سخنرانی محمد حسین سبحانی در جلسه فعالین حقوق بشر در پاریس

سخنرانی محمد حسین سبحانی در جلسه فعالین حقوق بشر در پاریس

 محمد حسین سبحانی، ایران قلم، چهاردهم ژوئیه 2016:… اما همانطور که در ابتدا اشاره کردم؛ نکته‌ای که این روز را تاریخی کرد نه بخاطر اهمیت سازمان مجاهدین بود و نه بخاطر اهمیت دستگیری مریم رجوی ، بلکه از این جهت این روز تاریخی است که چشم و گوش مردم جهان با پدیده فرقه گرایی و تروریسم بیش از گذشته آشنا شد. برای مردم ایران و جهان، بویژه … 

لینک به منبع

سخنرانی محمد حسین سبحانی در جلسه فعالین حقوق بشر در پاریس 

https://youtu.be/sN0ARWaVDxY

ضمن عرض سلام و خوش امدگویی به همه عزیزان لازم است در ابتدای یاد دو دوست عزیزمان زنده یاد فرزاد فرزین فر و هادی شمس حائری را گرامی بداریم . فرزاد فرزین فر همین ماه گذشته به دلیل شرایط بد جسمی و روانی جان خود را از دست داد. او درد و سختی‌های بسیاری را کشید و با قاطعیت می‌توان گفت درد ها و زخم های فیزیکی و روانی که توسط فرقه مجاهدین بر پیکر فرزاد فرود آمد تأثیر فراوانی داشت که باعث سکته و مرگ وی شد. آثار این درد ها و زخم ها در نوشته‌ها و سخنرانی‌های زنده یاد فرزاد فرزین فر عزیز موجود است. جای هادی شمس حائری عزیز هم در میان ما خالی هست. این دو تا دوست را ما در ماه ژوئن از دست دادیم؛ هادی را چند سال قبل و ماه گذشه نیز فرزاد را از دست دادیم. یک انتقادی هم به خودمان و از جمله خود من وجود دارد که به شایستگی از فرزاد فرزین فر قدردانی نشد، قدردانی شد، ولی شایسته بود بیشتر به وی توجه می‌شد ما باید بدانیم که دیر یا زود همه‌مان این راه را خواهیم رفت، خوب هست که وقتی یکی از میان مان می رود حتی جلسه‌ای برای گرامیداشت وی برگزار کنیم که البته این انتقاد به همه‌مان وارد است و امیدواریم که به یاد هم باشیم.

hadi_shams_haeri_02-06-2012

Farzinfar2

من صحبت‌های امروز خودم را به 17 ژوئن 2003 اختصاص داده ام. این یک روز تاریخی علیه تروریسم وفرقه گرایی بود، یک روز تاریخی بوده هم برای مردم ایران و هم برای مردم فرانسه. شاید مردم ایران نسبت به ماهیت فرقه مجاهدین آشنایی داشته و دارند اما برای مردم فرانسه ماهیت این فرقه تا قبل از این روز هویدا نبود. در این روز بود که سیزده سال قبل رقم خورد و پلیس و نیروهای امنیتی و ضد تروریستی دولت فرانسه در یک اقدام هماهنگ مراکز مجاهدین را در شهرک اوور سور واز و اطراف آن در پاریس را مورد بازرسی قرار دادند و مریم رجوی و 164 تن از اعضای ارشد مجاهدین خلق را بازداشت کردند. دادگستری و پلیس فرانسه دلایل لازم و قانونی برای این کار داشتند و دادگستری پاریس اتهامات رهبران سازمان مجاهدین خلق را پول شویی ، تروریسم و جعل اسناد و ورود غیرقانونی به کشور فرانسه اعلام کرد. در این بازرسی ها نزدیک به 10 میلیون دلار پول نقد و مدارک بسیاری در این ارتباط از اتاق مریم رجوی کشف شد.

سازمان مجاهدین این اقدام دادگستری و دولت فرانسه را کودتا !! علیه خودش دانست. معلوم نیست که چگونه کودتای یک دولتی مانند دولت فرانسه در درون کشور خودش علیه یک فرقه قابل توجیه است. سازمان مجاهدین یکی از دلایل دستگری مریم رجوی را اعضای جداشده معرفی کرد و آن‌ها را زمینه سازان باصطلاح این کودتا معرفی کرد که البته به میزانی که به روشنگری اعضای جداشده به ماهیت سازمان مجاهدین بر می‌گردد می‌تواند درست باشد.

اما اعضای ارشد سابق مجاهدین خلق، مگر چه می توانسته اند، بگویند که منجر به دستگیری مریم رجوی و 164 تن از اعضا و مسئولین ارشد مجاهدین خلق شود. سازمان مجاهدین در سال 2003 جرم اعضای جداشده را در اعلامیه های خود چنین عنوان می‌کرد: از این افراد چند تن سخنرانی کردند و یک ردیف اتهامها را علیه مقاومت ایران عنوان نمودند، از جمله:
مجاهدین از صدام حسین پول دریافت کرده‌اند و تحت حمایت مالی کامل دولت عراق قرار داشته‌اند که خوب همه می‌دانند این حرف درست بوده اگر کسی یک موقعی هم می‌توانست تردید داشته باشد، الان دیگر مثل روز روشن است یا اینکه سازمان مجاهدین بخشی از بدنه امنیتی و نظامی و اطلاعاتی رژ صدام حسین بوده است ، خوب مگر نبوده است؟ یا اینکه مجاهدین مبانی حقوق بشر را نقض کرده‌اند، خانواده‌ها را از هم‌ پاشانده‌اند، به طلاقهای اجباری دست زده‌اند، به نشستهای تفتیش عقاید موسوم به عملیات جاری و غسل هفتگی دست زده‌اند که مگر این حرف‌ها غلط هست؟ مگر شما کانون خانواده‌ را ویران نکردید؟ همین سال گذشته بود که خود مسعود رجوی علیه خانواده‌ها کتاب نوشت و آن‌ ها را با عرض معذرت « الدنگ » خطاب کرد یا در اعلامیه آورده‌اند که اعضای جداشده گفته‌اند که مجاهدین حق ازدواج را از افراد سلب کرده و آن‌ها را مجبور به طلاق های اجباری کرده است. یا مجاهدین در خاک عراق زندان و شکنجه برپا کرده‌اند و افراد را در سلول‌های انفرادی حبس سپس تحویل صدام حسین و زندان ابوغریب می‌داده اند. مگر این‌ها دروغ بوده است؟ این‌ها همه مطالبی هست که در سال 2003 گفته شده است و از آن تاریخ تا کنون که سیزده سال می‌گذرد و تعداد زیادی در این فاصله از این سازمان جدا شده اند، هر کس که از سازمان مجاهدین جداشده ، حالا با هر بینشی و با هر عمقی که روند جدایی وی داشته و از فرقه فاصله گرفته است همه موارد بالا را تأیید کرده‌اند و کسی نیامده بگه زندان و شکنجه نبوده، یا رجوی با صدام حسین رابطه مزدوری برقرار نکرده بوده ، زندان ابوغریب نبوده ، طلاق های اجباری نبوده و الی آخر.

اما همانطور که در ابتدا اشاره کردم؛ نکته‌ای که این روز را تاریخی کرد نه بخاطر اهمیت سازمان مجاهدین بود و نه بخاطر اهمیت دستگیری مریم رجوی ، بلکه از این جهت این روز تاریخی است که چشم و گوش مردم جهان با پدیده فرقه گرایی و تروریسم بیش از گذشته آشنا شد. برای مردم ایران و جهان، بویژه مردم فرانسه روشن شد که چگونه و با چه مکانیزمی رهبران فرقه ها می توانند از اعضای فرقه مشعل هایی بسازند تا خود را مدتی بیشتر گرم نگه‌دارند و این در افکار عمومی و مردم فرانسه را شوکه کرده بود که سازمان مجاهدین خلق دیگر چه پدیده‌ای است. اجازه بدهید خاطره ای را برای شما نقل کنم تا متوجه بشوید چقدر افکار عمومی مردم فرانسه غافلگیر و شوکه شد و دنبال پاسخی بود. من در همین روز 17 ژوئن مسافر بودم و از شهر کلن به فرانکفورت می‌رفتم از طریق یکی از دوستان عزیز ، جناب آقای احمد سلامتیان تماسی گرفته شد و گفت که یکی از شبکه‌های تلویزیونی فرانسه می‌خواهد با شما صحبت کند. این شبکه فرانسوی می‌گفت رفتار این گروه برای ما و مردم فرانسه بسیار عجیب هست و این دیگه چه فرقه ای هست حالا با تعبیر خودشان سازمان مجاهدین و این خودسوزی ها و راه انداختن مشعل های انسانی برای چیست؟

افکار عمومی فرانسه چنان شوکه شده بود که دنبال پاسخی برای این کار بودند که چرا؟ و با اینکه من در مسیر بودم به خاطر اهمیت موضوع آن‌ها گفتند در اولین شهری که می‌رسید ما امکانات پخش مستقیم مصاحبه را برقرار می‌کنیم که من هم قبول کردم و این کار انجام شد و این نشان از این داشت که مردم فرانسه از عمل‌کرد مجاهدین شوکه شده است و تشنه اطلاعات و آگاهی در مورد این گروه بودند که چرا این‌ها دست به خودسوزی می زنند. ضمن اینکه اتفاق ویژه ای نیفتاده بود و مریم رجوی و سایرین فقط دستگیر شده بودند، نه شکنجه های که دوران صدام حسین بود، علیه مریم رجوی و دیگران انجام شده بود. خانم مریم رجوی! کاری که نکردند، فقط دستگیرتان کردند، یک هفته تحمل کن و طاقت بیاور . چیزی نشده بود. برای چی آدم‌ها را سوزاندی و مشعل های انسانی به راه انداختی؟ اسامی که مشخص شده و من الان دارم در میان افرادی که دست به خودسوزی زدند ، محمد ثانی، مرضیه باباخانی ، محمد وثوق ایمانی، هادی محتشم و صدیقه مجاوری از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق و چندین عضو مجاهدین از جمله نداحسنی ، آقای مصطفی محمدی دوست خودمان که در این جلسه حضور دارد و خوب هست که خودشان در این مورد توضیح بدهند ، علی قاسمی ، حمید عرفا و حشمت زندی و چند نفر دیگر هم بودند. مسعود رجوی شخصاً خودش دنبال این موضوع بود تا دولت فرانسه را با یک شانتاژ تبلییغاتی مواجه بکند تا دادگستری فرانسه را مجبور به انعطاف بکند.

نکته دیگری را که مایل هستم اینجا روی آن تأکید بکنم این است که درست است که اعضای جداشده از مجاهدین با روشنگری های خودشان به مردم فرانسه و مقامات قانونی این کشور کمک کردند تا نسبت به ماهیت مجاهدین خلق آشنایی پیدا کنند ، اما این همه ماجرا نیست . در هر صورت دول فرانسه به عنوان کشوری که به دمکراسی اعتقاد دارد و لازمه دمکراسی رعایت قانون است، نمی‌توانست نسبت به عمل‌کرد مجاهدین بی‌اعتنا باشد. بنابراین آنچه دولت فرانسه را مجبور به اقدام قانونی علیه فرقه تروریستی مجاهدین خلق کرد ، بیش از دو دهه اقدامات غیرقانونی انها در فرانسه بوده است. در هر صورت این پرسش را مقامات امنیتی فرانسه باید به رهبران سیاسی خود توضیح می داند که چگونه مریم رجوی و بیش از 200 تن از اعضای ارشد مجاهدین خلق در حالیکه هفته قبل در پادگان صدام حسین در عراق بوده اند، در آستانه سرنگونی صدام حسین از عراق فرار کرده و بطور غیر قانونی وارد فرانسه شده اند.خوب باید برای دلت فرانسه مشخص می‌شد که چگونه مریم رجوی توانسته بود خودش و بقیه را از عراق به فرانسه برساند؟ چگونه توانسته بود 10 میلیون دلار پول نقد را منتقل و در اتاق خود در اوورسورواز فرانسه مخفی کند؟

تامل و تعمق به پیدا کردن پاسخ دو پرسش بالا هر نهاد ، ارگان و دولتی را متقاعد می کرد که اقدامات غیرقانونی صورت گرفته توسط مجاهدین خلق نشان از توان و پتانسیل بالای یک فرقه تروریستی در رسیدن به اهداف خود می باشد. اگر دولت فرانسه در مقابل اقدام‌ها مافیایی فرقه مجاهدین سکوت می کرد، اول از همه، به اعتبار خودش به عنوان یک دولت دمکراتیک لطمه می زد. اما متأسفانه سرنوشت این پرونده با شانتاژ های فرقه مجاهدین و پول‌های هنگفتی که هزینه کرد، مسیر این پرونده را به سمت دیگری برد، هر چند از نظر قضایی این پرونده مختومه اعلام شده است اما به نظر من هم اکنون 13 سال از 17 ژوئن 2003 گذشته است پرونده مسعود رجوی و مریم رجوی و تعدادی از اعضای ارشد مجاهدین نزد افکار عمومی و مردم فرانسه و حتی دولت فرانسه باز می باشد و به نظر من باید این پرونده دوباره بازگشایی بشود ، با دلایل و مستندات دیگری که از عمل‌کرد این فرقه وجود دارد، چرا که مجاهدین خلق یک سازمان سیاسی نیست. شما حتماً اطلاع دارید که سازمان مجاهدین برگزاری همین گردهمایی امسالشان چه کارهای غیرقانونی می‌کنند و ده ه میلیون دلار برای آن هزینه می‌کنند . من بیش از این صحبت نمی‌کنم از دوستان عزیز تشکر می‌کنم و امیدوارم سال آینده جلسات ما پر بار تر باشد و به یاد دوستان هم که می روند، باشیم.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25896

” مرحوم مسعود رجوی “ 

 محمد حسین سبحانی، ایران قلم، یازدهم ژوئیه ۲۰۱۶:… تصور من این است که باید معمای ” مرحوم مسعود رجوی ” را در محورهای ۷ و ۸ جستجو کرد. البته روشن است که باید به همه این فرضیه ها ، اول از همه، فرقه مجاهدین خلق و رهبری آن پاسخ بدهند که البته شاید هم این یک انتظار غیر واقعی از یک فرقه خشونت طلب و مافیایی می باشد. اما در پایان باید گفت که باید امیدوار بود که مسعود … 

The MKO, Fan club of Saudi Arabia (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult)

لینک به منبع

” مرحوم مسعود رجوی “

اعضای جداشده از فرقه مجاهدین خلق در تاریخ ۹ یولی ۲۰۱۶ برابر با ۱۹ تیر ماه ۱۳۹۵ همزمان با خیمه شب بازی این فرقه در پاریس، آکسیون با شکوهی را در میدان شتله پاریس برگزار کردند . آنها به نمایندگی از قربانیان و خانواده های قهرمان آنها از مسعود رجوی و مریم رجوی خواستار رعایت حداقل حقوق قربانیان و آزادی و رهایی آنها شدند. همچنین بعد از این آکسیون در یک جلسه دیگر تعدادی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق به سخنرانی پرداختند و فرقه مجاهدین را از زوایای گوناگون مورد نقد قرار دادند که در گزارشات سایر عزیزان و کانون ایران قلم در روزهای آینده ملاحظه خواهید کرد.

از سوی دیگر فرقه مجاهدین که با استخدام تماشاچی و سخنران اجاره ای و همچنین مشارکت چاقو تیز کن های خشونت ، ترور و جنگ در سالن بورژه پاریس نوید داد که امسال دیگر حتما رژیم ایران را با مقاومت خونین ـ نام دیگر مبارزه مسلحانه و تروریستی ـ سرنگون خواهد کرد، این در حالیست که در طول ۳۵ سال بعد از سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه تروریستی و مسلحانه توسط این فرقه ، هر ساله فرقه مجاهدین خلق سال آخر برای سرنگونی رژیم ایران را نوید می دهد. اما آنچه خیمه شب بازی امسال فرقه مجاهدین در فرانسه را تحت الشعاع قرار داد، سخنان یکی از این چاقو تیز کن های ” جنگ و خشونت ” یعنی ترکی فیصل وزیر اطلاعات سابق رژیم عربستان سعودی بود که در سخنان خود در حضور مریم رجوی دو بار عبارت ” مرحوم مسعود رجوی ” را تکرار کرد که در لینک زیر می توانید آن را مشاهده کنید.

Marhoom Masoud Rajavi – Iran Ghalam

https://youtu.be/GjYTrSmNtPI

سخنان این شاهزاده انقلابی و طرفدار جامعه بی طبقه توحیدی مجاهدین ، کسانی را که دنبال این پرسش بودند که ” مسعود رجوی کجاست ” را شوکه کرد. زیرا بعد از سرنگونی صدام حسین، ارباب وقت مسعود رجوی و مریم رجوی، تا کنون که بیش از ۱۳ سال می گذرد، همچنان مسعود رجوی در مخفیگاه بسر می برد و هیچ تصویر و فیلم جدیدی از وی مشاهده نمی شود. رادیو فردا در ارتباط با این بخش از سخنان ترکی فیصل گزارش داد که:

” رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان، که در تجمع گروه «شورای ملی مقاومت» یکی از سخنرانان بود، در گفته‌هایش به زبان عربی، از مسعود رجوی با عنوان «مرحوم» یاد کرده‌است. این سخنان در رسانه‌های داخل ایران نیز بازتاب پیدا کرد. در ساعات اولیه پس از گردهمایی پاریس، تلاش رادیو فردا برای تماس با «شورای ملی مقاومت» بی‌نتیجه بود. اما در نهایت شاهین قبادی، سخنگوی سازمان مجاهدین خلق، که هسته اصلی «شورای ملی مقاومت» را تشکیل می‌دهد، بامداد یک‌شنبه ۲۰ تیر در ایمیلی به رادیو فردا، با اشاره به درج متن سخنان ترکی فیصل در روزنامه «الشرق‌الاوسط» و دو منبع عربی دیگر، گفت چنین تعبیری از سخنان او در هیچ یک از این منابع وجود ندارد.”

گزارش و پیگیری رادیو فردا از موضوع ” مرحوم مسعود رجوی ” نشان می دهد که ۲۴ ساعت فرقه مجاهدین به این موضوع واکنش نشان نداده و در این فاصله رسانه های عربی گزارش دهنده سخنان ترکی فیصل را توجیه کرده است و سپس نه در مصاحبه ، بلکه با متن کوتاهی که تنها رهبری این فرقه مجاز و صلاحیت نگارش آن را داشته ، به شاهین قبادی داده اند تا برای رادیو فردا ایمیل شود که ” چنین تعبیری ؟؟ از سخنان ترکی فیصل در هیچ یک از این منابع وجود ندارد.”

اما با نگاهی به سخنان فیصل ترکی و سابقه امر در مورد مسعود رجوی می توان فرضیه های مختلفی را در ذهن مرور کرد. فرضا:

۱ ـ آیا می توان تصور کرد یک فردی با سابقه سیاسی و امنیتی مثل فیصل ترکی چنین اشتباهی را کرده است؟

۲ ـ آیا نمی توان تصور کرد که فیصل ترکی با توجه به سوابق امنیتی خودش از مرگ مسعود رجوی مطلع بوده و بدون هماهنگی با فرقه مجاهدین آن را اعلام کرده است.

۳ ـ آیا تمام پیام های صوتی که تا کنون از جانب مسعود رجوی منتشر شده را ـ که آخرین آن حدود دو سال قبل بوده ـ باید جعلی و تقلید صدا قلمداد کرد؟

۴ ـ آیا پیام های صوتی وی تقلید صدا و جعلی نبوده و مسعود رجوی در فاصله آخرین پیام صوتی خود تا کنون ، یعنی در دو سال گذشته مرده است؟

۵ ـ آیا فرقه مجاهدین می خواسته است از زبان فیصل ترکی اعضای تشکیلات این فرقه را برای اعلام مرگ رسمی مسعود رجوی آماده کند؟

۶ ـ آیا این یک ترفند تبلیغاتی از سوی فرقه رجوی با مشارکت این عنصر امنیتی ضد ایرانی ، فیصل ترکی ؛ نمی باشد تا چندی مسعود رجوی مجددا مطرح شود؟

۷ ـ آیا نمی توان این تصور را کرد که مسعود رجوی در عربستان محفی شده است و ترکی فبصل با این شگرد ـ مرحوم مسعود رجوی و حمایت قاطع از فرقه مجاهدین در گردهمایی آنها ـ هم آغاز همکاری رسمی و علنی عربستان با فرقه رجوی را اعلام کرده است و هم با چماقی تهدید کرده است که تا می توانی بیش از گذشته ـ مزدوری برای صام حسین ـ گوش به فرمان ما باش وگرنه ما گفته بودیم که تو مرحوم شده ای.

۸ ـ یا اینکه باید این تصور را کرد که ترکی فیصل با همه سوابقش یک سال خورده بازنشسته بیمار است که می تواند به دلیل عدم شناحت کافی از فرقه مجاهدین؛ و بر اساس عدم حضور فیزیکی مسعود رجوی در صحنه فعالیت های علنی سازمان او را مرده تصور کرده باشد و با لقب مرحوم از وی یاد کرده است؟

تصور من این است که باید معمای ” مرحوم مسعود رجوی ” را در محورهای ۷ و ۸ جستجو کرد. البته روشن است که باید به همه این فرضیه ها فرقه مجاهدین خلق و رهبری آن پاسخ بدهند که البته شاید هم این یک انتظار غیر واقعی از یک فرقه خشونت طلب و مافیایی می باشد. اما در پایان باید گفت که باید امیدوار بود که مسعود رجوی نمرده باشد. شاید شایسته تر باشد که وی در یک دادگاه علنی در مقابل انبوه قربانیان، خانواده ها و داغدیدگان و منتقدین خود مرگ اندیشه خشونت طلب و فرقه گرای خود را با تمام وجود احساس کند تا مریدان نیز چنین احساس کنند .

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24413

نجات یافتگان در آلبانی را دریابید. “سر” فرقه مجاهدین در آلبانی است

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، اول آوریل ۲۰۱۶:… به نظر نگارنده این امر ، یعنی دخالت در امور سیاسی آلبانی ، هم اکنون محقق شده است و فرقه مجاهدین به کمک پشتوانه مالی فراوان، خود را وارد بازی‌های سیاسی و دسته بندی های مافیایی در درون ساختار سیاسی کشور آلبانی کرده است . دیر یا زود فرقه مجاهدین همین کاری که در عراق می‌کرده و با خرید افراد، نمایندگان و مقام های دون پایه و بلند پایه و سازماندهی بقایای … 

احسان بیدی تیرانا سازمان مللتحصن اعتراضی آقای احسان بیدی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تیرانا (آلبانی)

مصاحبه احسان بیدی با نشریه دیتا در تیرانامتن ترجمه مصاحبه آقای احسان بیدی با روزنامه دیتا در آلبانی

لینک به منبع

نجات یافتگان در آلبانی را دریابید

با این شرایط ، “سر” فرقه مجاهدین در آلبانی است ؛ و نه در پاریس ، کلن یا لندن

حدود یکسال و نیم قبل سایت نجات یافتگان در آلبانی شعار بالای صفحه اینترنتی خود را به متن زیر اختصاص داده بود:

اجازه ندهید در آلبانی قلعه اشرف ساخته شود

http://www.iran-azadi-albania.com/

اما متأسفانه به دلیل مماشات کمیساریای عالی پناهندگان با فرقه مجاهدین و به شکلی باج دادن به رهبری این فرقه برای ترک لیبرتی و خروج از عراق از یک سو، و از سوی دیگر توانمندی مالی و تشکیلاتی فرقه مجاهدین برای بازسازی خود عملاً در آلبانی در حال پیشبرد این خط می‌باشد تا ظرف فرقه گرایانه جدیدی، شبیه اشرف، می‌باشد و پیشرفت‌های قابل قبولی نیز در این امر داشته است. در همین راستا، و در گام دیگری کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی در همکاری کامل با فرقه مجاهدین، و در تقابل با حقوق تصریح شده برای پناهندگان، کمک هزینه افراد انتقالی از عراق به آلبانی که از سازمان مجاهدین دوری گزیده اند، قطع کرده است و آقای احسان بیدی یکی از قربانیان نجات یافته از فرقه مجاهدین نیز در اعتراض به این موضوع تحصن و اعتصاب خود را در مقابل کمپ پناهندگی کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی آغاز نموده است. نتیجه و پیام عمل‌کرد کمیساری عالی پناهندگان که متاسفانه فرقه مجاهدین و توان مالی آن در آلبانی این خط را پشتیبانی می کند این است که اگر از این به بعد هر فردی بخواهد از فرقه مجاهدین فاصله بگیرد در محدودیت‌های شدید مالی خواهد بود. برای اطلاع بیشتر می‌توانید به متن نوشته و فیلم گفتگوی آقای احسان بیدی در لینک های زیر مراجعه کنید.

http://www.iran-azadi-albania.com/?p=505

https://www.facebook.com/profile.php?id=100011559121145&fref=nf

به نظر نگارنده مماشات و عدم جدی گرفتن توان و پتانسیل فرقه مجاهدین در بازسازی خود در آینده منجر به این خواهد شد که این فرقه توان خشونت طلبانه و تروریستی خود را بازسازی کند و در این شرایط یک خطر بسیاری جدی برای کشورهای اروپایی ، بویژه کشور آلبانی خواهد بود.

ایران قلم در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۹۴ در نامه سرگشاده ای به رئیس جمهور آلبانی که زمزمه شرکت وی در خیمه شب بازی فرقه مجاهدین در ویلپنت پاریس شنیده می شد، نوشت:

” …آیا شما از دخالتهای این سازمان در امور سیاسی عراق از زمان بعد سرنگونی صدام که ریشه اصلی کشته شدن افراد سازمان در کمپ های اشرف و لیبرتی که ناشی از دخالتهای بی جا و تحریک نیروهای عراقی بوده است خبر دارید؟ آیا با رفتن شما به گردهمایی مجاهدین خلق در ویلپنت پاریس خودتان این سازمان فرقه گرا ر وارد دخالت های سیاسی در آلبانی نمی کنید؟ “

نامه سرگشاده کانون ایران قلم به آقای بوجار نیشانی رئیس جمهور آلبانی

به نظر نگارنده این امر ، یعنی دخالت در امور سیاسی آلبانی ، هم اکنون محقق شده است و فرقه مجاهدین به کمک پشتوانه مالی فراوان، خود را وارد بازی‌های سیاسی و دسته بندی های مافیایی در درون ساختار سیاسی کشور آلبانی کرده است . دیر یا زود فرقه مجاهدین همین کاری که در عراق می‌کرده و با خرید افراد، نمایندگان و مقام های دون پایه و بلند پایه و سازماندهی بقایای صدام حسین در ساختار سیاسی این کشور دخالت می کرد، در آلبانی نیز خواهد کرد. در آلبانی نیز گروه های مافیایی کم نیستند و مجاهدین خلق با توجه به تجربه تشکیلاتی و فرقه گرایانه و تروریستی خود می توانند در این وادی با این باند های مافیایی وارد بده و بستان شود. بنابراین دولت آلبانی و سیاستمداران ملی این کشور باید بدانند که تلاش‌های آن‌ها در راستای اصلاح و تقویت نهادهای سیاسی و مدنی این کشور درصورت خوش بینی و دست‌ کم گرفتن تهدیدات ورود مجاهدین خلق از کمپ لیبرتی عراق به این کشور به شدت تضعیف و به یک .بحران امنیتی برای آن کشور تبدیل خواهد شد. مطمئناً اگر شرایط به همین منوال پیش برود، البانی در چند سال آینده وضعیت دولت کنونی عراق را در ارتباط با معضل مجاهدین خلق پیدا خواهد کرد و تروریسم از عراق و خاورمیانه به کشورهای اروپایی سرایت خواهد کرد .

بنابراین دولت آلبانی باید تهدید حضور گسترده، متمرکز و همه مجاهدین در آلبانی را جدی بگیرد و با این امر مخالفت کند . چرا نباید کشورهای دیگر هم در این امر سهیم باشند و باید نیروهای باقی‌مانده مجاهدین خلق در لیبرتی عراق ، در کشورهای مختلف مستقر شوند و تمرکز همه نیروهای مجاهدین خلق در یک کشور، بدون تردید برای آینده امنیتی و سیاسی آن کشور مضر خواهد بود.

اخبار دریافت شده از آلبانی و نجات یافتگان در این کشور حاکیست که سازمان مجاهدین در حال خرید زمین و ملک های مختلف و متمرکز کردن پایگاه های خود در یک منطقه جغرافیایی برای ایجاد ظرف تشکیلاتی لازم و اعمال شیوه‌های کنترل نیرو می باشد. سازمان مجاهدین تجربه این کار را در شهر بغداد در عراق دارد و افرادیکه ر تشکیلات مجاهدین در عراق حضور داشته اند ، می دانند که این سازمان تمام خانه های مسکونی یک خیابان را خرید تا نیروهای خود را در آنجا متمرکز کند و شواهد موجود نشان می دهد که در آلبانی و شهر تیرانا این تجربه را به کار با ابعادی گشترده تر بکار بسته است.

چند روز قبل رادیو دویچه وله در گزارشی اعلام کرد که:

یکی از گزارشگران بخش بالکان دویچه‌وله که در روزهای پایانی ماه مارس ۲۰۱۶ از این اقامتگاه بازدید کرده، می‌گوید این عمارت ب نرده‌ها و در آهنی قطوری محافظت می‌شود. مرد ۵۰ ساله‌ای که خود را به اسم مستعار فرزین بهادر گودرزی معرفی می‌کند گزارشگر دویچه‌وله را به داخل ساختمان و اتاق کوچکی نزدیکی ورودی راهنمایی می‌کند که عکس‌هایی از مریم و مسعود رجوی، رهبران مجاهدین خلق بر دیوار آن نصب شده است. گودرزی خود را رهبر ساکنان ساختمان و فردی معرفی می‌کند که اجازه دارد با خبرنگاران گفت‌و‌گو کند. او حدود ۴ ماه پیش همراه با ۲۰ نفر دیگر از ساکنان سابق کمپ لیبرتی به آلبانی فرستاده شده است. گودرزی می‌گوید نزدیک بیست سال در دو کمپ اشرف و لیبرتی در عراق اقامت داشته و یکی از بازماندگان حملاتی است که سازمان مجاهدین، نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی را عامل آن معرفی می‌کنند. لینک به گزارش دویچه وله

براساس این گزارش قرار است نزدیک به ۳۰۰۰ نفر از نیروهای سازمان مجاهدین در آلبانی مستقر شوند و با این شرایط باید گفت که “سر” فرقه مجاهدین در آلبانی است و نه در پاریس و کلن و لندن.

همکاری مافیای آلبانی و مجاهدین خلق، فرقه رجوی مافیای آلبانی در تدارک همکاری نزدیک تر با باند تروریستی رجوی

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultآیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

Sali-berisha Mojahedin Khalq Rajavi cultهشدار سفیر آلبانی در سازمان ملل به دولت این کشور: گروه تروریستی مجاهدین خلق را در آلبانی نپذیرید

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیAnne Khodabandeh: It would be wrong to ignore the Mojahedin in Albania

What does it mean when we say ISIS operates as a mind control cult?

*** 

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

http://youtu.be/MoVcUov9fSE

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

همچنین:

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار آخرین فرد جداشده از مجاهدین در آلبانی ـ قسمت چهارم

 ایران قلم، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۶:… سازمان مجاهدین خودتون میدونید که با دجالیتهای خاص خودش و نشستهایی که مسعود رجوی می گذاشت، کتمان یکسری حقایق را میکرد ولی توی محفلهای درونی خب من مهرداد بهره وند رو دیدم که بنگال و اتیش زد اومدم بعدشم یخه شو گرفتم و گفتم مهرداد ببین تواین بنگال و اتیش زدی وسایلهای ما توی آن بود
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و سوم ژانویه ۲۰۱۶:… در زندان ابوغریب ما با هم در بند ۲ بودیم، او خاطره هایی از برادر کوچکتر من که او هم در زندان قزل حصار در حبس بود، داشت و گفتگو با او برایم دوست داشتنی بود و یاد برادرم حسین را برایم زنده می کرد. یک روز حمید رضا از من پرسید، محمد تو اگر
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و نهم دسامبر ۲۰۱۵:… در مبارزه مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت، رهبران اولین قربانیان هستند و فدای هزاران میشوند، اما در استراتژی “خشونت و ترور”، رهبران هزاران نفر را قربانی میکنند، و خود را به اروپا وخانه های امن میرسانند …
 
 
و در این بستر فرقه ها بطور خودجوش و آتودینامیک محصولات ایدئولوژیک و سیاسی و فرهنگی خود را تولید و پرورش می دهند، که بعد ها این محصولات تبدیل به” ویژگی های” یک فرقه می شوند و در فرقه به عنوان “روش ومنش” نهادینه می شوند. یکی از ویژگی های برجسته فرقه ها “عدم تحمل و ظرفیت انتقاد پذیری