سى خرداد و خيمه شب بازى عفريته جنايت

سى خرداد و خيمه شب بازى عفريته جنايت

 عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم می 2016:…  هر چه تبليغ بود در راستاى وصف رياست جمهورى مريم قجر، پيش ميرفت تا جايى كه در اذهان چنان مريم رو بالا بردند كه گويى در آينده نه تنها ايران بلكه خيلى از كشورها در قيمومیت و تحت سلطه او قرار خواهند گرفت و از افاضات و بهره هاى اين عفريته سود خواهند برد و حاكم بلا منازع زنان عالم خواهد بود. از اين عفريته جهل و جنايت چنان چهره قدسى براى افراد تشكيلات درست كرده … 

مزدور مریم رجوی مریم قجر و تکرار حرفهای پوچ و بی محتوا در ویلپنت پاریس (اول، دوم و پایانی)

لینک به منبع

سى خرداد و خيمه شب بازى عفريته جنايت

رهبرى فرقه مجاهدين هر ساله مراسم سى خرداد را با زرق و برق هر چه تمام تر و با خرجهاى ميليونى از پولهاى باد آورده در قرارگاه بدنام اشرف براى سرگرم كردن و مغزشوئى افراد بر پا ميكردند. كارنوالهايى درست ميكردند كه تقريبا دو ماه، تمام تشكيلات در آماده سازى آن بسيج ميشدند تا يك ساعت فيلم آن رو آنتن تبليغاتى فرقه قرار گيرد و از طرف ديگر افراد تحت اسارت را بيشتر برده و بنده خود كنند.

بعد از سال ١٣٧٢ كه مسعود رجوى، مريم را رئيس جمهور شورا قرار داد، تبليغات هيستريكى درون تشكيلات براه انداختند و جشنهاى كذائى و برنامه هاى جمعى در قرارگاه اشرف ترتيب دادند. بصورتى كه بحث سى خرداد و مراسم هايى كه سالهاى قبل بدين منظور برگذار ميشد، از اولويت ذهنى افراد انداختند و بجاى آن سى خرداد شد، روز عفريته جنايت و روز به اصطلاح مهر تابان، يعنى روز مريم رجوى.

هر چه تبليغ بود در راستاى وصف رياست جمهورى مريم قجر، پيش ميرفت تا جايى كه در اذهان چنان مريم رو بالا بردند كه گويى در آينده نه تنها ايران بلكه خيلى از كشورها در قيمومیت و تحت سلطه او قرار خواهند گرفت و از افاضات و بهره هاى اين عفريته سود خواهند برد و حاكم بلا منازع زنان عالم خواهد بود.

از اين عفريته جهل و جنايت چنان چهره قدسى براى افراد تشكيلات درست كرده بودند و چنان قابل پرستش كه از خود امامت مسعود خان هم گوى سبقت گرفته بود و لقب مريم عذرا، سرور زنان عالم(سيدة نساء العالمين)، جوهر بهار، مادر عقيدتى و …. به اين هند جگر خوار و شقى ترين و بى رحم ترين موجود روى كره خاكى داده بودند كه خود رجوى در نشستهاى ايدئولوژيكى همه افراد را به اطاعت بدون چون و چرا از او مجبور ميكرد و اطاعت از خودش را منوط به اطاعت از مريم ميدانست كه مجاهدين براى رسيدن به قله عقيدتى(مسعود) بايد بار ديگر از مريم متولد شوند و از طريق مريم در مسعود خان ذوب شوند و الا مجاهد معنى ندارد.

اين ياوه ها خوراك ايدئولوژيكى بود كه بخورد افراد داده ميشد تا افراد هيچ گونه هويتى از خود نداشته و اختيار از همه سلب شود.

اين از برنامه هاى مربوط به سى خرداد و جشنهاى عفريته جنايت بر مسند رياست جمهورى خودخوانده كه بجاى سى خرداد، روز مريم را براى آن انتخاب كرده بودند و تشكيلات را با آن سر گرم و در بند نگه ميداشتند. اما بعد از اينكه تشكيلات ضربه اساسى بلحاظ نيرويى، خورد و نيروى زيادى از تشكيلات فرار كرده و خود را به آمريكائيها تسليم ميكردند و قطعا معلوم بود كه تشكيلات رو به زوال است و فشارهاى دولت عراق براى تخليه اشرف افزايش مي یافت، رجوى به حيله ديگرى متوسل شد و اجراى اين شو تبليغاتى را به نيروى خارج از عراق خود سپرد كه مشخصا مقر مريم رجوى در فرانسه بود. برنامه هاى ويلپنت حومه پاريس براى پر كردن اين خلا بود كه چون ديگر نميتوانست درون تشكيلات از هم پاشيده آن تمركز داشته باشد و بعلت روحيه بسيار پائين افراد كه انگيزه و تمايلى نداشتند، ذوج جنايت و شقاوت با خرج هاى سرسام آور و خريد افراد مختلف براى حضور و سخنرانى در اين مراسم و نيز جمع كردن سياهى لشكر از پناهندگان در سراسر اروپا كه محتاج نان شب خود هستند، در واقع ميخواهد تنور تبليغاتى اش رو رونق دهد و بلحاظ سياسى در دل دولتمردان رخنه كرده و نيت شوم خود را بر آنان تحميل نمايد، از طرف ديگر بشدت بفكر روحيه دادن به اندك افراد خود در ليبرتى و آلبانى است تا بتوانند چند صباحى بيشتر آنها را سر پا نگه داشته و در اسارت خود نگهدارند.

رجوى امسال خيلى خرج كرده است كه سياستمداران از رده خارج شده را به اين همايش بياورد و رونقى به آن بدهد و دوستان جدا شده ما هم در افشاى جنايات رجوى و ارائه مستندات اين جنايات با نامه نگارى به افرادى كه قصد شركت در اين مراسم را دارند، وجدان انسانى آنها را در معرض قضاوت گذاشته اند و معلوم است هيچ انسان شريف و آزاده اى كه از جنايات اين فرقه آگاهى داشته باشد، در آن شركت نخواهد داشت و اين واقعيت در مراسمات گذشته به وضوح نمايان و آشكار بود كه اكثر شركت كنندگان در اين شو تبليغاتى، مليت ايرانى ندارند و با پول به اين مراسم آورده ميشوند.

بعنوان نمونه من خودم پارسال در يكى از كمپهاى پناهندگى در آلمان، شاهد بودم و با چشم خودم ديدم كه دو عضو مجاهدين يكى ماجد كريم كه ساليان سال در اشرف با هم بوديم و يك فرد ديگر به اسم حميد، وارد كمپ شده و علنا از افراد افغانى و افريقايى تبارها ثبت نام ميكردند براى شركت در مراسم ويلپنت و روز قرار هم اتوبوس درب كمپ آمده و افراد را سوار كرد و برد. بعدا من با يكى از اين افريقايى تبار صحبت كردم، گفت كه پول هتل و خوراك با آنها است و تازه پول تو جيبى هم ميدهند، ما از خدا ميخواهيم حداقل از اين كمپ ميتوانيم بدون خرج كردن از جيب خود به فرانسه برويم و يك تفريح داشته باشيم.

من جنايات اين فرقه را برايش توضح داده و قانع شد كه دوستانش هم توجيه كند كه ديگر در مراسمات مجاهدين شركت نكنند.

بهر حال اين زوج جهل و جنايت به هر ترفندى متوسل شوند، براى فريب افكار عمومى راه به جايى نخواهند برد و دردى از آنها دوا نخواهد كرد. آنها ديگر در عراق جايى ندارند و بزودى بساطشان در عراق جمع خواهد شد و از آنجا اخراج ميشوند، در آلبانى هم با معضل تشكيلاتى مواجه هستند. افرادى با تناقضات عديده در برابر خود دارند كه ديگر قادر به سركوب و كنترل آن نيستند و بزودى شاهد از هم پاشيدگى كامل تشكيلات رجوى خواهيم بود و آنوقت است كه سران جنايت پيشه و در رآس آنها مريم و مسعود در دادگاههاى عادلانه جوابگوى اعمال ضد انسانى خود خواهند بود.

“پایان”

*** 

قربانیان رجوی پاریساین عکس کسانی است که در جریان خودسوزی برای مریم رجوی خود را ناقص کردند

رجوی نتانیاهوابراهیم خدابنده: نگاهی به سخنرانی مریم رجوی در گردهمائی در پاریس با عنوان “ایران غیر اتمی!”

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسممهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
 Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24885

جنگ سوریه و سیرت روباه صفتى رجوى 

 عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوم می ۲۰۱۶:…  جنگ هایى که اربابان ثروت و سلاح و با اهرم تروریستهایى چون داعش و القاعده و امثالهم در منطقه خاورمیانه ، با براه انداختن حمام خون از مردم مظلوم و بیگناه آن صورت میگیرد، وجدانهاى بیدار را به درد مى آورد تا جایى که تحمل این وضعیت حتى براى خود اربابان و دستور دهندگان و تأسیس و تأمین کنندگان همین گروههاى تروریستى چه سخت و دشوار کرده است … 

مریم رجوی کشتار یمنفرقه رجوی٬ فاحشه سیاسی (گدایی رجوی از مقامات سعودی در ازای ترور در ایران)

Rajavi cult terrorists Paris Feb 2016رسوایی بزرگ فرقۀ ضد ایرانی رجوی در تظاهرات اخیرش در پاریس

لینک به منبع

جنگ سوریه و سیرت روباه صفتى رجوى

جنگ هایى که اربابان ثروت و سلاح و با اهرم تروریستهایى چون داعش و القاعده و امثالهم در منطقه خاورمیانه ، با براه انداختن حمام خون از مردم مظلوم و بیگناه آن صورت میگیرد، وجدانهاى بیدار را به درد مى آورد تا جایى که تحمل این وضعیت حتى براى خود اربابان و دستور دهندگان و تأسیس و تأمین کنندگان همین گروههاى تروریستى چه سخت و دشوار کرده است که در صدد رفع رجوع آن هستند.

جنگ سوریه نمونه بارز این بى عدالتى و دخالت در سرنوشت ملت آن است که با به راه انداختن جنگى خونین توسط وحشى ترین تروریست هاى دست پرورده خود یعنى داعش و القاعده و …. میباشد که قربانیان اصلى آن مردم مظلوم سوریه است. برخى از سران مرتجع کشورهاى عربى با هزینه کردن خرجهاى هنگفت از پول باد آورده نفت و روانه کردن آن به سمت این گروههاى تروریستى، این واقعیت را به اثبات میرساند که سران مرتجع این کشورها، سگهاى قلاده به گردن ارباب قدرت و سلاح خود هستند که ثروت هاى ملى آنها را به یغما برده و با استراتژى براه انداختن جنگ و کشتار میخواهند همچنان ثروت ملى مردم این منطقه را چپاول کرده و به این روند بى عدالتى ادامه دهند.

به این خاطر است که قدرتى چون آمریکا پشتیبان سران مرتجع این کشورهاست و با جو رعب و وحشت و سرکوب اجازه نداده اند که مردم خود حق تعیین سرنوشت داشته باشند و ارباب آنان که خود ادعاى آزادى و دمکراسى دارد، فقط و فقط به تأمین منافع خود فکر میکند و ارزشهایى چون آزادى و دمکراسى بهانه چپاول مردم این کشورهاست که سرشار از طلاى سیاه هستند. این همه لشکرکشى و تروریست پرورى و کشتارهاى وحشیانه و قتل عام براى تأمین همین نیت شوم بوده و تأمین هزینه مالى و لجستیگى و تسلیحاتى در همین راستاست. اما بشارت است بر اینکه دیگر نمیشود حق و عدالت را کشت و سر برید و سرکوب کرد. همین قرن و از اواسط همین دهه است که جٓرٓس پایان بى عدالتى بتدریج نواخته شده و مردم صاحب سرنوشت خود خواهند شد، نمیشود با زور منافع نامشروع از جیب دیگران تأمین کرد، حتما ملتها خود سرنوشت خود را رقم خواهند زد و خود سرنوشت خود را بدست خواهند گرفت و مردم مظلوم منطقه خاورمیانه از شر حکام مرتجع خود رها شده و در سایه آسایش و برابرى و برادرى زندگى مسالمت آمیزى را شاهد خواهند بود.

ورود روسیه در ماجراى سوریه ابتداى راهى است که تعادل را بر ضد تروریستها رقم زده است و آنها در این کشور ضربه اساسى خورده اند و اینجا آن نقطه و شالوده اى است که پایه هاى تروریسم و دخالت سست میشود و هیچ قدرتى دیگر نخواهد توانست با دست باز از تروریسم و تروریست پرورى حمایت کند.

کشاندن تروریستها و حکومت سوریه پاى میز مذاکره، پذیرفتن بناچار اربابان قدرت و تأمین کنندگان تروریستها به واقعیتهاى موجود، صحت این تحلیل را واضح میکند.

اما در این روزها در پى جدى شدن این روند و ضربه اساسى بر پیکره تروریسم در کلیت آن و عزم روسیه و آمریکا بر ادامه مذاکره و نفوذ بر دو طرف دعوا، هر چند که این مذاکرات شکننده است و به کندى پیش میرود، اما در نهایت به توازنى در توافق منجر خواهد شد که واقعیات و خواست ملت سوریه را در بر میگیرد. آتش بس شکننده اى که در جریان است، بازى این دو سر طیف را نشان میدهد که کار دشوار است اما شدنى و بنده هم به شخصه آرزوى به ثمر نشستن این مذاکرات را دارم که مردم سوریه خودشان انتخاب کنند و سرنوشت خودشان بدست خود رقم بخورد و دیگر از کشتار و قتل عام نه فقط در این کشور مصیبت زده بلکه در تمام جهان این آفت و بلاى تروریسم اثرى نباشد.

در این میان باید به فرقه رجوى نگاهى انداخت که بخاطر کشتار حلب سوریه چطور اشک تمساح میریزد و در بوق تبلیغاتى خود آنرا برجسته میکند. کسى که خودش پدر و مادر خوانده تروریسم باشد(رجوى) و این وحشیگریهاى داعش از وراثت اعمال خودش و حزب بعث عراق و امنیت و استخبارات آن است، چطور الان چنین وقیحانه براى مردم حلب سینه درى میکند( بماند که منظور رجویها از مردم حلب تروریستهاى داعش است) آیا هدف مردم است یا تروریست به درک واصل میشود؟. اگر واقعا شما مردمى و مردم دوست هستید، چرا در قتل عامهایى که اربابتان صدام حسین از کردهاى عراق در شمال و شیعیان در جنوب داشت، همدست و مجرى آن سیاست غیر انسانى شدید؟

اى تف بر این همه حیله گرى و بى وجدانى که در شما انسان نماها وجود دارد، الحق که وحوش درنده هم در ترحم از شما جلوتر هستند، آنجا که یک شیر وحشى یک نوزاد غزال را در پناه خود میگیرد و بطور واقعى از او حمایت میکند، اما شما بى رحم ترین موجودات روى کره زمین هستید، جایى که قتل عام کردید بى کناهان را و زیر شکنجه بردید، مخالفین را سر به نیست کرده و در بیرون از خود دست به کشتار میزدید و الان با فریب و ریا چهره خود را انسانى نشان میدهید، ولى همه واقف هستند در پس این چهره بزک شده یک گرگ درنده خو خوابیده است.

خانم رجوى اینقدر از کشتار در حلب که مأمن تروریستهاست آه و فغان میکنى! آیا از کشتار زن و مرد و کودک و پیر یک کشور به اسم یمن که توسط پیشرفته ترین سلاحهاى اربابانت روزانه به خاک و خون کشیده میشود، یادى خواهى کرد؟

خانم و آقاى رجوى، اینقدر چهره خودتان را مظلوم نشان ندهید و داد حلب و فریاد حلب سر ندهید، مگر شهر حلب چقدر جمعیت دارد، با مقایسه اى گذرا با تمامیت مردم مظلوم عراق که زیر شدیدترین کشتارهاى داعش قرار دارند یا مردم مظلوم یمن که توسط مؤسسین داعش و القاعده روزانه زیر شدید ترین بمباران بودند و در عرض چند ماه به هزار برابر مردم حلب کشته داده است و کودک و پیر و جوان مردم بیگناه قربانى هستند، چى میگوئى؟ آیا چهره ریا و نیرنگتان هویدا نیست؟

“پایان”

*** 

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

رجوی و تروریستهای سوریهآرزوی محال!

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24551

دروغهاى شاخدار رجوى و افاضات بى محتوا

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، یازدهم آوریل ۲۰۱۶:… اقا و خانم و سران جهل و جنایت دستگاه پوچ و بى محتواى رجوى ، خطابم به شماست این ترفندها و دروغهاى شاخدار که در آستانه کامل فروپاشى تشکیلاتتان به آن رو میآورید ، دردى از شما دوا نخواهد کرد ، باور کنید پذیرش شکست و عذرخواهى از عده اى نیروى کم که اسیر در چنگال خود دارید یک فرصت در کاستن از عذاب وجدانتان خواهد بود هر چند میدانم شما جانیان ذره اى … 

تبلیغ شامپو، تالیف کتاب و تحلیل سیاسی

لینک به منبع

دروغهاى شاخدار رجوى و افاضات بى محتوا

هذیانگویى و پریشان حالى و ادعاهاى دروغین و خودساخته سران تشکیلات رجوى مبنى بر فعالیت و استقبال رزمندگان به اصطلاح ارتش آزادیبخش در داخل کشور از افاضات پوچ و بدون مستمع رهبرى سازمان مجاهدین (فرقه رجوى) بخصوص پیام نوروزى عفریته جنایت و رئیس جمهور باسمه اى و مادام العمر خود انتخابى مسعود ، مرغ پخته را هم به خنده وادار میکند.

طنزى خنده دار که این ذوج جهل و جنایت بدروغ روى آنتن میبرند و خجالت هم نمیکشند که چنین موهومات پوچ و بدور از واقعیت به خورد عده اى اسیر و مغزشوئى شده و گرفتار در چنگال خود و براى فریب و دلدارى بیشتر و تحت تسلط خود نگه داشتن آنها ، میدهند .

اهاى خانم باسمه اى و در فرهنگ نشسته رجوى ! آیا با دو یا سه تصویر پلاکادر و تراکت که آنهم معلوم نیست در کجاى لیبرتى طراحى و عکس و فیلم بردارى شده است و شخصا بارها شاهد چنین فیلم بردارى و عکس بردارى به اسم جوانان هوادار داخل کشور در اشرف بودم به روى آنتن شیطان سازى تبلیغات خود میبردید ، جز خودت و شوهر فراریت آن حیوان نجیب نخواهند شد ، دروغ و فریب دیگر چاره ساز نیست .

خانم و آقاى رجوى دیگر بس کنید و از بالاى شاخه درخت که اصطلاح و ابداع خود شماست پائین آمده و واقعیات را درک و به آن تن بدهید . مدت سى سال دروغ و ریا و دادن وعده و گفته هایى که هیچوقت به واقعیت نپیوستند و یا با بر پا کردن به اصطلاح ارتش آزادیبخش که چه ألقاب رنگارنگى به آن دادید و با آن هر سه ماه تا شش ماه سرنگونى محقق میکردید و دست به چه خیانت و جنایاتى براى سرپا نگه داشتن آن زدید ، حال به کجا رسیدید و در چه نقطه اى هستید که دست به دروغهاى چنان بزرگى میزنید که جز خود و خانم شیادت خریدارى ندارد.

آیا از آن ارتش آزادیبخش ات چیزى باقى مانده است؟

آیا ژئوپولیتیک منطقه همانى است که در دوره ارباب به گور رفته ات بوده است؟

آیا به قول خودت کانون استراتژیک و ظرف سرنگونى که آنقدر جوانان در چنگالت قربانى آن کردید یعنى اشرف در اختیار دارى که کنار مرزهاى ایران باشید؟

بگذریم از اینکه الان هیچى برایت باقى نمانده و کچل و تاس شده اید ، اما همه اشراف دارند که حرف و ادعاى شما در باره ارتش آزادیبخش در داخل ایران گزافه گویى و علف هرز خوردن است و حتى ده نفر ایدئولوژیک در داخل ایران ندارید ، چند عکس و پوستر هم که نشان میدهید کار یک یا دو نفر مزد بگیر است که از طریق شبکه هاى اجتماعى و ارتباطاط امروزى با پرداخت حقوق زیادى فعال میکنید و روى آن چنین ناجوانمردانه مانور میدهید که از اربابانت مزدى بیشتر بگیرید و تا بیشتر شما زیر پر و بال خود بگیرند.

اقا و خانم و سران جهل و جنایت دستگاه پوچ و بى محتواى رجوى ، خطابم به شماست این ترفندها و دروغهاى شاخدار که در آستانه کامل فروپاشى تشکیلاتتان به آن رو میآورید ، دردى از شما دوا نخواهد کرد ، باور کنید پذیرش شکست و عذرخواهى از عده اى نیروى کم که اسیر در چنگال خود دارید یک فرصت در کاستن از عذاب وجدانتان خواهد بود هر چند میدانم شما جانیان ذره اى وجدان انسانى و انسانیت در وجودتان پیدا نخواهد شد ، اما بدانید دوران جنایات شما به سر آمده و به هر دروغ و ترفندى رو بیاورید بیشتر دستتان رو خواهد شد و قطعا به زودى سزاى جنایتتان را خواهید دید و به عدالت سپرده خواهید شد ، این حکم عادلانه در حق جنایتکاران است که تاوان اعمال خود را در دادگاههاى عادلانه دریافت نمایند .

پایان

*** 

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمدرخواست مضحک برگرداندن ده در صد سلاح زمینه سازی برای کشتار ساکنان لیبرتی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24329

خاطره اى تلخ و فراموش نشدنى 

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هشتم مارس ۲۰۱۶:…  خلاصه در وسط گذرکاه افتاده نمیتونستم ادامه دهم که ثریا خانم آمد بالاى سرم و گفت، ادامه بده، من نمیتوانستم، جواب رد دادم و او با لگد کوبید به باسنم و با فحش هاى رکیک که شرم از گفتنش دارم، به من گفت، مجاهدین دارن در داخل عملیات میکنن و جان میدهند، آنوقت تو دارى اینجا امن و أمان تمارض میکنى!؟ من هر چه قسم برایش خوردم، فایده نداشت تا اینکه تمرین … 

مقتولین کمپ لیبرتی اکتبر 2015محمد رضا روحانی: رهبر عقیدتی برادر مسعود می‌ترسد و می‌ترساند

لینک به منبع

خاطره اى تلخ و فراموش نشدنى

در تشکیلات فرقه رجوى افراد هیچگونه ارزشى ندارند، تمام هویت انسانى از آنها به اسم انقلاب مریم گرفته شده و فقط رهبرى فرقه است( مسعود و مریم ) که به آنها هویت میدهد.

با انواع و اقسام توهین و تحقیرها و تهمت بستن به افراد در واقع آنها را از هویت خود خالى کرده و مطیع بدون چون و چراى این دو(مریم و مسعود) درنده خوى و پدر و مادر خوانده داعشى صفتان کرده اند.

تعریف و تمجیدها همه اش مثل بقیه کارهاى سازمان، صورى و پوشال بوده و خطاب قرار دادن افراد به اسمهایى همچون گوهران بى بدلیل و نوامیس ایدئولوژیکى و ….. فقط شیره مالیدن و فریب افراد است ولاغیر.

افرادى که در تشکیلات، سرسپرده محض هستند و هویت خود را در ید اختیار به اصطلاح رهبرى گذاشته اند، در این مسیر پتک دست شوراى رهبرى تشکیلات بر سر دیگران بوده و از آنها در سرکوب افراد استفاده میشود و همیشه بصورت مشمئزکننده اى مورد تشویق و دادن مسئولیتهاى صورى براى دلخوش کردنشان قرار میگیرند و در تشکیلات این روند ادامه داشته است و با این اهرم سرکوب و خفقان مطلق در فرقه حاکم است و افراد هیچگونه حق اظهار نظر مخالف نداشته و این امر به یک تابوى تقدس نما براى مغزشوئى افراد به اسم انقلاب ایدئولوژیکى و مجاهد انقلاب کرده، تبدیل کرده اند و تخطى از این امر عواقب وحشتناکى براى فرد بدنبال خواهد داشت که در نهایت، سر به نیست کردن و یا مبتلا کردن فرد به درد و بیمارى ناشناخته که چند صباحى بیشتر دوام نخواهد آورد و رجوى پست فطرت حتى از جسد او که خود قربانى کرده است، نمیگذرد و در راستاى اهداف شومش بهره بردارى سیاسى و استفاده تبلیغاتى میکند. در صورتى که خود باعث و بانى اصلى و مجرم اصلى است، اما با شیادى تمام ١٨٠ درجه خلاف واقعیت وانمود مینماید.
نمونه اى از برخورد تشکیلات با خودم بعنوان فاکت مى آورم و قضاوت را به خود خوانندگان محترم واگذار مینمایم.

بعلت فشار کارهاى سنگین و طاقت فرساى فیزیکى، دچار زانو درد و سائیدگى شدید کشک زانو شده و از سال ٧۴ به بعد این مشکل مرا بشدت آزار میداد، بطورى که گاهى وقتها زانویم قفل کرده و از شدت درد دست خودم را گاز میگرفتم، اما مشکل من هیچ تأثیرى در خواستهاى ناحق مسئولین تشکیلات در انجام کارهاى سنگین یومیه نداشت و با هزاران تهمت و ناسزا و انواع و اقسام فشارهاى روحى و روانى، باید پابه پاى بقیه کار میکردم و بدون اعتراضى وارد کار و مسئولیت میشدم، بهانه تشکیلات هم همین بود که مجاهد براى فدا کردن آمده، خون و جسمش متعلق به مسعود و نفس اش متعلق به مریم است و هر کس که بیش از دو ماه بیشتر زنده مانده است، اضافه زندگى میکند، ما چریک و رزمنده مسعود براى خودمان بریدیم که در رکاب رهبرى دو ماه بیشتر عمر نداشته باشیم و طلبکار هم نداریم. با این استدلالهاى پوچ، دهن همه را میبستند. پس باید با هر مشکل جسمى تا زمانى که نفس میکشى در انقلاب و کار و مسئولیت( منظور محدودیتهاى ایدئولوژیکى و کتک کاریها و فشارهاى طاقت فرساى روحى و روانى و جسمى) با تمام وجود و توان وارد شوید، اینجاست که به رهبرى وفادار میمانیم و سرنگونى را محقق میکنیم، در غیر این صورت یک فسیل و مانعى در مسیر خواست رهبرى و انقلاب و سرنگونى بیشتر نیستیم. اینها همه پاسخهایى بود که از مسئولینم در تشکیلات میگرفتم و اصلا مشکلات جسمى و مریضى در تشکیلات نباید مانع انجام کار و مسئولیت شود، در غیر اینصورت مارک تمارض است و بحث ایدئولوژیکى و نشست دیگ و فحش و بد و بیراه که آدم را از گفته خود پشیمان میکند و میگوید درد و فشار را تحمل کردن و مردن، صد بار بِه از این فشارهاى روحى و روانى است.

سال ٧٧ بود که در فرقه به اسم ” آ-٧٧”

نامگذارى شده بود که به معنى آمادگى براى سرنگونى در این سال بود.
همگى را وارد آموزش کرده بودند، اسم آموزشها را هم گذاشته بودند A – ۷۷

و نیز تعدادى جدا کرده بودند، آموزش مخصوص میدیدند و اعزام میشدند داخل براى بمب گذارى و خمپاره زدن، تقریبا أواخر خردادماه بود من در یکان مهندسى مرکز ده بودم، یک سرى از هم یکانی هایم رفته بودند مرز براى باز کردن میدان مین جهت عبور واحدهاى عملیاتى، چند نفرى هم مشغول آموزش در زمین پشت میدان تیر اشرف تمرین باز کردن معبر و گذرگاه داشتیم، حین سیخ زدن زانویم قفل کرد، واقعا نمیتوانستم تکان بخورم، مسئول تمرین هم فردى به اسم ثریا بود که مسئولیت مهندسى به اصطلاح ارتش آزادیبخش را یدک میکشید، البته این خانم درنده خو و دیو صفت فرمالیستى این پست رو تصاحب شده بود و هیچ علمى در زمینه مهندسى نظامى نداشت. این سعید مهندسى بود که خیلى خبره و مهارت کافى داشت و بعد از انقلاب درونی مجاهدین این خانم را بالاى سرش بصورت مترسک گذاشته بودند.

خلاصه در وسط گذرکاه افتاده نمیتونستم ادامه دهم که ثریا خانم آمد بالاى سرم و گفت، ادامه بده، من نمیتوانستم، جواب رد دادم و او با لگد کوبید به باسنم و با فحش هاى رکیک که شرم از گفتنش دارم، به من گفت، مجاهدین دارن در داخل عملیات میکنن و جان میدهند، آنوقت تو دارى اینجا امن و أمان تمارض میکنى!؟ من هر چه قسم برایش خوردم، فایده نداشت تا اینکه تمرین تمام شد و سعید آمد دستم رو گرفت با ماشین برد براى امداد اشرف، سابقه مشکلم را دکتر حمید میدانست و برایش توضح دادم، منو بسترى کردند، روز بعد مجددا رفتم عکس انداختم و حمید گفت، در شوراى پزشکى قرار شده عمل بشى، فعلا اینجا بسترى هستى تا بفرستیم بغداد.

بعد از تقریبا یک هفته، صبح دکتر وحید براى ویزیت آمد و گفت، آماده شو الان میان دنبالت ببرن یکان خودت، من اعتراض کردم که اون هم با وقاحت فقط حرف بى ربط زد. در این حین آمدند که باهاشون برم یگان. شب براى نشست عملیات جارى بردن کلا میز رو چیده بودند تقریبا من چهار ساعت زیر شدیدترین انتقادهاى پوچ و خود ساخته و فحش و تهمت هاى رکیک قرار داشتم و مرا متهم به تمارض کردند. هر چه گفتم عکس گرفتم و خود دکتر حمید با شوراى پزشکى مشورت کرده است، تو گوش کسى نمیرفت و مسئول نشست میگفت، بقیه دارند داخل عملیات میکنن و جان میدهند، تو بفکر خودت هستى و مشکل پایت.

هیچوقت این خاطره از ذهنم نمیره و همیشه بر رجوى و رجوى صفتان لعن و نفرین میفرستم.

(سعید مهندسى یکى از افراد قدیمى سازمان بود که مهارت خاصى در ساختن بمب و کارهاى مربوط به مهندسى نظامى داشت و رجوى ملعون ایشان را هم قربانى مطامع نامشروع خود کرد و همراه پنجاه نفر دیگر از فرماندهان فرقه در آخرین درگیرى اشرف به کشتن داد)

“پایان”

*** 

“پایان

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمدست به دامن شدن عضدانلو این بار به سعودی

کلمه: مجاهدین خلق؛ همچنان نماد وابستگی، خشونت و ترور

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22826

موقعیت رجوى و وضعیت تشکیلاتش در عراق 

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۵:…  تحولات اخیر بر علیه گروه تروریستى داعش و ضربات پى در پى بر پیکره این گروه و همچنین پیروزیهاى اخیر ارتش و مردم عراق بر داعش در کشورشان و بازپسگیرى شهرهاى تحت سلطه داعش یکى بعد از دیگرى این واقعیت را نمایان میسازد که عراق با انسجام ملى توان غلبه بر ترفند و توطئه هاى بیرونى و درونى را دارد و از این پس، عراق جایى …

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

لینک به منبع

موقعیت رجوى و وضعیت تشکیلاتش در عراق

تحولات اخیر بر علیه گروه تروریستى داعش و ضربات پى در پى بر پیکره این گروه و همچنین پیروزیهاى اخیر ارتش و مردم عراق بر داعش در کشورشان و بازپسگیرى شهرهاى تحت سلطه داعش یکى بعد از دیگرى این واقعیت را نمایان میسازد که عراق با انسجام ملى توان غلبه بر ترفند و توطئه هاى بیرونى و درونى را دارد و از این پس، عراق جایى براى جولان دادن هیچ گروه تروریستى نخواهد بود، حتى گروههاى شورشى کردى و گروههاى تروریستى که در این منطقه عراق حضور دارند به نقطه تعیین و تکلیف خواهند رسید.

اما در این میان، سازمان مجاهدین چه میشود که بیش از ربع قرن در این کشور ارتزاق کرده و دست به هر کشتار و جنایتى زده است، اما بعد از سرنگونى اربابش با وضعیت بسیار أسفبارى گریبانگیر است.

بیشتر نیروى تشکیلاتش جدا شده و موى دماغ رجوى شده اند و از طرف دیگر رجوى و سرانش با به کشته دادن عده اى از افراد تشکیلات، باز هم نعره ماندن در عراق سر میدهند و با کمیساریاى پناهندگى مستقر در عراق، نه اینکه همکارى نمیکند بلکه مانع عمل کرده و چوب لاى چرخ انتقال افراد از عراق به یک کشور امن می اندازد.

این وضعیت در حالى است که رهبر سازمان یعنى مسعود رجوى، بعد از سقوط دیکتاتور عراق در سوراخ موش خزیده و یک دهه است که در انظار دیده نشده و یا تصویرى از خود بیرون نمیدهد، انگار که حفظ جانش از اهم واجبات بوده و جان بقیه برایش اعتبارى ندارد.

بنابراین میتوان گفت که:

مسعود رجوی شخصیتی است حقه باز، فتنه گر، خودفروش، حراف، متوهم و تخیلگرا که کیش شخصیت از او یک بیمار روحى- روانى به تمام معنا با خصلت سادیسم وحشیانه، ساخته است که کشتار و شکنجه و حتى آزار و اذیت نیروى تشکیلات خودش با انواع و أقسام ترفندها و خرد کردن شخصیت دیگران از سرگرمى هاى ایشان محسوب میشود.

از طرف دیگر خود را صنم ساختن و اجبار به پرستش بى چون و چرا و از خود تقدس ساختن و از همه مهمتر اعتیاد به سکس و داشتن حرمسرا و اعمال هژمونى مطلق در سازمان در دورانى که زیر سایه ارباب جولان میداد و ًکسى جرأت نفس کشیدن بدون اجازه او را نداشت، گذشت.

چنین شخصیتى، مطمئنا در انزوا بغایت ترسو و بزدل است و براى حفظ جان خود به هر زبونى و خودفروشى سیاسى تن میدهد.

از طرف دیگر، سابقه جنایات تروریستى رجوى در حق مردم ایران و کردکشى و شیعه کشى مردم کشور عراق و حتى جنایاتش در حق اعضاى تشکیلات، بارى است که بر گرده این جانى بزدل و ترسو است و انتظار نیست که رجوى شجاعت آنتنى کردن خود را بعد از سقوط ارباب و حامى اش صدام حسین را داشته باشد.

بنابراین رجوى زیر بیرق و حمایت هر سازمان امنیتى که خود را از ترس جان محبوس کرده باشد، یک جسم بی روحى بیش نیست و نخواهد بود و از دست دادن اشرف و عراق و بالطبع هژمونى دیکتاتور مأبانه خود در سازمان از هم پاشیده کنونى و بدون چشم انداز فردایى بهتر، خواه و ناخواه حتى اگر بخواهد در انظار خود را علنى کند، مردارى است که هر چه بگذرد بوى تعفنش همه را آزار خواهد داد و کسانى هم که به اصطلاح او را زیر چتر حفاظتى- امنیتى خود گرفته اند، تحمل بوى تعفن او را نداشته و عاقبت اسفبارى را براى او رقم خواهند زد.

“پایان”

آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

مریم رجوی قاتل ندا و فروغ حسنی

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در گزارش سالانهی تروریسم ۲۰۰۷ امریکا

مریم رجوی قاتل ندا حسنی و دیگر قربانیان ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳

همچنین:

توافق هسته ای اضمحلال فرقه رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۵:… ناراحتی مسعود و مریم رجوى از توافق هسته ای به خاطر موجودیت تشکیلاتشان است، چرا که این توافق در کل منطقه اثراتش را خواهد گذاشت و منطقه در تعادل قبلى که رجوى آنرا هوا هوا میکرد و جو ضد رژیم بود، از بین میرود و رابطه ها ا
 
 
عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:…  در فرقه رجوى سوء استفاده از مقدسات و شعائر اسلامى از جمله روزه گرفتن، یک دسیسه و نیرنگ بیش نیست که رجوى بصورت فرمالیستى با اجبار کردن افراد تشکیلات به انجام آن، آنها را برده و بنده خود میکند. سوء استفاده رجوى از روزه 
 
 
عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهارم می ۲۰۱۵:…  راستى چرا رجوى و سران تشکیلاتش اینقدر از خانواده و اسم آن میترسند؟ دلیل این همه رذالت رجوى و سران تشکیلاتش در حق این پدر و مادرهاى پیرى که با بجان خریدن تهدیدات امنیتى به امید دیدار عزیزانشان به عراق میروند، اما با رفتا