زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی (قسمت سوم)

زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی (قسمت سوم)

محمد دلاوری، سایت نجات یافتگان آلبانی، سی ام ژوئن 2015:… تازه داشتم یک تعریف ازاشرف در ذهنم پیدا میکردم که اشرف یعنی سراب و دروازه ای که روبه جهنم برایت باز میشود و پایان کار انسانیت است و برایم غیر باوربود آنچه درنشست دیدم وان حرفها یعنی چی یک نفربیاید انقلاب کند و این همه فحش بخورد یعنی چی یک نفربیاید ونفراتی مثل گرگ بر سر او بریزند.با دوستانم صحبت کردم که آیا توانسته اند …

تیرانا ژوئیه 2014اولین کسی که از اشرف فرار کرد

لینک به منبع

لینک به قسمت اول
لینک به قسمت دوم

زندگی بر باد رفته ـ خاطرات محمد دلاوری یکی از اعضای جداشده در آلبانی

محمد دلاوری ـ زندگی بر باد رفته ـ قسمت سوم

تنظیم و ویرایش توسط سایت نجات یافتگان در آلبانی

با سلام خدمت تک به تک دوستان من محمد دلاوری هستم از البانیا که برای شما خاطرات خودم راادامه میدهم.

وقتی نشست فهیمه اروانی تمام شد و به اتاق خودم بازگشتم ، شوکه شده بودم . متوجه شدم دیگر از اروپا خبری نیست و تازه معنای ان خنده های کریه را متوجه شدم . دنیا بروی سرم خراب شده بود و باورم نمیشد که من با دست خودم امدم اشرف مقر سازمان مجاهدین در عراق، جا وکسانیکه با رژیم ایران در جنگ بودند و از طرفی دراین شوک بودم که وضع خانواده ام چه میشود؟ بغض گلویم را گرفت و دیگر پاهایم توان یاری و حرکت نداشت و بارها به خودم سیلی میزدم که شاید خواب باشم ولی نه انگاری که درواقعیت سیر میکنم . به خودم گفتم محمد تو خودت به کنار، اگر ایران بفهمد تو اینجا در اشرف و خاک عراق هستی چه بر سر اعضای خوانواده ات می آورند؟ کم کم جایگاه تشکیلاتی فهیمه اروانی را متوجه شده بودم. دیگر مطمئن شده بودم که به وعده های اینها نمیشود اعتماد کرد و دیگر برای خودم بریده بودم که اشرف ته خط من و زندگی ام میباشد ، زندگی که برای آن فکر و خواب های قشنگ داشتم و این آرزو که دیگر بار خانواده خود را ببینم ، بایستی با خودم به گور ببرم.

آنقدر گیج و منگ از حرف های فهیمه اروانی بودم که بدون اینکه متوجه بشوم امدم کنار دوستانی که با هم بودیم، نشستم. آنها وقتی وضع ظاهر، و رنگ رخسار من را دیدند، به من گفتند که در نشست چی گذشت؟

من گفتم که یک زنی با من برخورد کرد و گفت که تا دوسال اینجا هستی و اگر زنده ماندی میبرمت اروپا . یادم میاید تا این حرف را زدم علی یکی از دوستانم قهقهه ای زد و دیگر روی زمین ولو شده بود و گفتند به اشرف خوش آمدی !

علی روبه من کرد و گفت محمد من پرسیدم و خیلی ها گفتند که تا وقت دارید وصیت نامه بنویسید و اشرف اخر جهان است و هر اتفاقی اینجا بیافتد کسی خبردار نمی شود. گویا از محفلهایی که زده بودند، متوجه شده بودند که اگر بخواهی از اینجا فرار کنی با مرگ همراه است و اگر شانس بیاوری زندانهای عراق و سیاه چال های ان درانتظارمان است که به علی گفتم یعنی چی؟ گفت تمامی مدارک تو را گرفته اند و با یک مدرک عراقی وارد عراق شدی و این یعنی توغیر قانونی آمدی و قانون این کشور این است که پنج تا ده الی پانزده سال بایستی بروی آب خنک بخوری . این حرف ها بیشتر به من شوک وارد می کرد و ازطرفی بیشتر ترس تمام وجود خودم را میگرفت و مدام به خودم میگفتم که چه اشتباهی کرده ام و راه برگشتی نیست.

مدام فکر مادر و خانواده ام می افتادم و بغض گلویم را میگرفت . از طرفی وقتی با خنده های جنون امیز علی روبرو می شدم بیشتر بهم می ریختم تا یک روز گفتم علی چرا میخندی ؟ گفت من هم مثل تو در شوک هستم و باورش برایم سخت است و نقشه هایی کشیده ام که بزنم فرار کنم حتی با ماشین ولی شدنی نیست و خنده من از هزارگریه بدتراست و نمیدانم چه باید کرد.

یادم میاید که در فرصت هایی که بدست می آوردیم با نفرات قبلی و دیگران محفل میزدیم و دنبال پیدا کردن راهی برای فرار بودیم که ان هم بی نتیجه بود. یادم میاد که روزی فردی را آوردند و گفتند تحت مراقبت است و گویا درانقلاب کم اورده است و می خواهند برای او نشستی بگذارند و این اولین فرصت ما بود که به هر قیمتی شده اطلاعاتی درباره اشرف و اینکه چطور میشود از اینجا خارج شد را بدست بیاوریم. برای همین یک روز ما را به محلی بردند که مسولین بالای سازمان و تعدادی از قدیمی ها بودند که برای او نشست انقلاب ترتبیب داده بودند . من وقتی حرفها و فریادها و فحشها راشنیدم، خشکم زده بود و یادمان رفته بودکه دنبال چه بودیم. یکی ازمسولین روبه من کرد و گفت ببین نفررا دارند تکانش میدهند که انقلاب کند و فردا نوبت شماهاست که بیایید اینجا بایستید که من قلبم شروع به تپش کرد و گفتم یعنی چی انقلاب ؟ که دوباره از همان خنده های معنا دار کرد و گفت نوبت تو هم میرسید و اماده باش. به او گفتم که خانوم فهیمه به من گفته بعد از دوسال میبرمت اروپا که خنده ای کرد و گفت اروپا ؟ مگر از اشرف کسی به اروپا رفته و دست زد رو شانه من و گفت اشرف خودش اروپاست کجا میخواهی بروی .

دنیا بر سرم خراب شد و انگارجانم از بدنم داشت خارج میشد و درشوک بودم و احساس کردم که تمام بدنم دارد میلرزد خدایا کی دارد درست میگوید ؟ فهیمه به من گفت اروپا ، این به من میگوید خبری نیست و باید بروم انجا انقلاب کنم اینجا کجاست ومن چرا اینجا امده ام ، خدایا خودت کمک کن..

نمیدانم چه مدتی در فکر بودم ، فقط یادم میاید که غرق افکارخودم بودم که دستی روی شانه هایم احساس کردم و یکی ازمسولین گفت محمد باید برویم مقر و من به خودم امدم . وقتی شب با دوستانم صحبت کردم دیدم علی ودیگر دوستانم درشوکی عمیق بودند وبرایشان دیدن این صحنه غیر باور و غیر اخلاقی بود. یادم میاید علی گفت دیدی محمد چطوربه نفر فحش میدادند وچه حرفهای میزدند اخر انقلاب چی هست و ما کجای دنیا امده ایم واین مجاهدین کی هستند و کسی ازمرام اینها خبر ندارد وکسی بداند اینجا چه خبراست هیچ کس نمی اید.

تازه داشتم یک تعریف ازاشرف در ذهنم پیدا میکردم که اشرف یعنی سراب و دروازه ای که روبه جهنم برایت باز میشود و پایان کار انسانیت است و برایم غیر باوربود آنچه درنشست دیدم وان حرفها یعنی چی یک نفربیاید انقلاب کند و این همه فحش بخورد یعنی چی یک نفربیاید ونفراتی مثل گرگ بر سر او بریزند.

با دوستانم صحبت کردم که آیا توانسته اند چیزی بفهمند که یکی از آنها گفت قید فرار را باید بزنیم چون دورتادور اینجا گشت است و مین کاری کرده اند و جالب اینکه پدافند نیروهای عراقی دورتادورما با دوشکا و ضدهوایی و رادار بودند و میدیدم که علاوه برگشت نیروهای مجاهدین چه درداخل سیاج وچه درخارج ان نیروهایی عراقی نیز گشت میدهند و نقشه های فراری که کشیده بودیم را همه را نقش براب دیده بودیم….

من قانع نشده بودم و حرفهای ان مسئول برای من شوکه کننده بود که رفتم پیش آیدین . نفری که از اروپا اورده بودن و پلیس بین اللمللی دنبال او بوده ودرکارهای قاجاق سازمان مخصوصا خرید خودرو دخالت داشته و یادم میاید که هنگام جنگ امریکا با عراق شنیده ام که با مریم پا به فرار گذاشتند برای فرانسه.

رفتم به ایدین گفتم که میخواهم خانوم اروانی را ببینم که با عصبانیت به من گفت اولا خواهر مجاهد فهیمه اروانی و بعدا ان مسئول بالای سازمان است و وقت برای دیدن تو ندارده که اصرار کردم نیاز به صحبت دارم که گفت برو بیرون خبرت میکنم.

بارهای پیگیری کردم و یادم میاید درخواست کتبی داشتم که باز به من گفتن از دیدار حضوری خبری نیست .

ما پیش خودمان گفتیم که حالا که اینجا گیر کرده ایم و دورتادور ما نگهبان است و نزدیک بغداد هستیم و لب مرز نیستیم و اینها دارند دروغ میگویند و فردا شاید مارا کشتند، میبایستی به انها گزک ندهیم و با انها کنار بیاییم. چون دوستانم شنیده بودند که بعد از مدتی اگر شانس بیاوریم شاید نزدیک مرز بیافتیم واین یک امیدواری بود و تصمیم بر این شد که با انها راه بیاییم..تا اینکه بتوانیم به مروزمان با نفراتی درارتباط شویم تا نقشه ویا قطب نما و چیزی پیدا کنیم که بتوانیم از این جهنم خراب شده فرارکنیم..

محمد دلاوری

البانیا ­_ تیرانیا

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18103

مجاهدین اعضای جداشده در آلبانی را با حربه تهدید و تطمیع به ذلت دعوت می کنند

سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۵:…  افشین ابراهیمی که یکی از سرچماقداران میدانی مجاهدین در آلبانی هست. او به اعضای جداشده می‌گوید:  دیدید که دولت امریکا تعدادی از شما را که نزدیک به ۱۲ نفر بودید، را نپذیرفت و حتی هیچکدام از آنهاییکه با ما همکاری نمیکردند را دولت آمریکا قبول نکرده است و همه قبول شدگان از بچه‌های میلیشیا و آن‌هایی …

احسان بیدی :افشای توطئه سازمان مجاهدین خلق درالبانی برعلیه اعضاء جدا شده شماره ۳

لینک به منبع

مجاهدین اعضای جداشده در آلبانی را با حربه تهدید و تطمیع به ذلت دعوت می کنند

هئیت تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی

گزارش‌ها دریافت شده توسط سایت نجات یافتگان در لیبرتی حاکیست که فرستادگان مریم رجوی از فرانسه به آلبانی خط موازی تهدید و تطمیع را برای به سکوت واداشتن اعضای جداشده و همچنین سایر ناراضیان دنبال می‌کند . در همین ارتباط افشین ابراهیمی چند روز قبل به جمعی از اعضای جداشده پیغام می‌دهد که کار مهمی دارد و آن‌ها را به محل کارش فرا می‌خواند . لازم به یاداوری است که افشین ابراهیمی که یکی از سرچماقداران میدانی مجاهدین در آلبانی هست. او به اعضای جداشده می‌گوید:

دیدید که دولت امریکا تعدادی از شما را که نزدیک به ۱۲ نفر بودید، را نپذیرفت و حتی هیچکدام از آنهاییکه با ما همکاری نمیکردند را دولت آمریکا قبول نکرده است و همه قبول شدگان از بچه‌های میلیشیا و آن‌هایی هستند که سازمان معرفی کرده بوده است.

افشین ابراهیمی در ادامه اعضای جداشده را تهدید می‌کند و خطاب به آن‌ها می‌گوید که:

« حواستان باشد اگر با سازمان همکاری نکنید استاتوی شما چه در اینجا و چه در کشورهای دیگر به مخاطره می‌افتد»

افشین ابراهیمی چماقدار توضیح نمی داد که چرا و چگونه استاتوی اعضای جداشده به مخاطره می‌افتد، مگر غیر از خود سازمان و مسئولین گماشته سازمان در ارتباط با کمیساریا و بقیه ارگان های آلبانی هستند.

افشین ابراهیمی در پایان تأکید کرده است که ما کسانی را از آلبانی به آمریکا و یا کشورهای دیگر می فرستیم که با سازمان همکاری کافی را داشته باشند و گفته است که آمریکا تا حالا ۱۸ نفر را قبول کرده است . ۱۵ نفر تا به حال رفته اند و اسامی سه نفر دیگر را به ترتیب زیر اعلام کرده است.

محسن کهوند

فردین ملکی

مجید کفاش ـ ام قدیم

لازم به یادآوری است که سه نفر یادشده از افراد مورد اعتماد فرقه رجوی می باشند.

sarkoobgaran

افشین ابراهیمی تروریست مزدور در آلبانیخبرچین و جاسوس افشین ابراهیمی

علی رئوسانخبرچین و جاسوس علی رئوسان

علی رئوسانخبرچین و جاسوس علی رئوسان

سید حمید ملکیخبرچین و جاسوس سید حمید ملکی

عطا حسینیخبر چین و جاسوس عطا حسینی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18014

پیام مسعود رجوی به اعضای سازمان مجاهدین در آلبانی

نجات یافتگان در آلبانی، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۵:… جداشدگان پیام مسعود رجوی را مورد تمسخر و مضحکه قرار داده گفته اند: ” یکسری زالو شدیم و یکسری بریده هستیم و یکسری هم گزینه سه هستیم و یکسری هم که از هتل آمدیم مزدور هستیم ” و این مسله باعث تنفر دیگر نفرات شده بود که همان شب باز چند نفر ازسازمان جدا میشوند. و تعدادی از این جداشده …

لینک به منبع

پیام مسعود رجوی به اعضای سازمان مجاهدین در آلبانی

مریم رجوی و مسعود رجوی مستقیما خشونت در آلبانی را هدایت می کنند

تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ۲۳٫۰۴٫۲۰۱۵

مسعود رجوی که هیچ مشغولیت ذهنی و عملی به جز هدایت ترور و خشونت و سرکوب را ندارد ، با توجه به احتمال ریزش نیرو در آلبانی و همچنین تهدید اعضای جداشده خودش مستقیما وارد کار شده است و یک پیام صوتی برای اعضای سازمان در آلبانی ارسال کرده است و این پیام در ساختمان های سازمان در تیرانا برای اعضای سازمان پخش ده است. زمان ارسال این پیام حدودا یک ماه بعد از اعزام گروه دوم از لیبرتی به آلبانی بوده است که حدود که ۴۰ نفر از این گروه از فرقه جدا شدند . در میان این افراد کاردهای با سابقه سازمان نیز بوده اند و همچنین در میان آنها چند تن از مجروحین نیز وجود داشته است. بعد از این ریزش نیرویی مسعود رجوی پیام فوق الذکر را داده است و اشاره کرده است که ۳۶ زالو را انداختیم بیرون .

جالب این است که جداشدگان پیام مسعود رجوی را مورد تمسخر و مضحکه قرار داده گفته اند:

” یکسری زالو شدیم و یکسری بریده هستیم و یکسری هم گزینه سه هستیم و یکسری هم که از هتل آمدیم مزدور هستیم ”

و این مسله باعث تنفر دیگر نفرات شده بود که همان شب باز چند نفر ازسازمان جدا میشوند. و تعدادی از این جداشده گان به کمیساریای عالی پناهندگان به جای سازمان برای دریافت کمک هزینه مراجعه می کنند و این مسئله برای سازمان گران تمام شده بود و جواد خراسان یکی از سرچماقدار فرقه رجوی در آلبانی خیلی تلاش کرد نفرات را جذب کند که دیگر خیلی سخت شده بود و جداشدگان نیز در پاسخ به وی می گویند

موجی و مزدور صدام.

لازم به یادآوری است که گزارش این اعتراضات به مریم رجوی در فرانسه هم داده شده است و وی نیز پیام کتبی را ارسال کرده است که برای اعضای سازمان قرائت شود که از مفاد آن اطلاعی در دسترس نیست.

هیئت تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17992

هشدار احسان بیدی به مقامات دولت آلبانی در مورد توطئه سازمان مجاهدین درالبانی علیه جانش

سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۵:… هنوز بیش از ۳۰ دقیقه نگذشته بود که سعید داوری از مسئولین سازمان مجاهدین در البانی که درکلاس حضورداشت، یادداشتی با چندین نفر از حاضران در کلاس ردوبدل کرد. ۵ دقیقه بعد علی رئوسان فرمانده تیم جاسوسی سازمان در تیرانا از کلاس خارج شدو به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کرده و بیان …

لینک به منبع

لینک به همین مطلب در صفحه فیسبوک آقای بیدی

هشدار احسان بیدی به مقامات دولت آلبانی در مورد توطئه سازمان مجاهدین درالبانی علیه جانش

سلام خدمت هموطنان عزیز

احسان بیدی ، تیرانا ، آلبانی

اینجانب احسان بیدی جزونفرات جداشده از سازمان هستم که در آلبانی مستقل زندگی کرده و تابحال زیربار حاکمیت فرقه رجوی در آنجا نرفته ام و نمیروم درصورتیکه بارها ازمن خواستن که چیزی برعلیه انها ننویسم و با مبالغ گزافی قصد خریدن من را داشتن که خوشبختانه موفق نشدند.

در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۱۵ دفتر کمیساریا در تیرانا در اپارتمان محل کارشان اقدام به برگذاری کلاس زبان برای نفراتی که ازکمپ لیبرتی به البانی آمده اند کرده بود. تعداد افراد شرکت کننده در دو کلاس حدود ۲۵ نفر بود. کمیساریا به اینجانب نیزاطلاع داده بود که در این کلاس زبان شرکت کنم.

دراین روز از ساعت ۹۴۵ دقیقه صبح در کلاس حضور داشتم. با خیلی از دوستان سلام علیک وگفت گو کردم. همه چیز عادی بود. ساعت ۱۰ کلاس شروع شد. هنوز بیش از ۳۰ دقیقه نگذشته بود که سعید داوری از مسئولین سازمان مجاهدین در البانی که درکلاس حضورداشت، یادداشتی با چندین نفر از حاضران در کلاس ردوبدل کرد. ۵ دقیقه بعد علی رئوسان فرمانده تیم جاسوسی سازمان در تیرانا از کلاس خارج شدو به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کرده و بیان می کند احسان بیدی یعنی من باید این کلاس راترک کنم. چند دقیقه بعد دونفر دیگر از عوامل فرقه از کلاس خارج شدند و به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کردند و بیان کرده بودند که او باید کلاس را ترک کند. فرماندهان سازمان در واقع مسئولین کمیساریا را تهدید کرده بودند در صورتی که احسان بیدی در این کلاس باشد این کلاس نظمش به هم می خورد وهر اتفاقی هم پیش بیاید آنها مسئول هستند. پس از مراجعه مجدد نفرات مذکور به کلاس، کلاس متشنج شد و همه چیز به هم خورد. مسئولین کمیساریا از این وضعیتی که نفرات مجاهدین درست کرده بود شوکه شده بودند و انتظار چنین برخوردی را از مجاهدین نداشتند. درنهایت مسئولین کمیساریا مرا به دفتر صدا زدندو اظهارداشتند که اینها ( نفرات مجاهدین ) به عمد دارند اینجا تنش ایجاد می کنند و این فضائی که ایجاد کرده اند ما واهمه داریم که به تو آسیب برسانند. به خاطر سلامتی تو ما درخواست می کنیم فعلا شما به کلاس نیائید تا ما به نوعی این مسئله را حل و فصل و پیگیری کنیم .

این آشوب و به هم زدن کلاس توسط تعدادی از مسئولین و فرماندهان سازمان مجاهدین و نفرات خاصی بود که از قبل برنامه ریزی شده بود . در حالی که بجز این ۶ الی ۷ نفر مجاهدین دیگرنفرات هیچ گونه مخالفتی با بودن من نداشتند. این برخورد سازمان مابقی نفرات بی طرف را هم شوکه کرده بود که چگونه مجاهدین با افراد مستقل برخورد می کنند. بخصوص برخورد های فرمانده تیم جاسوسی سازمان یعنی علی رئوسان در کلاس…

برخورد های علی رئوسان مسئولین کمیساریا و دیگر دوستان که شاهد صحنه و فحاشی های لمپنی او بودند همه را شوکه کرده بود. بعدا تعدادی از همان دوستان از اتفاقی که برای من پیش آمده بود اظهار تاسف می کردند و بیان کردند که این توطئه با برنامه ریزی قبلی بود و آنها هم در جریان بودند که برای من چه نقشه ای دارند.

در همینجا به مسئولین کمیساریا و وزارت کشور البانی اعلام می کنم که در کشور البانی هرگونه اتفاقی برای من پیش بیاید و قطره خونی از بینی من ریخته شود، مسئولیت تام وتمام آن بر عهده خانم فائزه محبت کار (طاهره زکیانی رودسری ) فرزانه میدانشاهی ، اسماعیل مرتضائی ( جواد خراسان ) علی رئوسان و سعید داوری می باشد.

در همین راستا من اقدامات لازم را با کمیساریای عالی پناهندگی و وزارت کشور البانی انجام داده ام و این هم گزارشی می باشد به همه مدافعین حقوق بشر و هموطنان عزیزم

احسان بیدی /البانیا – تیرانا

***

Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=12395

حضور جواد خراسان در مراسم عقد بر مسعود و مریم مبارک باد!!!

حسن نایب آقا اسمائیل مرتضایی مجاهدین خلقمحمد رضا گلی، انجمن نجات، مرکز مازندران، ششم اوت ۲۰۱۴: … آقای جواد خراسان با دست مسعود و مریم انقلاب مریم را شرحه شرحه کردید راستی چه شد دم از علی الدوام و ابد الدهر و تا قیامت می زدید به یکباره رنگ عوض کردید؟ یعنی انقلاب خواهر مریم که مسعود آن را سمبولیزه کرده بود ، به عنوان اکسیر زمان ، عرضه نو به دنیای معاصر ، فراموش شد . مگر مسعود نگفته بود که انقلاب …

حسن نایب آقا اسمائیل مرتضایی مجاهدین خلقحسینی: جواد خراسان ( زبل خان تیرانا ) – ماموری که دیگر حنایش رنگی ندارد

لینک به منبع

حضور جواد خراسان در مراسم عقد بر مسعود و مریم مبارک باد!!!

آقای بابک نیک طالعان و خانم شیرین معینی پیوندتان مبارک و از صمیم قلب آرزوی خوشبختی را برایتان دارم اگر در این امر فرخنده مطلبی نوشتم خطابم به رهبران سازمان است .

خبری را در سایت در مورد ازدواج دو تن از بچه ها خواندم که ضمن خوشحالی ، شرکت دو تن از مسئولین سازمان فرزانه میدانشاهی و جواد خراسان برایم بسیار جای تعجب داشت !!!

با شنیدن این خبر هزاران سئوال از سال ۶۴ تا ۹۳ در ذهنم نقش بست . هر عنصر تشکیلاتی به خوبی می داند در تشکیلات سازمان فرماندهان و مسئولین بدون اجازه مسعود و مریم حتی یک لیوان آب هم نمی خورند ، حال چه اتفاقی افتاده است که به یک باره جواد خراسان تدارک مراسم عقد و ازدواج را در کمپ آلبانی راه می اندازد ؟

آقای جواد خراسان با دست مسعود و مریم انقلاب مریم را شرحه شرحه کردید راستی چه شد دم از علی الدوام و ابد الدهر و تا قیامت می زدید به یکباره رنگ عوض کردید؟ یعنی انقلاب خواهر مریم که مسعود آن را سمبولیزه کرده بود ، به عنوان اکسیر زمان ، عرضه نو به دنیای معاصر ، فراموش شد . مگر مسعود نگفته بود که انقلاب مریم زنگارهای استثماری و شرک آلود را که طی سالیان عین اختاپوس بر تن داشتیم را می زداید ؟ وی مگر نگفته بود به قول آن خانم مصری انقلاب آدمی را جوان می سازد ؟ مگر نگفته بود در تاریخ بشری خواهر مریم تحولی را در درون جنبش و سازمان ایجاد کرد که نمونه اش را نداشتیم ؟ این همه به هنر مریم قجر می نازیدید آیا همه اش پوشال و کشک بود ؟

نتیجه می گیرم که انقلاب را تنها برای سرگرمی اعضاء آورده بودید ، جدائی و طلاق اسباب و وسیله ای بیش نبود ، تا افراد را سرگرم کنید ، که به اشکالات شما ، به مواضع غلط شما فکر نکنند . از هم پاشیدن خانواده ها و جدائی فرزند از پدر و مادر و از بین بردن عاطفه ها و رابطه های خانوادگی و غیره و ذالک ، همه اش به خاطر این بود خودت را در مقام رهبر بلامنازع جا بزنید ، تا کمترین شک را به شما نکنند . این همه فتوا صادر کردید ، بندهای مختلفی را به نام های الف و ب و ج و دال و شین و غیره را که محصول هزاران ساعت بحث بود را به خورد اعضاء دادید ، و تزریق و مغزشوئی می کردید که نهایتا به یگانگی برسند در بی لیاقتی تان ؟ از صداقت اعضاء سوء استفاده کردید که بی صداقتی خودتان را اثبات کنید ؟ شما خوب می فهمید چه توهین های به خاطر همین بحث های بی در و پیکر ، به افراد شده است ، چه فشارهای روحی و روانی و چه انگها و فحش ها و درگیریهای که منجر به یقه گرفتن افراد شده است ، چه خودسوزی ها و خودکشی های تحت همین فشارها در درون تشکیلات صورت گرفته است ، چه مصیبت ها را با همین بحثها دامن می زدید ، وای بر سنگ دلان وای بر عوام فریبان وای بر قشریون که نماد جعل و بندگی هستند . شما که گفته بودید من آمدم اعضاء سازمان را به یمن انقلاب مریم از آبشار نیاگارا به پایین پرت کنم و بعد در مقایسه با پیامبران از ابراهیم تا محمد (ص) از شیرجه زدن ابراهیم در آتش تا به صلیب کشیده شدن عیسی مسیح ، تمام این موارد را به انقلاب مریم نسبت داده بودید چه جوابی دارید ؟ با دست خودت همه آن چیزهای که رشته بودید را یک شبه پاره کردید .

باز چه خوابی برای آن بیچاره ها که در بند تشکیلات تو هستند دیدید ؟ دیگر چه فیلی می خواهید هوا کنید ؟ من فکر می کنم و شک هم ندارم در آخر خط هستید ، وضع و حال تشکیلاتت آنقدر خراب و درهم ریخته و آشفته است ، که شما را مجبور کرده به عقب بر گردید . البته برای شما تاوان سنگینی را به همراه دارد ، همان فروپاشی است . البته هدف یک شما باز کردن راهی است که تویش گیر کردید به نظرم نه راه پس دارید و نه راه پیش . دست و پا زدن شما این است تا بتوانید از مخمصه ای که گیر کردید خودت را نجات دهید زهی خیال باطل .

محمد رضا گلی

***

پشتیبانی جداشدگان در البانی از محاکمه مهدی ابریشمچی در پاریس

احسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، یازدهم می ۲۰۱۵:…  ماموریت مهدی ابریشمچی برای رفتن به آلبانی به نمایندگی از مسعود رجوی و مریم رجوی نشان از اهمیت تشکیلاتی مهدی ابریشمچی در فرقه مجاهدین دارد و بنابراین باید محاکمه وی در دادگاه پاریس را به فال نیک گرفت. بسیاری از جداشده ها در

سازمان مجاهدین افراد جداشده را به خروج غیر قانونی از آلبانی تشویق می کند

احسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، پنجم می ۲۰۱۵:…  افشین ابراهیمی یکی از سرچماقداران سازمان مجاهدین در آلبانی خط و خطوط جدید مسعود رجوی در قبال جداشده های آلبانی تشریح کرد. وی در جلسه ای افراد جداشده را صدا میکند و علنا بر عکس همیشه جداشدگان را تشویق و می گوید که : الان وضعت خوب است و دولت البان

حمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

آرش سهرابی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، سوم می ۲۰۱۵:…  مسئولین تشکیلات در آلبانی در تمام جلساتی که برگزار می کنند ، با تهدید ما جداشدگان از ارتباط با دیگر جداشدگانی که در مورد فرقه افشاگری میکنند و دیگر فعالین حقوق بشر ، هراس خود را از منتقدین فرقه به عیان ترین صورت به نمایش می گذا

زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی

محمد دلاوری، نجات یافتگان در آلانی، سی ام آوریل ۲۰۱۵:…  من بنا به دلایل امنیتی و از آنجاییکه سازمان مجاهدین تهدیدات بسیار ، و فشار های روز افزون بر ما دارد ناچارم که از اسم اصلی خودم در این خاطرات استفاده نکنم و با اسم مستعار مطالب خود را درج نمایم که البته نام اصلی من نزد مدیر سایت �

مجاهدین اعضای جداشده در آلبانی را با حربه تهدید و تطمیع به ذلت دعوت می کنند

سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۵:…  افشین ابراهیمی که یکی از سرچماقداران میدانی مجاهدین در آلبانی هست. او به اعضای جداشده می‌گوید:  دیدید که دولت امریکا تعدادی از شما را که نزدیک به ۱۲ نفر بودید، را نپذیرفت و حتی هیچکدام از آنهاییکه با ما همکاری نمیکردند را دولت