سرنوشت تروریسم

سرنوشت تروریسم

سرنوشت تروریسمایران فانوس، سی ام اکتبر 2019:… آنان که مسعود رجوی را می شناسند می دانند که او همیشه فرار به پیش، کارش بود. او به خاطر این که نزد نیروهایش خود را شجاع جلوه دهد، دائماً از عاشورای حسینی دم می زد و نیروهایش را در بزنگاه حادثه از عاشورا می ترساند. اما زمان گذشت و دستش برای همگان رو شد همان طور که تحلیل و تفسیرمان در مورد سایر و عاقبت تروریست ها درست از آب درآمد. تروریست ها به دلیل جهالت مفرط و منافع سطحی، سازمانی و مقطعی که در اختیار دارند سرنوشت شومی در انتظارشان است و جملگی نزد اربابان شان تاریخ مصرف مشخص دارند. ابوبکر البغدادی، یکی از آن ها و آخرین تروریستی بود که تاریخ مصرفش تمام شده و باید قربانی „سیاست و قدرت“ می شد. سرنوشت تروریسم 

رجوی البغدادی مجاهدین داعش سرنوشت تروریسمسرنوشت مشترک عقب مانده ها – رجوی صدام حسین بن لادن البغدادی

سرنوشت تروریسم

ایران فانوس، 29.10.2019

تروریست ها به دلیل جهالت مفرط و منافع سطحی، سازمانی و مقطعی که در اختیار دارند سرنوشت شومی در انتظارشان است و جملگی نزد اربابان شان تاریخ مصرف مشخص دارند. ابوبکر البغدادی، یکی از آن ها و آخرین تروریستی بود که تاریخ مصرفش تمام شده و باید قربانی „سیاست و قدرت“ می شد.

دونالد ترامپ روز یکشنبه 27 اکتبر 2019 در یک کنفرانس خبری گفت که به همراه وزیر دفاع، فرماندهان ارتش و دیگر مقامات آمریکا عملیات کشتن رهبر داعش را به صورت زنده دنبال کرده است.

https://news.gooya.com/2019/10/post-31501.php

ابوبکر البغدادی اهل بغداد که زمان مرگش 48 سال سن داشت رهبر گروه داعش(دولت اسلامی عراق و شام) بود و او در روستای بریشا در استان ادلب به دست نیروهای ویژه آمریکا کشته شد. این محل با مرز ترکیه فاصله زیادی ندارد. این بخش از خاک سوریه در کنترل شورشیان مسلح سوری است که از پشتیبانی ترکیه برخوردار است و ارتش ترکیه در این منطقه پست دیدبانی دارد. داعش در این سرزمین هیچگاه حضور نداشته و ابوبکر البغدادی برای رسیدن به آن بایستی راهی دراز را از دل نیروهای دشمن طی کرده باشد.

ابوبکر البغدادی، تنها تروریست تاریخ مصرف تمام شده نیست و آخرین آن ها نیز نخواهد بود. در گذشته ای نه چندان دور تروریست های دیگری همچون اسامه بن لادن، صدام حسین، معمر قذافی و کسانی دیگر کشته شدند در حالی که اکثر آن ها مثل عبدالله اوجالان می توانستند زنده بمانند.

از به دام افتادن و مردن ابوبکر البغدادی که توسط افرادی در عراق ردیابی و لو داده شد می توان تحلیل کرد و به این نتیجه راسخ رسید که البغدادی دارای توانمندی های سیاسی و نظامی و تشکیلاتی نبود اما او که چنین بی جربزه و ترسو بود و هنگام مرگ در حین فرار می گریست و کودکانی را با خود به کام مرگ فرستاد، چه کسی و کسانی به او دلار و سلاح و قشون و ساز و برگ می دادند تا همزمان در خاورمیانه در اروپا نیز بجنگد، چه کسی و کسانی برای او پول و سلاح تهیه می کردند و نفراتش را که غالباً از اروپا و از طریه ترکیه ارسال می شدند، کدام دست های مرئی و نامرئی و به دنبال کدام منافعی در منطقه بودند که البغدادی را تا امروز زنده نگهداشتند؟

چگونه فرقه رجوی فرقه شد

ابوبکر البغدادی بنا به گفته نیروهای عراقی و کردی مدت ها یعنی حدود یک ماه در دام بود و او به راحتی می توانست دستگیر شود و زبان به اعتراف بگشاید و شرکاء و اربابانش را به اصطلاح لو بدهد اما او همانند تروریست های دیگر همچون صدام حسین و اسامه بن لادن و مسعود رجوی و دیگران، به راحتی کشته شد و از دسترس عموم خارج شد.

با این وجود اما یک جنبه مثبت در تروریست ها را نباید فراموش کرد، همان طور که کشتند خود نیز کشته شدند اگرچه یکی از آن ها به مثابه البغدادی و صدام حسین و اسامه بن لادن، نیز کشته نشد بلکه پا به فرار گذاشت و ظاهراً از مرگ گریخت اما مرگ او را رها نکرد. آنان که مسعود رجوی را می شناسند می دانند که او همیشه فرار به پیش، کارش بود. او به خاطر این که نزد نیروهایش خود را شجاع جلوه دهد، دائماً از عاشورای حسینی دم می زد و نیروهایش را در بزنگاه حادثه از عاشورا می ترساند. اما زمان گذشت و دستش برای همگان رو شد همان طور که تحلیل و تفسیرمان در مورد سایر و عاقبت تروریست ها درست از آب درآمد.

جالب این جاست، اسامه بن لادن که یک عرب وابسته به آمریکا و کشورهای عربی بود، به همان شکل و منظوری کشته شد که ابوبکر البغدادی، کشته شد. اسامه بن لادن که هشت سال قبل در پاکستان و در تور امنیتی به سر می برد در راستای انتخاب مجدد حسین اوباما از حزب دموکرات و برای ریاست جمهوری دوم، به صورت نمایشی به قتل رسید و امروز نیز ابوبکر البغدادی که در نزدیکی مرز ترکیه در محاصره به سر می برد در راستای انتخاب مجدد دونالد ترامپ از حزب جمهوریخواه و برای نوبت دوم ریاست جمهوری، به صورت نمایشی و حصول پیروزی مسخره به قتل رسیده است.

تروریست های دیگر که هم اکنون در رکاب آمریکا در راستای منافع جنگ طلبانه آن ها علیه منافع ملی و مردم شان از هیچ کوششی دریغ نمی کنند، می بایست مرگ اسامه بن لادن و ابوبکر البغدادی، را درس عبرت بگیرند وگرنه روزی فراخواهد رسید که آنان نیز در راستای منافع سیاسی و نظامی و جنگ طلبانه و قدرت طلبانه آمریکا قربانی شوند.

البغدادی رجوی روشن روان – عقب مانده عقب مانده تر پوفیوز سیاسی

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

سرنوشت تروریسم

لینک به منبع

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تروریسم-در-پیچ-تاریخ/

تروریسم در پیچ تاریخ

تروریسم در پیچ تاریخ مریم رجوی مجاهدین خلقایران فانوس، بیست و سوم اکتبر 2019:… مجاهدین خلق یکی از این جنبش های تروریستی در خاورمیانه است که در ابتدا موجودیتش را در تضاد با موجودیت اسراییل و اربابش آمریکا، بر شمرد و پس از این که خود ابراز موجودیت کرد و میخ اش را کوبید، سپس در جنگ مابین ایران و عراق که هشت سال به درازا کشید، جان گرفت و با نفت صدام حسین، پروار شد. اما هم اکنون یعنی اوایل قرن بیست و یکم بر خلاف قرن بیستم، قرن جولان تروریسم در جهان به ویژه در خاورمیانه، نیست. چهره خاورمیانه دگرگون شده یا به زودی دگرگون خواهد شد. تروریسم در پیچ تاریخ 

تروریسم در پیچ تاریخ مریم رجوی مجاهدین خلقآژیر خطر برای مجاهدین رجوی است

تروریسم در پیچ تاریخ

ایران فانوس، 23.10.2019

خاورمیانه پس از این محیط مناسبی جهت رشد و نمو تروریسم نخواهد بود. تروریسم، از زمانی در خاورمیانه شروع به رشد و نمو کرد که در ابتدا اسراییل آمد، جنگ آمد، نفت آمد و سرانجام تروریسم آمد.

مجاهدین خلق یکی از این جنبش های تروریستی در خاورمیانه است که در ابتدا موجودیتش را در تضاد با موجودیت اسراییل و اربابش آمریکا، بر شمرد و پس از این که خود ابراز موجودیت کرد و میخ اش را کوبید، سپس در جنگ مابین ایران و عراق که هشت سال به درازا کشید، جان گرفت و با نفت صدام حسین، پروار شد. اما هم اکنون یعنی اوایل قرن بیست و یکم بر خلاف قرن بیستم، قرن جولان تروریسم در جهان به ویژه در خاورمیانه، نیست. چهره خاورمیانه دگرگون شده یا به زودی دگرگون خواهد شد.

از میان همه ی گروه های تروریستی در خاورمیانه که دوران افول خود را طی می کنند، مجاهدین خلق از همه بد شانس ترند. آنان در ابتدا و در عناد با آمریکا، به سمت اتحاد جماهیر شوروی و ایدئولوژی مارکسیستی و رادیکال رفتند و در همین رابطه از برژنف رییس جمهور وقت شوروی، تقاضای پول کردند. پس از انقلاب سال 1357 در ایران که به قدرت نرسیدند و در قبال قدرت مبارزه خشونت آمیز را دنبال کردند، پس از فرار، خود را به فرانسه و اروپا قلاب کردند. از طریق دولت فرانسه به عراق رفتند و همه سرمایه خود را پای صدام حسین ریختند. پس از سقوط صدام حسین در سال 1382، دوباره خود را به آمریکا و متحدینش همچون اسراییل و عربستان سعودی، قلاب کردند. طی سال های اخیر که اختلافات مابین آمریکا و ایران رو به اوج بود، سپس همه سرمایه و تتمه آنچه که داشتند را در طبق آمریکا و اسراییل و عربستان سعودی، قرار دادند تا با جاسوسی و مزدوری و پروپاگاندا، جرقه ی جنگ را دامن بزنند و مفری جهت نجات پیدا کنند. جرقه ها، به دلایلی به جنگ تبدیل نشد و دوران پر هزینه آمریکا در خاورمیانه به سر رسید.

با روی کار آمدن دونالد ترامپ با آن که او بعدها در کابینه اش تعدادی افراد تندرو و جنگ طلب و حامی مجاهدین خلق را به کار گرفت، اما او توان جنگ مجدد در خاورمیانه را نداشت و از آن چه که طی جنگ های قبل هزینه کرده بود، سخت پشیمان بود تا این که دوران حضور آمریکا در خاورمیانه به دلایل متعدد و پر هزینه بودن جنگ ها و کم ارزش شدن نفت و منافع و مشکلاتی که آمریکا با اروپا و چین و روسیه داشت، آمریکا را به خداحافظی و دست رد زدن به سینه متحدینش در خاورمیانه وا داشت.

زمانی که آمریکا در خاورمیانه نباشد، از متحدینش و گاوهای  کوچک و بزرگ شیرده، طبعاً جنگ بر نخواهد خواست و جنگی در چشم انداز نخواهد بود و تا روزی که در خاورمیانه جنگ نباشد، بازار مزدوری و جاسوسی و  تروریسم از جمله داعش و القاعده و مجاهدین و غیره، کارکرد نخواهند داشت.

با عقب نشینی آمریکا از خاورمیانه که تازه شروع شد، طبعاً جایش را بازیگران دیگر همچون روسیه و چین، پر خواهند کرد که اینان نیز مشکل ایدئولوژیک و راهبردی با کشورهای خاورمیانه ندارند تا از ابزار تروریسم استفاده کنند لذا تروریست ها منجمله مجاهدین خلق، در آرایش سیاسی آینده ی خاورمیانه و نزد بازیگران اصلی جایی نخواهند داشت و توان و پتانسیل نزدیکی با آنان را نخواهند داشت. سایر بازیگران منطقه نیز در غیاب آمریکا، خواهند فهمید که گرد و خاک کردن های آمریکا در خاورمیانه، بر سر نفت و فروش سلاح و حمایت از کیان اسراییل، بوده و بدون حضور امریکا، مسایل و مشکلات خود را بهتر حل و فصل خواهند کرد که از همین حالا سایه جنگ کنار رفته و بازیگران کوچک تر ناچارند در تعامل با همسایگان خود گذشته پر رنج و محنت و حتی خونبار را فراموش کنند مانند آنچه که ایران و عراق کرده اند.

با محو شدن سایه نظامی آمریکا بر سر کشورهای خاورمیانه، جنگی در چشم انداز نخواهد بود بلکه تعامل سیاسی و اقتصادی، جای اختلافات و جنگ را خواهند گرفت و زمانی که جنگ نباشد، بازار و اقتصاد و روابط و توریسم و فرهنگ و فهم و درک متقابل خواهد بود و لاجرم تحت رشد اقتصادی و تجارت، آرایش سیاسی جدید مابین کشورهای خاورمیانه شکل خواهد گرفت. آرایش و صلح و ثباتی که تروریسم و افراطگرایی و رادیکالیسم، در آن جایی جهت رشد و جولان نخواهند داشت. با آرزوی جهانی بدون جنگ و خاورمیانه ای که به سمت صلح و ثبات و ثروت و آرامش می رود.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

تروریسم در پیچ تاریخ

لینک به منبع

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/وقتی-امپریالیسم-با-تروریسم-آشتی-می-کند/

وقتی امپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

وقتی آمپریالیسم با تروریسم آشتی می کندایران فانوس، اول سپتامبر 2019:… مجاهدین خلق به عنوان یکی از قدیمی ترین گروه تروریستی بیش از پنج دهه قبل جهت ابراز وجود و تهییج احساسات مردم با شعار مبارزه علیه امپریالیسم و صهیونیسم و اشغالگران، آغاز کرد ولی وقتی که در مسیر راه سمبه مبارزه را پر زور دید و به بن بست رسید، دوباره به دامن اشغالگران و آمپریالیسم و صهیونیسم، پناه برد و بعد از شکست صدام حسین دیکتاتور عراق و پیروزی آمپریالسیم بر دیکتاتوری، خود را به آمپریالیسم و صهیونیسم جهانی آن هم جناح تندرو و جنگ طلب اش قلاب کرد تا مفری جهت حفظ نیروها و بقاء خود بیابد. وقتی امپریالیسم با تروریسم آشتی می کند 

وقتی آمپریالیسم با تروریسم آشتی می کندمجاهدين خلق و امپریالیسم

وقتی امپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

ایران فانوس، 01.09.2019

بسیاری از گروه های تروریستی که در گذشته از حمایت قشر پایین و سرخورده جامعه برخوردار بودند، جهت تهییج افکار و احساسات مردم، موجودیت و تبلیغات خود را با سر دادن تضاد دوران آمپریالیسم، آغاز و مبارزات خشونت آمیز خود را توجیه می کردند. موارد این گونه گروه های تروریستی که در آغاز، آمپریالیسم را بانی همه خسارات و مشکلات جهان و جهان سوم، می دانستند و باعث نابودی مادیات و معنویات مردم، کم نبودند.

در خبرها آمده، آمریکا در افغانستان و پس از نزدیک به دو دهه جنگ و خونریزی، بالاخره با طالبان، کنار آمده و نهمین دور از مذاکرات شان که توسط زلمای خلیل زاد و سهیل شاهین، نمایندگان آمریکا و طالبان در دوحه قطر، انجام گرفت به توافقاتی در ارتباط با امنیت و کاهش سربازان آمریکایی در افغانستان، دست یافته اند.

https://www.dw.com/fa-ir/سخنگوی-طالبان-دستیابی-به-توافق-نهایی-با-آمریکا-نزدیک-است/a-50192750 

طالبان نزدیک به سه دهه است که با حمایت آمریکا و کمک های مختلف عربستان سعودی و پاکستان و به بهانه جنگ علیه اشغالگران روسیه، خود را به افغانستان رسانده و پس از سقوط حکومت قانونی دکتر نجیب الله هنوز در افغانستان جولان دارند و از حمایت بخش هایی از مردم نیز برخوردارند. طالبان پس از این که میخ خود را در افغانستان سفت کردند، در دوحه قطر دفتر سیاسی باز کردند و شروع به مذاکره با اشغالگران جدید افغانستان یعنی امریکا، کردند و این اواخر به توافقاتی دست یافتند که سروصدایی نیز به پا کرد. حالا این توافقات به قول افغانی ها از سمبه پر زور طالبان بوده یا نیاز انتخاباتی دونالد ترامپ و صرفاً تبلیغاتی خواهد بود و سرانجام به کجا خواهد کشید، معلوم نیست.

اما اگر کمی به گذشته برگردیم زمانی که جورج بوش پسر بر سر کار بود و می خواست به تلافی حملات 11 سپتامبر سال 2001، به افغانستان حمله کند، دوران جدید را مبارزه علیه تروریسم، خطاب کرد و هر گونه مسامحه و مماشات با تروریسم را مردود دانست.

ولی زمان که گذشت و منافع جای خود را به آرمان و ایدئولوژی و لجبازی های کودکانه داد، دوران عوض شد و مبارزه علیه تروریسم، جای خود را به مماشات و آشتی در راستای منافع طرفین داد.

اما این که با کنار آمدن سطحی یا عمقی با تروریسم، مشکل مردم و امنیت جهان حل خواهد شد و یا به قولی همین تروریست ها در آینده ای نزدیک با همکاری با نیروهای افراطی و جنگ طلب، باعث و بانی جنگ جهانی سوم خواهند شد و دنیا را به جنگ و جنون خواهند کشید، باز هم معلوم نیست.

آمریکا، در مسیر زمان، تنها با تروریست هایی چون طالبان و داعش و غیره، معامله و مماشات نداشت بلکه آن ها در گذشته ای نه چندان دور در ایران سیبل تروریست هایی چون مجاهدین خلق بودند ولی هم اکنون در لاس زدن های آشکار و پنهان به دوستان نزدیک هم بدل شده اند و حرفی از مبارزه علیه آمپریالیسم و صهیونیسم، در میان نیست و در طرف مقابل نیز مبارزه علیه تروریسم، به فراموشخانه سپرده شد و  هر چه هست، منافع و قدرت و بود و نبود طرفین دعوا است.

در گذشته بسیاری بر این اعتقاد بودند که آمریکا با مجاهدین خلق به دلیل آمریکایی کشی آنان کنار نخواهد آمد و آنان را صرفاً در تاکتیک، استفاده سیاسی و نظامی و جاسوسی خواهد کرد و در درازمدت آنان را به سمت  قدرت هل نداده و آنان را در قدرت تحمل نخواهد کرد. به نظر می رسد این گونه تحلیل ها کهنه و دمده شده و با منافع و مصالح روز آمریکا و تروریسم، نمی خواند. همان طور که تروریست ها برای خروج از بن بست ناچار به دست یازیدن به هر وسیله ای به سوی قدرت هستند، آمریکا نیز جز به موقعیت و برتری و منافع خود به چیز دیگری نمی اندیشد.

همان طور که آمریکا در هر دوره و بنا بر موقعیت و منافع خود رنگ عوض می کند و متحدین ریز و درشت خود را پشت سر می گذارد، تروریست ها نیز قادرند در مقابل منافع خود رنگ عوض کنند و آرمان و ایدئولوژی و سیاست های خود را تنها جهت مصرف داخلی و فریب اذهان، به کار ببرند.

مجاهدین خلق به عنوان یکی از قدیمی ترین گروه تروریستی بیش از پنج دهه قبل جهت ابراز وجود و تهییج احساسات مردم با شعار مبارزه علیه امپریالیسم و صهیونیسم و اشغالگران، آغاز کرد ولی وقتی که در مسیر راه سمبه مبارزه را پر زور دید و به بن بست رسید، دوباره به دامن اشغالگران و آمپریالیسم و صهیونیسم، پناه برد و بعد از شکست صدام حسین دیکتاتور عراق و پیروزی آمپریالسیم بر دیکتاتوری، خود را به آمپریالیسم و صهیونیسم جهانی آن هم جناح تندرو و جنگ طلب اش قلاب کرد تا مفری جهت حفظ نیروها و بقاء خود بیابد.

این که آمریکا به تناسب شرایط و منافع خود با تروریست ها آشتی و مسامحه کند یا این که تروریست ها ماهیت عوض کنند و با آمریکا کنار بیایند، به دور از انتظار نیست اما این که تروریست هایی که شعار مردم سر می دهند و هر روز از مردم فاصله بیشتری می گیرند  این بار با گروگانگیری و وسیله قرار دادن مردم به چانه زنی با آمریکا مشغول شوند، از عجایب است.

وقتی می گویند جنگ جهانی سوم را می توانند تروریست ها به کمک نیروهای جنگ طلب و آمپریالیستی و صهیونیستی، خلق کنند، چندان دور از واقعیت نیست. با این وجود، جز مبارزه با زورگویی و قلدری و تجاوز و اشغالکری و تروریسم، و افشاگری و آگاهی بخشی به مردم، چاره دیگری نیست.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

وقتی امپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

لینک به منبع

***

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهرانترور مهندسان آمریکایی کمپانی راکول اینترنشنال توسط سازمان مجاهدین خلق

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

همچنین: