سرنوشت سازمان مجاهدین خلق ، تراژدی غم انگیز 

سرنوشت سازمان مجاهدین خلق ، تراژدی غم انگیز 

سرنوشت سازمان مجاهدین خلق ، تراژدی غم انگیز بتول سلطانی، زنان ایران، هفدهم ژوئن 2019:… این تابلوی غم انگیز ناخودآگاه ذهن هر انسانی را به سالیان دور و درازی که هر کدام با سوابقی بیست ساله و سی ساله و بلکه بیشتر سوق می دهد . و دچار سوالات متعددی می شود . که راستی چرا مسولین این سازمان هیچگونه اقدامی برای پشتیبانی و فرستادن اعضای سابق خودش به کشورهای بالنسبه بهتر اروپایی نمی کنند ؟!. بهرحال این حداقلی برای احترام نهادن به سنوات گذشته آنهاست . که در سنین کهولت و بازنشستگی ، تنها و بی فرجام رها شده اند. سرنوشت سازمان مجاهدین خلق ، تراژدی غم انگیز 

سرنوشت سازمان مجاهدین خلق ، تراژدی غم انگیز مجاهدین خلق و نقض حقوق بشر نجات یافتگان در آلبانی

سرنوشت سازمان مجاهدین خلق ، تراژدی غم انگیز

خانم بتول سلطانی، زنان ایران، آلمان 17.06.2019

این سخنان رجوی است خطاب به رئیس سازمان امنیت عراق در دفتر کار سپهبد عراقی در بغداد، فیلمی که  از مذاکرات مخفیانه رجوی با رئیس سازمان اطلاعات و امنیت صدام حسین به‌دست آمده است، این فیلم برای استفاده و گروکشی‌های بعدی گرفته شده‌است.

رجوی می گوید:

بین ما و شما، بین ما و عراق، چه دولت و چه حزب بعث و در راس آن آقای رئیس جمهور و مجاهدین‌خلق و ارتش آزادی‌بخش فقط روابط صرف سیاسی نیست. فکر می‌کنم یک برادری کامل است. . . سرنوشت ما و خون‌های ما در هم آمیخته است و این یک تعارف نیست!! برادرانی که از هیچ چیز برای هم دریغ نمی‌کنند

او خطاب به رئیس سازمان امنیت صدام می‌گوید:

« بین ما و شما، بین ما و عراق، چه دولت و چه حزب بعث و در راس آن آقای رئیس جمهور و مجاهدین‌خلق و ارتش آزادی‌بخش فقط روابط صرف سیاسی نیست. فکر می‌کنم یک برادری کامل است. . . سرنوشت ما و خون‌های ما در هم آمیخته است و این یک تعارف نیست!! برادرانی که از هیچ چیز برای هم دریغ نمی‌کنند»

و باز هم می‌گوید:

« هر چیز که علیه شماست بطور طبیعی علیه ماست و بالعکس. امنیت و ضرباتی که می‌خوریم یک چیز است. . . پیشرفت‌هایمان نیز یکی است. . . من در ذهن و قلب خودم نمی‌توانم حساب مصالح و منافع خودمان را از شما جدا کنم. این‌ها دقیقا درهم امیخته است. . . »

مجاهدین تاکنون هیچ عکس العملی در باره این فیلم ها نداشته . به هیچ وجه چنان ملاقات هاو چنان اظهاراتی راتکذیب نکرده اند.آنها برای طفره رفتن ازجواب ، سعی می کنند منشاء پخش فیلم ها را زیر سئوال ببرند.
در آمیختن مجدد خون رجوی اینبار با در آویختن با تندروها وجنگ طلب ترین جناح در آمریکا قطعا آنها را تا سقوط کامل به پرتگاه ایدئولوژیک برده است.

از وقتی که سازمان مجاهدین نفراتش را به آلبانی آورده ، موضوع جدا شدن اعضا از سازمان روند ادامه داری بخود گرفته ، و هر از گاهی می شنویم که نفرات جدیدی جدا شده اند .

اما از آنجائیکه کشور آلبانی بلحاظ اقتصادی خود درگیر مشکلاتی است،  برای جداشدگان سازمان روزنه ای از امید به زندگی متوسط که حائز کرامت انسانی باشد ، وجود ندارد .

اغلب نفرات بناچار دو یا سه نفره و بلکه با تعداد بیشتر ، خانه ای اجاره می کنند و با حداقل های ممکن ، روزگار سپری می کنند.

این تابلوی غم انگیز ناخودآگاه ذهن هر انسانی را به سالیان دور و درازی که هر کدام با سوابقی بیست ساله و سی ساله و بلکه بیشتر سوق می دهد .

و دچار سوالات متعددی می شود . که راستی چرا مسولین این سازمان هیچگونه اقدامی برای پشتیبانی و فرستادن اعضای سابق خودش به کشورهای بالنسبه بهتر اروپایی نمی کنند ؟!. بهرحال این حداقلی برای احترام نهادن به سنوات گذشته آنهاست . که در سنین کهولت و بازنشستگی ، تنها و بی فرجام رها شده اند . !

 از طرفی در اذهان اینگونه القا میشود که سازمان برای کرامت انسانی ، حرمت قائل است . هر چه باشد اینها سالیان جوانی و انرژی خود را در این سازمان گذرانده اند . و اینک نیاز به حمایت و پشتیبانی دارند .

 پرداخت وجهی بعنوان کمک ماهیانه با احتساب هزینه های زندگی در آلبانی ، یک زیر مینیمم محسوب می گردد . که چاره درد آنها نیست . اگر چه همین زیر مینیمم ، نفرات را موظف به مراعات چارچوب های سازمان می کند و خلاصه یک شهروند آزاد لحاظ نمی گردد.

اگر دفاع از خلق یک ارزش است ، لامحاله حمایت جدا شدگان یک وظیفه خواهد بود

چون بهرحال اینها هم قطراتی از همین خلق هستند که برای اهداف سازمان از منافعی که شامل دیگران میشد ، چشم پوشی کردند. !

در حالیکه اینجا و آنجا خبر دستگیری تعدادی از آنان به هنگام خروج از مرز یا در کشورهای دیگر ، برای یافتن آرامش و التیام آلامشان ، شنیده می شود .

براستی سیاستی که اینگونه با اعضای سابق خود تنظیم می کند ، چه رهاوردی بشر دوستانه ای برای مردم ایران خواهد داشت ؟!.

بتول سلطانی، آلمان

07.05.2019

سرنوشت سازمان مجاهدین خلق ، تراژدی غم انگیز

لینک به منبع

***

مواضع مضحک مریم رجوی و سازمان مجاهدین خلق در تحولات اخیر ایرانشرکت انجمن زنان و کانون آوا در کنفرانس “روز زن” در پارلمان اروپا

رجوی های وطن فروش و سرانجام تغییر دورانوقایع فرانسه نشان داد چقدر فرقه رجوی وطن فروش است

مزدور مریم رجوی مجاهدین خلق ایران سایت آفتابکاران خائنین به ملت ایران انسانها را به انتخابشان میشناسند نه به حماقتشان

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/آرزوی-قدرت-رجوی-66-ساله-و-شوهر-غایبش/

آرزوی قدرت رجوی ۶۶ ساله و شوهر غایبش 

بتول سلطانی پارلمان اروپابتول سلطانی، زنان ایران، هشتم می ۲۰۱۹:… به نظر می رسد تمام هزینه های هنگفتی که فرقه رجوی از حق افراد خودش که خیلی ها بیمار و احتیاج مبرم به رسیدگی های پزشکی داشتند گرفت و در حلقوم این لابی ها ریخت به ثمر و نتیجه نخواهد رسید. نه تنها آرزوی رسیدن به قدرت را فرقه رجوی به گور خواهد برد بلکه از نظر ایدئولوژیکی هم با همه این افتضاحات و پشت پرده های ننگین در حق اعضای خود و از طرف دیگر فروختن منافع مردم ایران بیش از پیش باعث نفرت انقلابیون خواهد شد.

آرزوی قدرت رجوی 66 ساله و شوهر غایبش مجاهدین خلق (فرقه رجوی)؛ دوستان پرسش‌برانگیز واشینگتن

لینک به منبع

آرزوی قدرت مریم رجوی ۶۶ ساله و شوهر غایبش    

 خانم بتول سلطانی، زنان ایران، آلمان ۰۸٫۰۵٫۲۰۱۹

اخیرا بعد از اوج گیری فشار ترامپ بر ایران فرقه رجوی بیش از همیشه نمی تواند ظاهر حفظ کند و افتضاح ناتوانی خودش و توسل به استکبار جهانی را مخفی کند.

فرقه رجوی همه افراد و لابیهائی که سالیان سال است مفت هزینه های هنگفت دریافت می کنند را موظف کرده تا از این آب گل آلوده باید ماهی بگیرند و رجوی را برای مجامع سیاسی حلوا حلوا کنند و تا رسیدن به قدرت تلاش کنند و برای این لابیها و افراد در ملاقاتهای رسمی جایزه های بسیار بزرگ و ملیاردی از جیب مردم ایران پیشکش شده است.

محصول این اقدامات فرقه این بود که در ماه فوریه ۲۰۱۹، جولیانی در تجمع طرفداران فرقه در ورشو (پایتخت لهستان) در حاشیه کنفرانسی که توسط آمریکا در رابطه با مسائل خاورمیانه تشکیل شده بود، ضمن سخنرانی تند علیه مقامات ایرانی، بیان کرد که آمریکا باید دولت ایران را سرنگون و رجوی را جایگزین آن‌ها کند این شیرین ترین اتفاق برای رجوی بود.

روزنامه نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۲ در مقاله‌ای به قلم اسکایت شین درباره این مدافعان فرقه رجوی می‌نویسد:

بسیای از حامیان برجسته آمریکایی آ‌ن‌ها، ۱۵ تا ۳۰هزار دلار در ازای سخنرانی برای گروه گرفته‌اند. آن‌ها همچنین در قالب مسافرت‌های لوکس بدون این‌که یک دلار از جیب خود هزینه کنند، به پاریس و دیگر شهرهای جهان سفر می‌کنند  تا در مراسم‌ مجاهدین خلق شرکت کنند. اد رندل، فرماندار سابق پنسیلوانیا، در مارس ۲۰۱۲ تأیید کرد که منافقین مبلغ نزدیک به ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار دلار به او پرداخت کرده‌اند.

پایان نقل قول

به نظر می‌رسد به دیگر پشتیبانان درجه اول نیز به همین شکل پاداش داده‌اند.

هم اکنول بهترین فرصتها بدست آمده تا در ازای خشم ترامپ فرقه رجوی خودنمائی کند و بیشترین تمرکز و هزینه را در حال حاضر فرقه رجوی برای مطرح کردن اسم خودش و برای پاک کردن افتضاحاتی که در پرونده اش داشته بکار گرفته است.

از نشستهای رجوی بیاد دارم که حتی افسوس کارهائی که انجام شده بود از جمله کشتن سه سرهنگ ارتش آمریکا را می خورد و عنوان می کرد که برای سرنگون کردن حکومت ایران حاضر است دامن هم بپوشد.

گویا رجوی فراموش کرده بود که در مسیر فرار از میدان واقعی مبارزه و فرار از ایران خود را به صورت خانم همراه دکتر بنی صدرتغییر قیافه داده بود و این افتضاح تر از دامن پوشیدنش می باشد.

به دستور رجوی در تمام تشکیلات شعار و سرودها و کتاب و اسناد ضد آمریکائی جمع آوری شد.

سالهاست که وظیفه اصلی خانم سونا صمصامی و اعضای رده بالای فرقه رجوی در آمریکا و استمالت و دلجوئی از مقامات آمریکائی و نزدیک شدن به آنها می باشد. آنها برای نزدیک شدن به این مقامات ماهها و سالها طرح و برنامه و هزینه کرده اند.

رجوی همچنین در نشستها بسیار ناله می کرد از گزارش ۴۰ صفحه ای دیدبان حقوق بشر که این گزارش نقض حقوق بشر و فشار و شکنجه بر روی اعضای فرقه توسط تشکیلات و فرماندهی رجوی انجام می شده است را افشا می کند و در مستندات سیستم اطلاعاتی آمریکا به این موضوع بعنوان محور اختلاف اشاره شده است.

او با غیض به تک تک اعضای  جدا شده ای  که در این گزارش از آنها نام برده شده بود فحاشی کرد.

یکی دیگر از دلخوریهای رجوی بر می گردد به آوریل سال ۲۰۱۵، زمانی که از مریم رجوی دعوت شده بود برای ارائه شهادت در خصوص داعش در یکی از جلسات استماع کنگره حضور پیدا کند، دانیل بنجامین به همراه رابرت فورد، سفیر سابق آمریکا در سوریه، حاضر نشدند در آن جلسه حضور پیدا کنند

بنیامین دعوت از رجوی را «شرم‌آور» توصیف کرد و فورد در اظهار نظری جنجالی به ال‌مانیتور گفت: «مجاهدین خلق چه مزخرفی در مورد دولت اسلامی دارد که بگوید؟

مشکل حائز اهمیت دیگر این است که بطور واقعی از جامعه ایران فرقه رجوی طرد شده و کسی آنها را نمی خواهد بطوریکه حتی طیف مخالف حکومت ایران از اساس نه تنها گرایشی به حمایت از رجوی ندارند بلکه به شدت مخالف آن می باشند و اینها معضلاتی است که شیرینی فشار آمریکا و ترامپ بر ایران را به کام رجویها زهر می کند.

ماکزیمم نقش فرقه رجوی فقط در حد مهره فشار است و نه بیشتر.

به نظر می رسد تمام هزینه های هنگفتی که فرقه رجوی از حق افراد خودش که خیلی ها بیمار و احتیاج مبرم به رسیدگی های پزشکی داشتند گرفت و در حلقوم این لابی ها ریخت به ثمر و نتیجه نخواهد رسید.

نه تنها آرزوی رسیدن به قدرت را فرقه رجوی به گور خواهد برد بلکه از نظر ایدئولوژیکی هم با همه این افتضاحات و پشت پرده های ننگین در حق اعضای خود و از طرف دیگر فروختن منافع مردم ایران بیش از پیش باعث نفرت انقلابیون خواهد شد، باعث نفرت بازماندگان نسلی که به آرمان و اعتقاداتشان توسط رجوی خیانت شد.

بتول سلطانی، آلمان 

۰۷٫۰۵٫۲۰۱۹

*** 

آرزوی قدرت رجوی 66 ساله و شوهر غایبش چرا فرقه رجوی از دیدار خانواده محمدی با سمیه وحشت کرده است 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/چرا-رجوی-با-وجود-بر-زمین-گذاشتن-سلاح-در/

چرا رجوی با وجود بر زمین گذاشتن سلاح در برابر امپریالیسم همواره خود را به سازمان مجاهدین و حنیف نژاد بنیانگذار سازمان می چسباند؟

soltani_batool_EUP_2018بتول سلطانی، انجمن زنان ایران، آلمان، پنجم سپتامبر ۲۰۱۸:…  همه ساله فرقه رجوی پانزده شهریور را بعنوان تأسیس سازمان مجاهدین مراسم برگزار می کند و یادآور می شود که رجوی کماکان رهبر آن راه است. اما آیا به راستی این فرقه به رهبری رجوی حق چنین ادعائی را دارد؟ ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ یعنی ۵۳ سال پیش برای براندازی رژیم شاهنشاهی آقایان محمد حنیف نژاد … 

آرزوی قدرت رجوی 66 ساله و شوهر غایبش اول قرارشان بود که “مبارزه مسلحانه” شان علیه “امپریالیسم” باشد

لینک به منبع

چرا رجوی با وجود بر زمین گذاشتن سلاح در برابر امپریالیسم همواره خود را به سازمان مجاهدین و حنیف نژاد بنیانگذار سازمان می چسباند؟

 خانم بتول سلطانی، زنان ایران، آلمان ۰۵٫۰۹٫۲۰۱۸

همه ساله فرقه رجوی پانزده شهریور را بعنوان تأسیس سازمان مجاهدین مراسم برگزار می کند و یادآور می شود که رجوی کماکان رهبر آن راه است.

اما آیا به راستی این فرقه به رهبری رجوی حق چنین ادعائی را دارد؟

۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ یعنی ۵۳ سال پیش برای براندازی رژیم شاهنشاهی آقایان محمد حنیف نژاد و سعید محسن و علی اصغر بدیع زاده گان تشکل کوچکی را بر اساس و اصول مبارزه مسلحانه بنیانگذاری کردند. این گروه کوچک و تازه تاسیس مدعی بود که خلقها به حق خود نمی رسند الا اینکه با سلاح که از نظرآنها تنها راه باقی مانده و تعیین کننده مرز بین استثمار کننده و استثمار شده و خلق و ضد خلق بود با هدف نبرد با آمریکا اما درسال ۲۰۰۳ وقتی فرقه رجوی در برابر همین سربازان و ارتش آمریکا قرار گرفت رجوی دستور تحویل دادن سلاحها را گرفت. پس چرا علی رغم اینکه از زمان اعدام بنیانگذاران رجوی مسیر دیگری یعنی مسیر خیانت و خودپرستی را طی کرده چرا همواره خود را به بنیانگذاران سازمان و حنیف نژاد می چسباند.

همه اعضای این گروه کوچک  در چهارم خرداد ۱۳۵۱ اعدام شدند بجزمسعود رجوی که از اعدام بخاطر همکاریش با ساواک گریخت هر چند که به هزار حیله و سخن خود مسعود رجوی و مداحان او سعی کرده اند که این موضوع را مخفی کنند و اعدام نشدن او را به دلایل دیگری نظیر تلاشهای برادرش در سوئیس و … عنوان کنند اما پس از انتشار اسناد بدست آمده از ساواک علت اعدام نشدن رجوی برملاشد.

مسعود رجوی تنها عضو باقیمانده از آن تشکل درزندان زنده ماند.

در سال ۱۳۹۰ در امریکا کتابی منتشر شد با عنوان” در دامگه حادثه” که به علل و عوامل فروپاشی حکومت شاهنشاهی میپردازد.این کتاب مجموعه گفتگویی است ما بین عرفان قانعی فرد وپرویز ثابتی که در زمان حکومت شاهنشاهی مدیریت امنیت داخلی ساواک را بر عهده داشته است.بخش کوتاهی از این گفتگو یکی دیگر از ادله ایست که میتوان از آن به خیانت و همکاری مسعود رجوی با ساواک پی برد .این گفتگو بطلان ادعای رجوی در تلاش برای مخفی کردن خیانت و همکاریش با ساواک بر علیه یاران و همرزمان خود درسازمان را بوضوح به چالش میکشاند.در زیر توجه شما را به بخشی از این مصاحبه جلب میکنم:

آقای قانعی فرد: قرار بود داستان مسعود رجوی را تعریف کنی

آقای پرویزثابتی: رجوی در شهریور ۱۳۵۰ دستگیر شد و جزو ۱۰ نفری بود که محکوم به اعدام شده بود. برادر مسعود، یعنی کاظم رجوی را من می‌شناختم… در سال ۱۳۳۶ باهم به مدت ۱ ماه برای استخدام در آموزش و پرورش دوره‌ای را طی کردیم و باهم آشنا شدیم.

کاظم رجوی پس از ۱ـ۲ سال برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، فعالیت می‌کرد. من هم برای مسافرتی به سوئیس رفته بودم و از طرف ساواک کاری داشتم و ۸-۹ سال هم از سابقه من در ساواک می‌گذشت. حوالی سال ۱۳۴۷ بود و خواستم که کاظم رجوی را ملاقات کنم که مثلا ببینم چه کاری می‌توانم درباره او انجام بدهم. به کاظم تلفن زدم و گفتم که: «مرا یادت هست؟»، گفت: «بله! کجا هستید؟ و همدیگر را ببینیم» و رفتیم و همدیگر را دیدیم. از او پرسیدم: «اینجا چه می‌کنی؟»، البته می‌دانستم و پرونده‌اش را مطالعه کرده بودم. به هرحال دیدم که خیلی هم سفت و سخت نیست و فقط یک انتقادهایی از شاه دارد، ولی زیاد مهم نیست… مسلما در آن موقع، هنوز نمی‌دانست که برادرش (مسعود) در شبکه مجاهدین خلق، فعالیت دارد. از من پرسید که شما چه می‌کنید؟ من هم گفتم که: «در نخست وزیری هستم»، گفت: «همان ساواک؟» من هم صراحتا گفتم: «بله!» گفت که: «خوب اینجا در سوئیس، چه می‌کنی؟»… خلاصه در حین گفتگو دیدم که دُمَش سست است و به عنوان نمایندگی ساواک در آن‌جا استخدامش کردم و به نماینده ساواک در ژنو، تحویلش دادم و ماهی ۱۰۰۰ فرانک سوئیس هم برایش حقوق گذاشتیم و مأمور ما شد و گزارشات برای ما می‌فرستاد

تا اینکه سال ۱۳۵۰ که برادرش (مسعود) دستگیر شد، کاظم، فوری نامه نوشت و تلفن زد که: «آقا! دستم به دامنت، برادرم را نجات بدهید!» و من هم گفتم که: «ببینم چه کاری می‌توانیم بکنیم و بعد مسعود، محکوم به اعدام شد. کاظم جاهای مختلفی هم می‌رفت و ضمن اینکه به من متوسل می‌شد، می‌رفت مثلا ژان پل سارتر را هم می‌دید که علیه اعدام‌ها، کاری بکند و مسعود اعدام نشود. من یک گزارشی درست کردم که برادرش برای ساواک، این کارها و خدمات را کرده و مسعود رجوی را یک درجه تخفیف بدهیم»، شاه هم موافقت کرد و یک درجه تخفیف داده شد و مسعود رجوی اعدام نشد

آقای قانعی فرد: فکر کنم که تا حدی توانستید که مسعود را به ساواک جذب کنید؛ البته خودش منکر این قضیه است

آقای ثابتی: نه! در بازجویی‌ها، نسبتا همکاری کرد و آرام بود. خبر یک درجه تخفیف را که دادیم به روزنامه‌ها، نوشتیم که این ۱۰ نفر محکوم به اعدام شدند و مسعود رجوی به علت اینکه در جریان بازجویی با ما همکاری کرده است، شامل یک درجه تخفیف شده است

آقای قانعی فرد: در واقع او را تخریب و بی‌اعتبار کردید

آقای ثابتی: بله! آن وقت در زندان معترض شده بود که: «نخیر، من چه همکاری داشته‌ام؟»، درحالی‌که همکاری کرده بود، در بازجویی‌ها، خیلی آدم‌ها را معرفی کرده بود و جمهوری اسلامی هم چند سال پیش، بازجویی‌هایش را منتشر کرده بود. در زندان، گاهی زندانی‌ها شلوغ می‌کردند، او می‌رفت و می‌گفت که شلوغ نکنید، درحالی‌که مخفیانه فعالیتش را داخل زندان می‌کرد و تنها کسی بود که از همان گروه اول مانده بود و نتیجتا اتوماتیک، رهبر شده بود.

 شاپور بختیار در کتابش از قول احمد میرفندرسکی (سفیر ایران در مسکو) نوشته است که: «کاسیگین برای اعدام رجوی، واسطه شده و دائما درباره رجوی با من حرف زده است.» میرفندرسکی گاهی با کاسیگین تخته‌نرد بازی می‌کرده اما این داستان که روس‌ها واسطه شده‌اند برای آزادی رجوی، ابدا درست نیست… متأسفانه یا خوشبختانه من واسطه شدم برای آزادی و زنده ماندن رجوی.

پی نوشت                                     

کتاب در دامگه حادثه-آقای عرفان قانعی فرد-صفحات ۲۸۱تا ۲۸۳

در همان ایام حکومت شاهنشاهی اپوزسیون دیگری هم داشت مسلمانانی که رهبرشان آیت الله خمینی و در تبعید بود. تفاوت آنها با مجاهدین در این بود که اینها معتقد به توصیه و روضه بودند در واقع امر به معروف و نهی از منکر و اعتقادی به جنگ مسلحانه نداشتند.

 بعد از انقلاب ضد سلطنتی و پیروز شدن همین روحانیون رجوی با آیت الله خمینی دیدار کرد.

رجوی تشنه قدرت بود و تمامیت قدرت را می خواست وآیت الله خمینی به او نداد.  

رجوی خود را ادامه دهنده راه بنیانگذاران معرفی می کرد.

اما تفاوت او با عقاید محمد حنیف نژاد خیلی عمیق بود.

با شناختی دقیق که از رجوی طی آن بیست سال بدست آوردم او هرگز ادامه دهنده راه حنیف نبوده و نیست.

حنیف و سایر بنیانگذاران سمبل مبارزه با استبداد به رهبری آمریکا و سایر استثمارگران بود ولی رجوی طی چهار دهه گذشته بعد از حنیف نژاد دست به دامن همین استثمارگران شده است. از صدام گرفته تا زمانی که در برابر نیروهای آمریکائی در عراق دستور تحویل دادن سلاح را صادر کرد.

در حالیکه یقین دارم مسعود برای نجات جانش و بدست آوردن قدرت دست به هر کاری بزند و این کاراکتر او است.

مریم عضدانلو بارها گفته است: “آنچه که بنام سازمان مجاهدین خلق را محمد حنیف نژاد تاسیس کرده بود عملا در ضربه اپورتونیستی سال ۵۴ از بین رفت و کاملا متلاشی شده است این مسعود بوده است که سازمان را از نو تاسیس کرد وتک تک نفرات را خودش جمع و آنها را در مسیر مبارزه قرار داد به حق باید گفت که این نسل از نسل خجسته مسعود است”. حتی رجوی در اثبات این حرف مریم عضدانلو در سال ۱۳۷۴ در یک اقدام ناگهانی سازمان مجاهدین و ارتش آزادی بخش را در داخل سازمان منحل شده اعلام کرد و در همان لحظه با آمادگی قبلی طی یک مراسم رسمی از تک تک نفرات خواست بعنوان” مؤسسان دوم ” سازمان مجاهدین و ارتش آزادی بخش به رهبری عقیدتی و فرماندهی کل مسعود رجوی آئین نامه جدید تاسیس سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش را امضا کنند.

بعد از دستگیری محمد حنیف نژاد  توسط ساواک شاه در اولین نشست مرکزیتی که در زندان تشکیل میشود و البته قبل از بازجویی ها، محمد آقا دستور میدهد که بقیه مرکزیت تمامی تقصیر ها را به گردن وی بیندازند. تا بدینوسیله فشار و جرم بقیه کم شود. و این بوده سنت رهبری سازمان بوده اما رجوی همواره تمام تقصیر ها را به گردن اعضا و دوستانش انداخته و خود را تا مرتبه خدائی در فرقه قرار داده است.

این مقام خدائی را در همدستی با مریم رجوی بدست آورده است و برای همین هم خود را مخفی کرده است برای نخواهد پاسخگو باشد.

کسی که پرونده چهار دهه جنایت دارد و یک استراتژی شکست خورده بطوریکه فرقه وی فقط به اندازه یک اهرم فشار بر دولت ایران ارزش دارد و نه بیشتر.

بدنبال شکست‌های پی درپی در استراتژی‌های اعلام شده بحث‌های جدیدی به نام انقلاب ایدئولوژیک به راه افتاد که سر آغاز آن ازدواج مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو همسر مهدی ابریشمچی بود.

از این سرفصل یعنی از ۶۴ به بعد این سازمان سیاسی نظامی عملاً مسیر تبدیل شدن به یک فرقه مذهبی – تروریستی خطرناک را به سرعت طی کرد.

آنها حتی از قالب فرقه هم خارج شده و بصورت مافیای رجوی عمل می کنند. و در هراس بیشتر از بی آبروئی اعضا را حتی بعد از انتقال از عراق در کشور آلبانی به سمت زندانی جدید در خارج ار منطقه شهری تیرانا مجدد جمع کرده اند تا مبادا ارتباط آنها با جامعه ایجاد شود و همچنان درحصار مافیائی رجوی باقی بمانند. 
 
مخفی شدن طولانی مدت رجوی، بی آیندگی، انحلال عملی ارتش آزادیبخش ملی و تعطیلی مبارزه مسلحانه، نامشخص بودن آینده نیروهائی که به آلبانی رفته اند، حتی در مقر مریم رجوی در پاریس ابهاماتی است که مسئولین سازمان پاسخ قانع کننده ای برای آنها در برابر اعضا و هواداران ندارند. مشخصا پرسیده شده است که سازمان مجاهدین خلق تاکنون چه دستاوردی برای مردم ایران به ارمغان آورده و کدام مشکل را از مبارزه حل کرده و چه عملکردی در کارنامه خود به غیر از ایستادن در کنار صدام و اسرائیل و عربستان داشته و آیا این است معنی مبارزه با استبداد. 
 
بخصوص در سطح شورای رهبری مسئله داری افراد و بخصوص بعد از رسوائی رجوی در بالا آنها مجبور شدند که شورای رهبری را منحل کرده اند و  افراد کم سن و سال تر مثل نسرین مسیح یا  سیما باقر زاده که اطلاعی از وضعیت بالائی شورای رهبری و رجوی نداشتند یعنی دخترانی که آن زمان جزو ملیشیاها بودند را مسئول اعضای قدیمی کرده اند و در حقیقت اعضای شورای رهبری بعد از رسوائی رجوی در فرقه زندانی هستند.

به نظر می رسد رسوا شدن فساد اخلاقی رجوی و گسترش دامنه آن بخصوص در سطح شورای رهبری و رابطه جنسی رجوی با شورای رهبری تحت پوششهای مختلف ایدئولویکی رجوی را در تنگنا و مخمصه سختی قرار داده است که حتی نمی تواند ظاهر شود. و مجبور به اینهمه بگیر و ببند و کنترل تشکیلاتی روی زنانی که وی با آنها رابطه داشته است شده است.

به این ایمان دارم که اگر بنیانگذار سازمان مجاهدین یعنی حنیف نژاد و یارانش زنده بودند مسعود رجوی نوک تیز پیکان مبارزه شان بعلت خیانت و میانه بازی قرار می گرفت. اما رجوی با این چسباندن خودش به سازمان مجاهدین می خواهد بی ریشگی و بی بنیاد بودن خودش را مخفی کند.

بتول سلطانی، آلمان 

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33041

خانم بتول سلطانی دربرنامه زنده این هفته تلویزیون مردم 

 کانون آوا (مردم تی وی)، هشتم اوت ۲۰۱۸:…  روزدوشنبه ششم آگوست ۲۰۱۸ برابر با ۱۵ مرداد ماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۲ ظهر بوقت واشنگتن – ساعت ۱۸ بوقت آلمان وساعت ۲۰:۳۰ بوقت ایران خانم بتول سلطانی مدیر انجمن زنان ایران و فعال حقوق بشر ازآلمان درباره موضوعات زیر صحبت کردند: –  حمایت از دیدار خانواده محمدی با فرزندشان سمیه اسیردر فرقه رجوی در آلبانی … 

آرزوی قدرت رجوی 66 ساله و شوهر غایبش نامه خانم بتول سلطانی به رئیس جمهور آلبانی آقای ایلیر متا

لینک به منبع

خانم بتول سلطانی دربرنامه زنده این هفته تلویزیون مردم

برنامه های زنده مصاحبه با جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین درتلویزیون MardomTV.com

روزدوشنبه ششم آگوست ۲۰۱۸ برابر با ۱۵ مرداد ماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۲ ظهر بوقت واشنگتن – ساعت ۱۸ بوقت آلمان وساعت ۲۰:۳۰ بوقت ایران

خانم بتول سلطانی

مدیر انجمن زنان ایران و فعال حقوق بشر ازآلمان

درباره موضوعات زیر صحبت کردند:

–  حمایت از دیدار خانواده محمدی با فرزندشان سمیه اسیردر فرقه رجوی در آلبانی

– رویای قدرت رجوی در حمله ای جنون آمیز که نامش را “فروغ جاویدان” گذاشت.

 مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر برنامه تلویزیون مردم بودند.

ببنندگان و شنوندگان تلویزیون مردم در طول برنامه از طریق تلفن، ایمیل .یا فیسبوک با مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند.

ضمن اینکه آقای مصطفی محمدی نیز از آلبانی درطول برنامه بطور زنده از اقداماتشان در جهت رهایی فرزندان سمیه محمدی از حصارتشکیلاتی فرقه مخوف رجوی در آلبانی گزارش دادند.

توجه همه علاقمندان را به دیدن وشنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم.

قابل ذکرمی باشد که این برنامه همزمان از صفحه فیسبوک تلویزیون مردم نیزپخش گردید.

*** 

همچنین: