سناريوى دروغين و فريب اذهان

سناريوى دروغين و فريب اذهان

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هفتم ژانویه 2016:… گذرى بر سايت سازمان مجاهدين داشتم و عكس يكى از دوستان و هم رزم هاى قديم در تشكيلات مجاهدين كه در موشك باران اخير ليبرتى قربانى جنايات رجوى و خط مشى اشتباه او شده است، نظرم را جلب كرد. زير عكس ، مقاله اي به اسم كاظم مصطفوى يا همان حميد تشكيلات كه در ركاب مريم رجوی در فرانسه مجرى خط و خطوط اين جانى و شوهر مفقود شده …

مجاهدین خلق قربانیان اربابانی بی شمار مسعود خدابنده/ آن خدابندهزندان بود بهشت ومن آنجا چه دلخوشم!! (این مصیبت بر تو تحمیل شده برادر)

لینک به منبع

سناريوى دروغين و فريب اذهان

گذرى بر سايت سازمان مجاهدين داشتم و عكس يكى از دوستان و هم رزم هاى قديم در تشكيلات مجاهدين كه در موشك باران اخير ليبرتى قربانى جنايات رجوى و خط مشى اشتباه او شده است، نظرم را جلب كرد. زير عكس ، مقاله اي به اسم كاظم مصطفوى يا همان حميد تشكيلات كه در ركاب مريم رجوی در فرانسه مجرى خط و خطوط اين جانى و شوهر مفقود شده اش است، ذهنم را به شدت مخدوش كرد آنجا كه با شيادى رجوى گونه با تعريف و تمجيد دروغين و تأثير به اصطلاح انقلاب مريم كه همان بى هويت كردن افراد است، چنان داد سخن ميرود! انگار دستگاه شكنجه و كشتار و سر به نيست كردن انقلاب مريمى از افراد بيسواد و ساده “چه گوارا”هاى انقلابي ساخته است، آنجا كه مينويسد:

“امیر حسین در فقر متولد شد و در فقر بزرگ شد؛ بی ‌آن که بتواند، برخلاف آرزویش، به مدرسه برود. از کودکی به بازار کار رانده شد و تا آن زمان که، در سال68، تصمیم گرفت به مجاهدین بپیوندد. در ارتش آزادیبخش سواد آموخت و توانست نوشتن بیاموزد. بعد نوبت انقلاب رسید و او با انقلاب از نوع «مجاهدین» ی و «مریم» ی آن آشنا شد. انقلابی که تمامی ارزشها و مفاهیم زندگی هر مجاهد را دگرگون کرد. این انقلاب در مفاهیم و ارزشها هیچ حیطه شخصی و فردی برای انسان باقی نمی‌گذارد و تا عمق عواطف و احساسهای هر مجاهد رسوخ می‌کند. آن چه را که می‌شوید و می‌زداید تنگ نظریها و ناخالصیها است و آن چه جایگزین می‌کند ارزشهای والای مردمی و انسانی است.”

حال واقعيت چيست و حسين كيست؟

سال ١٣٦٩ اولين بار در قرارگاه اشرف در يگان توپخانه با حسين اداوى آشنا شدم. از آنجا كه هم زبان بوديم، سريع با هم چفت شديم. حسين انسانى رنجديده و زحمتكش و بيسواد، از روستاهاى اليگودرز – لرستان بود كه بعلت مشكلات فراوان مالى كه با وجود داشتن همسر و يك فرزند، با آن دسته و پنجه نرم كرده بود و نبود كار و در آوردن خرج زن و بچه مجبور به ترك ايران براى آينده ای بهتر و در آمدى براى امرار معاش خانواده اش شده بود، ناخودآگاه در چنگ سازمان گرفتار ميشود. حسين كه رنج بسيارى را متحمل شده بود، نهايتا قيد زن و بچه را زد و بعلت سادگى و بى آلايشى كه داشت مسئولين تشكيلات از او سؤء استفاده هاى بسيارى ميكردند.

حسين زياد لاغر بود. اما بعلت اينكه از بچگى رو به كارهاى يدى طاقت فرسا آورده بود، اسكلت بندى قوى و قدرت بدنى بالايى داشت.

