زندگی مشترک بسختی اعاده شده، بر خانواده غلامعلی میرزایی گوارا و مبارک باد

زندگی مشترک بسختی اعاده شده، بر خانواده غلامعلی میرزایی گوارا و مبارک باد

خانواده غلامعلی میرزایی اسیر جنگی صدام و رجویانجمن نجات، مراکز لرستان، مازندران و آذربایجان شرقی، سی و یکم دسامبر 2020:… ضربه بازگشت میرزایی به وطن آنقدر سنگین و اثرگذاربود که فرقه رجوی توان تحمل آنرا حتی برای دو روز نداشت و با احساس شکست و درد و سوزش واکنش نشان داد و غلامعلی میرزایی و خانواده اش ، دوستان جداشده اش در آلبانی و حتی بنده نگارنده را نیز در زمره مزدوران و عوامل و ماموران وزارت اطلاعات ایران قلمداد نمود و با اراجیف تکراری حقد و کینه خود راعلنی و آشکار نمود . پاسخ به یاوه سرایی فرقه رجوی را به بعد موکول مینماییم و بنظر میرسد تاکید و پافشاری بر ادامه فعالیت و کارزار علیه فرقه و موفقیت های مستمر بعدی خود بزرگترین پاسخ و اثبات شکست سیاست های ضد میهنی و ضد ایرانی رجوی میباشد . زندگی مشترک بسختی اعاده شده، بر خانواده غلامعلی میرزایی گوارا و مبارک باد 

غلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت رجویغلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت 10 شهریور 1392 در قلعه اشرف ـ عراق

زندگی مشترک بسختی اعاده شده، بر خانواده غلامعلی میرزایی گوارا و مبارک باد

1- پیروزی دیگری بر فرقه ی مجاهدین، بازگشت غلامعلی میرزایی به آغوش میهن اسلامی

علی مرادی، انجمن نجات مرکز لرستان چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹

غلامعلی میرزایی اهل خرم آباد بعد از 40 سال که حدودا 10 سال آن در اسارت صدام و 30 سال دیگر را در تشکیلات فرقه رجوی گرفتار بود سرانجام با هزاران فراز و فرود ، تلاش های شبانه روزی خود و همسر و فرزندش روز گذشته به وطن بازگشت و بوی خاک وطن و عطر و رایحه این سرزمین کهن به مشامش رسید .

تقریبا بیشتر رسانه ها و مطبوعات داخلی و بین المللی بخصوص بی بی سی و رسانه های عراقی و آلبانیایی داستان سرنوشت غم انگیز غلامعلی میرزایی و وفاداری همسر و فرزندش را میدانند .

در دهه 80 فعالیت فراگیر خانواده ها برای رفتن به عراق و تجمع در مقابل پادگان اشرف ، با درخواست ملاقات و دیدار با فرزندان و اعضای گرفتار خانواده شان شروع شد که در این میان خانواده میرزایی یعنی همسر و فرزندش شگفتی هایی از وفاداری ، مقاومت و سرسختی ، عزم و اراده برای نیل به هدف خود خلق کردند که وصف ناپذیر بود .

خانواده غلامعلی میرزایی اسیر جنگی صدام و رجوی

غلامعلی میرزایی در کنار خانواده

علی مرادی انجمن نجات لرستان

آقای علی مرادی، انجمن نجات لرستان

هرکدام از سفر های این خانواده به عراق چندین ماه و گاها بیش از یک سال طول میکشید . شرایط سخت و طاقت فرسای عراق ، پذیرفتن خطرات و ریسکهای نا امنی در عراق و گرمای سوزان و آلودگی هوا هیچکدام نتواست در عزم و اراده خانواده میرزایی خللی وارد نماید .

سرسختی ، عناد و کینه توزی رجوی علیه خانواده ها ، اهداف ضد انسانی رجوی و سازمانش و سرکوبی آزادی و حقوق بشر توسط این سازمان اما، آن روی سکه بود که جدایی این عزیزان را بغایت سخت مینمود .

نهایتا تجمع و تلاش خانواده ها در مقابل پادگان اشرف و همزمان فعالیت های بین المللی منجر به اخراج فرقه رجوی از عراق و انتقال نفرات آن به کشور آلبانی گردید .

پس از انتقال نیرو ها به آلبانی داستان کنترل مخرب ذهنی و فیزیکی توسط فرقه مقداری گسسته شد و میرزایی نیز از این فرصت استفاده کرد و از تشکیلات فرقه جداشد و بلافاصله اعلام جدایی نمود و خواهان بازگشت به ایران شد .

خانواده نیز هرروز بر انگیزه خود برای رهایی میرزایی می افزودند .

سران فرقه رجوی نیز در طرف مقابل از جدایی میرزایی بشدت دچار سوزش شده بودند و طعم تلخ شکست در مقابل خانواده را چشیده بودند و با کارشکنی و لابی گری های فراوان در مسیر بازگشت میرزایی به میهن مانع تراشی میکردند.
در این کشاکش و مبارزه خانواده میرزایی و خود غلامعلی میرزایی با تلاش های خستگی ناپذیر پیروز شدند و نهایتا روز گذشته به وطن بازگشت .

ضربه بازگشت میرزایی به وطن آنقدر سنگین و اثرگذاربود که فرقه رجوی توان تحمل آنرا حتی برای دو روز نداشت و با احساس شکست و درد و سوزش واکنش نشان داد و غلامعلی میرزایی و خانواده اش ، دوستان جداشده اش در آلبانی و حتی بنده نگارنده را نیز در زمره مزدوران و عوامل و ماموران وزارت اطلاعات ایران قلمداد نمود و با اراجیف تکراری حقد و کینه خود راعلنی و آشکار نمود .

پاسخ به یاوه سرایی فرقه رجوی را به بعد موکول مینماییم و بنظر میرسد تاکید و پافشاری بر ادامه فعالیت و کارزار علیه فرقه و موفقیت های مستمر بعدی خود بزرگترین پاسخ و اثبات شکست سیاست های ضد میهنی و ضد ایرانی رجوی میباشد .

اما آنچه مهم است گفتگویی کوتاه و تقدیر و تشکر از دوستان است .

بازگشت غلامعلی میرزایی مرهون تلاش ها و فعالیت های گسترده همه خانواده ها و ایستادگی و پافشاری آنها در مقابل پادگان اشرف ، نامه نگاری ها و مکاتبات آنها با ارگانهای بین المللی و حقوق بشری ، تلاش بی وقفه و کارشناسانه و تخصصی اعضای انجمن نجات سراسر کشور و قطعا خود غلامعلی میرزایی و خانواده اش میباشد .

ماجرای اسرای جنگی و سوء استفاده مجاهدین از آنها

اینجانب علی مرادی عضو انجمن نجات مرکز لرستان که خود مورد خشم و غضب سران فرقه رجوی و شخص مسعود رجوی قرار گرفته ام ، این را در کارنامه اعمالم بعنوان میزان اثرگذاری تلاش های هرچند ناقص خود علیه رجوی تبهکار ثبت نموده ام در ادامه این مطلب افتخار دارم بدون ذکر نام از همه خانواده ها ومادران رنج دیده جداشدگان عزیز و اعضای انجمن های سراسر کشور که با رهنمود ها و ارائه تجارب به ما کمک کرده اند و درکارزار رهاسازی غلامعلی میرزایی عزیز ما را یاری نمودند صمیمانه تقدیر و تشکر کنم .

همچنانکه در این دو روز اخیر با ارسال پیام از طریق رسانه های مجازی این موفقیت را به انجمن لرستان و خانواده میرزایی تبریک گفته اند سپاسگزاری مینمایم و برای ادامه کار و تلاش برای رهایی سایر عزیزان در بند تشکیلات فرقه رجوی اعلام آمادگی هرچه بیشترمی نمایم .
لازم به یادآوری میباشد که این موفقیت از آنجاییکه محصول تلاش جمعی است لذا نتیجه کار را بایستی به همه دست اندرکاران این کارزار تبریک گفت .

با احترام – انجمن نجات – لرستان

علی مرادی

لینک به منبع

2- سرگیجه مجاهدین از جدایی غلامعلی میرزایی و افشای ناخواسته حقایق درون فرقه، سوزش و خودزنی فرقه رجوی از جدایی آقای غلامعلی میرزایی

ایرج صالحی، انجمن نجات مرکز مازندران پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۹

ایرج صالحی انجمن نجات مازندران

آقای ایرج صالحی انجمن نجات مازندران

بدنبال جدایی و بازگشت آقای «غلامعلی میرزایی» به آغوش میهن و خانواده، رجوی ها طبق معمول سوزش ناشی از ضربه ای که از جدا شدن ایشان دریافت کرده بودند را به صورت یک اطلاعیه از سوی کمیسیون امنیت شورا که یکی از بی شمار اسامی مستعار شخص رجوی است، بروز دادند که طبق روال همیشگی، مملو از توهین و فرافکنی بود.

اما نکته مهم اینجا بود که رجوی ها از ضربه ناشی از جدایی اعضاء و در این مورد جدایی آقای میرزایی آنچنان سرگیجه گرفتند که ناخواسته به خودزنی و افشای حقایق درون فرقه پرداختند. رجوی ها در قسمتی از این اطلاعیه چنین نوشتند: ” [غلامعلی میرزایی] اما در سال ۹۶ در ارتباط با زن و پسرش در ایران قرار گرفت و برید”.

همین جمله خود گویای بسیاری نکات است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1- چرا آقای غلامعلی میرزایی تا قبل از سال 1396 امکان ارتباط با همسر رو فرزندش را نداشت و از این حق محروم بود؟ آیا این اقدام خلاف حقوق بشر و اقدامی ضد انسانی نیست؟

2- رجوی ها اعتراف می کنند که تا قبل از آمدن اعضاء به آلبانی و تا زمانی که آنها در عراق بودند، اجازه ارتباط با خانواده را نداشتند.

3- رجوی ها اعتراف می کنند که انتقال اعضاء از عراق به آلبانی، دستگاه فرقه ای آنها را دچار شکاف کرد و اعضا امکان ارتباط با دنیای خارج از فرقه و بخصوص خانواده های خود را تا حدی به دست آوردند که نتیجه آن جدایی و فرار روز افزون اعضاء از فرقه بود.

4- چگونه است که یک عضو فرقه تا قبل از ارتباط با خانواده اش (به عنوان نمونه ای از دنیای خارج از فرقه و خارج از کنترل رجوی ها)، خواهان ماندن در فرقه است اما به محض ارتباط با خانواده خواهان جدایی می شود؟ آیا این خود بیانگر کارکرد سیستم «مغزشویی» در فرقه رجوی نیست؟ آیا نشان نمی دهد که رجوی ها با ترفندهای گوناگون اعضاء را از بیرون فرقه جدا کرده و آنها را به نوعی مجبور به ماندن در فرقه می کنند؟

5- این جمله نشان می دهد که خانواده ها تا چه حد باطل السحر فرقه رجوی بوده و نیز نشان می دهد که رجوی ها چرا تا این حد از خانواده ها وحشت دارند.

6- این جمله به وضوح نشان می دهد که رجوی ها تشکیلات خود را با ساختار فرقه ای و ایزوله کردن اعضاء از دنیای بیرون سرپا نگه داشته اند و به محض اینکه یک عضو با جهان بیرون ارتباط برقرار می کند، آنچه رجوی ها با مغزشویی در ذهن او کاشته اند، شروع به ترک خوردن کرده و به سرعت فرو می ریزد که حاصل آن تصمیم به جدایی از فرقه است.

7- این جمله نشان می دهد که رجوی ها اعضاء را به صورت برده مورد بهره برداری قرار می دهند و برده داران نوین هستند.

8- این جمله واضح می کند، چنانچه هنگامی که فرقه در عراق بود، اعضاء اجازه تماس با خانواده های خود را می یافتند، بسیاری از آنهایی که گوشت دم توپ رجوی شده و جزء کشته های فرقه هستند، اکنون می توانستند زنده باشند؟ و اعضایی که معلول شده یا آسیب های جدی دیدند، امروز می توانستند سالم بوده و در کنار خانواده های شان باشند. آیا رجوی ها متهم اول کشته شدن، یا معلول و مجروح شدن آنها نیستند؟

9- باید بیش از پیش بر خواست به حق خانواده ها مبنی بر تماس و ملاقات با اعضای گرفتار در فرقه پای فشرد، چرا که یک بزرگراه در مسیر رهایی اعضاء است و آنها را از چنگال رجوی ها و فرقه خوفناک آنها نجات می دهد.

ایرج صالحی

لینک به منبع

مجاهدین در بیانیه ی اخیرشان بر علیه غلامعلی میرزایی به فرقه بودن خود اعتراف کردند!

آزادی آقای غلامعلی میرزایی از چنگال رجوی را تبریک میگوئیم

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقیپنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۹

نوشته های زیادی نسبت به حقیقت زندگی این اسیر رها شده ی رجوی وجود دارد که ما متن کوتاه و موجز زیر را بهتر تشخیص داده و نقل میکنیم:

” آقای میرزایی که برای دفاع از میهن در برابر تجاوز دشمن بعثی به جبهه های دفاع مقدس شتافته بود، در مهرماه سال 1359 در مرزهای جنوب کشور توسط ارتش صدام حسین اسیر شد و نزدیک به 9 سال در اردوگاه های ارتش عراق با سخت ترین شرایط سپری نمود.

صدام حسین در توافق با مسعود رجوی شرایط زندگی اسرای جنگی در اردوگاه ها را روز به روز سخت تر می کرد تا بالأخره در خرداد ماه 1368 آقای غلامعلی میرزایی همراه با 1500 نفر دیگر بدون این که صلیب سرخ جهانی که مسئول اسرای جنگی است اطلاع داشته باشد با فریب و نیرنگ به اردوگاه مجاهدین خلق در عراق منتقل شد.

او دقیقاً 40 سال و 4 ماه بود که از خانواده اش دور بود و آن ها را ندیده بود. پسرش نوزاد بود که او به جبهه رفت و اسیر گردید. همسرش فرزند را در غیاب پدر، بزرگ کرد و داماد نمود.

آقای غلامعلی میرزایی که بیش از 30 سال عضو فرقه رجوی بود پس از انتقال اعضای این فرقه به تیرانا از این فرصت استفاده کرد و فرقه را ترک نمود و بلافاصله خواهان بازگشت به ایران شد. در حالی که او تمام اسناد و مدارک لازم برای بازگشت به ایران را داشت اما دولت آلبانی از خروج او به بهانه های واهی ممانعت به عمل می آورد “.

درمورد این واقعه ی مبارک وموج خوشحالی تمامی خانواده های گرفتار ، باند رجوی ماتم گرفته و رسانه هایش دراین مورد نوشته اند :

” مزدور غلامعلی میرزایی که از سه سال پیش به جاسوسی و خدمتگزاری برای وزارت اطلاعات مشغول بود و بارها برای شیطان‌سازی و لجن‌پراکنی علیه مجاهدین مورد مصرف قرار گرفته بود، سرانجام روز شنبه ۶ دی جواز رفتن به زیر قبای ملایان و ادامه مزدوری در مرکز را از سفارت رژیم دریافت کرد و به ایران بازگشت. وی مکرراً از سوی مقاومت ایران افشا شده بود “.

منظور ازمزدوری ، جرات نشان دادن این شخص دربرابر دیکتاتوری رجوی در 3 سال پیش بود که جدا شد و طی این مدت، دولت آلبانی اجازه ی خروج او از آلبانی را نداد که آقای میرزایی به همت خود وخانواده اش موفق به درهم شکستن این موانع شد.

فرقه رجوی و خشونت – بمناسبت سالگرد خودسوزیهای 17 ژوئن 2003

ما که درایران زندگی میکنیم ، چنین فکر نمیکنیم که باندرجوی وانمود میکند و با کار و زحمت شرافتمندانه ی خود و در خانه ی خویشتن زندگی میکنیم که ربطی به مزدوری ندارد و تنها ازحقوق شهروندی خود استفاده میکنیم.

ضمنا ازپاراگراف نقل شده روشن میشود که درقاموس رجوی ، به کسی مزدور گفته میشود که زیر بار دیکتاتوری رجوی نرود!

دراطلاعیه فرقه ی رجوی آمده است :

” مزدور مزبور یک اسیر جنگی بود که نزدیک به ۹ سال در اردوگاههای اسرا درعراق بسر برد و درحضور صلیب سرخ جهانی، خواهان پیوستن به ارتش آزادیبخش ملی ایران شد. او مانند سایر اسیران جنگی که خواهان پیوستن به مجاهدین بودند، سه نوبت توسط صلیب سرخ مورد مصاحبه انفرادی و خصوصی قرار گرفت. بعد از جنگ و اشغال عراق نیز بارها توسط نیروهای امریکایی و نمایندگان ملل متحد، کمیساریای عالی پناهندگان و حکومت عراق مصاحبه شده بود. پس از انتقال به آلبانی هم مجاهدین او را مخیر کردند به دنبال زندگی مطلوب خود برود اما وی مجدداً متقاضی عضویت در سازمان گردید “.

هم مصاحبه های این رها شده وهم اظهارات یک لشکر از اسرای رجوی ، این ادعای رجوی را دروغ و فریبکارانه میدانند . چرا که درآلبانی به کسی گفته نشده که میتواند دنبال زندگی مطلوب خود برود وطرح دروغ به این بزرگی ، تنها ازعهده ی باند بی عصمت و بی حیای رجوی بر می آید.

در ادامه :

” اما در سال ۹۶ در ارتباط با زن و پسرش در ایران قرار گرفت و برید. علی میرزایی، پسر غلامعلی، از سالها پیش با وزارت اطلاعات در ارتباط بود و بارها برای مأموریت‌های جنایتکارانه علیه مجاهدین به عراق اعزام ‌شده بود. علی میرزایی و مادرش فرشته مهدیان ازجمله مأمورانی بودند که بطور مکرر به همراه سایر مزدوران برای جاسوسی و شکنجه روانی مجاهدین به اشرف و لیبرتی اعزام میشدند “.

بلی ماهم شنیده ایم که یک موبایل کهنه تهیه کرد وبا خانواده اش تماس هایی داشت که ازنظر شما عین خیانت است و شما بمحض استقرار درقلعه ی مانز، این تلفن دستی را از او گرفتید که البته دیر شده بود.

جمله ی ذکر شده در بیانیه سازمان خوداعترافی سازمان در ماهیت فرقه ای گروه می باشد : در ارتباط با زن و پسرش در ایران قرار گرفت و برید.”!!!!

علی میرزایی بهمراه مادر فداکارش که این یکی موقع به اسارت درآمدن همسرش یک نوعروس بود، در جریان درخواست ملاقات با آقا غلامعلی با ما خانواده های آذربایجانی همدرد همسفر بود واین سفرها صرفا وصرفا برای دیدن عزیزان دربند بود وکسی درمیان این جمع بزرگ صحبتی غیر از ملاقات نمیکرد واگر شما این کار ما وخانواده ی محترم وبشدت رنج کشیده ی میرزایی را شکنجه مینامید ، مشکل رهبری تان است که دیدن اعضای خانواده را متلاشی شدن تشکیلات عنکبوتی خود میدانند واگر میخواهند شکنجه نشوند، راهش این است که به طرز تفکری برگردند که ازاین ملاقات ها استقبال کنند وخود پیشقدم انجام آن شوند.

درهر صورت، ما این پیروزی بزرگ خانواده ی میرزایی را از صمیم قلب تبریک گفته وقول میدهیم که با تمام قوا برای آزادی دیگر فرزندان خود ، به مبارزه ای بی امان خود ادامه دهیم.

زندگی مشترک بسختی اعاده شده، بر خانواده غلامعلی میرزایی گوارا و مبارک باد !

گروهی از خانواده های تبریزی همدرد

لینک به منبع

زندگی مشترک بسختی اعاده شده، بر خانواده غلامعلی میرزایی گوارا و مبارک باد

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/بازگشت-اسیر-جنگی-رجوی-صدام-بعد-از-40-سال،/

بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام بعد از 40 سال، غلامعلی میرزایی

بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام بعد از 40 سال، غلامعلی میرزاییانجمن نجات، عاطفه نادعلیان و علی اکرامی،  مراکز تهران و خوزستان، دسامبر 2020:… آقای غلامعلی میرزایی که برای دفاع از میهن در برابر تجاوز دشمن بعثی به جبهه های دفاع مقدس شتافته بود، در مهرماه سال 1359 در مرزهای جنوب کشور توسط ارتش صدام حسین اسیر شد و نزدیک به 9 سال در اردوگاه های ارتش عراق با سخت ترین شرایط سپری نمود. صدام حسین در توافق با مسعود رجوی شرایط زندگی اسرای جنگی در اردوگاه ها را روز به روز سخت تر می کرد تا بالأخره در خرداد ماه 1368 آقای غلامعلی میرزایی همراه با 1500 نفر دیگر بدون این که صلیب سرخ جهانی که مسئول اسرای جنگی است اطلاع داشته باشد با فریب و نیرنگ به اردوگاه مجاهدین خلق در عراق منتقل شد. او دقیقاً 40 سال و 4 ماه بود که از خانواده اش دور بود و آن ها را ندیده بود. پسرش نوزاد بود که او به جبهه رفت و اسیر گردید. همسرش فرزند را در غیاب پدر، بزرگ کرد و داماد نمود. بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام بعد از 40 سال، غلامعلی میرزایی 

بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام ، غلامعلی میرزاییاسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام ، غلامعلی میرزایی

1- تبریک به خانواده بزرگ نجات و خانواده محترم میرزایی

نجات آقای غلامعلی میرزایی از فرقه تروریستی رجوی و بازگشت سرافرازانه وی به وطن و به آغوش خانواده بعد از 40 سال

عاطفه نادعلیان، انجمن نجات مرکز تهران سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹

به دنبال ممانعت ها و کارشکنی های دولت آلبانی و متقابلا انبوه نامه هایی که از جهات مختلف برای نخست وزیر آلبانی ارسال گردید و رسانه ای شدن موضوع و همچنین تلاش های خستگی ناپذیر خانواده ها بخصوص فرزند و همسر چشم انتظار وی، بالأخره با خروج آقای غلامعلی میرزایی از کشور آلبانی و بازگشت او به ایران موافقت شد و وی به ایران و آغوش خانواده خود در خرم آباد بازگشت.

بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام بعد از 40 سال، غلامعلی میرزایی

آقای غلامعلی میرزایی

عاطفه نادعلیان

خانم عاطفه نادعلیان وکیل دعاوی

آقای میرزایی که برای دفاع از میهن در برابر تجاوز دشمن بعثی به جبهه های دفاع مقدس شتافته بود، در مهرماه سال 1359 در مرزهای جنوب کشور توسط ارتش صدام حسین اسیر شد و نزدیک به 9 سال در اردوگاه های ارتش عراق با سخت ترین شرایط سپری نمود.

صدام حسین در توافق با مسعود رجوی شرایط زندگی اسرای جنگی در اردوگاه ها را روز به روز سخت تر می کرد تا بالأخره در خرداد ماه 1368 آقای غلامعلی میرزایی همراه با 1500 نفر دیگر بدون این که صلیب سرخ جهانی که مسئول اسرای جنگی است اطلاع داشته باشد با فریب و نیرنگ به اردوگاه مجاهدین خلق در عراق منتقل شد.

او دقیقاً 40 سال و 4 ماه بود که از خانواده اش دور بود و آن ها را ندیده بود. پسرش نوزاد بود که او به جبهه رفت و اسیر گردید. همسرش فرزند را در غیاب پدر، بزرگ کرد و داماد نمود.

آقای غلامعلی میرزایی که بیش از 30 سال عضو فرقه رجوی بود پس از انتقال اعضای این فرقه به تیرانا از این فرصت استفاده کرد و فرقه را ترک نمود و بلافاصله خواهان بازگشت به ایران شد. در حالی که او تمام اسناد و مدارک لازم برای بازگشت به ایران را داشت اما دولت آلبانی از خروج او به بهانه های واهی ممانعت به عمل می آورد.

فرقه رجوی سعی می کرد با توسل به هر روش ممکن او را تحت فشار قرار دهد تا دست از مخالفت برداشته و در برابر خواسته های فرقه تسلیم شود اما آقای میرزایی با افشاگری های مستمر و ارتباط هایی که با رسانه های آلبانی برقرار نمود خواست خود را در معرض افکار عمومی قرار داد.

نتیجه انتخابات آمریکا و شکست ترامپ باعث شد تا مقامات آلبانیایی از نخست وزیر گرفته تا پلیس مهاجرت کمتر به خواسته های مریم رجوی توجه کنند و نهایتا با خروج آقای میرزایی از کشور آلبانی موافقت کردند.

به نوشته یک روزنامه در آلبانی “بادهای تغییر از واشنگتن شروع به وزیدن کرده اند و لذا دولت و پلیس آلبانی آزادی عمل بیشتری در خصوص مجاهدین خلق پیدا می نمایند.”

واکنش فرقه رجوی در مقابل بازگشت آقای غلامعلی میرزایی، اوج افلاس و درماندگی این فرقه را برملا نمود. کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت (فرقه تروریستی رجوی) در اطلاعیه ای به تاریخ 8 دی 1399 دریدگی و وقاحت را به اوج رساند و به جای اینکه شرمنده میرزایی و پسر و همسرش به خاطر به هدر دادن عمر و جوانی آنان به پای امیال پوچ و بی محتوای مسعود رجوی باشد و از این بابت احساس بدهکاری کند یک چیزی هم طلبکار شد و تهمت هایی که تماما لایق سرکرده گور به گور شده اش می باشد را نثار کسی که عمری را به پای این سازمان تلف کرده، نمود.

همین اطلاعیه سند و مدرکی است که ماهیت ضد بشری رجوی را بخوبی برملا می کند. این اطلاعیه نشان می دهد که کسی که 30 سال تمام وقت و بی چشم داشت از خواسته های مسعود رجوی خائن و جنایتکار و وطن فروش با تمام وجود و هستی خود پیروی کرده چه جایگاهی در سازمان مجاهدین خلق خواهد داشت.

فرقه رجوی در اجرای مقاصد خود در خصوص آقای غلامعلی میرزایی و خنثی نمودن وی ناکام ماند. این تازه ابتدای کار است. عقب رانده شدن های فرقه رجوی ادامه خواهد داشت. شاید این تقدیر مریم رجوی باشد که نهایتا به جای آقای احسان بیدی از آلبانی هم مانند اتحادیه اروپا اخراج شود.

عاطفه نادعلیان

بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام بعد از 40 سال، غلامعلی میرزایی

بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام بعد از 40 سال، غلامعلی میرزاییلینک به منبع

2- بازگشت به آغوش گرم خانواده یا عبای ملا؟ شما در زیر کدامین قبایید؟!

علی اکرامی، انجمن نجات مرکز خوزستان سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹

آقای غلامعلی میرزایی با بیش از 30 سال سابقه عضویت در فرقه تروریستی و ضدانسانی رجوی روز شنبه 6 دی ماه به آغوش گرم خانواده در شهر زادگاهش خرم آباد بازگشت . آقای میرزایی بدنبال تجاوز نظامی رژیم صدام برای دفاع از ناموس و خلق و شرف میهن به جبهه پیوست و در مهرماه 1359 در مرزهای جنوب به اسارت ارتش متجاوز عراق درآمد و نزدیک به 9 سال را در اردوگاههای دولت عراق در سخت ترین شرایط سپری کرد.

بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام بعد از 40 سال، غلامعلی میرزایی

بدنبال شکست مفتضخانه رجوی در عملیات موسوم به فروغ جاویدان که به کشته و زخمی شدن صدها نفر از اعضای نگون بخت انجامید، مسعود رجوی برای پرکردن خلا کمبود نیرو ضمن توافق با رژیم بعثی حاکم برعراق نزدیک به 1500 نفر را که از شرایط غیر انسانی و شکنجه و آزار بدست مزدوران صدام بشدت رنج می بردند را با فریب و نیرنگ و دادن وعده شرایط زندگی بهتر و در صورت تمایل، بازگشت به ایران و یا اخذ پناهندگی در کشورهای اروپایی به پادگان اشرف کشاند.

علی اکرامی انجمن نجات مرکز خوزستان

آقای علی اکرامی انجمن نجات مرکز خوزستان

آقای غلامعلی میرزایی هم یکی از این نفرات بود. فرزند آقای میرزایی نوزادی بیش نبود که پدرش به جبهه رفت و بیش از 40 سال از دیدن او محروم ماند. همسر آقای میرزایی طی ان سالیان یه تنهایی بار تربیت فرزند را به دوش کشید.

حضور در پادگان اشرف اسارت دیگری بود که وی تجربه میکرد وهنگامی که دریافت به امید و اعتمادش خیانت شده و مسئولین مجاهدین تمامی وعده و وعیدهای خود را منکر میشوند؛ بنای ناسازگاری و مخالفت و درخواست برای جدایی نمود. ولی در آن سالها به نتیجه ای نرسید زیرا زندان های مجاهدین در داخل اشرف و شکنجه گاه بدنام ابوغریب مانع از این میشد تا درخواست جدایی خودرا علنی کند.

مسعود رجوی در آن سرفصل اعلام کرده بود سیاست ما درقبال درخواست جدایی اعضا مشت آهنین است.

سرانجام آقای میرزایی پس از انتقال به آلبانی از این فرصت استفاده نمود و بعد از 30 سال از فرقه جدا شد. از همان ابتدای جدایی وی، سرکردگان فرقه خیلی تلاش کردند تا با سیاست های تهدید و بکارگیری اهرم فشار مستمری ماهیانه پناهندگی مانع از فعالیت های افشاگرایانه وی شود. اما این تهدیدها نتیجه ای دربر نداشت و آقای میرزایی در کنار دیگر جداشدگان با مصاحبه های مستمر با رسانه های آلبانی صدای خود و دیگر اعضاء که همچنان در اسارت این فرقه هستند را به گوش افکار عمومی رساند.

دولت آلبانی که به لحاظ مالی توسط دولت آمریکا و شیوخ حاکم بر عربستان تغذیه مالی میشود با کارشکنی ها وایجاد موانع تلاش نمود براساس خواسته مسئولین فرقه مانع از بازگشت آقای میرزایی به آغوش گرم خانواده گردد ولی تلاش های بی وقفه خانواده و بخصوص فرزند و همسرش و سیل نامه هایی که بسوی نهادهای حقوق بشری در آلبانی و دولت این کشور ارسال شد درنهایت آنها را مجبور به عقب نشینی در قبال درخواست اقای میرزایی نمود.

سایت فرقه رجوی در یک موضع گیری وحشت آلود و در عین حال مشمئزکننده به نقل از اطلاعیه کمیسیون دست ساز امنیت و ضد تروریست شورای ملی مقاومت اعلام کرد.غلامعلی میرزایی پس از سه سال جاسوسی و خدمت گذاری برای وزارت اطلاعات ایران و شیطان سازی بر علیه مجاهدین سرانجام جواز رفتن به زیر قبای ملایان را دریافت کرد و سرانجام به ایران بازگشت.

این اطلاعیه درنهایت اشاره می کند؛ وی درسال 96 در ارتباط با زن و پسرش درایران قرار گرفت و برید…

مزدبگیران رجوی درنهایت با زدن برچسب اطلاعاتی به فرزند و همسر آقای میرزایی تلاش نمودند از درد و سوزش خود قدری کم کنند. اما واقعیت این است علیرغم اینکه نزدیک به سه سال از جدایی آقای میرزایی می گذشت؛ مسئولین فرقه در کشور آلبانی ضمن زد و بند با دولت آلبانی با قطع مستمری پناهندگی که حق قانونی تمامی اعضای مستقر در آلبانی می باشد و بستن تمامی راه های خروج از آلبانی به کشورهای اروپایی تلاش کردند شرایطی فراهم آورند تا درنهایت اعضا را تحت تاثیر شرایط ایجاد شده خسته کرده و بناچار به مناسبات سرکوب گرایانه خود برگردانند.

نزدیکی به دولت ترامپ و به استخدام در آوردن مهره هایی همانند جان بولتون و رودی جولیانی در کنار همکاری با سیستم های جاسوسی سیا و موساد وعربستان سعودی با دادن اطلاعات جعلی از فعالیت های هسته ای ایران و درنوردیدن تمامی مرزهای خیانت و سفلگی بخشی از راه طی شده رجوی است که حاضرند برای خفه کردن صدای اعضای منتقد قیصریه ای را به اتش بکشند.

کسانی که شرایط را برای خروج اعضای جداشده از آلبانی به سوی کشورهای اروپایی بکلی غیرممکن کرده بودند، در این اطلاعیه خود در نهایت بیشرمی بازگشت اعضا به اغوش خانواده را هم بازگشت به زیر عبای ملاها تعبیر و تفسیر می کنند.

سوال از سرکردگان فرقه رجوی این است که شما در زیر کدام قبایید؟

از سال 61 که رجوی با طارق عزیز وزیر خارجه و معاون نخست وزیر رژیم سابق عراق دیدار کرد مقدمات خزیدن فرقه او به زیر قبای صدام کلید خورد. صدامی که به یکی از خون خوارترین وجلادترین رهبران تاریخ معاصر معروف بود. صدامی که درجریان دوجنگ با ایران وکویت هزاران نفر از مردم کشورش را به کشتن داد. صدام حسینی که در حلبچه با بمباران شیمایی اکراد بزرگ ترین تراژدی انسانی تاریخ را رقم زد. صدامی که به صغیر وکبیر مخالفان خود رحم نمی کرد وهزاران نفر از آنها را درجریان قیام ها سرکوب و در ملا عام بدار کشید و بالاخره صدامی که به داماد خود هم رحم نکرد .

آیا خزیدن به زیر قبای چنین جانور خونخواری وشرکت مستقیم در تمامی جنایت هایش برعلیه مردم عراق و ایران جرمش کمتر از رفتن به کانون و آغوش گرم خانواده است؟ آیا خزیدن زیر قبای شیوخ مرتجع سعودی وهمکاری اطلاعاتی با آنها برعلیه عالی ترین مصالح ومنافع کشور خیانت نیست؟! آیا همسویی با خاندان جنایتکار بن سلمان که خاشق چی یکی از منقدینش را به فجیع ترین وجه تکه تکه کرد جرمش از رفتن بدامان خانواده کمتر است؟!

براستی چرا برای شما رفتن زیر قبای سرویس های اطلاعاتی موساد وهمکاری با آنها برعلیه مردم ایران مشروع است! ولی بازگشت به آغوش خانواده بعد از 30 سال نامشروع؟! اگرچه اطلاعیه موسوم به کمیسیون امنیت وضد تروریست جیرخواران رجوی مملو از نشخوار مزخرفات صدها بار تکراری است ولی در خلال آن بصورت ناشیانه دم خروس را بیرون داده اند که این حرف اساسی واصلی سالیان ما اعضای جداشده است.

آنجا که اعتراف می کند اقای میرزایی بعداز تماس با خانواده ذهنیتش شکست (برید) و دیگر افکار پوسیده ما که سالیان در ضدیت با خانواده در ذهنش القاء کرده بودیم کارایی خود را از دست داد. بیهوده نبود که رجوی اصرار داشت خانواده کانون اصلی مخالفت و باطل السحر مزخرفات انقلاب نکبت بار اوست. آری رجوی مزد خود را اینگونه دریافت می کند. درحالیکه سالیان تلاش کرد در کنج خلوت وپستوهای تنگ وتاریک دنیای کوچک و ذهن علیلش به روی عواطف و احساسات اعضاء، خاک بپاشد وعواطف وعشق آنها را تسخیر ومعطوف به مریم نماید.

با اولین تماس عضو اسیر با خانواده، عواطف سرکوب شده سالیان فوران کرده و آتشفشان بپا می کند. رجوی ها باید بسوزند زیرا غلامعلی میرزایی ها در کانون گرم خانواده آرامش می گیرند و آنها هرروز برای گذران چند روز حیات خفیف خائنانه بدنبال خزیدن به زیر قبای اربابان دیگر باشند .

با خالصانه ترین تبریکات به آقای غلامعلی میرزایی برای شروع زندگی دوباره و لبخندی دیگر به زندگی…

علی اکرامی

لینک به منبع

بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام ، غلامعلی میرزایی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/برای-آنهایی-که-هنوز-مجاهدین-خلق-را-نمی-12/

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ هجدهم و نوزدهم

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ هجدهم و نوزدهمغلامعلی میرزایی، نجات یافتگان در آلبانی، هجدهم اکتبر 2020:… نشستهای پی درپی بعداز این در جریان بود.ولی نفرات گوششان از این حرفها پربود .ولی چاره ای نداشتند چراکه اگر اظهارهرگونه مخالفت میکردی یا مارک نفوذی می خوردی یا اینکه شب در یک محل خلوت چند نفر مشخص با نقاب بهت حمله میکردند وکلی کتک میزدند .ویا حتی اگر اعلام میکردی که نمی خواهی دیگر در فرقه بمانی اول یک چند ماهی در یک محل بنام اسکان (که قبلا برای آنهایی بود که زندگی مشترک داشتند ولی حال طلاق اجباری در رده های بالا شروع شده بود وآن محل خالی شده بود به عنوان انبارهای غذایی نگه می داشتند وهرشب وروز کتک کاری با همان افراد مشخص شده ) واگر بعد از چند ماه باز هم اصرار بر گفته خودت داشتی نفر را تحویل استخبارات صدام حسین میدادند. برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی 

مسعود رجوی مریم رجوی مجاهدین خلق ایران

مسعود رجوی و مریم عضدانلو

مزدوران و اطلاعات فروشان ایران و جنگ سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) است نه کس دیگر

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ هجدهم و نوزدهم

لینک به قسمت اول و دوم

لینک به قسمت سوم

لینک به قسمت چهارم

لینک به قسمت پنجم 

لینک به قسمت ششم 

لینک به قسمت هفتم

لینک به قسمتهای هشتم و نهم

لینک به قسمت دهم

لینک به قسمت یازدهم

لینک به قسمت دوازدهم 

لینک به قسمت سیزدهم 

لینک به قسمت چهاردهم

لینک به قسمت پانزدهم 

لینک به قسمت شانزدهم

لینک به قسمت هفدهم 

معرکه گیری چند باره رجوی

من ( رجوی ) رهبر عقیدتی شدم، مریم مسئول اول سازمان مجاهدین

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت هجدهم

غلامعلی میرزایی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 08.08.2020

بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام ، غلامعلی میرزایی 

در ادامه قسمت 17 که همه نفرات با شیپور در سالن جمع شده بودند که اعلام شیپورخوانده شود . همه فرماندهان در جنب وجوش بودند وبقیه با حالتی در ابهام منتطر بودند که حدود یک ساعت طول کشید در همین فاصله فرماندهان وکسانی که همیشه در این چنین مواقع ساز و دنبک میزدند همه را به دست زدن وشعار تشویق می کردند.درهمان موقع یک تلویزیون همراه با وایت اسکرین روی سن سالن آماده کردند ودرحالی که بقیه نفرات روی صندلی نشسته بودند اعلام کردند که همه جلوی سن تجمع کنند .

بعد ار چند دقیقه تلویزیون را روشن کردند .(در حالی که همه در ابهام بودند )صحنه تا آنجایی بخاطردارم مسعود ومریم روی سن ایستاده بودند ومریم با آرم سازمان ومسعود با پوشه یا کاغذی در دست وبقیه فرماندهان در یک سالن روی صندلی نشسته بودند .که ناگهان مسعود شروع به خواندن متنی کرد که در دستش بود .موضوع این بود که طوری که سرکرده فرقه خواند از این قرار بود .البته متن کاملش در آرشیو هست ولی با همان شیوه خاص خودش نامه با این مضمون بود که بنا بر اساس رشد تشکیلانی از این به بعد خواهر مجاهد مریم رجوی به عنوان مسعول اول سازمان مجاهدین با اکثریت آرا به مدت 2سال انتخاب شده و از همه مجاهدین می خواهم که دستورات اورا پیروی کنند .و سپس نامه را به مریم داد و او هم با ارم سازمان را بد چشمهایش نهاد وشروع به گریه کردن وسوگند خوردن (البته همه چیز از قبل تدارک چیده شده بود )بعد از کلی که هردوتا صحبت کردند بقیه  هم در ادامه صحبتهایی کردند که من در آن موقع یک حالت عجیبی داشتم واصلا”متوجه نبودم که در پیرامونم چه می گذرد. به ناگهان برگشتم پشت سرم را نگاه کردم دیدم پسرمسعود هم پشت سرم ایستاده و او هم درست همان حالت را دارد . بعد از این مسعود ادامه داد که من جایی نرفتم همیجا هستم بعنوان رهبر عقیدتی و….که مریم هم درادامه سخنان او را تکمیل کرد.بعد از آن که نمیدانم چقدر طول کشید همه نفرات در حالی که ناراحت بودند ار این موضوع می خواستند از سالن بیرون بروند با سینی بستنی وشیرینی نفرات را به پذیرایی دعوت کردند که خیلی ها بدون اینکه چیزی بخورند از سالن با هم زدیم بیرون وبه محل استراحت رفتیم بدون اینکه حتی یک کلمه با هم صحبت کنیم (البته نه از ترس )بلکه از این وقایع که رخ داده وگفته شده با اکثریت آرا.این از کجا در آمده بود همه در ابهام بودند .

غلامعلی میرزایی اسیر سابق ایرانی

آقای غلامعلی میرزایی

اگر اشتباه نکنم آنروز پنچشبه بود وتا شب بجز برای شام کسی بیرون نیامد.موقع شام همراه با فراخوان که آهنگی از میکروفون فرهنگی پخش می شد نفرات بصورت تک نفره به سالن برای شام می رفتند که در همان زمان شام هم دوباره همان نوار پخش شد ولی همه بی تفاوت شام راخوردند و از سالن خارج شدند .رسم براین بود که یک ساعت بعد از شام فیلم سینمایی پخش میشد ونفرات به سالن می آمدند ولی ان شب متوجه شدم که تعداد اندکی که از نفرات قدیمی بودند به سالن رفتند وتعدادی دیگر هم به عناوین مختلف در محوطه تردد می کردند که بقیه را زیر نظر داشته باشند .اما با این وجود نفرات زیادی شروع به قدم ردن به سمت بالای خیابان نموده که من هم خودم را به آنها رساندم .اول صحبتهای معمولی بود بعد شروع شد به بحث روز که هرکس چیزی می گفت ولی همه متفق القول  بودند که سازمان مجاهدین شد (سازمان زنان) واز این به بعد هرزنی به خاطر کمبودهایی که در گذشته داشته حال باید به هر طورشده جبران بکند.

صبح که برای نماز بیدارباش زدند یک اطلاعیه روی تابلوی آسایشگاه زده بودند که بیدارباش ساعت 1100می باشد .همه می دانستیم که هروقت بیدارباش تغییرمی کند یک نشست عمومی است .

نفرات از ساعت 800 از خواب بیدار میشدند وبه سالن برای صبحانه می رفتند ومنتظراخباربعدی بودند که آنروز منتظر ساعت حرکت برای نشست بود ولی تا نزدیکی به شروع نشت نمی گفتند .ولی خود نفرات بر اساس تجربه آماده می شدند .اگر اشتباه نکنم آنشب شام را زودتر سرو کردند و گفتند که برای نشست می رویم وفقط دفتر وخودکار همراه خودتان بیاورید.

در تاریکی هوا به سمت سالن اجتماعات حرکت کردیم وبراساس برنامه ریزی از قبل تعیین شده یک عده شروع به شعار دادن و…را شروع کردند وبقیه در فکراینکه چه آینده ای در انتظارشان است سرها به پایین ودرفکر بودند تا اینکه به سالن اجتماعات رسیدیم .سمت چپ ورودی سالن یک سوله بزرگ بود که آن را برای بازرسی بدنی آماده کرده بودند ولی اینبار نسبت به دفعات قبل که بازرسی بدنی انجام می گرفت دستگاه ها ونفرات بیشتری چیده بودند که حتی آنهایی که مشکل جسمی یا فلج بودند در قسمتی دیگر بایستی کاملا”چک می شدند که کلی بایستی در صف می ایستادی که بازرسی انچام شود.

بعد از اتمام بازرسی مدتی هم در محوطه سالن اجتماعات منتظر ماندیم تا دربهای سالن باز شد وبرای هریکان قسمتی را مشخص کرده بودند  که برای هرنفر پرچم ایران وآرم سازمان وکلی وسایل زرق وبرق دار برای تبلیع روی هر صندلی گذاشته بودند.بعداز اینکه همه در محلهای خود مستقرشدند وکلی آهنکهای گوناکون پخش شد به ناگهان صدای دست زدنهای مستمر شروع شد که متوجه شدم مسعود و مریم رجوی بالای سن هستند.

معرکه شروع شد ومسعود شروع کرد با این جمله آهای شماهایی که می گفتیید من کجا هستم؟می بینید همینجا پیش شما .ودوباره تکرار نوار وصحبتهای شورای مرکزی .وتعدادی در صف برای تعریف وتمجید .تعدادی هم که همزمان از سالن بیرون آمدند به بهانه سیگار کشیدن .که در این طورمواقع تفرات مسعول می آمدند وتذکرمی دادند که بجه ها برید داخل نشت است وبرادر دارد بحث را باز می کند ولی نفرات به بهانه های مختلف خودشان را جایی مخفی میکردند…..این نشست تا نزدیک صبح ادامه داشت و تماما “حرفهای تکراری…

ادامه دارد

مسعود رجوی خود را رسما رهبر مادام العمر و ایدئولوژیک فرقه مجاهدین کرد

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت نوزدهم

غلامعلی میرزایی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 18.10.2020

بازگشت اسیر جنگی رجوی-صدام ، غلامعلی میرزایی 

بدنبال نشست معرفی مریم که تا صبح ادامه داشت واکثرا خواب بودند به مقر باز گشتیم . ظهرکه برای نهار رفتیم دوباره تکرار نوارشب گذشته را پخش کردند وگفتند چون شب گذشته همه ذوق زده بودیم متوجه نشدیم برادرچی گفته است . بنابراین همه بایستی نوار را دو باره  گوش می کردیم وسپس هرکسی گزارش را خودش را جدا گانه می نوشت برداشت های خودش را در این گزارش می نوشت  که چی گرفته است وبعدگفته شد  نشست عمومی با همین ترکیب می گذاریم.

اجبارا همه نشستیم که دو باره چرندیات سرکرده فرقه رجوی ملعون را گوش کنیم. باز هم  همه در خواب ویا اینکه نفرات به بهانه های مختلف در محوطه  بیرون سالن قدم میزدند. که در همین زمان چند تا از مسئولین بالای فرقه می آمدند نفرات را بیدار می کردند ویا با تذکر اینکه خوب نیست, خواهران اینجا نشتند. در همین حال چای یا یک شیرینی سرو میکردند که نفرات نخوابند. ودر همان لحظه هم تعدادی میرفتند ونفراتی را که بیرون رفته بودند به عناوین گفته شده به داخل سالن می کشاندند.

تا اینکه برای چندومین بار چه حضوری ویا با دیدن نوار به اصطلاح مریم مسئول اول چرا تمام شد. قرار شد هر کس آنچه را که برداشت کرده ویا به قول خودشان از این انتصاب گرفته گزارش بنویسد ویا در جمع بیاید صحبت کند.

بعد از رفتن به محل استراحت برای هر نفر کاغذآوردند که نفرات گزارشات خود را از این انتخاب(یا انتصاب)بنویسند.

طبق معمول کسانی از خودشان بودند که در همان محل استراحت شروع به نوشتن گزارش کردند (با وجود اینکه اتاق کار داشتند)فقط بخاطر اینکه دیگران ببینند که انهاهم مانند دیگران هستند وبتازگی این بحث را شنیدند درآنجا گزارش های خود را می نوشتند تا بقیه تحت تاثیر اینها اقدام به نوشتن کنند.

تاعصر تعدادی در حال نوشتن بودند وآنهایی که گزارشات خود را نوشته  بودند می رفتند گزارشات خودرا تحویل میدادند.

عصرهمان روز گفتند همه ساعت پنج در سالن غذاخوری باشید نشت است .

همه به سالن رفتیم, داخل سالن که شدم دیدم صندلیها چیده شده برای نشست. ودر بالای سن میز وصندلی برای مسئول نشست وسه تا میکروفن در بین صندلیها برای نفرات.

به محض اینکه نفرات آمدند وآمارگیری انجام شد مسول نشست وارد شد. یکدفعه همان نفرات توجیه شده به پشت میگروفونها هجوم بردند.

وهرکس تلاش داشت از دیگری سبقت بگیرد.(البته اینها همه نفرات قدیمی خودشان بودندو از قبل هم توجیه شده بودند) افراد قدیمی هم که حتی گزارش ننوشته بودند و یا با بحث در زاویه بودند در انتهای سالن قدم میزدند به صحبت های افراد با تمسخر به قدم زدن ادامه می دادند.

تعداد نفراتی که برای خود نمایی به پشت میکروفون زیاد بودند  که در جلوی جمع و مسئول مربوطه صحبت کنند و بگویند که ما بحث را گرفته ایم, و خودشان را خوبتر از بقیه نشان بدهند که این چرندیات مسعود رجوی را گرفته ایم. ولی قصد نشست بیشتر این بود که نفراتی که با این فرقه و این انتصاب مشکل دارند بروند صحبت کنند اما از این نفرات زاویه دار کسی پشت میکروفون نرفت و همچنان در پشت قدم می زدند. نشست بدون اینکه نفراتی که مورد نظرشان بود که صحبت بکنند  تمام شد.وگفتند این نشتها ادامه دارد ولی بدلیل کمبود وقت الان تمام می کنیم .واگر هم کسی می خواهد جداگانه صحبت کند می تواند بیاید درب اتاق کارمن برای همه باز است (گفته مسئول نشست)

بعد ازنشست دوباره ریل همیشگی شروع شد ونفرات را جداگانه صدامیزدند که اطلاعات کسب کنند که نفرات از چه چیزی ناراحتند تا بر اساس آن به سرکرده فرقه گزارش کرده تا اوهم مانند گذشته یک چرندیاتی سرهم کند ونشستی بگذارد تا نفرات را قانع کند. چرا که اکثر نفرات با این انتصاب مخالف بودند.

نشستهای پی درپی بعداز این در جریان بود.ولی نفرات گوششان از این حرفها پربود .ولی چاره ای نداشتند چراکه اگر اظهارهرگونه مخالفت میکردی یا مارک نفوذی می خوردی یا اینکه شب در یک محل خلوت چند نفر مشخص با نقاب بهت حمله میکردند وکلی کتک میزدند .ویا حتی اگر اعلام میکردی که نمی خواهی دیگر در فرقه بمانی اول یک چند ماهی در یک محل بنام اسکان (که قبلا برای آنهایی بود که زندگی مشترک داشتند ولی حال طلاق اجباری در رده های بالا شروع شده بود وآن محل خالی شده بود به عنوان انبارهای غذایی نگه می داشتند وهرشب وروز کتک کاری با همان افراد مشخص شده )

واگر بعد از چند ماه باز هم اصرار بر گفته خودت داشتی نفر را تحویل استخبارات صدام حسین میدادند. که معلوم نبود چه بلایی سر نفرمی آید(این گفته خود سرکردگان فرقه مجاهدین خلق است)تعدادی که به استخبارات برده شدند اصلا از سرنوشت آنها هیچ کس خبردار نشد. نا کفته نماند اگر کسی پیگیری میکرد که دوستم یا فلان کس کجاست جواب این بود به ماموریت فرستاده شده بهتراست شما هم ندانید وبنفع خودتان است چون درهمه ارتش ها نفرات هرچه کمتر اطلاعات داشته باشند بنفع خودشان است.(البته شاید خواننده این مقاله فکر کند من اینها را چرا الان میگویم. دلیش این است زمانی از فرقه جدا شدم از نفزاتی که قبلا جدا شدند شنیدم یا در صفحات دنیای مجازی با این واقعیتها آشنا روبرو شدم.

اما برگردیم به همان بحث که در فوق اشاره کردم .

دولت بعثی عراق کویت را اشغال کرد .واین شد یک بهانه برای سر کرده فرقه که در همان رابطه بحثهای کشاف از خود بسازد از قبیل اینکه چه خوب شد که وارد این انتصاب شدیم واگر این انجام نمی شد در این شرایط معلوم نبود چه بلایی برسرسازمان می آمد. ولی الان این شد یک نعمت که باید از شرایط پیش آمده استفاده کنیم. چرا که در همچنین بحرانهایی است که نیروهای انقلابی به پیروزی میرسند. و کار ما از الان با طرحهایی که مریم آماده کرده شروع خواهد شد.

لینک به منبع

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ هجدهم و نوزدهم

***

The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian governmentThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Kidnaped_Canadian_woman_AlbaniaCanadian family asks Top Channel’s “Fiks Fare for help: “MEK mujahedeens took our daughter”

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted membersAlbania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

مسعود خدابنده تلویزیون ایران اینترنشنال ژوئن 2018گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین در پاریس با ایرج مصداقی و مسعود خدابنده و علیرضا نامور حقیقی

همچنین: