سرانجام رجوی مجبور شد بگوید درباره خانواده ها دروغ گفته است

سرانجام رجوی مجبور شد بگوید درباره خانواده ها دروغ گفته است

اولین شب تحصن خانواده ها کمپ لیبرتی دهم ژوئن 2015انجمن نجات، مرکز مازندران، بیست و هشتم ژوئن 2015:… در این مقاله رجوی به صراحت اعتراف می کند که مراجعه کنندگان مادر و پدر پیری هستند که به دیدار فرزند خود آمدند یا دختر و پسری هستند که پدر یا مادر خود را از خردسالی ندیده اند و خواهر یا برادر و در یک کلام اقوام درجه یک اعضای فرقه هستند . اما رجوی که نمی تواند از خوی پلید خویش دست بردارد ، به مادر پیر احمد عبدی که با کهولت سن روزها …

خانواده ها بیرون کمپ لیبرتیگناه این مادر هضم نکردن مناسبات فرقه ای، ونفی عواطف مادرانه است! – قسمت اول

لینک به منبع

سرانجام رجوی مجبور شد بگوید درباره خانواده ها دروغ گفته است

سال هاست که خانواده های اعضای فرقه برای ملاقات با فرزندان شان به پشت سیاج ها و دیوارهای قرارگاه و کمپ فرقه مراجعه می کنند تا شاید به آنچه که حداقل حقوق یک انسان است یعنی دیدار با فرزند شان برسند . آنها در پی مانع تراشی های مستمر و ضد انسانی رجوی ها بارها و بارها گفتند که خواسته شان تنها و تنها یک موضوع انسانی و عاطفی و خارج از مدار سیاسی است و برای آن که رجوی ها به بهانه های شیطانی مانع از دیدار نشوند حتی گفتند حاضرند فرزندان خود را از پشت سیاج و دیوار و از فاصله چند متری هم ببینند برای شان کافی است.

اما رجوی بدلیل خوی ضد انسانی از یک سو و از سوی دیگر به علت ایجاد ساختار فرقه ای که اولین الزام آن دور کردن اعضای فرقه از بیرون و خارج از فرقه می باشد از ملاقات وحشت دارد . او می‌داند که انجام ملاقات به معنای نابودی فرقه اوست چرا که اولا احساسات و عواطف انسانی که او سال ها با مغزشویی های مستمر و فشارهای سنگین و غیر انسانی تشکیلاتی تلاش بر مهار و از بین بردن آن در اعضا نموده بود ، دوباره زنده می شد . ثانیا رسیدن هر ذره نور حقیقت از بیرون به درون فرقه سیاه رجوی ، باعث روشن شدن اذهان اعضای از دنیا بی خبر و در اوهام نگه داشته شده فرقه خواهد شد . و این دو یعنی آغاز فروپاشی .چون در شرایطی که رجوی با تمام قدرت مانع از ملاقات می شود ، فرار از فرقه به یک روند بلا انقطاع تبدیل گشته است ، چه رسد به اینکه اعضا عواطف شان زنده و ذهن شان نسبت به واقعیت آگاه گردد .

رجوی کذاب در راستای ممانعت و مانع تراشی برای انجام ملاقات ، خانواده ها را مورد بدترین توهین و تهمت ها قرار داده دستور حمله فیزیکی به آنان را نیز صادر کرد که باعث زخمی شدن تعداد زیادی از خانواده ها شد . او در دستگاه تبلیغاتی دروغ پرداز خود نیز مدعی بود که مراجعه کنندگان نه اعضای خانواده بلکه نفراتی از وزارت اطلاعات ایران یا نیروی قدس سپاه پاسداران هستند !!

اما سرانجام رسید روزی که کذاب کبیر یعنی رجوی خائن ناچار گردید تا اعتراف کند مراجعه کنندگان فقط و فقط اعضای خانواده نفرات فرقه هستند . رجوی ها در مقاله ای با عنوان «مادر!! يا گرگ در لباس ميش؟» که برای رد گم کنی آن را از قول یکی از اعضای اسیر خود به نام احمد عبدی که در زمان جنگ سرباز بود و توسط نیروهای عراقی اسیر شده و رجوی او را از اردوگاه اسیران جنگی صدام به قرارگاه فرقه برده بود ، در سایت های خود درج کردند .

در این مقاله رجوی به صراحت اعتراف می کند که مراجعه کنندگان مادر و پدر پیری هستند که به دیدار فرزند خود آمدند یا دختر و پسری هستند که پدر یا مادر خود را از خردسالی ندیده اند و خواهر یا برادر و در یک کلام اقوام درجه یک اعضای فرقه هستند . اما رجوی که نمی تواند از خوی پلید خویش دست بردارد ، به مادر پیر احمد عبدی که با کهولت سن روزها و ماه ها در گرما و سرما پشت درب اشرف ماند تا شاید فرزندش را ملاقات کند ، توهین کرده و تلاش می کند با نوشتن مطالبی در ظاهر از قول پسر ، قلب این مادر را به درد آورد . رجوی وقتی می بیند نمی تواند این گونه وانمود کند که مراجعه کنندگان اعضای وزارت اطلاعات یا نیروی قدرس بوده بلکه اعضای درجه یک خانواده نفرات فرقه هستند ، تلاش می کند تا به نوعی آنها را جزء نیروهای اطلاعاتی یا نظامی ایران جا بزند و از این طریق فریبکاری خود برای ممانعت از ملاقات را ادامه بدهد . در مقاله مذکور نیز او با دروغ های شاخدار دنبال این خط است و در قسمتی از این مقاله از قول فرزند این مادر می‌تویسد ، « طبق خبر دقيقي كه از يكي از دانشجويان خط امامِ هم كيش مادرم داشتم, بعد از سي خرداد1360 [مادرم] به همكاري تمام عيار با وزارت اطلاعات كشيده مي شود»

از قدیم گفتند که دروغگو فراموش کار است چه رسد به رجوی که دروغگویی کار روزمره اش می‌باشد . او فراموش کرده که وزارت اطلاعات ایران در سال 1363 ایجاد گردیده و در سال 60 وزارت اطلاعاتی وجود نداشت تا این مادر با آن همکاری کند .

رجوی تلاش کرد دروغ قبلی خود مبنی بر اینکه خانواده ای در کار نیست را با چسباندن خانواده ها به وزارت اطلاعات جبران کند اما بار دیگر رجوی از حول حلیم در دیگ افتاده است .

رجوی باید بداند :

خانواده ها دست او را خوانده و دیگر مرعوب تبلیغات او نخواهند شد . همین که رجوی مجبور شد بپذیرد مراجعه کنندگان اقوام درجه یک اعضای فرقه هستند نشان از این دارد که روز رسیدن خانواده ها به خواسته به حق خود یعنی ملاقات حضوری خیلی نزدیک است . بنابراین باید این پیروزی بزرگ را به خانواده ها تبریک گفت

با آرزوی محقق شدن هر چه سریعتر خواسته به حق آنان که حداقل حقوق به رسمیت شناخته شده انسان ها در همه جوامع است .

کیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

تیرانا ژوئیه 2014فوبیای جداشدن و ترس رجوی از جداشده ها

اولین شب تحصن خانواده ها کمپ لیبرتی دهم ژوئن 2015رجوی ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق را با منع ارتباط با خانواده شکنجه میکند (نامه ای به حیدر العبادی نخست وزیر عراق)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19382

پایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

انجمن نجات، مرکز مازندران، بیست و دوم ژوئن ۲۰۱۵:…  آنها که خود از عوامل شهید شدن بسیاری از فرزندان ایران و منجمله شهدای عملیات کربلای ۴ می‌باشند ، در ادامه خوش خدمتی برای اسرائیل و دشمنی با ملت ایران و ارزش های آنان ، با بی شرمی تمام مراسم به یاد ماندنی تشیع ۲۷۰ شهید را «کارناوال استخوان» نامیدند تا در خیال شیطانی خود ، در قبال این اقدام از اربابان صهیونیست خود ، تکه استخوانی …

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویخبرگزاری مهر: غوغای شاعران برای غواصان شهید/ «زخم‌ها جانی بگیرد کاش!»

لینک به منبع

رجوی های شقاوت پیشه بخاطر شهید شدن غواصان ایرانی رقص و پایکوبی کردند

بدنبال کشف پیکر پاک شهدای غواص مربوط به عملیات کربلای ۴ ، ناگهان پارامتری وارد صحنه ایران شد که آن چنان تاثیر گذار و با اهمیت بود که دوست و دشمن را به حرف زدن واداشت و هیچ کسی چه از بهترین رهروان آن شهدا تا خبیث ترین دشمنان آرمان های آنان ، نتوانست از کنار این موضوع بگذرد و هر کس به فراخور حال خود موضعی گرفت .

در یک سو مردم ایران ، از هر سلیقه و گرایش سیاسی نسبت به این موضوع برخوردی مملو از ارادت و عشق داشتند و پاک ترین احساسات خود را نثار آنان کردند که اوج این جریان در روز سه شنبه و در حضور پرشور مردم تهران در مراسم تشیع این پیکرها خود را نشان داد . موج جمعیت از جوان تا پیر ، از مرد تا زن ، از کم سواد تا تحصیل کرده ، از نظامی تا غیر نظامی ، از کارمند و کسبه تا جوانان عاشق ورزش و تفریح و خلاصه ا زهر قشر و سنی صحنه بیاد ماندی دیگری در تاریخ ایران آفرید .

در سوی دیگر اما برخورد دیگری هم وجود داشت ، دشمنان آرمان های این شهدا و کسانی که با کل نظام مشکل دارند ، می خواستند از صاحبان شهدا ، از مردم و کشوری که این شهدا برای آنان شهید شدند ، از آرمانی که این شهدا در مسیر آن به شهادت رسیدند و از کسانی که راه شهدا را ادامه می دهند انتقام بکشند . آنها تلاش کردند ، حضور این شهدا را در روزی که ایران و ایرانی به آن نیاز داشت ، به برگی علیه ایران تبدیل کنند .

با این حال این اشخاص و گروه ها ، با تمام دشمنی شان با مردم ایران نه تنها نتوانستد به این شهدا توهین کنند بلکه بدلیل عظمت این شهدا ، تلاش کردند اهداف شوم خود در ایجاد تفرقه و شکاف بین آحاد ملت و ایجاد حس بدبینی نسبت به فرماندهان نظامی کشور به صورت سوار شدن بر موج احساسات پاک مردم دنبال کنند .

در این بین تنها و تنها فرقه رجوی خباثت را از حد گذرانده و با وقاحت ، به شهدا توهین نمودند .

تصویر مریم قجر هنگام دادن فرمان آتش بر علیه نیروهای ایرانی در عملیات مرصاد

آنها که خود از عوامل شهید شدن بسیاری از فرزندان ایران و منجمله شهدای عملیات کربلای ۴ می‌باشند ، در ادامه خوش خدمتی برای اسرائیل و دشمنی با ملت ایران و ارزش های آنان ، با بی شرمی تمام مراسم به یاد ماندنی تشیع ۲۷۰ شهید را «کارناوال استخوان» نامیدند تا در خیال شیطانی خود ، در قبال این اقدام از اربابان صهیونیست خود ، تکه استخوانی بابت به درد آوردن دل مردم ایران بگیرند و به این ترتیب بار دیگر اثبات کنند که حتی در بین دشمنان ایران نیز خبیت ترین آنها می باشند .

فرقه رجوی از سال ۱۳۶۱ به صورت غیر رسمی و از سال ۱۳۶۲ به صورت رسمی در خاک عراق مستقر شد و از سال ۱۳۶۵ با ورود رجوی و دیدارش با صدام این حضور علنی گردید .

مزدور مسعود رجوی و صدام حسین جانی

رجوی در ملاقات با صدام دیکتاتور

آنها علاوه بر نقش ارتش اختصاصی برای صدام و حمله به نیروهای مدافع ایرانی در مرزها و در داخل خاک ایران، همکاری های وسیع اطلاعاتی با نیروهای عراقی داشته و از طریق دیدبانی، شنود بی سیمی، تخلیه تلفنی، کار روی عکس های هوایی، به اسارت گرفتن سربازان ایرانی و تخلیه اطلاعاتی آنان و برخی شیوه‌های دیگر، اطلاعات مهمی را توسط برخی سران و فرماندهانش همچون شخص رجوی، مهدی ابریشمچی، عباس داوری، ابراهیم ذاکری، معصومه ملک محمدی و … در اختیار فرماندهان عراقی قرار می دادند که فیلم ها و مدارک آن موجود است .

فیلم یکی از جلسات رجوی با سرلشکر طاهر عبدالجلیل حبوش

در عملیات کربلای ۴ نیز علاوه بر همکاری های اطلاعاتی ذکر شده ، فرقه رجوی دست به اقدام جاسوسی مشخص تری نیز زدند . خبرگزاری فارس در خبری در این رابطه افشا کرد که یک روز قبل از آغاز عملیات، دو تیم شناسایی و جاسوسی وابسته به فرقه در اطراف پرشین هتل آبادان دستگیر شدند که اطلاعات به‌دست‌آمده از این نفرات ، حاکی از جاسوسی گسترده آنان از تحرکات عملیاتی نیروهای ایرانی بود .

دور نیست روزی که رجوی ها باید پاسخگوی جنایت ها و خیانت های خود باشند.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19247

بمناسبت ۱۷ ژوئن و خودسوزی در فرقه رجوی

انجمن نجات، مرکز مازنداران، هجدهم ژوئن ۲۰۱۵:… صدیقه مجاوری و ندا حسنی دو عضو فرقه رجوی بودند که پس از سال ها نگهداری در شرایط انزوا و فشار و شست و شوی مغزی به اروپا انتقال داده شده بودند. به دنبال دستگیری مریم رجوی و چند تن از سرکردگان فرقه رجوی از سوی پلیس فرانسه ، فرماندهان فرقه این دو زن را وادار کردند به نشانه اعتراض ، خود سوزی کنند. آنها قربانی شدند تا …

جنایات داعش و مجاهدین یکی است؛ آتش زدن انسانها توسط رجوی و بغدادی

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

لینک به منبع

بمناسبت ۱۷ ژوئن و خودسوزی در فرقه رجوی

از روزهای اولیه تاسیس سازمان مجاهدین خلق ، آنها ارتباطات درونی بسته ای داشته اند ، ولی این امر در اواسط دهه ۱۹۸۰ بعد از اینکه رهبران گروه و بسیاری از اعضا به پاریس نقل مکان نمودند به موضوعی خبیث تر تبدیل شد. سازمان مجاهدین خلق خودکشی را تحسین می کند ، مسعود رجوی ظاهراً تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق را “شهدای زنده” نامیده ، و خودسوزی معمول ترین نوع خودکشی در سازمان است. برای مثال ، در سال ۲۰۰۳ ، تقریبا ۱۰ خودسوزی در اعتراض به دستگیری مریم رجوی در پاریس صورت گرفت که در نهایت موجب کشته شدن دو نفر از افراد این سازمان شد. سازمان مجاهدین خلق همچنین از تهدید به خودسوزی به عنوان یک ابزار در مذاکره با JIATF ، با کاوش گران انگلیسی ، و با فرانسه استفاده نموده است. اعضای سابق این سازمان اشاره می کنند که یک تعداد از اعضای سازمان مجاهدین خلق نیز بخاطر اینکه از خروج آنان از سازمان جلوگیری می شد اقدام به خودسوزی کردند و دلیل مرگ اعضای نافرمان که در زیر شکنجه کشته شده بودند نیز خودکشی اعلام گردیده بود. اینها گوشه هایی از گزارش انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی (RAND) که یک مرکز تحقیقات و برنامه ریزی است و از جانب دولت فدرال آمریکا تأمین مالی می شود و مورد حمایت دفتر وزیر دفاع ، ستاد مشترک ، فرماندهی نبرد متحد ، نیروی دریایی ، سپاه تفنگداران دریایی ، آژانس های دفاعی ، و جامعه اطلاعاتی دفاعی تحت قرارداد W74V8H-06-C-0002 می باشد در مورد خودسوزی در این فرقه انجام پذیرفته است. حال به این سخنان مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین توجه کنید که گزارش رند را مورد تأیید قرار داده و هر نوع شکی را در رابطه با این موضوع از بین می برد :

ما با خود سوزی ها ” مقامات قضایی فرانسه ” را وادار به عقب نشینی کردیم . ( پیامهای تصویری از اورسورآواز )

در دفاع از ” قرارگاه اشرف ” ، ” خودسوزی ” ، کمترین بهایی است که باید برای آن پرداخت . ( پیامهای تصویری از اورسورآواز )

اعضاء باید به آن مرحله رسیده باشند که بدون طرح هیچ گونه سوالی برای ” رهبری ” بمیرند و اگر ” زنده ” بمانند ، باید مورد حسابرسی قرار بگیرند . ( نشست های باقر زاده )

کشته شدن در راه رهبری ، ارزش الهی نزد خداوند محسوب می شود . ( نشست های باقر زاده )

صدیقه مجاوری و ندا حسنی دو عضو فرقه رجوی بودند که پس از سال ها نگهداری در شرایط انزوا و فشار و شست و شوی مغزی به اروپا انتقال داده شده بودند. به دنبال دستگیری مریم رجوی و چند تن از سرکردگان فرقه رجوی از سوی پلیس فرانسه ، فرماندهان فرقه این دو زن را وادار کردند به نشانه اعتراض ، خود سوزی کنند. آنها قربانی شدند تا جسد متحرک شبح گونه ای که در زندان فرانسه گیر افتاده بود ، از بند بگریزد. مریم رجوی فردی خودخواه و مریض احوال و بی آبروست که اکنون پایکوبان بر جنازه صدیقه مجاوری و ندا حسنی می خندد و به خیانت ادامه می دهد. اما بشنویم از کشته شدگان روز ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ که به دستور مستقیم رهبران این فرقه دست به خودسوزی زدند تا امروزه مریم رجوی بتواند در مراسم های مختلف همچون ویلپنت که در ۱۳ ژوئن برگزار گردید آزادنه قدم بزند و به سخنرانی بپردازد.

۱ – صدیقه مجاوری ؛

صدیقه مجاوری متولد ساری در مناسبات فرقه قیافه ای خسته و شکننده ای داشت . چهره ای زردگونه و بی رمق ، چشمان خسته و خواب آلود داشت. بسیار آرام و نرم صحبت می کرد. او سعی می کرد در مناسبات سازمان مثل کسان دیگر سرسخت و خشن باشد تا رده تشکیلاتی بیشتری بدست آورد. راه رفتنش آرام و شمرده بود. مثل کسانی که ناراحتی کشاله ران دارند، راه می رفت.

روزی که تشکیلات مافیایی و فرقه گرای مجاهدین خلق دچار ضربه خرد کننده و کمر شکن از طرف پلیس فرانسه شد. این حادثه و این روز که برای خیلی ها جای خوشحالی داشت بخاطر اینکه این گروه جنگ طلب و متجاوز به حقوق انسانها ، دچار ضربه کاری شده بود چون رهبر ریاکار و حرّاف و دروغگوی آن یعنی مریم رجوی و با همراهانش دستگیر شده بودند ، ولی برای افراد درون سازمان زمان امتحان پس دادن بخاطر قول و قرار های سرسپردگی که داده بودند و بر اثر شستشوی مغزی دچار عدم تعادل روانی بودند و قدرت تصمیم گیری را به هیچ وجه نداشتند، بود. روز شوم و بد یمنی بود. روز امتحان پس دادن ، روز نشان دادن رفع کمبودها و ضعف ها ، و پرداختن بدهکاریهایی که هر کدامشان به رهبر همیشه طلبکارشان داشتند.

در این روز بخاطر آزادی مریم رجوی ، دستور تشکیلاتی را باید اجرا می کردند و گرنه مورد طعن و لعن و آزار روانی قرار می گرفتند. بر روی خودشان بنزین ریختند و خودشان را به آتش کشیدند ، سوختند و سوختند. کسی چه می داند در میان شعله های آتش پشیمانی به سراغشان نیامده باشد. کسی نمی توانست به دادشان برسد. افراد دیگر مجاهدین برای تهییج بیشتر رهگذران و گرفتن عکس و فیلم از صحنه های خودسوزی شتابان و فعال بودند ، بعضی دیگر نیز با سکوت و بهت و حیرت بدن سوزان اعضای سازمان را مشاهده می کردند. شاید از خود می پرسیدند چرا؟

و آنها زنده زنده سوختند تا جسد متحرک شبح گونه ای که در زندان فرانسه گیر افتاده بود ، موقتاً از بند بگریزد. بعد با این شانتاژ ها بود که رهبر خودخواه و مریض احوال مجاهدین یعنی مریم رجوی ، بی آبرو و مچاله شده به بیرون از زندان پرتاب شد و مریم رجوی با لباس خوش رنگ صورتی ، خندان و پایکوبان بر جنازه از هم پاشیده شده صدیقه مجاوری و ندا حسنی به رقص در آمد و به بقیه افراد به آتش کشیده شده و بی ریخت و بدریخت شده خندید و خود را در فضای رنج و محنت این افراد سوخته و بر باد رفته رها کرد و لبخند رضایت زد و بر سیل روان خیانت ها جاری شد.

۲ – ندا حسنی

ندا حسنی در سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد و در سال ۱۳۶۲ همراه با پدر و مادرش به کانادا رفت. ندا تحصیلات دانشگاهیش را در رشته انفورماتیک در دانشگاه کارلتون اتاوا ادامه می داد اما آشنائیش با سازمان مجاهدین ، مسیر زندگی او را عوض کرد.. ندا حسنی دانشجوی علوم کامپیوتر دختر ۲۶ ساله‌ای بود که به دستور رهبران فرقه خود را به شعله‌های آتش سپرد و بر اثر جراحات سوختگی در لندن کشته شد. نکته قابل تامل این بود که مقدمات این خودسوزی‌ها از قبیل تصویربرداری و ضبط وقایع از پیش فراهم شده بود. بنا به نقل روزنامه «پاریسین»، قبل و بعد از خودسوزی ، از سوی عناصر مجاهدین با تلفن همراه چند خبرنگار تماس گرفته شد و سخنگوی روابط خارجی «شورای ملی مقاومت» (محمد سیدالمحدثین) هم نام شخص خودسوزی کننده را اعلام کرده است. در قضیه کشته شدن ندا حسنی برخلاف خود سوزی‌های قبلی هیچ فردی برای کمک به او نمی‌رود اما هنگامی که عده‌ای فرانسوی برای کمک به او اقدام می‌کنند کار از کار گذشته است. ۱۳۸۲ تاریخ مرگ ندا حسنی از اعضای سازمان مجاهدین است ؛ وی که در شهر اورسورواز زندگی می‌کرد پس از حمله پلیس فرانسه به مرکز سازمان در فرانسه و دستگیری مریم قجرعضدانلو در اعتراض به این دستگیری ها به دستور سازمان وادار به خود سوزی شد.

در این اعتراضات ۴ نفر دست به خود سوزی زدند که ندا حسنی در آن اتفاق کشته شد و پس از کشته شدن او بود که فرانسه به علت جو رسانه‌ای موجود مریم رجوی را از زندان آزاد کرد. مریم و مسعود رجوی هم در پیام‌های خود بارها نام ندا حسنی را آوردند و مسعود رجوی نام ندا حسنی را به شرکای خداوند افزود و در پیامش آورد:« به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران و نام ندا حسنی و صدیقه مجاوری و به نام اشرف نشینان …»

آهای آنها یی که خود را به خواب زده اید. نترسید. چشم بگشایید

مجاهدین خلق فرقه رجوی و سوء استفاده از کودکانزندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید

همچنین:

تناقض در شعار “ننگ ما ننگ ما خانواده الدنگ ما” توسط رجوی ها !!

هادی شبانی،  انجمن نجات، مرکز مازندران، دهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  دستگاه تبلیغاتی فرقه زنی به نام زینب ذبیحی از شهرستان آمل را به تلویزیون خود آورده و سعی نمود تا وی مادرش را قهرمانی نشان دهد �

مرثیه خوانی مریم برای کشته های اشرف در پاریس

مریم رجوی داعش اسرائیل غزههادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، ششم سپتامبر ۲۰۱۴: …  مریم قجر به مناسبت کشته شده های اشرف به مرثیه خوانی پرداخته و با جمع کردن تعدادی از سناتور های از دور خارج شده و پول پرست سعی نمود به تحلیل مسائل روز بپردازد تا بتواند مسئولیت به کشتن دادن این افر

اخراج از عراق و سکوت رجوی ها

اخراج مجاهدین خلق فرقه رجوی از عراقهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، پنجم سپتامبر ۲۰۱۴: …  بعد از اعلام وزارت خارجه عراق مبنی بر اخراج ۸۵۰ نفر از اعضای گروه تروریستی رجوی از عراق سران فرقه سعی نمودند با سکوت و نپرداختن به این مسئله این گونه نشان دهند که خبری از اخراج نیس�

مریم رجوی و حرفهای بی سر و ته همیشگی

هادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، ششم ژوئیه ۲۰۱۴: …  هر روز که می گذرد سران فرقه بیشتر ماهیت جنایت کارانه خود را نشان می دهند و اکنون به جایی رسیدند که عملا در سایت های خود از گروه تروریستی داعش به اسم انقلابیون عراق نام می برنند اگر چه ماهیت همه تروریست ها یکی می باشد . حم