مسئولين تشكيلات كارهاى يدى سنگين را به او ميسپردند و او هم در انجام كار چيزى كم نمي گذاشت و همين خصلت او باعث شد كه مسئول تشكيلات يكان او را چماق كرده و افرادى كه بعلت توان ضعيف جسمى قادر نبودند كارهاى سنگين يدى را انجام دهند، بشدت شكنجه روحى و روانى كرده و شخصيت نفر را به اين بهانه و با اين اهرم خرد و بى هويت ميكردند.

من با حسين تقريبا پانزده سال در يك مركز و محور بوديم. سال ٧٨ در بحبوحه عملياتهاى داخله يا به اصطلاح راه گشايى، جزء افراد گروههاى عبور از مرز و انتقال تيمهاى عميلياتى به داخل ايران بود. ما در قرارگاه حبيب در بصره مستقر بوديم. من جزء افراد مهندسى پاكسازى ميدان مين بودم. بارها گروهى كه حسين توى آن بود از گذرگاهى كه در ميدان مين باز كرده بوديم، عبور ميكردند.

يك روز از مرز داشتيم با هم برميگشتيم قبل از اينكه نيروى پشتيبان ماشين بياورد كه سوار شويم و به مقر برگرديم، حسين را ناراحت ديدم. رفتم پيشش خيلى افسرده بود و به خودش بد و بيراه ميگفت. جريان را پرسيدم. اشك از چشمش جارى شد و گفت تا منو به كشتن ندهند، ول كن نيستند. گفتم مگر چطور؟ در جواب گفت الان فهميدم كه فقط از آدم سؤء استفاده ميكنند. تا كارشان و دستورشان را بدون چون و چرا انجام ميدهى، تعريف و تمجيد و فريب دادن است كه نثارت ميكنند. اما به محض اينكه به مشكل جسمى ميخورى و يا مريض ميشوى، بايد بهت مارك ترسو و تمارض بزنند. من از ديروز كه حركت كردم، بشدت سردرد دارم. توى مسير اينقدر سرم درد ميكرد، جلوى پايم را نميديدم. قبل از حركت من گفتم مريض هستم. ولى قبول نكردند. ميخواستم ديشب توى مسير با گلوله خودم را بزنم و راحت شوم. اما وجدانم قبول نميكرد. بقيه لو ميرفتند و احتمال داشت درگيرى پيش بيايد و بقيه هم كشته شوند.

اين گذشت و حسين از آنروز ديگر آن حسين قبلى نبود. در نشستها بر عليه نفرات موضع مخالف نميگرفت. همه هم متعجب بودند كه حسين اداوى ديگر در نشستها سر سوژه داد نميزند و بد و بيراه نميگويد، حتى قبلش چنان از سادگى او در تشكيلات استفاده ميكردند و او را روى سوژه نشست به اصطلاح غيرتى ميكردند كه دست به كتك كارى ميزد و من بارها ديده بودم و همه هم ميدانستند كه ساده است و مسئولين از او سؤء استفاده ميكردند بر عليه سوژه ها در نشستهاى عمليات جارى، نشست ديگ، نشست تعيين تكليف سوژه، موسوم به سربه نيست كردن فرد.

بعد از سرنگونى صدام حسین و جمع آورى سلاحها توسط آمريكا، حسين عملا بناى لج با تشكيلات گذاشت و توى نشست هاى عمليات جارى، بيشتر وقتها گزارش نمي نوشت و هيچ موضع گيرى بر عليه ديگران نداشت. خودش را با مزرعه اى كه براى محور درست كرده بود، سرگرم مينمود. اصلا به اين چرنديات “انقلاب مريم” وقعى نميگذاشت و اعتقاد نداشت. بر عكس علنا به تمسخر ميگرفت و وارد اين وادى نميشد.

حال دستگاه فريب و دروغ رجوى از زبان يك عنصر سر سپار چنان از تأثير انقلاب روى حسين ميگويد كه حسين در زمان حياتش واقعا متعقد و مقيد به آن بوده است و چنان سناريويی درست ميكنند، كه هر كس در تشكيلات آنها نبوده و نفر را نشناسد، تأثير انقلاب بر روى افراد را باور كند كه همه آنهائى كه تا الان در تشكيلات مانده اند با اختيار بوده و مناسباتى دمكراتيك آنجا حاكم است.

اما من بعنوان يك همرزم كه ساليان عمر را با حسين سپرى كرده ام، ميگويم كه مطلقا حسين نه ميدانست انقلاب يعنى چى و نه اعتقادى به آن داشت و نهايت هم قربانى خواسته و خط غلط و اشتباه رجوى شد و بعد از مرگش از او يك هركول ساخته و تعريف و تمجيد دروغين ميكنند و سناريويى براى او درست كرده و از زبان او مطالبى را مينويسند كه مرغ پركنده را به خنده وا ميدارد.

خوانندگان عزيز خودتان قضاوت كنيد، يك آدم بيسواد كه بقيه نفرات بزور برايش فاكت الكى يوميه عمليات جارى مينوشتند، چطور براى يك اسم مجهول به اسم حبيب چنين جوابهاى انقلابى مينويسد كه متأثر از انقلاب مريم بوده است.

قسمتى از مقاله كاظم مصطفوى:

برادرم حبیب، از مجاهدان لیبرتی برایم نامه‌یی نوشته است. نامه‌یی پرمحتوا و تکان‌دهنده که برایم آموزشی عمیق داشت. حبیب ضمن اشاره به جنایت ضدبشری موشک‌باران لیبرتی، در آبان ماه گذشته، از حالات و احساسات انقلابی خودش ، نامه‌یی هم به ضمیمه نامه خود برایم فرستاده است. نویسنده نامه ضمیمه، امیرحسین اداوی، یکی از شهیدان آن جنایت ضدبشری بوده است. از فحوای نامه برمی‌آید که گویا در نوروز93 امیر حسین در پاسخ تبریک نوروز این نامه را برای حبیب نوشته است.

حبیب! هر چه فکر کردم چه برایت بنویسم که در راستای جنگ و پایداری باشد، و با خودم بالا و پائین کردم، به این رسیدم که دو خاطره از ایرانی بگویم که توسط خمینی خورده و له شد. آنها را هیچ وقت تا به‌حال فراموش نکرده‌ام.

اولی: برای خرید وسیله‌ای به میدان توپخانه تهران رفته بودم. دیدم پدری بالای سرش نوشته: هرکس توان خرید این بچه‌ها را دارد ببرد من نمی‌توانم نان اینها را در بیاورم. او نوشته بود: راننده کمرشکن بودم، الآن مشکل دارم و نمی‌توانم کار کنم.

من به خودم گفتم مگر کسی هست بچه‌های خود را بفروشد؟ اما واقعیت این بود که سه تا دختر بودند. از 10سال تا 6سال، با چهره‌های معصوم که قلب آدم به درد می‌آمد. به‌خصوص آن که 10سالش بود خیلی دردناک بود. از طرف دیگر تعدادی دور آنها را گرفته بودند و مثل گرگ و کفتار و روباه هر کس دنبال ثمر خودش بود. من آنجا را ترک کردم و به خانه برادرم بر گشتم. این اولین باری بود که چنین چیزی می‌دیدم. دو روز غذا نمی‌توانستم بخورم…

دومین خاطره: وقتی که تصمیم گرفتم به سازمان بیایم یک چیز مانع من بود و آن دخترم بود. خیلی او را دوست داشتم. تازه زبان باز کرده بود و ترک او برایم سخت بود. می‌دانستم وقتی او را ترک بکنم دیگر او را نخواهم دید. با خودم گفتم مگر بچه من از آن سه بچه که هر کدام یک قیمت داشتند بهتر است؟ پس این هم مثل آنها. و برای همیشه او را ترک کردم. به این فکر می‌کنم که یک روزی در ایران هیچ پدری بچه‌های خود را نفروشد و… … … ناراحت نشو! این واقعیت ایران ما در 25سال پیش بود الان که دیگر عادی شده..

سناريوئى كه مطلقا خود ساخته است و حسين همچنين داستان سرايى نداشته است و فقط رجوى است كه براى فرار از پاسخگويى چرا و به چه علت! ميخواهد اذهان ديگران را در طلبكارى از او و زير سؤال بردنش منحرف كند.

“پایان”

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23034

خانم رجوى! اختلاف ایران و عربستان دردى از شما دوا نخواهد کرد

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نهم ژانویه ۲۰۱۶:…  امروز در اخبار سیماى شیطان سازى رجوى، از قول یک تحلیلگر عربستانى نقل و قول کردند که “عربستان در مقابله با ایران راهى جز مقابله نظامى” ندارد و رجوى پیتاره هم چنان با آب و تاب در سیماى نکبت خود میدمید، انگار که الان است سرزمین ایران به اشغال وهابیت در آید. ناخودآگاه، یاد زمانى افتادم که خودم در اسارت تشکیلات بودم و در قرارگاه اشرف، عین …

اعدام شیخ شیعی، مهدی کروبی، دادگاه ویژه روحانیت، و اراذل و اوباش ضدایرانی‌

لینک به منبع

خانم رجوى! اختلاف ایران و عربستان دردى از شما دوا نخواهد کرد

ماهیت حکام سعودى و چند کشور کوچک عربى در حمایت مالى، تسلیحاتى و لجستیکى تام و تمام از آدمخورهاى داعش و دیگر گروهاى تروریستى در منطقه خاورمیانه بر کسى پوشیده نیست و اینکه سران آل سعود براى برترى گزینى مکتب وهابیت چه اعمال شنیعى را انجام میدهند و چه پولهایى را در جیب تروریستها میریزند و به اسم اسلام دست به هر جنایتى میزنند و جنگ طایفه اى و مسلمان و غیر مسلمان کشى راه انداخته اند و کورکورانه برداشتهاى ارتجاعى از تعالیم پیامبر اسلام دارند و به صورت دگم، شریعت دست ساخته خود را بر دیگران تحمیل میکنند و میگویند آئین وهابیت اسلام ناب است، بقیه مذاهب را تکفیر میکنند و کشتن و سربریدن آنها را جایز میشمارند و کسانى که در محدوده قلمرو خود دارند، باید بدون چون و چرا از عقائد جهل و جنایت و کشت و کشتار و سر بریدن و کودک کشى آنها پیروى نمایند، در غیر اینصورت خود باید قربانى این مکتب قرون وسطایى وهابیت گردند.

اعدام یک رهبر مذهبى و یک عالم دینى که خواستى جز طلب حقوق اقلیت شیعه در عربستان و افشاى آئین وهابیت نداشت، در راستاى جنگ طایفه اى است که وهابیت قرون وسطایى این را نمیفهمد که اکثر سنى مذهبها از این آئین بیزارند و آنرا خرافه میدانند و حتى با پولهاى سرازیر شده به سمت آنها هم نمیتواند روى این واقعیت سرپوش بگذارد که وهابیت به هیچ عنوان نمیتواند چنین مکتب تنفرانگیزى را بر دیگران تحمیل نماید. بلکه حکام سعودى همانند سلف خود، دیکتاتور بعثى عراق رو به زوال هستند و تقدیرى همانند صدام حسین در انتظار آنان خواهد بود.

اما جالب توجه در این بین، ماهیت ضد ایرانى مریم رجوى است که خود را در این نقطه بخوبى نمایان کرده است.

موضع گیریهایى که بعد از اعدام شیخ نمر بدست حکام آل سعود از طرف سازمان به اصطلاح مجاهدین خلق گرفته میشود، دقیقا منطبق بر خواسته و خط وهابیت آل سعود است و با حمایتهاى هیستریک وار از جنایات آنان بر طبل جنگ طایفه اى میکوبند و نیز براى خوردن مغز افراد تشکیلات و مغزشوئى آنها خوراک و سرگرمى دست و پا میکنند.

امروز در اخبار سیماى شیطان سازى رجوى، از قول یک تحلیلگر عربستانى نقل و قول کردند که “عربستان در مقابله با ایران راهى جز مقابله نظامى” ندارد و رجوى پیتاره هم چنان با آب و تاب در سیماى نکبت خود میدمید، انگار که الان است سرزمین ایران به اشغال وهابیت در آید. ناخودآگاه، یاد زمانى افتادم که خودم در اسارت تشکیلات بودم و در قرارگاه اشرف، عین همین سناریوها که آمریکا به ایران حمله خواهد کرد و بزودى به تهران خواهیم رفت و کشور را در ید اختیار خود میگیریم.

یادم نرفته است که با نشستهاى سیاسى – ایدئولوژیکى در باره جرقه و جنگ میان آمریکا و ایران، مدت هشت سال ما را سرگرم کرد و با گذاشتن نشستهاى طویل المدت توسط خود مسعود رجوى، به صورت کال کنفرانس که فقط صدایش را می شنیدیم و کشیدن تابلو در همین راستا و تأکید بر به وقوع پیوستن جنگ میان ایران و آمریکا، در واقع تور اسارت بر گرداگرد افراد تشکیلات مى تنید و ما را در اسارت خود نگه میداشت.

حال خطابم به مریم رجوى است که توبره دهان گشادى را براى افراد تشکیلاتش دوخته است و با سوءاستفاده از وضعیت موجود، میخواهد ذهنها را از روى شرایط اسفبار افراد اسیر در لیبرتى عراق بر دارد و زمینه کشتارى دیگر را فراهم آورد.

خانم رجوى! نه خودت و نه شوهر مفقود شده ات نمی توانید این آرزو را داشته باشید که ایران بدست وهابیت و تروریسم بیفتد و اگر هم چنین است آنرا به گور خواهید برد.

شما هر کارى را بکنید و دست به هر خودفروشى هم که بزنید وهر جنایتى هم مرتکب شوید و یا از آن طرفدارى کنید، نمیتوانید و نخواهید توانست ایران این مهد یلان و دلیران و سرزمین نوادگان کورش کبیر را در زیر سیطره دشمنان این مرز و بوم ببینید.

خانم رجوى! یادت رفته است زمانى که تمام کشورهاى عربى و بسیارى از کشورهاى غربى با اهرم صدام حسین دیکتاتور عراق بر علیه این سرزمین تاختند و شما و شوهر مفقود شده کنونى و قبلى تان با حرص و ولع به کمک دشمن مردم ایران آمده و با بعث عراق هم کاسه شدید و بر علیه مردم کشورت جنگیدید!

آیا چیزى عایدت شد که الان بشود؟ و آیا آرزوى تو و شوهرت بعد از ربع قرن به ثمر نشست که الان باز هم خودفروشى را ادامه میدهید؟

بیاد داشته باش که دست حق نگهدار ایران زمین بود و دشمنانش که بسوى آن دست درازى داشتند به خاک سیاه نشاند و هر روز بر عظمت این سرزمین و مردمانش افزوده شد. آیا هنوز عبرت نگرفته اید و حال میخواهى با شجره خبیثه ات یعنى آل سعود و وهابیت، ایران را بگیرى؟ لعن و نفرین مردم ایران بر شما و شوهرتان باد که تا این حد خود را در ضدیت با مردم ایران انداخته اید.

“پایان

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمدست به دامن شدن عضدانلو این بار به سعودی

مسعود رجوی عربستان سعودی فرقه رجوی٬ فاحشه سیاسی (گدایی رجوی از مقامات سعودی در ازای ترور در ایران)

کلمه: مجاهدین خلق؛ همچنان نماد وابستگی، خشونت و ترور

Maryam Rajavi terrorist syriaگروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) رسما از داعش حمایت کرد

تد پو: مجاهدین برای ما و سازمان سیا سنگ تمام گذاشته اند

(مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی در خدمت استخبارات صدام حسین)(مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی در خدمت استخبارات صدام حسین)

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

مزدور هادی روشن روانروزنامه سعودی دست به دامان مسئول جاسوسی «منافقین» شد

بهزاد نظیری مجاهدین خلق فرقه رجویمصاحبه بهزاد نظیری با العربیه سعودی، نماینده اسیران لیبرتی در ژنو؟!

alerabiehالعربیه از طریق سازمان مجاهدین چه هدفی را دنبال می کند؟

عربستان سعودی رجوی را بی پشتوانه میدانداطلاعات عربستان سعودی: مجاهدین خلق در ایران بی اعتبار و در خارج پر از نفوذی اطلاعات ایران هستند

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22826

موقعیت رجوى و وضعیت تشکیلاتش در عراق

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۵:…  تحولات اخیر بر علیه گروه تروریستى داعش و ضربات پى در پى بر پیکره این گروه و همچنین پیروزیهاى اخیر ارتش و مردم عراق بر داعش در کشورشان و بازپسگیرى شهرهاى تحت سلطه داعش یکى بعد از دیگرى این واقعیت را نمایان میسازد که عراق با انسجام ملى توان غلبه بر ترفند و توطئه هاى بیرونى و درونى را دارد و از این پس، عراق جایى …

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

لینک به منبع

موقعیت رجوى و وضعیت تشکیلاتش در عراق

تحولات اخیر بر علیه گروه تروریستى داعش و ضربات پى در پى بر پیکره این گروه و همچنین پیروزیهاى اخیر ارتش و مردم عراق بر داعش در کشورشان و بازپسگیرى شهرهاى تحت سلطه داعش یکى بعد از دیگرى این واقعیت را نمایان میسازد که عراق با انسجام ملى توان غلبه بر ترفند و توطئه هاى بیرونى و درونى را دارد و از این پس، عراق جایى براى جولان دادن هیچ گروه تروریستى نخواهد بود، حتى گروههاى شورشى کردى و گروههاى تروریستى که در این منطقه عراق حضور دارند به نقطه تعیین و تکلیف خواهند رسید.

اما در این میان، سازمان مجاهدین چه میشود که بیش از ربع قرن در این کشور ارتزاق کرده و دست به هر کشتار و جنایتى زده است، اما بعد از سرنگونى اربابش با وضعیت بسیار أسفبارى گریبانگیر است.

بیشتر نیروى تشکیلاتش جدا شده و موى دماغ رجوى شده اند و از طرف دیگر رجوى و سرانش با به کشته دادن عده اى از افراد تشکیلات، باز هم نعره ماندن در عراق سر میدهند و با کمیساریاى پناهندگى مستقر در عراق، نه اینکه همکارى نمیکند بلکه مانع عمل کرده و چوب لاى چرخ انتقال افراد از عراق به یک کشور امن می اندازد.

این وضعیت در حالى است که رهبر سازمان یعنى مسعود رجوى، بعد از سقوط دیکتاتور عراق در سوراخ موش خزیده و یک دهه است که در انظار دیده نشده و یا تصویرى از خود بیرون نمیدهد، انگار که حفظ جانش از اهم واجبات بوده و جان بقیه برایش اعتبارى ندارد.

بنابراین میتوان گفت که:

مسعود رجوی شخصیتی است حقه باز، فتنه گر، خودفروش، حراف، متوهم و تخیلگرا که کیش شخصیت از او یک بیمار روحى- روانى به تمام معنا با خصلت سادیسم وحشیانه، ساخته است که کشتار و شکنجه و حتى آزار و اذیت نیروى تشکیلات خودش با انواع و أقسام ترفندها و خرد کردن شخصیت دیگران از سرگرمى هاى ایشان محسوب میشود.

از طرف دیگر خود را صنم ساختن و اجبار به پرستش بى چون و چرا و از خود تقدس ساختن و از همه مهمتر اعتیاد به سکس و داشتن حرمسرا و اعمال هژمونى مطلق در سازمان در دورانى که زیر سایه ارباب جولان میداد و ًکسى جرأت نفس کشیدن بدون اجازه او را نداشت، گذشت.

چنین شخصیتى، مطمئنا در انزوا بغایت ترسو و بزدل است و براى حفظ جان خود به هر زبونى و خودفروشى سیاسى تن میدهد.

از طرف دیگر، سابقه جنایات تروریستى رجوى در حق مردم ایران و کردکشى و شیعه کشى مردم کشور عراق و حتى جنایاتش در حق اعضاى تشکیلات، بارى است که بر گرده این جانى بزدل و ترسو است و انتظار نیست که رجوى شجاعت آنتنى کردن خود را بعد از سقوط ارباب و حامى اش صدام حسین را داشته باشد.

بنابراین رجوى زیر بیرق و حمایت هر سازمان امنیتى که خود را از ترس جان محبوس کرده باشد، یک جسم بی روحى بیش نیست و نخواهد بود و از دست دادن اشرف و عراق و بالطبع هژمونى دیکتاتور مأبانه خود در سازمان از هم پاشیده کنونى و بدون چشم انداز فردایى بهتر، خواه و ناخواه حتى اگر بخواهد در انظار خود را علنى کند، مردارى است که هر چه بگذرد بوى تعفنش همه را آزار خواهد داد و کسانى هم که به اصطلاح او را زیر چتر حفاظتى- امنیتى خود گرفته اند، تحمل بوى تعفن او را نداشته و عاقبت اسفبارى را براى او رقم خواهند زد.

“پایان”

خودسوزی عملیات انتحاری مجاهدین خلق فرقه رجویمجاهدین خلق (فرقه رجوی) در گزارش سالانهی تروریسم ۲۰۰۷ امریکا

عملیات انتحاری مجاهدین خلق تروریستمریم رجوی قاتل ندا حسنی و دیگر قربانیان ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22447

اجراى برجام پایان رؤیاى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم دسامبر ۲۰۱۵:… اما به رجوى بر میگردیم که از این فتنه هسته اى پیراهن گشادى براى خود و تشکیلاتش دوخته بود و با چشمِ امید بستن به غرب و اسرائیل در مقابله و منازعه هسته اى با ایران و نهایتا زدن استارت جرقه و جنگ با ایران، بقول معروف ایران را در یک سینى طلایى تقدیم رئیس جمهور خود خوانده و باسمه اى اش و تنها رهبر بلامنازع و نماینده خدا بر روى زمین و تنها …

لینک به منبع

اجراى برجام پایان رؤیاى رجوى

گزارش دبیرکل آژانس بین المللى انرژى اتمى در باره برنامه هسته اى ایران و إذعان به عدم انحراف در آن و تأکید آمریکا بر رأى مثبت دادن به آن در شوراى امنیت عملا برنامه چندین ساله هسته اى و بازیهاى سیاسى دول غربى و اسرائیل بخصوص سرمایه گذارى رجوى براى سر پا نگهداشتن تشکیلاتش به انتهاى خود رسید و شفاف سازى صورت گرفت و راه براى اجراى “برجام” عملا باز شد و طرفین در مسیر اجراى توافق وین قرار دارند و چند روز دیگر شاهد اجراى رسمى آن خواهیم بود.

اما به رجوى بر میگردیم که از این فتنه هسته اى پیراهن گشادى براى خود و تشکیلاتش دوخته بود و با چشمِ امید بستن به غرب و اسرائیل در مقابله و منازعه هسته اى با ایران و نهایتا زدن استارت جرقه و جنگ با ایران، بقول معروف ایران را در یک سینى طلایى تقدیم رئیس جمهور خود خوانده و باسمه اى اش و تنها رهبر بلامنازع و نماینده خدا بر روى زمین و تنها مخلوق معصوم خداوندى یعنى مسعود رجوى خواهند کرد و این پیام بصورت وحى( استغفرااله ) از طرف خداوند بر آقا مسعود نازل شده بود و هیچ شک و شبهه اى براى ما اعضاى تشکیلاتش هم وجود نداشت.

از این رو تمام عیار خودش رو مزدور و خودفروخته و در معرض فروش قرار دادن یک تمدن و فرهنگ دو هزار و پانصد ساله مردم ایران به این سیاست بازان و قدرتهاى جهانى صحنه رقابت بر سر مصادره ذخائر و ثروت ملى کشورهاى خاورمیانه از جمله وطن عزیزمان ایران کرد.

راستى ایام و روزهایى که شخص رجوى و سران مفلوکش نشستهاى طویل المدت سیاسى من باب برنامه هسته اى ایران میگذاشتند و با وعده و وعیدهاى دروغین سر افراد تشکیلات شیره مالیده و مخ همه رو میخوردند که رژیم از زیر این پروژه سالم بیرون نخواهد آمد و قول سرنگونى و شکست ایران را صد در صد میدادید و نه حتى ٩٩ در صد که آمریکا و اسرائیل از این بابت رژیم را سرنگون خواهند کرد، الان چى شد!؟

آن همه هیاهو و کُرکُرى خواندنهاى سیاسى و تبلیغاتى و آن هم رو کردن اطلاعات دروغین ات و در شیپور دمیدن تبلیغاتى ات چى شد!؟

آیا هنوز هم حاضرىد نفس بکشید و به حیات ننگینت ادامه بدهید؟

نابود باد سیاست مزورانه ات و راه گمراهى که انتخاب کرده اید!

نزدیک به ده سال رجوى روى این سیاست پست و مزورانه و شیره مالیدن سر افراد تشکیلات، مانور داد و با پیوند زدن این سیاست با ایدئولوژى زمینه به کشته دادن نفرات و مقابله با دولت قانونى عراق را در پیش گرفت و با قلدرى تمام عیار دخالت در روند سیاسى عراق را شروع نمود. نکته اى که باید روى آن انگشت گذاشت وضعیت بسیار بهم ریخته تشکلات و روند ریزش و فرار و جدایى افراد از سازمان ، روحیه نفرات باقیمانده بسیار پاىین و بسط تشکیلاتى به ضعیف ترین نقطه خود رسیده بود تا جایى که افراد توان انجام کارهاى یومیه را نداشتند، لذا رجوى و سرانش با جوسازیها و دروغ پردازیها در باره پرونده هسته اى رژیم وعده سرنگونى میدادند و رجوى در واقع مجددا دست به ترمیم تشکیلات زد و با مخ خورى افراد آنها را سر پا کرده و آماده براى اجراى خواسته هاى بعد خود نمود و بر همین اساس و زیر این اهرم عربده اشرف اشرف سر میداد و با زمان و زمین سر ترک عراق در ستیز بود و کارشکنى داشت و بسیارى از افراد تشکیلات را به همین دلیل ساده براى افزودن چند صباحى بر عمر ننگین خود به کشتن داد و جلوى تیر و تپانچه فرستاد و هنوز که هنوز است از این سیاست پفیوزى کوتاه نیامده است، اما بداند که دیگر هیچ اهرم و دستآوردى براى ماندن در عراق و پر کردن مخ افراد باقیمانده در تشکیلات ندارد و بالاجبار تن به خروج از عراق و نهایت انحلال تشکیلات خواهد داد.

“پایان”

***

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسماول قرارشان بود که “مبارزه مسلحانه” شان علیه “امپریالیسم” باشد

***

همچنین:

توافق هسته ای اضمحلال فرقه رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۵:… ناراحتی مسعود و مریم رجوى از توافق هسته ای به خاطر موجودیت تشکیلاتشان است، چرا که این توافق در کل منطقه اثراتش را خواهد گذاشت و منطقه در تعادل قبلى که رجوى آنرا هوا هوا میکرد و جو ضد رژیم بود، از بین میرود و رابطه ها ا

فلسفه روزه و سوء استفاده رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:…  در فرقه رجوى سوء استفاده از مقدسات و شعائر اسلامى از جمله روزه گرفتن، یک دسیسه و نیرنگ بیش نیست که رجوى بصورت فرمالیستى با اجبار کردن افراد تشکیلات به انجام آن، آنها را برده و بنده خود میکند. سوء استفاده رجوى از روزه ب

خانواده، آنتى تز ایدئولوژى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهارم می ۲۰۱۵:…  راستى چرا رجوى و سران تشکیلاتش اینقدر از خانواده و اسم آن میترسند؟ دلیل این همه رذالت رجوى و سران تشکیلاتش در حق این پدر و مادرهاى پیرى که با بجان خریدن تهدیدات امنیتى به امید دیدار عزیزانشان به عراق میروند، اما با رفتا