سازمان مجاهدین خلق و جنایت علیه بشریت

سازمان مجاهدین خلق و جنایت علیه بشریت

سازمان مجاهدین خلق و جنایت علیه بشریتعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، تهران، بیست و ششم ژوئیه 2021:… جنایات سران سازمان مجاهدین خلق در هر سه دسته ای که در بالا ذکر شد، خصوصاً علیه اعضای سازمان در دهه 70 و در سال 1373، که حداقل 500 نفر را شامل می شود، هم سیستماتیک و هم در سطح گسترده انجام شده است؛ لذا مشمول جنایت علیه بشریت بوده و در صلاحیت رسیدگی دیوان کیفری بین المللی بعد از صدور حکم در دادگاه ملی می باشد. با توجه به شواهد و ادله متعدد و غیرقابل انکار در زمینه جنایات سازمان یافته و گسترده در پادگان اشرف در عراق، می توان سران مجاهدین خلق به ویژه مریم و مسعود رجوی را به اتهام ارتکاب جرایم مختلف علیه بشریت به صورت “سیستماتیک” و “گسترده” در عراق در دادگاه بین المللی کیفری (ICC) تعقیب و محاکمه نمود. سازمان مجاهدین خلق و جنایت علیه بشریت 

MEK Leaders Torture ProsecutionsMEK Leaders Torture Prosecutions

سازمان مجاهدین خلق و جنایت علیه بشریت

انجمن نجات مرکز تهرانیکشنبه 3 مرداد 1400

مقدمه

عاطفه نادعلیان

خانم عاطفه نادعلیان وکیل دعاوی

جنایات “سیستماتیک” و “گسترده” سازمان مجاهدین خلق یا فرقه مخرب رجوی علیه بشریت را بعد از انقلاب اسلامی ایران می توان به سه دسته تقسیم نمود:

یکم: سازمان مجاهدین خلق بر اساس انتشارات و اعترافات خود مسئول کشتار حداقل 12 هزار تن از ایرانیان در دهه 60 شمسی از طریق سوء قصد و بمب گذاری و عملیات خرابکارانه می باشد که همیشه به این امر افتخار نموده است. این تعداد، افراد بی گناهی بودند که عمدتاً هیچ ارتباطی با سیاست و حکومت نداشتند و صرفاً هدف انتقام کور مجاهدین خلق بعد از ناکامی در کسب قدرت در ایران قرار گرفتند.

دوم: سازمان مجاهدین خلق در جریان انتفاضه شعبانیه عراق در سال 1370 شمسی در همدستی با رژیم صدام حسین به سرکوب قیام کردها در شمال و شیعیان در جنوب این کشور پرداخت و باز به اعتراف خود، مسئول کشتار بی رحمانه ای در عراق در این دوران بود. مسعود رجوی سرکرده این سازمان در آن زمان به این امر و این که نشان شجاعت عراق را در این رابطه دریافت نموده افتخار می کرد.

سوم: سازمان مجاهدین خلق در پادگان اشرف در عراق در دهه 70 شمسی و خصوصاً در سال 1373 به صورت “سیستماتیک” و “گسترده” مسئول قتل، حبس انفرادی، شکنجه، اعدام ساختگی، ایجاد آسیب های جسمی و روحی، ترغیب به خودکشی، تجاوز، عقیم سازی، مغزشویی تعداد کثیری از اعضای خود و کلاً برقراری سیستم برده داری نوین می باشد.

به این ترتیب سازمان مجاهدین خلق سه دسته قربانی دارد که شاهدان عینی از اعضای سابق این فرقه در خصوص هر سه فقره “جنایت علیه بشریت”، مشاهدات خود را به رشته تحریر درآورده و همچنین آمادگی شهادت در هر محکمه ای را دارند. موضوع مقاله حاضر دسته سوم از قربانیان یعنی اعضای فدایی و جان برکف خود سازمان مجاهدین خلق است که به اختصار توضیح داده می شود. خانم دکتر “مارگارت تالر سینگر” در کتاب خود با عنوان “فرقه ها در میان ما” متذکر می گردد که اعضای هر فرقه و خانواده های آنان مقدم ترین قربانیان آن فرقه هستند.

فراخوان برای محاکمۀ مسعود و مریم رجوی به جرم جنایت علیه بشریت

نقض حقوق بشر در پادگان اشرف

پادگان بدنام اشرف در عراق، بیش از سه دهه مقر فرقه ای سازمان مجاهدین خلق بود که هم ظرف استراتژی و هم ظرف ایدئولوژی این فرقه محسوب می شد. تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق که از پادگان اشرف خارج شده یا به تعبیری فرار کرده اند پرده از ارتکاب بسیاری از جنایات در حق اعضا برداشتند. آن ها همچنین از عدم هرگونه ارتباط با بیرون از پادگان سخن گفتند و این که از دسترسی به پست، تلفن، موبایل، اینترنت و رسانه ها به غیر از برنامه های منتخب تلویزیون سازمان و همچنین از ارتباط با دوستان و خانواده محروم بوده اند. آن ها فرار از قرارگاه را کاری سخت و خطرناک خواندند.

به دنبال شکایات جداشدگان و خانواده ها در دستگاه قضاییه عراق بعد از سقوط صدام حسین، بالأخره دادگاه عالی بغداد در تیر ماه ۱۳۹۱ حکم دستگیری ۳۹ تن از سران سازمان مجاهدین خلق را به اتهام “جنایت علیه بشریت” صادر کرد، اما اجرای این حکم با دخالت و ممانعت نیروهای آمریکایی که حفاظت پادگان اشرف را برعهده داشتند متوقف ماند. حتی از تجسس در پادگان اشرف با حکم قضایی توسط پلیس شهر بعقوبه (مرکز استان دیالی) برای یافتن گورهای دسته جمعی که رد آن ها داده شده بود ممانعت به عمل آوردند. این 39 تن بعداً با اسناد جعلی و با کمک آمریکایی ها عراق را به مقصد آلبانی ترک گفتند. نام آنان در هیچ یک از گروه های اعزامی نبود.

در این خصوص رادیو فردا به نقل از رویترز با عنوان “صدور حکم دستگیری سران مجاهدین خلق در عراق به اتهام جنایت علیه بشریت” اعلام نمود که: “دادگاهی در عراق روز یکشنبه حکم دستگیری ۳۹ تن از سران سازمان مجاهدین خلق از جمله مریم و مسعود رجوی، رهبران این گروه، را به اتهام «جنایت علیه بشریت» صادر کرد. قاضی محمد عبدالصاحب، سخنگوی دادگاه عالی عراق، با اعلام خبر صدور حکم دستگیری ۳۹ تن از سران این سازمان، به وجود «شواهدی» اشاره کرده است که «جنایت این افراد علیه بشریت را تأیید می ‌کند».”

لازم است قدری به عقب برگردیم. پس از شکست در عملیات فروغ جاویدان علیه ایران و برقراری آتش بس بین ایران و عراق و به بن بست رسیدن استراتژی ارتش آزادیبخش ملی، به تدریج جریان درخواست خروج از سازمان شدت گرفت. مسعود رجوی برای جلوگیری از ریزش نیروهای به شدت سرخورده و روحیه باخته اش دستور انقلاب ایدئولوژیک را برای اعمال شدیدتر قواعد و قوانین کنترل ذهن مخرب فرقه ای صادر کرد. در انقلاب ایدئولوژیک جدایی اجباری اعضای متأهل از همسران، فرستادن فرزندان این افراد به اروپا و برگزاری جلسات تفتیش عقاید و اعتراف گیری به گناهان در حضور جمع به اعضای سازمان تحمیل شد.

یرواند آبراهامیان بر این عقیده است که از اوایل سال 1370(1991 میلادی) سازمان مجاهدین خلق به تدریج همه ویژگی‌ های اصلی یک فرقه مذهبی – سیاسی را دارا شد. رهبری ستایش شده که عنوان رسمی “رهبر عقیدتی” را داشت. مجاهدین خلق در یک تشکیلات هرمی سلسله مراتبی خشک به وجود آوردند که در آن دستورات از بالا می آمد و افراد رده پایین سازمان وظیفه‌ ای جز اطاعت کردن بدون پرسش نداشته و ندارند.

دبیر دوم سفارت آمریکا در بغداد طی گزارشی مستند، بخشی از جنایات سران سازمان تروریستی مجاهدین خلق در تسویه حساب‌ های خونین و کشتار اعضای خود، تجاوز به زنان حاضر در پادگان اشرف، مسموم‌ سازی و اعدام ده‌ ها تن از اعضای ناراضی این گروه پرده برداشت. در بخشـی از این گـزارش آمده است: “مسعود رجـوی روابط جنـسی گسترده ‌ای با افـراد نـظامی، سـیاسی و دفـتـری زن این گروه داشــته و دســتور عــقیم‌ سـازی برخـی از آنان را نیز صـادر کرده بود.” وی در این گزارش یادآور می شود کـه خـود شـاهـد دیــدن فیلـم ‌هایی از اعتـرافات این زنـان بوده است.

مریم رجوی حقوق بشر را در فرقه مجاهدین خلق معنی می کند

جنایات سال 1373 در پادگان اشرف

در نوزدهم می سال ۲۰۰۵ برابر با ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۴ سازمان بین المللی “دیدبان حقوق بشر HRW” گزارشی از وضعیت حقوق بشر در درون تشیکلات مجاهدین خلق در سال ۱۳۷۳ تحت عنوان «خروج ممنوع» ارائه داد. بر اساس این گزارش سازمان مجاهدین خلق طی آن سال ها ناراضیان سیاسی را در زندان های داخلی محبوس نموده و بسیاری از آن ها را مدتی بعد به عراقی ها تحویل داده است. دیدبان حقوق بشر مرگ دو نفر به نام های پرویز احمدی و قربانعلی ترابی بر اثر شکنجه در زندان های رجوی را تأیید کرده است.

سید حجت سید اسماعیلی در کتاب خود با نام “خداوند اشرف از ظهور تا سقوط” در صفحه 764 تحت عنوان “دستگیری های سال 1373” می نویسد:

“سرکوب تشکیلاتی در سال 1373 تحت عنوان رفع ابهام همچنان که در فصل های پیشین به طور مفصل اشاره کردم، پروژه ای بود که با تمام قدرت روی میز سازمان سنگینی می کرد و نقطه عطفی در بروز ماهیت خشن و فرقه ای تشکیلات رجوی محسوب می شد. این پروژه که تا نیمه اول سال 1374 طول کشید، نه تنها مسأله ای از رجوی حل نکرد، بلکه به طور مضاعف و به دلیل سرکوب شدید بر مشکلات تشکیلاتی نیز افزود و همچنان به اصطلاح سازمانی بریده و مسأله دار روی میز سازمان گذاشت که کارکردهای انقلاب ایدئولوژیک رجوی را زیر علامت سؤال می بردند.”

مهدی خوشحال در صفحه 41 کتاب خود در سال 1383 می نویسد:

“مسعود رجوی برای کمتر از 4000 تن از نیروها و فدائیانش در عراق، بیش از 10 زندان ساخته بود. در سال 1373 در جریان سرکوب ناراضیان و کودتای خزنده درون تشکیلاتی که به بهانه کشف نفوذیهای دشمن انجام گرفت، بیش از 500 تن را زندانی و شکنجه کرد که حداقل 4 تن به نام های پرویز احمدی، قربانعلی ترابی، الیاس کرمی و علی خوشحال، زیرِ شکنجه کشته شدند.”

فؤاد بصری از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در وبلاگ شخصی خود نوشته است:

“سید محمد سادات دربندی معروف به کاک عادل از نفراتی بود که به طور مستقیم مسئول شکنجه و سرکوب ناراضیان در سازمان مجاهدین خلق بود. اکثریت آن چند صد نفری که در سال ۷۳ در پادگان اشرف زندانی شدند او را شناخته و بسیاری از نفرات به دست وی کتک خورده و شکنجه شده اند. در آن زندان ها حدود ۶ الی ۷ نفر تاکنون مشخص شده که در زیر شکنجه به قتل رسیده اند. او در سازمان مجاهدین خلق به “عادل زندانبان” معروف است. سه نفر از نفرات ثابت دیگر زندانبان در زندان های اشرف حسن عزتی (نریمان)، بهرام جنت صادقی (مختار) و مجید عالمیان بودند که این چهار نفر که اکنون در آلبانی هستند کلیه اسرار مربوط به حذف فیزیکی و شکنجه و زندانی کردن ناراضیان را دارند.

عادل زندانبان یا همان سید محمد سادات دربندی که افتخارش این بود که جزو نفرات هواپیماربایی قبل از انقلاب اسلامی در ایران بوده، بیش از دو دهه به شغل زندانبانی و شکنجه گری در درون تشکیلات مخوف فرقه رجوی مفتخر بوده است. او در نزد اعضا بسیار منفور است و علی رغم ظاهر آرامی که از خود نشان می دهد، فردی خشن و بی رحم است. خاطرات به جا مانده از وی در اذهان افراد زندانی در سال های ۷۳ کتک و فحاشی و خشونت می باشد.

او و همدستانش به فرمان مستقیم مسعود رجوی در زندانی کردن، کتک زدن و شکنجه نفرات در سال ۷۳ نقش داشته اند. آنان در مرگ اعضایی که در سال ۱۳۷۳ شمسی در زندان های پادگان اشرف به قتل رسیده اند سهیم بوده یا حتی نقش اصلی را داشته اند.”

محمد رزاقی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق که در حال حاضر در پاریس به سر می برد از خاطرات خود در زندان های پادگان اشرف در سال ۱۳۷۳ چنین نوشته است:

«بعد از مرگ قربانعلی ترابی در سلول، عادل زندانبان به شکنجه گران دستور داد تا به سلول ما یورش ببرند و همه را با مشت و لگد می زدند و داد می زد که حق ندارید در سلول هم در مورد مرگ قربانعلی ترابی حرف بزنید…»

دیگر زندانیان آن زمان در خاطرات خود قید کرده اند که عادل و سایر دوستانش روزها و هفته ها آن ها را در درون سلول هایشان با پوتین های نظامی زیر لگد خود می گرفتند و تا سرحد مرگ آن ها را کتک می زدند.

متأسفانه اغلب کسانی که سوژه شکنجه های ضد بشری در زندان های مخوف مجاهدین خلق در دهه 70 بوده اند یا سربه نیست شده اند یا هنوز اسیر این فرقه مخرب در آلبانی هستند. لذا بسیاری از حقایق و اتفاقات آن دوران هنوز ناگفته باقی مانده اند. اما هستند کسانی که توانسته اند خود را نجات داده و لب به سخن بگشایند و گوشه ای از جنایات سران مجاهدین خلق در آن ایام را افشا کنند.

به عنوان نمونه بهمن اعظمی که توانست در آلبانی خود را رها سازد و به بیان خاطرات خود بپردازد در مصاحبه ای با عنوان “در درون زندان ها و شکنجه گاه های مجاهدین خلق در سال 1373 چه گذشت؟” به بیان این “جنایات علیه بشریت” پرداخت.

او توضیح می دهد که وی را به یک سلول انفرادی یک متر در یک متر در پادگان اشرف بردند و او را آنجا که بسیار سرد بود با لباس زیر رها کردند و 7 روز به این منوال گذشت. او می گوید: “مختار جنت، مجید عالمیان، و عادل که فرمانده آن ها بود مرا کتک می زدند. دستم را از پشت به صندلی بسته بودند و با مشت و لگد به جان من افتاده بودند و با پوتین هم به ساق پای من می زدند که دردی می کشیدم که هر لحظه از خدا مرگ می خواستم. تمام صورتم باد کرده بود. بعد از پروسه شکنجه من را سه نفری آوردند و داخل سلول پرت کردند. من خودم اصلاً نمی توانستم راه بروم. یک نفر هم اتاقی من بود به نام مجید بزرگمهر که کُرد بود. بعد از شکنجه های زیادی که شد در داخل سلول رو دست بچه ها فوت کرد. هیچ فریاد رسی نبود تا کمک کند. بعد از مردن مجید بزرگمهر آمدند و جسدش را از پا گرفتند و کشیدند و بردند. در داخل زندان یک راهرویی بود که صدای شکنجه و جیغ زدن می آمد. صدای جیغ مربوط به زن هایی بود که آن ها را هم شکنجه می کردند. یکی از این زن ها طوبی بزرگمهر نام داشت که برادرش در زندان رجوی کشته شده بود. نفرات زیادی بودند که شکنجه شدند. فرامرز رحیمی، سعدالله سیفی، عادل اعظمی که پسر عموی خودم بود و با من از ایران به سازمان آمده بود. مهدی رحیمی که الآن گوش هایش از شکنجه ای که شده بود هنوز ناقص و حالت آویزان دارد. بعد از این، دسته دسته نفراتی را به زندان می آوردند.

لازم به ذکر است که از تمامی چند صد نفر کسانی که در سال 1373 حبس و شکنجه شدند نوشته و امضا گرفتند که وقتی به یکان های خود باز می گردند صرفا بگویند که در مأموریت بوده اند و کلامی از آنچه بر آنها گذشته است را حتی در میان خود به زبان نیاورند.

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

شکنجه گران و بازجویان سازمان در اشرف

تعدادی از شکنجه گران اصلی و فعال در سه زندان سازمان مجاهدین خلق در ارتباط با اسرای جنگی ایرانی و اعضای سازمان که خواستار جدایی یا مورد سوء ظن بودند، بر اساس اطلاعات به دست آمده از جداشدگان و نجات یافتگان عبارت از مهدی ابریشمچی با نام مستعار شریف، پرویز کریمیان با نام مستعار جهانگیر، عبدالوهاب امیری با نام مستعار افشین، علی اکبر انباز با نام مستعار یوسف و حسین ابریشمچی با نام مستعار حسین ابر بودند.

بر اساس اطلاعات به دست آمده از شاهدان عینی، افزون بر این شکنجه گران، مهوش سپهری با نام مستعار نسرین، زهرا توکلی با نام مستعار نصرت، سید محمد سادات دربندی با نام مستعار کاک عادل، پرویز موسوی سیگاری نیا با نام مستعار فاضل، حسن عزتی با نام مستعار نریمان، محمد محدثین با نام مستعار بهنام نیز دیگر شکنجه گران سازمان طی دهه 70 شمسی در اشرف بودند.

محمدعلی جابر زاده انصاری با نام مستعار قاسم، بهرام جنت صادقی با نام مستعار مختار، محمد باقر شعبانی با نام مستعار باقر، عباس داوری با نام مستعار رحمان، مهدی برائی با نام مستعار احمد واقف، حجت بنی عامری با نام مستعار حکمت و بهمن برومند با نام مستعار ناجی از دیگر اعضای فرقه رجوی بودند که هم در شکنجه برنامه ریزی شده اعضای ناراضی یا مشکوک به ناراضی و هم در شکنجه اسرای جنگی ایرانی در عراق نقش مهمی داشتند.

در بخشی دیگر، حسن محصل، فریدون سلیمی، لیلا دشتی، بتول رجایی، مجید عالمیان، حمید یوسفی، حسام عاملی، محسن امینی، فهیمه اروانی، اسدالله مثنی که در ستاد اطلاعات و شناسایی سازمان مجاهدین خلق کار می کردند در شکنجه اسرای جنگی با هدف تخلیه اطلاعاتی و اعضای مسأله دار جایگاه ویژه ای داشتند.

ابوالقاسم رضایی (حبیب)، مجید حریری، محبوبه جمشیدی (آذر)، مهدی مرادی، مژگان پارسایی، محمدعلی توحیدی خانیکی (فرید)، محمد حیاتی (سیاوش)، عباسعلی سیفی‌پور، هادی روشن ‌روان (هوشنگ اخباری)، علیرضا جعفرزاده، عذرا علوی طالقانی (سوسن)، مهدی علی قلی، محمد جواد غدیری مدرسی، سونا صمصامی و گیتی گیوه‌ چیان از دیگر نام هایی هستند که به عنوان آمران و عاملان سرکوب و شکنجه در پادگان اشرف از آنان نام برده شده است که در رأس همه این اسامی مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو (رجوی) قرار می گیرند.

جداشدگان در پارلمان اروپا : نقض مستمر حقوق بشر در مجاهدین خلق ، فرقه رجوی

دادگاه حقوقی و بین المللی در تهران و لاهه

از اوایل سال 1397، 42 تن از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در یک اقدام خودجوش علیه سران این سازمان در دستگاه قضائیه ایران اقامه دعوی کرده و به خاطر صدمات جسمی و روحی که متحمل شده بودند درخواست غرامت نمودند. جلسات دادگاه در اواخر سال 1399 تشکیل شد و اظهارات شاکیان و شاهدان و مطلعین استماع گردید. نهایتاً حکم قطعی در شعبه 55 دادگاه حقوقی و بین الملل تهران در اوایل سال 1400 صادر و جهت ابلاغ به متهمین از طریق وزارت خارجه به اطلاع دولت های فرانسه و آلبانی رسید.

سازمان مجاهدین خلق و جنایت علیه بشریت

سازمان مجاهدین خلق و جنایت علیه بشریت

در جریان دو روز دادگاه در روزهای 17 و 18 اسفند 99، حقایق تکان دهنده ای از جنایات اعمال شده بر اعضای سازمان مجاهدین خلق توسط سران این سازمان در پادگان اشرف بیان گردید که حاضران را به شدت تحت تأثیر قرار داد. افراد از شکنجه های مستمر بر روی تعداد کثیری از اعضا پرده برداشتند. این حقایق که با پوشش داخلی و بین المللی رسانه ای گسترده ای همراه بود برای اغلب مردم ایران تازگی داشت.

با انتشار خبر صدور حکم در این رابطه، بیش از 200 نفر دیگر از اعضای سابق فرقه رجوی با دادن امضا و اثر انگشت خود وارد پرونده مربوطه شده و در ردیف شاکیان قرار گرفتند. همچنین پویشی در یک سایت معتبر بین المللی و در سایت نجات برای جلب حمایت مردمی برای “محاکمه بین المللی سران فرقه رجوی به اتهام ارتکاب به جرایم سنگین مورد نگرانی جامعه بین المللی” به راه افتاد که هزاران تن با امضای خود بر این خواسته برحق صحه گذاشتند.

با صدور حکم قطعی در یک دادگاه ملی، پیگیری موضوع و ادامه دادرسی در دیوان کیفری بین المللی ICC در پایتخت هلند ممکن گردید. اسناد و مدارک مربوطه به طور کامل با ترجمه رسمی تمامی صفحات در سه کتابچه به علاوه امضای بیش از 4000 نفر در سایت معتبر بین المللی در 183 صفحه و همچنین پلات امضا و اثر انگشت بیش از 200 نفری که بعدا به جمع شاکیان پیوستند تقدیم دبیرخانه دیوان لاهه جهت ملاحظه آقای کریم اسد احمد خان به عنوان دادستان دادگاه کیفری بین المللی شد. این مدارک پس از بررسی اولیه و مهر و شماره شدن تمامی صفحات جهت بررسی در مراحل بعدی ثبت گردید.

محاکمه سران سازمان مجاهدین خلق – امضاء ها از مرز 10هزار گذشت

صلاحیتICC در تعقیب سران مجاهدین خلق

دادگاه کیفری بین المللی (ICC) در لاهه پایتخت هلند در خصوص افرادی که به سنگین ترین جرایم مورد نگرانی جامعه بین المللی متهم شده اند تحقیق، و در صورت تأیید آنان را محاکمه می کند. سنگین ترین جرایم مورد نگرانی جامعه بین المللی عبارتند از: نسل کشی، جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت و جنایت نیروی متجاوز.

این دادگاه به عنوان آخرین مرحله در دادرسی، سعی در تکمیل دادگاه های ملی و نه جایگزینی آن ها را دارد. دادگاه کیفری بین المللی تحت نظارت یک معاهده بین المللی به نام اساسنامه رم، اولین دادگاه کیفری بین المللی دائمی در جهان است.

دادگاه بین المللی عدالت (ICJ)، که مقر آن نیز در لاهه می باشد، ارگان اصلی قضایی سازمان ملل متحد است. تمامی امور حقوقی بین المللی ابتدا از این طریق دنبال می شود.

تعریف جرایم علیه بشریت در اساسنامه دادگاه بین المللی کیفری برای رواندا (ICTR) و دادگاه بین-المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق، مشابه تعریف موجود در اساسنامه دیوان است. بر اساس ماده 7 اساسنامه دیوان، جرایم علیه بشریت عبارتند از: “اعمالی از قبیل کشتار، انهدام و شکنجه در یک سطح گسترده و فراگیر یا حمله سیستماتیک و سازمان یافته که بر ضد شهروندان صورت گیرد”. بنابراین باید اثبات شود که جنایات به صورت “سیستماتیک” یا “گسترده” صورت گرفته است. بر اساس عرف بین الملل لازم نیست که این عملیات در جریان یک درگیری نظامی یا مربوط به یک دولت باشد.

در ماده 7 اساسنامه دیوان در مورد جرایم علیه بشریت دو قید <systematic> و <widespread> مطرح می باشد. لذا باید جنایات صورت گرفته یا سیستماتیک بوده یا در سطح گسترده انجام شده باشد.

مفاهیم سیستماتیک و گسترده در دادگاه بین المللی برای رواندا این گونه تعریف شده است: “کاملاً سازمان یافته که پیرو یک الگوی منظم بر اساس سیاست مشترکی باشد که شامل مدارک و منابع اساسی عمومی یا اختصاصی باشد. معیار گستردگی را می توان به عنوان عملی کلان، مکرر و در سطح وسیع تعریف نمود که به صورت جمعی و با خشونت قابل توجهی بر ضد جمع کثیری از قربانیان انجام گیرد.”

بنابراین جنایات سران سازمان مجاهدین خلق در هر سه دسته ای که در بالا ذکر شد، خصوصاً علیه اعضای سازمان در دهه 70 و در سال 1373، که حداقل 500 نفر را شامل می شود، هم سیستماتیک و هم در سطح گسترده انجام شده است؛ لذا مشمول جنایت علیه بشریت بوده و در صلاحیت رسیدگی دیوان کیفری بین المللی بعد از صدور حکم در دادگاه ملی می باشد.

با توجه به شواهد و ادله متعدد و غیرقابل انکار در زمینه جنایات سازمان یافته و گسترده در پادگان اشرف در عراق، می توان سران مجاهدین خلق به ویژه مریم و مسعود رجوی را به اتهام ارتکاب جرایم مختلف علیه بشریت به صورت “سیستماتیک” و “گسترده” در عراق در دادگاه بین المللی کیفری (ICC) تعقیب و محاکمه نمود.

پرونده رجوی در لاهه . درخواست کتبی محاکمه به دادگاه بین المللی تسلیم شد

واکنش های فرقه رجوی به درخواست محاکمه بین المللی سران

در روز دوم جلسه دادگاه در تهران، یعنی در اولین ساعات 18 اسفند 99، مسعود رجوی با صدای خود سراسیمه به میدان آمد و نسبت به این دادگاه که در حال اجرا بود واکنشی هیستریک و عجولانه نشان داد. او که به شدت از عاقبت این کار وحشت داشت نابخردانه اقدام به تهدید شاکیان کرد و به اصطلاح کانون های شورشی خود را برای برخورد فیزیکی با شاکیان فراخواند. او همچنین با سفسطه و مغلطه کاری های خاص و معمول خود حضور در دادگاه را مشروط به حاضر شدن فلان و بهمان فرد کرد که از نظر حقوقی امری کاملاً مضحک است.

همچنین در روز دوم راه اندازی طومار برای حمایت از محاکمه بین المللی سران مجاهدین خلق در یک سایت معتبر بین المللی، مجدداً فرقه رجوی سراسیمه وارد میدان شد و واکنش نشان داد و همان دجال گری های معمول خود را برای محاکمه همزمان فلان شخصیت سیاسی یا بهمان مقام قضایی ایران مطرح نمود.

به دنبال تسلیم مدارک همراه با ترجمه رسمی آنان به دبیرخانه دیوان بین المللی لاهه، تا مدتی فرقه رجوی در محاق فرو رفت و از شدت وحشت توان واکنش را از دست داده بود. اما نهایتاً در برابر طومار سایت انجمن نجات که آنزمان بیش از 8 هزار امضا را به خود اختصاص داده بود واکنش نشان داد و مجدداً ترفند گریز از پاسخگویی در یک محکمه بین المللی را به کار برد.

رجوی یا واقعاً احمق است یا دیگران را احمق فرض نموده است. اگر او یا هر یک از سران مجاهدین خلق از کسی شکایت دارند می توانند قبول زحمت نموده و شکایت خود را در هر کشوری که هستند از طریق دادگاه های ملی دنبال کرده و بعد از کسب حکم قطعی به دیوان بین المللی لاهه احاله دهند. اما رجوی خود بهتر از هر کسی می داند که اعمالش علیه اعضای فرقه خودش کاملاً غیرقانونی و مصداق عینی “جنایت علیه بشریت” بوده و دیر یا زود باید پاسخگو باشد.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

به بهانه پاسخ به مطلب اهانت آمیز رجوی

سازمان مجاهدین خلق و جنایت علیه بشریت

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/انتخابات-ریاست-جمهوری-1400/

انتخابات ریاست جمهوری 1400

عاطفه نادعلیان وکیل حقوق بشرعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، تهران، بیست و نهم می 2021:… تمام سایت های سازمان مجاهدین خلق، علاوه بر یکان سایبری این سازمان در آلبانی، بر انتخابات در ایران متمرکز شده اند. هدف آنان تلاش برای کاهش تعداد رأی دهندگان و شرکت کنندگان در انتخابات و نشان دادن عدم اقبال مردمی است. برای این منظور هر کاری که از دست فرقه رجوی بربیاید؛ از قبیل شایعه سازی، دروغ، اطلاعات غلط، اغراق، اخبار جعلی، ایجاد ناامنی روانی و غیره؛ انجام می دهد. طی چند هفته گذشته مجاهدین خلق شروع به تهدید و توهین نسبت به افرادی که ممکن است رأی دهند، به ویژه ایرانیانی که در خارج از کشور هستند، نموده اند. انتخابات ریاست جمهوری 1400 

انتخابات ریاست جمهوری 1400از عصبانیت انتخاباتی رجوی تا قرائت ترامپ و شیخ سعودی از مبارزه علیه تروریسم

فرقه رجوی و انتخابات ریاست جمهوری 1400 در ایران

انجمن نجات مرکز تهران شنبه 8 خرداد 1400

عاطفه نادعلیان وکیل حقوق بشر

خانم عاطفه نادعلیان وکیل دعاوی حقوق بشر

اهمیت انتخابات سال 1400

دوستان و دشمنان ایران و ایرانی اتفاق نظر دارند که برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در کشور ما اهمیت بسیار بالایی دارد و هر دوره از دوره های پیشین با اهمیت تر می گردد. همیشه چشم بیگانه و خودی بر این انتخابات دوخته شده است چرا که انتخابات در ایران، برخلاف اغلب کشورهای دنیا، به گونه ای تعبیر می شود که لاجرم مشارکت بالا منجر به امنیت، عزت و اقتدار می گردد و در نتیجه استقلال کشور و ملت را در برابر دشمنان بیمه می کند.

شرکت مردم ایران در انتخابات، علاوه بر مشارکت فعال و هوشیارانه در تعیین سرنوشت خود که حق مسلم آحاد ملت است، نشان از وفاداری و پایداری ملت برای تحقق شعارهای اصلی انقلاب اسلامی یعنی “استقلال” و “آزادی” دارد. در اهمیت انتخابات ایران کافی است اشاره شود که همیشه سیل خبرنگاران خارجی برای پوشش آن به داخل کشور سرازیر می شود و این موضوع تا مدت ها سوژه خبری شبکه های بین المللی است.

انتخابات ریاست جمهوری 1400 و فرقه رجوی

انتخابات سال 1400 از این نظر از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار است که در حال حاضر میهن ما در رویارویی با قدرت هایی که مخالف استقلال میهن هستند در نقطه بسیار مهمی قرار گرفته است. اقدامات گوناگون خصمانه آمریکا طی این سالیان و اعمال شدیدترین تحریم ها و سیاست فشار حداکثری شکست خورده و دولت جدید ایالات متحده احتمالاً در شرف اتخاذ تصمیمی جدید در قبال ایران است و لذا چشم به میزان شرکت مردم در این انتخابات دوخته است.

انتخاب بین استقلال و وابستگی

در سال 1357، ایران کشوری تا بن استخوان وابسته به امپریالیسم آمریکا بود. شاه قدرت مطلق اداره امور را در اختیار داشت و تصمیم گیرنده واحد بود، اما در عین حال معروف و معلوم بود که قدرت سفیر آمریکا در تهران از شاه بیشتر است. نخست وزیر، وزیران و نمایندگان مجلس ایران در تمامی ادوار همگی به نوکری شاه، و شاه به نوکری آمریکا، افتخار می کردند.

صنعت، کشاورزی، اقتصاد، ارتش، سیاست، حکومت، فرهنگ، هنر، دانشگاه، ادارات، مؤسسات، تجارت، تبلیغات، رسانه ها، صادرات، واردات، و حتی پوشش و شئون زندگی روزمره مردم تماماً متأثر از خواست آمریکا و وابسته به منافع آمریکا بود. ایران کشوری عقب مانده با 30 میلیون جمعیت، عمدتاً بی سواد و پراکنده در روستاها بود که بنابر اذعان امیرعباس هویدا نخست وزیر شاه فقط نفت می فروخت و خرج می کرد. هزینه عمده دولت شاهنشاهی ایران خرید سلاح هایی از غرب بود که بابت تأمین قطعات و هدایت آن ها نیز به آمریکا و غرب با هزینه گزاف وابسته بود.

بین 30 تا 45 هزار پرسنل نظامی آمریکا تحت عنوان مستشار در پادگان سلطنت آباد (سازمان صنایع دفاع فعلی) در شمال شرق تهران مستقر بودند که تمام هزینه ها و حقوق و مزایای آنان که چندین برابر سرانه پرسنل ایرانی بود برعهده دولت ایران بود. این افراد از همه گونه اختیارات در ارتش ایران برخوردار بودند. همچنین برای آنان برای انتخابت ریاست جمهوری در آمریکا صندوق رأی می گذاشتند.

در چهارراه پاسداران فعلی در تهران باشگاه آمریکایی ها قرار داشت که به انگلیسی در ورودی آن نوشته شده بود که “ورود سگ و ایرانی ممنوع”. یک شبکه رادیویی و تلویزیونی پرسنل ارتش آمریکا هم به زبان انگلیسی در تهران مشغول به کار بود که خارج از کنترل دولت ایران اداره می شد. خاطرات ویلیام سالیوان آخرین سفیر آمریکا در ایران در این موارد خواندنی است.

براساس قانون کاپیتولاسیون که توسط حسنعلی منصور نخست وزیر شاه به مجلس شورای ملی ارائه گردید و به تصویب نمایندگان رسید محاکم ایران صلاحیت بررسی هیچ نوع جرائم و تخلفات شهروندان آمریکایی را نداشتند و اگر یک شهروند آمریکایی مرتکب جرمی به هر درجه ای می شد می بایست محاکم آمریکایی در آمریکا به آن رسیدگی می نمودند. یعنی در عمل تمامی چندین ده هزار شهروندان آمریکایی در ایران مصونیت کامل دیپلماتیک داشتند.

حفظ استقلال مهم تر از هر هدف دیگر

در سال 1357، شعار “استقلال” غیرقابل دسترس و غیرقابل تصور به نظر می رسید. به گفته متخصصان آن زمان، کشوری که بخواهد مستقل باشد باید اولاً صنعتی و مسلط به علم و فناوری روز و دارای دانشمندان برجسته باشد، ثانیا ًبین 100 الی 150 میلیون نفر جمعیت داشته باشد که عمدتاً با سواد بوده و در شهرهای بزرگ متمرکز باشند، ثالثاً توان و صنعت دفاعی بالا و مستقل داشته باشد، و البته معیارهای دیگری که ایران هیچ کدام از آن ها را نداشت، اما برخلاف انتظار، انقلاب اسلامی ایران پیروز شد و نهایتاً استقلال به خواست خدا محقق گردید.

ایران در 22 بهمن 1357 آمریکایی ها را همراه با نوکرشان شاه بیرون کرد و اعلام استقلال نمود. آن زمان کسی باور نمی کرد که وابستگی در ایران روزی برای همیشه پایان یابد. امروز ایران، به اعتراف دشمنان، یکی از مستقل ترین کشورهای دنیا و البته یکی از ده بازیگر اصلی صحنه بین الملل است.

خوشبختانه یا متأسفانه جوانان امروز درک درستی از وابستگی به آمریکا ندارند چون آن را تجربه و لمس نکرده اند. آنان چشم به ایران مستقل باز کرده و لذا در فضای استعماری تنفس ننموده اند و لاجرم قدر این نعمت خاموش را به درستی نمی دانند.

اما آمریکا که ایران را طی سالیان متعلق به خود می دانسته به راحتی دست از منافع استراتژیک اش نکشیده و کنار نخواهد رفت. استقلال متاعی است که بعد از کسب باید با هوشیاری و تلاش از گزند دشمنان حفظ نمود.

“آزادی” شرط لازم برای “استقلال”

یک نظام برای حفظ امنیت و بقای خود، یا باید مثل رژیم شاه به امپریالیسم آمریکا وابسته باشد و آمریکا حیاتش را تضمین نماید، یا باید مثل جمهوری اسلامی متکی به مردم باشد تا مردم قدرت و ماندگاریش را تضمین نمایند.

لازم به ذکر است که وابستگی در نظام سرمایه داری جهانی کنونی تنها به آمریکا معنی و مفهوم دارد و هیچ کشور دیگری جایگاه و پتانسیل آمریکا برای استثمار و استعمار دیگر کشورها را ندارد.

اگر “آزادی” را نه به مفهوم ولنگاری و لیبرالیزم بلکه به معنی تکیه بر حمایت مردم برای حکومت بر مردم تعبیر و تفسیر کنیم، بنابراین یک نظام برای این که “استقلال” خود را حفظ کند و مجبور به وابستگی نگردد باید “آزادی” را هم برقرار کرده یعنی بر مردم تکیه نماید، وگرنه با سرکوب مردم و دور شدن از توده ها هرگز امکان نداشت در برابر آمریکا ایستاد و مستقل ماند.

نقش انتخابات در افزایش اقتدار و انسجام داخلی کشور

از فردای پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا و متحدانش تلاش کردند تا نظام نوپای جمهوری اسلامی را تضعیف نموده و حمایت مردم از نظام را کاهش دهند و این تنها راه وادار نمودن ایران به وابستگی و احیای منافع از دست رفته آمریکا بود. حمایت بی دریغ از صدام حسین در تهاجم به ایران و ایجاد جبهه صهیونی – وهابی – بعثی در منطقه و پشتیبانی از گروه های تروریستی داخلی نظیر مجاهدین خلق که صرفاً خواهان کسب قدرت بودند، پاسخ آمریکا به استقلال طلبی ملت ایران بود.

به این ترتیب جمهوری اسلامی بزرگترین قربانی تروریسم در جهان گشت و این در حالی بود که در برابر دشمن متجاوز به خاک میهن، دشمنی که حمایت کامل غرب را در برابر ایران داشت، نیز دفاع می کرد و با انواع تحریم ها هم دست به گریبان بود.

سازمان مجاهدین خلق با دو کارکرد ترور و جاسوسی با حربه مغزشویی و نفاق در اختیار تمامی دشمنان ایران قرار گرفت. مسعود رجوی هدفی جز کسب قدرت به هر قیمت در ایران نداشت. او خود را برای رسیدن به هدف محق و مجاز به استفاده از هر وسیله ای می دانست.

هدف دشمن تلاش برای کاهش مشارکت در انتخابات

تجربه این سالیان نشان داده است که دشمنان ایران در مقاطع انتخابات همه سعی خود را برای کاهش شرکت مردم به کار می گیرند. چنین پدیده ای در دیگر کشورها کمتر دیده می شود. در مقطع انتخابات در ایران رسانه های خارجی معاند تلاش می نمایند تا حضور مردم در پای صندوق های رأی را کمرنگ جلوه دهند تا به این شکل وانمود کنند که نظام جمهوری اسلامی پایگاه مردمی خود را از دست داده است. این بخشی از جنگ روانی دولت آمریکا علیه مردم ایران است.

فارغ از این که چه کسی و چه حزبی در آمریکا حاکم باشد، دولت آمریکا همیشه فشار حداکثری خود را بر ملت ایران از ترور و جنگ و تحریم های مختلف گرفته تا پیشبرد جنگ روانی و ترور نرم برای القای حس ناتوانی به مردم اعمال نموده و در دشمنی با ایران از چیزی فروگذار نکرده است.

فرقه رجوی و انتخابات 1400

طی هفته های اخیر، تمام سایت های سازمان مجاهدین خلق، علاوه بر یکان سایبری این سازمان در آلبانی، بر انتخابات در ایران متمرکز شده اند. هدف آنان تلاش برای کاهش تعداد رأی دهندگان و شرکت کنندگان در انتخابات و نشان دادن عدم اقبال مردمی است. برای این منظور هر کاری که از دست فرقه رجوی بربیاید؛ از قبیل شایعه سازی، دروغ، اطلاعات غلط، اغراق، اخبار جعلی، ایجاد ناامنی روانی و غیره؛ انجام می دهد.

طی چند هفته گذشته مجاهدین خلق شروع به تهدید و توهین نسبت به افرادی که ممکن است رأی دهند، به ویژه ایرانیانی که در خارج از کشور هستند، نموده اند. این نوع رفتار همان کاری است که سازمان مجاهدین خلق همیشه در قبال منتقدین و مخالفان انجام داده است. ارعاب و تهدید به خشونت همیشه نحوه عمل فرقه رجوی بوده است. سازمان مجاهدین خلق، به خصوص در محافل غربی، تظاهر می کند که دموکراتیک است، اما ده ها سال است که دارای یک رهبر خود انتصابی، مادام العمر و تام الاختیار، و یک به اصطلاح رئیس جمهور منتخب خودش می باشد.

آنچه مشخص است این است که فرقه رجوی به عنوان یک نیروی مزدور برای انجام این کار، یعنی تأمین منافع دشمنان ایران، دستمزد دریافت می کند. دستمزدی که اعضا، که چون بردگان نوین در اختیار فرقه هستند، از آن سود نمی برند بلکه صرفاً سرکردگان فرقه از آن متنفع می شوند.

سازمان مجاهدین خلق تلاش می کند تا مردم را از جمهوری اسلامی دلسرد و ناامید کرده و حسن ناتوانی و عقب ماندگی را به جامعه القا نماید و به این ترتیب دقیقاً در جهت منافع از دست رفته استعماری آمریکا در ایران، مردم را از شرکت در انتخابات دور کند. فرقه رجوی در تبلیغات خود سعی می نماید با دخالت منافقانه و مزورانه در مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و جامعه و سوار شدن بر موج مطالبات صنفی برحق، تشنج آفرینی کرده و ملت را نسبت به آینده ناامید و دلسرد کند.

شعارهایی که فرقه تروریستی رجوی و دیگر ایادی آمریکا مُبلغ آن هستند، از قبیل “نه به انتخابات” و “نه به جمهوری اسلامی” و “رأی بی رأی” و “من رأی نمی دهم” و غیره که ساخته و پرداخته محافل استعماری است، دقیقاً به معنی “نه به استقلال میهن” و “بازگشت به وابستگی به آمریکا” می باشد.

قطعاً شرکت هرچه پرشکوه تر در انتخابات ریاست جمهوری 1400، هزینه انسانی و مالی حفظ و تداوم استقلال کشور را به مراتب کمتر خواهد کرد.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

فرقه رجوی و انتخابات ریاست جمهوری 1400 در ایران

***

استراتژی مجاهدین خلق بازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/دادگاه-بین%e2%80%8cالمللی-سران-مجاهدین-خلق-و/

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین مسعود رجویعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، دهم مارس 2021:… نادر چپچاپ یکی دیگر از خواهان پرونده در جایگاه قرار گرفت و گفت از این که این فرصت به من داده شد تا از حقوق خود دفاع کنم از دادگاه سپاسگزارم. طی چهار سال که در فرقه رجوی بودم آسیب‌ های فراوانی به من وارد شد. مرا فریب دادند و از ترکیه و به طور غیرقانونی به عراق بردند. ناخن های پاهای مرا بدون بی حس کردن کشیدند و مرا در همان وضع مجبور می کردند در کارهای نظامی، خدماتی و تشکیلاتی شرکت کنم و همین کار موجب عفونت پاهایم شد. چیچاپ که هر دو پایش به دلیل عفونت قطع شده است افزود که مرا فریب دادند که در آلمان به من کار می دهند و من اصلاً دنبال این موضوعات نبودم. می گفتند مرا می کشند و در حیاط دفن می کنند و از من به عنوان شهید خود یاد می کنند، من گفتم برای مبارزه نیامدم. دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده 

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده

دادگاه بین‌المللی برای سران فرقه مجاهدین خلق واکنش مضحک متهم ردیف اول پرونده

انجمن نجات مرکز تهران، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹

عاطفه نادعلیان

خانم عاطفه نادعلیان وکیل دعاوی

به گزارش مرکز رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، دادگاهی برای رسیدگی به دادخواست ۴۲ نفر از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق، که تحت فریب و حبس انفرادی و شکنجه و اذیت و آزار این سازمان قرار گرفته بودند، در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقی و عمومی بین‌الملل تهران، با حضور نمایندگان رسانه های داخلی و خارجی و سازمان های حقوق بشری و بین المللی، طی روزهای یکشنبه ۱۷ و دوشنبه ۱۸ اسفند ۹۹ برگزار گردید.

در ابتدای جلسه روز اول، رئیس دادگاه قاضی پورمریدی ضمن اعلام رسمیت دادگاه، خواندگان پرونده که مسعود و مریم رجوی و دیگر سران فرقه رجوی بودند را یکایک معرفی نمود. رییس دادگاه گفت که این اولین بار در تاریخ کشور است که چنین دعوایی در شعبه حقوقی مطرح می‌شود. علت برگزاری دادگاه به صورت علنی این است که برای اولین بار، اشخاصی در رابطه با حبس، شکنجه، سلب حقوق اساسی و … که توسط فرقه رجوی نسبت به آن‌ها صورت گرفته مطالبه خسارات وارده و پرداخت غرامت می‌ کنند.

وی ادامه داد که از طریق کشورهای فرانسه و آلبانی که محل اقامت اعضای این فرقه است، ابلاغ بعد از ارائه دادخواست انجام شده است. نیابت مستقیماً به وزارت دادگستری آلبانی انجام شده تا ابلاغ را انجام دهند که از طریق وزارت خارجه برای آن ‌ها ارسال شده است. رئیس دادگاه گفت که ابلاغ در دی ماه ۹۹ صورت گرفته و دو ماه فرصت قانونی نیز تا انجام رسیدگی سپری شده است.

قاضی پورمریدی بیان داشت که در ابتدا اظهارات وکیل خواهان را می‌ شنویم. او از وکیل تقاضا کرد تا در خصوص داد خواست خود توضیح دهد. در ادامه توسلی، وکیل شکات پرونده، گفت که دادخواست در چند بخش تنظیم شده است،

بخش اول ماهیت سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه مخرب و مولفه‌ های تشکیل یک فرقه و آثار رفتار فرقه‌ ای است.

بخش دوم نیز رفتار شناسی این فرقه می باشد.

توسلی دادخواست خود را از جانب ۴۲ موکل خود به صورت مفصل و مبسوط در صحن دادگاه بیان داشت و تمامی مستندات خود را ارائه نمود. او به شرح جزئیات کامل در خصوص شکنجه ها و آسیب های جسمی و روانی که موکلین وی زمانی که در پادگان اشرف در سازمان مجاهدین خلق در عراق در زمان حاکمیت صدام حسین بودند، پرداخت و مطالبه غرامت نمود. وی افزود که خواهان‌ های این پرونده افرادی هستند که سال ‌ها مورد این آسیب و لطمات قرار گرفتند و لذا تعیین غرامت مالی هیچ وقت نمی ‌تواند عمری که از این افراد از دست رفته را برگرداند.

در این بخش از جلسه دادگاه قاضی پورمریدی عنوان کرد که تلاشمان این است که صحبت همه افراد را بشنویم و اگر امروز فرصت نشد فردا دادگاه را ادامه خواهیم داد. قاضی پورمریدی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد که خطاب ما دادگاه‌ های بین ‌المللی، دادگاه ‌های کشورهای فرانسه و آلبانی است؛ چرا که حق این اشخاص است که بخواهند به شکایتشان رسیدگی شود و سازمان‌ های بین‌المللی باید احساس مسئولیت بیشتری از خود نشان دهند.

وی در ادامه روند دادرسی از اردشیر درویشی خواست تا جهت ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد. درویشی ضمن قرارگیری در جایگاه گفت که حدود ۶۲ سال دارم، شخصاً در سال ۷۰ به مجاهدین خلق پیوستم؛ زمانی که وارد پادگان اشرف شدم احساسم این بود که در یک رؤیا، به میعادگاه و دنیای صداقت وارد شدم، اما بعد از حدود یک سال ‌ونیم با شناخت عمیقی که در درون تشکیلات در آنجا برای من عینی شد، متوجه شوم که اشتباه کرده‌ ام. درویشی به طور مفصل آنچه در داخل تشکیلات فرقه رجوی بر سرش آمده است را بیان کرد و به سؤالات قاضی پاسخ داد.

اردشیر درویشی دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

اردشیر درویشی دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

در ادامه قاضی پورمریدی از علی مرادی خواست تا جهت ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد. علی مرادی بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که اهل لرستان هستم و از پرسنل کادر نیروهای مسلح بودم که با شرکت در جنگ تحمیلی به اسارت نیروهای عراقی درآمدم. حدود ۹ سال در اردوگاه اسرای جنگی بودم و بعد از آتش ‌بس تحت تبلیغات به این فرقه پیوستم تا ما را از اسارت نجات دهند. علی مرادی به عنوان یکی از شاکیان به شرح آنچه که در سازمان مجاهدین خلق بر سر اعضا خصوصاً اعضای ناراضی و منتقد می آوردند پرداخت و نمونه های متعددی را در خصوص خود و سایرین بیان داشت.

در ادامه لیلا قاسمی خواهر حبیب‌الله قاسمی یکی از اعضای فرقه رجوی در جایگاه قرار گرفت و گفت که ۱۹ سال است که برادرم را ندیده ایم. وی از ۲۱ اردیبهشت ۸۱ به این فرقه پیوسته و هنوز از او خبری نداریم. او ابتدا به ترکیه و از آنجا با پاسپورت قانونی به یونان رفت، اما افرادی از جانب مسعود رجوی آن ‌ها را گول زدند و به پادگان اشرف در عراق بردند.

در ادامه صمد اسکندری دیگر خواهان این پرونده گفت که از بدو ورود به فرقه مجاهدین خلق نشست های زیاد تفتیش عقاید برگزار شد و من نیز نه راه پس داشتم و نه راه پیش؛ در سال ۶۸ زلزله ‌ای در استان زنجان پیش آمد که در آن زمان به دروغ به من گفتند خانواده ‌ات در زلزله از بین رفته است و همان فردی که این حرف را به من زد در اردیبهشت سال ۸۲ یعنی بعد از گذشت ۱۷ سال من را صدا کرد و گفت که خانواده ‌ات به ملاقاتت آمده‌اند که من به او گفتم مگر نگفتید خانواده‌ ام در زلزله جانشان را از دست داده‌ اند؟ اما وی پاسخی نداشت که به من بدهد.

فریدون ابراهیمی، محمود دشتستانی، و تعدادی دیگر از شاکیان و مطلعین به شرح درد و رنج های وارد شده بر آنان یا دیگران در سازمان مجاهدین خلق و آثار و تبعات جبران ناپذیر آن در جلسه اول دادگاه پرداختند.

این دادگاه در رسانه های داخلی و خارجی انعکاس فوق العاده ای داشت. به عنوان نمونه خبرگزاری مهر با عنوان “در نخستین جلسه دادگاه اعضای سابق گروهک منافقین مطرح شد: روایت شکنجه‌های مخوف فرقه خشن/ تلاش رجوی برای نابودی خانواده ‌ها” به شرح جلسه دادگاه پرداخت. روزنامه کثیر الانتشار همشهری با درج عکس های متعدد از جلسه دادگاه مقاله ای با عنوان “اولین دادگاه رسیدگی به دادخواست ۴۲ نفر از اعضای سابق گروهک تروریستی منافقین به سرکردگی مریم و مسعود رجوی” درج نمود. انعکاسات از اولین جلسه دادگاه سران فرقه تروریستی رجوی از صد مورد متجاوز بود.

در ابتدای دومین جلسه دادگاه رسیدگی به دادخواست ٤٢ نفر از اعضای سابق فرقه تروریستی رجوی، رئیس دادگاه قاضی پورمریدی ضمن اعلام رسمیت جلسه از محمدرضا شمسی یکی دیگر از خواهان این پرونده خواست برای ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد.

شمسی بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که برای پیدا کردن کار در سال ٨١ به ترکیه رفتم که توسط اعضای فرقه رجوی ربوده شدم. آن ها بعد از حمله آمریکا به عراق و سرنگونی دولت عراق در کوهستان سرگردان بودند. وی ادامه داد که دو نوبت مرا زندانی کردند؛ چند بار اعتراض کردم و مرا به زندان انداختند و شکنجه کردند. در این مدت فشارهای روحی و جسمی بر من وارد شد و بیش از سه ماه در زندان سازمان بودم و در شرایط کنونی نیز از این آسیب های وارده رنج می برم و از دادگاه تقاضای محکومیت سرکردگان فرقه رجوی را دارم.

در ادامه، نادر چپچاپ یکی دیگر از خواهان پرونده در جایگاه قرار گرفت و گفت از این که این فرصت به من داده شد تا از حقوق خود دفاع کنم از دادگاه سپاسگزارم. طی چهار سال که در فرقه رجوی بودم آسیب‌ های فراوانی به من وارد شد. مرا فریب دادند و از ترکیه و به طور غیرقانونی به عراق بردند. ناخن های پاهای مرا بدون بی حس کردن کشیدند و مرا در همان وضع مجبور می کردند در کارهای نظامی، خدماتی و تشکیلاتی شرکت کنم و همین کار موجب عفونت پاهایم شد. چیچاپ که هر دو پایش به دلیل عفونت قطع شده است افزود که مرا فریب دادند که در آلمان به من کار می دهند و من اصلاً دنبال این موضوعات نبودم.

می گفتند مرا می کشند و در حیاط دفن می کنند و از من به عنوان شهید خود یاد می کنند، من گفتم برای مبارزه نیامدم.

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

نادر چپچاپ ، دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

هادی شبانی یکی از مطلعین بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که نزدیک به ٢٠ سال در مناسبات فرقه رجوی بودم و سال ٨٣ از پادگان اشرف فرار کردم. آمده ام شهادت بدهم که همه مطالبی که عنوان شد کاملاً دقیق و درست است و من مسئول خیلی از افراد در بخش پذیرش بودم. وی اضافه کرد که زمانی که در مناسبات فرقه رجوی پا گذاشتیم همه چیزهایی که در ذهن خود بافته بودیم از بین رفت و اجازه یک بار تماس تلفنی من با خانواده ‌ام را ندادند. در ترورها فقط کشتن و ریختن خون مردم ایران مهم بود. در راهپیمایی ٢٢ بهمن قرار بود عملیات انجام دهم که خوشبختانه نشد.

محمدجواد اسدی، بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که من سه سال و نیم در اسارت فرقه رجوی و چهار سال در اسارت آمریکایی ها در عراق بودم و شاهد بودم که به دلیل کار زیاد و زخم های عمیق ناخن های چپچاپ را کشیدند که نهایتاً منجر به عفونت و قطع هر دو پا شد. وی گفت که همه افراد برای کار آمده بودند و متفق القول سر همه ما کلاه گذاشتند. زمانی که در اشرف به ما لباس نظامی دادند، ما گفتیم ما برای جنگ نیامدیم.

در ادامه فتح الله اسکندری، اکبر خباره، رمضانعلی سعیدی، ایرج صالحی، سیروس غضنفری، کمند علی عزیزی، بخشعلی علیزاده، محمدرضا گلی، لیلا کیوکان، و تعدادی دیگر به عنوان خواهان یا مطلع در جایگاه قرار گرفته و در خصوص انواع درد و رنج هایی که بر خود یا دیگران وارد آمده است شهادت دادند.

جلسه روز دوم دادگاه نیز بازتاب گسترده ای در رسانه های تصویری و صوتی و نوشتاری داشت.

پایگاه خبری مشرق با عنوان “سند جنایت می‌ خواهید؟ پاهایم را ببینید” به شرح جلسه دوم دادگاه سران فرقه رجوی پرداخت. خبرگزاری فارس نیز با عنوان “هفت روایت مستند از جنایت‌ های وحشیانه گروهک منافقین” شرح مبسوطی از دومین جلسه دادگاه همراه با تصاویر ارائه داد.

باشگاه خبرنگاران جوان با عنوان “روایت خودسوزی با نفت در اردوگاه اشرف / صالحی: به ما می گفتند خونمان مال مسعود و نفس مان مال مریم رجوی است” همراه با فیلم اخبار دادگاه را منعکس نمود و شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی نیز به صورت فیلم و خبر به جلسات دادگاه پوشش خبری داد. در برخی رسانه های خارجی نیز به تشکیل دادگاه سران فرقه رجوی در تهران اشاره گردید.

اما واکنش بدون فوت وقت مسعود رجوی متهم ردیف اول این پروند قابل تأمل است. در بیانیه ای که تصویر آن با آرم ارتش آزادیبخش ملی و با امضای مسعود رجوی به تاریخ ۱۸ اسفند ۹۹ (روز جلسه دادگاه) در سایت های سازمان مجاهدین خلق درج شد مسعود رجوی به سیاق ثابت که سلاح داشت و تروریست بنامی بود صرفاً با زبان دشنام و تهدید به حذف فیزیکی، مخالفان و منتقدان و اعضای سابق فرقه خود را مخاطب قرار داد.

بیچاره مسعود رجوی گویا حافظه اش پاک شده و اکنون در توهم فرماندهی کل ارتش آزادیبخش ملی بسر می برد. باید به او یادآوری کرد که صدام حسین و ژنرال حبوش و استخبارات و تمامی دستگاه حزب بعث عراق نابود شدند و ارتش آزادیبخش ملی تسلیم و خلع سلاح شد و سازمان نظامی و تروریستی مسعود – حبوش منحل گردید و ترکی فیصل هم فاتحه وی را در میتینگ مجاهدین خلق در پاریس خواند و اکنون همسرش مریم رجوی با ارباب جدید یعنی ترکی فیصل با ارتش صفحه کلید در آلبانی مشغول خدمتگزاری هستند و حتی زحمت ترجمه و نشر بین المللی افاضات وی را هم به خود راه نمی دهند چون این ترهات صرفاً مصرف داخل تشکیلاتی برای کسانی دارد که آنان نیز در توهم گرفتارند.

عاطفه نادعلیان

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده 

***

عاطفه نادعلیان: گامی فراتر از صدام حسینعاطفه نادعلیان: گامی فراتر از صدام حسین

***

همچنین: