سرچشمه شکست فرقه رجوی

سرچشمه شکست فرقه رجوی

سرچشمه شکست فرقه رجویحمیرا محمدنژاد، بسوی آزادی، یازدهم فوریه 2021:… در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ همانگونه که به یاد داریم پلیس فرانسه به مقر مریم عضدانلو هجوم و وی را برای دوهفته  در بازداشت نگه داشت. این بار اما رجوی چه اهرم یا حربه ای برای سرکوب افراد بکار گرفت؟؟  » لحظه شرم» آیا هنگامیکه خواهر مریم دستگیییییر و زندانی شد!!!! ( چند روز بازداشت ) لحظه شرم نداشتید که چرا او را به تهران نبردید؟؟؟؟ امانت مردم ایران را؟؟؟ گویا که خانم یک بسته پستی یا چیزی شبیه به این هستند که باید تحویل داده می‌شدند. این پروژه»شرم» را همه باید نوشته و خود را در آن بازخوانی میکردند.  توضیح برای کسانی که معنی اصطلاح پروژه را نمی دانند. سرچشمه شکست فرقه رجوی .

سرچشمه شکست فرقه رجویحمیرا محمدنژاد: ممنوعیت ورود مریم رجوی به خاک اروپا برای سوء استفاده از خاکسپاری بهزاد معزی

سرچشمه شکست فرقه رجوی

حمیرا محمد نژاد، آلمان

خانم حمیرا محمدنژاد ، آلمان

در جستجوی سرچشمه شکست ها در فرقه رجوی

سال ۱۳۶۰ که به مخالفت علنی و مسلحانه علیه رژیم روی آورد همیشه ناموفق بوده و سیر نزولی در پیش داشته؟

علی رغم اینکه از حمایت عمده نسل جوان تا توان مالی تقریبا نامحدود و از همه مهمتر افراد تحصیل کرده و جان بر کف و همچنین تشکیلات منسجم برخوردار بود.

شاید بتوان گفت در هیچ جنبش اعم از ایران و منطقه و حتی جهان چنین ترکیبی در یک جا به هم نپیوسته بود، افرادی با تحصیلات بسیار عالی از دانشگاههای اروپایی و آمریکایی وارد و بدون هیچ چشم و برتری خواهی در کنار افرادی که حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند با امکانات برابر در سطح عضو تیم که معادل سربازصفر در ارتش های معمول می باشد مبارزه کرده و حتی از همسر و فرزند هم که مینیمم های حق هر انسان در هر شرایط میباشد( هرچند با فشار عضدانلو- رجوی با اکراه و اجبار صورت گرفت) هم گذشتند…. و همچنین با برخورد آری از پشتیبانی تسلیحاتی و کیفی ترین اموزشها توسط زبده ترین افسران ارتش عراق تا زمین و پادگان و قرارگاه

مسعود خدابنده در گفت‌وگو با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی (قسمت دوم و پایانی)

در همین جا بد نیست به چند نکته اشاره کرد، افسرانی که برای آموزش مجاهدین انتخاب می‌شدند بسیار از این کارشان مغرور و فاخر بودند چرا که صدام شخصا از سپاه دوم و سپاه یکم (گارد ریاست جمهوری) درخواست تعدادی از کارکشته ترین افسران در سطح سرهنگ به بالا را میداد و از بین آنها باز خودش بهترین را تعیین و شخصا ملاقات و توجیه و روانه قرارگاههای مجاهدین میکرد. از دست باز در دستگیری و تیراندازی به شهروندان هم گشت های مشترک مجاهدین- مخابرات(در کشورهای عربی به سازمان اطلاعات مخابرات گفته میشود)  هیچ مانعی نداشتند. آن روی دیگر جامعه جوشان و جو نارضایتی در داخل کشور و اعتراضات روز افزون… با وجود حدود ۸۰۰ کیلومتر مرز که ما می بایست اتوبانی تا تهران می داشتیم….. چرا با وجود اینهمه امکانات نمی توانیم کاری کنیم…. تعجب نکنید این ها حرف های دشمنان مجاهدین نیست بلکه حرف های شخص مسعود رجوی در یکی از نشست ها با فرماندهان مجاهدین در سالهای حدود ۱۳۷۶ در قرارگاه باقرزاده بود و بسیاری حرفهای دیگر که من به اختصار اشاره کردم. اما از دیدگاه نقد و تحلیل باید پرسید واقعا چرا؟ علت همه این ناکامیها و شکستها تک و تنها این بوده که رجوی به گردن افراد اعضاء انداخته و خودش را بری از هرگونه اشتباه  جای کرده است در همین رابطه به تاریخچه کوتاهی اشاره میکنم:  حرکت ۳۰ خرداد و ۵ مهر سال ۶۰ را البته گردن خمینی انداخت چون هنوز بلندگو و مخاطبی نداشت بدینگونه که در «جمع بندی یک ساله مقاومت مسلحانه» علت شکست را اینگونه بیان کرد» ما به عمق شقاوت خمینی پی نبرده بودیم» اما سالهای بعد که میخ های تشکیلات و سرکوب را محکم تر کرده بود:  در بیان علت شکست در فروغ گفت» چون شما به جای رهبر عقیدتی دل به جای دیگری داشتید (منظور همسران و فرزندان و خانواده) از رهبری قطع بودید و اگر پشت تنگه(چهارزبر) گیر کردید علت نظامی نبود بلکه تنگه ایدئولوژیک بود. یادش رفته بود که در جمع بندی عملیات فروغ که حدود دوهفته بعد در اشرف برگزار شد گفت» اگر هم میتوانستیم از تنگه چهار زبر عبور کنیم نیروهای رژیم در همدان جلوی ما را در همدان میگرفتند» در این عملیات ۱۴۰۳ نفر کشته و مفقود شدند و تقریبا تمامی نفرات مجروح شدند و آقای باصطلاح خودش فرمانده کل !! و رهبر عقیدتی در جستجوی راهی بود برای توجیه و بدر بردن خودش، اول بحثی به نام تنگه و توحید راه انداخت که کافی نبود به ناگهان کشف کرد که علت در وابستگی افراد به همسرانشان بوده و باید هرچه زودتر طلاق بدهند و تازه طلبکار هم بود که چرا از همان ابتدای استقرار در عراق یعنی سال ۱۳۶۵ باید این کار صورت می‌گرفت. ناکامی دیگر هنگام فوت خمینی بود که همه چیز آماده بود ولی صاحبخانه مانع رفتن شد. در طی سالیان همواره دو عامل را باعث ماندگاری رژیم  می دانست، نخست لشکر کشی صدام به کویت و در پی آن جذامی شدن صدام و البته هم پیمانش رجوی هم از این جذام بی بهره نماند. عامل دوم و همیشگی خطاب به اعضاء البته از زبان مریم عضدانلو که رهبری کارش را کرده و چون شما انقلاب نکرده اید رژیم سرپا مانده و سرنگونی پشت شما گیر کرده است.  این بار اما علاوه بر اعضاء نگون بخت صدام هم مقصر شد. تنها کسی که کارش را به تمام کمال انجام داده است آقای رجوی بود. جلوتر برویم ، ناارامی های انتخابات سال ۱۳۸۸ که از ۲۳ خرداد تا دی ماه همان سال با شدت ادامه داشت که فضای حسرت و یاس را در تشکیلات فراگیر کرده بود که چرا ما نمی‌توانیم در این وضعیت شکننده کار را یک سره کنیم؟

البته یادشان رفته بود که چرا ی اصلی به دست و پای سازمان بقول خود رجوی زنجیر بسته شده؟ البته فراموش کرده بودند که در ناآرامی های دانشجویی سال ۷۸ هم که سراپا مسلح  و صدام هم در قدرت بود کاری از پیش نبردند. اما این بار دستگاه فرافکنی رجوی چطور بر سر اعضاء کوبید ؟

با تحقیر تمام به همه مارک اپورتونیسم زد و ذره ای به روی خودش نبرد که چرا وی با اصرار بر ماندن سازمان در قل و زنجیر شده اش در عراق پافشاری میکند. در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ همانگونه که به یاد داریم پلیس فرانسه به مقر مریم عضدانلو هجوم و وی را برای دوهفته  در بازداشت نگه داشت. این بار اما رجوی چه اهرم یا حربه ای برای سرکوب افراد بکار گرفت؟؟  » لحظه شرم» آیا هنگامیکه خواهر مریم دستگیییییر و زندانی شد!!!! ( چند روز بازداشت ) لحظه شرم نداشتید که چرا او را به تهران نبردید؟؟؟؟ امانت مردم ایران را؟؟؟ گویا که خانم یک بسته پستی یا چیزی شبیه به این هستند که باید تحویل داده می‌شدند. این پروژه»شرم» را همه باید نوشته و خود را در آن بازخوانی میکردند.  توضیح برای کسانی که معنی اصطلاح پروژه را نمی دانند: در تشکیلات مجاهدین وقتی فرد در برابر موضوعی قرار میگیرد  باید سر آن پروژه بیاورد یا آن را پروژه کند. به این معنی که مثلا یک اصطکاک بین دونفر ، این اصطکاک یا دعوا یک فاکت تک مورد نبوده بلکه مجموعه ای از فاکتها از A بوده که در نهایت به نقطه Z که همان برخورد بوده منتهی شده و مجموعه این فاکت ها پروژه نامیده می‌شود.  همه افراد باید پروژه شرم می نوشتند و از آن عبور میکروند که بسته پستی و امانت مردم ایران که همان خانم عضدانلو باشد را به تهران نبردند و ایشان ناگهان سر از پاریس در آوردند و اگر دستگیر نمیشد بسا که همه فکر می‌کردند خانم در عراق و در کنار سایر رزمندگان است. نه خیر خانم و آقای رهبر از این ریسک ها نمی‌کنند و نخواهند کرد. حالا اعضاء بیچاره در عراق گیر افتاده اند بدهکار هم شدند  و مصداق این ضرب المثل  شده اند»   گنه کرد در بلخ آهنگری،  به شوشتر زدند گردن مسگری» 

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

و باید بابت کاری که پلیس فرانسه کرده در عراق خجالت زده و سر افکنده شوند. خب مقصر خودش بود میخواست نرود.   بعد از اخراج سازمان از عراق یا بگفته رجوی» هجرت بزرگ» البته اجباری باز پرژکتور گناه یاب روی افراد تابید و علت سرنگون نکردن و اخراج از عراق در سلسله نشست ها انقلاب نکردن افراد و طلب کاریهایشان شد.  رویکرد رجوی به انتخاب جو بایدن: همه بخاطر داریم که با روی کار آمدن ترامپ و اعلام سیاست وی در برابر ایران جرقه  که نه بلکه اتشفشان امید در درون و بیرون تشکیلات رجوی فوران کرد بخصوص که دو تن از مواجب بگیران سوپر صهیونیست رجوی یعنی جان بولتون و رودی جولیانی هم در تیم ترامپ جای گرفتند و روزی نبود که رسانه های رجوی اظهارات و موضع‌گیری های مقامات آمریکایی در سیاست حداکثری فشار را حلوا حلوا  و در بوق کرنا نکنند. درون تشکیلات هم اعلام کرده بودند که جداشدن از سازمان در دوره ترامپ خیانت بزرگیست… تغییر دوران…. پایان دوران مفت خوری…. پایان مماشات…  بطوری که واقعا هم افراد باور کرده بودند که برادر ترامپ امانت بزرگ مردم ایران مهر تابان ایران زمین یعنی خواهر مریم را به تهران میبرد. اگر دقت کنید در این دوره کمترین ریزش تشکیلاتی را شاهد بودیم. اما الان با روی کار آمدن جو بایدن که آشکارا درخواست رفع تحریم ها و بازگشت به برجام را دارد چه بر تشکیلات فرسوده و بی رمق رجوی گذشت و می‌گذرد؟ در آستانه انتخابات که نظرسنجی ها نشان از برتری بایدن میداد یک پیام نوشتاری منتسب به رجوی گفته شد که با یا بی ترامپ سرنوشت مردم ایران به دست خود مردم رقم خواهد خورد به مصداق » گربه دستش به گوشت نمی رسد..» و اینگونه تلاش داشت اذهان تشکیلات دل بسته به ترامپ را از سرخوردگی جمع و جور کند. گام بعدی اما دوباره تکرار طنز تلخ طلبکاری و اتهام زنی به بدنه تشکیلات کلید خورد که چرا شما (اعضاء) دل به ترامپ بسته اید و از محتوا و توانمندی سازمان و خواهر مریم… غافل شده اید. حالا باید هرکس سر این پروژه آورده و خودش را بازخوانی و شکاف دستگاه فکری خودش را پیدا کند. ملاحظه‌ میکنید که در تمام این مدت تنها کسی که در ناکامیها و شکستهای مجاهدین مقصر نبوده شخص مسعود رجوی و مریم عضدانلو بوده است در حالیکه حتی در یک کارگاه کوچک نجاری و آهنگری موارد کوچک و بزرگ قبل از هر کس استاد نجار یا آهنگر طرف حساب بوده اما این آقای رهبر دلها و جانها ؟؟!! فرمانده کل؟؟!! ارتش؟؟!! آزادیبخش؟؟!!   باید به ایشان گفت، آقای رجوی شمایید که ادعا میکنید رهبر عقیدتی هستید و با دیگران فاصله سال نوری دارید و فرمانده کل ، اتشفشان پایان ناپذیر و اقیانوس ژرف و دیگر القابی که از زبان مریم بیان میکنی شما چه سهمی دارید؟؟؟؟؟؟؟!!!!!! همچنین خانم عضدانلو یا از زبان رجوی جوهر بهار و کوثر مجاهدین (سرچشمه فزایندگی) از وقتی که سر کار آمده‌اید فقط کاهندگی و ریزش آورده‌اید، خانم رئیس جمهور هنگام آن نرسیده که هر دوی شما به اندازه یک استاد کارگاه هم که شده مسئولیت بپذیرید!!!!! آیا برای خواننده این نگارش مشخص شد که سرچشمه  همه این شکست را کجا باید جستجو کرد؟

حمیرا محمد نژاد 08.02.2021

لینک به منبع

حضور مجاهدین خلق در آلبانی مذاکرت پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا را دچار مشکل کرده است

سرچشمه شکست فرقه رجوی 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سرنوشت-مبهم-فرقه-رجوی/

سرنوشت مبهم فرقه رجوی

سرنوشت مبهم فرقه رجویحمیرا محمد نژاد، بسوی آزادی، نوزدهم ژانویه 2021:… سازمانی که از جامعه بی طبقه توحید ی دم می‌زند در کوچک و بزرگی قبر ها هم نسبت به درجه بندی افراد فرق می‌گذارد. قابل ذکر میباشد که این نیز حکایتی قدیمی میباشد چرا که حتی در عراق قبر بعضی از افراد به طور مثال مادر خانم عضدانلو خیلی مجللتر از قبر افراد دیگر بود. در اینجا فقط می‌توان افراد را به تأمل فراخواند و نتیجه گیری آخر را به خوانندگان سپرد. و در پایان این سوال همیشگی که از طرف فرقه برای همیشه بی‌جواب خواهد ماند را میپرسم «این است جامعه بی طبقه توحیدی که هنوز آن را وعده می‌دهید» آیا مردم رنج دیده ایران منتظر چنین حکومتی هستند؟ سرنوشت مبهم فرقه رجوی 

The Mujahedin-e Khalq Organization (MKO) Intrusion in AlbaniaWith Trump gone , is the MEK finished ?

سرنوشت مبهم فرقه رجوی

سرچشمه شکست فرقه رجوی 

چند روز پیش دولت البانی چندین قرار داد اقتصادی با ترکیه امضا کرد و علائمی هم از رابطه با ایران ارسال کرده است و بار دیگر آینده مبهم سازمان که در واقع باید گفت بی آینده گی ان را بیش از پیش در چشم انداز قرار داد. اما چرا امریکا برغم تضاد تمام عیار با رژیم حاضر به همکاری با سازمان مجاهدین نشده است

قبل از اینکه به سرنوشت مبهم سازمان در آلبانی بپردازیم بهتر است نگاهی به وضعیت رو به زوال مجاهدین بیا فکنیم موضوعی که در حال حاضر باعث نگرانی برای خانواده و دوستان اعضاء گرفتار در تشکیلات رجوی شده مرگ و میرهای سری گونه افراد می باشد و نشان از نوک کوه یخ وضعیت فاجعه بار در داخل تشکیلات سازمان دارد. صد البته که زندگی افراد برای شخص رجوی و عضدانلو پشیزی اهمیت ندارد، چرا که رجوی در بحث امضای خون و نفس، خون یعنی مرگ و زندگی افراد را در اختیار خودش میداند و همگی این عبارت را که در تشکیلات بارها تکرار میشد بخاطر داریم که » هرجا که قیمت پیشبرد خط خون باشد برادر درنگ نمی کند» و بحق باید گفت که گویا ترین رویکرد رجوی را در رابطه با جان اعضاء بیان میکند و از اینجا میتوان براحتی درک کرد که در تشکیلات رجوی بی اهمیت ترین و پیش پا افتاده ترین موضوع جان افراد است . اگر بخواهیم تنها مرگ و میرها را به نسبت جمعیت در نظر بگیریم حدود ۲۰ نفر از جمعیت ۲۰۰۰ هزار نفری سازمان در حدود یک و نیم ماه پیش در اثر بیمار کرونا جان باخته اند یعنی یک صدم و همین معادله را اگر با جمعیت ۸۰ میلیونی مقایسه کنیم می‌بایست آمار فوتی ها برای همین مدت زمان به ۸۰۰ هزار برسد.

حمیرا محمدنژاد پارلمان اروپا

خانم حمیرا محمدنژاد

همین سازمانی که با اشک تمساح روزانه آمار باصطلاح خودش جانگداز فوتی را نشان از بی کفایتی از کارگزاران و ارگانهای رژیم می داند حداقل یک سوزن بخودش نمی زند تا یک جوال دوز به رژیم. اما با نگاهی به مرگ افراد، مثلا خانم سعیده شاهرخی که حکایت بسا غم انگیز تری نسبت به بقیه دارد می‌توان نتیجه مصرفی بودن افراد را در سازمان بوضوح مشاهده کرد. خانم شاهرخی که زمانی یکی از نوامیس آرمانی دوآتشه رهبری بود و از سرکوب اعضاء و بقول خودشان بیرون کشیدن حق رهبری از حلقوم برادران از هرگونه حق کشی دریغ نکرد و قبل از هر چیز می بایست به آقای رجوی گوشزد کرد که آن حق در گیومه که شما آن را در حلقوم اعضاء گرفتار در اشرف می جویید را خمینی خورده و بخصوص خانم عضدانلو که اساسا فلسفه ظهورش احقاق حق رهبری بوده است دیواری کوتاه تر از این اعضاء نگون بخت پیدا نکرده است.

برگردیم به وضعیت مرحوم خانم شاهرخی که سالها در حاشیه بود و هیچ اثر فعالی از ایشان نبود چرا که رجوی به این گونه زنان بنا بر مصلحت روزش رده و جایگاه و موضع حاتم بخشی میکرد اما به محض یک اما یا اگر یا تمام شدن دوره اش به حاشیه پرتاب میکرد. آینده سازمان در وضعیت سیاسی کنونی انتخاب دونالد در سال ۲۰۱۶ تاثیر زیادی در صحنه سیاسی ایران و جهان داشت بطوری که ترامپ بسیاری از توافقات جهانی و از جمله برجام را لغو و در مقابل سیاست حداکثر فشار را در برابر ایران پیش گرفت بطوریکه بسیاری از تحلیل گران ان را نشانه پایان رژیم ایران یا حداقل به زانو در امدن آن ارزیابی کردند در این میان بنگرید حال و روز سازمان مجاهدین و استراتژی کاسه لیسی را چه بحث ها و کیسه ها که ندوختند و نبافتند و دیگر بردن مریم و مسعود به تهران روی دوش ترامپ را تحصیل حاصل میدانستند. در این میان البته هم تیم ترامپ دولت البانی را وادار کرد تا رابطه با ترکیه و ایران را قطع و سفیر را اخراج کند همچنین سازمان هم میخ هایش را در البانی کوبید و خود را هر چه بیشتر تثبیت کرد و آن روی سکه نشست ها و سرکوب درونی و از طرف دیگر فشار را روی افراد جدا شده در البانی را به حد اکثر رساند.

با رفتن ترامپ همه رویاها پنبه شد چرا که ترامپ راست ترین جناح سیاسی امریکا را نمایندگی میکرد و هر آنچه فشار متصور بود اعمال کرد . چند روز پیش دولت البانی چندین قرار داد اقتصادی با ترکیه امضا کرد و علائمی هم از رابطه با ایران ارسال کرده است و بار دیگر آینده مبهم سازمان که در واقع باید گفت بی آینده گی ان را بیش از پیش در چشم انداز قرار داد. اما چرا امریکا برغم تضاد تمام عیار با رژیم حاضر به همکاری با سازمان مجاهدین نشده است با وجودیکه مجاهدین آمادگی هرگونه همکاری با آنها بودند و هستند از ارائه اطلاعات مقاومت ضد اشغالگری عراق تا برگزاری جلسات سه جانبه در اشرف برای نزدیک کردن شیوخ و جریانات عراقی به آمریکا تا فرستادن فهیمه و صدیقه و زهره و مژگان با لباسهای رنگارنگ و ادا اطوارهای مشمئز کننده و… دلیل آن را خود رجوی در نشست های اشرف ناخواسته گفت.

یک بار در سالهای ابتدایی دهه ۷۰ خورشیدی در یکی از نشستها در قرارگاه باقرزاده یکی از زنان پرسید که چرا ما برای سرنگونی از قیام عمومی استفاده نمیکنیم؟ رجوی جواب داد قیام همگانی نیاز به رهبری مورد قبول عام دارد و صریح و ناخواسته اعتراف کرد که کسی در جامعه ایران وی را قبول ندارد . مورد دوم در نشست‌های موسوم به حوض در سال ۱۳۷۴ در بغداد گفت که

«عملیات تروریستی کمش بد است اما اگر زیاد باشد همین اقا آمریکا باهات سر یک میز مینشینه، پس اگر میخواهید از لیست آمریکا خارج شویم باید هر چه بیشتر عملیات مسلحانه کنیم»

در اینجا هم صریح به ناتوانی و عجز خودش در مقابل رژیم اعتراف کرد. پس پاسخ کاملا روشن است، چرا آمریکا روی جریانی سرمایه گذاری کند که نه پایگاه مردمی دارد و نه پتانسیل عمل تعیین کننده. و همکنون شاهد تنش جدید بین مجاهدین و مردم آلبانی هستیم.

در گزارشی در روزهای گذشته از بروز نارضایتی های گسترده و نگرانی شدید ساکنان منطقه مانز در نزدیکی دورس تیرانا که اردوگاه فرقه رجوی در آنجا قرار دارد خبر داده شده. این رسانه با انتشار گزارشی با عنوان «همزیستی دشوار با فرقه رجوی : ایرانی ها قبرستان را اشغال می کنند» نوشت:

ساکنان مانز در دورس پس از فروش بخشی از منطقه به مجاهدین توسط دولت، در کنار قبرستان منطقه تجمع و اعتراض خود را اعلام کردند. ساکنان مانز که با این فروش اراضی مخالف هستند می گویند مجاهدین با اینکه می توانند مردگان خود را در اطراف اردوگاه وسیع خود دفن کنند به سراغ قبرستان آنها رفته اند و اکنون نیز در حال حصار کشی زمین های خریداری شده با ستون های بتنی هستند.

سرنوشت مبهم فرقه رجویتنش جدید بین مجاهدین و مردم آلبانی

و البته که این حکایت همیشگی سازمان بوده و است. سازمان همواره سعی در محصور کردن افراد خوده بوده و است. مثلا مدتی پیش در یکی از محله های تیرانا پایگاهی به اسم پایگاه مفید که عبارت از آپارتمانهایی برای ساکن کردن یک سری از افراد خود کردند که همزمان با بنا کردن این پایگاه که در وسط تیرانا قرار داشت شروع به حصار کشی آن کردند. همه به خوبی به یاد دارند که حتی در اشرف عراق که خود یک حصار بزرگی به حساب می‌آمد با این حال محل سکونت زنان فرقه را حصارکشی کرده و در عین حال با گشت‌های شبانه روزی پیاده و سواره به یک زندان تمام عیار مبدل کرده بودند. در واقع خود فرقه به دلیل پوسیده بودن ریشه های درونی خود هیچ راه حل دیگری بجز ایزوله کردن افراد خودش نمی‌بیند. و جالب اینکه هر جا که هستند خود را مالک تمام عیار آنجا می‌دانند و اکنون عرصه را بر مردم آلبانی نیز تنگ کرده‌اند.

و در اینجا قابل توجه میباشد، سازمانی که از جامعه بی طبقه توحید ی دم می‌زند در کوچک و بزرگی قبر ها هم نسبت به درجه بندی افراد فرق می‌گذارد. قابل ذکر میباشد که این نیز حکایتی قدیمی میباشد چرا که حتی در عراق قبر بعضی از افراد به طور مثال مادر خانم عضدانلو خیلی مجللتر از قبر افراد دیگر بود. در اینجا فقط می‌توان افراد را به تأمل فراخواند و نتیجه گیری آخر را به خوانندگان سپرد. و در پایان این سوال همیشگی که از طرف فرقه برای همیشه بی‌جواب خواهد ماند را میپرسم «این است جامعه بی طبقه توحیدی که هنوز آن را وعده می‌دهید» آیا مردم رنج دیده ایران منتظر چنین حکومتی هستند، شمایی که حتی حق مردم میزبان خود را رعایت نمی‌کنید و در اعتراض آنها به حق مصلمشان آنها را عوامل اطلاعاتی رژیم ایران مینامید، شمایی که سالیان سال عده‌ای را در زیر سلطه خود با انواع فشارهای غیر انسانی نگه داشته‌ و هیچ حقی برای آنها قائل نیستید، شمایی که حتی خون افراد را حق رهبری خود میدانید، و همانطور که در بالا به آن اشاره کردم میتوان براحتی درک کرد که در تشکیلات رجوی بی اهمیت ترین و پیش پا افتاده ترین موضوع جان افراد است…….

حمیرا محمدنژاد 17.01.2021

لینک به منبع

سرنوشت مبهم فرقه رجوی

سرچشمه شکست فرقه رجوی 

***

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/محاسبه-کالری-مصرفی-،-معیار-ارزش-زنده-ما/

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردنحمیرا محمد‌نژاد، بسوی آزادی، دوازدهم ژانویه 2021:… به خوبی به یاد دارم که در عراق حتی بلحاظ صنفی جنایتکارانی به اسم پزشکان اشرف محاسبه می‌کردند که برای زنده ماندن هر کس به چه میزان کالری لازم میباشد و این در حالی بود که مریم عضدانلو که دائم دم از آزادی زن و مرد میزنه برای تجملات خود هزاران هزار هزینه می‌کند و برای ملت ایران نقش دایه مهربان‌تر از مادر را بازی کرده و برای افراد نگون بخت فرقه خط سرخ و تهدید نشان می‌دهد و اگر کسی دهن به اعتراض و یا انتقاد باز کند بلافاصله با اوباش خود او را به سکوت وادار می‌کند و فرد را با توهین آمیز ترین الفاظ مورد تهاجم قرار داده و حتی در مواردی فرد را زیر مشت لگد گرفته تا اینکه فرد انتقاد و یا اعتراض خود را پس بگیرد. محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن 

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردنحقایق مهم کمپ آلبانی با تبلیغات کتمان کردنی نیست

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن

آنچه که امروز بر فرقه می‌گذرد

سرچشمه شکست فرقه رجوی 

در پی شیوع بیماری کرونا هر روز شاهد کشته شدن تعداد بیشتری از افراد در بند فرقه رجوی هستیم. آنچه که بوضوح بر بی‌کفایتی این فرقه در محار شیوع هر چه بیشتر آن در اردوگا ههای خود را نشان می‌دهد. و اما شاید این نشان دهنده بی ارزش بودن افراد در این مناسبات را روشن‌تر کرده و نشان می‌دهد. سوالی که در این میان قابل طرح میباشد چگونه سازمان مجاهدین می‌تواند ملت رنجدیده ای را امان دهد در حالی که از حفاظت 2000 نفر بر نمی‌آید. در همین راستا اسامی افرادی همچون سعیده شا هرخی ما را بیشتر از پیش به تأمل وادار می‌کند. خانم سعیده شاهرخی که از بیماری پارکینسون رنج می‌برد و سالیان آخر عمرش را بر روی صندلی چرخدار می‌گذراند، فردی بدون مرز بندی انسانی در مناسبات رجوی یکی از عوامل سرکوب سازمان بوده و همواره در آزار و اذیت اعضای این فرقه نقش مهمی را ایفا می‌کرد. خانم شاهرخی بنا به دستور رجوی هر گاه که فردی مخالف ایدئولوژیک فردی رجوی صحبت و یا اعتراضی می‌کرد فرد را به ترور روحی و شخصیتی گرفته و بدترین مارکهای مختلف را به افراد میزد. و حال می‌بینیم که چگونه خود در تنهایی و بدون اینکه فرقه رجوی اهمیتی به مریضی پیشین او ودر نتیجه حفظ ایشان از بیماری کرونا جانش را برای هیچ از دست داد.شاید این نشان دهنده بی ارزش بودن افراد در این مناسبات را روشن‌تر کرده و نشان می‌دهد. سوالی که در این میان قابل طرح میباشد چگونه سازمان مجاهدین می‌تواند ملت رنجدیده ای را امان دهد در حالی که از حفاظت 2000 نفر بر نمی‌آید.

همه ما به وضوح می‌دانیم که افراد با سوء بیماری حفاظت بیشتری در مقابل این بیماری نیاز داشته و در محیط بهداشتی با امکانات مناسب باید بسر ببرند. آنچه که در اینجا شاهد آن هستیم و شاید هشداری برای شکنجه گران دیگری همچون مهوش سپهری، کبری طهماسبی و دیگر شکنجه گران این فرقه باشد. با تاسف می‌توان گفت که تاریخچه سیاه سازمان مجاهدین هر روز نشانگر متوالی شدن بیشتر این فرقه و رو به سیاهی رفتن بیشتر آن را در پی دارد. فرقه ای که سالیان سال با اعمال خود نشان داد ه که پایه و مبنای استواری نداشته و فرد طلبی و قدرت طلبی تنها رهرو این فرقه بوده و است. فرقه ای که همیشه به دروغ و تزویر و سانسور واقعیت‌ها ی بیرونی، افراد خود را در تاریکی مطلق نگه داشته تا بتواند صباحی بیشتر بر آنها حکومت کند. براستی که هر چه زمان می‌گذرد با نگاه به پروسه درونی و بیر ونی این فرقه روزنه روشنی در آن نمی‌یابیم. فرقه ای که دستش به خون همو طنان خود و اجیر کردن افراد بسیاری در اردوگاههای اجباری آغشته میباشد. و هر چه بیشتر با مغز شویی افرادی همچون سعیده شاهرخی و ساختن جلادانی از این افراد در آرزوی ثبات میباشد.

فرقه رجوی در حالی که سنگ مردم ایران را به سینه می‌زند لیاقت و شایستگی یک بهداشت مناسب برای افراد نگون بخت خود را ندارد. باید در اینجا به مریم اعضدانلو و مسعود رجوی تاکید کرد که مردم ایران در سه دهه گذشته تاوان بی لیاقتی و خطا های سیاسی و خودمحوری شما را داده‌اند که تماما نتیجه آن فریبکاری ها و شعر و شعارهای حقوق بشری شما بوده و اکنون خودتان در زیر بار یک بیماری اپیدمی کمر خم کرده و هیچ راه حلی برای آن ندارید. واین در حالی است که برای تبلیغات فرقه ای خود میلیونها هزینه میکنید و اما برای بهداشت افراد خود هیچ تمایلی نشان نمیدهید. افرادی که به دلیل سنی بالا به طور مضاعف نیاز به رعایت بهداشت و درمان دارند. افرادی که چه جوان و چه پیر به دلیل فشارهای روانی و روحی و جسمی فر سوده شده و ایمنی بسیار پایینی در قبال انواع امراض و بخصوص ویروس کرونا را دارند.

به خوبی به یاد دارم که در عراق حتی بلحاظ صنفی جنایتکارانی به اسم پزشکان اشرف محاسبه می‌کردند که برای زنده ماندن هر کس به چه میزان کالری لازم میباشد و این در حالی بود که مریم عضدانلو که دائم دم از آزادی زن و مرد میزنه برای تجملات خود هزاران هزار هزینه می‌کند و برای ملت ایران نقش دایه مهربان‌تر از مادر را بازی کرده و برای افراد نگون بخت فرقه خط سرخ و تهدید نشان می‌دهد و اگر کسی دهن به اعتراض و یا انتقاد باز کند بلافاصله با اوباش خود او را به سکوت وادار می‌کند و فرد را با توهین آمیز ترین الفاظ مورد تهاجم قرار داده و حتی در مواردی فرد را زیر مشت لگد گرفته تا اینکه فرد انتقاد و یا اعتراض خود را پس بگیرد. و بدین گونه می‌بینیم که رجوی یک نسل رو به تباهی کشوند نسلی که بدنبال یک آرمان بلند زمانی تصمیم به پیوستن به این سازمان را گرفتند. و متاسفانه الان وضع اسف بار اونو به وضوح همه می‌بینیم، شاید تا دیروز در لابلای اشرف در عراق می توانست مخفی کاری کرده و آمار کشته شدگان را مخفی نگه دارد و اما در کشور آلبانی با توجه به اینکه لیست اسامی تمامی افراد به ثبت رسیده امکان این را به فرقه برای مخفی نگه داشتن اسامی را نمی‌دهد و دیر یا زود مجبور به آشکار کردن اسامی کشته شدگان میباشد.

و در اینجا به تمامی شکنجه‌ گرانی چون مهوش سپهری و امثال آن هشدار میدهم که تا هنوز فرصتی برایتان باقی مانده از سرنوشت سعیده و سعیدها عبرت گرفته و دست از کارهای گذشته خود برداشته و اگر نمی‌خواهید پلی باشید حداقل مانع نباشید و بگزارید افراد به راحتی دنبال زندگی مور دلخواه خود بروند شاید که باشد در تاریخ یک عمل کرد درست از شما به ثبت برسد. در اینجا باز از تمام سازمان های بشردوستانه و بهداشت آلبانی و بهداشت اروپا در خواست رسیدگی به افراد در پشت حصار این فرقه را دارم.

حمیرا محمدنزاد  11.01.2021

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن 

سرنوشت مبهم فرقه رجوی 

***

همچنین: