سفرنامه انتظار و امید- قسمت پایانی

سفرنامه انتظار و امید- قسمت پایانی

 liberty_camp_families March 2016راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، دهم مارس 2016:…  از حال و روز برادران جدا شده ام که در چند روز گذشته به همراه بعضی از اعضای خانواده شان در هتل اقامت داشتند و اکنون باید خداحافظی کنند نمی دانم چه بگويم، مانند پرندگان سرکنده بی قرار، چون پروانه دور شمع وجود خانواده ها می گردند و از هر فرصتی برای گرفتن عکسی یادگاری استفاده می کنند. گرچه لبانم می خندد و ولی خدا می داند که دلم خون گریه … 

آشور ورشی بغداد فوریه 2016ملاقات آشور ورشی با برادرش بعد از ۲۸ سال

لینک به منبع

لینک به قسمتهای اول و دوم
سفرنامه انتظار و امید- قسمت اول و دوم (+ حضور آخرین نجات یافتکان در جمع خانواده ها)

لینک به قست سوم
سفر نامه انتظار و امید – قسمت سوم

لینک به قسمت چهارم
سفرنامه انتظار و امید – قسمت چهارم

سفرنامه انتظار و امید- قسمت پایانی

راحله ایران پور، دهم اسفند ماه 94

ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد، وقت است که باز آیی

دلتنگ و خسته دل، با گلویی شرحه شرحه و خونین از خواب بر می خیزم، امروز روز رفتن است و من بی قرارم.

روز گذشته، همسفران اندوه بارم به پابوسی سید و سالار آزادگان، برادر غیورش و مولای متقیان رفتند تا سر در دامن ضریح ایشان بگذارند و از غم و رنج دلتنگی خویش بگویند.

ای آزادگان خفته در خاک عراق، ای امامان دور از وطن و غریب، شما درد و رنج دوری را می فهمید، ما را در یابید.

همه ی دلخستگان پس از صرف صبحانه، با کوله بار بسته مقابل ورودی هتل گرد هم می آیند.

چقدر جدایی سخت است، چقدر انسان تنهاست، نمی توان تصور کرد که تا چند روز پیش بسیاری از این همسفران را هرگز ندیده بودیم ولی اکنون که چند روزی با هم حماسه و خاطره آفریده ایم، نمی توانیم جدایی را تاب بیاوریم.

هر کس از دیگری شماره می گیرد و قول تا دوستی پایدار بماند و برقرار. همسفرانم با ابراز لطف صادقانه مرا برای نوروز پیش رو به گوشه و کنار ایران پهناور دعوت می کنند و من شرمسار از این همه مهربانی.

چه خوشحالم که اگر غم و رنج دوری از دو برادر رشید و زیبا و هنرمندم بر دلم سنگینی میکند و سالهاست دیده به راهشان منتظر است، در این راه برادران و خواهران بسیاری یافتم که مرا با باران عاطفه و مهر خویش می نوازند.

از حال و روز برادران جدا شده ام که در چند روز گذشته به همراه بعضی از اعضای خانواده شان در هتل اقامت داشتند و اکنون باید خداحافظی کنند نمی دانم چه بگويم، مانند پرندگان سرکنده بی قرار، چون پروانه دور شمع وجود خانواده ها می گردند و از هر فرصتی برای گرفتن عکسی یادگاری استفاده می کنند.

گرچه لبانم می خندد و ولی خدا می داند که دلم خون گریه می کند، برای مظلومیت این اسیران فرقه رجوی که سالها با خدعه و فریب و ایجاد رعب و وحشت از عشقی پاک و ناب و فرصت حضور در جمع خانواده خود محروم شده اند و تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی و نشست های ایدئولوژیک مجبور بوده اند خانواده را، مادر را که پاک ترین عشق روی زمین را در سینه دارد و پدر را و خواهر را و برادر را دشمن و مزدور قلمداد کنند.

آنها بیقرار رفتن ما هستند و ما نیز گويي پاره های قلبمان را جا می گذاریم و می رویم.

همه سوار می شوند، اتوبوسها راه می افتند. غم غوغا میکند، خواهرم مرثیه سرایی می کند و ما اشک می ریزیم:

اگر بار گران بودیم و رفتیم
اگر نامهربان بودیم و رفتیم
شما با خان و مان خود بمانید
که ما بی خان و مان بودیم و رفتیم…

گلی گم کرده ام می جویم او را
به هر گل می رسم می بویم او را
گل من یک نشانی در بدن داشت
یکی پیراهن کهنه به تن داشت….

یا ابا عبدالله… چقدر حال و روز ما شبیه کاروان شام است، غریب، دل شکسته و بال و پر ریخته.

چقدر این مصیبت و مصیبت خوانی ها آشناست، گویی که باز یزیدی از نطفه ی شیطان در وجود آمده و حسینی در خاک و خون غلطیده و زینبی گریان و زاروار مرثیه سر می دهد.

خواهر اسیر دربند، الخاص کوه پیما، هم استاني و همسفر ماست، شروه خوانی این خواهر در پشت سیاج های اشرف دلها را کباب کرده است در سوز جدایی از برادر، و اکنون نوبت اوست که می خواند و دلها در آتش کلامش می سوزند و چشمها می بارند.

گرچه این خواهر دلسوخته و هجران کشیده با زبان ترکی مویه می کند و مرثیه می خواند اما، همدلی از همزبانی خوشتر است…

گویی با شیواترین بیان شرح قصه پر قصه ی ما می گوید که چنین بر دل می نشیند و اشک را از دیده می باراند.

پس از چند ساعت به مرز می رسیم، تشریفات ورود و خروجی مرزی انجام می شود و وطن آغوش گشوده است…

مرحبـا ای عشق خوش سودای ما
ای طبیب جملــــــــــــه علتهــای ما
جسم خاك از عشق بر افلاك شـــد
کوه در رقص آمد و چالاك شـــــــــــد
باغ سبــز عشق كاو بی منتهاست
جز غم و شادی در او بس میوه هاست
عشق خود زین هر دو حالت برتر است
بی بهار و بی خزان سبز و تـــــــر است
هر كه را جامه ز عشقی چاك شــــــــد
او ز حرص و عیب، كلی پاك شــــــــــــد
ای دوای نخوت و نامـــوس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما

پايان

خانواده های اسرای مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی 2016نفرات مجاهدین خلق، قرقه رجوی، در حال تهیه عکس و فیلم از متقاضیان حق ملاقات با اسرا

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی 2016زنان و مردان فرقه رجوی در کمپ ترانزیت لیبرتی بدلایلی نا معلوم چهره خود را می پوشانند

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی 2016مجاهدین خلق، فرقه رجوی برای جلوگیری از تماس گروگانها با خانواده هایشان چنین وانمود می کنند که خانواده ها از طرف دولت ایران برای قتل آنها فرستاده شده اند

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016

Mojahedin Khalq Families Feb201611

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016 

https://youtu.be/tpaXueZ9WAc

کیهان لندن – مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

(پایان)

*** 

همچنین:

دومین سری خانواده های خوزستانی اسیران فرقه رجوی راهی عراق شدند

Mojahedin Khalq Rajavi cult families Liberty Feb20163انجمن نجات، مرکز خوزستان، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۶:…  لازم به ذکر است که خانواده های خوزستانی قبل ازسفر به عراق در دفتر انجمن نجات خوزستان حضور به هم رسانده و با هم هم قسم شدند تا ضمن تحمل سختی های مسیر دست دردست یکدیگر، یکدل و یک صدا علاوه برافشای ماهیت نن

انعکاس مراجعه خانواده ها به لیبرتی در رسانه های عراقی

بنیاد خانواده سحر، بغداد، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۵:…  تعدادی از سازمانهای جامعۀ مدنی عراق و خانواده های ایرانیانی که توسط سازمان تروریستی مجاهدین خلق در اردوگاه لیبرتی بغداد زندانی هستند خواستار ترتیب دادن دیداری بین آنان و فرزندان این خانواده ها شدند. این سازمانها از دولت
 
 
همشهری، تهران، چهاردهم سپتامبر ۲۰۱۵:… مثلا چند وقت پیش اعضای سازمان بدون معرفی خود از خبرنگاری خواستند که با آنها همکاری کند و یکسری عکس و خبر از داخل ایران تهیه کند، بعد در ازای آنها میزان قابل توجهی پول به او دادند تا با تطمیع، خبرنگار را جذب کنند و حتی او را به سوریه بردند تا آنجا خبر تهیه کند. وقتی
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوازدهم سپتامبر ۲۰۱۵:…  خبرهای رسیده حاکی است که سران فرقه رجوی تمامی پتانسیل روابط دیپلماتیک خود در سراسر جهان را بکار گرفته اند تا مانع حضور خانواده ها در مقابل اردوگاه لیبرتی شوند. برخی مسئولین بین المللی و عراقی نسبت به تلاش بی اندازه دستگاه فرقه ای