سوزش فرقه مریم رجوی . بغضی که بعد از 37 روز ترکید

سوزش فرقه مریم رجوی . بغضی که بعد از 37 روز ترکید

سوزش فرقه مریم رجوی . بغضی که بعد از 37 روز ترکیدبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، دوم سپتامبر 2020:… بعد از 37 روز ناگهان بغض شان ترکید و طی یک برنامه و شوی مسخره به صحنه آمدند و خواستند که با نیم ساعت برنامه تمسخر آمیز در صدد رفع و رجوع سکوت 37 روزه بر آیند، ولی هر کس که این برنامه را دید اقرار کرد که خیلی خیلی ضعیف اجرا شد. در واقع از شدت ضربه وارده در رینگ مسابقه بین خانواده ها از یک طرف و عناصر آبرو باخته فرقه رجوی از طرف دیگر، یک گیجی مفرط بر سر تا پای سازمان در گِل فرو رفته رجوی مشاهده می شد که در نوع خود بی سابقه میباشد. حتی با اعداد و ارقام هم بخواهیم مقایسه کنیم طبق آن چیزی که خودشان مدعی بودند و در ابتدای گردهمایی مجازی گفته شده یعنی 30 هزار نفر شرکت کرده بودند ، همایش خانواده ها عددی نبود که بر طبل کوبیده شود ولی چرا عناصر فرقه رجوی و در راس آنان سرکرده بزهکارشان اینگونه بهم ریختند و مجبور شدند که با سیلی صورت خود را سرخ نگه دارند؟ سوزش فرقه مریم رجوی . بغضی که بعد از 37 روز ترکید 

گردهمایی سراسری انجمن نجاتگردهمایی سراسری انجمن نجات . تیر 1399

بخشعلی علیزاده تهران

آقای بخشعلی علیزاده

سوزش فرقه مریم رجوی . بغضی که بعد از 37 روز ترکید

چرا بغض سازمان از گردهمایی بزرگ خانواده ها بعد از 37 روز ترکید؟!

سوزش فرقه رجوی از دعوت از خانواده ها

انجمن نجات مرکز تهران12 شهریور 1399

بعد از همایشی که انجمن نجات در تاریخ 29 تیرماه 1399 برگزار کرد و به شکل بی سابقه ای مورد استقبال عموم خانواده ها قرار گرفت، فرقه رجوی بشدت به تکاپو افتاد و تلاش کرد با اقداماتی مذبوحانه جهت خنثی سازی این اقدام قدرتمند کارهایی را انجام دهد.

سوزش فرقه مریم رجوی . بغضی که بعد از 37 روز ترکید

گردهمایی سراسری انجمن های نجات کشور

ابتدا مدتی سکوت کرد تا ببینند آیا استقبال از طرف خانواده ها انجام خواهد گرفت یا نه. زیرا میخواستند با زیرکی خاصِ خودشان نشان بدهند که این همایش چیز قابل توجهی نبود و به جایی و به کسی برنخورد و در حدی نبود که فرقه بخواهد موضعگیری نماید.

ولی بعدا که دیدند برعکس تصورات آنان شد و حتی ارگان های حقوق بشری و بین المللی و مقامات دولت آلبانی هم توجه نشان دادند و خانواده ها بیشتر از قبل، مشتاق تر و پر شورتر وارد چالش با فرقه رجوی شدند و مصرانه خواهان ارتباط با فرزندان و عزیزانشان گشته و خواهان کمک های بین المللی در این خصوص شدند، شروع به جست و خیزهای میمون وار کردند که گویا دیر کرده اند و باید زودتر از اینها وارد صحنه می شدند تا میدان نبرد خالی نماند.

از سی هزار اتصال یکی نصیب خانواده ها نمی‌شود

یکی از آن اقدامات برنامه ای تحت عنوان “پرونده” در تاریخ 4 شهریور براه انداختند. به تاریخ ها لطفا توجه کنید. از 29 تیرماه 99 تا 4 شهریور 99 می شود 37 روز. باورتان می شود؟ 37 روز تمام بغضی که در گلویشان مانده بود و النهایه ترکید و بیرون زد. یعنی دیگر ماگزیمم توانشان همین 37 روز بود که سکوت کنند و نشان بدهند که همایش خانواده ها نیاز به موضعگیری ندارد و برای ما مهم نیست.

اما بعد از 37 روز ناگهان بغض شان ترکید و طی یک برنامه و شوی مسخره به صحنه آمدند و خواستند که با نیم ساعت برنامه تمسخر آمیز در صدد رفع و رجوع سکوت 37 روزه بر آیند، ولی هر کس که این برنامه را دید اقرار کرد که خیلی خیلی ضعیف اجرا شد. در واقع از شدت ضربه وارده در رینگ مسابقه بین خانواده ها از یک طرف و عناصر آبرو باخته فرقه رجوی از طرف دیگر، یک گیجی مفرط بر سر تا پای سازمان در گِل فرو رفته رجوی مشاهده می شد که در نوع خود بی سابقه میباشد.

حتی با اعداد و ارقام هم بخواهیم مقایسه کنیم طبق آن چیزی که خودشان مدعی بودند و در ابتدای گردهمایی مجازی گفته شده یعنی 30 هزار نفر شرکت کرده بودند ، همایش خانواده ها عددی نبود که بر طبل کوبیده شود ولی چرا عناصر فرقه رجوی و در راس آنان سرکرده بزهکارشان اینگونه بهم ریختند و مجبور شدند که با سیلی صورت خود را سرخ نگه دارند؟

پاسخ بسیار واضح است، اول اینکه عدد بکار گرفته شده توسط سران فرقه یک بلوف بود. به دهها علت چنین چیزی امکان ناپذیر نبود که سی هزار نفر را در یک برنامه مجازی به شکل اکانت وصل کنی. صرفا فقط حقه بازی کردند که نشان دهند هنوز تعدادی حامی دارند. درحالیکه در صحنه واقعیت امکان ندارد در یک برنامه مجازی گنجایش 30 هزار کنتاکت وجود داشته باشد (تاکنون که چنین برنامه ای ساخته نشده است). می شود با نمایش یک بازی و مسابقه فوتبال چند صد هزار نفر یا حتی چند میلیون نفر تماشاچی داشت ولی نمی شود کنتاکت فعال داشت و امکان صحبت به هر کنتاکت داد. حالا بگذریم، بحث اصلی من این موضوع نیست و این اعداد و ارقام آبرو باخته فقط برای دهان پر کردن بکار گرفته شده بود و نه چیز دیگر.

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

در این برنامه مضحک می بینیم که ابتدا مثل اغلب برنامه های مملو از نفرت و انزجارشان، چگونه مدیر عامل انجمن نجات را مورد آماج حملات خود قرار میدهند و ایشان را با کلمات و القابی که لایق خودشان است مورد تهاجم قرار داده و تلاش میکنند که از محبوبیت ایشان در میان جداشدگان و خانواده ها و افکار عمومی بکاهند. زیرا یکی از ترفندهای رجوی (چه در داخل تشکیلات سرکوبگرش و چه در خارج از تشکیلات) این است که کسی به جز مسعود رجوی و مریم رجوی محبوب نگردد. البته این طرز تفکر علت دارد، بقدری این زن و شوهر شیفته خود هستند که نیاز به این گونه حرکات مشمئزکننده در آنها موج میزند.

ابراهیم خدابنده گردهمایی سراسری انجمن نجات

ابراهیم خدابنده گردهمایی سراسری انجمن نجات

آنقدر بزدل هستند که به جای پخش فیلم مذبور، صدای آقای ابراهیم خدابنده را در برنامه خود منعکس میکنند. این تنظیم رابطه فرقه رجوی از عمق کینه آنان نسبت به ایشان است. تلاش میکنند هر حرکتی که یک گام به آزاد سازی افراد اسیر در چنگال رجوی موثر و کمک رسان باشد، بسرعت آن حرکت را به هر نحو ممکن آغشته در دود و دم های خود کرده و مانع از هویدا و پدیدار گشتن حقایق گردند.

آنقدر گمراه شده اند که حتی نمیدانند در حال پخش چه چیزی هستند. اگر که برنامه را دیده باشید ابتدا به این اعتراف میکنند که حرکت خانواده ها بیشتر از سالهای قبل بوده است، از طرفی تلاش های آقای خدابنده را به چالش میکشند.

چرا؟

چونکه ایشان یعنی به سادگی بیان کردند که انجمن نجات مستقل است و وابسته به هیچ نهادی نیست. این یعنی که همه حرکت های فرقه رجوی را در چاه ویل ریختن، زیرا فرقه رجوی مدام تلاش میکند نشان بدهد که انجمن نجات به یک ارگان یا نهادی وابسته می باشد. ترس از این دارند که بیان شود که انجمن نجات برای سهولت کار با خانواده ها در اغلب استان های ایران نمایندگی دارد و در جهت کمک به خانواده ها تسهیلات ایجاد می نماید. وحشت دارند که عرض و طول انجمن نجات به گوش افراد اسیر در داخل تشکیلات برسد و ذهن آنان را درگیر این تناقض نماید که انجمن نجات آنطور که سران فرقه رجوی معرفی میکنند نیست.

دبیرکل سازمان ملل از خانواده های اسرای فرقه رجوی در آلبانی حمایت کند

در کلیپ صوتی که از آقای خدابنده پخش میگردد به صورت خیلی روشن هدف انجمن نجات حقوق بشری اعلام شده است و نه سیاسی. برعکس چیزی که فرقه رجوی تلاش میکند به آن دامن بزند که انجمن نجات هدف سیاسی دارد.

آقای خدابنده میگوید که “هر کسی که میخواهد مبارزه کند بسم الله. این گوی و این میدان. دهها سال در بیابان های عراق مبارزه کردند و الان هم می توانند در سواحل آلبانی تا پایان عمر به مبارزه خود ادامه دهند، مشکلی نیست”.

در ادامه به نقل از آقای خدابنده گفته می شود که:

“انجمن نجات از مجامع و سازمانهای حقوق بشری دعوت میکند که با خانواده ها دیدار کنند. تهیه ویزای سفرتان را ما درست میکنیم، هزینه های سفر را هم ما میدهیم، بیایند و با ما و خانواده ها صحبت کنند و گزارششان را هم منعکس کنند. اما متقابلا این هیئت بروند در اردوگاه های مجاهدین خلق در آلبانی نیز با بستگان این افراد و خانواده هایی که دیدار کردند ملاقات کنند و نامه های آنان را بتوانند به آن افراد بدهند و پاسخ آنان را بیاورند.”

تا اینجای کار نمی توانند حرف های درست آقای خدابنده را پخش نکنند یا آن را سانسور نمایند زیرا شنونده ها در سایر امکانات دنیای مجازی می توانند به صحبت های کامل آقای خدابنده دسترسی داشته باشند. اما فرقه تلاش میکند که با پخش عین مصاحبه نعل وارونه زده و معنی دیگری به صحبت های آقای خدابنده بدهد، هدفشان از این اقدامات آبرو باخته خرابکاری است، هنری که تنها از عهده فرقه رجوی بر می آید.
طبق معمول شکست خورده اند. توصیه ام این است که دنبال رفع و رجوع این نباشند که آقای خدابنده چه گفت و چه شد. بروند فکری به حال خود کنند که خانواده ها به زودی بر سرشان آوار خواهند شد.

بخشعلی علیزاده

لینک به منبع

لیلا گیوکان:  پدرم و من تاکنون صدای یکدیگر را نشنیده ایم

سوزش فرقه مریم رجوی . بغضی که بعد از 37 روز ترکید

*** 

We Welcome MEK Proposal . Nejat NGO says on behalf of Families We Welcome MEK Proposal . Nejat NGO says on behalf of Families

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-مدعی-حکومت-ظرفیت-یک-منتقد-ر/

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارندبخشعلی علیزاده، انجمن فراق، هجدهم اوت 2020:… زوقایع این چند روز اخیر را با هم مروری بکنیم تا مقداری به عمق آنها پی ببریم. موضوعات اخیر: اول در رابطه با شکست خفت بار آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد. دوم در رابطه توطئه های فرقه رجوی جهت اخراج آقای احسان بیدی از آلبانی.  در هر دو مورد قبلا مختصر صحبت کردیم و مطلب منتشر کردیم ولی قضیه آنقدر مهم است که نمی شود با یک مطلب از روی آن پرید و عبور نمود. آیا این تناقض نیست که یک جریانی مانند فرقه رجوی به خاطر عدم پذیرش انتقاداتی که یک فرد به سیستم آنها دارد، در صدد انتقام گیری و اخراج و حذف فیزیکی منتقد خود باشد؟ آیا این برای افکار عمومی قابل پذیرش است؟ آیا هیچ عقل سلیمی این را می پذیرد که منتقد خود را به هر قمیتی حذف نمائید؟ اگر شما مدعی دمکراسی و آزادی مردم هستید نباید که اینها را در تبلیغات و کردار و رفتارتان به صورت مادی و عملی نشان بدهید؟ مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند 

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارندچرا مریم رجوی به محاق رفته است؟ تاثیر آزادی احسان بیدی بر روابط دولت آلبانی با مجاهدین خلق

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

1- جریانی که مدعی حکومت است ظرفیت یک منتقد را ندارد

بخشعلی علیزاده

آقای بخشعلی علیزاده

وقایع این چند روز اخیر را با هم مروری بکنیم تا مقداری به عمق آنها پی ببریم. موضوعات اخیر:

اول در رابطه با شکست خفت بار آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد.

دوم در رابطه توطئه های فرقه رجوی جهت اخراج آقای احسان بیدی از آلبانی.

 در هر دو مورد قبلا مختصر صحبت کردیم و مطلب منتشر کردیم ولی قضیه آنقدر مهم است که نمی شود با یک مطلب از روی آن پرید و عبور نمود.

شکست خفت بار آمریکا در شورای ملل متحد بر سر ادامه تحریم های سازمان ملل به خاطر ممانعت از فروش تسلیحات ایران یک کیفیت بود که از آن عبور کردیم. شکستی که کمتر کسی آن را باور می کرد. تنها یکه تاز جهان معاصر در مقابل عزم و اراده ملتی شکست و فرو ریخت. بی تردید ترامپ می خواست در روزهای آخر حضورش در کاخ سفید این موضوع را تبدیل به یکی از دستاوردهای بین المللی خود قلمداد نماید ولی همه نقشه های او نقش بر آب شد و توطئه های او و سایر همراهانش تبدیل به شکست گردید.

فکر می کردند که با بیرون کردن برایان هوک از کاخ سفید یک گام محکم در راستای حرکات ضد ایرانی خود برداشته اند ولی برعکس تصوراتشان دیدیم که همه نقشه ها و توطئه ها بر سر خودشان آوار شد.

اما در رابطه با توطئه فرقه رجوی جهت اخراج آقای احسان بیدی  از کشور آلبانی نیز شاهد بودیم که چگونه فرقه رجوی با تمام ایادی و مزدوران خارجی اش نتوانست ایشان را از حقوق حقه خودش محروم کرده و از خاک آلبانی اخراجش نماید.

نتیجه گیری: ابر قدرت ملتی است که در مقابل زورگویی و باج خواهی یک دولت دیگر ایستادگی می کند و وا نمی دهد. ابر قدرت ملتی است که تمام سختی های روزگار را به جان می خرد و نشان می دهد که هیچ کس در این جهان نمی تواند عزم و اراده ملتی را در هم بشکند، الا اینکه آن ملت خودشان بخواهند در بدبختی و ذلت زندگی کنند. این تجربه بالایی بود برای سایر ملت های جهان. این خبر خوب و خوشی بود برای مظلومین و محرومین جهان به ویژه ملت های مسلمان که  همیشه زیر ضرب ابرقدرت های جهان استثمار و استعمار می گردند.

اما آن روی سکه  فرقه نفاق بود که در تمام تبلیغات روزانه خود تلاش می کند  نشان بدهد جمهوری اسلامی ایران از آنها واهمه داشته و می ترسد.

در موضوع اخراج احسان بیدی، شاهد بودیم که چگونه به خاطر اخراج یک نفر، فقط یک نفر منتقد، چگونه به دریوزگی افتاده بودند. چقدر دلارهای آمریکایی برای این توطئه شان خرج کردند ولی به خواست خدا این توطئه پیش نرفت و رو سیاه شدند، خار و ذلیل گشتند و مثل بوزینه به این طرف و آنطرف می دویدند.

آیا این تناقض نیست که یک جریانی مانند فرقه رجوی به خاطر عدم پذیرش انتقاداتی که یک فرد به سیستم آنها دارد، در صدد انتقام گیری و اخراج و حذف فیزیکی منتقد خود باشد؟ آیا این برای افکار عمومی قابل پذیرش است؟ آیا هیچ عقل سلیمی این را می پذیرد که منتقد خود را به هر قمیتی حذف نمائید؟ اگر شما مدعی دمکراسی و آزادی مردم هستید نباید که اینها را در تبلیغات و کردار و رفتارتان به صورت مادی و عملی نشان بدهید؟

در کدام مناسبات و رفتارتان توانستید ثابت نمائید؟ شما واقعا طرف دار دمکراسی و جمهوری خواه هستید؟ در کدام یک از عملکردهای شما این طرز تفکر وجود دارد که ما بتوانیم به آن استناد کنیم؟

جواب: در هیچ کدام از رفتارها و گفتارها و مناسبات شما کوچکترین نشانی از دمکراسی و جمهوریت هویدا نیست، اندازه یک اپسیلون قابل اثبات نیست. واکنش هیستریک فرقه رجوی در این رابطه بیانگر عمق دجالی گری و جنایت های آنان در رابطه با ملت ایران است.

این جنگ ادامه دارد و ما برای روشن شدن افکار عمومی و برملا شدن حقایق تلاش های خودمان را انجام خواهیم داد، بی وقفه و بدون خستگی.

یادداشت از: بخشعلی علیزاده

انتهای پیام / فراق

لینک به منبع

2- سیاست یک بام و دو هوای دولت آلبانی / جداشده ها خاری در چشم و سند ورشکستگی فرقه رجوی هستند

پیروزی اعضای نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا، نشان از توان، قدرت و اراده آنها برای روشنگری هر چه بیشتر علیه رجوی و فرقه مافیایی مجاهدین خلق می باشد. شاید درس عبرتی هم باشد برای آن بخش از باند فاسد در درون دولت آلبانی که برای گرفتن پول خون  تلاش می کنند که ضربه گیر خیانت ها و جنایت ها و توطئه های فرقه رجوی باشند.

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، دراینکه فرقه رجوی برعلیه جداشدگان از این فرقه توطئه می کند شکی نیست و خودشان هم به این اذعان دارند ولی نعل وارونه زده و با تهمت و افترا و نسبت دادن نفرات به جاهای موهوم ذهنی و جاهایی که از آنها وحشت دارند تلاش می کنند که این کار ضد انسانی خودشان را توجیه کنند.

پر واضح است که وجود این جدا شدگان به دلایل مختلف خاری در چشم این فرقه ضد ملی است. اولین دلیل اینکه هرکدام از این جدا شدگان سند ورشکستگی خط و خطوط این فرقه هستند و در طی زمان بر جدا شده ها مسلم شده که این فرقه هیچ اعتقادی به ملت ایران نداشته و همه اعمالش برخلاف مصالح ملت و کارش مزدوری بیگانکان است.

دوم اینکه این جدا شدگان شاهدان عینی پوچ بودن ادعاها و مخصوصا بزرگترین دروع آنان یعنی انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک است و وجودشان در اروپا به خصوص تیرانا مردم را نسبت به ماهیت پلید این فرقه هر روز بیشتر آگاه می کند و مشتشان را وامی کند و دلایل دیگر و بی شمار که این فرقه چشم دیدن این جداشدگان را ندارد و نمی خواهد کسی از آنان در آلبانی بماند.

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

اگر چه این فرقه دوست ندارد هیچ کس حتی آنهایی که هنوز از این فرقه مستمری می گیرند در اینجا بماند اما اگرکسی چیزی نگوید و سکوت کند فرق می کند ولی کسی که حرف می زند خب بحث دیگری است.

حالا که فرقه دنبال توطئه و پرونده سازی برای این جداشدگان است در این راستا سال گذشته با کمک بخش فاسد دستگاه امنیتی این کشور بر علیه یکی از این جداشدگان به نام احسان بیدی، توطئه ای سرهم کرد و او را به زندان انداختند.

اما نکته مهم اینکه بعد از یکسال که دیگر نمی توانستند بیش از این او را نگه دارد و طبق قانون خودشان باید او را آزاد می کردند. به نوشته سایت ایران آزادی، از چند روز پیش فرقه خیانتکار رجوی به کمک لابی آمریکاییش، دولت آلبانی را تحت فشار گذاشته بود که او باید از این کشور اخراج شود. طرح نماینده سفارت آمریکا به همراه فرقه این بود و به دولت آلبانی گفته شده بود که او را سوار یک هواپیما کرده و به استانبول بفرستند و آنجا ولش کنند که نتواند برگردد و اگر هم برگشت تحت عنوان ورود غیر قانونی می شود او را گرفت و با او به شدت برخوردکرد. اما وقتی سفارت ترکیه از طریق افراد شریف آلبانیایی آگاه شد این کار را نپذیرفت و آنها طرح وحشیانه و ضدبشری دیگری به اجرا در آوردند.

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند (پنجشنبه ۲۳ مرداد مصادف با ۱۳ اوت) پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تو را آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که او را سوار کنند او اصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم. وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما تو را به اداره مرزبانی می بریم و بعد آنجا آزاد می کنیم و باید الان با ما بیایی! بعد از حرکت دو اکیپ شده بودند و اکیپی برای رد گم کنی از جاده اصلی حرکت کرده بود و اکیپ اصلی که احسان را همراه خود داشت از یک جاده فرعی و نامعقول که تقریبا صعب العبور است احسان را برده بود، اما نه به جایی که گفته بودند بلکه به سمت مرز یونان و از مسیرهای فرعی. در آنجا او را از مرز عبور داده و بعد از طی چند کیلومتر او را رها کرده بودند. دوستان آلبانیایی سریعا به سفارت یونان اطلاع دادند و سفارت یونان گفته بود که این کار غیر قانونی است و ما قبول نخواهیم کرد.

احسان بیدی خود را به منطقه بین مرزی رسانده و چندین ساعت آن منطقه بود. در آنجا از طرف افرادی که از جنگل های آنجا بیرون آمدند مورد حمله قرار گرفت و وسایل او غارت شد. البته احسان به آنها گفته بود هر چه می خواهید ببرید و مهم اینکه به خود احسان آسیبی نرسید. بعد از چند ساعت که پلیس یونان حرکاتی را شروع و پلیس آلبانی هم فهمیده بود تعدادی خبرنگار در راه هستند که از صحنه گزارش تهیه کنند، با مرکز تماس گرفتند که به آنها گفته شده بود او را برگردانید و به او بگویید که اشتباه شده است. فردای آن روز او را به تیرانا برگردانده و آزاد کردند.

یکبار دیگر توطئه  فرقه رجوی در رابطه با اعضای جداشده از فرقه رجوی در آلبانی نقش بر آب  شد و این بار هم تیرش به سنگ خورد و بور و کور سرجایش نشست.

انتهای پیام / فراق

لینک به منبع

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

***

***

Bakhshali Alizadeh : Memories with Mujahidin Khalq Organisation MKO Bakhshali Alizadeh : Memories with Mujahidin Khalq Organisation MKO

شعارهای مضحک رجوی در نیویورکمجاهدین خلق و مریم رجوی از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)ا

همچنین: