سه مطلب در واکنش به نوشته های سایتهای مجاهدین خلق در مورد کارناوال مریم رجوی در ویلپنت

سه مطلب در واکنش به نوشته های سایتهای مجاهدین خلق در مورد کارناوال مریم رجوی در ویلپنت

Mojahedin_Khalq_Paris_Carnaval_Terrorists_2ایران اینترلینک، ایران قلم و پیوند رهایی، تبریز، بیست دو دوم ژوئیه 2017:…  اینکه کسی بخواهد نام شوبازی را کهکشان مقاومت بنامد ، تحت تعقیب قانون نیست وسازمان براتعلی هم با استفاده ازاین خلآ قانونی ، میتواند چنین ادعایی بکند که باکی نیست! منهم درمقام و موقعیتی نیستم که به دولتهای فرانسه این ایراد را بگیرم که چرا آن موقع چنان کردواین موقع چنین ! بازی های سیاسی است دیگر! اما این کارناول مریم رجوی  … 

کارناوال مریم رجوی در ویلپنت پاریس بدون ایرانیویلپنت فقط “خیمه شب بازی ” را برای ما تداعی میکند!!ا

(سه مطلب در واکنش به نوشته های سایتهای رجوی، مجاهدین خلق)

این نوچه ی رجوی ، اطلاعی ازسیر تاریخ ندارد!

سیروس غضنفری، تبریز، ایران اینترلینک
https://iran-interlink.org

31/04/1396                                                

سیروس غضنفریدر ایام اسارتم در کمپ اشرف ،آقای برات علی  خان ریگی سیستانی هم قرار گاه من بود.

سنی مذهب بود وبرای تغییر مذهبش ، ناچار به تحمل فشارهای مضاعفی هم میشد!

او جزء افراد پاسیو تشکیلات بحساب میآمد وازاین روملزم به نوشتن فاکت های دائمی بود!

حالا نوشته ای در رسانه های رجوی منتشر کرده که شاید یکی از فاکت هایش باشد تا بدین وسیله آکتیو شود وسازمان آنرا بعنوان مقاله به خورد خلق اله داده است!

درنوشته ی بنام  ” فرافکنی‌های پدرخوانده تروریسم ” منتسب به براتعلی خان چنین آمده است :

” رژیم آخوندی که بانکدار و پدرخوانده تروریسم در جهان است، قبل از کهکشان شکوهمند امسال سراغ دولت فرانسه رفته بود و … درحالی‌که سال ۲۰۰۳ فرانسه فکر می‌کرد مجاهدین تمام‌شده‌اند و او می‌تواند با زدن ضربه آخر، خودش را شریک اول غارت منابع نفتی ایران کند؛ بنابراین به کوری چشمش بااینکه ۵میلیارد به فرانسه باج داد اما با اجازه دولت فرانسه کهکشان عظیم‌تر از هرسال برگزار شد … “.

اینکه کسی بخواهد نام شوبازی را کهکشان مقاومت بنامد ، تحت تعقیب قانون نیست وسازمان براتعلی هم با استفاده ازاین خلآ قانونی ، میتواند چنین ادعایی بکند که باکی نیست!

منهم درمقام و موقعیتی نیستم که به دولتهای فرانسه این ایراد را بگیرم که چرا آن موقع چنان کردواین موقع چنین ! بازی های سیاسی است دیگر!

اما این کارناول مریم رجوی که در برگزاری آن – باد وتوفان ، مه وخورشید فلک درکار بودند- عملا چیزی کمتراز یک بازی فوتبال درآمد وحادثه ی خوب یابدی رابنبال نداشت وابتر و طبل میان تهی گونه از آب درآمد!

دراین نوشته ی این همبند سابقم درکمپ اشرف ، میخوانیم :

” … راه علاج و برون‌رفتی برای این رژیم پابه‌گور نیست به‌جز اینکه آلترناتیو دمکراتیک آن‌که سازمان محوری‌اش مجاهدین خلق هست و روزبه‌روز هم قوی‌تر می‌شود را از بین ببرد؛ بنابراین تهدید اصلی که از جانب ترامپ نیست از جانب این آلترناتیو و این جایگزین رژیم است که حالا در کهکشان هم دنیا آن را به رسمیت می‌شناسد. برای همین باید به این جنگ کثیف روی آورد تا بتوان خود را از این بحران‌ها بیرون کشید. اینجاست که نیاز به پیدا کردن چند اسم برای گذاشتن زیر نامه‌های وزارتی پیدا می‌شود. پسر دخترعموی فلان مجاهد یا عمه داماد فلان خانواده یا برادر یا همسایه این‌یکی یا آن‌یکی و خلاصه یکی را از آرشیو وزارت می‌توان بیرون کشید تا چهره وزارتی نامه را پشت آن پنهان کرد. من‌جمله خانواده من که در میان اسامی فله‌ای به زیر نامه اضافه‌شده که مثلاً از دولت فرانسه خواستار خروج تروریست‌ها از کشورشان شده‌اند…”.

با این وجود ، رژیم ایران باید خیلی خوش شانس باشد که با ازبین رفتن تشکیلات نحیف (جاسوسی – سالمندی ) فرقه ی رجوی ، مشکلاتش حل شود؟!

من مشکلات مبتلابه جامعه ی ایران را اینطور سهل اولوصول نمیدانستم وازاینکه این نوید بزرگ را بمن دادی ، منت برسرم گذاشتی عزیز!

یعنی میگویی که با درج چندین نام از اعضای فامیل تو ودیگر بندیان رجوی ، مشکل وزارات اطلاعات ودولت حل میشود؟!

من دل غافل را باش که فکر میکردم مسائل مهمتر ازاینهاست!

من البته که نمیدانم تو از کدام نامه حرف میزنی که درآن ازدولت فرانسه خواسته شده باشد که تروریست ها را ازخاک خود براند؟!

آیاسازمان شما تروریست است؟ اگر نیست پس چه چیزی شماها را میسوزاند تا برعلیه خانواده ی خود اینگونه فله ای موضعگیری کند؟!

اما اگر ازدولت فرانسه خواسته شده که مریم رجوی را ازآنجا براند تا امکاناتش برای سوء استفاده از شما گرفتار شده ها کم گردد ، کاری شده کارستان والبته که مورد تایید هر انسانی است که از ظلم های رفته برشما آگاهی دارد !!

این هم بند ســابق من که نمیداند بورژوا و کاپیتالیزم یعنی چه ، سـخنان خود را بشکل زیر ادامه میدهد :

“…  در سالیان اشرف و لیبرتی و حالا در سرزمین جدید با تهدیدات جدید دنیاطلبی آن، در شب‌های قدر، نقشه مسیر و قدر آزادی خلق و خودم را با مولایم علی (ع) رقم‌زده‌ام که به همه مظاهر بورژوازی تف کنم و هیهات که در جنگم با رژیم صدبار کمتر از زمانی که در عراق بودم جنگنده باشم. ..”.

تو که سنی بودی برادر!

آیا برگشتن از مذهبت ، دروغ بزرگ رجوی ها درمورد سکولاریزم واسلام مداراگر را روشن نمیکند ومردم نمی فهمند که تشکیلات رجوی که قادر به قبول یک برادر سنی مذهب نیست ، نمیتواند درجامعه دولت سکولار تشکیل دهد و اگر بفرض محال به قدرت برسد ، حکومتی شبیه حکومت پل پوت- یئنگه ساری برقرار خواهد کرد وازاین روست که اینهمه ازاین تشکیلات بشدت فرقوی دوری میکنند!

دیگر اینکه آیا این تف کردن به مظاهر بورژوازی بطور علنی انجام میگیرد؟!

اگر این حرف ازصمیم قلب است ، چرا به مریم اعتراض نمیکنی که با درآغوش گرفتن مظاهر بارز وخشن تر بورژوازی- ترکی الفیصل، جان مک کین ، جان بولتن و … – اجازه نمیدهد که دعاهای تو در شب های قدر و … ، مستجاب گردد!

و گماشته های مریم چرا براتعلی خان رامتوجه اشتباهات اش ( خارج شدن از خط مشی حی وحاضر سازمان) نمیکنند ؟!

ظاهرا که تو هنوز از بورژوازی و مسئله ی تغییر دوران های تاریخی چیزی نمیدانی همبند بیچاره ام که اگر میدانستی ، دروهله ی اول ازمریم رجوی و … اعلام برائت ونفرت میکردی!

سیروس  غضنفری

عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی

تبریز – ایران

گاهی به گفتگو با مهدی ابریشمچی

نوید (مستعار)، تبریز، ایران قلم
لینک به منبع

تحلیل ها وتفسیرهای چهره های مختلف فرقه ی رجوی ازمراسم مسخره ی ویلپنت ادامه دارد واین بار مهدی ابریشمچی به میدان آمد تا بجای مقاله نویسی ، مصاحبه ای با رسانه های باند رجوی داشته باشد که منهم خواستم بانقل گفته هایی ازاو به بررسی اجمالی این سخنان بپردازم.

” مهدی ابریشم‌چی: این پیروزی بزرگ قبل از هر چیز، جای تبریک و هزار تبریک به مردم ایران دارد؛ زیرا یک پیروزی بزرگ ملی و میهنی برای مردم ایران و بر ضد رژیم ضدبشری آخوندی بود. در واقع باید بگوییم نقطه به ثبت دادن بسیاری از پیروزیهای مقاومت و شکست‌های رژیم بود. به همین دلیل، واقعاً خدمت هموطنان عزیز، همه کسانی که در داخل و خارج کشور دست‌اندرکار بودند و برای برگزاری پیروزمند این گردهمایی بزرگ با تمام قوا بسیج شده و تلاش کردند، تبریک عرض می‌کنم “.

خجالت مان ندهید آقا مهدی یا برادر شریف !!

اما من هم بعنوان یکی از اهالی ایران که طرف تبریک شما قرار گرفته ام ، هرچه فکر کردم مناسبت بجایی برای این عرض تبریک شما نیافتم!

آخر چه تحلیلی از ساختار سیاسی- اقتصادی ایران ارائه شد که دیگران نتوانسته بودند، تازگی داشته و … تا مثلا سنگ بنای تئوری های منطبق با این شرایط گذاشته شد  و روزی و روزگاری بکار مردم آید؟!

جز رجزخوانی ها و کف زدن های ممتد که دریک عروسی باشکوه هم میتوان سراغ آنرا گرفت ، مسئله ای مطرح شد ؟

جز ادای دینی که سیاسیون سابق غربی دربرابر اجرت المثل های دریافتی ونیز تبلیغ سیاست های جنگ طلبانه ی جناح هارتر امپریالیزم ، انجام دادند؟!

” این گردهمایی در تاریخ مبارزات مردم ما به‌لحاظ سیاسی یک نقطه عطف بود… اولین ویژگی برجسته این گردهمایی، ایجاد ارتباط با خواهران و برادران اشرفی بود که در گردهمایی حضور پیدا کردند و چشم مردم به جمال آنان روشن شد… نوری بود به چشمان مردم ایران و دوستداران آزادی؛ آنهایی که نگران این فرزندان مقاوم و مبارزشان بودند “.

مردم چه سودی ازاین کارناوال شما داشتند و این نقطه ی عطف چه معنی دارد؟!

بخصوص برای ما مردم تبریز که کارناوال های بزرگتری را معمولا هرماهه دربازی های تیم  فوتبال تراکتور مشاهده میکنیم ، با این فرق که شرکت کنندگان در کارناوال های تراکتور سازی ، ازلحاظ نشاط  وجوانی برتری کیفی برکارناوال شما دارد  و هیچکس  پول و رشوه ای دراینجا به کسی نمیدهد وخرجی برای سازماندهی آن نمیشود!!

پس اگر قرارباشد کارناوالی ما مردم تبریز را به وجد آورد ، از آن نوع باید باشد که باشکوهتر ازمال خودمان باشد وحال اینکه کارناوال  “ویلپنت ” ، درمقایسه با نوعی که ما برگزار میکنیم ، خیلی محقر است!!

به ان قسمت از اظهارات این همشهری خوش غیرت خود که می رسیم ، باید بعرض انورش برسانیم که  خودتان هم  قبول دارید این بخت برگشتگان محصور در کمپ های اشرف، لیبرتی و اکنون تیرانا مجال خودنمایی ازرسانه ها را نداشتند واکنون این مهم انجام شده و کف زدن های آنها با حرکت سریع دوربین بنمایش گذاشته شد و  تبدیل به نقطه ی عطف شد!!!!

” من به‌خصوص می‌خواهم به زندانیان مقاوم و مشارکت آنان و فراخوانهایی که از داخل سیاه‌چالها برای شرکت در گردهمایی دادند، تبریک بگویم. اینها همه از ابعاد چشمگیر این مراسم هستند “.

اگر این زندانیان مقاوم؟! آزادی آنرا داشتند که پیام هایی برای این  جلسه ی شعبده بازی شما ارسال کنند ونام شان هم خوانده شود دیگر چه غم؟!

آیا این نشان نمی دهد که این زندانیان ازآزادی وسیعی برخوردارند؟ آزادی ای که شما یک صدم آنرا هم برای اعضای سازمان خود برسمیت نمی شناسید ؟!

چرا لااقل دراین مورد با دولت جمهوری اسلامی ایران به رقابت برنخاسته وایامی را برای تماس این اعضاء با خانواده هایشان اختصاص نمیدهید وحتی سعی نمیکنید که دراین مورد گوی سبقت را از رژیم ایران بربایید؟!

معطل چه هستید وچرا نمیخواهید خود را درمعرض محک افکار عمومی ومخصوصا خانواده های خسران دیده ی این اعضای فرقه ی رجوی قرار دهید؟!

” … تردیدی نیست که از 30خرداد  گذشته تاکنون، سال شکست‌های بزرگ رژیم و سال پیروزیهای بزرگ مقاومت بود. در یک کلام، این گردهمایی موفق شد پیروزیهای مقاومت و در نقطه‌ مقابل شکست‌های رژیم را به منصه‌ ظهور برساند و در معرض دید جهانیان قرار دهد. این گردهمایی توانست تعادل قوای بین مقاومت و مردم ایران از یک‌سو و رژیم آخوندی را از سوی دیگر، به نفع مقاومت و علیه رژیم ضدبشری آخوندی به نمایش بگذارد “.

این پهلوان پنبه ی رجوی ، با این اظهار نظر خود ، بدون آنکه قصد داشته باشد ، بروشنی نشان داده که سازمان مجاهدین خلق فعلی ، فرقه ای بیش نیست!

چرا که اینهمه شکست درطول این 4 دهه را بحساب پیروزی گذاشته و  هیچ شکستی را که امری معمول در زندگی است ، قبول ندارد و بازبان بی زبانی تئوری معروف فرق ضاله را که هر شکستی مال دشمن  وهر پروزی ای برای خود به ثبت میرساند!

رقص نور و حرکت سریع دوربین برای پرتعداد نشان دادن افراد حاضر در سالنی به گنجاش کمتر از 5هزار نفر ، دارای چه قدرتی است که میتواند تعادل قوا را برهم زند؟!

اصلا این شعبده بازی چه ارتباطی با مشکلات مردم داشت ؟!

چرا هرگز فکر نکرده اید که زمانی لازم است که به این یاوه گویی ها پایان دهید؟!

” یکی از شکست‌های دیگر رژیم شکست سیاست جهانی مماشات بود. این سیاست که بزرگترین خدمت را علیه مقاومت به رژیم کرده بود، به سرانجامی رسید. در سال جدید، سیاست غالب جهانی و سیاست غالب آمریکا مماشات نیست. این چرخش طبعاً علیه رژیم و به نفع مقاومت است. .. یک ائتلاف منطقه‌ییِ ضد رژیم با شرکت کشورهای عربی ـ اسلامی شکل گرفت. آمریکا نیز در این ائتلاف شرکت کرد…”.

دراین 40 سالی که تغییر حکومت درایران انجام گرفته ، این سیاست امپریالیستی ازچه کاری که برعلیه مردم ایران می توانست بکند  که نکرد؟!

ترورهای مشکوک همان ماه های اولیه ی انقلاب ، سوء استفاده از خواسته های اقلیت های دینی یا قومی درجهت ایجاد کدورت ، تشویق وتسلیح صدام برای حمله به ایران ، کودتاهای رنگارنگ ، نفوذ در سازمان شما وتشویق مستقیم وغیر مستقیم رجوی بوالهوس وجاه طلب برای انجام عملیات تروریستی بی سابقه درتاریخ کشورمان – که تبعات مهلکی مانند کم دوام کردن بهار آزادی را درپی داشت – ، تحریم های ظالمانه شبیه آنچه برعلیه کوبا و … انجام میشد ومیشود ، اززمره اقدامات امپریالیست ها که سیستم امریکائی آنرا نمایندگی میکند ، برعلیه ما ایرانی ها بوده که با برچیدن بساط سلطنت 2500 ساله- والبته بیشتر- درصدد توسعه ی همه جانبه ی کشورمان بودیم.

ائتلاف دولت های مورد اشاره ی شما ،  بعنوان زیر مجموعه ای ازاین اقدامات عمومی آمریکا بوده که ازاول هم بوده وحالا علنی تر شده و حالا فرقی نمیکند بود ونبودش !

شما اینهمه زورگویی و رذالت را ” مماشات دانسته اید و کاملا معلوم است که تنها زمانی ازعدم مماشات حرف خواهید زد که شما را همراه توپ وتانک هایشان به ایران برسانند ونمیدانید به اعتراف خودشان افراد دیگری هم دارند که اهمیت بیشتری بدان ها می دهند وشما با به نفهمی زدن خود ، تاثیری بر واقعیات نخواهید گذاشت !!

جان مک کین که با شما ملاقات کرد، با رضا نیم پهلوی هم کرد وبنابراین روی حمله ی نظامی این جهانخواران به ایران، حساب زیادی بازنکنید!

حمله ای که ممکن است به درجه ای ازشدت برسد که به جنگ جهانی تمام عیار تبدیل شود ودراین کار هیچ خیری برای هیچکس نیست!!

” گردهمایی ویلپنت، شکست‌های رژیم و پیروزیهای مقاومت را متبلور کرد و تغییر تعادل‌قوا را نشان داد. تمام شخصیت‌های نامدار سیاسیِ شرکت‌کننده در این گردهمایی، از 5قاره جهان با مقاومت ایران همصدا بودند. آنها راجع به ضرورت سرنگونی و امکان آن و نیز راجع به مقاومت به‌عنوان آلترناتیو صحبت کردند. بنابراین بروز سیاسی این واقعیت، فقط یک بروز ایرانی نبود، جنبه‌ بین‌المللی داشت “.

نامداری این شخصیت ها ، ازبابت دشمنی شان با ” خلق های قهرمان ایران وجهان ” است وآیا این برای شما که قدرشان میدهید ودرصدرشان می نشانید ، مایه ی افتخار است؟!

فعلا بروید مشروعیت خودتان را ازاین جانیان بگیرید ، نوش جان تان!

من به همراه تمامی مردم آزادیخواه وزحمتکش جهان ، نزدیکی با این نامداران شما را مایه ی شرم برای خود دانسته وازآنها اعلام برائت میکنیم!

همه ی این افتخارات ، نصیب خودتان ما نخواستیم!!!

نوید

همه ی اینها تقصیر خانواده هاست!

حمید تبریزی (مستعار)، پیوند رهایی
لینک به منبع

درآستانه ی خوابیدن گرد و خاک خیمه شب بازی ” ویلپنت ”  که نتیجه ای بیمقدار شبیه خود مراسم داشت و کمکی به حل مشکلات باند رجوی نکرد، فرقه ی رجوی به میدان آمده تا با محکوم کردن حکومت ، درد اصلی خود را که با خانواده هاست ، پنهان نگه دارد ودرضمن این پنهان کاری ؟! اگردست داد ، زهر خود را بر روی این خانواده های متعلق به اسرای خود ، بریزد!

این بار ماموریت به آقای محمد تقی ریاحی نامی – اصالتا یا وکالتا- محول شده تا برعلیه خانواده ها سمپاشی کند!

در نوشته ی ” دلسوزی یا شیادی ” منسب به او چنین میخوانیم :

” من محمدتقی ریاحی افتخار این را دارم که از سوم فروردین سال۱۳۶۸ زندگی و سرنوشتم را در این راه پرافتخار انتخاب کرده تا در رکاب رهبری پاک‌بازم مسعود و مریم باشم…آرمان مسعود رجوی آرمان من است و من هویتم را از او می‌گیرم و از او سپاسگزارم که راه جهاد را به من نشان داد …به شرف پوشیدن جامه رزم علیه سفاک‌ترین دیکتاتوری تاریخ ایران مفتخر کرد “.

مشکل ما این است که هیچکدام ازاین افراد حقیقی یا مجازی که از پاکبازی های مسعود ومریم دم میزنند، هیچ نمونه ای ازاین پاکبازی ارائه نمیدهند که ما هم متنبه شده وبجای برخورد باین اراجیف ، به تفکر واداشته شویم!!

 گذاشتن خیل هواداران  دردم تیغ دستگیری ونابودی وفرار تاریخی ؟! ، زندگی در قصر های مجلل با بهره بردن ازانواع نعمات زندگی  وآنهم در سطح شاهانه ، نقض ابتدائی ترین حقوق اعضاء درداخل تشکیلات ، زدوبند با دشمن درحال محاربه وتبدیل کردن زیردستان او به پیچ ومهره های ارتش بیگانه وخیانت به وطن ، دوستی بامرتجع ترین نظامات قرون وسطایی وامپریالیستی و … ، آیا کوچکترین  نشانه هایی از پاکبازی بدست می دهد؟!

درهر صورت ، من نمیتوانم کمال تاسف خود را نسبت به حال این فرزند ایران زمین که آنچنان دچار درهم ریختگی ذهنی شده که به وصف  قاتلین وزندانبانان همزنجیر و شخص خودش پرداخته ابراز ندارم!

افسوس وصد افسوس!!

در ادامه :

” چرا بعد از ۲۹ سال رژیم … به یاد من افتاده است؟ آیا این رژیم در درون خودش کم مشکل دارد که وظیفه‌ای بالاتر از نجات من برای خودش ندیده است؟ … پس چرا این‌همه از مجاهدین وحشت دارد؟ مگر صدها بار اعلان نکرده است که آن‌ها را از بین برده است و گروهکی بیش نیستند؟ پس چرا به اسم خودش برای مقابله با آن‌ها جلو نمی‌آید؟ و از اسم اسیرانش سوءاستفاده می‌کند “؟

 این قربانی تمام عیار، ننوشته که رژیم چه کار کرده که معنی دلسوزی نسبت باو را داشته باشد!!

دلیل وحشت رژیم از باند رجوی را مطرح نکرده وشواهدمتقنی ارائه نداده است که بتوان دراین موردقضاوت کرد!

وبازهم توضیح نداده که خانواده های گرفتار – که او نام آنها را بدلیلی ناموجود اسیر دانسته – چه کاری کرده اند !

دراین مورد حق با اوست که سازمانی بنام مجاهدین خلق ازبین رفته ودیگرانی هم اگر چنین ادعایی دارند ، حق با آنها هم هست !

آنچه ازسازمان فوق اذکر باقی مانده مترسکی بیش نیست و توجه خانواده ها بدان، نه ازبابت این مترسک ، که بخاطر عزیزان دربند خودش است!!

همچنین :

” … زمانی که در اشرف و لیبرتی بودیم همین رژیم کثیف از طریق دولت دست‌نشانده‌اش مالکی، مزدورانی را تحت عنوان خانواده به اطراف مقرات ما می‌آورد تا بیست‌وچهارساعته به ما فحاشی کنند”.

وشما چرا به دم در نیآمده تا بادیدن آنها واحراز هویت شان دریابید که این بست نشین های بی پناه،  اعضای خانواده های شما زنجیریان میباشند؟!

 این کار ،برای کسی که فکر میکند جهاد کرده ودرعین حال نمیتواند به دم در آمده و صحت وسقم قضیه را بسنجد ، افت شدیدی دارد وروشن می سازد که یااختیار این کار را نداشته – ویا بدتر- جهادگر ومبارز نبوده است!!!

وهمینطور:

” … من اعلان می‌کنم که آرمانم چیزی جز آزادی میهنم نیست من تلاش برای تحقق جامعه بی طبقه توحیدی و یک‌لحظه حیات در سازمان پرافتخارم را با تمامی زیبایی‌های جهان عوض نخواهم کرد اگر صدبار کشته شوم و باز زنده شوم باز نام مقدس مسعود رجوی را فریاد خواهم‌کرد. در برابر ارتجاع خون‌آشام آخوندها هم به تبعیت از سرور آزادگان امام حسین یک‌بار دیگر هیهات می‌گویم “.

اگر این حرف ها راخودت نوشته ای وواقعا هم آرمانی جز آزادی میهن درسر نداری ، راه اشتباهی رفته ای که بابندی کردن خود درآلبانی برگی ازبرگ را در درون میهن ات نمیتوانی تکان دهی!

آیا جان بولتن ها ، جان مکین ها ،  دولت صهیونیستی ، ترکی الفیصل ها و … ذره گرایشی به جامعه ی بی طبقه دارند ویا موضوع عبارت ازاین است که تمام تلاش وکوشش آنها برای هرچه طبقاتی تر کردن جوامع بشری وسپردن کامل تر همه ی دنیا به دست یک درصدی های مرفه ومدام آروغ زن است؟!

یا میشود هم جان مک کین ها را درآغوش فشرد وهم جامعه ی بی طبقه رادرکشوری که کوچکترین دسترسی بدان نداری ، برقرار نمود؟!

کدام عقل سلیم این نمونه ی بارز ” اجتماع نقیضین ” را که درعملکرد رجوی ها وگفته های تو چهره مینماید ، میتواند بپذیرد؟!

اگر رمقی ازتو مانده ، سعی کن آزادی خودت را بدست آوری وبقیه ی کارها را بما ساکنین داخل کشور واگذار کن !

در زمانی که ما هنوز یک سرمایه دار صنعتی درست وحسابی نداریم ، ابدا به جامعه ی بی طبقه ی توحیدی فکر نمیکنیم!

مشکل جامعه ی ما ورای این مسائل است پسر!!

حمید تبریزی

(پایان)

*** 

علیرضا نوری زاده: خانم رجوی! چرا بچه های عضو را برای شرکت در کارناوال نیاوردید؟ ترسیدید؟ 

https://youtu.be/hLpUSEubkKA

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

حنیف حیدر نژاد، کیهان لندن: فریبکاری‌های مریم رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30378

سوزش پسا انتخاباتی پرویز خزائی!!ا 

syrous_ghazanfari_2017سیروس غضنفری، ایران اینترلینک، تبریز، دهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  تجربه ی ۳۸ ساله ی زندگی درجمهوری اسلامی نشان داده که کسی را بخاطر مهر نخوردن شناسنامه اش مورد تعقیب قرار نمیدهند وبرعکس به کسی بخاطر رای دادن ، جایزه نمی دهند وما افراد زیادی را ازنزدیک می شناسیم که هیچوقت رای نداده ودرعوض هروقت دست داد، با پاسپورت هایشان در آنتالیای ترکیه و … 

Massoud Rajavi and Saddam Hussainآقای پرویز خزائی گزارش به تاریخ پیشکش تان ، واقعیت ها را بگوئید – قسمت اول و پایانی

پرویز خزایی صدام حسین مجاهدین خلق مزدوریگزارش پرویز خزائی و طرح یک پرسش: مخاطب اصلی “گزارش تا این تاریخ” چه کسی است؟ (+ آینده فرقه رجوی)

https://iran-interlink.org

سوزش پسا انتخاباتی پرویز خزائی!!

۱۹/۰۴/۱۳۹۶

من هرگز تصور نمیکردم که زخم انتخاباتی این پیر مرید نامداررجوی- پرویز خزائی –  اینقدر عمیق وسوزش آور باشد تا قلم بدست گرفته وبخاطر شرکت درانتخابات ریاست جمهوری وشوراهای شهر سال جاری ایران ، به زمین وزمان فحش دهد!

بنظر میرسد ، ضربه کاراتر ازاین بود که مردم ایران به ” تحریم ” فرقه ی رجوی زده ودرعمل نشان دادند که چه اهمیتی به این باند مهجور قایل اند!

پرویز خزایی درنوشته ی ۴صفحه ای خود (رای به تاکید وفا و فرمانبرداری ازرهبران الهی ) میآورد :

” ملت عزیز داخل میهن – بخشی ازشما که ناگزیر به رای دادن شدید – منهای آنهایی که لباس شخصی ها پاسدار بسیجی و گشتاپو و غارتگران وابسته به آقا و آقازاده ها بودند- شما برای مهر مندرج در شناسنامه و برای جلوگیری از مجازات کاری شغلی تحصیلی و مالی و اجتماعی و گرفتن پاسپورت برای فرار از این نظام ولایی مجبور به اینکار شدید. حتی میلیون ها رای شما سفید و یا به نام های دیگری بود که رژیم آنها را هم نیز چون هندوانه تقسیم و ملاخور کرد “.

تجربه ی ۳۸ ساله ی زندگی درجمهوری اسلامی نشان داده که کسی را بخاطر مهر نخوردن شناسنامه اش مورد تعقیب قرار نمیدهند وبرعکس به کسی بخاطر رای دادن ، جایزه نمی دهند وما افراد زیادی را ازنزدیک می شناسیم که هیچوقت رای نداده ودرعوض هروقت دست داد، با پاسپورت هایشان در آنتالیای ترکیه و … به سیروسفر وخوشگذرانی مشغول اند!

پس  این استنباط آقا پرویز ، پایه واساسی ندارد ومن درعوض آرزو میکنم که روز وروزگاری برسد که آقای خزائی درخزان عمرش که شده باشد ، موفق به شرکت در انتخابات داخلی انجمن رجویه شده و برگ رای مخفی خود را به صندوق بیاندازد!!

اساسا کسی که  اقلا در ۳۵ سال اخیر عمرش هیچ تجربه ی انتخاباتی درمورد امور کشور وسازمانش ندارد، نمیتواند به ریزه کاری های امر تسلط داشته باشد وچه بهتر که خود را سرسنگین نشان داده و باین موارد وارد نشود!

آقای خزائی درطول این مدت بلند ، صدایی جز “حاضر، حاضر” اززبانش درنیآمده وقادر به درک  معنی ومفهوم رای مخفی وسیاه وسفید نیست !

او درقسمتی ازنوشته اش چنین مطرح میکند:

” ای معدود خارج کشوری ها- از خیل گسترده آن میلیونها هموطن شریف و ناخواسته آواره از وطن و در فراق میهن!- که به دفاتر و سفارتخانه های ضحاک زمان رفته و رای به نظام و ولایت مطلقه دادید:هر پاسخ تان طفره و فرار به جلو است. شما هیچ بهانه ای برای پوشاندن این ننگ و خیانت تاریخی ندارید. آیا شغل تان در سوئد و هلند و فرانسه و انگلیس و لس آنجلس و ونکوور در خطر بود؟ آیا بیزینس و مغازه هایتان در تهدید بسته شدن بود؟ آیا اجازه خروج تان از کانادا به پاریس و یا به جزایر قناری اسپانیا و رودوس یونان معطل مهرشرکت در انتخابات بود “؟

پس حق دفاع ازاین خارج کشوری ها سلب شده وکاری نمیتوانند بکنند وشاید که احتیاج باشد من حرف هایی دردفاع ازحقوق شهروندی آنهات بنویسم!!

کاش آقای خزائی هم ازاین خیانت ها میکرد ویکبار هم که شده ، شانس اش را برای دادن رای و ” حاضر ، حاضر ” نگفتن امتحان می کرد !

خودتان هم اذعان دارید که شغل این هموطنان خارج نشین درخطر نبود وبنابراین دلایل وانگیزه های علیحده ای برای شرکت درانتخابات داشتند!

درادامه :

” … حالا آهای ای فلان بابای چپول که این روزها سمبل این فلاکت و خیانت به پناهندگان شدی! تو گفتی که رای دادی زیرا از جنگ میترسی (بخوانید خلع ید از فاشیسم خمینیستی در لبنان و سوریه و عراق و یمن و افغانستان و شمال افریقا)- اما نترسیدی که فردا درخواستهای پناهندگی هزاران ایرانی عزیز آواره رد شود و آنها را با هواپیما و دست بسته به میهن اشغال شده آخوندی بفرستند؟ اینها مشکل تو نبود!؟ مشکل تو- و آنانکه با غدر و بیهوده بافی ترکه زیر دهل رژیم شده اند- این بود که سپاه قدس و قاسم سلیمانی از‌‌ٰ منطقه اطراف ایران بیرون رانده شوند. تا رژیم زهر دیگری را نوش جان و این چنین حقوق معلمان و کارگران و مزد بگیران دیگر را به مزدوران غیر ایرانی منطقه تقدیم نکند “.

دلیل اینکه  ” این بابای چپول ” – که نامش برخواننده ی مطلب شما روشن نیست – وقت پرداختن به این ترهات تو را ندارد ویا برای خودش دلایلی دارد – که البته براین نگارنده روشن نیست!

اما دستت درد نکند ازطرح مسائل سوریه  و…

معلوم میشود که تحلیل او این بوده که خوب نیست که با ضربه زدن به مردم سوریه وتنها گذاشتن آنها دراین جنگ تجاوزکارانه ای که برآنها تحمیل شده ، دست روی دست گذاشت واجازه داد که طرح خبیثانه ی خاورمیانه ی بزرگ عملی شده وما همسایه ی جدیدی بنام اسرائیل داشته باشیم!!

معلوم میشود که آن بابا منافعی در ایجاد خاورمیانه ی بزرگ نداشته ودرتضاد با شما که اینقدر برای تحقق این امر خبیث اینگونه بی قراری میکنید ، قرار گرفته است!!

خوب گوش کن عزیز!

هر انسان شریف  حتی با همه ی کارهای جمهوری اسلامی مخالف باشد ، با این دوراندیشی وسیاست خارجی آن که تو برشمردی ، مخالفتی نخواهد داشت !!

دیگراینکه ما هرگز ندیده ونشنیده ایم که یک پناهنده را بخاطر شرکت درانتخابات مربوط به کشور خود ، ازجایی می رانند و تو بیهوده آنها را تهدید میکنی ومی ترسانی!!

آقای مورد تنقید ما ، سوزش های خود را اینگونه بنمایش میگذارد :

” …تو چپول- بی دین سابق- دراین سالهای پایانی عمر به خامنه ای و حکومت و خلافت او بعنوان جانشین خدا بر زمین رای تایید دادی و رژیم هم – با این مشروعیت ساختگی- فردا خونهای پاک بی کران دیگری را در خیابانهای ایران از دانشجو و کارگر و مزدبگیر و مال باخته بر اسفالتهای وطن خواهید ریخت. اینها سوژه ترس تو نبود نه؟! سوژه تو شکست نیروهای قدس و نیروهای غیر ایرانی مزدور رژیم در لااقل هفت جای منطقه اطراف ایران بود! نه “؟!

وتو دیندار؟؟ فعلی وبنده ی دائم العمر رجوی ،  با تایید جنایت هایی که رجوی درمورد دوستان و همکاران تو انجام داده ، نتوانستی نظر مردم را بسوی اهداف خود- تحریم – جلب کنی!

مردم ایران به برنامه های کاندیداتور ها رای دادند ودراین برنامه ها ابدا اعلام نشده بود که بعد ازپیروزی خون مردم را خواهند ریخت !

سوژه ی این چپگرا وبی دین سابق هرچه بوده برای خودش بوده، اما مردم برای اداره ی امور کشور احتیاج به انتخاب ریاست جمهوری وشوراها دارند وزندگی را بخاطر تنگناهای موجود ، نمی توانند تعطیل کنند!!

البته شخص من هم – به همراه چند ده میلیون نفر ازمردم ایران – صدالبته که میخواهیم که به سوریه کمک شود تا بعنوان خط مقدم جبهه برعلیه اشغالگری های رژیم صهیونیستی ( ماشین جنگی غرب در منطقه ) استوار مانده وبه حفظ امنیت ما نیز کمک شود واین امر با ایجاد بلبشو درکشور وآتش زدن صندوق های رای ممکن نیست!!!

درپایان :

“کلام آخر: در حقیقت اینان باید بگویند که رای دادیم برای سلب حق رای خود! بعبارت دیگر رای دادیم که بگیم که چون صغیر و دیوانه و مهجورهستیم و ولی و سرپرست داریم پس حق رای و انتخاب حاکم و مقنن و مدیر نداریم “!

این مسئله درمورد خود شما صادق تر است که تمام امور شخصیه ی خود را دراختیار رجوی بوالهوس قرار دادید وقبول کردید که او بجای همه ی شما تصمیم بگیرد !

فرق اعضای بیچاره ی فرقه ی رجوی با مهجورین و صغار این است که دسته ی دوم اقلا ازحمایت قانونی کم وبیشی برخوردارند و افکار عمومی قدرتمند به کمک شان میآید تا حق شان آنگونه ضایع نشود که درمناسبات رجوی میگردد!

شما دربرابر چشم های بیدار مردم دروغ وقیحانه ای  میگویید آقا پرویز!!

سیروس  غضنفری

عضو نجات یافته ی سازمان مجاهدین خلق

تبریز- ایران

*** 

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

گزارش کمپ لیبرتی 6مجاهد خلق. متقاضیان سلاح از امریکا. حقوق بازنشستگی این افراد را چه کسی پرداخت خواهد کرد؟ (بخشی از گزارش چهارم ایران اینترلینک)

تیرانا ژوئیه 2014اولین کسی که از اشرف فرار کرد


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30146

فرقه ی رجوی برعلیه یک حکومت سکولار، پرونده سازی میکند! ا 

syrous_ghazanfari_2017سیروس غضنفری، ایران اینترلینک، تبریز، بیست و نهم ژوئن ۲۰۱۷:… آری خانم مریم رجوی در برنامه ی ؟؟!! ۱۰ مادگی اش که گویا قرار است با اجرای این برنامه حکومت ایران سرنگون شود، تاکید ویژه ای بر  حکومت سکولاریستی ( عرفی ) وجدائی دین ازدولت کرده است!! کسانی این مسئله را مطرح میکنند که نزدیکترین دوستشان حکومت مرتجع عربستان است که با تمام سریشم … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

عربستان سعودی مجاهدین خلق داعش و تروریسمWorld knows Saudi Arabia is source of terrorism

https://iran-interlink.org

فرقه ی رجوی برعلیه  یک حکومت سکولار، پرونده سازی میکند! 

۰۷/۰۴/۱۳۹۶                             

هروقت دستی، قلمی  رادر بین رجوی ها میگیرد وهریا زبانی ازآنها که پشت میکروفن قرار میگیرد ، کمتر موردی را میتوان یافت که درآنها تکیه ای بر سکولاریزم ولزوم برقراری آن توسط مریم رجوی درایران ، نشده باشد!

آری خانم مریم رجوی در برنامه ی ؟؟!! ۱۰ مادگی اش که گویا قرار است با اجرای این برنامه حکومت ایران سرنگون شود، تاکید ویژه ای بر  حکومت سکولاریستی ( عرفی ) وجدائی دین ازدولت کرده است!!

کسانی این مسئله را مطرح میکنند که نزدیکترین دوستشان حکومت مرتجع عربستان است که با تمام سریشم های موجود دنیا ، سکولاریزم را نمیتوان بر آن چسباند!

مناسبات موجود درفرقه ی رجوی هم ، شاید  بارها بدتر از رفتار این شاهان وشاهزادگان عربستانی بامردم خود باشد  ونتیجتا ادعای سکولاریزم و … درآن یک فریب بزرگ و دروغی بی شرمانه است!

۹۰درصد ارتش سوریه را سنی ها تشکیل میدهند ، آنها درکلیدی ترین وزارت خانه ها دارای مقام ورتبه بوده وهیچ تضییقی ازبابت دینشان بر آنها انجام نمیگیرد وحتی ازمسیحیان و … هم که بپرسید ، ازحکومت اسد درعدم مداخله درامور داخلی ( مذهب و … ) گله مندی نخواهند داشت وآیا اینها نشانه های سکولریزم نیستند واگر هستند چرا مریم رجوی سکولاریست؟؟!! اینهمه دشمنی با او میکند؟؟!!

آیا این دشمنی بمنزله ی دشمنی فطری او با سکولاریزم نیست ؟!

برای ادامه ی گفتار مختصرم نظر خواننده ی محترم را به خبر زیر که توسط رسانه های رجوی منتشر شده ، جلب میکنم:

” آمریکا: حمله شیمیایی مجدد برای اسد گران تمام خواهد شد – سخنگوی کاخ سفید گفته دولت بشار اسد در حال مقدمه‌چینی برای تدارک یک حمله شیمیایی است. آمریکا تهدید کرده که در صورت انجام این حمله، اسد و ارتش سوریه بهای سنگینی خواهند پرداخت. آمریکا می‌گوید رژیم بشار اسد احتمالا در تدارک یک حمله شیمیایی است. شان اسپایسر سخنگوی کاخ سفید گفته تحرکات نیروهای دولتی سوریه درست همانند همان اقداماتی است که پیش از حمله شیمیایی ۴ آوریل امسال دیده شده بود “.

حمله ی شیمیایی موهوم گذشته ابدا به اثبات نرسید وآنچه معلوم شد این بوده که نیروی هوایی سوریه به  مقر ی ازتکفیری ها حمله نمود که در زیر زمین آن بسته های کود شیمیایی وجود داشته و پس از آتش گرفتن حالتی شبیه عملکرد گاز شیمیایی پیدا کرده که البته خود آمریکا هم با وجود اطلاع دقیق ازاین موضوع ، به انتشار این خبر کمک نکرد ودر عوض با جنجال سازی، تلاش برای فریب اذهان عمومی نمود تا ترامپ بتواند با وجود مخالفت جدی کارشناسان پنتاگون ، حمله ی موشکی به پایگاه سوریه بنماید.

فرقه ی رجوی هم ، در نشان دادن ارادت خود چنین کرد وحالا نیز دارد راه این تجاوزگر جهانی برای تجاوز مجدد را با انتشار این اخبار ، آب و جارو میکند!

درادامه این خبر آمده است :

” به گفته سخنگوی ترامپ اگر این حمله انجام پذیرد، شهروندان زیادی از جمله کودکان کشته خواهند شد. شان اسپایسر در سخنانش که روز دوشنبه ۲۶ ژوئن (۵ تیر) به وقت محلی ایراد شد، تاکید کرده که ایالات متحده برای مقابله با “خلافت اسلامی” در سوریه حضور دارد، اما اگر اسد یک بار دیگر از سلاح شیمیایی استفاده کند “او [اسد] و ارتشش بهای سنگینی خواهند پرداخت”.

این عجیب است !

ترامپ که چیزی جز پول را دوست ندارد و برای ثروتمندتر کردن بازهم بیشتر هم رده های خود تلاش میکند وبه زبان آوردن این نیت خود را افتخاری برای خود میداند، چگونه میتواند دل درگرو سلامتی کودکان سوری داشته باشد که اگر داشت ، تمامی تصمیمات دولت های قبل از خود دایر بر ویران کردن وتجزیه نمودن سوریه را ملغی اعلام میکرد وباقطع حساب های بانکی گروه های تروریست ، تجزیه طلب وتکفیری ، مانع مرگ کودکان سوریه و … میشد!

هیچ عقل سلیمی قبول نمیکند که اسد وارتش سوریه در کشتار مردم کشور خودش ، سودی داشته باشد وبنابراین پیدا کنید کشورها وافرادی را که دراین نسل کشی ها منافعی دارند و خوب که بگردید ، ترامپ ها واشرافیت مالی آمریکا را درپشت این جنایات خواهید دید و گروه رجویه  راهم  که میپندارد از ریزه های این سفره ی گسترده با خون وجنایت ، استفاده ای خواهد برد!!

سیروس غضنفری

عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی

تبریز- ایران

*** 

https://youtu.be/cML2aJVpFeA

ژرار دوپره لابی مریم رجوی در پارلمان اروپاMEP Gérard Deprez claims 265 parliamentarians support Rajavi’s MEK. Really?

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29224

من شاهد زنده وزخمی کرد کشی های رجوی بودم!ا 

سیروس غضنفری، ایران اینترلینک، تبریز، آذربایجان شرقی، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۷:… در همین رابطه شاهد بودم که یک یگان توپخانه و تانک در سه راهی کیفری مستقر بودند وقتی شورشیان و مردم کرد به سمت شهر سلیمان بک حرکت کرده بودند آنها را به توپ و گلوله بستند و آنان را قتل عام کردند فردی به نام سعید منوچهری یکی از اعضای با سابقه فرقه با آب و تاب برایمان تعریف می کرد، ما به فرمان فرماندهان به سمت … 

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

https://iran-interlink.org

من شاهد زنده وزخمی کرد کشی های رجوی بودم!

۰۹/۰۲/۱۳۹۶

سیروس غضنفری

سیروس غضنفری

فرقه ی رجوی درواکنشی هیستریک به تذکرات سفیر ایران درآلبانی که وظیفه اش دفاع ازمنافع ملی کشور واتباع ایرانی که درآلبانی میباشد ، نوشته است :

” واکنش دیوانه‌وار سفارت آخوندها در آلبانی به‌دنبال دیدار سناتور مک‌کین با رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت- سفیر رژیم آخوندی، که یک عضو وزارت اطلاعات، مافیای ترور و شکنجه آخوندهاست، با تکرار چرندیات همیشگی علیه سازمان مجاهدین خلق ایران بیهوده تلاش می‌کند رابطه مجاهدین با مردم و نهادهای آلبانی را مخدوش کند… این تبلیغات مسخره برای مردم آلبانی که ۴سال است سازمان مجاهدین خلق ایران را از نزدیک تجربه کرده‌اند کمترین ارزشی ندارد و فقط بر نفرت آنها از رژیم پلید آخوندی می‌افزاید. مردم ایران رژیم آخوندی را پدرخوانده داعش و جامعه جهانی آن را بانی و حامی اصلی تروریسم بین‌المللی می‌شناسند”.

این فرد، طبق قوانین بین المللی ، سفیر رسمی ایران درآلبانی است ووظیفه دارد هرجا که لازم دانست ، دخالت کرده ومثلا به حضور جان مک کین جنگ طلب در کمپ ایرانی های اسیر دست رجوی که بمنظور حمایت از مریم رجوی بعنوان سر زندانبان این اسرا بوده تا زنجیر اسارت را برگردن این دوستان مفلوک من تنگ تر کند ، اعتراض نماید.

سفیر این حق را دارد که به دولت آلبانی تذکر دهد که جان مک کین حق ندارد درخاک شما ، حرف هایی درمورد سرنگونی عنقریب جمهوری اسلامی وحضور او درمیدان آزادی تهران داده ودخالت خشنی درامور دیگر کشورها بنماید!!

همچنین دادن تذکرات لازم به دولت مربوطه و آگاه کردن آن دولت به خطراتی که روابط فی مابین را خدشه دار نماید ، ازوظایف ذاتی یک سفیر است وموضوعی است کاملا طبیعی وغیر قابل اعتراض!

مثلا سفیر ایران درآلبانی باید طبق وظیفه ی خود ، اطلاعات لازم را درمورد سوابق باند رجوی دراختیار دولت آلبانی قرار داده واز خطرات  احتمالی حضور این چنینی باندی که سابقه ی سیاهی درکشور عراق دارد ، حرف بمیان آورد وهشدار دهد و …

اما یک خبر بشدت دروغی هم دراین اطلاعیه – که این بار مهر سازمان محاهدین خلق را خورده – آمده است :

” چهارده سال پس از اشغال عراق، در حالی‌که مزدوران رژیم ایران در این مدت مناصب کلیدی را در عراق در دست داشته‌اند حتی یک سند مبنی بر مشارکت سازمان مجاهدین خلق ایران در سرکوب مردم این کشور یافت نشده است…”.

من که جزو زخمی های این عملیات ضدبشری بودم وجای گلوله هنوز دربدنم قابل مشاهده است، با مراجعه به خاطرات کتبی پراکنده ام ، مختصری ازاین وقایع را بازگو کرده واین دروغ بزرگ رجوی ها را افشا میکنم:

” شروع جنگ کرد کشی با نام جلوگیری از حمله رژیم ایران: ساعت ۸شب ستون ها به اشرف رسیدند وگفته می شدکه سازمان بجز امکانات استقراری تمام وسایل ها را آورده بود اما رجوی دیدکه اگر به اشرف بیاد وبه صدام کمک نکند فردا دیگر درعراق ماندن سخت خواهد بود به همین خاطر یک مرتبه رهبران سازمان در جاده بازی که کرد ها برای تردد دراختیار سازمان  سازمان گذاشته بودند ، چه در شهر طوز و چه در ۳راهی کیفری وچه کلار وغیره درگیری راه انداختند ، این درگیریها آنقدر سنگین بود که هزاران نفر از اهالی روستا و شهر که نه سلاح داشتند و نه چیزی . توسط تانک و نفربرهای زرهی ما به توپ بسته شد و از ۳راهی کیفری تا سلیمان بک اطراف جاده و شهرها جسد کنار جسد بود ! بما گفتند که امروز با نیروهای قدس و سپاه پاسداران در ۳ راهی کیفری و طوز ، سلیمان بک درگیر شده ایم …

عملیات مروارید یک و دو:

 بعد از ۲ ساعت یک فرمان ازمسعود به تمام نیروها خوانده شد که از کیفری تا خانقین از سمت شمال قرارگاه واز جنوب شرقی از خالص – بعقوبه – مقدادیه , نیروها باید این منطقه را امننگه دارند و همین طور هم شد یک ستون از شهر طوز شروع کرد تا جلولا برای پاکسازی و یک ستون هم از سمت مقدادیه شروع کرد (مقدادیه همان جاست که مرکزفیلق دوم بود که آنجا را سازمان اشغال کرد و منطقه فیلق دوم به دست سازمان افتاد ) و مسئول استخبارات قرارگاه اشرف آن زمان تمام دستورات را به اینهامی داد و به هر ستون یک استخباراتی داده بودند که در مسیر اگر نیروهای ارتش عراقی جلو سازمان را گرفت بگویند که از طرف استخبارات هستند . در همان روزاز اشرف تا سه راهی کیفری حدود ۲۰۰ عراقی کشته و حدود ۵۰۰ نفر دستگیر شدنداما صحنه های دلخراش در سه راهی کیفری این بود که حدود ۵ نفر از مردم عادی که نیرو های سازمان را دیده بودند و فرار کرده بودند که با نفر برآنها را زیر گرفته بودند و در درگیری روزهای اول سازمان با نیروهای یه تکی ( نیروهای طالبانی) از سه راهی کیفری تا سه راهی اشرف که ۳ روز طول می کشید یک دستگاه مینی بوس شهروندان عراقی را که از آنجا می گذشتند با توپ  وتانک هدف قرار دادند که همگی یکجا کشته شدند و در یک نقطه هم به مینی بوسی ایست داده بودند  وراننده نگهنداشته بود، ولی بدون توجه به اطاعت راننده، با نفر برB.M.P1 زده شده و تمام نفرات کشته شده بود و ازاطراف که فیلم برداری کرده بودند بعداً در نشست به خاطر پیروزی گذاشتهبودند و مسعود می گفت اینها پاسداران رژیم هستند که به فرمان مریم زیر نفربر و تانکهای شما زیر گرفته شده اند و به این کار افتخار می کرد.
در شهر طوز سازمان به قبرستان هم رحم نکرد و کل شهر را زیر آتش گرفت . یکی از بچه ها تعریف می کرد که صحنه شهر دلخراش بود شاید همین کارسازمان باعث شد که این فرد بعد ازآمدن به قرارگاه از سازمان جدا شود . می گفت حادثه ی مینی بوس را شایداز یاد ببرم و بگویم اشتباه بوده ولی شهر طوز زیرآتش توپ و تانک گرفته شده را اشتباه حساب میکنم… بعد از ۳ ساعت توپ باران شهر , ریش سفیدان کردآمده با محمودقائم شهر و پری مذاکره کردند و در ورودی و خروجی شهر ایست بازرسی زدند وبعد از چند روز نوبت حمله به شهر کلار بود که یک ستون برای پاکسازی رفته بود وبعد از چند ساعت درگیری در شهر کلار مردم مقاومت کردند و سازمان یک ستون درآنجا کشته داد و در پیام به نیروها اعلام کرد که حدود ۱ لشکر از رژیم درکلار کشته شده است.

در یک ایست بازرسی که زنان سازمان در ورودی شهر سلیمان بک گذاشته بودند به یک خودروی در حال عبور ایست دادند که خودرو به حرکت خود ادامه داد که ناگهان به دستور فرماندهان سازمان توپچی نفربر زرهی به سویش با توپ شلیک کرد و نفرات داخل آن آتش گرفتند و سوختند و سپس به دستور فرماندهان با نفربر زرهی از روی خودروی سواری عبور کردند که تمامی سرنشینان به طرز فجیعی کشته شدند.
درگیری بعدی در خانقین یا محور ۵ آن وقت بود که از مقدادیه شروع شده و دراطراف شهرجسدها روی زمین باقی بود و چون آن موقع نیروهای یگان مهندسی را به فرماندهی داده بودند ما ۴ نفر ه یک اکیپ بودیم ( اسکورت فرمانده ها) بودیم و حالا از آن ۴نفر دو نفر زنده است …

در درگیری اطراف جلولا که از روز عید همان سال شروع شد من از حفاظت فرماندهی به یگان رفتم ، یک تراکتور را دیدیم از مردم همان منقطه بود از بالادستور آمدکه آنها نیروهای رژیم بودند و برای شناسایی آمده بودند که بچه ها درگیر شده و آنها را کشتند و همان روز منطقه را زیر توپ قرار دادند و ازاطراف هم که روستاییان فرار می کردند بین راه در وسط جاده با گلوله توپ کشته می شدند ..

در همین رابطه شاهد بودم که یک یگان توپخانه و تانک در سه راهی کیفری مستقر بودند وقتی شورشیان و مردم کرد به سمت شهر سلیمان بک حرکت کرده بودند آنها را به توپ و گلوله بستند و آنان را قتل عام کردند فردی به نام سعید منوچهری یکی از اعضای با سابقه فرقه با آب و تاب برایمان تعریف می کرد، ما به فرمان فرماندهان به سمت ارتفاعات طوز حمله کردیم وقتی کردها عقب نشینی می کردند یکی از کردها که زخمی و عقب تر از بقیه حرکت می کرد را دنبال کردیم و با ام تی ال بی از روی سرش رد شده بودیم و اینها سند افتخارات رزمندگان و فرماندهان رجوی درجریان  همان داستان کردکشی بود که مریم می گفت برای این ها (کردها) ازگلوله استفاده نکنید با تانک ونفربر از روی آنها رد شوید تا درسی شود برای تک تک افراد !!!

البته بعد از ۱ ماه روشن شد که اینطور نبوده وخود مسعود گفت صاحبخانه باید به شما بنازد و چرا که اگر شما نبودید الان عراق از دستش خارج شده بود .دراین ماجرا سازمان به نیروهای خود هم رحم نکرد و هر کس که بدون اجازه به جایی می رفت ، می زدند که چند مورد داریم که الان یکی هم در ایران هست …سران مجاهدین خلق خطاب به نیروهای خود گفتند: گوهران بی بدیل ( تکه پاره کنید کردها را ) که این افتخار شما مجاهدیان درآینده می باشد …

یک سری نیرو برای آزادسازی شهر کلار وارد شهر شدند که در همانجا کشته شدند و مسعود رجوی در یک پیام گفت مسیر را اشتباه رفته بودند و در آنجا گرفتار شده اند …از تعداد کشته های آن شهر نفر خبر دقیقی ندارم اما از افراد سازمان حدود ۱۲ الی ۱۳ نفر می باشد که عکس های آن را در زیر می آورم ” .

واین هم کشته های سازمان درآن زمان که دروغ بودن ادعای فوق الذکر باند رجوی را برملا میسازد:

قتل عام مردم کردستان عراق توسز مجاهدین خلق فرقه رجویَ

قتل عام مردم کردستان عراق توسز مجاهدین خلق فرقه رجویَ

سیروس غضنفری- عضو نجات یافته از فرقه ی رجوی- تبریز- ایران

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28982

فرقه ی رجوی طاقت ازدست داده!ا

Cluster Munition Yemen MEK Rajavi Saudi Arabia3سیروس غضنفری، ایران اینترلینک، تبریز، آذربایجان شرقی، دوازدهم آوریل ۲۰۱۷:… فقط ما مطرح کرده ایم که دوسوم این موشک ها به هدف نخورده وگم وگور شده و اعتبار نظامی آمریکا وبازار اسلحه اش را کمی خراب کرده ومتعحب ازاین هستیم زمانی که شما که ازاین موشک ها ندارید، چرا ازگم وگور شدن این ۳۶ موشک آمریکائی ناراحتید؟؟ آیا ازاین بابت ضرری متوجه شما شده است؟؟!! یا آن ضرب المثل ترکی درستی خود را … 

چرا مریم قجر در مورد حمله شیمیایی حلبچه و سردشت سکوت کرده بود؟

https://iran-interlink.org

فرقه ی رجوی طاقت ازدست داده!

چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ شمسی   

بازهم فرقه ی رجوی سایت یاران شیطانی خود را بکار انداخت تا دربرابر کسانی که ازروش های تشکیلاتی، سیاست های داخلی وخارجی این گروه ضدملی، مستبد وتمامیت خواه انتقاد میکنند ، با استفاده ازادبیات منحصر بفرد خود موضعگیری ولجن پراکنی کنند.

درقسمتی ازاین موضعگیری آمده است :

” حالا که این مزدوران از جمله شعبانی علی اکرامی ،پوراحمدی وخدابنده وصالحی وغضنفری ووحید همه ریل رذالت خیانت وقتل وکشتار وشکنجه را با مردم مجاهدین وخانواده های آنها رفته اند ،ولی هنوز اعتقاد والتزام عملی به ولایت فقیه را آنطور که وزارت وولایت میخواهند اثبات نکرده اند ، سپاه ووزارت اطلاعات امثال هادی شعبانی را به جبهه سوریه کشانده اند تا پوتینهای ودستان بشار اسد را لیس بزنند وجویده های روحانی وقاسمی سخنگوی وزارت خارجه ولمپن پاسدار شمعخانی وقاسم سلیمانی را در مورد بشار اسد ودولت خونریزش نشخوار کنند “.

البته افرادی که متعلق به استان ما نیستند، خودشان تصمیم میگیرند که موضعی دربرابر این نوشته بگیرند ویانه!

اما من صلاح دانستم به آن قسمت از اتهام ها ودروغ پراکنی ها که مربوط به استان آذربایجان شرقی باشد ، جواب مختصر ومفیدی داده باشم.

راه وروش دست بقلم های ما مخصوص خود بوده وما استانی هستیم که بیانیه ها واخبار باند رجوی را نقل کرده وبه نقد مستدل، مودبانه و مستند آن می پردازیم!

یعنی ما زمانی به مسائل مثلا سوریه وارد می شویم که فرقه ی رجوی درمورد آن موضع ضد بشری گرفته وحرف دشمنان بشریت را برعلیه دولت وملت سوریه نشخوار میکنند وگرنه ما هرگز نوشته های خارج از عرف موجود نمیزنیم وزمانی قلم بدست میگیریم که با افشای دوستان واربابان خارجی باند رجوی ، ماهیت این گروه دغلکار را روشن کنیم و الاهیچ دوستی یادشمنی خاصی با بشار اسد و … نداریم ومثل تمامی انسان های صلح طلب ، آرزوداریم که مردم سوریه درآرامش کامل وبه دور ازسرنیزه ی تروریست های تکفیری وسلفی ، درپای صندوق های رای، سرنوشت بشار اسد را تعیین کنند ونه دیگران  بعنوان دایه ی بهتر ازمادر!

یاران شیطان رچوی می نویسند:

” امثال هادی شعبانی اکرامی ووحید گماشته های اطلاعات سپاه ووزارت اطلاعات از پاچه گیری به کاسه لیسی ولیسدن پوتین ها ودستهای خونین اسدارتقاءیافته اند … “.

افشای جنایت های فرقه ی رجوی و معرفی کردن دوستان جهانی آن ، ازوظایف ذاتی تشکل ماست وما دراین مورد هرچه را که درست ومستند باشد ، مطرح میکنیم.

شما بهترازما می دانید که برقراری روابط انسانی درمناسبات رجوی ، علت وجودی تشکل ما را ازبین می رود وبنابراین اگر میخواهید حرفی درنقد مواضع تان زده نشود ، این مناسبات را برقرار کنید ودست ازحمایت تکفیری ها، ارتجاع جهانی ومنطقه ای بردارید!!

این رسانه ی رجوی درادامه ی دروغ بافی هایش می نویسد:

” هم شعبانی واکرامی وهم وحید که اخیرا برای لیسیدن دستان وپوتینهای اسد به صحنه آورده شده اند،  همگی جنایتکاران شکنجه گر خانواده ها وعضو انجمن نجات شعبه پوشش وزارت اطلاعات واطلاعات سپاه اند آنها بصورت کلیشه ای جویده های روحانی ، شمعخانی وقاسمی سخنگوی روحانی شیاد را نشخوار کرده اند آنها به فرموده ولایت ووزارت واطلاعات سپاه نوشتند. – نفس بمباران شیمیائی مشکوک است – کارگاه وانبار تروریستها که شیمیای داشت را جت های اسد زده است. –  با گفتن یک خط در میان ارتش سوریه ارتش سوریه پوتین ها ودستان اسد جنایتکار را لیس میزدند. در حالی تمامیت جوامع متمدن  جهانی بجز اسد وخامنه ای کشتار شیمیائی کودکان سوری توسط خامنه ای واسد را بشدت محکوم واز هدف قرار دادن پایگاهی که این بمباران شیمیائی را انجام داداست را تائید وحمایت کردند ” .

ما هرسخنی را که ماهیت باند رجوی را بهتر افشا کند ومردم را نسبت به سرنوشت حدود سه هزار اسیر چنگال او حساس سازد، مطرح میکنیم!

گفته های ما معمولا متکی به مستندات وحتی نوشته های خود باند رجوی است ورعایت اصول ژورنالیستی شیوه ی ما بوده ودر تضاد کامل با نوشته های باند رجوی است که مشحون از فحاشی، جعل کلام دیگران وجنجال آفرینی است!

البته  نگاه ما به جوامع متمدن درتعارض با نگاه شماست وصریحتر آنکه ، شما دولت های سلطه گر رابجای مردم جوامع نشانده اید که ما چنین نمیکنیم وفریب مردم را کاربسیار زشت ارزیابی میکنیم!

ما هرگز هیئت های حاکمه ی صد ساله ی آمریکا را که به ۷۰ کشورجهان حمله ی نظامی نموده ویا درآنها کودتای نظامی ضد مردمی براه انداخته، متمدن نمیدانیم که اگر میدانستیم ، صفوف شما را ترک نمی کردیم! 

همچنین :

” الان که اوباما رفت وآرزوهای همگان در حاکمیت ولایت فقیه به باد رفته وحشت سراپای کل نظام را گرفته است.این ترس ووحشت که تنها با ۵۹موشک که بقول این مزدوران به هیچ هدفی اصابت نکرد. در صورتی روزنامه های دیکتاتور سوریه تعداد شکته ها وخسارت وارده را اعتراف کرده اند “.

کسی نگفته که تعدادی ازاین ۵۹موشک به هدف نخورده ، فقط ما مطرح کرده ایم که دوسوم این موشک ها به هدف نخورده وگم وگور شده و اعتبار نظامی آمریکا وبازار اسلحه اش را کمی خراب کرده ومتعحب ازاین هستیم زمانی که شما که ازاین موشک ها ندارید، چرا ازگم وگور شدن این ۳۶ موشک آمریکائی ناراحتید؟؟

آیا ازاین بابت ضرری متوجه شما شده است؟؟!!

یا آن ضرب المثل ترکی درستی خود را ثابت کرده است که میگوید : ” آغانین مالی گئدیر، نوکرین جانی چیخیر= مال ارباب تلف میشود ونوکر برای آن جان میدهد “!

اما برای اینکه زیاده ننویسیم ، توجه خوانندگان محترم را به یک خبر تکان دهنده از رسانه های نسبتا صلح طلب آمریکائی نقل میکنم تا چهره ی باند رجوی واربابان ریز ودرشت اش را بهتر بشناسند :

” کودکانی که قربانی توطئه حمله موشکی به سوریه شدند – گلوبال ریسرچ- گلوبال ریسرچ در گزارشی نوشت: ممکن است تصاویری که از کودکان کشته شده در حملات شیمیایی شرق دمشق پخش شد، وحشتناک ترین دروغ تاریخ باشد. «جولی لیوسک» و پروفسور «مایکل شسودوفسکی» در گزارشی در گلوبال ریسرچ تأکید کردند: دلایل و مدارک فراوانی نشان می دهد که مخالفان شمار زیادی از کودکان سوری را ربوده، کشته و سپس با اجساد آنها تصاویری تهیه کرده اند؛ تا اینگونه وانمود شود که این کودکان در حملات شیمیایی ارتش سوریه کشته شده اند. هدف از این کار این بود که دولت سوریه مسئول حمله شیمیایی شناخته شود، و خشم افکار عمومی زمینه را برای جنگ جدید به رهبری آمریکا در منطقه آماده کند. یافته های دو گروه فعال در زمینه کمک های بشر دوستانه به نام «مادر اگنس مریم» و گروه «حمایت بین المللی آشتی در سوریه» نشان می دهد که تصاویر ویدئویی که آمریکا و هم پیمانانش به آنها به عنوان دلیل و مدرک حمله شیمیایی در سوریه اتکا می کنند، صرفا نمایش رسانه ای است. نزدیکان و خانواده های کودکان ربوده شده در سوریه با این گروه ها تماس گرفته و کودکان ربوده شده خود را در این تصاویر شناسایی کرده اند. این دو گروه پس از بررسی های دقیق بدون هیچ شکی به این نتیجه رسیده اند که این کودکان از سوی گروه های مسلح ربوده و کشته شدند تا از اجساد آنها نمایشی به نام حمله شیمیایی در حومه دمشق تهیه شود. در بررسی تصاویر متعددی که از کودکان قربانی این حملات منتشر شده می توان به این نتیجه رسید که عاملان و تهیه کنندگان این تصاویر اجساد کودکان را در چندین منطقه گرد هم آورده و از انها فیلم برداری کرده اند. وجود چندین مکان برای فیلمبرداری باعث شده تا برخی از جنازه ها در چند مکان دیده شوند. یعنی جنازه یک کودک با لباسی خاص در چند فیلم وجود دارد که این نشان بی دقتی تهیه کنندگان این تصاویر است. مهدی داریوش ناظم رعایا کارشناسی که این یافته ها را با دقت بررسی کرده می گوید: از اجساد کودکان کشته شده به گونه ای تصویربرداری شده که خشم افکار عمومی را برانگیزد و ادعاهای آمریکا علیه دولت سوریه را تایید کند. علاوه بر این چند خبرنگار از جمله دیل گافلک خبرنگار آمریکایی آسوشیتدپرس در مقاله ای که در سایت مینت پرس منتشر شد اطلاعاتی را ارائه کرده اند که نشان می دهد “بندر بن سلطان” رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان وارد کننده عمده تسلیحات شیمیایی در سوریه برای شورشیان است. پس از انتشار این مطلب گافلک تهدید شد و از وی خواسته شد این مقاله را تکذیب کند. یک مقام ارشد سازمان ملل مرتبط با مسائل سوریه بدون اینکه بخواهد نامش فاش شود سخنان گافلک را تایید کرده و می گوید: دولت سوریه با حمله ادعایی شیمیایی در منطقه غوطه ارتباطی ندارد و دستگاه اطلاعاتی عربستان پشت این حمله است. اما کسی جرات گفتن این حرف را ندارد. – خلاصه شده به نقل از مجله هفته. “  پایان نقل قول

سیروس غضنفری

عضو جدا شده از سازمان مجاهدین رجوی

تبریز- ایران

*** 

بمب های خوشه ای در یمن توسط عربستان سعودی و مجاهدین خلق فرقه رجویسیاست های جهانی و باند رجوی را بهتر بشناسیم!ا

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

http://youtu.be/MoVcUov9fSE

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28896

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت اول و پایانی 

 کمپ بدنان اشرف تعطیل شدانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی ام مارس ۲۰۱۷:…  تمامی تلاش های سازمان بر ادامه ی حضور درعراق بود وحتی زمانی که ازاشرف به لیبرتی نقل مکان کرد، تصور سردرآوردن خود ازآلبانی را نمیکرد ونمیدانست که فشار خانواده ها وسایر عوامل ، چنین سرنوشت ناخواسته ای را برای او رقم خواهد زد. شعار محوری سازمان ” انقلاب نوین ایران توسط … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی تیراناتبخیرشدگان فرقه رجوی در آلبانی

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت اول

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶
لینک به منبع

 سیروس غضنفری و خانوادهس- با تبریک آغاز سال نو ، ازاینکه دوباره حاضر شدی که وقت ات را صرف جواب دادن به سئوال های ما بکنی ،  سپاسگزاریم.

ج- با عرض تبریک متقابل ،این وظیفه ی من است که تجربیات خود را با هموطنان خود به اشتراک گذاشته تا  درحد خود نگذارم سرنوشتی مانند امثال من ومخصوصا اسرای هنوز درزنجیر رجوی نداشته باشند.

س- سال گذشته سپری شد . بنظر شما کارهای سازمان دارای چه دستآوردهای منفی ومثبت برای آن داشت؟

ج- اطلاع دارید که درسالیان گذشته ، تمامی تلاش های سازمان بر ادامه ی حضور درعراق بود وحتی زمانی که ازاشرف به لیبرتی نقل مکان کرد، تصور سردرآوردن خود ازآلبانی را نمیکرد ونمیدانست که فشار خانواده ها وسایر عوامل ، چنین سرنوشت ناخواسته ای را برای او رقم خواهد زد.

شعار محوری سازمان ” انقلاب نوین ایران توسط ارتش آزادیبخش ” بود و آنهم درداخل ظرفی بنام عراق تعریف شده بود.

درهمان دوران بود که مسعود رجوی شعار داد : ” اگر کوه ها بجنبند، اشرف نمی جنبد ” که  چگونگی این پیش بینی داهیانه ؟؟!! را درعمل شاهد بودیم.

حضور خانواده ها در درب اشرف وسپس لیبرتی ، غیر عملی بودن این شعار را بزودی نشان داد وسران فرقه که درلاک دفاعی رفته بودند ، صرفا به خریدن زمان پرداختند تا شاید دری به تخته بخورد وفرجی حاصل گردد!!

رجوی با پذیرفتن خلع سلاح توسط نیروهای آمریکائی، عملا ارتش آزادی بخش خود را ازدست داده بود وطرح مکرر نام آن چیزی جز تعارف وانهم درراستای مصرف درون تشکیلاتی نداشت!
اما رجوی بیدی نبود که ازاین بادها بلرزد وبا کمال وقاحت مطرح کرد که آمریکائی ها سرفرصت لازم سلاح هایی بغایت پیشرفته بما تحویل خواهد داد!

واقعه ی انتقال به لیبرتی نشان داد که خبری ازاین سلاح ها وحمایت ها نیست و رهبران این باند برای جلوگیری ازطرح سئوال مربوطه، موضوع بحث را عوض کرده و بجای آن، مدام  مقامات عراقی را متهم می کردند که در انتقال اعضای سازمان به خارج ، کارشکنی میکند تا بدینوسیله افرا د را دلخوش سازد که به اروپا خواهند رفت ومیتوانند جدا شوند ویا زندگی بهتری را درآنجا ودردرون تشکیلات اروپایی شده تجربه خواهند کرد!!

انتقال به آلبانی ، مانند انتقال به لیبرتی هم حالت ترانزیتی داشت وقرار بود که این اعضای تیره بخت مدتی دراردوگاه تیرانا بمانند وپس از معالجه ی روحی ، آموزش زبان و کسب تخصص های لازم لازمه ی  زندگی در اروپا و … ، پناهندگی سیاسی کسب کنند.

اما سران فرقه ازهمان ابتدای انتقال زیر قول خود زده و به گروگان های خود چنین تلقین کردند که اردوگاه آلبانی محل زندگی دائمی آنها خواهد بود!!

برای تثبیت این سیاست ( اقامت دائمی در یک اردوگاه ) – که به معنی کنترل دائم اعضاء وجلوگیری ازآزادی نسبی آنهاست – مریم رجوی راسا چندین سفر محرمانه به آلبانی انجام داد ودرسرانجام کار که وضع را آشفته دید ، سفر خود به آلبانی را علنی  وپر جار وجنجال تر کرد وغافل ازتغییر دوران، تصور نمود که باشبیه سازی مراسمی که مسعود درعراق برگزار میکرد و شور وشوق موقتی برای ماندن ایجاد میکرد ، میتوان تشکیلات را سرپا نگه داشت وجلوی استعفاهای وسیع را گرفت !!

نظر من باتوجه به سوابق ذهنی زیادی که ازفرقه ی رجوی و روانشناسی آن دارم ، این تلاش ها ببار نخواهد نشست وازهمین روست که با قبول پرداخت حقوق جدا شده ها بشرط انجام ندادن کاری برعلیه فرقه ی رجوی موافقت شده تا بطور موقت از افشا گری آنها جلوگیری شود!

این اولین باجی است که سازمان به ناراضیان خود میدهد و مسلما که موضوع به همین سادگی فیصله نخواهد یافت وزندگی نشان خواهد داد که این مسکن تجویز شده توسط مریم رجوی، دوامی طولانی نخواهد داشت!

س- پس شما امسال را که چند روزی است آغاز شده، سال خوبی را برای رهبران فرقه پیش بینی نمی کنید؟

ج-  البته باید باین اصل مهم توجه داشت که حقیقت ازکنار هم قرار دادن واقعیت ها روشن می شود ومن اخبار زیادی در این مورد دراختیار ندارم که با تحلیل آنها، نظر قاطعی دراین مورد ارائه دهم .

اما شواهد موجود به اندازه ایست که درکنار تجربیات شخصی خودم از سازمان ، بمن اجازه دهد که بگویم که سال خوبی برای مریم رجوی وشرکا نخواهد بود وگسست فعلی درون تشکیلاتی ، ابعاد وسیع تری خواهد یافت.

س- درمورد سیاست های خارجی- دوستان ودشمنان باند رجوی- مختصر توضیحاتی ارائه دهید.

ج- دراین مورد کافی است که به برنامه های سیمای باصطلاح  آزادی توجه کنید و جشن وشادی ای که از سقوط قذافی وبهم ریختن اوضاع سوریه براه انداختند !

حالا این فرستنده به سخنگوی شبانه روزی گروه های تروریستی سوریه تبدیل شده و عملا خود را درکنار رسانه های آمریکا، اسرائیل، عربستان  و… قرار داده است. کشورها وجریاناتی که

مخالف سرسخت هرگونه عدالت اجتماعی ولزوما ” جامعه ی بی طبقه ی توحیدی ” میباشند!!

بنابراین با مشاهده ی این دوستان واربابان خارجی و وضع آنها، میتوان فهمید که فرقه ی رجوی ، سازمان مجاهدین سابق را درچه منجلابی فرو برده است!

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت دوم و پایانی

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶
لینک به منبع

س- اگر حرف های دیگری هست که لازم میدانید مطرح شود، مطرح فرمایید.

ج- هنوز آثار خروج این فرقه ازعراق ، به تمامی عیان نشده و کمی بیشتر باید منتظر بود تا شاهد نتایج ملموس تری شد .

ادامه ی حیات سیاسی درآلبانی احتیاج به برنامه های روشن وواقع بینانه ای دارد که من به تجربه این راست اندیشی را در رهبران فرقه نمی بینم. آنها همواره ناکامی های خود را به حساب دیگران گذاشته و خود را تبرئه میکردند وما میدانیم که اتخاذ این رویه اگر بطور مقطعی هم موفقیتی داشته باشد، درتحلیل نهائی ، موریانه وار تشکیلات را ازدرون خورده و ازبین می برد!

رجوی شکست قیام ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ رابه گردن فدائیان و … انداخت .

شکست هایش درفرانسه را معلول هیئت اجرائیه ی ضعیف دانست .

رسوائی سنگین عملیات فروغ جاویدان را به حساب حمل عواطف خانوادگی و جنسی ازطرف رزمندگان خود گذاشت و ابدا قبول نکرد که درارزیابی اوضاع، چقدر ازمرحله پرت بوده است!
هم اکنون نیز خانواده ها متهم می شوند که از رژیم خط میگیرند وبه ملاقات خویشان خود می روند تا به آنها بگویند سررشته ی زندگی خود را بدست بگیرند!

ازنظررجوی ، انسان مستقل و بدست گیرنده ی سرنوشت خود توسط خود، انسانی خائن بوده و نمیتواند دردستگاه سلطه وتابعیت وی حضور داشته باشد وازاین روست که این زن وشوهر هرجرقه ی کوتاه ازطرف خانواده ها به اسرای خود را خیانت ودرحکم آغاز مرگ خود محسوب کرده وآنها را بدترین دشمن خود میداند وجدا شدگان حامی این خانواده ها را هم از این قاعده مستثنی نمیکند!

سیاست های باند رجوی ، باری به هر جهت است!

این باند دورافتاده ازمردم ایران ، تنها منتظر حوادث غیر مترقبه ایست که به کمک اش بشتابد وگرنه برنامه ای مدون – اعم از کوتاه وبلند مدت – ندارد.

چشم وگوش اش درحال پاییدن سخنان این یا ان سخنگوی قدرت های استعماری است وبنابراین مانند گذشته خریدن زمان تا وقوع این حوادث غیر مترقبه است !

بلی این تشکیلات که عمر طولانی ای هم ازمن برباد داده ، چشم امید  به قسی القلب ترین دشمنان بشریت دوخته و میخواهد که همواره درمد نظر آنها باشد!!

بنظرمی رسد که رجوی درزمان سقوط صدام ، میتوانست گزینه ی بهتری داشته باشد وآن انتقال اعضایش به اروپا بود که لااقل درسی میخواندند و مانند اعضای سایر احزاب ، بطور نیمه وقت دراختیار تشکیلات قرار گرفته و این انسان های تحصیلکرده ، کمک بیشتری میتوانستند به سازمان بکنند.

اما رجوی که می دانست که با توسل به کدام شیوه های محیلانه ، گوش به فرمانانی صم وبکم را بخدمت شخصی خود درآورده ، اعتمادی باین افراد نیمه رها شده نداشت وازطرف دیگر ، حمله ی خارجی به کشور را در دسترس میدید ونمی خواست مرزهای کشور را ترک کند تا چلبی وار به قدرت برسد!

اودرطول زندگی اش هرگز اصل مهم ” تحلیل مشخص از شرایط مشخص” را درک نکرد وپنداشت که ایران همان عراق است ، گذشت سال ها شرایط را تغییر نمیدهند و او همان چلبی است!!!

 با عطف نظربه اطلاعات پراکنده ی موجود ، بنظرمی رسد که این دوستان وهمکاران من درتشکیلات رجوی ،  براین امر واقف شده اند که لازم نیست که مانند عراق مطیع محض باشند ومسلما قدر آزادی جزئی بدست آمده درآلبانی را بتدریج درک خواهند کرد.

دیگر اینکه افراد سازمان پیر شده اند وباتوجه به ممنوعیت داشتن همسر وفرزند ، سازمان درسال های آتی دچار بحران کمبود نیرو خواهد شد و …

خلاصه اینکه ، سازمانی که از یک تماس تلفنی عضوش با خانواده ی مرتبط اینهمه بترسد ، نمیتواند خود را یک سازمان سیاسی – که عمده فعالیت اش زیستن درمیان مردم است – معرفی کند!

درست تر آنست که فرقه ی رجوی فقط وفقط منتظر معجزاتی است که  گویا سلطه گران بوجود خواهند آورد واو هم به نان ونوائی خواهد رسید!

اشکال این نظریه درآنست که نمیتوان یقین کرد که این معجزات فرضی باین زودی روی دهد!

س- چه پیامی برای کسانی که میخواهند از تشکیلات رجوی رها شوند، دارید؟

ج- مشکل اساسی دراین است که این افراد کاملا ایزوله شده، تحلیل نسبی هم ازفردای پس ازجدا شدن ندارند وبنابراین ترس مبهمی وجود آنها را فرا گرفته است .

ترس ، نتیجه ی جمود وحرکت نکردن است و اگر آنها حرکت کنند، ترس شان تدریجا ازبین می رود.

البته شرایط آلبانی بمراتب مناسبتر ازعراق برای این افراد هست.

با این وجود این انسان های منفرد شده وبی اطلاع ازاوضاع ، احتیاج به کمک هایی مخصوصا ازطرف خانواده ها دارند که با فعال شدن مجدد ” بنیاد خانواده ی سحر ” ، میتوان امیدوار بود که این کمک های عاطفی به همراه آوردن فشار به دولت آلبانی وسازمان های جهانی ذیربط جهت اعمال فشارهای قانونی به مریم ودست نشاندگانش ، به ثمر برسد.

کار این هم بندان ودوستان سابق من چندان آسان نیست ولی سرانجام آنها دراکثریت خود موفق خواهند شد که سررشته ی زندگی خود را راسا دردست بگیرند.

من برای فرا رسیدن این مرحله روز شماری کرده وآرزوی توفیق برای این دوستان هنوز دربندم دارم.

س- باسپاس بخاطر وقتی که دراختیار ما گذاشتید.

ج- من نیز بنوبه ی خود این زحمات شما را پرفایده دانسته و ازاین بابت کمال تشکر را از شما دارم.

مصاحبه کننده :فرید

*** 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsThe Iranian MEK in Albania: Implications and Possible Future Sectarian Divisions (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult) 

مجاهدین خلق زباله شیمیایی و مواد مخدر در آلبانیAlbania: Toxic Waste, Cannabis and the Iranian Mojahedin Khalq (Rajavi cult) are part of the same equation under the devilish Justice Reform

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27923

فرار فاطمه علیزاده ، ماهیت نامه های کذائی اسرا را لو داد! 

 fatemeh_alizadeh_mojahedin_khalq_rajavi_cultانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۶:… میشود به مردم دروغ گفت ومدتی آنها را سرگرم نگهداشت وحتی منحرفشان کرد! اما این رویه ی نامرضیه، به هیچکس وفا نکرده و زمانی اتفاق افتاده که این دروغ وشانتاژها ، پیش از آنکه آثار مورد نظر خود را بروز دهد، افشا شده و پدر منتشر کننده ی این نوع اخبار را در آورده است! باند رجوی ، این بار نتوانست ازاین نوع نامه ها … 

فاطمه علیزاده مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی مطلبی جعلی از قول فاطمه علیزاده در سایتهای جعلی تر، فرار به جلوی رجوی و همپالگی هایش در مقابل خانواده های گروگانها در آلبانی
(فرار سه تن از اعضای رهبری مجاهدین خلق در آلبانی)

لینک به منبع

فرار فاطمه علیزاده ، ماهیت نامه های کذائی اسرا را لو داد!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵
 
میشود به مردم دروغ گفت ومدتی آنها را سرگرم نگهداشت وحتی منحرفشان کرد!

اما این رویه ی نامرضیه، به هیچکس وفا نکرده و زمانی اتفاق افتاده که این دروغ وشانتاژها ، پیش از آنکه آثار مورد نظر خود را بروز دهد، افشا شده و پدر منتشر کننده ی این نوع اخبار را در آورده است!
باند رجوی ، این بار نتوانست ازاین نوع نامه ها بهره برداری کند وبجای آن، این نیرنگ بازی ها ، مانند آواری برسر خودش خراب شد!

جریان ازاین قرار است که درهمین چند روز گذشته، نوشته ای با امضای خانم فاطمه علیزاده ( عضو شورای مرکزی گروه رجویه) ودرتوهین تمام قد به خانواده های اسرای رجوی در سایت های مربوط به این گروه دغلکار منتشر شد و گروهی از خانواده های اسرای رجوی درآلبانی، به موضع گیری پرداخته و دربیانیه ی منتشره ی سه روز پیش خود، ضمن محکوم کردن این نوع برخورد به خانواده ها ، نوشتند که ” فحاشی های باند رجوی عزم ما را جزم تر میکند” !

دراین بیانیه خانواده های آذربایجانی ، بصورت معنی داری قید شده بود که خانواده ها با این نوع ادبیات خاص باند رجوی آشنائی کامل دارند و حدس میزنند که بدون اطلاع اشخاصی که امضاهایشان پای نوشته های مبتذل گذاشته میشود ، شخص ویا اشخاصی از دست بقلم های رجوی مبادرت به تنظیم ونشر این نوع نامه ها برای ناامید کردن خانواده ها مینمایند!

من برای جلوگیری ازاطاله ی کلام، نظر خواننده ی محترم را به خواندن بیانیه ی خانواده های آذربایجانی ازلینک زیر توصیه میکنم:

http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=24268

واما بعد!

اخباری ازجدایی سه تن ازاعضای شورای مرکزی باند رجوی درآلبانی منتشر شده و خوشبختانه نام خانم فاطمه علیزاده هم دربین این سه نفر میباشد!

معنی این خبر آنست که طبق پیش بینی گروهی ازخانواده های آذربایجانی ، این نامه هم درهیئت های تحریریه ی رسانه های رجویه تهیه ومنتشر گردیده است!

حال بر خواننده ی محترم ومخصوصا افراد خانواده هاست که با ملاحظه ی این نوع نامه ها در رسانه های رجوی ، هوشیارتر عمل کرده ودرمورد اصالت آنها شک و تردید کنند!

هدف انتشار این نامه های کذائی ، ایجاد جنگ روانی با خانواده ها ومایوس وناامید کردن آنها از انجام تلاش های مستمر بمنظور آزاد کردن عزیزان خود از بند رجوی میباشد وممکن است استفاده های داخلی هم داشته باشد!

سعید

*** 

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionHouse debate contaminated by Maryam Rajavi lobbyist Lord Alton (Open letter to Baroness Afshar)

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیAlbanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionMassoud Khodabandeh, Huffington Post: Can Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe? 

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

***

همچنین:

نامه سرگشاده ۵۹ تن از رها شدگان و منتقدین سازمان مجاهدین خلق ایران به خانم هال لوت

فریاد آزادی، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۴: … خانم هال لوت , شکستن حصارهای فرقه ای و تشکیلاتی پایه و اساس و مقدمه رهایی و نجات و خروج اعضای گرفتار در عراق است , سازمان با این حصارها اجازه فکر کردن و تصمیم گرفتن را از آنان سلب کرده است ….سازمان مجاهدین خلق به دلیل کیش شخصیت

انتقال مجاهدین به رومانی و انفعال حامیان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

حامیان امریکایی ترویسم مجاهدین خلق فرقه رجویبهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۴: … واقعیت این است که اگر این حامیان به واقع درد حقوق بشر و نگران جان اعضای سازمان هستند حداقل تا اینجا می توانستند با تلاش های فردی و گروهی شمار زیادی از آنها را از عراق خارج و به کشورهای خود

پنجاه و سه امضا به آنتونیو گوترز: رهبران مجاهدین خانواده ها را از اسامی مجروحین کمپ لیبرتی مطلع کنند

پنجاه و سه امضا، وبلاگ کرمی، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۴: … همچنین ما از درخواست خانواده های ساکنان کمپ لیبرتی مبنی بر سرعت بخشیدن به پروسۀ انتقال ساکنان این کمپ از جهنم عراق، که هر روز شاهد کشتار مردم بیگناه خود این کشور با اعمال تروریستی و درگیریهای فرقه ای داخلی است، به کشورهای ثالث بویژه

کشتن مسعود دلیلی آن روی سکه «رأفت رهبری»

نامه وارده، م. کرمی، وبلاگ باند رجوی، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۴:…  ما یعنی کسانی که در تشکیلات با هم رابطه «محفلی» داشتیم از این موضوع خبردار شده بودیم و حتی فرار او را در شهریور ۹۰ هم می دانستیم و با هم در این باره صحبت می کردیم. افرادی مثل علی ک و محمود ش و غیره. اما آنچه که بعد در مورد

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت های ۳۶ و ۳۷

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هفدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  نشست مهمی تحت عنوان ” شرم ” هشت ماه پس از آزادی مریم در اشرف ترتیب داده شد . این نشست هشت روز مانده به عید نوروز سال ۸۳ برگزار شد . موضوع نشست این بود ، چرا نفرات در موقع دستگیری مریم شرم نکردند؟!! نشست شرم یکی از افتضاحات تاریخی سازمان بود که در

شستشوی مغزی یا کنترل ذهن

فرزاد ظروفچی، باشگاه علوم اجتماعی، به نقل از ویکیپدیا: شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:… درمان قربانیان زورگویی از تنوع چشمگیری برخوردار است، و به پیشینه خاص آنها، شرایطی که درگیر آن بوده‌اند، و فضای درخواست کمک بستگی دارد. با اینکه هیچ مطالعه سازمان یافته‌ای در این زمینه انجام نشده است، و

رجوی از”هلهله در شهادت سردار همدانی” تا “حمایت از سلمان رشدی”

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسممجاهدین دات کام، تهران، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  انتشار خبر شهادت این امیر سرافراز با ابراز شادمانی برخی رسانه های منطقه ای وابسته به جریان تکفیری مثل العربیه نیز همراه بود. گروهک تروریستی منافقین نیز از لحظه انتشار خبر شهادت سردار همدانی در سوریه هلهله کنان اخبا