سازمان حنیف و مسعود ؟ جمع بی ربط دو متضاد

سازمان حنیف و مسعود ؟ جمع بی ربط دو متضاد

سازمان حنیف و مسعود ؟ جمع بی ربط دو متضادصابر تبریزی، ایران اینترلینک، نوزدهم اکتبر 2020:… میگوید: “سازمان حنیف و مسعود را اما پاسخ این بود که مرام شیخ هرچه چرکین‌تر و راه نیز خونین‌تر، پای بر عهدمان سنگین‌تر. و این‌گونه یافتیم آنکه این راه صعب و بسیار سنگین، ما را رهنمون است. بسیاری از راه را با فدا و با چنگ و ناخن و با ایمان خود نمایان نموده است. آری ما او را یافتیم که پاسخ بر زمانه ماست “. بازهم جواب من در مورد این افاده ای که شده این است که حنیف ومسعود دو شخصیت متضادی هستند و یکسان انگاشتن آنها ظلم بزرگی در حق حنیف نژاد است. ضمن اینکه مسعود دریکی از سخنرانی های خود گفت که اگر حنیف زنده بود، با مریم رجوی بیعت میکرد!!! یعنی من که درمقام خدایی قرار دارم که هیچ، حنیف از مریم هم پایین تراست!! سازمان حنیف و مسعود ؟ جمع بی ربط دو متضاد 

سازمان حنیف و مسعود ؟ جمع بی ربط دو متضادپانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجوی

سازمان حنیف و مسعود ؟ جمع بی ربط دو متضاد

حنیف با مظهر هرگونه شاهنشاهی و وابستگی مخالف بود ولی رجوی ها نه!

27/07/1399

تصور نفرمایید که هدف نویسنده ی رجویست که من سخنان عمده ی او را مورد نقد قرار داده ام، میخواهد تاریخ یادمان داده و بما کمک کند که ازاین گذشته، بعنوان چراغ راه حال وآینده استفاده کنیم!

هدف او صرفا وصرفا بیان نصف ونیمه ی حقایق وبعضی دیگر از قضایا که میزان صحت وسقم آن محل خدشه است و استنتاج خود خواسته بنفع مسعود ومریم است.

اساسا اگر هواداران رجوی ماکیاولیست تاریخ سرشان میشد ،  نمیکردند آن کارهایی را که کردند و با وارد کردن اینهمه خسارت ، سازمان مجاهدین بوجود آمده توسط حنیف نژاد ها را به باند ماقیایی- سیاسی تبدیل نمیکردند.

اینها چیزهایی ازاینجا وآنجا میشنوند و درمورد مسائل تاریخی اظهار لحیه میکنند وگرنه اساسا اهل مطالعه وبحث علمی که کاری پر زحمت است ، دربین اینها محلی ازاعراب ندارد.

بلی!

دانسته های انها ، یادمانده هایی است که رجوی نشخوار کرده وهیچ بحث وفحصی درمورد سخنان بی سر وته اوبعمل نیامده که آمدنش درحد کفر والحاد بوده است!

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائیاز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

دریکی ازاین نوشته های زنجیره ای میخوانیم :

” …اما باز بودند قهرمانانی که وطن را در مسیری رها نکردند. دلاورانی از آذربایجان، ستارخان و باقرخان ایستادند و هزاران تیر زهرآگین تهمت و ناسزا را هم به جان خریدند و سرانجام به تیر خیانت نیز گرفتار شدند “.

اهداف قهرمانان یاد شده، کسب استقلال وآزادی وکم وبیش عدالت اجتماعی بود که توازن قوای موجود وعدم شرکت اکثریت اهالی ایران درنهضت مشروطه  که روستائیان باشند وقدرت زیاد خوانین وامپریالیزم انگلیس و ارتجاع تزاریسم ووابستگان آنها مانع پیروزی آنها شد وجان عزیزشان را ازدست دادند.

با این حال این مسائل به رجوی وگماشتگان نزدیک او چه ربطی دارد که درمسیر استعمار آن زمان وخوانین ستمگر حرکت میکنند؟

با خط ومشی و اهداف پلیدی که رجوی ها پیش میبرند، مطمئن باشید که اگر آن شرایط مهیا باشد ، آن ها نقشی مانند یپرم خان فاشیست وخوانین فراماسونری که بدون مانع ورادعی تهران را تصرف کرده و مانع ادامه ی کار مشروطه خواهان وقهرمانان ملی ومردمی شدند ، بازی خواهد کرد و بهتر است که از ذکر نام این قهرمانان که تمام کارهای فرقه ی رجوی دردشمنی با آرمان های والای آنهاست ، خجالت کشیده وهندوانه زیر بغل ما فرزندان ستارخان ها ندهید.

دوباره :

” نوبت آزادیخواهی به مصدق که رسید نیز با اشارت بیگانه به جنایت بی‌مخ‌های اعلیحضرت گرفتارش کردند. چه می‌شد کرد؟ دشمن غدار بود و راه بر آزادگان می‌بست. و این روش کوروش بزرگ را یادآور می‌ساخت”.

مصدق قبل از اینکه آزادیخواه باشد، یک استقلال طلب بود وراه کسب این استقلال را درملی کردن صنعت نفت ایران میدانست که موفقیت شایانی هم بدست آورده بود که وارد شدن امپریالیزم تازه نفسی بنام آمریکا وسایر عوامل در مسائل، مانع اجرای برنامه هایش شد.

امپریالیزمی که حالا غدارتر از گذشته است وشما برای آستان بوسی او، با دیگر نیروهای ضد ملی در رقابت تنگاتنگ قرار گرفته اید!

ضمنا، کوروش ومصدق( یکی جهان گشا ودیگری استقلال طلب)  دومقوله ی غیر قابل جمع هستند وشما ازجعلیات  تاریخی ای که که بدلایلی رخ داده، سوء استفاده میکنید وگرنه حنیف ها هیچ شاهی را دوست نداشتند.

سپس :

“سازمان حنیف و مسعود را اما پاسخ این بود که مرام شیخ هرچه چرکین‌تر و راه نیز خونین‌تر، پای بر عهدمان سنگین‌تر. و این‌گونه یافتیم آنکه این راه صعب و بسیار سنگین، ما را رهنمون است. بسیاری از راه را با فدا و با چنگ و ناخن و با ایمان خود نمایان نموده است. آری ما او را یافتیم که پاسخ بر زمانه ماست “.

بازهم جواب من در مورد این افاده ای که شده این است که حنیف ومسعود دو شخصیت متضادی هستند و یکسان انگاشتن آنها ظلم بزرگی در حق حنیف نژاد است.

ضمن اینکه مسعود دریکی از سخنرانی های خود گفت که اگر حنیف زنده بود، با مریم رجوی بیعت میکرد!!!

یعنی من که درمقام خدایی قرار دارم که هیچ، حنیف از مریم هم پایین تراست!!

مریم رجوی از دروغ گفتن خسته نمیشودسازمان مجاهدین خلق کنونی، فرقه ای ابتر که ربطی به آرمان آن بنیانگذاران ندارد (بجای تبریک تسلیت بگویید)ا

درادامه :

” کوروش گفت هر آنچه سرب توانستند فراهم آوردند تا ذوب نموده در شکاف کوه ریخته و راه بر دزدان ببندند و مریم گفت و می‌گوید هر آنچه وجدان وطن‌دوست و هر آنچه آزادیخواه که می‌توان جمع نموده تا ذوب شویم و راه حیات بر فقیه نابکار که دزد حیات ایران و ایرانی است سد کنیم… تا وطن خویش آزاد سازیم “.

چه ربطی دارد؟!

آیا مریم وکوروش از یک قماش بوده  و دریک ردیف قرار دارند؟

شما با نام بردن از کوروش میخواهید که سلطنت طلبان را که رقیب خطرناکی برای خود میدانید، خلع سلاح کنید وبنا بر خصلت فرقوی تان ، میخواهید کوروش هم مال شما باشد!!!

وظیفه ی هر فرمانروای کشور وامپراطوری ای، حفظ سرحدات کشور است  والبته در گذشته این فرمانروایان نماینده ی تمامی قدرتمندان کشور ( اقلیت مردم) بودند ومردم درانتخاب آنها نقشی نداشت وانها کشور ومردم را بخاطر حفظ منافع طبقات حاکم میخواستند که بمعنی مردمی بودن آنها نبود والبته بعضی ازکارهایشان بنفع مردم عادی بود بدون اینکه چنین منظوری داشته باشند واین پشآمدها گریز ناپذیرند.

با استدلال شما ، آقا محمد خان قاجار قسی القلب که ایران تبدیل شده به 70 کشور را یکپارچه نمود والبته کار خوبی کرد ، چه چیزی کمتر از شاهان مورد ستایش شما دارد؟

اقدامات عمرانی شاه عباس، تقریبا درطول تاریخ ایران کم نظیر است وبا این حال او دسته ی خونخواری بنام  ” چی ییه ن = خامخوار” تشکیل داده بود که بدستور شاه بعضی از محکومین به اعدام را با دندان های خود تکه تکه کرده ومیخوردند وتصور کنید که چه شکنجه ی هولناکی درمورد این محکومین اعمال میشد!

بدین ترتیب میشود شاه عباس را انسان خوب ودرسطح الگو معرفی کرد ومریم دلاله ی محبت را با او مقایسه نمود؟

ملاحظه میشود که مجاهدین چیزی ازعلم تاریخ نمیدانند وبا ذکر وقایعی دست به استنتاجات تاریخی زده وبرای خود حیثیتی درست میکنند که به تن شان نمی چسبد!

صابر  تبریزی

سازمان حنیف و مسعود ؟ جمع بی ربط دو متضاد

***

پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجویآنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)ا

عبدالرضا نیک بین؛ از بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق تا جدایی از آنعبدالرضا نیک بین؛ از بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق تا جدایی از آن

لاف پنجاه سالگی مجاهدین خلق در پی هویت نداشته فرقه رجویلاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سالگرد-بنیانگذاری-مجاهدین-خلق-ایران/

سالگرد بنیانگذاری مجاهدین خلق ایران ربطی به فرقه ضدبشر و مزدور مریم رجوی ندارد

سالگرد بنیانگذاری مجاهدین خلق ایران مریم رجویصابر تبریزی، ایران اینترلینک، پنجم سپتامبر 2020:… ما نشانی ازترقیخواهی ودموکراسی را درتشکیلات رجوی که استحاله یافته ی سازمان مجاهدین 10 ساله است، ندیده ایم. تبدیل مسعود رجوی به یک بت وهزاران نفر اعضاء به بت پرستی نه تنها هیچ سنخیتی با ترقی و پویایی ندارد ، بلکه درراستای انحطاط بوده وتبدیل سازمان مجاهدین اولیه به یک باند قرون وسطایی وارتجاعی است و هیچ منبع خیری برای مردم نیست و حتما همین مردم بشما خواهند گفت که : مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان! . سالگرد بنیانگذاری مجاهدین خلق ایران ربطی به فرقه ضدبشر و مزدور مریم رجوی ندارد. 

پیام مرحوم مسعود رجوی ، توهم مریم رجوی و مجاهدینسازمان مجاهدین خلق ؛ از توهم تا واقعیت

سالگرد بنیانگذاری مجاهدین خلق ایران ربطی به فرقه ضدبشر و مزدور مریم رجوی ندارد

با منطق مجاهدین رجوی، فاصله ی سال 1350 تا 1360 ، 57 سال است!

15/06/1399

مهرداد هرسینی که یکی از چاپلوس ترین وابسته ی مسعود رجوی است ، با طرح 57 امین سالگرد بنیاندگذاری سازمان مجاهدین خلق ، اقدام به شاهنامه نویسی کرده است .

سالگرد بنیانگذاری مجاهدین خلق ایران مریم رجوی

 این در حالی است که سازمان مجاهدین بطور رسمی دراواخر سال 1350 با این نام شناخته شد و ضمن طی مراحل مختلف وتغییرات عظیم وانشعاباتی که اکثریت اعضای آن انجام دادند والبته به کجراهه  هایی هم رفتند، تا سال 1360 من حیث المجموع میتوان آن را استقلال خواه وعدالت طلب دانست .

اما در 30خرداد 1360 وبه خیال واهی بدست آوردن قدرت ، بنای ترور وانفجارهای وحشیانه را گذاشته وبه یکی ازمولفه های قابل تامل پرافت وخیز شدن انقلاب 1357 ازطرف منفی اش شدند.

از زبان او ویا کسی که این مطالب را بنام اعضای سازمان مینویسند، بشنویم :

” پنجاه و شش سال پیش در چنین ایامی و در پی شکست تمامی راه حل های مسالمت آمیز و بویژه سرکوب خونین ۱۵ خرداد در سال ۴۲، نهال نوپایی از سوی شهدای والامقام محمد حنیف نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع زادگان علیه دیکتاتوری سلطنتی نهاده شد که در امتداد خود با رهبری برادر مسعود اکنون به درختی تنومند در ایران زمین علیه جباریت ولی فقیه تبدیل گردیده است “.

شما منطق تاریخ را نمیدانید وآگاه نیستید که دارندگان قدرت، حکومت را باین سادگی ها وا نمیگذارند وازاین رو، مبارزات مسلمت آمیز به صبر و تحمل زیاد محتاج است ودرنتیجه ثمرات آنها بزودی ببار نمی نشیند و این مسئله سبب سرخوردگی کسانی میشود که ضمن اینکه خود را انقلابی میدانند، تاب وتحمل مرارت ها ودود چراغ خوردن های مبارزات مسالمت آمیز را ندارند و ناچار دست به کارهایی میزنند که ضربات جبران ناپذیری میخورند و در لحظه ی مناسب، از ایفای نقش درجه اول  درانقلاب عاجز مانده و چاره ای جز وامصیتا خواند ن پیدا نمیکنند!

ضمنا ، مبارزات مردمی مجاهدین که بدون ارتباط با توده ی عظیم مردم ودرخانه های تیمی جریان داشت ، از سال 1350 شروع شد ودر 30 خرداد 1360 باتمام رسید وبنابراین شما این 47 سال اضافه ی را ازکجا بدست آورده اید؟؟!!

مسئله ازاین قرار بود که هسته های  معدود مطالعاتی بوجود آمده درسال 1344 را نمیتوان سازمان مجاهدین خلق نامید و روسای این محافل هم چنین کاری نکردند.

کارهای دارودسته ی رجوی را هم که ازخرداد 1360 شروع شد و این سراشیبی سقوط  ودوری از آرمان های بنانگذاران آن هسته های مطالعاتی همواره ادامه داشته و با این حساب نمیشود که 10 سال مجاهد بودن را 57 سال دانست وبرسمیت شناخت وتبلیغات گوش خراشی هم بنفع این دروغگویی وکلاه برداری تاریخی براه انداخت!

الیته باند رجوی که یک فرقه ی سیاسی- مافیایی منحصر بفردی درجهان است ، براحتی میتواند ازاین کلاه برداری های تاریخی بکند که کرده است!

دوباره :

” سخن از جنبشی عظیم، ملی و مردمی با پایه های گسترده اجتماعی، فرهنگی، فکری و نیز با برنامه ای مترقی و دمکراتیک برای ایرانی آزاد می باشد که در بستر خود متعهد به التیام زخم ها و صدمات تاریخی از ضربات شاه و شیخ بر پیکر جامعه دردمند ما ایرانیان است “.

ما نشانی ازترقیخواهی ودموکراسی را درتشکیلات رجوی که استحاله یافته ی سازمان مجاهدین 10 ساله است، ندیده ایم.

تبدیل مسعود رجوی به یک بت وهزاران نفر اعضاء به بت پرستی نه تنها هیچ سنخیتی با ترقی و پویایی ندارد ، بلکه درراستای انحطاط بوده وتبدیل سازمان مجاهدین اولیه به یک باند قرون وسطایی وارتجاعی است و هیچ منبع خیری برای مردم نیست و حتما همین مردم بشما خواهند گفت که : مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان!

بارهم :

” اساس و بنیان مجاهدین نه تنها با ریشه های عمیق فکری و اجتماعی ایرانیان گره خورده، بلکه فراتر از آن، اکنون به واقعیتی اجتناب ناپذیر در صحنه داخلی و بین المللی نیز تبدیل شده است “.

کارهای مجاهدینی که اینک به سابقون تبدیل شده اند ، هیچ مشابهتی با آنچه که مردم طی چند بار ودر طول یکصد ساله ی اخیر کرده اند ، نداشته و تنها میتواند مایه ی شرم هر ایرانی آزادیخواه، استقلال گرا ومیهن دوست باشد و اشتهار مجاهدین نه درجهانی که مردم واقعی درآن زندگی میکنند نبوده و مربوط به  جهان پر نیرنگ وریا وخونریزی دشمنان بشریت و روسپیان سیاسی است!

درادامه :

” جنبشی که اکنون در جای جای میهن اسیرمان رخنه کرده و اقشار و طبقات مختلف و بویژه محرومان، زحمتکشان، خانواده ها و بازماندگان تمامی قربانیان این رژیم ضد بشری را برای خوراندن دیگر «جام های زهر» به دیکتاتوری ولی فقیه و سرنگونی، به جوش و خروش درآورده است “.

حرکات اعتراضی مردم که صنفی است ومشابه حرکات صنفی مردم سایر کشورهای جهان است ، آرزوهای پلید شما را برآورد نخواهد کرد و با برخورد صحیح طرفین دعوا ، مانع تبدیل شدن آنها به شورش های کور وبدون رهبری ای خواهد بود که شما بهمراه دشمنان خارجی مردم ایران منتظر ماهی گرفتن ازآن هستید!

صابر

سالگرد بنیانگذاری مجاهدین خلق ایران ربطی به فرقه ضدبشر و مزدور مریم رجوی ندارد

*** 

مواضع خائنانه فرقه رجوی در تنش ایران و امریکااز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

مجاهدین خلق از کمین سر کوچه علیه امریکایی ها تا امروز قتل مستشاران امریکایی توسط مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی 

همچنین: