زهرا رجبی حقوق پناهندگی یا آدم ربایی

زهرا رجبی حقوق پناهندگی یا آدم ربایی

زهرا رجبی حقوق پناهندگی یا آدم ربایی برای صدام و رجویعلی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، بیست و نهم فوریه 2020:… وقتی زهرا رجبی ترورشد موضوع برعکس شد و گفت خواهرزهرا کارش گرفتن پناهندگی برای ایرانی ها بود و کلا حرفهای قبلی خود را فراموش  وبرعکس کرد واسم آنرا هم گذاشت شهید دفاع از حقوق پناهندگان این را ازاین بابت نوشتم که دیدم در سایتشون دوباره شروع به تعریف و تمجید از کارهای زهرا رجبی کرده و میخواهد دوباره بعد این همه افشا گری موضوع را مثل همیشه وارونه نشان بدهد تا افشاگری ها را خنثی کند ولی هرگزنخواهد توانست با وارونه گویی کاری را پیش ببرد. زهرا رجبی حقوق پناهندگی یا آدم ربایی برای صدام و رجوی

زهرا رجبی حقوق پناهندگی یا آدم ربایی برای صدام و رجویخانم زهرا رجبی از قبل با آقای علی مرادی آشنایی کافی داشت. برخی هم از عشق  سخن گفته اند

زهرا رجبی حقوق پناهندگی یا آدم ربایی برای صدام و رجوی

دفاع ازحقوق پناهندگی یا آدمربایی

سال 74 نشستهای حوض شروع شده بود و ما درنشست بودیم همان نشستهایی که از توی ان رقص رهایی در آمد  ومسایلی پیش آمد که خانمهایی که جداشده اند افشا کرده اند که داستان رقص رهایی چه بود که دراینجا من وارد ان نمیشوم که یک روز خبردادند که زهرا رجبی را در ترکیه ترورکردند رجوی میگفت برای دفاع ازحقوق پناهندگان رفته بود وطوری صحبت میکرد که سازمان مجاهدین و زهرا رجبی بدستوررجوی کارش این است که درمرز ایران ایستاده هر ایرانی که وارد میشود با تیمهای حقوقی ووکلای خبره وکاردان با فرماندهی زهرا رجبی دنبال حل وفصل پناهندگان است برای همه پناهندگی گرفته وبه هرکدام هم هزاران دلارکمک میکند وبرای آنها کار پیدا و عروسی راه می اندازد و زندگی تشکیل داده و میگوید بروید دست علی پشت و پناهتون وهروقت هم کمک خواستید مجاهدین درخدمت هستند وتا به امروز هم همین تبلیغاتها را میکند ولی واقعیت چیست ؟

خشونت در فرقه رجوی و بوی گند خباثت

واقعیت اینه که زهررجبی کارش این بود که درترکیه ایرانی ها که برای کارازکشورخارج شده بودند تا آینده ای برای خود درست کنند انها را فریب میدادند وادم ربایی میکردند وبه اسم کاروکمک وفرستادن به اروپا انها راوارد عراق کرده به اشرف می اوردند وازاین همه ادمربایی بخود می بالیدند که ببینید چقدرهوادارجوان به ارتش ازادیبخش پیوسته اند ، کسانی که بدام اینگونه ادمربایی ها افتاده بودند که از مجاهدین جدا شده اند به اندازه کافی داستانهای خود را افشا کرده ونوشته اند که خیلی هم زیاد بوده وبقیه که هنوزبیرون نیامده اند تا افشا کنند ومردم بفهمند داستان چیست

مخفی کردن و لاپوشانی قتل محمدرضا کلاهی توسط مجاهدین خلق و مریم رجوی در هلند

رجوی وعضدانلوکارشون وارونه کردن حقایق است ادمربایی را دفاع ازپناهندگی تروریسم را ارتش ازاد وارتش ملی وعشایرانقلابی وسیاستمداران کثیف عربی را مسلمانان محمدی وخادمین شرفین وادمخواران غربی را که دشمنان ایران وایرانی هستند را دشمن حاکمیت قلمداد میکند وتحریم ها را برعلیه اخوند ونه ملت ایران وتحریم دارو را دروغ میشمارد ایا با این دیدگاه میشود باورکرد که مجاهدین برای پناهندگی ایرانی ها کشته داده است قبل ازترورزهرارجبی مدعی بود که ایرانی ها می روند اروپا ومیگویند هواداررجوی وعضدانلو هستیم ودرجا پناهندگی را به انها میدهند وانها ازخون ما مجاهدین تغذیه میکنند یعنی اینکه خودشون اقدام میکنند وقتی رجبی ترورشد موضوع برعکس شد وگفت خواهرزهرا کارش گرفتن پناهندگی برای ایرانی ها بود وکلا حرفهای قبلی خود را فراموش وبرعکس کرد واسم انرا هم گذاشت شهید دفاع از حقوق پناهندگان این را ازاین بابت نوشتم که دیدم درسایتشون دوباره شروع به تعریف وتمجید ازکارهای زهرا رجبی کرده ومیخواهد دوباره بعد این همه افشا گری موضوع را مثل همیشه وارونه نشان بدهد تا افشاگری ها را خنثی کند ولی هرگزنخواهد توانست با وارونه گویی کاری را پیش ببرد اقای رجوی وخانم عضدانلو لطفا یکبارهم که شده حقایق را بیان وازوارونه ودروغ گویی ومردم فریبی دست بردارید دوران سایبر است ومردم دردوران سلطان سنجرزندگی زندگی نمیکنند که ازحقایق بی اطلاع باشند البته چون انها درغارزندگی میکنند به این زودیها به فهم دوران سایبروتعغیردوران پی نمی برند وزمانی که بفهمند صدسالی طول میکشد ، درهرصورت خواستم هم وطنان بدانند که موضوع وحقیقت داستان چیست ادمربایی را نمیشود به دفاع از حقوق پناهندگان به ملت غالب کرد

افشای یک قتل درون تشکیلاتی دیگر در سازمان مجاهدین خلق، زنده یاد حمزه رحیمی

زهرا رجبی حقوق پناهندگی یا آدم ربایی برای صدام و رجوی

لینک به منبع

***

Maryam Rajavi is the acting leader of the People's Mujahedin. Her husband has not been seen since 2003گزارش دویچه وله آلمان از تحقیق اشپیگل از وضعیت مجاهدین خلق در آلبانی و سابقه این گروه

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خودبزرگ-نمایی-از-طریق-معکوس-تبدیل-مخا/

خودبزرگ نمایی از طریق معکوس (+ تبدیل مخالف و منتقد به شهید)

Rajabi-va-Moradiکانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، بیست و پنجم فوریه 2016:…  آقای خزایی (پرویز خزایی ) مینویسد که به آماری دست یافته ( لابد از منابع سری در داخل کشور و وزارت اطلاعات ) و بخشی از این آمار را بی پروا و بدون هراس از به خطر افتادن منبع آن چنین ذکر میکند : در بخش داخل کشوری : تشکیل یک اداره به نام نفاق برای مبارزه با مجاهدین در وزارت اطلاعات جمع کردن تعداد زیادی از همشهریهای لر آقای خزایی برای مقابله با ایشان … 

ابراهیم خدابنده: گزارش پرویز خزائی و طرح یک پرسشابراهیم خدابنده: گزارش پرویز خزائی و طرح یک پرسش

خودبزرگ نمایی از طریق معکوس

لینک به منبع

کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی —

روزگاری مجاهدین برای اینکه بتواند بر اعضای خود و نیز اپوزسیون خارج کشوری اقتدار و برتری اش را به ثبوت برساند دست به انجام عملیات خشن و کور ترور میزد ویا هسته های داخل کشور و نیروهای رزمنده اشرف نشین را به رخ میکشید ، رژه و مانور و بوق و کرنا و …… در صدرشان تلویزیون بیست و چهارساعته و رادیو و سایت به مقدار کافی .

اما با فروکش کردن تئوری ارتش آزادیبخش و تحویل دادن سلاح و قرارگاه و تبدیل شدن به پناهنده و وامانده و نیز وارفتن و آب رفتن نیروهای داخل کشوری اش، تمام سرمایه سازمان برای باد کردن بادکنک اقتدار و بی بدیلی اش شد جمع کردن نیرو و تجمعات بزرگ که آنهم خیلی زود بخاطر غیر ایرانی ها و رنگین پوستها و …. گندش در آمد و تبدیل شد به یک بنگاه توریستی برای شام و ناهار مجانی و تفریح و گردش در پاریس و هزینه تردد و احیانأ پول توجیبی در ازای دوساعت کف و سوت زدن برای خانم رجوی .

حالا دست مجاهدین چندان خالی است که برای بادکردن خودش مجبور است دشمن را بزرگ کند تا بلکه اگر گفتند چرا پاسیو شده اید بگوید که با این طول وعرش عظیم است که میجنگیم و مقابله میکنیم و این فقط در مقابل ماست نه دیگر اپوزسیون و فی المثل دیگر اپوزسیونها که جداشده وبریده ندارند و شروع کرد به آمار دادن که محض خنده میشود به گوشه هایی اشاره کرد تا ببینید که مجاهدین چقدر خودشان را تحویل گرفته اند :

آقای خزایی (پرویز خزایی ) مینویسد که به آماری دست یافته ( لابد از منابع سری در داخل کشور و وزارت اطلاعات ) و بخشی از این آمار را بی پروا و بدون هراس از به خطر افتادن منبع آن چنین ذکر میکند :

در بخش داخل کشوری :

تشکیل یک اداره به نام نفاق برای مبارزه با مجاهدین در وزارت اطلاعات

جمع کردن تعداد زیادی از همشهریهای لر آقای خزایی برای مقابله با ایشان

ماهی صدها جلسه و سمینار و مراسم علیه مجاهدین

روزی 46.5753424658 مراسم و یادبود علیه سازمان با بودجه وزارت اطلاعات

هفته ای ده فقره فیلم سینمایی و کلیپ و ترانه و ….

حداقل روزی پنج هزار بار نام بردن از مجاهدین

و اما در صحنه بین المللی :

بطور متوسط روزی دویست نوشته و مطلب علیه مجاهدین و شورایشان

روزی شانزده فعالیت لابی گری علیه مجاهدین

روزی دوازده ملاقات و آکسیون توسط جداشده ها

روزی ده مطلب در سایتهای دست چندم

البته این لیست زیاد است و ما فقط به محورهایی که تیتر وار بود اشاره کردیم و این چنین است که مجاهدین به دیگر مخالفان جمهوری اسلامی پیغام میدهند که در مقابل ما عرض اندام نکنید ، شما که اینهمه علیه تان فعالیت نمیشود حق حرف زدن و نظر دادن ندارید اصلا حالا که رویتان زیاد شده شما هم میگذاریم جز لیست همین دشمنان .

وبه اعضا هم پیام میدهند که ما اینقدر بزرگ و مهم هستیم که میبینید .

لابد به اسپانسرهایشان هم پیام میدهند که پول برسانید که ما همینطور که میبینید سخت مشغول هستیم

وباز باید منتظر ماند که فردا پس فردا کتابی از سوی بخش ضد اطلاعاتشان با همین لیست بعد از جور کردن مقداری مدرک و کار فتوشاپی چاپ کنند .

نه راه راست که برایشان شفا آرزو میکنیم چرا که بعد از شفا میتوانند بدور از تعصبات فرقه ای خود لختی بیندیشند و آن زمان است که آرزوی روی آوردن به راه راست کار ساز خواهد بود .

البته میدانیم که این مطالب فقط برای نویسنده اش نان خواهد شد وگرنه برای سازمان از آن آبی گرم نخواهد شد.

تبدیل مخالف و منتقد به شهید

لینک به منبع

زهرا رجبی و علی مرادی بدست مجاهدین خلق کشته شدند

بیتا عارف – کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی —

به بهانه سالروز «شهادت » زهرا رجبی و علی مرادی درترکیه —

چند صباحی طبق روال معمول که زنان باید فرماندهی میکردند خانم یا خواهر زهرا رجبی بعنوان فرمانده در قسمتی گماشته شد که من زیر مجموعه آن بودم ، خدابیامرزدش از همان اول عدم اعمتماد به نفس و ناتوانی اش در کار اجرایی و حتی برگزاری نشست چنان بود که مورد توبیخ شخص مریم رجوی قرار گرفت و از کار کنارگذاشته شد.مخالفتش با انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک رجوی ها و تمایلش برای زندگی و ازدواج وشایعه عشق به یک همرزمش باعث شد که مورد توبیخ شدید خانم مهوش سپهری (نسرین) قرار بگیرد و او را در جمع بخشی از زنان مجاهد ،زن خانه دار وبه تمسخر ننه زهرا صدا زد.

این توبیخ و جداکردنش از جمع و زندانی شدنش که قابل پوشاندن نبود میرفت که بچه های مجاهد را مسئله دار کند،چاره اما انتقال از اشرف به خارج از عراق بود ، معمولا افراد مسئله دار رده بالا را که توانایی فعالیت سیاسی یا مالی داشتند را به آلمان یا فرانسه میفرستادند و این کار از طریق کشور اردن یا ترکیه انجام میگرفت ، اما در مورد مرحوم زهرا رجبی این کار انجام پذیر نبود چرا که مسئولین فرانسه و آلمان با حضور او مخالفت کرده بودند .

سازمان مجاهدین خلق هیچ فعالیتی برای پناهندگان ایرانی در کشور ترکیه نداشت کما اینکه نه قبل از این قتل ونه بعد از آن هیچ بیلانی از کمک به پناهندگان ایرانی در ترکیه از سوی سازمان ارائه نشده است ، سازمان یک دفتر و تعدادی عضو و خانه تیمی در ترکیه داشت که عمده کار آنان جذب عضو جدیدبا فریبکاری و انتقال آنها به عراق بود .

خانم رجبی در اواسط بهمن ماه هفتاد و چهار به ترکیه اعزام شد و قرار بود بطور مخفی در ترکیه به سر ببرد وآفتابی نشود ، مجاهدین میگویند هشت بهمن که قطعا اشتباه میکنند ، شاید مجاهدین با دستکاری این تاریخ میخواهند وانمود کنند که تروریست های جمهوری اسلامی وقت کافی برای شناسایی و برنامه ریزی این ترور داشته اند .وقتی خبر قتل خانم زهرا رجبی به اشرف رسید خیلی ها از رفتنش هنوز خبر نداشتند .

علی مرادی در ترکیه مسئولیت مخفی کردن خانم رجبی را عهده دار شد و رابطه معمول خرید روزانه و تحویل امکانات را برای او انجام میداد ، رابطه ای که گویا باعث میشود تا خانم رجبی ناگفته هایش را برای او بازگو کند ، (برخی هم از عشق گفتند) .

سازمان که هنوز نمیدانست با خانم رجبی چه کار کند ، اولین گزینه اش انتقال او با رضایت خودش به ایران بود چرا که معتقد بود وقتی به ایران برود حرفهایش برای هیچ کس قابل باور نخواهد بود و همه او را در سنگر روبه رو خواهند دید و دیگرافشاگریهایش و یا مسئله داریش برای سازمان خطری نخواهد داشت و البته دعا میکردند که به محض ورود به زندان و اعدام سرانجام بیابد، شاید همین دعا و آرزو بود که مجاهدین را به فکر گزینه دوم انداخت « قتل وتبدیل یک فرد مسئله دار مستحق مرگ به شهید »

البته این عمل در اشرف چندین بار کارایی خود را نشان داده بود و قطعا در کشور ترکیه با وجود دشمنی مجاهدین و جمهوری اسلامی خیلی بهتر هم میتوانست انجام بگیرد.

ناگفته نماند خانم رجبی از قبل با آقای علی مرادی آشنایی کافی داشت و این برای اعتماد در همان چند هفته کافی بود چرا که خانم رجبی دوبار قبل تر نیز به ترکیه اعزام شد ، یکبار برای انتقال به آلمان که با نپذیرفتن از طرف دفتر آلمان مجبور بازگشت به اشرف شد و یکبار دیگر هم برای انتقال به ایران که باز ترس از دیده شدنش و تصمیم گیری طولانی و بسته شدن راه اعزام به ایران آنها را مجبور به بازگرداندن او به اشرف کرد و البته همه این ترددها را او در خانه تیمی با آقای علی مرادی گذرانده بود ، گزارش روزنامه ترکی آنزمان از پرونده کالبد شکافی و خبر حامله بودن خانم رجبی همه ذهن ها را بلافاصله به سوی مرحوم مرادی کشاند .

شاید کسانی باشند که از سر دلسوزی بگویند که کاش مطرح نمیکردم و میگذاشتم که خانم رجبی شهید بماند و این حرفهای مرا بی حرمتی به شهید و مرحومه بدانند و بخوانند . اما باور کنید برای من عشق در آن شرایط حتی از شهادتش مقدس تر بود و هست ، عشق در آن بحبوحة یاس و نا امیدی و دلسردی و در آن وانفسای طلاق اجباری و فشارهای روحی .

وعشق همیشه مقدس است کاش روزی شهید عشق و زندگی بخوانیمشان .

(پایان)

قربانیان رجوی پاریسبهزاد علیشاهی: چرا سازمان مجاهدین یک” فرقه ” خطرناک است و یک سازمان سیاسی نیست؟

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسمسالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16080

ارتزاق از باد هوا

کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی، سوم فوریه ۲۰۱۵:…  طبق اعتراف صریح مسعود و مریم رجویسازمان آنها فقط در حالتی میتواند سرپا بماند که مدام خبر هایی از پیروزی و کسب حمایت و پیشرفت ارائه دهد , روزگاری تمام این مسئولیت به دوش عملیات ترور و خشونت آنها در خاک ایران بود , با خلع سلاح شدن و افتادنشان از اسب و اصل دیگر از شیپور و سرود پیروزی خبری نبود و این مسئولیت به دوش سخنرانان …

لینک به منبع

ارتزاق از باد هوا

طبق اعتراف صریح مسعود و مریم رجویسازمان آنها فقط در حالتی میتواند سرپا بماند که مدام خبر هایی از پیروزی و کسب حمایت و پیشرفت ارائه دهد , روزگاری تمام این مسئولیت به دوش عملیات ترور و خشونت آنها در خاک ایران بود , با خلع سلاح شدن و افتادنشان از اسب و اصل دیگر از شیپور و سرود پیروزی خبری نبود و این مسئولیت به دوش سخنرانان خارجی افتاد که البته هزینه کلانی هم برای سازمان داشتو گاهی هم جلساتی با جمع کردن غیر ایرانی ها و پخش دادن پول یعنی دادن هزینه و گرفتن حمایت , به ظاهر این نمایشات از رونق افتاده است .

شیوه اخیر مجاهدین برای کسب آبرو و اتزاق و سرپا ماندن حمایت رسانه های خارجی است و اینکار با پرداخت هزینه آگهی بسادگی میسر است . اخیرا مجاهدین مدعی شدند که رسانه های آرژانتینی از بیانیه مریم رجوی نوشته اند

مزدور رجوی و تبلیغ در نشریات دست چندم

اما با کمی بررسی معلوم میشود که نه رسانه ها که فقط یک نشریه مد نظر است

تبلیغات مزدور رجوی در تشریات دست چندم

و باز هم با بررسی کمی دقیق تر معلوم میشود که این نشریه مطلب خانم رجوی را بعنوان آگهی و در قبال پولی هنگفت چاپ کرده است که با تماس با تلفنهای زیر خودتان هم میتوانید بپرسید و یا اگر پول دار باشید آگهی خودتان را با عکس و نام خودتان با لقب ملک المک یا رئیس جمهور و حتی پادشاه یا ملکه ایران چاپ کنید .

تبلیغات مزدور رجوی در نشریات دست چندم

باید به مجاهدین تبریک گفت که خودشان چنین از صدای تولیدی خودشان به وجد می آیند و میخندند و احساس پیروزی میکنند حقا که به خودکفایی رسیده اند .

چرا اصرار دارید خودتان را مضحکە کنید؟

***

همچنین: