سخنی دوستانه با ساکنان کمپ تیرانا

سخنی دوستانه با ساکنان کمپ تیرانا

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و یکم دسامبر 2016:… بنده ضمن تبریک مجدد به تک تک شما بخاطر خروج از کشور نا امن عراق و انتقال به کشور امن آلبانی می خواستم بعرض برسانم که هدف یک تا هزار سازمان در این شرایط نگه داشتن شما در تشکیلات و تباه کردن عمر تان می باشد و درست به همین دلیل مریم رجوی شتابزده بعد از انتقال شما به آلبانی بدانجا آمده و برای شما … 

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice”

لینک به منبع

سخنی دوستانه با ساکنان کمپ تیرانا

سلام دوستان عزیز

من به عنوان یک دوست قدیمی که سالیان زیادی در کنار شما در تشکیلات بودم و همانند شما یکی از  قربانیان  مطامع شیطانی رجوی هستم . ولی اکنون که رهایی پیدا کرده و از بیرون این تشکیلات قرون وسطایی هستم و بهتر می توانم اهداف پلید و دروغپردازی ها و شیادی های سران فرقه را ببینم . لذا به همین دلیل می خواستم   طی گپی دوستانه شما را در جریان مطامع شیطانی سازمان برای نگه داشتن شما در کمپ تیرانا بعرض برسانم .

دوستان عزیز

بنده ضمن تبریک مجدد به تک تک شما بخاطر خروج از کشور نا امن عراق و انتقال به کشور امن آلبانی می خواستم بعرض برسانم که هدف یک تا هزار سازمان در این شرایط نگه داشتن شما در تشکیلات و تباه کردن عمر تان می باشد و درست به همین دلیل مریم رجوی شتابزده بعد از انتقال شما به آلبانی بدانجا آمده و برای شما نشست گذاشته و برای فرار از پاسخگویی به سوالات اساسی شما نظیر : رجوی کجاست و رفتن و خروج از  عراق چه دستاوردی داشت و سرنگونی و سرنوشت ارتش آزادیبخش و انقلاب چی می شود و هزاران سوالا ت بحق شما  آمده است مرحله تهاجم سیاسی را مطرح کرده است که یک بحث کاملا پوچ و بی محتوا هست چرا که مگر سازمان از ابتدای انقلاب ضد سلطنتی فاز سیاسی را اعلام نکرده بود ؟و بعدش مگر رجوی در خارج کشور با تشکیل به اصطلاح شورای ملی مقاومت مگر کار سیاسی نمی کرد؟ و مگر نمی گفت که همراه با بال نظامی ارتش آزادیبخش بال سیلسی شورا هم در خارج در حال فعالیت برای سرنگونی هست ؟ و مگر به بهانه تهاجم سیاسی مریم را بعد از گماشتن در پست ریاست جمهوری تحت عنوان موشک استراتژیکی به خارج نفرستاده بود ؟  و مگر هر روز به بهانه های مختلف فراخوان و سیمنار و کنفرانس و مراسم خیمه شب بازی در خارج کشور ندارد ؟ و با همه این کارها چه کاری از پیش برده است که حالا می خواهد تازه با اعلام مرحله تهاجم سیاسی وارد فعالیت سیاسی برای سرنگونی شود ؟ بنابر این این بحث صرفا برای سرگرم کردن شما و فرار از پاسخگویی به سولات واقعی شما می باشد .تا چند صباحی بیشتر با نگه داشتن تان در این تشکیلات پوسیده به حیات خار و خفیف و خائنانه اش ادامه دهد .

دوستان عزیز

شما کافی هست برای پی بردن به وضعیت وخیم سازمان در شرایط کنونی و پوشالی بودن این شعار غیر تهاجم سیاسی ؛  کمی به گذشته برگشته و به شعار های غیر واقعی و پوشالی سازمان نگاه کنید

شعار هایی نظیر جامعه بی طبقه توحیدی ، رهایی زن ؛ چو اشرف نباشد تن من مباد و دنیا بجنبد  اشرف ازجایش تکان نمی خورد ، سلاح ناموس مجاهد خلق هست ، می روم تا آتش بر افروزم در کوهستانها ، موشک استراتژیکی و انقلاب ایدئولوژیکی و بهار استراتژیکی و انواع و اقسام وعده های سرنگونی و اعلام انواع و اقسام پیروزی های مقاومت در مجامع بین المللی و همچنین دادن انواع و اقسام فراخوان ها  سازمان به کجا رسیده و چه دستاورد مثبتی داشته است که حالا می خواهد باز شما را با همین بهانه ها و ادامه همین شعار ها در تشکیلات نگه دارد ؟

دوستان عزیز

شما می دانید که رجوی همیشه با شعار زندگی در شکاف ها سعی می کرد برای خودش زمان بخرد و مار ا هم در تشکیلات نگه دارد شکافهایی نظیر : لیبرال ارتجاع و شکاف جنگ ایران و عراق و شکاف مناقشه اتمی ایران با غرب و اخیرا هم با شکاف تنش بین ایران عربستان سعی می کند با کشیدن تابلو های پوشالی و تحلیل هاب آبکی نظیر جرقه و جنگ شما را پا بند تشکیلات نگه دارد ولی همه ما خوب می دانیم که در این شکاف زیستن ها نه تنها هیچ چیزی عاید سازمان نشده بلکه این سازمان را بیشتر در نزد مردم ایران بی آبرو کرده است و مردم بیشتر از این سازمان متنفر شده اند ولی همچنان سران فرقه سعی می کنند این سازمان را بصورت یک حزب باد همواره به سمت شکافها هدایت کنند و به ادامه حیات خود بپردازند .

دوستان عزیز

شما بخوبی می دانید که بخاطر خروج از عراق و نبودن در جوار خاک میهن و رفتن به کمپ تیرانا و آپارتمان نشین شدن ارتش آزادیبخش  و سرنوشت نا معلوم رجوی به عنوان رهبری این سازمان ؛ دیگر سازمان نمی تواند به حیات خودش ادامه دهد و ماندن در این تشکیلات هیچ دستاوردی ندارد و فقط می خواهد با نگه داشتن شما چند صباحی به عمرش بیفزاید و بس . لذا بهتر است از این شرایط در دنیای آزاد بیشترین استفاده را کرده و  هر چه زودتر این تشکیلات را ترک کرده و بساط رجوی ها بهم بریزید و عمر باقیمانده تان را در این تشکیلات پوسیده بیش از این به هدر ندهید

دوستان عزیز

رجوی ها همواره سعی کرده اند که رهایی از این تشکیلات تار عنکبوتی را تحت عنوان بریدگی تابو کرده و آنرا گناهی بزرگ و نابخشودنی بدانند و با محدود کردن شما و در اختیار گرفتن حقوق ناچیز پناهندگی تان شما را در منگنه قرار داده تا از تشکیلات به راحتی نتوانید رهایی پیدا کنید و همواره هم در گوش شما می خواند که اگر از تشکیلات خارج شوید توان حل و فصل امور صنفی و دیگر مسایل تان را ندارید و از گرسنگی می میرید . ولی بدانید اینطوری نیست و همانطوری که ما جداشدگان در شرایط اسف بار عراق و با تحمل سختی ها زیاد جدا شده و توانستیم امور شخصی خود را حل و فصل کنیم شما اکنون در آلبانی بسیار راحتر و با مشکلات می توانید کنار آمده و به روال عادی زندگی تان برگردید . بنابر این گول این تبلیغات دروغغین و تکراری سازمان را نخورید و بیش از  عمر خود را در این تشکیلات به هدر ندهید .

دوستان عزیز

در پایان ضمن آرزوی بهترین ها برای تک تک شما می خواهم بعرضتان برسانم و شما را هوشیار کنم که سران فرقه و بطور خاص مریم رجوی سعی می کند بین جدا شدگان از عراق با جدا شدگان در آلبانی جدایی و تفرقه ایجاد کند و جدا شدگان را به دودسته خوب و بد تقسیم کند تا اینطوری شمایی را که قصد رهایی دارید هنوز وابسته به سازمان در حاشیه و تحت عنوان هوادار نگه دارد .بنابر این من تجربه داشته ام که به هیچ وجهی به این اراجیف سازمان گوش نکنید و بطور کامل از این تشکیلات خود را رها سازید و گرنه دوباره شما را بدام انداخته و گرفتار می کند .

*** 

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ تیرانا آلبانیَاینجا کجاست ؟!

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27715

آیا برای فرقه رجوی راه برون رفتی از این وضعیت وخیمی که دارد متصور می باشد؟

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، دوازدهم دسامبر ۲۰۱۶:… بله زمانی رجوی یک کلت می بست و می آمد در نشست های عمومی و قدرت نمایی می کرد و با کشیدن انواع و اقسام تابلو ها و تحلیل های آبکی و تولید بند های انقلاب کذایی مریم نیروها را سرگرم کرده و سرکار بگذارد و اینطوری عمر تشکیلات قرون وسطایی اش را زیاد کند و با به کشتن دادن نیروها زمان برای حفظ و بقای خودش و تشکیلات پوسیده اش … 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیفرقه رجوی، بدون رجوی بدون عراق

لینک به منبع

آیا برای فرقه رجوی راه برون رفتی از این وضعیت وخیمی که دارد متصور می باشد؟

 علی جهانیمقدمتا قبل از پرداختن به این سوال نیاز می بینم که یک نگاهی  گذرا بیندازیم به وضعیت کنونی فرقه رجوی ؛ همانطور که همگان در جریان هستند فرقه رجوی اکنون در وضعیت بسیار بدی قرار گرفته است و برای روشن تر شدن موضوع نگاهی می اندازیم به وضعیت همه جانبه فرقه رجوی  

ببینید اکنون فرقه رجوی خاک عراق و بقول خودشان جوار خاک میهن را از دست داده و به طرز خفت باری از عراق اخراج شده و نیروهای سالخورده اش در ساختمانهای کمپ تیرانا مشغول آپارتمان نشینی هستند و از طرف دیگر این نیروها رهبری بالای سرشان نیست و سرنوشت این رهبری هم در هاله ای از ابهام می باشد و معلوم نیست که مرده یا زنده باشد که البته اگر هم زنده باشد مثل یک مرده متحرک می باشد و هیچ کاری را نمی تواند به پیش ببرد و از طرف دیگر این ارتش آزادیبخش و انقلاب کذایی مریم هم پرونده اش بسته شده است و نیروها هم انبوهی سوال و بقول خودشان تناقضات خطی و استراتژیکی دارند که هیچکس به انها پاسخ نمی دهد و به همین سبب ما شاهد ریزش نیرویی هستیم و درست هم به همین دلیل وضعیت اسف بار و وخیم تشکیلاتی بود که مریم رجوی سراسیمه و هراسان به آلبانی رفته و نشست های طولانی گذاشته و سعی کرده با اعلام مرحله تهاجم سیاسی و جشن گرفتن پیروزی ترامپ و انتقال نیروها به آلبانی سعی می کند صورتش را با سیلی سرخ نگه دارد و کمی هم به نیروهای روحیه باخته و زورار در رفته و مسئله دار روحیه تزریق کند . 

حال با این مقدمه میرویم روی اصل مطلب که آیا سازمان فرقه گرای رجوی می تواند در این شرایط از این بن بست همه جانبه تشکیلاتی و استراتژیکی و سیاسی و اجتماعی خودش را بیرون بکشد یا نه؟

بنظر بنده دیگر زمان بکار گیری این تاکتیک ها و ترفند ها برای نگه داشتن نیروها در تشکیلات و حفظ تشکیلات بسر رسیده است و دیگر حنای سازمان رنگی ندارد و تبدیل به یک کارت سوخته شده است .

بله زمانی رجوی یک کلت می بست و می آمد در نشست های عمومی و قدرت نمایی می کرد و با کشیدن انواع و اقسام تابلو ها و تحلیل های آبکی و تولید بند های انقلاب کذایی مریم نیروها را سرگرم کرده و سرکار بگذارد و اینطوری عمر تشکیلات قرون وسطایی اش را زیاد کند و  با به کشتن دادن نیروها زمان برای حفظ و بقای خودش و تشکیلات پوسیده اش  بخرد ولی اکنون دیگر بدلیل اخراج از عراق و بسته شدن پرونده ارتش آزادیبخش و نا معلوم بودن سرنوشت رهبری این سازمان و عدم توانایی مریم رجوی به عنوان رهبری و هدایت سازمان ؛ این فرقه دچار بحران رهبری گشته است دیگر زمان نه تنها به نفع سازمان نیست بلکه تمامی این اقدامات بر علیه خودش می باشد و بیشتر به انزوای سازمان می انجامد . در این رابطه بطور مثال اگر زمانی رجوی سعی می کرد با زندگی در شکافهایی مثل جنگ ایران و عراق یا مناقشه اتمی برای خودش زمان بخرد دیگر اکنون رفتن در شکافها باعث بیشتر منفور شدنش در بین مردم و اپوزیسیون داخل و خارج کشور می گردد و  نه تنها هیچ عقل سلیمی نمی آید از رفتن سازمان در شکاف تضاد بین ایران و عربستان و اسراییل و جناحهای جنگ طلب آمریکا حمایت کند بلکه بشدت آنرا محکوم می کنند . بنا براین با این اوصاف هیچ راه برون رفتی از این وضعیت اسف بار و خیم برای تشکیلات رو به زوال رجوی متصور نیست و سرنوشتی بجز نابودی کامل در انتظارش نیست و این نیروهای آپارتمان نشین در کمپ تیرانا را هم نمی تواند زیاد نگه دارد و دیر یا زود هم این آخرین سنگر تشکیلاتی اش را هم از دست خواهد داد .

*** 

مهدی ابریشمچی مجاهدین خلق ایران شورای ملی مقاومت مریم رجوی رویای سرنگونی , شکست استراتژیکی وسیاسی و به گور رفتن تمام رویاهای مجاهدین

مجاهدین خلق تیرانانگاهی به نسل دوم مجاهدین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27621

فرقه رجوی در نقش اپوزیسیون دولت سوریه

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، پنجم دسامبر ۲۰۱۶:…  در اینجا می خواهم خطاب  به خانم عضدانلو که سعی می کند بجای رجوی مفقود ایفای نقش کند بگویم شما که حتی دیگر نوان جمع و جور کردن تشکیلات زوار در رفته تان را ندارید و ارتش به اصطلاح آزادیبخش تان در کمپ تیرانا آپارتمان نشین شده است چطوری می خواهید مسایل سیاسی بسیار  پیچیده سوریه … 

رجوی و تروریستهای سوریهنگاهی به دیپلماسی تروریستها. اوباشان قداره کش

لینک به منبع

فرقه رجوی در نقش اپوزیسیون دولت سوریه

اصولا فرقه رجوی که مثل یک حزب باد عمل می کند و هر طرفی که باد بوزد بدان سمت تغییر جهت می دهد و بر همین اساس اگر به گذشته اش نگاه کنید یک روز در کنار صدام بقول خودش صاحبخانه علیه مردم ایران ایفای نقش می کرد و بعد به محض سقوط صدام در کنار بقایای حزب بعث و گروه تروریستی داعش ؛  تبدیل شد به اپوزیسیون دولت منتخب مردم عراق و الان هم که دیگر با فضاحت از عراق اخراج شده است   و ارتش آزادیبخش دیگر در جوار خاک میهن نیست تا مثل گذشته  به اقدامات تروریستی علیه مردم ایران مشغول گردد . و  در کمپ البانی آپارتمان نشین شده است . لذا در چنین شرایطی سران این فرقه و بطور خاص مریم عضدانلو که این روزها سعی دارد جای خالی شوهر مفقودش را پر کند و در نقش او بازی کند با برگزرای انواع و اقسام خیمه شب بازی ها در پاریس تحت عنوان کنفرانس و سیمنار های گوناگون در مورد سوریه نقش اپوزیسیون دولت سوریه را بازی کند . حال سوال اینجاست که چرا در چنین شرایطی سران فرقه نقش اپوزیسون دولت سوریه را بازی می کنند ؟

به نظر بنده دلیل اصلی اش اینست که چون دیگر این فرقه تروریستی بخاطر عملکرد فرقه گرایانه اش در بین مردم و گروههای سیاسی جایی ندارد و اصلا دیگر بخاطر وضعیت وخامت بارش عددی در معادلات و مسایل ایران بحساب نمی آید و تبدیل به یک کارت سوخته شده است . لذا در چنین شرایطی سعی می کند خود را با آویزان کردن به مسایل سیاسی در سوریه که در صدر اخبار جهان هست و  ربطی به اینها ندارد خود را مطرح سازد و اینطور وانمود کند که پارامتر مهمی در معادلات منطقه ای می باشد  . می گویند طرف را به ده راه نمی دادند سراغ خانه کدخدا را می گرفت . حال حکایت این فرقه هم به این مثل شبیه هست . چون در حالی که دیگر در حال فروپاشی تشکیلاتی کامل هست و هیچ جایی در نقش یک نیروی فعال اپوزیسیون ندارد سعی می کند با جیب خالی پز عالی بدهد و خود را در معادلات مهم منطقه خاورمیانه بخصوص مسایل سوریه پارامتری قابل توجه وانمود کند و روی همین حساب هست که اگر به اخبار این فرقه توجه کنید تمامی اخبارش راجع به مسایل سوریه هست و بیشتر از اپوزیسیون سوریه اخبار این کشور را انعکاس و پوشش خبری می دهد و اگر یک کسی آشنایی با این گروهک ایرانی نما نداشته باشد فکر می کند که این یکی از گروههای  سوری مخالف دولت بشار اسد می باشد .

در اینجا می خواهم خطاب  به خانم عضدانلو که سعی می کند بجای رجوی مفقود ایفای نقش کند بگویم شما که حتی دیگر نوان جمع و جور کردن تشکیلات زوار در رفته تان را ندارید و ارتش به اصطلاح آزادیبخش تان در کمپ تیرانا آپارتمان نشین شده است چطوری می خواهید مسایل سیاسی بسیار  پیچیده سوریه را حل کنید ؟

البته مشخص هست که بقول معروف سنگ بزرگ علامت نزدن است ولی به شما توصیه می کنم که لقمه گنده تر از دهان تان را برندارید و شما مسایل داخلی تشکیلات در حال موت تان را حل کنید و مسایل سیاسی مردم ایران و عراق و سوریه به شما ربطی ندارد و سعی نکنید با این شکلک ها خود را مطرح کرده و صورت تان را با سیلی سرخ نگه دارید چون دیگر همه می دانند که حنای شما رنگی ندارد و این امامزاده شما نه تنها شفا نمی دهد بلکه کور هم می کند و مردم سوریه هم همانند مردم ایران نیازی به قیمی مثل شما ندارند و خودشان بهتر بلد هستند که مسایل داخی شان را حل کنند و شما هم با این ادا و اصول ها نمی توانید کسی را بفریبید و دردی هم از درد های بی درمان تان را حل نخواهد کرد .

*** 

مریم رجوی عراق صدام حسینایرج شکری: توّهم بی پایان .

Nothing to celebrate – MEK leader Maryam Rajavi pretends forced move to Albania is a great victory

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27519

نگاهی به اعلام مرحله تهاجم سیاسی از طرف مریم عضدانلو 

Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۶:…  هفتم) خارج از عراق و بدون حضور رهبری. نکته بسیار قابل توجه اینکه در سال پنجاه و هفت سازمان در اوج قدرت و توانایی بود و رجوی هم با برخورداری از اوج پتانسیل اعمال هژمونی و دیکتاتوری بالای سر نیروها بود و بعد هم که در عراق بقول خودش در جوار خاک میهن تحت حمایت صاحب خانه یعنی اربابش صدام … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ تیرانا آلبانیَریزش نیرو در سازمان محاهدین ـ هتل المیرای آلبانی دیگه جا نداره

لینک به منبع

نگاهی به اعلام مرحله تهاجم سیاسی از طرف مریم عضدانلو

همانطور که همگان در جریان هستند فرقه رجوی بعد از خروج خفت بار از عراق و منتقل شدن نیروهای وارفته و زوار در رفته به اصطلاح ارتش آزادیبخش به ساختمانهای آپارتمانی در کمپ تیرانا ؛ خانم مریم عضدانلو که این روزها سعی می کند جای خالی شوهرش را که سرنوشتی نامعلوم دارد ؛ پر کند ؛ ایشان  بطور غیر مستقیم به عقب نشینی از مبارزه مسلحانه و فاز نظامی دست زده و اعلام مرحله تهاجم سیاسی کرده است و بعدش هم بلافاصله بعد از انتقال نیروها به تیرانا و آپارتمان نشین شدن ارتش آزادیبخش , شتابزده و سراسیمه خودش را به آنجا رسانده تا با اضافه کردن بند جدیدی به انقلاب کذایی اش تحت عنوان” بند بیان ” از موج روز افزون ریزش نیرویی جلوگیری کند و سعی کند که به  نیروها بقبولاند که گذشته ها را فراموش کنند و فقط با بیان تناقضات خطی و استراتژیکی خود را تخلیه کنند و به همین بسنده کنند و انتظار پاسخ سوالات خود را از سران سازمان نداشته باشند و خلاصه بنوعی این نیروها را با این ترفندهای تکراری سرگرم کرده تا همچنان بتوانند آنان را در کمپ تیرانا محبوس و بدور از دنیای بیرون  نگه دارند. البته بسیار واضح و روشن هست که با این کارها راه بجایی نمی برند و بقول معروف آب در هاونگ کوبیدن هست . حال برای اثبات این موضوع و دلایل چنین عقب نشینی خانم مریم عضدانلو تحت عنوان اعلام مرحله تهاجم سیاسی لازم می بینم به نکاتی در این رابطه اشاره ای کوتاه و مختصر داشته باشیم .

یکم) این یک دور جرخش باطل می باشد

همانطور که در جریان هستید مسعود رجوی که بعد از آزادی از زندان ساواک شاه توسط قیام ضد سلطنتی مردم ایران ؛ بخاطر قدرت طلبی مفرطی که داشت ؛  سودای رهبری انقلاب مردم ایران را در سر می پروراند و به همین خاطر بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب در بهمن ماه سال پنجاه و هفت اعلام فاز سیاسی کرد و فکر می کرد بزودی می تواند مسیر انقلاب نو پای مردم را به نفع خودش تغییر دهد و به قدرت برسد اما بعد از دوسال و نیم فتنه انگیزی نه تنها به اهدافش نرسید بلکه بخاطر همین فتنه انگیزی هایش به شدت مورد تنفر مردم و گروههای سیاسی قرار گرفت . در نتیجه با رو شدن دست رجوی و مواجه شدن ایشان با دست رد از طرف مردم شریف ایران ؛ آن روی زشت و کثیف خودش را با اعلام فاز نظامی در سال شصت نشان داد و بعدش با فرار به فرانسه مرتبا وعده های پوشالی سرنگونی شش ماهه داد و بعد هم که با رفتن به عراق و نوکری برای صدام و شرکت در جنگ ایران و عراق بر علیه مردم ایران ؛ اوج دشمنی اش را نسبت به مردم ایران نشان داد و  حالا  بعد از  سقوط صدام و خروج خفت بار از عراق خانم ایشان تحت عنوان به اصطلاح رئیس جمهور مقاومت اعلام مرحله تهاجم سیاسی کرده است !!! که واقعا بسیار مضحک و خنده دار هست که دوباره می خواهند بعد ازتقریبا چهل سال برگردند به پله اول و اعلام مرحله سیاسی بکنند یعنی این یک دور باطل از فاز سیاسی تا فاز نظامی و بعدش دوباره  همان فاز سیاسی با اندکی بازی با کلمات تحت عنوان مرحله تهاجم سیاسی است که می خواهند  به خورد نیروهای نگون بخت مستقر در کمپ تیرانا بدهند .

دوم)رو شدن دست سازمان و عملکرد فرقه گرایانه اش 

همانطور که میدانید در سال پنجاه و هفت سازمان هنوز ناشناخته بود و مردم شناخت آنچنانی روی این سازمان و عملکرد رهبری اش  نداشتند لذا در اوایل اعلام فاز سیاسی از طرف رجوی این سازمان یک رشد بادکنکی کرد ولی دیری نپایید که این بادکنک ترکید و رجوی به فاز نظامی روی آورد و رودرروی مردم ایران به قدرتهای بیگانه آویزان شد ولی باز با آن همه حمایتهای بی دریغ مالی و نظامی صدام راه بجایی نبرد . حالا خانم ایشان چطوری بعد از رو شدن دست سازمان نزد مردم ایران به سبب خیانت های بیشمارش می خواهد با اعلام مرحله تهاجم سیاسی یعنی بهتر بگویم عقب نشینی و برگشت به سال پنجاه هفت سرنگونی را بقول خودش محقق کند ؟ 

سوم) وضعیت اسف بار

فرقه رجوی بعد از خلع سلاح و خروج از عراق در وضعیت فلاکت بار و در آستانه فروپاشی قرار گرفته است لذا به این خاطر به دستور اربابانش از روی ناچاری دست به این عقب نشینی از مواضع قبلی اش زده و اینطوری وانمود کرده که از استراتژی ترور و خشونت می خواهد فاصله بگیرد .

چهارم) فرار از پاسخگویی

خانم عضدانلو برای فرار از پاسخگویی به انبوه سولاتی نظیر اینکه رجوی کجاست و سرنگونی چی می شود و ارتش آزادیبخش بدون سلاح و و بدون حضور در عراق چی می شود که از طرف  نیروها مطرح شده است می خواهد بدین وسیله   وانمود کند  که هنوز مقاومت ادامه دارد و بنوعی با ترفند بتواند سر نیروها شیره بمالد و سوالات شان را بی پاسخ دور بزند و بحث را عوض کند .

پنجم) عقب تر از همه گروههای سیاسی

 رجوی بخاطر گذشته خیانت بارش و همچنین بخاطر تمامیت خواهی اش که نفرت همه گروههای سیاسی را بر انگیخته است ؛  اگر هم واقعا اکنون بخواهد با این اعلام به اصطلاح مرحله تهاجم سیاسی وارد فعالیت و مبارزه سیاسی گردد و از گذشته اش فاصله بگیرد . دیگر نمی تواند نه تنها بقول خودش تنها آلترناتیو باشد بلکه حتی بعنوان یک گروه سیاسی مطرح قابل حساب کردن باشد و به همین دلیل و بخاطر عدم برخورداری از یک جایگاه مشروع در بین اپوزیسیون داخل و خارج کشور در عقب همه این گروههای سیاسی قرار می گیرد که اصلا به حساب نمی آید و کسی بدان توجهی نمی کند.

ششم) نیروهای مسئله دار نمی توانند گذشته را به سادگی فراموش کنند

خانم عضدانلو می خواهند بدین وسیله نیروها را وادار کنند که  گذشته خیانت بار و سراسر جنایت سران فرقه و بطور خاص رهبری سازمان نسبت به مردم ایران و مردم عراق و نیروهای معترض سازمان را فراموش کنند و تنها با بیان تناقضات خود به آینده فکر کنند که اصلا چنین چیزی امکان ندارد و نیروها به هیچ وجهی نمی توانند گذشته پر از اشتباهات تاریخی و استراتژیکی و تصمیمات غلط شخص رجوی که منجر به کشته شدن انبوهی از نیروها گشته است را به سادگی فراموش کرده و از ذهن خود پاک نمایند و این  نه تنها یک امر بسیار محالی می باشد  بلکه اینبار نیروها نمی توانند بدون گرفتن جواب سوالات شان با این سازمان فرقه گرا ادامه دهند . بنابر این خانم عضدانلو نمی تواند به سادگی نیروها را وادار به فراموش کردن گذشته نماید .

هفتم) خارج از عراق و بدون حضور رهبری

نکته بسیار قابل توجه اینکه در سال پنجاه و هفت سازمان در اوج قدرت و توانایی بود و رجوی هم با برخورداری از اوج پتانسیل اعمال هژمونی و دیکتاتوری بالای سر نیروها بود و بعد هم که در عراق بقول خودش در جوار خاک میهن تحت حمایت صاحب خانه یعنی اربابش صدام ارتش کوچک مزدوری اش را تشکیل داده بود نتوانست راه بجایی ببرد . حال این خانم که توسط رجوی بطور باسمه ای در این سمت گمارده شده است و  اصلا بدلیل عدم سوابق تشکیلاتی اش نمی تواند جای خالی ایشان را پر کند ؛  چگونه می تواند در فقدان ایشان و خارج از عراق در دنیای آزاد ؛  با این گام بزرگ عقب نشینی به پله اول سکاندار این به اصطلاح مقاومت بشود و بقول خودش سرنگونی را محقق کند ؟ 

بنابر این ملاحظه می فرمایید که این اراجیف خانم عضدانلو تحت عنوان تهاجم سیاسی تبلیغاتی هست و بقول معروف باسیلی صورت خود سرخ کردن می باشد و از نظر بنده به دلایل مهم زیر این اراجیف سر هم بندی شده است 

۱) بخاطر مصرف داخلی و جلوگیری از یاس و سرخوردگی نیروها بعد از خروج از عراق و برای سرگرم کردن آنها با این بحث های پوشالی و جلوگیری از موج روز افزون ریزش نیرویی می باشد .

۲) بخاطر مصرف خارجی و پیام دادن به اربابان جدید خودش یعنی شیوخ مرتجع عربستان و اسرائیل و دیگر دول غربی که وانمود کند که از گذشته خودش یعنی مبارزه مسلحانه و استراتژی ترور و خشونت می خواهد فاصله بگیرد .

نتیجه اینکهاولا  خانم عضدانلو که بخاطر عدم سابقه اش و بخاطر منصوب شدن از طرف کسی که اکنون حضور فیزیکی ندارد نمی تواند در جایگاه رهبری این سازمان خود را جا بزند و اعلام مرحله کند و ثانیا اینکه در این شرایط اسف بار و بسیار وخیم همه جانبه سازمان حتی اگر خود رجوی هم حضور داشته باشد نمی تواند این خط بقول خودشان مرحله تهاجم سیاسی را پیش ببرد و کسی دیگر در مناسبات در فروپاشی اش تره خرد نمی کند و حتی دیگر اینکار ها برای در حد  سرخ نگه داشتن صورت فایده ای ندارد و بقول معروف دیگر دیر شده است و نمی توانند به سادگی با این ترفند های سوخته و تکراری کسی را بفریبند . 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27452

آیا مریم عضدانلو می تواند مثل رجوی در تشکیلات اعمال هژمونی کند؟ 

Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و یکم نوامبر ۲۰۱۶:… همانطور که همگان در جریان هستند مدتی هست که شائیه شده که مسعود رجوی مرده است و در این رابطه هرچند که سران فرقه هیچ موضعگیری نکرده اند ولی با پیام صوتی ندادن و عدم موضعگیری رجوی در مقابل رویداد مهمی مثل اخراج سازمان از عراق این شائیه مرگش قوت بیشتری گرقته است . حال با این … 

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

لینک به منبع

آیا مریم عضدانلو می تواند مثل رجوی در تشکیلات اعمال هژمونی کند؟

 همانطور که همگان در جریان هستند مدتی هست که شائیه شده که مسعود رجوی مرده است و در این رابطه هرچند که سران فرقه هیچ موضعگیری نکرده اند ولی با پیام صوتی ندادن و عدم موضعگیری رجوی در مقابل رویداد مهمی مثل اخراج سازمان از عراق این شائیه مرگش قوت بیشتری گرقته است . حال با این حساب فرقه رو به زوال رجوی بعد از خروج از عراق در کمپ تیرانا با بحران رهبری مواجه شده است و این دوعامل خروج از عراق و عدم حضور رجوی به عنوان رهبری ؛  باعث شده که جریان مسئله داری در تشکیلات قرون وسطایی سازمان فرقه گرا و تروریستی رو به افزایش است و به دنبال خودش موج ریزش نیرویی را افزایش خواهد داد . 

حال در این شرایط اسف بار و بسیار وخیمی که فرقه رجوی بدان دچار گشته است ؛ سوال اساسی این است که در چنین شرایطی مریم عضدانلو  می تواند نقش رجوی رادر تشکیلات بازی کند و جایگزینش گردد؟

از نظر بنده به هیچ وجهی ایشان  نه تنها نمی توانند جایگزین رجوی گردند بلکه این بحران رهبری و ابتری و بی دنباله بودن فرقه را دامن می زند و به اثبات می رساند  . و از نظر بنده  دلایل عدم توانایی مریم عضدانلو در جمع و جور کردن تشکیلات بحران زده رجوی  بقرار زیر می باشد:

یکم) عدم برخورداری ایشان از سابقه تشکیلاتی و انقلابی گری و سیاسی

همانطور که می دانید ایشان بعد از انقلاب ضد سلطنتی بخاطر برادرش محمود عضدانلو بعنوان هوادار سازمان بود و هیچ سابقه زندانی شدن هم در زمان شاه ندارد و بعد از انقلاب هم خانم عذرا علوی طالقانی با نام مستعار سوسن مسئولش بود . بنابر این ایشان از خیلی از زنان و مردان در تشکیلات کم سابقه تر می باشد . و در این رابطه ایشان از مهدی ابریشم چی و برادرش محمود عضدانلو و عباس داوری و خیلی از مردان و زنان دیگر کم سابقه تر و کم صلاحیت تر می باشد و نمی تواند در چنین جایگاهی قرار گیرد .

دوم) ایشان در اوخر سال شصت و سه خورشیدی با  را ه اندازی خیمه شب بازی مسعود رجوی تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیکی بدون طی کردن مدارج و مراحل تشکیلاتی در سازمان  توسط رجوی به عنوان همردیف مسئول اول سازمان که آنموقع خود شخص رجوی بود منصوب گردید که  قبل از این کار  بدستور رجوی  مریم از مهدی ابریشم چی طلاق گرفته و به خودش را به عقد  مسعود در آورد و خطبه عقد را هم بر خلاف روال عمومی خودش جاری کرد که بسیار عجیب و غریب بود . بدنبال این حرکت غیر تشکیلاتی و غیر معمول رجوی سران و کادر های بالای سازمان که در دفتر سیاسی سازمان بودند اعتراض کردند ولی رجوی برای سرکوب این اعتراضات دفتر سیاسی را منحل کرد و خودش را رهبر بلا منازع سازمان آن هم از نوع رهبر عقیدتی منصوب کرد و معترضان را خلع رده کرد که در این رابطه من یادم هست که  آقای علی زرکش هم که تا آنموقع فرمانده نظامی بالای سازمان در ایران بود بخاطر اعتراض به این مسئله توسط رجوی  خلع رده شد و تا زمان کشته شدنش در عملیات به اصطلاح فروغ به دستور رجوی  در قسمت ارکان قلعه اشرف بعنوان اچ یعنی در سطح هوادار مشغول فعالیت بود . 

سوم) ایشان به دستور رجوی در مقام مسئول اول و بعدش رئیس جمهور به اصطلاح مقاومت منسوب شده که در جریان هر کدام از این مدارج به مریم کلی اعتراضات در سازمان صورت گرفته است و کلی از نفرات بالای سازمان  بخاطر زیر بار نرفتن و عدم پذیرش این کار رجوی و قرار دادن مریم در جایگاه بالای سازمان به صورت باسمه ای ؛ خلع رده شده و یا زندانی و شکنجه و اعدام شده اند  که در این رابطه مهدی افتخاری با نام مستعار ناصر و ملقب به فرمانده فتح اله به خاطر عدم پذیرش هژمونی مریم ؛ به شدت مورد خشم وغضب رجوی قرار گرفت و مورد اذیت .ازار شدید قرار گرفت و بعدش هم به طرز فجیحی فوت کرد . و همچنین من یادم هست  که درست بعد از عملیات فروغ بود که رجوی با معرفی مریم بعنوان مسئول اول سازمان همه را شوکه کرد و بعدش در مقابل اعتراضات گسترده نیروها بجای اینکه به این سوال بحق نیروها که چرا مریم رجوی را در این مسند قرار داده است ؛ با دجالیت و شیادی مختص خودش گفت که ما نیروها باید به این سوال پاسخ دهیم که چرا مریم در این مقام قرار گرفته است ؟ وبعدش هم نشستهای طولانی برای توجیه این انتصاب و گماردن باسمه ای مریم گذاشت و همچنین من یادم هست که این خانم حتی بلد نبود چند کلمه در نشست های عمومی صحبت کند که باز من یادم هست یک بحث مسخره ای را که معلوم بود از قبل خود مسعود رجوی برایش تحت عنوان دو دستگاه تدوین کرده بود تا ایشان به اسم خودش آنرا برای ما مطرح کرده و توضیح دهد ولی ایشان نمی توانستند این بحث را خوب ارائه کنند و همه در نشست فهمیدند که این کار خودش نیست بلکه خود رجوی برای جا انداختن و غالب کردن ایشان به عنوان مسئول اول به نیروها این بحث را به او دیکته کرده است تا تحت عنوان یک بحث مهم انقلاب کذایی اش به خورد ما بدهد ولی ایشان با تپوق زدن در ارائه این بحث دیکته شده حسابی آبروریزی ببار آورد و خودش را لو داد که چیزی بارش نیست و صلاحیت قرار گرفتن در این جایگاه را ندارد .

بنابر این با توجه به دلایل بالا و بطور خاص بدلیل منصوب شدنش توسط شخص رجوی در این جایگاه ؛ حال با فقدان رجوی دیگر این انتصاب معنی ندارد و نمی تواند ادامه داشته باشد چون فرد منتصب کننده دیکر حضور فیزیکی ندارد و از طرفی هم دیگر ایشان نیستند که با شیادی و دیکتاتوری خاص خودش این انتصاب غیر قانونی و غیر تشکیلاتی را با زور و سرکوب شدید در تشکیلات حاکم کنند و مریم رجوی هم قادر نیست خودش را با زور در تشکیلات به عنوان رهبری و جایگزین مسعود غالب کند .

در پایان نتیجه گیری اینست که سازمان بعد از خروج از عراق و قوت گرفتن خبر مرگ رجوی دچار بحران رهبری شده است و درست به همین دلیل هم هست که مریم رجوی و دیگر سران فرقه از اعلام خبر مرگ رجوی بطور رسمی می ترسند و آنرا علنی نمی کنند تا از شتاب گرفتن ریزش نیرویی جلوگیری کنند ولی این سونامی که با خروج از عراق شروع شده دامنه اش گسترش خواهد یافت و دیر یا زود این  تشکیلات پوسیده رجوی را با خودش به قعر اقیانوس ها خواهد برد  و از نظر من این کمپ تیرانا آخرین سنگر این تشکیلات فرقه گرا و تروریستی می باشد . و مریم عضدانلو که خود را مریم رجوی می نامد و از طرف شوهر مفقودش منصوب شده است قادر به جمع و جور کردن تشکیلات زوار در رفته اش نیست و نمی تواند باشد .

*** 

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27360

توجیهات تکراری و ترفند های لو رفته فرقه در کمپ تیرانا 

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، چهاردهم نوامبر ۲۰۱۶:… رجوی برای توجیه شروح مبارزه مسلحانه و فرار از ایران می گفت می خواهد در اروپا بوسیله شورای به اصطلاح مقاومت و تیم های عملیاتی اش در داخل حکومت را در مدت حداکثر شش ماه سرنگون کند ولی چنین نشد. رجوی برای توجیه طلاق و ازداوج با مریم می گفت این سنت حضرت محمد (ص) بوده و من هم برای … 

مزدوران فرقه رجوی به خانواده گروگانهای کممپ لیبرتی حمله می کنندآیا رسالت خانواده ها در امر نجات فرزندانشان به پایان رسیده است ؟

لینک به منبع

توجیهات تکراری و ترفند های لو رفته فرقه در کمپ تیرانا

 در خبر ها آمده بود که سران فرقه به دستور مریم قجر که در فقدان رجوی سرکردگی فرقه را عهدار هست از مقر فرماندهی فرقه در اور سور واز شهر پاریس به کمپ تیرانا گسیل شده اند تا با توجیهات تکراری و ترفندهای لو رفته تشکیلات در حال فروپاشی را نجات دهند و به  نیروهای روحیه باخته و زوار در رفته و مسئله دار کمی روحیه تزریق نمایند و آنها را سر پا نگه داشته و از ریزش نیرویی جلوگیری کنند . 

اما همه بخصوص نیروهای سازمان بخوبی بیاد دارند که رجوی هرگاه که مثل حیوان نجیب در گل گیر کرده است و تحلیل های آبکی اش منجر به بن بست تشکیلاتی شده و باعث براه افتادن  جریان مسئله داری و ریزش نیرویی گشته است ؛ برای برون رفت از این مخمصه اقدام به برگزاری نشستهای طولانی مغز شویی و توجیهات مسخره و تکراری کرده است و همچنین به انواع و اقسام ترفندها و تهدیدات و ترساندن و حتی در بعضی مواقع به تشویق نیروها روی آورده است . برای روشن تر شدن این موضوع کافی است کمی به عقب برگشته و به چند نمونه از اینگونه توجیهات و تاکتیکهای شیادانه رجوی اشاره ای بیندازیم . 

یکم ) رجوی برای توجیه شروح مبارزه مسلحانه و فرار از ایران می گفت می خواهد در اروپا بوسیله شورای به اصطلاح مقاومت و تیم های عملیاتی اش در داخل حکومت را در مدت حداکثر شش ماه سرنگون کند ولی چنین نشد.

دوم) رجوی برای توجیه طلاق و ازداوج با مریم می گفت این سنت حضرت محمد (ص) بوده و من هم برای ضرورت رهبری سازمان این کار را کرده ام تا با تیز شدن رهبری سازمان سرنگونی محقق شود که در همین راستا بود که دفتر سیاسی سازمان را که متشکل از کادر های با سابقه تر از خودش بود منحل کرد .

سوم) رجوی برای توجیه رفتن به عراق و مزدوری اش برای صدام و شرکت در جنگ ایران و عراق بر علیه مردم ایران می گفت آمده است تا در جوار خاک میهن و بقول خودش در کوهستانها آتش بر افروزد و می گفت که می خواهد از بیرون به حکومت ضربه بزند و آنرا سرنگون کند و در این راستا فرقه اش را صلح طلب و حکومت ایران را جنگ طلب می دانست و می گفت که حکومت ایران هیچگاه پای میز مذاکره و صلح نمی آید و صلح طناب دار رژیم هست . 

چهارم) بعد از آتش بس جنگ ایران و عراق رجوی با ریختن نیروهای سازمان در تنور جنگ تحت عنوان عملیات فروغ که قتلگاه نیروهای سازمان بود و بیش از هزار و پانصد تن از نیروها کشته و مفقود شدند . و رجوی بعد از برگشت نیروهای لت و پار شده و زخمی به قرارگاه اشرف ؛ برای توجیه این تصمیم اشتباه و مهلکش همه نیروهای باقیمانده و مسئله دار  را در سالن اجتماعات اشرف جمع کرد و گفت عملیات فروغ بیمه نامه ارتش آزادیبخش بوده است و اینکه نتوانسته ایم از تنگه چار زبر عبور کرده و  سرنگونی را محقق کنیم؛  تقصیر نیروها بوده که در تنگه ایدئولوژیکی گیر کرده و وابستگی خانوادگی داشته اند   .

پنجم) رجوی برای توجیه راه اندازی طلاقهای اجباری و سرکوب و خفقان شدید در مناسبات سازمان می گفت این برای ضرورت سرنگونی هست و نیروها بایستی بجای عشق و علاقه به خانواده و زن و بچه و زندگی به من و مریم عشق بورزند و  مرا بعنوان رهبر عقیدتی بپذیرند تا  بتوانند سرنگونی را  محقق کنند .

ششم) رجوی بعد از اینکه همه  تحلیل ها و تابلو کشیدنهایش در دوران خاتمی پوچ از آب در آمد گفت این بخاطر این بوده که نیروها طعمه شده بودند و برای همین حدود چهار ماه و نیم در قرار گاه باقرزاده واقع در غرب بغداد خودش شخصا نشست گذاشت و با بدترین تهمت ها و کتک کاری ها و فحاشی ها به نیروهای مسئله دار ؛ گفت بریده نداریم و نمی توانیم داشته باشیم و در همین راستا برای تحت فشار قرار دادن نیروها نشستهای مغز شویی و تفتیش عقاید تحت عنوان عملیات جاری و غسل هفتگی را در مناسبات استالینی اش بر قرار نمود .

هفتم ) رجوی بعد از اینکه مریم رجوی را تحت عنوان رئیس جمهور برگزیده مقاومت به فرانسه فرستاد و گفت که ایشان موشک استراتژیکی مقاومت هست که از همانجا با محقق کردن سرنگونی به ایران می رود ولی چنین نشد و این موشک کمانه کرده و دوباره بر روی ساکنان قلعه  اشرف در عراق فرود آمد گفت دیگر مریم کارش در اروپا بپایان رسیده و ماموریتش را بخوبی انجام داده است و الان بایستی در عراق بالای سر ارتش آزادیبخش باشد تا  با آماده کردن این ارتش سرنگونی محقق سازد وبدنبال آن یک سری اقدامات سرکاری برای مشغول کردن نیروها از قبیل : دوران سین و سین آ و آ ۷۷ و غیره راه اندازی کرد . 

هشتم) بعد از سقوط صدام و لو رفتن فرار مریم رجوی به پاریس  بعد از دستگیری اش  و خلع سلاح ؛ که کلی از نیروها مسئله دار شده بودند سران فرقه گفتند که ما نیروها باید شرم  کنیم که هنوز زنده هستیم و مریم رجوی در پاریس دستگیر شده است و همچنین رجوی  در مقابل خلع سلاح شدن و اینکه چی شد که سلاحی را که روزی ناموس مجاهد خلق بود راحت و دودستی تقدیم ارتش آمریکا کرده است ؛ به دروغ  می گفت من اسب را داده ام تا صاحب اسب را حفظ کنم و در مقابل سوالات و تناقضات نیروها در رابطه با همکاری سازمان با ارتش آمریکا که روزی از نظر سازمان آمپریالیست جهانخوار  و ببر کاغذی بود و اصلا هدف بنیان گزاران سازمان مبارزه با امپریالیست جهانی به سرکردگی آمریکا و رژیم وابسته اش در ایران یعنی رژیم شاه بود ؛ می گفت ما اکنون در دوران گذار هستیم و بایستی کمر بندها را سفت کنیم و همانطوری که از سال پنجاه با ضربه به سازمان و دستگیری بنیان گزاران  تا سال پنجاه هفت به مدت هفت سال طول کشید تا رژیم شاه به نقطه سرنگونی برسد . الان هم باید صبر کنیم تا به نقطه سقوط رژیم ایران برسیم و در همین رابطه هم یک بند تحت عنوان بند  صاد به انقلاب کذایی مریم اضافه کرد و بعد ش گفتند به همین خاطر  ما باید در این شرایط با آمریکا حرکت موازی داشته باشیم که همان همکاری و نوکری برای ارتش آمریکا بخاطر  حفظ تشکیلات و ماندن در عراق بود .

حالا با خروج مفتضحانه سازمان از عراق  همه این تحلیلهای آبکی و توجیهات مسخره و ترفندها یش پوچ از آب در آمده است و نیروهای روحیه باخته و زوار در رفته و بشدت مسئله دار سازمان در ساختمانهای کمپ تیرانا هستند و دیگر از این ارتش به اصطلاح آزادیبخش در جوار خاک میهن هم چیزی بجز یک مشت نیروهای سالخورده و بیمار در کمپ تیرانا باقی نمانده است که رهبری این ارتش بی یال و دم و اشکم هم معلوم نیست مرده یا زنده باشد . لذا در این شرایط اسف بار و بسیار وخیم تشکیلاتی سران فرقه به تکاپو افتاده اند تا برای جلوگیری از ریزش عظیم نیرویی با گسیل شدن از فرانسه به آلبانی و بر قراری نشستهای تکراری و توجیهات مسخره و لو رفته نیروها را سر پا نگه دارند و از ریزش نیرویی جلوگیری کنند . ولی به نظر بنده که یکی از قربانیان این فرقه بوده ام که سالیان متمادی در این تشکیلات مخوف بهترین دوران زندگی ام را تلف کرده ام این بار دیگر سران فرقه  به دو دلیل اساسی  نمی توانند مثل گذشته با اینگونه توجیهات و ترفندها نیروها را سرکار گذاشته و چند صباحی بیشتر آنها را در تشکیلات سر پا نگه دارند . و این دو دلیل از نظر من به قرار زیر می باشد :

یکم) فقدان رجوی به عنوان رهبری این سازمان :

رجوی که خودش بعد سقوط صدام سرنوشت نا معلومی دارد و تازگی ها هم شایعه مرگش قوت گرفته است   لذا اکنون این سازمان با بحران رهبری مواجه هست و مریم رجوی هرچند سعی می کند که جای خالی ایشان را پر کند ولی همگان و بطور خاص همه نیروها در سازمان در جریان هستند که ایشان بطور باسمه ای توسط مسعود رجوی در این مسند قرار گرفته است و از لحاظ سابقه تشکیلاتی  و مبارزاتی و سواد سیاسی از خیلی از سران فرقه حتی از شوهر سابقش مهدی ابریشم چی بسیار پایین تر می باشد و به همین منظور نمی تواند آن اعمال نفوذی را که مسعود رجوی در مناسبات سازمان داشت و منحصر به فرد بود ؛ داشته باشد

دوم) این تشکیلات دیگر در عراق و بقول خودشان در جوار خاک میهن نیست و بدنبال آن هم ارتشی تحت عنوان ارتش آزادیبخش دیگر وجود خارجی ندارد بنابر این بخاطر همین  نیروها انبوهی سوال دارند که در این شرایط  سرنگونی چه می شود  .

حال سران فرقه می خواهند با توجیهاتی مثل اینکه ما توانسته ایم فرماندهان را از عراق بیرون کشیده و تقریبا تمام تشکیلات را یکجا به آلبانی منتقل کنیم پیروزی بدست آورده ایم و حالا هم با تهاجم سیاسی می خواهیم رژیم را به نقطه سرنگونی برسانیم که به هیچ وجه دیگر این توجیهات خریدار ندارد و این تشکیلات روبه زوال و فروپاشی را نجات نمی دهد .

*** 

Prevent Suffolk Conference 22 March 2016Anne Singleton, Prevent Suffolk Conference 22 March 2016
From Attraction to Action — How Young People Are Radicalized 

Massoud Khodabandeh: The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy:
Methods of Information Manufacture

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27216

چه آینده ای برای فرقه رجوی متصور است؟ 

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، سی و یکم اکتبر ۲۰۱۶:… به نظر بنده سازمان مجاهدین خلق ایران که روزی توسط بنیان گزاران تاسیس شد و بعدش توسط رجوی تبدیل به یک فرقه تروریستی و یک باند مافیایی خطر ناک گشت اکنون در وضعیت بسیار بدی قرار دارد و هیچ آینده روشنی برایش متصور نیست و برای اثبات این ادعا و روشنتر شدن موضوع به پارامترهایی که در بی آیندگی فرقه نقش اصلی … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشاین روزهای سیاه فرقه رجوی

لینک به منبع

چه آینده ای برای فرقه رجوی متصور است؟

به نظر بنده سازمان مجاهدین خلق ایران که روزی توسط بنیان گزاران تاسیس شد و بعدش توسط رجوی تبدیل به یک فرقه تروریستی و یک باند مافیایی خطر ناک گشت اکنون در وضعیت بسیار بدی قرار دارد و هیچ آینده روشنی برایش متصور نیست و برای اثبات این ادعا و روشنتر شدن موضوع به پارامترهایی که در بی آیندگی فرقه نقش اصلی را دارند را بطور مختصر بدانها اشاره می کنم.

یکم) رهبری مسعود رجوی :

مسعود رجوی که با خیانت به بنیان گزاران سازمان رهبری مادام العمر سازمان را بدست گرفت بخاطر ویژگی قدرت طلبی مفرطی که داشت در تشکیلات سازمان دیکتاتوری و خفقان را به سبک استالینی به اوج رساند تا بتواند رهبری مادام العمری یا به بقول خودش رهبری عقیدتی اش را بر نیروهای سازمان تحمیل کند . ولی ایشان این فضای خفقان و سرکوب شدید را به کمک صدام دیکتاتور سابق عراق در مناسبات حکمفرما کرده بود و بعدش دیگر نه تنها  نمی توانست بطور مطلق این کار را ادامه دهد بلکه خودش هم با سقوط صدام بخاطر حفظ جانش و فرار از پاسخگویی به مخفیگاه رفت و الان هم بعد از اینکه بیش از یک دهه از مخفی شدنش می گذرد شایعاتی مبنی بر مرگش وجود دارد . و این شایعه مرگش با پیام ندادنش بخاطر واقعه مهمی همچون خروج سازمان از عراق قوت بیشتری گرفت . خوب حالا با این حساب عملا فرقه رجوی بی رهبر شده و از آنجاییکه رهبری رجوی منحصر به فرد بود و این  رهبری فرقه بی دنباله و ابتر هست دیگر نمی توان برای این فرقه آینده ای روشن تصور کرد و این جزء نا ممکن ها می باشد و درست به همین دلیل هست که سران فرقه رجوی و بطور خاص مریم رجوی در مقابل خبر مرگش تا کنون  سکوت اختیار کرده و هیچ موضع گیری نکرده اند. چون می دانند که با تایید این خبر  دیگر سنگ روی سنگ   در تشکیلات رو به زوال فرقه بند نمی شود و روند  فروپاشی اش سرعت بیشتری می گیرد . بنا براین فرقه رجوی اکنون عملا بدون رجوی شده است

دوم) خروج از عراق:

پارامتر مهم دیگر اینست که رجوی که با رفتن به عراق و سوار کردن استراتژی اش روی جنگ ایران و عراق می خواست بقول خودش سرنگونی را محقق بکند ؛ اکنون با از دست دادن حمایتهای همه جانبه صدام حسین و خلع سلاح و از دست دادن پایگاه استراتژیکی اشرف و نهایتا هم با خروج خفت بار از عراق و رفتن به کمپ پناهندگی تیرانا عملا دیگر این تشکیلات به مرده متحرک تبدیل گشته است و نه تنها دیگر هیچ کارایی ندارد بلکه بی آیندگی و فروپاشی اش در چشم انداز بسیار نزدیکی قرار گرفته است .

سوم) وضعیت ارتش به اصطلاح آزادیبخش :

رجوی که با رفتن به عراق به دستور صدام ارتش به اصطلاح آزادیبخش را که در حقیقت ارتش کوچکی در خدمت صدام بود که ماموریت اصلی اش تحت عنوان عملیات سرنگونی ؛  کشتن سربازان بی گناه در مناطق مرزی و خمپاره باران مناطق مسکونی و مورد هدف قرار دادن مناطق غیر نظامی و کشتن ساکنان بی دفاع آن بود . و همچنین ماموریت دیگرش در عراق تحت عنوان سلسله عملیات مروارید ؛  کردکشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق برای حفظ و نجات صدام از سرنگونی بود . و رجوی همواره در نشستهای عمومی با لباس نظامی و با کلت و یا شمشیر بدست می آمد و قدرت نمایی می کرد و خلاصه به این ارتش به اصطلاح آزادیبخشش می نازید و روی آن برای تحقق سرنگونی حساب ویژه ای باز کرده بود و فرقه تروریستی تحت رهبری اش را تنها آلترناتیو می نامید و دیگران را خائن و سازشکار خطاب می کرد و آنها را تهدید به قتل می کرد  . اکنون این ارتش به اصطلاح آزادیبخش با از دست دادن سلاح و پایگاه استراتژیکی اشرف و خروج از عراق تبدیل به یک شیر بی یال و دم و اشکم شده است که اکثریت نفراتش هم سالخورده و بیمار هستند و در کمپ تیرانا در کشور آلبانی این ارتش  عملا دیگر تبدیل شده است به خانه سالمندان و هیچ کارایی دیگر ندارد . و فرقه رجوی هم دیگر حتی نمی تواند با انقلاب کذایی مریم این ارتش را سر پا نگه دارد و این انقلاب کذایی مریم هم عملا کارایی اش را در امر مغز شویی و تفتیش عقاید نیروها از دست داده است .

چهارم) وضعیت استراتژی فرقه :

فرقه رجوی با دنبال کردن استراتژی خشونت و ترور تحت عنوان مبارزه مسلحانه و مقاومت می خواست به خیال ابلهانه اش سرنگونی را با این استراتژی محقق کند ولی عملا بعد از بر قراری آتش بس در جنگ ایران عراق و پوچ از آب در آمدن تحلیل آبکی رجوی مبنی بر اینکه صلح طناب دار رژیم ایران هست و هیچوقت پای صلح و آتش بس نمی آید و همچنین به دنبال تصمیم شتابزده رجوی مبنی بر ریختن نیروهای سازمان در تنور جنگ و با کمترین آمادگی نظامی فرستان نیروها به  عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان و شکست نظامی سخت در آن ؛ عملا دیگر شکست این استراتژی مشخص بود و مثل روز روشن بود که دیگر این استراتژی کارایی ندارد و کشتی استراتژی رجوی به گل نشسته و شکست خورده است ولی رجوی برای مصرف داخلی و تزریق روحیه به نیروهای مسئله دار و روحیه باخته و وارفته این ارتش نم کشیده اش همواره تحلیل می کرد که این آتش بس نا پایدار هست و رژیم ایران هیچگاه پای قرارداد صلح پایدار نمی آید و جنگ دوباره شروع می شود و ما به صفت ارتش آزادیبخش برای عملیات سرنگونی فروغ ۲ می رویم و یا با آمدن خاتمی می گفت این برای رژیم ایران جام زهر هست و خاتمی به دور دوم نمی رسد و ما رژیم را سزنگون می کنیم و در این رابطه هم یک سری اقداماتی برای سرکار گذاشتن و سرگرم کردن نیروها انجام داد که از جمله آنها راه آندازی دوران ” آ ۷۷″ و ” سین آ ” و راهگشایی و تکاوری و عملیات داخله تحت عنوان دوران شش ماهه ” سین” و همچنین انواع اقسام مانور های پوشالی و راه اندازی طلاقهای اجباری  تحت عنوان انقلاب کذایی مریم با اضافه کردن بندهایش بطور مستمر و با راه اندازی نشستهای مغز شویی و تفتیش عقاید تحت عنوان عملیات جاری و عسل هفتگی بودند که رجوی می خواست بدین وسیله وانمود کند که هنوز استراتژی اش کارایی اش را از دست نداده است ولی با سقوط صدام و بعدش هم خلع سلاح و نهایتا با ترک عراق عملا دیگر این استرتژی تقش در آمد و برای همگان از جمله نیروهای سازمان معلوم گشت که دیگر استراتژی مبارزه مسلحانه شکست خورده است و به بن بست رسیده است . لذا با این حساب هر چند که سازمان علنا هنوز به شکست این استراتژی اعتراف نکرده است ولی عملا دیگر این استراتژی کارایی اش را بطور کامل از دست داده است .

نتیجه اینکه حال سازمان به اصطلاح مجاهدین اکنون بدون مسعود رجوی و خارج از خاک عراق و با ارتش بی سلاح و از کار افتاده و استراتژی شکست خورده در کمپ پناهندگی تیرانا چه آینده ای می تواند داشته باشد؟ بنابر این هرجند که سازمان موفق شد فرماندهان جنایتکارش را فراری دهد و تشکیلاتش را تقریبا به یک جا منتقل کند و اینر ا برای خودش پیروزی قلمداد کند و مریم رجوی خروج از عراق  چشن گرفته تا به اسراییل و شیوخ مرتجع عربستان چشمک و چراغ بزند که روی ارتش زوار در رفته اش حساب کنند و او را در امر تحقق سرنگونی یاری کنند .  ولی نهایتا این تشکیلات پوسیده با این وضعیتی که در بالا بدان اشاره کردم دوام چندانی نخواهد داشت و بطور کامل فرو می پاشد .

*** 

آرم سازمان تروریستی مجاهدین خلق و سناتور فاسد امریکایی مناندزچه کسی مخارج روسپیان زیر سن قانونی لابی رجوی در سنای امریکا را داده است؟ (سناتورتان هم که تو زرد بود)

ویلپنت خالى از ایرانى چه معنایى دارد خانم رجوى

تماشاچیان لهستانی اجاره شده برای بزک مریم قجر عضدانلو رجویA terrorist funded trip – Mojahedin Khalq planned to take Polish students to Berlin

شوی مریم رجوی برلینسفر بخرج تروریستها، مجاهدین دانشجویان لهستانی را به برلین بردند

*** 

همچنین:

جنگ داخلی سوریه و موضع‌گیری های فرقه رجوی

 Ali Jahaniعلی چهانی، وبلاگ آیینه، هفتم می ۲۰۱۶:… اکنون سوالم از خانم مریم عضدانلو رییس جمهور مادام العمر و منصوب شده از طرف شوهر فراری اش آقای رجوی که خودش را رهبر عقیدتی مادام العمر می پندارد ؛ اینست که آخر مسایل سیاسی و جنگ داخلی سوریه و سرنوشت مردم این کشور و کشور عراق چه ربطی به شما دارد؟ و مگر شما خو
 
 
Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، دوم می ۲۰۱۶:… اصولا فرقه رجوی و بطور خاص رهبری این فرقه تروریستی سعی می کند که با عوامفریبی و شیادی خاص خودش برای مصرف داخلی و مشغول کردن نیروهای سازمان به شیوه های گوناگون متوسل شود . که از جمله این شیوه ها اعلام پیروزی های پوشالی مقاومت که همان اسم مستعار سازمان فرقه گر
 
 
Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۶:… در پایان در آستانه روز جهانی کارگر ضمن تبریک به همه کارگران و زحمتکشان ایران و جهان ؛ باید به سران فرقه رجوی و بطور خاص عباس داوری جنایتکار یادآوری کنم که مردم ایران و بطور خاص کارگران و زحمتکشان ایران نه تنها هیچ ارزشی برای اراجیف شما و فرا خوان