سررسید 22 بهمن  و بحران تشکیلاتی دیگر برای رهبری فرقه مجاهدین 

سررسید 22 بهمن  و بحران تشکیلاتی دیگر برای رهبری فرقه مجاهدین 

مسعود خدابنده لوبلاگ: مجاهدین خلق فرقه رجوی به آخر خط رسیده اندهادی ثانی خانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، چهاردهم مارس 2019:… رهبری فرقه مجاهدین ما و شما را حتی آدم حساب نمیکنند و ذره ای به شما اعتماد ندارند فقط با ظاهر سازی به شما میفهمانند که شما نفرات انتخاب شده از بین 80 میلیون مردم ایران هستید این حرفهای مسخره که همیشه به ما ها میگفتند. شما در عراق بودید میگفتند انفجار است و نمیشود رفت بیرون. باشه ما این را قبول میکردیم. الان که به کشوری آمده ایم که نه انفجاری است نه آدم ربایی. 

مسعود خدابنده لوبلاگ: مجاهدین خلق فرقه رجوی به آخر خط رسیده اندتارنمای آمریکایی لوبلاگ : منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) به آخر خط رسیده اند

لینک به منبع

سررسید 22 بهمن  و بحران تشکیلاتی دیگر برای رهبری فرقه مجاهدین 

هادی ثانی خانی ، تیرانا ، سات نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 13.03.2019

بله این سر رسیدی است که رهبر فرقه رجوی به نفراتش گفته بود که 22 بهمن 97 حکومت جمهوری اسلامی سرنگون خواهد شد وشما هم به عنوان افسران آینده به وطن بازخواهید گشت حال این سررسید هم تمام شد و دولت ایران نه اینکه سرنگون نشد 22 بهمن هم خیلی با جمعیت بیشتری نسبت به سالهای قبل برگزار شد که تمام رسانه های خارجی هم به ان انگشت واقعیت گذاشتند این رهبر عظیم شان مقاومت ایران مسعود سالهای سال است که سر رسیده های سرنگونی زیادی به نفراتش میدهد وبا این کارش میخواهد از ریزشهای شدیدی که الان در درون تشکیلات است جلوگیری کند ولی حرف من بیشتر با نفرات داخل است چون مسعود رد دقل بازی وحقه بازی دست همه را از پشت بسته سر این حرفی نیست چون تمام مردم وتمام سیاستمداران هم این حقه کثیف را یک کار غیر انسانی میدانند که میخواهد به این صورت به نفراتش دلداری بدهد من تمام حرفم با نفرات داخل است که یک ذره به خود بیایید وببینید.

این چندمین بار است که این سر رسیده ها به شما داده میشود چرا فکر نمیکنید که یکبار هم شده ازخود سوال کنید که عمرمان تمام میشود و هنوز که هنوز است به ما اجازه داده نمیشود که با دنیای بیرون در ارتباط باشیم یا خبرهای بیرون را بخوانیم تا ببینیم که در دنیای بیرون چه میگذرد درباره فرقه چه میگویند چرا فقط کار ما شده تعهد سر رسید های سرنگونی ولی خبری نمیشود پس ببینید که این رهبری فرقه مجاهدین ما و شما را حتی آدم حساب نمیکنند وذره ای به شما اعتماد ندارند فقط با ظاهر سازی به شما میفهمانند که شما نفرات انتخاب شده از بین 80 میلیون مردم ایران هستید این حرفهای مسخره که همیشه به ما ها میگفتند شما در عراق بودید میگفتند انفجار است ونمیشود رفت بیرون باشه ما این را قبول میکردیم الان که به کشوری آمده ایم که نه انفجاری است نه آدم ربایی و…

ولی شما رباتی هستید در دستان رهبری فرقه مجاهدین خلق  که بتوانند امیال شوم خود را از طریق شما انجا م بدهند ، چرا که  بدون شما این فرقه هیچ اعتبار و رسمیتی ندارد. پس شما ارزش دارید ولی اینها این ارزش را از شما گرفته اند نمونه هایش را هم که بیان کردم نه موبایلی دارید نه ارتباطی با مردم نه ارتباطی با رسانه های بیرون نه پولی که به شما بدهند در صورتی که ما که در بیرون هستیم با چشمان خود میبینیم که چه خرید هایی سران فرقه برای خودشان میکنند ولی به شما که میرسد میگویند پولی نداریم چون میترسند که پول زیادی که به شما بدهند شما پس انداز کنید یک روزی فرار کنید یا اینکه بروید بیرون یک کارهایی بکنید یعنی از نظر آنها هیچ اعتمادی به شما وجود ندارد پس به خود بیایید واین سر رسیده های مسخره ای که سالها جلوی شما میگذارند را پس بزنید ویکبار هم شده جلوی این فرقه ایستاده وخود را از چنگال این فرقه آزاد کنید وبه دنیای بیرون بیاید که ببینید وافسوس بخورید که ای کاش که زودتر از اینها بیرون میامدم حرف تمام نفراتی که به بیرون میایند این است ای کاش که زودتر میامدم فقط حرف آخرم این است که با دوستان خود جلوی این معرکه بازی های سران فرقه را بگیرید وحتی حق چندین ساله خود را از این فرقه خواهان باشید امیدوارم که با این چند کلمه توانسته باشم مقداری از حرفهایم را به دوستانم گفته باشم وبه سران فرقه هم بگویم که دیگر این سر رسید ها برای شما ابزاری برای نگه داشتن نفراتتان نمیشود فکری به حال خودتان کنید که باید جوابگوی اعمال خود باشید که آن روز نزدیک است .

پايان
با تشكر
هادی ثانی خانی

*** 

اعلام جدایی آقای هادی ثانی خانی از تشکیلات فرقه مجاهدین در آلبانیآقای هادی ثانی دربرنامه زنده این هفته تلویزیون مردم

گاردین: تروریست، فرقه، یا قهرمانان دموکراسی ایران؟ داستان وحشی وحشی مجاهدین خلقگاردین: تروریست، فرقه، یا قهرمانان دموکراسی ایران؟ داستان وحشی وحشی مجاهدین خلق

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/در-سازمان-مجاهدین-خلق-فرقه-رجوی-باید-م/

در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) باید مثل یک ربات کوک شده باشی

Maryam Rajavi MEK MKO NCRI keyboard warriors trolls Albaniaسایت نجات یافتگان در آلبانی، نهم مارس ۲۰۱۹:… ولی متاسفانه من از روزی که وارد شدم تو این سازمان جز ریاکاری دروغ وبی اعتمادی و دوبهم زنی من چیزی ندیدم. نمونه اش همونه که گفتم به من قول داده بودند اگر نمیخوای بمونی میتونی برگردی.. درمناسبات هم روزانه نشست های مغزشویی مختلفی داشتیم ازنشست های هفتگی وغسل هفتگی وعملیات جاری که بیای خودت را تخلیه کنی چه ازموارد جنسیت گرفته چه موارد روزمره و دراین نشست ها خیلی ادمها را اذیت میکردند یا اینکه مسولین بالا میامدند نشست های مختلفی میگذاشتند که این ذهن ما و افکار مارا به سمت خودشان بکشند.

MEK_troll_factory_in_Albania_modern_slavesSecret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

لینک به منبع

در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) باید مثل یک ربات کوک شده باشی

هادی ثانی خانی، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۰۸٫۰۳٫۲۰۱۹

سلام عرض میکنم خدمت تمامی ایرانیان عزیز چه درداخل و چه درخارج کشورمان. من هادی ثانی خوانی هَستم عضوجداشده فرقه رجوی.

من درسال ۱۳۸۱ به این سازمان پیوستم و طریقه پیوستنم به این سازمان هم به این شرح بود که من ازطریق یکی از همسایه هایمان که خبرنداشتم که قاچاقچی سازمان مجاهدین است است به ترکیه دعوت شدم برای دیدن فضای ترکیه و دوباره برگردم ایران .ولی متاسفانه از روزیکه وارد شدم به ترکیه این همسایه ما شروع کرد به نشان دادن فیلم های فرقه و اینکه آینده ایران مال اینها است و تو میتونی درقبال این مسولیت هایی بگیری و درایران رشد کنی.  بعد ازمدتی من  مطرح می کردم که من نمیخواهم و میخواهم برگردم ایران تا فوتبال بازی کنم .این هم به شما بگم که قبلش ازدوازده سالگی تا پیوستنم فوتبال حرفه ای بازی میکردم و درتیم های باشگاهی نیروی زمینی نوجوانان نیروی زمینی مدتی نوجوانان پرسپولیس وحدت وفجر و امید سایپا که کاپیتان امید سایپا بودم.

در ادامه میخواستم بگم این همسایه ما که قاچاقچی سازمان بود که بعدها پی بردم ازطریق یک زن مجاهد وارد شد که این زن مجاهد اگراسمش یادم باشه محبوبه نامی بود از المان . دو سه روزی با من در تماس بود که من را تطمیع کنه برای رفتن به عراق .که می دیدکه من با حرفهای او تطمیع نمیشم انهم میخواست با زبون بازی وچرب زبونی میخواست من را ترقیب کنه برای رفتن به عراق. ولی متاسفانه یک حرفی زد که صدوهشتاددرجه ذهنم چرخید که باعث شد من به فرقه بپیوندم.

آن هم این بودکه برای من شرط گذاشت که تواگر رفتی انجا وخوشت نیامد میتونی بعد از یک تا دو ماه مطرح کنی و  سازمان تورا می فرسته  کشورهای اروپایی مهم نیست حالاهرکشوری باشه ..ازسویس گرفته المان گرفته یا هرکشوری باشه .

این باعث شد ذهنم ترقیب بشه سراین موضوع که خیلی خوبه دوماهی میرم انجا یک ماهی میرم انجا ودرخواست میدم که نمیخوام بمانم اینجا ومیرم کشوراروپایی و به فوتبالم ادامه میدم.ولی متاسفانه موقعی که وارد سازمان شدم من از بدو ورودم من درخواست رفتن وبرگشتن دادم که متاسفانه خانم فهمیه اروانی که ان زمان مسولیت پذیرش سازمان مجاهدین را داشت گفت این حرفهایی که تومیزنی یک ماه دوماه میمونی بعد میری اروپا این را هرکی به توگفته این حرفها کذب ومذخرفه.. گفتم خودتان گفتید ونفرات خودتان از آلمان با من تماس گرفتند و اینطور شرط وشروط برای من گذاشتند که متاسفانه گفتش واردشدن به سازمان مجاهدین طورییکه برگشتنش سخته بخاطراینکه اینجاپادگان نظامیه وتواگرهم برگردی اطلاعات نظامی وتوذهنت است وباعث میشه که این اطلاعات را مثلا به دولت ایران بفروشی که من گفتم هنوزواردنشدم واصلا نمیدونم چی دارید چی ندارید که گفت اگرهم میخواهی ام بری باید ۲ سال دریک جای بقول خودمان امروزی درجایی زندانی بشی تا این اطلاعاتت پاک بشه بعدش بفرستیم یا اینکه تحویل استخبارات عراق بدیم.. استخبارات  عراقم که زمان صدام بود بطرز وحشیانه ای با ادمهایی که میخواستند برگردند برخورد میکردند.خوب دیگه این ترس ورعب وحشت باعث شد که من درعراق بمانم وبااینها باشم. ولی متاسفانه من یک چیزی بگم اینها سردرپادگان اشرف یادمه یک سردری داشت بنام اینکه دراین سازمان فدا و صداقت حکم فرماست .ولی متاسفانه من ازروزی که واردشدم ازلحظه ای که وارد شدم تواین سازمان جز ریاکاری دروغ وبی اعتمادی ودوبهم زنی من چیزی ندیدم. نمونه اش همونه که گفتم به من قول داده بودند اگر نمیخوای بمونی میتونی برگردی..

درمناسبات هم روزانه نشست های مغزشویی مختلفی داشتیم ازنشست های هفتگی وغسل هفتگی وعملیات جاری که بیای خودت را تخلیه کنی چه ازموارد جنسیت گرفته چه موارد روزمره و دراین نشست ها خیلی ادمها را اذیت میکردند یا اینکه مسولین بالا میامدند نشست های مختلفی میگذاشتند که این ذهن ما و افکار مارا به سمت خودشان بکشند.. یک نمونه بهتان بگم مثلا مسعودرجوی را کرده بودن یک بتی یک پیامبری یک خدایی مسعودرجوی ام که واقعابا ریاکاری و دغل خیلی زیبا میامدطی سخنرانیاش قران تفسیر میکرد و ادمها را به جایی رسانده بود که واقعا این کسی است یک ادم با خدایی ویک ادمی که برای مردم ایران میخواد کاری کنه .

ولی متاسفانه همه اینها ریا و دوز و کلک بود که ذهن ما را افکارمارا سمت وسوی خودشان بکشند. ازمریم ومسعودیک بتی ساخته بودند که شما حق نداشتید حتی به عکس اینها چپ نگاه کنید..

بعد درمقر هایی که من بودم جز بیگاری  و بردگی ازما ، کاردیگه ای از ما نمی خواستند ومسولین خودشان دراطاقها وبنگالها دفتری داشتند وبرای ما کارمیتراشیدند و ما را پنچ صبح شش صبح میفرستند کارتا غروب و بعد ازغروبم نشست های ما شروع میشود. یک بیگاری و یک بردگی از ماکشیده بودند.
بعد شنیده بودم که اگر بخواهی هرکاری ام اینجا بکنی ازبچه های داخل که سابقه زیادی هم داشتند گفته بودند نباید زیاد با اینها دربیافتی اگرزیاد با اینها دربیافتی اینها یه جوری سربه نیستت میکنند. این یک ترسی روی من ایجاد کرده بود من واقعیت اینکه که من میخواستم زودترازاین سازمان جدابشم یعنی چندین باریعنی شاید دها بارمن درخواست جدایی دادم ازاین سازمان ولی متاسفانه بانشست های متعددی که برای من میگذاشتند  مغز من را خسته میکردند که من درخواستم را پس بگیرم که چندین بارهمین شد واقعاکه درخواستم را پس گرفتم چون ازلحاظ ذهنی من خسته شده بودم.

چندین بارهم میخواستم فرار کنم واقعیت اینکه کا دراشرف نمیشد فرارکرد چون اشرف سیاج ونگهبانهایی داشت که نمیشد فرارکنی

موقعی که ازاشرف منتقل شدیم به لیبرتی راحت مکان فرارداشت میتونستی فرار کنی . ولی نه که اینها درنشست هایشان برای ما به این صورت جا انداخته بودند که ادمهایی که ازماجداشدند رفتن بیرون یا معتاد شدند یا الان خانوادهاشان انداختند ازخانه بیرون یعنی دیگه بهشان اهمیت نمیده یا اینکه دولت ایران انهارا دستگیرکرده وحکم اعدام وحبس واینها به این صورت ما را ترسانده بودند

من خودم چندین بار میخواستم فرارکنم …

ادامه این مطلب را می توانید در ویدئوی زیر مشاهده کنید

(پایان)

*** 

مزدور ارتش خصوصی صدام بهزاد صفاری در عراق و آلبانیAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیBBC: Who are the Iranian dissident group MEK? (Mojahedin Khalq, MKO, PMOI, …) 

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اعلام-جدایی-آقای-هادی-ثانی-خانی-از-تشکی/

اعلام جدایی آقای هادی ثانی خانی از تشکیلات فرقه مجاهدین در آلبانی

علیرضا هادی ثانی خانی نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیهادی ثانی خانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، پنجم فوریه ۲۰۱۹:… گفتم درهر صورت من میخواهم بروم ازفضای اینجا و توپ وتانک وحشت دارم میخواستم بهانه ای بیاورم تا فکر کنند که بی عرضه هستم ولی جواب آخرش به من این بود میخواهی بروی گفتم بله.  گفت ۲راه داری: اول اینکه دوسال در یک مکانی بنگال است زندانی میشوی تا اطلاعاتت پاک شود تا بروی چون معلوم نیست شاید تو مزدور باشی … 

MKO_MEK_Maryam_Rajavi_Cult_Sorvivors_Tiran_Albaniaبندهای دام برده داری نوین فرقه رجوی هر روز با ریزش نیرو بیشتر شل میشود

لینک به منبع

اعلام جدایی آقای هادی ثانی خانی از تشکیلات فرقه مجاهدین در آلبانی

هادی ثانی خانی، تیرانا، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در  آلبانی ، ایران ـ آزادی ـ ۰۴٫۰۲٫۲۰۱۹

علیرضا هادی ثانی خانی نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی

آقای هادی ثانی خانی

اینجانب هادی ثانی خانی در بهمن ۱۳۸۱ وارد تشکیلات فرقه مجاهدین شدم و نزدیک به ۱۵ سال  در تشکیلات این  فرقه بودم . قبل از توضیح علت جدایی مختصری از زندگی شخصی خود قبل از ورودم به تشکیلات مجاهدین را برای شما عزیزان شرح میدهم.

من از بچگی علاقه زیادی به فوتبال داشتم وبرای رسیدن به اهدافم از هیچ زحمتی فروگذار نمیکردم که دراین راه هم به موفقیت هایی رسیدم و در تیم های باشگاهی مختلفی هم بازی کردم که آخرین آنها تیم امید سایپا از بهترین تیمهای ایران بود که به کاپیتانی این تیم هم رسیدم که عکسهایی هم از آن زمان وجود دارد که ضمیمه این اعلام جدایی می باشد  تا مریم رجوی نگوید که هادی ثانی خانی را ما از خیابان و یا از زیرپل نجات دادیم. بله این ادامه داشت که به مشکل سربازی خوردم که یا باید به یک تیم فوتبال ارتشی میرفتم که فوتبال خودم را ادامه بدهم یا اینکه خدمت سربازیم را بخرم چون آرزوی هرجوانی بودن در باشگاه جوانان یا امید سایپا بود.  با کمک پدرم خدمت سربازیم را خریدم تا از این بابت خیالم راحت شود تا اینکه در یکی از روزها که همسایه ای داشتیم به من خیلی اصرار میکرد که الان که مشکل پاسپورت نداری و  بازی های باشگاهی تهران هم تعطیل است به مسافرت برویم. او به من گفت من به ترکیه میروم و تو هم میتوانی بعد از چند روز به من ملحق شوی هم خستگی باشگاهی از تنت برود و هم کشور ترکیه زیباست تفریحی کرده باشی. این همسایه که بعد ها فهمیدم که نفر قاچاقچی فرقه مجاهدین است و برای فرستادن هر نفر به مقر سازمان مجاهدین در عراق مبلغ ۲۰۰۰ یورو  دریافت میکند. من بی خبر از همه چیز به ترکیه رسیدیم. از همان روز اول  فیلمهایی که فرقه مجاهدین برای فریب و مغزشویی تولید کرده بود، برای ما نشان می دادند. آنها می خواستند من را اغفال کنند و می گفتند  که تو جوانی باید به این سازمان بپیوندی و… که من مخالفت می کردم و طرح می کردم کهمیخواهم فوتبالم را ادامه بدهم . سپس آنها من را به یک زنی که اسمش اگر اشتباه نکنم محبوبه بود واز آلمان تماس میگرفت، وصل کردند.  این زن نزدیک به یک هفته با من صحبت میکرد تا من را قانع کند و در آخر برای من شرط گذاشت که اگر رفتی عراق و خوشت نیامد میتوانی از طریق سازمان که خیلی قدرت دارد به کشوری که دوست داری بروی وادامه فوتبالت را بدهی که خیلی ها هم که به آنجا رفتند بعد از مدتی که نخواستند الان در کشورهای اروپایی هستند والان برای سازمان کار میکنند .

علیرضا هادی ثانی خانی نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی

هادی ثانی خانی، کاپیتان تیم فوتبال امید سایپا که فرقه مجاهدین او را فریب داد و ۱۵ سال او را در اسارتگاه خود اسی و در جوانی پیر کرد

متاسفانه این جمله مثل مته در ذهن من رخنه کرد که چند روزی میروم و بعد اعلام می کنم نمی توانم در عراق بمانم وبعد به کشود مورد علاقه ام میروم و فوتبالم را ادامه میدهم. بله به همین سادگی، در واقع با این فریب کاری و دروغگویی ،  یک هو سر از عراق در آوردم به محض رسیدن به آنجا بخدا قسم احساس کردم که به جهنم وارد شدم . بعداز سوالات و خوش آمد گویی به اتاق هایی ما را بردند که تلویزیونی داشت گفتم میخواهم برنامه های تلویزیون را ببینم ، گفتند ما تلویزیون نداریم فقط برنامه های سازمان وجود دارد ،آن هم با ویدئو . گفتم همه را دیدم میخواهم برنامه عادی تلویزیون عراق را ببینم. گفتند مرز سرخ است ، گفتم مرزسرخ یعنی چی؟ گفت تیز بگویم ما چون در اینجا زن و زندگی نداریم نمیخواهیم با دیدن جنس مخالف آدمها ذهنشان بقولی منحرف بشود که خنده ام گرفت گفتم الان با یک جنس مخالف که خانم یا بقول شما خواهر بود حرف زدم گفت بیشتراز این سوال نکن.

یادم است که گفتم میخواهم با همان خانمی که از من سوال جواب میکرد صحبت کنم که خانمی بود به نامه فهمیه اروانی که مسئول اول سازمان بود که در آن زمان مسئولیت پذیرش یعنی جذب نیرو را به ععهده داشت . موقعی که پیش او رفتم گفتم من نمیخواهم اینجا بمانم که حرفهایم را گوش کرد گفت ببین تیز بگویم آمدن به سازمان بخاطر رفعت رهبری سازمان است که شما ها را از منجلاب ایران جمع کند، آمدن آسان است ولی رفتنش سخت . گفتم باشه خودتان گفتید نخواستید میروی به یک کشور دیگه . فهیمه اروانی خندید و گفت ما همچین چیزی نداریم مگر ما سرپل رفتن نفرات از ایران به اروپا هستیم . گفتم درهر صورت من میخواهم بروم ازفضای اینجا و توپ وتانک وحشت دارم میخواستم بهانه ای بیاورم تا فکرکنند که بی عرضه هستم ولی جواب آخرش به من این بود میخواهی بروی گفتم بله.  گفت ۲راه داری:

اول اینکه دوسال در یک مکانی بنگال است زندانی میشوی تا اطلاعاتت پاک شود تا بروی چون معلوم نیست شاید تو مزدور باشی . گفتم اصلا من جایی را ندیدم که بخواهم اطلاعاتی داشته باشم گفت همین که میگویم. گفتم راه دوم شما ؟ گفت تحویل به استخبارات یعنی اطلاعات عراق می دهیم تا آنها تو را تعیین تکلیف کنند . گفتم من را برمیگردانند ایران . او گفت تو را بخاطر ورود غیر قانونی از مرز سالها زندانی میکنند شانس بیاوری نکشنت.

بله این شد که سازمانی که سردرش فدا وصداقت است من را به این صورت و به اجبار نگه داشتند خدا شاهد است این را از ته دل میگویم در این مدتی که من دراین فرقه بودم جز بی اعتمادی ، سرکوب، تهمت و  دشنام و شرکت در نشست های اجباری مغزشویی  چیز دیگری ندیدم . بله هر سال هم که میشد از ما به زور تعهد ماندن میگرفتند که همیشه من میگفتم میخواهم بروم ولی هر بار با نشستها ی مستمر که شاید هفته ها طول میکشید من را پشیمان میکردند. من را به وضعیتی می رساندند که تا جایی که فقط باید با قرصهای اعصاب خودم را میخواباندم راهی هم نداشتم برای رفتن چندین بار هم قصد فرار از عراق را داشتم ولی که نه که ما را از بیرون ترسانده بودند. واقعا به خود میگفتم که اگر بیرون بروم دراین وضعیت جنگی عراق یا کشته میشوم یا بقول رهبری فرقه مجاهدین دولت ایران دماری از شما در میاورد که الان تمام کسانی که رفتند پشیمان هستند . بخدا نصف تمام نشستهایش این بود که این کس که بیرون رفت مرد یا خودکشی کرد بقیه هم درخواست برگشت دادند که ما قبول نمیکنیم . خوب  شما خودتان  را جای من بگذارید کسی که ۱۵ سال را درغار بوده این حرفها را به گوشش فرو میکنند چه فکرهایی میکند تا اینکه آمدیم به آلبانی که گفتم خوب شد بهترین فرصت برای فرار است . اول چند هفته ای را تحقیق میکنم بعد در یک روز مناسب فرار می کنم. والله اولش فکر میکردم که کشور اروپایی است و آزاد حداقل این اجازه را دارم که به بیرون بروم ولی از بدو ورود مسدولین تشکیلاتی سازمان اعلام کردند که حق ندارید بدون اجازه بیرون بروید اگر هم که میخواهید قبلش باید بگوید ویک مسئول هم باید با شما بیاید .

چند هفته ای گذشت که گفتم دوباره درخواست جدایی و خروج خودم را از سازمان مطرح کنم  و فرار نکنم که برای افراد دیگر دست بستگی ایجاد نکنند که بخاطر فرار ما ضوابط سخت برای آنها بگذارند دیدم . خیلی ها که میخواهند بروند یا بنگالی میشوند مدتی یا هفته ها برایش نشست میگذارند تا از لحاظ ذهنی فرد را خسته و فرسوده کنند .  تا اینکه با فرد دیگری  که از قبل برنامه فرار را چیده بودیم در یک روز بارانی فرار کردیم و خودمان را به کمیساریا معرفی کردیم که گفتند شما را به یک هتلی میبریم ولی مشکلات مالی شما طبق توافقی که فرقه با ژنو کرده ماهیانه در آن زمان اگر اشتباه نکنم به یورو ۳۳۰ یورو باید به شما بدهند . ما با تماس با فرقه مجاهدین درخواست حقوقمان را کردیم که تنها حرفی که شنیدیم این بود که شما مزدور هستید باید حقتان را از سفارت ایران بگیرید. گفتیم کمیساریا گفته شما باید به ما پول بدهید، تا یک ماه پولی به ما داده نشد یک ماهی را در هتلی که بودیم با همان صبحانه ای که فقط میدادند خودمان را سر میکردیم تا اینکه بعد از یک ماه فشار فرقه ناچار شد که پول ما رابدهد ولی با هزاربرگه و امضا ۳ ماهی گذشت که به ما مارک مزدوری زدند که گفتند شما را در اطراف سفارت دیده اند گفتیم کل تیرانا به اندازه یک کف دست است یعنی ما از آنجا ردشدیم ما را درسفارت دیدند گفتند دیگر به شما هیچ مالی تعلق نمیگیرد. من بایک بیت شعر جوابشان را دادم

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم زبی آبی ولی با خواری ذلت پی شبنم نمیگردم

فرقه ای که تا الان نزدیک به ۱۷ سال عمر مرا گرفت ۳ سال هم تحمل کردم ولی دریغ از اینکه بخواهند بگویند ما این همه سال او را به بردگی گرفتیم بگذاریک کمکی کنیم ۳ سال را در تنهایی گذراندم از طریق پدر عزیزم کمکهایی به من میشد تا در این دنیای نامردی که حتی به یک بازنشسته دولت هم یک کمکی میشود به من جز اگراشتباه نکنم ۴ مرتبه کمک شد ولی کمکی که باید در قبال آن مزدوری آنها را میکردم ولی اشتباه من این بود که سه سال را تحمل کردم واعلام جدایی نکردم که پشیمان هستم ولی الان با افتخار اعلام میکنم من از فرقه وتشکیلات کذایی فرقه اعلام جدایی می کنم و  تلاش خواهم کرد آنچه در این سالیان در زندانهای فرقه رجوی بر من و دیگران گذشته است، جهت تجربه دیگران بیان کنم.

باتشکر
هادی ثانی خانی (رضوان)

(پایان)

*** 

تلویزیون انگلستان اردوگاه تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی تیرانا آلبانی 3گزارش کانال ۴ تلویزیون انگلستان از اردوگاه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در حومه تیرانا-آلبانی

Ex members accuse @Maryam_Rajavi of coordinating routine sexual abuse. Many of these women lost their wombs.Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

Sir_David_Amess_MP__Maryam_Rajavi_Cult_MEK_Mojahedin_Khalq_Saddam_TerrorismSir David Amess MP, paid head lobby for Mojahedin khalq terrorists
(aka Maryam Rajavi cult, MKO, MEK, Saddam’s private army)
in British Parliament

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/عملکردهای-رذیلانه-سران-فرقه-رجوی،-مجا/

عملکردهای رذیلانه سران فرقه رجوی، مجاهدین خلق، علیه جداشدگان در آلبانی

محمد عظیم میش مست، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۹:… در دو مورد مشخص اقدام به اعزام فردی به محل سکونت تعدادی از جدا شدگان به منظور جاسوسی و خبر چینی کرده اند. در صورت لزوم این فرد را با اسم ورسم مشخص افشا خواهم کرد.خلاصه کلام درحال حاضر دشمن اصلی فرقه ظاهرا جدا شدگان هستند و نه هیچ کس دیگر کار و مبارزه این مدعیان … 

محمد عظیم میش مست نجات یافتها از فرقه مجاهدین خلق در آلبانیمطبوعات امریکایی: مجاهدین خلق (فرقه رجوی) هیچ پایگاهی در داخل ایران ندارند

لینک به منبع

عملکردهای رذیلانه سران فرقه رجوی، مجاهدین خلق، علیه جداشدگان در آلبانی

محمد عظیم میش مست، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران ـ آزادی ـ ۲۸٫۰۱٫۲۰۱۹

سلام دوستان

همانطور که همگان مطلع هستند ودیگران بارها وبارها نوشته ویا بازگوکرده اند درطول سالیان سران فرقه به طرق مختلف وبا بکارگیری ترفندهای جورواجوروتحت عناوین مختلف اقدام به گرفتن به اصطلاح تعهدنامه وسوگندنامه یا تجدید عهد وووکه اغلب هم دیکته شخص خود رجوی بود از افراد می کردند تا در صورت لزوم به زعم خودشان ازفرد سند ومدرک داشته باشند تا با سوء استفاده از آن بتوانند افراد را سرکوب یا وادار به سکوت یا ترسانده وفرد مورد نظررا ضایع وبی آبروکنند وخلاصه بتوانند خط خودشان را دیکته کنند .

یکی از این سند سازیهای قلابی وبی اعتبار سندی است که موقع جدا شدن افراد از او می گیرند مثلا برخی را وادار می کنند که بیا امضا کن که من بریده ام ودر مبارزه کم آورده ام یا به دلیل مشکل اخلاقی اخراج شده ام یا خودوم نفوذی بودم یا خانواده ام مزدور وزارت اطلاعات بوده والی آخر واما سندی که از همه خواسته می شود که امضا کنند اینکه من برای همیشه هوادار سازمان خواهم بود واین اولین شرط دادن مینیمم وجه نقد برای گذراندن امورات زندگی آنهم بعد سالیان سال بودن در مناسبات فرقه وگذاشتن عمروجوانی وهستی ونیستی وبه باد فنا دادن همه چیز فرد

حالا بنگرید خباثت وپلیدی وناجوانمردی سران نابکار این باند جنایتکار را که چگونه چشم طمع به آینده فردی که به هر دلیل تصمیم به جدایی گرفته دوخته اند.

اینان  بازهم تلاش می کنند که طرف را وادار نماییند که تا آخرعمرفرد مذکور مطیع اوامروغلام حلقه به گوش وتحت امر ودر واقع مزدور آنها باشد هستند کسانی که به این رذالت سران فرقه تن نداده اند یا کمتر کسی درعمل پای تعهدات این سند قلابی وبی اعتبار ایستاده وبه آن وپایبند بوده فقط برای رفع تکلیف وگرفتن شندرغاز ماهیانه پای آن به اصطلاح سند هواداری را امضا گذاشته ولی عوامل این فرقه دربه اصلاح دفتر فرقه در تیرانا با تمام توان سعی به وادار کردن افراد به جاسوسی علیه سایر جداشدگان می کنند.

در دو مورد مشخص اقدام به اعزام فردی به محل سکونت تعدادی از جدا شدگان به منظور جاسوسی وخبر چینی کرده اند در صورت لزوم این فرد را با اسم ورسم مشخص افشا خواهم کرد خلاصه کلام درحال حاضر دشمن اصلی فرقه ظاهرا جدا شدگان هستند ونه هیچ کس دیگر کار ومبارزه این مدعیان دروغین آزدی ودمکراسی شده سرکوب شانتاژ تحریک تهدید وایجاد دشمنی واختلاف در بین جداشدگان واز همه مهم تراطلاعیه صادرکردن ومارک وتهمت زدن وخط ونشان کشیدن برای اعضا جدا شده غافل ازاینکه این اعمال سخیف وننگین دیگر دردی از فرقه مجاهدین، فرقه درحال فروپاشی را درمان نخواهد کرد سوال از سران فرقه راستی رژیم چی شد مبارزه چی شد سرنگونی چی شد مبارزه برای آزادی و … ای شرم بر شما که هستی ونیستی وعمر وجوانی هزاران نفر را به باد فنا دادید.

با تشکر

محمد عظیم میش مست

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/داستان-انتر-و-لوطی-در-فرقه-مجاهدین،-کدا/

داستان انتر و لوطی در فرقه مجاهدین، کدام بام ، کدام جهان؟

عبدالرحمان محمدیان، سایت نجات یافتگان در آلبانی، سوم فوریه ۲۰۱۹:… تناقض سر تا پای دستگاه را فرا گرفته است و کوس رسواییشان از بام به زیر افتاده و طنین رسوایی آنان به گوش جهانیان می رسد و تعفن عملکردشان هر روز بیشتر مشام مردم را می آزارد و مصداق این مثل هستند، از اینجا رانده (مردم) و از آنجا مانده( ایدئولوژی و …). اینها در منجلاب فساد و در حال … 

مسعود رجوی مریم رجوی لوطی و طوطی مجاهدین خلقIranian film sheds new light on security services (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, MEK NCRI …)

لینک به منبع

داستان انتر و لوطی در فرقه مجاهدین، کدام بام ، کدام جهان؟

عبدالرحمان محمدیان، تیرانا، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی، ایران ـ آزادی ـ ۰۱٫۰۲٫۲۰۱۹

عبدلرحمان محمدیان

آقای عبدالرحمان محمدیان

کسانی که اثر زیبای زنده یاد چوبک (انتری که لوطی اش مرده بود) راخوانده اند حتما تصویری از آن در ذهنشان مانده است. ماجرای مخمل، بوزینه ای که صاحبش می میرد ،زنجیر را پاره و احساس رهایی می کند پس با این احساس می خواهد بدنبال زندگی جدیدی برود، به طبیعت پناه می برد و بقیه ماجرا؛ اول آن چوپان یعنی موجود زمینی و بعد مار که زیر و عقاب که از آسمان می آید، تحولات, حوادث، مصائب و تحولات روحی او و …

بعد این مصائب یاد لوطیش می افتد که چگونه هوای او را داشت و مثلا او را به سایر لوطی ها برای جفت گیری با بوزینه های آنان قرض می داد به سوی لوطی اش برمی گردد و کنار جسد او دراز می کشد …دنیا برای او همان لوطی و هیبت و ظاهر اوست و شاید اشتباه کرده  که فکر کرده بود دنیا جور دیگری و صورت دیگری هم دارد.
حالا وقتی به مریم قجر…و عملکرد او نگاه می کنیم یاد ان داستان می افتیم البته ان داستان در قالبی سمبلیک نوشته شده و خارج از اختلافات زمانی و هر چیزدیگر، شباهتی جالب توجه وجود دارد. با این ضرب المثل معروف که ِ؛میمون هر چه زشت تر بازیش بیشتر!
حالا هم فرقه مجاهدین از مردم بریده و طرد شده اند و اعتقادات و خرافه های انچنانی هم« که سالها پشت آن مخفی می شدند » حتی روی نیروهای به اصطلاح معتقدشان بی اثر است ، تناقض سر تا پای دستگاه را فرا گرفته است و کوس رسواییشان از بام به زیر افتاده و طنین رسوایی آنان به گوش جهانیان می رسد و تعفن عملکردشان هر روز بیشتر مشام مردم را می آزارد و مصداق این مثل هستند، ازاینجا رانده (مردم) و از آنجا مانده( ایدئولوژی و …). 
اینها در منجلاب فساد و در حال سقوط شتابان هنوز هم نیمه جانی دارند و البته تا بخواهی وقاحت، مدعی هستند و به نیرو های هنوز اسیرشان می گویند و تلقین می کنند که بر بام جهان ایستاده اند!
کدام بام و کدام جهان ؟ معلوم نیست و البته قرار هم نیست کسی بداند و اگر کسی هم بپرسد جیغشان بلند می شود اگر سئوال کننده در درون باشد و واقعا بخواهد بداند که واویلا سریع شروع می کنند که این حرفت بو داره و این حرف دشمن است و…

و اگر بیرونی و بیرون از مناسبات آنان باشدبازهم ترفندشان آماده است که آی مزدور؛ آی فلان و آی بهمان، امابهر حال باید به آنها گفت اون بامی که بر آن ایستاده اید سست است و البته برای شما سخت بی بنیاد و مواظب باشید از آن بالا می افتید و هزار پاره می شوید.!!!
ما نمیدانیم که لوطی واقعا مرده یا نه، باید خود انتر بگوید اما در هر حال و در عالم واقع و بطور اجتماعی و سیاسی در حد یک میت است، او که برای مریم خانم همان لوطی دنیا است و همه عالم در او خلاصه می شود مرده اش هم که در این وضعیت آشفته و نا بسامان خاصیت بیشتری دارد، برای افراد از دنیا بی خبرو البته مسخ شده و مطیع او را از لاهوت تا ناسوت می برد از او بتی می سازد و بقیه را به طواف او وامی دارد ومی چرخاند (حالا هر کس جرات دارد نچرخد).
این تشکیلات فاسد در حال فرو پاشی است، سرفصلی هم که گفته بود چند روز دیگر تمام و باز دروغشان بیشترآشکار می شود مگر از قول اونکه معلوم نیست که مرده و یا در سوراخی خزیده که لابد در وقت موعود ظهور کند (آخه این عنتر مدعی بود که او حجت ووارث زمین و…است)اعلام نکرده بودند که رژیم تا قبل از ۲۱ بهمن سرنگون و ۴۰سالیگیش را جشن نخواهد گرفت، به افراد گفته بود تا این زمان بمانید اگر سرنگون نشد بعد هرکس خواست برود. (البته چند وقت پیش که فهمیده بودنداین دروغ برایشان قیمت خواهد داشت وافراد زیادی منتظراین سرفصل برای جدا شدن هستند بازهم دروغی و فریبی تازه ساز کردند و دوسال دیگر آن را  تمدید کردند).
از روزی که سازمان مجاهدین به فرمان مسعود سازمان مریم نامیده شد و به همه هم گفته شد هر کس نمی خواهد برود و اگر کسی صدایش در می آمد چنین و چنانش می کردند یعنی کاری به سر او می آوردند که عبرت دیگران شود« مثل بقول خودشان فرمانده فتح الله »دیگر این سازمان تبدیل به محمل و وسیله ای در دست این زوج شد و هرروز بیشتر و بیشتر از مردم فاصله و همه توان و انرژی افراد صرف حفظ جان این زوج و اهداف شخصی انان و میلیونها دلار پول حلال خرج هوسهاو میهمانی ها و مهمانان آنچنانی شد.

ولی بشهادت تاریخ و خصوصا در عصر ارتباطات، که در طرفه العین هرخبرومطلب جهانی می شود این فریب و دروغ دیگر بی اثرو مردم هم به ماهیت ضد مردمی اینان پی برده اند، زمان فروپاشیاین جماعت نزدیک است، جماعتی که اسمشان مترادف دروغ و فریب و دجالیت است و در تاریخ ایران هم با همین صفات از انان یاد خواهد شد ، امدادو کمک رسانی از ما بهتران هم دیگر راه چاره نیست کسی که از خلق ببرد ودست به دامن بیگانگان شود سرنوشتی جز این هم نخواهد داشت.
در قضیه تحولات اجتماعی و سیاسی نقش نیروهای بین المللی و هم جهت را نمی شود نادیده گرفت اما این یک بحث است و خیانت و بازیچه قدرتهای بیگانه شدن حرف دیگری است. استفاده از نیروهای مکمل و تسریع کننده امری عاقلانه و منطقی است اما خودفروشی و دم قدرتهای بزرگ شدن خیانت است و ننگ آنرا با هیچ آبی نمی توان شست.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خشم-و-هذیان-گویی-فرقه-رجوی-مجاهدین-خلق-ا/

خشم و هذیان گویی فرقه رجوی مجاهدین خلق از نشر حقیقت توسط اشپیگل

مجاهدین خلق مریم رجوی صدام حسین قتل جنایت وطن فروشی تروریسمموسی دامرودی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، دوم مارس ۲۰۱۹:… به شما گفته شده که یک سکت مذهبی هستید و عامل سرویس اطلاعاتی عراق بوده اید. آیا نبودید؟ مگر شما در یک جبهه با عراق سربازان ایرانی را نکشتید مگر صدام حسین شما را به تانک و توپ مجهز نکرد؟ عجبا که به روی خود نمی آورید و اگر میگویند سکت هستید مگه اشتباه میباشد؟ شما که در همین آلبانی بعد از گذشت مدت کوتاهی شروع به مانع تراشی کردید و همه را محدود کردید.

 فحاشی های مریم رجوی به موسی دامرودی نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیسوز و گداز مریم رجوی در سایت های زنجیره ای فرقه مجاهدین از ریزش نیرو

لینک به منبع

خشم و هذیان گویی فرقه مجاهدین از نشر حقیقت توسط اشپیگل

موسی دامرودی ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران آزادی ـ ۰۱٫۰۳٫۲۰۱۹

فرقه مجاهدین در عراق تلاش می کرد همیشه این حقیقت از چشم جهانیان پوشیده بماند که  بر سر اسیران فرقه مجاهدین چه ممیگذرد و  نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین را همیشه کتمان میشد و کسانی که به شکلی از دنیای جهنمی خلاص میشدند مورد ترور شخصیتی قرار می داد و به رژیم وصل می کرد تا کسی حرف آنها را باور نکند در صورتیکه حقیقت را بیان میکرد.

چند روز قبل سخنگوی مجاهدین به میدان آمده و از نشریه اشپیگل گله و شکایت کرد که چرا این افشاگریها را در رابطه با فرقه درج کرده و در لحظه اشپیگل را مزدور وزارت اطلاعات ایران کرد!؟!؟

آیا شما که در عراق بودید آموزش نظامی نداشتید و در هفته روزهایی را برای اینکار اختصاص نمیدادید و شیوه حمله و دفاع با کارد را تمرین نمیکردید؟

شما با اینکه امضا کرده بودید که خشونت را کنار بگذارید ولی در ذات شما همیشه مرگ آفرینی بوده و هست. شما هنوز هم پیش برد مطلوبات سیاسی خود را به شیوه خشونت طلبانه  در دستور کار دارید.

شما به اشپیگل خرده میگیرید که گفته  فرقه مجاهدین در ایران پایگاه مردمی ندارد. راستی میتوانید پایگاه مردمی خود را به جهان معرفی کنید ؟ شاید فکر میکنید کانونهای شورشی با شماره موقت و مزد بگیر هواداران شما هستند؟ چرا در هیچ یک از تظاهراتها که در ایران انجام میشود اسمی از شما نیست؟ نکند نیروهای غیبی هستند؟

به شما گفته شده که یک سکت مذهبی هستید و عامل سرویس اطلاعاتی عراق بوده اید. آیا نبودید؟

مگر شما در یک جبهه با عراق سربازان ایرانی را نکشتید مگر صدام حسین شما را به تانک و توپ مجهز نکرد؟ عجبا که به روی خود نمی آورید و اگر میگویند سکت هستید مگه اشتباه میباشد؟ شما که در همین آلبانی بعد از گذشت مدت کوتاهی شروع به مانع تراشی کردید و همه را محدود کردید حق بازی فوتبال با افراد آلبانیایی را ممنوع کردید ، صحبت کردن هم حتی ممنوع ، و دهها ممنوعیت دیگر آنهم با دروغ نیرنگ. اگر نشریه اشپیگل مینویسد که تلفن ممنوع است مگه اشتباه گفته است؟ شما تلفنی در اختیار نفرات گذاشتید با سیم کارت محلی که فقط در آلبانی کارایی دارد مبادا که به خانواده اش در خارج از آلبانی ، در ایران یا سایر کشورهای اروپایی تلفن بزند، چرا؟  این فرقه برای مزد بگیران خود میتونه فیگور حقوق بشری بخود بگیرد ولی برای ما نه ، چرا که ما اعضای جداشده در آلبانی  با کارهای ضد انسانی آن بخوبی آشنا هستیم از زندان تا شکنجه روحی در نشستهای به اصطلاح انقلاب و نشستهای فرعی که برای اعضا میگذاشتید تا …

فرقه مجاهدین ادعا میکند که خبرنگار اشپیگل سر زده آمد، بگذریم که دروغ میگویید و این نبود ،ولی برای کسی که ریگی به کفش ندارد چه مشکلی ایجاد میکند؟ فرقه به روی مبارک خودش نمی آورد که بگوید که ما را غافل گیر کرد و ترسیدیم که با افراد در زندان فیزیکی و ذهنی دیدار کند و افتضاح درون فرقه مجاهدین را بیشتر از این افشا کند. یا بیانیه بخش تروریستی شورای دست ساز رجوی میگوید که این خبرنگار در فلان سال به ایران رفته است مگر برای یک خبرنگار رفتن به ایران جرم محسوب می شود؟ هرکجا که خبر باشد خبرنگار میرود. این شما هستید که ظرفیت شنیدن حقیقت را ندارید و به همه مارک مزدوری میزنید.

فرقه رجوی فکر میکند میتواند تا به ابد نقض حقوق بشر را کتمان کند غافل از اینکه همین جدا شده ها شاهد تمام جنایات آنها در این سالیان بوده اند و اشپیگل جز حقیقت چیز دیگری را درج نکرده است

حالا فرقه رجوی هرچه میخواهد جیغ بنفش بکشد و همه را خائن، جاسوس و مزدور قلمداد کند.

(پایان)

***

مجاهدین خلق مریم رجوی صدام حسین قتل جنایت وطن فروشی تروریسمآیا شورای رجوی تضمین کننده آزادی و استقلال است؟! (اطلاعیه شورای و تهید به قتل)

موسی دامرودی نجات یافته از مجاهدنی خلق فرقه رجوی در آلبانیاعلام جدایی رسمی آقای موسی دامرودی از فرقه مجاهدین در آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مفهوم-کپسول-زمان-در-فرقه-مجاهدین-خل/

مفهوم ” کپسول زمان ” در فرقه مجاهدین خلق از نگاه نشریه آلمانی اشپیگل

گزارش اشپیگل آلمان از کمپ تروریستی مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی در آلبانی و تمرین قتل و جنایت و تروراحسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۹:…  حضور رسانه های معتبر بین المللی در آلبانی و  تهیه گزارش های مختلف و روشنگری در مورد ماهیت مجاهدین خلق چنان افزایش یافته است که فرقه رجوی را مجبور کرده است در رسانه های تبلیغاتی خود به سوز و گداز بپردازد… تا جاییکه که کار را به تبعید فرقه مجاهدین به خارج از آلبانیا رسید ولی با وساطت آمریکا و اسرائیل متوقف شد. همچنین  با آمدن خبرنگاران نشریه معتبر اشپیگل بازشاهد این بودیم که گوشه ای از ناگفته های قلعه و اردوگاه مخوف اشرف ۳ در آلبانی بازگو شد.

گزارش اشپیگل آلمان از کمپ تروریستی مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی در آلبانی و تمرین قتل و جنایت و ترورPrisoners of Their Own Rebellion.The Cult-Like Group Fighting Iran

لینک به منبع

مفهوم ” کپسول زمان ” در فرقه مجاهدین خلق از نگاه نشریه آلمانی اشپیگل

احسان بیدی، تیرانا، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی، ایران آزادی ـ ۲۴٫۰۲٫۳۰۱۹

حتما باخبر شدید که نشریه معتبر آلمانی اشپیگل با تهیه گزارشی از زوایایی پنهان ، هر چند برای ما آشکار،  مقر فرقه مجاهدین خلق به نام ” زندان اشرف ۳ ” پرده برداشت و  از حقایقی سخن گفت  که اعضای جداشده از فرقه مجاهدین سال هاست روی آن انگشت می گذارند. علاوه بر این  در طی چند ماه اخیر حضور رسانه های معتبر بین المللی در آلبانی و  تهیه گزارش های مختلف و روشنگری در مورد ماهیت مجاهدین خلق چنان افزایش یافته است که فرقه رجوی را مجبور کرده است در رسانه های تبلیغاتی خود به سوز و گداز بپردازد، اما مهم آن روی سکه است که  نشریه اشپیگل و رادیو دویچه وله به آن اشاره کرده اند.  دویچه وله به نقل از اشپیگل در هفته گذشته  نوست:

” تارنمای اینترنتی مجله “اشپیگل” گزارشی اختصاصی در مورد کمپ سازمان مجاهدین خلق در آلبانی منتشر کرده است. این گزارش با اشاره به سخنان شماری از اعضای سابق مجاهدین خلق آغاز می‌شود که از تمرین‌های هفتگی خود برای بریدن گلو با چاقو، شکستن دست و درآوردن چشم با انگشت گفته‌اند. کمپ مجاهدین خلق در آلبانی مساحتی حدود ۵۰ زمین فوتبال دارد و حدود دو هزار نفر ساکن آن هستند. اشپیگل نوشته است که فاصله این کمپ تا رستوران‌ها و میکد‌ه‌های مرکز تیرانا، پایتخت آلبانی، حدود ۳۵ دقیقه با ماشین است.اما کسانی که موفق شدند از آن بگریزند، گفته‌اند بسیاری از ساکنان کمپ اجازه ندارند گوشی همراه‌، ساعت یا تقویم داشته باشند و به نوشته اشپیگل آنها “در کپسول زمان” زندگی می‌کنند.”

تاریخ و گذشته  فرقه تروریستی رجوی نشان می دهد که دستش به خون مردم بیگناه ایران و همچنین عراق آغشته است. فرقه مجاهدین خلق که مورد حمایت اربابان و قدرت های بین المللی خودش هست، هیچ وقت فکر  نمیکرد  به خاطر روشنگری رسانه های محلی و بین المللی  در  یک باتلاق عمیق گرفتار شود.ehsan Bidi 3- 260-410

مریم رجوی دست نشانده مثلت  آمریکا، اسرائیل و عربستان  همیشه در تصوراین بود که می تواند با دادن رشوه و قدرتی که اربابانش دارند، بتواند  مهرخاموشی برلب و دهان منتقین  و مخالفین بکوید و قلم هایی که  از خیانت های فرقه مجاهدین خلق پرده بر می دارند، بشکند.

اما با تلاش اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی که ناشی از زخم و دردی است که بر بدن دارند، صورت مسئله را برای مریم رجوی برعکس آن چیزی که می پنداشت، کردند.

اما براستی چرا مریم رجوی ترس و واهمه از این افشاگری، از جمله روشنگری نشریه معتبر اشپیگل، دارد. در پاسخ باید اشاره کنم که زمانیکه تلویزیون تاپ چنل کشور آلبانیا  دست به افشاگریهایی درباره فرقه رجوی زد خشم و تنفر مردم البانی زیاد تا جاییکه که کاررا به تبعید فرقه مجاهدین به خارج از آلبانیا رسید ولی با وساطت آمریکا و اسرائیل متوقف شد. همچنین  با آمدن خبرنگاران نشریه معتبر اشپیگل بازشاهد این بودیم که گوشه ای از ناگفته های قلعه و اردوگاه مخوف اشرف ۳ در آلبانی بازگو شد. این خبرنگار در بخشی از گزارش اش اشاره به حصار بودن این فرقه کرده و  از  برخورد با آدم هایی یاد می کند که گویا سالیان در غار زندگی کرده اند و با دنیای مدرن قهر هستند.

بنابراین قابل فهم است که هر فرقه ای، از جمله فرقه مجاهدین خلق ، ترس از روشن شدن تاریکخانه اش را داشته باشد، چرا که  برده داری و به زنجیر کشاندن اعضای خود تنها بخشی از خیانت ها و جنایت های فرقه مجاهدین خلق است و آنچه نشریه معتبر آلمانی اشپیگل و سایرین به آن اشاره می کنند، تنها قطرهای از دریا می باشد.

***

Former People's Mujahedin member Gholamreza Shekariآشفته بازاری است بیا و ببین – پاسخ آقای غلامرضا شکری در رابطه با جعلیات فرقه رجوی در آلبانی

حسن حیرانی: واکنش هراس آلود مریم رجوی مجاهدین خلق ایران به افشاگری اشپیگل در آلبانیواکنش هراس آلود مریم رجوی به روشنگری اشپیگل آلمان از زندان فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

***  

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین: