سخنانی چند با آقایان محمدرضا روحانی و کریم قصیم

سخنانی چند با آقایان محمدرضا روحانی و کریم قصیم

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویحامد صرافپور، نهم فوریه 2015:… هفته گذشته دو مقاله از آقای محمدرضا روحانی و دکتر کریم قصیم (دو عضو مستعفی شورای ملی دستساز رجوی) انتشار یافت. مقاله ها پاسخی هستند به افشای اسناد مالی این آقایان توسط مسعود رجوی است. طبعاً نکاتی در این مقاله ها عنوان شده که قابل توجه است و برخی مسائل را روشن تر می کند. در حال حاضر قصد ندارم به تک تک موضوعات مندرج در این مقاله ها بپردازم …

شکرالله پاکنژاد مزدور صدام رجوی خیانتباند رجوی بدنبال عوض کردن جای طلبکار با بدهکار؛ پرونده مالی، خط سرخ رجوی

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

سخنانی چند با آقایان محمدرضا روحانی و کریم قصیم

هفته گذشته دو مقاله از آقای محمدرضا روحانی و دکتر کریم قصیم (دو عضو مستعفی شورای ملی دستساز رجوی) انتشار یافت. مقاله ها پاسخی هستند به افشای اسناد مالی این آقایان توسط مسعود رجوی است. طبعاً نکاتی در این مقاله ها عنوان شده که قابل توجه است و برخی مسائل را روشن تر می کند. در حال حاضر قصد ندارم به تک تک موضوعات مندرج در این مقاله ها بپردازم اما آنچه باید در اینجا اشاره کنم اینکه در این مقاله ها بیشترین چیزی که به چشم می خورد دفاع از خود در برابر تهاجم “مستأصلانه” فرقه رجوی است. پیش از این نیز مقاله هایی در همین زمینه از آقای اسماعیل وفایغمایی انتشار یافته بود که توضیحاتی ارائه دادم. در زیر لینک مقاله این آقایان را می توان مشاهده نمود:

مقاله آقای روحانی:

https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16018

مقاله دکتر کریم قصیم:

https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16074

ریزش در شورای ملی مقاومت رجوی

آنچه باید برای همه اعضای شورای ملی مقاومت رجوی درس آموز و پندآموز باشد اینکه دیر یا زود سرنوشتی مشابه خواهید داشت و هرچه خود را به ننگ رجوی بیشتر آلوده سازید بیشتر در لجنزار مفاسد او فرو خواهید رفت و بهای سنگین تری با افشای چنین اسنادی در عرصه سیاسی خواهید پرداخت. تا دیر نشده خود را از این منجلاب برهانید و بهای لازم را هم پرداخت کنید که چیزی جز یک عذرخواهی به درگاه ملت ایران نیست. فراموش نکنید که دکتر کریم قصیم سمبل همه شما به حساب می آمد و مسعود رجوی در یک نشست عمومی درون تشکیلاتی از وی به نیکی یاد کرده بود حال آنکه پشت سر همه شمایان متلک پرانی می کرد. وی یکبار اعلام کرد که بعد از کشته شدن محمدحسین نقدی، تنها کسی که به مریم “ارادت خاصی” دارد دکتر کریم قصیم است… اما امروز ببینید که سوگلی شورای ملی مقاومت، چگونه هدف کینه توزی مریم و مسعود رجوی قرار گرفته و از وی سند و مدرک رو می کنند تا هرچه بیشتر تحقیر کرده و در عرصه سیاسی بسوزانند.

ایشان (دکتر قصیم) چهار سال قبل در استادیوی بی بی سی (به عبارتی دیگر) آنچنان به دفاع از فرقه مجاهدین و شخص مریم قجرعضدانلو پرداخت که کنترل از دست مجری تلویزیون (عنایت فانی) خارج شد. آقای قصیم اجازه نمی داد مجری سوآلات خود را به پایان ببرد. متن سخنان ایشان در زیر آمده است. آقای قصیم اگر فراموش کرده اند می توانند یکبار دیگر به برنامه مربوطه مراجعه کرده و سخنان خود را که عمدتاً “علیه جداشدگان و منتقدان فرقه رجوی” بود مرور کنند و برای یکبار هم که شده از جداشدگانی که آماج حملات وی قرار گرفته بودند عذرخواهی نمایند. البته آنها نیازی به عذرخواهی ندارند ولی اینکار کمک می کند تا به جای شرمندگی مستمر که نتیجه آن تضعیف شخصیت است با روحیه ای مقتدر به رجوی پاسخ گویند و اینهمه از موضع ضعف به “دفاع از خود” در برابر فرقه مجاهدین نپرداخته و به اصل ماجرا رسیدگی کنند که مواجب بگیری مستمر اعضای کنونی شورای به اصطلاح ملی است.

آقای قصیم، آیا مشکل مردم ایران این است که بدانند شما سی و چند سال قبل چقدر به مجاهدین مجروح کمک کرده اید؟ آیا مشکل آنان این است که تاریخچه جوانی شما را بدانند؟ آیا هواداران کنونی این فرقه تروریستی که در جهل بسر می برند، منتظر هستند تا شما از دهه 60 سخن بگویید؟ خیر آنها می خواهند بدانند در شورای دستساز رجوی در طی ربع قرن چه گذشته است. می خواهند بدانند کسانی که به اسم شورای ملی مقاومت گردآورده شده و تحت عنوان مبارزه با دیکتاتوری، در خدمت رجوی قرار داشته اند، چه خدمتی به برپایی دمکراسی کرده و بجز پر کردن حساب های بانکی چه نقطه مثبتی در کارنامه خود دارند؟ مگر شما از آقا و خانم رجوی درخواست ندارید که گذشته خود را مرور کنند و بگویند که اشتباه کرده اند؟ چرا خود شما راهگشایی نمی کنید؟

سوآلات مهم از شما این است:

آیا هنوز معتقد هستید که مناسبات تشکیلاتی فرقه در عراق (اشرف) بهشت بوده است؟ آیا هنوز ایمان دارید که همه اعضای مجاهدین با خواست خود و داوطلبانه در اشرف و لیبرتی مانده اند؟ آیا هنوز مصر هستید که تشکیلات مجاهدین دارای بزرگترین مراکز کامپیوتر اپوزیسیون است و همه قادر هستند با اینترنت در شبکه های مجازی با دیگران در ارتباط باشند؟ آیا هنوز معتقدید که قرارگاه اشرف یک کمپ پناهندگی و یک شهر بوده است؟ آیا هنوز به این اعتقاد دارید که خانم رجوی اصراری به ماندن اسیرانش در عراق نداشته و ندارد؟ آیا همین الان که 15 نفر از ساکنان آلبانی را به آمریکا منتقل شده و 20 نفر دیگر هم آماده انتقال به آنجا هستند، هنوز هم می گویید هیچ کسی که وزارت خارجه آمریکا از اشرف کنده باشد به آمریکا منتقل نمی کنند؟ هنوز هم می گویید مشکل در غیرقانونی بودن دولت عراق بود و مجاهدین مسالمت جو بودند و دولت عراق اجازه نمی داد آنها پاسپورت خود را برداشته و از عراق بروند؟ هنوز هم به این اعتقاد هستید که مجاهدین در آلاسکا هم تردد دارند و رجوی کسی را بزور نگه نداشته است؟ بهتر نیست سری به آلبانی بزنید و از نزدیک خیلی چیزها را شاهد بوده و از خود انتقاد کنید؟

اینها سخنان خود شما بود که علیه ما برزبان می آوردید. الان 4 سال از آن تاریخ می گذرد. من همان زمان مقاله ای در نقد مصاحبه شما نوشتم که در زیر لینک می آورم تا یکبار دیگر آنرا مطالعه کرده و با آنچه گفتید و امروز می گویید در معرض قضاوت قرار دهید. نمی توان از جنس رجوی بود و به او انتقاد کرد. باید ابتدا خود را نقد کنید و آنگاه بهتر خواهید توانست رجوی را نقد کنید. دفاع از خود چاره درد شما نیست، لازم است یکبار گذشته خود را مرور کرده و ابتدا از خود شرمسار باشید تا بتوانید بدون هراس به رجوی و اعضای شورای دستساز او بپردازید. جز این تا آخر عمر در ضعف خواهید ماند و جز یک دفاعیه ضعیف و شبهه برانگیز از خود بیرون نخواهید داد. بی تردید سوآل از آقای روحانی هم جز این نیست و حتماً ایشان هم در آن زمان با شما همنظر بوده است و به همین علت امروز با اینکه خود را حقوقدان می داند ولی نمی تواند حتی از حقوق خودش دفاع کند و پای خود را در این جریان گیر می داند و اگر جز این بود با تمام توان به افشاگری می پرداخت و خود را در پس بهانه های بی پایه ای چون “سوگند شورا” مخفی نمی نمود. چه کسی به بهانه سوگند خوردن اینهمه دروغ، ریاکاری، خیانت به یک خلق، جنایت نسبت به نیروهای خودش، حاتم بخشی از خون و رنج هزاران اسیر و جانباخته را مخفی نگه می دارد؟ خود را فریب ندهید، مشکل شما سوگند نیست، پای شما در این باتلاق گیر کرده است. خود را از آن با یک عذرخواهی از ملت ایران برهانید، بقیه بهانه است.

وبلاگ عیاران، مقاله ای از نگارنده در نقد دکتر کریم قصیم:

http://yon.ir/a9Dv

متن مصاحبه دکتر قصیم که از برنامه “به عبارتی دیگر” پیاده شده است:

(((من ترجیح میدم بگم شهر اشرف برای اینکه اونجا دیگه اردوگاه نظامی نیست بلکه از 8 سال پیش مبارزان بی سلاح زندگی می کنن. الان دیگه به صورت یک شهر مصفا و بسیار زیبایی تغییر یافته توسط اشرفیها و از قوانین متعدد بین المللی و حتا داخلی عراق برای ادامه حضور در آنجا و ادامه فعالیت قانونی در اونجا برخوردار هست… هرکس آنجا می رود صحبت از بهشت می کند… برای اینکه قانونی نیست. دولت عراق قانونی نیست!….مجاهدین در اشرف مطابق قوانین بیرونی و داخلی زندگی می کنند… اینها قصدشون این بود که تمام اشرفی ها را بکشند ولی مقاومت آنها باعث شد که نتوانند… اگر همین الان یک واحد توپ و تانک وارد یک کمپ پناهندگان در انگلیس بشه مسئول کیست؟ پناهندگان هستند؟… مسئول کسانی است که قوانین پناهندگی را نقض می کنند. نیروهای آمریکایی آنجا بوده اند… ما را باید در حفاظت قانون به آمریکا و یا اروپا منتقل کنید…

خانم رجوی گفتند ما به این زمین نچسبیدیم. اگر نمی توانند قوانین بین المللی را رعایت کنند هواپیما بیاورند با خرج خودمان ما را ببرند… خانم رجوی میگه اصراری نداریم اونجا بمونیم… هرکس یک خانه در عراق بسازد صاحب حقوقی می شود… صرف حضور اشرفیها به عنوان نماد مبارزه، همانطور که سیاوش در توران مایه افتخار ایرانیان بود. شهر اشرف نزدیک صد کیلومتری ایران است. جوانانی که به این شهر می پیوندند و خانواده هایی که تحت تأثیر آن قرار می گیرند و زمزمه های آزادیخواهی و دمکراسی و جدایی دین از دولت از این شهر در کل جامعه عراق پخش میشه، بنیادگراها را البته ناراضی می کنه…

ولایت فقیه نه، حرف اونا با ولایت فقیه همان حرفیه که جوانان ایران در خیابانها می گویند. بسیاری از این جوانان از ایران آمدند و می آمدند اگر این شهر بسته نمی شد… یکی از بزرگترین مراکز کامپیوتر و اینترنت و کامپیوتر کل اپوزیسیون ایران شاید بزرگترینش در اشرف هست… نه خیر (نمی توانند پاسپورت خود را بردارند و از اشرف خارج شوند) بخاطر اینکه عراقیها نمی گذارند… سازمان مجاهدین وارد شدن بهش سخته، خروج ازش بسیار آسونه… دولت عراق قانونی نیست… اگر دولت عراق قوانین را رعایت بکند، با مجاهدین مسالمت جو هیچ پرابلمی نیست و می تونن با هم مذاکره کنند. دو سال پیش هم مجاهدین مشغول مذاکره بودند که یهو میز مذاکره را ترک کردند… شرط مذاکره این است که لوله های توپ و خاکریز پهنی که درست کردن بردارند. اگر برنگردند مجاهدین ذلت نمی پذیرند…

(در مورد جداشده ها…) بهتره آدم بره از کسانی که کمترین بی طرفی را می تونن داشته باشن، بپرسین از ایالات متحده و سرویسهای هفتگانه ای که با تک تک مجاهدین اشرفی در اشرف و بدور از شبکه تشکیلات و خارج از اردوگاه اشرف با تک تک اشرفیان مصاحبه کردند. و خیلی هم تلاش کردن که کل این سیستم را از هم متلاشی کنند. یک نفر هم حتا بعد از این که 7-8 درصد را کندند از مجاهدین به خارج نیاوردند… واقعیت اینه که هر وقت چشم اندازی سختی در پیش رو میره و هروقت که احتمال نبردی میره، تا آنجایی که من می دونم یک سنتی هست در میان مجاهدین که آقای رجوی با اینها جلسه می گذارد به تک تک اینها میگه به قول معروف چراغها را خاموش کنید و هرکس که نمی خواد همراهی کنه خداحافظ… هیچکس را نمیشه در این سالهای طولانی جنگ و نبرد در اونجا بزور نگه داشت. شما غافلید باید دستتون در آتیش باشه که بدونین هیچ رزمنده مجاهد خلق را نمیشه در جنگها نگه داشت و بزور نگه داشت و هیچ اشرفی هم نمیشه…

ها ها ها! بزرگترین بخش تشکیلاتی مجاهدین در خارج از کشور است. از استرالیا تا ایالات متحده حتا شنیدم در آلاسکا هم رفت و آمد می کنند. هیچکس را نمیشه در این روزگار زورکی در یکجا در سازمانی که اینهمه خطر داره نگه داشت. اینها با عشق و علاقه به ایران همه خطرها را می پذیرند. کسایی که نمی کشن خداحافظی می کنند و می روند…)))

آقایان عزیز،

مردم ایران آگاهتر از آن هستند که این چیزها را به فراموشی بسپارند. این رجوی بود که تصور می کرد با دسته جاهلان طرف است و مردم ایران را هم به مانند غارنشینان اشرف، جاهل می دانست. نسل امروز دنبال استدلال و برهان است و با روضه خوانی و مرثیه خوانی شمایان قانع نمی شود. سه سال وقت کمی نیست، بقیه شورایی ها همچنان اسیر جیب های خود و افکارشان هستند. حداقل کاری که می توانید بکنید روشنگری است تا آنان هم زودتر از این باتلاق خودساخته خارج شوند.

حامد صرافپور

9 فوریه 2015

20 بهمن

Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult -Camp Ashraf june 2011


http://youtu.be/2mRG-zoGnAo

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلق۷۸ signatories: Mojahedin Khalq terror group are threatening to kill us in your country (Open letter to François Hollande)

French Ministry of Foreign Affairs, Paris, June 27 2014:It has no legal existence in France as an organization.  It is  violent and undemocratic

رجوی داعش 5The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy: Methods of Information Manufacture

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15830

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

حامد صرافپور، بیست و ششم ژانویه  ۲۰۱۵:… این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها …

چرا اصرار دارید خودتان را مضحکە کنید؟

رجوی علیه یغماییاطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

مسعود رجوی در یک حرکت ناشیانه اقدام به انتشار ده ها فیش حقوقی متعلق به آقایان: اسماعیل وفایغمایی، دکتر کریم قصیم و محمدرضا روحانی، سه عضو مستعفای شورای ملی مقاومت تحت عنوان “فراخوان مجدد چاکران ولایت به اقامه دعوا و پیگرد قضایی در مورد مرگ های مشکوک، طلاق های اجباری و کلاهبرداری مالی” نموده است:

حمله رجوی به منتقدین

این اسناد به پیوست یک بیانیه از سوی شورای ملی مقاومت (نام مستعار مسعود رجوی)، انتشار یافته و در گوشه هایی از آن چنین نوشته شده:

حمله رجوی به منتقدین

(((اما سرویس‌های رژیم ولایت بیکار ننشسته و برای مقابله با فضیحت، اکنون از طریق ”دریچه زرد“ (اسماعیل یغمایی) با انتشار خزعبلات و الفاظ رکیک که تماماً در دستگاه بازجویان اطلاعات آخوندی است، مدعی کلاهبرداری مالی مجاهدین و مقاومت ایران از یک زن انگلیسی شده‌اند که یغمایی سالها پیش با دوز و کلک و معرفی خود به‌عنوان شاعر مقاومت ایران، با او ازدواج کرده است. یغمایی با این خانم انگلیسی که از سالها قبل از آن به مقاومت ایران کمک می‌کرد و یغمایی را هم نمی‌شناخت طرح دوستی ریخت و نهایتاً با او ازدواج کرد.

یغمایی در خرداد ۹۲ دقیقاً به موازات و پا به پای اطلاعات بدنام آخوندها، مدعی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ در درون مجاهدین شده بود که با جواب دندان شکن خانم اکرم حبیب خانی (مجاهد اشرفی در زندان لیبرتی) که از سوی یغمایی سوژه این توطئه قرار گرفته بود، مواجه شد….

اکنون اطلاعات بدنام آخوندها از طریق دریچه زرد، ”احساسات انسانی“ اش به جوش آمده و ”کلاهبرداری مالی“ از یک زن انسان‌دوست انگلیسی را هم بر دعاوی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ از جانب یک مداح منفور نظام (اسماعیل یغمایی) افزوده است….)))

این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها اثر گذار باشد، اما در آینده گریبان رجوی را با شدت بیشتر خواهد گرفت، همانگونه که نشست سرکوب دسته جمعی طعمه -یکسال و نیم بعد از برگزاری- معضل جدی رجوی شد و دشمنان زیادی برای او در درون مناسبات تولید کرد. به جرأت می توان گفت همین الان هم درج چنین اسنادی یک ضربه بر دکان عوامفریبی شخص رجوی است که طی سال های متمادی در صدد بود تعدادی مواجب بگیر را تحت عنوان ” اعضای شورای ملی مقاومت” به خورد مردم ایران و دولتمردان خارجی بدهد.

طی سال های گذشته، جداشدگان این واقعیت را برای مردم آشکار نمودند که همه این افراد تنها به دنبال منافع شخصی هستند و حضورشان در شورای رجوی جز برای پر کردن جیب نیست، اما امروز این خود رجوی است که اذعان می کند این افراد جز کاسب کارانی حقیر که حقیقت را به بهایی نازل فروخته اند نیستند.

اگرچه آقای کریم قصیم تا سه سال قبل جداشدگان منتقد فرقه را با شدت تمام می کوبید و برای دفاع از مریم قجرعضدانلو رگ گردن بیرون می زد، اما امروز با فاصله گرفتن از این باند تبهکار شاهد چهره اصلی رجوی است که به هیچ منتقد و مخالفی رحم نمی کند و برای کوچکترین انتقادی، چنگ و ناخن (و سلاح) نشان می دهد و با این کار عملاً بر نمایش “راه حل سوم” مریم قجرعضدانلو و “شیوه های دمکراتیک” او لگد می زند و خوی تروریستی خویشتن را در معرض تماشا می گذارد و اثبات می کند که جداشدگان بدرستی ایشان را در مورد بازی های دمکراتیک در عرصه سیاسی متهم به دغلکاری نموده و آنرا یک حرکت سیاسی جهت برون رفت از لیست تروریستی برخواندند که امروز صحت آن بر همگان آشکار شده است.

