سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره – متن کامل

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره – متن کامل

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد بارهادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، دهم سپتامبر 2019:… خانم ریئس جمهور مادام العمر و خودخوانده پیامش را با درود به پدران و ماردان شروع کرده، اما منظورش کدام پدران و مادران هستند معلوم نیست؟ آیا منظور ایشان همان پدران و مادرانی هستند که در ورودی اردوگاه اشرف با سنگ و چوب و تیروکمان و توهین و تهمت از سوی فرقه رجوی و به دستور مستقیم ایشان از اورسورواز پذیرائی شدند و تا الان هم از دیدار با عزیزانشان محروم هستند می باشد یا نه منظورشان پدران و مادران امریکائی یا جائی غیر از ایران؟ چرا که تا آنجا که در سینه تاریخ ایران ثبت شده رفتار و برخورد فرقه مجاهدین با پدران و ماردان و دیگر اعضای خانواده های نفراتشان وحشیانه و غیر انسانی بوده طوری که می توان آینده خلق قهرمان ایران را در صورت به قدرت رسیدن این جماعت غیر اجتماعی تصور کرد. سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره 

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد بارهسازمان مجاهدین خلق کنونی، فرقه ای ابتر که ربطی به آرمان آن بنیانگذاران ندارد (بجای تبریک تسلیت بگویید)ا

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره – قسمت اول

وبلاگ ادوارد 07/09/2019

ادوارد ترمادو، آلمان

ادوارد ترمادو، آلمان

بمناسبت پنجاه و پنجمین سالگرد تآسیس سازمان مجاهدین که البته امروزه سازمان مجاهدین ربطی به فرقه رجوی ندارد و در اصل محتوائی از سازمان مجاهدین باقی نمانده مریم رجوی در زندان آلبانی در جمع اعضای دربند سخنانی را به زبان آورد ، تعریف و تمجیدی از فرقه رجوی نموده که اتفاقآ هیچکدامش واقعی نیست و تمامآ دروغ محض است و البته برای شیره مالیدن چند صد باره بر سر اعضای در بند هم که سالیان سال گوششان از این چرندیات پر است کاربرد سابق را ندارد.

خانم ریئس جمهور مادام العمر و خودخوانده پیامش را با درود به پدران و ماردان شروع کرده، اما منظورش کدام پدران و مادران هستند معلوم نیست؟ آیا منظور ایشان همان پدران و مادرانی هستند که در ورودی اردوگاه اشرف با سنگ و چوب و تیروکمان و توهین و تهمت از سوی فرقه رجوی و به دستور مستقیم ایشان از اورسورواز پذیرائی شدند و تا الان هم از دیدار با عزیزانشان محروم هستند می باشد یا نه منظورشان پدران و مادران امریکائی یا جائی غیر از ایران؟ چرا که تا آنجا که در سینه تاریخ ایران ثبت شده رفتار و برخورد فرقه مجاهدین با پدران و ماردان و دیگر اعضای خانواده های نفراتشان وحشیانه و غیر انسانی بوده طوری که می توان آینده خلق قهرمان ایران را در صورت به قدرت رسیدن این جماعت غیر اجتماعی تصور کرد.

MEK Assassinated Americans

خانم رجوی شما به پدران و مادران و دیگر عزیزان اعضایتان در خالی وحشیانه حمله ور شدید که سلاح نداشتید وای اگر در قدرت باشید و مسلح تکلیف بقیه مردم ایران روشن است، درود و پیام شما به پدران و مادرانی که به دستور خود شما مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و از عمق قلب خود شما را لعن ونفرین می کنند فایده ای ندراد و حتی اعضای گرفتار در تشکیلاتتان هم شما را مورد تمسخر قرار می دهند.

بخش دیگر سخنان ایشان در تعریف و تمجید از سازمان مجاهدین خلق ایران بود که به یمن سیاست های جاه طلبانه مسعود رجوی در چهار دهه اخیر از بین رفت و امروزه تبدیل به فرقه ای شده که حتی اعضای خود را هم می بلعد چه رسد به مردم عادی یا منتقدین یا مخالفینش، ایشان می فرمایند: امروز حنیف کبیر حاضر و ناظر است که از بذری که کاشت چه جنگل سرسبز و شکوفائی روییده، بایستی به ایشان برای این حرف مدال داد، محمد حنیف هم به شما لعنت می فرستد چون سازمانی را که او و یارانش بنا گذاشتند قرار نبود دستمال دست امریکا و کشورهای پولدار منطقه باشد، هدف حنیف نژاد از بنیانگزاری سازمان مجاهدین خلق مبارزه با امپریالیسم جهانخوار بود، اگر حنیف نژاد رجوی را از همان ابتدا می شناخت در همان اولین روز ورود رجوی یه درون تشکیلات با اردنگی بیرونش می کرد تا سازمان مجاهدین را به گند نکشد و از پابوسی صدام به دستبوسی امریکا نرود، بزگترین خیانت را همین رجوی به حنیف نژاد و دیگر بنیانگزاران کرده و الان هم شما خانم ریئس جمهور خودخوانده همان راه رجوی فراری را برای فریب اعضای در بند و مردم ایران ادامه می دهید، شما همان راهی را دنیال می کنید که در چهار دهه گذشته با سیاست های خودخواهانه همسر مفقودتان جواب نداده و تنها کینه مردم ایران را هر چه بیشتر بر علیه شما برافروخته

MEK ISIS Terrorist forces are used by Enemies. Iranian officials 

خانم رجوی از تعریف و تمجید دست بردار نبوده و در قسمت دیگری از زنان و مردان می گوید و از عده ای نام می برد که در درون تشکیلات منفور همه هستند مثل مهوش سپهری معروف به نسرین که عامل سرکوب روحی تمامی مردان و زنان در درون تشکیلات بود و بارها شاهد بودم که بچه ها پس از نشست های سرکوبگرانه و مغز شوئی همین نسرین تا می توانستند فحش و ناسزا بارش می کردند چون زنی بود که با دهان چاله میدانی با افراد صحبت می کرد و هیچ شرمی از بکار بردن کلمات رکیک نداشت، البته ناگفته نماند زنان در فرقه رجوی توسط مسعود رجوی تبدیل به عوامل سرکوب شده اند، رجوی احساس و عاطفه مادری را که طبیعتآ در زنان نهفته است از آنان گرفت تا رباتی باشند تحت کنترل تشکیلات مخوفش، البته همین زنان و مردانی که خانم رجوی این همه آسمان و ریسمان به نام آنان به هم بافته امروز پوشک استفاده می کنند و احتیاج به پرستار دارند، این گنده کردن برای کسانی است که از درون تشکیلات خبر ندارند و شاید فکر کنند کسانی که ایشان از آنان یاد می کنند یال و کوپال دارند.

ادامه دارد

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره – قسمت اول

لینک به منبع

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره. قسمت دوم

11/09/2019

واقعآ وقتی که متن سخنرانی خانم رجوی را می خواندم از طرفی برایم مسخره و خنده اور بود و از طرفی حالت عصبی پیدا می کردم، مسخره برای اینکه تمام این چرندیات تکرار تمام سالیانی بود که بارها از دهان رجوی ها شنیده ام و خوب می دانم که خودشان حتی به یکی از گفته های خودشان باور ندارند، هدف اول و آخر مجاهدین سوار شدن بر قدرت است و برای این کار هم حاضر هستند دست به هرگونه عمل ضد ملی و میهنی بزنند کما اینکه تا کنون هزاران با برای رسیدن به قدرت خود را به دشمنان مردم ایران فروخته اند، از صدام ضد ایرانی گرفته تا سعودی و اسرائیل و امریکا، و عصبی می شدم به این دلیل که تمام بیانات ایشان بدون هیچگونه اعتقاد و تنها برای فریب دادن جوانان ایران ادا شده، مجاهدین یک فرقه ای است که تاب و تحمل مخالف خود را ندارد و حتی منتقد را هم تحمل نمی کند آنوقت دم از آزادی و دمکراسی می زند، در همین اروپا که مهد دمکراسی و آزادی است هزاران بار ما اعضای سابق را تهدید به مرگ کرده اند، این دستور مستقیم مسعود رجوی است که در قرارگاه باقرزاده درعراق به نفراتش فرمان داد تا در صورتی که موفق به سرنگون کردن رژیم نشدند بروند اروپا و تمام اعضای جدا شده را بکشند، آنموقع خودم در درون ارتششان بودم و در نشست مزبور حضور داشتم، آیا با این حساب این فرقه با این همه قیل و قال دمکراتیک است و اعتقادی به دمکراسی دارد؟ آیا می توان روی حرف های سرانش حساب باز کرد، وقتی که تحمل یک انتقاد را ندارند و در مقابل منتقد را تهدید به مرگ می کنند؟ اینها هنوز در قدرت نیستند، در اروپا منتقدین خود را تهدید به مرگ می کنند و خانواده های اعضای خود را که برای دیدار عزیزانشان به اردوگاه کار اجباری اشرف رفته بودند مورد ضرب و شتم قرار می دهند وای به روزی که در ایران حاکم باشند، آهای جوانان نازنین ایران مواظب باشید و حساب کار خود را داشته باشید اینان گرگ های درنده در لباش میش هستند، اینان دیکتاتورهائی هستند در لباس مدرن دمکراسی و کلماتشان را با سس آزادی بیان می کنند در حالیکه هیچ اعتقادی به آزادی و دمکراسی ندارند، اینها ابتدائی ترین حقوق اعضای خود را که حق انتخاب زندگی است از آنان سلب کرده اند و هیچ اعتقادی به منشور حقوق بشر ندارند، اینان هنوز در دروان عصر حجر به سر می برند در اردوگاه و تشکیلات این آدمخواران زن و مرد اجازه صحبت کردن با هم را ندارند، در درون تشکیلات مخوف اینان اگر کسی عاشق کسی شد او را خائن تلقی می کنند، اگر کسی به سیاست های اینان خرده گرفت خائن می پندارند، اگر کسی درخواست رفتن از تشکیلات را داد با ضرب و شتم توهین و تهمت و زندان روبرو می شود، در این تشکیلات مخوف رجوی میگوید همه بایستی عاشق رهبر باشند، فرقه رجوی با افراد خود مانند حکومت کره شمالی رفتار می کند، کسی اجازه انتخاب نوع زندگی خود را ندارد، کسی در درون تشکیلات حق بیان نظر خود را ندارد، کسی نمی تواند انتقادی به سران سازمان داشته باشد اگر انتقاد کرد تا ماها در درون نشست ها فحش و ناسزا نثارش می شود با او برخورد فیزیکی می شود تا زمانی که به غلط کردم بیفتد.

مردم دلیر ایران اینان گوشه ای بود از تجربه دوازده سال در درون فرقه رجوی که عمر و جوانی امثال مرا به باد فنا دادند و اکنون هم که واقعیت ها را برای مردم ایران بازگو می کنیم با تهدید و تهمت روبرو هستیم، این فرقه خطرناک هنوز اعضای خود را از دیدار با عزیزانشان محروم می کند، در حالیکه اگر آزادیخواه و مردمی بود و اگر گوشه ای از بیانات خانم رجوی درست بود دروازه های زندان اشرف سه را به روی همه باز می گذاشت تا خانواده ها بتوانند با عزیزانشان دیدار کنند، اما دلیل منع ملاقات خانواده ها با اعضای دربند و گرفتار دقیقآ از ترس فروپاشی است، ترس از جرقه عاطفی بین مادر و فرزند، بین پدر و فرزند، بین خواهر و برادر و بین فرزند با والدین خود است، و این قطع کردن ریشه های عواطف در درون انسان در تمام فرقه های ارتجاعی بوده و هست.

لینک به منبع

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ترس-مجاهدین-خلق-از-منتقدین-چیست/

ترس مجاهدین خلق از منتقدین چیست

ترس مجاهدین خلق از منتقدین چیستادوارد ترمادو، وبلاگ ترومادو، شانزدهم ژوئیه 2019:… ترس مجاهدین از اعضای جدا شده ای که در خارج از ایران هستند بیشتر از ترسشان از بمب و موشک است، اما چرا و برای چی؟ برای اینکه اعضای جدا شده به تمام ترفندهای غیر انسانی و به تمام قوانین ضد دمکراتیک مجاهدین و به فضای درون تشکیلات که با حرف های سرانشان در بیرون تشکیلات فرق دارد اشراف کامل دارند و در جاجای هرگونه موضعگیری از سوی فرقه دست به افشاگری می زنند و پته سران فرقه را روی آب می ریزند، ترس مجاهدین خلق از منتقدین چیست  

ترس مجاهدین خلق از منتقدین چیستMojahedin Khalq MEK Rajavi Cult Iranians in Albania

وبلاگ ادوارد 27/06/2019

ترس مجاهدین خلق از منتقدین چیست

ادوارد ترمادو آلمان

ادوارد ترمادو آلمان

اولین درسی که پس از ورود به سازمان مجاهدین یا همان فرقه رجوی به فرد تازه وارد داده می شود همانا انتقاد و انتقاد از خود است، روی این اصل هم در تشکیلات فرقه ای رجوی پافشاری شدیدی می شود،تا آنجائی که اگر فرد انتقادی را نپذیرفت بایستی آماده نشست های آنچنانی باشد، یعنی نشستی که با شرکت تعداد زیادی برای فرد مزبور گذاشته می شود و تعدادی مزدور از قبل آماده شده فضای نشست را به شکلی پیش می برند که از فحش های مودبانه به فحش های رکیک و سپس به برخورد فیزیکی می انجامد، خوب، در قدم اول پس از ورود به تشکیلات استالینی رجوی انسان گمان می برد که این انتقاد و انتقاد از خود بایستی با اهمیت باشد و از فرد یا افراد زیر اتنقاد مسئله مهمی را حل و فصل کند.

اما دراصل انتقاد کردن و انتقاد پذیرفتن در یک فضای سالم و درعالم واقعی خیلی خوب ، مهم و مسئله حل کن است اما نه با فحش و ناسزا و کلمات رکیک یا حمله فیزیکی مانند گرگی که قصد دریدن کسی را دارد، به شکلی که در فرقه رجوی پایه ریزی شده تا انسان را به جای ساختن ویران کتتد، در منطق نداشته تشکیلات مجاهدین فرد یا بایستی انتقاد را بپذیرد یا با فحش و ناسزا و کتک خورن خواهد پذیرفت اما اگر حتی با برخورد فیزیکی هم طرف قبول نکرد، چون مجاهدین زرنگ تشریف دارند راه دیگری را هم برای تسلیم و وادار کردن فرد به قبول انتقاد دارند، راه ساده ای که تنها نیاز به کمی بیشرفی دارد و کار هرکسی هم نیست و اتفاقآ این هنر تنها در مجاهدین وجود دارد و گمان می کنم که کاشف و بنیانگزارش هم خود مسعود رجوی باشد، این هنر رذیلانه که آخرین تیر در ترکش فرقه رجوی برای به زانو در آوردن افراد مشکل دار به کار می رود همان تهمت زدن است، انواع تهمت ها در سازمان مجاهدین وجود دارد که برای هر فردی متفاوت است و در تشکیلات هم از قبل برای هر شخصی با توجه به وزن تشکیلاتی اش اندازه گیری و پرو شده و آماده است تا با آن در موقع مناسب لباس فرد را بدوزند و به ضرب فحش و کتک تنش کنند، تشکیلات دیکتاتوری رجوی بر علیه افراد شاکی، فرمان ناپذیر، غیر تشکیلاتی، یا خواهان جدائی و رهائی از این ترفند استفاده می کند، در نهایت اگر حریف فرد نشدند از ترفند تهمت و افترا بهره می گیرند، در این کار بسیار ورزیده هستند و با بیرحمی تمام هم وارد می شوند، آنقدر طرف را در نشست ها تقیر می کنند و آنقدر تو سری و تف مالی می کنند تا با این شکنجه روحی وادار به اعتراف دروغی کند و وادارش می کنند تا با دست خود بنویسد و امضاء کند که بله همان که شما می گوذید درست است، این نوشته هم در بایگانی می ماند تا هر وقت طرف جیک زد به رخش بکشند و دهانش را ببندند.

البته در مورد کسانی که فکر جدا شدن از سازمان را در سر داشته باشند با در نظر گرفتن رده و اطلاعاتی که دارد موضوع کمی فرق می کند، یا اعتراف یا اینکه پس از چند روز غیب می شود و جوی هم که بر تشکیلات حاکم کرده اند جوی است که کسی نمی تواند سراغ کسی را بگیرد که فلانی کجاست (جو اختناق واقعی) چون سؤال کننده هم به دردسر خواهد افتاد.

حالا باز برگردیم به بحث انتقاد و انتقاد از خود، همانگونه که در بالا اشاره شد، اولین درس تشکیلاتی برای هر فرد تازه وارد ناپخته و ساده.

اما همین چیزی را که خودشان به ماها و به بقیه آموزش داده اند و در درون تشکیلاتشان هم شدیدآ پافشاری می کنند، به حدی که طرف انتقاد شونده را تا مرز خودکشی می برند که گاهآ هم به واقعیت می پیوندد، خودشان نه تنها اجرا نمی کنند و نمی پذیرند بلکه به هر کسی که کوچکترین انتقادی به سازمان یا فرقه رجوی داشته باشند با تهمت و افترا زدن تلاش می کنند تا وادار به سکوتش کنند، یعنی در خارج از کشور و در اروپا هم همان سیاست درون اردوگاه تشکیلاتی و دیکتاتوری خود را به اجرا می گذارند، این یعنی دمکراسی از نوع مجاهدین، همان دمکراسی و آزادی که می خواهند برای خلق قهرمان ایران به ارمغان بیاورند، در منطق فرقه رجوی دمکراسی یعنی تحمیل عقاید رجوی به دیگران و همین منطق غیر انسانی که از آن چیزی به غیر از تفتیش عقاید بیرون نمیاید را با نام انقلاب کذائی مریم و انقلاب ایدولوژیک به بقیه اعضای خود طی سالیان تزریق نموده و توانسته اعضای خود را تبدیل به ماشین های فرمانبر کند.

ترس مجاهدین از اعضای جدا شده ای که در خارج از ایران هستند بیشتر از ترسشان از بمب و موشک است، اما چرا و برای چی؟ برای اینکه اعضای جدا شده به تمام ترفندهای غیر انسانی و به تمام قوانین ضد دمکراتیک مجاهدین و به فضای درون تشکیلات که با حرف های سرانشان در بیرون تشکیلات فرق دارد اشراف کامل دارند و در جاجای هرگونه موضعگیری از سوی فرقه دست به افشاگری می زنند و پته سران فرقه را روی آب می ریزند، این کار اعضای سابق و جدا شده از غار رجوی برای رجوی ها قابل هضم نیست و در برابر آن هم تنها از ترفند تهمت و تهدید به مرگ استفاده می کنند، در این سالیان با افشاگری اعضای سابق فرقه رجوی، بر همگان چه ایرانی و چه خارجی روشن شده که فرقه رجوی، اولآ تاب و تحمل هیچگونه انتقادی را ندارد و این از اصول غیردمکراتیک حاکم بر تشکیلاتش سرچشمه می گیرد، دوم اینکه وقتی برای به سکوت کشاندن متنقد از تهدید استفاده می کند ماهیت تروریستی خود را به نمایش می گذارد، پس این فرقه هم ضد آزادی است یعنی یک فرقه غیر دمکراتیک و هم تروریستی و در کنار تمام اینها فرقه ای است که همین امروز با انگشت کردن به فلان جای پمپئو و ترامپ از کانال فرد جنگ طلب ضد ایرانی قصی القلبی مثل بولتون تمام تلاش خود را برای تحریم بیشتر مردم ایران و تحریک به بمباران ایران بکار گرفته و گمان می کنند که با وقوع جنگ می توانند به حاکمیت دست پیدا کنند که البته ماهیت مجاهدین چنین است که حاضر هستند بیش از نیمی از مردم ایران کشته شوند اما خود به حاکمیت ننگینشان برسند و برای این هدف هم دست به هرعمل ضد ملی زده و هنوز هم آماده خدمت به دشمنان ایران کما مثل سابق هستند، اما مردم شریف و آگاه ایران از این فرقه و یرانشان متنفر هستند و این را بارها در اعتراضات خیابانی به نمایش گذاشته اند اما چه کنیم که رو نیست و سنگ پای قزوین است.

ترس مجاهدین خلق از منتقدین چیست

لینک به منبع

***