سختی فرار از تشكيلات فرقه رجوي (+ به اسم ها هم رحم نشد)ا

سختی فرار از تشكيلات فرقه رجوي (+ به اسم ها هم رحم نشد)ا

 esmail Mortezaee (Javad Khorasan)بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هجدهم ژوئیه 2017:…  اولین بار بود که برای نشست عمومی به قرارگاه باقرزاده رفته بودیم (جایی بود که رجوی ها بالای سن در مقابل جمعیت می نشستند و از یکدیگر تعریف و تمجید میکردند). رفتیم توی سالن یکی از قسمت ها واسه خوردن چای، تازه از راه رسیده بودیم، خسته و کوفته یه دفعه چشمم روی تابلوی اعلانات به یک کاریکاتور افتاد … 

اسماعیل مرتضایی (جواد خراسان)اسامی تعدادی از فرماندهان نظامی اطلاعاتی مجاهدین که به آلبانی گسیل شده اند + تصاویر

مروری بر یک تجربه تلخ ـ خاطرات علی جهانی ـ قسمت ۱۲ :نشست های دیگ و دیگچه در اروپا

 

به اسم ها هم رحم نشد

مقاله نوشته س. ه. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

اولین بار بود که برای نشست عمومی به قرارگاه باقرزاده رفته بودیم (جایی بود که رجوی ها بالای سن در مقابل جمعیت می نشستند و از یکدیگر تعریف و تمجید میکردند). رفتیم توی سالن یکی از قسمت ها واسه خوردن چای، تازه از راه رسیده بودیم، خسته و کوفته یه دفعه چشمم روی تابلوی اعلانات به یک کاریکاتور افتاد.

یک نفر رو انداخته بودن توی یه دیگ در حال جوش. گفتم نکنه جهنم رو کشیدن. دیدم نه بابا فارسی نوشتن که فلانی هیزم بیار، فلانی زیر دیگ رو پف کن خاموش نشه. داشتن یک نفر را توی دیگ آب جوش می پختند.

خنده ام گرفت. با خودم گفتم انگار بابا رو بردن قبیله آدم خورها. بعد دیدم سریع آمدند کاریکاتورها رو جمع کردن. گفتم این چه مدلشه؟ نه به اون شوری شور نه به این بی نمکی. بعد یکی گفت فلانی چرا زودتر ور نداشتی الان نفرات جدید ترسیدن. با خودم گفتم یا ابوالفضل، خدا نکنه، همین بلا قراره سرمون بیاد؟

تا اینکه برای اولین بار توی همان باقرزاده به قول معروف سوژه نشست دیگ (عملیات جاری) شدم. دیدم دقیقا عین همون کاریکاتوره. باصطلاح مسئول نشست برگه میده به آدما که بیان مثلا حرف بزنن. درست مثل کاریکاتور که نوشته بود فلانی هیزم بیار، فلانی زیر دیگ رو پف کن خاموش نشه. طرف اسم این کار که دقیقا مثل قبیله آدم خورها بود رو گذاشته بود دیگ. آره درسته، دیگی که یک نفر توش در حال جوشیدنه؛ که مثلا ناخالصی های جامعه بزنه بیرون، که توش چه خبر بود؟ فقط فحش ناموسی نمیدادن، که اونم خوب میدونستن که این نقطه کسی دیگه فقط خودخوری نمیکنه، ممکنه بزنه زیر این دم و دستگاه. کلا از اول تا آخر فقط و فقط خرد کردن شخصیت طرف بود که اونا اسمش رو گذاشته بودن جنگ با فردیت. ای تف به این طرز فکر که طرف رو شکنجه روانی کنن بعد اسمش رو بزارن جنگ با فردیت. یکی نبود بگه آخه هالو پس معنی جنگ رو نمیدونی.

اون وقت رجوی کلی اراجیف میگفت که بله حضرت علی (ع) هم همین کارو میکرد. نه خیر، معلم خصوصی تو استالین هست نه حضرت علی (ع)، غلط کردی که خودتو اونجا نشوندی، این همه سال هم همه چوب همین مزخرفات تورو خوردن، یه خورده با شرف نداشتت خلوت کن، ببین چه کردی. اگر مایلی بازم همین ریل سالیان رو برو، فقط اینو بدون، البته خوب میدونی، که گذشت آن زمان. دیگه بتی که از خودت ساخته بودی خرد شده و زیر پاها داره له میشد. تا اونجا پیش رفتی که یه سری روبات که پرورش دادی میگفتن اسم رجوی رو که میاری باید صلوات بفرستی.

چه اسمی مونده که تو لوث نکرده باشی؟ خودت بگو. خدایا چی میشه اسرای فرقه رجوی از شر این دمل چرکین جامعه و تاریخ راحت شن؟ یه سری گیر کردن اون داخل، بعضی وقتها واقعا دلم میسوزه که ای بابا یه کاری بکنین آلبانی که عراق نیس نتونین نفس بکشین.

ولی با خودم میگم بنویس؛ بنویس؛ بنویس، شاید صدایت هرچند ضعیف بتونه صدای کسانی که توی فرقه دست و پا بسته موندن باشه

هر شب با خودم میگم بنویس

س. ه. اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی

سختی فرار از تشكيلات فرقه رجوي

“دونده هزار تو”

مقاله ژ. ه. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

فيلم دونده هزار تو The Maze Runner 2014 را اگر ديده باشيد، شباهت بسیاری به محدوديتهاي ايجاد شده براي كنترل افراد در درون تشکیلات فرقه رجوی دارد. محدودیت های هم عینی و هم ذهنی که مانع از فرار آنان می شود. به افراد اینطور القاء می شود که هيچ راه خروجي از اين محدودیتها وجود ندارد و در اين دنياي هزار تو كه در آن قرار داري، پشت اين ديوارهاي تو در توي تشكيلات، هيچ امكان فرار به دنیای آزاد و زندگي در آن نیست. فرقه در ذهن و ضمیر افراد می کارد که آنچه در بیرون هست صرفا تباهی و نابودی است و مجبور به بودن در درون فرقه هستی.

از خود افراد براي كنترل بقيه نفرات و حتي شكنجه روحي آنان استفاده مي شود. اغلب تسليم اين شرايط ساختگي شده اند، بجز تعدادی كه مي خواستند از اين شرايط ساختگي غير قابل تحمل رها شده و آزاد زندگي كنند و جرأت این کار را داشتند. اينها اين بن بست را شکستند و بالاخره خودشان را به دنياي واقعي و آزاد رساندند تا نسيم پاك آزادي را استنشاق نمایند.

اين مقدمه اي بود تا شما را به درون ديوارهاي هزار توي تشكيلات فرقه رجوي ببرم؛ جايي كه ساليان در آنجا با انواع و اقسام محدويتها محبوس بودم و شكنجه شدم. از كوچكترين امكان و فرصت براي ايجاد محدويت براي افراد استفاده مي کنند. در عراق كه بوديم چون ايزوله مطلق بودیم و چون با جامعه و دنياي بيرون ارتباط نداشتيم به اين محدوديتها عادت کرده بودیم. به ما القاء كرده بودند كه همه این فشارها و محدودیت ها ضروريست و بايد به آنها تن داد. اما وقتي به آلباني آمديم اين محدوديتها و كنترل کردن نفرات به دلیل بازتر شدن فضا بيشتر شد.

اولین محدوديت اعلام شده این بود که هيچ كس حق ارتباط با شهروندان آلبانيايي را ندارد. اين اولين توجيه نفرات در بدو ورود به آلبانی بود. بعد تردد نفرات حتما می بایست دونفره یا بيشتر باشد. حين تردد هر چيزي كه به ذهنت خطور مي كرد بايد به نفر همراه بگویی و در مقر آنرا روي كاغذ پياده كني و به مسئولين بالا بدهی و در جمع هم براي همه بخواني نه يكبار بلكه در سه نشست مختلف.

نفرات حتي اجازه يادگيري زبان آلبانيايي هم نداشتند تا بتوانند با شهروندان آلبانيايي كه همسايه آنها بودند و هر روز از كنارشان رد مي شدند سلام و احوالپرسی داشته باشند. در این رابطه حتما از آنان حسابرسي مي شد كه هرچي به هم گفته اند بايد به بالا گزارش كنند. من خودم بارها شاهد بودم كه بچه هاي همسايه كه در همان محوطه و محدوده تردد داشتند يا بازي می کردند، نفراتي كه با آنها صحبت كردند مورد اعتراض شديد مسئولين قرار گرفتند و همه را جمع كردند و اين ضابطه را براي همه خواندند و تأكيد كردند كه ديگر كسي حق ندارد اين ضابطه را زير پا بگذارد.

با نفراتي كه ساليان با هم بوديم نمي توانستيم برويم آپارتمان يا محل كار و يا اتاق آنها. اين يك ضابطه سفت و سخت بود. من خودم چند بار خواستم براي ديدن دوستم به آپارتمان كناري كه محل استقرار او بود بروم ولی نتوانستم و اجازه ندادند. اگر می رفتم بعدا بايد حساب پس مي دادم كه چرا و براي چي مراجعه كردم. می گفتند که مگر ضابطه نشده كه ديدارهاي دوستانه و رفيقانه ممنوع است.

از اينترنت كه در دنياي كنوني اگر به اينترنت دسترسي نداشته باشي از تمام دنيا قطع هستي اگر مي خواستي استفاده كني اولا بايد در نوبت طولانی مي ماندي چون فقط يك كامپيوتر وصل به اينترنت بود ثانیا بايد حتما دونفره باشي. آن یک نفر علاوه بر نفري بود كه همیشه نظارت مي كرد. 

براي كنترل بيشتر نفرات شروع به نصب درهاي آهني سنگين و بزرگ در دو طرف مقر مفيد كردند. در نهايت يك درب آهني بسيار بزرگ به بهانه ايجاد امنيت براي افراد وسط خيابان منتهي به آپارتمانهاي مفيد نصب كردند، كه مورد اعتراض شهروندان و كميساريا هم قرار گرفت. اما در نهايت با چندبار نصب و برداشتن موفق شدند كه آنرا نصب نمایند.

علاوه بر اينها جلوي هر آپارتمان نگهبان بيست و چهارساعته گذاشته اند كه تردد نفرات را كنترل كنند. باز علاوه بر اينها چهار طرف مقر مفيد دوربينهاي مدار بسته كار گذاشته اند تا چيزي از دستشان در نرود. این دوربین ها درست مثل سیم های خاردار اشرف که رو به داخل بود برای کنترل ورود نفرات غریبه نبود بلکه برای کنترل خروج نفرات خودی بود.

بغير از اين محدوديتها و كنترل لحظه مره نفرات در بيرون و اطراف مقر مفيد با هزينه هاي كلان، تعدادي از شهروندان آلبانيايي را هم اجير كرده اند تا نفراتي كه بيرون مي روند را تعقیب و مراقبت نمایند. واقعا رجوی چقدر به گوهران بی بدلیل و انقلاب کرده اش اعتماد دارد.

نفراتي كه براي ورزش دو مي خواستند بروند بايد دو يا سه نفر مي بودند و از مسير مشخص شده كه مسئولين مشخص كرده بودند از يك در مشخص با نوشتن مشخصات خود و ساعت رفت و برگشت مي توانستند بروند كه مورد اعتراض همه نفرات قرار گرفت. وقتي ديدند كه همه اعتراض دارند نوشتن اسم نفرات و درب مشخص را حذف کرده و عقب نشيني نمودند. از مسيري مي توانستي براي ورزش بروي كه تشكيلات مشخص كرده بود و در ساعت تعيين شده برمي گشتي. در غير اين صورت توبیخ و تنبیه در انتظارت بود.

اما جديدترين محدويت اعمال شده كه چنديست اعمال مي شود اين است كه علاوه بر نفراتي كه تشكيلات بالاي سر نفرات حين كار با كامپيوتر گذاشته است، از طريق سيستم كامپيوتري هم كامپيوتر نفرات لحظه مره مانيتور و کنترل مي شود.

با وجود اين همه محدوديت كه گذاشته اند بتازگي به بهانه امنيت و اينكه قاطي شهروندان آلبانيايي نبايد باشيم، براي ايجاد محدويت شديدتر و كنترل هرچه بيشتر نفرات و قطع آنها با دنياي بيرون، مي خواهند کاملا به بيرون شهر منتقل شوند.

در چنين زندان مخوفي ذهن افراد را قفل كرده اند. پشت اين ديوار هزار توي تشكيلات فرقه وقتي آدم فكر مي كرد هيچ راه خروجي برايش متصور نیست. مخصوصا چنين به افراد القاء کرده اند كه خارج از اين تشکیلات تماما تباهي و نابودی است.

ولي بالاخره دونده از درون این ديوار هزار توي فرقه فرار خواهد کرد. تعدادی تسليم اين شرايط ساختگي و تشبثات سران فرقه نشدند و راه خروج از پشت ديوار هزار توي تشكيلات فرقه رجوي و رسيدن به دنياي واقعي و آزادي را پيدا كردند.

ژ. ه. جدا شده از مجاهدين خلق – تيرانا – آلباني

*** 

کمپ تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجویخبر جدید: حصارکشی و زندان سازی جدید سازمان در حومه تیرانا!ا

کارناوال مریم رجوی در ویلپنت پاریس بدون ایرانیاگر این اعتلااست، پس ارتجاع واضمحلال چیست ؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30405

افعی فیروزه ای 

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  دیگر همگان میدانند که موضوع در آلبانی چیست. موج ریزش روزافزون و روزانه نیرویی از این تشکیلات اهریمنی خواب خوش را از چشم فرقه و سران آن ربوده است. کما اینکه بمحض پایان مسخره گردهمایی کذئی اولین نیرو از این فرقه اعلام جدایی نمود و خارج شد. ولی واقعیت تلخ اینست که این فرقه آنقدر واپسگرا است، آنقدر عقب … 

مزدور مریم رجوی وطن فروشی در ویلپنت پاریساول قرارشان بود که “مبارزه مسلحانه” شان علیه “امپریالیسم” باشد

لینک به منبع

«افعی فیروزه ای»

مقاله ای از الف. دال. جداشده در آلبانی

با سلام به خوانندگان محترم سایت سحر.

میخواهم خاطره ای از این دنیای فریب و ریای رجوی برایتان نقل نمایم که هر روز و هر روز برای خود ما تازگی دارد و جدید است.

هر سال در اواخر خرداد ماه یا اوایل تیر ماه مریم رجوی در پاریس گردهمایی برگزار میکند. آنهم با پولهای بدست آمده از رنج و شکنج فرزندان این خاک و بوم. به یاد دارم که در اشرف و حتی در انتقال به لیبرتی همواره سران فرقه در تشکیلات که پیش برنده خط و خطوط شخص مریم رجوی میباشند همواره این موضوع را عنوان می کردند که اگر تشکیلات در خارج کشور بود، طبیعی بود که آماده سازی و برگزاری این گردهمایی برعهده خودمان بود و هرکس بنا به تخصصش در این گردهمایی بکار گرفته میشد.

واقعا وقتی به خوانندگان گرامی عرض میکنم که تازه برای خودمان هر روز و ماهی که میگذرد همه جدید و حاوی پند گرفتن است عین واقعیت است. از زمانی که به آلبانی نقل مکان نمودیم خدای متعال گویی حساب همه زورگویی ها و فریب و ریای این فرقه را روزانه از آن پس میگیرد. امسال هم که اولین حضور تشکیلات در آلبانی بود من خود به تصور این بودم که اکنون بعد از سالیان، امسال در این گردهمایی لابد نیروها را موقتا برای آماده سازیهای گردهمایی به آنجا می برند یا دست کم بخشی موقتا به آنجا برده می شوند و در پایان گردهمایی مجددا بازگردانده می شوند. اما با کمال تعجب دیدم که چنین نشد. به واقع خودم هنوز که هنوز است انگشت به دهان مانده بودم که چه شد؟ پس مگر سالیان در اشرف و لیبرتی نمی گفتید که کاش بودیم و کمک می کردیم؟ مگر حتی به لحاظ اقتصادی هم که حساب کنید برای اجاره شرکتهای تجهیز کننده مراسم انبوهی دلارخرج نمی کنید تا با نیروی کار شرکت مربوطه مثلا یک قلم محوطه نظافت شود یا میز و صندلی چیده شود یا دکور آماده شود؟ پس چه شد؟ مگر حتی قبل از گردهمایی در همین آلبانی در هنگام پرداخت ظالمانه کمک هزینه جداشدگان با بی شرمی تمام به جداشدگان نگفتید که پول ندارید؟ کدامین حرف را باور کنیم؟ به واقع این فرقه در دورویی و خیانت روی همه را سفید کرده است و واقعا آنقدر کریه و زالوصفت است که حتی به روی خودش هم نمی آورد. اما موضوع چیست؟

دیگر همگان میدانند که موضوع در آلبانی چیست. موج ریزش روزافزون و روزانه نیرویی از این تشکیلات اهریمنی خواب خوش را از چشم فرقه و سران آن ربوده است. کما اینکه بمحض پایان مسخره گردهمایی کذئی اولین نیرو از این فرقه اعلام جدایی نمود و خارج شد.

ولی واقعیت تلخ اینست که این فرقه آنقدر واپسگرا است، آنقدر عقب افتاده و درمانده است، که از ترس اینکه مبادا نیروها با ورود به فرانسه از دست این فرقه فرار کنند مطلقا به این موضوع نزدیک نشد. چرا که حی و حاضر در روز روشن در همین آلبانی شاهد این موضوع است که چگونه نیروها با پشت کردن به سران فرقه به صراحت و بدون ترس اعلام جدایی میکنند و دیگر حاضر نیستند حتی یک ثانیه در این دنیای فریب و ریا عمر خود را بیهوده تلف نمایند.

اکنون باید به فرقه رجوی گفت که حتی سرمایه گذاری کلان این فرقه بر سر آخرین سنگر فریب و ریا نیز دیگر رنگی ندارد.

الف.دال. (تیرانا- آلبانی)

*** 

Linda-Chavez-Ingrid-Betancourt-Mojahedin_Khalq_MEK_terrorists

Rajavi resorts to bargain basement speakers in Albania (Ingrid Betancourt, Linda Chavez, Wesley Martin …)
وقتی رجوی دست به دامن لابی های ارزان تر و دست چندم میشود

بی بی سی: خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق پس از سی سال

http://youtu.be/JsFF3wp5oMw

http://youtu.be/-HtZBV_uqDs

سیرک سعودی ها با بازیگری مریم رجوی علیه ایران و ایرانی

تروریستهای جیش العدل و سازمان تروریستی مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30387

تبعیض مثبت، دموکراسی و مقوله انشعاب در مجاهدین خلق، فرقه رجوی (سه مطلب از تیرانا، آلبانی)ا

Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، یازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  شما حتی جرات برگزاری یک انتخابات ساده را هم در دستگاه خود ندارید. حتی جرات این را ندارید که نفرات شما با خانواده های خود در ارتباط باشند. مینیموم آزادی آزاد گشتن فرد در ارتباط با بیرون است. چه برسد که نفرات بتوانند نفر بالای سرشان را انتخاب کنند. آخر میدانید چرا؟ چون دستگاه شما ظرفیت این را ندارد که … 

گروگانهای مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی شرایط اعضا در داخل فرقه رجوی در آلبانی

آیا تبعیض مثبت در فرقه رجوی واقعی است؟

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی
لینک به منبع

نوشته ژ. ه. جداشده در آلبانی

هدف از به اصطلاح تبعیض مثبت زنان در فرقه رجوی چیست؟ بهتر است ابتدا مروری بر مفهوم تبعیض مثبت صورت گیرد. تبعیض مثبت (Positive Discrimination) به گروهی از ساختارها، چارچوب ها و دستورالعمل های قانونی و اشکال اجرایی و عملی اطلاق می شود، که می توانند به طور دائم یا دوره ای به کار گرفته شوند، تا یک گروه اجتماعی، دینی، سیاسی و جنسیتی را از موقعیت نامطلوب خارج کرده و به صورتی شتاب یافته امکانات رشد و شکوفایی بیشتری به آن گروه بدهند.