در هر صورت، چنانکه در متن بیانیه مشاهده می شود، وی اسماعیل وفایغمایی و سایت “دریچه زرد” ایشان را به “سرویس های رژیم” پیوند زده و در مورد “طلاق های اجباری و مرگ های مشکوک” به دروغگویی متهم کرده است. باید پرسید به فرض که ایشان به دستور و خواست سرویس های امنیتی جمهوری اسلامی این واقعیت های تلخ را بیان نموده باشد، با صدها جداشده که تأیید کننده این واقعیت تلخ هستند چه می کنید؟ با هزاران عضو فرقه خود که گروه گروه دارند از شما فاصله می گیرند چکار می کنید؟ آیا مرگ های مشکوک و طلاق های اجباری را اولین بار آقای یغمایی افشا کرد که امروز می خواهید با تهمت و تهدید آنرا نفی کنید؟

عجبا که نوشته اید یغمایی با این زن انگلیسی که از او شناختی نداشت طرح دوستی ریخت و ازدواج کرد… مگر شما در سلسله “ازدواج های اجباری” سال ۱۳۶۷، آدم ها را با شناخت از هم به ازدواج یکدیگر در می آوردید؟ مگر همه ازدواج ها با دستور و خواست تشکیلات و به اجبار نبود؟ چطور دو نفر در کشورهای غربی می توانند بدون شناخت از همدیگر دوستی کرده و با همان عدم شناخت که ادعا می کنید با یکدگر ازدواج کنند؟ شما آنقدر در تنگنای بحران های مختلف گرفتار شده اید که هر خزئبلاتی را علیه منتقدان به هم می بافید…

در گوشه دیگری از همین بیانیه گفته شده:

(((کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا در قبال دعاوی رژیم و کاربرانش، موارد زیر را خاطرنشان می‌کند:

۱-اسماعیل یغمایی که اکنون در آستان بوسی و چاکری ولایت از اشعار و سروده‌های پیشین خود سراپا نادم شده و مدعی است که مجاهدین ”جیب زنی“ کرده‌اند، در سه دهه گذشته صدها هزار دلار بابت تأمین کلیه مخارج زندگی و سرودن شعر و ترانه و سفرهای متعدد و متنوع، حتی پول توجیبی، از مجاهدین دریافت کرده است که نمونه‌هایی از اسناد آن ضمیمه است.

۲-کریم قصیم و محمدرضا روحانی نیز که اکنون مدعی مجاهدین و همسنگر مداح منفور نظام، علیه مقاومت ایران شده‌اند، در مجموع یک میلیون و ۲۰۰هزار دلار از مجاهدین گرفته‌اند که آخرین دریافت آنها ماه می‌۲۰۱۳ (قبل از استعفای ۵ژوئن ۲۰۱۳) بوده است. مبلغ واقعی البته با محاسبه هزینه‌های مجاهدین برای سفرها و چاپ کتاب و کمترین کاری که این دو برای شورا کرده باشند، بسیار بیشتر است. اینهم که هزینه‌هایی که سه دهه توسط مجاهدین تأمین می‌شد، اکنون چگونه و با چه ما به‌ازایی جایگزین شده است، موضوع بحث جداگانه‌ای است. اما اقتضای ندامت از تمامی مواضع پیشین و پیدا کردن منابع مالی جدید، در هر مرام و مسلک انسانی، برگرداندن مبالغ دریافتی از مجاهدین بود که در حقیقت دسترنج و پول خون رزمندگان آزادی مردم ایران است.)))

از رجوی باید پرسید شما به چه حقی دسترنج و پول خون قربانیان فرقه خود را طی ده ها سال به جیب شورایی ها ریخته اید؟ به چه دلیل ده ها نفر باید به اسم حضور در شورای دست ساز شما پول های هنگفت به جیب زده و در کشورهای غربی به سیر و سیاحت بپردازند و تنها وظیفه آنها امضا کردن پای بیانیه های شما باشد؟ مگر فرقه شما گداخانه و یا خیریه بود که هرکسی نیازمند وام، پول توجیبی و درمان بود بدان مراجعه کند؟ چرا این بودجه ها را صرف بیماران اشرف و لیبرتی نکردی که امروز بدلیل حاد شدن بیماری دچار مرگ و میر نشوند؟

مگر هیاهوی تبلیغی علیه جداشدگان براه نینداختید که یک میلیون دلار برای ساکنان “تیف” هزینه کرده اید تا به آنها کمک مالی! بدهید؟ پس چرا برای دو تن از اعضای شورای صوری خود یک قلم یک میلیون و دویست هزار دلار خرج کرده اید و هیچ هیاهویی تا زمان استعفای ایشان در میان نبود؟ از همین الان بگویید برای مهدی سامع، زینت میرهاشمی، منوچهر هزارخانی، امیر آرام، محمد شمس، مسلم اسکندر فیلابی، پرویز خزائی، عزیز پاکنژاد و دیگر اعضای شورا چند میلیون دلار هزینه کرده اید و ماهانه چقدر از دسترنج و خون قربانیان فرقه را به کام آنان ریخته اید که در اروپا و آمریکا به تفریح مشغول باشند؟ شما به عمد این اسناد را رو کرده اید تا افسار دیگر اعضای شورا محکم تر شده و به طور غیر مستقیم تهدید شوند که اگر کوچکترین خطایی از آنان علیه شما سر بزند همه فیش های مالی آنها را افشا خواهید کرد.

واقعیت این است که بازی های موش و گربه آقایان یغمایی، قصیم و روحانی با رجوی طی چند سال گذشته او را جری تر ساخته تا حمله را شدیدتر کند. اگر این آقایان در این سه سال چند قلم از جنایت ها و خیانت های جدی رجوی و دیگر اعضای شورا را افشا نموده و با بهانه اینکه فلان افشاگری به نفع جمهوری اسلامی خواهد شد، خود را نفریفته بودند، رجوی ترسوتر از آن بود که بخواهد زیر نقاب فیش مالی به آنان حمله کند. بارها به این آقایان هشدار دادیم که کجدار و مریز نمی توان با رجوی بازی کرد اما متأسفانه در این بازی خود را سرگرم کردند تا شاید رجوی را به ملایمت با خود وادار کنند غافل از اینکه وی یک مرز سرخ دارد و آن انتقاد شدن است. مهم نیست این انتقاد سطحی باشد یا اساسی، چون در هرحال طرف مقابل را دشمن خواهد انگاشت. اما انتقادات سطحی و صوری به جری تر کردن وی خواهد انجامید. اینک مشخص می گردد که چرا برخی از اعضای شورا با وجود جدایی از رجوی همچنان سکوت پیشه کرده و جمله ای از آنچه در شورا گذشت بر زبان نمی آورند. جای تأسف است که آقا و خانم متین دفتری در این سالیان سکوت کردند و اجازه دادند رجوی ها هر روز بیش از پیش در این فضا به جنایت ها و خیانت خود ادامه دهند.

اینکه آقای یغمایی بعد از یک عمر حمد و ثنای مریم و مسعود اینگونه مورد “مرحمت!” قرار می گیرد جای شگفت نیست، اما رجوی نمی گوید اگر به اعضای شورا که در دنیای آزاد زندگی کرده و یک روز هم در اسارت فرقه نبوده اند و حساب های بانکی آنان همیشه دایر بوده اینگونه حاتم بخشی کرده است، چطور کسی که سال ها در داخل تشکل مافیایی ایشان از همه چیز خود دست کشیده نباید در صورت خروج از مناسبات مورد حمایت مالی قرار گیرد تا بتواند زندگی از دست رفته خود را سر و سامان بدهد؟ ضد انسانی ترین اقدام در این جریان، نه حمله به قصیم و روحانی، که حمله و رو کردن سند برای چند دلار هزینه زندگی یغمایی می باشد که سال ها از عمر خود را در مناسبات مجاهدین از دست داده و لاجرم وظیفه سران فرقه بود که زندگی او را تأمین نمایند و این هزینه ها نه از جیب مسعود و مریم که حاصل بخش اندکی از عمر تلف شده یغمایی (که به شکل دلار به رهبری فرقه رسید) می باشد که رجوی ها از یغمایی به یغما برده اند. البته در ابتدا اشاره شد که مسعود رجوی پیش از این نیز بر سر برخی جداشدگان که چند دلار در جیبشان نهاده شده بود منت گذاشت که یک میلیون دلار برایشان هزینه کرده است!. او یادش رفته یک میلیون دلار یک هزارم بیگاری هایی که آنان طی ده ها سال کشیده بودند هم نیست و قطره ناچیزی از صدها میلیون دلاری است که صدام حسین به اسم اعضای فرقه بدیشان داد.

این قضیه، ضمن رسوایی برای رجوی و افشا شدن مسائل پشت پرده شورای دستساز ایشان، پند بزرگی برای بازماندگان شورای افلیج رجوی است تا در آن سرنوشت محتوم خود را مشاهده کنند. بی تردید روزی همگی آنان باید در پیشگاه ملت ایران حساب شراکت در جنایت و خیانت رجوی را پس دهند.

حامد صرافپور

۶ بهمن ۱۳۹۳

۲۶ ژانویه ۲۰۱۵

***

sarrafpour03012015برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

فرقه رجوی وهنرمندان پیوسته و گریخته _ از الاهه ومرضیه تا مرتضی برجسته و شاهپور باستان سیر

همچنین:

تبعیض کینه توزانه مریم و مسعود رجوی در رابطه با قربانیان «از مهین افضلی ها تا میرزا آقا پاک نیت»

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  همانطور که در متن خبر دیده می شود، مریم قجر بزعم خود این پیرمرد را (با بغض و کینه عجیب) تحقیر و بعد از ۲۶ سال بیگاری کشیدن، به “همکاری با مزدوران و پاسداران” متهم کرده و با “منت گذاری” مدعی شده که بعد از “گریختن” وی به ترکیه و درخواست “پناهندگی اش از مجاهدین!”، او را “به ع�

انتقاد از موضع ضعف یا اقتدار؟ «نقدی به مقاله اسماعیل وفایغمایی»

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  آقای یغمایی گرامی! باید بگویم که متأسفانه شما همچنان در اسارت ذهنی “تشکل مافیایی-تروریستی” رجوی قرار دارید. هرچند تصور می کنید از این فرقه رها گشته اید اما به شدیدترین وجه زنجیری نامرئی برپای خویشتن داشته و همچنان خود را اسیر “ابهت” رجوی می دانید. حکایت موضعگیری ها

حمله مستأصلانه رجوی به منتقدان همزمان با درخواست سلاح

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، هشتم ژانویه ۲۰۱۵:…  آقای تقی پور از اعضای قدیمی و مسئول سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) می باشد که دو تن از اعضای نزدیک خانواده ایشان عضو “شورای رهبری” است. اما رجوی جرأت نکرده به این مسئله اشاره کند و در عوض تا توانسته برای وی سند و مدرک جعلی تولید نموده تا ایشان را تحقیر کرده و یک شخصیت بریده

پرده برداری از خوی تروریستی رجوی

مریم رجوی داعش صدام حسین تروریسمحامد صرافپور، صفحه فیسبوک، هفتم ژانویه ۲۰۱۵:…  شعار امروز سایت شما جز اینکه خوی تروریستی و هدف شوم شما برای قتل عام بازماندگان اشرف و لیبرتی را به نمایش می گذارد، چه معنایی دارد؟ به چه علت دیروز درخواست بازپسگیری سلاح می کردید و امروز شعار مسل