سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی – 3 پایانی

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی – 3 پایانی

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجویصابر تبریزی، ایران اینترلینک، دوم ژوئیه 2021:…ازآن شورای ملی مقاومت اولیه که پاره ای از شخصیت های مطرح ایران هم با ارزیابی نادرست از نیات رجوی بدان پیوسته بودند، اثری نیست ولو لو خور شده  وآنچه باقی مانده تعدادی ازمریدان ومداحان رجوی است و شورا عملا یکی ازنام های فرقه ی رجوی است. ارتش آزادیبخش هم که درشکل ومحتوایش اختلافی نیست ، همگی اعضای سازمان استحاله یافته ی مجاهدین خلق اند که دراوج اقتدار درهم شکسته شده واینک مترسکی بیشتر ازآن باقی نمانده است. سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی 

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجویلاشخورهای فرقه رجوی بر فراز جسدی دیگر

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی – 3 پایانی

قسمت سوم وپایانی

لینک به قسمت اول

لینک به قسمت دوم

10/04/1400

مریم رجوی درادامه ی رجزخوانیهایش میگوید :

” شورای ملی مقاومت ایران، این جایگزین دمکراتیک رژیم که حیات سرفرازانه‌اش، بزرگ‌ترین نه تاریخی مردم ایران به رژیم‌های شاه و شیخ است، ارتش آزادی بخش ملی که نیروی جنگنده ضد رژیم را نسل در نسل به نبرد و مقاومت و قیام بر می‌انگیزد، پایداری اشرف و لیبرتی، برپایی هزار اشرف و کانون‌های شورشی، آن هم در زیر حاکمیت اختناق و سرکوب و تشکیل شورای مرکزی مجاهدین، با هزار زن انقلابی مجاهد خلق که در مقابل زن‌ ستیزترین حکومت تاریخ ایران و جهان، پیشتازی زن ایرانی در مبارزه برای سرنگونی رژیم را نمایندگی می‌کند.”

ازآن شورای ملی مقاومت اولیه که پاره ای از شخصیت های مطرح ایران هم با ارزیابی نادرست از نیات رجوی بدان پیوسته بودند، اثری نیست ولو لو خور شده  وآنچه باقی مانده تعدادی ازمریدان ومداحان رجوی است و شورا عملا یکی ازنام های فرقه ی رجوی است.

جلسه شورای ملی مقاومت است یا رستوران پاچه خواران

ارتش آزادیبخش هم که درشکل ومحتوایش اختلافی نیست ، همگی اعضای سازمان استحاله یافته ی مجاهدین خلق اند که دراوج اقتدار درهم شکسته شده واینک مترسکی بیشتر ازآن باقی نمانده است.

شورای رهبری که نامش به به شورای مرکزی تبدیل یافته ، ازنقطه نظر جاسوسی بنفع رجوی و مجبور شدن به انجام کارهای شنیع وبغایت ضداخلاقی ، چیزی نیست که بتوان بدان افتخار کرد.

نه تنها نمیتوان افتخار کرد، بلکه وجود چنین ترکیب که مطلقا دراختیار مسعود ومریم وکارگزاران صرف آنهاست تا صدای هرمردی را درتشکیلات خفه کرده واجازه ی وارد شدن به ساحه ی نامقدس این زن وشوهر نامشروع را به آنها که تعداد قابل توجهی ازآنها برتری بر مسعود رجوی دارند، نمیدهند ، مایه ی ننگ است و فرد عاقلی ازمطرح کردن چنین مسائلی ابا دارد.

مریم عضدانلو (رجوی) و شورای رهبری مجاهدین خلق، ننه های روحانی در مانز آلبانی

مشکل اینجاست که مسعود ومریم افراد عاقلی نبوده وسفیهانه ای خائن بشمار میآیند.

درادامه :

” رژیم در برابر ریشه‌های گسترده مجاهدین و مقاومت در اعماق جامعه ایران، در برابر حقانیت خطوط سیاسی و استراتژیکی این مقاومت و در مقابل اسلام رهایی‌بخش و ضدارتجاعی و ضداستثماری مجاهدین شکست خورد.”

خیلی ساده از شما میپرسم که اگر اینطور است که عملا نیست ، چرا قدم رنجه نفرموده وبه ایران نمیآیید تا جایگزین این رژیم شکست خورده شوید؟

ضمنا ما که این گستردگی را درجهان خاکی خود نمیبینیم این ریشه ی گسترده را درکدامین کهکشان باید جستجو کنیم؟

ونیز:

“چنان‌که مسعود رجوی گفت:‌۳۰خرداد با همه درخشش و سرخ‌فامی‌اش، حد فاصل و شاخصی شد برای دموکراسی و دیکتاتوری و سرمشقی است برای آنچه که باید کرد.”

درامتداد این افتضاح کاری 30خرداد، صدها وهزاران کار دیگر انجام دادید و همواره شکست خوردید وعدم اعتراف به شکست های سنگین، نشان فرقوی بودن شماست!

آخر فرقه های منحط شکست نمیخورند وهرچه برآنها حادث شود، عین پیروزی است!

پایان

صابر  تبریزی

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی – 3 پایانی

***

همچنین:
لینک

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی -1

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجویصابر تبریزی، ایران اینترلینک، بیست و چهارم ژوئن 2021:… نیرو وجمعیت سرنگون طلب جدی  به جریانی گفته میشود که اساسا قادر باشد که نگذارد که مردم درپای صندوق های رای حضور یابند که درانتخابات اخیر ایران ما چنین حادثه ای را ابدا مشاهده نکردیم ودرعوض رفتار کاملا مدنی مردم را درمقایسه با انتخابات بیشتر کشورها مشاهده نمودیم. گو اینکه شما بهمراه سلطنت طلبان وگروه هایی از چپ های بریده درمقابل محل اخذ آرا تجمع کرده وزشت ترین اهانت ها تا سطح حمله به رای دهندگان را انجام دادید. سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی -1عاقبت اسفبار مجاهدین خلق . از صدام حسین تا بن سلمان.

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی

بخش 1

03/04/1400

او که جان میدهد برای مناسبتی که بدست آید تا یک معرکه ی مارگیری بنام سخنرانی برپا کند ، ازفرصت بدست آمده خوشحال شده و دستب ه سخنرانی ای که متن اش 9 صفحه است ، زده است.

مریم گفته است :

“تبریک تاریخی به شما مردم ایران برای تحریم سراسری نمایش انتخابات آخوندی. این بزرگ‌ترین شلیک سیاسی و اجتماعی روبروی استبداد دینی است. ثابت شد و دنیا به چشم دید که رأی مردم ایران سرنگونی است “.

عدم شرکت درانتخابات به معنی سرنگونی نیست والبته این عدم شرکت باندازه ای نبود که بتوان نام آنرا سرنگونی دانست.

نیرو وجمعیت سرنگون طلب جدی  به جریانی گفته میشود که اساسا قادر باشد که نگذارد که مردم درپای صندوق های رای حضور یابند که درانتخابات اخیر ایران ما چنین حادثه ای را ابدا مشاهده نکردیم ودرعوض رفتار کاملا مدنی مردم را درمقایسه با انتخابات بیشتر کشورها مشاهده نمودیم.

گو اینکه شما بهمراه سلطنت طلبان وگروه هایی از چپ های بریده درمقابل محل اخذ آرا تجمع کرده وزشت ترین اهانت ها تا سطح حمله به رای دهندگان را انجام دادید.

ضمنا تنی چند از زنانی که کاملا برهنه شده وادای سوپر روسپی گری را درمیآوردند ، ظاهرا توسط پلیس کشورهای مربوطه جمع شدند وکه ممکن است جزو طرفداران سلطنت باشند وآیا روش شما چیزی مترقی تر از سلطنت طلبان است؟

درادامه :

” هموطنان عزیز، دلیران کانون‌های شورشی، مجاهدین خلق ایران! در منتهای افتخار و شرف، مقاومت میهنی و آزادی‌ستان مردم ایران در برابر هیولای استبداد دینی ۴۰ساله شد”.

میتوانی نمونه هایی ازاین شرف وافتخار را بازگو کنی؟

در برابر من میتوانم هزاران فاکت ومدرک ارائه کرده وثابت کنم که تشکیلات روبوت وار تحت رهبری شما ، مرزهای بیشرفی وبیشرمی را رد کرده ودرمیان جریان های سیاسی وفرقه ای ایران بی همتاست!

بازهم :

” ۴۰‌سال پایداری در برابر سرکوب و قتل‌عام و شیطان‌سازی، ۴۰سال مقاومت برای برپایی و پیشروی جایگزین دمکراتیک و ۴۰‌سال مبارزه بی‌امان و برافراشتن بی‌وقفه پرچم سرنگونی فاشیسم دینی. آری این است عزم راسخ مقاومت ما برای آزادی و شکوه نبرد آزادی‌ستان.”

زندگی نشان داد که تمامی تحرکات سازمان شما صرفا وصرفا برای کسب بلامنازع قدرت بوده ودراین میان چیزی که اهمییت نداشت، نقش وحقوق مردم بود.

مردم آگاه هنوز فراموش نکرده اند که شما درجریا ن ملاقات با بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ازایشان خواسته بودید که درمقابل واگذاری میلیشیای خود ، میخواهید اداره ی امور کشور صرفا وصرفا دراختیار شما باشد که البته مقبول نیافتاد وبنابراین طاقت تان طاق شد وبطور بیخردانه ای دست به اسلحه برده وبدون لحاظ توازن قوا که بشدت بنفع طرف مقابل بود ، کشتید وافراد خود را به کام جوخه های مرگ فرستادید.

همچنین :

” …حکومت، تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم تهران را به‌ خون کشید و فردای آن روز دختران ۱۶ساله را بدون آن‌که هویت‌ آن‌ها را بداند، تیرباران کرد. او به‌دست خود بر مشروعیت گذرای رژیم‌اش نقطه پایان گذاشت.”

شما میلشیای خود را همراه تیغ های موکت بری مخفی شده درلباس شان به میدان فرستادید وتحلیل تان این بود که مردم به این تظاهرات میپیوندند وشما آنها را به ساختمان صدا وسیما هدایت کرده وپایان حکومت موجود را اعلام نموده وبه خیری وخوشی حکومت خود را برپا میکنید.

کاری که هیچ عقل سلیمی نمیتوانست بپذیرد ونتیجه ی قضاوت این عقل سلیم درست تر ازآب درآمد وشما فرصت تسخیر مسلحانه ی صدا وسیما وسایر مراکز دولتی ونظامی را پیدا نکرده وبا پنهان شدن درخانه های بشدت امن در شمال تهران و گم وگور شدن دربین طبقات مرفه، هواداران کم امکانات را رها کردید تا دستگیر شوند و رهبران با راحتی تمام ، امکانات دزدیده شده ازمراکز دولتی را بکار بسته وجان ناقابل خود را حفظ کنند.

ونیز:

“۳۰ خرداد برخاسته از نظرگاه ایدئولوژیکی و سیاسی راهنمای عمل مجاهدین است: این که دیکتاتوری دینی تضاد اصلی جامعه ایران و آزادی کلمه نجات است.”

تحلیلگران مردمی برآنند که درمیان تضادهای موجود جامعه ی ایران ، هنوز هم مانند دوران مشروطیت تضاد خلق با امپریالیزم ، تضاد عمده شمرده میشود وحل سایر تضادها که درگرو حل تضاد اصلی است.

شما تشنگان قدرت بدون توجه به این اصل علمی ، دچار بیراهه ای شدید که نتایج وحشتناک آنرا بعینه مشاهده میکنیم.

اتفاقا ازتوجه به متودولوژی شما که در بررسی مسائل آنرا بکار میبرید، مشاهده میشود که درد شما اتخاذ یک متودولوژی صحیح ومردمی نیست وآنچه که هست ، اجابت امیال شیطانی مسعود ومریم رجوی است.

ادامه دارد

صابر  تبریزی

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی

***

همچنین:
لینک

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی -2

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجویصابر تبریزی، ایران اینترلینک، بیست و هشتم ژوئن 2021:… اولا این خون ها نه با میل ورغبت وخواست مردم ، برای ارضای جاه طلبی های رجوی نثار شد وارتباطی با مسائل مردم نداشت وندارد. ثانیا رهبر نهضت در سال 1332 زنده یاد دکتر مصدق بود و هم او بود که بعد از ملاقات با لویی هندرسون ( سفیر آمریکا ) بدلیلی که هنوز معلوم نیست ، فرمان برقراری حکومت نظامی را صادر کرد واعضا وکادرهای احزاب را دستگیر نمود وارتباطات سازمانی آنها را ازهم گسسته وبه میدان آمدن آنها را عملا غیر ممکن ساخت. سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی 

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجویمجاهدین خلق ، سازمان ضد‌امپریاستی که نوکر شد

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی 

بخش 2

مریم خانم درادامه ی سخنان طولانی ومشحون از دروغ پردازی ورجز خوانی خود میگوید:

” از یاد نمی‌بریم که در سال‌های اول حکومت خمینی، چگونه‌ جبهه‌ متحدین ارتجاع از جمله مرتجعان چپ‌نما،‌ مجاهدین را به‌خاطر پافشاری بر آزادی نکوهش می‌کردند و حزب توده به ‌مسعود رجوی طعنه می‌زد که چرا مقوله آزادی را موضوع عشق و پرستش خود کرده است. بله، مقاومت ما سر به‌پای فرشته آزادی گذاشته و تمام هستی خود را نثار می‌کند تا ایران و مردم ایران آزاد شوند”.

شاید این موضوع ازاین بابت مطرح بوده است که سازمان مجاهدین خلق توجه چندانی به عدالت اجتماعی که بی وجود آن ، آزادی اهمییت خود را باندازه ی کافی ازدست میدهد ، نداشته وندارند.

شما دراوج قدرت خود ، تقریبا دربین کارگران ودهقانان- بعنوان زحمتکش ترین اقشار جامعه- کار نمیکردید وبه دانش آموزانی که هنوز دهانشان بوی شیر میداد و ماهیت طبقاتیشان ناروشن ، متکی شده بود وآنها را توسط دانشجویانی که آنها هم بحد کافی ثبات لازم شخصیتی پیدا نکرده بودند ، هدایت میشدند که نتیجه اش را هم دیدیم.

بازهم :

“30 خرداد، یادآور حقیقت نظری و سیاسی برجسته‌یی است که امروز بر همگان اثبات شده است: و آن این‌که افعی کبوتر نمی‌زاید و رژیم ولایت فقیه هرگز اصلاح‌پذیر نیست. هرگز قابلیت میانه‌روی ندارد و هرگز تن به ‌انتخابات آزاد نمی‌دهد”.

آیا این قاعده درمورد شما هم شامل است؟

شمایی که نابخردانه با توسل به ترور وایجاد انواع فشارها برحکومتی که حمایت اکثریت قاطع مردم را با خود داشت، میخواستید آنرا مثلا اصلاح کنید!

وقتی حکومتی با این اقبال وسیع مردمی مواجه بود ، شاخ وشانه کشیدن بر روی آن وبا تکیه به یک نیروی دانش آموزی که هنوز تکلیف طبقاتی اش روشن نیست ، به چیزی بنام حماقت و توهمات رجوی نیازدارد که این یکی مهیا بود!

شما میتوانید ادعا کنید که مردم شعور نداشتند و شما را دروسط خیابانها تنها گذاشتند.

دراین مورد سئوال من ازشما این خواهد بود که وقتی مردم چنین اند وآمادگی برای پیوستن به اقدامات شما را ندارند ، چرا باید دست به این اعمال حنون آسا و احمقانه زده وخود را تجرید و نابود کرد؟

اگر براستی هم انقلاب کار توده هاست ، شما در شرایط نبود آمادگی مردم چگونه دست به این حماقت وانتحار زدید؟

ونیز:

” مجاهدین در این ۴۰ سال دریایی از خون نثار کردند. والا هنوز هم نظریات فرسوده ارتجاعی و اپورتونیستی خریدار می‌داشت که مجاهدین خلق نمی‌باید بی‌موقع دست به مقاومت و اسلحه می‌بردند! یعنی که باید مانند حزب توده بعد از ۲۸ مرداد به شرایط تسلیم می‌شدند و ندامت پیشه می‌کردند.”

اولا این خون ها نه با میل ورغبت وخواست مردم ، برای ارضای جاه طلبی های رجوی نثار شد وارتباطی با مسائل مردم نداشت وندارد.

ثانیا رهبر نهضت در سال 1332 زنده یاد دکتر مصدق بود و هم او بود که بعد از ملاقات با لویی هندرسون ( سفیر آمریکا ) بدلیلی که هنوز معلوم نیست ، فرمان برقراری حکومت نظامی را صادر کرد واعضا وکادرهای احزاب را دستگیر نمود وارتباطات سازمانی آنها را ازهم گسسته وبه میدان آمدن آنها را عملا غیر ممکن ساخت.

دراین شرایط اگر حزبی تلاش میکرد که مردم را به خیابانها بیآورد ، دربرابر حکومت قانونی دکتر مصدق قرار میگرفت وشکست نهضت به پای اوثبت میشد.

ضمنا ، لااقل شما یکی صحبت ندامت وتوابیت را پیش نکشید که اعضای وهواداران شما ازاین وسیله ، وسیع ترین استفاده ؟! را کرد ووضع را درزندانها طوری ترتیب داد که یک تبسم ساده ی ما زندانیان را با تفسیر های پرآب وتاب، به وبال گردن ما تبدیل مینمودند.

شما از اعدام های دهه ی 60 زیاد مینویسید ولی این نکته را مطرح نمیکنید که این تواب های شما چه نقش مهمی در سنگین تر کردن پرونده ی اعدام شدگان بازی کردند!

سپس :

” آن روز هم در برابر فاشیسم دینی یک سوال بیشتر نبود: مقاومت یا تسلیم؟ جنگ یا نجنگ؟ و راستی که بدون مقاومت و جنگ با فاشیسم دینی، تاریخ ایران چیزی برای افتخار و مباهات در برابر حکومت نداشت.”

درزمانی که خودتان فاشیزمی با سوء استفاده ازدین ساخته بودید ، اگر مبارزه ای درکار بوده، صرفا وصرفا درجهت برآوردن آرزوهای رجوی منحرف وخود شیفته بود وربطی به مردم ایران نداشت وندارد وازاین رو این نوع مبارزه در زمره ی مبارزات مردمی قرار نمیگیرد و بارزترین مشخصه ی اقدامات شما چیزی جز تروریزم وجاسوسی و وطن فروشی لقب نمییابد وازاین حیث نه تنها حقی برگردن مردم ندارید، بلکه دشمن آنها محسوب میشوید.

ادامه دارد

صابر  تبریزی

سخنرانی پسا انتخاباتی و 30خردادی مریم رجوی  

***

ورود سازمان مجاهدین خلق به ‘فاز نظامی’ و پیامدهای آن

مسعود خدابنده سی خرداد شصت(مسعود خدابنده، بی بی سی، ژوئن 2011)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سخنرانی-مریم-رجوی-برای-اعضای-اسیر،-شیر/

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره – متن کامل

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد بارهادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، دهم سپتامبر 2019:… خانم ریئس جمهور مادام العمر و خودخوانده پیامش را با درود به پدران و ماردان شروع کرده، اما منظورش کدام پدران و مادران هستند معلوم نیست؟ آیا منظور ایشان همان پدران و مادرانی هستند که در ورودی اردوگاه اشرف با سنگ و چوب و تیروکمان و توهین و تهمت از سوی فرقه رجوی و به دستور مستقیم ایشان از اورسورواز پذیرائی شدند و تا الان هم از دیدار با عزیزانشان محروم هستند می باشد یا نه منظورشان پدران و مادران امریکائی یا جائی غیر از ایران؟ چرا که تا آنجا که در سینه تاریخ ایران ثبت شده رفتار و برخورد فرقه مجاهدین با پدران و ماردان و دیگر اعضای خانواده های نفراتشان وحشیانه و غیر انسانی بوده طوری که می توان آینده خلق قهرمان ایران را در صورت به قدرت رسیدن این جماعت غیر اجتماعی تصور کرد. سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره 

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد بارهسازمان مجاهدین خلق کنونی، فرقه ای ابتر که ربطی به آرمان آن بنیانگذاران ندارد (بجای تبریک تسلیت بگویید)ا

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره – قسمت اول

وبلاگ ادوارد 07/09/2019

ادوارد ترمادو، آلمان

ادوارد ترمادو، آلمان

بمناسبت پنجاه و پنجمین سالگرد تآسیس سازمان مجاهدین که البته امروزه سازمان مجاهدین ربطی به فرقه رجوی ندارد و در اصل محتوائی از سازمان مجاهدین باقی نمانده مریم رجوی در زندان آلبانی در جمع اعضای دربند سخنانی را به زبان آورد ، تعریف و تمجیدی از فرقه رجوی نموده که اتفاقآ هیچکدامش واقعی نیست و تمامآ دروغ محض است و البته برای شیره مالیدن چند صد باره بر سر اعضای در بند هم که سالیان سال گوششان از این چرندیات پر است کاربرد سابق را ندارد.

خانم ریئس جمهور مادام العمر و خودخوانده پیامش را با درود به پدران و ماردان شروع کرده، اما منظورش کدام پدران و مادران هستند معلوم نیست؟ آیا منظور ایشان همان پدران و مادرانی هستند که در ورودی اردوگاه اشرف با سنگ و چوب و تیروکمان و توهین و تهمت از سوی فرقه رجوی و به دستور مستقیم ایشان از اورسورواز پذیرائی شدند و تا الان هم از دیدار با عزیزانشان محروم هستند می باشد یا نه منظورشان پدران و مادران امریکائی یا جائی غیر از ایران؟ چرا که تا آنجا که در سینه تاریخ ایران ثبت شده رفتار و برخورد فرقه مجاهدین با پدران و ماردان و دیگر اعضای خانواده های نفراتشان وحشیانه و غیر انسانی بوده طوری که می توان آینده خلق قهرمان ایران را در صورت به قدرت رسیدن این جماعت غیر اجتماعی تصور کرد.

خانم رجوی شما به پدران و مادران و دیگر عزیزان اعضایتان در خالی وحشیانه حمله ور شدید که سلاح نداشتید وای اگر در قدرت باشید و مسلح تکلیف بقیه مردم ایران روشن است، درود و پیام شما به پدران و مادرانی که به دستور خود شما مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و از عمق قلب خود شما را لعن ونفرین می کنند فایده ای ندراد و حتی اعضای گرفتار در تشکیلاتتان هم شما را مورد تمسخر قرار می دهند.

بخش دیگر سخنان ایشان در تعریف و تمجید از سازمان مجاهدین خلق ایران بود که به یمن سیاست های جاه طلبانه مسعود رجوی در چهار دهه اخیر از بین رفت و امروزه تبدیل به فرقه ای شده که حتی اعضای خود را هم می بلعد چه رسد به مردم عادی یا منتقدین یا مخالفینش، ایشان می فرمایند: امروز حنیف کبیر حاضر و ناظر است که از بذری که کاشت چه جنگل سرسبز و شکوفائی روییده، بایستی به ایشان برای این حرف مدال داد، محمد حنیف هم به شما لعنت می فرستد چون سازمانی را که او و یارانش بنا گذاشتند قرار نبود دستمال دست امریکا و کشورهای پولدار منطقه باشد، هدف حنیف نژاد از بنیانگزاری سازمان مجاهدین خلق مبارزه با امپریالیسم جهانخوار بود، اگر حنیف نژاد رجوی را از همان ابتدا می شناخت در همان اولین روز ورود رجوی یه درون تشکیلات با اردنگی بیرونش می کرد تا سازمان مجاهدین را به گند نکشد و از پابوسی صدام به دستبوسی امریکا نرود، بزگترین خیانت را همین رجوی به حنیف نژاد و دیگر بنیانگزاران کرده و الان هم شما خانم ریئس جمهور خودخوانده همان راه رجوی فراری را برای فریب اعضای در بند و مردم ایران ادامه می دهید، شما همان راهی را دنیال می کنید که در چهار دهه گذشته با سیاست های خودخواهانه همسر مفقودتان جواب نداده و تنها کینه مردم ایران را هر چه بیشتر بر علیه شما برافروخته

خانم رجوی از تعریف و تمجید دست بردار نبوده و در قسمت دیگری از زنان و مردان می گوید و از عده ای نام می برد که در درون تشکیلات منفور همه هستند مثل مهوش سپهری معروف به نسرین که عامل سرکوب روحی تمامی مردان و زنان در درون تشکیلات بود و بارها شاهد بودم که بچه ها پس از نشست های سرکوبگرانه و مغز شوئی همین نسرین تا می توانستند فحش و ناسزا بارش می کردند چون زنی بود که با دهان چاله میدانی با افراد صحبت می کرد و هیچ شرمی از بکار بردن کلمات رکیک نداشت، البته ناگفته نماند زنان در فرقه رجوی توسط مسعود رجوی تبدیل به عوامل سرکوب شده اند، رجوی احساس و عاطفه مادری را که طبیعتآ در زنان نهفته است از آنان گرفت تا رباتی باشند تحت کنترل تشکیلات مخوفش، البته همین زنان و مردانی که خانم رجوی این همه آسمان و ریسمان به نام آنان به هم بافته امروز پوشک استفاده می کنند و احتیاج به پرستار دارند، این گنده کردن برای کسانی است که از درون تشکیلات خبر ندارند و شاید فکر کنند کسانی که ایشان از آنان یاد می کنند یال و کوپال دارند.

ادامه دارد

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره – قسمت اول

لینک به منبع

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره. قسمت دوم

11/09/2019

واقعآ وقتی که متن سخنرانی خانم رجوی را می خواندم از طرفی برایم مسخره و خنده اور بود و از طرفی حالت عصبی پیدا می کردم، مسخره برای اینکه تمام این چرندیات تکرار تمام سالیانی بود که بارها از دهان رجوی ها شنیده ام و خوب می دانم که خودشان حتی به یکی از گفته های خودشان باور ندارند، هدف اول و آخر مجاهدین سوار شدن بر قدرت است و برای این کار هم حاضر هستند دست به هرگونه عمل ضد ملی و میهنی بزنند کما اینکه تا کنون هزاران با برای رسیدن به قدرت خود را به دشمنان مردم ایران فروخته اند، از صدام ضد ایرانی گرفته تا سعودی و اسرائیل و امریکا، و عصبی می شدم به این دلیل که تمام بیانات ایشان بدون هیچگونه اعتقاد و تنها برای فریب دادن جوانان ایران ادا شده، مجاهدین یک فرقه ای است که تاب و تحمل مخالف خود را ندارد و حتی منتقد را هم تحمل نمی کند آنوقت دم از آزادی و دمکراسی می زند، در همین اروپا که مهد دمکراسی و آزادی است هزاران بار ما اعضای سابق را تهدید به مرگ کرده اند، این دستور مستقیم مسعود رجوی است که در قرارگاه باقرزاده درعراق به نفراتش فرمان داد تا در صورتی که موفق به سرنگون کردن رژیم نشدند بروند اروپا و تمام اعضای جدا شده را بکشند، آنموقع خودم در درون ارتششان بودم و در نشست مزبور حضور داشتم، آیا با این حساب این فرقه با این همه قیل و قال دمکراتیک است و اعتقادی به دمکراسی دارد؟ آیا می توان روی حرف های سرانش حساب باز کرد، وقتی که تحمل یک انتقاد را ندارند و در مقابل منتقد را تهدید به مرگ می کنند؟ اینها هنوز در قدرت نیستند، در اروپا منتقدین خود را تهدید به مرگ می کنند و خانواده های اعضای خود را که برای دیدار عزیزانشان به اردوگاه کار اجباری اشرف رفته بودند مورد ضرب و شتم قرار می دهند وای به روزی که در ایران حاکم باشند، آهای جوانان نازنین ایران مواظب باشید و حساب کار خود را داشته باشید اینان گرگ های درنده در لباش میش هستند، اینان دیکتاتورهائی هستند در لباس مدرن دمکراسی و کلماتشان را با سس آزادی بیان می کنند در حالیکه هیچ اعتقادی به آزادی و دمکراسی ندارند، اینها ابتدائی ترین حقوق اعضای خود را که حق انتخاب زندگی است از آنان سلب کرده اند و هیچ اعتقادی به منشور حقوق بشر ندارند، اینان هنوز در دروان عصر حجر به سر می برند در اردوگاه و تشکیلات این آدمخواران زن و مرد اجازه صحبت کردن با هم را ندارند، در درون تشکیلات مخوف اینان اگر کسی عاشق کسی شد او را خائن تلقی می کنند، اگر کسی به سیاست های اینان خرده گرفت خائن می پندارند، اگر کسی درخواست رفتن از تشکیلات را داد با ضرب و شتم توهین و تهمت و زندان روبرو می شود، در این تشکیلات مخوف رجوی میگوید همه بایستی عاشق رهبر باشند، فرقه رجوی با افراد خود مانند حکومت کره شمالی رفتار می کند، کسی اجازه انتخاب نوع زندگی خود را ندارد، کسی در درون تشکیلات حق بیان نظر خود را ندارد، کسی نمی تواند انتقادی به سران سازمان داشته باشد اگر انتقاد کرد تا ماها در درون نشست ها فحش و ناسزا نثارش می شود با او برخورد فیزیکی می شود تا زمانی که به غلط کردم بیفتد.

مردم دلیر ایران اینان گوشه ای بود از تجربه دوازده سال در درون فرقه رجوی که عمر و جوانی امثال مرا به باد فنا دادند و اکنون هم که واقعیت ها را برای مردم ایران بازگو می کنیم با تهدید و تهمت روبرو هستیم، این فرقه خطرناک هنوز اعضای خود را از دیدار با عزیزانشان محروم می کند، در حالیکه اگر آزادیخواه و مردمی بود و اگر گوشه ای از بیانات خانم رجوی درست بود دروازه های زندان اشرف سه را به روی همه باز می گذاشت تا خانواده ها بتوانند با عزیزانشان دیدار کنند، اما دلیل منع ملاقات خانواده ها با اعضای دربند و گرفتار دقیقآ از ترس فروپاشی است، ترس از جرقه عاطفی بین مادر و فرزند، بین پدر و فرزند، بین خواهر و برادر و بین فرزند با والدین خود است، و این قطع کردن ریشه های عواطف در درون انسان در تمام فرقه های ارتجاعی بوده و هست.

لینک به منبع

***

همچنین: