زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی

زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی

محمد دلاوری، نجات یافتگان در آلانی، سی ام آوریل 2015:…  من بنا به دلایل امنیتی و از آنجاییکه سازمان مجاهدین تهدیدات بسیار ، و فشار های روز افزون بر ما دارد ناچارم که از اسم اصلی خودم در این خاطرات استفاده نکنم و با اسم مستعار مطالب خود را درج نمایم که البته نام اصلی من نزد مدیر سایت نجات یافتگان درآلبانی محفوظ میباشد. من قضاوت حرفهایم را …

تیرانا ژوئیه 2014اولین کسی که از اشرف فرار کرد

لینک به منبع

زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی

محمد دلاوری ، تنظیم و ویرایش توسط سایت نجات یافتگان در آلبانی

با سلام خدمت خوانندگان عزیز و دیگر جداشده گان از فرقه مسعود رجوی

من بنا به دلایل امنیتی و از آنجاییکه سازمان مجاهدین تهدیدات بسیار ، و فشار های روز افزون بر ما دارد ناچارم که از اسم اصلی خودم در این خاطرات استفاده نکنم و با اسم مستعار مطالب خود را درج نمایم که البته نام اصلی من نزد مدیر سایت نجات یافتگان درآلبانی محفوظ میباشد.

من قضاوت حرفهایم را به وجدانهای بیدار شما میگذارم که میدانم بیشتر و بهتر از من با این دردهای ما آشنا هستید ولی ازانجاییکه این فرصت برایم به وجود آمده و از آنجاییکه احساس دین به خودم و دیگر هموطنان عزیزم دارم دوست دارم ازاین فرصت استفاده کرده و حرفهای خود را به گوش شماها برسانم.

حرفهای درسینه نگهداشته شده، گوشه ای از درد ها و زخم های من است، واقعیت هایی است که با آنها روبه روبوده ام و عمرم و تمامی هستی ام را در این راه ازدست داده ام و به اعتماد من خیانت شد ، به عبارتی بایستی بگویم که خیانتی بزرگ به من و امثال من مسعود رجوی کرده است.

روزی که ازایران خارج شدم و بطور قانونی به ترکیه پا گذاشته بودم بنا به شرایط اقتصادی قصد داشتم که از ترکیه به یکی از کشورهای اروپایی بروم تا در آنجا که یک زندگی نوینی را برای خود آغاز کنم.

بعد از مدتی اقامت در ترکیه و از انجاییکه تمامی کارهای من آماده شده بود که به کشور دلخواه خودم بروم ، در یک روز سیاه در استانبول ترکیه سرنوشت من تغییر کرد. در این روز سیاه برحسب اتقاق با نفرات سازمان مجاهدین که مسولیت یارگیری من و امثال من را شداتند برخورد و به تورانداخته شدم.

دراینجا صلاح میدانم که مختصری توضیح بدهم.

آنها با پوشی که خیلی ماهرانه و خائنانه بود به من گفتند که ما دنبال برادر خودمان میگردیم که از ایران به ترکیه آمده و ما از آن خبری نداریم و او را گم کرده ایم .

وقتی من این حرف را شنیدم و از انجاییکه مدتی در ترکیه بودم دلم به رحم آمد و خواستم که کمکی کرده باشم تا آنها برادرشان را پیدا کنند.

در همان روز من تا شب برای پیدا کردن برادر آنها از این سوی شهر به انسوی شهر رفتم تا اینکه ردی از ان پیدا کنیم غافل از اینکه تمامی اینها دروغ بوده است.

متوجه شدم که قصد اینها پیداکردن برادرشان نیست و نیت دیگری دارند و آن هم به دام انداختن امثال من میباشد.

وقتی به همراه همدیگر دنبال برادر آنها بودیم مدام از مسایل سیاسی داخل ایران صحبت میکردند که من بارها گفتم شما به جای آن باید نگران برادر خودتان باشید و من از سیاست خوشم نمیاید و قصد کمک دارم.

تا اینکه شب بعد از کلی صحبت کردن من را به یک نفر معرفی کرد که تلفنی با او صحبت کنم .

من با کمال تعجب صدای یک زن را شنیدم که گفت من از اروپا هستم و هنوز متعجب بودم داستان از چه قرار است.

در تماسهای بعدی با این زن او من را فریب داد و گفت که در اروپا شاغل و مشغول به کار است و گفت چرا میخواهی قاجاق بروی من راهی قانونی را برای تو پیشنهاد میکنم و آنکه بیایی در عراق و انجا ما یک قاچاقجی داریم که تو را قانونی به آلمان و یا فرانسه میبرد.

من گفتم که تمامی مسایل من حل شده و نیازی ندارم که باز با من صحبت کرد و دست آخر من را متقاعد کرد که بروم عراق. این نفرات به دروغ اسامی و عکسهایی را به من نشان دادند که تمامی این نفرات الان در اروپا زندگی میکنند و حتی با یکی از انها که نشناختم از اروپا با من صحبت کرد و او هم تاکید می کرد که به همین شیوه به اروپا آمده است. آن موقع من کم کم متقاعد شدم که چقدر خوب است که قانونی به اروپا بروم.

بعد از چند روز آن نفرات امدند و به من گفتند که بایستی محل زندگی خودم را تغییر بدهم و با آنها بروم. من هم قبول کردم و دیدم سر از یک خانه ای در آوردم که فقط من بودم و این برای من دلگرمی بود.

در طول اقامت من در آن خانه از من عکس گرفتند و برای من لیس پاسه عراقی گرفته بودند که اسم و تمامی مشخصات من عراقی بود.

دران مدت برای اینکه وانمود کنند کارشان بی عیب و نقض است و من شکی به آنها نکنم ، من را به دیسکو و کازینو میبردند و با نفراتی از قبل تعیین شده آشنا میکردند که دلم قرص شود که دارم قانونی میروم اروپا.

آنها سپس به من گفتند که به هتلی در بغداد می روم و در انجا اقامت می کنم و از آنجا من را قانونی به اروپا می فرستند.

بعد از اینکه لیس پاسه عراقی برای من صادرشد با هواپیما ابتدا به سوریه و بعد به بغداد پروازکردم و به من گفتند که در آنجا نفرات ما حضور داردند و تو را از فرودگاه به هتل می برند و بعد از چند روز من در فرانسه یا آلمان هستم.

زمانیکه از هواپیما پیاده شدم دو نفر مرد مسلح منتظرمن بودند و من را از دولت عراق تحویل گرفتند و سوار بر یک ماشین کردند و به هتل بردند. هنگام رفتن به هتل سوالی که برای من پیش آمده بود این بود که چرا نفرات مسلح بودند و داستان از چه قرار است؟

در طول مسیر هیچ صحبتی با من نمی کردند و بعد از انکه به هتل رسیدیم من را تفتیش کردند و تمامی لباسهای من و وسایل شخصی من را نیزگرفتند و هیچکدام از آنها را تا این لحظه به من نداده اند و من همچنان گیج بودم که داستان از چه قراراست؟

آنها به من گفتند به دلایل امنیتی این وسایل چک میشود و به من پس داده خواهدشد و وقتی که میگفتم کی میرویم اروپا ؟ با خنده جواب میدادند که بهتر از اروپا میبریمت که صفا کنی.

آنها پاسپورت و تمامی مدارک قانونی من را نیز گرفتند . بعد از چند روز که از اقامتم در هتل در بغداد میگذشت دو نفر مرد که مسلح بودند، امدند و به من گفتند که آماده سفر باشد. کارهایت را کرده ایم که بروی اروپا و قبل ازان گفتن دوست داری در کدام کشور ببریمت که گفتم آلمان انها هم لبخندی زدند.

سوار بر ماشینی که پرده هایش را کشیده بودند، شدم و بعد از چندساعت گفتند که رسیدیم و تو از اینجا میروی اروپا. من خوشحال و سرحال از ماشین پیاده شدم و اطراف خود را نگاه کردم همه لباسهای نظامی برتن داشتند و روی سر در درب ورودی خواندم اشرف.

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18103

مجاهدین اعضای جداشده در آلبانی را با حربه تهدید و تطمیع به ذلت دعوت می کنند

سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۵:…  افشین ابراهیمی که یکی از سرچماقداران میدانی مجاهدین در آلبانی هست. او به اعضای جداشده می‌گوید:  دیدید که دولت امریکا تعدادی از شما را که نزدیک به ۱۲ نفر بودید، را نپذیرفت و حتی هیچکدام از آنهاییکه با ما همکاری نمیکردند را دولت آمریکا قبول نکرده است و همه قبول شدگان از بچه‌های میلیشیا و آن‌هایی …

احسان بیدی :افشای توطئه سازمان مجاهدین خلق درالبانی برعلیه اعضاء جدا شده شماره ۳

لینک به منبع

مجاهدین اعضای جداشده در آلبانی را با حربه تهدید و تطمیع به ذلت دعوت می کنند

هئیت تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی

گزارش‌ها دریافت شده توسط سایت نجات یافتگان در لیبرتی حاکیست که فرستادگان مریم رجوی از فرانسه به آلبانی خط موازی تهدید و تطمیع را برای به سکوت واداشتن اعضای جداشده و همچنین سایر ناراضیان دنبال می‌کند . در همین ارتباط افشین ابراهیمی چند روز قبل به جمعی از اعضای جداشده پیغام می‌دهد که کار مهمی دارد و آن‌ها را به محل کارش فرا می‌خواند . لازم به یاداوری است که افشین ابراهیمی که یکی از سرچماقداران میدانی مجاهدین در آلبانی هست. او به اعضای جداشده می‌گوید:

دیدید که دولت امریکا تعدادی از شما را که نزدیک به ۱۲ نفر بودید، را نپذیرفت و حتی هیچکدام از آنهاییکه با ما همکاری نمیکردند را دولت آمریکا قبول نکرده است و همه قبول شدگان از بچه‌های میلیشیا و آن‌هایی هستند که سازمان معرفی کرده بوده است.

افشین ابراهیمی در ادامه اعضای جداشده را تهدید می‌کند و خطاب به آن‌ها می‌گوید که:

« حواستان باشد اگر با سازمان همکاری نکنید استاتوی شما چه در اینجا و چه در کشورهای دیگر به مخاطره می‌افتد»

افشین ابراهیمی چماقدار توضیح نمی داد که چرا و چگونه استاتوی اعضای جداشده به مخاطره می‌افتد، مگر غیر از خود سازمان و مسئولین گماشته سازمان در ارتباط با کمیساریا و بقیه ارگان های آلبانی هستند.

افشین ابراهیمی در پایان تأکید کرده است که ما کسانی را از آلبانی به آمریکا و یا کشورهای دیگر می فرستیم که با سازمان همکاری کافی را داشته باشند و گفته است که آمریکا تا حالا ۱۸ نفر را قبول کرده است . ۱۵ نفر تا به حال رفته اند و اسامی سه نفر دیگر را به ترتیب زیر اعلام کرده است.

محسن کهوند

فردین ملکی

مجید کفاش ـ ام قدیم

لازم به یادآوری است که سه نفر یادشده از افراد مورد اعتماد فرقه رجوی می باشند.

sarkoobgaran

افشین ابراهیمی تروریست مزدور در آلبانیخبرچین و جاسوس افشین ابراهیمی

علی رئوسانخبرچین و جاسوس علی رئوسان

علی رئوسانخبرچین و جاسوس علی رئوسان

سید حمید ملکیخبرچین و جاسوس سید حمید ملکی

عطا حسینیخبر چین و جاسوس عطا حسینی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18014

پیام مسعود رجوی به اعضای سازمان مجاهدین در آلبانی

نجات یافتگان در آلبانی، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۵:… جداشدگان پیام مسعود رجوی را مورد تمسخر و مضحکه قرار داده گفته اند: ” یکسری زالو شدیم و یکسری بریده هستیم و یکسری هم گزینه سه هستیم و یکسری هم که از هتل آمدیم مزدور هستیم ” و این مسله باعث تنفر دیگر نفرات شده بود که همان شب باز چند نفر ازسازمان جدا میشوند. و تعدادی از این جداشده …

لینک به منبع

پیام مسعود رجوی به اعضای سازمان مجاهدین در آلبانی

مریم رجوی و مسعود رجوی مستقیما خشونت در آلبانی را هدایت می کنند

تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ۲۳٫۰۴٫۲۰۱۵

مسعود رجوی که هیچ مشغولیت ذهنی و عملی به جز هدایت ترور و خشونت و سرکوب را ندارد ، با توجه به احتمال ریزش نیرو در آلبانی و همچنین تهدید اعضای جداشده خودش مستقیما وارد کار شده است و یک پیام صوتی برای اعضای سازمان در آلبانی ارسال کرده است و این پیام در ساختمان های سازمان در تیرانا برای اعضای سازمان پخش ده است. زمان ارسال این پیام حدودا یک ماه بعد از اعزام گروه دوم از لیبرتی به آلبانی بوده است که حدود که ۴۰ نفر از این گروه از فرقه جدا شدند . در میان این افراد کاردهای با سابقه سازمان نیز بوده اند و همچنین در میان آنها چند تن از مجروحین نیز وجود داشته است. بعد از این ریزش نیرویی مسعود رجوی پیام فوق الذکر را داده است و اشاره کرده است که ۳۶ زالو را انداختیم بیرون .

جالب این است که جداشدگان پیام مسعود رجوی را مورد تمسخر و مضحکه قرار داده گفته اند:

” یکسری زالو شدیم و یکسری بریده هستیم و یکسری هم گزینه سه هستیم و یکسری هم که از هتل آمدیم مزدور هستیم ”

و این مسله باعث تنفر دیگر نفرات شده بود که همان شب باز چند نفر ازسازمان جدا میشوند. و تعدادی از این جداشده گان به کمیساریای عالی پناهندگان به جای سازمان برای دریافت کمک هزینه مراجعه می کنند و این مسئله برای سازمان گران تمام شده بود و جواد خراسان یکی از سرچماقدار فرقه رجوی در آلبانی خیلی تلاش کرد نفرات را جذب کند که دیگر خیلی سخت شده بود و جداشدگان نیز در پاسخ به وی می گویند

موجی و مزدور صدام.

لازم به یادآوری است که گزارش این اعتراضات به مریم رجوی در فرانسه هم داده شده است و وی نیز پیام کتبی را ارسال کرده است که برای اعضای سازمان قرائت شود که از مفاد آن اطلاعی در دسترس نیست.

هیئت تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17992

هشدار احسان بیدی به مقامات دولت آلبانی در مورد توطئه سازمان مجاهدین درالبانی علیه جانش

سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۵:… هنوز بیش از ۳۰ دقیقه نگذشته بود که سعید داوری از مسئولین سازمان مجاهدین در البانی که درکلاس حضورداشت، یادداشتی با چندین نفر از حاضران در کلاس ردوبدل کرد. ۵ دقیقه بعد علی رئوسان فرمانده تیم جاسوسی سازمان در تیرانا از کلاس خارج شدو به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کرده و بیان …

لینک به منبع

لینک به همین مطلب در صفحه فیسبوک آقای بیدی

هشدار احسان بیدی به مقامات دولت آلبانی در مورد توطئه سازمان مجاهدین درالبانی علیه جانش

سلام خدمت هموطنان عزیز

احسان بیدی ، تیرانا ، آلبانی

اینجانب احسان بیدی جزونفرات جداشده از سازمان هستم که در آلبانی مستقل زندگی کرده و تابحال زیربار حاکمیت فرقه رجوی در آنجا نرفته ام و نمیروم درصورتیکه بارها ازمن خواستن که چیزی برعلیه انها ننویسم و با مبالغ گزافی قصد خریدن من را داشتن که خوشبختانه موفق نشدند.

در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۱۵ دفتر کمیساریا در تیرانا در اپارتمان محل کارشان اقدام به برگذاری کلاس زبان برای نفراتی که ازکمپ لیبرتی به البانی آمده اند کرده بود. تعداد افراد شرکت کننده در دو کلاس حدود ۲۵ نفر بود. کمیساریا به اینجانب نیزاطلاع داده بود که در این کلاس زبان شرکت کنم.

دراین روز از ساعت ۹۴۵ دقیقه صبح در کلاس حضور داشتم. با خیلی از دوستان سلام علیک وگفت گو کردم. همه چیز عادی بود. ساعت ۱۰ کلاس شروع شد. هنوز بیش از ۳۰ دقیقه نگذشته بود که سعید داوری از مسئولین سازمان مجاهدین در البانی که درکلاس حضورداشت، یادداشتی با چندین نفر از حاضران در کلاس ردوبدل کرد. ۵ دقیقه بعد علی رئوسان فرمانده تیم جاسوسی سازمان در تیرانا از کلاس خارج شدو به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کرده و بیان می کند احسان بیدی یعنی من باید این کلاس راترک کنم. چند دقیقه بعد دونفر دیگر از عوامل فرقه از کلاس خارج شدند و به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کردند و بیان کرده بودند که او باید کلاس را ترک کند. فرماندهان سازمان در واقع مسئولین کمیساریا را تهدید کرده بودند در صورتی که احسان بیدی در این کلاس باشد این کلاس نظمش به هم می خورد وهر اتفاقی هم پیش بیاید آنها مسئول هستند. پس از مراجعه مجدد نفرات مذکور به کلاس، کلاس متشنج شد و همه چیز به هم خورد. مسئولین کمیساریا از این وضعیتی که نفرات مجاهدین درست کرده بود شوکه شده بودند و انتظار چنین برخوردی را از مجاهدین نداشتند. درنهایت مسئولین کمیساریا مرا به دفتر صدا زدندو اظهارداشتند که اینها ( نفرات مجاهدین ) به عمد دارند اینجا تنش ایجاد می کنند و این فضائی که ایجاد کرده اند ما واهمه داریم که به تو آسیب برسانند. به خاطر سلامتی تو ما درخواست می کنیم فعلا شما به کلاس نیائید تا ما به نوعی این مسئله را حل و فصل و پیگیری کنیم .

این آشوب و به هم زدن کلاس توسط تعدادی از مسئولین و فرماندهان سازمان مجاهدین و نفرات خاصی بود که از قبل برنامه ریزی شده بود . در حالی که بجز این ۶ الی ۷ نفر مجاهدین دیگرنفرات هیچ گونه مخالفتی با بودن من نداشتند. این برخورد سازمان مابقی نفرات بی طرف را هم شوکه کرده بود که چگونه مجاهدین با افراد مستقل برخورد می کنند. بخصوص برخورد های فرمانده تیم جاسوسی سازمان یعنی علی رئوسان در کلاس…

برخورد های علی رئوسان مسئولین کمیساریا و دیگر دوستان که شاهد صحنه و فحاشی های لمپنی او بودند همه را شوکه کرده بود. بعدا تعدادی از همان دوستان از اتفاقی که برای من پیش آمده بود اظهار تاسف می کردند و بیان کردند که این توطئه با برنامه ریزی قبلی بود و آنها هم در جریان بودند که برای من چه نقشه ای دارند.

در همینجا به مسئولین کمیساریا و وزارت کشور البانی اعلام می کنم که در کشور البانی هرگونه اتفاقی برای من پیش بیاید و قطره خونی از بینی من ریخته شود، مسئولیت تام وتمام آن بر عهده خانم فائزه محبت کار (طاهره زکیانی رودسری ) فرزانه میدانشاهی ، اسماعیل مرتضائی ( جواد خراسان ) علی رئوسان و سعید داوری می باشد.

در همین راستا من اقدامات لازم را با کمیساریای عالی پناهندگی و وزارت کشور البانی انجام داده ام و این هم گزارشی می باشد به همه مدافعین حقوق بشر و هموطنان عزیزم

احسان بیدی /البانیا – تیرانا

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16585

نامه ای سرگشاده برای دوست عزیز و همرزم سابقم آقای بابک نیک طالعان

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیستم فوریه ۲۰۱۵:… مگر قرار است باز در بند واسارت سازمان مجاهدین باشیم ، آن دیکتاتوری که درون تشکیلات داشتند که در خارجه نمی توانند داشته باشند . از چه می هراسید که خودتان را در اسارت سازمان نگه داشته اید ؟ تو مگر فراموش کردی که چه جنایت های در حق خود ما و دوستانمان انجام دادند . الان که پایت به دنیا آزاد رسیده چرا نمی خواهی خودت را از این قید …

بابک نیک طالعان

اخبار و ناگفته های کمپ پناهندگان در آلبانی – قسمت دهم (مریم رجوی به مسئولین فرقه در کمپ پناهندگان هشدار داده است)

لینک به منبع

نامه ای سرگشاده برای دوست عزیز و همرزم سابقم آقای بابک نیک طالعان

همشهری و دوست عزیز از اینکه خبردار شدم از زندان و اسارتگاه لیبرتی توانستی نجات پیدا کنی به آلبانی بروی خیلی خوشحال شدم . البته با توجه به شناختی که از تو داشتم انتظار داشتم زودتر از این بتوانی خودت را نجات بدهی. اما این را می دانم که به دلیل سیستم مخوف تشکیلات فرقه این امکان به سادگی ها فراهم نمی شود . احتمال می دادم از اسارتگاه لیبرتی بیرون بیائی و پایت به دنیای آزاد برسد ، حتما به دنبال زندگی شخصی خودت می روی . چندی پیش بود که خبر مسرت بخش ازدواج تو با خانم شیرین معینی را شنیدم ، همان زمان این ازدواج فرخنده را با دیگر دوستان در یک نامه جمعی به تو و خانم معینی تبریک گفته بودیم . در اینجا مجدد این پیوند میمون ومبارک را از صمیم دل به تو و خانم شیرین معینی تبریک عرض می کنم و بهترین ها را برای شما عزیزان آرزو می کنم.

بابک عزیز همانطور که تو سر یک سری موضوعات با سازمان مسئله داشتی که می خواستی جدا بشوی ، آنها نقطه صعف را می دانستند چی است ، مسئله ازدواج تورا فراهم کردند. یعنی خودت میدانی بعد از سال ۱۳۷۱ به این سو ازدواج تشکیلاتی مطلقا ممنوع شده بود و مرز سرخ سازمان مجاهدین بود . وقتی که تو خواستی از سازمان جدا بشوی ، سازمان مجاهدین حاضر شد بعد از ۲۲ سال مرز سرخ خود را بشکند . تشکیلاتا مسله ازدواج تو را حل کند که جواد خراسان فرمانده ارشد در آلبانی خطبه عقد شما را بجا آورد . علی رغم اینکه شما اعلام کرده اید جدا شده هستید،( اما درحاشیه کنار سازمان هستید)، ماهی ۵۰۰ دلار به هرکدام از شما می دهند . همانطور هم که در جریان هستی زمانی که پدر شیرین خانم داشت مسله دخترش را پیگیری می کرد که از آلبانی او را خارج کند به هر کجا در اروپا میخواهد برود زندگی کند . ابوالقاسم رضائی از پاریس پا شد برای ملاقات با شیرین خانم آمد و…… فکر می کرد مسائل مادی هست که آنها را حل کرد که بتواند از طریق شیرین خانم تو را درکنار تشکیلات آلبانی نگه دارد . با توجه به سابقه تشکیلاتی که تو خودت داری چرا سازمان این همه دارد هزینه می کند که نفرات را کماکان در بند و اسیر خودش داشته باشد؟ چرا سازمان مسله اسکان افراد جدا شده که در کنار تشکیلات هستند را حل کرد ؟ اما آنهائی که جدا شده سازمان هستند فقط مسله مالی آنها را حل کرد؟ چرا آن تعداد دیگر از بچه ها حاضر نشدند ماهانه ۵۰۰ دلار سازمان را بگیرند به ۲۵۰ دلار کمیساریا پناهندگی قناعت کردند ؟ چرا ، چرا ، چرا . چرا ها زیاد هستند تو خیلی بیشتر از من از این چرا ها را می دانی و طبیعتا باید دنبال جواب چرا ها بود . چرا سازمان می خواهد کماکان شما ها را اسیر خودش کند و در کنار خودش با هزار یک فریب نگه دارد ؟

سوال اساسی را از خودت می کنم تا کی تو می خواهی اسیر سازمان مجاهدین باشی ؟ چرا فکر می کنی تو بابک و بابک های دیگر و شیرین های دیگر نمی توانید روی پای خودتان باشید ؟ چرا این نه نمی توان را از ذهن خود دور نمی کنی ! شما که خود را جدا شده از سازمان مجاهدین می دانید %۹۰ راه راهم که آمده اید پس از چی واهمه دارید که تمام عیار خود را از قید و بند سازمان مجاهدین رها نمی کنی که به دنیای آزاد و بدون قید و بند به سازمان مجاهدین باشید؟ مگر باید حتما یک اقای بالای سر ، بالای سرتان باشد که برای شما مشخص کند چه کار کنید ، چه کار نکنید .

اینجا حرفم خطاب به تمام بابک و بابک ها است : این چیزی که سازمان مجاهدین سالیان سال توی ذهن من و شما ها فروکرده که در بیرون از گرسنگی می میریم ما ها توان سرپای خود ایستادن را نداریم ، آواره خیابان ها و گداخانه ها در خارجه می شویم و…….این یک دورغ محض است . مگر زمانی که ما از سازمان مجاهدین فرار کردیم از گرسنگی مردیم ؟ همانطور که خودتان شاهد بودید سالیان اول مسعود رجوی در نشست های صوتی برای شما ها بیان می کرد که جدا شده های ما در فرانسه دارند گدائی می کنند و گرسنه هستند و…….آیا ما از گرسنگی مردیم ؟ آیا ما در گوشه خیابان ها در توی ذباله ها دنبال غذا هستیم ؟علی رغم اینکه در پاریس رابط مجاهدین بارها به سراغ ما آمد و پیام آورد که سازمان می گوید بیائید با خودمان هرچه بخواهید به شما می دهیم ، شما بچه این خانه هستید . از ما فکر می کنی چی می خواست تنها یک خواسته داشتند آن هم این بود که از چیزی صحبت نکنیم ! از جنایت ها و خیانت های که درون تشکیلات اتفاق افتاده بود و شاهدین آن بودیم لب باز نکنیم و حرفی نزنیم . انعکاس جدا شدن ما درون تشکیلات روی بچه ها خیلی بد است ، بخون شهدا فکر کنیم ؟؟

از سال ۱۳۷۰ که انقلاب ایدئولوژی دست ساز مریم قجر عضدانلو همه گیر شد. هزاران نفر از سازمان جدا شدند تعدادی نزد خانواده های خود به ایران برگشتند . تعدادی نزدیک یک سوم به خارجه آمدند. تعداد زیادی از این دوستان به دنبال زندگی شخصی خود رفتند و از سیاست برای همیشه خداحافظی کردند. تعدادی معدودی هم علی رغم جدا شدند و نوشتن مقالاتی انتقادی به سازمان ، بخصوص در این دوسال آخراما نخ وصل خود را دارند . تعدادی هم مانند ما علی رغم تشکیل دادن زندگی خود با داشتن زن و زندگی و کار خود ، اما دوستان اسیر در سازمان مجاهدین را فراموش نکرده ایم . در این رابطه از هیچ روشنگری کوتاه نیامده ایم . هر آنچه که خود شاهدی جنایت ها و نقص حقوق اولیه افراد بودیم را بیان کرده و می کنیم . در این رابطه از طرف سازمان مورد انواع تهمت ها و مارک ها قرار گرفتیم ، مورد ضرب شتم قرار گرفتیم . چرا سازمان مجاهدین این کار را می کند خیلی ساده از ما می خواهد که آنچه درون تشکیلات دیدیم صحبت نکنیم .

مگر قرار است باز در بند واسارت سازمان مجاهدین باشیم ، آن دیکتاتوری که درون تشکیلات داشتند که در خارجه نمی توانند داشته باشند . از چه می هراسید که خودتان را در اسارت سازمان نگه داشته اید ؟ تو مگر فراموش کردی که چه جنایت های در حق خود ما و دوستانمان انجام دادند . الان که پایت به دنیا آزاد رسیده چرا نمی خواهی خودت را از این قید و بند ها نجات بدهی . اگر نمی توانی یا نمی خواهی به دیگر دوستانت که در لیبرتی اسیر هستند کمک کنی و دیگر نمی خواهی در دنیای سیاست باشی ، تمامی رابطه هایت را با سازمان مجاهدین قطع کن برو دنبال زندگی ات جوان هستی برو زندگی ات را ادامه بده . الان میدانی چرا سازمان این همه دارد خرج می کند که شما ها را در حاشیه نگه دارد ؟ چون با جدا شدن تک تک شما ها بر این پیکرده پوسیده ضربه می خورد و به سمت فروپاشی می رود . تنها به جدا شدن خودتان نگاه نکنید ، همان طور که می دانی به انعکاس آن درون تشکیلات نگاه کن که دقیقا ترس و وحشت سازمان هم از همین است . پس شما ها که %۹۰ راه را پیموده اید ، آن را بپایان برسانید و از این به بعد شریک جرم آنها نباشید . شما در دنیای آزاد دارید زندگی می کنید

بابک عزیز من آنچه که تجربه و ظیفه خود می دانستم برای همشهری خودم بازگو کردم که گول آن پولی را که می دهند را نخورید ، همه چیز را با پول نمی شود خرید .برایتان بهترین ها را آرزو دارم ، به امید وآرزو روزهای بهتر ، روزگار به کامتان شیرین .

تیرانا ژوئیه 2014اسامی ۲۳۳ نفر انتقالی اخیر از عراق به آلبانی به ترتیب حروف الفبا

تیرانا جداشدگان فرقه رجوی می 2014آخرین گزارشات از پناهندگان در آلبانی

جداشدگان فرقه رجوی در تیرانا ژوئیه 2014جدا شده های آلبانی – یکسال پس از خروج از فرقه رجوی (مجاهدین خلق)

Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=12395

حضور جواد خراسان در مراسم عقد بر مسعود و مریم مبارک باد!!!

حسن نایب آقا اسمائیل مرتضایی مجاهدین خلقمحمد رضا گلی، انجمن نجات، مرکز مازندران، ششم اوت ۲۰۱۴: … آقای جواد خراسان با دست مسعود و مریم انقلاب مریم را شرحه شرحه کردید راستی چه شد دم از علی الدوام و ابد الدهر و تا قیامت می زدید به یکباره رنگ عوض کردید؟ یعنی انقلاب خواهر مریم که مسعود آن را سمبولیزه کرده بود ، به عنوان اکسیر زمان ، عرضه نو به دنیای معاصر ، فراموش شد . مگر مسعود نگفته بود که انقلاب …

حسن نایب آقا اسمائیل مرتضایی مجاهدین خلقحسینی: جواد خراسان ( زبل خان تیرانا ) – ماموری که دیگر حنایش رنگی ندارد

لینک به منبع

حضور جواد خراسان در مراسم عقد بر مسعود و مریم مبارک باد!!!

آقای بابک نیک طالعان و خانم شیرین معینی پیوندتان مبارک و از صمیم قلب آرزوی خوشبختی را برایتان دارم اگر در این امر فرخنده مطلبی نوشتم خطابم به رهبران سازمان است .

خبری را در سایت در مورد ازدواج دو تن از بچه ها خواندم که ضمن خوشحالی ، شرکت دو تن از مسئولین سازمان فرزانه میدانشاهی و جواد خراسان برایم بسیار جای تعجب داشت !!!

با شنیدن این خبر هزاران سئوال از سال ۶۴ تا ۹۳ در ذهنم نقش بست . هر عنصر تشکیلاتی به خوبی می داند در تشکیلات سازمان فرماندهان و مسئولین بدون اجازه مسعود و مریم حتی یک لیوان آب هم نمی خورند ، حال چه اتفاقی افتاده است که به یک باره جواد خراسان تدارک مراسم عقد و ازدواج را در کمپ آلبانی راه می اندازد ؟

آقای جواد خراسان با دست مسعود و مریم انقلاب مریم را شرحه شرحه کردید راستی چه شد دم از علی الدوام و ابد الدهر و تا قیامت می زدید به یکباره رنگ عوض کردید؟ یعنی انقلاب خواهر مریم که مسعود آن را سمبولیزه کرده بود ، به عنوان اکسیر زمان ، عرضه نو به دنیای معاصر ، فراموش شد . مگر مسعود نگفته بود که انقلاب مریم زنگارهای استثماری و شرک آلود را که طی سالیان عین اختاپوس بر تن داشتیم را می زداید ؟ وی مگر نگفته بود به قول آن خانم مصری انقلاب آدمی را جوان می سازد ؟ مگر نگفته بود در تاریخ بشری خواهر مریم تحولی را در درون جنبش و سازمان ایجاد کرد که نمونه اش را نداشتیم ؟ این همه به هنر مریم قجر می نازیدید آیا همه اش پوشال و کشک بود ؟

نتیجه می گیرم که انقلاب را تنها برای سرگرمی اعضاء آورده بودید ، جدائی و طلاق اسباب و وسیله ای بیش نبود ، تا افراد را سرگرم کنید ، که به اشکالات شما ، به مواضع غلط شما فکر نکنند . از هم پاشیدن خانواده ها و جدائی فرزند از پدر و مادر و از بین بردن عاطفه ها و رابطه های خانوادگی و غیره و ذالک ، همه اش به خاطر این بود خودت را در مقام رهبر بلامنازع جا بزنید ، تا کمترین شک را به شما نکنند . این همه فتوا صادر کردید ، بندهای مختلفی را به نام های الف و ب و ج و دال و شین و غیره را که محصول هزاران ساعت بحث بود را به خورد اعضاء دادید ، و تزریق و مغزشوئی می کردید که نهایتا به یگانگی برسند در بی لیاقتی تان ؟ از صداقت اعضاء سوء استفاده کردید که بی صداقتی خودتان را اثبات کنید ؟ شما خوب می فهمید چه توهین های به خاطر همین بحث های بی در و پیکر ، به افراد شده است ، چه فشارهای روحی و روانی و چه انگها و فحش ها و درگیریهای که منجر به یقه گرفتن افراد شده است ، چه خودسوزی ها و خودکشی های تحت همین فشارها در درون تشکیلات صورت گرفته است ، چه مصیبت ها را با همین بحثها دامن می زدید ، وای بر سنگ دلان وای بر عوام فریبان وای بر قشریون که نماد جعل و بندگی هستند . شما که گفته بودید من آمدم اعضاء سازمان را به یمن انقلاب مریم از آبشار نیاگارا به پایین پرت کنم و بعد در مقایسه با پیامبران از ابراهیم تا محمد (ص) از شیرجه زدن ابراهیم در آتش تا به صلیب کشیده شدن عیسی مسیح ، تمام این موارد را به انقلاب مریم نسبت داده بودید چه جوابی دارید ؟ با دست خودت همه آن چیزهای که رشته بودید را یک شبه پاره کردید .

باز چه خوابی برای آن بیچاره ها که در بند تشکیلات تو هستند دیدید ؟ دیگر چه فیلی می خواهید هوا کنید ؟ من فکر می کنم و شک هم ندارم در آخر خط هستید ، وضع و حال تشکیلاتت آنقدر خراب و درهم ریخته و آشفته است ، که شما را مجبور کرده به عقب بر گردید . البته برای شما تاوان سنگینی را به همراه دارد ، همان فروپاشی است . البته هدف یک شما باز کردن راهی است که تویش گیر کردید به نظرم نه راه پس دارید و نه راه پیش . دست و پا زدن شما این است تا بتوانید از مخمصه ای که گیر کردید خودت را نجات دهید زهی خیال باطل .

محمد رضا گلی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=10299

گزارشی از برگزاری عید نوروز در آلبانی و بور شدن مریم قجر عضدانلو (رجوی)

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، اول آوریل ۲۰۱۴: … سران مفلوک این فرقه در البانی که عبارت هستند از: فرزانه میدان شاهی، اسماعیل مرتضائی (جواد خراسان) افشین ابراهیمی …..ترتیب دو مهمانی را می دهند.اولین جشن درزمان سال تحویل بود که برای نفرا تشکیلات بود که کماکان در درون سازمان هستند. دو روز بعد یعنی روز شنبه دوم فروردین مهمانی دوم را تشکیل داند که برای افراد جدا شده بودکه در البانی …

mek_albania_June2013مشکلاتی که مجاهدین خلق (فرقه رجوی) برای ما در تیرانا ایجاد می کنند – سازمانهای حقوق بشری کجایند؟

لینک به منبع

گزارشی از برگزاری عید نوروز در آلبانی و بور شدن مریم قجر عضدانلو (رجوی)

نکته خیلی مهم و جالب برگذاری جشن نوروزی از طرف کمیساریا برای افراد جدا شده بوده . وقتی که کمیساریا می بیند که سازمان برای افراد خودش جشن گرفته ، یک مهمان یا جشن نوروز مفصل برای افراد جداشده و کارمندان کمیساریا می گیرند که همه چیز فول بود. جواد خراسان هم چند نفر جاسوس و خبر چین با دوربین بین انها می فرستد که عکس و فیلم و گزارش تهیه کنند .در این جشن که کمیساریا برپا کرده بوده مشروب و رقص پایکوبی بود

مریم رجوی ( قجر عضدانلو در یک پیام داخلی که برای نفرات سازمان مجاهدین در البانی فرستاده بود ، بیان کرده بود که امسال سین یعنی سرنگوی. در نتیجه هر طور دلتان خواست جشن بگیرید ، تا افرادی که از ما جدا شده اند دوباره به خودمان جذب بشوند . سران مفلوک این فرقه در البانی که عبارت هستند از: فرزانه میدان شاهی، اسماعیل مرتضائی (جواد خراسان) افشین ابراهیمی …..ترتیب دو مهمانی را می دهند.اولین جشن درزمان سال تحویل بود که برای نفرا تشکیلات بود که کماکان در درون سازمان هستند. دو روز بعد یعنی روز شنبه دوم فروردین مهمانی دوم را تشکیل داند که برای افراد جدا شده بودکه در البانی هستند ، کلی انرژی گذاشته بودند و نفرات راتشویق می کردند که حتما شرکت کنند . اما از بخت سیاه سازمان از کل جدا شده تعداد۸ نفر در این جشن آنها شرکت می کنند . ۳ نفر از انها هم از افراد خود سازمان بودند. نکته خیلی مهم این بود که ان سه نفر به دلیل سن بالائی که داشتند به برنامه جشن راه نداده بودند ، مطرح کرده بودند که تضادشان را بروند کمیساریا حل کند . این ۳ نفر عبارت بودند از میزا قا پاکنیت ، ابراهیم نیک طالعان و اصغر حسینی . دو نفر اول بین ۸۰ ایا ۹۰ سال سن دارند و نفر سوم شدیدا دیسگ کمر دارد . نامردی رجوی و رجوی چی ها را ببینید ، تا زمانی که توان کار کردن داشتند تشکیلات از این افراد کار کشید. الان که دیگر به درد نمی خورند و بلا استفاده شده اند این طور با آن عزیزان تنظیم می کنند.این مراسم جش در مقر اصلی بوده که معروف به مقر ۴۹ می باشد .( دفتر ستاد مرکزی سازمان در کمپ ویران شده اشرف ). غذای که به نفرات مهمان و تعدادی از اعضای سازمان که در این برنامه شرکت داشتند داده بودند . غذای بی مزه ماهی پلو بوده که تعدای از نفرات خودشان هم به عنوان اعتراض نمی خورند . در برنامه های رقص محلی هم کسی شرکت نمی کنند ، حتی نفرات خودشان و به عنوان اعتراض محل را ترک می کنند . تشکل فرقه در البانی برنامه ریزی کرده بود بتوانند نیروها را جذب کنند برعکس نتیجه داد و نفرات خودشان هم از انها فاصله گرفتن.

در مجموع افرادی در تشکل فرقه در البانی هستند بدلیل اینکه در دربند هستند همه شان در یک حالت افسردگی بسر می برند . از این سو شاهد هستند که افراد جدا شده آزاد هستند ، ازادانه ورزش می کنند تفریح می روند سعی می کنند هر طور شده به خودشان خوش بگذرد اما نفرات تشکل فرقه برنامه ای مانند لیبرتی دارند که ساعت خواب و بیدارباش و انواع نشست ها را دارند . دقیقا برنامه شان کپی لیبرتی است .

نکته خیلی مهم و جالب برخورد و برگذاری جشن نوروزی از طرف کمیساریا برای افراد جدا شده بوده . وقتی که کمیساریا می بیند که سازمان برای افراد خودش جشن گرفته ، یک مهمان یا جشن نوروز مفصل برای افراد جداشده و کارمندان کمیساریا می گیرند که همه چیز فول بود. جواد خراسان هم چند نفر جاسوس و خبر چین با دوربین بین انها می فرستد که عکس و فیلم و گزارش تهیه کنند .در این جشن که کمیساریا برپا کرده مشروب و رقص پایکوبی بود .وهمین موضوع را افراد درون تشکل فرقه از نفرات جدا شده می شنوند که این باعث افسوس آنهابوده . افسوس می خوردند که چرا از فرقه جدا نشده اند . بخصوص وقتی فهمیده بودند که زن و مردها با هم می رقصیدند.

این گزارش از طرفی درد اور است . از طرفی خوشحال کننده . از این بابت درد اور است که شاهد هستیم و میشنویم با دوستان عزیزمان که پا به سن گذاشته اند. جنایت کاران چطور برخورد می کنند از همه جا انها را تردد می کنند. خوشحال کننده است که توطئه که کرده بودند بر علیه خودشان عمل کرده و کسی به دام انها نیفتاد ، بلکه باعث شد تعدادی دیگر فاصله بگیرند

***

همچنین:

کنکاش و تحلیل پیام ۱۱ ابان ۱۳۹۳مسعود رجوی و اشکار کردن دورغ های پنهان آن :قسمت چهارم

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، دوازدهم فوریه ۲۰۱۵:… اقای مسعود رجوی چند صد مورد از نفرات تحت عنوان همین قانون شما مورد ضرب و شتم درون تشکیلات قرار گرفتند. در این ضمینه شما روسیاه تر نیستید ؟ شما که از سال ۱۳۷۰ قلب و ضمیر و روح تک تک نفرات را با خنجر دشنه شکافتید و حتی از جمهوری اسلامی خیلی بیشتر شما جلو بودید . افرا

نامۀ ۷۸ نفر از اعضای سابق و منتقدین مجاهدین خلق در مورد تهدیدات رجوی

فریاد آزادی، پاریس، ششم فوریه ۲۰۱۵:… مسعود رجوی در یک پیام صوتی و تصویر گذاری شده با نشان دادن عکسها و اسم بیش از ۴۰ نفر از جدا شدگان و مخالفان و منتقدان رهبری این سازمان و سیاستهای خشونت طلبانه و تروریستی آن و با بهره برداری از احساسات مذهبی برانگیخته شده به مناسبت مذکور فرمان قتل این افراد را با تأکید و

شش تن از گروگانهای مجاهدین خلق (فرقه رجوی) موفق شدند از اسارتگاه لیبرتی در عراق فرار کنند

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۵:… به دنبال آن نشست های درونی شروع شد که از نفرات تعهد کتبی بگیرند . در این نشست ها افراد زیادی مسله دار هستند و نصبت به موضع سازمان مجاهدین دافعه دارند . به زور نشست ها از نفرات امضاء و تعهد نامه میگیرند . افراد تلاش می کنند به اشکال گوناگون از دادن تعهد