامۀ این کار، زندانی را رها می کردند و به او می گفتند برو هرچه داری بنویس.

پس از نوشتن رئیس آنها می آمد کاغذها را می گرفت. دو دقیقه بعد می دیدی که دوباره دو سه نفره می آمدند و به همراه فحش و کتک زدن کاغذ ها را پاره می کردند و می گفتند چیزی ننوشتی دوباره بنویس!. این ریل معمولا چند بار تکرار می شد. از این نوشته ها کپی گرفته و برای بازجویی بعدی سؤال و تناقض در می آوردند. در آن حالت در بازجویی بعدی مفصل می زدند و می گفتند چرا حرف هایت دوتا شده و آن جا چیز دیگری گفته ای. در عرض آن چهار ماه من سه بار این پروسه را طی کردم که هر بار مرا با صورت باد کرده و خونی و بدنی که تماما بر اثر ضربات درد می کرد در سلول رها می کردند. من نه در زندان شاه و نه در زندان جمهوری اسلامی اعدام مصنوعی نشده بودم. اما از دولت سر مریم قجر عضدانلو برای من وشعبان که یکی دیگر از همبند هایم بود و با هم در یک سلول بودیم اعدام مصنوعی هم اجرا کردند بطوریکه شعبان روانی شد و معلوم نشد که چه بلائی بر سر وی آوردند…..

ادامه دارد

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28059

زندان ها و شکنجه گاههای سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) در عراق – قسمت اول 

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، یازدهم ژانویه ۲۰۱۷:… مسعود رجوی در نشست جمعبندی عملیات فروغ جاویدان(سال ۱۳۶۷) با حضور مریم قجر عضدانلو، مهدی ابریشمچی، محمد سید المحدثین، ابوالقاسم رضائی و بسیاری از فرماندهان ارشد مجاهدین گفت: «بله زندان داریم و خواهیم داشت و این مسأله به کسی مربوط نیست». این جمله یک بار دیگر در سال ۱۳۷۱ شمسی … 

لینک به منبع

زندان ها و شکنجه گاههای سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) در عراق – قسمت اول

سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) همیشه ادعا داشته و دارد که انقلابی ترین و مترقی ترین سازمان موجود در زمان خود در روی کره زمین می باشد! و در نوک پیکان تکامل قرار دارد! و تمامی اعضای آن داوطلبانه و جان برکف (بدون حقوق و مزایایی) به آن پیوسته اند. در دنیای فرنگ هم مریم قجر عضدانلو و دیگر عوامل اجاره ای خارجی یا ایرانی این فرقه از صبح تا شب داستان حقوق بشر را در بوق و کرنا می کنند؟! و از دماغ کسی در ایران و حتی در سوریه خون بیاید شروع به هوچی گری کرده و فریاد واحقوق بشر سر می دهند ولی آیا اجازه می دهند کسی صحبت از واقعیت وجود زندان و شکنجه و داغ و درفش و قتلهای پنهانی مخالفان در درون تشکیلات فرقه به میان بیاورد؟.

در این سلسله مقالات تا آنجائی که امکان داشته باشد با فاکت و نمونه می خواهم به ماجرای زندان ها وشکنجه گاه های درون فرقه رجوی بپردازم. در این رابطه از تمامی دوستانی هم که در این سیاه چالهای رجوی بودند واز این فرقه در این رابطه مصائبی کشیده اند درخواست دارم برای بیشتر روشن شدن این جنایات همکاری کنند.

مسعود رجوی در نشست جمعبندی عملیات فروغ جاویدان(سال ۱۳۶۷) با حضور مریم قجر عضدانلو، مهدی ابریشمچی، محمد سید المحدثین، ابوالقاسم رضائی و بسیاری از فرماندهان ارشد مجاهدین گفت: «بله زندان داریم و خواهیم داشت و این مسأله به کسی مربوط نیست». این جمله یک بار دیگر در سال ۱۳۷۱ شمسی پس از عملیات موسوم به مروارید و در حضور مریم قجر و فرماندهان و اعضای مجاهدین توسط مسعود رجوی تکرار شد. رجوی در همان جلسه که به نشست جمعبندی عملیات مروارید معروف است کینه خود را نسبت به افشاگری های اعضای جداشده نشان داده و حکم تاریخی خود را در برابر تمامی اعضای مجاهدین نسبت به افراد جداشده صادر کرد: «از رهبر عقیدتی و فرماندهی کل ارتش آزادیبخش به اعضای مجاهدین: اگر در برابر رژیم جمهوری اسلامی پیروز شدیم که خود دانیم چه خواهیم کرد با خائنین و افرادی که تحت عنوان عضو جداشده به شما پشت کردند. شاید ببخشاییم شاید نه! و اگر شکست خوردیم! فرمان می دهم در هر کجای دنیا باشید بروید، بجویید و پیدا کنید تک به تک خائنین را و آنها را به سزای اعمالشان برسانید. اگر اسلحه و نارنجک هم نداشتید با چنگ و ناخن و دندان هم که شده سینه اش را بشکافید یا دستتان را دور گلویشان کرده و آنها را خفه کنید (اینجا رجوی دستش را دور گلوی خود کرد و گفت اینجوری!)… از زندان هم نترسید، زندان های اروپا برای شما هتل است. اعدام که ندارند. مدتی می مانید و بعد آزاد می شوید».

مشابه این پاراگراف فرامین دیگری در سال های ۱۳۸۹،۱۳۸۸،۱۳۸۵،۱۳۸۳،۱۳۸۰،۱۳۷۶،۱۳۷۴،۱۳۷۳،۱۳۶۸، شمسی نسبت به افراد جداشده و معترض توسط مسعود رجوی صادر شده است. خلاصه و یاد آوری فرامین تهدیدآمیز در جدید ترین نوار ویدئویی مسعود رجوی تحت عنوان «جنگ صد برابر، عزم حداکثر» به تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹ شمسی با صدای خود او وجود دارد که می گوید؛

«دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. قبلا هم گفتیم اگر عمر خودمون هم کفاف نداد وصیت میکنیم و وصیت می کنم… در این مورد با احدی شوخی نداریم. قیمتش رو می دونیم، دادیم و باز هم خواهیم داد».

مسعود رجوی در آخرین سخنرانی در ابان ۱۳۹۳ تحت عنوان چراع خاموش مجدد در این سخنرانی حکم اعدا افراد جداشده را صادر میکند ؟؟

الف : زندان های فرقه رجوی در کردستان عراق

۱ – زندان منصوری: در پایگاه منصوری ، واقع در روستای کریزک – استان سلیمانیه عراق اولین زندان فرقه در منطقه بود که از سال ۱۳۶۲ دایر شد و مربوط به بخش اطلاعات وعملیات بود که مسئول و فرمانده آن بخش مهدی افتخاری بود. در اواخر سال ۱۳۶۳ با انتصاب مریم قجر به عنوان همردیف مسئول اول که اعتراضات درون تشکیلاتی بالاگرفته بود به دستور شخص مسعود رجوی معترضین را برای زهر چشم گرفتن زندانی کردند که پایگاه منصوری بجز یک بخش کوچک که برای پرسنل نگهبان و بازجو ها بود تمام ساختمان های زیر تبدیل به زندان شدند: نصف ساختمان آ ، تمام ساختمان ب ، تمام ساختمان س ، و ساختمان د . سه بار به این دخمه گذر من افتاد . یک بار برای کار تأسیساتی که در داخل زندان می خواستند انجام بدهند. یک بار برای کنجکاوی در رابطه با زندان یعنی موضوعی که نمی بایست به آن نزدیک می شدم. بار سوم موقع آمدن ملکه خانم مریم قجر عضدانلو که آن موقع به پست همردیفی مسئول اول فرقه منصوب شده بود. پس از آنکه در زمستان ۱۳۶۳ مریم قجر در پاریس و قبل از آمدن به عراق به عنوان همردیف مسئول اول یعنی مسعود رجوی معرفی شد در فرقه اعتراضات و مخالفت به صورت زمزمه در محفل های چند نفره صورت می گرفت. وقتی دیدند این مخالفت ها به صورت یک جریان درآمده نشست های مختلف برگزار کردند . نشست ها اثری بر جریان راه افتاده نگذاشت بنابراین از اوایل اسفند ماه آن سال شروع به زندانی کردن افراد مخالف و معترض کردند.

۲ – زندان مقدم: پایگاه مقدم، واقع در روستای ماوت – استان سلیمانیه در شمال عراق بود . ساختمان های آ و س زندان عمومی بودند و ساختمان ب محل دادگاه بود. در این دادگاه حدود ۱۰۰۰ نفر را محاکمه کردند که در این بین چند نفری هم کشته شدند و کسی خبردار نشد چه بلایی سر آنها آورده شد و چگونه آنها را سر به نیست کردند. بعد از تابستان ۱۳۶۴ که کار دادگاهی کردن این مرحله از اعضای معترض به پایان رسید ۴ مجموعه واحد کنار ساختمان س به عنوان زندان تا اواخر سال ۱۳۶۴ باقی ماند که تعدادی از اعضا در آن واحد زندانی بودند که مسئولیت این زندان با مهدی افتخاری فرمانده وقت اطلاعات وعملیات بود.

۳ – زندان جزئی: درون شهر سلیمانیه در کردستان عراق بود. رئیس این زندان سید محمد سادات دربندی معروف به کاک عادل بود. این زندان از سال ۱۳۶۱ محل سر پل پایگاههای فرقه در کردستان ایران و کردستان عراق بود ولی در سال ۱۳۶۵ تبدیل به زندان اسرای جنگی فرقه رجوی شد.

۴ – زندان دبس: پایگاه عسکری زاده، در کیلومتر ۲۰ از کرکوک به سمت پالایشگاه نفت عراق واقع بود. در سال ۱۳۶۶ راه اندازی شد و مدتی بعد از جمع شدن زندان جزئی در شهر سلیمانیه اسیران به این زندان انتقال داده شدند.
این زندان از سال ۱۳۶۹ تبدیل به زندان اعضای معترض فرقه شد. پس از حمله صدام حسین به کویت و شورش کردها این زندان جمع شد.

ب: زندانهای فرقۀ رجوی در بغداد و حومۀ آن

۱- زندان طبقۀ چهارم پایگاه جلال زاده در وسط بغداد (از مجموعه ساختمانهای قرارگاه محسن بین میدان اندلس و میدان فردوس) که به زنان و مردان جدا شده در آغاز دهۀ ۷۰ اختصاص داشت و هیچکس حق تماس با آنان و آنان نیز حق تماس با افراد تشکیلات را نداشتند. غذای این افراد درست مانند افراد زندانی جلوی در اتاقهایشان گذاشته می شد تا خودشان بردارند و با آورندۀ غذا تماس و صحبت نداشته باشند.

۲- زندان پایگاه معصومی در همان مجموعۀ فوق در وسط بغداد که در سال ۷۰۰ به زنان و مردانی متأهل اختصاص داشت که حاضر به طلاق و جدایی از هم نشده و در نتیجه از تشکیلات بیرون رفته بودند. این افراد کاملا بایکوت بوده و کسی حق تماس و صحبت با آنان را نداشت و در صورت حتی سلام دادن کسی به آنها یا گرفتن جواب سلام آنان در محوطۀ پایگاه به شدت مورد مؤاخذه قرار می گرفت.

۳- طبقۀ آخر پایگاه ازهدی در مجموعۀ فوق در اوائل دهۀ هفتاد.

۴- زندان پایگاه طباطبائی در مجموعۀ فوق در اوائل دهۀ هفتاد.

۵- طبقۀ آخر پایگاه بقائی که علی زرکش جانشین سابق مسعود رجوی در فرماندهی عملیات داخل و محکوم به اعدام توسط شخص رجوی به علت مخالفتهایش با سیاستهای او در آن زندانی بود. یادآوری می شود که علی زرکش که در عملیات فروغ در تابستان سال ۶۷ کشته شد خودش در سال ۱۳۶۴ مسئول کل زندان ها در قرارگاههای فرقۀ رجوی در منطقۀ مرزی عراق بود ولی سرانجام خود وی بعد از سالیان در پایگاه بقائی زندانی شده بود.

۶- زندان باقر زاده واقع در قرارگاه باقرزاده: در منطقه ابوغریب واقع در غرب بغداد بر سر راه اردن بود. این زندان درسمت جنوب غربی قرارگاه مذکور یعنی آخرین مجموعه موسوم به قلعه بعد از محل پارکینیک ها قرار داشت….. ا

دامه دارد

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28116

زندان ها و شکنجه گاههای سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) در عراق!؟ قسمت دوم 

 محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، پانزدهم ژانویه ۲۰۱۷:… درون فرقه مجاهدین در دو سرفصل تعدا خیلی زیادی از اعضا ی معترض را زندانی کردند . بار اول در سال ۱۳۶۳ بود یعنی بعد از انتصاب مریم قجر عضدانلو به سمت همردیف مسئول اول فرقه. خیلی از افراد معترض و مخالف این انتصاب بودند،…… دقیقا بعداز ۱۰ سال یعنی در اواخر سال ۱۳۷۳ دومین سرفصل زندان … 

لینک به منبع

لینک به قسمت اول

زندان ها و شکنجه گاههای سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) در عراق!؟ قسمت دوم

 در همین جا اعلام می کنیم در رابطه با موضوع زندان ها ، شکنجه گاه ها ، افراد شکنجه شده ، کشته شدن نفرات بر اثر شدت شکنجه های وارده توسط شکنجه گران فرقه رجوی که به دستور خود رجوی اجرا شده در زندان های قراگاه سابق اشرف و زندان منصوری . تمامی دوستانی که خود شاهد بودند حاضر هستند در تمامی رسانه ها و شخصیت های سیاسی و سازمان های بین الملی و حقوق بشری شهادت بدهند که در این سیاه چال های بر اعضا معترض و مخالف تشکیلات فرقه رجوی چه گذشته است .

ج : زندان های داخل قرارگاه اشرف سابق

۱ – زندان مهمانسرا (واقع در مقر معروف به پی جی ۱۱ – PJ مخفف پشتیبانی جبهه) در خیابان ۱۰۰ روبروی ستاد مرکزی مجاهدین بود یعنی ستادی که مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو بعد از ساختن پناهگاه ضد بمب در آنجا مستقر شدند. این اولین زندان فرقه در سال ۱۳۶۵ در داخل قراراگاه اشرف سابق بود. تمامی اعضا می دانستند که این محل بازداشتگاه افراد ناراضی است و با اکراه به آن نگاه می کردند و این زندان کاملا ایزوله بود و کسی حق ورود به آن را نداشت.

۲ – زندان مجموعه اچ (H) : در ضلع شرقی قرارگاه اشرف ۸ مجموعه مسکونی از قسمت معروف به اسکان برای استقرار افراد متأهل بود که پس از طلاقهای اجباری در حد فاصل بین سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ که خانواده ای در اشرف دیگر وجود نداشت این ۸ مجموعه از قسمت اسکان به بخش اطلاعات و ضد اطلاعت فرقه واگذار شد که بر حسب نیاز آنها را تبدیل به زندان می کردند. مجموعه اچ از همان روز اول زندان بود که آثار جنایت زیادی در آن وجود داشت و بعد از سقوط صدام حسین فرقه رجوی برای پاک کردن اثار جنایات خود خیلی از قسمت های این مجموعه را بکلی منهدم و صاف کرد.

۳ – زندان ۴۹: در ستاد سابق ۴۹ بود واقع در خیابان ۴۰۰ روبروی شمع آب اشامیدنی که زندان اصلی فرقه شد. این زندان یکی از زندان های ثابت و دائمی فرقه و مخوفتر از زندان های قبلی بود. همه می دانستند که این محل، زندان سازمان است. این محل بعدها تبدیل به مقر ستاد اف ام یک شد.

۴ – زندان قلعه: زندان اصلی موج دستگیریها و شکنجه های سال ۱۳۷۳ بود که در ضلع جنوب قرارگاه اشرف بعد از تعمیرگاه نیک پیمان، آخر خیابان ۴۰۰ قرار داشت. این زندان مجموعۀ بزرگی بود که قبلا محل استقرار ۲۰۰ نفر به نام تیپ حسین ابر (حسین ابریشمچی برادر مهدی ابریشمچی) بود. تعدادی از زنان هم در این زندان در بخشی دیگری از این مجموعه زندانی بودند. محل زاغه مهمات های این محل هم تبدیل به شکنجه گاه شده بود. دراین زندان که مجموعا و در زمانهای مختلف حدود پانصد نفر زندانی و شکنجه شدند دهها نفر در زیر شکنجه به قتل رسیدند.

۵ – زندان زنان یا زندان عمومی : محل سابق تیپ جلیل در سمت جنوب قرارگاه اشرف، اول انبار مسقفات بود و مسیر تردد آن از طرف خیابان ۷۰۰ بود.

۶ – زندان مروارید . واقع در جنوب غربی قرارگاه اشرف ، مقر ۸۶ سابق ( بشا گرد) دومین زندان عمومی مردان بود که بیشترین شکنجه ها درون این زندان انجام شد . در این زندان ۴ تن از افراد معترض زیر شکنجه جان خود را باختن .ستاد پرسنلی بعد محل کار خود را به نزد این زندان انتقال داد.

ج : زندان های فرقه رجوی در دیگر شهرهای عراق:

علاوه بر زندانهای فوق، زندانهای دیگری نیز در قرارگاههای فرقۀ رجوی در دیگر شهر های عراق مانند کرکوک، بصره، جلولا، کوت و العماره وجود داشت…

جدا از این زندان ها در هر قرارگاه یا ستادی ، بنگالی یا اتاقی برای زندانی کردن موقت ( البته بعضا تا چند ماه سر می کشید ) یا بنگالی کردن نفرات وجود داشت .

درون فرقه مجاهدین در دو سرفصل تعدا خیلی زیادی از اعضا ی معترض را زندانی کردند . بار اول در سال ۱۳۶۳ بود یعنی بعد از انتصاب مریم قجر عضدانلو به سمت همردیف مسئول اول فرقه. خیلی از افراد معترض و مخالف این انتصاب بودند، در همین رابطه نشست های زیادی برگذار کردند که بتوانند معترضین را قانع کنند. اما به هیچ وجه نتوانستند با نشست و زور تشکیلاتی افراد را ساکت کنند که روی به سرکوب ودرست کردن فضای خفقان آوردند . افراد مخالف و معترض را با دوز وکلک و دروغ به سمت پایگاهی که تبدیل به زندان شده بود بردند . تا زمانی که فرد به این پایگاه که تبدیل به زندان شده بود نمی رفت نمی دانست که چه چیزی در جریان هست ، همه فکر می کردند مانند سابق پایگاه معمولی است ، والا صورت مسله فرقه می کرد .بعد از ورود افرادبه زندان ها در دخمه وسیاه چال های که درست کردند به بند می کشیدند. دقیقا بعداز ۱۰ سال یعنی در اواخر سال ۱۳۷۳ دومین سرفصل زندان های مخفوف فرقه رجوی برقرار شد . این بار هم باز داستان معترضین ومخالفینی بود که نصبت به انقلاب ایدئولوژی فرقه بخصوص شخص مریم و دیگر زنان حرمسرای رجوی اعتراض داشتند .زمانی که نتوانستند به قول خودشان در نشست های جمعی بخصوص نشست های جمعی که مسعود رجوی برگذرا میکرد نفرات را خاموش کنند . به دستور شخص مسعود رجوی دستگیر وزندانی کردند . با این تفاوت که در سال ۱۳۶۳ به دلیل وجود پایگاههای مختلف و پراکنده کمتر کسی متوجه زندان ها شد . اما این بار همه در قرارگاه اشرف سابق بودند ، اما این بار با رکب و دروغ که نفرات را برای دیدن یک دوره اموزش خاص برای عملیات های نا منظم می برند به زندان برده شدند . در این رابطه بعضی از مناطق قرارگاه اشرف ممنوع تردد شده بود و کسی حق نداشت به ان سمت ها برود . از آنجائی که فرقه رجوی قبلا زندان های رژیم پهلوی را تجربه کرده بودند ، تجربیات زندان های جمهوری اسلامی را هم داشتند .از سوئی اموزش های شکنجه و اعتراف گیری و بازجوئی را دولت عراق یعنی صدام حسین هم فراگرفته بودند. خودشان هم به اصطلاح یک نیروی انقلابی می دانستند . تمام این تجارب را جمعبندی کرده بودند و بر اساس ان چکیده تمام این تجارب زندان های خودر را بنا نهاده بودند . البته این بدان معنا نیست که در بقیه سال های فرقه رجوی زندان نداشت در تمام سال ها یعنی از سال ۱۳۶۲ تا سال ۱۳۸۲ که صدام سقوط کرد در فرقه رجوی زندان و شکنجه وجود داشت .واما شرایط زندانهای رجوی ….

ادامه دارد

*** 

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton
https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

anne-khodabandeh-singleton-albanian-gazeta-impkt-2017Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacion

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27920

موج اعتراضات و ریزش در فرقۀ رجوی در آلبانی و سراسیمگی سران فرقه

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، سی ام دسامبر ۲۰۱۶:… سوال اصلی از سران فرقه بخصوص مریم قجر عضدانلو این است که با این باج دادن ها وبا پول دهن بستن ها تا کی می توانند جنایت های درون تشکیلات خودشان را پنهان کنند آیا برای تمام سالیان می توانند این ریل را ادامه بدهند؟ آیا فکر نمی کنند با این دسته بندی افرادی که سابقه کمی دارند و در عراق تبدیل به گوشت دم توپ … 

احسان بیدی سیاوش رستارپس لرزه های سونامی خروج از عراق و هراس فرقه رجوی

لینک به منبع

موج اعتراضات و ریزش در فرقۀ رجوی در آلبانی و سراسیمگی سران فرقه

 بنا بر اخبار دریافتی از درون مناسبات فرقۀ رجوی در آلبانی، سران فرقه با موج سنگینی از معترضین که از مناسبات جدا شده اند مواجه شده اند. همانطور که در مقالات قبلی اشاره کردم بیش از ۲۰۰ نفر از معترضین به فرقۀ رجوی بعد از خروج از عراق از این جریان جدا شدند. این افراد معترض از رده های مختلف تشکیلاتی هستند. در پی تهدید های جدایی که رده های مختلف برای سران فرقه رجوی در آلبانی ایجاد کرده بودند سران فرقۀ رجوی تصمیم گرفتند این افراد معترض را به سه دسته تقسیم کنند: دستۀ اول افراد کم سابقه، عضو و ام جدید می باشند که در مجموع سابقۀ تشکیلاتی آنها در کل زیر ۲۰ سال است. برای این افراد سران فرقه خانه های چند نفره کرایه کرده اند و در این خانه ها سیستم پلیسی برقرار نموده اند تا نفرات راحت نباشند و برای دریافت مبلغ بیشتری برعلیه هم خبر چینی کنند. هزینه کرایه مسکن را برای این افراد حل کرده اند. یک کمک هزینه برای خوراک به این افراد می دهند که کفایت هزینه های کامل آنها یعنی : خوراک، پوشاک، سیگار و پول تو جیبی را نمی کند. سران فرقه به آنها گفته اند بروید کار کنید یا خودتان مسألۀ هزینه هایتان را حل وفصل کنید و به ما ربطی ندارد.

گروه دوم تعدادی از زنان هستند که جدا شده اند.

گروه سوم مردانی هستند که رده تشکیلاتی ام او به بالا دارند یعنی دارای بیش از ۲۵ سال سابقه مبارزاتی می باشند. برای این زنان و مردان دو هتل جداگانه کرایه کرده اند و تمام هزینه های آنها شامل: کرایه محل، صبحانه ، نهار و شام را هم می پردازند و جدا از آن پولی هم بابت پوشاک و غیره به آنها داده می شود. سران فرقه عنوان کرده اند که این دو گروه یعنی زنان و مردان ام قدیم به بالا درست است که از تشکیلات کنار کشیده اند! اما اینها هواداران ما هستند و در کنار ما قرار دارند. درواقع با این باج دادنها می خواهند افراد با سابقه را ساکت داشته باشند تا زبان باز نکنند و واقعیت های درون مناسبات را برملا نسازند.

نکته ای دیگر که در رابطه با این دو گروه وجود دارد این است که سران فرقه می خواهند آن تعداد زنان جدا شده را که هستند به ازدواج این مردان در بیاورند همان شیوه ای که سه سال قبل هم در آلبانی در رابطه با افراد قدیمی با زنان جدا شده انجام دادند.

سوال اصلی از سران فرقه بخصوص مریم قجر عضدانلو این است که با این باج دادن ها وبا پول دهن بستن ها تا کی می توانند جنایت های درون تشکیلات خودشان را پنهان کنند آیا برای تمام سالیان می توانند این ریل را ادامه بدهند؟ آیا فکر نمی کنند با این دسته بندی افرادی که سابقه کمی دارند و در عراق تبدیل به گوشت دم توپ شده بودند الان آیا حقشان است که این طور با این افراد رفتار می کنند؟. سوال آخر از مریم قجر این است که آیا این معنی همان شعارهای دهگانه ای است که د ر ماه ژوئیۀ گذشته سر می دادی؟ حداقل ان شعارهای دهگانه را از سایت های فرقه حذف کنید تا با نیروهایی که تا دیروز با شما بودند تناقض نداشته باشند، آزادی مردم ایران پیش کشتان!!!!

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27907

جدائی سه تن از زنان ارشد شورای مرکزی ( شورای رهبری سابق) از فرقه رجوی در البانی 

fatemeh_alizadeh_mojahedin_khalq_rajavi_cultمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۶:… بنا بر اخباری که از درون تشکیلات فرقه رجوی در البانی به دستمان رسیده است . سه تن از زنان ارشد شورای مرکزی ، دو تن از انها از فرماندهان ارشد این فرقه بودند. بعد از خروج از عراق ، در کشور البانی از تشکیلات مخوف فرقه رجوی جدا شده اند . هر سه این ها در محلی مخفی نگه داری می شوند . خانم فاطمه علیزاده یکی … 

سایت رسمی مزدور فراری مسعود رجویی ایستادگی ما و  پاسخی به جیغ های بنفش مسعودرجوی

لینک به منبع

جدائی سه تن از زنان ارشد شورای مرکزی ( شورای رهبری سابق) از فرقه رجوی در البانی

بنا بر اخباری که از درون تشکیلات فرقه رجوی در البانی به دستمان رسیده است . سه تن از زنان ارشد شورای مرکزی ، دو تن از انها از فرماندهان ارشد این فرقه بودند. بعد از خروج از عراق ، در کشور البانی از تشکیلات مخوف فرقه رجوی جدا شده اند . هر سه این ها در محلی مخفی نگه داری می شوند . خانم فاطمه علیزاده یکی از این زنان ارشد شورای مرکزی می باشد . (از بردن نام دو تن دیگر فعلا معذور هستیم تا شرایط بازتری پیش بیاید و خودشان در صحنه حضور پیدا کنند .)

از انجائی خانواده خانم فاطمه علیزاده در جریان جدا شدن وی هستند تلاش زیادی کردند که بتوانند با وی تماس برقرار کنند . چندین بار در دنیای مجازی برای خانم علیزاده نامه نوشتن . اما از انجائی که این خانم ها از تمامی امکانات ارتباطی قطع هستند و به نوعی توسط فرقه زندانی شده اند هیچ امکانی برای تماس با دنیای بیرون ندارند . اما از انجائی که نامه های اقای علیزاده، برادر خانم علیزاده خطاب به وی در دنیای مجازی انتشار پیدا کرده است . بخش پرسنلی فرقه رجوی جوابیه های از زبان خانم فاطمه علیزاده خطاب به برادرش درج می کند .که یک مورد از نامه های دست ساز فرقه رجوی به اسم خانم علیزاده ضمیمه می باشد.

فاطمه علیزاده مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی

موضوع جالب این است که فرقه رجوی هیچ موقع این کلاش بازی ها را در سایت های رسمی خودش انتشار نمی دهد که پاسخگو باشد . همیشه این موارد تقلبی در سایت های جانبی مانند افتابه کاران یا سایت افشاگر که مستقیم زیر نظر بخش پرسنلی فرقه با مسئولیت فرشته یگانه کار میکنند انتشار داده می شود.

سوال از سران فرقه رجوی این است تا کی می خواهند این شامورتی بازی ، زندان کردن نفراتی که می خواهند جدا بشوند ان هم در کشور اروپائی با تهدید اربات و ضرب شتم را ادامه بدهند .

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

زهرا میرباقری فرشته هدایتیتبریک برای آزادی خانم فرشته هدایتی

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015Mojahedin Khalq thugs beat-up Mostafa Mohammadi and his daughter in Auvers sur Oise (Photos)

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقIn a democracy we don’t beg terrorists not to kill us (Open letter to President Hollande)

مهران کاکاوند قاتل و شکنجه گر اعزامی از عراق به پاریسMehran Kakavand, Mojahedin Khalq agent tried to assassinate ex-member Mansour Nazari in Paris (link to the report in Persian)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27868

استراتژی جدید مریم قجر عضدانلو ( فاز تهاجم سیاسی ) این بار به دست یک امریکائی به ثمر رسید 

senator-john-mccain-mojhedin-khalq-maryam-rajaviمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، بیست و ششم دسامبر ۲۰۱۶:… استراتژی جدید مریم قجر عضدانلو این بار در خاک آمریکا پرچمش بر افراشته شد، آنهم به دست سناتور جان مکین!!….موضوع از این قرار بوده که وقتی همزمان با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، انتخابات برای مجلس سنا هم برگزار می شده سران فرقه کل تشکیلات خود را در سراسر آمریکا بسیج می کنند که به ایالت آریزونا … 

مزدور مریم رجوی شادمانی برای ترور عربستان سعودیرزومه مجاهدین برای استخدام دائم

لینک به منبع

استراتژی جدید مریم قجر عضدانلو ( فاز تهاجم سیاسی ) این بار به دست یک امریکائی به ثمر رسید

استراتژی جدید مریم قجر عضدانلو این بار در خاک آمریکا پرچمش بر افراشته شد، آنهم به دست سناتور جان مکین!!

در ابتدا نقل قولی از مبارز شهید مهدی رضائی در دادگاه های نظامی می کنم در مقایسۀ آن با خطوط و عملکردهای سران فرقه رجویسم در حال حاضر: ( در کیفر خواست ما را متهم به ارتباط با بیگانگان کرده اند، ما ایرانی هستیم و به تاریخ سرشار از مبارزۀ خود افتخار می کنیم و دخالت هیچ کشوری را در امور میهن خود نمی پذیریم و بهمین دلیل است که برای بریدن دست بیگانگان و غارتگران امپریالیست مبارزه می کنیم).

مهدی رضایی مجاهدین خلق

در مقالۀ قبلی اشاره کردم که به سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران چوب حراج زدند!!! اما کو خریداری؟؟؟

در این مقاله، شما هموطنان اوج ذلت و خواری و خودفروختگی فرقۀ رجویسم به سردمداری مریم قجر عضدانلو را در خدمت به جناح جنگ طلب امریکا به سردمداری یک سناتور آمریکایی و حمایت علنی از خونخواران داعش، تا جبهه النصر، ارتش آزاد سوریه، فتح الشام والقاعده… را می بینید . این سناتور جنگ طلب کسی نیست جز جان مکین.

باتوجه به این اسناد مشخص می شود که سردمداران این فرقه در چه منجلابی غرق شده اند بطوریکه شرممان می آید بگوییم اینها ایرانی اند.

موضوع از این قرار بوده که وقتی همزمان با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، انتخابات برای مجلس سنا هم برگزار می شده سران فرقه کل تشکیلات خود را در سراسر آمریکا بسیج می کنند که به ایالت آریزونا بروند. در آن ایالت خانه به خانه اقدام به جمع آوری رأی برای سناتور جنایت کار جان مکین می کنند. در اسنادی که سناتور جان مکین و سناتورجوزف لیبرمن در کنفرانسی در سنای امریکا – تالار کندی با عکس و فیلم افشا می کنند، همه چیز به وضوح بیان می شود:

*- سناتور جوزف لیبرمن

سناتور جوزف لیبرمن امریکایی در حمایت از مجاهدین خلق امریکایی کش
هموطنان این دیگر تحلیل و حرف من نیست بلکه حرف سناتور حامی فرقه رجوی است که بیان می کند این جامعه ایرانیان از سراسر کشور آمده بودند تا به سناتور مک کین کمک کنند!!

** – و این هم صحبتهای جان مکین که به وضوح همه چیز را بیان کرده است:

سناتور جان مکین امریکایی و مجاهدین خلق امریکایی کش

رهبران سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۱۳۴۴ مهدی رضائی و رضا رضائی و احمد رضائی کجا هستند سرشان را بلند کنند ببینند این جرثومه ها چگونه اهداف مقدس آنها را برباد دادند؟ کسانی که حتی حاضر نشدند بپذیرند که از اجنبی کمک مالی می گیرند تا چه رسد به امپریالیستها. اما امروز سردمداران فرقۀ رجوی با استفاده از نام و عنوان آنان برای فرستادن سناتوری که دستش تا مرفق در خون آلوده است به کنگرۀ آمریکا تشکیلات خودشان در سراسر خاک امپریالستها را بسیج می کنند.
و اینجا می پرسیم آیا در خیانت و جنایت و خود فروختگی مداری وجود دارد که سردمداران فرقه رجویسم طی نکرده باشند؟ و آیا مرزی در وطن فروشی باقی مانده است که آنان پشت سر نگذاشته باشند؟
*http://www.hambastegimeli.com/%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7/67408-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%B2%D9%81-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D9%85%D9%86-%D8%

**http://www.hambastegimeli.com/%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7/67409-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9-%DA%A9%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D

*** 

سرود تروریستی”سر کوچه کمینه” سازمان مجاهدین خلق
(سروده شده بعد از انقلاب، بیاد بود ترور افسران امریکایی)

چند سند دیگر:
Lets create another Vietnam for America(pdf).
(Mojahedin English language paper April 1980)
Letter to Imam (Khomeini) (pdf).
(Mojahedin English Language paper April 1980)

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIمشاور سیاسی پارلمان اروپا: باید به نقش انگلی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در ساختمانهای پارلمان پایان داد

مجاهدین خلق فرقه رجوی حمایت از تروریسم و داعش در پاریساستراتژی جدید مریم قجر عضدانلو ( فاز تهاجم سیاسی ) بثمر رسید!!!!

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینبی بی سی: رامنی، جولیانی یا کاندیدای سوم: چه فرقی می کند؟

رودی جولیانی مجاهدین خلق مریم رجوی تروریسمرادیو امریکا: مصائب رودی جولیانی برای کاندیداتوری تصدی وزارت خارجه دولت آینده آمریکا

رودی جولیانی مواجب بگیر سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویرادیو فردا: ارتباط جولیانی با گروه‌های خارجی برای تصدی وزارت خارجه «مشکل‌ساز» است

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ تیرانا آلبانیَعادل اعظمی: تو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27830

عربده کشی های مهدی ابریشمچی در آلبانی!!!

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، بیستم دسامبر ۲۰۱۶:… مهدی ابریشم چی در نشست های مختلف به افراد می گفت: اگر گردن گلفتی بکنید، مثل آب خوردن سرتان را زیر آب می کنیم! در اشرف شما را توی گودالی می اندازیم و یک گونی هم آهک رویتان می ریزیم!…..آنقدر توان و قدرت داریم که تمامی مسائل حقوقی شما را خراب کنیم و وضع شده های قدیمی مانند آنهائی که اروپا هستند یا … 

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

لینک به منبع

عربده کشی های مهدی ابریشمچی در آلبانی!!!

مهدی ابریشمچی مزدور و شکنجه گر زندانهای صدام حسین

در زمان صدام حسین که سردمداران فرقۀ رجوی از جمله مهدی ابریشمچی ( بهمن تهرانی) با اتکا به قدرت صدام حسین هر کاری میخواستند بر سر افراد معترض و زندانی می آوردند، بارها و بارها مهدی ابریشم چی در نشست های مختلف به افراد می گفت: اگر گردن گلفتی بکنید، مثل آب خوردن سرتان را زیر آب می کنیم! در اشرف شما را توی گودالی می اندازیم و یک گونی هم آهک رویتان می ریزیم!. این تهدید های مهدی ابریشمچی (همسر سابق مریم قجر عضدانلو) را خیلی از زندانیان در شکنجه گاه های فرقۀ رجوی، در دادگاهی کردن افراد و در نشستهای آنچنانی بارها و بارها شنیده اند. آنها برای خیلی از دوستان معترض ما این تهدیدشان را عملی کرده و سرشان را زیر آب کردند که از جملۀ آنها می توان از روانشادان : سعید کیانی، کیومرث بارفروش ، کامران بیاتی، معصومه غیبی پور، مینو فتحعلی ، علینقی حدادیان، زهرا فیض بخش وو… نام برد. بعد از سقوط صدام از آنجائی که مهدی ابریشمچی می دانست که در تمامی جنایت هایی که فرقه رجوی در عراق انجام داده دست دارد و دستش به خون مردم عراق اعم از کرد ، عرب و ترک آغشته است و او دیر یا زود پایش گیر خواهد افتاد همان روز های اول سرنگونی صدام از عراق فرار کرد و به فرانسه آمد. در فرانسه در نقش وطن فروش هسته ای نقش خود را ایفا می کرد و در این رابطه بار ها با ماموران موساد برای گرفتن اطلاعات و مزدوری ملاقات داشت.

بعد از خروج فرقه رجوی و تشکیلات بی صاحب آن از عراق و رفتنشان به آلبانی و در حالیکه در آلبانی داخل تشکیلات درهم ریختۀ رجوی به قول معروف سگ صاحبش را نمی شناخت، سران فرانسه نشین فرقه به همراه مهدی ابریشمچی روانۀ کشور آلبانی شدند و محل کار و مسئولیت وی در آلبانی مشخص و شروع شد .

ابریشمچی در نشستهایی که اخیرا در آلبانی برگزار می کند، شروع به عربده کشی بر روی افرادی کرده که معترض هستند و می خواهند از فرقه جدا بشوند. برخی از کلمات قصار این جناب را در زیر می آوریم:

– آلبانی در دست ما ست. با یک تلفن هر کاری که با وزیر کشور یا اداره مهاجرت داشته باشیم انجام می دهیم.

– دولت البانی در دست ما است هر اقدامی که بخواهیم می کنیم.

– فکر نکنید که کمیساریای آلبانی پشت سر شما است، ارزش کمیساریا به اندازه یک فرد عادی است و هیچ کمک وکاری برای شما نمی تواند بکند.

– آنقدر توان و قدرت داریم که تمامی مسائل حقوقی شما را خراب کنیم و وضع شده های قدیمی مانند آنهائی که اروپا هستند یا همین هائی که اینجا بیخ گوش شما می باشند، مانند احسان بیدی و سیاوش رستار باید برایتان درس عبرت باشد.

– آنهائی که به سرشان زده جدا بشوند، باید بدانند که با کوچکترین حرکتی بر علیه سازمان یا رابطه با جداشده ها از هر نوعی باشد، پرونده شان را بلوکه می کنیم.

حال، سوال اینجا است که چه شده مهدی ابریشمچی ادعا دارد سران فرقه در آلبانی دست بالا را دارند یا می خواهند داشته باشند؟.

آیا صدامی دیگر حامی آنها شده که وی این چنین خط و نشان می کشد؟ این سؤالی است که دولت آلبانی باید به آن جواب بدهد و اینکه این فرقۀ جنایت کار با چه هزینه ای توانسته است بعضی از مسئولین در دولت آلبانی را بخرد که در آنجا هم کسانی را که میخواهند جدا بشوند به راحتی تهدید به مرگ و بلوکه کردن تمامی پرونده های حقوقی آنها می کند؟؟!!

***

نگاهی به گزارش عملیات جاری مهدی ابریشمچی؛ بی‌مسئولیتی، خیانت و جنایت

مهدی ابریشمچی مزدور مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم!

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

مزدور مهدی ابریشمچی وطن فروشی که در زندانهای صدام و رجوی شکنجه گر بودرمز گشایی از نماد «مهدی ابریشمچی»

گزارش سحر، ۲۰۰۹: پادگان مریم رجوی (فرانسه) از بیرون و از درون 

قرارگاه اروپایی سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی شهرک حومه ای اورسورواز Auvers-sur-Oise در استان سرژی پونتواز Cergy-Pontoise در کشور فرانسه از زمان پیدایش خود با تأیید دولت وقت فرانسه نقش مقر سرفرماندهی جنگ مسلحانه این سازمان را به اشکال مختلف ایفا کرده است.

*** 

همچنین:

خبر فوت مسعود رجوی به تمامی اعضا جدا شده وخانواده های اسیران تبریک عرض می کنم

 Turki al-Faisalمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، دهم ژوئیه ۲۰۱۶:… پس از سالیان مخفی کاری بالاخره امروزشاهزاده امیر ترکی الفیصل رئیس سابق وزارت اطلاعات وضد اطلاعات عربستان سعودی در شو پاریس با اشاره به مریم قجر عضدانلو( دو باراین جمله را تکرار کرد که مرحوم مسعود رجوی همسر سابق شما ) . بالاخره واقعیت از پس پرده
 
 
Rajavi_Saddamفریاد آزادی، ششم ژوئیه ۲۰۱۶:… ما امضا کنندگان زیر فعالان حقوق بشر از جمله جدا شدگان فرقۀ رجوی حملۀ تروریستی اخیر به کمپ لیبرتی (زندان ر جوی) را که دوشنبه شب ۳ ژوئیه (۱۳ تیر ماه) روی داد به شدت محکوم کرده و از دولت عراق و نهادهای بین المللی ذیربط می خواهیم که عاملان را شناسایی و تحویل عدالت بدهند. ما در همین حال مسبب اصلی این جن
 
 
محمد کرمی، عبدالکریم ابراهیمی و انجمن نجات تبریز، ششم ژوئیه ۲۰۱۶:…مسئول اصلی این جنایت ها که بیشتر می خواهند این اسیران را به کشتن بدهند، شخص مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو می باشند.در غیر این صورت این دو فرد باید به این سوال جواب بدهند که چرا نزدیک ۵ سال است این افراد را در کمپ موقت اسیرکرده اند ؟
 
 
Mojahedin Khalq Maryam Rajavi 2003 Parisمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، هجدهم ژوئن ۲۰۱۵:… این مشعل ها به خاطر چه کسی خود را عرق در آتش کردند ؟ با چه منطقی در عرض سه روز این کار را انجام دادند ؟ این خود سوزی ها به خاطر دستگیری مریم قجر عضدانلو ( رجوی ) به دستور تشکیلات مخوف فرقه مجاهدین برای آزادی مریم قجر عضدا