تلقی زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند، به عنوان گروه هایی که نیازمند اعمال قوانینی با رویکرد « تبعیض مثبت» هستند، مورد انتقاد برخی گرایشات فمنیستی است، حال آنکه برخی از این گروه ها آنرا می پسندند. دیدگاه هایی وجود دارد که معتقدند موقعیت تاریخی نابرابر زنان، نیازمند جبران اجتماعی و حقوقی است. به هر شکل تبعیض مثبت در حوزه هایی چون ورود به دانشگاه، اشتغال و… موجب پیشرفت زنان شده و در کشورهای مختلفی با اعمال این ساز و کارها، امکانات بیشتری در اختیار زنان عمدتاً شاغل ایجاد کرده اند. اما در فرقه رجوی تبعیض مثبت برای زنان بهانه و ابزاری برای استثمار هر چه بیشتر آنان برای پیشبرد اهداف شیطانی سران فرقه بوده و هست.

در خیلی موارد رهبران فرقه ها که خود مرد بوده اند، مسئولین فرقه خود را تماما از زنان انتخاب کرده اند زیرا به آنان اعتماد بیشتری داشته اند و مطمئن بوده اند که رهبری آنان را به چالش نمی کشند. زنان کمتر اعتراض می کنند و وقتی وابسته می شوند به راحتی جدا نمی شوند و همچنین کمتر در مقابل رهبر فرقه می ایستند و به او اعتراض می کنند یا موقعیت او را تهدید مینمایند.

با دادن امتیازات پوشالی مثل رده که هر زنی که وارد سازمان میشد دوره پذیرش او کوتاهتر از مردان بود و بعد از دو سال رده تشکیلاتی او عضو شورای مرکزی میشد و می توانست مسئول هر مردی با هر رده تشکیلاتی یا سابقه شود ولی در عوض یک مرد که خود من یکی از آنها بودم تا بیست الی بیست و دو سال در همان رده تشکیلاتی عضو که پایین ترین رده تشکیلاتی می باشد باقی ماندم، راستی چرا؟ آیا بحث تبعیض مثبت بود؟ خیر، فقط برای بکارگیری آنان در جهت سرکوب روحیه اعتراضی مردان در تشکیلات و پیشبرد اهداف استثماری خود در جهت بهره کشی هر چه بیشتر زنان در درجه اول و بعد مردان بود.

در این دو دهه که در تشکیلات بودم کلیه خط و خطوط و اوامر تشکیلاتی توسط همین زنان که خودشان هم نمی دانستند چقدر مورد ظلم و ستم رهبری فرقه قرار گرفته اند به پیش برده میشد. در فرقه رجوی زنان بیش از مردان همچون ربات مجری فرامین و اوامر سرکرده فرقه هستند. به قدری از زنان کار می کشند که دیگر توان و مجالی برای اندیشیدن به خود، خانواده و آینده ندارند. اکثریت زنان این فرقه گرفتار بیماری های جسمی و روحی شدید هستند. در فرقه رجوی زنان بیش از همه مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و حقوق طبیعی و فطری آنها از جمله حق داشتن فرزند پایمال شده است و از کلیه حقوق مدنی خود محروم شده اند.

گاه در اثر شدیدترین سرکوب های تشکیلاتی و ابتلا به یاس و ناامیدی حسب دستور سرکرده فرقه اقدام به خودکشی و خودسوزی کرده اند. صداقت بیش از حد و زود باوری و بعضا مشکلات اجتماعی سبب جذب افراد در این فرقه جهنمی بوده است. همچنین روحیه عاطفی بیش از حد، اطاعت پذیری و استعداد مریدی و عدم توانائی در “نه” گفتن، سبب شده است که زنان را طعمه این فرقه قرار داده، رها کردن خانواده، ظلم به فرزندان، بی اعتنایی به نزدیکان و سایر موارد از تبعات عضویت زنان در فرقه هاست.

سازمان مجاهدین خلق و شخص مسعود رجوی داعیه برابری زن و مرد دارند و حتی در تبلیغاتشان به تبعیض مثبت برای زنان برای رفع نابرابری ها اشاره می کنند. اما دروغ می گویند. در عمل در داخل سازمان زنان استثمار مضاعف می شوند. سال هاست که فرقه رجوی ادعای طرفداری از حقوق زنان را دارد و می گوید که در سازمان مجاهدین خلق زنان در پست های بسیار مهمی گماشته شده اند و فریاد برمی آورد که زنان در جمهوری اسلامی آزادی ندارند و دچار محدودیت های فراوانی هستند.

واقعیت اینست که زنان قربانیان مقدم فرقه رجوی می باشند. در واقع مردگان متحرکی شده اند که از تمامی مواهب زندگی بی بهره اند و حتی حق تصمیم گیری در مورد زندگی خود را نیز ندارند.

نویسنده : ژ. ه. جداشده ساکن آلبانی – تیرانا

دمکراسی در دستگاه رجوی

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی
لینک به منبع

نوشته ز. ش. جداشده در آلبانی

سالها در فرقه رجوی نه اینکه بودم، در اسارت و در زنجیر بودم، راهی نداشتم بیایم بیرون، و هیچ موقع هم فرصتی پیش نیامد، تا اینکه در آلبانی توانستم بیایم بیرون، ولی یک چند صحبتی با رهبران فرقه که اوج دمکراسی در جهان را فقط در سازمان خود ادعا می کنند دارم. مردم خوب کشور من هم به عنوان یک خواننده قضاوت کنند.

مجاهدین خلق همیشه در نشستها و میتینگهای خود و یا در سمینارهای خود دم از دمکراسی میزنند. اول میخواستم بگویم دمکراسی یعنی مردم سالاری. کدام یک از این مردم، مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور ایران برگزیده؟ کدام حق رای را مردم داشته اند؟ حال میگوییم مردم نتوانستند این کار را بکنند. نفرات به اصطلاح شورای ملی مقاومت شما هم که ماهیانه بغیر از ۵۰۰۰ دلار پولی که میگیرند در این بیست و اندی سال یکبار انتخابات برگزار نکردند تا رئیس جمهور ابدی خود را یکبار هم که شده فرمی انتخاب کنند که به مردم ایران و دنیا بفهمانند که ما هم دمکراسی داریم. از همه اینها گذشته چرا حتی در سازمان و فرقه خودشان هم تمام نفرات از سمت مسعود و مریم انتخاب شده اند؟ چرا فقط چند نفر آدم هستند که در سازمان تغییر نمیکنند؟ چرا بقیه همه روزمره تغییرمیکنند؟

یکروز می گویند صلاحیت، یکروز میگویند سابقه، اگر سابقه است که مژ گان و صدیقه و یا نفرات دیگر سابقه شان بیشتر است یا نفراتی که دو برابر آنها سابقه دارند؟ اگر بحث صلاحیت هم باشد نفراتی هستند که صلاحیت آنها به مراتب بیشتر است و در عمل دیده ایم. من آدم بیرونی نبودم در داخل فرقه سالیان زندگی کرده ام، در کنار شما بودم و میدانم که صلاحیت چه هست، سابقه چه هست، کسانی باید در دستگاه رجوی انتخاب بشوند که خلص مطیع و فرمانبردار مسعود رجوی باشند و لاغیر. بعد می آیند دم از دمکراسی میزنند. رجوی که رهبر و اربابش معلوم است ننگ است این کلمات را خراب کند.

مریم رجوی سی سال است بر تخت خود نشسته و تکان هم نمیخورد. شما رهبران فرقه فکر میکنید که مردم ایران نمی فهمند که شما که هستید؟ نمی فهمند شما آدم کشان قرن حاضر نباید کلمات را لوث کنید؟ شما حتی جرات برگزاری یک انتخابات ساده را هم در دستگاه خود ندارید. حتی جرات این را ندارید که نفرات شما با خانواده های خود در ارتباط باشند. مینیموم آزادی آزاد گشتن فرد در ارتباط با بیرون است. چه برسد که نفرات بتوانند نفر بالای سرشان را انتخاب کنند. آخر میدانید چرا؟ چون دستگاه شما ظرفیت این را ندارد که انتخابات از طریق نفراتش برگزار شود. چون دیگر پشمی به کلاه مسعود و مریم نخواهد ماند و باید فاتحه دستگاه را خواند.

من میخواهم بیشتر سر داخل و انتخاب شدن افراد صحبت کنم ولی الان مختصری گفتم چون دائم میبینم که این فرقه دم از دمکراسی میزند. انشالله بعد بیشتر توضح خواهم داد و بیشتر این فرقه و دستگاه آن را رسوا خواهم کرد.

با تشکر از عزیزانم.

جدا شده از فرقه رجوی در تیرانا-آلبانی ز.ش.

چرا در فرقه رجوی انشعاب نمی شه؟

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی
لینک به منبع

مقاله ای از س. ه. جداشده در آلبانی

خوانندگان محترم حتما با کلمه انشعاب آشنا هستند

رجوی سالیان سال بغل گوشمون خوند که در فلان سازمان یا فلان حزب انشعاب کردن

همیشه هم ورد زبانش اقلیت و اکثریت بود که در سازمان چریک ها انشعاب کردن، میگفت ببینید چی مونده ازشون

تمام قمپز رجوی و دارو دسته اش اینه که توی ما انشعاب وجود نداره. رجوی میگه به خاطر انقلاب ایدئولوژیک (همان طلاق اجباری) است

ولی جدی چرا توی فرقه انشعاب نیست؟

فکر نکنم اونقدر سخت و پیچیده باشه، به یک دلیل واضح و روشن، باید یک نفر وجود داشته باشه که نفرات دور اون جمع بشن که بعد انشعاب کنن

توی فرقه رجوی هیچ کس پیدا نمیشه که فکر کنه، رجوی به تنهائی به جای همه فکر می کنه، اگر هم کسی خواست خودش فکر کنه، سربه نیست می شه، بنابراین دیگه همه حرفها یکیه

یادمه بتول رجایی همش توی نشست های مختلف میگفت توی فرقه انشعاب نیست چند بار از دهنش پرید که آخه بابا باید کسی باشه که انشعاب کنه

درست میگه، مگه موسی مونده؛ مگه علی زرکش، اینا هر کدوم سری بودن توی سرا. اونجا برای اولین بار این واقعیت توی ذهنم شکل گرفت که راست میگه، کی رو گذاشته که بعدها بتونه انشعاب کنه. چون اونقدر که رجوی خودکامه هست که (الان نمیخوام دلایل مختلف انشعاب رو توضیح بدم) اگر می بودند شک نکن انشعاب صد باره میشد توی فرقه

با این توضیحات تازه متوجه میشین که چرا توی موضوع ده شهریور قرارگاه اشرف، چرا این نفرات بخصوص در اشرف بودند. قرار نبود که از لایه های پایین کسی باشه توی صد نفر مانده در قرارگاه اشرف

همه رو رجوی هل داد توی کشتارگاه، در رو هم از پشتشون بست، بماند که یک زن تونست فرار کنه، ولی باقی چی؟ موندن توی کشتارگاهی که رجوی طراحی کرده بود، به هر کدام از نفراتی که توی ده شهریور در قرارگاه اشرف خونشان ریخته شد دقت کنید، دستتان میاد که هر کدام برای خودشون سری از قدیمی ها بودند.

حسین مدنی؛ علی رضا خوشنویس؛ کاک حیدر؛ کمال و …

توی فرقه یک موضوع بیشتر مواقع بحث میکنن حول دو موضوع

که بالقوه و بالفعل. فکر نکنم نیاز به توضیح داشته باشه این دو کلمه

رجوی توی دستگاه خودش که میخواد بچرخونه به این دو کلمه فکر میکنه. بخصوص واسه تخلیه اشرف چون خوب میدونه اگه این نفرات باشن ممکنه دست و پا گیرش باشن. برای همین گذاشت توی اشرف بمونن اون چند نفر هم که برگشتن باور کنید خدا برگردوند که اگر قرار باشه واقعه اشرف بازگو بشه اونم درست نه اونطوری که رجوی میخواد کسی باشه که حقایق رو بگه

رجوی هیچوقت نگذاشت اونهائی که مونده بودن با کسی حرف بزنن

اینها در اصل تصفیه داخل فرقه است. رجوی حواس جمع تر از این حرفاست. خوب میدونه یکی مثل حسن مدنی که همیشه رابط سازمان با آمریکائی ها بود و خیلی حرفها داشت (یا هر کدوم دیگه از اونها) رو که نمیشه سرش رو کرد زیر آب. پس می کشنش. گوشت دم تیغ که هم از خونش استفاده کنه هم از سر راهش برداره. کلا رجوی عادت داره به دوجایه خوری

باز برمیگردم به حرف بتول رجایی

که گفت بشرطی کسی باشه که بتونه انشعاب کنه

اینجا تو آلبانی دیگه ته خطه، کسی رو نمیشه گول زد و کسی رو نمیشه سرش رو زیر آب کرد

کاش آمدن به آلبانی زودتر از اینها می بود

س. ه. اسیر آزاد شده از فرقه رجوی

(پایان)

*** 

کمپ تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجویخبر جدید: حصارکشی و زندان سازی جدید سازمان در حومه تیرانا!ا

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیپیامی به دوستان در زنجیرم در فرقه رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30304

زیر پوست شهر: ماجرای نفر همراه مراقب (+ ویلپنت تفرجگاه پناهندگان در پاریس)ا

Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پنجم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما به حرکت خودمان به دنبال آنها ادامه دادیم. بعد از طی مسافت کوتاهی نفر همراه مراقب او برگشت و به ما نگاه تندی نمود. بعد توقف کرد و از حرکات و وجناتش مشخص بود که در حال حسابرسی از آن مظلوم بی گناه است. سپس به ناگهان مسیری که میرفتند را برگشتند. نفر همراه مراقب او گوشی موبایل خودش را درآورد … 

احسان بیدی سیاوش رستاراوضاع فعلی در فرقه رجوی

زیر پوست شهر: ماجرای نفر همراه مراقب

بنیاد خانواده سحر، پنجم ژوئیه ۲۰۱۷
لینک به منبع

مقاله ای از الف. دال. جداشده در آلبانی

گروگانهای مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی

با دو نفر از دوستانم در حال رفتن به باشگاه ورزشی بودم که در راه با دو نفر از زنان فرقه رودرو و مواجه شدم. به ناگهان یکی از آنها که قبلا در لیبرتی با هم در کلاس برنامه نویسی کامپیوتر بودیم را شناختم. او لحظه ای مکث کرد و بعد با نگاهی مظلومانه و ملتمسانه گوئی که به دنبال ناجی می گردد از کنارم رد شد. یکی از دوستانم بمن گفت شناختی؟

گفتم آری. هنوز چند قدمی دور نشده بودم که دوست دوم من صدایم زد و گفت فلانی سرچهار راه را نگاه کن. برگشتم و دیدم که آن دو منتظر سبز شدن چراغ عابر پیاده هستند. اما با تعجب دیدم که آن فرد هنوز با همان حالت مظلومانه و ملتمسانه نگاه میکند. گوئی می خواهد استمداد بطلبد.

چراغ سبز شد و از چهار راه عبور نمودند. ولی او باز برگشت و نگاهی بمن نمود. معلوم بود که کمک می خواهد و دستی را می طلب که او را از چمبره اسارت فرقه نجات دهد. دوستانم پیشنهاد دادند که دنبال آنها برویم ببینیم چه میشود. ما هم کنار آنها به حرکت خود ادامه دادیم. بعد از مسافتی نفر همراه مراقب او گویی متوجه موضوع شد. با نگاه تندی و با حالت پرخاش به آن فرد گفت که برویم آنطرف خیابان و همینکار را هم کردند. 

ما به حرکت خودمان به دنبال آنها ادامه دادیم. بعد از طی مسافت کوتاهی نفر همراه مراقب او برگشت و به ما نگاه تندی نمود. بعد توقف کرد و از حرکات و وجناتش مشخص بود که در حال حسابرسی از آن مظلوم بی گناه است. سپس به ناگهان مسیری که میرفتند را برگشتند. نفر همراه مراقب او گوشی موبایل خودش را درآورد. با کمال تعجب هر سه نفر دیدیم که گوشی را بطرف ما گرفت و شروع به فیلم برداری کردن نمود.

ما که از تعجب داشتیم شاخ در می آوردیم هر سه از کنارشان رد شدیم و رفتیم و اهمیتی به نفر همراه مراقب او ندادیم چون نمی خواستیم دردسر ایجاد شود. مشخصا نفر همراه مراقب او به دنبال ایجاد درگیری بود.

بیچاره مراقب مربوطه هنوز در تصورات و اوهام اشرف و لیبرتی بسر میبرد. فکر میکند نفرات هنوز هم در حصارهای تنگ و تاریک اشرف و لیبرتی بسر میبرند. فکر میکند در بیرون هم پاسبان دیگران است و با این کارش حماقت خودش را به نمایش عموم گذاشت. 

واقعا همگی به فکر فرو رفتیم که در چه تصوری بسر میبرد. نکند در حال تدارک برپا نمودن دیگ برای ما برادران آنهم وسط خیابان های تیرانا میباشد. جالب و اما عبرت آموز ولی درد آور این حادثه اینجا بود که همگی به عینه در صحنه به چشم می بینیم که اگر ظلم و محدودیت بر ما خیلی زیاد بود اما بر این دختران مضاعف و صد برابر است و راه فرار برایشان به مراتب مشکل تر می باشد. به راستی مگر چه کار خلافی انجام داده بود؟ کدام یک از ضوابط را زیر پا گذاشته بود که اکنون اینچنین وسط خیابان آنهم در اروپا برایش عملیات جاری در صحنه بگذارد و مورد حسابرسی و مؤاخذه قرار گیرد.

مگر چه گناه کبیره ای را مرتکب شده بود که اینچنین بایستی در منگنه قرار داده شود؟ واقعیت اما چیز دیگریست. واقعیت استبداد مطلق فکری و ذهنی و تهی از هرگونه آزادی روحی و احساسی است. آخر اگر با هر فردی چه زن و چه مردش چنین افرادی همراه نشوند که تا دینش سرسپرده تشکیلاتند دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. دیگر کسی پشیزی برای حرفهایشان اهمیت قائل نمی شود و خلاصه اینکه دیگر چیزی از انقلاب پوشالی آنان باقی نمی ماند.

حال بگذار مدتی هم اینچنین کنند. آن کس که حقیقت را ببیند ولی کتمان کند در همان جهنم می ماند. ولی آن کس که حقیقت روزانه را ببیند و عصیان کند خود در گام اول آزاد میشود و گواهی و کمکی برای سایرین خواهد شد. کما اینکه روزانه شاهد این روند از نزدیک میباشیم که چطور افراد قاطعانه پاسخ کوبنده ای به این فرقه میدهند. براستی حق نیست که از رهبر این فرقه بپرسیم:

تو که مدعی حقیقت گویی هستی. بجا نیست که اکنون که وارد یکمین سال عزیمت کامل از عراق میشویم یک بیلان از تشکیلات خودت به خلق قهرمان و یا لااقل به حضرات شورای مرکزی خودت بدهی که چگونه در سراشیب سقوط محتوم خود هستی؟ یا باز با فریبکاری و دجالگری اعتلای روزافزون نقش مقاومت در انظار جهانی را به رخ جیره خواران و اربابان خود میکشی.

بواقع بعضا یاد داستان چوپان دروغگو می افتم. خیلی دلم بحال چوپان دروغ گو میسوزد، بیچاره دوبار بیشتر دروغ نگفت، اما انگشت نما شد، ولی رهبر این فرقه با دروغ نفس میکشد و زندگی می کند و به راستی که روی گوبلز را سفید نموده است.

الف. دال. جداشده در تیرانا – آلبانی

ویلپنت، تفرجگاه پناهندگان در پاریس

بنیاد خانواده سحر، پنجم ژوئیه ۲۰۱۷
لینک به منبع

مقاله ای از ز. ش. جداشده در آلبانی

واقعا نمیدانستم که اسم این مقاله را چه بگذارم، چون ظاهرا این “همایش سالیانه ایرانیان” است و باید تمام هواداران ایرانی مجاهدین خلق را دور خود جمع کند. برعکس چیزی که ما شنیدیم و دیدیم این نبود. راستش خود من هم چون اولین بار است که در این به اصطلاح گردهمائی بیرون از سازمان هستم و سال قبل در خود فرقه بودم، چنین تصوری را نداشتم. در داخل فرقه که بودم فکر میکردم که در حق این سازمان بی انصافی میکنن، ولی امسال که خودم واقعیتها را بهتر و آزادتر دیدم فهمیدم که تمام حرفهایی که زده میشد عین واقعیت است. من چون در میان تبلیغات دروغین اینها بودم حالیم نبود. به نمونه هایی از این واقعیتها توجه کنید که خود من هم قبلا نمیدانستم.

یک صد هزار نفری که سازمان مجاهدین خلق میگفتند یک دهم آن هم واقعیت ندارد. خود شما که در بیرون هستنید توجه کنید که یکی از شگردهای فرقه که در داخل هم بودیم این بود که نفرات همیشه طوری بنشینند که دو صندی کنارشان خالی باشد و با گذاشتن وسایل بر روی آن بفهمانند که اینها پر هستند؛ یا فاصله دادن صندلیها که در دوربین طوری نمایان کند که نفرات زیاد به چشم بیاینند که این ترفند که در داخل بود را در بیرون به نمایش گذاشتند.

از نفرات هوادار و از نفرات بیرون که شرکت کرده بودند شنیدم که اکثر نفرات در ویلپنت را سوری های پناهنده یا افغانها تشکیل داده بودند که به آنها که در آلمان حضور داشتند گفته بودند که برای تفریح بروید فرانسه، پول هتل وغذا به شما داده میشود که هزاران نفر این را قبول کردند که بروند که اگر در فیس بوک اکثر اففانها و سوریها توجه کرده باشید بعد از یکی دو روز اکثر آنها عکسهایی که در زیر برج ایفل گفته بودند را گذاشته اند، یا به نفرات ایرانی که از دوستان ما هم بودند گفته اند که اگر میخواهید میتوانید با همه امکانات به پاریس بروید ولی فقط قبلش باید در گردهمایی شرکت کنید که دوستان ما قبول نکردند. از همین نفر آدم بی طرفی هم هست سوال کردم که آیا مجاهدین خلق طرفدار دارند که در جواب گفت از هر ۱۰۰ نفر ۹۰ نفر منفوریت خاصی از اینها دارند. علت را پرسیدم که گفت بخاطر دروغ و ریاکاری که دارند. این هم از هواداران مجاهدین خلق در خارج از کشور.

سر مهمانها میرویم. اگر توجه کرده باشید امسال یک مهمان و یا شخصیت جدید در این همایش نبود. علت این است که این سازمان دیگر مثل قبل هیچ بردی ندارد و به اضمحلال خودش نزدیک است. نفراتی که بودند همه از پول بگیرهای قبلی خودشان بودند، از جمله کوشنر یا جولیانی دلقک یا بولتن آدم کش. نفراتی که به گفته وزیر انرژی ترامپ هر کدام برای ۵ دقیقه سخنرانی پنجاه هزار دلار بعلاوه تمامی هزینه ها را می گیرند. ای لعنت بر این فرقه که حق پناهندگی بخور و نمیر نفرات خودش را در آلبانی پرداخت نمیکند و می چاپد. ما در تنگنا هستیم بعد این همه پول به این آدم کشها میدهند. لعنت بر این رهبران سازمان. جولیانی که اگر آدم درست و حسابی بود که در دولت ترامپ انتخاب میشد که آنقدر برای ترامپ زحمت کشید. چقدر این نفر منفور است که در دولت بغایت منفور ترامپ هم انتخاب نشد.

آدم خنده اش میگیرد که چقدر این فرقه پس رفته که این آدمها را برای خودش میاورد. سخنران هائی که اگر دلار رو نکنی از جایشان تکان نمیخورند. یا ترکی فیصلی که سری قبل مرگ مسعرد را اعلام کرد و معلوم بود این سری خیلی حواس جمع وارد شد و دیگر اصلا حرفی از رهبر فرقه به میان نیاورد. معلوم بود که این سری تمام صحبتها از قبل نوشته شده بود و هر آدم با انصافی فیلم قبلی با فیلم جدید را ببیند میفهمد که صحبتها از قبل از طریق این فرقه نوشته شده است.

حال ما از این شوی مسخره به این نتیجه رسیدیم که برگزار نشدن این شو بهتر و سنگینتر از برگزارشدن آن بود و این نشان دهنده این است که فرقه جایگاه قبلی خود را از دست داده و با برگزاری این شو مردم بیشتر آگاه شدند که رجوی ومهمانهای او نفراتی منفور در جامعه های مختلف هستند و این را به راستی به همه فهماند که اضمحلال این فرقه بغایت درست است و این فرقه بزودی از هم میپاشد و دیگر اثری از این فرقه آدم کش در جهان باقی نمیماند. مانند خواهر خوانده آن داعش.

جدا شده از فرقه رجوی در تیرانا – آلبانی ز.ش.

*** 

فعلان تروریست ها را بجای فعال حقوق بشر قالب می کنندباشگاه خبرنگاران: طوفان توییتری علیه کارناوال منافقین و داعش
(حقوق بشری که این جماعت سنگش را به سینه میزنند)

سی خرداد هفت تیر تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتعدادی از کنگره امریکا، دربار سعودی و کشورهای اروپایی نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کردند (ویدئو)ا

بمباران شیمیایی سردشت مجاهدین خلق فرقه رجوی صدام حسینایسنا: واکنش محمد جواد ظریف به کنفرانس سالانه ضد ایرانی منافقین در پاریس

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

همچنین:

  •  Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، شانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… چقدر هی اراجیف گفتید. سر داشتن هوادار و نیرو در داخل بقول یکی از دوستام که میگفت طرف توی دستشویی خونشون عکس رجوی رو میزنه صد بار هم از زاویه های مختلف عکس میگیره بعد چند بار هم شما دست کاریش میکنین اون وقت میشه ” فعالیت یگ

     Camp Ashraf 90بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما در آرامش بودیم که به ما ابلاغ شد که نیروهای عراقی را با تیر کمان و فلاخن بزنید. من که خودم برای دوستم سنگ آماده میکردم و او با فلاخن میزد خودم هم ناراحت بودم که اینها که حمله نکردند و آرام آنجا ایستاده اند این چه کاری است ما میکنیم؟ این چه دستوری است؟ با این کار

    محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… آقایان سیاوش سیفی و محمود ممبینی که هر دو از فاز سیاسی همراه تشکیلات سازمان بودند روز چهار شنبه ۲۱ تیر ماه ( ۱۲ ژوئیه ) از مقرهای فرقۀ رجوی در آلبانی فرار کرده و از این فرقه اعلام جدایی کردند …. روی پای خود و مستقل بودن سخت است اما برخلاف آنچه که سران فرقه می گویند تا به حال 

    Iranpour-MKO-MEK-Albania-march20171نیم نگاه، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  باز فرقه‌ی رو به نابودی رجوی‌ها در اقدامی مذبوحانه و نابخردانه و از سرِ ناچاری و تحت فشارِ ریزشِ بسیار نیروهای فریب‌خورده در خاک آلبانی، با انتشار بیانیه‌ای دروغین منسوب به عزیزِ رشید و زیبا و هنرمند و بهتر از جانمان محمد‌رضا ایران‌پور سعی در تخریبِ شخصیت خو

    Elona Gjebrea_Maryam Rajaviپیوند رهایی، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۷:… در کشور دموکراتیک شما ، هنوز این کمپ نشینان ، حق تماس با خانواده های خود وحق ملاقات  با آنها را ندارند ورهبری سازمان صراحتا گفته است که شما خانواده ها ، تنها بانفی دولت قانونی خود و قبول بی چون وچرای شعارهای ما ، میتوانید  که با عزیزان خود درآلبانی ملاقات داشته باشند!! یعنی  دا

    alame_Hosseini_mojahedin_Maryam_Rajaviسعید زمانی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… در حیرت این بودیم که چه شده  نفر مهمی به این سطح یک دفعه از فرقه کشید بیرون دلیل این بود که این علامه که به سخن خودش فریب حرفهای زیبای آنها را خورده است واینکه از هر که میپرسیده دل از شکوه وشکایت از این رهبران خودکامه فرقه میزند واینک

     بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  دیگر همگان میدانند که موضوع در آلبانی چیست. موج ریزش روزافزون و روزانه نیرویی از این تشکیلات اهریمنی خواب خوش را از چشم فرقه و سران آن ربوده است. کما اینکه بمحض پایان مسخره گردهمایی کذئی اولین نیرو از این فرقه اعلام جدایی نمود و خارج شد. ولی واقعیت تلخ اینست که این فرقه آن

     alame_Hosseini_mojahedin_Maryam_Rajaviنجات یافتگان در آلبانی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… انجمن نجات یافتگان در آلبانی بدین وسیله حمایت رسمی خود را از اقدامات افشاگرانه آقای علامه الحسینی مشاور ارشد مریم رجوی اعلام می کند. همچنین ما از علامه الحسینی درخواست می کنیم که پیرامون چند موضوع زیر ما را یاری دهند. ۱ ـ با نامه نگاری به کمیساریای

    برای دخترم سمیه محمدیایران وایر، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  این سفر قرار بود دو هفته به طول بیانجامد اما ۲۰ سال است که سمیه اجازه ندارد نزد خانواده‌اش برگردد؛ مثل شمار بسیاری از کودکانی که به همین بهانه به کمپ «اشرف» برده شدند و هر سال خانواده‌های بسیاری مقابل آن‌ جمع می‌شدند تا بلکه بتوانند با فرزندان‌شان ملاقات کنند یا آن‌ه

    Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، یازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  شما حتی جرات برگزاری یک انتخابات ساده را هم در دستگاه خود ندارید. حتی جرات این را ندارید که نفرات شما با خانواده های خود در ارتباط باشند. مینیموم آزادی آزاد گشتن فرد در ارتباط با بیرون است. چه برسد که نفرات بتوانند نفر بال

     Rajavi_Faisal_1بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  حال می بینم که همین فرقه رجوی گویا درس عبرت نگرفته و به دنبال جایگزین صدام حسین در میان دشمنان ایران و ایرانی می گردد. خودم هم نمیدانم چه حکمتی است، ولی چرا همیشه در جبهه داخلی باید یک ستون پنجمی هم باشد که بخاطر رسیدن به قدرت، حقیرانه دست به خیانت و جنایت بزند. سوال

    بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، نهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  همان نیرویی که سابقا برخود می بالید که مستقل است و هیچ انگ سیاسی بر او نمی چسبد، دست برقضا آنچنان مراحل خیانت را به سرعت درنوردید که دیگر بر همه مسجل شده بود که این فرقه همانا خصلت بوقلمون را داشته و دارد و

    Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، نهم ژوئیه ۲۰۱۷:… فرقه تروریستی رجوی در طول حیات خوار و خفیف و خائنانه اش دچار بحرانهای زیادی در مقاطع مختلف بوده است . اما در مقطع کنونی که تا فرق سر در باتلاق کمپ تیرانا فرو رفته است دچار بحرانهای زیادی نظیر : بحران تشکیلاتی ؛ سیاسی ؛ مشروعیت ؛ استراتژیکی و فقدان رهبری ذیصلاح می باشد و با این بحران ها

    علی مرادی، لرستان، ایران اینترلینک، هشتم ژوئیه ۲۰۱۷:… اگر اشرف یک را درشهر خالص عراق و اشرف دو را در نزدیکی بغداد (لیبرتی پایگاه سابق نیرو های امریکایی) در نظر بگیریم که همین هم ادعای خودشان بود پس درست است اشرف ۳ همان آلبانی میباشد و چه عقب نشینی خفت باری !!!! و تازه قصد دارند هزار اشرف دیگر بسازند که 

     Rajavi_Cult_MEK_MKO_Albania_Tiranaبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هفتم ژوئیه ۲۰۱۷:…  در تشکیلات ضد انسانی فرقه رجوی، برای کنترل بیشتر اعضا در ترددات بیرونی، علاوه بر حصار آهنی اطراف مقر مفید در آلبانی و اضافه کردن چند پست نگهبانی با دوربین مدار بسته، یک موضوع که تبدیل به طنز در بین افراد شده نصب درب آهنی وسط خیابان است. این درب

    esmail Mortezaee (Javad Khorasan)بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، ششم ژوئیه ۲۰۱۷:…  بیش از ۹۰ درصد افراد که خودم شنیده ام روی همین سه موضوع مانده اند. خودم همین مشکلات را تجربه کردم و ذهن خودم هم درگیر این چیزها بود. اما یک مشکل دیگر از مشکلات بعد از این مسائل که در این مقاله می خواهم به آن بپردازم و افرا

    Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پنجم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما به حرکت خودمان به دنبال آنها ادامه دادیم. بعد از طی مسافت کوتاهی نفر همراه مراقب او برگشت و به ما نگاه تندی نمود. بعد توقف کرد و از حرکات و وجناتش مشخص بود که در حال حسابرسی از آن مظلوم بی گناه