سعدالله سیفی در دامان پرمهر خانواده

سعدالله سیفی در دامان پرمهر خانواده

Sadollah_Seifi انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، پانزدهم اکتبر 2018:… سعدالله قریب به 3 دهه اسیر خدئه و نیرنگ دیو و گشتاپوی دژ اشرف و لیبرتی و آلبانی شده بود اما دریک تصمیم جانانه این حصار و زنجیر اسارت را شکست وبه زندگی آزاد وانسانی خود بازگشت . شعار و واژه تکراری رجوی همیشه این بود که “دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد” درواقع اکنون مسئله داران واعضای فرقه این شعار …

سعدالله سیفیمن و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا

لینک به منبع

سعدالله سیفی در دامان پرمهر خانواده

تبریک به خانواده چشم انتظار سعدالله سیفی

توسط انجمن نجات مرکز کرمانشاه در 22 مهر 1397

 
 

فرار و جدایی و پشت کردن آقای سعد الله سیفی عضو با سابقه مجاهدین به رجوی و فرقه اش و اثبات اصالت و حقانیت کانون خانواده با بازگشت به دامان پر مهر خانواده اش را به وی و خانواده چشم انتظارش تبریک می گوییم .

سعدالله قریب به 3 دهه اسیر خدئه و نیرنگ دیو و گشتاپوی دژ اشرف و لیبرتی و آلبانی شده بود اما دریک تصمیم جانانه این حصار و زنجیر اسارت را شکست وبه زندگی آزاد وانسانی خود بازگشت .

شعار و واژه تکراری رجوی همیشه این بود که “دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد” درواقع اکنون مسئله داران واعضای فرقه این شعار را درخصوص تصمیم به جدایی و رهایی شان عملی می کنند .

این شعار از دست رجوی گرفته شده واکنون در دست مسئله داران و ناراضی هاست واز رده های بالا شروع وهمین باعث شکست و وحشت رجوی ها گردیده است .
انجمن نجات کرمانشاه این پیروزی را به کل خانواده بزرگ انجمن نجات تبریک گفته و برای سعدالله سیفی آرزوی موفقیت در زندگی و به خانواده اش چشم روشنی و تبریک می گوییم .

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32517

موضوع خانواده و ترفندهای فرقه در این زمینه

 Sadollah_Seyfi_Logoسعدالله سیفی، فریاد آزادی، نهم دسامبر ۲۰۱۷:… هرروز صبح دائما یک بریف خود ساخته برای ما به اسم پیروزی میاوردند ودر این ارتباط میخواندند اما هیچگاه برای کسی ارزش نداشت وندارد چون نفرات تازه ارزش خانواده را فهمیده بودند وچشمشان به دنیای بیرون باز شده بود که تمام سالیان که در زندان بودند وزیر نظر شدید این جانیها وارتباطی نداشتند فهمیدند که تمام حرفهای این فرقه دروغ بود وتازه فهمیده بودند که خانواده وکانون گرم … 

عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی نجات یافتگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی 1من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا

لینک به منبع

موضوع خانواده و ترفندهای فرقه در این زمینه

طی سالیان با انواع ترفندها ونشستها متعدد سر خانواده که استارت آن بعد از جنگ در اشرف زده شد این عاطفه کشهای جاه طلب تلاش کردند که سرد آدمها راشیره بمالند تحت عنوان خانواده که میگفتند وزارت اطلاعات است خانواده ضد مبارزه وسمت دهنده زندگی است .خانواده خوب وبد نداریم وتمام چرندیاتی که طی این ۲۰ سال شنیده ایم ودیده ایم امادر آلبانی دور جدیدی از درون ماهیت این فرقه ضد بشری سر موضوع خانواده وارتباط آدمها با آنها بیرون زد در حالیکه هیچ موضوع وبحثی سر خانواده نبود وخودشان هم د ر نشستها میگفتند که اینجا دیگر مثل عراق تهد ید دشمن وخانواده نداریم بعد ازپروسه کوتاهی دوام نیاورده تحت اینکه آدمها با خانواده خود چه مخفیانه در کافی شاپ ها وچه از طریق موبایل باعث شد که موبایلهای افراد را تحت اینکه با خانواده تماس میگیرند شروع به جمع کردن آن کرد یا اینکه سر رفتن به کافی شاب هم آدمها را زیر ذره بین خود قرار داد که نفرات مجبور نشوند که مخفیانه به این مکانها رفته تا باخانواده خود تماس بگیرند تا جایی که خیلی ها معترض شده وشروع به اعتراض در تشکیلات کرده که چرا به ما اعتماد ندارید وگوشیهارا از ما میگیرید تازه خیلی نفرات گوشیهایی که خانواده برایشان خریده بود را چرا مگر شما پول آنرا داده ایی که میگیرید یا اینکه نفراتی هم که موبایلهای خود را نمیدادند مورد شک وزدن مارکهای بریده ویا در کنترل شدید فرقه قرار میگرفتند . یکی از رهبران فرقه که یک آدم بقاید خشک ارتجاعی است به نام احمد واقف یا همان اسم اصلی مهدی براعی یک نشستی در این ارتباط گذاشته بود ودار سخن میداد که خانواده نداریم خدا وقران خدا گفته که شما در مبارزه هیچ حق صحبت یا ارتباط با خانواده را ندارید چه در داخل باشد چه در خارج هیچ کس حق پول گرفتن از خانواده را ندارد اگر هم میگیرد باید تحویل سازمان دهد تا خرج مواد دیگری شود بله چی شد که میگفتید در اینجا مشکل خانواده ودشمن نداریم چرا روی حرف واستدال خود نبودید تمام کارها وحرفهای شما روی دروغ وبی اعتمادی سوار است پول که میشه باید به سازمان برسد تا خرج سفرهای میلیونی مریم قجر شود تازه در نشست میگفت که نمیبینید که خواهر مریم با چه بدبختی پول نان وآب مارا حل میکند آخر احمد واقف جانی این حربه دیگر کارساز نیست همه میدانیم که سازمان مشکل مالی نداردوبا پول شویی وکارخانه هایی که دارد میتواند یک کشور را نان وآب دهد بله این حرف را که میگفت برعکس همیشه که نفرات بلند میشدندحرف میزدند برای تایید حرفهای آقا این دفعه کسی بلند نشد که موضعی بگیرد خودش هم فهمید که حرفهایی که میزند دیگر خریدار ندارد تازه برخی ها هم که از نشست بلند شده برای ناهار میرفتند در صورتی که قبلا کسی جرات این کار را نداشت تمام این حرفها این بود که به آدمها تحمیل کند که در اشرف ۳ که میخواهند بروند باید آمادگی این را داشته باشند که از این موبایل وگشتنها خبری نیست وزندانی شبیه اشرف ۱ ولیبرتی است ودیگر ارتباط با دنیای بیرون قطع است اما کور خوانده بود چون نفرات خیلی زرنگ تر از این افراد وپلیس های مخفی بود نفرات باز بعد از حرف این دجال گوشی تهیه کرده ودر زیر پتو ویا در حمام ویا درجاهی مخفی با خانواده خود ارتباط برقرارمیکردند در صورتی که باز ده ها نفر را در محل های دیگر نگهبانی وباز پلیس مخفی گذاشته بود که آدمها را زیر ذره بین قرار دهد ولی ادمها کار خود را انجام میدادند که تیر سازمان به سنگ خورده بود یا اینکه آدمها را با افراد جداشده که در بیرون بودند میترساندند ومیگفتند که ما بین این آدمها نفوذی دولت ایران قرار دارد ویا خودمان در بین آنها نفوذی وافرادی داریم که اگر شما با آنها یاکسان دیگر ارتباط داشته باشید به ماسریعا میگویند بله جالب این است که هرروز صبح دائما یک بریف خود ساخته برای ما به اسم پیروزی میاوردند ودر این ارتباط میخواندند اما هیچگاه برای کسی ارزش نداشت وندارد چون نفرات تازه ارزش خانواده را فهمیده بودند وچشمشان به دنیای بیرون باز شده بود که تمام سالیان که در زندان بودند وزیر نظر شدید این جانیها وارتباطی نداشتند فهمیدند که تمام حرفهای این فرقه دروغ بود وتازه فهمیده بودند که خانواده وکانون گرم ومحبت خانواده یعنی چه وطی این سالیان چگونه فریب این فرقه را خورده بودند وبخاطر همین میگویم که تمام نفرات دنبال برقرار کردن ارتباط باخانواده بودند وهستند وحتی اگر فرقه نفرات را به اشرف ۳ که برده باز نفرات چشمشان باز شده ودیگر فریب این فرقه را نخواهند خورد بله درود بر این نفرات که زیر بار حرف زور ودروغ این فرقه نرفته وتازه فرقه هم فهمید بر عکس حرفهایی که میزد اینجا دیگر خانواده ای نیست برعکس اینجا صد ها مدار بیشتر ارتباط با خانواده است وباز هم مثل همیشه میگویم که دشمن اصلی فرقه هر کجا که بروند همین خانواده است واین را قول میدهم که این فرقه به دست همین خانواده ها به زباله دان تاریخ میپیوندد ومریم قجر هم دیگر مثل گذشته نمیتواند به نفراتش بقبولاند که دشمن خانواده است چون نفرات تازه فهمیدند که دشمن شماره یک همین فرقه ورهبرانشان است که سالیان سال به آنها دروغ گفته بودند .درود بر همه نفرات دربند فرقه که تازه آزاد شده اند وانشالله که نفرات دیگر هم مثل من ودیگر نفرات تازه آزاد شده به ما بپیوندند .

نفر آزاد شده از فرقه تیرانا . آلبانی . سعدالله سیفی ۰۸/۱۲/۲۰۱۷

*** 

Mojahedin Khalq Terrorist Training Camp Ashraf 3 in Albaniaفرقه رجوی از خرابی های سیل تا ارتباط با مافیا و همسایه شدن با داعش – موج ریزش نیرو

آن خدابنده سینگلتون پارلمان اروپا Fact-Finding Mission to Rescue Separated MEK Unearths Profound Security Issues

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32315

آیا صداقت و اعتماد سر درب ورودی سازمان مجاهدین است !!؟؟ 

 Sadollah_Seyfiسعدالله سیفی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۷:… من با این موضوع تقابل داشتم ومیگفتم که این یک حرف خود ساخته رجوی است که از همان لحظه پشیمان شده بودم ولی راه برگشتی نداشتم . میدانستم که این صداقت ، فدا ، اعتماد وکلمه خود ساخته رجوی برای پیشبرد امیال کثیف خودش است . برای چی این را گفتم ؟ برای اینکه رجوی ودستگاه او هر … 

سعدالله سیفیچند جمله ای بعد از خارج شدنم ازفرقه

لینک به منبع

ایا صداقت و اعتماد سر درب ورودی سازمان مجاهدین است !!؟؟

یک خاطره ای که یادم است که از روزی که من به این سازمان وارد شدم اولین چیزی که به من گفته شد این بود .سر درب ورودی سازمان نوشته شده فدا و صداقت . باید در سازمان به همه دستگاه اعتماد داشت ، تازه اعتماد هم کسب کردنی است که افراد باید خود را صادقانه و با صداقت با سازمان یکی کنند که به همه چیز اعتماد داشته باشند . من با این موضوع تقابل داشتم ومیگفتم که این یک حرف خود ساخته رجوی است که از همان لحظه پشیمان شده بودم ولی راه برگشتی نداشتم . میدانستم که این صداقت ، فدا ، اعتماد وکلمه خود ساخته رجوی برای پیشبرد امیال کثیف خودش است . برای چی این را گفتم ؟ برای اینکه رجوی ودستگاه او هر کاری را کرد باید بدون شکاف آن راپذیرفت وحرفی نداشت. چون سر لوحه ان فدا و صداقت است !! در مقابل آن مثال آن را بزنم مثلا میگفتند باید موقعی که می خواهی بروی پیش یک خواهر مجاهد دونفره باید رفت !! یا اینکه در صف غذا میرفتیم باید یک فاصله یک متری را اگرخواهران می امدند را در صف با انها حفظ میکردیم . در مقابل ولی همینها با آدمهای این قوانین و مقررات را نداشتند وهر کاری و هر نوع می خواستند تنظیم می کردند . در مقابل ما که مجاهد بودیم این برخورد را با ما میکردند وجواب سلام ما را هم نمیدادند . اما بارها وبارها خودم در آلبانی دیدم که همین خواهران فرمانده با آدمهای بیرونی معاشرت دارند . یا در اتوبوس که بودند با آدمهای بیرونی خیلی راحت بودند و مواقعی که مقداری اتوبوس جمعیت داشت می چسبیدند به نفرات بیرونی یا نفرات بیرونی به انها چسبیده بودند .خوب داخل اتوبوس هم معلوم است که نفرات چطور سرپا میایستند بعضی وقت ها از روبرو سینه به سینه بودند …… برای من عجیب بودکه مگر مشکل داریم که با ما اینطور رفتار و برخورد میکنند و تحقیر وتوهین و هزارو یک ضابطه و… گذاشته بودند . از طرفی ما حتی اجازه نداشتیم با آدمهای بیرونی ارتباطی داشته باشیم . اما این زنان هیچ محدودیتی نداشتند . از ان سو درون مناسبات با ما انطور برخورد می کردند . در بیرون طوری دیگرعمل می کنند . اما ما ها که در اتوبوس ویا درمکان خاصی که میرفتیم باید میامدیم خودمان را خالی میکردیم که کنار خانمی بودیم یا از کنارش رد شدیم یا اینکه خانمی رادیدم لحظه شهوت داشتم واگر این کار را نمیکردیم بایدجوابگو بودیم و در نشست ها زیر حمله وهجوم نفرات حزب اللهی تشکیلات. یا اینکه نمیگذاشتند سری بد بیرون برویم وشاید باور نکنید من با تمام افراد که صحبت میکردم اکثریت افرد ناراحت بودند.هدف این کثافت کاریهای سازمان از این مسائل جنسی را نمیدانستند که چرا سازمان با ما این کار را میکند .هیچ جوابی هم سر این موضوع نمیدادنندواین در ذهن آدمها شکل گرفته بودکه اصلا ما انسان نیستیم چون که با ما این کار را میکنند .همه درگیریهای ذهنی افراد این موضوعات بود چون این دور کردن افراد از دنیای بیرون بود واینکه افراد را درقوطی نگه داشته بودند . برای ما عناوینی از قبیل گوهران بی بدیل میدادنند ولی در شکل این نبود . یک اپ سیلون برای ما ارزش انسانی قائل نبودند. اگر ما گوهر بی بدیل بودیم پس باید به ما اعتماد میکردند واگر ما این بودیم پس انسانهایی بودیم که در هر شکل باید ما را آزاد میگذاشتند واینکه میگفتنداینها امتحان خودشان را خوب پس دادند ونیازی نیست که به این شکل اینها را زیر کنترل داشت و از کمین گاه ها یا توسط خبرچین هایشان ما را کنترل کنند .متا سفانه خودشان با این کار به ما نشان دادند که تمام حرفهایی که به ما میزنند فقط برای کلاه گذاشتن سر ما بود وذره ای به هیچ یک از ما اعتماد نداشتند بله سازمانی که دم از دمکراسی میزند با افراد خود به این شکل برخورد میکند وای به حال مردم ایران که اگر دست اینها میفتادند به خدا لحظه نفس کشیدن به مردم ایران را هم نمیدادند.

نفر جدا شده از فرقه تیرانا . البانی

سعدالله سیفی ۲۵/۱۱/۲۰۱۷

*** 

عادل اعظمی سعدالله سیفی آن خدابنده سینگلتون بهمن اعظمیActivities of three MEK survivors in Albania Initial report (aka Mojahedin Khalq, Rajvi cult)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32202

زندان های مخفی فرقه رجوی (+ عقب نشینی زبونانه مریم رجوی در تیرانا)ا 

 Sadollah_Seyfi_Logoسعدالله سیفی، بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هجدهم نوامبر ۲۰۱۷:…  میدانم که فرقه به من بعد از این افشاگری ها مارک های مختلفی میزند. ولی باشد روزی بالاخره مردم خواهند فهمید که ما درست می گفتیم یا فرقه رجوی. همین الان هم مردم با ماهیت این فرقه آشنا هستند. من یک روز در مقر در قرارگاه اشرف در عراق داشتم فوتبال بازی میکردم که یکی از مسئولین مرا صدا کرد و گفت برویم جایی … 

آن خدابنده سینگلتون تیرانا آلبانی نجات یافتگان از فرقه رجویعیب حافظ گومکن واعظ، که رفت از خانقاه / پای آزادی چه بندی؟ گر بجایی رفت، رفت.

زندان های مخفی فرقه رجوی

سعد الله سیفی


لینک به منبع

من سعدالله سیفی هستم که حتما در جریان هستید که کمتر از یک ماه قبل از فرقه رجوی نجات پیدا کردم و اینک می خواهم در خصوص زندان های مخفی فرقه رجوی در قرارگاه اشرف افشاگری نمایم.

موقعی که از فرقه رجوی بیرون آمدم و با دنیای آزاد آشنا شدم و به ماهیت واقعی فرقه بیشتر پی بردم به خودم گفتم که من ۲۵ سال عمر خودم را گذاشتم پس چرا بترسم؟ چرا من هم یکی از آن نفراتی نباشم که ماهیت این فرقه را رسوا می کنند.

میدانم که فرقه به من بعد از این افشاگری ها مارک های مختلفی میزند. ولی باشد روزی بالاخره مردم خواهند فهمید که ما درست می گفتیم یا فرقه رجوی. همین الان هم مردم با ماهیت این فرقه آشنا هستند.

من یک روز در مقر در قرارگاه اشرف در عراق داشتم فوتبال بازی میکردم که یکی از مسئولین مرا صدا کرد و گفت برویم جایی که با من کار دارند. آماده شدم بعد دیدم یک لندکروز آمد من را سوار کردند  و دستهایم را از پشت بستند و چشمبند زدند و شروع به فحاشی کردند و یکی دوبار مرا دور اشرف با چشمان بسته چرخاندند و بعد مرا به ساختمانی بردند.

گرداندن ما به دور قرارگاه اشرف با چشمان بسته برای این بود که ما نفهمیم به کجا می رویم. ولی من متوجه می شدم که داریم دور خودمان می چرخیم. در همین حال بود که من دائم میگفتم مگر چکار کردم که این کار را با من میکنید ولی کسی جواب نمیداد.

مکانی که آنها من را بردند سوله خلوتی بود که زندان شده بود. در هر صورت من را به اتهام نفوذی رژیم ایران گرفته بودند. اولش فکر نمیکردم زندان باشد چون در ذهنم مجاهدین خلق افرادی نبودند که زندان داشته باشند. ولی بعد از اینکه وارد شدم و چند روزی گذشت دیدم نه واقعا آنجا زندان و آنهم از نوع انفرادی است و تمام حرفهایی که قبلا سر اینها شنیده بودم همه از ذهنم میگذشت.

من شروع به اعتراض کردم. دیدم به اعتراض های من رسیدگی نمی کنند. در را شکاندم و بیرون رفتم که یک مرتبه دو نفر به اسمهای نریمان و مختار که همه آنها را میشناسند به جان من افتاده و من را با چوب میزدند و بعد از این موضوع هر روز مرا شکنجه روحی میکردند و با آوردن نفرات مختلف و توهین و تهمت های مختلف من را آزار میدادند.

دیدم اینطور نمی شود. نه محاکمه ای. نه مدرکی. نه تعیین تکلیفی. بعد از یک ماه دست به اعتصاب غذا زدم و دیدم فرقه و نفراتش به هراس افتاده و شروع به آوردن غذا کردند. دیدند من غذا نمی خورم من را بیرون بردند و به زور میخواستند به من غذا بدهند که من قبول نمیکردم و دیدند قبول نمیکنم با ضرب و شتم به جان من افتاده باز میزدند و توهین میکردند.

من مختصر مینویسم ولی بعدها ریز به ریز قضیه زندان را برای عزیزانم تعریف میکنم. بعد من ناچار اعتصابم را شکاندم ولی در سلول انفرادی به مدت شش ماه زندانی بودم. سعی می کردند از من اعتراف دروغ بگیرند که بگویم من مزدور رژیم ایران هستم. بعدها فهمیدم که این کار را با نفرات بسیار زیادی در این مدت در قرارگاه اشرف کرده اند. هر کس سؤال می کرد یا مخالفتی یا اعتراضی داشت همین بلا سرش می آمد.

بعد از این مدت دیدند خبری نیست و من به کاری که نکرده ام اعتراف نمی کنم من را به اتاق دیگری بردند که ده نفر از بچه های زندانی دیگر هم آنجا بودند. آنها با دیدن من همه پیشم آمده و جویای احوالم شدند و به گرمی همدیگر را بغل کردیم. شش ماه در سلول انفرادی شوخی نیست. باید ببینید تا درک کنید. سلول انفرادی آنهم به مدت شش ماه تمام قابل توصیف نیست.

بعد از یکی دو روز بودن بین نفرات فهمیدم که باید تک به تک برویم اعتراف کنیم و کتبا بنویسیم و امضاء کنیم که از طرف دولت ایران آمدیم مسعود و مریم را ترور کنیم. تازه از نفرات فهمیدم علت چیست. گفتند اینها میخواهند از ما که به قول خودشان مسئله دار هستیم مدرکی داشته باشند که ما نتوانیم از سازمان جدا بشویم و اگر هم بشویم و افشاگری کنیم این برگه های ما را رو کنند و بگویند این نفری که افشا گری میکند برای ترور آمده بود که حرفش خریدار نداشته باشد.

بعد از یکی دو روز من را به مکانی بردند که دو نفر در آنجا بودند به نام های حسن محصل و نقی ارانی. با چاپلوسی و خنده و احترام گفتند تو این برگه را امضا  کن که میخواستی از انبار تسلیحات یک کلت بدزدی و مریم و مسعود را ترور کنی که من قبول نکردم.

وقتی دیدند که ما این متن را امضا نمیکنیم یک متن دیگری برای ما آوردند که ما مجبور شدیم این متن را امضا کنیم من را دوباره به اتاقم بردند و باور کنید شبها صداهای زجه و فریادی بود که از اتاق های مجاور میامد که لرزه به اندام ما میانداخت. آنان کسانی بودند که به هیچ عنوان حاضر به امضای چیزی نبودند. بعد از چند روز که متن را امضا کردم من را آزاد کردند ولی تا مدتها من را زیر نظر داشتند. من را هم ترسانده بودند که اگر حرفی به کسی بزنم هر بلایی سرم آمد مسئول خودم هستم. 

این مختصری بودکه میخواستم بگویم ولی  داستانهای زیادی هست. همین شش ماه که بعدها مفصل تر خواهم گفت واقعا دوران سیاهی بود. در هر دادگاهی حاضرم شهادت بدهم که چه به روزگار ما آوردند. حتی وقتی از زندان بیرون آمدم جرات بیان نداشتم. می ترسیدم اگر حرفی بزنند مرا بکشند.

در همین رابطه لازم به ذکر است که خیلی از نفراتی که مانند ما زندانی کردند کاملا ناپدید شدند و دیگر خبری از آنها نبود. کسی هم جرأت نداشت سراغ آنها را بگیرد و اگر هم می گرفت خودش را می بردند و شکنجه می کردند.

امیدوارم که این چند سطری که نوشتم مردم بیشتر با ماهیت این فرقه آشنا بشوند

با تشکر از شما
سعد الله سیفی نجات یافته از فرقه رجوی – آلبانی 

عقب نشینی زبونانه فرقه رجوی

محمد هاشمی (مستعار)
لینک به منبع

همچنان که قبلا اطلاع داده شد، از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی خبر رسید که در جریان پروژه تبلیغی مجاهدین خلق موسوم به “برنامه همیاری”، مریم رجوی دستور جمع آوری تمام وسایل ارتباطی و تمام گوشیها را به این بهانه صادر نمود.

بنا بر اخبار تکمیلی که از درون تشکیلات توسط دوستانمان به ما رسیده است، افرادی که متوجه این فریبکاری مریم رجوی شده بودند دست به اعتراض زده و خیلی از نفرات ناراضی تهدید کردند که اگر گوشیها را برنگردانند جواب مناسب در این خصوص خواهند داد.

از آنجا که سران فرقه شدیدا از بهم ریختگی بیشتر در درون تشکیلات ترس و نگرانی دارند، به نفراتی که معترض بوده اند گوشیهایشان را برگردانده اند. البته ناگفته نماند که این گوشی های موبایل مدل قدیمی است و هیچ کاربرد جدی ندارد و صرفا برای تماس در داخل تیرانا با برد محدود قابل استفاده می باشد.

این عقب نشینی بزدلانه از جانب فرقه رجوی در برابر اعتراضات که امری بدیع و بی سابقه بوده است نشاندهنده این است که فرقه رجوی دیگر مثل گذشته نمیتواند به نفرات بیش از حد فشار بیاورد و علت کوتاه آمدن در این نقطه آن است که نفرات تهدید به خروج کرده اند و فرقه رجوی حاضر است هر آوانسی بدهد تا افراد جدا نشوند یا حداقل جدایی خود را اعلام نکنند.

نتیجه گیری که از این شرایط می شود کرد اینست فرقه رجوی به خوبی درک کرده است که بن بست استراتژیک و به پایان راه رسیده است. این فرقه همچون عراق در زمان صدام حسین از بابت نیروهای خود به صورت سرانه پول می گیرد. نیروی کمتر به معنی پول کمتر است.

به همین دلیل فرقه حاضر است برای حفظ نیرو هر گونه عقب نشینی را بپذیرد و به قول معروف اکنون پیروی استراتژی “از این ستون به آن ستون فرج است” می باشد. در آینده نزدیک شاهد بهم ریختگی بیشتر در تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی خواهیم بود چون افراد به دروغها و شانتاژها و تهدیدات توخالی سران این فرقه پی برده اند و دیگر در برابر فشارها و زورگویی ها کوتاه نمیایند.

محمد هاشمی
جدا شده از تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی

(پایان)

*** 

آقایان بهمن اعظمی و سعدالله سیفی به همراه آقای عادل اعظمی Bahman Azami, Adel Azami and Saadallah Seyfi survivors of Mojahedin Khalq Organisation (MEK, Rajavi cult)

Anne Khodabandeh (Singleton) exposing Maryam Rajavi’s MEK activities in Albania

https://youtu.be/yt-rXbs8014

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32136

مصاحبه با سعدالله سیفی نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

Sadollah_Seyfi_Logoبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، چهاردهم نوامبر ۲۰۱۷:…  همیشه سر سرنگونی صحبت میشود و تمام بحث همین است که ما هنوز ارتش آزادی بخش هستیم و ارتش آزادی بخش استراتژی ماست اما در عمل به سیاست ترامپ و آمریکا و حمله نظامی به ایران برای سرنگونی دل بسته اند. می گویند که ما تنها آلترناتیو هستیم و اگر آمریکا به ایران حمله کند ما به ایران میرویم و قدرت را به دست می گیریم. با این وعده ها … 

آقایان بهمن اعظمی و سعدالله سیفی به همراه آقای عادل اعظمی آقایان بهمن اعظمی و سعدالله سیفی به همراه آقای عادل اعظمی تیرانا، آلبانی
(کفشهایم کو؟ چه کسی گفت سهراب؟ آشنا بود صدا، مثل هوا با تن برگ)

لینک به منبع

مصاحبه با سعدالله سیفی

نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

سعدالله سیفیبنیاد خانواده سحر یک مصاحبه اختصاصی با آقای سعدالله سیفی که جدیدا از فرقه رجوی فرار کرده و نجات یافته است بعمل آورده که خلاصه آن که ویراستاری گردیده است را در زیر ملاحظه می نمایید:

اسم من سعدالله سیفی است. متولد ۱۳۴۸ در کرمانشاه هستم. زمان ورودم به سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۷۱ می باشد. آن زمان فقری که حول و حوش خودم مشاهده می کردم و در دور و اطرافم بود مرا خیلی تحت فشار قرار میداد و لازم می دیدم که یک کاری بکنم.

بعد از عملیات فروغ جاویدان با مجاهدین خلق آشنا شدم و به رادیو صدای مجاهد گوش می دادم و تحت تاثیر تبلیغات آنها قرار گرفتم و باور کردم که آنان به دنبال آزادی و عدالت اجتماعی هستند. تصور کردم که شاید آمال  و آرزوهایم در آنجا محقق بشود. به همین دلیل با دو نفر از دوستام از مرز عبور کرده و وارد خاک عراق شدیم و به سازمان مجاهدین خلق پیوستیم.

طی سالیانی که با این سازمان بودم به تدریج دیدم که بین حرف تا عمل آنها فاصله فاحشی وجود دارد. در یک مقطع ما را تحت عنوان نفوذی رژیم ایران بازداشت کردند و به زندان انداختند. آنجا با صحنه های فجیعی روبرو شدم که هرگز تصور آنرا نمی کردم. شش ماه در انفرادی بودم و شکنجه ها شدم و توهین ها و تهدیدها و تهمت ها شنیدم. مرا زیر فشار میگذاشتند تا به دروغ اعتراف کنم که از جانب رژیم ایران مأمور بوده ام. خیلی اتفاقات دیگر در درون فرقه افتاد که قصد دارم در مقالاتی برای سایت سحر همه آنها را افشا کنم. بالاخره در مهر ماه سال ۹۶، یعنی کمتر از یک ماه قبل توانستم در آلبانی از این فرقه نجات پیدا کنم.

روال معمول فرقه رجوی دادن وعده و وعید دروغ و فریب کاری است. آنچه که در عمل در خصوص افراد اجرا می شود برگزاری نشست های بسیار طولانی همراه با شکنجه های روحی است که همه را خسته و ناراضی کرده است. افراد را از زندگی در بیرون از فرقه به شدت ترسانده اند و به دلیل همین ترس از شرایط زندگی در بیرون کسی جرأت جداشدن ندارد.  فرقه در ذهن همه طوری القاء کرده که فکر میکنند اگر بیرون بروند نمیتوانند زندگی خود را اداره کنند و لذا مجبورند به شرایطی که در درون فرقه حاکم است تن بدهند و همه فشارها را تحمل کنند. در حال حاضر خیلی از نفرات در برابر رفتن به اردوگاه جدید موسوم به اشرف در خارج از تیرانا مقاومت می کنند و حاضر به رفتن نیستند. همه افراد اشرف و لیبرتی را تجربه کرده اند و محیط دنیای آزاد را هم در تیرانا دیده اند و حاضر نیستند به بازداشتگاه و اردوگاه کار اجباری برگردند.

واقعیت موجود اینست که فرقه رجوی الان دارد مستمرا نیروهایش را از دست میدهد و تمام فکر و ذکر مسئولین فرقه تنها حفظ نیروهاست. این است که همه مسئولین برای این امر بسیج شده اند که نگذارند افراد بیرون بروند. کار اول و آخر مسئولین اینست که افرادی که احتمال جدا شدن دارند را شناسایی کنند و بعد در پروسه برخورد قرار دهند و با هر حیله ای که شده مانع از بیرون رفتن آنها بشوند.

وقتی من در درون فرقه بودم بطور متوسط ماهیانه سه الی چهارنفر بیرون می آمدند. فرقه تلاش می کرد که کسی از جداشدن آن ها مطلع نشود و به همین دلیل من جدا شدن برخی افراد را خبر نداشتم و بعدا در بیرون متوجه شدم. فرقه همه چیز را به افراد نمی گوید و البته تا میتواند دروغ هم می گوید.

منافع این فرقه در این است که نیروهایش را به هر قیمت نگاه دارد. مسئله بود و نبود فرقه است. وقتی این نیروها نباشند دیگر سازمان موضوعیت ندارد. با استثمار همین نیروها کارش را پیش میبرد و حتی تمامی هواداران در خارج از کشور بخاطر همین نیروها دور سازمان هستند. به لحاظ سیاسی نان نیروهایش را می خورد. اما این سرمایه ایست که دارد هر روز آب می رود.
پرسیدن این سؤال که مسعود رجوی کجاست و چه می کند در درون فرقه عبور از مرز سرخ است. صراحتا در داخل فرقه میگویند که به هیچ عنوان سر این موضوع صحبت نشود، وکسی هم جرات صحبت کردن ندارد. اما افراد به عناوین مختلف در نشست های مختلف میگویند که چرا رهبری دیگر با صدای خودش پیام نمیدهد.

همیشه سر سرنگونی صحبت میشود و تمام بحث همین است که ما هنوز ارتش آزادی بخش هستیم و ارتش آزادی بخش استراتژی ماست اما در عمل به سیاست ترامپ و آمریکا و حمله نظامی به ایران برای سرنگونی دل بسته اند. می گویند که ما تنها آلترناتیو هستیم و اگر آمریکا به ایران حمله کند ما به ایران میرویم و قدرت را به دست می گیریم. با این وعده ها نفرات را مشغول نگاه میدارند. البته خیلی ها این حرفها را به تمسخر میگیرند. 

بطور واقعی تناقض اصلی چه در میان نفرات رده بالا و چه در میان نفرات رده پایین این سوال است که چطور دم از جامعه بی طبقه توحیدی و اسلام چپ مارکسیسم و مبارزه ضد سرمایه داری می زنید ولی در عمق همکاسه جنگ طلبان آمریکایی و سرمایه داران و امپریالیسم جهانخوار هستید و به همپالگی بودن با آنها افتخار می کنید.

در درون فرقه رجوی زنان را از مردان جدا کرده اند، جز تعداد محدودی از زنان که فرمانده مردان هستند. خبرها را سانسور می کنند و اگر خبری هم باشد سرپوش میگذارند و نمیگذارند درز کند. وقتی از فرقه بیرون آمدم تعدادی از زنان را دیدم و فهمیدم که زنان هم مثل مردان ناراضی هستند.

جدا شدگان به لحاظ روحی و آزادی که بدست آورده اند خیلی راضی هستند ولی به لحاظ مالی چون هنوز وابسته هستند تحت فشار می باشند و مجبورند همین الان هم که جدا شده اند تحت سیطره فرقه باشند.  سران فرقه کاری می کنند که نجات یافتگان با هم متحد نباشند. فرقه تلاش می کند تا بین جداشدگان تفرقه بیندازد و کار خودش را پیش ببرد و حتی به بعضی ها اصلا پول نمیدهند. نمونه اش خود من که از ابتدا پول ندادند و نمی دهند و میگویند بخاطر اینکه با خانواده ام در تماس بوده ام. ارگانهای مسئول در اینجا هم به هیچ عنوان همکاری نمی کنند و میگویند بروید از سازمان مجاهدین خلق پول بگیرید. خوشبختانه کسانی بودند که کمک کنند و نگذارند که خواست سازمان عملی شود.

پیام من به دوستانم در داخل تشکیلات این است که تحت تاثیر تبلیغات دروغ فرقه رجوی قرار نگیرند و خودشان را از این زندان فرقه ساخته و فشارهای روانی خلاص کنند و دنیای آزاد بیرون را لمس نمایند تا بتوانند برای آینده خود تصمیم بگیرند و اجازه ندهند که همه چیز را سران فرقه دیکته کنند. نمونه اش خود من هستم که وقتی بالاخره بیرون آمدم متوجه شدم که هرچه به ما گفته اند کاملا دروغ بوده است و حتی یک کلمه از حرفهای آنها حقیقت ندارد. مشکلاتی هست ولی قابل حل است. مهم این است که آزاد باشی و برای سرنوشت و آینده ات خودت تصمیم بگیری. هیچ نعمتی جای آزادی را نمی گیرد.

*** 

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 1)

https://youtu.be/WYEGkiTvyJc

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 2)

https://youtu.be/9tWjpDHPktE

مسعود خدابنده تیرانا آلبانی فرقه رجوی مجاهدین خلقMassoud Khodabandeh i pergjigjet shpifjeve te MEK-ut ne Gazeta TemA
Massoud Khodabandeh responds to MEK (Rajavi cult)’s defamations in the Gazeta TemA newspaper

از کمپ سالمندان رجوی در آلبانی چه خبرها؟ (+ رجوی بدنبال برگرداندن آب ریخته به جوی)ا 

 اEhsan Bidi Siavosh Rastarنجمن نجات، مراکز کرمانشاه و سمنان، هشتم ژانویه ۲۰۱۷:… به اسیران گفته شده که در نقشه ای که نمودار آن در سالن های تجمعات ساختمان شیشه کاغذی آلبانی رویت شده آمده است که در اشرف آلبانی هم خیابان ۱۰۰و۶۰۰و۴۰۰ وجاده خبرنگاری هست وهم جاده های امن مانند( جاده های محصور در سیاج و سیم خاردار برای تردد رهبری و رده های بالایی در عراق). در نقشه ای … 

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

احمد عبدی گروگان مجاهدین خلق فرقه رجویچرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (نمونه هایی از اعتراضات این هفته)ا

از کمپ سالمندان رجوی در آلبانی چه خبرها؟

انجمن نجات مرکز کرمانشاه یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵
لینک به منبع
 
در مقاله و نوشته ی دیگری به قلم یکی از جداشدگان و نجات یافتگان از فرقه رجویه که از کمپ اسرایی موجود در آلبانی رهایی یافته، آمده بود که سران و استثمارکنندگان اشرف و لیبرتی در آلبانی هم مستمر ولاینقطع مشغول بند سازی و سلول سازی فیزیکی و جسمی و روحی برای اسیران هستند و اشاره شده بود به پروسه نویسی سرفصل های از فرار از اشرف و لیبرتی و خلاصه جاگذاشتن و ترک استراتژی سرنگونی که رجوی آنرا فقط از طریق مرز عراق وعده داده بود واکنون در پاره ای ازخاطرات دیگری به تیتر فوق  جهت اطلاع خانواده های اسرا که عزیزانی در دست رجوی دارند در زیر آورده می شود .

در نشست ها و بحث های درون تشکیلاتی و چشم انداز سازی های فرقه ای به اسیران رجوی نوید داده شده که زمینی به اندازه طول و عرض اشرف نه یک متر کمتر و نه یک متر بیشتر از دولت آلبانی خریداری شده و از هم اکنون با مقاطع کاران و مهندسین وابسته به تشکیلات فرقه قراردادها بسته شده که اشرفی در آلبانی بنا نهاده شود (تلاش رجوی برای حفظ وبرپایی اسارتگاه وقلعه رجویه به هرقیمتی ودرهرکجای دنیا) .

به اسیران گفته شده که در نقشه ای که نمودار آن در سالن های تجمعات ساختمان شیشه کاغذی آلبانی رویت شده آمده است که در اشرف آلبانی هم خیابان ۱۰۰و۶۰۰و۴۰۰ وجاده خبرنگاری هست وهم جاده های امن مانند( جاده های محصور در سیاج و سیم خاردار برای تردد رهبری و رده های بالایی در عراق).

درنقشه ای که برای فریب اسیران به آنها وعده داده شده مقرها عینأ برابر نقشه اشرف از سالن اجتماعات گرفته تا سوله های انبار غذایی –قلعه های استقرار ومقرهای پشتیبانی و زمین صبحگاه وپارک ها و ورزشگاه و سایر اماکن عینأ در نقطه مختصات های زمین خریداری شده برابر آنچه که در اشرف عراقی و صدامی بود ساخته می شود .

این جدا شده می گوید تعهد کار وتلاش صدهزار برابر از افراد اخذ شده که برای ساخت و ساز وکار وکار در این پروژه اشرف سازی خود را آماده کنند.

خبرهای رسیده ازاین ترفند و سناریوی اسارتگاه سازی در تیرانا درجایی برای اسیران زجرآور می شود که سران فرقه گفته اند در گوشه ای ازآن قطعه مروارید(قبرستان) وکشتارگاه جدید ضلع غرب اشرف عراقی نیز ساخته می شود وباید ازآنها روزانه عبرت گیری فرقه ای شود وبه دنبال آن نقاط زندان سازی ومجسمه ونهادهای خانوادگی رجوی هم از نقاط ویژه این پروژه رجوی است.

با توجه به عمق سناریو و پروژه مد نظر رجوی ها برای سالیان وقت و زمان وعمر اسیران به عنوان اسیران و زندانیان با اعمال شاقه برنامه ریزی شده است .

این اسیر رها یافته می گوید رجوی درهمان لیبرتی هم برای فریب و خر کردن افراد خیابان ها و نمادهای اشرف را در ابعاد کوچک پیاده کرد وبا آن صورت خود را سرخ می نمود .

درواقع نتیجه گیری می شود که رجوی نمی خواهد بپذیرد که عراق و اشرف و لیبرتی را با خواری و خفت از دست داده و استراتژی خیانت و جنایت ۳۰ سال حضور زیر چتر صدام فراموش شده بلکه می خواهد با این تکرار صوری به خود و اسیران القا کند که هنوز در اشرف هستند وبصورت مجازی بپذیرند که هنوز ارتش آزادیبخش خیالی وجود دارد وشعارها هم سرجایش است . شاید هم واقعأ مریم قجر رجوی را در حبس و محبوسگاه قانع کرده که همینطور است .

فرقه رجوی بداند آب ریخته دیگر باز نگردد به جوی

انجمن نجات مرکز سمنان یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵
لینک به منبع
 
روزی خواهید رسید که تمام کسانی که به این فرقه خوشبین بودند به  خود آیند و به ماهیت آنها پی خواهند برد. رجوی و دارو دسته اش هزینه ها و ریخت و پاشهای فراوانی انجام دادند تا بتواند تعدادی از لابیهای آمریکائی و … را حفظ کنند. یکی از آنها رودی جولیانی است او از حامیان دو آتشه ی آنها به حساب می آید و فرقه رجوی برای او در محاسبات خود خوابهائی دیده بود و  گمان می کرد اگر در دولت جدید آمریکا وارد شود یکی از با نفوذترین افراد خواهد شد .تا اینکه این شخص خودش از رفتن درکابینه  ترامپ خود داری نمود. تمام خواب های پنبه دانه ای رجوی یک شبه فنا گردید ضربه ی آن برای فرقه رجوی درد ناک بود.

این فرقه در خارج از ایران با هزینه های هنگفت و سرسام آور چهره ی دولت در تبعید و سکولار و آلترناتیو دمکراتیک در برابر دولت ایران را نشان داد. عدم نفوذ سازمان رجوی در بین مردم ایران همواره اتهاماتی را در باره این سازمان در دستگاههای اطلاعاتی غربی به جا گذاشته از طرفی اقدامات تروریستی در ایران و عراق هیچ گاه قابل فراموشی نیست .این فرقه با آمار و ارقام خود را مورد حمایت غربی ها می داند.رجوی طی این سالیان همواره با وارونه جلوه دادن حقایق و پیشرفت های ایران سعی داشته  خود را به واشنگتن نزدیک تر نماید و جای پای در آن کشور داشته باشد تا از کمک های هم جانبه آنها بهره مند شود. و در این راه از هیچ اقدامی فرو گذار نبود. از این رو با دادن رشوه های کلانی به افرادی همچون رودی جولیانی ، جان بولتون ، لوپزو گینگریچ  و …. از آنها  میخواهد از مریم رجوی حمایت کنند در تمام سخنرانیها و گردهمائی های این فرقه کلام آنها  از تغییر حکومت ایران  گفته می شود و هر گونه سیاست مماشات با ایران را محکوم می کنند .رجوی برای اینکه بتواند حمایت وزارت امور خارجه و پنتاگون را در آمریکا جلب کند تلاش بسیاری نموده اما معمولا در حد یک بیانیه و سخنرانی موارد  ختم می شود  این وضعیت در فروپاشی آنها تاثیری نخواهد داشت همیشه ما در سازمان سوالهایمان این بود مگر ما داعیه ی مبارزه با امپریالیسم جهانی و آمریکا را نداشتیم چرا رجوی بر خلاف خط مشی سازمان در قبل و اوائل انقلاب در سال ۵۷ این شعار را فراموش و به راحتی با آمریکائیها هم پیاله شد در جنگ عراق و آمریکا همین رویه را پیش گرفت.

*** 

احسان بیدی تیرانا سازمان مللFormer MEK member Ehsan Bidi staged a sit-in outside the UNHCR office in Tirana, Albania where he has refugee status.

Albanians should be wary of Mojahedin Khalq activities in their country

Logo_Peoples_Mujahedin

Albania’s UN Ambassador to the Prime Minister in 2012: Don’t take Mojahedin Khalq

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیA list of some MEK agents trained by Saddam’s Republican Guard now operating in Tirana (In Persian)

فائزه محبت کار فرقه رجوی Faezeh Mohabatkar, Saddam’s Privat Army commander now working for Mojahedin Khalq Terrror group in Tirana

همکاری مافیای آلبانی و مجاهدین خلق، فرقه رجوی Mojahedin Khalq (Rajavi cult) and Albanian Mafia are getting closer

Iranian resistance group MKO to move to Albania (aka Mojahedin Khalq, MEK, NCRI, …)

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultCan Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe?

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

Anne Khdabandeh Cults and Terror (Open Minds)Pros and cons of the Prevent strategy (Counter-terrorism Policy)

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24279

منافقین به‌ دنبال ایجاد قلمرو مخصوص خود در آلبانی هستند 

deutsche-welle-logoبنیاد هابیلیان، به نقل از دویچه وله، بیست و چهارم مارس ۲۰۱۶:… پذیرش اعضای منافقین توسط مسئولین آلبانیایی تنها به این دلیل که آن­ها افرادی پیر و فرتوت هستند، اقدامی اشتباه است. ممکن است اعضای این گروه دیگر به عنوان نیروهای جنگی کارایی نداشته باشند اما توانایی­ها و تجارب تروریستی قابل انتقالی دارند که می­تواند در اختیار دیگر گروه‌های تروریستی قرار گیرد. برخی از اعضای این سازمان متخصص پولشویی، قاچاق … 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیAnne Khodabandeh: It would be wrong to ignore the Mojahedin in Albania

لینک به منبع

لینک به متن اصلی مصاحبه (آلبانی)
لینک به ترجمه انگلیسی مصاحبه

منافقین به‌دنبال ایجاد قلمرو مخصوص خود در آلبانی هستند

یک عضو سابق گروهک منافقین در مصاحبه­ با دویچه ­وله ضمن اشاره به انتقال اعضای این گروهک تروریستی به کشورآلبانی، پذیرفتن آن‌ها توسط دولت این کشور را اشتباه خواند و بر ادامه فعالیت­های تروریستی منافقین تاکید کرد.

به گزارش سرویس بین‌الملل پایگاه خبری‌تحلیلی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور)، ان سینگلتون، یکی از اعضای سابق گروهک تروریستی منافقین در مصاحبه‌ای با دویچه‌وله در رابطه با انتقال اعضای منافقین به کشور آلبانی گفت: اگر سازمان مجاهدین خلق[منافقین] به عنوان یک سازمان به آلبانی منتقل گردد، خطری واقعی این کشور را تهدید خواهد کرد. باید اعضای این سازمان به صورت فردی پذیرفته شده و مراحل افراط‌زدایی را طی کنند تا به شرایط معمولی بازگردند و نباید به منافقین اجازه داده شود به عنوان یک گروه شبه‌نظامی مجددا به سازماندهی بپردازد.

 Anne Khodabandehوی در پاسخ به پرسشی در ارتباط با اینکه آیا با حضور منافقین در آلبانی، تهدیدی تروریستی از جانب این کشور متوجه اروپا خواهد شد یا خیر، گفت: بسیار اهمیت دارد که به یاد داشته باشیم تک تک اعضای این سازمان که به آلبانی منتقل شده ­اند تا سر حد امکان رادیکالیزه شده ­اند. آن­ها بیش از ۳۰ سال در عراق آموزش عملیات‌های تروریستی دیده ­اند و تنها به این دلیل که نامشان از فهرست گروه‌های تروریستی حذف شده به‌طورناگهانی تغییر ماهیت نمی‌دهند. اعضای این سازمان همچنان تروریست هستند. بسیاری از آنان توسط نیروهای گارد حفاظت صدام به‌ طور ویژه آموزش داده شده‌اند، آموزش­هایی از قبیل بمب­ سازی، راهبردهای تروریستی، جمع‌آوری اطلاعات و شکنجه. حتی ابداع عملیات‌های انتحاری نیز به این گروه نسبت داده شده است.

عضو سابق گروهک منافقین در ادامه گفت: پذیرش اعضای منافقین توسط مسئولین آلبانیایی تنها به این دلیل که آن­ها افرادی پیر و فرتوت هستند، اقدامی اشتباه است. ممکن است اعضای این گروه دیگر به عنوان نیروهای جنگی کارایی نداشته باشند اما توانایی­ها و تجارب تروریستی قابل انتقالی دارند که می­تواند در اختیار دیگر گروه‌های تروریستی قرار گیرد. برخی از اعضای این سازمان متخصص پولشویی، قاچاق انسان، تقلب و فساد هستند.

وی در ادامه در پاسخ به این سوال که چرا دولت عراق نمی‌خواهد منافقین را در کشور عراق نگه دارد، گفت: از آن­ها با عنوان ارتش خصوصی صدام نیز یاد می­شود. مسئولیت مرگ ۲۵۰۰۰ عراقی از جمله کردها در شمال و شیعیان در جنوب آن کشور بر عهده مجاهدین خلق[منافقین] است. به‌همین‌دلیل این گروه دشمنان زیادی در عراق دارد و نمی­توان امنیت آن­ها را تضمین کرد.

این عضو جدا شده منافقین افزود: پس از سقوط صدام، مجاهدین خلق[منافقین] خود را دوست ارتش آمریکا نامید و خلع‌سلاح شد. طی چندین سال، نیروهای امنیتی عراق توانسته‌اند اطلاعاتی جمع‌آوری کنند که نشان می­دهد این گروه با حمایت فعالانه از نیروهای مرتبط با القاعده و داعش همچنان تهدیدی برای صلح و ثبات منطقه است.

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، سینگلتون در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا فکر می‌کند اکنون منافقین می‌توانند تهدیدی را متوجه آلبانی کنند، گفت: مشخص است که رهبران مجاهدین خلق[منافقین]، مسعود و مریم رجوی، در حال برنامه‌ریزی برای ایجاد محیطی امن برای خود و غالب اعضای گروهشان در آلبانی هستند. آن­ها می­خواهند فضای بسته­ای را که در سایر کشورها (عراق، شمال آمریکا و اروپا) ایجاد کرده بودند احیا کنند تا مجددا بتوانند خارج از محدودیت‌های قانونی به فعالیت بپردازند. در آلبانی هم قصدشان این است که با سوء‌استفاده از وضعیت نامناسب امنیتی، اجتماعی و دولتی آن کشور، قلمرو فراقضایی مختص خود را برپا کنند.

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24090

آیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟ 

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultمسعود خدابنده، هافینگتون پست، ششم مارس ۲۰۱۶:… این واقعیت را نمیشود نادیده گرفت که اعضای مجاهدین خلق به شدت رادیکال میباشند. آنان پناهندگان عادی نیستند. آنان به حد کافی در عراق توسط رژیم صدام حسین برای اقدامات تروریستی بعلاوه جعل، تخلیه اطلاعات، عملیات نظامی و حتی روش های شکنجه آموزش دیده اند که این واقعیت آنان را بیش از حد خطرناک می سازد. علاوه بر همه اینها، ماهیت رهبری مجاهدین  … 

What does it mean when we say ISIS operates as a mind control cult?

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

آیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

مسعود خدابنده – مشاوران استراتژی خاورمیانه      

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cult

کشور آلبانی در شرق اروپا واقع شده و در سال ۲۰۰۹  درخواست عضویت در اتحادیه اروپا را نموده است. به عنوان فقیرترین کشور اروپا و داشتن بالاترین میزان فساد، کار بسیار زیادی باید صورت گیرد تا این کشور ۳ میلیون نفری در اتحادیه اروپا پذیرفته شود.

دیدار اخیر وزیر خارجه آمریکا جان کری نشانگر اینست که اقداماتی در این رابطه در حال انجام شدن است. ولی کوشش های آلبانی برای ایجاد اصلاحات و تقویت وضعیت سیاسی، امنیتی، قضائی، و کشوری بعد از سالها دیکتاتوری، اگر این کشور تهدید رسیدن مجاهدین خلق از عراق را نادیده بگیرد یا به آن توجه لازم را نداشته باشد، میتواند کاملا به هدر برود.

آلبانی مقصد انتقال سازمان بدنام مجاهدین خلق به داخل اروپاست. مجاهدین خلق که در حال حاضر در عراق مستقر هستند بر اساس توافقی که با آمریکا در سال ۲۰۱۳ صورت گرفته است در حال انتقال به آلبانی هستند.

از دهه ۱۹۸۰ مجاهدین خلق توسط صدام حسین کمک مالی شده و برای اقدامات تروریستی در کوششی برای تغییر رژیم در ایران آموزش دیده اند. بعد از سقوط وی در سال ۲۰۰۳، مجاهدین خلق خود را متحد ارتش آمریکا نشان دادند. در خلال دیدار سناتور کری از آلبانی، مجاهدین خلق به عنوان گروهی که از ارتش آمریکا برای عملیات در خاورمیانه حمایت نموده و علیه تروریسم جنگیده است معرفی گردید. علاوه بر آن این گروه از رهبر سابق صدامی ها یعنی عزت ابراهیم و اخیرا از تروریست های القاعده و داعش در عراق حمایت کرده است. تمامی دولت های بعد از سقوط صدام حسین در عراق مکررا خواستار اخراج این گروه از کشورشان شده اند، ولی مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی که خود یک فراری تحت پیگردهای قانونی است، به پیروان خود دستور مقاومت خونین را داد.

حتی اگر آنان بخواهند به میل خود خارج شوند، آژانس پناهندگان ملل متحد جهت یافتن کشور ثالث برای پذیرش آنان با مشکل روبروست. به نظر میرسد اگر چه کشورهای غربی به وضوح از فعالیت های بعضا خشونت آمیز آنان علیه ایران بهره برده اند، و گروه را به طور مشخص به عنوان خاری در چشم طرف ایرانی در طول مذاکرات هسته ای بکار گرفته اند، ولی مجاهدین خلق آنقدر کثیف هستند که غرب نمیخواهد حتی به عنوان پناهنده میزبان آنان باشد.  

در جهت تشویق کشورها برای پذیرفتن مجاهدین خلق، وزیر خارجه سابق آمریکا هیلاری کلینتون، نخست وزیر آلبانی سالی بریشا را در سال ۲۰۱۳ متقاعد کرد که صرفا ۲۰۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق را به عنوان اقدامی بشردوستانه بپذیرد. این روند به اجرا گذاشته شد، ولی در حال حاضر در سال ۲۰۱۶ آلبانی انتظار میرود که تا ۳۰۰۰ نفر از این افراد را بعد از اینکه رئیس جمهور رومانی ترائیان باسسکو از پذیرش آنان در سال ۲۰۱۴ اجتناب کرد پذیرش نماید.

این توافق توجه چندانی را چه در داخل آلبانی و چه حتی در رسانه های جهان که نسبت به تروریسم و جرائم سازمانیافته حساس هستند جلب نکرد. بخشی از علت این امر آن است که انتقال افراد در گروه های کوچک، مثلا حدود ۲۰ نفر در هر نوبت، صورت میگیرد چرا که کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR مجبور گردیده است تا در برابر خواسته های مسعود رجوی تسلیم شود تا مانع از تهدید به خشونت گردد. رجوی اعضائی را که اجازه میدهد تا انتقال یابند مشخص میکند که اغلب دارای هویت جعلی هستند. او اطمینان حاصل میکند که با هر گروه از اعضای عادی مجاهدین خلق چند مراقب که آنان را تحت کنترل داشته باشند و مانع از جداشدن آنان گردند همراه باشند. به منظور اجرای این برنامه برای جابجائی مجاهدین خلق از عراق، مقامات ملل متحد مجبور شده اند تا به انتقال پناهندگان تحت این شرایط تن بدهند، اگرچه حتی مشخص است که وضعیت اعضای مجاهدین خلق در این سازمان شرایط برده داری نوین می باشد.

زمانی که این افراد به آلبانی میرسند، رهبران مجاهدین خلق مسئولیت آنان را بدست میگیرند. اگرچه ایالات متحده مبلغ ۲۰ میلیون دلار به آژانس پناهندگان ملل متحد برای کمک به اسکان مجاهدین خلق کمک مالی نموده است، و طبق گفته مقامات وزارت خارجه آمریکا این کشور به  دولت آلبانی کمک های امنیتی و اقتصادی برای توسعه و بازسازی ظرفیت های فیزیکی برای اسکان این پناهندگان را داده است، اما هیچ یک از این امکانات متوجه فرد پناهنده نیست. در تیرانا مجاهدین خلق محوطه یک دانشگاه متروکه را تصاحب کرده اند که تازه رسیده ها را در آنجا تحویل گرفته و همان شرایط ایزوله کردن و کنترل های فرقه ای را برقرار می نماید که البته همیشه شامل حال اعضا گردیده است. آنچه که به عنوان یک ژست بشر دوستانه آغاز شد به انتقال جمع بزرگ یک گروه تروریستی به اروپا بدل گشت. سازمان مجاهدین خلق دارای شرایطی در آلبانی است که فراتر از قوانین است. درست به همان صورتی که در عراق مشاهده میگردید.

این عمل پناهندگان را دور از دسترس مقامات آلبانی قرار میدهد و از آنجا که آنان در معاشرت با جامعه آلبانی آزاد نیستند، هجوم بیش از یک هزار تروریست آموزش دیده به طرز هوشمندانه ای از دید ناظران پنهان مانده و از مباحثات دور نگاه داشته شده است.

بهرحال اگر چه به نظر میرسد که مجاهدین خلق به نوعی در سکوت موجودیت خود را حفظ کرده اند، شهروندان آلبانی حق دارند بپرسند که آیا پناهندگان جدید تهدیدی واقعی برای زندگی شهروندی، امنیت و امید آنان برای عضویت در اتحادیه اروپا بحساب نمی آیند.

برای پاسخ به این سؤال، ما باید بپرسیم که چرا دولت عراق اینقدر مصر است که آنان را از کشور خود اخراج کند و چرا سایر کشورهای غربی به شدت از پذیرش آنان اجتناب می ورزند.

به عنوان یک سازمان جنائی و خشونت طلب، مجاهدین خلق همیشه در جائی که قدرت قانون ضعیف است به تلاش می پردازند – در کشورهائی مانند عراق و آلبانی که میخواهند از گذشته آشفتگی و مشکلات خود بیرون بیایند. در چنین شرایطی مجاهدین خلق میتوانند با اقدامات جنایتکارانه و خشونت آمیز خطرناک باشند.

به عنوان تبلیغات چی ها و مانیپوله گرهای ماهر، رهبران مجاهدین خلق هیچ ابائی از ارتباط با مقامات دولتی، دلالان قدرت، و رسانه ها و رشوه دادن به آنها ندارند. واضح است که مجاهدین خلق همیشه از امکانات مالی خوبی برخوردار بوده اند. اعضای سابق مجاهدین خلق همچنین گزارش کرده اند که رهبران سازمان در حال حاضر با اشتیاق مشغول برقراری ارتباط با دسته های مافیائی آلبانی هستند. مجاهدین خلق با این گروه ها برای منافع مشترک کار میکنند همانطور که با رژیم صدام حسین کار کردند. در دراز مدت، اگر سازمان مجاهدین خلق در آلبانی شکل بگیرد – با تبانی پنهان با محافل سیاسی که از سابقه فرقه ای و تروریستی آنان سود می برند –می توانند در تیرانا آنچه که در پاریس مقدور نیست را انجام دهند. 

سازمان سیا کشور آلبانی را دارای فساد بالا ارزیابی کرده است که به یک مشکل ملی بزرگ بدل گشته است که شامل قاچاق مواد مخدر، پول شوئی و قاچاق انسان می باشد. به این صورت موقعیت کشور است که آنرا برای سازمان های جنائی بین المللی جذاب می سازد و در نتیجه مشکلات بسیاری برای آژانس های اعمال قانون بوجود می آورد. آلبانی ضرورتا به عنوان دروازه اروپا برای دیگر نقاط جهان عمل میکند.

حال، در حالیکه راههای مختلف به ترکیه، سوریه، و عراق تحت شدیدترین نظارت های امنیتی قرار دارند، فرماندهان تروریست ها از هر گروه مزدور میتوانند بدور از انظار در تیرانا آموزش و حمایت لجستیکی دریافت کند. یک گروه تروریستی زیر زمینی چه مکانی بهتر از تیرانا میتواند برای برقراری یک کمپ آموزشی پیدا کند؟ این مکان در اروپاست، ولی داخل اتحادیه اروپا نیست و لذا زیاد تحت نظارت جامعه بین المللی نمی باشد.

بعد از تغییر فضای سیاسی به دنبال توافق هسته ای بین ایران و کشورهای ۵+۱، مجاهدین خلق به دنبال دوستان جدید و حامیان جدید هستند. این گروه در حال حاضر خود را متحد ارتش آزاد سوریه کرده و کمک هائی به جنگجویان سعودی ها علیه شیعیان یمن ارائه میدهد. سازمان مجاهدین خلق دارای بیش از ۴۰ سال تجربه در فعالیت های تروریستی است. تهدید واقعی از جانب این گروه تنها به این محدود نمی شود که آنان میتوانند مجددا در آلبانی مسلح شوند، بلکه آنان میتوانند از گروه های دیگر نیز جهت دادن تعلیمات دعوت نمایند.

نگرانی این است که مجاهدین خلق گسترش یافته و برای معامله با هر گروه تروریستی دست باز دارند.

این واقعیت را نمیشود نادیده گرفت که اعضای مجاهدین خلق به شدت رادیکال میباشند. آنان پناهندگان عادی نیستند. آنان به حد کافی در عراق توسط رژیم صدام حسین برای اقدامات تروریستی بعلاوه جعل، تخلیه اطلاعات، عملیات نظامی و حتی روش های شکنجه آموزش دیده اند که این واقعیت آنان را بیش از حد خطرناک می سازد. علاوه بر همه اینها، ماهیت رهبری مجاهدین خلق فرقه ایست. این بدان معناست که پیروان در برابر دستورات رهبران حتی اگر مخالف میلشان باشد مقاومت نخواهند کرد. لذا تهدیدی وجود دارد که آنان برای فعالیت های مختلف جنائی بدون اینکه رضایت واقعی آنها شرط باشد مورد استفاده قرار گیرند. در حال حاضر نمونه هائی از افرادی وجود دارند که توسط مجاهدین خلق از غرب اروپا به داخل آلبانی قاچاق شده اند و برای فعالیت های پول شوئی مربوط به آلمان فعال گردیده اند.

بهر صورت، پناهندگان همچنین میتوانند به شدت آسیب پذیر باشند. دلیل دیگری که آنان می بایست مورد توجه قرار گیرند این است که مجاهدین خلق یک نیروی نظامی از بین رفته است، متوسط عمر جنگجویان ۶۰ سال می باشد و بسیاری بعد از سالها تعلیم و تنبیه در بیابان های عراق با مشکلات عدیده جسمی و روحی دست به گریبان هستند. ولی در حالیکه این واقعیت در خصوص اکثریت آنان وجود دارد، هنوز بسیاری از آنان که در جذب و آموزش تروریست ها مهارت دارند، کسانی که میدانند چگونه دیگران را برای مأموریت های انتحاری آماده سازند، میتوانند مهارت های خود را به سادگی به تروریسم جهانی در جهان امروز منتقل نمایند.

همه اعضائی که وارد آلبانی میشوند با مجاهدین خلق نمی مانند. یک جمع رو به گسترش جداشدگان وجود دارد – حدود ۲۰۰ نفر تا امروز – که به گروه پشت کرده اند و می خواهند به نزد خانواده های خود و زندگی عادی بازگردند. جالب است که ایالات متحده از این جمع اعضای سابق حدود ۸۰ نفر را به دقت انتخاب کرده تا در آمریکا پناهنده شوند. آنان مصاحبه های سختی را پشت سر گذاشتند تا اطمینان حاصل شود که مجاهدین خلق را کاملا رد میکنند و دیگر تهدیدی به حساب نمی آیند. برخی دیگر تحت شرایط مشابهی در کشورهای اروپائی پذیرفته شده اند ولی مابقی در شرایط دشواری در آلبانی باقی مانده اند.

با توجه به مخاطرات بسیار بالا، مقامات آلبانی می بایست مانع از ایجاد یک پایگاه مخفی تروریستی در خاک اروپا توسط این سازمان بشوند. در اولین قدم می بایست اعضای مجاهدین خلق را از منبع رادیکال کننده شان دور نمایند. اگر این اتفاق نیفتد، مشکل به سادگی به جای این که حل شود جابجا شده است.

مقامات تیرانا باید مطمئن شوند که با تمامی پناهندگان تازه رسیده به صفت افراد برخورد میشود، و نه کسانی که به رهبر مجاهدین خلق تعلق دارند. به آنان باید حمایت و کمک مالی و اقامتی داده شود چرا که افراد حق دارند آینده شان را خودشان تعیین کنند. تجربه عراق در حال حاضر نشان میدهد که زمانی که این افراد به لحاظ فیزیکی از فضای تحمیلی بوجود آمده توسط رهبران مجاهدین خلق و فشار همقطاران دور میشوند، به سرعت در می یابند که تعهد آنان به تروریسم از بین می رود و روند بازسازی آنان میتواند آغاز گردد. 

وقتی آنان با خانواده های خود تماس میگیرند کمک بزرگی به این بازسازی میشود. نمونه های بسیاری در خصوص اعضای سابق هست که توانستند از فرقه جدا شده و زندگی جدید و موفقی را از نو شروع کنند. برخی در حال حاضر در کشورهای اروپای غربی زندگی میکنند زیرا خانواده شان آنجاست که توانسته است به آنان کمک کند. برخی به ایران بازگشته اند – اگر چه ایران مایل به بازگشت آنان نیست – که در آنجا شامل عفو و سپس ایجاد یک زندگی عادی تحت نظارت ملل متحد و صلیب سرخ جهانی گردیده اند. برخی دیگر در حال حاضر در کردستان عراق زندگی میکنند و دارائی های خانوادگی شان را از ایران به آنجا منتقل کرده و کسب و کار راه انداخته اند.

زمانی که آنان از فشارهای زندگی فرقه ای خارج شوند میتوانند از طریق سازمان های حقوق بشری زندگی خود را سامان بدهند. همانطور که مقامات صلیب سرخ جهانی یک بار به نویسنده گفتند: “به عنوان افراد، ۳۰۰۰ نفر چیزی نیست، ما هر سال میلیون ها نفر را سامان می دهیم. ولی به عنوان یک گروه، نه ما و نه هیچ سازمان دیگری نمیتواند به آنان کمک کند.” این یک گزینه است که دولت آلبانی نمیتواند نادیده بگیرد، اگر هیچ اقدامی صورت نگیرد خطر همه چیز را تهدید خواهد کرد.

صفحه توئیتر مسعود خدابنده

www.twitter.com/ma_khodabandeh

*** 

Massoud Khodabandeh: The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy:
Methods of Information Manufacture

Massoud Khodabandeh: Will President Rouhani meet genuine human rights advocates halfway?

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgMassoud Khodabandh, Huffington post Nov. 2015:
Syrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser