سواستفاده از اعتبار درگذشتگان کار همیشگی فرقه رجوی

سواستفاده از اعتبار درگذشتگان کار همیشگی فرقه رجوی

سواستفاده از اعتبار درگذشتگان کار همیشگی فرقه رجویادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، شانزدهم اکتبر 2020:… وقتی که فرقه از شجریان توپوزی خورد صدای ایشان هم ممنوع شد، فرماندهی داشتم که علاقه فراوانی به شجریان داشت، روزی ساعت ده صبح که برای صرف میان وعده ای رفته بودیم او نیامد و من هم پس از اتمام وقت میان وعده ای به آسایشگاه رفتم تا از کمدم سیگار بردارم، دیدم فرمانده من میان دو تخت خواب کز کرده و در حال گوش کردن به آوازی است، پرسیدن فلانی چی گوش میکنی گفت هیس شجریان، از هیس گفتن وی متوجه شدم که منظورش این است مسئولین متوجه نشوند، بعد هم که به تعمیرگاه آمد گفت وقتی آواز شجریان گوش می کنم دلم و روحم آرامش پیدا می کند، از آن پس افراد با ترس و لرز به صدای استاد شجریان در تشکیلات دیکتاتوری رجوی گوش می کردند. سواستفاده از اعتبار درگذشتگان کار همیشگی فرقه رجوی 

سواستفاده از اعتبار درگذشتگان کار همیشگی فرقه رجویمحمدرضا شجریان وابستگی نداشت . رد ادعای کذب منافقین توسط همایون شجریان

سواستفاده از اعتبار درگذشتگان کار همیشگی فرقه رجوی

وبلاگ ادوارد 16 اکتبر 2020

یکی از جاه طلبی های فرقه رجوی همواره این بوده که از نام کسانی که در بین مردم اعتبار و محبوبیت دارند پس از مرگشان سواستفاده کرده تا به خیال خام خود برای خودش هم اعتبار کسب کند، بایستی تاکید کنم که در فرقه رجوی نه هنرمند و نه هنر هیچگونه جایگاهی نداشته و ندارد، در این فرقه قرون وسطایی متخصص هم هیچ جایگاهی نداشته و ندارد، در دورانی که در بند اسارت این فرقه بودم،  در اردوگاه اشرف کسانی بودند که در رشته های مختلف تخصص داشتند اما از این افراد به عنوان صنفی ویا آبدارچی و یا در کارهایی استفاده می شد که اساسآ با تخصصشان جور نبود و حرف خود رجوی هم این بود که ما به نفرات ائیدولوژیک نیاز داریم نه متخصص، منظور کسانی است که سواد درست و حسابی نداشته باشند تا بتوانند انقلاب ضدبشری ائدولوژیکی خود را تا دسته بهش حواله کنند.

خانم دکتر دندانی پزشکی بود که در سال ۱۳۶۸ در امداد اردوگاه اشرف به کار دندان پزشکی مشغول بود، ایشان جراح دندان پزشکی و فارق التحصیل از امریکا بودند، دکتری بسیار ماهر و کوشا، اما چند سال بعد با تریلی برای بار زدن یک بلدوزر به یکی از مقرها رفته بودم خانم دکتر را سالن غذاخوری دیدم که کار صنفی می کرد، وقتی از ایشان پرسیدم با چهره ای غمگین و پریشان گفتند که مدت زیادی است که کار پزشکی نمی کند و به کار صنفی مشغول است، در این سه سال از اولین دیدار من با وی گویی بیست سال پیرتر شده بود، نمونه های دیگری هم داشتیم.

در مجموع در یک سیستم ائدولوژیکی تخصص جایی ندارد به این دلیل که اولویت با باورهای عقیدتی است نه با تخصص، به همین دلیل هم فرقه رجوی همیشه منتظر می ماند تا یکی از هنرمندان یا متخصصین کشور دارفانی را وداع بگوید و بعد از آن برای وی اشک تمساح بربزد و برای فریب مردم و البته کسب اعتبار پیام های تسلیت صادر نماید.

عادل اعظمی: از مرضیه تا شجریان

یکی از این شخصیت هایی که پس از مرگ مورد سواستفاده فرقه رجوی قرار گرفته خانم مریم میرزاخانی ریاضی دان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد، یکی از زنان نابغه در جهان و تنها زن و اولین ایرانی که مدال فیلدز دریافت کرد می باشد که  برای تمام ایرانیان و مردم جهان افتخار بزرگی بودند و مرگ ایشان برای همه غم انگیز بود، تا زمانی که ایشان بودند و فعالیت داشتند فرقه رجوی هرگز نامی از ایشان نبرد، هرگز به عنوان یک آپوزاسیون مدعی به وجود چنین نابغه ای افتخار نکرد و هرگز یک اطلاعیه هم در تشویق و تشکر از ایشان به عنوان یک نابغه ایرانی صادر نکرد چرا؟ چون زنان درون تشکیلات خود را برتر از همه زنان در دنیا می داند به همان دلیلی که در بالا اشاره شد یعنی (ائیدولوژیک) اما مریم رجوی پس از مرگ خانم میرزاخانی برای اینکه از نام وی سواستفاده کند پیام تسلیت صادر کرد تا با این کار، خود و فرقه غرق در لجنش را با مالیدن خود به اسم و مقام این خانم نابقه اعتبار بخشد، بر این باور هستم که اگر خانم میرزاخانی در مناسبات مجاهدین می بود حتمآ او را نیز در کار پشتیبانی یا صنفی یا انبارداری سازماندهی می کردند، در دورانیکه زنده یاد خانم مرضیه برای فرقه رجوی در خارج از ایران کنسرت اجرا می کرد و به خیال خودش در فرقه رجوی روی چشم رجوی جا داشت، مسعود رجوی در یکی از نشست های درونی با کمال بی شرمی می گفت: مرضیه کیه، الهه کیه اینها همه بهانه است برای اینکه مریم برسد به تهران ( یعنی کسب قدرت)، بعدآ هم که در نشست شورا مرضیه مورد توهین یکی از اعضای مجاهدین قرار می گیرد.

وصله کردن شورا به مبارزین راستین

البته فرقه رجوی همیشه دنبال هنرمندان معروف و محبوب ایرانی بوده تا با فریب آنان و کشاندنشان به گنداب رجوی از آنان سواستفاده کرده باشد اما اکثر هنرمندان ایرانی قاطعانه دست رد به سینه فرقه رجوی زده و محل سگ هم نگذاشتند، در این مورد نمونه های زیادی هست.

 یکی از فرمانده هان مجاهدین به نام حسین شهید زاده معرف به کاک حسام که چندی پیش در آلبانی فوت کرد برایم تعریف می کرد که روزی در لوس آنجلس در یک رستوران داریوش خواننده معروف و محبوب را می بیند که در حال صرف ناهار بوده، می گفت به او نزدیک شده و با زمینه چینی از داریوش خواسته که سرنوشتش را با مقاومت گره بزند، ( یعنی به فرقه رجوی  بپیوندد ) اما داریوش قاطعانه رد کرده و گفته من اهل بازی های سیاسی شما نیستم، مورد دیگر را می توانید در کتاب خاطرات بهروز وثوقی عزیز بخوانید، بهروز می نویسد، یک نفر به نام نمی دانم ابر یا ابریشم به سراغم آمد و می خواست مرا به سمت سازمانشان بکشاند اما گفتم من هنرهند هستم و متعلق به مردم نه یک گروه خاص، که اگر این هنرمندان پا در زمین فرقه رجوی می گذاشتند اول از همه فرقه رجوی آنان را شیره کش می کرد و بعد هم در میان مردم ایران کارشان تمام بود، می سوختند و هم اعتبار هنری چندین ساله شان به باد فنا می رفت درود بر هنرمندان و متخصصان شریف و آگاه ایرانی که خود را آلوده فرقه دیکتاتوری و قرون وسطایی رجوی نکردند و به همین دلیل همیشه در دل مردم ایران جا خواهند داشت.

تودهنی هنرمندان به رجوی ، سانسور مطالب در سایتهای سریالی مجاهدین خلق

مورد آخری هم شادروان، زنده یاد شجریان استاد بزرگ موسیقی ایرانی بوده که فرقه رجوی تلاش فراوانی برای فریب وی در خارج از ایران انجام داد تا وی را از راه مردم به در کرده و به فرقه خونخوارش پیوند دهد، اما استاد با هوشیاری و با حس میهن پرستی و مردم دوستی خود پوزه فرقه را به خاک مالید و سربلند ماند تا در تاریخ ایران نامش همیشه بدرخشد، در دوره ای که فرقه تلاش می کرد تا استاد شجریان را با فریب به سمت خود بکشاند در درون سازمان شنیدن آوازهای شجریان آزاد بود و کسی ایرادی نمی گرفت، این در حالی بود که گوش دادن به ترانه های خوانندگان ایرانی ممنوع بود و خودم همیشه زیر ضرب فرمانده هان بودم که چرا این ترانه های مستحجن را گوش می کنم، اما وقتی که فرقه از شجریان توپوزی خورد صدای ایشان هم ممنوع شد، فرماندهی داشتم که علاقه فراوانی به شجریان داشت، روزی ساعت ده صبح که برای صرف میان وعده ای رفته بودیم او نیامد و من هم پس از اتمام وقت میان وعده ای به آسایشگاه رفتم تا از کمدم سیگار بردارم، دیدم فرمانده من میان دو تخت خواب کز کرده و در حال گوش کردن به آوازی است، پرسیدن فلانی چی گوش میکنی گفت هیس شجریان، از هیس گفتن وی متوجه شدم که منظورش این است مسئولین متوجه نشوند، بعد هم که به تعمیرگاه آمد گفت وقتی آواز شجریان گوش می کنم دلم و روحم آرامش پیدا می کند، از آن پس افراد با ترس و لرز به صدای استاد شجریان در تشکیلات دیکتاتوری رجوی گوش می کردند، اما حالا با دنبال کردن همان سیاست کثیف قدیمی مریم رجوی برای مرگ شجریان تسلیت می فرستد تا خود را هوادار او جا بزند و در میان هواداران وی خود را جا دهد و از نام و اعتبار وی سواستفاده کرده باشد، وقتی صدای استاد شجریان در تشکیلات فرقه ای رجوی ممنوع بود تسلیت سران فرقه به چه منظوری می تواند داشته باشد غیر از جاه طلبی و سواستفاده از جایگاه هنری آن مرحوم؟، بایستی به فرقه در هم شکسته رجوی گفت آن سبو بشکست آن پیمانه ریخت، مردم ایران چهره کریه شما راکه پشت نقاب انقلابی و مردمی پنهان بود دیده اند، چرا که آن نقاب کذایی شما را اعضای جدا شده سالهاست  دریده اند.

لینک به منبع

سواستفاده از اعتبار درگذشتگان کار همیشگی فرقه رجوی

***

مصاحبه زنده یاد الهه با آن خدابنده (سینگلتون) لندنمصاحبه با زنده یاد الهه، سپتامبر ۲۰۰۵، لندن

مرضیه خواننده مجاهدین خلق مریم رجویدزدی دفترخاطرات خانم مرضیه و توهین در شورا (شورای ملی مقاومت ایران، فرقه رجوی)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30505

درگذشت تآسف انگیز خانم مریم میرزاخانی اولین ریاضیدان زن ایرانی و سکوت مریم رجوی، چرا؟ 

 Maryam_Mirzakhaniادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  بیاد داریم هنگامی که چند خوننده سرشناس پایشان به محفل های مجاهدین باز شده بود در درون سازمان از آنان چقدر تعریف تمجید میشد اما همان که به خود آمدند و راهشان را از تروریست ها جدا کردند و به سوی مردم خود بازگشتند از سوی سران سازمان چه تهمت هائی که نثارشان نشد، مثل زنده یاد خانم الهه و زنده یاد ویگن. بطور کلی از منظر مجاهدین کسی به حساب … 

مریم میرزاخانیMaryam Mirzakhani – Wikipedia

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

لینک به منبع

درگذشت تآسف انگیز خانم مریم میرزاخانی اولین ریاضیدان زن ایرانی و سکوت مریم رجوی،چرا؟

وبلاگ ادوارد

۱۸/۰۷/۲۰۱۷

با تسلیت از صمیم قلب به بازماندگان خانم مریم میرزاخانی و مردم شریف ایران.

خانم مریم میرزاخانی یکی از بزرگترین افتخارات این مرز و بوم و اولین زن برنده جایزه فیلد بود که متآسفانه چند روز پیش درگذشت، این برای دنیای علم فاجعه و برای مردم ایران و جهان بسیار غم انگیز است، دراین چند روز اساتید بسیاری از دانشگاه شریف درون کشوراز ایشان تجلیل کرده و وی را ستودند و ابراز تآسف از مرگ این بانوی افتخار آفرین ایرانی را ابراز داشتند، دانشگاه شریف همان دانشگاهی است که مریم قجر (رجوی) هم از آن فارغ التحصیل شده، اما این کجا و آن کجا.

مرگ چنین بانوی پرافتخاری که نام ایران وایرانی را در جهان پیچیده علم ریاضی به عرش برد برای تمام ایرانیان میهن پرست باور نکردنی وغم انگیز است و مطمعنآ درچنین مواقعی اشک تمامی مردم ما برای ایشان برگونه چکیده.

اما چرا مریم قجر(رجوی) که در خارج کشورسالیانه چندین بار برای لاشخورهای کشورهائی که چشم دیدن ایران و ایرانی را ندارند سفره هفت رنگ پهن می کند و برای سخنرانی های آنان مثل نقل و نبات پول پخش می کند و اگر کسی از همین سران عرب بمیرد خود ماتم میگیرد و بقیه اعضای سازمان راهم وادار به ماتم و سوک میکند (نمونه مرگ یاسر عرفات در سال ۱۳۸۳) هیچ واکنشی حتی یک تسلیت ساده به زبان نیاورد و تنها به کمسیون زنان که اساسآ معلوم نیست چه صیغه ای است واگذار کرد که آن هم گویا کمسیون معلوم الحال اجبارآ تنها در چند سطر کوتاه تسلیت گفت.

البته برای بانوی نابغه ای چون خانم میرزاخانی همان بهتر که اسمشان از دهان گندیدگانی چون مجاهدینشنیده نشود.

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

اما داستان چیست و چرا مریم رجوی خود شخصآ تسلیت نگفت و آنرا به کمسیون معلوم الحالش پاس داد؟ واقعیت این است که هر کس که با مجاهدین از نزدیک آشنائی داشته باشد بخوبی می داند که برای مجاهدین تخصص و هنر، متخصص و هنرمند ارزشی ندارد، تنها کسانی در مجاهدین از آنان یاد میشود که رهبران آنان را ستایش کنند و در برابرشان تعظیم نمایند، برای نمونه به دو مورد اردوگاه اشرف اشاره می کنم دندان پزشکی که جراح بود و از امریکا فارغ التحصیل بود (از نام بردن معذورم) پس از مدتی کار دندان پزشکی دربهداری اشرف به دلیل اینکه در تشکیلات استسماری رجوی باب میل سران سازمان عمل نکرده بود از بهداری به محور پنجم منتقل شد و در سالن غذا خوری مسؤل صنفی شد، این در حالی بود که در اردوگاه اشرف کمبود شدید دندان پزشک بیداد می کرد و بعدآ دندان پزشک از بغداد اعزام می کردند، نمونه بعدی کسی که تخصص هسته ای و شیمیائی داشت که او هم به دلیل لنگیدن در تشکیلات به بهداری محور منتقل شد تا نظافتچی بهداری باشد اما از همان فرد در زمانی که عراق تحت بازدیدهای هسته ای از سوی سازمان ملل قرار داشت و چند بار هم برای بازدید به اشرف آمدند استفاده میشد تا با ماموران سازمان ملل گفتگو کند چون مسؤلین سازمان، هر از بر تشخیص نمی دادند. 

بیاد داریم هنگامی که چند خوننده سرشناس پایشان به محفل های مجاهدین باز شده بود در درون سازمان از آنان چقدر تعریف تمجید میشد اما همان که به خود آمدند و راهشان را از تروریست ها جدا کردند و به سوی مردم خود بازگشتند از سوی سران سازمان چه تهمت هائی که نثارشان نشد، مثل زنده یاد خانم الهه و زنده یاد ویگن.

بطور کلی از منظر مجاهدین کسی به حساب میاید که در خدمت رهبری سازمان تروریستی مجاهدین باشد و البته با در دست داشتن یک دستمال نرم، تخصص این کار را در سازمان می تواند دریافت کند.

مجاهدین اوج گرفتن ایرانیان را درعرصه های علمی و تخصصی و هنری یا سیاسی بر نمتابند، به این دلیل که خود هیچ عمل درستی در کارنامه خود در این بیش از پنج دهه نداشته اند، اگر یک ایرانی که در هر عرصه ای چه هنری و چه علمی در دنیا معروف و محبوب باشد اما به ایران سفر کند این تنفر در درون سازمان نسبت به آن فرد ضریب می خورد که چرا علم خود را به ایران انتقال می دهد، آیا تا کنون در نشریه ها و رسانه های مجاهدین دیده و یا خوانده اید که نامی از اسطورهای ایرانی که در جهان علمی یا پزشکی یا تتخصصی در دنیا شاخص هستند و دنیای پیچیده علم را درنوردیده اند و باعث عزت ایران و ایرانی بوده اند برده شود؟ نه هرگز، چون تا زمانی که اینگونه افراد در برابر رهبران مجاهدین سر خم نکنند اساسآ برای مجاهدین ارزشی ندارند، البته مجاهدین ارزش این را ندارند نام کسانی که مایع افتخار کشورمان هستند را ببرند. پاینده باد ایران

*** 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

همچنین: