سیاست هپروتی مریم رجوی و شرکا

سیاست هپروتی مریم رجوی و شرکا

 الف. دال. بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم می 2017:… باید از سران این فرقه قرون وسطی پرسید که مگر سالیان و دهه های متمادی سنگ خلق را به سینه نمی زنید که ملت آزادی میخواهد و تنها و تنها نیرویی که میتواند آزادی را به ارمغان بیاورد شما هستید؟ هان پس چه شد؟ چرا سکوت پیشه کردید و واپس نشسته اید؟ چرا اکنون حضراتتان یکی پس از دیگری به هزیان گویی و نعل وارونه زدن در خصوص انتخابات مشغول هستند؟ مگر شما نبودید … 

مریم رجوی عراق صدام حسینقیام و شورش ؛ تجمع در میدان آزادی چه شد ؟ا

لینک به منبع

“سیاست هپروتی مریم و شرکا”

نوشته ای از الف. دال. جداشده در تیرانا

این روزها با اتمام کار انتخابات ریاست جمهوری در ایران و سیلی محکمی که فرقه تروریستی رجوی و بطور خاص شخص مریم از “خلق قهرمان ایران” دریافت نمود، و بعد از چند روز سردرگمی، دوباره برای رفع و رجوع تحلیلهای آبکی قبلی خود به صحنه آمد؛ اما اینبار البته از زبان شرکای قدیمی یعنی یک روز محمد علی توحیدی، یک روز مهدی سامع، و همینطور حضرات بترتیب.

جالب و خنده دار اینست که کسانی که به نقد و بررسی این دوره از انتخابات در ایران می پردازند، جملگی بریدگان و فراریان سالیان و دهه های گذشته هستند که ساحل امن فرهنگ را در خارج از کشور برگزیده اند و برای همه فتوا صادر میکنند و بطور خاص سخنگوی “خلق قهرمان ایران” هم گردیده اند. اما آنچنان در نیرنگ و دروغ و شیادی در مکتب مریم رجوی و فرقه اش پرتجربه شده اند که حتی به راحتی تحلیلهای آبکی و صدمن یک غاز قبل از نتایج انتخابات خود را نیز منکر میشوند. این چیزی نیست به غیر از همان سیاست هپروتی سران فرقه که از سالیان و دهه های گذشته به خورد همه میدهند. اما واقعیت چیست؟

تا آنجا که به مردم ایران برمی گردد درانتخاب بین نظام جمهوری اسلامی و معاندین نظام از جمله فرقه تروریستی رجوی، نظام را برگزیدند. هدف از نوشتن این مطالب هم نه پرداختن به فرقه بلکه قدردانی و تشکر از ملت ایران است. فارق از هرگونه گرایش سیاسی یا قطب بندی گروهی، اکثریت بالای ملت ایران نشان دادند کسی که حرف آخر را میزند این خلق و این ملت است؛ و با نشان دادن بلوغ سیاسی خود وارد بازی سخیف تحریم نشدند. متقابلا به مدعیان چه در داخل و چه در خارج از کشور شیر فهم کردند که آنان سخنگوی ملت ایران نبوده و نیستند و با شرکت خود در انتخابات و با برگزاری جشن و پایکوبی، اعلام موضع شفاف و افتخارآمیز خود را به جهانیان اعلام نمودند.

در اینجا البته باید از سران این فرقه قرون وسطی پرسید که مگر سالیان و دهه های متمادی سنگ خلق را به سینه نمی زنید که ملت آزادی میخواهد و تنها و تنها نیرویی که میتواند آزادی را به ارمغان بیاورد شما هستید؟ هان پس چه شد؟ چرا سکوت پیشه کردید و واپس نشسته اید؟ چرا اکنون حضراتتان یکی پس از دیگری به هزیان گویی و نعل وارونه زدن در خصوص انتخابات مشغول هستند؟ مگر شما نبودید که میگفتید در هرشرایطی اوجب واجبات آزادی خلق و ملت ایران است؟ مگر با همین شعار عوام فریبانه و دجالگرانه سالیان و دهه ها بر سر نیروی وفادار خود کلاه نگذاشتید؟ پس چرا محض نمونه، فقط محض نمونه یکی از فیلمهای جشن و پایکوبی ملت را از سیمای خود پخش نمی کنید؟ به واقع با چه واقعیتی روبرو شده اید که اینچنین به خود می لرزید؟ خوب بجاست که میزانی جسارت و شهامت یک عنصر انقلابی را داشته باشید و اینکار را بکنید. مگر چه اتفاقی می افتد؟ شما که برنوک قله اعتلای روز افزون مقاومت نشسته و البته روی آن لم داده اید.

واقعیت اما چیز دیگری است. اگر می بینید که این فرقه واپس گرا اینچنین سردرگم و گیج و مبهوت مانده تنها و تنها بخاطر سیلی محکم ملت ایران بود که این بلا را بر سر این فرقه آورد و دقیقا انگشت روی رگ حیاتی دجالگری این فرقه گذاشت و آنرا این دور نشانه رفت که الحق تشخیص درستی هم داد. به راستی اگر اصلی ترین مطالبه مردم و ملت ایران آزادی است، فراز انتخابات این دور به همگان نشان داد که خلق آزادی را بدست می آورد و هیچگاه نیازمند سخنگو و قیم برای خودش نیست و قبل از هرکس طرف حسابهای بین المللی و قدرتهای جهانی بخوبی آنرا رصد میکنند و درک می نمایند. به همین دلیل تنها و تنها بازنده این دور از انتخابات نیروهای میرا و واپس گرا همچون فرقه تروریستی رجوی بودند.

لذا باید گفت که تشخیص درست را ملت ایران داد چون با بیداری و تدبیر درست بخوبی دریافته است که هیچگاه آزادی زیر سایه شوم و پلید این فرقه امکان پذیر نیست. فرقه ای که از دادن مینیمم آزادی به نیروی وفادار خود ترس و واهمه دارد چگونه در فردای ایران آنرا تقدیم ملت میکند. چرا که باید گفت مشت نمونه خروار است.

الف. دال. (تیرانا – آلبانی)

*** 

انتخابات ریاست جمهوری ایران مجاهدین خلق فرقه رجویتحریم انتخابات از سوی مجاهدین (فرقه رجوی) و پارادوکسهای موجود در آن

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

مریم رجوی مزدور صدامی در حال جن گیری در تیرانا آلبانیجشن نوروزی در تیرانا، در هیاهوی مریم مهر تابان

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

Elona Gjebrea_Maryam Rajaviایلونا جبریا هماهنگ کننده مبارزه با قاچاق انسان در آلبانی، برده داری مریم رجوی را ستایش می کند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29466

کوه رجوی موش زائید 

 الف. دال. بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و یکم می ۲۰۱۷:…  اما میخواهم توجه شما را به موضع گیری رسمی مریم رجوی که امروز اطلاعیه مطبوعاتی داده جلب نمایم که تازه با چرخش ۱۸۰ درجه ای مدعی شد که این حکومت دست چین شده شخص علی خامنه ای است و دولت ۴ درصدی محسوب میشود؛ و اینچنین بود که کوه موش زائید. واقعا که از خنده پهلویمان درد گرفت. آخر کسی نیست بگوید که همین تو نبودی که تا دیشب می گفتی رژیم … 

مزدور مریم رجوی مجاهدین خلق و لباسبازار مکاره مریم رجوی

لینک به منبع

کوه رجوی موش زائید

الف. دال. جداشده در آلبانی

انتخابات موضع گیری علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی

با اتمام انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری در ایران و اعلام نتایج آن، مجددا کوه مریم رجوی موش زائید. بعد از پیروزی حسن روحانی و جشن و پایکوبی “خلق قهرمان” که واقعا وقتی این روزها در سایتها و شبکه های ماهواره ای به دیدن آن مشغول هستیم، فی الواقع جملگی این سؤال در ذهن ما جداشده ها از فرقه رجوی شکل میگیرد و از یکدیگر می پرسیم که آیا واقعا این همان ایران است که در داخل فرقه در ذهن ما کاشته بودند؟

در این روزها علی رقم سلسله اقدامات دیوانه وار فرقه رجوی علیه جامعه جداشدگان، نفرات دیروز و امروز غم و غصه های خود را برای ساعاتی به کناری گذاشته بودند و اکثرا با لپ تاپ و گوشی های خودشان بحث داغ انتخابات ایران را دنبال می کردند تا ببینند نتیجه چه میشود.

امسال اولین باری بود که بسیاری خارج از غل و زنجیرهای فرقه و سانسور و محدودیت تمام عیار فکری و فیزیکی میتوانستند خودشان به عنوان یک انسان عاقل و بالغ و مختار به قضاوت و دیدن صحنه انتخابات در ایران بپردازند و به دور از فیلتر فرقه که همه چیز را بسمت و به نفع خود عوض می نماید بتوانند آنچیزی که واقعیت فعلی ایران هست را شاهد باشند.

بدلیل سالیان تجربه ای که در این فرقه داشتم از قبل از انتخابات، و همچینین بعد از اعلام نتایج انتخابات، سایت های مربوط به فرقه را رصد میکردم و تزها و تحلیلهائی که مهره های سیاسی آنها بدان مشغول بودند را دنبال می نمودم. جالب توجه خوانندگان گرامی اینکه تا قبل از اعلام نتایج، تحلیل سرکردگان و تئوریسن های فرقه این بود که باز مجددا بدلیل اعتلای روز افزون مقاومت و متقابلا سراشیب سقوط حکومت فعلی دولت حاکم به ناگزیر مجبور است که با مهندسی انتخابات ابراهیم رئیسی را از صندوقهای رای بیرون بیاورد و جملگی بر این حرفشان پافشاری و طرفهای بین المللی خودشان را مجاب میکردند تا همین جهت و سمت و سو را در موضع گیریهایشان بگیرند.

اما جالب و برعکس آن چیزی که فرقه تحلیل میکرد دست برقضا حسن روحانی مجددا برای بار دوم انتخاب شد. از دیشب جامعه جداشدگان در آلبانی فیلم های جشن و پایکوبی در شهرهای مختلف ایران که خودشان از اینترنت گرفته اند یا خانواده هایشان برایشان فرستاده اند را دست به دست بین یکدیگر می چرخانند و بارها و بارها به تماشا می نشینند. اینچنین گام به گام و سرفصل به سرفصل یکی پس از دیگری دجالگری ها و ترفندها و حقه بازی های فرقه رجوی بیش از پیش برایمان برملا میشود.

اما میخواهم توجه شما را به موضع گیری رسمی مریم رجوی که امروز اطلاعیه مطبوعاتی داده جلب نمایم که تازه با چرخش ۱۸۰ درجه ای مدعی شد که این حکومت دست چین شده شخص علی خامنه ای است و دولت ۴ درصدی محسوب میشود؛ و اینچنین بود که کوه موش زائید. واقعا که از خنده پهلویمان درد گرفت. آخر کسی نیست بگوید که همین تو نبودی که تا دیشب می گفتی رژیم ایران برای خلاصی از بحرانهای گریبانگیرش و صدور بحران به خارومیانه راهی جز انتخاب ابراهیم رئیسی ندارد؟ اکنون چه شد؟

به راستی آیا بحق نیست همین جشن و پایکوبی “خلق قهرمان” را از سیمای فرقه برای اعضا و کادرهایتان پخش کنید. مگر نمی گویید تنها شما برحق هستید و هر چیز دیگری که هست تباهی و نابودی است؟ مگر پایتان روی سرمایه های خودتان سفت نیست؟ مگر آگاهترین و ذیصلاح ترین عناصر و عصاره فهمیده ترین جوانهای ایران که شما مدعی آن هستید دور شما جمع نشده اند؟ پس به واقع ترس و واهمه شما از چیست؟ آخر یکبار هم شده لااقل برای محک زدن خودتان جانب انصاف را در پیش بگیرید و آنچیزی که واقعیت دیروز و امروز ایران بود و هست را از سیمای خودتان به نمایش بگذارید. واقعا چه چیزی از شما کم میشود؟

مگرمریم رجوی در همین موضع گیری و اطلاعیه سیاسی خودش امروز مدعی نشده است که دولت ایران برای حفظ تعادل سیاسی و منطقه ای مجبور شد که به دور دوم حسن روحانی تن بدهد. اگر به واقع اینچنین است سوز و گداز مریم رجوی برای چیست؟ چرا روی حقایق سرپوش میگذارد؟ پس چنانچه برای کسی پوشیده و پنهان است من عرض می کنم که درد بی درمانش چیست؟

حسن روحانی همان کسی است که در دور نخست ریاست جمهوری خود جام زهر اتمی را به حلقوم رهبری این فرقه ریخت. علی رقم گرد و خاکهای زیادی که این فرقه در جامعه جهانی به پا کرده بود که محال است توافقی حاصل گردد ولی همگان دیدند که توافق هسته ای حاصل شد و این قمار سیاسی که این فرقه روی آن سرمایه گذاری نموده بود چند ضرب روی سر خودش خراب گردید. چه در پهنه سیاسی و دیپلماتیک و چه در پهنه تشکیلاتی و ایدئولوژیک و همچنین در درون مناسبات این فرقه در بالاترین سطوح ضربه مهلک بود.

اکنون نیز همچون مار زخم خورده به خود می پیچد و طبق تاکتیک همیشگی این فرقه و فرار به جلو مدعی تشکیل دولت ۴ درصدی شده است. دریغ از اینکه در توانش باشد که آنرا اثبات نماید یا لااقل یکی از فیلمهای دیشب خلق قهرمان را در شهرهای مختلف در سیمای خود پخش کند.

حال بایستی برای ۴ سال دیگر از همین امروز قیمت و بهای آنرا بپردازد. شاید بپرسید چگونه؟

وقتی یک فرقه بر حماقت خود اصرار می ورزد باید که این برگشت ضربه مهلک به درون خودش را پذیرا باشد و خود را برای آن آماده نماید و اولین تاثیر بلافصل آنهم موج ریزش نیروها و کادرها خواهد بود که از همین امروز بایستی نظاره گر آن باشیم چراکه افراد و کادرها خود نیز توانسته اند با توجه به استاتوی جدید علی رقم محدودیتهای این فرقه ولی باز راه خود را به جلو باز نمایند و خود مسیر جدید خود را تعیین کنند.

 در یک کلام باید به مریم سبز و بنفش و قرمز و آبی تبریک مضاعف گفت. شاید تعجب کنید و بگویید تبریک چرا؟

تبریک بخاطر سیلی محکمی که “خلق قهرمان” قبل از هرکس به صورت رهبری این فرقه نواخت.

الف. دال. ( تیرانا – آلبانی)

*** 

Albania’s Anti-Trafficking Coordinator Elona Gjebrea praises Maryam Rajavi for keeping modern slaves in Tirana

Elona Gjebrea përgëzon Marjam Raxhavin për mbajtjen e skllevërve modernë në Tiranë

مریم رجوی مزدور صدامی در حال جن گیری در تیرانا آلبانیجشن نوروزی در تیرانا، در هیاهوی مریم مهر تابان

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29417

چه کسی باید به چه کسی اعتماد کند؟ 

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هفدهم می ۲۰۱۷:…  سال ۷۵ یادم هست که تازه مقر باقرزاده برای نشستها آماده شده بود. عید بود و به همه نفرات ساعت مچی داده بودند. ساعتهایی که با عرق دست از بین میرفتند و یا سریع با بخار آب از کار میافتادند و خیلی هم سر آن میگفتند و منت میگذاشتند که ببینید خواهر مریم چکار دارد برای شما میکند و از جیب خودش و از کارش میزند. چند روزی …

رحوی اعضای مجاهدین خلقرهبری مجاهدین و اعضا- دشمنانش (خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می افتد؛)

لینک به منبع

چه کسی باید به چه کسی اعتماد کند؟

نویسنده: یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی با اسم مستعار ب. ح.

سال ۷۵ یادم هست که تازه مقر باقرزاده برای نشستها آماده شده بود. عید بود و به همه نفرات ساعت مچی داده بودند. ساعتهایی که با عرق دست از بین میرفتند و یا سریع با بخار آب از کار میافتادند و خیلی هم سر آن میگفتند و منت میگذاشتند که ببینید خواهر مریم چکار دارد برای شما میکند و از جیب خودش و از کارش میزند.

چند روزی گذشت که با سناریوئی از قبل چیده شده فرمانده قرارگاه در نشست عمومی اعلام کرد که چرا در سازمان بی اعتمادی راه میاندازید؟ مگر برای همه ساعت نگرفته اند؟ چرا دست در کمد یکدیگر میکنید وساعت نفرات را بر میدارید؟ یک تعداد هم باور کرده بودند که واقعا اینطوری است و پشت میکروفن شروع به حرفهای بی مصرف زدن کردند که حتی مسئول نشست در ذهنش می خندید و با خودش میگفت چه آدمهای خنگی هستند.

ولی اصل موضوع نشست مسعود رجوی بود که به بهانه دزدی میخواستند کمدهای نفرات را بگردند که کسی چاقو یا سلاح یا نارنجکی نداشته باشد که در نشست کلک مسعود رجوی را بکند. بعد از این نشست همه به خوابگاه رفتیم. برای نفراتی که شک داشتند مسئول نیرو گذاشتند که خود من هم جزو این نفرات بودم. من همیشه مورد سوء ظن آنها قرار داشتم. بارها گفته بودم که برای چه به عراق آمدم؟ من دنبال زندگی خودم بودم که شما مرا به این مسیر کشاندید.

بگذریم، وارد آسایشگاه شدیم. اول زیر و بم کمدها را به بهانه پیدا کردن ساعت گشتند و حتی بازرسی بدنی هم کردند. وقتی تمام شد گفتند دوباره به سالن بروید که کار دارند. گفتند خوشبختانه ساعت پیدا شد و این چه کار زشتی است که میکنید. حالا نمیخواهیم اسم بیاوریم خود نفر هم پشیمان است که چرا این کار را کرده است. در صورتی که ما میدانستیم ساعتی وجود نداشته و این گشتنها برای چه بوده است.

این بی اعتمادی بود که بین نفرات ایجاد کرده بودند. خیلی ها باور کرده بودند که یعنی بخاطر یک ساعت آشغال این همه وقت گذاشته بودند که این ساعت را پیدا کنند که پیدا کردنش از یافتن سوزن در انبار کاه سخت تر بود.

بعد از اینکه به نشست رفتیم از دوستان دیگر که در مقرات دیگری بودند سئوال کردم آیا هفته پیش کمدهای شما را هم گشتند؟ گفتند بله، به بهانه های طلا، فشنگ، کلت کمری، وغیره. بعد مسعود رجوی میگفت اعتماد کسب کردنی است. چطور است نفر به سازمانت اعتماد میکند و پا توی آن میگذارد ولی کسی که خودش را صاحب سازمان میداند به این شکل بذر بی اعتمادی می پاشد.

بقول معروف تفرقه بینداز و حکومت کن.

این است داستان نوک کوه یخ بی اعتمادی در فرقه رجوی.

با تشکر از خواننده های گرامی سایت بنیاد خانواده سحر، من یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی با اسم مستعار ب. ح. هستم.

(پایان)

*** 

NEW YORK, NY - JANUARY 11: President-elect Donald Trump speaks at a news cenference at Trump Tower on January 11, 2017 in New York City. This is Trump's first official news conference since the November elections. (Photo by Spencer Platt/Getty Images)

Trump’s MEK version of events won’t secure victory against Iran, lets ISIS off the hook

مریم رجوی مزدور صدامی در حال جن گیری در تیرانا آلبانیجشن نوروزی در تیرانا، در هیاهوی مریم مهر تابان

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

انتخابات ریاست جمهوری ایران مجاهدین خلق فرقه رجویتحریم انتخابات از سوی مجاهدین (فرقه رجوی) و پارادوکسهای موجود در آن

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکاعکس فوق: مریم رجوی در کنار سناتور جان مک کین آمریکائی
عکس زیر: خواهران و برادران مجاهد خلق به صف در مقابل پرچم آمریکا 

List-of-Mojahedin-Khalq-martyrs-Massoud-Maryam-Rajavi-MEK-fiction-fakeThe Enemy of My Enemy is NOT Always My Friend…

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29400

مهمانان عالیرتبه جشن تیرانا 

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پانزدهم می ۲۰۱۷:… تا زمانیکه در تشکیلات بودم فکر میکردم این مهمانان عالیرتبه اروپایی و آمریکایی عجب انسانهای شریفی هستند که بی نام و نشان و بی چشم داشت بدنبال اعاده حقوق ما می باشند. تا اینکه زندگی آزاد را بعد از سی سال برگزیدم و پا به دنیای آزاد گذاشتم. هر روزی که گذشت هر صبحی که میآید و شب میشود، تنها و تنها انگشت به دهان میمانم … 

جان مک کین البغدادی و رجوی تیرانا آلبانیهزینه ماهانه نوامیس ایدیولوژیک رجوی چقدر است؟ (تاریکخانه مجاهدین خلق در آلبانی)ا

لینک به منبع

مقاله یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی

مهمانان عالیرتبه جشن تیرانا

الف. دال. آلبانی

همیشه وقتی در تشکیلات عرق می ریزی و خسته و مانده عصر به مقر برمیگردی، دیگر برای کسی هیچ حسی باقی نمی ماند و ته مانده انرژی را باید در روند آخر روز یعنی عملیات جاری خرج نمود.

تا زمانیکه در تشکیلات بودم فکر میکردم این مهمانان عالیرتبه اروپایی و آمریکایی عجب انسانهای شریفی هستند که بی نام و نشان و بی چشم داشت بدنبال اعاده حقوق ما می باشند.

تا اینکه زندگی آزاد را بعد از سی سال برگزیدم و پا به دنیای آزاد گذاشتم. هر روزی که گذشت هر صبحی که میآید و شب میشود، تنها و تنها انگشت به دهان میمانم، تنها و تنها به این فکر میکنم که عجب کلاه گشادی طی این سالیان بر سر تک تک مان گذاشتند و تازه ته خط بایستی بدهکارشان هم باشی.

آخر اینهمه دروغ و فریب کاری را در کدام مکتب آموخته اند؟ آخر ما که با جان و دل و با همه چیزمان آمده بودیم. آخر طی این سالیان پرفراز و نشیب کدامین صحنه بود که حضور نداشته باشیم؟ و به راستی چرا باید اینچنین باشد؟

در گشت و گذار در دنیای آزاد ارتباطات و اینترنت به ناگهان با صحنه ای مواجه شدم که مغزم هنوز که هنوز است هنگ کرده و برایم قابل هضم نیست. هنوز که هنوز است از هر منظری که به این عکس نگاه نمودم نتوانستم پاسخ قانع کننده ای بخودم بدهم و واگشت خوردم به آنهمه محدودیت که میگذاشتند که چه دلیلی داشت که افراد نمی توانستند به شبکه های اجتماعی در عصر تکنولوژی و دنیای اینترنت دسترسی داشته باشند و همه چیز بایستی از فیلتر تشکیلات صافی میشد و عبور داده میشد. حال بعد از گذشت یکسال و اندی خروج از این فرقه یک به یک به پاسخ آنها میرسم.

در هیاهوی جشن نوروزی تیرانا مهمانان برجسته ای همچون سناتور مک کین آمریکائی حضور داشت. به شخصه هیچ خصومتی با این شخصیت نداشته و ندارم و کاری هم به خط و خطوط سیاسی ایشان ندارم. هرچند که به لحاظ بیوگرافی برای کسی پوشیده نیست که ایشان همان خلبان بازنشسته جنگ ویتنامی است که با بمب های ناپالم پذیرای کودکان و زنان ویتنامی بود. ایشان همان سناتوری است که همواره بر طبل جنگ می نوازد. اما فعلا کاری به سوابق ایشان نداریم و ما را چه به سیاست. چرا که عالم سیاست انتها ندارد. ولی اکنون بدنبال پسا بازنشستگی خود و مریم رجوی سری هم به تیرانا زد. اما میخواهم نظر شما را به دجال گری این فرقه جلب نمایم.

در قاموس این فرقه هر وقت کار به ناکجا آباد می کشید شعار این بود:

موضوع را سیاسی بکن، ببین چه فاجعه ای میشود، و دیگر مگر سنگ روی سنگ بند میشود.

حال عمق این دجال گری در کجا نهفته است. عکس خود گویای همه چیز است و نیازی به توضیح و تشریح آن نمی باشد. همان رجل های عالم سیاست که بعنوان کمر بندهای ایمنی ما در زیر بمب و موشک باران بودند در دنیای ارتباطات میتوان خود قاضی بود و قضاوت نمود.

عجبا به راستی چرا این قسمت از عکسها و تصاویر هیچگاه در جراید و سایت هایشان چاپ و پخش نمیشد؟ مگر شانه به شانه هم تکیه نداده اند؟

جالب اینکه چاه باطل آنقدر عمیق است که در فکر همین عکس سری به سایت خودشان زدم و عمق فاجعه بیشتر و بیشتر برایم عیان شد.

حتی در همان سایت خودشان هم که یک زمانی صدای ما پیشتازان عصر حاضر و تنها و تنها نیروی آلترناتیو بودیم، حتی همان هم فیلتر میشد و اینرا کسی نمی فهمد مگر زمانی که از این فرقه فاصله بگیرد. اگر خودت را از قید و بندهای پوشالی و من درآوردی آنها رها و آزاد کنی، سپس وقتی فاصله گرفتی و دوباره به آن نظری بیفکنی، آنوقت تفاوتها همچون آینه تمام نما آشکار و آشکارتر میشود.

آری هنوز خدا را شکر که عمری باقی مانده تا لااقل رادیکالیسم انقلابی را در قاموس این فرقه بفهمیم. فرقه ای که تا این حد در حق نیروی خودش ناحقی و ناجوانمردی پیشه میکند، فرقه ای که زمانی به تشکیلاتش می نازید، آیا حق نیست سوال کنیم:

تشکیلاتی که بدون ارتباط با ملت باشد چه نوع تشکیلاتی است؟

آیا حق نیست سوال کنیم که این تغییر سیاست پایمال کردن همان آرمانها و بردن حیثیت همان بنیان گذاران اولیه نیست که اکنون حتی همان را نیز به بازیچه گرفته اید؟ در حالیکه جا دارد اینجا یادآوری و گوشزد کنیم که یادتان نرود و فراموش نکنید که “مجاهد شهید موسی خیابانی” گفت:

“نیروهای میرا از صحنه حذف خواهند شد”

ترجمان همه این موارد صفحات بی شماری هست که سیاه میشوند و قربانی پراگماتیسم این فرقه می گردند. همان مصلحت گرایی که این فرقه در عالم سیاست پیشه راه خود نموده امکانات عملی و مصلحت روز را بر معتقدات خود مقدم شمرده است.

(الف – دال)  تیرانا – آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29295

آن حمار نگون بخت 

الف – دال، بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، ششم می ۲۰۱۷:… غافل از اینکه به درستی هم حق خوری خودشان را اثبات نمودند و هم آن حمار نگون بخت خود را با پای خود و با دست خود به صحنه آوردند و او گفت که من بودم و من مزدور این فرقه در بین جداشدگان هستم. راستی باید اینجا کمی تعمق کرد و سوال نمود که چه اتفاقی افتاد؟ چه کنش وواکنشی صورت پذیرفت؟ و چرا این فرقه ناگزیر مجبور به افشا نمودن مزدور خود شد … 

مریم رجوی در حال مزخرف گوییزمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی و واکنشی از سر استیصال

لینک به منبع

آن حمار نگون بخت

در گذشته سه مطلب نوشته “الف – دال” از نظرتان گذشت.

اینک مقاله دیگری از ایشان در زیر آورده میشود:

با سلام خدمت هموطنان عزیزم.

در این ایام در فکر بودم که واقعا از بابت رنجی که میبریم چکار کنیم و سر به کدامین کوه و کمر و آوارگی دوباره بگذاریم؟

در مقالات ماه گذشته سلسله اقدامات مجرمانه این فرقه را برایتان نقل نمودم و این تازه بقول خودشان ورودیه بود تا به آنها بگوییم اگر سر همه کلاه گذاشتید با ما نمی توانید بازی سیاسی بچه ترسان راه بیندازید، چراکه ما خودمان اینها را فوت آب هستیم و روزی در همان مکتب یاد گرفتیم ولی دست برقضا حالا طناب دار خودتان شدیم.
نظر شما را در ماه گذشته به اقدامات و تشبثات این فرقه علیه جداشدگان جلب نمودم بی آنکه اسمی و نامی از فردی ببرم. توضیح دادم که چگونه این فرقه مکان پرداخت هزینه ماهیانه جداشدگان را به محل اعتراف گیری از افراد و تهدید و تطمیع تبدیل نموده است.

حال این فرقه با دستپاچگی و برای اینکه از قافله عقب نیفتد در سایت خود دست به کار احمقانه ای زده است که در عرف سیاسی خطای بزرگی را مرتکب شد و سر کلاف گاف سیاسی را آنهم بصورت ناشیانه با دست خود باز کرده است و به راستی چه سندی بهتر از این که خودشان اعلام می کنند، و بهترین گواه و بهترین سند برای اثبات حرفهای ناگفته و ظلمی که برما روا میدارند. غافل از اینکه به درستی هم حق خوری خودشان را اثبات نمودند و هم آن حمار نگون بخت خود را با پای خود و با دست خود به صحنه آوردند و او گفت که من بودم و من مزدور این فرقه در بین جداشدگان هستم. راستی باید اینجا کمی تعمق کرد و سوال نمود که چه اتفاقی افتاد؟

چه کنش وواکنشی صورت پذیرفت؟

و چرا این فرقه ناگزیر مجبور به افشا نمودن مزدور خود شد؟

ما را که در این جهنم به بند کشیده اند، ما که قدرتی نداریم، ما را که از هر بابت در تنگنا قرار داده اند، پس چه شد که اینچنین افسار پاره نمودند و هم خودشان و هم مزدور خود را سوزاندند.

حقیقت اما چیز دیگری است. ترس از افشاگری این همه ظلم و ستمی که بر ما روا می دارند. ترس از بر ملا شدن حق خوری های روزمره خودشان. ترس از رو شدن و نمایان شدن چهره واقعی خودشان در جامعه آلبانی.

اگر کمی از منظر یک فرد سیاسی به این موضوع نگاه کنید بخوبی در خواهید یافت که معضل استاتوی جدید چگونه این روزها گریبانگیر این فرقه شده است و موج اعتراضهای افراد در درون این فرقه را موجب گشته است.

و اگر حتی از منظر یک فرد عادی جامعه متمدن امروزی نگاه کنید، یک فرد عادی در جامعه، یک فرد مستقل حقیقی محسوب میشود و هر کاری که بکند یک کار شخصی مثل هزاران فرد دیگر در جامعه است و هیچ گونه جرمی نیست، بگذریم که در قاموس این فرقه حق حیات، حق انتخاب پوشش، حق صحبت کردن با هرکس، حق زندگی کردن، و برخورداری از آزادی های جامعه متمدن، گناه نابخشودنی محسوب میشود.

این فرد یعنی سرفراز رحیمی که با دست خط خودش برگه اعتراف گیری اش را در سایت فرقه منتشر نمودند بهترین سند حرفهای ما جداشدگان میباشد و اتفاقا این حق ماست و صدا و فریاد ماست که داریم از رنجی که میبریم به خود میپیچیم و صدایمان به جایی نمیرسد در حالیکه گیرم حتی این فرد برای آوردن همسرش به سفارت ایران رفته و کمک خواسته است. این در کجای دنیا جرم محسوب میشود؟ در کجای دنیا به افراد دیکته میکنند که با چه کسی حرف بزن با چه کسی حرف نزن. با چه سایتی مکاتبه کن با چه سایتی مکاتیه نکن.

آری قضاوت همچنان بر عهده شماست ما که حرفی نزدیم. ما که به کسی بی احترامی نکردیم. ما حتی اسمی از کسی نبردیم. پس این همه غیض و کین برای چیست؟ این فرقه طوری صحبت میکند و طوری اطلاعیه علیه جداشدگان بیرون میدهد که گویی با یک دولت در جنگ و تخاصم طرف است. براستی چه شده است؟

شما اگر راست میگویید، اگر یک روده راست در شکم دارید، کمی آزادی به دوستان در بندم بدهید. اگر خیلی دم از آزادی میزنید، بگذارید نفرات دسترسی آزاد به شبکه های اجتماعی و اینترنت داشته باشند. آخر مگر نمی گویید در این کره خاکی تنها و تنها کسی که واقعیت را بیان میکند خودتان هستید. خوب بگذارید دوستانم کمی، فقط کمی، دسترسی به اینترنت و شبکه های اجتماعی داشته باشند. آنوقت به شما خواهم گفت که قضاوت واقعی را چه کسی خواهد کرد.

و البته این چاه باطل شما صد بار، نه هزاران بار، عمیق تر از چاه حکومت ایران و مخالفان شما در خارجه و و کلا این کره خاکی است، و البته با همه خرمردرندی و پاچه ورمالدگی سیاسی که دارید اما در گیم اول اساسی باختید و بنازم به آن کسی که این دام را برایتان پهن نمود و شما و آن حمار نگون بخت با کله به درون آن رفتید و اینچنین گاف سیاسی را با سند و مدرک لازمه در اختیار ما جداشدگان گذاشتید تا از این پس با سند خودتان بتوانیم در مجامع بین المللی و همچنین جامعه آلبانی اعتراض و دلایل لازمه را نیز در اختیار آنان قرار دهیم.

از این پس اما درسهای فراموشی ناپذیری در دنیای آزاد با قلم، فکر آزاد، انتخاب و تفکر آزاد، به شما خواهم داد تا مجبورتان کنیم که چهره واقعیتان را هر چه بیشتر با دست خودتان نمایان کنید، و برای سرم جایزه تعیین نمایید چراکه من هنوز از منابع خودتان تغذیه میشوم، با این تفاوت که دیگر برده شما نیستم بلکه قضاوت را به عموم هم وطنانم میسپارم.

مسعود، حال که خودت جنگ را شروع کردی پس با شعار خودت به سراغت میآیم: بجنگ تا بجنگیم

الف – دال
تیرانا– آلبانی

*** 

camp_tirana_albania_mojahedin_khalq_rajavi_cultصدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت اول، دوم و پایانی)

هتلی که هیولا شد (اگر رجوی همان زمان افراد را فرستاده بود ۱۰ شهریور اتفاق نمی افتاد)ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29270

درخواست کمک مالی فرقه رجوی از جداشدگان در آلبانی 

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، سوم می ۲۰۱۷:…  بر اساس اطلاعات واصله از جانب چندین نفر از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی بصورت جداگانه، دیروز هنگام دادن مستمری ماهیانه به آنان، اسماعیل مرتضائی با نام مستعار جواد خراسان نفرات را تک به تک توجیه می کرده که تحت هیچ شرایطی حق ندارند با نفراتی که نام آنان به عنوان “مزدوران وزارت اطلاعات آخوندی” منتشر شده ارتباط داشته باشند وگرنه حقوق آنان …

مزدوران و شکنجه گران ارتش خصوصی صدام، فعال در کشور آلبانی

لینک به منبع

درخواست کمک مالی فرقه رجوی از جداشدگان در آلبانی

۱۳ اردیبهشت ۹۶

اخاذی از مردم و جداشدگان توسط سازمان تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیبر اساس اطلاعات واصله از جانب چندین نفر از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی بصورت جداگانه، دیروز هنگام دادن مستمری ماهیانه به آنان، اسماعیل مرتضائی با نام مستعار جواد خراسان نفرات را تک به تک توجیه می کرده که تحت هیچ شرایطی حق ندارند با نفراتی که نام آنان به عنوان “مزدوران وزارت اطلاعات آخوندی” منتشر شده ارتباط داشته باشند وگرنه حقوق آنان نیز مانند آنان قطع خواهد شد.

اگر چه این افراد از ترس قطع شدن تنها ممر زندگی خود و از سر ناچاری چنین قولی داده اند اما بعدا در میان خود نسبت به این ترفند کثیف ابراز تنفر و انزجار نموده اند. یکی از نفرات گفته است که در اینجور مواقع دست سازمان و آن روی سرکوبگر و ضد بشری اش رو میشود. یکی از نفرات نوشته است که از این به بعد باید مخفیانه با این نفرات ارتباط داشته باشیم و البته حاضریم از مستمری خود به آنان کمک کنیم تا تحت فشار قرار نگیرند.

در ضمن گزارش شده است که سازمان تلاش دارد درست مانند درون تشکیلات فضای کاملا پلیسی در میان جداشدگان ایجاد کند به نحوی که همه ترس و واهمه از لو رفتن و قطع شدن مستمری داشته باشند و فضای بی اعتمادی دامن زده شود. همچنین از برخی جداشدگان هنگام پرداخت مستمری سؤال می کنند که چه کسانی با خانواده های خود در ایران یا با بنیاد خانواده سحر در ارتباط می باشند.

یک مورد عجیب دیگر در جریان پرداخت مستمری ماهیانه روز گذشته این بود که به تک تک نفرات اعلام می کردند که وضع مالی سازمان خوب نیست و از آنان از همان مختصر حقوقی که کمتر از نصف استاندارد کمیساریا است کمک مالی درخواست کرده اند که با تمسخر و البته جواب منفی همه افراد مواجه شده اند.

در این خصوص نیز یکی از جداشدگان نوشته است که مریم رجوی مهمانی و جشنش را با ترکی فیصل و جان مک کین برگزار می کند و خرجش را از جیب ما پناهندگان بی چیز می خواهد. از الان معلوم است چه نوع حکومتی را قرار است در ایران برقرار نماید.

بنیاد خانواده سحر – ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶

(پایان)
*** 

اسماعیل مرتضایی (جواد خراسان)اسامی تعدادی از فرماندهان نظامی اطلاعاتی مجاهدین که به آلبانی گسیل شده اند + تصاویر

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND) (گزارش کامل بعلاوه پیوست ها)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29266

مشکلات جدا شده ها در آلبانی 

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، اول می ۲۰۱۷:… از روزی که پا به عرصه دنیای بیرون گذاشته و از سازمان جدا شدیم اولش در تصورمان این بود که با اندوخته ای که طی این سالیان کسب کردیم دنیا زیر دست ما است و از پس هر مشکل و هر تضادی بر میاییم. صد البته اشتباه میکردیم. موقعی که خود را در بیرون یافتیم و تغییراتی را که ما در خواب هم نمیدیدیم با چشم دیدیم تمام تصوراتی که داشتیم محو شد. من فردی … 

unhcr logoOpen Letter of 72 former Mojahedin Khalq members in Europe and North America to the UNHCR

camp_tirana_albania_mojahedin_khalq_rajavi_cultصدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت اول، دوم و پایانی)

لینک به منبع

مشکلات جدا شده ها در آلبانی

نامه وارده از جانب یکی از جداشدگان از فرقه رجوی در آلبانی

mek_albania_June2013

در آلبانی جداشدگانی از سازمان مجاهدین خلق هستند که بطور متوسط بیست سال و بعضا قریب به سی و پنج سال و کمترینش پانزده سال در این سازمان به صورت شبانه روزی و دور از جامعه عادی خدمت کرده اند. داستانی که خیلی به ما شباهت دارد داستان اصحاب کهف است که بعد از سیصد و اندی سال که در غار به خواب رفتند و موقعی که بیدار شدند و به شهر رسیدند دیدند همه چیز تغییر کرده و هیچ آثاری از زمانه خودشان نیست. بله داستان ما شباهت زیادی به آنها دارد.

از روزی که پا به عرصه دنیای بیرون گذاشته و از سازمان جدا شدیم اولش در تصورمان این بود که با اندوخته ای که طی این سالیان کسب کردیم دنیا زیر دست ما است و از پس هر مشکل و هر تضادی بر میاییم. صد البته اشتباه میکردیم. موقعی که خود را در بیرون یافتیم و تغییراتی را که ما در خواب هم نمیدیدیم با چشم دیدیم تمام تصوراتی که داشتیم محو شد.

من فردی هستم با تجربه های زیاد ولی متاسفانه این تجارب با عصر حاضر نمیخواند. ما تمام ابزاری که در سازمان استفاده میکریم مربوط به عصر قدیم بود و من فهمیدم که با این همه ادعا هنوز نمیتوانم با موبایل که کمترین وسیله ای است که دست حتی بچه پنج ساله میبینی کار کنم و مدتها طول کشید تا بتوانم خودم با خانواده ام تماس بگیرم چه برسد به استفاده از وسایل دیگر.

در فرقه این ابزار فقط در دست مسئولین بالا بود و برای ما بورژوائی و به دور از انقلابی گری بود. من ماهها طول کشید تا بتوانم با موبایل و کارکرد آن آشنا بشوم و این مشکل اکثر نفراتی است که از مناسبات بیرون میایند و خودم احساس این را میکردم که چقدر از دنیای امروزی عقب هستیم و حتی در این باور هستم که ما و نفرات داخل مناسبات حداقل بیست سال از دنیای امروزی فاصله داریم.

یکی دیگر از مشکلات نفرات در بیرون که ماهها طول کشید تا این مشکل حل شود این بود که اگر خانمی را میدیدیم ناخوداگاه سر خود را پایین میاوردیم و خیلی زود از فاصله ده متری از کنار هر خانمی رد میشدیم چون در تشکیلات که بودیم حق برخورد تکی با جنس مخالف را نداشتیم و باید دو نفره پیش خانم و یا به اصطلاح خواهری که آنها در دستگاه خودشان میگویند میرفتیم و فاصله خود را حفظ میکردیم چون اینها در حریم مسعود بود و فقط او محرم به همه زنها بود و این در وجود و اخلاقیات ما شکل گرفته و در ما ریشه کرده بود.

من ماهها تلاش کردم تا به خودم بقبولانم که در دنیای آزاد هستم و نه در مناسبات مجاهدین خلق، مناسباتی که حتی به خواهر و برادرش شک دارند که این مسائلی را که گفتم رعایت کنند. بعد از مدتی تلاش توانستم با جنس مخالف خود رودررو به صحبت بپردازم و مانعی در برابر آن نبینم و یا اینکه بتوانم در خیابان بدون فاصله گرفتن از کنار زن ها رد بشوم. شاید بخندید ولی این ها در ما شکل گرفته و در وجود ما بود.

یکی دیگر از مشکلات ذهنی که مدتها باز مرا اذیت میکرد و مثل بختک اسیر آن بودیم زمان بندیها بود. همیشه حس میکردم که باید به کسی پاسخگو باشم و الان است که دیر کردم و الان است که مورد حسابرسی قرار بگیرم. در صورتی که من خودم تنها هستم و پاسخگو به کسی نیستم. از آنجا که سر همین مسائل سالها اذیت میشدیم و دنیا با همین زمانبندیها برای ما تکراری شده و مثل ربات بودیم که از بالا ما را برنامه ریزی کرده و طی سالها که در مناسبات بودم در من تنیده شده بود و بعد از آزادی صبحها از خواب میپریدم و میگفتم که دیر شده و بیدار باش را رعایت نکردم و شب که تا دیر وقت بیرون بودم همیشه احساس میکردم باید بگردم تا مورد حسابرسی قرار نگیرم و این هم ماهها طول کشید تا از آن کنده شویم.

بیشترین تضادی که ما را اذیت میکرد و شبها حتی نمیخوابیدیم این بود که نمیتوانستیم به نفری که سالها با او بودیم و یا میشناختیم اعتماد کنیم و هنوز هم ذهنیت خوبی نسبت به همدیگر نداریم که این هم ساخته و پرداخته تفکرات این فرقه و از اثرات انقلاب مریم است. در درون تشکیلات همه می بایست روی دیگران جاسوسی کرده و گزارش بدهند و به این ترتیب حسن اعتماد را از بین برده اند.  

همچنین تعداد معدودی از جداشدگان برای اینکه پول بیشتری از سازمان برای امرار معاش خود در شرایط سخت قربت بگیرند زیراب برادر خود و دوست خود را میزنند و حتی گاه گزارشات دروغ می دهند، یا اینکه نفری از فرقه جدا میشود و به دنیای بیرون میاید که باید به او کمک کرد و تجربه خود را به او بگویند و مثل یک انسان دلسوز باشند اما نفراتی هستند قدیمی که تا او به خود بجنبد از سر احتیاج پولش را میزنند و خود من و نفرات زیادی در دام همین نفرات باصلاح دوست و برادر گیر افتادیم.

باز من تقصیری نمیبینم چون این هم از آثار انقلاب مریم است که باید سالها جان خود را بگذاری برای ژست گرفتن ایشان در بین نمایندگان و پز دادن در میان به اصطلاح دوستان مقاومت ولی موقعی که میخواهی از این فرقه جدا بشوی و در دنیای آزاد باشی در دستگاه آنها زالویی بیش نیستی (مسعود رجوی همه جداشدگان را زالو خطاب کرد که از خون سازمان می مکند) در صورتی که بعد از بیست الی سی سال جوانی را دادن و در همه خطرات سینه سپر کردن دستمزدت این است؛ در صورتی که همین مجاهدین خلق بقدری پول و امکانات در اختیار دارند که میتوانند تضاد نفرات را طوری حل کنند که هیچ کس هیچ مشکلی نداشته باشد ولی البته برای تعدادی انگشت شمار و نفرات خاص که خبرچین هستند این کار را می کنند.

یک مشکل دیگر که باز زائیده انقلاب مریم است و از همه نفرات سوال میکردم و تأیید میکردند این بود که تا مدتها که در بیرون قدم میزدیم این حس و ترس را داشتم که نفراتی دارند من را تعقیب میکنند و یا چشمی ما را نگاه میکند و با برگشتن به عقب و مستمر نگاه کردن دنبال آن سایه میگشتیم واگر نفر عادی ما را میدید میگفت حتما مشکلی دارد.

در مناسبات که بودیم چون دستگاه پلیسی بود مستمر تحت تعقیب و زیر ذره بین بودیم و همیشه یکی از دعواهای من و دیگران در مناسبات این بود که چرا به ما اعتماد ندارند و هر جا میرویم تحت تعقیب هستیم. البته جوابی نمیگرفتیم و این در بیرون هم ماهها من را اذیت میکرد تا توانستم به خودم بفهمانم که باید تفکرات مریم را از خودم دور کنم.  

این مسائل که گفتم از مشکلات من و دیگران است و از این موارد بسیار و بسیار است. تازه میفهمم که وقتی بیرون میایی و پا به دنیای آزاد میگذاری باید ماهها تلاش کرد تا این تفکرات را ریشه کن نمود و هنوز هم در مواردی از این مشکلات مانند تارعنکبوت به دست و پای من پیچیده و من البته تمام تلاش خود را میکنم تا به خودم بقبولانم که دیگر آزاد هستم.

امضاء محفوظ 

*** 

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکاعکس فوق: مریم رجوی در کنار سناتور جان مک کین آمریکائی
عکس زیر: خواهران و برادران مجاهد خلق به صف در مقابل پرچم آمریکا 

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29190

زمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی و واکنشی از سر استیصال 

Maryam Rajavi Mojahedin Khalq Terror group Parisبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و هفتم آوریل ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین خلق در مطلبی با عنوان “تشبثات کثیف وزارت اطلاعات آخوندها در لانه جاسوسی رژیم در آلبانی علیه مجاهدین” که در یکی از سایت هایش درج نمود تلاش کرد تا بر موج فزاینده نارضایتی و درخواست برای جدایی در درون فرقه و همچنین فعال شدن جداشدگان برای احقاق حقوق حقه خود در برابر فرقه و کمیساریا غلبه نموده و به اصطلاح بحران … 

unhcr logoطرح شکایت از عملکرد پرسنل کمیساریا در آلبانی (قابل توجه جداشدگان و فعالان حقوق بشری در اروپا)ا

مصاحبه احسان بیدی با نشریه دیتا در تیرانااحسان بیدی: چرا کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی درجبهه این فرقه بی رهبر است

احسان بیدی سیاوش رستارEhsan Bidi and Siavosh Rastar – who have no accommodation or money because this is supposed

لینک به منبع

زمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی و واکنشی از سر استیصال

طی ماه های اخیر، اوج گیری نارضایتی در درون فرقه رجوی، بعلاوه فعال شدن مجدد بنیاد خانواده سحر، همراه با فشارهای فعالان در اروپا بر کمیساریا برای کوتاه کردن دست فرقه رجوی از سر جداشدگان، بالاخره کار را به جایی رساند که سازمان مجاهدین خلق به صورتی کاملاً ناشیانه و خود افشاگرانه واکنش نشان داد و تلاش نمود تا با اتهام زنی و جوسازی عجولانه علیه تعدادی از جداشدگان، از مسئله داران داخلی که خواهان جداشدن هستند زهر چشم بگیرد و شکایت تعدادی از جداشدگان به کمیساریا را به زعم خود خنثی نماید.

سازمان مجاهدین خلق در مطلبی با عنوان “تشبثات کثیف وزارت اطلاعات آخوندها در لانه جاسوسی رژیم در آلبانی علیه مجاهدین” که در یکی از سایت هایش درج نمود تلاش کرد تا بر موج فزاینده نارضایتی و درخواست برای جدایی در درون فرقه و همچنین فعال شدن جداشدگان برای احقاق حقوق حقه خود در برابر فرقه و کمیساریا غلبه نموده و به اصطلاح بحران رو به گسترش درونی را به بیرون و طبق معمول رژیم ایران مصادره کند.

لینک به مطلب مربوطه که مستقیماً به سایت سحر نیز اشاره داشته و در واکنش به شکایت سه نفر از جداشدگان به کمیساریا تنظیم شده در زیر آورده شده است.

https://www.mojahedin.org/news/197420

در این مطلب فرقه رجوی با توسل به نامه های دیکته شده به چند نماینده آمریکایی حامی گروه های تروریستی تلاش کرده تا جداشدگان و ناراضیان را عاملان وزارت اطلاعات ایران معرفی نموده و به این وسیله هر گونه ابراز نارضایتی و مسئله داری را سرکوب نماید. این شگرد کهنه و نخ نمای فرقه رجوی طی سالیان سال بوده و هست که با جار و جنجال و با هوچیگری توجهات را از درون به بیرون منتقل کند.

پر واضح بود که بالاخره کارد به استخوان مریم رجوی زمین گیر شده در آلبانی خواهد رسید و غیض خود از جداشدگان را با فشار گذاشتن بر یکی دو نفر و خریدن کسانی که در غربت در تنگنای معیشتی قرار دارند بیرون خواهد ریخت. فعال شدن جداشدگان در اروپا و تحت فشار قرار گرفتن کمیساریا که عملاً در آلبانی کارت فرقه رجوی را بازی می کند عرصه را بیش از پیش بر فرقه رجوی تنگ نموده که نهایتاً موجب چنین واکنش نابخردانه ای شده است.

واقعیت اینست که عناصر فرقه رجوی، بر اساس نقشه ای از قبل طراحی شده، به سه نفر از جداشدگان در آلبانی به اسامی هادی ثانی خانی، غلامرضا شکری، و سرفراز رحیمی در روز یکشنبه ۳ اردیبهشت اعلام نمود به دلیل این که با خانواده خود در ایران در ارتباط هستند و این به معنی ارتباط با رژیم تلقی می شود، حق پناهندگی آنان را که به صورت غیر قانونی به جای کمیساریا توسط فرقه رجوی پرداخت می شود قطع می نماید. فرقه شرط برقراری مجدد پرداخت حقوق پناهندگی آنان را نوشتن مطالبی به صورتی که فرقه دیکته می کند قرار داد.

این سه نفر روز بعد به دفتر کمیساریا در تیرانا رفته و ماجرا را تعریف و طرح شکایت کردند و سپس به توصیه کمیساریا به مقر اصلی مجاهدین خلق مراجعه نمودند که گزارش آن در سایت سحر با عنوان “اعمال فشار مستمر فرقه رجوی بر جداشدگان” آورده شده است.

لینک به مطلب مربوطه در زیر آمده که خود گویای همه قضایاست:
http://www.saharngo.com/fa/story/4216  

ظاهراً آقای سرفراز رحیمی از میان این سه نفر از سر ناچاری و ناامید شدن از حمایت کمیساریا، در برابر تهدیدات فرقه رجوی عقب نشینی کرده و به خواست آنان تمکین نموده و مطالبی علیه دو نفر دیگر همانطور که توسط سران فرقه رجوی دیکته شده نوشته است تا به زعم فرقه، شکایت آنان به کمیساریا بی اثر گردد. بعد از این واقعه تعداد زیادی از جداشدگان در آلبانی برای سایت سحر پیام داده و انزجار و خشم خود را از این خود فروختگی ابراز نمودند.

البته شرایط پیچیده آقای سرفراز رحیمی برای ما که به اوضاع و احوال واقف هستیم تا حدودی قابل درک است. اگر هر کس خود را به جای کسانی که در کشور غریب در تنگنا و تحت فشار قرار دارند و دستشان از همه جا کوتاه است بگذارد، شاید به نوعی به آنان حق بدهد که نتوانند تحمل کرده و در برابر این تهدیدات مقاومت نمایند.

اما واقعیت اینست که همین اقدام فرقه رجوی به ضد خود تبدیل شد و نه تنها از این ترفند طرفی نبست بلکه انزجار عمومی جداشدگان و فعالان و خانواده ها را بیش از پیش برانگیخت. حتی گزارشاتی داریم که بسیاری از هواداران سازمان در اروپا نسبت به این تشبثات کثیف فرقه رجوی ابراز تنفر و بیزاری نموده و علناً ابراز داشته اند که تا کجا باید یک سازمان به اصطلاح انقلابی و مردمی به حضیض ذلت و انحطاط افتاده باشد که دست به چنین ترفندهایی علیه کسانی بزند که عمر خود را به پای این سازمان گذاشته اند.

یقیناً اینگونه اقدامات مشکلی از بی شمار مشکلات فرقه در حال فروپاشی رجوی حل نخواهد کرد. زمستان خواهد رفت و روسیاهی به ذغال خواهد ماند. کسانی که امروز در برابر فشارها و تهدیدات سازمان تن به خواسته های این فرقه می دهند قطعاً خشم و کینه خود از سران این فرقه را در سینه حفظ خواهند کرد و زمانی نه چندان دور که اوضاع دگرگون شود آن را بیرون خواهند ریخت.

در ضمن در پیام خانمی از جداشدگان در هلند آمده است: “راستی چگونه است که هر کس حتی با سوابق دو تا سه دهه به صورت تمام وقت در درون سازمان مجاهدین خلق، به محض جداشدن به مزدور دست اول رژیم بدل می شود؟ از دو حالت خارج نیست. یا سازمان دروغ می گوید یا این افراد در داخل مناسبات، درس مزدوری را فرا گرفته اند.”

بنیاد خانواده سحر
۷ اردیبهشت ۱۳۹۶

مجاهدین خلق زباله شیمیایی و مواد مخدر در آلبانیدریای آلبانی برای ایتالیا، هوا برای ناتو و زمین در اختیار آمریکا است

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIزمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی

مریم رجوی در حال مزخرف گوییبازهم حرف مفت و بی مالیات مریم رجوی! 

مریم رجوی عراق صدام حسینایرج شکری: توّهم بی پایان .

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq, Rajavi cult, Saddam’s Private Army, were trained by Mossad to assassinate Iranian scientists 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیShould we be afraid of Senator McCain meeting with the Mojahedin Khalq (Rajavi cult, MEK, MKO, …) in Albania?

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29176

زمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی 

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۷:…  به قرار اطلاعات بدست آمده از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، موج نارضایتی و مسئله داری آنچنان در میان اعضا شدید است که یکی از مسئولین اعزامی از پاریس ابراز داشته است که آتش باری مسئله دارها در مقرات مجاهدین خلق در آلبانی از جمله مقر مفید خواهر مریم و سایر مسئولین بسیج شده از پاریس را زمین گیر کرده است. مسئولی دیگر همچنین ابراز … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی تیرانامجاهدین دیگر به هدف نمی رسند و مبارزه شان به پایان رسید

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

لینک به منبع

زمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی

به قرار اطلاعات بدست آمده از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، موج نارضایتی و مسئله داری آنچنان در میان اعضا شدید است که یکی از مسئولین اعزامی از پاریس ابراز داشته است که آتش باری مسئله دارها در مقرات مجاهدین خلق در آلبانی از جمله مقر مفید خواهر مریم و سایر مسئولین بسیج شده از پاریس را زمین گیر کرده است.

مسئولی دیگر همچنین ابراز نگرانی کرده است که بزودی می بایست جلسه سالانه مریم رجوی در ویل پنت پاریس برگزار شود اما ظاهرا خواهر مریم و دیگر مسئولین از آلبانی خلاصی ندارند و بدجوری گیر افتاده اند.

مریم رجوی دست به یک سری اقدامات برای کاهش این فضای نارضایتی زده و مسئولین قبلی در آلبانی را به زیاده روی و شدت عمل متهم کرده و به نوعی کاسه و کوزه را سر آنها شکسته است. در همین راستا گفته شده است که عملیات جاری روزانه با شدت و حدت گذشته کنار گذاشته شده و مریم رجوی شخصا گفته است که احتیاجی به آن نیست و همان غسل هفتگی کافی است که آنهم در حد ارائه چند فاکت و نمونه کفایت می کند و نیازی به برخورد جمع ندارد.

واقعیت اینست که هم اکنون با وجود تمامی نشست ها و وعده و وعید های مریم رجوی بیش از ۱۰۰ نفر رسما خواهان جدائی هستند و حتی حاضر نیستند تا انتخابات ریاست جمهوری در ایران که مریم رجوی پیش بینی شورش و سرنگونی نظام را کرده صبر نمایند. وحشت مریم رجوی اینست که اگر یک مرتبه ۱۰۰ نفر جدا شوند سر کلاف باز شود و دیگر ریزش نیرو قابل کنترل نباشد.

مریم رجوی ظاهرا خود نسبت به سخت گیری های مسئولین قبلی در آلبانی ابراز پشیمانی و البته نگرانی کرده و اعلام نموده است که شرایط را در مناسبات بسیار راحت تر خواهد کرد. او حتی به این راضی شده که جداشدن ها به صورت قطره ای و نه یکجا صورت گیرد.

خبرها حاکی است که حدود شش ماه قبل پیامی از جانب مسعود رجوی برای افراد رده بالاتر در آلبانی خوانده شد که وی اعلام کرده بود شواهد جدی در دست دارد که رژیم در انتخابات پیش رو در جریان قیامی بزرگ سرنگون خواهد شد و به این ترتیب تلاش نمود تا به افراد سرخورده و ناامید و خواهان جدائی روحیه بدهد و چند روز دیگر آنها را در داخل مناسبات نگاه دارد.

بنیاد خانواده سحر
۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

*** 

احسان بیدی سیاوش رستاربنیاد خانواده سحر: نامه به نخست وزیر آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29040

فوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی (مک کین بجای مسعود رجوی آمد)ا 

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هجدهم آوریل ۲۰۱۷:…  بر اساس اطلاعات واصله از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، به دنبال دیدار مریم رجوی با عنصر جنگ طلب و حامی عینی و عملی داعش و القاعده یعنی سناتور جان مک کین آمریکائی، نارضایتی اعضا به اوج خود رسیده و به نوعی تمامی رشته های تشکیلاتی و کار روانی مریم رجوی طی این ماه ها برای حفظ نیروها و ممانعت از خروج آنها و فرونشاندن موج روز افزون مسئله داری پنبه شده است … 

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکاعکس فوق: مریم رجوی در کنار سناتور جان مک کین آمریکائی
عکس زیر: خواهران و برادران مجاهد خلق به صف در مقابل پرچم آمریکا 

لینک به منبع

فوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی

تیرانا – ۲۹ فروردین ۱۳۹۶

در مقاله قبلی با عنوان “دعوت مریم رجوی از مک کین و خشم اعضا” به تاریخ ۲۷ فروردین سال جاری به شمه ای از واکنش اعضای فرقه رجوی به دیدار مریم رجوی با مک کین در تیرانا اشاره کردیم.

جان مک کین مجاهدین خلق داعش تروریسم

بر اساس اطلاعات واصله از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، به دنبال دیدار مریم رجوی با عنصر جنگ طلب و حامی عینی و عملی داعش و القاعده یعنی سناتور جان مک کین آمریکائی، نارضایتی اعضا به اوج خود رسیده و به نوعی تمامی رشته های تشکیلاتی و کار روانی مریم رجوی طی این ماه ها برای حفظ نیروها و ممانعت از خروج آنها و فرونشاندن موج روز افزون مسئله داری پنبه شده است.

یکی از اعضا گفته بود: “سالن اصلی را طوری تزیین کرده و طوری تدارک چیده بودند که برخی حتی تصور کرده بودند که شاید قرار است مسعود رجوی بیاید.”

از قبل همه نفرات را نسبت به حضور مک کین توجیه کرده و نسبت به اهمیت این دیدار توضیح داده بودند. جالب است که این اقدام را برداشتن گامی کیفی به سوی سرنگونی رژیم برای اعضا عنوان نموده بودند که البته موجب تمسخر آنان در محافل خودشان شده بود.

در گزارشات آمده است که حتی تعدادی در گوشه و کنار بی آنکه کسی بفهمد بعد از تجلیلی که مریم رجوی از مک کین جنگ طلب و حامی تروریسم نمود گریه می کردند. برخی می گفتند که شهدا از محمد حنیف نژاد و موسی خیابانی گرفته تا شهدای ۱۹ فروردین و قرارگاه اشرف باید باشند و ببیند که سازمان مجاهدین خلق به چه روزی افتاده است.

جان مک کین مجاهدین خلق داعش تروریسم

همچنین اطلاع داریم که تعدادی حاضر به شرکت در جلسه نشدند و فشار و تهدید مسئولین هم کارساز نبود. برخی عنوان نموده بودند که از اینهمه چاپلوسی نسبت به کسی که جانی تر و جنگ طلب تر از او در دستگاه امپریالیسم یافت نمی شود حالت تهوع پیدا کرده اند. ظاهرا خود مک کین هم از اینهمه تملق گوئی مریم رجوی تعجب کرده بود.

جالب است که هنگام سخنرانی مک کین مدام پرچم آمریکا را روی صفحه ویدئویی بزرگ به نمایش در می آوردند و افراد را وادار می کردند تا کف زده و ابراز احساسات نمایند که واقعا رقت انگیز ترین و دردناکترین صحنه ای بود که خواهران و برادران انقلابی مجاهد خلق که عمری را در مبارزات ضد امپریالیستی صرف کرده اند می توانستند مشاهده کنند.

از قرار معلوم مسئولین در تیرانا همچنان مشغول مقابله با تبعات حضور مک کین در کنار مریم و خصوصا تعریف و تمجید های مریم رجوی از وی هستند. ظاهرا کادرهای قدیمی و باسابقه بیش از همه در این خصوص مسئله دار شده اند.

بنیاد خانواده سحر
۲۹ فروردین ۱۳۹۶

با ما در ارتباط باشید و نظرات خود را برای ما ارسال نمائید.
[email protected]

***

همچنین:

  • Families_Parliament_Baghdad_03082016بنیاد خانواده سحر، بغداد، سوم اوت ۲۰۱۶:…  آقای عدنان شهمانی نماینده مجلس و رئیس کمیته رسیدگی به پرونده مجاهدین خلق در کمیسیون حقوق بشر پارلمان عراق در جمع خانواده ها سخنرانی نمود. او به آنان اطمینان داد که هر آنچه در توان او و همکارانش باشد برای احقاق حق مسلم خانواد

    Camp Liberty 03082016ینیاد خانواده سحر، بغداد، سوم اوت ۲۰۱۶:… و باز هم تنها بدرقه کننده خانواده های بی دفاع آفتابی بود که از شرم رفتارهای وحشیانه سوات کم مقدار مدافع ناحق فرقه با پشتیبانی کمیساریا که حایل عشق و محبت بودند به سرخی میزد و به آن سوی دنیا پناه میبرد. بنیاد خانواده سحربار دیگر از تمامی فعالا

    Camp Liberty 02082016بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوم اوت ۲۰۱۶:… خواهران غریب این برادر تمام مسیر را اشک ریختند و بقیه هم سفرهای صبور و دوست داشتنیشان به دلداری شان پرداختند. بخصوص سیستانیهای با محبت وبا صفا و دوست داشتنی و در این فضا با تمام وجود حس شد که هیچ نیرویی نمیتواند بین اهل تسنن و شیع جدایی بینداز

    کمپ لیبرتی اوت 2016بنیاد خانواده سحر، بغداد، اول اوت ۲۰۱۶:… گروهی شامل حدود ۲۰۰ تن از خانواده های اسرای ذهنی و عینی گرفتار در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی، جهت دیدار با عزیزاشن خود به بغداد آمده و امروز بعد از ظهر به عنوان ششمین تلاش مستمر خانواده ها به مقابل درب اردوگاه مراجعه کردند. این خانواده ها ک

    مادر اسیر نوری در کمپ مجاهدینانجمن نجات، تهران، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۶:… خانم فاطمه جعفری، مادر طیبه نوری میگوید: چهارده سال است که سران فرقه رجوی دخترم را به اسارت گرفته اند و طی این سال ها به او اجازه نداده اند تا با من تماس بگیرد. دخترم را با فریب از ترکیه به عراق بردند. دختر من شناختی از ا

    mojahedin khalq rajavi cult camp liberty Xبنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و هفتم می ۲۰۱۶:…  بلافاصله بعد از این واقعه درگیری بوجود آمد و در این حین تعداد دیگری از اعضای فرقه رجوی خود را به محل درگیری رساندند. در خلال این ماجرا سایر پرده ها هم توسط بقیه خانواده‌ها کنده شد. کنترل اوضاع از دست پ

    mojahedin khalq rajavi cult camp liberty 270520161بنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و هفتم می ۲۰۱۶:… عصر ۶/۳/۹۵ در میان جمع خانواده ها از خودروی ون پیاده شدم. پس از کسب اجازه از نظامیان عراقی وارد ورودی درب جنوب غربی لیبرتی گردیدم. دستانم را برای دوربین به دستان آماده به تصویر برداری بالا بردم. س

    camp liberty may26 20161بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم می ۲۰۱۶:… دیروز برخی از خانواده ها تعدادی ملاقات از پیش برنامه ریزی شده در بغداد انجام دادند که نتایج بسیار خوبی داشت. گزارش این ملاقات ها و دستاوردها و تصمیمات گرفته شده در فرصت مناسب گزارش خواهد شد. امروز خانواده ها از ساعت ۳ بعد از ظهر تا غرو

     

    Mojahedin Khalq Rajavi cult Families 240520167بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و چهارم می ۲۰۱۶:… خانواده ها باز مثل روز قبل گل و شیرینی و بسته‌هایی از خاک مقدس وطن را سوغات آورده‌ بودند. پس با اذن افسر عراقی جلو رفتند اما باز با عتاب و هتاکی برخی از ساکنان مغزشوئی شده اردوگاه روبرو شدند. آنان ناگزیر بست

    mojahedin khalq rajavi cult families 22 may 20162بنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و دوم می ۲۰۱۶:… یکی از آنان با لگد زیر ظرف شیرینی و گل ها زد و آنان را لگدمال نمود و شروع به فحاشی کرد.  خانواده ها همچنان با متانت و خونسردی و البته با منتهای مهربانی خواسته های خود را باز هم تکرار نمودند و اعلام

    Camp Liberty Mojahedin Khalq Rajavi cult families may22-20162بنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و دوم می ۲۰۱۶:… امروز یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵، برای پنجمین بار جهت دیدار با عزیزانشان و کسب اطلاع از وضعیت جسمی و روحی آنان به مقابل این اردوگاه مراجعه کرده و بار دیگر خواست برحق خود را در این رابطه مطرح

    Majaid_Rouhiمجید روحی، ایران اینترلینک، نوزدهم آوریل ۲۰۱۶:…  حاج مسعود رجوی هیچگاه از تجربه صدام حسین درس نگرفتند و نخواهد گرفت چرا که حاج مسعود رجوی ماهیت و خوی انسانی خود را از دست داده. کسی که پدر و مادران سالخورده را با موهای سفیدشان و با عصا در دستان شان مورد هتاکی قرار میدهد بی شک دیگر انسانی با طینت

    ساسان (امضاء محفوظ)، سی ام مارس ۲۰۱۶:… آقای رجوی و شاخه اطلاعات فرقه و صادر کنندگان این بیانیه عمدا یا سهوا فراموش کرده اند که اطلاعات ریزتر و دقیق تر و مهمتر مربوط به هتل مهاجر بغداد را بیان کنند. از جمله اینکه این هتل یک هتل معمولی در وسط شهر بغداد است که روزانه م

     liberty_camp_families March 2016راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، دهم مارس ۲۰۱۶:…  از حال و روز برادران جدا شده ام که در چند روز گذشته به همراه بعضی از اعضای خانواده شان در هتل اقامت داشتند و اکنون باید خداحافظی کنند نمی دانم چه بگویم، مانند پرندگان سرکنده بی قرار، چون پروانه دور شمع وجود خانو

     بنیاد خانواده سحر، بغداد، ششم مارس ۲۰۱۶:…  حدود ۳۰ سال پیش پس از چند سال بی خبری, خبر آوردند که عمویم (اسم عمویم عبدالرضا زبیدی است) که برای تحصیل به آمریکا رفته بود اکنون در عراق و با گروهک منافقین است. این برای همه خانواده شوک بزرگی بود. از آن روز کابوس ها شروع شد که سرانجام

     liberty_camp_families March 2016بنیاد خانواده سحر، بغداد، پنجم مارس ۲۰۱۶:…  روز جمعه ۲۲۵ خانواده ایرانی اسرای دست سازمان تروریستی مجاهدین خلق ضد رژیم سیاسی ایران که تعدادشان بالغ بر ۲۰۰۰ اسیر دست این سازمان در اردوگاه لیبرتی می باشد با حضور چندین کانال تلویزیونی به این اردوگاه رسیدند ولی این سازمان به

    liberty_camp_families March 2016راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوم مارس ۲۰۱۶:…  از پنجره یکی از بنگال ها اسیری مخفیانه ما را نگاه می کند. پیداست که عزیزانمان هم مشتاق دیدار با ما هستند. تنها خدا می داند که ما رسولان عشق با حضور پر شور خود و با فریاد های جگر سوز خود تا چه اندازه امید به رهایی را

     Mojahedin Khalq_Feb20162راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۶:…  خواهر مجاهدم، مهر خواهریت کجاست، آیین مادری چه شد، رسم همسری کجا رفت؟ باز آ و دلتنگ مرا مونس جان باش. وین سوخته را محرم اسرار نهان باش. مجاهدین در سکوت به مقابله می آیند و پلاکاردهای عریض خود را در مقابل دیدگانمان م

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۶:…  اصغر باباپور، در میان عطر صلوات، برای دیدار با خواهر و برادرش، با بار بیست و هشت سال ندیدنشان بر دوش، از زمان سربازی و اسارت و انتقال سیاه به پادگان اشرف، به جمع خانواده‌های اسیران سازمان مجاهدین خلق در هتل وارد شد.گفت که چقدر از دیدار خانواده ها خوش

    Mojahedin Khalq_Feb20162راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۶:…  بازهم خانواده هاوسوالهای پیاپیشان از تازه جدا شده ها درباب عزیزانشان وبازهم جوابهای دل نشین وآرامش بخش آقایان. این چهار مرد  امشب با هنر گفتمانشان آرامش را برای خانواده ها به ارمغان آوردند.توانستند ثابت کنند که بعدا

    Ashour Varshi Baghdad 250220161راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۶:…  گریستند به پهنای صورت جمع بیش از صد نفره خانواده‌های اسیران در بند فرقه رجوی. خانواده ها همراهیشان کردند با های های گریستن برای پدر و مادر و برادر و خواهر و فرزندان اسیر خود. های های گریستند بجای پدر و مادر از

    Mojahedin Khalq Rajavi cult families Liberty Feb20165بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۶:… تعداد ۱۱۱ نفر از خانواده ها از سراسر ایران و از استان های مختلف در اقدامی هماهنگ و البته ستودنی دیشب وارد بغداد شده و امروز صبح عازم اردوگاه لیبرتی، محل استقرار افراد گرفتار در فرقه رجوی، در عراق شدند.

    آشور ورشیبنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۶:…  در زمانی که در اردوگاه لیبرتی بودم، سران فرقه رجوی در نشست ها توصیف شان از هتل مهاجر یک زندان مخوف با اتاقهای باریک و تنگ و تاریک بود که پلیس عراق هم مدام با آنها بد رفتاری می کند. آنها می گفتند: “هر کس که آنجاست دائما تحت فشار است تا با رژیم ایر

    Ashur_Varshi_1بنیاد خانواده سحر، بغداد، نوزدهم فوریه ۲۰۱۶:… رای من هر روز شکنجه روانی درست می کردند که از حرف های خود دست بردارم. من همیشه از اتاق نشست آنها بیرون می رفتم چون برایم مسجل شده بود که فقط شکنجه ام می کنند. ترجیح می دادم هرروز موشک بخورم و به سمتم گلوله شلیک شود ولی با یک مشت آدم مغز شویی شده

    راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوم فوریه ۲۰۱۶:…  ما در ماشین نشسته و منتظریم .لحظه به لحظه زمان می گذرد. نفر عراقی که قرار است با ما همراه شود تا بتوانیم وارد مقر نظامی شده و به لیبرتی برویم نمی آید. لحظه ها سنگین می شوند، ثانیه ها کند می گذرند و انت

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۶:… خانم رقیه گویا خواهر محمد رضا گویا داستان واقعا غم انگیز خود را اینگونه تعریف می کند که برادرش قبل از پایان جنگ عراق و ایران در سال ۱۹۸۸ به اسارت درآمد و او در سازمان مجاهدین خلق اسیر بود. در سال ۲۰۰۲ ا

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۶:…  طی روزهای گذشته فعالیتها و نامه های سری سوم خانواده های متحصن در جلوی کمپ لیبرتی در بغداد در تلاش برای دیدار با عزیزان اسیرشان در دست فرقۀ رجوی که سران آن اجازۀ دیدار خانوادگی به افراد را نمی دهند

    ۲۰۱۶/۰۱/۲۸ سری سوم خانواده ها در لیبرتی – گزارش چهارم (+ بیانیه خواهران ایران پور)

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۶:…  به قرار اطلاع سران فرقه رجوی که به شدت از حضور خانواده ها به وحشت افتاده بودند دست به دامان سفارت آمریکا در بغداد شدند تا به عراقی ها فشار بیاورند تا مانع از حضور خانواده ها در مقابل اردوگاه لیبرتی بشوند. ظاهرا سفار

    راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۶:…  ساعت ۹ صبح است. به همراه پدران و مادران پیر و دلخسته و خواهران مظلوم و غمگین عازم لیبرتی می شویم. ساعت کمی از ۱۰ گذشته است. از دیوارهای بتنی تو در تو و پیچ در پیچ می گذریم، خدایا برادران غریب

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۶:…  خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای مجاهدین خلق که برای دیدار با عزیزان گرفتارشان در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی به بغداد سفر کرده اند امروز به هتل مهاجر، محل استقرار جداشدگان فرقه رجوی مراج

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۶:… آسمان قدم های ما را تر کرد و بر غریبی ما گریست، باران زیبا و پر باری می بارید. جاده های ویرانه و خیابان های گل آلود ما را به بغداد و کاظمین رساندند تا در