سوزش رجوى از افشاگرى خانواده اسيران

سوزش رجوى از افشاگرى خانواده اسيران

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوم سپتامبر 2015:… در مقابل افشاگرى خانواده ها و نداى حق طلبانه آنان در مجامع بين المللى و رسوا كردن چهره و نيات شوم دستگاه خفقان و تروريسم رجوى باعث شده كه سران تشكيلات عنان از كف داده و با اجبار كردن و به مقابله با خانواده خود آوردن تعداد معدودى از افراد تشكيلات، با صحنه سازيهاى تصنعى جلوى دوربين و نشخوار كردن آنچه از طرف مسئولين تشكيلات موسوم به G,S …

مستندی ناتمام برای دختر سمیه (گرفتار در مجاهدین خلق، فرقه رجوی)نامه ای به دخترم سمیه در هفدهمین سال اسارتش ( پخش فیلم اعترافات اجباری اسیر سمیه محمدی)

لینک به منبع

سوزش رجوى از افشاگرى خانواده اسيران

آتشى كه تا محو تشكيلات و رهايى اسيران در چنگال رجوى خاموشى پذير نيست، خانواده و حضور آنان براى ديدار با عزيزانشان است كه با هزار صعوبت و سختى به عراق مى آيند تا شايد خبرى از عزيز خود بگيرند اما ضحاك دوران رجوى داعشى ملعون تا الان جلوى اين ملاقاتها و ديدارها را سّد كرده و اجازه نميدهد كه افراد در زنجير تشكيلات با خانواده خود ملاقات داشته باشند.

در مقابل افشاگرى خانواده ها و نداى حق طلبانه آنان در مجامع بين المللى و رسوا كردن چهره و نيات شوم دستگاه خفقان و تروريسم رجوى باعث شده كه سران تشكيلات عنان از كف داده و با اجبار كردن و به مقابله با خانواده خود آوردن تعداد معدودى از افراد تشكيلات، با صحنه سازيهاى تصنعى جلوى دوربين و نشخوار كردن آنچه از طرف مسئولين تشكيلات موسوم به G,S ( جنگ سياسى) به فحاشى ميپردازند و با موضع گيرى عليه خانواده و بستگان خود نهايت رذالت و درماندگى و دريوزگى رجوى و سرانش را به نمايش ميگذارند يا با نوشتن مقالاتى به اسم افراد در همين دستگاه جهل و جنايت در واقع كسى را فريب نميدهند بلكه بر رسوايى خود خواهند افزود.

براى كسانى كه در تشكيلات رجوى بوده اند ماهيت رجوى روشن است و هيچگونه شك و ابهامى وجود ندارد. اما براى آنانكه اطلاعى از اين فرقه مخوف ندارند از اين به صحنه آوردن ها و مقاله نويسى ها به اسم افراد بر عليه خانواده خود و مظلوم نمايى، بلحاظ انسانى شايد تحت تأثير قرار گرفته و ناخواسته جاى ظالم و مظلوم در اذهان مخدوش و مظلوم نمايى ظالم كار ساز شود. بنابر اين وظيفه خود ديدم تا يكى از اين ترفندهاي رجوى كه شخصا در سال ٧٨ در قرارگاه حبيب( بصره) با سناريوى مكتوبى از من خواسته شد چند روز آنرا بخوانم و خوب مسلط شوم، سپس در برابر دوربين ريز عينا حفظ كرده و با تسلط توضح داده و فيلم بردارى شود، چند وقت پيش در سايتهاى فرقه رجوى مقاله اى منتسب به ايرج نصيرى كه الان اسير در كمپ ليبرتى است، خواندم كه عينا كپى همان مقاله و سناريويى بود كه سال٧٨ روى من اجرا شد و ضبط گرديد با تفاوتى فقط در اسم و نحوه پيوستن به سازمان، واقعا از دريوزگى رفتن رجوى و دستگاه پوچ و بى محتواى او خنده ام گرفت و به اين شياد دوران هزاران لعن و نفرين فرستادم كه واقعا شيطان از اين جرثومه فساد و تباهى درس ناخلفى گرفته است.

در اين مقاله روى هوادار سازى پوچ تأكيد شده است و اينكه سازمان مجاهدين تنها الترناتيو و سرنگون كننده رژيم آخوندى است( بگذريم كه اين سازمان تا حال بعنوان عصاى زير بغل آخوندها عمل كرده و فقط بر ضد ملت و ميهن خود بوده است) همچنين از فردى ياد ميشود كه سال ٦١ اعدام شده بود. همان وقت كه براى من همين سناريو كه الان به اسم مقاله به قلم ايرج نصيرى بيرون داده اند، گفته شد كه حتما اسم اعدامى هوادارى از سازمان ذكر كنم چون من كاملا فرد مزبور را ميشناختم و پيشينه او را ميدانستم كه شغلش دكتر دوره گرد بوده و بعلت همجنسبازى به اعدام محكوم شده بود و مردم شهرهاى دهلران و دره شهر و آبدانان فرد مزبور را ميشناختند. در مقاله كه به اسم آقاى نصيرى به چاپ رسانده اند، به اين نكته اشاره شده كه رژيم بعلت هوادارى از سازمان دكتر مزبور را اعدام كرده است.

و كاملا كذب محض است و رجوى فقط با دروغ و فريب هوادار سازى ميكند و تنها هواداران رجوى معدود كسان محتاجى هستند كه از طريق دريافت دستمزدى يك تراكت يا يك بادكنك هوا كرده يا عكسى از تجمعى گرفته و بعنوان قيام مردمى در شهرهاى ايران به خورد اسيران در بند خود ميدهند.

مقاله مزبور در سايت ايران افشاگر فرقه رجوى موجود است.

“پایان”

خانواده ها بیرون کمپ لیبرتیکیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

ابولحسن بنی صدر زنان دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20362

توافق هسته اى، فروپاشى تشکیلات رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هجدهم اوت ۲۰۱۵:… رجوى نارضایتى درون تشکیلاتى را در دوران صدام به قول خودش با مشت آهنین جواب میداد و براحتى در درون تشکیلات چنان جو رعب و وحشتى راه مى انداخت که با یک نشست عمومى همه را سر جاى خود مى نشاند و کسى جرآت اعتراض پیدا نمیکرد. اما الان درب تنور دروغگویى و شیادى رجوى با تفاهم هسته اى رژیم با غرب، گل گرفته شد و مانور دوازده ساله رجوى …

رومین نادال علیه مجاهدین خلق فرقه رجویکارت زرد ( هشدار ) دولت فرانسه به فرقه تروریستی رجوی

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمدرخواست مضحک برگرداندن ده در صد سلاح زمینه سازی برای کشتار ساکنان لیبرتی

لینک به منبع

توافق هسته اى، فروپاشى تشکیلات رجوى

استراتژى رجوى مبتنى بر دروغ و غلو و وارونه جلوه دادن است و هیچ سنخیتى با واقعیتها، زمان و شرایط موجود را ندارد. بحث سرنگونى که رجوى وعده تحقق آنرا در فرصت سه و شش ماهه و یکساله را میداد، در واقع تشکیلات را با آن در بند میکشید و ذهن نفرات را با این دروغ بزرگ مشغول کرده و خط خود در یک ظرف فرقه گرایانه پیش میبرد و در هر سرفصلى یک دستآویزى پیدا میکرد و با وارونه جلوه دادن آن سرنگونى را به آن گره میزد.

به یاد دارم از سال ٧٢ به بعد که با عملیاتهاى ایذایى و بمب گذارى زیر نظر استخبارات و ارتش عراق در داخل ایران شروع شد، رجوى به کرات در نشستها وعده سرنگونى در شش ماه را تکرار و تشکیلات را با این فریبها دلخوش میکرد. رجوى با این عملیاتها و فرستادن تیمهاى عملیاتى براى ترور و تخریب در داخل ایران، نوید سرنگونى رژیم با این عملیات ها را میداد، اما نه اینکه این عملیاتها در شش ماه و یک سال و پنج سال، تداوم آن سرنگونى را محقق نکرد بلکه روز بروز رژیم قدرت منطقه اش بیشتر میشد و با مبارزه با دشمن بیرونى خود که رجوى این بهانه را به دست رژیم داد، سیطره و نفوذش در منطقه گسترش پیدا میکرد و در واقع رجوى چوب زیر بغل رژیم در تسلط بر عراق و منطقه شد و وقتى هم که نارضایتى در درون تشکیلات از این فریبکاریهاى رجوى بالا گرفت و بصورت محفل بین نفرات رد و بدل میشد، در یک نشست عمومى ایدئولوژیکى – سیاسى، بحث خاتمى جام زهر رژیم روى میز تشکیلات گذاشت و با شیادى تمام چنان ذهنها را اغفال میکرد که این دستاورد عملیاتهاى داخله و بند “ر” ریاست جمهورى مریم بوده که رژیم تن به این داده و موشک استراتژیکى بند “ر” کار خودش را کرد و با این شیادى بقول خودش ذهن همه را نسبت به سرنگونى آببندى میکرد و براى مرحله بعد آماده مینمود که با روى کار آمدن خاتمى و تداوم عملیاتها نوک دکل سرنگونى رژیم پیدا شده و عنقریب سرنگون خواهیم کرد و زمان سرنگونى رژیم را با چنین فریبهایى سال به سال تمدید کرده و با نشستهاى مطول سیاسى و خوردن مخ افراد به قول خودش، همه را سرویس تشکیلاتى میکرد و براى مرحله بعد آماده مینمود.

رجوى نارضایتى درون تشکیلاتى را در دوران صدام به قول خودش با مشت آهنین جواب میداد و براحتى در درون تشکیلات چنان جو رعب و وحشتى راه مى انداخت که با یک نشست عمومى همه را سر جاى خود مى نشاند و کسى جرآت اعتراض پیدا نمیکرد.

اما الان درب تنور دروغگویى و شیادى رجوى با تفاهم هسته اى رژیم با غرب، گل گرفته شد و مانور دوازده ساله رجوى روى آن و فریب نگون بختان در تشکیلات و چشم امید بستن به جرقه و جنگ آمریکا با رژیم که رجوى اسب سرنگونى را بر روى این زین کرده بود و تشکیلات را با آن سر پا نگه میداشت، بر باد رفت و چون دیگر دوران صدام حسین نیست و رجوى نمیتواند خفقان مطلق بر تشکیلات اعمال کند. با توجه به اینکه تقریبا یک پنجم نیرو در کشور آلبانى است، ریزش و شقه و گسستگى در تشکیلات از این پس شدت خواهد گرفت و امید است که بزودى ناقوس متلاشى شدن تشکیلات و گسستن زنجیر اسارت از گردن دوستان و آزادى آنها را داشته باشیم و محاکمه سران جهل و جنایت رجوى را در دادگاهى عادلانه شاهد باشیم

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20240

مریم مرده خوار، هادى خارى در چشم تو بود

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی ایران فانوس، یازدهم اوت ۲۰۱۵:… بعد از سرنگونى صدام و زمانى که آمریکائیها در اشرف بودند مدتى با هادى یک یکان بودیم هادى از مناسباتى که سازمان بخصوص زنان مجاهد با آمریکائیها بر قرار کرده بودند بینهایت آزرده بود و جلوى خودم به شخص رجوى داعشى ناسزا میگفت. چیزى که این مدت ازش نشنیده بودم، میگفت رجوى چگونه زیر قباى آمریکا خریده است، من براى تست هادى خودم …

مریم رجوی تروریستاگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

لینک به منبع

مریم مرده خوار، هادى خارى در چشم تو بود

با خبر شدم که هادى یکى از اعضاى با سابقه در تشکیلات فرقه رجوى داعشى باز قربانى جاه طلبیهاى سران فرقه و مخصوصا مسعود و مریم داعشى گردید.

من هادى را از سال ۶٩ میشناختم با هم در آموزش دیده بانى و نقشه خوانى و محاسبات آتش توپخانه نزدیک ٩ ماه با هم بودیم. یادش بخیر هادى، شفاف و صادق و رک بود و هیچوقت زیر بار حرف ناحق نمیرفت، استعداد بالایى در فراگیرى داشت و عنصرى فعال و خلاق با پشتکار و مسئولیت پذیر بود ولى سیستم تشکیلاتى رجوى داعشى و جو پلیسى و خفقان و سرکوب تحت نام انقلاب ایدئولوژیکى مریم داعشى را به هیچ عنوان قبول نداشت و هیچوقت هم زیر بار این ننگ تاریخى نرفت. بر همین اساس رجوى داعشى و سران تشکیلاتش کینه عجیبى نسبت به هادى داشتند و بر همین اصل هیچوقت با توجه به سابقه و صلاحیتش مسئولیت جدى به او داده نشد و همیشه بعنوان یک عضو ساده کار میکرد.

آنقدر متین و با وقار بود که این فشارها به جان و دل میخرید و تن به ذلت نمیداد و سر خم نمیکرد.

با هادى بعدها در یکان مهندسى یکجا بودیم بسیار رنجور و افسرده شده بود و نهایت نفرت را از سران تشکیلات بدل داشت و از نشستهاى عملیات جارى و لایه اى و دیگ و هفتگى و ….. بینهایت بیزار بود و میگفت وقتى اسم نشست میاد از خدا مرگم را طلب میکنم حاضر نیستم دیگر دروغ و ریا بشنوم با وجود این در نشست مجبور بود شرکت کند و همیشه زیر تیغ مسئول تشکیلاتیش بود و بینهایت زیر فشار روحى قرار میگرفت اما صبر و حوصله داشت و با خونسردى با مشکلاتش تنظیم میکرد بارها از جنایات رجوى داعشى در حق اعضاء برایم تعریف میکرد و از همدستى سازمان با ارتش و مخابرات عراق اطلاعات زیادى داشت براى من از خودفروشى رجوى داعشى براى صدام میکفت من در ذهنم باور نداشتم .

کاملا به روابط سران تشکیلات با سیستم حکومت عراق اشراف داشت و میدانست، من بعد از اینکه از این تشکیلات جهنمى نجات پیدا کردم در شبکه هاى اجتماعى به خصوص در یوتیوپ ویدئوهاى مستند را میدیدم که چگونه رجوى داعشى و نفراتى از سرانش در ازاى دریافت دینار عراقى، اطلاعات کشور خود را به دشمن مردم ایران میفروشد نکات هادى در ذهنم برجسته میشد و در حسرت میرفتم که کاش هادى خودش الان آزاد بود و میدید. بعد از عملیات مروارید بود که داشتم با هادى درد دل میکردم در زاغه هاى مهمات در قسمت مسقفات که براى تنظیف مهمات میرفتیم من و هادى یک تیم بودیم اصلا دستش به کار نمیرفت و زیاد آه میکشید گفتم هادى چیه؟ نگرانى! همانجا که کار میکردیم شروع به درد دل کرد یا به قول تشکیلات محفل میزدیم، برایم تعریف کرد که دیدبان توپخانه در منطقه جلولا و خانقین بوده در زمان کردکشى توسط مجاهدین، با فرمانده اش مستقیما روى یک نقطه دیدبانى میروند و مسئولش از او میخواهد که گراى یک روستا در آن نزدیکى که رفت و آمد زن و بچه در آن دیده شده به کاتیوشا بدهند اما هادى میگوید، نمیشود مردم عادى را کشت گناهى ندارند مسئولش توجهى نمیکند و با بیسیم با آتش بار تماس میگیرد که نفر دیدبان بفرستند و او را جایگزین هادى میکند و فرمان میدهد که گراى این روستا بدهد کاتیوشا و بعد از تصحیحات آتش چهل موشک روانه این روستا کند و خودش با هادى بر میگردند به محل آتشبار. هادى میگفت از نفر جایگزینم سؤال کردم که نتیجه چى شد، او گفته چهل و سه گلوله کاتیوشا به اون روستا زدم با سه گلوله تصحیحات دادم و گلوله را آوردم وسط روستا و فرمان شلیک چهل گلوله را به توپخانه دادم و چهل گلوله کاتیوشا تقریبا تو روستا و اطرافش خورد که من فقط سه نفر دیدم از روستا فرار کردند و سالم در رفتند ولى شب آه و ناله زخمى ها به گوش میرسید که کسى نبود کمکشان کند.

هادى انسانى عاطفى و دوست داشتنى بود و وقتى تعریف میکرد اشک از چشماش حلقه میزد و به مسبب این کارها لعنت میفرستاد و مسببش کسى نبود جز رجوى داعشى که به زبان نمی آورد، یکبار هم سال ١٣٨٠ در نشستهاى موسوم به طعمه من و هادى واحد حفاظت خرید بودیم از باقرزاده پشت سر یعقوب ترابى که مسئول خرید بود حرکت کردیم هادى راننده بود ابتدا رفتیم پایگاه بدیع زادگان، اولین بارم بود بدیع میرفتم بیرون پادگان سمت راست ورودى به بدیع یک قبرستان بود انتهاى قبرستان تعداد زیادى میلگرد تو زمین فرو کرده بودند بیرون از محوطه قبرستان، من از هادى سئوال کردم این موانع چیست؟ گفت اینها شاخص جسد انسان هستند همه ایرانى هستند و از اسراى جنکى بوده اند بعد گفت از بدیع که بیرون آمدیم برایت تعریف میکنم رفتیم داخل بدیع و زود برگشتم احتمالا یعقوب پول از آنجا گرفت در میسر به من گفت اقا کریم اینها هموطنان ما هستند که مظلومانه به شیوه هاى ناجوانمردانه اى کشته شدند. گفتم مگر چطور؟ گفت پیش خودت بماند من با یکى از مسئولین سازمان که در روابط است ارتباط داشتم او به من اعتماد داشت من سال ۶٩ همین لحظه شما برایم پیش آمد از این مسئول سؤال کردم چون اعتماد به من داشت از ” الف تا یا ” برایم تعرف کرد که اینها اسرایى هستند که افسر بودند خلبان یا مقامى داشتند یا پاسدار بودند وقتى اسیر میشدند اینها رو با چوب ابتدا دست و پاهایشان را میشکستند بعد از آنها اطلاعات میگرفتند سپس نوبت به ما یعنى نفرات سازمان که این هم جزیى از آنها بوده میرسد و با توجه به شهر تولد و محل خدمتشان به تناسب اطلاعات میگرفتیم و در پایان با چوب دستى و شلاق تمام کش میکردیم. هادى میگفت وقتى این را شنیدم حالم بد شد و مسئول مزبور هم از حالم فهمید و قسمم داد که گزارش نکنم من هم اطمینان دادم که نگران نباشد.

هادى میکفت جنایاتى که این سازمان در آن دست داشته زیاد است و از وقتى که موسى خیابانى شهید شد سازمان از اصول و خط اصلى خود منحرف شد و آنچه که خودمان از آن تنفر داشتیم توسط خود سازمان انجام میشود.

بعد از سرنگونى صدام و زمانى که آمریکائیها در اشرف بودند مدتى با هادى یک یکان بودیم هادى از مناسباتى که سازمان بخصوص زنان مجاهد با آمریکائیها بر قرار کرده بودند بینهایت آزرده بود و جلوى خودم به شخص رجوى داعشى ناسزا میگفت. چیزى که این مدت ازش نشنیده بودم، میگفت رجوى چگونه زیر قباى آمریکا خریده است، من براى تست هادى خودم را به ندانستن زدم و گفتم مگر چطور؟ هادى اشکش را پاک کرد و گفت اصول سازمان مبتنى بر مبارزه با آمپریالیسم بوده و دفاع از مظلوم، ولى به عینه میبینیم که این اصول زیر پا گذاشته میشود و بر عکس طرفدار دو آتشه آمریکا شدیم و ضد مظلوم، سازمان از کشتار مردم بدبخت عراق لذت میبرد.

اما بعد از مرگ هادى، شیادى رجوى داعشى و مرده خوارى و ارتزاق از خونهاى اسیران بدبخت در چنبره و سیطره تشکیلاتى شروع شد و بعد از مرگ او مدح و ثنا راه انداختند و مجاهد صدیق خطاب دادند. او دردى از دردهاى بى درمان شما داعشى صفتان حل نخواهد شد و به این زودى مظلومیت و آه سالیان زجر و شکنجه روحى و جسمى اسیران از جمله هادى یقه شما رو خواهد گرفت و چنان بر زمین خواهد کوبید که ماهیت اصلیتان و چهره منفورتان از پشت پرده بیرون خواهد زد آنگاه است که رسواى زمین و زمان خواهید شد. آنروز دور نخواهد بود.

“پایان”

عربستان سعودی رجوی را بی پشتوانه میداندسازمان اطلاعات عربستان، مجاهدین را گروهی بی اعتباردر داخل ایران می داند+ سند

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

بارونس نیکلسون عراقخاموش شدن صدای طبل جنگ طلبان و رجوی (مجاهدین خلق) توسط سفیر تجاری بریتانیا در عراق بارونس نیکلسون

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIمشاور سیاسی پارلمان اروپا: باید به نقش انگلی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در ساختمانهای پارلمان پایان داد

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

 

همچنین:

توافق هسته ای اضمحلال فرقه رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس نوزدهم ژوئیه 2015:… ناراحتی مسعود و مريم رجوى از توافق هسته ای به خاطر موجودیت تشكيلاتشان است، چرا که این توافق در کل منطقه اثراتش را خواهد گذاشت و منطقه در تعادل قبلى كه رجوى آنرا هوا هوا ميكرد و جو ضد رژيم بود، از بين ميرود و رابطه ها ا

 فلسفه روزه و سوء استفاده رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم ژوئیه 2015:…  در فرقه رجوى سوء استفاده از مقدسات و شعائر اسلامى از جمله روزه گرفتن، يك دسيسه و نيرنگ بيش نيست كه رجوى بصورت فرماليستى با اجبار كردن افراد تشكيلات به انجام آن، آنها را برده و بنده خود ميكند. سوء استفاده رجوى از روزه ب

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهارم می ۲۰۱۵:…  راستى چرا رجوى و سران تشکیلاتش اینقدر از خانواده و اسم آن میترسند؟ دلیل این همه رذالت رجوى و سران تشکیلاتش در حق این پدر و مادرهاى پیرى که با بجان خریدن تهدیدات امنیتى به امید دیدار عزیزانشان به عراق میروند، اما با رفتا