سوزش رجوی از اقدام پارلمان عراق، وقاحت در جعل و بیانیه های تخیلی

سوزش رجوی از اقدام پارلمان عراق، وقاحت در جعل و بیانیه های تخیلی

قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، پاریس، سوم دسامبر 2015:…  تناقضهای آشکار در تیترهای عربی «بیانیه» در دو سایت فارسی و عربی فرقۀ رجوی. اغلاط فاحش عربی و کاربردهایی با نگارش فارسی و فرهنگ خاص فرقه در متن ترجمه شده از فارسی! بیانیه های موهوم. تشکلهای ساختگی و موهوم به نام «تجمع حقوقدانان مستقل برای دفاع از حقوق بشر در عراق» «شورای ملی عشایر عراق» که حتی یک بیانیه در مورد …

Maryam Rajavi terrorist syriaتوضیحات آقای حسین نژاد در خصوص تشکل سازی های فرقه رجوی

کمپ لیبرتی خانواده گروگانهای مجاهدین خلق فرقه رجویفرقه رجوی از جعل علیه خانواده ها تا فرافکنی در مورد داعش

لینک به منبع

اوج وقاحت رجوی در فریب افکار عمومی ایرانیان و عراقیان

و نهایت سوزشش از اقدام پارلمان عراق

جعلی بودن بیانیه های ادعائی «1040 وکیل عراقی»!! و «2100 شیخ عشیره در عراق» علیه اقدام پارلمان عراق

تناقضهای آشکار در تیترهای عربی «بیانیه» در دو سایت فارسی و عربی فرقۀ رجوی

اغلاط فاحش عربی و کاربردهایی با نگارش فارسی و فرهنگ خاص فرقه در متن ترجمه شده از فارسی! بیانیه های موهوم

تشکلهای ساختگی و موهوم به نام «تجمع حقوقدانان مستقل برای دفاع از حقوق بشر در عراق» «شورای ملی عشایر عراق» که حتی یک بیانیه در مورد مسائل عراق ندارند و در امضای بیانیه حتی اسم خودشان به عربی را غلط می نویسند!!!

کسی تا حالا خبر ندارد اصل این بیانیه های ادعائی با امضای «1040» وکیل عراقی و 2100 شیخ عشیره کجاست؟ و چگونه در عرض دو روز بعد از بیانیۀ پارلمان عراق جمع آوری شده است؟!!

اینهمه وکیل و شیخ عراقی تا حالا در اینهمه مسائل لیبرتی از جمله موشکباران تروریستی آن کجا بودند؟ کو بیانیه ها و اعتراضاتشان؟!!

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی فرقۀ رجوی

Screenshot 2015-12-02 00.53.56

فرقۀ رجوی طبق عادت سالیان خودش به فریب افکار عمومی و توهین به شعور دیگران با جعل گروه و بیانیه که اینجانب در روابط خارجی آن به عنوان مترجم از نزدیک سالیان متمادی شاهد و دست اندرکار آن بوده و تجربه کرده ام (ساختن اسمهای تقلبی گروه و تشکل عراقی و عربی و ترجمه بیانیه هایشان از فارسی به عربی حتی به نام میلیونها عراقی و قالب کردن آنها که گویی خود عربها نوشته اند! کاری که همان زمان هم دولت عراق و هم پارلمان عراق به افشای آن دست زدند) باز این روزها به دنبال دیدار خانواده های ساکنان لیبرتی با نمایندگان پارلمان عراق و اقدام پارلمان عراق به تشکیل کمیته ای از کمیسیونهای روابط خارجی و حقوق بشر برای دیدار با ساکنان لیبرتی و ترتیب دادن دیدارهای خانوادگی و تماس با سفارتخانه های کشورها در بغداد برای پذیرفتن ساکنان لیبرتی در خاک خود شروع به صدور بیانیه های جعلی پیاپی از قول گروهها و تشکلهایی که هیچگونه وجود خارجی جز واژه های اسامی آنها و آرم و سربرگ ساختگی شان ندارند کرده است که اینجانب بسیاری از آنها را در مقالۀ چند روز پیش در لینگ زیر افشا کردم.

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/292-2015-11-30-94-09-09

تا اینکه در ادامۀ این بیانیه های زنجیره ای اتاق روابط خارجی فرقۀ رجوی روز گذشته دو بیانیه در سایتهای فارسی و عربی خود مبنی بر محکومیت اقدام پارلمان عراق از سوی 1040 وکیل عراقی!! و 2100 شیخ عشیرۀ عراق!! (صفت انقلابی به این شیوخ دیگر نداده چون آن مخصوص داعش می باشد!!) دیدم که در اولی تیتر به اصطلاح عربی آن در عکسی که از آن بیانیۀ موهوم در سایت فارسی فرقه زده با تیتر بیانیه که در سایت عربی فرقه منتشر کرده تفاوتهای اساسی دارد به علاوۀ نگارش و فرهنگ کامل فارسی و خاص فرقه در هر دو بیانیه با اغلاط عربی روشنی که هر فرد باسواد عرب آن را بخواند سریعا می فهمد که از فارسی ترجمه شده و نویسندۀ آن مطلقا یک عرب نیست تا چه رسد به اینکه وکلا و حقوقدانان عراقی یا شیوخ عشایر باشند امری که اوج وقاحت ماکیاولیستی فرقۀ رجوی در فریب افکار عمومی نیروهای خودش در عراق و خارج و ایرانیان و عراقیان و توهین به شعور همگان را نشان می دهد.

تشکلهای ساختگی و موهومی به نام «تجمع حقوقدانان مستقل برای دفاع از حقوق بشر در عراق» «شورای ملی عشایر عراق» که حتی یک بیانیه در مورد مسائل عراق نداده اند و تشکل موهوم اولی در امضای بیانیه حتی اسم خودش به عربی را چنانکه در تصویر آن می بینید غلط نوشته است!!!. این اسمهای موهوم را بعد از سقوط صدام وقتی من در اشرف بودم خودمان در روابط خارجی درست کردیم و اسمشان را که به فارسی نوشته بودند چندین بار عوض کردند تا اینکه من شکل نهائی آنها را به عربی ترجمه کردم و برایشان آرم و سربرگ در بخش روابط خارجی درست کردند و تمام بیانیه های به آن اسمها را غالبا رحمان (عباس داوری) به فارسی می نوشت و من به عربی ترجمه می کردم و منتشر می کردند و برای اینکه روزی گندش در نیاید و اوائل کارشان بود به یک وکیل عراقی و شیخ عشیرۀ بعثی که از بغداد فراری بودند وخیلی مواقع هم در اشرف سکونت می کردند پول می دادند که فقط اسمشان پشت این تجمع تک نفره!! باشد. بعدا دیگر وقتی عوامفریبی شان تا حدی رونق یافت اساسا نفر هم لازم نمی دیدند که پشت گروهی یا تشکلی موهوم باشد بلکه فقط به ساختن اسم و آرم و سربرگ اکتفا می کردند بطوریکه روزی نبود که هر یگانی در اشرف دهها گروه و انجمن و سازمان و کانون و سندیکا و تجمع و جمعیت و… به اسم عراقیان دیالی یا بغداد یا سراسر عراق درست نکنند که برخی را احتیاط می کردند می آوردند من اسم گروه را ترجمه می کردم! یا عربی ترجمه شدۀ آن را چک و تصحیح می کردم که باز هم آخر با تایپ غلط منتشر می کردند یا برای چک نمی آوردند و می دیدی که یک انجمن استادان دانشگاه ویا دانشجویان حتی اسم خودشان را هم غلط نوشته اند!!!

از این گذشته کسی تا حالا خبر ندارد اصل این بیانیه های ادعائی با امضای «1040 وکیل عراقی» و «2100 شیخ عشیره» کجاست؟ و چگونه در عرض دو روز بعد از بیانیۀ پارلمان عراق اینهمه امضا جمع آوری شده است؟!! اولا هیچیک از بیانیه های ادعایی فرقه اصلش با امضاها نشان داده نمی شود برای اینکه وجود خارجی ندارد بلکه همیشه فقط به صدور بیانیۀ خبری و مطبوعاتی از قول یک گروه یا تشکل موهوم اکتفا می شود که می گوید بیانیه ای با اینقدر امضا و با این محتوا وجود دارد که میگوید فلان و فلان…!!

همچنین طبق ضابطۀ بخش روابط خارجی و سیاق تمام آمارهای امضاها طی این ده سال و اندی هیچوقت عدد تمام اعلام نمی کنند بلکه باید کمی از عدد تمام کم یا زیاد باشد تا فریبکاری آن بیشتر گردد و خوانندگان بتوانند باور کنند!! مثلا وقتی بیانیۀ دو میلیون و هشتصد هزار عراقی را برای ترجمه به عربی! به من دادند اسمش بیانیۀ سه میلیون عراقی بود ولی موقع انتشار دویست هزار تا کم کردند تا عدد تمام نباشد!! بعد هم بیانیۀ 5 میلیون و دویست هزار عراقی را درست کردیم که وقتی برای ترجمه به عربی! به من دادند اسمش بیانیۀ 5 میلیون عراقی بود یعنی از همان اول و قبل از عربی شدن متن آن تعداد امضا را مشخص می کردند!! بعد دویست هزار اضافه کردند که عدد تمام نباشد!! حالا هم عدد چهل را به روی هزار و عدد 100 را به روی 2000 اضافه کرده اند که قابل باور باشد!!!

همچنین اینهمه وکیل و شیخ عراقی تا حالا در اینهمه مسائل لیبرتی از جمله موشکباران تروریستی آن کجا بودند؟ کو بیانیه ها و اعتراضاتشان؟!! چرا تا حالا کوچکترین کمکی به اسیران و زندانیان لیبرتی نکرده اند؟ چرا در قبال محاصرۀ ادعایی لیبرتی و موشکباران متعدد آن طی این سه سال سکوت اختیار کردند؟ کو بیانیه های محکومیتشان علیه این حملات؟ اسامی و امضاها و بیانیۀ اصلی آنها کجاست؟ این تجمع حقوقدانان و شورای ملی عشایر ادعایی سایتشان کو؟ چرا نه فیس بوک دارند و نه سایت؟ چون مطلقا وجود خارجی ندارند و اگر هم خود فرقه برایشان سایت و فیس درست کند نمی شود که یک تشکل عراقی با هدف دفاع از حقوق بشر در عراق حتی یک بیانیه هم در مورد مردم عراق در آنجا درج نکند و فقط در حمایت از فرقۀ رجوی بیانیه داشته باشد!!

اینک به شرح برخی دم خروسها و نشانه های آشکار تقلبی بودن این بیانیه ها شامل تناقضها و اختلافات در دو ترجمۀ متفاوت!! و دو نوع بیانیه در دو سایت فارسی و عربی فرقه و و رد پاهای زبان فارسی و فرهنگ فرقه و حتی اغلاط فاحش عربی آن و فرقهایی محتوایی بین فارسی و عربی آن (سانسورهای متن فارسی برای ایرانیان!!) می پردازیم که وقتی فرد عرب امضای حقوقدانان یا شیخ عراقی را زیر آنها می بیند که طبعا باید آنها نویسندۀ بیانیه باشند برایش خیلی خنده دار می شوند!!.

لینگ بیانیه اولی در سایت فارسی فرقۀ رجوی:

http://www.mojahedin.org/news/167262/

لینگ بیانیه اولی در سایت عربی فرقۀ رجوی:

http://www.mojahedin.org/newsar/56830/1040

لینگ بیانیۀ دومی در سایت فارسی فرقۀ رجوی:

http://www.mojahedin.org/news/167308/

لینگ بیانیۀ دومی در سایت عربی فرقۀ رجوی:

http://www.mojahedin.org/newsar/56887/2100

در مقایسه بین متن فارسی و عربی بیانیۀ به اصطلاح «تجمع حقوقدانان مستقل عراق» می بینیم که تفاوتهایی بین تیتر (که در فارسی کاملا فرق می کند) و هم متن وجود دارد. مثلا به مصلحت و از آنجا که خانواده های ایرانی می خوانند و دروغشان در می آید با آنکه در متن عربی نوشته اند خانواده ها به ساکنان لیبرتی فحش و ناسزا داده و آنها را تحریک می کردند و بلندگو دردست داشتند این را از متن فارسی حذف کرده اند زیرا خانواده ها نه این سری و نه سریهای قبلی جلوی لیبرتی مطلقا از بلندگو استفاده نکردند زیرا دولت عراق ممنوع کرده بود و هر کس هم ویدئوها و شعارها و سرودهای آنان (از جمله سرود ای ایران ای مرز پرگهر) را ببیند کاملا به دروغ فرقه پی می برد چون خانواده ها مطلقا ناسزا نگفتند و حرف بدی و توهینی علیه ساکنان لیبرتی یعنی فرزندان خودشان به کار نبردند بلکه فرزندانشان را صدا می کردند و می گفتند ما خواهان ملاقات هستیم بلکه این رباتها و نوچه های رجوی که در میان جمع ساکنان لیبرتی در اقلیت مطلق هستند بودند که روی دیوار رفته و به خانواده ها ناسزا گفته و تهمت می زدند و انواع توهینها را در پلاکاردهایشان علیه خانواده ها می کردند.

Screenshot 2015-12-02 00.53.5656

داخل کادر: کارهای تحریک آمیز با دشنام و ناسزا و استفاده از بلندگو بعدش هم موشک باران ویرانگر شروع شود!!

درحالیکه چنین جمله ای در اصل فارسی آن نیست یعنی بوده که ترجمه کرده اند ولی از فارسی آن برای انتشار حذف کرده اند چون دیده اند خیلی دروغ افتضاحی می شود!!

Screenshot 2015-12-02 05.05.12

و چنانکه در امضای بیانیه می بینید نام تجمع در فارسی دو عراق دارد در حالیکه در عربی آن که در عکس بالاتر می بینید اسم تجمع یک عراق فقط در آخر نام می باشد!!

و مهمتر اینکه در این بیانیه تیتر عکس بیانیه ای که در سایت فارسی منتشر شده با تیتر بیانیه ای که در سایت عربی فرقه انتشار یافت تفاوتهای زیادی دارد که در عکسهای زیر مشخص شده اند و همچنین استفاده از ترمهای خاص فرقه مانند «کمیتۀ سرکوب ساکنان لیبرتی» (لجنة قمع سكان ليبرتي) نوشتار و ترجمۀ آن توسط خود فرقه را به خوبی نشان می دهد و الا هیچ عراقی از لحاظ فرهنگ عربی و عراقی چنین تبدیلهای فحش گونۀ اسامی را انجام نمی دهد و به کمیتۀ نخست وزیری عراق برای لیبرتی نمی گوید کمیتۀ سرکوب لیبرتی!!

جالب است که در تیتر یک نسخۀ بیانیۀ نوشته شده «تحت غطاء عوائل وهمیة» (زیر پوشش خانواده های موهوم)! بعد که دیده اند این منطقا غلط است چون اگر زیر پوشش باشد دیگر خانواده موهوم نمی شود یعنی منفی در منفی می شود مثبت! آمده در نسخۀ دیگر یعنی در سایت عربی جملۀ عربی آن را عوض کرده و مطابق آخرین نسخۀ فارسی آن کرده اند یعنی فارسی آنرا هم عوض کرده و نوشته اند: «تحت پوش خانواده های ساکنان لیبرتی».

چه کسی جز فرقۀ فریبکار رجوی می تواند فریادهای و ناله های این مادر جلوی در لیبرتی را که دختر «پروانه» را صدا می کند بشنود و بگوید این مادر خانوادۀ موهوم و عضو نیروی نظامی «قدس»!! و اطلاعات رژیم ایران!! است؟

https://www.youtube.com/watch?v=uXffUc5nz9k&list=PL9zvRE0IE7jPdj9309mBsQARIbuYaARoN

و همچنین در تیتر یک نسخه نوشته «استقبال» (پذیرش در پارلمان عراق) و در نسخۀ دیگر نوشته «حضور در پارلمان عراق» و در یکی در ترجمۀ این کار نوشته «هذه الفعلة» و در نسخۀ دیگر نوشته «هذه العملیة». بالاخره معلوم نیست این وکلا چند نسخه از یک بیانیه بیرون داده اند یا چند نفرشان بی خبر از هم بیانیه نوشته اند؟!!

Screenshot 2015-12-01 11.59.58

Screenshot 2015-12-01 12.02.31

Screenshot 2015-12-02 00.53.27

در متن ترجمه شده به عربی بیانیۀ به اصطلاح «وکلای عراقی» که با امضای «تجمع حقوقدانان مستقل» می باشد انواع غلطهای فاحش عربی و یا با فرهنگ نگارشی فارسی وجود دارد که معلوم می شود این حقوقدانان یا وکلای عراقی موهوم فرقه نه در عراق بلکه حتما در ایران درس خوانده اند بعدا کمی عربی ناقص یادگرفته اند!!!. شرح تک تک آنها از لحاظ دانش عربی اینجا نمی گنجد. کسانیکه سواد و دانش عربی داشته باشند به این اشکالاتی که من گرفته ام اگر توجه کنند می فهمند که فرقه چه فریبکاریهایی می کند؟! حتی در امضای بیانیه نیز حقوقدانان محترم باسواد!! اسم خودشان را هم غلط نوشته اند. اسم تجمع موهوم در امضای بیانیه را در متن زیر با اسم آن در سربرگ بیانیه که در عکس بعدی می باشد مقایسه کنید می بینید در امضای متن زیر مستقلین ال ندارد در حالیکه در سربرگ آن مستقلین ال دارد!!! طبق قواعد عربی باید در این جمله ال داشته باشد لذا اسم تجمع حضرات حقوقدانان غیر موجود در امضایشان غلط است!!.

همچنین جمعیتهای موهومی نیز از قدیم دارند که هنوز هم نام اشرف سابق را یدک می کشند (دفاع از اشرف) و در همین بیانیه ها هم چنانکه می بینید نامشان آمده است که واقعا مضحک است!!

Screenshot 2015-12-01 12.02.31

Screenshot 2015-12-02 00.53.56

حال این شما و این هم بیانیۀ ساخته و پرداخته و ترجمۀ سراسر غلط روابط خارجی فرقۀ رجوی به عنوان «بیانیۀ شورای ملی عشایر عراق» که در آن «شیخ» به تنهایی به کار رفته که به معنی پیر مرد است نه شیخ عشیره زیرا بدون عشیره اگر بیاید تنها معنی پیرمرد می دهد و هیچوقت عشایر عراق شیخ در معنی رئیس و شیخ عشیره را به تنهایی به صورت نکره به کار نمی برند. به علاوۀ انواع اغلاط فاحش عربی و نگارش و جمله بندیها و اصطلاحات کاملا ترجمه تحت اللفظی شده از فارسی با فرهنگ نگارشی فارسی و ادبیات خاص فرقۀ رجوی که هرگز عرب و عراقی بخصوص عشایر آنها را به کار نمی برند که باز اینجا مجال شرح آنها نیست و به علمای دانش عربی موکول می کنم. حتی می توانید با مطالعۀ اصل فارسی آن ببینید آیا غیر از سران فرقۀ رجوی کس دیگری حتی ایرانی تا چه رسد به عرب و عراقی و عشایر چنین فرهنگ و ادبیاتی دارد؟

Screenshot 2015-12-02 16.59.03

Screenshot 2015-12-02 17.10.12

Screenshot 2015-12-02 17.10.51

این هم گفتنی است زمانی که ما در اشرف بودیم من خودم بیانیۀ ای قلابی و موهوم بیش از شش هزار شیخ عشیره در عراق در حمایت از ماندن مجاهدین در اشرف را از فارسی که عباس داوری معاون بخش روابط فرقه نوشته بود به عربی ترجمه کردم آنهم بیانیۀ خبری و مطبوعاتی نه اصل بیانیۀ با امضای شش هزار شیخ که وجود نداشت. حالا باید از سران فرقه پرسید اولا چرا آن شش هزار شیخ و 5 میلیون عراقی و سه میلیون شیعه و 480 هزار مردم دیالی که بیانیه تقلبی به اسمشان درست می کردید و مدعی بودید که امضاهایشان را دارید ولی منتشر نمی کردید با وجود اینکه در بیانیه های کذایی که خودمان می نوشتیم مثلا می گفتند مجاهدین جزء عشیرۀ ما هستند و ما جلوی تانکها می خوابیم نمی گذاریم وارد اشرف بشوند!!! بعد از بیرون کردن ما از اشرف و آنهم کشتار ساکنانش ککشان هم نگزید؟ و اعتراضی هم نکردند دفاع و خوابیدن جلوی تانکها پیشکشان!! چرا از آنهمه کباب خورها و مرغ خورهای عراقی که به اشرف فقط برای خوردن می آمدند خبری نشد؟ ثانیا حالا چه شده که آن شش هزار شیخ عشیره که در پارلمان عراق آن موقع در اعتراض به این بیانیه های تقلبی فرقه گفتند اصلا کل عراق شش هزار عشیره و شیخ عشیره ندارد چه شده که حالا شده 2100 شیخ عشیره؟؟؟!!! چرا حتی به قول و اعتراف خودتان حامیان شما در میان عشایر عراق به یک سوم تقلیل یافته؟؟!! برای اینکه تکرار آن عدد سابق اکنون خیلی خنده دار می شد.

حسین نژاد – پاریس

12 آذر 1394

3 دسامبر 2015

***

فریاد آزادی، کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد، پاریس 2015آقایان حسین نژاد، فتاحیان و کرمی، دفتر کمیساریا، پاریس (نامه سرگشاده)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19934

منتهای رذالت و پلیدی سران فرقۀ رجوی (زندانبانان لیبرتی)

قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۵:… روز سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ برابر با ۲۱ ژوئیۀ ۲۰۱۵ یک سایت فرقۀ رجوی به نام «ایران افشاگر» مستقر در زندان رجوی ساختۀ لیبرتی مقاله ای به نام و از زبان دخترم زینب حسین نژاد سراسر دروغ و تهمت و افترا و ناسزا علیه اینجانب یعنی پدرش و علیه دخترم مونا یعنی خواهرش منتشر کرده است …

خانواده ها بیرون کمپ لیبرتیکیهان لندن: لیبرتی، سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

لینک به منبع

منتهای رذالت و پلیدی سران فرقۀ رجوی (زندانبانان لیبرتی)

بازآغاز شکنجۀ پدر و فرزند با سوء استفاده از فرزند

به قلم قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

روز سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ برابر با ۲۱ ژوئیۀ ۲۰۱۵ یک سایت فرقۀ رجوی به نام «ایران افشاگر» مستقر در زندان رجوی ساختۀ لیبرتی مقاله ای به نام و از زبان دخترم زینب حسین نژاد سراسر دروغ و تهمت و افترا و ناسزا علیه اینجانب یعنی پدرش و علیه دخترم مونا یعنی خواهرش منتشر کرده است که نهایت رذالت وپستی و بی وجدانی سران فرقۀ رجوی یعنی زندانبانان زندان رجوی ساختۀ لیبرتی را به خوبی نشان می دهد. از همۀ انسانها بویژه ایرانیان آزاده و مبارز در داخل و خارج ایران می خواهم قضاوت کنند که آیا این کار شکنجۀ روانی پدر و فرزند با هم و یکجا می باشد یا رفتن پدران و مادران و خواهران و برادران به دم در لیبرتی و صدا زدن مهربانانه و مؤدبانۀ عزیزانشان و خواستار لحظه ای دیدار با آنها شدن که فرقۀ رجوی آن را «شکنجۀ روانی» ساکنان لیبرتی می نامد؟

من دخترم را مخاطب قرار نمی دهم چرا که او را نیز همچون سالیان خودم قربانی افکار و نیرنگها و فریبکاریهای مسعود رجوی و دیگر سران فرقۀ رجوی می دانم چرا که همگان می دانند در این سازمان فرد از خودش هیچ اراده ای ندارد و هر چه می گوید و می نویسد و انجام می دهد مثل همۀ فرقه ها دیکته و تلقین شده از سوی سران فرقه می باشد و بس.

بلکه خطابم به قلعه بانان هفت حصار تشکیلات رجوی است که چرا به جای پاسخ منطقی و انسانی به خواستۀ خانواده ها مبنی بر دیدار عزیزانشان ولو برای یک لحظه ولو از دور و ارائۀ دلیل منطقی برای رد این خواسته به دشنام و ناسزاگویی و تهمت و افترا به خانواده ها حتی از زبان فرزندان و عزیزانشان می پردازند؟ آخر اگر اینها واقعا خانواده های این افراد نیستند و به قول خودتان «پوش» و «عنوان» هستند و در حقیقت «مأموران وزارت اطلاعات» و «نیروی تروریستی قدس» هستند پس علم کردن افراد مشخصی از لیبرتی در بازار شام تلویزیونتان و رسانه هایتان و نامه و مقاله نگاری به اسم آنان دیگر چه معنی دارد؟ اگر این پدر زینب نیست و خواهر زینب نیست که به دنبال دیدار او هستند و خانواده نیستند پس چرا زینب را با شکنجۀ روانی مأمور نامه و مقاله نگاری صد بار سانسور و جرح و تعدیل شده و یا اساسا دیکته شده برای دشنام و تهمت زنی علیه پدرش و خواهرش می کنید و نه کس دیگر را؟ آیا این کارهایتان به معنی اعتراف به این نیست که ما واقعا افراد خانواده های این افراد هستیم؟

دخترم زینب خوب می داند ولی نگذاشته اید بنویسد که در سال ۷۸ در بغداد من و او را به ستاد داخله بردند و گفتند که به دختر کوچکترم مونا (آذر) که خانۀ عمه اش در تهران می ماند و آن موقع هفده سالش و دانش آموز دبیرستان بود زنگ بزنید و به دروغ به او بگویید که من و مادرت و خواهرت در آلمان هستیم آماده بشو که دوستانمان بیایند و تو را اینجا پیش ما بیاورند تا درس بخوانی!! ولی خوشبختانه با هشیاری عمه اش این نقشۀ آنها برای کشاندن او به عراق و قرارگاههای نظامی فرقه شکست خورد و بعد از آن مرا به علت اینکه ضمن صحبتهای تلفنی ام با خواهرم به او به زبان خودمان (ترکی) فهمانده بودم که ما در عراق هستیم به اصطلاح خودشان زیر تیغهای فحاشی و تف باران قرار دادند از جمله مهدی ابریشمچی مشخصا در آن نشستهای معروف به «دیگ» به همین علت به من دشنام مادر داد (منتها به عربی «ولد الزنا»!!!). و بعدها هم تا آغاز دهۀ نود هر بار من و زینب با فشار و جو سازی و ترس از تیغ و تف می خواستیم او را به اشرف بکشانیم و زینب برایش حتی در یکان خودش جا باز کرده بود و می گفت می آورم «تحت مسئول خودم می کنم» به همین دلیل و از ترس اینکه او را در اشرف نگهدارند هر بار بهانه ای می آورد چنانکه تعدادی از فرزندان خانواده هایی را که برای دیدار فرزندان دیگرشان در آن سالهای اول بعد از سرنگونی رژیم صدام به اشرف آمده بودند با فریب و نیرنگ و شعارهای میان تهی در اشرف نگهداشتند که برخی نیز در درگیریها با نیروهای عراقی و یا اعمال تروریستی علیه اشرف جان باختند.

شما وقتی مونا خواهر زینب را ناخواهری و عضو وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس می نامید واقعا می فهمید چه می گویید؟ آیا روی این تهمت و محتوا و معنای آن دقت کرده اید؟ آیا این تهمت بهترین خدمت به رژیم و اطلاعاتش نیست؟ وقتی خانواده های مجاهدین اطلاعاتی باشند پس بقیۀ مردم را حتما صد برابر بیشتر طرفدار رژیم ولایت فقیه می دانید؟!! وقتی خودتان در همین مقاله می نویسید و اعتراف می کنید که کسی خودش مستقلا نمی تواند به لیبرتی بیاید پس بفرمایید همان خانواده های خارج یا داخل که می گویید می توانند مستقلا بیایند و با فرزندانشان همانگونه که در اشرف دیدار می کردند دیدار بکنند چگونه بیایند؟ شما که می گویید در اشرف حتی خانواده هایی که به کمک رژیم می آمدند می گذاشتیم با فرزندانشان دیدار کنند (که همه می دانیم جز به یک سری از آنها اجازۀ ورود داده نشد و بعد از آن به دستور شخص مسعود رجوی بکلی ممنوع شد) پس چرا در لیبرتی این اجازه را نمی دهید؟ بله الآن هم می گویم وقتی مسعود رجوی خطاب به خانواده های دم در اشرف می گفت بفرمایید تو پس چرا این تعارف را برای خانواده های دم در لیبرتی نمی کند؟ چرا در این مقاله جواب این سؤال منطقی من در مقالۀ گذشته ام را نداده اید؟

دختر من زینب خوب می داند ویادش هست که مونا مدتها هم به این علت که نمی توانست مستقلا بیاید به دیدارش نمی آمد و من هم از شرح جزئیات آن در شرایط امروز کشورمان «از آن میگذرم» و به همین علت هم زینب بسا او را در نامه هایش تحسین کرده بود و در این مقاله هم آمده که به او در این زمینه اطمینان داده بود. حالا چه شده که من باید ببینم و بخوانم و باور کنم و چگونه باور کنم که زینب مونا را «ناخواهری» خوانده و آنگونه نسبتها و سمتهای مضحک به او و همسرش داده که من تکرارش نمی کنم. وقتی خودتان می نویسید که شرایط امنیتی و حفاظتی لیبرتی با اشرف که هر کسی می توانست خودش تا آنجا بیاید و عراق امروز با عراق آنروز خیلی فرق دارد و امروز آمدن به لیبرتی با آنهمه کنترلهای و موانع و پستهای بازرسی متعدد بسیار خطرناکتر و دشوارتر است؛ پس بفرمایید وقتی رژیم در حاکمیت عراق و لیبرتی سهیم است و نقش دارد برای آمدن سالم و امکان پذیر به لیبرتی برای کسی که در ایران و زیر حاکمیت این رژیم زندگی می کند چه راهی جز استفاده از امکانات این رژیم و دولت عراق وجود دارد؟ آیا استفاده از امکانات یک دولت برای یک کار که مردم هر کشوری در دنیا آن را انجام می دهند به معنی عضویت آن فرد در اطلاعات آن دولت می شود؟ تازه مسخره تر و خنده دار این است که شما افراد خانواده های مجاهدین لیبرتی را که بسیاری در سنین پیری و بیمار هم هستند عضو نیروی نظامی قدس یعنی سپاه پاسداران می نویسید!!! واقعا منتهای وقاحت تنها این را می گویند و منتهای نابخردی و بی منطقی. آیا مونا برای تلاش جهت دیدن خواهرش نیاز به تحریک و تشویق من دارد؟ مگر عواطف خواهری و خانوادگی اکتسابی و تلقینی است؟!

موضوع این است که رهبری فرقه این بار و مشخصا در لیبرتی بدجوری گیر کرده و می خواهد دم و دستگاهش را با ادعاهای پوشالی و توخالی «مبارزه» که در حقیقت ضد مبارزه می باشد هر طور شده از فروپاشی و رسوایی خطاها و غلطکاریهای سالیانش نگهدارد و الا بر اساس گفتۀ خودش در اشرف می گذاشت خانواده ها با قطع نظر از اینکه چگونه و با چه امکاناتی آمده اند وارد لیبرتی بشوند و به درخواستهای مقامات سازمان ملل و وزارت حقوق بشر مبنی بر ورود خانواده ها به کمپ و دیدار با عزیزانشان پاسخ مثبت می داد.

خواهر زینب مونا (آذر) و همسرش هیچیک حتی شغل دولتی عادی هم ندارند تا چه رسد مأمور اطلاعات باشند!! و هر دو شغل آزاد دارند و یک ریال هم از دولت نمی گیرند در حالیکه خانواده های بسیاری از سران فرقۀ رجوی در ایران شغلهای رسمی دولتی دارند ولی به هر دلیلی از جمله اینکه آنها برخلاف افراد پایینی دسترسی به انواع وسایل ارتباطی نوین دارند چون برای دیدارشان نمی آیند هیچوقت مزدور رژیم خوانده نمی شوند بگذریم که خانواده های برخی سران پاریس نشینشان همه ساله از ایران با امکانات و پاسپورت و پولی که در هر حال از همین رژیم به دست می آورند به دیدنشان در بهترین هتلهای فرانسه می آیند و می روند و کسی هم صدایش در نمی آید که البته حقشان است و کار خوبی هم می کنند ولی برای خانواده های بیچاره و بی پول آن پایینی ها استفاده از کوچکترین امکانات دولتی که برای هر کس در ایران زیر حاکمیت این رژیم امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است در تلاش برای دیدار عزیزش که در عمرش او را ندیده است (مونا و زینب دو خواهری هستند که هرگز همدیگر را ندیده اند) فحش و ناسزا و تهمت و تمسخر و در اشرف هم سنگباران می آورد! حالا ببینید حضرات منتهای وقاحت را چه کسی دارد؟ من یا شما؟ و چه کسی کثیفترین سوء استفاده را از افراد خانواده برای شکنجۀ آنها می کند؟

من از دیروز با دیدن این مقاله و آخرین عکس فرزند عزیزم زینب که اکنون ۳۷ سالش می باشد با یادآوری خاطراتمان در اشرف و عراق و فرانسه چندین بار گریسته ام. و می دانم که فرزندم نیز در عمق وجدان و ضمیر و جوهر اصیل انسانی اش همین عواطف را برای من دارد ولی این شگردها و دیکته های تشکیلاتی فرقه است که او را به عدم بیان این عواطف و یا بیان وارونۀ آن وادار می کند؛ و الا چه کسی باور می کند که فرزندی با اراده و خواست واقعی خودش پدرش را تهدید به بند از بند گسستن یعنی تکه تکه کردن بکند؟!! اینگونه برخوردها تنها از ویژگیهای فرقۀ رجوی است و بس.

حضرات! دیگر بس کنید! این نقض ابتدایی ترین اصول حقوق بشر است که از زبان و قلم و به نام یک فرزند اسیر فکری و فیزیکی علیه پدرش هر چه و هر عقده ای را در چنته دارید خالی کنید. این ضد انسانی ترین شیوه و پست ترین و پلیدترین و رذیلانه ترین و ضد بشری ترین شکنجۀ روانی دو انسان است.

نسبت دادن ما پدران و مادران به اطلاعات و پاسداران رژیم و مخدوش کردن مرزها ببینید شما را به کجا و به چه یاوه های احمقانه و مضحکی کشانده که می گویید هدف ما از بردن عزیزان و مقرهایشان می باشد!! که عقل هیچ کودکی هم این را نمی پذیرد و این جز بهترین خدمت شما به همان اطلاعات و پاسداران رژیم نیست و نتیجه ای جز رسوا و بدنام کردن هرچه بیشتر خودتان در میان ایرانیان آزاده در داخل و خارج کشور و حتی مسأله دار کردن بسیاری از وفادارانتان در همان لیبرتی و اور و هوادارانتان در خارج کشور ندارد.

همۀ ایرانیان آزاده در خارج کشور چنانکه از انبوهی حمایتها و نظرات ومقالاتشان پیدا بود به خوبی می دانند که هدف من و آقای مصطفی محمدی از حضورمان در شهر محل اقامت مریم رجوی و دستگاه فرقه ای اش آن هم در اماکنی دور از مقر اقامت او و با در دست داشتن عکسهای دخترانمان و بیان خواسته مان جز اطلاع رسانی اهالی شهر از هدفمان مبنی بر بیرون بردن فرزندانمان از جهنم و خطر عراق با فشار آوردن به رهبری فرقۀ رجوی جهت بسیج امکاناتش در این راستا نبوده و نیست و اتهام شناسایی و جاسوسی و تروریسم علیه ما دو پدر پیر آن هم بعد از بیش از سی سال برپایی مقر رجوی در اور سور اواز و با توجه به اینکه هر دوی ما سالها در همانجا برای سازمان مجاهدین کار کرده ایم مسخره ترین و مضحکترین اتهام و دروغی است که حتی افراد خود مقر رجوی در دلشان به آن می خندند و حملۀ وحشیانۀ افراد مریم رجوی به ما دو پدر و خانم حوریه محمدی خواهر سمیه و ضرب و جرح ما نتیجه ای جز بیزاری و تنفر هر چه بیشتر ایرانیان و نیز پلیس و مقامات محلی که کاملا در جریان امر قرار گرفته و از ما حمایت کردند از این فرقه و سردمداران فراری و خارجه نشین آن ببار نیاورد و این امر از انتشار اخبار و مطالب و مقالات بسیار در مورد آن و حمایتهای گسترده از ما به خوبی پیدا است.

حضراتی که به فرزندانمان می گویید به ما پدران و مادران و خواهران و برادران ناپدر و نامادر و ناخواهر و نابرادر به علاوۀ انواع و اقسام دشنامها و تهمتها نثار کنند یا از زبان و قلم آنان چنین می گویید و می نویسید اگر واقعا چنانکه ادعا دارید به اسلام و قرآن معتقدید مگر در قرآن ابراهیم به پدرش که مشرک و بت پرست بود سه بار در سه آیه «یا أبت» (پدرجان) خطاب نمی کند؟! می بینید و می خوانید که ابراهیم به پدرش در این آیات سلام می گوید و او را فقط نصحیت محترمانه می کند بدون هیچگونه دشنام و ناسزاگویی و حتی کوچکترین بی احترامی. (آیات ۴۱ تا ۴۷ سورۀ مریم).

و در آیات دیگری در قرآن بسیار به احترام به افراد خانواده مخصوصا پدر و مادر حتی اگر مشرک و در جبهۀ مقابل باشند سفارش کرده است. بله معلوم است که در موقع جنگ و قصد قتل، هر انسانی حق دفاع دارد که اساسا با مورد غیر جنگ متفاوت و بلکه کاملا معکوس می باشد.

شما فامیل دخترم زینب را از فامیل من به فامیل همسر شهیدم یعنی مادر زینب تغییر داده اید. من هیچ اصراری ندارم و دلیلی هم نمی بینم که فرزند حتما باید فامیل پدر را داشته باشد و نه مادر. ولی گذشته از اینکه این عرف جامعۀ ما و مردم ما می باشد که فرزندان فامیل یا نام خانوادگی پدر را می گیرند (بگذریم که رجوی عرف دیگر جامعۀ ما را یعنی حفظ نام خانوادگی توسط زن بعد از ازدواج را دقیقا در جهت مرد سالاری نقض کرد) بله گذشته از این؛ اگر شمایان واقعا به خون شهدای مجاهد ارزش و احترام قائلید و کاربرد خانوادۀ مجاهد را می دانید که به کدام خانواده می گویند و به ارزشها و اصطلاحات سنتی اصیل سازمان مجاهدین خلق ایران پایبند هستید که نشان می دهید که دیگر نیستید اگر فقط با همین معیار بخواهید بسنجید خانوادۀ ما (خانوادۀ حسین نژاد) خانوادۀ مجاهد و مجاهد پرور و از خانواده های شهدای مجاهدین می باشد. دخترم زینب خوب می داند که دو برادر من (عموهایش) مجاهدین شهید محرم و محمود حسین نژاد با همین فامیل و نام خانوادگی ما بودند وهستند و شادروانان پدرم و مادرم (پدر بزرگ و مادر بزرگ زینب) و شادروان برادرم محسن که در تصادفی در تهران درگذشت سالها امید به پیروزی مجاهدین و آمدنمان و برگشت پیروزمندانه مان به ایران را داشتند و چه رنجها و اذیت و آزارها و زندانها و اخراجها از کار و… توسط پاسداران و دستگاههای رژیم در شهرمان میانه کشیده اند که امیدوارم روزی زینب خواهرش مونا را ببیند تا خاطراتش با پدر بزرگ و مادر بزرگ و عمویش را که در آغوش آنها بزرگ شد برایش تعریف کند.

در حالیکه از خانوادۀ مادر شهیدش یعنی خانوادۀ کریم زاده که فامیل دخترم زینب قرارش داده اند به جز خود او نه تنها کسی هوادار مجاهدین و با مجاهدین نبوده بلکه همۀ خواهران و برادرانش یعنی خاله ها و دایی های زینب و مونا در دستگاههای اخص حفظ رژیم کار می کنند.

حال که نگذاشته اید دخترم زینب نام فامیل عموهای شهیدش و پدربزرگ داغدیده و رنج کشیده اش را داشته باشد و نیز بداند که خواهرش مونا در چه خانواده ای و در چه فضایی بزرگ شده است دو عکس زیر متعلق به تابستان سال ۶۷ بعد از عملیات چلچراغ و در مجلس ختم پنهانی (از جمله پنهان از خانوادۀ کریم زاده) برای عموی زینب برادرم مجاهد شهید محرم حسین نژاد که در آن عملیات به شهادت رسید را برای دخترم زینب (اگر بگذارید که این مقاله ام را ببیند و بخواند) می فرستم که یکی از آنها شادروان پدرم و دیگری دخترم مونا در شش سالگی اش را در کنار عکس غرقه در گل محرم شهید نشان می دهد باشد تا شرم کنید و از این تهمتهای آخوند پسند به خانوادۀ مجاهدین نچسبانید چرا که مزدوری آن هم مزدوری بیگانۀ جنایتکار همیشه شایستۀ شما تبدیل کنندگان سازمان مجاهدین به یک فرقه و نابودکنندگان پایگاه عظیم اجتماعی و مردمی سازمان در داخل و خارج کشور و پایمال کنندگان خون شهدای مجاهد و گرم کنندگان تنور رژیم با هیزم بهترین فرزندان این خلق بوده ومی باشد.

حسین نژاد – پاریس

۳۱ تیر ۱۳۹۴ – ۲۲ ژوئیۀ ۲۰۱۵

Villepinte – the real message behind Maryam Rajavi’s anti-Iran speech

مریم رجوی داعش تروریسم چهره “عشایر انقلابی عراقی” باند رجوی را بهتر بشناسیم!

***

همچنین:

امرالله ابراهیمی، مسعود رجوی و گوبلز. سی سال در قرارگاههای فرقه رجوی سرمان گرم همین مزخرفات مالیخولیایی بود

کامنت آقای قربانعلی حسین نژاد در مطلبی از آقای محمد کرمی در ایران گلوبال، بیستم می ۲۰۱۴: … آقای امر الله در این خبر و در نظر هر کس که آن را باور کرده یا در آن فکر نکرده است انگار که رهبر یک کشور نفت خیز می باشد که دولتی مانند هلند تا این قدر با او از موضع پایین برخورد میکند!!! اگر آقای کیانوش توکلی فقط از خودش

فرقه رجوی (مجاهدین خلق) دنبال سیاهی لشکر خارجی برای شوی ژوئنی امسالش!!

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، سیزدهم می ۲۰۱۴: … یک جوان تونسی دوست من در این مرکز بعد از اینکه تلفنش با یک هموطن خود که در آن مرتب صحبت از مجاهدین و مریم رجوی و تجمع و مقدار پول و تعداد نفرات می رفت به پایان رسید پیشم آمد و گفت: واقعا این سازمان مجاهدین دوستان سابق شما (سران فرقۀ رجوی) این قدر نزد ایرانیان

افشای شبکه مزدوران عراقی صدامی فرقه رجوی در اروپابا نام جعلی «خبرگزاری عراق»!!

قربانعملی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، دوم می ۲۰۱۴: … صافی الیاسری نویسندۀ عراقی مزدور فرقۀ رجوی که سال گذشته و نیز اخیرا طی هفتۀ اول ماه آوریل ۲۰۱۴ مقالات متعددی به زبان عربی علیه ما جدا شدگان از فرقه و مشخصا و بیشتر علیه اینجانب بویژه در سوز و گداز از نامۀ اخیر ۵۰ عضو جداشده از سازمان به نخست وزیر عراق در

بی حرمتی رجوی به خانواده ربطی به مبارزه ندارد

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، پنجم مارس ۲۰۱۴: … وقتی در اشرف بودیم به دستور رجوی افرادی دم در اشرف رفته و خطاب به پدران و مادران و خواهران و برادرانی که برای دیدارشان آمده بودند ضمن پرتاب سنگ به آنها شعار می دادند: «ننگ ما ننگ ما فامیل الدنگ ما»!! و در نشستهای رجوی و اکنون نیز در نامه ها یا بیانیه