سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین در فروردین ماه 1370

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین در فروردین ماه 1370

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین محمد کرمی، وبلاگ عیاران، چهارم آوریل 2020:… مسعود رجوی چنین بیان کرد: ” حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است .سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است” . سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین در فروردین ماه 1370

پیام نوروزی مریم عضدانلو رجویبی بی سی: مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین در فروردین ماه 1370

این مقاله را سال هاقبل نوشتم . که به مناسب بسالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین است . میز گردی سه سال قبل به همراه تعداد ی از دوستان در رابطه با مسله کرد کشی و مستند های هم در فیلم ضمیمه می باشد.این مصاحبه سند زنده ای است از جنایتی که مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو انجام داده است

محمد کرمی فعال حقوق بشر پاریس

آقای محمد کرمی

من مسول تاسیسات ستاد قرارگاه اشرف بودم ،در آن زمان که مسئول قرارگاه خانم ثریا شهری ( طاهره ) بود در بحبوحه جنگ و بمباران ها من مشغول انتقال وسا ئل تاسیساتی از قرارگاه حنیف به قرارگاه اشرف بودم . یک روز به عید نوروز مانده بود که من ساعت ۰۱ از ماموریت برگشتم که در درب وردی قرارگاه یک یاداشت از ثریا شهری به من داده شد . مستقیم به اتاق کار وی مراجعه کردم به من ماموریت جدید را ابلاغ کرد که فردا ساعت ۰۶ در جلو درب قرارگاه آماده حرکت باشم صبح که در سر قرارآماده شدم دیدم که بجز ما یاسر (مسئول مالی سازمان در آن زمان ) هم با ما می اید . برای اولین بار بود که من نام فیلق دوم ( سپاه دوم ارتش صدام ) را می شنیدم بالاخره با اکیپ حرکت کردیم وبعد از یک ساعت به مقصد رسیدیم . در ان محل من بچه های نیرو هوائی را دیدم که همه را می شناختم که این افراد عبارت بودند از : رحیم با طبی فرمانده نیرو هوائی – وجیهه کربلائی – احمد طبائی – فاطمه علیزاده – منصوره رضائی – مژگان زمانی – انسیه گلدوست – گلناز تمیزی – که این خانم ها تازه داشتند دوره آموزش خلبانی هلی کوپتر را طی میکردند .آقایان خلبان عبارت بودند از : فرید ماهوتی – امیربهمن بهادری – مسعود فرشچی – بهمن عظیمی – محمد اکبریان – جمشید کارگر- هادی لاری – علیرضا معصومی – امیر حسین افضل نیا – سعید زرگر – وحید دولت شاهی – سعید واجد – نفرات مهندسی : محمد صادقی – اسماعیل مختار بورانی – احمد مندی – جعفر تهرانی – حبیب همتی – عبدالاحد دهداری – علیرضا خوشنویس .

پس از دو روز به ما گفته شد که باید این ساختمان ها تخلیه شود و این جا تبد یل به ستاد مرکزی میشود که کار من شروع شد . یکی دوروز بعد تیپ حفا ظتی مسعود و مریم به همراه انها در آنجا مستقر شدند که بیش از چهل دستگاه خودروکه بعضا مجهز به سلاح های ضد هوائی دو لول و چهار لول و موشک های زمین به هوا بود . (در حالی این ستون نظامی در جاده ها به حرکت در می آمد که به دلیل نبودن سوخت در آن زمان بندرت خودرو د رجاده ها دیده میشود . ) تمامی ستاد های ارتش در عرض دو روز همه به فیلق دوم گسیل شدند که سگ صاحب خودش را نمی -شناخت . جاده های کنار فیلق تبدیل یک دژ عظیم شده بود که انواع تانکها و نفربر های متفاوت بود با انواع توپ های ۱۳۰ میلیمتری و ۱۵۵میلیمتری کاتیوشاها و یکسری از نفربر ها هم روی انها سلاح های۲۳میلیمتری و بعضا دو دستگاه مینی کاتیوشا و یکسری هم خمپاره طراحی و نصب شده بود . تا چشم کار میکرد دریای از فولاد سرد و بی روح و در این میان تعدادی از افراد در میان این دریای سرد و بی روح ول می خوردن و بعضی هم از فرط خستگی خوابیده بودند .

چند روز بعد که به بیرون فیلق امدم خبری از ان دریای فولاد نبود انها به سمت منطقه آق داق صغیرو آق داق کبیر برای ……….رفته بودند .

مقر فرماندهی مسعود و مریم در وسط فیلق بود و مقر فرماندهی طه ها یاسین رمضان و فرمانده نیروهوائی عراق ۵۰۰متر بالاتر از مقر مسعود بود . یک روز قبل از شروع عملیات مروارید ۱ طه ها یاسین رمضان دو بار به ملاقات مسعود به ستاد فرماندهی امد ویک بار هم مسعود به ملاقات او رفت . ودر روز عملیات هم طه هایاسین رمضان در ستاد فرماندهی مسعود مستقر بود تا عملیات تمام شد . نکته که خیلی برای من جالب بود این بود که طه ها یاسین رمضان معاون اول صدام حسین بود او وقتی که برای ملاقات به نزد مسعود می امد با چهار یا پنج محافظ و ماکزیمم با دو اتومبیل می آمد . اما وقتی که مسعود برای ملاقات نزد او می رفت با حداقل ده خودرو می رفت و ان هم مسلح دوره زمانه عکس شده بود . در روز های معمول هر سه چهار روز یک بار ملاقات هم می رفتتند در عملیات مروارید ۲ هم یک بار طه ها یاسین رمضان به ملاقات مسعود امد و یک بار هم مسعود به ملاقات او رفت . در هر دو این عملیات ها پرواز هلی کوپترها به دست خلبان های سازمان بود که انها را به پرواز در می اوردند یعنی همان اقایانی که در بالا از انها نام بردم و انها تا مدت ها پس از عملیات ها از شاهکارها ویا رجو یکارهای خود تعریف می کردند که چگونه افراد کرد را با تیربار یا راکت می زدند . به نمونه های از تعاریف نفرات که از عمل کرد خود تعریف می کردند توجه کنید . محمد اکبریا ن میگفت این راکت های راکه شلیک می کنیم اینها اغشته به سیانور است وقتی که ترکش ان به فردی اصابت کند اورا می کشد یا اینکه در روی روستا که پرواز می کردند چند تن از کرد های پاسدار نما را در جائی گیر اوردیم که دیگر نمی توانستند فرار کنند با تیر بار کارشان را تمام کردیم . سعید واجد از این شیرین کاریها خیلی زیاد داشته که هر از گاهی تعریف می کرد که چطور کردها را درو می کرده است و اکثر بچه های پذیرش هم که سعید مسئول انها بوده شاهد تعاریف وشاهکارهای او هستند . وحید دولت شاهی علی رغم اینکه خودش کرد است اما به شد ت ضد کرد است از قتل عامی که از کردها کرده بود با افتخار تعریف می کرد . یا اینکه توپ ۱۳۰ میلیمتری را با نفربر به بالای تپه های مسلط به روستا بردند و کردهای که در مسجد سنگر گرفته بودند را زدند . یا اینکه مینی بوسی که کرد های مسلح را داشت در منطقه طوز جابجا می کرد در زیر درخت با ۲۳ میلیمتری زده بودند وقتی که بالای سر اجساد رفته بودند می گفت انگار نفرات را با اره دو قطعه کرده اند . یا وقتی که در روستای خرمال از خانه ای به سمت انها شلیک شده بود با تانک ان خانه را زده بودند . در روستای طوز یکی از مسئولین یکتی به یکی از فرماندهان مجاهدین مراجعه می کند و میگوید برای مذاکره امده است که صحبت کند و اجازه عبور بگیرد که از این منطقه عبور کنند انها با مجاهدین کاری ندارند می گوید باشد به ایست بروم به مسئولم بگویم و جواب بیاورم که می اید به توپچی تانک می گوید ان فردی که کنار دیوار ایستاده را نشانه بگیر و شلیک کن و فرد مذبور هم فرمان را اجرا می کند . از این شاهکارها زیاد بود و نقل نبات محفل ها شده بودکه دستور تشکیلاتی دادند که دیگر در این رابطه ها صحبت نشود .

در همان ایام تلویزیون سیمای حقارت تا مدت ها از شاهکارهای هلیکوپترها در آن درگیری ها که دارند شلیک می کنند ویا با نفربر از روی اجساد عبور کرده و….. را نشان می داد و بعد به خاطر واکنش های منفی در بیرون از مناسبات و در مناسبات انها را دیگر پخش نکرد .

اما از همه مهمتر و شیرین تر سخنان خود مسعود خان در پیش ارباب است که در باره این خوش خدمتی ها و بظل و بخشش خون رشیدترین فرزندان ایران زمین که به خاطر حفظ ارباب ریخته شده است را بشنویم ( پیشنهاد م این است که یک بار این قسمت از فیلم را حتما ببینید .)

نقل از مسعود رجوی است که در این ملاقات رجوی – ابریشم چی – داوری هستند و نفر مخاطب سپهبد طاهر حبوش است :

( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است .

سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است . )

هم وطنان عزیز : برای این فرقه فقط ارباب عوض شده است اتفاقا این یکی ها خیلی بهتر از ان قبلی ها است اینها غرب گرا هستند و مدرن زبان هم را بهتر می فهمند به خصوص به لحاظ مالی و…..

لینک به منبع

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین در فروردین ماه 1370

***

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین رد پای مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در بمباران شیمیایی حلبچه و کرد کشی در عراق

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رجوی-و-صدام-حسین،-فاجعه-آفرینان-نسل-کشی/

رجوی و صدام حسین، فاجعه آفرینان نسل کشی اکراد در حلبچه

محمد علوی، آریا ایران، پاریس، هفدهم مارس 2014: …  مسعود رجوی رهبر فراری مجاهدین خلق چند ماه پیش از نسل کشی حلبچه (30 خرداد1366 – 20 ژوئن 1988)، ارتش آزادیبخش ملی را بعنوان ارتش خصوصی صدام حسین در عراق تاسیس نمود.سازمان تحت فرمان رجوی، از مرز حلبچه – سلیمانیه عملیات های زیادی را قبل از بمباران شیمیایی حلبچه بر علیه نیروهای نظامی ایران انجام داد. سازمان مجاهدین …

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین (Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

لینک به منبع

رجوی و صدام حسین، فاجعه آفرینان نسل کشی اکراد در حلبچه

در تاریخ 25 اسفند 1366 (۱۶ تا ۱۷ مارس ۱۹۸۸ )، مردم حلبچه توسط رژیم صدام حسین و با همکاری اطلاعاتی رهبران سازمان مجاهدین خلق، بمباران شیمیایی شدند و بیش از پنج هزار غیرنظامی و بی دفاع طی چند ساعت در این شهر جان باختند. این بمباران شیمیایی تقریباً همزمان بود با عملیاتی موسوم به عملیات انفال ( عملیا ت انفال عملیاتی بود که پیرامون آن حدود ۱۸۲ هزار نفر به‌ویژه کودکان و زنان و سالخوردگان مناطق کردنشین توسط ارتش حزب بعث عراق کشته و زنده به گور شدند ).

مناطق اطراف حلبچه در آن زمان ( هنگام بمباران شیمیایی ) در اشغال نیروهای ایرانی و همچنین در دست گروه‌های پیشمرگ کرد بود.

گازهای سمی به‌کاررفته از سوی دولت عراق در حلبچه گاز خردل، سارین، تابون و وی‌اکس بود که از سوی برخی دولت‌های غربی به رژیم بعث عراق تحویل داده شده بود و معامله‌گر هلندی فرانس فان آنرات در این مسئله نقش کلیدی داشت.

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه


http://youtu.be/MoVcUov9fSE

مسعود رجوی رهبر فراری مجاهدین خلق چند ماه پیش از نسل کشی حلبچه (30 خرداد1366 – 20 ژوئن 1988)، ارتش آزادیبخش ملی را بعنوان ارتش خصوصی صدام حسین در عراق تاسیس نمود.سازمان تحت فرمان رجوی، از مرز حلبچه – سلیمانیه عملیات های زیادی را قبل از بمباران شیمیایی حلبچه بر علیه نیروهای نظامی ایران انجام داد.

سازمان مجاهدین خلق در آن روزها ، در نواحی اطراف حلبچه از جمله در خورمال،سید صادق ، دربندیخان و حتی کمی دورتر در سلیمانیه، پایگاه شنود و جاسوسی داشتند. مجاهدین از آن پایگاه ها برای جمع آوری اطلاعات از نیروهای نظامی ایران یا اعزام واحد عملیاتی به ایران استفاده می کردند.اطلاعاتی که مجاهدین از این طریق کسب می کردند توسط مسعود رجوی،مهدی ابریشمچی،عباس داوری و مهدی براعی به سازمان اطلاعات و امنیت صدام حسین فروخته می شد و مابه ازاء آن پول نقد دریافت می کردند. (فیلم ها و اسناد ملاقات خصوصی مسعود رجوی با روسای سازمان اطلاعات و امنیت صدام حسین در کتابی تحت عنوان «برای قضاوت تاریخ» گردآوری و منتشر گردیده است.

تا اواخر سال 1366 تقریبا اکثر افراد سازمان مجاهدین در مناطق کردنشین عراق اعم از نواحی مرزی حلبچه،پنجوین،خانقین و شهرهایی مانند سلیمانیه،کرکوک و … مستقر بوده و از آن منطقه برعلیه اکراد عراقی بطور خاص یه کتی و حزب آقای جلال طالبانی وایران اقدام به علمیات نظامی می کردند.یکی از دلایلی که باعث شد سازمان مجاهدین تمامی پایگاه های خود در مناطق کردی را تخلیه نموده و در پادگان اشرف متمرکز گردد، شرکت در نسل کشی حلبچه بود.جداشدگانی که در آن ایام در آن مناطق بودند می گویند، رجوی هیچ یک از پایگاه های خود در مناطق کردی را علی رغم درخواست رسمی طالبانی به آنها تحویل نداد و همه پایگاه های خود را تحت این بهانه که ممکن است مورد استفاده عوامل رژیم قرار گیرد با کارگذاری مواد منفجره منهدم نمود.

چند نمونه از فیلم های منتشر شده در همین رابطه


http://youtu.be/ccb5oD0nA9o


http://youtu.be/NqorDCZGrRQ


http://youtu.be/ZLxaAPEeRLc

بر اساس اسناد افراد جداشده از مجاهدین، مسعود رجوی و رهبران مجاهدین در چارچوب عملیات انفال و زیر چتر حمایت صدام حسین در دیگر عملیات های کردکشی نیز شرکت داشتند که مهمترین آنها پس ازنسل کشی حلبچه مربوط به سال 1991 در منطقه کفری، کلار،سلیمان بک،جلولا،خانقین،خالص و … می باشد. مجاهدین نام این عملیات را «مروارید» نام نهادند و مدعی شدند جنگ آنها با بسیج و سپاه پاسداران بوده است.

رهبران و فرماندهان سازمان تروریستی مجاهدین خلق هنوز با گذشت 26 سال از فاجعه حلبچه و شرکت در نسل کشی اکراد، از قانون و عدالت فراری می باشند و هیچوقت نیز جنایات صدام بر علیه اکراد را محکوم نکرده اند.بر همین اساس، آنها همچنان از بازماندگان صدام حسین در عراق پشتیبانی می نمایند!

17 مارس 2014

محمد علوی

همچنین: