سال 1400 ، سال تهاجم و پیروزی یا سال  ریزش و اضمحلال در تشکیلات فرقه رجوی؟

سال 1400 ، سال تهاجم و پیروزی یا سال  ریزش و اضمحلال در تشکیلات فرقه رجوی؟

علی هاجری - سال تهاجم و پیروزی یا سال  ریزشعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، نوزدهم آوریل 2021:… رجوی می گفت گویا دشمن را با آمدن به آلبانی گم کرده اید! و …  فرقه سالیان است که از این حربه زنگ زده به اسم دشمن استفاده میکند و تا بحال کارآیی‌های خوبی داشته است . و اما از جانب دیگر با توطئه و همدستی و التماس و در خواست از آمریکایی‌های ذی نفوذ در آلبانی رمسا و کمیساریا و کمک های انسان دوستانه آنها را  جمع کردند این فقط مربوط به جداشده ها از فرقه بود . این تا حدود زیادی کار برد داشت و از ریزش جلو گیری کرد قابل ذکر است که چندین نشست در داخل فرقه برگزار کردند و شادی‌ها به پا کردند ، بنگرید به نیروی سرنگون کننده که چقدر خار و ذلیل شده است . سال 1400 ، سال تهاجم و پیروزی یا سال  ریزش و اضمحلال در تشکیلات فرقه رجوی

علی هاجری - سال تهاجم و پیروزی یا سال  ریزشکمپ مجاهدین در آلبانی – از وطنفروشی رجوی تا فروپاشی تشکیلات

سال 1400 ، سال تهاجم و پیروزی یا سال  ریزش و اضمحلال در تشکیلات فرقه رجوی؟

رجوی در شارلاتان بازی دومی ندارد

علی هاجری ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 18.03.2021

در چند سال اخیر بخصوص در زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ فرقه رجوی با انواع مکر و  حیله و توطئه سعی کرد روند ریزش نیرو را به حداقل و یا کلا قطع کند از قبیل بردن اعضای نگون‌بخت خود در بیابانها و تپه های دور دست که اعضا نتوانند بسادگی در شهر تردد کنند و با سنگ اندازی در هنگام تردد از قبیل نبود اتوبوس و تقصیر را بگردن راننده انداختن که این هم اعتراض افراد را در پی داشت و از طرفی بعضی ها را منصرف میکرد که این به نفع فرقه مجاهدین خلق بود، همچنین در روزهای تعطیل به یکباره نشست های ایدئولوژیک تشکیلاتی برگزار میکردند که همین برای فرقه مثل شمشیر دولبه بود ولی این ریسک را می‌پذیرفتند .  از آنجایی که نقطه ضعف افراد دست سران فرقه بود با یک جمله همه را سر جایشان می‌نشاندند میگفتند دشمن چه شد؟

رجوی می گفت گویا دشمن را با آمدن به آلبانی گم کرده اید! و …  فرقه سالیان است که از این حربه زنگ زده به اسم دشمن استفاده میکند و تا بحال کارآیی‌های خوبی داشته است . و اما از جانب دیگر با توطئه و همدستی و التماس و در خواست از آمریکایی‌های ذی نفوذ در آلبانی رمسا و کمیساریا و کمک های انسان دوستانه آنها را  جمع کردند این فقط مربوط به جداشده ها از فرقه بود . این تا حدود زیادی کار برد داشت و از ریزش جلو گیری کرد قابل ذکر است که چندین نشست در داخل فرقه برگزار کردند و شادی‌ها به پا کردند ، بنگرید به نیروی سرنگون کننده که چقدر خار و ذلیل شده است . و باز برای مصرف داخلی و مانع از ریزش اعضاء با کلاشی و یک فقره کثافت کاری دیگر حساب بانکی همه جداشده ها بسته شد و باز این را با طبل و دهل در فرقه جار زدند و ده‌ها بار شکایت به پلیس آلبانی و دیگر ارگانها برای دستگیری و به زندان انداختن افراد کردند ولی تیرشان به سنگ خورد و توطئه علیه جداشده ها راه بجایی نبرد و در چهار سال ترامپ هر کاری توانستند انجام دادند .  ریزش را کند  کردند ولی قطع نکردند رجوی دوران ترامپ را فصل رویش نامگذاری کرده بود ولی نمی‌دانست این فصل آتش زیر خاکستر می‌باشد و الان آن آتش نهفته در زیر خاکستر زبانه می‌کشد .


گاردین: نجات یافتگان مریم رجوی متهم میکنند که زمینه تجاوز مسعود رجوی به زنان را آماده می کرده استگاردین: نجات یافتگان مریم رجوی متهم میکنند در تجاوز مسعود رجوی به زنان با وی همکاری میکرده است


همه ما که زمانی در فرقه مجاهدین خلق بودیم بعد از هر تغییر سیاست در جهان رجوی نشست های سر فصلی را برگزار می‌کرد  و بعد به نشست‌های درون تشکیلاتی میپرداخت تا شاید از ریزش و اعتراضات بکاهد البته در عراق این سلسله نشستها کارآیی داشت ولی در آلبانی این حنا دیگر  رنگی ندارد .فرقه باز برای مصرف داخلی و جلو گیری از ریزش دست به اقدام دیگری زد استفاده از مستمری بگیران فرقه برای توطئه علیه جداشده ها شاید که فرجی حاصل شود ولی تا بحال  هرگز به مورد مطلوب نرسیده است زیرا آتش در درون تشکیلات دارد زبانه می‌کشد . رجوی و سران فرقه در شارلاتان بازی دومی ندارند و احتمالا بعد از نشست‌های پسا ترامپ شروع به تعهد از اعضای نگون‌بخت خود میکنند و باز تعدادی را در غل و زنجیر نگه خواهند داشت ولی مطمئن هستم مثل سال ۱۳۸۰ و سال۲۰۰۴و سال ورود به آلبانی تعداد زیادی این فرقه ترک کنند چون  این آخرین ایستگاه  فرقه است و با حلوا حلوا کردن سرنگونی دهان کسی شیرین نمیشود و سال ۱۴۰۰ با خروج و جدا شدن  اولین گروه استارت خورد و گروه های بعدی نیز در راه خواهند بود و این بشارتی است به همه خانواده‌های چشم انتظار تا حتی شده یکبار دیگر ولو با تلفن همدیگر را بعد از دهه ها ببینند . اعضای جدا شده از فرقه مجاهدین خلق  از روز اول به رجوی گفتند تو پول داری آمریکایی را پشت سر داری در آلبانی برو بیا داری با این سیاست مدار خوش و بش داری و صدها مزایای دیگر ولی گفتیم که تو اراده و توان نداری و ما تمام تلاش خود را بکار میگیریم که درون تشکیلات گندیده تو را برای همگان افشا کنیم و این کار را کردیم و باز خواهیم کرد دوران برده داری به انتهای خود رسیده است فصل ریزش فرا رسیده است.

لینک به منبع

سال 1400 ، سال تهاجم و پیروزی یا سال  ریزش و اضمحلال در تشکیلات فرقه رجوی؟

***

هادی ثانی خانی مفقود و مسعود رجوی مرحومهادی ثانی خانی مفقود و مسعود رجوی مرحوم

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سال-۱۳۷۷-در-فرقه-رجوی-چه-گذشت/

سال ۱۳۷۷ در فرقه رجوی چه گذشت

سید امیر موثقی: سوالاتی از مسعود رجویعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، هشتم آوریل 2021:… این نام به معنی آمادگی برای سرنگونی در سال ۱۳۷۷بود ولی مثل همیشه این سال هم به پایان رسید و در انتهای سال دست به سازماندهی جدید زد و باز بازی دیگر شروع شد در پایان سال افراد ناراضتی زیاد شده بود و کسی به حرف سران گوش نمی‌کرد. بخاطر دارم فردی بدلیل تضاد جدی با تشکیلات دیگر به نشست و غیره نمی‌آمد و خواهان جدا شدن از فرقه رجوی بود چند نفر به سراغ او رفته و دست و پای او را گرفته به نشست آوردند و برای ساکت کردن اعتراضات او را محاکمه کردند این فقط برای زهر چشم گرفتن از دیگران بود .فرمانده هان مستمر از مسئولین زیر دست میخواستند که افراد با دیدن نوارهای به اصطلاح انقلاب مریم گزارش نویسی کنند برای آنها مهم نبود تکراری باشد دستور باید انجام میشد . سال ۱۳۷۷ در فرقه رجوی چه گذشت 

سید امیر موثقی: سوالاتی از مسعود رجویسید امیر موثقی: سوالاتی از مسعود رجوی

سال ۱۳۷۷ در فرقه رجوی چه گذشت

علی هاجری ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 07.04.2107

علی هاجری

آقای علی هاجری

با سلام خدمت دوستان عزیز و هر آنکس که این چند سطر از واقعیت‌های موجود در بازار شام رجوی را میخواند . در سال ۱۳۷۶رجوی و ستاد سرگرم کننده آن تمرینات و سپس ماموریت های مرزی را شروع کردند رجوی بر خلاف همیشه که برای کمین و بمبگذاری و شلیک و کشتن نیروهای ایرانی فرمان صادر میکرد در این مقطع قرار شد که تیمهای مختلف بدون درگیری یک راهپیمایی را انجام بدهند ولی از آنجایی که رجوی در غفلت بسر میبرد چندین بار درگیری مرزی پیش آمد و تعدادی جان خود را بدلیل بی کفایتی مسئولین و سران فرقه رجوی از دست دادند رجوی وقتی دید لقمه ای که برداشته در گلویش گیر کرده است دست به ترفند جدیدی زد .

رجوی  بعد از یک نشست مبسوط ( آ۷۷ )را اعلام کرد حالا این بدرد چه میخورد خدا داند ولی حسب المعمول برای سرگرمی وفریب اعضای نگون‌بخت بود چون راه و چاره ایی نداشت .این نام به معنی آمادگی برای سرنگونی در سال ۱۳۷۷بود ولی مثل همیشه این سال هم به پایان رسید و در انتهای سال دست به سازماندهی جدید زد و باز بازی دیگر شروع شد در پایان سال افراد ناراضتی زیاد شده بود و کسی به حرف سران گوش نمی‌کرد. بخاطر دارم فردی بدلیل تضاد جدی با تشکیلات دیگر به نشست و غیره نمی‌آمد و خواهان جدا شدن از فرقه رجوی بود چند نفر به سراغ او رفته و دست و پای او را گرفته به نشست آوردند و برای ساکت کردن اعتراضات او را محاکمه کردند این فقط برای زهر چشم گرفتن از دیگران بود .فرمانده هان مستمر از مسئولین زیر دست میخواستند که افراد با دیدن نوارهای به اصطلاح انقلاب مریم گزارش نویسی کنند برای آنها مهم نبود تکراری باشد دستور باید انجام میشد .

در یکی از روزها از من خواسته شد گزارش نوار انقلاب خواهر مریم را بنویسم من گفتم تکراری است و نمینویسم در همان سالن من با فردی وارد مشاجره کلامی شدم .در ضمن تاکید کنم که در آن سال محفل در اشرف بیداد میکرد و همه زیر نظر بودند محفل بیانگر نارضایتی‌های عمومی بود و رجوی ترس شدید از این موضوع داشت لذا در همه محلهای استقرار اعضا محاکمه های فرمایشی برگزار میکردند فقط برای زهر چشم گرفتن از دیگران. بعد از درگیری روز قبل من را به اتاق خانمی به اسم مهین صدا زدند وقتی رفتم توی اتاق دیدم آن فرد روز قبل هم نشسته هرچه من گفتم موضوع این بوده و این نفر شما حقیقت را نگفته بگوش خانم نرفت من هم برای سوزاندن آنها گفتم شما هم با بقیه ارتشهای دنیا فرقی ندارید و تبعیض قائل میشوید و ادامه دادم در کجای دنیا مرسوم بوده که سرباز را احترام بگذارند و درجه دار را با لگد بیرون بیندازند این کلام مثل تیر بر قلب زنکه نشست وهیسترک شد من هم درب اتاق را بشدت به هم کوبیدم و رفتم . آن روز گویا آبستن خیلی حوادث بود و ما خبر نداشتیم رفتم به سالن دیدم دارند سالن را می‌چینند گویا محاکمه تعدادی در راه بود .

بعد از لختی دیدم خانمی به اسم سادات یا همان محبوبه لشکری که رجوی در سال ۱۳۹۲ در اشرف او را  نابود کرد وارد شد هنوز روی صندلی ننشسته بود شروع کرد (آ۷۷)چه شد کجا رفت مگر قرار نبود برادر و خواهر را به تهران ببرید دیدیم توپ این خانم خیلی خیلی پر است در آن روز پنج نفر قرار بود که محاکمه شوند یکی از آن افراد من بودم در ضمن از آن پنج نفر تا به امروز چهار نفر فرقه رجوی را ترک کردند یکی از افراد موردتعرض افراد رجوی قرار گرفت و با سیلی تو صورت او کوبیدند و نفرات یکی بعد از دیگری مورد فحاشی از طرف افراد از قبل توجیه شده قرار می‌گرفتند تا نوبت به من رسید تشکیلات جهنمی از من دل پری داشت و میخواست من را تحقیر کند که شاید کوتاه بیایم خانم لشکری شروع کرد که افراد را علیه من بشوراند و همین کار را کرد وی گفت این و دوستش خلیل مثل خاری در چشم تشکیلات هستند و تمام مناسبات ما را شخم زده اند خدمتکاران و نوکران و نوچه های رجوی شروع به داد و بیداد و ناسزا کردند من دیگر تاب تحمل شنیدن مزخرفات این لجنها را نداشتم و بلند شدم و به سمت آنها رفتم چند نفر من را گرفتند و فردی که نمیخواهم اسم آورا بیاورم با مشت به صورت من زد من بای صدای بلند گفتم اگر یک روز به عمرم باقی باشد این مشت را تلافی خواهم کرد .خانم لشکری و دیگر سران فرقه فکر نمی‌کردند که این نشست به خشونت کشیده شود و فکر میکردند با هارت و پورت همیشگی تمام شود آنها قرار بود من را محاکمه کنند ولی عکس شد رفتم پشت بلند گو و تمام جاسوس‌های رجوی در تشکیلات را افشا کردم که به چه صورت افراد را رصد میکنند چطور تعقیب میکنند عمدتاً هم فرمانده هان رجوی بودند. بله این ترفند و حقه بازی های این فرقه تبهکار بود که با این صورت تعدادی را سوژه میکرد که کثافتکاری‌های خود را با رعب و وحشت بپوشاند و در اصل شکست‌های خود را بگردن دیگران بیندازد کما اینکه در سال ۱۳۸۰در قرارگاه باقر زاده بعد از شکست در عملیات‌های داخله بقول خودش ستاد داخل کشور رجوی فقط نگفت تیمهایی که دستگیر میشدند و یا کشته میشدند از کدامقرارگاه وارد خاک ایران میشدند مثل کلبی و یا ماسوری و یا شالچی و بقیه رجوی در سال ۱۳۸۰هم برای سرپوش گذاشتن بر شکست‌های خود مثل ۷۷باز تعدادی را در جمع چند هزار نفری محاکمه و محکوم کرد .همیشه به این سر فرقه گفته شده لقمه بزرگتر از دهان نگیر و از دیوار بلندتر از قد كوتول خودت بالا نروید این هم عاقبت این فرقه مجاهدین خلق تا به امروز که در ورطه خیانت غوطه‌ور شده است.

لینک به منبع

سال ۱۳۷۷ در فرقه رجوی چه گذشت

سال تهاجم و پیروزی یا  اضمحلال فرقه رجوی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رجوی-ارتش-آزادیبخش-صدام-حسین-سلاح-خشو/

رجوی همچنان از ارتش آزادیبخش صدام حسین و  سلاح و  خشونت حرف می زند

ارتش آزایببخش صدام حسین و رجویعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و ششم فوریه 2021:… رجوی گفت اگر به عراق حمله شد ما که با امپریالیسم جهانخوار کاری نداریم اگر به عراق حمله کرد ما به سمت وطن خواهیم رفت و ایران را آزاد میکنیم . خلاصه کنم همه چیز آبکی بود به همین سادگی وقتی آمریکا به عراق حمله کرد دو دستی سلاح که چه عرض کنم تا کمر جلو امپریالیسم خم شد و تا رقص و برنامه های هنری و تا بازرسی حتی داخل کمدهای زنان رزمنده هم صورت گرفت . این همان رجوی بود که میخواست در صورت حمله آمریکا تا تهران پیشروی کند . این را به زبان اشهد خودش گفت تلویحا از تاریخ بازگو کرد که فلانی گفته بود من برای مذاکره و رسیدن به هدف حتی حاضرم دامن بپوشم البته آقای رجوی دامن پوشید و همه کار را کرد ولی به هدف نرسید مانند آن کس که آش نخورده و دهان سوخته و در اصل دماغ سوخته شد. ارتش آزادیبخش صدام حسین  

ارتش آزایببخش صدام حسین و رجویدر دام فرضیه ها و استراتژی های  رجوی

رجوی همچنان از ”  ارتش آزادیبخش صدام حسین ” و  “سلاح و  خشونت ” حرف می زند

علی هاجری ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 25.02.2021

در آن زمان که ما در عراق بودیم رجوی این ارتش ۳۰۰۰نفره را هر از گاهی سازماندهی میکرد و هر از گاهی یکی را می‌فرستاد به شمال عراق یکی را به جنوب که گویا حالا با جابجایی مشتی خودرو و زرهی قدرت جهانی شده است و هر (۱۰۰ ) نفر هم میشد یک لشکر و خلاصه عدد و حرف انگلیسی نبود که به افراد و  این ارتش  وصل نکند  همه سردر گم شده بودند که مثلاً فلان فرد را به کدام حرف انگلیسی نام گذاری کرده اند همه هم دو حرفی بودند .در بیانیه جدید که به نام مسعود رجوی در ۱۹ بهمن سال ۱۳۹۹ منتشر گردید ایران را به ارتش آزادیبخش ملی ایران وعده داد که بزودی دولت ایران را سرنگون خواهد کرد و جایگزین انقلابی دمکراتیک را به سرزمین شیر و خورشید خواهد برد ولی از شیوه تهاجم حرفی به میان نیامده است که چه سان قرار است این عملیات متهورانه انجام گیرد . از چه نوع سلاحی قرار است استفاده شود و از کدام مرز خاکی یا آبی و یا شاید قرار است از هلی برد استفاده شود و ارتش آزادیبخش روی تهران هلی برد کند .

در نشست‌هایی که رجوی برگزار میکرد شروع از تعریف و تمجید از خود  و معادلات ریاضی بی در و پیکر خود میکرد بیاد دارم در آن زمان وقتی که سلاح داشتیم شروع به قیاس کردن ارتش آزادیبخش به اصطلاح با ارتش و سپاه میکرد . می‌گفت هر یک یگان ارتش آزادیبخش باید از پس یک یا دو تیپ سپاه پاسداران بر بیاید . اصلا نیروی زمینی و هوایی وغیره ارتش ایران را محسوب نمی‌کرد به این ترتیب در یک نشست چند ساعته تمام ارتش و سپاه را نابود و از بین میبرد در همین راستا تعدادی بودند که از قبل توجیه شده بودند که هنگام صحبت ابر استراتژیست وارد گود شوند و از صحت کلام او آفرین و احسنت بگویند . اینان در گزافه گویی و دروغ و دغل گوی سبقت را ربوده بودند زیرا اگر تأیید و  تمجید نمی‌کردند خود سرنگون و به حاشیه  رانده میشدند چون علیرغم همه اشتباه محاسبه رهبر عقیدتی .ولی مجبور بودند که سر تعظیم فرود آورند. البته تا زمانیکه این به اصطلاح ارتش آزادیبخش سلاح داشت زیاد نمیشد به رهبر عقیدتی خرده گرفت چون بقول معروف سلاح حرف اول را میزد و کسی نمی‌توانست حرفی بالاتر از رجوی بزند اما همیشه این سئوال برای همه پیش می‌آمد که این ارتش به چه شکل میخواهد به ایران حمله کند و تا تهران پیشروی کند چون از طرفی عراق توان جنگ نداشت و دستش زیر تیغ آمریکا بود و به همین دلیل هر چه هم که میخورد دم برنمی‌آورد و از طرفی به لحاظ نیرو برای حمله به ایران حداقل سه برابر ایران باید نیرو می‌داشتیم در این معادله هم رجوی سریع با یک ضرب و تقسیم همه را حل کرد نام تهاجم را گذاشت عملیات برق آسا یا شهاب وار و از طرفی کمبود نیرو را هم حل کرد و گفت سرباز صفرهای ما آنطرف مرز هستند.

دیدید به چه سادگی مسئله حل شد و وقتی بوی سرنگونی دولت صدام حسین در عراق به مشام رسید گفت اگر به عراق حمله شد ما که با امپریالیسم جهانخوار کاری نداریم اگر به عراق حمله کرد ما به سمت وطن خواهیم رفت و ایران را آزاد میکنیم . خلاصه کنم همه چیز آبکی بود به همین سادگی وقتی آمریکا به عراق حمله کرد دو دستی سلاح که چه عرض کنم تا کمر جلو امپریالیسم خم شد و تا رقص و برنامه های هنری و تا بازرسی حتی داخل کمدهای زنان رزمنده هم صورت گرفت . این همان رجوی بود که میخواست در صورت حمله آمریکا تا تهران پیشروی کند . این را به زبان اشهد خودش گفت تلویحا از تاریخ بازگو کرد که فلانی گفته بود من برای مذاکره و رسیدن به هدف حتی حاضرم دامن بپوشم البته آقای رجوی دامن پوشید و همه کار را کرد ولی به هدف نرسید مانند آنکس که آش نخورده و دهان سوخته و در اصل دماغ سوخته شد . رجوی بعد از اشغال عراق باز دست نکشید بر طبل تو خالی ارتش آزادیبخش کوبید و هر سال رژه برگذار میکرد روزی با پرچم و روزی بیل فنگ و می‌گفت آمریکایی‌ها گفته اند شما بدنه را دارید فقط سلاح ندارید و او خیلی خوشحال بود در این سالیان مستمر از قول و قرار های آمریکا می‌گفت از حفاظت از ارتش وغیره وقتی فهمید که دید کلاهی بر سرش گذاشته اند که تا روی بینی رسیده و بعد هم همه را کوچ دادند به لیبرتی رجوی هیچ وقت از سه معقوله کوتاه  نمی‌آمد یکی انقلاب مریم   طوق اسارات اعضاء دوم سرنگونی دولت ایران معلوم نبود به چه شیوه ایی و سوم ارتش آزادیبخش بی یال و کوپال. در عراق .  حالا در آلبانی  ارتشی که اکثرا بالای ۵۵ سال عمر دارند .ارتشی که فرتوت است  ارتشی که چند هزار کیلومتر با خاک وطن فاصله دارد ارتشی که سلاح ندارد عاقلان دانند شاید وعده طیر ابابیل را خدا به رجوی داده و کسی خبر ندارد چون اگر دوستان بخاطر داشته باشند رجوی برای شیره مالیدن بر سر اعضاء از جالوت و طالوت و از این داستانها فراوان می‌گفت که گویا در باره او هم صدق میکند و حالا از آلبانی وعده حمله و فتح تهران را داده است بقول دوستان قاچ زین را بچسب که از اسب به زمین نخورید .

ارتش آزادیبخش صدام حسین

سال تهاجم و پیروزی یا  اضمحلال فرقه رجوی

***

یاوه گویی مریم رجوی از ارتش آزادیبخش صدام تا کمپ ناکجا آباد در آلبانیمجاهدین خلق از کمین سر کوچه علیه امریکایی ها تا امروز 

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

همچنین: