سالروز انقلاب 1357 ، نگاهی به سخنرانی مریم رجوی ، قسمت اول

سالروز انقلاب 1357 ، نگاهی به سخنرانی مریم رجوی ، قسمت اول

سالروز انقلاب 1357 ، نگاهی به سخنرانی مریم رجویصابر تبریزی، ایران اینترلینک، هفدهم فوریه 2010:… درجایی ازاین سخنرانی آمده است : ” بله ما ـ‌ مردم ایران ـ هزار بار سرکوب و قتل‌عام شدیم، اما هزار بار از خاکستر خود برخاستیم. هزار بار شکست خوردیم اما هزار بار قیام کردیم. و آخرین قیام ما که در راه است؛ آخرین روز عمر ننگین رژیم آخوندی را رقم خواهد زد.ملتی که هیچ‌گاه از قیام و انقلاب بازنایستاده، بی‌تردید آزادی و حاکمیت به‌سرقت رفته را به‌دست خواهد آورد “. مردم ایران چیزی است و شما چیز دیگر. شما قیام و … نکرده بلکه دست به تروریزم، زیاده خواهی وانحصارگرایی مطلق وهمکاری با دشمن زدید که جملگی آفت هر نهضت وقیام مردمی است وبنابراین حسابتان را با مردم جدا کنید که البته کرده اید وفقط برای خالی نبودن عریضه وبرای ادعای داشتن پایگاه مردمی، حرف باهم بودن را مطرح  کرده اید.سالروز انقلاب 1357 ، نگاهی به سخنرانی مریم رجوی ، قسمت اول

مواضع خائنانه فرقه رجوی در تنش ایران و امریکامواضع خائنانه فرقه رجوی در تنش ایران و امریکا

سالروز انقلاب 1357 ، نگاهی به سخنرانی مریم رجوی ، قسمت اول

27بهمن 1357

سالروز انقلاب 1357 ، نگاهی به سخنرانی مریم رجوی ، قسمت اول

با وجود اینکه  زحمت کشیده ومتن سخنرانی این  خانم یاوه گوی محمل باف را خلاصه نمودم، بعلت طولانی بودن حرف وحدیث های مریم، برای رعایت حال خواننده ، مجبور شدم که سخنان خلاصه شده ی او را در چند قسمت نقدکرده ومنتشر کنم.

درجایی ازاین سخنرانی آمده است :

” بله ما ـ‌ مردم ایران ـ هزار بار سرکوب و قتل‌عام شدیم، اما هزار بار از خاکستر خود برخاستیم. هزار بار شکست خوردیم اما هزار بار قیام کردیم. و آخرین قیام ما که در راه است؛ آخرین روز عمر ننگین رژیم آخوندی را رقم خواهد زد.ملتی که هیچ‌گاه از قیام و انقلاب بازنایستاده، بی‌تردید آزادی و حاکمیت به‌سرقت رفته را به‌دست خواهد آورد “.

مردم ایران چیزی است و شما چیز دیگر.

شما قیام و … نکرده بلکه دست به تروریزم، زیاده خواهی وانحصارگرایی مطلق وهمکاری با دشمن زدید که جملگی آفت هر نهضت وقیام مردمی است وبنابراین حسابتان را با مردم جدا کنید که البته کرده اید وفقط برای خالی نبودن عریضه وبرای ادعای داشتن پایگاه مردمی، حرف باهم بودن را مطرح  کرده اید.

سرکوب و شکست خوردن را تمامی ملت های تحت سلطه تجربه کرده اند ومخصوصا فاکتوری بنام دخالت هوشمندانه ی استعمار دراین شکست ها، درموارد زیادی تعیین کننده بوده است.

استعمارگرانی که شما سر در پای آنها نهاده اید.

اعتراضات کم وبیش موجودی که شما آنرا قیام نامیده اید ، درصورت توسل بیشتر به خشونت و دور شدن از دایره ی مطالبات مدنی، هم بخاطر تناسب قوای موجود وهم بلحاظ  نبود یک آلترناتیو، اگر هنر کند، به شورش های کوری تبدیل میشودکه کشور برباد ده است والبته شما جغد وار به ورود کشور به این وضع  راضی ترید!

مجاهدین خلق از کمین سر کوچه علیه امریکایی ها تا امروز 

همچنین :

” سلام بر راهگشایان و پیشوایان حقیقی انقلاب ضدسلطنتی از حنیف‌نژاد و محسن و بدیع‌زادگان تا احمدزاده و پویان و جزنی وحمیداشرف “.

با وجود اینکه تاکتیک ها واستراتژی های این قربانیان شجاع دیکتاتوری شاه توسط جامعه ی ایران هضم یا پذیرفته نشد ، با این حال اگر زنده بودند، شما را بخاطر خیانت های بی حد وحصرتان مورد نقد، لعن ونفرین قرار داده وثابت  می کردند که شما حق هیچ سوء استفاده ای ازنام آنها ندارید!

بازهم :

” اگر خمینی مجاهدین را با اعدام‌های جمعی، شکنجه‌های وحشیانه و سیستم مخوف جاسوسی و ترور، سرکوب نمی‌کرد، ایران با همه فراز و نشیب‌ها به‌یک آزادی و دمکراسی پایدار دست می‌یافت “.

اولا خود رجوی که جوانی سخت متوهم بود با هوادران نسبتا زیاد دانش آموز ودانشجو که هنر حفظ انقلاب کار آنها نیست ، به انجام این کشتارها کمک شایانی کرد.

ثانیا مجاهدین با وضعی که داشتند که گفته شد، قادر به ایجاد دموکراسی وآزادی نبود و محتمل که کارهایی شبیه ” پل پوت ” میکرد که نتایج اش رادرکامبوج دیده ایم.

درادامه :

” آن انقلاب بزرگ و همه رنج و شکنج‌هایی که مردم ایران به‌خاطرش برخود هموار کردند، از میان نرفته و خاکستر نشده است “.

کاملا درست است.

این انقلاب تفاله های خود را که باند رجوی یکی از آنها بود دور ریخته وصفوف مردم را روز بروز شفاف تر میکند و طولی نمیکشد که با تجربه های گرانقدر، مسیر پرافتخار وپرپیچ وتاب خود را طی میکند که البته توام با پرداخت هزینه هایی برای مردم و بی آبروتر شدن باند رجوی است که زمانی سازمان مجاهدین خلق نامیده میشد!

سپس :

” در آن دوره ۲۸ماهه قبل از ۳۰خرداد که حکومت خمینی در حال شکل‌گیری بود، روح معترض جامعه ایران را مجاهدین نمایندگی می‌کردند. آن‌ها، نه قاطع و جوشان و خروشان مردم ایران، علیه یک استبداد وحشی بودند که از قعر تاریخ آمده بود “.

البته مجاهدین دست به انواع چاپلوسی ها زدند که با قبول رهبری امام خمینی ، ایشان هم زمام امور را منحصرا بدست آنها بسپارد که مورد قبول واقع نشد وچون توهمات خود را ازدست یافته دانستند ، افسار پاره کرد و شد آنچه میتوانست نشود!

مجاهدین برای خودشان (ببخشید برای برآورد تمناهای غیر انسانی رجوی ) درگیر نبرد مرگ وزندگی بودند که این امر، ربطی به مردم نداشت وبخاطر آن تنهایتان گذاشتند!

سازمان مجاهدین خلق، منفورترین در طول تاریخ ایران

مجددا :

” آینده ایران در هر حال، بر پایه برابری زنان و مردان خواهد بود. آگاهی جامعه ایران را در اقبال عمومی از اصل جدایی دین و دولت می‌توان دید “.

اولا تا دست داد، شما ها ازدین بنفع سیاستهای کثیف خود استفاده کرده وحرمت دین را نگه نداشتید!

ثانیا ، در مناسبات رجوی عکس قضیه را که عبارت بود از تملک صدها زن توسط یک فرد بنام مسعود رجوی بود، شاهد بوده ایم والبته نباید ازانصاف گذشت که شما همکاری خستگی ناپذیری دراین امر که لابد خیر بود!!!، انجام دادید.

صابر  تبریزی

سالروز انقلاب 1357 ، نگاهی به سخنرانی مریم رجوی ، قسمت اول

***

رجوی پول شیخ عربستان و دیکتاتور عراق را خرج ترور مردان و تجاوز به زنان ایرانی کردرجوی پول شیخ عربستان و دیکتاتور عراق را خرج ترور مردان و تجاوز به زنان ایرانی کرد

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/آشی-بنام-مسعود-رجوی-و-نعناع-داغی-بنام-ها/

آشی بنام مسعود رجوی و نعناع داغی بنام هادی مظفری

آشی بنام مسعود رجوی و نعناع داغی بنام هادی مظفریصابر تبریزی، ایران اینترلینک، سوم فوریه 2020:… خیلی از مریدهای رجوی درباره ی سالروز آزادی مسعود رجوی از زندان شاه رجزخوانی وقیحانه ای کردند، اما بنظر میرسد که مداحی هادی مظفری وقیحانه تر از بقیه باشد. قسمت هایی ازمتن این مدیحه سرایی رسوا را با هم بخوانیم : ” فقط چهار روز از فرار شاه خائن سپری شده بود که ماه کنعانی ملت ایران در تاریخ سی ام دی ماه پنجاه و هفت، از زندان آزاد شد. مشیت الهی بر این بود تا او اینک در میدانی بسا سخت تر و هولناک تر از میدان مبارزه با شاه، در مقابله با شیخ، سکان فرماندهی و عبور از امواج سهمگینِ آزمایشاتِ سخت و طافت فرسا را با پذیرش توهین و تهمتهای بی شمار و تقدیم فدیه های فراوان از عزیزترینِ عزیزان خویش و یاران و همرزمانش را، به دست بگیرد، و همچون نخستین بت شکن تاریخ، ابراهیم وار قدم در میان شعله های سرکش آتش بنهد، که این کمترین بها و پرداخت هزینه برای کسی بود که می خواست با بت اعظم در افتد و او را در هم بشکند و فرو بریزد “. آشی بنام مسعود رجوی و نعناع داغی بنام هادی مظفری 

آشی بنام مسعود رجوی و نعناع داغی بنام هادی مظفریمریدان فرقه رجوی ، شعار یا حسین یا مسعود پس از تایید رسمی مرگ رهبر

آشی بنام مسعود رجوی و نعناع داغی بنام هادی مظفری

هادی مظفری نعناع داغ آشی بنام مسعود رجوی را صد چندان کرده است!

14بهمن 1398

خیلی از مریدهای رجوی درباره ی سالروز آزادی مسعود رجوی از زندان شاه رجزخوانی وقیحانه ای کردند، اما بنظر میرسد که مداحی هادی مظفری وقیحانه تر از بقیه باشد.

قسمت هایی ازمتن این مدیحه سرایی رسوا را با هم بخوانیم :

” فقط چهار روز از فرار شاه خائن سپری شده بود که ماه کنعانی ملت ایران در تاریخ سی ام دی ماه پنجاه و هفت، از زندان آزاد شد. مشیت الهی بر این بود تا او اینک در میدانی بسا سخت تر و هولناک تر از میدان مبارزه با شاه، در مقابله با شیخ، سکان فرماندهی و عبور از امواج سهمگینِ آزمایشاتِ سخت و طافت فرسا را با پذیرش توهین و تهمتهای بی شمار و تقدیم فدیه های فراوان از عزیزترینِ عزیزان خویش و یاران و همرزمانش را، به دست بگیرد، و همچون نخستین بت شکن تاریخ، ابراهیم وار قدم در میان شعله های سرکش آتش بنهد، که این کمترین بها و پرداخت هزینه برای کسی بود که می خواست با بت اعظم در افتد و او را در هم بشکند و فرو بریزد “.

آقای مظفری!

ماه کنعانی بهتر است یا مهر تابان که مسعود رسما مریم را بدین لقب مفتخر کرده است؟

لطف کرده هریک را که بنظرتان ارجح تراست ، روشن کنید تا ما تکلیف خودمان را دراین مورد روشن کنیم!

یا ” شق القمر ” شده وهر قسمتی از خواص ماه به این زوجین تعلق گرفته و هردوقسمت از اعتبار یکسانی برخوردارند؟

به مسعود رجوی هم که میرسیم ، باید گفت که کار او دراین فداکردن ها بمنزله ی سنگ مفت، گنجشگ مفت عمل کرده و خود هزینه ای نپرداخته و تغییرات حاصل شده ی بعدی در زندگی او، ازدست دادن یک همسری که رها کرده بود وبدست آوردن همسران  دیگری بود که این آخری ابتدا معشوقه اش  وهمسر نزدیک ترین همرزم اش؟؟!! بود و سپس همسرخودش!

این همسر سوم ، مریم نام دارد که طی پروسه ای سخت وطاقت فرسا، به زنان دیگر سازمان تحمیل کرد که ضمن رها کردن همسر وفرزندان خود، همسر مشترک- هووی خود او- باشند!

اوبا صدای نکره اش فریاد میزد که زنان دیگر به رقابت بااو پرداخته ومسعود را ازچنگ او درآورند!!

او با کار اولش- جداکردن همسران ازهمدیگر – مرض سادیسم خود را بنمایش گذاشت و ازاین بابت که درخواست مینمود که مسعود را ازچنگ  خود او درآورند، مرض ” مازوخیزم= خود آزاری” را معلوم میگردانید: ” نشان از دو شه دارد این نامور “.

رجوی با بتی درنیافتاد ودرعوض خودش را به بتی تبدیل کرد که هر حرفی درمخالفت با او ، عقوبتی سخت ودردناک داشت ودارد!

او هزاران انسان قرن بیست ویکمی را به بت پرستان وخرافه گرایان  غیر قابل علاج که تو آقا هادی یکی ازآنها هستی ، تبدیل کرده و درمقابل سیر روبه پیشرفت تاریخ که یک حقیقت علمی است، قرار گرفت!

مجددا :

” امروز پس از نزدیک به چهار دهه مقاومت و رزم بی امان بر علیه حکومت ولایت فقیه، صدای دلنشین و رسای شیر همیشه بیدار میهنِ به پا خاسته، بیش از هر زمان دیگر، مژدۀ سقوط و سرنگونیِ حاکمانِ جبار، خونریز و غارتگرِ عمامه به سر را، در گوشِ جانِ ملت ایران، طنین انداز گردیده است. دیر نیست که سرزمین شیر و خورشید در مقدم او و کاوۀ ضحاک ستیز میهن، مزیّن به گوهر ناب و بی بدیلِ آزادی گردد. «شیر همیشه بیدار…رسیده وقت دیدار “.

ما که درطی این 4دهه، از این وعده های او ثمری ندیدیم .

وعده هایی که از سر جهالت وعدم آشنائی به تطورات تاریخی وآرایش قوای مدام تغییر یابنده  وبغایت پیچیده ی داخلی وخارجی داده شده است.

خودمانیم ها آقا هادی!

این شیر تو عجب خواب زمستانی ویا بهتر بگویم خواب 4 فصل طولانی دارد و حسن کار این است که  تو ازاین بابت میتوانی اورا بعنوان یک استثنای انسانی که مراد توست ، معرفی کرده و حتی باو افتخار هم بکنی بخاطر استثنائی بودنش!

صابر  تبریزی

آشی بنام مسعود رجوی و نعناع داغی بنام هادی مظفری

*** 

آنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)اآنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)ا

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائیاز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/توقع-اجازه-ی-یک-راهپیمایی-درتهران/

توقع اجازه ی یک راهپیمایی درتهران ، امتناع از حضور یک حانواده در دهکده ای درآلبانی

توقع اجازه ی یک راهپیمایی درتهرانصابر تبریزی، ایران اینترلینک، هشتم دسامبر 2019:…ذبا  انجام یک معامله چطورید؟! مثلا اینکه به 2400 خانواده اجازه دهید که بدون انجام هیچ تظاهرات و برگزاری میتینگی دردهکده ی مانز آلبانی حضور یافته وبا حضور خبرنگاران معتبر وحقوق دانان بدون مرز، با بچه های خود به گفتگو بنشینند. اگر با این پیشنهاد موافقت کنید، عمو صابرتان زمین وزمان را بهم خواهد ریخت تا برای شما میتینگی در تبریز فراهم کند تا نتیجه اش را ببینید! منتظر جوابتان میمانم! توقع اجازه ی یک راهپیمایی درتهران ، امتناع از حضور یک حانواده در دهکده ای درآلبانی .

وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.

توقع اجازه ی یک راهپیمایی درتهران ، امتناع از حضور یک حانواده در دهکده ای درآلبانی!

16آذر 1398

پیام شماره ۱۷ مسعود رجوی با عنوان ” شورش ادامه دارد – تنها جواب شیخ، آتش آتش شعله برکش “در12صفحه که اغلب نقل وقول های متناقض ازاین وآن است وچاشنیهایی ازدروغ های بزرگ که تخصص اش دراین مورد میباشد، منتشر شد که درقسمت های کوچکی ازآن آمده است :

” مردم ایران از خمینی و خامنه‌ای و دم و دنبالچه‌ها نپذیرفتند و نمی‌پذیرند که مجاهدین و کانون‌های شورشی مزدبگیر آمریکا باشند. وانگهی آمریکا در خط سرنگونی نیست که برای آن به ما پول بدهد. ۶۰۰میلیون دلار داراییها و اموالمان در اشرف و لیبرتی را که حاصل هزاران هزار ساعت کار مجاهدین طی ۳۰سال بود به حکومت دست‌نشانده عراق خیرات کرد. اطلاعیه‌های رسمی کمیساریای عالی پناهندگان ملل ‌متحد هم موجود است که از مجاهدین به‌خاطر این‌که همه هزینه‌های انتقال به آلبانی را خودشان دادند چند بار قدردانی کرده است “.

چه کسی درمزار یا سوراخ موشی تان این خبر را بشما رسانده است مسعود؟!

توقع اجازه ی یک راهپیمایی درتهران

تمامی نوشته ها وعملکرد سازمان استحاله شده ی مجاهدین خلق ،  بخصوص بعد از سقوط صدام وهم پیاله شدن با آمریکاوعربستان ، جایی برای ارائه ی سند بیشتر درمورد مزدوری شما بنفع امریکا و دنبالچه هایش باقی نمیگذارد.

مگر حمایت خستگی ناپذیر از اقدام بغایت ضدبشری آمریکا درمورد تروریزم عریان اقتصادی که برعلیه ملت ایران انجام داده ، که به کار اصلی تبلیغی- ترویجی شما تبدیل شده ، چیزی جز مزدوری نام دارد ویا این کارها را بخاطر جلب رضایت خدا انجام میدهید؟!

حتی در زمان اوباما که بازرنگی خاص سر میبرید، مگر محمد البرادعی بعنوان رئیس وقت آژانس بین المللی نگفت که موضوعات هسته ای بهانه است و هدف اصلی آمریکا ازاین دودوزه بازی ها، سرنگونی حکومت ایران است .

حالا که آمریکا دولتی رک گوتر دارد، این مسئله را در شکل عریانتر مطرح کرده ومیگوید با فشارهای وارده ی حداکثری، مردم ایران را بزانو در خواهد آمد تا مثلا ازحکومت خود بکاهند که درمقابل آمریکا تسلیم محض شود که دستآوردهایی مانند برسمیت شناختن اسرائیل و … را هم دارد که این کار حکم خودکشی برای جمهوری اسلامی رادارد وتحقق اش ناممکن!

البته آمریکا هنوز سندرم عراق را دارد وجرات حمله ی تمام عیار نظامی به ایران- با این جمعیت زیاد، سلسله جبال های مرتفع وخود اتکایی نسبی نظامی- را ندارد وبجای آن درتلاش تجزیه ی ایران وایجاد اسرائیل بزرگ است که البته کاری فاجعه آمیز وبا نتایج خطرناک غیر قابل پیش بینی خواهد بود!

دراین میان، کدام استان و ولایت بشما داده خواهد شد آقا مسعود؟!

به دارائی های شما که میرسیم، روشن است که شما محل درآمدی نداشتید که بتوانید اینهمه ثروت تهیه کنید. تمامی دارائی های شما ازمحل حاتم بخشی های صدام تامین میشد که  با رفتن او، بزودی عربستان جایگزین سخاوتمند او شد ودولت جدید عراق هم این اموال نامشروع وعمدتا متعلق به مردم عراق را بشما پس نداد.

ضمنا، خانواده های ذیربط ، درمورد این مسئله بشما پیشنهاد کرده بودند که هیئتی از خانواده ها ووکلای مبرز وشریف دردادگاه عراق حضور یافته واگر توانستند حقی را برای اعضای مجاهدین- نه شخص شما- اثبات کنند ، این اموال دراختیار مرجعی ذیصلاح قرار گیرد تا درموقعی که اعضای نگون بخت سازمان که هیچ مالکیتی بر چیزی ندارند ، بعد از رفع مشکلات مربوطه وبازگشتن به زندگی آزادانه ، به آنها برگردانده شود واینطور نباشد که رجوی بتواند اینهمه اموال را بالا بکشد!

شما آقا یا خانم رجوی ، اگر درد اعضای سازمان راداشتید، چرا باین پیشنهاد خانواده ها گردن نگذاشتید؟!

ضمنا، شما خود با کمک آمریکا باعث خلع ید ازکمیساریای پناهندگان شدید تا اعضای نگون بخت را تحت سیطره ی اقتصادی خود داشته باشید تا کماکان برده ی شما باقی بمانند!

شما با این کار، مانع برگشتن اعضای خود به ماهیت اصلی انسانی شان شده وظلم غیرقابل توصیفی درحق آنها روا داشتید!

همچنین :

” لعنت بر دروغگو و هرآنکس که مدعیست ۳۴مجاهد مرتبط با عربستان و اسراییل و انگلیس را دستگیر کرده است. یا عجبا، مگر این مجاهدین تمام نشده بودند؟! حالا چه تعداد دوباره پیدا شدند که یک قلم ۳۴نفر از آنها در ارتباط با عربستان و اسراییل و انگلیس بودند “؟!

ازیک طرف درست است که مجاهدینی که خط مشی وافکار بنیانگذاران خود را داشتند ، تمام شده اند.

باند رجوی اما که جای آنها را گرفته ودردشمنی تمام با بنیانگذاران متوفی خود عمل میکند و به دنبالچه ی امپریالیزم وارتجاع جهانی تبدیل شده ، مانند دیگر باند های مافیایی ، همواره میتواند چند دوجین ازافرادی که تخریب و … را بلد باشند ، داشته باشد واین برای یک سازمان سابقا سیاسی ، درحد مرگ است و افتخاری ندارد!

همینطور :

” ریختن حاصل خونها و مقاومت تاریخی ۴۰ساله به حساب شاه نه فقط ضدتاریخی و ارتجاعی بلکه آب در هاون کوبیدن است “.

ازاین بابت دلواپس نباشید . هردو مرتجعید و وطن فروش واز طرف ارباب بزرگ ، سرمایه گذاری های زیادی بر روی شما انجام نخواهد شد و حسادت بیهوده نکرده واعصابتان را بیش ازاین خراب نکنید!

وایضا :

” به رژیم و هرکس که در جبهه رژیم و هم‌سو با رژیم مدعی پایگاه مجاهدین و مقاومت ایران در داخل کشور است می‌گوییم اگر نمی‌بینید، هم‌چنانکه رئیس‌جمهور برگزیده این مقاومت از سال‌ها پیش گفته است، برای ما هم یک راهپیمایی در خیابانهای تهران تأمین کنید “.

با  انجام یک معامله چطورید؟!

مثلا اینکه به 2400 خانواده اجازه دهید که بدون انجام هیچ تظاهرات و برگزاری میتینگی دردهکده ی مانز آلبانی حضور یافته وبا حضور خبرنگاران معتبر وحقوق دانان بدون مرز، با بچه های خود به گفتگو بنشینند.

اگر با این پیشنهاد موافقت کنید، عمو صابرتان زمین وزمان را بهم خواهد ریخت تا برای شما میتینگی در تبریز فراهم کند تا نتیجه اش را ببینید!

منتظر جوابتان میمانم!

صابر  تبریزی

توقع اجازه ی یک راهپیمایی درتهران ، امتناع از حضور یک حانواده در دهکده ای درآلبانی!

***

همچنین: