سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مردایران اینترلینک، هشتم ژانویه 2021:… سعیده شاهرخی زن محسن رضایی دبیر شورای پوشالی رجوی است و خواهرش حمیده شاهرخی جنایت کار جنگی در کرد کشی سال 69-70 و همچنین ترورهای چند دهه گذشته داخله می باشد. سعیده خودش رئیس ستاد مرکز دوازده در سالهای متمادی در اسارتگاه اشرف بود او کسی بود که تیم های عملیاتی تروریستی را تا آخرین لحظات اعزام پیگیری و رصد میکرد و نهایتأ تا نقطه مرز با افسران ارشد استخبارات عراق (صدام) هماهنگی ها را انجام میداد تا آن تیم ها بروند و چند سرباز را بکشند و یا منافع ملی و یا لوله های نفتی خلق قهرمان را منفجر نمایند… یک روز نیز شهین حائری و سعیده شاهرخی و چند نفر دیگر که نتوانستم مشاهده کنم مرا کشان کشان به محلی برده و دست و پای مرا بسته و به شیوه رایج شلاق زدن/ به کف پایم و تمام بدنم با یک وسیله پلاستیکی شلاق میزدند تا جاییکه از هوش رفتم که بعد از ان اب بر روی سروصورتم ریخته و مجددا مرا به هوش اورده و دوباره شروع به زدن میکردند. سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد 

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد

سعیده شاهرخی زن شکنجه گر فرقه رجوی داعشی با گرفتن ویروس کرونا به درک واصل شد .

Posted by Sahand Faryad on Thursday, 7 January 2021

سعیده شاهرخی چاک دهانش بسته شد!
کمتر کسی از میان افراد جدا شده از فرقه تروریستی رجوی وجود دارد که این خانم را نشناسد !…

Posted by Bakhshali Alizadeh on Friday, 8 January 2021

سعیده شاهرخی :فرمانده سابق اطلاعات و عملیات فرقه رجوی ، یکی از جنایتکارترین فرماندهان فرقه توسط کرونا به درک واصل شد

Posted by Mohammad Karami on Thursday, 7 January 2021

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد

1- آقای حامد صرافپور، هشتم مارس 2019:

“هشتم مارس، روز زن، زنان مجاهدین خلق و مریم رجوی!”

لینک به منبع

… در واقع از همین الان می توان ادعای مریم رجوی برای “ایران آزاد فردا” را به عینه در چشمان غمزده زنان مجاهد مشاهده کرد!. آنچه طی دهها سال در قرارگاههای مجاهدین بر زنان وارد شد، نمونه ای از دنیای آزاد مریم رجوی برای ایران فرداست!. سال 1371 نشستی با مسئولیت سعیده شاهرخی رئیس ستاد مرکز 12 ارتش رجوی برگزار شد که خاص فرماندهان همان مقر بود. یکی از فرماندهان که به نظر می رسید از مناسبات مجاهدین در حال بریدن باشد سوژه نشست بود. سعیده خطاب به وی گفت: آیا اگر پیام خواهر مریم به زنان ایران برسد دیگر کسی ازدواج می کند؟ جواب وی منفی بود… سعیده شاهرخی مجددا پرسید: اگر این پیام به تمام زنان جهان برسد آیا کسی ازدواج خواهد کرد؟ دوباره جواب منفی بود… بعد سعیده گفت: در اینصورت شما هرکجا هم که بروید، همین ماجرا هست و قادر به ازدواج نخواهید بود… منظور سعیده شاهرخی از پیام مریم، همان طلاق های اجباری بود، وی می خواست به مردان حاضر در نشست بفهماند که اگر بخاطر ازدواج و زن گرفتن از مناسبات مجاهدین جداشوید، فردا هرکجا که باشید زنان از شما رویگردان خواهند بود و همه زنان جهان نهایتاً با شنیدن پیام انقلاب ایدئولوژیک مریم از همسرانشان جدا خواهند شد و به ازدواج مسعود درخواهند آمد… در واقع هم این ایده مسعود رجوی برای کل زنان جهان بود …

مریم رجوی خشونت علیه زنان سعیده شاهرخی شکنجه گر هشتم مارس، روز زن، زنان مجاهدین خلق و مریم رجوی!

2- خانم بتول سلطانی، چهاردهم ژوئن 2008

“عدالت ؛ در دستگاه فرقه – انقلاب طلاق الی الابد ؛ برای همه ؟!”

لینک 

در فرقه مسعود رجوی ، مریم قجر عضدانلو تنها زن شوهرداری است که حق دارد نام فامیل شوهرش را یدک بکشد و مریم رجوی باشد. اما سایر زنان این فرقه از قانون دیگری تبعیت می کنند و آنها نه تنها حق صحبت کردن ، دیدار کردن و حتی فکر کردن درباره همسران سابق خود را ندارند بلکه باید آنها را برای همیشه از ذهن خود خارج کرده و اجازه ندهند تا عشق ورزیدن به رئیس فرقه با عشق دومی تقسیم گردد ! در چنین دستگاهی ، پر واضح است که اجازه داده نمیشود زنان با نام فامیل شوهران خود معرفی گردند و باید با فامیل پدری خودشان شناخته شوند. بطور مثال آیا شنیده اید که خانم سروناز چیت ساز را با نام سروناز میناچی معرفی نمایند و یا ربابه صادق پور را تحت عنوان ربابه جعفرزاده بشناسید ؟ و آیا اساسا می دانید کلیه نفرات در دستگاه رجوی حق ندارند از وضعیت هسرانشان مطلع بوده و حتی سئوالی در خصوص حال آنان بنمایند. اعضای سازمان تعهد تشکیلاتی سپرده اند که اگر چنانچه به همسرانشان فکر کردند بایستی در آن خصوص گزارش نوشته و در جریان نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی بخوانند و توبه نمایند !

به این موارد توجه کنید :
شهرزاد صدر حاج سید جوادی همسر محمود عضدانلو
سهیلا صادق همسر محمدعلی جابرزاده
قدسی خرازی همسر محمدعلی توحیدی خانیکی
مینا خیابانی همسر مهدی ابریشم چی
فاطمه رمضانی همسر محمد محدثین
صدیقه خدائی صفت همسر حسین داعی الاسلام (علی قادری)
مهری شادباش همسر احمد افشار
سعیده شاهرخی همسر ابوالقاسم رضایی
دولت نوروزی همسر یدالله زارعی
فاطمه همافر همسر کمال نیکنامی
راضیه کرمانشاهی همسر عباس داوری
مرضیه غفاری همسر مهدی براعی
فائزه محبت کارهمسر هادی افشار (سعید جمالی)
هاجر ریحانی همسر جمیل بصام
الهه عظیم فر همسر ابراهیم خدابنده
بتول رجایی همسر اکبر عباسیان
سونا صمصمامی همسر امیر طاقتی
فریده کریمی همسر جلیل فقیه دزفولی
آزاده خرسند همسر علیرضا باباخانی
حمیده شاهرخی همسر مسعود کلانی
و الی آخر . . .

این افراد می بایست طبق قاعده حاکم بر مریم مثلا شهرزاد عضدانلو، سهیلا جابرزاده، مینا ابریشم چی، فاطمه محدثین، سونا طاقتی و . . . نامیده شوند.

البته این تنها تفاوت مریم با سایر زنان سازمان نیست. شما فقط کافی است نگاهی به زندگی اشرافی و ملوکانه وی بیندازید و با زندگی سایر زنان عضو فرقه خصوصا در عراق مقایسه نمائید. وقتی مریم رجوی ( قجر عضدانلو ) در عراق هم بود با مسعود رجوی در خانه های مجلل با امکانات مکفی رفاهی و آشپز و باغبان و خدمتکار مخصوص و وسایل مختلف آرایش و زیبایی و صدها مدل لباس زندگی میکرد اما هیچکدام از زنان دیگر فرقه حق برخورداری از یک صدم چنین امکاناتی را نداشتند.

الان هم او در پاریس فقط چند بار صورتش را جراحی پلاستیک کرده و روزانه بنا به یک گزارش دفتر، هزار دلار خرج فردی دارد. این سازمان همیشه می گفت خودکشی بالاترین گناه کبیره است ولی بخاطر مریم رجوی حلال می شود. معلوم نیست با چه منطقی به راحتی به تیم های عملیاتی سیانور می دادند که بخورند و خودکشی کنند و آن موقع که مریم دستگیر شده بود افراد به شیوه های مختلف تهییج می شدند که بایستی خود را آتش بزنند.

در فرقه رجوی حتی حلال و حرام هم بر اساس منافع رهبری تعیین میشود. آن چیزی حرام است که او منع میکند و آن چیزی حلال است که او مجاز میشمارد. البته این حرام و حلال بسته به شرایط روز و منافع مقطعی رهبری مدام در حال تغییر است و خود او و همسرش از تمامی قواعد سازمان مستثنی هستند.

انقلاب ایدئولوژیک سعیده شاهرخی شکنجه گر عدالت ؛ در دستگاه فرقه. انقلاب طلاق الی الابد برای همه 

3- انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، دوم اردیبهشت 94

“گذشته و حال برخی حقوق بشریست های فرقه مجاهدین”

لینک

چند روز پیش در سایت مجاهدین روی یکی از پیوندهای آن کلیک کردم نهایتأ برنامه ای بنام “ریشه ها” ای این پیوند پخش می شد پیوند مربوطه سیمای آزادی نام داشت اما نکته جالبی که شخصأ به آن برخوردم مجری و تئوریسین این برنامه بود.

برنامه ریشه ها مجموعه ای از خزئبلاتی است که در خصوص فقر و فساد در جامعه و مرتبط کردن آن با مذاکرات هسته ای و اساسأ به قضیه هسته ای می پردازد. اما جالب تر اینکه زنی به نام سعیده شاهرخی تئوریسین و حافظ منافع ملت ایران شده. سعیده شاهرخی زن محسن رضایی دبیر شورای پوشالی رجوی است و خواهرش حمیده شاهرخی جنایت کار جنگی در کرد کشی سال 69-70 و همچنین ترورهای چند دهه گذشته داخله می باشد.

سعیده خودش رئیس ستاد مرکز دوازده در سالهای متمادی در اسارتگاه اشرف بود او کسی بود که تیم های عملیاتی تروریستی را تا آخرین لحظات اعزام پیگیری و رصد میکرد و نهایتأ تا نقطه مرز با افسران ارشد استخبارات عراق (صدام) هماهنگی ها را انجام میداد تا آن تیم ها بروند و چند سرباز را بکشند و یا منافع ملی و یا لوله های نفتی خلق قهرمان را منفجر نمایند.

این تئوریسین آنموقع ریشه های فقر و بدبختی  ملت ایران را نمی شناخت وبرایش مهم نبود بلکه به تیم ها دستور می داد که به تر و خشک رحم نکنند و لوله های نفتی زیرساخت های اقتصادی مردم ایران را ویران کنند و حتی دستور می داد که به احشام و دارایی های شخصی مردم بی دفاع هم رحم نکنند. حالا مدافع دو آتشه و تئوریسین و روشنگر در زمینه دفاع از حق مردم ایران شده است و با سفسطه هایش وانمود می کند که گویی اصلا اونبوده که در خدمت صدام خوش خدمتی کرده است.علیه مردم ایران دست به هزاران جنایت زده.

یادم هست روزی همین سعیده شاهرخی که اکنون ریشه های فقر  وفساد درایران را ریشه یابی می کند وبرای آن اشک تمساح می ریزد دو تیم را آماده کرده و در توجیه گفت شما اسکورت یک محموله از قرارگاه مروارید در جلولای عراق به بغداد و یا بلعکس می باشید بنده هم راننده فرمانده اکیپ بنام مرتضی رضوی از افسران ارشد حفاظت اطلاعات اشرف بودم.

رجوی با شیادی خود قرارگاه مروارید را با درخواست از بازرسان سازمان ملل پاک اعلام کرد و پرچم فرقه و بازرسان را بر سردرآن آویخته بود و لذا چون مکان عادی شده بود صدام برخی موشک های ممنوعه را در آن قرارگاه که زاغه زیرزمینی بود مخفی می نمود. در برگشت دوخودرو گویا از معارضین عراقی قصد شناسایی و اطلاع رسانی با بازرسان سازمان ملل را داشتند

که به دستور سعیده شاهرخی مرتضی رضوی در هماهنگی با استخبارات صدام آن افراد را دستگیر و نهایتأ به احتمال صد درصد باعث مرگ آنها شد.
منظور از بیان یک چنین فاکت قدیمی این بود که همه بدانند که چنین موجودی که در گذشته آنقدر وحشی و درنده بوده حال چگونه می توان به تحلیل وتفسیروتئوری های پوشالی وی گوش داد؟

مجاهدین خلق مریم رجوی سعیده شاهرخی شکنجه گر گذشته و حال برخی حقوق بشریست های فرقه مجاهدین

4- خانم مریم سنجابی، سوم اوت 2016

“شرح زندان و شکنجه در فرقۀ رجوی از زبان یکی از قربانیان و شاهدان عینی”

لینک 

درطی روزها نیز مرا به محلی دیگربرده و وادارم میکردند رو به دیوار ایستاده و یا تا کمر برای ساعت ها خم شوم تا جاییکه حالم بهم خورده و بالا می اوردم و مرا سپس برمیگرداندند.

یک روز نیز شهین حائری و سعیده شاهرخی و چند نفر دیگر که نتوانستم مشاهده کنم مرا کشان کشان به محلی برده و دست و پای مرا بسته و به شیوه رایج شلاق زدن/ به کف پایم و تمام بدنم با یک وسیله پلاستیکی شلاق میزدند تا جاییکه از هوش رفتم که بعد از ان اب بر روی سروصورتم ریخته و مجددا مرا به هوش اورده و دوباره شروع به زدن میکردند تا اینکه مجدد بیهوش شدم و وقتی به هوش امدم خودم را در همان سلول دیدم پس از این ده الی دوازده روز طاقت فرسا و شکنجه های متوالی دیگر مرا به نزد بقیه نبرده و مجددا به همان محل قدیمی واقع در خیابان ۴۰۰ برگرداندند.

در انجا در اتاقی تنها بودم حوالی غروب بود که بتول یوسفی که فکر میکنم کمی به مسائل پزشکی وارد بود را آوردند که مرا معاینه کند در ان لحظه که خودم نیز از مشاهده بدنم به وحشت افتادم متوجه شدم تمام بدنم از جمله پاها و دستانم کبود و سیاه و ورم کرده و زخمی بود که البته بدون هیچ گونه مداوایی اتاق را ترک کرده و رفت بعد از گدشت چند روز دیگر یک روز لیلا سعادت به اتاق امده وبرای من یک دست لباس تمیز اورد و ماشینی اورده و با اسکورت ۴- ۵ نفر مسلح و همرا با یکی دیگر از خواهران بنام انسیه نوید مرا به بغداد بردند

شرح زندان و شکنجه در فرقۀ رجوی سعیده شاهرخی شکنجه گر شرح زندان و شکنجه در فرقۀ رجوی از زبان یکی از قربانیان و شاهدان عینی

5- ایران اینترلینک، پنجم سپتامبر 2016

“نام 60 عنصر خطرناک باقیماندۀ منافقین در کمپ آمریکایی”

لینک

بنابر برگزارش های رسیده، اسامی برخی از 60 عناصر مهم تشکیلات منافقین که در بین عناصر فریب خورده آنان در لیبرتی قرار دارند، به این شرح است:

فاطمه همدانی
مرضیه حسینی
شهین حائری
مژگان مهدوی
کبری طهماسبی
سعیده شاهرخی
محبوبه عالی
سیما حسامی
پریچهر نکو گویان
بتول یوسفی
مهرانه مستانی
مریم باغبان خطیبی
فریبا خداپرستی
سهیلا طریقی
مهین حبیب پور
گوهر صالحی
مهناز صمدی
مهین قبادی
معصومه (گلناز) نظری

حسین ربوبی(فضلی)
پرویز کریمیان(جهانگیر)
محمدرضا بوغداچی(احد)
محمدرضا منانی(فرهاد)
علی اکبر انباز(یوسف)
مشهود دیانتی(سیامک)
حجت بنی عامری
محمدرضا مرادی نسب(رسول)
اسماعیل مرتضایی(منصور)
مسعود خدابنده(رسول ای تی _ اطلاعات)
صمد کلانتری
جلال پراش منزه
تقی شیاسی ارانی
حسین طیارزاده
سجاد شکوفی
علیرضا عرب خزائلی
کریم رشیدی(محراب)
مجتبی سارنچه
احمد شاعری
محمد الهی
مسعود پویان مهر
علیرضا پناهی
محمود رضا قلی
بهرام حسن زاده
مسعود اصولی
سعید خبیری
مهدی خدایی صفت
مالک مرتضوی
علی نفیسی
بیژن معدنی

فرار مزدوران صدام رجوی از عراق سعیده شاهرخی شکنجه گر نام 60 عنصر خطرناک باقیماندۀ منافقین در کمپ آمریکایی

(پایان) 

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد

***

مرگهای خاموش در فرقه رجوی سعیده شاهرخی شکنجه گر مرگهای خاموش در فرقه رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تبدیل-مجاهد-به-شکنجه-گر-و-مزدور-نقش-مری/

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی منصور نظری ، ایران اینترلینک، بیست و نهم اکتبر 2019:… بدین گونه بود که سازمان مجاهدین خلق عشق را در قربانیان میکشت تا بتوانند جایش را به کینه ونفرت بدهند تا جائی که قربانی به روی خانواده خویش نیز شمشیر میکشد. این است که آنها میتوانند روی قربانیان مستعد کار کنند و آنها را تبدیل به یک شکنجه گر و یا آدمکش در سازمان مجاهدین خلق  کنند. اما هستند و بودند بیشمارانی که تن به این ویرانی انسانیت ندادند و از این فرقه خود را بیرون کشیدند تا با عشق و عاطفه  و انسانیت زندگی کنند و این همان نقطه تعارض انسانهای آزاده با فرقه رجویست وهمان دلیلی که باعث میشود فرقه رجوی با تمام کینه و نفرتی که متاثر از ایدئولوژی شان است با خانواده ها و جداشدگان برخورد کند. تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی کسی از زندان بگوید که زندانبان و شکنجه گر نباشد

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی

آقای منصور نظری ، پاریس

آقای منصور نظری ، پاری

تجربه چهل ساله از عملکرد سازمان مجاهدین خلق در ایران وخارج از ایران بهترین گواه وشاهد برای ارزیابی این سازمان مخوف است. سازمانی که بند نافش از روز نخست با خون و خونریزی گره خورده وتا به همین امروز نیز ادامه دارد . در حقیقت سازمان مجاهدین خلق طرز فکریست اغشته به خشونت ونوعی فرقه گرائی به شدت عقب افتاده که با قرن بیست ویکم در تضاد وتعارض است.  وبه همین دلیل است که روز به روز نیز عقب افتاده تر و در نتیجه بیشتر تمایل به خشونت وتروریسم پیدا میکند ، راهی که انتهای آن بن بست مطلق وحاصل آن تلاشی سازمان مجاهدین از درون خواهد بود.  همانگونه که تا به امروز نیزشاهد ان بوده ایم ، جدائی هزاران نفر از کسانی که با عشق وامید به ازادی وعدالت درکشورشان به این سازمان پیوسته بودند بهترین گواه بران است

از آنجا که تمام اعمال این سازمان در درون  همانند فرقه های مافیائی اداره وکنترل میشود کمتر کسی میتواند از آنچه بطور واقعی در این سازمان میگذرد اطلاع داشته باشد.  مگر کسانی که در درون این سازمان بوده اند و با پوست وگوشت واستخوان خود آن را لمس کرده اند و حالا از آنها جدا شده  و با گفتن حقایق این سازمان  چهره واقعی این سازمان مخوف را روشن کرده و به تصویر میکشند ، تا مبادا همان گرگهائی که روزگاری در قرارگاه اشرف زندان و شکنجه گاه درست میکردن ونشست های چند هزاره نفره ونشست تف باران برگزار میکردند امروز نگویند فرشته نجات مردم هستند.

تمام قربانیان این فرقه چه جدا شده و چه جدا نشده با پوست و گوشت و استخوان تمام این زخمها را بر بدن خود دارند و آن را حس کرده اند ، و بسیاری از همان قربانیان که طاقتشان سر رفت و دست به خودکشی زدند وتمام آنهائی که تعادل روحی و روانی خود را ازدست داند.  و تمام آنهائی که خانواده شان متلاشی گشت و تمام آنهائی که توسط سازمان مجاهدین خلق تحویل زندان ابوغریب گشتند تا به ایران تحویل داده شوند و تا هزاران داستان راستان واقعی که سینه به سینه نقل شده است تا این زخم های بی التیام ورنج های بی پایان درس عبرتی باشد برای آیندگان.

اما این اتفاقات چگونه در این سازمان شکل گرفته اند و چگونه بعضی از افرادی که با عشق به آزادی وعدالت برای مردمشان به این سازمان پیوستند تبدیل به شکنجه گر و آدمکش شدند داستان مفصلی است که میتوان آنرا در چند جمله خلاصه کرد.

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجویکشتن عشق وعاطفه ومعرفت  و جانشین کردن آن با کینه و نفرت دو شاه کلیدیست که ما را به محتوای واقعی این سازمان میرساند ، این دوشاه کلید همان قانونیست که تمام فرقه ها با آن آمده اند وبا آن رفته اند. برای روشن تر شدن موضوع باید از زبان ایدئولوگ این دستگاه نمونه بیاوریم.  آنجا که مسعود رجوی خطاب به قربانیان میگوید  همه چیزتان را به من بدهید ، جان ، نفس ، عشق ، عاطفه ، و هر چه دارید  حتی گناهانتان را تا مجاهد شوید ،،، در بعضی قسمتهای این دیالوگ که مسعود رجوی نمیتوانست از زبان خودش خود را امام و معصوم و رابط خدا بداند مریم رجوی وارد میشود و بدین شکل آنرا بیان میکند او میگوید ،،، مسعود رابط شما با خداست ، شما وقتی همه چیزتان را به او میدهید زن فرزند مادر پدر خواهر برادر و حتی گناهانتان را او شفیع شما در برابر خداست  و اوست که شما را در برابر خدا شفاعت میکند ،،،

و بدین گونه بود که سازمان مجاهدین خلق عشق را در قربانیان میکشت تا بتوانند جایش را به کینه ونفرت بدهند تا جائی که قربانی به روی خانواده خویش نیز شمشیر میکشد. این است که آنها میتوانند روی قربانیان مستعد کار کنند و آنها را تبدیل به یک شکنجه گر و یا آدمکش در سازمان مجاهدین خلق  کنند. اما هستند و بودند بیشمارانی که تن به این ویرانی انسانیت ندادند و از این فرقه خود را بیرون کشیدند تا با عشق و عاطفه  و انسانیت زندگی کنند و این همان نقطه تعارض انسانهای آزاده با فرقه رجویست وهمان دلیلی که باعث میشود فرقه رجوی با تمام کینه و نفرتی که متاثر از ایدئولوژی شان است با خانواده ها و جداشدگان برخورد کند. کینه ونفرتی که گنج مادر و رنج بی پایانش را با کینه و نفرت و دشمنی پاسخ میدهد و ما حصل آن سرنوشت شوم و بد طینت فرقه ایست که اینک تبدیل به تفاله ای در دست دشمنان ایران زمین شده و بروی مردم کشورش چنگ وناخن میکشد.

(پایان)

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی

***

نجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردندنجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/حمزه-رحیمی،-قربانی-مقاوم-زیر-شکنجه-های/

حمزه رحیمی، قربانی مقاوم زیر شکنجه های سال 74 مجاهدین خلق ایران

ارتش خصوصی صدام مجاهدین خلق ایران مریم رجوی مسعود رجوی فرقه رجوی میر باقر صداقی، انجمن وطنم، سوئیس، اول آوریل 2019:… فهمیدند که حمزه رحیمی در ارتش ایران خلبان اف پنج بوده است. در همان کلاسهای تئوری میدانی سئوالات سرتیپ سهیل احمد … از حمزه رحیمی شروع شد که در نیروی هوائی از  چه نوع راکتها و موشکها استفاده میکنید. حمزه از پاسخ امتناع کرد. حسن نظام و نادر دادگر  از فرماندهان آنزمان حمزه را شب هنگام بردند تا حمزه به سئوالات این سرتیپ ستادی عراقی پاسخ بدهد و حمزه رحیمی باز آنجا نیز از پاسخ دادن امتناع میکند. 

ارتش خصوصی صدام مجاهدین خلق ایران مریم رجوی مسعود رجوی فرقه رجوی Albanian Government opens a new military Terror Training Camp for Saddam’s Private Army

لینک به منبع

خاطره کوتاه از وطن پرستی حمزه رحیمی قربانی و کشته شده زیر شکنجه های سال 73 یا 74 مجاهدین خلق ایران

میر باقر صداقی انجمن وطنم سوئیس  سی ویکم مارس 2019

من حمزه رحیمی را از محور 2 می شناختم آنموقع محور 2 شامل سه لشکر بود لشکر 40 لشکر 60 و لشکر 67 فکر میکنم پائیز  سال 68 یا 69 بود که سازمان تعدادی از اسرای جنگی را با فریب آزادی از اسارت از کمپ های اسرا به سازمان آورده بود .

آنموقع اسرای پیوسته خاطرات زیادی از شکنجه های که در کمپهای عراقی دیده بودند را به ما تعریف میکردند.   از جمله این خاطرات تلخ این بود که آنها میگفتند عراقیها به پرسنل نیروی هوائی ایران مخصوصا به خلبانان ایرانی اسیر  در کمپهای اسیران  رحم نمی کردند و به هر ترتیب شده  کاری میکردند تا این خلبانان نقص عضو پیدا کنند .

بعد از جنگ مروارید و کرد کشیهای فراوان محور ما یعنی محور 2 در جلولا در قرارگاه انزلی مستقر شد ( پادگان اهدائی صدام دیکتاتور عراق به مسعود رجوی بعد از کرد کشیهایش  و نجات صدام حسین از سقوط) .

مدتی بعد به دلیل این خوش خدمتی صدام حسین  مقرّر کرده بود تا   تاکتیک نبرد تانکها را در حد تیپ و لشکر زرهی فکر میکنم به عربی میشود دبابات لواء التكتيكات هیکلیه و معرکه الان دقیقا یادم نیست   به سازمان آموزش بدهند به این ترتیب فرماندهان و سرتیپ های  ستادی  عراقی که البته جزو گارد ریاست جمهوری عراق بودند برای آموزش ما سازماندهی شدند . به محور 2 فرمانده تیپ ستادی به اسم احمد سهیل… اسم سوم ایشان یادم رفته است افتاده بود شروع این آموزشهای ازتاکتیک واحد تانک بعد دسته و به ترتیب تا  تاکتیک تیپ تانک ادامه داشت از اینرو حضور تمامی نفرات محور 2 در این کلاسها الزامی بود .

در این مجموعه کلاسهای تئوری و عملی سرتیپ سهیل احمد …. فهمیدند که حمزه رحیمی در ارتش ایران خلبان اف پنج بوده است. در همان کلاسهای تئوری میدانی واقع روی یک تپه تعبیه شده درخارج از  ضلع جنوبی قرارگان انزلی سئوالات سرتیپ سهیل احمد … از حمزه رحیمی شروع شد که شما در نیروی هوائی از  چه نوع راکتها و موشکها استفاده میکنید و در کلاس حمزه از پاسخ دادن امتناع کرد اما این آقایان حسن نظام و نادر دادگر و تنی چند از فرماندهان آنزمان محور 2 حمزه را شب هنگام  پیش این سرتیپ عراقی برده بودند و او را زیر فشار گذاشته بودند تا حمزه به سئوالات این سرتیپ ستادی عراقی پاسخ بدهد و حمزه رحیمی باز آنجا نیز از پاسخ دادن امتناع میکند تا اینکه محور 2 قرارگاه انزلی را تخلیه کرد وبه اشرف برگشت و بعد از مدتی در لشکر 40 حمزه رحیمی ناپدید شد من و خیلیها میدانستیم حمزه مسئله دار است و ناپدید شدن حمزه عادی نیست چون نه سازمان اسم اورا جزو بریده ها و جداشده گان  داد و نه جزو شهدا و کم نیستند در سازمان که ناپدید شدند از جمله نوح مجدّم  باید شاهدان همچون غلامرضا شکری بیرون بیایند و جنایات و قتلهای داخل تشکیلات مجاهدین را افشا کنند واقعا نفراتی همچون حمزه رحیمی و نوح مجدّم گمنام کشته شدن و گمنام ماندن .

میر باقر صداقی

(پایان)

***

اشرف، چه پایان بد فرجامی!اشرف، چه پایان بد فرجامی!

واکنش هراس آلود مریم رجوی به روشنگری اشپیگل آلمان از زندان فرقه مجاهدین خلق در آلبانیواکنش هراس آلود مریم رجوی به روشنگری اشپیگل آلمان از زندان فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

Guardian_MEK_MKO_ALbania_Terrorism_Maryam_Rajavi_1Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

همچنین: