سرنوشت مبهم فرقه رجوی

سرنوشت مبهم فرقه رجوی

سرنوشت مبهم فرقه رجویحمیرا محمد نژاد، بسوی آزادی، نوزدهم ژانویه 2021:… سازمانی که از جامعه بی طبقه توحید ی دم می‌زند در کوچک و بزرگی قبر ها هم نسبت به درجه بندی افراد فرق می‌گذارد. قابل ذکر میباشد که این نیز حکایتی قدیمی میباشد چرا که حتی در عراق قبر بعضی از افراد به طور مثال مادر خانم عضدانلو خیلی مجللتر از قبر افراد دیگر بود. در اینجا فقط می‌توان افراد را به تأمل فراخواند و نتیجه گیری آخر را به خوانندگان سپرد. و در پایان این سوال همیشگی که از طرف فرقه برای همیشه بی‌جواب خواهد ماند را میپرسم «این است جامعه بی طبقه توحیدی که هنوز آن را وعده می‌دهید» آیا مردم رنج دیده ایران منتظر چنین حکومتی هستند؟ سرنوشت مبهم فرقه رجوی 

The Mujahedin-e Khalq Organization (MKO) Intrusion in AlbaniaWith Trump gone , is the MEK finished ?

سرنوشت مبهم فرقه رجوی

چند روز پیش دولت البانی چندین قرار داد اقتصادی با ترکیه امضا کرد و علائمی هم از رابطه با ایران ارسال کرده است و بار دیگر آینده مبهم سازمان که در واقع باید گفت بی آینده گی ان را بیش از پیش در چشم انداز قرار داد. اما چرا امریکا برغم تضاد تمام عیار با رژیم حاضر به همکاری با سازمان مجاهدین نشده است

قبل از اینکه به سرنوشت مبهم سازمان در آلبانی بپردازیم بهتر است نگاهی به وضعیت رو به زوال مجاهدین بیا فکنیم موضوعی که در حال حاضر باعث نگرانی برای خانواده و دوستان اعضاء گرفتار در تشکیلات رجوی شده مرگ و میرهای سری گونه افراد می باشد و نشان از نوک کوه یخ وضعیت فاجعه بار در داخل تشکیلات سازمان دارد. صد البته که زندگی افراد برای شخص رجوی و عضدانلو پشیزی اهمیت ندارد، چرا که رجوی در بحث امضای خون و نفس، خون یعنی مرگ و زندگی افراد را در اختیار خودش میداند و همگی این عبارت را که در تشکیلات بارها تکرار میشد بخاطر داریم که » هرجا که قیمت پیشبرد خط خون باشد برادر درنگ نمی کند» و بحق باید گفت که گویا ترین رویکرد رجوی را در رابطه با جان اعضاء بیان میکند و از اینجا میتوان براحتی درک کرد که در تشکیلات رجوی بی اهمیت ترین و پیش پا افتاده ترین موضوع جان افراد است . اگر بخواهیم تنها مرگ و میرها را به نسبت جمعیت در نظر بگیریم حدود ۲۰ نفر از جمعیت ۲۰۰۰ هزار نفری سازمان در حدود یک و نیم ماه پیش در اثر بیمار کرونا جان باخته اند یعنی یک صدم و همین معادله را اگر با جمعیت ۸۰ میلیونی مقایسه کنیم می‌بایست آمار فوتی ها برای همین مدت زمان به ۸۰۰ هزار برسد.

آیا سران فرقه رجوی نمی توانند ویروس کرونا را کنترل کنند؟

حمیرا محمدنژاد پارلمان اروپا

خانم حمیرا محمدنژاد

همین سازمانی که با اشک تمساح روزانه آمار باصطلاح خودش جانگداز فوتی را نشان از بی کفایتی از کارگزاران و ارگانهای رژیم می داند حداقل یک سوزن بخودش نمی زند تا یک جوال دوز به رژیم. اما با نگاهی به مرگ افراد، مثلا خانم سعیده شاهرخی که حکایت بسا غم انگیز تری نسبت به بقیه دارد می‌توان نتیجه مصرفی بودن افراد را در سازمان بوضوح مشاهده کرد. خانم شاهرخی که زمانی یکی از نوامیس آرمانی دوآتشه رهبری بود و از سرکوب اعضاء و بقول خودشان بیرون کشیدن حق رهبری از حلقوم برادران از هرگونه حق کشی دریغ نکرد و قبل از هر چیز می بایست به آقای رجوی گوشزد کرد که آن حق در گیومه که شما آن را در حلقوم اعضاء گرفتار در اشرف می جویید را خمینی خورده و بخصوص خانم عضدانلو که اساسا فلسفه ظهورش احقاق حق رهبری بوده است دیواری کوتاه تر از این اعضاء نگون بخت پیدا نکرده است.

برگردیم به وضعیت مرحوم خانم شاهرخی که سالها در حاشیه بود و هیچ اثر فعالی از ایشان نبود چرا که رجوی به این گونه زنان بنا بر مصلحت روزش رده و جایگاه و موضع حاتم بخشی میکرد اما به محض یک اما یا اگر یا تمام شدن دوره اش به حاشیه پرتاب میکرد. آینده سازمان در وضعیت سیاسی کنونی انتخاب دونالد در سال ۲۰۱۶ تاثیر زیادی در صحنه سیاسی ایران و جهان داشت بطوری که ترامپ بسیاری از توافقات جهانی و از جمله برجام را لغو و در مقابل سیاست حداکثر فشار را در برابر ایران پیش گرفت بطوریکه بسیاری از تحلیل گران ان را نشانه پایان رژیم ایران یا حداقل به زانو در امدن آن ارزیابی کردند در این میان بنگرید حال و روز سازمان مجاهدین و استراتژی کاسه لیسی را چه بحث ها و کیسه ها که ندوختند و نبافتند و دیگر بردن مریم و مسعود به تهران روی دوش ترامپ را تحصیل حاصل میدانستند. در این میان البته هم تیم ترامپ دولت البانی را وادار کرد تا رابطه با ترکیه و ایران را قطع و سفیر را اخراج کند همچنین سازمان هم میخ هایش را در البانی کوبید و خود را هر چه بیشتر تثبیت کرد و آن روی سکه نشست ها و سرکوب درونی و از طرف دیگر فشار را روی افراد جدا شده در البانی را به حد اکثر رساند.

مرگ سعیده شاهرخی و خاطره ای از زمان اسارت

با رفتن ترامپ همه رویاها پنبه شد چرا که ترامپ راست ترین جناح سیاسی امریکا را نمایندگی میکرد و هر آنچه فشار متصور بود اعمال کرد . چند روز پیش دولت البانی چندین قرار داد اقتصادی با ترکیه امضا کرد و علائمی هم از رابطه با ایران ارسال کرده است و بار دیگر آینده مبهم سازمان که در واقع باید گفت بی آینده گی ان را بیش از پیش در چشم انداز قرار داد. اما چرا امریکا برغم تضاد تمام عیار با رژیم حاضر به همکاری با سازمان مجاهدین نشده است با وجودیکه مجاهدین آمادگی هرگونه همکاری با آنها بودند و هستند از ارائه اطلاعات مقاومت ضد اشغالگری عراق تا برگزاری جلسات سه جانبه در اشرف برای نزدیک کردن شیوخ و جریانات عراقی به آمریکا تا فرستادن فهیمه و صدیقه و زهره و مژگان با لباسهای رنگارنگ و ادا اطوارهای مشمئز کننده و… دلیل آن را خود رجوی در نشست های اشرف ناخواسته گفت.

استراتژی سواربرترامپ رجوی بگل نشست

یک بار در سالهای ابتدایی دهه ۷۰ خورشیدی در یکی از نشستها در قرارگاه باقرزاده یکی از زنان پرسید که چرا ما برای سرنگونی از قیام عمومی استفاده نمیکنیم؟ رجوی جواب داد قیام همگانی نیاز به رهبری مورد قبول عام دارد و صریح و ناخواسته اعتراف کرد که کسی در جامعه ایران وی را قبول ندارد . مورد دوم در نشست‌های موسوم به حوض در سال ۱۳۷۴ در بغداد گفت که

«عملیات تروریستی کمش بد است اما اگر زیاد باشد همین اقا آمریکا باهات سر یک میز مینشینه، پس اگر میخواهید از لیست آمریکا خارج شویم باید هر چه بیشتر عملیات مسلحانه کنیم»

در اینجا هم صریح به ناتوانی و عجز خودش در مقابل رژیم اعتراف کرد. پس پاسخ کاملا روشن است، چرا آمریکا روی جریانی سرمایه گذاری کند که نه پایگاه مردمی دارد و نه پتانسیل عمل تعیین کننده. و همکنون شاهد تنش جدید بین مجاهدین و مردم آلبانی هستیم.

در گزارشی در روزهای گذشته از بروز نارضایتی های گسترده و نگرانی شدید ساکنان منطقه مانز در نزدیکی دورس تیرانا که اردوگاه فرقه رجوی در آنجا قرار دارد خبر داده شده. این رسانه با انتشار گزارشی با عنوان «همزیستی دشوار با فرقه رجوی : ایرانی ها قبرستان را اشغال می کنند» نوشت:

ساکنان مانز در دورس پس از فروش بخشی از منطقه به مجاهدین توسط دولت، در کنار قبرستان منطقه تجمع و اعتراض خود را اعلام کردند. ساکنان مانز که با این فروش اراضی مخالف هستند می گویند مجاهدین با اینکه می توانند مردگان خود را در اطراف اردوگاه وسیع خود دفن کنند به سراغ قبرستان آنها رفته اند و اکنون نیز در حال حصار کشی زمین های خریداری شده با ستون های بتنی هستند.

سرنوشت مبهم فرقه رجویتنش جدید بین مجاهدین و مردم آلبانی

و البته که این حکایت همیشگی سازمان بوده و است. سازمان همواره سعی در محصور کردن افراد خوده بوده و است. مثلا مدتی پیش در یکی از محله های تیرانا پایگاهی به اسم پایگاه مفید که عبارت از آپارتمانهایی برای ساکن کردن یک سری از افراد خود کردند که همزمان با بنا کردن این پایگاه که در وسط تیرانا قرار داشت شروع به حصار کشی آن کردند. همه به خوبی به یاد دارند که حتی در اشرف عراق که خود یک حصار بزرگی به حساب می‌آمد با این حال محل سکونت زنان فرقه را حصارکشی کرده و در عین حال با گشت‌های شبانه روزی پیاده و سواره به یک زندان تمام عیار مبدل کرده بودند. در واقع خود فرقه به دلیل پوسیده بودن ریشه های درونی خود هیچ راه حل دیگری بجز ایزوله کردن افراد خودش نمی‌بیند. و جالب اینکه هر جا که هستند خود را مالک تمام عیار آنجا می‌دانند و اکنون عرصه را بر مردم آلبانی نیز تنگ کرده‌اند.

و در اینجا قابل توجه میباشد، سازمانی که از جامعه بی طبقه توحید ی دم می‌زند در کوچک و بزرگی قبر ها هم نسبت به درجه بندی افراد فرق می‌گذارد. قابل ذکر میباشد که این نیز حکایتی قدیمی میباشد چرا که حتی در عراق قبر بعضی از افراد به طور مثال مادر خانم عضدانلو خیلی مجللتر از قبر افراد دیگر بود. در اینجا فقط می‌توان افراد را به تأمل فراخواند و نتیجه گیری آخر را به خوانندگان سپرد. و در پایان این سوال همیشگی که از طرف فرقه برای همیشه بی‌جواب خواهد ماند را میپرسم «این است جامعه بی طبقه توحیدی که هنوز آن را وعده می‌دهید» آیا مردم رنج دیده ایران منتظر چنین حکومتی هستند، شمایی که حتی حق مردم میزبان خود را رعایت نمی‌کنید و در اعتراض آنها به حق مصلمشان آنها را عوامل اطلاعاتی رژیم ایران مینامید، شمایی که سالیان سال عده‌ای را در زیر سلطه خود با انواع فشارهای غیر انسانی نگه داشته‌ و هیچ حقی برای آنها قائل نیستید، شمایی که حتی خون افراد را حق رهبری خود میدانید، و همانطور که در بالا به آن اشاره کردم میتوان براحتی درک کرد که در تشکیلات رجوی بی اهمیت ترین و پیش پا افتاده ترین موضوع جان افراد است…….

حمیرا محمدنژاد 17.01.2021

لینک به منبع

سرنوشت مبهم فرقه رجوی

***

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/محاسبه-کالری-مصرفی-،-معیار-ارزش-زنده-ما/

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردنحمیرا محمد‌نژاد، بسوی آزادی، دوازدهم ژانویه 2021:… به خوبی به یاد دارم که در عراق حتی بلحاظ صنفی جنایتکارانی به اسم پزشکان اشرف محاسبه می‌کردند که برای زنده ماندن هر کس به چه میزان کالری لازم میباشد و این در حالی بود که مریم عضدانلو که دائم دم از آزادی زن و مرد میزنه برای تجملات خود هزاران هزار هزینه می‌کند و برای ملت ایران نقش دایه مهربان‌تر از مادر را بازی کرده و برای افراد نگون بخت فرقه خط سرخ و تهدید نشان می‌دهد و اگر کسی دهن به اعتراض و یا انتقاد باز کند بلافاصله با اوباش خود او را به سکوت وادار می‌کند و فرد را با توهین آمیز ترین الفاظ مورد تهاجم قرار داده و حتی در مواردی فرد را زیر مشت لگد گرفته تا اینکه فرد انتقاد و یا اعتراض خود را پس بگیرد. محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن 

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردنحقایق مهم کمپ آلبانی با تبلیغات کتمان کردنی نیست

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن

آنچه که امروز بر فرقه می‌گذرد

حمیرا محمدنژاد آلمان

خانم حمیرا محمدنژاد آلمان

شاید این نشان دهنده بی ارزش بودن افراد در این مناسبات را روشن‌تر کرده و نشان می‌دهد. سوالی که در این میان قابل طرح میباشد چگونه سازمان مجاهدین می‌تواند ملت رنجدیده ای را امان دهد در حالی که از حفاظت 2000 نفر بر نمی‌آید.

در پی شیوع بیماری کرونا هر روز شاهد کشته شدن تعداد بیشتری از افراد در بند فرقه رجوی هستیم. آنچه که بوضوح بر بی‌کفایتی این فرقه در محار شیوع هر چه بیشتر آن در اردوگا ههای خود را نشان می‌دهد. و اما شاید این نشان دهنده بی ارزش بودن افراد در این مناسبات را روشن‌تر کرده و نشان می‌دهد. سوالی که در این میان قابل طرح میباشد چگونه سازمان مجاهدین می‌تواند ملت رنجدیده ای را امان دهد در حالی که از حفاظت 2000 نفر بر نمی‌آید. در همین راستا اسامی افرادی همچون سعیده شا هرخی ما را بیشتر از پیش به تأمل وادار می‌کند. خانم سعیده شاهرخی که از بیماری پارکینسون رنج می‌برد و سالیان آخر عمرش را بر روی صندلی چرخدار می‌گذراند، فردی بدون مرز بندی انسانی در مناسبات رجوی یکی از عوامل سرکوب سازمان بوده و همواره در آزار و اذیت اعضای این فرقه نقش مهمی را ایفا می‌کرد. خانم شاهرخی بنا به دستور رجوی هر گاه که فردی مخالف ایدئولوژیک فردی رجوی صحبت و یا اعتراضی می‌کرد فرد را به ترور روحی و شخصیتی گرفته و بدترین مارکهای مختلف را به افراد میزد. و حال می‌بینیم که چگونه خود در تنهایی و بدون اینکه فرقه رجوی اهمیتی به مریضی پیشین او ودر نتیجه حفظ ایشان از بیماری کرونا جانش را برای هیچ از دست داد.

همه ما به وضوح می‌دانیم که افراد با سوء بیماری حفاظت بیشتری در مقابل این بیماری نیاز داشته و در محیط بهداشتی با امکانات مناسب باید بسر ببرند. آنچه که در اینجا شاهد آن هستیم و شاید هشداری برای شکنجه گران دیگری همچون مهوش سپهری، کبری طهماسبی و دیگر شکنجه گران این فرقه باشد. با تاسف می‌توان گفت که تاریخچه سیاه سازمان مجاهدین هر روز نشانگر متوالی شدن بیشتر این فرقه و رو به سیاهی رفتن بیشتر آن را در پی دارد. فرقه ای که سالیان سال با اعمال خود نشان داد ه که پایه و مبنای استواری نداشته و فرد طلبی و قدرت طلبی تنها رهرو این فرقه بوده و است. فرقه ای که همیشه به دروغ و تزویر و سانسور واقعیت‌ها ی بیرونی، افراد خود را در تاریکی مطلق نگه داشته تا بتواند صباحی بیشتر بر آنها حکومت کند. براستی که هر چه زمان می‌گذرد با نگاه به پروسه درونی و بیر ونی این فرقه روزنه روشنی در آن نمی‌یابیم. فرقه ای که دستش به خون همو طنان خود و اجیر کردن افراد بسیاری در اردوگاههای اجباری آغشته میباشد. و هر چه بیشتر با مغز شویی افرادی همچون سعیده شاهرخی و ساختن جلادانی از این افراد در آرزوی ثبات میباشد.

فرقه رجوی در حالی که سنگ مردم ایران را به سینه می‌زند لیاقت و شایستگی یک بهداشت مناسب برای افراد نگون بخت خود را ندارد. باید در اینجا به مریم اعضدانلو و مسعود رجوی تاکید کرد که مردم ایران در سه دهه گذشته تاوان بی لیاقتی و خطا های سیاسی و خودمحوری شما را داده‌اند که تماما نتیجه آن فریبکاری ها و شعر و شعارهای حقوق بشری شما بوده و اکنون خودتان در زیر بار یک بیماری اپیدمی کمر خم کرده و هیچ راه حلی برای آن ندارید. واین در حالی است که برای تبلیغات فرقه ای خود میلیونها هزینه میکنید و اما برای بهداشت افراد خود هیچ تمایلی نشان نمیدهید. افرادی که به دلیل سنی بالا به طور مضاعف نیاز به رعایت بهداشت و درمان دارند. افرادی که چه جوان و چه پیر به دلیل فشارهای روانی و روحی و جسمی فر سوده شده و ایمنی بسیار پایینی در قبال انواع امراض و بخصوص ویروس کرونا را دارند.

به خوبی به یاد دارم که در عراق حتی بلحاظ صنفی جنایتکارانی به اسم پزشکان اشرف محاسبه می‌کردند که برای زنده ماندن هر کس به چه میزان کالری لازم میباشد و این در حالی بود که مریم عضدانلو که دائم دم از آزادی زن و مرد میزنه برای تجملات خود هزاران هزار هزینه می‌کند و برای ملت ایران نقش دایه مهربان‌تر از مادر را بازی کرده و برای افراد نگون بخت فرقه خط سرخ و تهدید نشان می‌دهد و اگر کسی دهن به اعتراض و یا انتقاد باز کند بلافاصله با اوباش خود او را به سکوت وادار می‌کند و فرد را با توهین آمیز ترین الفاظ مورد تهاجم قرار داده و حتی در مواردی فرد را زیر مشت لگد گرفته تا اینکه فرد انتقاد و یا اعتراض خود را پس بگیرد. و بدین گونه می‌بینیم که رجوی یک نسل رو به تباهی کشوند نسلی که بدنبال یک آرمان بلند زمانی تصمیم به پیوستن به این سازمان را گرفتند. و متاسفانه الان وضع اسف بار اونو به وضوح همه می‌بینیم، شاید تا دیروز در لابلای اشرف در عراق می توانست مخفی کاری کرده و آمار کشته شدگان را مخفی نگه دارد و اما در کشور آلبانی با توجه به اینکه لیست اسامی تمامی افراد به ثبت رسیده امکان این را به فرقه برای مخفی نگه داشتن اسامی را نمی‌دهد و دیر یا زود مجبور به آشکار کردن اسامی کشته شدگان میباشد.

و در اینجا به تمامی شکنجه‌ گرانی چون مهوش سپهری و امثال آن هشدار میدهم که تا هنوز فرصتی برایتان باقی مانده از سرنوشت سعیده و سعیدها عبرت گرفته و دست از کارهای گذشته خود برداشته و اگر نمی‌خواهید پلی باشید حداقل مانع نباشید و بگزارید افراد به راحتی دنبال زندگی مور دلخواه خود بروند شاید که باشد در تاریخ یک عمل کرد درست از شما به ثبت برسد. در اینجا باز از تمام سازمان های بشردوستانه و بهداشت آلبانی و بهداشت اروپا در خواست رسیدگی به افراد در پشت حصار این فرقه را دارم.

حمیرا محمدنزاد  11.01.2021

لینک به منبع

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن 

سرنوشت مبهم فرقه رجوی 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مرگهای-خاموش-در-فرقه-رجوی/

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

مرگهای خاموش در فرقه رجویحمیرا محمد نژاد، بسوی آزادی، اول ژانویه 20201:… آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود. بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم.. مرگهای خاموش در فرقه رجوی 

سرلشگرهای ارتش آزادیبخش آنلاین در آلبانی – فرقه رجویسرلشگرهای ارتش آزادیبخش آنلاین در آلبانی – فرقه رجوی دوران ترامپ و انتخابات امریکا

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

سرنوشت مبهم فرقه رجوی

حمیرا محمد نژاد، آلمان 

خانم حمیرا محمد نژاد، آلمان

آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود.

بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم. در غیر این صورت فاجعه مرگ افراد بیشتری را با خود در پیش خواهد داشت.

مرگهای خاموش در فرقه رجوی مرگهای خاموش در فرقه رجوی

انتخابات ریاس جمهوری آمریکا و ربط آن با سازمان مجاهدین: اول باید دید چرا انتخابات امریکا برای سازمان این درجه اهمیت دارد؟ از انجاییکه سازمان مجاهدین نه پایگاهی در داخل ایران و نه خودش اهرمی برای مبارزه با رژیم ندارد بنا بر این تماما چشم به تحولات سیاسی و بخصوص امریکا دارد بلکه بقول خود رجوی تغاری بشکند و کاسه ای برای لیسیدن به وی برسد، اما مهمتر و نقدتر تاثیر این تحولات بر تشکیلات فرسوده و خسته سازمان است. هنگامیکه ترامپ از قرارداد برجام خارج شد سازمان در داخل و خارج تشکیلات در بوق و کرنا تغییر دوران اعلام کرد که دوران مماشات تمام شده … و برای صدمین بار زمانبندی سرنگونی آن هم بر اساس گفته یکی از حقوق بگیران ثابت یعنی جان بولتون که گفته بود رژیم چهل سالگی خود را نخواهید دید اعلام کرد. همه و همه برای امید دادن به نفرات ولو برای چند صباح بود. در واقع تمام رویاها و حسرت رجوی برای قدرت در ترامپ گره خورده بود بطوریکه با کشتن قاسم سلیمانی دیگر رجوی عنان از کف داد و بعد از سالیان در پیام گفتاری با صدای لرزان که نشان از تشدید بیماری دیابت وی بود برای دیگر مقامات رژیم شاخ و شانه کشیدن و تهدید کردن خنده حضار، بایستی به وی یاداوری میشد که مثل اینکه عمل را کس دیگری انجام داده بهر حال از طنز داستان بگذریم. اما باید یادآور شد که در شکاف تضاد ترامپ با رژیم سازمان هم چندان بی نصيب نماند چرا که دولت البانی خودش را با سیاست روز امریکا تنظیم می‌کند و در این میان سازمان توانست میزانی پیش برود و میخ هایش را در میان دستگاه سیاسی البانی تثبیت کند از جمله دستاوردها که کم هم نبودند از دور خارج کردن کمیساریای پناهندگی که حامی جداشدگان بود همچنین اخراج سفیر ایران و محدودیت سفر برای اتباع ایران و مهار ریزش ها که سیگنال های آشکاری از فروپاشی میداد در اوج آن تاسیس اشرف۳ با همان ویژگی های اشرف در عراق یعنی حصارکشی و ایزوله کردن و قطع ارتباط با دنیای بیرون. اولین نتایج نظرسنجی ها که نشان از برتری جو بایدن میداد ناگهان پیامی منسوب به رجوی منتشر شد که با ترامپ بی ترامپ سرنوشت رژیم بدست مردم و در خیابان های ایران رقم می‌خورد!!! عجب! پس شما در خیابانهای اروپا و البانی چکار میکنید؟ البته مخاطب افراد درون تشکیلات هستند که به هیچ منبع مستقل و آزاد رسانه ای دسترسی ندارند و آماده سازی اذهان به هدف مهار ریزش های ناشی از پیروزی جو بایدن و در پی آن سلسله نشست های ماراتن وار که بله پیروزی بایدن اتفاقا به نفع سازمان خواهد بود و بازگشت به برجام بعد از کشتن قاسم سلیمانی امکان پذیر نیست … در هر صورت سازمان را از یک موج دیگر ریزش گریزی نخواهد بود

موضوع دیگر مرگ و میرهای روز افزون در تشکیلات است که بد نیست اشاره ای به رسیدگی های پزشکی و درمانی در سازمان و تنظیم رابطه با کرونا بکنم. از حدود یک سالی که از پدیداری و گسترش ویروس کرونا می‌گذرد تعداد زیادی از اعضای سازمان درگذشته اند اسامی و تعداد را دقیقا در دست نیست. و حتی احتمال آن می‌رود که همکنون سرد خانه های سازمان پر بوده و سازمان با زمانبندیه فاصله دار اونهارو اعلام میکنه و این در حالیه که البانی کمترین تعداد مبتلایان را تا بحال داشته اما سازمان نهایت بهره برداری را برای محدود کردن و در حصار نگه‌ داشتن اعضا کرده و میکند . تا قبل از ان تهدید های امنیتی از جانب رژیم را بهانه میکرد و فعلا از برکت ویروس کرونا دیگر بهانه لازم نیست از قرنطینه کردن شاید لازم به سخن نباشد چون سازمان تا امروز اگر از سال ۱۳۷۰ در نظر بگیریم ۳۰ سال است اعضا را در قرنطینه نگه داشته. عمر عمده افراد درگذشته بطور متوسط بین ۵۰ تا ۶۰ میباشد که میتوان گفت مرگ این افراد غیرعادی و خارج از سن عادی مرگ و میر است و گزارش هایی دال بر ابتلا به کرونا بوده. در اینجا اشاره ای به سوابق امر باید کرد. درمان پزشکی همواره در تشکیلات مجاهدین یک اهرم برای کنترل و فشار و در مواردی از بین بردن مخالفان و ناراضیان بوده است. کمی به عقب برگردیم زمانی که نوری المالکی پرونده قرارگاه اشرف در عراق را از ارتش آمریکا تحویل گرفت یکی از موضوعات پر تنش کنترل امور پزشکی و درمانی بود. حرف مالکی این بود که هر مرکز درمانی در عراق باید تحت پوشش وزارت بهداری عراق باشد و بیمارستان اشرف هم باید تحت پوشش اداره بهداری استان دیالی، استانی که قرارگاه اشرف در آن واقع شده است باید قرار گیرد و این موضوع یکی از پرتنش ترین موضوعات بود، اما دلیلی که سازمان زیر بار نمی رفت با وجودیکه میدانست حرف مالکی به لحاظ قانونی درست است چه بود؟ علت این بود قرار گاه اشرف دیر یا زود بسته میشد و دیگر کنترل اشرف گونه بر اعضا ممکن نبود بنا براین عده ای را بایستی به هر ترتیب از بین می برد بطور مشخص میتوان از مهدی افتخاری که نام تشکیلاتی وی فرمانده فتح الله بود. سالیان وی بیمار بود و تنها از وی پوست و استخوانی باقی مانده بود ولی نیاز به کشتن هنوز نیاز به کشتن او نبود تا روزهای پایانی اشرف که ناگهان فوت کرد،چرا که اگر چنین افراد ناراضی به لیبرتی میرسیدند جدایی انها از تشکیلات قطعی بود. و از حذف چنین مواردی با اهرم پزشکی بسادگی با کم زیاد کردن دوز دارو یا داروهای تاریخ گذشته ویا کارکرد عکس و دیود کردن قرارپزشکی ها بسادگی امکانپذیر بود بدون اینکه کنترلی روی آن باشد یا ردی به جای بگذارد از طرف دیگر سازمان از وجود افراد با بیماری‌های مختلف نه تنها زیان نمی کند بلکه بسیار سود میبرد چرا که افرادی که بیماریهایی دارند از ترس اینکه از عهده درمان بیماریهایی خود بر نمی آیند مجبورند تا پایان عمر در سازمان بمانند از طرف دیگر پزشک‌ها ی درون مناسبات هم بجز مواردی معدود اغلب دانشجوی پزشکی بوده اند خودشان اختیار ارائه هیچ درمان یا پروسه درمانی ندارند بلکه اول باید با مسوولان تشکیلاتی هماهنگ کرده و بعد از آن به بیمار نگون‌بخت ابلاغ کنند. میبینید که همه و همه قبل از اینکه با سلامتی افراد تنظیم شود با تشکیلات تنظیم می‌شود و این طور بود که تعداد زیادی در اشرف عراق و همچنین در البانی براحتی به مرگ هدایت میشوند بحران جهانی کرونا هم در تشکیلات مجاهدین از قاعده بالا مستثنی نیست.

در عراق تشکیلات تشخیص میداد که بهتر است افراد شهید شوند تا تحت درمان در درمانگاه عراقی قرار بگیرند بعدها که تعدادی به لیبرتی منتقل شدند طی مصاحبه ها مقامات کمیساریای سازمان ملل را نسبت به این موضوع آگاه کردند و فضاحت انقدر بالا گرفت که کمیساریا در یک نامه برای مژگان پارسایی نوشت: خانم پارسایی درمان پزشکی حق طبیعی هر انسان است و شما مجاز نیستید مانع شوید از ان به بعد تعدادی افراد دستچین شده را به درمانگاه لیبرتی می‌فرستادند حتی به همین افراد هم اعتماد نداشتند و قبل از رفتن و بعد از آمدن از درمانگاه عراقی بازرسی بدنی میشدند که مبادا ملاتی خارج یا وارد شود. بعد از اعلام قرنطینه کرونایی سازمان از آن بسیار استقبال کرد اول و قبل از همه بدلیل ویژگی فرقه ای ش چون همانطور که گفتم دیگر نیاز به بهانه ها ی امنیتی که دستمایه سخره افراد میشد نبود و دهان ها را می بست. خیلی خنده آور است که گاه بیگاه بهانه می آورند که از وزارت کشور البانی گزارش هشداری امده که تروریست های رژیم دنبال ضربه زدن هستند بنابراین تا اطلاع ثانوی هیچگونه ترددی به بیرون صورت نخواهد گرفت.( البته فراموش نشود که فقط رفتن به بیرون ممنوع شده ولی افراد پایین تر همچنان در آسایشگاه های جمعی زندگی کرده و بصورت تنگاتنگ با هم زندگی می‌کنند) چون برای یک تردد چند ساعته به بیرون از روز قبل باید درخواست داد و کروکی راهپیمایی داد که مثلا در چه مسیرهایی می خواهند تردد کنند چون از مستمری بگیران خواسته شده بود که هرجا نفرات درون مناسبات را دیدید زمان و مکان را اطلاع دهید و اگر نفری بجز مکان گذشته دیده و گزارش شود مورد بازخواست قرار میگیرد همچنین بررسی می‌شود که آیا همسر سابق فرد فردا بیرون هست تردد یکی از انها کنسل میشود.. ملاحظه می‌کنید که این تشکیلات تمام وقتش صرف جنگ نفراتش خودش میشود و بر خلاف ادعایش جنگی با رژیم ندارد یعنی رمقی برایش باقی نمی ماند و از اینجا میتوان فهمید که قرنطینه کرونایی چه باری ازش سبک میکند. علاوه بر ذات فرقه ای که مهمترینش هست از بقیه جهات دیگر هم سازمان مجبور هست محکمتر از سیستم دیگری خودش را قرنطینه کند یکی از ان زندگی تنگاتنگ جمعی ست هر گونه بیماری ویروسی به سرعت چندین برابر معمول در تشکیلات سرایت میکند چون از اسایشگاهها تا سالن غذاخوری و سرویس های بهداشتی همه و همه جمعی هستند. دلیل دیگر سالخوردگی اعضای سازمان که با توجه به فشارهای روحی و بیماریهای مختلف جراحت های ناشی از عملیاتهای مرزی سالیان قبل بیش از پیش انها را آسیب پذیر تر میکند. یک نکته جالب هم بد نیست اشاره کنم اینکه در تشکیلات مجاهدین برای فرار از بیگاریها و نشست های اعصاب خرد کن تمایل دارند بیمار باشند و بیمار شناخته شوند در همین رابطه یک بحث مهم و مطرح در درون تشکیلات به نام تمارض وجود دارد که حتی رجوی بارها در کتاب خودنوشته تشکیلات در برخورد با افراد به آن استناد میکند آنهم » هرگونه رسیدگی به بیمار داریم اما مجاهد بیمار فلان ابن فلان نداریم» این را میگوید تا پیشاپیش به هرگونه بیماری مارک تمارض بزند و این هم یک دلیل دیگری از مرگهای زودرس در تشکیلات وجود دارد چون علی رغم توصیه های پزشکی مسوولان تشکیلاتی افراد را زیر فشارهایی فیزیکی و روانی قرار میدهند و دلیل آن هم این است که اگر بخواهند به بیماریها میدان بدهند وقت تمام اعضای سازمان را در بر میگیرد در ادامه قرنطینه میدانید که تمامی تبادلات پولی سازمان حتی در ابعاد میلیونی دستی و نقد صورت می‌گیرد هدف هم رد ندادن مسیرهای پول شویی می باشد حتی در البانی از این هم گذشتند و از نفرات خواستند که حساب بانکی باز کنند و مستمری ماهیانه را از بانک دریافت کنند . این برای سازمان ساده نبود چرا که پرداخت هزینه ماهانه بهانه ای بود برای تحت فشار گذاشتن نفرات برای تخلیه اطلاعاتی و فردی که برای دریافت حدود ۲۴۰ یورو میرفت گاها یک ساعت طول می‌کشید و نفر باید امضا داده و از سازمان بخاطر اینکه از خون شهدا هزینه میکند تشکر کرده و هرچه اطلاعات از نفرات جدا شده دارد تقدیم کند.

در رابطه با انتخابات امریکا تا مدت ها که دل اعضا را خوش کرده بودند که بایدن با تقلب انتخاب شده و ترامپ برنده واقعیست بعد از اینکه ترامپ شکست را پذیرفت دل افراد را به این خوش کردند که ترامپ در تدارک حمله نظامی ست و باید به آماده باش سرنگونی رفت.  بلکه چند صباحی هم اینطور سپری شود.

آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود.

بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم. در غیر این صورت فاجعه مرگ افراد بیشتری را با خود در پیش خواهد داشت.

حمیرا محمد نژاد

لینک به منبع

مرگهای خاموش در فرقه رجوی 

سرنوشت مبهم فرقه رجوی 

***

همچنین: