سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین خلق مترادف با شادی مریم رجوی از بسته شدن کمیساریا در آلبانی

سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین خلق مترادف با شادی مریم رجوی از بسته شدن کمیساریا در آلبانی

سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین خلق مترادف با شادی مریم رجوی از بسته شدن کمیساریا در آلبانیبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، سوم ژوئن 2019:… اما چرا مسعود رجوی بسته شدن کمیساریا را مترادف با اخراج دیپلمات های ایران از کشور آلبانی می دانست؟ اما سوال بعدی این است که این درب تا به کی روی این پاشنه خواهد چرخید؟ و اما سوال بعدی که چرا آلبانی به این درخواست کثیف و ضد انسانی پاسخ مثبت داد؟ چون ظاهرا و باطنا هیچ چیز خوشایندی نبود؟ پاسخ ساده است. بخاطر اینکه مستمرا به دولت مردان آلبانیایی وعده میدهند . سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین خلق مترادف با شادی مریم رجوی از بسته شدن کمیساریا در آلبانی

سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین خلق مترادف با شادی مریم رجوی از بسته شدن کمیساریا در آلبانیسالگرد شهادت بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران

سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین خلق مترادف با شادی مریم رجوی از بسته شدن کمیساریا در آلبانی

1- شاهد ادعای رجوی چه کسی است؟!

چهار خرداد دیگری هم گذشت

سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین خلق مترادف با شادی مریم رجوی از بسته شدن کمیساریا در آلبانی

با سلام خدمت دوستان و با آرزوی ایامی خوش برای شما عزیزان.

بخشعلی علیزاده

بخشعلی علیزاده

دوستان عزیز همانطور که میدانید چهار خرداد دیگری گذشت و رجوی مثل گذشته به این چهار خرداد هایی که می آید و میرود چنان می پردازد که گویی وی حاکم بلامنازع و جانشین بی همتای بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق بوده است. البته این چیزی است که فقط و فقط خود مسعود رجوی مدعی آن است و کس دیگری چنین ادعایی ندارد. در تمام سالهایی که در مناسبات سازمان مجاهدین خلق بودم یکبار، حتی یکبار، از یکی از اعضای با سابقه سازمان نشنیدم که آنها حرفهای مسعود رجوی درخصوص اینکه محمد حنیف نژاد وی را تائید کرده بگویند، یعنی بیایند و صحه بر این یاوه های رجوی بگذارند که بله ما هم شنیدیم و دیدیم که حنیف نژاد گفت که مسعود تو بعد از من ادامه بده و سازمان را هدایت کن.

تنها کسی که در تمام این سالها مستمر مدعی بوده و گفته که حنیف نژاد او را جانشین قرار داده تا سازمان را هدایت و رهبری نماید فقط و فقط خود مسعود رجوی است و نه کس دیگری. البته بعدها مریم رجوی هم در مقام تملق و چاپلوسی این حرفهای مسعود رجوی را نشخوار میکرد. واضح است که هدف وی چه بوده است. خیلی روشن است. بخاطر اینکه از مقام مادام العمر ریاست جمهوری در دوران انتقال کنار گذاشته نشود.

سوال مقدم این است که این همه تکرار برای چیست؟ دوستان شما می دانید که سالی چند بار این داستان تکرارمی شود (که حنیف نژاد رجوی را جانشین خود کرد). تاجائیکه یادم می آید الان خدمت شما عرض میکنم که چند بار تکرار میشود. یکی در همین چهار خرداد به مناسب اعدام بنیانگذاران سازمان مطرح می شود. یکی در نیمه شهریور بمناسبت سالگرد بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق مطرح میشود. بعد در مجموعه نشستهای ماه رمضان که هر سال برگزار می گردد و دیگری در ایام ماه محرم تکرار می شود. خلاصه در هر مناسبتی و به هر بهانه ای مسعود رجوی می آید و حرفهای تکراری را به خورد اعضا میدهد که آنها باور کنند که حنیف نژاد رجوی را وارث خود کرده بود.

البته بعدا معلوم و مشخص شد و اسناد آن هم بیرون آمد که مسعود رجوی خودش بنیانگذاران و اعضا را لو داد که منجر به ضربه شهریور 50 و اعدام سران سازمان گردید تا خودش جان سالم بدر ببرد.
نگاه کنید که در این موضوع چقدر اهمیت وجود دارد که مسعود رجوی وقت و بی وقت جانشینی خودش را به رخ همه میکشد و مستمر این را گوشزد میکند که کسی اینرا فراموش نکند که من و فقط من هستم که تا دنیا دنیاست رهبر این سازمان مخوف و جنایتکار هستم.

بعد از این همه سال هنوز که هنوز است رجوی ول کن داستان نیست، از سال 1351 که بنیانگذاران سازمان توسط ساواک شاه کشته شدند این داستان بوده و هنوز هم ادامه دارد.
اما رهبری این سازمان که بعد از کشته شدن بنیانگذارانش به بیراهه کشیده شد چیزی را به اثبات نمیرساند به جز اینکه یک موضوع مهمی در میان باشد و آن اینکه که خیلی ها نمیدانند ولی خود شخص رجوی بهتر از همه میداند که زنده ماندن او حاصل خیانت به بنیانگذاران و دوستان خودش بود. وا دادن او در مقابل ساواک شاه حاصلش کشته شدن رقبایش و زنده ماندن رجوی و بقای او و حیات ننگین و ذلت بارش بود.

اینها حقایقی هستند که او تلاش دارد تا روزی که زنده است و نفس میکشد به لاپوشانی آن بپردازد و اجازه برملا شدن این جنایتی که او مرتکب شده است را ندهد، غافل از اینکه وی همچون کبک سرش را زیر برف کرده و فکر میکند که کسی خبر از این حقایق ندارد. زهی خیال باطل.

بخشعلی علیزاده

لینک به منبع 

2- فضاحت بسته شدن کمیساریا در آلبانی چرا و به چه قیمت؟

بعد از بسته شدن کمیساریا در آلبانی که مستقمیا به دستور جان بولتون و به خواست مسعود رجوی و مریم انجام شد، مسعود رجوی طی پیامی داخلی به وارفته های داخل مناسباتش ابراز پیروزی و خوشحالی شدید کرد و این اقدام یعنی بسته شدن کمیساریا در آلبانی را مصادف با بسته شدن سفارت ایران در آلبانی تلقی کرد .

میخواستم سر همین موضوع با شما خوانندگان عزیز کمی صحبت کنم. اولا این اقدام جنایتکارانه چگونه انجام شده است؟ دقیقا از سوی جان بولتون مشاور امنیت ملی ایالات متحده آمریکا در کاخ سفید که در حمایت هایش از فرقه رجوی ید طولایی دارد، که به خاطر دلارهای زبان بسته ایست که به ایشان از جانب مریم رجوی هدیه داده میشود، یکی از خصیصه های جهان کنونی این است که با پول میشود افرادی مثل بولتون یا جولیانی یا ژنرالهای چند ستاره را بدنبال خود کشید و خرید و مثل سگ قلاده دور گردن آنها انداخت و به این سو و آن سو کشاند و هدایتشان نمود .

راستی داستان چیست و چرا مقامات آلبانیایی وارد این ماجرای فضاحت بار شدند؟

به نظر بنده، چون که مقامات دولت آلبانی علیرغم اینکه با پول دست به هر کاری میزنند ولی در این یک مورد توانش را نداشتند و نمی توانستند به کمیساریای عالی پناهندگان بگویند که جمع کرده و از کشور بروند زیرا تا مبادرت به این کار کثیف میکردند جیغ و داد کمیساریا عالمی را بر میداشت و “ادی راما” نخست وزیر آلبانی یارای مقاومت را نداشت که بیاید و به افکار کشورش و جهانیان و سازمانهای حقوق بشری توضیح دهد که اصل ماجرا چیست و چه کثافتکاری انجام شده است. پس باید کسانی وارد می شدند که همه در مقابل آنها لنگ می انداختند یعنی آمریکائیها. بنابراین بستن کمیساریا در اختیارات دولت ضعیف و نحیف آلبانی نبوده و نیست، خواست و اراده آمریکا در این بین بوده است .

و اما سوال بعدی که چرا آلبانی به این درخواست کثیف و ضد انسانی پاسخ مثبت داد؟ چون ظاهرا و باطنا هیچ چیز خوشایندی نبود؟ پاسخ ساده است. بخاطر اینکه مستمرا به دولت مردان آلبانیایی وعده میدهند که آلبانی را در اتحادیه اروپا عضو خواهند کرد و این تکه استخوان را هر از چند گاهی جلوی سیاستمداران آلبانیایی می اندازند تا ایشان در مقابل هر خواست ذلت باری تن بدهند و اما آن چه که مسلم است از پیوستن به اتحادیه اروپا فعلا خبری نیست (مثل سالهای گذشته) و باز شما خواهید دید که این درخواست با بهانه های مختلف رد خواهد شد و به بعد موکول خواهد گشت.
حتی جهت اطلاع خوانندگان عزیز که در ابتدای داستان انتقال اعضای فرقه رجوی به آلبانی مهمترین شرط سیاستمداران و دولت مردان آلبانی این بود که در مقابل این عمل باید کشور آنان در اتحادیه اروپا عضو گردد. چیزی که سالها بود بدنبالش بودند و اتحادیه اروپا و مشخصا آلمان و فرانسه که پرچمدار اتحادیه اروپا هستند باید با این قضیه موافقت میکردند. در آن زمان من شخصا در آلبانی بودم و دیدم که خانم آنجلا مرکل یک سفر سه ساعته به آلبانی داشت یعنی بلافاصله بعد از سفر وزیر خارجه وقت آمریکا که او نیز با هدف کسب رضایت دولت مردان آلبانی به این کشور کوچک سفر کرده بود. بعد از او نیز خانم مرکل آمد و وعده پیوستن آلبانی را به آقای ادی راما نخست وزیر آلبانی داد و گفت که برای چرخیدن چرخهای اقتصاد آلبانی اقدامات زیادی انجام خواهند داد. این چنین بود که مقامات آلبانی حاضر به پذیرفتن همه اعضای فرقه رجوی به کشورشان شدند .

اما چرا مسعود رجوی بسته شدن کمیساریا را مترادف با اخراج دیپلمات های ایران از کشور آلبانی می دانست؟

از ابتدای ساکن شدن فرقه رجوی در آلبانی معلوم بود که سفارت ایران در آلبانی استخوانی در گلوی مسعود رجوی و مریم رجوی است و چون چشم دیدن سفارت ایران در آلبانی را نداشتند و ندارند دست به هر کار کثیف و توطئه ای میزنند که تا این سفارت بسته شود. اما چرا؟ مگر سفارت ایران در آلبانی چکار میکند؟ تا آنجاییکه من از نزدیک دیدم این سفارت هیچ کار غیر قانونی انجام نمیدهد که باعث شود آتو دست نیروهای امنیتی آلبانی بیفتد که لاجرم منجر به بسته شدن سفارت ایران گردد.

اما بیائید از دیدگاه رجوی به این موضوع نگاه کنید. دیدگاه متحجر او این است که تا وقتی سفارت ایران در آلبانی هست یعنی که پشت و پناهی برای اعضاء ناراضی در داخل سازمان هست. بنابراین هر کسی در هر لحظه میتواند خودش را به سفارت ایران برساند و خودش را از چنگالهای خونین سازمان رجوی برهاند، لذا نباید این سفارت در آلبانی امکان حیات داشته باشد، حیات سفارت برابر است با احساس خفگی فرقه رجوی در کشور آلبانی.

حالا دقیقا همین احساس در رابطه با سفارت ایران در نزد اعضاء و ناراضیان در داخل سازمان که آنرا خیلی خوب ارزیابی میکنند، در رابطه با کمیساریای عالی پناهندگان نیز بود و ای بسا بمراتب بیشتر، زیرا که برخی بودند که بنا به دلایلی نمی خواستند به سفارت ایران بروند ولی دیگر ماندن در فرقه رجوی را برنمی تافتند و به دنبال خروج از سازمان و رفتن به دنبال زندگی مطلوب خود بودند.

حالا با این احوال که خیلی فشرده خدمت شما عرض کردم متوجه شدید که چرا مسعود رجوی بسته شدن کمیساریای عالی پناهندگان را مساوی با بسته شدن سفارت ایران در آلبانی میدانست؟ دقیقا بخاطر اینکه اعضاء جایی برای پناهنده شدن نداشته باشند و به فکر خروج از سازمان نباشند و مستمر در سیطره و چنگالهای خونین رجوی گرفتار باشند .

اما سوال این است که این درب تا به کی روی این پاشنه خواهد چرخید؟

به نظر من زیاد طول نخواهد کشید زیرا دولت آلبانی با این افتضاحاتی که به بار آورده است باید پاسخگوی این فضاحت ها باشد و همچنین کمیساریای عالی پناهندگان نیز دیر یا زود برملا خواهد کرد که برای چه این خروج را انجام داد و تحت چه فشاری این کار ضد انسانی را انجام داد.

بخشعلی علیزاده

لینک به منبع 

سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین خلق مترادف با شادی مریم رجوی از بسته شدن کمیساریا در آلبانی

***

 خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان مجاهدین خلق ایرانبتول سلطانی: ۳۰ فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان

 خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان مجاهدین خلق ایرانمیرباقر صداقی: چرا مسعود رجوی در ۳۰ فروردین ۱۳۵۰ همراه با اعضای مرکزیت مجاهدین اعدام نشد

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق داستان سازی مجاهدین برای فرار از واقعیتها با دستکاری ماجرای دادگاه

تغییر ایدئولوژی مجاهدین خلقپرچمداری که نه کاشف بود و نه فروتن (گفتگوی مهر نامه با سعید شاهسوندی در باره تغییر ایدئولوژی مجاهدین خلق و نقش تقی شهرام در آن )

مهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگویدمهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/دروغ-گویی-در-ذات-فرقه-رجوی-است/

دروغ گویی در ذات فرقه رجوی است

دروغ گویی ذر ذات فرقه رجوی است بخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، سی ام آوریل ۲۰۱۹:… موضوع کتاب دررابطه با آقای مهندس “محمود ملک افضلی” پسر مرضیه “اشرف‌السادات مرتضایی (مرضیه)” خواننده ایرانی بود که از آمریکا به انگلیس برای دیدن کنسرت مادرش رفته بود. که در سالن محل کنسرت توسط افراد فرقه کتک خورده و بشدت آسیب دیده بود.  دروغ گویی در ذات فرقه رجوی است.

مصاحبه با زنده یاد الهه با آن سینگلتون، سپتامبر ۲۰۰۵، لندنمصاحبه با زنده یاد الهه، سپتامبر ۲۰۰۵، لندن

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویاستعفا از شورا, مبطل اتهامات رجوی علیه جداشدگان؛ «ترتیبات اجرایی استعفا» یا پیشگیری از ریزش !

لینک به منبع

دروغ گویی در ذات فرقه رجوی است

با سلام خدمت دوستان و علاقمندان

داشتم به برخی موضوعات سالهای گذشته نگاه میکردم. چشمم به کتابی کوچک افتاد. از این بابت که قطرش کم و عرضش باریک و می شد سریع مروری به آن کرد .
اسم کتاب بود: “بخوان برای ایران بخوان “

کتاب گردآوری شده توسط ایرانیان کالیفرنیا بود و در سال ۱۳۷۵ منتشر شده بود .

موضوع کتاب دررابطه با آقای مهندس “محمود ملک افضلی” پسر مرضیه “اشرف‌السادات مرتضایی (مرضیه)” خواننده ایرانی بود که از آمریکا به انگلیس برای دیدن کنسرت مادرش رفته بود. داستان از این قرار بود که آقای مهندس “محمود ملک افضلی” پسر مرضیه بخاطر حضور مادرش در یکی از گردهمایی های فرقه رجوی در “ارلزکورت لندن” در سال ۱۳۷۵ برای دیدن مادرش به لندن رفته بود که در سالن محل کنسرت توسط افراد فرقه کتک خورده و بشدت آسیب دیده بود و پلیس لندن هم بر حسب معمول پلیسهای اروپا در دعواهای خارجیان دخالت نمی کند.

دروغ گویی ذر ذات فرقه رجوی است

این ماجرا در ژوئن سال ۱۹۹۶ در سالن معروف المپیا در ارلزکورت لندن اتفاق افتاد و منجر به کتک خوردن آقای مهندس محمود ملک افضلی گشت. با نحوه کتک خوردن این آقا کاری ندارم. هر چند که وقتی ماجرا را از روی کتاب خواندم خیلی ناراحت شدم و دیدم که چقدر با چیزی که در سازمان آن زمان شنیده بودیم فرق میکرد. ولی مهم برایم همان قسمت است که در سازمان به ما گفته شده بود.

در آن زمان بر اثر تبلیغاتی که فرقه انجام میداد هوای دیگری در مناسبات حاکم بود و بخاطر اینکه فردی مثل مرضیه به فرقه پیوسته بود یک تعادل قوایی حاکم شده بود که در مجموع به نفع فرقه بود. تا اینکه روزی به ما گفته شد که مرضیه در ارلزکورت لندن همزمان با حضور مریم رجوی کنسرت دارد. البته که یک کار هماهنگ شده بود تا با استفاده از نام مرضیه، اسم مریم رجوی را هم بالا ببرند و بگویند که رئیس جمهور برگزیده مقاومت هم در این کنسرت شرکت داشت.

آن زمان بعد از چند روز که گویا خبری در بیرون سازمان پا در آورده بود و النهایه به داخل سازمان هم کشیده شد به گوشمان رسید حاکی از اینکه در جریان ارلزکورت فردی مدعی شده بود که پسر مرضیه است و گویا دروغ گفته و وی یک خراب کار از آب درآمده که توسط وزارت اطلاعات ایران فرستاده شده بود و قصد خراب کردن برنامه را داشته که موفق به این خرابکاری نشده و توسط مامورین پلیس لندن دستگیر و به بیرون سالن رانده شده بود.

دیگر آن زمان به ما گفته نشد که واقعا این فرد پسر مرضیه بوده و بشدت توسط همراهان مریم رجوی کتک زده شده است و پلیس لندن در کار نبود و اگر هم پلیسی بود وارد ماجرا نشده بود.
راستش وقتی داشتم این کتاب را میخواندم از دیدن عکس های این آقا خیلی ناراحت شدم. کسی که دوست دارد مادرش را ببیند باید کتک بخورد و مصدوم گردد. البته الان هر چه از منجلاب فرقه رجوی فاصله میگیریم ، می بینیم که هر چه آن زمان به ما گفته بودند تماما دروغ بود .

اکنون مرضیه مرده و رفته است ولی اشتباهی که او در ملحق شدنش به فرقه رجوی مرتکب شد باعث شد که خودش و خانواده اش آسیب ببیند . کما اینکه هر کدام از کسانیکه به فرقه پیوسته بودند خودشان و خانواده هایشان دچار آسیب های جدی شدند و هنوز که هنوز است این آسیب ها خوب نشده و بعضا ماندگار هستند.

اما آنچه مسلم و قطعی است اینکه بمرور زمان دروغهایی از طرف سازمان علنی شده و خواهد شد که مغزمان سوت خواهد کشید و در قدم اول این ما خواهیم بود که ناباور بوده و فکر خواهیم کرد که یا خواب می بینیم یا اینکه باید دروغهای سازمان که به خوردمان داده بودند را باور کنیم یا اینکه به خودمان بقبولانیم که عمری سرمان شیره مالیده اند و هر چه گفته اند و غیر واقعی دروغ بوده است.

بخشعلی علیزاده

***

دروغ گویی در ذات فرقه رجوی استیادی از مرضیه بانوی بزرگ ترانه وآواز ایران که درغربت _ تنهایی وزندان فرقه تروریستی رجوی جان باخت

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مرضیه-چگونه-به-دام-فرقه-رجوی-افتاد-_-سال/

مرضیه چگونه به دام فرقه رجوی افتاد _ سال های جدایی _ اسارت وزندان ومرگ درفرانسه

ارشیا ارشادی، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و پنجم سپتامبر ۲۰۱۵:… مرضیه درسال ۱۳۷۳ درسن ۷۳ سالگی ازایران خارح شد و با تشویق خانواده متین دفتری به فرقه رجوی پیوست _ گرچه مشوقان مرضیه خود ازاین فرقه جداشدند ولیکن این خواننده راه بازگشت نداشت ودرمحاصره وزندان فرقه رجوی اسیر گردید _ فرقه رجوی بلافاصله کلیه پیوندهاای خانوادگی مرضیه را قطع کرد _ تنها پسر اورا درکنسرت …

دروغ گویی در ذات فرقه رجوی است مرضیه در عراق الف مینو سپهر: یادی از مرضیه بانوی بزرگ ترانه وآواز ایران که درغربت _ تنهایی وزندان فرقه تروریستی رجوی جان باخت

لینک به منبع

مرضیه چگونه به دام فرقه رجوی افتاد _ سال های جدایی _ اسارت وزندان ومرگ درفرانسه

مقدمه _ خبر بسیار کوتاه بود _ مرضیه در سال ۱۳۸۹ دراثر ابتلا به بیماری سرطان درگذشت _

درباره مرضیه دراین سایت بیشتر بخوانید

https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15445

خلاصه زندگی _ مرضیه درسال ۱۳۷۳ درسن ۷۳ سالگی ازایران خارح شد و با تشویق خانواده متین دفتری به فرقه رجوی پیوست _ گرچه مشوقان مرضیه خود ازاین فرقه جداشدند ولیکن این خواننده راه بازگشت نداشت ودرمحاصره وزندان فرقه رجوی اسیر گردید _ فرقه رجوی بلافاصله کلیه پیوندهاای خانوادگی مرضیه را قطع کرد _ تنها پسر اورا درکنسرت لندن مورد ضرب وشتم قراردار وار سالن بیرون انداخت _ مرضیه علیرغم جدایی از این فرقه درسال ۲۰۰۴ تا آخرین روزهای زندگی خود اجازه نیافت با فرزند پسر خود محمود ملک احمدی ملاقات کند .

مرضیه اخرین کنسرت خودرا جهت کمک به کودکان جنگ زده عراقی درسال ۲۰۰۴ برگزار کرد که البته فرقه رجوی کلیه درامد های این کنسرت را بالا کشید _ مرضیه پس ازفرار ازعراق درسال ۲۰۰۳ یکسال بعد کتبا ازاین فرقه تقاضای جدایی نمود _ سران فرقه بایک دوشرط سکوت و اسکان دریک خانه متعلق به فرقه با درخواست او موافقت کردند _ مرضیه درمقابل از فرقه رجوی خواست تاکلیه عکس ها ومطالب مربوط به اورا از سایت های این فرقه حذف نمایند _ ازسال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۹ مدت ۶ سال مرضیه درزندان فرقه رجوی بود ودونفر از تروریست ها ۲۴ ساعته مراقب او بودند _ مرضیه طی سه سال اخر عمرشب ها مخفیانه خاطرات زندگی خودرا دردفترچه هایی می نوشت _ شکنجه گران وبازجویان مرضیه به مریم قجر تروریست خبر دادند که مرضیه یاداشت نویسی می کند واین زن جنایتکار دستورداد اتاق خواب اورا بگردند وکلیه دفترهای خاطرات اورا سرقت نمایند _ چنین برخوردی باعث ناراحتی شدید و تشدید بیمار ی اوگردید _ حسن مرتضایی برادر کنهسال مرضیه آخرین شخصی ازخانواده اوست که موفق شد قبل از مرگ دوبار خواهر بیمار خودرا ملاقات کند وسرانجام مرضیه درمهرماه ۱۳۸۹ درتنهایی واسارت وزندان فرقه رجوی در نهایت بدنامی جهت نزدیکی به مزدوران صدام درگذشت…. زن مسنی که درسن ۷۳ سالگی فریب خورد ودراسارت فوت نمود …. یادش گرامی باد

ارشیا ارشادی ۲۰۱۵/۰۹/۳۵

(پایان)

***

اعضای شورای ملی مقاومت ایراناعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

دروغ گویی در ذات فرقه رجوی است مریم رجویمریم قجر (رجوی) به سیم آخر زد

مریم رجوی رودی جولیانی مهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/واکنش-فرقه-رجوی،-مجاهدین-خلق،-به-مقاله/

واکنش فرقه رجوی، مجاهدین خلق، به مقاله هفته نامه معتبر اشپیگل چاپ آلمان

مریم رجوی دستور قتل خبرنگار اشپیگل آلمان را صادر کردبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، سوم مارس ۲۰۱۹:… به این میگویند هذیان گویی و طفره رفتن از اصل داستان. اصل داستان چیست؟ اصل داستان مطلبی است که هفته نامه اشپیگل ارائه داده و حقایق انکار ناپذیری را از درون سازمان مجاهدین خلق به دنیای بیرون نشان داده است. اسم غلامرضا شکری را هم که در چند نوبت آورده اند دلیل بر این است که باز از اصل قضیه فرار کنند. از این غلامرضا شکری ها در داخل مناسبات زیاد بوده که خارج شده و نجات پیدا کرده اند و باز در درون مناسبات هستند که بمحض نجات افشاگری خواهند کرد.

اشپیگل آلمان کمپ مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی در آلبانی و تمرین قتل و جنایت و ترورآشفته بازاری است بیا و ببین – پاسخ آقای غلامرضا شکری در رابطه با جعلیات فرقه رجوی در آلبانی

لینک به منبع

واکنش فرقه رجوی به مقاله هفته نامه معتبر اشپیگل چاپ آلمان

توسط انجمن نجات مرکز تهران آخرین بروزرسانی ۱۲ اسفند ۱۳۹۷

مریم رجوی دستور قتل خبرنگار اشپیگل آلمان را صادر کرد

هنوز چند روز از چاپ یک مطلب واقعی توسط هفته نامه اشپیگل نگذشته بود که یک اطلاعیه عریض و طویل توسط فرقه تروریستی رجوی توجهات را جلب کرد. طبق معمول آنها ابتدا با اتهام زدن به نویسنده و نشریه کار را شروع کردند و بعد مظلوم نمایی و النهایه نتیجه گیری نمودند که باز برمیگردد به همان قسمت اول موضوع یعنی اتهام زنی. 

اگر دیده باشید در این اطلاعیه که سراسر سوز و گداز است و چیزی جز یک مشت مغلطه گویی نیست تلاش شده که فرقه رجوی را از اتهامات هفته نامه اشپیگل برهاند و سازمان مجاهدین خلق را قربانیان تروریسم جلوه دهد. به یک قسمت این اطلاعیه توجه کنید:

“استقبال فوری و بی‌سابقه رسانه‌های حکومتی در ایران از مقاله اشپیگل این نیاز هماهنگ شده را به‌خوبی برملا کرد. خبرگزاری رسمی ایرنا با تیتر “روایت تکان‌دهنده اشپیگل از شکنجه روحی اعضای مجاهدین در کمپ آلبانی”، خبرگزاری مهر وزارت اطلاعات با تیتر “تمرینات مجاهدین در آلبانی” هفته‌یی سه بار بریدن گلو با چاقو”، خبرگزاری فارس سپاه پاسداران با تیتر “گزارش اشپیگل از پایگاه مجاهدین: اعضای این سازمان کشتار را تمرین می‌کنند”، خبرگزاری میزان قوه قضاییه با تیتر “مجاهدین در آلبانی بریدن گلو با چاقو، در آوردن چشم و پاره کردن دهان را تمرین می‌کنند” و پایگاه خبری حامیان ولایت با تیتر “گزارش تکان‌دهنده اشپیگل از توحش مجاهدین” و صدها رسانه حکومتی دیگر با تیترهای مشابه ترجمه مقاله اشپیگل را به فارسی منتشر کردند.”

اشپیگل بعد از مدتها دست به افشای یک سری حقایق در خصوص سازمان مجاهدین خلق زد، حالا باید محاکمه شود که چرا حقایق مربوط به سازمان مجاهدین را علنی کرده و در انظار جهانیان این فرقه را رسوا و سکه یک پول نموده است. 

حالا شما به تیتر این اطلاعیه توجه کنید: 

“اطلاعیه مطبوعاتی – ۱۸ فوریه ۲۰۱۹ 
فتوای مدرن قتل و ترور – اشپیگل یا “دادگاه انقلاب اسلامی” ملایان؟
اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران”پ

به نظرم برای هر شنونده و بیننده بی طرفی این سوال پیش می آید که هفته نامه اشپیگل چاپ آلمان چه ربطی به دادگاههای انقلاب اسلامی ایران، یا بقول اطلاعیه سازمان مجاهدین ملایان، دارد . 

کار رسانه ها اطلاع رسانی به افکار عمومی است و خیلی واضح است که مطبوعات و رسانه ها در درج مطالب باید تابع دمکراسی باشند و هیچ اجباری بر آنها حاکم نیست و مطالبی هم که میزنند بر اساس واقعیات است و نمی توانند مطالب و مقاله های خود را بر اساس احساس یا تحلیل های آبکی در روزنامه ها و مجلات خود درج کنند و باید که ریشه در حقایق داشته باشد وگرنه میشود داستان سرایی. دقیقا بخاطر همین است که در سازمان مجاهدین خلق بعد از درج این مطلب که در درون سازمان آموزش های تروریستی داده می شود ، بهم میریزند و واکنش های تند و عصبی نشان میدهد و هفته نامه اشپیگل را به دادگاه تشبیه می کند. 

یا به قسمت دیگری از این اطلاعیه سخیف توجه نمائید:

“اشپیگل مطالبش را با وزارت اطلاعات ملایان به اشتراک می‌گذارد. در حالی‌که اشپیگل مقاله را منتشر نکرده بود انجمن نجات یک شعبه شناخته شده وزارت اطلاعات مصاحبه غلامرضا شکری با اشپیگل را به زبان فارسی منتشر کرد. غلامرضا شکری همان کسی است که در مقاله ۱۶ فوریه اشپیگل مدعی شده است مجاهدین او را ۲۴ سال پیش زندانی و شکنجه کرده‌اند.”

به این میگویند هذیان گویی و طفره رفتن از اصل داستان. اصل داستان چیست؟ اصل داستان مطلبی است که هفته نامه اشپیگل ارائه داده و حقایق انکار ناپذیری را از درون سازمان مجاهدین خلق به دنیای بیرون نشان داده است. اسم غلامرضا شکری را هم که در چند نوبت آورده اند دلیل بر این است که باز از اصل قضیه فرار کنند. از این غلامرضا شکری ها در داخل مناسبات زیاد بوده که خارج شده و نجات پیدا کرده اند و باز در درون مناسبات هستند که بمحض نجات افشاگری خواهند کرد. 

پس یکی به نعل و یکی به سندان زدن ناشی از گیجی از دریافت این ضربه است. خطاب به مسئولین فرقه رجوی که فعلا اینرا داشته باشید تا ضربات بعدی برسد.

بخشعلی علیزاده

(پایان)

*** 

Former People’s Mujahedin member Gholamreza Shekari (ALESSANDRO INCHES / DER SPIEGEL)Former People’s Mujahedin member Gholamreza Shekari (ALESSANDRO INCHES / DER SPIEGEL)

ابراهیم خدابنده: تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلقابراهیم خدابنده: تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/جمع-بندی-سال-۱۳۹۷-فرقه-رجوی-مجاهدین-خلق-چه/

جمع بندی سال ۱۳۹۷ فرقه رجوی (مجاهدین خلق) چه خواهد بود؟

مریم رجوی گروگانگیر اعضای مجاهدین خلق ایران در آلبانی مزدور سابق صدام و امروز شیخ عربستان سعودیبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۹:… به بخشهایی از این گفتگو توجه کنید:  “آمریکا از هیچ گروه ضد حاکمیت ایران حمایت نمی کند «جولیانی» عضو دولت نیست. برایان هوک مسئول امور ایران در وزارت خارجه آمریکا در مصاحبه ای که با خبرنگار تلوزیون بی بی سی داشت گفت: هدف دولت ترامپ براندازی حکومت ایران نیست و از هیچ گروه مخالف ایران حمایت نخواهد کرد.” این مطالب کم چیزی نیست و اگر رهبران گروه های ضد جمهوری اسلامی تا الان سکته نکرده باشند باید گفت که واقعا جان سخت هستند. 

Maryam Rajavi’s MEK is a defunct force in Iran foreign policMaryam Rajavi’s MEK is a defunct force in Iran foreign policy

لینک به منبع

جمع بندی سال ۱۳۹۷ فرقه رجوی چه خواهد بود؟

توسط انجمن نجات مرکز تهران آخرین بروزرسانی ۸ اسفند ۱۳۹

بدبیاری پشت بدبیاری برای مریم رجوی 

بخشعلی علیزاده

آقای بخشعلی علیزاده

 این روزها که قرار بود حکومت ایران توسط آمریکا و گروههای مخالف جمهوری اسلامی سرنگون شود و مردم ایران شروع دیگری را تجربه نمایند، قضایا طور دیگری شد و آنطور که آنها پیش بینی کرده بودند پیش نرفت.اگر پیش بینی ها طبق اصول نباشد و با شرایط کنونی و قبل و بعد همخوانی نداشته باشد بدبیاری حاکم میشود! 

مثل هر سال سرکرده های فرقه رجوی برای دلخوشی به نیروهای وارفته و هواداران بی تجربه خود وعده های سرخرمن دادند و گفتند که در ۲۲ بهمن سال ۱۳۹۷ حکومت ایران سرنگون و مریم رجوی در تهران حاکم خواهد شد و دمکراسی را به ارمغان خواهد آورد. ولی ظاهرا مردم ایران دمکراسی ساخته و پرداخته مریم رجوی را نخواستند و مثل سالهای قبل به ایشان یک نه بزرگ گفتند که در این خصوص مطالب زیادی نوشته شده و شما هم دیده یا خوانده اید.

اما در این وانفسا و در این تعادل قوای کنونی شاهد چیزهای عجیب و غریبی می شویم که مزید بر علت میشود و می بینیم که سرکرده فرقه رجوی و در کنار آن سایر گروه ها مثل بچه شاه و اعوان و انصار آنها بدبیاری پشت بدبیاری می آورند. اخبار این روزها آدم را به شگفتی وا میدارد. یکی از این خبرها از طرف برایان هوک “مسئول امور ایران در وزارت خارجه آمریکا” میباشد که در گفتگوی خود با بی بی سی جهانی گفت که کاخ سفید قصد تغییر حکومت ایران را ندارد. به بخشهایی از این گفتگو توجه کنید: 

“آمریکا از هیچ گروه ضد حاکمیت ایران حمایت نمی کند «جولیانی» عضو دولت نیست. برایان هوک مسئول امور ایران در وزارت خارجه آمریکا در مصاحبه ای که با خبرنگار تلوزیون بی بی سی داشت گفت: هدف دولت ترامپ براندازی حکومت ایران نیست و از هیچ گروه مخالف ایران حمایت نخواهد کرد.”

این مطالب کم چیزی نیست و اگر رهبران گروه های ضد جمهوری اسلامی تا الان سکته نکرده باشند باید گفت که واقعا جان سخت هستند. 

همچنین در ادامه: 

“از هوک پرسیده شد که آیا سخنرانی جولیانی، وکیل ترامپ، به نشانه حمایت دولت آمریکا از این گروه می باشد و او در پاسخ به این پرسش گفت: جولیانی عضو دولت نیست و ما از هیچ گروه ضد حاکمیت ایران حمایت نمی کنیم چرا که هدف ما تغییر رفتار ایران است و به دنبال تغییر نظام نیستیم.”

من که با شنیدن این حرفها به جای آنها در حال از دست دادن فشار خون هستم آنها را نمیدانم. خوانندگان عزیز مشاهده می کنید که دم تکان دادنهای سران فرقه رجوی برای کاخ سفید و مهره های ریز و درشت ایالات متحده حاصلی تاکنون نداشته و فقط و فقط در انظار جهانیان و بخصوص مردم ایران از این فرقه یک چهره سیاه و مترود ساخته است. 

در همین زمان ناگهان خبر دیگری مثل بمب منفجر میشود و یک قدرت نمایی دیگر از طرف حاکمان ایران به نمایش در می آید و آن خبرساز می شود:

روزنامه نیویورک تایمز به نقل از مقامات سابق ضداطلاعات آمریکا گزارش داده «مونیکا الفرد‌ویت» عضو سابق دایره ضد جاسوسی نیروی هوایی آمریکا که به ایران گریخته، ضربات ‌شدیدی بر عملیات‌های جاسوسی کشور خود وارد آورده است. 

این هم از فرار یک افسر عالی رتبه آمریکایی به جانب ایران و پناهنده شدن وی به جمهوری اسلامی. به نظر اوضاع برای فرقه رجوی خراب تر از آن چیزی است که فکرش را میکردیم. 
سال ۱۳۹۷ در حال اتمام است و سران فرقه رجوی با بحرانهای لاعلاج و خفه کننده در چنبره خود باقی مانده اند و نمیدانند که چه جمع بندی برای آخر سال در نظر بگیرند. 

بخشعلی علیزاده

(پایان)

سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین

*** 

Saudi Arabia Bankrolled Iran’s MEK with Tons of Gold, Rolexes (Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Rajavi cult)Saudi Arabia Bankrolled Iran’s MEK with Tons of Gold, Rolexes (Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/در-فرقه-مجاهدین-خلق-همه-فکر-می-کنند-قهرم/

انسانها را به انتخابشان میشناسند نه به حماقتشان

بخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، ششم دسامبر ۲۰۱۸:… در فرقه رجوی این طرز تفکر در ذهن هر فرد کاشته و همواره در درون او زنده نگه داشته میشود که او یعنی خودش یک “قهرمان” است. قهرمانی از هزاران قهرمان خلق، و در راه مسعود رجوی و مریم رجوی میجنگد که نماد قهرمانان خلق هستند. اما در کنار چنین اندیشه ای یک اندیشه دیگر همواره وجود داشت و وجود دارد که … 

مسعود رجوی مریم رجوی صدام حسین مزدوری خیانتSaddam’s Private Army: How Rajavi Changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

لینک به منبع

انسانها را به انتخابشان میشناسند نه به حماقتشان

توسط انجمن نجات مرکز تهران در ۱۵ آذر ۱۳۹۷

 در فرقه رجوی این طرز تفکر در ذهن هر فرد کاشته و همواره در درون او زنده نگه داشته میشود که او یعنی خودش یک “قهرمان” است. قهرمانی از هزاران قهرمان خلق، و در راه مسعود رجوی و مریم رجوی میجنگد که نماد قهرمانان خلق هستند.

اما در کنار چنین اندیشه ای یک اندیشه دیگر همواره وجود داشت و وجود دارد که این تفکر (قهرمان پروری) نه تنها تفکر انقلابی نیست بلکه تفکر بغایت ارتجاعی است، زیرا فریبی برای مغزشویی بیش نیست. شاخص های قهرمان پروری بعد از سالها کماکان همان مسعود و مریم هستند. تناقض اینجاست که اگر سازمان با تمام اصول و اعتقاداتش پویا و در حال تحولات شگرف است چرا شاخص هایش مثل آب راکد شده و در حال گندیدن و بو گرفتن است؟

همین یک قلم برای کسی که اندکی تعقل و تفکر داشته باشد کم تناقضی نیست. خیلی از کسانیکه توانسته اند از شر فرقه رجوی رها شوند به این تناقض پاسخ گفته اند، نه اینکه با آن کنار بیابند یا بی خیالش شوند یا تسلیم تمایلات سازمان شوند، بلکه مسئولانه برخورد کرده اند و در گذر زمان به حقیقت انکارناپذیر در درون خود دست یافته اند.

این چنین افرادی دیگر خود را گول نزده اند. آنان در درون خودشان بخود گفته اند که در درون فرقه و سازمان چکار میکنند؟ کسانیکه اطرافشان را گرفته اند بطور واقعی چه کسانی هستند؟ حرفها و شعارهایشان چقدر واقعی هستند؟ آیا مثل آب جاری هستند و مستمر تازه می شوند و رو به رشد هستند یا که همچون آب راکد در حال گندیدن میباشند؟
اینجاست که به انتخاب خود باید شک کرد و روی آن نه یک بار بلکه دهها بار فکر نمود و جمع بندی کرده و نتیجه گرفت. قطعا و بدون شک این نتیجه جدایی از سازمان میباشد. کما اینکه دیدیم و می بینیم که افراد زیادی در طی این سالها راه خود را جدا کرده و خط مشی سیاسی خود را از خط مشی سیاسی سازمان جدا کردند.

برخی دنبال زندگی مطلوب خود رفتند و برخی نیز به جبهه مخالف رفتند و تلاش کردند تا نسل جدید و جوان را آگاه سازند و مانع از اشتباهات دیگران در انتخابشان گردند. این ها در واقع بیشتر دلشان برای نسلهای جدید میسوخت که اشتباهاتی که اینان مرتکب شدند را مرتکب نشوند. جا دارد در همین جا به تک تک این افراد مسئول در جامعه جداشدگان تبریک گفت که یک بار دیگر در طرف درست تاریخ قرار گرفتند و اجازه تکرار اشتباه را ندادند.

اما ببینیم در سازمان چه کارهایی میکنند که فرد به این تناقضات برنخورد یا اگر خورد ذهنش را درگیر نکند. در سازمان مجاهدین خلق همواره به این می اندیشند و راه حل در می آورند، اولین و قدیمی ترین راه کار، راه حل تشکیلاتی است که فرد بعد از انتخاب تشکیلات، حق فکر کردن به سایر تفکرات را ندارد و در صورت مواجه شدن با هر نوع تفکر غیر سازمانی باید سریعا آنرا به سران فرقه به عنوان خطای ذهن گزارش کرده و خود را رها سازد. اسم این نقطه، “رهایی” از طرز تفکرات شیطانی در تشکیلات است تا فرد خود را با تشکیلات هر چه بیشتر همسو نماید و سرسپردگیش را به اثبات برساند و راههای بالا کشیدن در مناسبات فرقه را بخوبی بپیماید.

در طی تجاربی که سازمان بدست آورد و جمع بندی کرد به این نتیجه رسیدند که دیگر راه حل تشکیلاتی پاسخگوی این معظل بزرگ نیست که بتوانند افراد را کاملا کنترل نمایند، لذا مبادرت به یافتن راه حل های دیگری کردند و آن راه حل ها را در چارچوب ایدئولوژیک دنبال میکردند، زیرا اغلب افراد گرایشات مذهبی داشتند و تعصبات مذهبی، آنها را وادار به رعایت یکسری مسائل می کرد و حتی طرز تفکرشان را تغییر میداد. این فرایند طی روزها و هفته ها و ماهها و بعضا سالها طول میکشید تا شکل بگیرد و برای همه جا بیفتد و تبدیل به قانون گردد.

مهمترین این قوانین که دقیقا در رابطه با کنترل ذهن افراد میباشد که آنها دست از پا خطا نکنند، دو پدیده مهم به نام نشست های “عملیات جاری” و “غسل” است که در همین زمان با شدت و حدت در حال برگذاری آن هستند تا ذهن افراد را هر چه بیشتر و بهتر کنترل کنند. در واقع این دو ابزار فواید زیادی برای مسعود رجوی و مریم رجوی داشته است. آنها توانسته اند مثل دوربین مدار بسته با این دو ابزار بر ذهن افراد کنترل بیشتری پیدا کنند. این دو ابزار که از سال های گذشته ابداع شد و وارد مناسبات گردید جلوی فروپاشی با سرعت بالای سازمان را گرفت و مستمرا ارتقا یافت و تصحیحات به آنها داده شد و اصطلاحا بروز گردید.

افراد تشکیلات در دو دایره تنگ گرفتار هستند، یا در دایره عملیات جاری هستند یا در دایره غسل. (قبلا نشست های غسل هفتگی انجام می شد اما اکنون ظاهرا روزانه و حتی اصطلاحا در صحنه انجام می گردد).

هر دو پدیده اکنون تبدیل به مهمترین وسایل شستشوی مغزی افراد، کنترل روانی ذهن افراد، مهمترین وسیله و ابزار جاسوسی افراد نسبت به یکدیگر، مهمترین وسیله سرکوب احساسات و عواطف انسانی، مهمترین وسیله برای کنترل عادات روزانه افراد مثل خوابیدن و خواب دیدن و خوردن و نوشیدن و حرف زدن و ساده ترین کارهای روزانه هر فرد است. باورش برای افرادی که در فرقه نبودند و تجربه ای از مناسبات آنرا ندادند سخت است و گاه باورنکردنی.

اما در حقیقت اینها واقعیتهای همین الان فرقه رجوی است که به این شیوه های کثیف و ضد انسانی افراد را در چنبره خود دارند. خود عناصر فرقه وقیحانه از این شیوه ها بعنوان مترقی ترین شیوه های موجود در مناسبات تشکیلاتی نام میبرند ولی غافل از اینکه اگر این راه حل ها درست و حق بودند چرا در جامعه بشری و پیشرفته عصر حاضر پا نمیگیرند و گسترش پیدا نمیکنند؟ پاسخ بسیار ساده و روشن است، چونکه ناحق هستند، چونکه وارد مهمترین اسرار زندگی افراد میشوند و چیزی به اسم “حریم خصوصی” را برسمیت نمی شناسند. در واقع سالهاست که چیزی به اسم حریم خصوصی افراد معنا و مفهوم ندارد. دقیقا بخاطر نکاتی که خدمت شما بصورت بسیار فشرده عرض کردم، کنترل افراد تا که ماندن در مناسبات جهنمی فرقه را بر زندگی در دنیای آزاد را ترجیح دهند.

در مقالات دیگری راجع به دو پدیده سرکوب ذهن افراد در مناسبات فرقه یعنی نشست های “عملیات جاری” و “غسل” به صورت مبسوط توضیح خواهم داد تا ببینید که چطور بشکل غیر انسانی ذهن افراد در کنترل سران فرقه است.

بخشعلی علیزاده

سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/از-تعیین-تاریخ-سرنگونی-توسط-مرحوم-مسعو/

از تعیین تاریخ سرنگونی توسط مرحوم مسعود رجوی تا مدعوین مریم رجوی وحشت زده در کمپ آلبانی

بخشعلی علیزاده و هادی شبانی، انجمن نجات، مراکز تهران و مازندران، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۸:…  آیا مسعود و مریم رجوی دیواری کوتاه تر از دیوار اعضای سازمان پیدا نمی کنند؟ همین امر دستاویزی میشود تا مدتی طی نشستهای متعدد، نیروهای سازمان را وادار کنند تا توی سر خودشان بزنند و طی گزارش نویسی ها و گزارش خوانی های مکرر خود را سرزنش نمایند و با هزار دلیل و برهان … 

کمپ اشرف 3 زندان گروگانهای مریم رجوی در تیرانا آلبانیTHe Guardian: Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

تعیین زمان و تاریخ سرنگونی توسط مسعود رجوی

توسط انجمن نجات مرکز تهران در ۶ آذر ۱۳۹۷
لینک به منبع

تردید ندارم تمام کسانیکه به میزانی وقایع سازمان مجاهدین خلق را دنبال میکنند با پدیده تعیین زمان و تاریخ توسط مسعود رجوی در رابطه با سرنگونی جمهوری اسلامی آشنایی دارند. تاریخ هایی که هر ساله تحت عناوین مختلفی برای زمان های مختلف از جمله بهمن ماه آن سال مطرح میگردد.

حتما دیده اید که برعکس پیش پینی های جناب مسعود رجوی هیچ اتفاق خاصی هم نمی افتد و بر عکس مردم بفکر خریدهای عیدشان هستند تا اینکه وقعی به حرف مسعود رجوی بنهند.

راستی چرا مسعود رجوی اینکار را هر ساله انجام میدهد؟ یعنی او بفکر آبروی نداشته خودش نیست؟ یعنی آیا او نمیداند که سرنگونی فقط یک شعار نیست و نمیتوان آنرا همینطوری گفت و بعد به روی مبارک هم نیاورد؟

چرا او خیلی خوب اینها را میداند. ولی از آنجا که یک حس زیرکی در خود می بیند هر ساله با دادن یک زمان و تاریخ برای سرنگونی یک هدف عمده را دنبال میکند. آن هدف حفظ و نگهداری نیروهای فعلی سازمان است تا بدین وسیله مستمر بگوید که نیروها به وی وفادار هستند و تا پای جان ایستاده اند. اما نیروها را چه میشود که بعد از این همه وعده و وعیدهای کذب کماکان دل به تاریخهای موهوم خوش میکنند در حالیکه می بینند که همیشه دروغ از آب در می آید.

واقعیت این است که یکی از سیاستهای ضد انسانی و ضد بشری مسعود و مریم رجوی و سایر سردمداران سازمان مجاهدین خلق همواره این بوده که به نیروها بگویند که شما ها تا زمانی بدرد میخورید که در سازمان هستید و بمحض خروج از سازمان از طرف خانواده و آشنایانتان مطرود هستید و بمثابه تف سربالا میباشید، مگر اینکه در رکاب مسعود و مریم رجوی باشید و به آنها وفادار بمانید. یک نیروی سازمان در این شرایط چه باید بکند. عضو سازمان بخود تلقین میکند که شاید این بار تاریخ داده شده و درست از آب در بیاید و جمهوری اسلامی سرنگون شود. ولی از آنجا که با شگردهای مغزشویی قدرت تفکر منطقی از افراد گرفته شده به این نمی اندیشند که آخر مگر سرنگونی یک نظام به این سادگی است؟ مگر با شعار می شود این کار را انجام داد؟ مگر با دعا می شود کار پیش برد؟ طبعا نمی شود.

اما در سالهای قبل، بعد از هر بار مفتضح شدن زمان ها و تاریخ های اعلام شده از جانب مسعود رجوی، مریم هم به یاری او می آمد و علت تحقق نیافتن وعده شوهرش را طی نشستهایی مفصل خود نیروها می دانست و النهایه به این نتیجه میرسید که باعث و بانی تحقق نیافتن وعده سرنگونی همچون همیشه کوتاهی نیروها و اعضای سازمان بوده است.

آیا مسعود و مریم رجوی دیواری کوتاه تر از دیوار اعضای سازمان پیدا نمی کنند؟ همین امر دستاویزی میشود تا مدتی طی نشستهای متعدد، نیروهای سازمان را وادار کنند تا توی سر خودشان بزنند و طی گزارش نویسی ها و گزارش خوانی های مکرر خود را سرزنش نمایند و با هزار دلیل و برهان ساختگی مسعود و مریم را تبرئه کنند و خود را مقصر قلمداد نمایند.

این شیوه سالهاست که ادامه دارد و تکرار میشود و زیر فشارهای مغزشویی جواب داشته و همیشه عامل تمامی شکستهای این سالها هیچ کسی جز نفرات خود سازمان منهای رجوی ها نبوده است.

از طرفی تعیین زمان و تاریخ برای سرنگونی توسط مسعود رجوی، یک مصرف خارجی نیز دارد و آن این است که هواداران ساده را نیز فریب داده و با فرصت طلبی و طی برنامه هایی تحت عنوان “همیاری” پولهای آنان را گرفته و به جیب میزند. البته نه اینکه رجوی به این پول ها نیازی داشته باشد بلکه تظاهری است برای اینکه مشخص نشود پول های اصلی از کجا می رسند.

اگر هواداران پول بدهند بیشتر وابسته می شوند و بیشتر دروغ های رجوی را قبول می کنند و اگر هم پولی ندهند حتما خودشان را مقصر خواهند دانست که کمک نکرده اند. همه می دانند که سازمان واسطه رساندن پول به امثال بولتون و جولیانی و مک کین است تا خواسته های سعودی و اسرائیل را در میتینگ مریم رجوی فریاد کنند.

از هر طرفی که می چرخیم می بینیم که این زن و شوهر حقه باز برای حفظ و بقای خود دست به چه مزدوری ها و شارلاتان بازی ها می زنند.

البته اینها شغل مزدوری خودشان را انجام میدهند. زمانی به اجاره صدام حسین در آمده بودند و حالا جایگزین دیگری پیدا کرده اند. روی سخن با کسانی هست که نمیخواهند چشم بر واقعیات بگشایند و امیال خود را به جای واقعیت می پذیرند.

مگر همین مجاهدین خلق نبودند که در تحلیلهایشان کردهای عراقی را بویژه شخص جلال طالبانی را مورد بدترین تهمت ها و هتاکیها قرار دادند و گفتند که آنها سوار بر تانک های آمریکایی وارد بغداد شدند. حال طنز تاریخ را بنگرید که سرزنش کنندگان آن روزگار، خود اکنون به دامان آمریکا آویخته اند و مستمر مجیز اسرائیل و سعودی را می گویند تا بلکه بتوانند آب را آنقدر گل آلود کنند که موقعیت ماهیگیری برایشان فراهم شود قافل از اینکه توان ماهی گرفتن از آب گل آلود را هم ندارند.

در این وانفسا و در میان درگیریهای آمریکا با ایران، مجددا مسعود رجوی زمان و تاریخ برای سرنگونی تعیین کرد و بدون اینکه خودش طرح و برنامه ای ارائه دهد نیروها را موظف به سرنگون کردن نظام نمود. موعود مقرر مثل سالهای قبل بهمن ماه است، پس قرار من و شما بعد از بهمن ماه تا جمع بندی بکنیم که چه شد و چه حوادثی رخ داد.

بخشعلی علیزاده

سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین

راه اندازی شوی مسخره بازدید هیئت های اروپایی از اشرف سه

توسط انجمن نجات مرکز مازندران آخرین بروزرسانی ۵ آذر ۱۳۹۷
لینک به منبع

هادی شبانی

هادی شبانی

سرکار گذاشتن افراد از طرف سران فرقه تروریستی رجوی کار همیشگی آنها می باشد چون وقتی فضای تشکیلات به نقطه انفجار می رسید رجوی ها با آوردن چند فرد از لابی هایشان از اروپا یا آمریکا سعی می کردند فضا را طوری جلوه دهند که انگار همه چیز بر وفق مراد است و نیروهای نگون بخت به گفته های مسخره رجوی شیاد ایمان بیاورند که سرنگونی خیالی وی در چشم انداز است .

وقتی در اشرف بودیم مدتی رجوی نفراتی از لابی آمریکایی خود را به اشرف می آورد و با راه اندازی برنامه ای از یک طرف سعی داشتند فرد مزبور را گول بزنند و از طرف دیگر به نیروها می قبولاندند که سازمان از حمایت زیادی برخوردار است البته شیوه کار همیشه یکی بود بدین شکل که ابتدا لابی مورد نظر را به خوبی تحویل می گرفتند به طوری که انگار فرد فکر می کرد که واقعاٌ فرد مهمی است و بعد برایش مراسمی مانند بازدید از مزار کشته هایشان و بردن به نانوایی و اطاق کامپیوتر و بعد زمین فوتبال و کارگاه نجاری و بعد هم با ترتیب دادن برنامه نهار یا شام و پر کردن شکم شان برنامه را به پایان برده و در این میان نیز بودند دختران جوانی که اگر مسلط به زبان انگلیسی بودند در آن پروژه به کار می گرفتند تا نشان دهند که واقعاٌ انسانهای آگاهی هستند!!!. در این پروژه کسانی که با سازمان مشکل داشتند و یا سطح پایین بودند حق حضور در مراسم مسخره شان را نداشتند تا مبادا چهره سازمان همانگونه که خودشان انتظار داشتند نزد لابی ها خراب جلوه داده شود .

چند روز قبل تلویزیون سران فرقه رجوی در برنامه ای از سفر لابی های آلمانی سازمان به کشور آلبانی و اشرف سه رونمایی نمود البته باید به این نکته اشاره نمود که همه نفرات از حقوق بگیران فرقه رجوی در آلمان بودند که در مراسم مریم قجر در فرانسه همیشه سنگ آزادی خواهی به سینه می زنند .

برنامه ای که سازمان بعد از کلی سانسور کردن سعی نمود آنرا بیرونی کند آنقدر افتضاح بود که ما را به خنده انداخت چرا وقتی صحنه بازی فوتبال را نشان می داد خبری از پیرو پاتالهای فرقه نبود و حتماٌ به آنها گفته شده بود که بر روی تخت هایشان ورزش کنند و از آسایشگاه خارج نشوند .

وقتی این گروه به اطاق کامپیوتر رفتند جز چند نفر جوان خبری از بقیه افراد نبود !!! معلوم بود استفاده از آن اطاق هم برای نفرات کاسه لیس تشکیلات می باشد . در ادامه این گشت زنی در اشرف سه به کارگاه نجاری رسیدند که تعدادی مشغول کار بودند و برای سرکار گذاشتن هیئت مشغول به کار بودند ولی این کار خوب است چون حداقل وقت نفرات بیکار و مسئله دار در اشرف سه پر می شود . نشان دادن نانوایی و آشپزخانه و دادن گل هیچ مسئله ای از فرقه رجوی حل نخواهد کرد .

در ادامه هم تونلی برای دوستان آلمانی تشکیل دادند و شروع به دست زدن کردند که انگار چه شخصیت مهمی وارد اشرف سه شده است. ولی آن نگون بختان نمی دانند که این کارها برای سرکار گذاشتن افراد می باشد . چیزی که نمود زیادی داشت و سعی شده بود در این برنامه مسخره و تکراری از افرادی کاسه لیس شان استفاده و بسیار مشمئز کننده بود خنده های بی محتوای زنان شورای رهبری بود که با دیدن هر کدام از لابی ها انگار به سرنگونی خیالی رجوی دست پیدا کردند و باید گفت که چقدر بد بخت هستند که با وجود دیدن یک نماینده در پیتی آنقدر آنان خوشحال می شوند .

ولی چیزی که بسیار قابل مشهود است آوردن هیئت های بی مصرف از کشورهای اروپایی به اشرف سه هرگز نمی تواند مایع امیدواری برای اعضای نگون بخت فرقه رجوی در آلبانی باشد چون همین نفرات به محض اینکه پولهای آنان دیر شود دیگر سخنی از آزادی خواهی و مریم قجر داعشی نخواهند آورد و اگر آنان این قدر دلشان برای آزادی مردم ایران و … می زند چرا به فکر مردم خودشان نیستند . شعار دادن برای آزادی خواهی البته از جیب دیگران خرجی ندارد و مریم قجر هم به این خاطر سعی می کند با دادن پول آنان را به شوهای مسخره خود آورده تا جلوی ریزش نیرو در آلبانی را بگیرد .

چیزی که در میان این دیدارها می توان فهمید تمام حرکات نفرات و خنده هایشان و دست زدنهایشان همش صوری است و هیچ کدام محتوا و عمق ندارد چون نفرات از بس در تناقضات خود درگیر هستند آوردن و ترتیب دادن این گونه برنامه ها فقط برای چند روز می توان مسکن درد بی درمان مریم قجر داعشی باشد البته برای ترتیب دادن این شو افراد باید یک ماه قبل شروع به تمیز کردن محل ها و اینکه افراد چه باید بگویند و … کار می شود و به همین خاطر بعد از رفتن هیئت ها همه نفرات تناقضات شان بیرون می زند که همه این کار برای آن چند نفر بوده است .

هادی شبانی

سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین

*** 

The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian governmentThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activistsMojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

Iran: US masters responsible for today terror attack in Ahvaz. (Joint “al-Ahwaz” and “MEK” terror attack)Iran: US masters responsible for today terror attack in Ahvaz. (Joint “al-Ahwaz” and “MEK” terror attack)

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publicationsThe MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

سعدالله سیفیسعدالله سیفی در دامان پرمهر خانواده

Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

*** 

همچنین: