سر و بدنه مجاهدین خلق – تناقض در آرمان شهرفرقه رجوی (قسمت ششم)

سر و بدنه مجاهدین خلق – تناقض در آرمان شهرفرقه رجوی (قسمت ششم)

سر و بدنه مجاهدین خلقحسن شهباز، نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی، بیست و چهارم نوامبر 2021:… دستاویز قرار دادن اعتقادات و باورها حربه ای است که فرقه رجوی به نحواحسن از آن استفاده مینمانید و با سؤ استفاده از آن به عنوان ابزار،  در واقع نشان میدهد که هدف وسیله را توجیه میکند!! ونشان میدهد که دراین تشکیلات رسوا استفاده از نیرنگ و فریب برای نیل به هدف مشروع است و بدین ترتیب هربلایی میتوان سر بقیه آورد! اینکه چگونه نفرات براحتی به این ظلم تن میدهند  نشان از اطاعتی (اما بقول رجوی ایمان و ایمان به غیب با سوء استفاده رذیلانه از قرآن) کورکورانه دارد که نتیجه همان چارچوبهای تشکیلاتی است و از طرف دیگر خباثت سران فرقه را به تصویر میکشد. سر و بدنه مجاهدین خلق،  دو پدیده متضاد . 

سر و بدنه مجاهدین خلقحقایق مهم کمپ آلبانی با تبلیغات کتمان کردنی نیست

تناقض در آرمان شهرفرقه رجوی ـ قسمت ششم 

 ذوب شدن در تشکیلات یعنی ایمان کورکورانه! که همان جهل و نادانی ست

سر و بدنه مجاهدین خلق،  دو پدیده متضاد در فرقه رجوی

حسن شهباز ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 20.11.2021

لینک به قسمت اول 

لینک به قسمت دوم 

لینک به قسمت سوم

لینک به قسمت چهارم

لینک به قسمت پنجم 

ذوب شدن در تشکیلات یعنی ایمان کورکورانه! که همان جهل و نادانی ست

حسن شهباز نجات یافتگان از فرقه رجوی آلبانی

آقای حسن شهباز

پر واضح است که فرقه نمیخواهد اعضایش هیچگونه ارتباطی با دنیای بیرون داشته باشند‍! و برای سر پوش گذاشتن روی این زندان سازی به هر مستمسکی چنگ میزند چرا که فراتر از بی آبرویی حاصل از این انزوا، پیامدها و لطمه های ناشی از اصطحکاک بدنه سازمان با جامعه و ارتقإ سطح آگاهی افراد، هزینه ای بسا گزاف تر برای فرقه در پی داشت که با بجان خریدن عواقب این کار، مجبور به اینکار شد و به آن تن داد.

در واقع به انزوا کشاندن وایزوله نمودن افراد نیازهای ذاتی فرقه را برآورده ساخت و اغراق نیست اگر بگوییم ادامه حیات فرقه با همین حصارکشی و زندان سازی تضمین گردید و فرقه با رذالت لباس جامعه توحیدی و خانه آرمانی به این کار خود پوشاند و به بهانه وجود دشمن به آن مشروعیت داد و توجیحی بسیار مناسب نیز برای این انزوا بچنگ آورد. در واقع برای کنترل افراد نیاز است که اعضإ از اجتماع دور نگاه داشته شوند!

شیوه های مختلف کنترلی در تشکیلات ابعاد بسیار گسترده ای دارد که تمامی شؤونات زندگی اعضإ را دربرمیگیرد. یکی ازاصلیترین روشهای کنترل در تشکیلات”کنترل اطلاعاتی”  است، زیرا باسادگی میتوان آنرا بطور مستقیم با دشمن در ارتباط دانست و وقتی اسم دشمن بمیان بیاید دیگرهیچ اما و اگری در کار نیست و کسی نمیتواند ساز مخالف بزند! مخالفت با این کار که به اسم چارچوبهای تشکیلاتی به اعضإ خورانده میشود و به زبان ساده، مخالفت با زندان سازی یعنی صدای دشمن شدن در تشکیلات!هیچ کس حاضر نیست در مناسبات چنین مارکی بر پیشانی اش زده شود!

بخوبی روشن است که چرا در مدتی بسیار کوتاه توانستند مجتمع‌های مسکونی، سالن‌ ،بیمارستان، نانوایی، فروشگاه، رستوران،  موزه، کتابخانه، فروشگاه، سالن‌ ورزشی و غیره بسازند. با اینکار هر نیازی را در درون همین حصار برآورده میکنند تا بهانه ای برای خروج باقی نماند. مشخص است که کنش و واکنش با دنیای بیرون آنچنان برای سران فرقه گران میآمد و آنچنان هزینه گزافی داشت که بهرترتیبی فرقه بدنبال زودتر انجام شدن جابجایی بود.

وقتیکه هنوز مجتمع های مسکونی نیمه کاره بود، در اوایل فصل سرما قرار داشتیم، اتاقها (خوابگاها) هنوز نه آب و برق داشت نه حتی درب و پنجره ، از لحاظ بهداشتی دربدترین وضعیت ممکن قرار داشت، ولی از طرف دیگر خیلی برای این جابجایی عجله بخرج داده میشد و فشار زیادی برای هر چه زودتر به اتمام رسیدن این جابجایی در کار بود! البته توجیه این بود که صاحب آپارتمانهای منطقه کشار در تیرانا آخر سال میلادی را برای تخلیه کامل تعیین کرده بود و تاخیر در آن دادگاه و جریمه در پی داشت و اینگونه به اسم اختیار وآگاهى، به سادگی این مینیمم آزادى از افراد سلب شد.

قبلا به این موضوع اشاره کردیم که، کنترل اطلاعات برابر است با کنترل افراد، بعبارت ساده وقتی اطلاعات را کنترل میکنم براحتی میتوانیم نفرات را کنترل کنیم، این کنترل قبل از هرچیز در درون ذهن صورت میگیرد،یعنی کنترل ذهنیست ! کنترل ذهنی بدین صورت است که به اعضا گفته میشود هرگونه اطلاعاتی خارج از فرقه غلط و دروغ است، خصوصا اگر در مخالفت با فرقه باشد! فقط اطلاعاتی که از بلندگوهای فرقه پخش میشود صحت دارد!

دستاویز قرار دادن اعتقادات و باورها حربه ای است که فرقه رجوی به نحواحسن از آن استفاده مینمانید و با سؤ استفاده از آن به عنوان ابزار،  در واقع نشان میدهد که هدف وسیله را توجیه میکند!! ونشان میدهد که دراین تشکیلات رسوا استفاده از نیرنگ و فریب برای نیل به هدف مشروع است و بدین ترتیب هربلایی میتوان سر بقیه آورد!

اینکه چگونه نفرات براحتی به این ظلم تن میدهند  نشان از اطاعتی (اما بقول رجوی ایمان و ایمان به غیب با سوء استفاده رذیلانه از قرآن) کورکورانه دارد که نتیجه همان چارچوبهای تشکیلاتی است و از طرف دیگر خباثت سران فرقه را به تصویر میکشد.

رجوی نیاز دارد بهرقیمتی نفرات ناآگاه بمانند اینگونه است که میتواند دیکتاتوری را دموکراسی نشان میداد، با وقاحت زندانی کردن نفرات را اوج آزادی جلوه دهد و بصورتی ریاکارانه اعتقادات و باورها را دستاویز قرار دهد تا بتوان در زیر آن افراد را در زیر چکمه و یوغ خود نگاه داشت!

این نحوه  کنترل ذهنی در درون مناسبات فرقه شباهت بی نظیری با نحوه کنترل نظامیان در ارتش آلمان نازی دارد  که در آن هر کس ترغیب میشود تا مراقب برادران و خواهران “مبارز” خود باشد و آنچه از همرزمان خود می بیند را، دقیقا و بدون کم وکاست گزارش بدهد.

مثال دیگر در مورد این شباهت استفاده از بلندگو در اشرف بود که وارانه جلوه داده میشد! در روسیه کمونیستی نیز این نحوه کنترل بروی تمامی اعضای حزب اعمال میشد. در پشت صحنه موضوع از این قرار بود که اغلب اطلاعات داده شده شخصی وخیلی خصوصی افراد، سریعا  به رهبری گزارش میشد و رهبر فرقه  از این اطلاعات برای متقاعد کردن افراد استفاده می نمود و غیر مستقیم  به اینکه آنان ارتباطات ماوراء الطبیعه دارند اذعان میگردید وعضوی که اعتماد کرده است نسبت به مکانیزم پشت پرده این ارتباطات مشکوک نمیگردید که حاصل همان ذوب شدن در تشکیلات و اعتماد کورکورانه میباشد.!!!

اما فارق از هر نتیجه ای، صدمات ناشی از اینگونه ضربات جبران ناپذیر مینماید، اینکه دریابیم چگونه عمری با دروغ و دغل اعتقادات و باورهایمان به بازی گرفته شده، چیزی نیست که بتوان بسادگی آن گذشت و آن را هضم نمود و سالیان متمادی طول خواهد کشید تا اثرات ناشی از آن محو شود گاهی حتی غیر ممکن مینمایاند.

لینک به منبع

سر و بدنه مجاهدین خلق،  دو پدیده متضاد در فرقه رجوی

***

رنامه های زنده مصاحبه با جداشدگان ومنتقدین سازمان مجاهدین در تلویزیون MardomTv.com

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رجوی-و-آن-روی-سکه/

رجوی و آن روی سکه

رجوی و آن روی سکهحسن شهباز، نجات یافتگان در آلبانی، دهم ژوئیه 2020:… آیا تو چنان که مینمایی هستی؟ اصلا شما راست می‌گویید شما انقلابی،شما در نوک نوک پیکان تکامل، شما همه چیزتون درست ،شما تشکیلات تان مانند مدینه فاضله یا به قول خودتان همانگونه که می گویید مناسباتتان مانند”جامعه بی طبقه توحیدی”،همه گوهر و الی آخر… اما آنرا که حساب پاک است…… چه منتش به خاک است، واقعا  اگر انقلابی و مبارز همانگونه که مینمایید با تاریخی آنگونه شفاف و مملو از پیروزی در فراز و نشیبها هستید “واقعا هستید ؟ پس چرا نفرات را در یک محیط بسته زندانی کرده اید ؟ پس چرا هیچ گزارشگری نمیتواند سر زده بیاید و گزارش تهیه کند ؟ پس چرا در درون همین محیط بسته نیروی امنیتی وجود دارد و این ها از چه کسی  و یا بهتر بگوییم با چه تهدیدی مقابله میکنند؟پس چرا در درون مناسبات همواره از سنگین بودن مخارج گفته میشود ولی برای اهالی با صرف هزینه بدنبال نفوذ هستید ؟ پس چرا به نفرات آلبانیی که برایتان کار میکنند ،گفته اید که نباید در خارج از کمپ ،در مورد  “اشرف سه” صحبت کنید؟ و…. چرا ؟از چه چیزی میترسید؟ مادر و یا پدری سالخورده که تنها آرزویش دیدن فرزندش می باشد و می ترسد به آرزویش نرسد و دار فانی را وداع گوید و فقط میخواهد لحظه ای جگر گوشه اش را بعد از سالیان در آغوش بگیرد، چه گناهی کرده؟ رجوی و آن روی سکه

رجوی و آن روی سکهروسیاهی فرقه مزدور رجوی مداوم باد

رجوی و آن روی سکه

سر و بدنه مجاهدین خلق 

حسن شهباز، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 09.07.2020

همانطور که  مستحضرید کوید نوزده متاسفانه در سرتاسر جهان تاکنون صدها هزار قربانی گرفته و در آلبانی نیز افزایش روز افزون این بیماری جانهای بسیاری را گرفته ،  این در حالیست که هیچگونه آمار و اخباری ،از درون “اشرف سه” که مقر اصلی این فرقه میباشد،شنیده نمیشود ،حال آنکه در این محل  بیش از دوهزار نفر در محیطی کمتر از دو کیلومتر مربع زندگی میکنند و این بی خبری باعث نگرانی  خانواده های اعضای اسیر در مقر اشرف سه شده است ، خانوارهایی که بدلیل خودکامه گیهای سران این فرقه ،سالیان از دیدار با عزیزانشان محرومند و اکنون بطور مضاعف نگران وضعیت عزیزانشان هستند

حال اگر  بخواهیم بطور منطقی دلیلی برای عدم انتشار اخبار این ویروس از درون فرقه مجاهدین و یا حتی موضوعات دیگری مانند منع تردد و یا حتی بسته بودن آن بیابیم، بایستی کمی به عمق برویم،ابتدا با این سوال شروع کنیم

آیا تو چنان که مینمایی هستی؟ اصلا شما راست می‌گویید شما انقلابی،شما در نوک نوک پیکان تکامل، شما همه چیزتون درست ،شما تشکیلات تان مانند مدینه فاضله یا به قول خودتان همانگونه که می گویید مناسباتتان مانند”جامعه بی طبقه توحیدی”،همه گوهر و الی آخر….

اما آنرا که حساب پاک است…… چه منتش به خاک است، واقعا  اگر انقلابی و مبارز همانگونه که مینمایید با تاریخی آنگونه شفاف و مملو از پیروزی در فراز و نشیبها هستید “واقعا هستید ؟

پس چرا نفرات را در یک محیط بسته زندانی کرده اید ؟ پس چرا هیچ گزارشگری نمیتواند سر زده بیاید و گزارش تهیه کند ؟ پس چرا در درون همین محیط بسته نیروی امنیتی وجود دارد و این ها از چه کسی  و یا بهتر بگوییم با چه تهدیدی مقابله میکنند؟پس چرا در درون مناسبات همواره از سنگین بودن مخارج گفته میشود ولی برای اهالی با صرف هزینه بدنبال نفوذ هستید ؟ پس چرا به نفرات آلبانیی که برایتان کار میکنند ،گفته اید که نباید در خارج از کمپ ،در مورد  “اشرف سه” صحبت کنید؟و…. چرا ؟از چه چیزی میترسید؟ مادر و یا پدری سالخورده که تنها آرزویش دیدن فرزندش می باشد و می ترسد به آرزویش نرسد و دار فانی را وداع گوید و فقط میخواهد لحظه ای جگر گوشه اش را بعد از سالیان در آغوش بگیرد، چه گناهی کرده؟ سازمان مجاهدین خلق یا همان فرقه طبهکارمنافقین ادعا می‌کند که دولت ایران برای رسیدن به هدف نابودی مجاهدین از خانواده به عنوان پوشش استفاده می کند در واقع سازمان بدین وسیله می گوید که  دیدار افراد با خانواده‌هایشان برابر با نابودی سازمان است اما واقعاً چرا دیدار یک مادر و یا یک پدر باعث نابودی سازمان می شود .آیا واقعاً سازمانی که ادعا می کند در نوک قله تکامل یعنی بهترین نوع بشر است نمیتواند از پس  خانواده برآید که اینگونه خانواده را برابر با نابودی خود و  سلاحی در دست آخوندها میداند؟ اما حالا چرا پدر و یا یک مادر پیر می تواند این سازمان را نابود کند؟چرا خانواده دشمن است؟ مشکل کجاست؟ شاید نمی دانید که در واقع این فریب بزرگ ، چه در داخل مناسبات ، در میان اعضا و چه در خارج از مناسبات  و در بین هواداران یک تناقض بزرگ  ایجاد نموده ، موضوع این است که اگر خانواده دشمن است پس چرا آن روی سکه بشکلی دیگر است؟ چرا بعضی از نفرات یعنی همان کسانی که در درون مناسبات هم جایگاه مناسبی دارند و هم محدودیت های کمتر ، نتنها خانواده شان باعث نابودی نمیشود بلکه خیلی علنی با آنها رابطه دارند، شاید برای اینکه آنها انقلابی تر هستند ، اما در واقع ژن خوب و یا همان آقا زاده های درون مناسبات میباشند.

از اینگونه سوالات و تناقضات کم نیست اما فراتر از همه اینها این است که به اسم آزادی نفرات را به اسارت گرفته اند ، و واقعیت اینست که دیدار خانوادگی این دیوار اسارت را در یک لحظه فرو خواهد ریخت و این آن چیزیست که ترس بر پیکره این فرقه افکنده  و فنای خود را در این میبیند و مجبور است مسبب نابودی خود را دشمن بداند.

لینک به منبع

رجوی و آن روی سکه

سر و بدنه مجاهدین خلق 

***

مجاهدین خلق از کمین سر کوچه علیه امریکایی ها تا امروز قتل مستشاران امریکایی توسط مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی 

Saddam’s Private ArmySaddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

life of camp AshrafThe Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رجویها-عمری-فریبمان-دادند/

رجویها عمری فریبمان دادند

رجویها عمری فریبمان دادندحسن شهباز، نجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم آوریل 2020:… حتی شبها داخل وخارج قرارگا سواره وپیاده سکیوریتی گشت دارد در یک کلام همه حفاظت به سکیوریتی داده شده است که این اوج بی اعتمادی به اعضا است. اما در داخل این حصار وضعیت بگونه ای دیگر است بطوری که بعد از زلزله اخیر دیوارهای آسایشگاهها ترک برداشته است همه نفرات ترسیده و حاضر نمی شدند به طبقه بالا بروند ودر خواست داده بودند که طبقه پائین زندگی کنند برخی قسمتها مانند انبارها که استحکام کمتری داشتند خرابی بیشتربوده   اما وجود این نیرو مزایای غیرقابل وصفی برای فرقه دارد وسران فرقه با این چندین هدف را دنبال میکنند در چنین محیطی میتوان افراد را کنترل کرد، در داخل مناسبات روزانه با خواندن بریف و اخباری که معلوم نیست از کدام منبع استخراج شده، ابتدا وجود دشمن را القا میکنند وبعد با این ترفند حصار امری واجب میشود. رجویها عمری فریبمان دادند

رجویها عمری فریبمان دادندداستان کمپ اشرف مجاهدین خلق قربانیان اربابانی بی شمار تقدیم به خانواده های تمامی قربانیان فرقه رجوی

رجویها عمری فریبمان دادند .

هیچ چیز ویرانگرترازاین نیست كه متوجه شویم عمری فریبمان داده اند

تیرانا ، حسن شهباز ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 13.04.2020

اکنون بگونه ای سال جدید را آغاز میکنیم که شیوع ویروس کرونا در تمامی دنیا ،متاسفانه تاکنون هزاران قربانی گرفته و خبرهای تاسف بار انتشار ویروس در آلبانی باعث نگرانی خانواده های اعضای اسیر در مقر اشرف سه شده است ، خانوارهایی که سالیان بدلیل خودخواهی رجوی ها از تماس و دیدار باعزیزانشان محروم شده اند و اکنون بطور مضاعف نگران وضعیت عزیزانشان هستند

اما از طرفی دیگر بعد از گذشت سه سال و نیم از ورود آخرین سری نفرات به آلبانی، و با گذشت یک سال و نیم از ساخت و انتقال اعضا به مقر جدید ، که  با عجله  هم ساخته شده اینک از مقر اشرف سه با گزارش برخی کانالها  رو نمایی میکند ،بطوری که انعکاس به این شرح است:

ورودی اين شهرك توسط نرده های فلزی ودوربينها محافظت شده،  خبری از زندگي خانوادگی كلاسيك و بچه نيست ،سن اعضا بين ۲۸ تا ۷۴ میباشد ،و کلی تعریف و تمجید از اماکن آنجا،اما جنبه های ناگفته این گزارش اینست که این محل توسط یک نیروی مسلح  از داخل و خارج حصار حفاظت میشود و اگر خبرنگاری بدون اطلاع  بخواهد سر زده وارد آنجا شده و گزارش تهیه کند محال است که به او چنین اجازه ای داده شود، حتی برای نشستهای عمومی ، چک و بازرسی مردان وزنان توسط همین نیرو که یک ارگان خصوصی حفاظتی میباشد  صورت می گیرد، وضعیت بصورتی است که  در سالن اجتماعات که قبلا از اعضا فرقه نفراتی بعنوان انتظامات گذاشته میشد ،الان از این نفرات مسلح می شود لباس این نیرو که به اصطلاح به  آن سکیوریتی گفته میشود شلوار مشکی وپیراهن سفید است وهر کدام یک کارت عبور آزاد به گردن دارند ، حال سوال اینجاست که در داخل مقر، نیروی امنیتی مسلح ،ازسران فرقه در مقابل چه کسی یا بهتر بگویم  چه دشمنی محافظت میکند؟و چرا در درون آنجا به گشت زنی میپردازند؟ چه خطری میتواند در داخل و بین اعضا وجود داشته باشد ؟ هراس از چیست؟

از طرفی حفاظت مریم رجوی بدست همین نیروی آلبانیایی سپرده شده ،برای حفاظت مریم قبلا از نفراتی  مثل وحید استفاده میکردند اما  الان این مسئولیت به آلبانیائیها سپرده شده است، حتی شبها داخل وخارج قرارگا سواره وپیاده سکیوریتی گشت دارد در یک کلام همه حفاظت به سکیوریتی داده شده است که این اوج بی اعتمادی به اعضا است.

اما در داخل این حصار وضعیت بگونه ای دیگر است بطوری که بعد از  زلزله  اخیر دیوارهای آسایشگاهها ترک برداشته است همه نفرات ترسیده و حاضر نمی شدند به طبقه بالا بروند ودر خواست داده بودند که طبقه پائین زندگی کنند برخی قسمتها مانند انبارها که استحکام کمتری داشتند خرابی بیشتربوده

اما وجود این نیرو مزایای غیرقابل وصفی برای فرقه دارد وسران فرقه با این چندین هدف را دنبال میکنند در چنین محیطی میتوان افراد را کنترل کرد ، در داخل مناسبات روزانه با خواندن بریف و اخباری که معلوم نیست از کدام منبع استخراج شده، ابتدا وجود دشمن را القا میکنند وبعد با این ترفند حصار امری واجب میشود  و اینگونه است که نفرات براحتی  به این اسارت تن میدهند ،در محيطى که نفرات فقط از یک منبع تغذیه میشوند  یک کانال تلویزیونی ، یک وب سایت خبری ، یک حرف و تکرار چندین باره در طول روز آن را بصورت حقیقت القا مینماید ، ،اینگونه است که ميتواند، نفرات را در ناآگاهى نگه دارد . حکایتی زیبا از مولانا بیانی شیوا از بی اعتمادی در فرقه را انعکاس میدهد:

(در تاریخ آمده شیوانا کشاورزی بود که او را استاد عشق و معرفت و دانایی می دانستند) بچه ای نزد شیوانا رفت و گفت :مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد ، خواهر کوچکم را قربانی کند ، او را نجات دهید

شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد ،جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودند و کاهن معبد نیز با غرور وخونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود

شیوانا به سراغ زن رفت ،زن دخترش را دوست داشت ،اما در عین حال مجبور بود کودکش را بکشد، تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد ،شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند. زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کنم، تا بت اعظم او مرا ببخشد و به زندگی ام برکت جاودانه ارزانی دارد ،شیوانا تبسمی کرد و گفت: “اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست،عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی. بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی . هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطرسرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد

زن لختی مکث کرد، دست و پای دخترک را باز کرد،او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگی معبد دوید اماهیچ اثری از کاهن معبد نبود!می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید

نتیجه:هیچ چیز ویرانگرترازاین نیست كه متوجه شویم كسی كه به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است، در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی‌ است و تنها یک گناه و آن جهل است
و این وصف حال اسیران فرقه رجویست .

لینک به منبع

رجویها عمری فریبمان دادند .

سر و بدنه مجاهدین خلق

***

همچنین: