سیاست یا دریوزگی

سیاست یا دریوزگی

علی شیرزاد، فریاد آزادی، بیست و نهم اکتبر 2017:… چماقداران شروع به تبلیغات ودفاع دیوانه وارازمخالفین اسد میکنند وپیش من امده ومیگویند هرکس ازاسد حمایت میکند خائن به ملت ایران است وضد خط وخطوط ورهبری وبرایم کاملا مشخص بود که حرف بابنده وخط ونشان کشیدن برای بنده است…رجوی نشست گذاشت ورسما اعلام کرد اگه لازم باشه مامجاهدین هم به سوریه رفته ودرکنارارتش ازاد … 

Alireza Jafarzadeh sitting with Americans instead of Maryam Rajaviآریو برزن پیروزنیا: برخی ذاتا خودفروش و برخی سواری دهنده و خودفروش نفهم. (بوقلمون مسخره شده)ا

مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی منفور ترین ایرانیگزارش تصویری از منفورترین شخصی که خود را ایرانی می نامد( مریم قجر عضدانلو – رجوی)ا

لینک به منبع

سیاست یا دریوزگی

دراین سری مقالات که بطورخلاصه به سیاست مجاهدین درباره سوریه وعراق ویمن وامریکا میپردازم . ریل هم براساس زمان چیده شده است که ببینیم ایا سیاست است یا دریوزگی

سیاست مجاهدین یک پایه دارد وانهم این است که هرجا رژیم خمینی هست ما انجاییم و رژیم ازهرکس دفاع کرد ما ازمخالف ان حمایت میکنیم ( مهم این است که .ازکسی که دفاع میکنیم کیست ؟ چکارمیکنه ؟ مجاهدین کاری با ان ندارند ) دراین مقالات میخواهیم به همین موضوع بپردازیم تا ببینیم درسته یا غلط واسم هم برهمین اساس روی مقالات گذاشته شده است .

یک سوریه

وقتی تظاهرات درسوریه شروع شد ازانجایی که ازقدیم الایام رژیم خمینی ونظام سوریه باهم متحد بودند سازمان مجاهدین شروع به حمایت ازتظاهرکنندگان کرد. درهمان حد محدود وخط دارکه درون مجاهدین خبرها میامد حامیان تظاهرات این کشورها بودند عربستان وکشورهای حاشیه خلیج فارس کشورهای اروپایی ( دم امریکا ) .امریکا وترکیه .وقتی بنده به بررسی ان پرداختم هرچی برسی و وتحلیل کردم وتابلوهای مختلف راکنارهم چیدم ، درتمامی تابلوها یک چیزمشخص وروشن بود . این تظاهرات باتحریک بیگانگان شروع شده وهدف هم سرنگونی اسد است برای اینکه با منافع غرب وعبورخط لوله نفت قطرازسوریه به اروپا مخالفت کرده است یعنی جنگ اقتصادیست نه جنگ ازادیخواهی ازاستبداد اسدی

دراین زمان که بنده برسی میکردم مجاهدین اعلام کردند که جنگ بین انقلاب وضدانقلاب است بین استبداد وازادیخواهیست . جنگ بین مردم واسد است هرچقدرفکرکردم با دلایلی که داشتم واشاره کردم نظرسازمان برایم قابل قبول نبود این بود که گزارشی برای مسئولم نوشتم که چند محور داشت

این جنگ جنگ بین مردم سوریه واسد نیست این تظاهرات با تحریک بیگانگان شروع شده ودرنهایت به جنگ داخلی کشیده خواهد شد

اگه جنگ داخلی شروع شود جنگ نیابتی ست ودرنهایت به تروریسم وبنیادگرایی منجرمیشود ، چونکه کلیه کشورهای مدافع مردم ودولت اسد همگی بنیادگرا هستند وامریکا واروپا هم که همیشه مدافع تروریسم وبوجود اورنده ان بودند که افغانستان جلوی چشمان ماست .

چون رژیم خمینی انجاست این دلیل نمیشود که ما بخواهیم وارد سوریه شده وازمخالفین حمایت کنیم وخود را با کشورهایی که سابقه ننگینی دارند همسو وخودرا الوده این ننگ کنیم بهتراست که ازهیچ طرفی حمایت نکرده وبی طرف بمانیم

دراین جنگ ملت سوریه نابود میشوند ما نباید دستان خودرا الوده خونهای ملت سوریه کنیم که درنهایت به ضررسازمان تمام میشود وباپرنسیب واخلاق وایدئولوژی ماهمخوانی ندارد که دنباله رو انها باشیم

گزارش رافرستادم ودیدم که چماقداران شروع به تبلیغات ودفاع دیوانه وارازمخالفین اسد میکنند وپیش من امده ومیگویند هرکس ازاسد حمایت میکند خائن به ملت ایران است وضد خط وخطوط ورهبری وبرایم کاملا مشخص بود که حرف بابنده وخط ونشان کشیدن برای بنده است (چونکه خیلی روشن و واضح بگویم نه کسی جرات داشت ازاین گزارشها بنویسه ونه کسی بود که بتونه ازنظرسیاسی عمق مسایل راکشف وازاصول دفاع کنه ) که درنهایت جنگ داخلی شروع وگروهی بنام ارتش ازاد ازتوی ان اعلام موجودیت کردند وحملات به ارتش سوریه باسلاحهایی که کشورهای یادشده دربالا به انها دادند ادامه پیدا کرد وچند قسمت وشهروشهرک راتسخیرکردند که اقای رجوی نشست گذاشت ورسما اعلام کرد اگه لازم باشه مامجاهدین هم به سوریه رفته ودرکنارارتش ازاد سوریه با دیکتاتوروبه دفاع ازملت سوریه میجنگیم تارژیم خمینی راازسوریه بیرون کنیم بعد پایان نشستها عربده کشها درسالن غذاخوری سراغ من امده وگفتند حالاچی میگی فکرمیکردند میترسم منهم گفتم انها تروریسم عربستان وترکیه وقطروامریکا هستند نه ارتش ازاد دیدند اینجوری گفتم رفتند چون نمیدونستند چی بگن منهم گزارشی نوشتم که

هرکس میخواهد برود سوریه راه بازوجاده دراز ولی بنده نه سوریه میروم ونه ازتروریسم حمایت میکنم جنگ من طبق گفته سالیان رهبری درداخل کشورخودم بارژیم خمینی ست نه کشورهای دیگراگرکسی هم حرفی دارد بهتراست خودش مرا صدازده حرفهایش رابزند وقداره بند وعربده کشها را سراغ بنده نفرستد چونکه تجربه گذشته ثابت کرده بنده ازاین چیزها نه ترسی دارم ونه بهایی میدهم واگه لازم ببینم این دفعه بیایند جمعشون میکنم.

بله این پروسه کوتاهی بود ازمسیر طی شده که چند سال را درچندخط نوشتم حالا به سوریه کنونی میپردازیم که چی بود وچی شد دیکتاتوری کلاسیک با چند نفرزندانی وچند ده نفرکشته درزندانهایش الان کشوررابکجا کشوندند چند میلیون اواره چند صدهزارکشته زنان مردان کودکان باانواع سلاحها شیمیایی .محاصره .خوشه ای. کشوری ویران که به دوران عصرمفرغ برگشته ودیدیم که کشورهای یاد شده ازمرزترکیه وباهمکاری شخص اردوغان وحزبش هرچه ادم کش وتروریسم درکشورهای دیگردنیا بود را جمع وروانه سوریه کرده وبجان ملت انداختند وسازمان مجاهدین هم ازهیچ حمایت ودروغ ونیرنگی برای مشروع کردن این جنگ بین ملت ایران وبیرون ازایران دریغ نکردواینطوری دستش رادرخون ملت سوریه فروبرد و زیرقبای ال شیخهای کثیف عربی واردوغان خزید وبا ادمخوران امریکا درکشتارملت سوریه همنوا شد وزمینه سیاسی داعش ومشروعیت اورابعنوان نیروی انقلابی فراهم کردوحالا هم که دولت سوریه درحال پیروزی برتروریسم است سکوت وخفقان گرفته است بله سیاستی که مبتنی براین باشد هرکس دشمن دشمن من است دوست من است یا هرجا رژیم هست ما ازمخالف ان حمایت می کنیم بدون اینکه درنظربگیریم کیست عاقبتش همین است این سیاست نیست دریوزگی وگدایی ست که ازهرجنایتی حمایت کنی تاکه پولی ومنفعتی برسد خیلی سیاست کثیف وبهتربگویم خود ومردم فروشیست حالا سازمان مجاهدین باید جواب بدهد که چرا وارد این بازیها شد ازکدامین منافع دفاع کرد غیرازاینکه رژیم درانجا دست بالارا پیدا کرد وملت ایران درفقروبدبختی بیشترفرورفت ایا اسم این مبارزه با رژیم است یا کمک به تثبیت وقدرت گرفتن ان ویا دفاع ازملت ایران است یا ضد انها کارکردن .مگه خودت همیشه نگفتی اگه رژیم درخارج ازمرزها قدرت بگیره درداخل تثبیت وبه ضررملت ایران است سوریه کدامین را اثبات کرد درحقیقت باید گفت تابا اخوند نمیجنگی بلکه زمینه قدرت وتثبیت اورافراهم میکنی

علی شیرزاد : اروپا

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31849

اخراج من ، کشته شدن علینقی حدادیان از فرماندهان ارشد مجاهدین 

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، بست و چهارم اکتبر ۲۰۱۷:… ما اینجا امده ایم که این چیزها نباشد ،متاسفانه بجای یک بهشتی، صدها بهشتی ها درست شده است . یک عده هم پشت ان قایم شده اند این عملکردها همان خود خمینی ست منتها با رنگ ولعاب دیگر. بنده تصمیم گرفتم قیمت ان هرچه باشد بپردازم . سازمان را که خودم درساختن وبالا امدن واجربه اجرش نقش داشتم و دارم . ازاین چیزها پاک کنم وبهتراست … 

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRICouncil of Foreign Relations, 2014: Mujahadeen-e-Khalq (MEK). Backgrounders

لینک به منبع

اخراج من  ، کشته شدن علینقی حدادیان از فرماندهان ارشد مجاهدین 

ازصحبتها ودرگیریها وتهدید گفتیم دراینجا به گزارش بعد تهدید وعکس العمل اقای رجوی تا پایان جنگ ودرگیری میپردازم.

بعد تهدید که در واقع عبورکردن یکی ازمرزهای سرخ بود، دیگرقابل تحمل نبود .میبایست با نوشتن گزارش جواب وبرای تعیین تکلیف نهایی اقدام میکردم .برایم خیلی واضح وروشن بود که خود اقای رجوی وارد میدان میشود . بنده هم همین رامیخواستم و ورود اوهم اخراج رابدنبال داشت منهم تمام فکرهایم راکرده بودم تا نگذارم این داستان ازگلو پایین برود.

گزارش را اینطورشروع کردم بنده رامیشناسید سالیان عمرم ،خانه ،خانواده ،روح روان ،عشق وعلاقه را درصداقت کامل برای سازمان وخط وخطوط رهبریش فنا کردم . تا اخرعمروتاجایی که امکان مبارزه درسازمان باشد فدا خواهم کرد . تا ملتم به ازادی وبرابری برسند .همیشه فکرکردم که این سازمان بهترازبقیه با رژیم خمینی میجنگد ، همین دلیل هم به اینجا امدم .ملاک ومعیارم نجات مردم است وعاشق چشم وابروی کسی نیستم .هرجاهم تشخیص بدهم که با رژیم خمینی خوب نمیجنگد ویا برعلیه ملت ایران قدم برمیدارد ، یک ثانیه هم دردرون این مناسبات نخواهم ماند این برای همه مشخص ومعلوم باشد . ( این کلمات رادرسالهای بعد صد بارباگزارش وصحبت تکرار کردم) درادامه روی محورهای زیر که فقط چند محورازان گزارش است تکیه کردم .

– اتفاقاتی افتاده است که احساس میکنم درست نیست همانطورکه قبلا گفته ام اگرکسی میخواهد دنبال زندگی برود ازاد است . ولی متاسفانه افراد را کتک میزنند بنده هم که اعتراض کردم مراتهدید به دست وپا شکستن وزندان ابوغریب میکنند .این عملکرد برازنده سازمانی که بخاطرش خون دادیم نیست .

– ما اینجا امده ایم که این چیزها نباشد ،متاسفانه بجای یک بهشتی، صدها بهشتی ها درست شده است . یک عده هم پشت ان قایم شده اند این عملکردها همان خود خمینی ست منتها با رنگ ولعاب دیگر. بنده تصمیم گرفتم قیمت ان هرچه باشد بپردازم . سازمان را که خودم درساختن وبالا امدن واجربه اجرش نقش داشتم و دارم . ازاین چیزها پاک کنم وبهتراست کسانی که پشت بهشتی ها پنهان شده اند خودشون وارد میدان شده وبجنگند. نه اینکه الله کرم ها وناصر سیاه ها وعبدالله پیام ها را درنگهبانی برای خط ونشان کشیدن بفرستند . بنده اگه ازاین چیزها میترسیدم که روی حرفهام درچند سال گذشته نمی ایستادم . نان را به نرخ روز میخوردم ومداحی ومجیزگویی رادرپیش میگرفتم . بنده لقمه ای نیستم که اگرازگلوی کسی پایین بروم . ازدهان جرمیدم وازانطرف بیرون میام ، اگرکسی میخواهد روی بنده دست بلند کند انرا بعهده سازمان میدانم وقطعا با اتش زدن اسایشگاهها وجزغاله کردن نفرات وابروریزی برای سازمان پاسخ خواهم داد . بهتراست سلاحها بضامن وشلیک به فرمان باشد شهامت هم چیزخوبی ست ویک سری حرفهای دیگرنوشتم .

این گزارش چیزی نبود که اقای رجوی سکوت وبخواهد توسط دیگران جواب بدهد . بنده هم منتظرورود اقای رجوی شدم، چند روزبعد مرا صدازده وگفتند مسئولیت هایت را تحویل فلانی بده میروی کلاس اموزشی ! بنده هم تحویل داده رفتم کلاس ولی منتظربودم که حکم اخراج راجلویم بگذارند . خلاصه انتظار به سرامد ، مراصدا کرده حکم اخراج را جلویم گذاشتند که روی ان نوشته بودند بدلیل بریدگی وکم اوردن درمبارزه …..گفتم بنده میخواهم دنبال زندگی شخصی خودم بروم ، به همین دلایل سازمان هم مرا اخراج میکند . بعد کلی صحبت درنهایت برگه رابرداشته وروی ان نوشتم ، برخلاف میل باطنی امضا میکنم . امضا کردم مسئول تشکیلات به علی نقی گفت چی مینویسد ؟ نزاربنویسه که بنده کارراتمام وبرگه راجلوش گذاشتم . قبلش به تشکلایت گفته بودم بهتراست اخراج نکنید ، به حرفهام عمل کنید وگرنه پشیمان میشوید . مرا ازهمان اطاق به مهمانسرا فرستادند . شاید دلایلش تهدید هایم بود . نمیدونم الله واعلم خلاصه کلام به مهمانسرا رفتم .چرا رفتم به دودلیل بود.

– اگرنمیرفتم میبایست پای بریدگی امضا میزدم که خواسته اقای رجوی بود . بعد هم زیرمنت بخشش ورحمت اقای رجوی رفته وتا اخرعمردست وپا بسته مثل سگ انجا زندگی میکردم . قبول میکردم که تمامی حرفها تهمت وافترا بوده . اینها بهانه بریدگی بوده است ومیخواستم ازسازمان باج بگیرم ، وزیرانواع تعهدات را مهرمیکردم .

– با رفتن هم ازمسائل فوق رها میشدم .هم درانجا وبا بیرون میتونستم حرفها رازده ودست به افشا گری زده وهمه را کیش ومات کنم بهترین راه رفتن بود ولی طوری که اقای رجوی نتونه ازبرگه امضا شده سواستفاده کنه با قفل کردن دو خواسته ودست باز وزبون دراز رفتم ونگذاشتم اقای رجوی به هیچ کدوم ازاهدافش برسه .

درمیهمانسرا یک گزارش برای خانم رجوی نوشتم که به یک ، ازصد اشاره کردم ولی قبل ازگزارش سر بسته وارد مسائل دیگرمیشوم چون اول هم نوشتم نمیخواهم وارد این مسایل بشوم بدلیل پرنسیبهای خودم ودرست هم نمیدانم که بخواهم اسم افراد رابیاورم.

به داستان چماقداری وبگیر وببند وزدن وتعهد گرفتن اشاره کردم ولی این تنها دلیل درگیری وتهدید بنده نبود. دلیل دوم رابطه جنسی زن ومرد بود که بشدت رواج پیدا کرده وبنده فهمیده وسربسته دریک گزارش برای علینقی حدادی نوشتم . قبلا هم بود ولی خیلی کم بود با امدن تبعیض مثبت دستها بازشد وانها میتونستند باهمه صحبت ونشست تکی بگذارند که درسالهای بعد نشست تکی ورفتن تکی برای انها هم ممنوع شد. ازبس افتضاحات بالا گرفت بعد گزارش چون خانمها میخوندند فرمانده بالا وکسانیکه خونده بودند رابطه هاشون بامن انقدرکینه ای وبا نگاه های غضب الود شده بود که نپرس بگذریم .

داستان رابطه جنسی وچماقداری رادرمحورهای مختلف سربسته برای خانم رجوی نوشتم ویاداوری کردم که کسانی دیگرهم میدونن وداستان اینهاست نه بریدگی وکم اوردن بنده درمبارزه . گفتم خداوند درروزقیامت بین ما حکم است وقضاوت ازاین ظلم وتهمت واتهامات رابه اوواگذارمیکنم که بعد مدتی بنده را صدا زده وگفتند ما تحقیقات کردیم حرفات درسته ورسیدگی ومسئولین مسایلی که گفتی را تنبیه کردیم . تو علی رغم اینکه دستت پربود ولی نرفتی تورا برمیگرد ی داخل مناسبات . بله اینطوری بنده پیروزوروسیاهی برای کسانی موند که درانها غش بود. دوباره بعد شکست خفت باروعقب نشوندن اقای رجوی به سازمان برگشتم ونگذاشتم ازگلوی کسی پایین بروم . درحقیقت دوپیروزی بود که بنده رابیمه دراینده کرد . انهم داستان بگیروببند سالهای بعد بود که چند صد نفر رابازداشت وبه اتهام واهی شک امنیتی زندانی وشکنجه کردند. تعدادی هم کشته شدند بدلیل همین داستان ازان واقعه جان سالم بدربردم .اگه مرامیبردند حتما میکشتند بعد امدن دنبال علینقی حدادی ، ازدوستانم که دران محوروجای دیگربودند سوال کردم گفتند میخواهی چکار؟گفتم میخواهم ترکیب صورتش رابامشت برای همیشه عوض کنم وبه اقای رجوی بفهمونم که بنده دراشرف صورت داغون میکنم . با بدکسی طرف هستی وبخاطرداغون کردن صورت اخراج بشوم نه تهمت وافترا که گفتند بعد رفتن تو یه عده را ازکاربرکنار وعلینقی حدادیان راهم کشتند . تا سرنخها ازبین برود تو کارخودت راکردی دیگر این داستان را ول کن . اینجا فهمیدم کمال راکشته اند اوکه کلی برای سازمان ورهبریش زحمت کشید. بگذریم واقای رجوی جوابش را اینطوری داد وجواب مراهم انطورکه نوشتم بجای اینکه فکرکنه وبه حرفهای حق رسیدگی کنه. فقط وفقط فکرش درپی تثبیت رهبری وهژمونی خودش بود هرکه خشی دران میانداخت به روزگارما دچارمیشد . اگه گوش میداد سازمان قطعا دراین نقطه ازهیچ نظری نبود. بلکه بمراتب جلوترودرحال پیش رفت بود نه پس پسکی بارها بخودشون گفتم بنده اهل ضعیف کشی نیستم . الانم که مینویسم نه بخاطراینکه سازمان درنقطه ضعیفی قرارداره خیرچون باهام کارداشت واذیت کرد شروع به نوشتن کردم وگرنه قصد نوشتن نداشتم چون درنقطه ضعیفی بود .

علی شیرزاد:اروپا

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31786

اولین اثارتبعیض مثبت (قسمت اول)ا 

 علی شیرزاد، فریاد آزادی بیستم اکتبر ۲۰۱۷:… دعوای ما سرارزش هاست . نه مبارزه وکم اوردن . درمبارزه عمرم را روی سازمان برای نجات ملتم سرمایه گذاری کردم .حق دارم ازسرمایه گذاری عمرم دفاع کنم . طبعا اجازه نمیدهم هرکس ازراه رسید مرا نابود کنه اگه کسی دست روی من بلند کنه دستش راخواهم شکست . دوما مرا ازابوغریب نترسانید که صدباربدترازابوغریبش رادیدیم . سوما من لقمه چرب ونرمی نیستم که … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبین حرمسراداری و خط دادن به دانش آموزان چه رابطه ای برقرار است !ا

لینک به منبع

اولین اثارتبعیض مثبت (قسمت اول)

گفتیم که خانمها یک شبه صلاحیت رهبری راکسب کرده ودرراس کارقرارگرفتند .مردان هم همان شب صلاحیت سالیان را ازدست دادند ! این تناقض چطوری حل میشود ماکه ندونستیم وراه حلش راپیدا نکردیم . ازطرف دیگرمن رابخاطرگزارش وقبول نکردن رهبری زنان به پشتیبانی فرستادند ، چون پشتیبانی جای نفرات ایدئولوژیک بود وبنده هم بعد اعتراض وقبول نکردن دوباره مجاهد ایدئولوژیک شده وبه پشتیبانی رفتم . درانجا چون بانفرات مختلف سروکارداشتم دستم بازوخبرها بدستم میرسید . افراد ناراضی ویاکسانی که زیربارهژمونی زنان نرفته بودند را دربنگالها زندانی وانها راموردضرب وشتم قرار می دادند . با گرفتن تعهد تعدادی رابرمیگرداندند . تعدادی را اخراج وبه زندان ابوغریب یا کمپ رومادی فرستادند . درهرصورت نفرات نگون بخت بخاطرتعهد نامه وامضایی که پای ان گذاشته بودند ازترس روشدن وبه ظن خود بی ابرویی سکوت وتن به تمامی خواسته های این تشکلیلات فرقه میدادند . اینکاردرتمامی محورها، مراکزانجام میشد ، درمحورما ازمیان مردان اجرا کننده شخصی بنام علی نقی حدادیان با دستورازبالا خط راپیش میبرد (چرا اسم این نفررا اوردم ؟ به این دلیل است که داستان کشته شدن اوتوسط رهبری سازمان بمن ربط دارد وطرف اصلی قضیه بنده هستم ) ازاین مسایل بافاکتها ونمونه های زیادی درمحورهای دیگرهم مطلع شدم درنتیجه نشسته وگزارشی برا فرمانده بالا نوشتم که به چند محوران اشاره میکنم .

– انقلاب طبق گفته رهبری به این دلیل شکل گرفته وانجام شده است که اثارخمینی گرایی واندیشه اودراذهان ازبین برود . ما با تبدیل شدن به مجاهدی تمام عیارومثل رهبری شدن بتوانیم خمینی راسرنگون وملت خود را ازاد کنیم .

– پذیرش رهبری زنان ازطرف مردان هم درهمین راستا بوده ، هدف تبعیض مثبت هم رهایی زن ومرد مجاهد ازقید و بندهای خمینی ست . چه بنده قبول داشته باشم یا نداشته باشم درنشستهای بند همین حرفها عنوان شده است .

– ولی بنده چیزهایی که میبینم ومیشنوم درست عکس حرفها واهداف فوق است ما درفازسیاسی چماق خوردیم سکوت کردیم، تکه پاره وکشته شدیم سکوت کردیم که خط رهبری پیش برود . شب وروز به بهشتی حمله و او را عامل چماقداری قلمداد کردیم ، درصورتی که عامل اصلی خود خمینی بود ودستورصادرمیکرد .

– این چماقداری ها چیست که با امدن خواهران راه افتاده است اگررژیم بعد دوسال چماقداری راه انداخت خواهران ما دوماه نشده جای بهشتی راگرفته اند .

– دراینجا لازم است به نکته ای اشاره کنم وقتی قانون اساسی را بریاست بهشتی مینوشتند: اخوندی گفت چه اشکالی دارد اگه جاسوس ودشمنی راگرفتیم برای حفظ امنیت ملی به یکی دوسیلی بزنیم تا اعتراف کند . بهشتی جواب داد اقای فلانی اگه ما امروز یک سیلی بزنیم فردا با داغ ودرفش بجان ملت میافتیم . اوکه نمی خواست یک سیلی بزند کارش به مثله کردن وقتل عام کشیده شد انهایی که نیامده ازابتدا چماق برسرملت میکوبند خدا اخرعاقبت ما رابخیر کند .

همانطورکه نوشتم اگه دقت کرده باشید حرفهایم چند محورداشت اول انقلاب رجوی رازیرعلامت سوال بردم که این انقلاب خمینی گرایی را ازبین نمیبرد بلکه بهانه است وبازی با کلمات . دوم چماقداری ازتوی انقلابت دراومده که دقیقا کارخمینی ست وتوهم خط خمینی را می روی . سوم پشت این چماقداری خودت هستی واینها مثل بهشتی اجرا کننده هستند . چهارم هشدار دادم که اینده به داغ ودرفش وبدترخواهد کشید وسرنوشت ما بدتراززمان خمینی خواهد شد . این حرفها خب قابل پذیرش نبود بنده هم کاملا به عواقب ان اشنا وقبلا نوشتم خود رااماده کرده بودم .

مدتی گذشت وهمه رفتن مانوروبه بنده گفتند بمان وتانکها راتعمیر کن . یک روزخبردادند که رژیم قصد حمله دارد ، تانکها را بارکمرشکن کن میدونستم حرف درستی نیست ، شرایط اصلا چنین چیزی نمیگه . درهرحال تنهایی رفتم ازباطری سازی ۵۲ باطری سنگین که دست اندرکاران میدونند چی میگم ، بارزده ودرپارکینگ داخل تانکها برده و نصب کردم . تانکها را عصربه کمرشکنها بارگیری کردم . نیم ساعت بعد برگشته وگفتند حمله رژیم منتفی شده ! بخودم گفتم واقعا اینها ملت را اینقدرخرگیراوردن که فکرمیکنند کسی باورمیکند . خلاصه تانکها را ازروی کمرشکن پیاده ودرجای خودشون پارک کردم . ازپارکینگ خارج شدم ساعت نزدیک یک شب بود نزدیک اسایشگاه که شدم دیدم دیگرپاهایم وکمرم مال خودم نیست ، باچهاردست وپا خودمو رسوندم اسایشگاه وافتادم . دوروز دراسایشگاه بودم مسئول مستقیم خودم درمقربود یک لقمه نان ویک لیوان اب برایم نیاورد . یک بارنیامد بگه چی شده گرسنه وتشنه دوروز را سرکردم . چون تکون نمیتونستم بخورم ومیدونستم بخاطرگزارشی هست که نوشتم . روز سوم دوستم امده وگفت دوروزه نیستی چی شده داستان راگفتم وگفت توخودتوبخاطراینها میکشی ولی اینها با توبدترازدشمن رفتارمیکنند. رفت وبرایم اب وغذا اورد گفتم نرو برایت بد میشود گوش نداد . چند روز بعد مسئول ما که دراین چند روز یک دقیقه نیامده بود امده وگفت : ادما وقتی درمبارزه کم میاورند مریض میشوندبلند شو بروزمین مانورباهات کاردارند . گفتم نمیتونم چند روزصبرکنند چه کاری بامن دارند . خلاصه کلام بلند شده با بدبختی زمین مانوررفتم . انجا علینقی حدادیان مراصدا زد که درنهایت به دعوا کشیده شد . وجروبحث حرفش این بود که چرا ازاین گزارشها مینویسم . حرفهای رژیم ومزدورانش را قلقله میکنم . منم گفتم چماقداری راه نیندازید تا منهم ننویسم . مانورتمام وبرگشتیم مقرخانم فرمانده بالا مراشب صدا زد وهیچ کس دراتاق نبود. یک دوساعتی جروبحث ودعوا کردیم، درنهایت گفت تو قابل مذاکره نیستی برو بیرون ، معنی قابل مذاکره نیستی یعنی اینکه بنده خودم رابرای شرایط نامتعین اماده میکردم .

دوستی داشتم که ازقدیم با هم اشنا بودیم ولی اوادم تشکیلاتی وازنفرات علی نقی حدادی بود . ولی تشکیلاتی هیچ گونه رابطه ای نداشتیم . منهم بخاطردوستی قدیمی هروقت میدیدمش یه سلام علیک گذری باهاش میکردم . نزدیکش نمیشدم یه شب دیدم فرمانده ام امده وگفت فلانی جای من باتوسرپست میاید من کاردارم ، برایم کاملا روشن بود که هدف چیست . دوتابلو وجود داشت یا امده مرانصیحت کند. یا تهدید . نصیحت قابل قبول نبود اولا اورابرای نصیحت بنده نمی فرستادند . دوما حرفهایی که بین من وحدادی وفرمانده بالا ومسئولم ردوبدل شده ازنصیحت گذشته بود . پس تنها تابلو برای تهدید امده است پست شروع واوازقدیما تعریف ورسید به حال وگفت فلانی میبینم گرفته ای ودرخود وهمیشه درفکری گفتم چیزی نیست . درفکرکارومسولیتم هستم اشکال داره جواب داد منظورم تشکیلاتی است ، ازاین وروانورچیزهایی میشنوم که برات خوب نیست درگیری با سازمان عاقبت خوبی ندارد . مجاهدین تعصب دارند وسازمان تا بحال جلو برخوردها راگرفته .اگه ول کنه تعدادی ازمجاهدین رانمیشه کنترل کرد ! سرعقل بیا انها هم که رفتن دوستانه بگم الان درزندان ابوغریب اب خنک میخورند . درخارجه هم سازمان لجن مالشون کرده ورژیم مال شده وسوخته اند . خب حرفها وپیام رهبری به بنده کاملا روشن وواضح است ونیازی به بازکردن ندارد .

اما جواب های که دادم : اولا تومراخوب میشناسی دعوای ما سرارزش هاست . نه مبارزه وکم اوردن . درمبارزه عمرم را روی سازمان برای نجات ملتم سرمایه گذاری کردم .حق دارم ازسرمایه گذاری عمرم دفاع کنم . طبعا اجازه نمیدهم هرکس ازراه رسید مرا نابود کنه اگه کسی دست روی من بلند کنه دستش راخواهم شکست . دوما مرا ازابوغریب نترسانید که صدباربدترازابوغریبش رادیدیم . سوما من لقمه چرب ونرمی نیستم که براحتی ازگلوی کسی پایین برم اگه کسی قصد سوزوندن منو داشته باشه قطعا بنده هم ساکت نخواهم نشست . اگه کاربالا بکشد شاه رگ کمال (علینقی حدادی) وفرمانده بالاترش را خواهم زد . نگهبانی تمام وپیامهای هردوطرف ردوبدل شد . چند روز بعد کاری پیش امد که مجبور شدم برای تعیین تکلیف ان به اتاق علینقی حدادیان بروم .بسراغ منشی یا دفتر دارش رفتم و تماس گرفت ، گفت برو اتاقش وقتی درزده واجازه ورود گرفتم درب را که بازکردم باصحنه ای روبرو شدم که سرم سوت کشید. درزمان تحریم که ملت درغذا هم درمضیقه بودند . البته جوسازی بود که خوداقای رجوی هم درنشست بعدها گفت اصلا مشگل غذایی نداشتیم ، فضای تحریم ما راگرفته بود . درهرصورت دیدم اطراف میزخانمها نشسته اند وروی میز انواع میوه وشیرینی وشکلات چیده شده درحال تناول هستند . بخودم گفتم نشست اینطوریست جشنهای پنهانی که میگیرند چطوریست . برایم اصلا قابل قبول نبود که درون مجاهدین این گونه رفتارولی خب شرایط فرق کرده کسان دیگری حاکم شده بودند . کمال گفت بیا شیرینی بخورقبول نکردم بلند شده ومیوه وشکلات اورد .گفت درسرکارحداقل بخوراگه میگرفتم دستم درانتقاد بسته میشد شاید هم کمال میخواست بعد تهدید ازدل من دربیارد . نمیدونم میوه وشیرینی رابه بهانه کارونفرات میبینند نگرفته ورفتم . بعدا گزارش انتقادی ان رانوشتم واین داستان برای اولین باراست که بعد۲۵سال ازدهان بنده بیرون میاید . چرا اینجا گفتم فقط خواستم بدونید که تبعیض ها تا کجا درهمان ابتدا پیش رفته بود . فرمانده هان درحال شیرینی وشکلات ومیوه های مختلف بلعیدن بودند . رزمنده بدنبال غذای معمولی این درون مجاهدین خیلی عمل زشت وقبیح وزننده وغیرقابل بخشش بود . کسانی که دردرون مجاهدین بودند میدونند اول باید فرمانده قربانی میشد نه رزمنده . حالا ما درعرض چند ماه عکس ان رامیدیدیم ! چرا کمال اجازه داد دران وضعیت بنده وارد اتاق بشوم وببینم با توجه به شناختی که ازبنده داشت ودرگیریها یی که داشتیم دیدن اینجورچیزها توسط بنده اصلا براشون خوب نبود بازنمیدونم …….ادامه دارد

علی شیرزاد : اروپا

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31739

تحمیل انقلاب وشروع شکنجه های جسمی وروانی 

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، پانزدهم اکتبر ۲۰۱۷:… یک روز دیدم که تمام فرماندهان وتمام زنها رفتن نشست برایم خیلی غیر عادی بود برگشتن وصبح که صبحگاه شروع شد دیدم تمام زنها شده اند فرمانده وکلت بسته اند ومردهای فرمانده تبدیل شده اند به رزمنده وکلاش بردوش درصف همراه ما به صبحگاه میایند اخه انقلاب شده بود باید درشکل فرمها عوض میشد درغیر اینصورت که مزه انقلاب نمیداد….این ها فقط شکل است نه محتوا … 

داستان کمپ اشرف مجاهدین خلق قربانیان اربابانی بی شمار تقدیم به خانواده های تمامی قربانیان فرقه رجوی

لینک به منبع

تحمیل انقلاب وشروع شکنجه های جسمی وروانی

درنوشتار قبلی به شرایط وعلل ضرورت انقلاب برای سازمان مجاهدین پرداختیم دراینجا به شروع یک ریل کارویک دیدگاه اشاره مختصری میکنم چون قصد پرداختن کامل به ان را ندارم ودرنوشتارهای بعدی با این دیدگاه وعمل کرد ان دررابطه با نیروها بیشتراشنا خواهید شد

تعریف انقلاب ازنظرمجاهدین

انقلاب درکلیت یعنی زیرو روشدن حال جامعه یا هرجای دیگری رادربربگیره که زیرورویی الزامات وشرایطی داره

یک : شرایط ذهنی وعینی جامعه اماده باشه یعنی مردم ونیروهای ان جامعه امادگی پذیرش وعمل به ان را داشته باشند که امادگی باید اگاهانه وازادانه وبا میل ورسیدن به ضرورت ان رادرک کنند تا ازان تمام عیارپشتیبانی کنند مثلا انقلاب دریک کشورکه برعلیه ظلم وستم دریک جامعه صورت میگیرد وهمه چیزتعغیرمیکند

دوم : ازادی انتخاب یعنی شرایط بیرون روی ان تاثیر نگذارد

سوم: شرایط سیاسی تحمیل نکند طوری که مرحله سوزانی کرده وازروی مانعی پرش کنیم بدون اینکه مانع راکناربزنیم که مانع بعدها مزاحم وسد راه بشود

چهارم: انقلاب میشود که افراد صاحب صلاحیت روی کاربیایند که جامعه را ازهرنظر به جلوپرتاب کنند انهم درست اصولی ومردمی

با نوشته های قبلی واینده شمایان قضاوت کنید که ایا این انقلاب بوده است یا تحمیل وشروع چیزهای دیگربنده که معتقد بوده وهستم که تحمیل وشروع شکنجه های جسمی وروحی روانی بوده انهم برای فرارازپاسخگویی سالیان وتداوم رهبری سازمان توسط اقای رجوی

خودش که میگفت ما با تهدید بورژوازی یعنی همان نظام سرمایه داری ویا بهتربگم زندگی روبروبودیم وتا اخرهم این تهدید هست وسال ۶۳ بخاطر ان وارد انقلاب شدیم وازطرف دیگربعد فروغ تهدید بود ونبود و فروپاشی یقه ماراگرفته است ونیاز به انقلاب داریم پس می بینید که جامعه امادگی نداره وتهدیدات درهردو مرحله تحمیل کرده است

ازطرف دیگرنیرو درحصاراشرف گیرکرده وراه دیگری نداره مثل جامعه نیست که نیرو بره خونه وپیش خانواده وپدرومادر بلکه نپذیرفتن انقلاب یعنی زندان ابوغریب عراق وهشت سال زیر بدترین شکنجه ها اگه زنده دربرود با انواع بیماریهای روحی وروانی چکارکند این نیرویی که امده بود مردمش رانجات بدهد حالا بعد سالیان دربدری وزندان وشکنجه اخوند بخاطربقول خانم رجوی فقط بخاطرمسعود واسم اوبوده حالا باید بپذیرد که توسط همان مسعود به مسلخ صدام حسین فرستاده شود شما رابخدا خود راجای نیروی اینچنینی که ماها باشیم بگذارید وبه ظلم وستم وبیعدالتی وخنجرزدن وبی معرفتی نگاه کنید همین قدربس است

همه ما بدلایل فوق ودلایل دیگری که هرفرد برای خودش داشت واردانقلاب شدیم وطلاق علی الدوام دادیم البته اسمش اختیاری بود منکه برایم تا حدودی تابلو محرزومشخص بود نوشتم طلاق تا سرنگونی چون نمیخواستم وارد ان بشوم وهرگزهم نشدم اصلا دعوای اصلی واساسی واین همه ضدیت با بنده بخاطر همین انقلاب نکردن بود که خودشون صد باربهم گفتند که تو هرگزوارد انقلاب نشدی وانقلاب نکردی خلاصه یقه ام راگرفتند که خیرباید طلاق علی الدوام بدهی جنگها ودعواهای بسیاربود که گفتم مگه پایه انقلاب ازادانه وبا اختیارفرد نیست پس چی میگید گفتند ان حرفها برای تو که قدیمی هستی نیست برای تو اجباریست اینجا ما معنی ازادی واختیار رافهمیدیم

درهر صورت انقلاب تحمیلی پیش رفت تا سال ۷۱ . یک روز دیدم که تمام فرماندهان وتمام زنها رفتن نشست برایم خیلی غیر عادی بود برگشتن وصبح که صبحگاه شروع شد دیدم تمام زنها شده اند فرمانده وکلت بسته اند ومردهای فرمانده تبدیل شده اند به رزمنده وکلاش بردوش درصف همراه ما به صبحگاه میایند اخه انقلاب شده بود باید درشکل فرمها عوض میشد درغیر اینصورت که مزه انقلاب نمیداد صبحگاه تمام شد وبنده هم نفهمیدم سرود خوندم یا نه چون ذهنم درگیرهمین موضوع بود واوضاع وشرایط خبرازروزگارغریب واوضاع بهم ریخته میداد رفتم وگزارشی نوشنم که بنده هژمونی زنان رابدلیل اینکه به ان مرحله ازصلاحیت که شایستگی رهبری را داشته باشند نرسیدند قبول ندارم وتن به ان نخواهم داد ، این ها فقط شکل است نه محتوا ما نفهمیدیم یکشبه چه مسیری طی شد وچرا ؟ وتوضیح بدهید ماهم بفهمیم که هیچ وقت هم توضیح داده نشد چند روز بعد دیدم همه رافرمانده بالا یگان یگان صدا میزند نیروها میروند اطاقش وبیرون می ایند نوبت یگان ما شد وبمن نگفتند ماهم رفتیم دنبال کارمون بعد چند ساعت که نشستها تموم شد فرمانده ام امده وگفت برواطاق فرمانده بالا منم رفتم ودیدم خانم فرمانده ومعاونش که مرد بود که قبلا همان مرد فرمانده بالا بود حالا شده بود معاون چون دیگرمردها فرمانده نبودند ویک خانم دیگر یعنی نشست تکی گذاشت وگفت چون وارد انقلاب شدی وجلو اومدی تعفیر سازماندهی داری وازامروزازیگانهای رزمی میروی پشتیبانی برایم کاملا مشخص بود که انقلاب کردن وجلواومدن حرفهای مفت وصدمن یک غاز است حرف همان قبول نکردن هژمونی زنهاست ونوشتن گزارش . درحقیقت انتقام گیری شروع شده بود واین ابتدای یک راه وخیانت بود ! وبنده هم خودرا برای پس گردنی ولگدها ودشنه هایی که درقدروخیانت می بایست برقلب وروح وروانم فروبره اماده کردم ……ادامه دارد

علی شیرزاد : اروپا

*** 

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31686

حمله عراق به کویت ، به ِگل نشستن سازمان مجاهدین 

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، دوازدهم اکتبر ۲۰۱۷:… اگه به فلسفه وجودی مجاهدین نگاه کنیم برای جنگ تشکیل شده بود . درارم هم همینه مجاهدت وسلاح ودرعملکرد سالیان هم نگاه کنیم همیشه درحال جنگ بوده ارتشی که درعرض چهارماه ۱۰۰عملیات انجام داد حالا سلاح درحال خاک خوردن ونیرو دنبال زن ویا فکراینده که چی شد چرابه اینجا رسیدیم و….. امریکا ، عراق شکست خورده رامحاصره وتحریم ومجاهدین راهمدست عراق معرفی کرده بود ورهبری … 

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

لینک به منبع

حمله عراق به کویت ، به ِگل نشستن سازمان مجاهدین 

چون همیشه کارهای سنگین وزیاد بهم میدادند مثل تراکتور سخت درگیر کارهای اجرائی بودم و دیر برای خوردن ناهار می امدم . یک روز طبق معمول ساعت دو بعدازظهرتنهایی ناهارم را خوردم ،گفتم الان نفرات بلندشده وبرای ورزش میروند منم که باید برم دنبال ادامه کارم.ازسالن راه افتاده بودم که یکی بدو بدو اومد گفت عراق حمله کرده وکویت راگرفته . برگردید سالن، برگشتم سالن دیدم تلویزیون عراق را برخلاف معمول روشن کردند ودرحال نشان دادن کویت است . بعد هم پیام اقای رجوی . منهم بلافاصله برگشتم ونشسته وگزارشی برای اقای رجوی نوشتم .

یک : رفتن به کویت انهم حیات خلوت امریکا یک اشتباه بسیاربزرگ وخطای استراتژیک است که عراق دیریا زود از ان جان سالم بدرنخواهد برد .

دو : این خطا نشات گرفته ازخطای اول که جنگ ایران وعراق بود است زیرا که عراق هم مثل ایران نابود شده است. چون بهش کمک میشد وجنگ بود مشخص نمی شد حالا که جنگ تموم شده حساب وکتابشو باید پس بده .

الف : چند صد میلیارد پول بهش دادند وتحریکش کردن اینهم که نداره بده .مدعی اینه که شما پول دادید منهم خون دادم . ملتم هشت سال درجنگ بوده وامنیت شما راحفظ ونگذاشتم انقلاب خمینی فرصت امدن به کشور شما را پیدا کنه چه پولی یک دلارهم نمیدهم وزیر فشاراست .

ب : مردم بسیارناراضی وکلافه هستن واحتمال شورش زیاده سرریزجنگ دردرون اینه امروز نه فردا .

پ : جنوب ایران واروند رود ازدست رفته را که میخواست چند روزه بگیره نتونسته بود که هیچ ، نیمه دوم اروند رود راهم باغرق شدن کشتی ها بسته شده ازدست داده وراه دریاییش بسته شده است .

ج : رژیم هم که دراتش بس نگه داشته وصلح نمیکنه واینهم درحال التماس .

چ : چون اسما ازاین جنگ با دادن خونهای ما وریختن زهرگلوی خمینی ازترس سرنگونی بدست امده .ادعای رهبری عربی میکنه درنتیجه هم گرفتاریها وهم باد نخوت وتکبرباعث شده او راه حل را در اشغال کویت پیدا کند .

سوم : امریکا نخواهد گذاشت ازگلوی اوپایین بره ودرب وداغونش میکنند . اگه دراین جنگ نه درجنگهای بعدی چون بدجایی انگشت گذاشته ، اگه امریکا سکوت وتن بده خب باید ازخاورمیانه بره چون امروز کویت فردا نوبت عربستان است .

چهارم : قطعا رژیم برای ازبین بردن صدام وچنگ انداختن به عراق که با جنگ نتونست وارد عمل خواهد شد . با امریکا همدستی کرده که دراین صورت بما حمله خواهد کرد .البته اگه امریکا بمباران نکند .

پنجم : اگه صدام بگذاره ما بریم سمت ایران خیلی خوبه درهرشکلی تعیین تکلیف میشیم یا زنگی زنگ یا رومی روم که فکرنمی کنم اجازه بده (وهیچ وقتم نداد ) .

ششم : اگه درعراق بمانیم هم .هم دست صدام میشویم . هم شریک جرم با انواع مارکها . وهم اینکه راه برای همیشه بسته شده وما هم مثل کردهای عراق درزمان شاه زمین گیرودو سه دهه اگه اتفاقی نیفته دراینجا ماندگاریم

بعد هم پیشنهاداتی داشتم که نوشتم . جنگ شروع شد من درپشتیبانی بودم وموقع حملات درصحنه نبودم درکل باید بگویم اگه ما نبودیم صدام همانموقع سرنگون شده بود . وما با دادن خون وبدبختی های ان باعث شدیم صدام دوازده سال بیشترحکومت کند . خلاصه کلام عراق تسلیم شد وازکویت با دادن خونهای بسیار وویرانی بیرون شد . ونابودی چاههای نفت خود. با درست کردن مشکلات فراوان برای مردم وخودش عقب نشینی کرد انهم درخفت وخواری وما هم برگشتیم به اشرف وملت بیچاره عراق دوازده سال درتحریم کامل ونابودی قرار گرفت و بعد از ان هم تا زمان سرنگونی بهای کارش را پرداخت تا کشته شد . واما تاثیرات ان روی ما چه بود؟

دراینجا لازم است کمی وارد تحلیل شده وبه دلایل وشرایط پیدایش انقلاب ایدئولوژیک اشاره کنم تا کسانی که درجریان نیستند ، کمی با ما همزبان شده براشون قابل فهم بشه چون خیلی سوالات هست که چرا وبه چه دلیل این داستان راه افتاد .

یک : جنگ تمام شده واتش بس برقرار شده بود .

دو: ما درحمله وعملیات فروغ شکست خورده بودیم ، قبلا نوشتم وانقلاب ایدئولوژیک درحد فرماندهان درسال ۶۸ شروع شد ولی بدنه هنوز وارد انقلاب نشده بودند.

سوم: خمینی مرده ورفسنجانی اومده بود .

چهارم: باشکست عراق درکویت راه هرگونه حرکت به سمت ایران چه توسط عراق وچه توسط ما بسته شده وامکان باز شدن وجود نداشت .

پنجم: خیلی ازاسیران رفتند . درجریان جنگ بیش ازچهل نفرکشته شدند.درحین جنگ وبعد جنگ تعدادی ازنفرات ازسازمان مجاهدین جدا شده ودنبال زندگی خود رفتند .

ششم: کلی نارضایتی وموارد تشکیلاتی وجود داشت وارتش حداقل دو دهه زمین گیر شده بود .

هفتم : قبلا درحال جنگ وعملیات بودیم مشکلات قابل کنترل بود . درارامش وسکون مردها زن وزنها شوهرمیخواستند .راه خارجه بسته شده ودیگرنمیتوانست نیروی ناراضی یا دنبال زندگی رابخارج فرستاده وخود را راحت کند .

هشتم : اگه به فلسفه وجودی مجاهدین نگاه کنیم برای جنگ تشکیل شده بود . درارم هم همینه مجاهدت وسلاح ودرعملکرد سالیان هم نگاه کنیم همیشه درحال جنگ بوده ارتشی که درعرض چهارماه ۱۰۰عملیات انجام داد حالا سلاح درحال خاک خوردن ونیرو دنبال زن ویا فکراینده که چی شد چرابه اینجا رسیدیم و……

نهم : امریکا ، عراق شکست خورده رامحاصره وتحریم ومجاهدین راهمدست عراق معرفی کرده بود ورهبری مجاهدین هم پیشنهاد خروج ازعراق بعد جنگ را هم . با انواع مارکها جواب داد که قبلا نوشتم والان دیگر ان راه هم .اگه میخواست برود ازبین رفته وامکانش نبود

دراین شرایط نیروی جنگنده ثانیه به ثانیه درحال مرگه بخصوص اینکه این نیرو راه بیرون وتفریح وسرگرمی وزندگی اجتماعی نداره ودرمحدوده چند کیلومترمربع درمحاصره است با یک ارتش کلاسیک فرق داره همه موارد فوق نیرو را نابود میکنه راه حل چیست وچکارباید کرد

راه حل وارد کردن تمامی نیروها به انقلاب ایدئولوژیک بود این بود که اقای مسعود رجوی گفت اگه وارد نشوید نابود میشویم یا انقلاب یا انحلال وما انقلاب را درپیش میگیریم وتمامی نیروها راوارد انقلاب کردند…….ادامه دارد

علی شیرزاد: اروپا

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31643

اسطوره ها و سمبلهای اقای رجوی

علی شیرزاد، فریاد آزادی، ششم اکتبر ۲۰۱۷:… چرا دراینجاها که میرسد سکوت می کنید چرا یکبارنشد ازاریوبرزن وخواهرش یوتاب تعریف و تمجید شود ؟ چرا سمبلهای تواینها نیست . ایرانی هستید ؟چرا ازبابک ومزدک ومانی نمیگویی؟ چرا یادی ازمیلیونها ایرانی که درتهاجم بیگانه وشورشها ومبارزات کشته شدند نمیکنی؟ راستی شد یک بارازیعقوب لیث که ایران را از …

طناب صدامحامیان غربی صدام هنگام اعدام وی با طناب کشتی امریکایی کجا بودند؟ 

لینک به منبع

اسطوره ها و سمبلهای اقای رجوی

درمقدمه یاد اوری کنم که تمامی جملات خود اقای رجوی را تا جایی که یادم هست می نویسم وانهایی که یادم نیست را هیچ اشاره نکرده ونخواهم کرد

یک : سعد ابن ابی وقاص

او سرداری شجاع . رشید . دلاور عرب وفاتح ایران بود . چنان با اب وتاب ازاین جنایتکار وادم خوارتعریف میکرد که نپرس . بنده که تاریخ خونده واشراف کامل داشتم این حرفها برایم ارزشی نداشت. یک روزمسئولی بعد نشست اقای رجوی مرا صدا زد یکی از همین خانمهای بالای شورای رهبری بود. هروقت میخواستند بابنده نشست تکی بگذارند یکی از اینها صدام میزد ، به کسی دیگری اجازه نمی دادند.یا ماکزیمم یکی از مردهای بالا که بهش خط میدادند چه صحبت ودرچه حدی وارد بشود. گفت درنشست رهبری همش بیرون بودی ( درست میگفت جاسوسان رفتاربنده راثانیه به ثانیه گزارش میدادند که من درهرثانیه درکجا وچکارمیکنم ) میخواستم دوجمله بگویی ببینم ازنشست رهبری چی گرفتی؟ منم گفتم این طور که برادرازابی وقاص وخالد ابن ولید ومختارتعریف میکند . انگارهرکدام پیغمبری هستند .نمی گوید هر کدام چه بلایی سرملت ایران اوردند. اینطوری ذهن مجاهدین نسبت به تاریخ وفرهنگ خودشون خراب می شود. انها که مراخوب میشناختند باخنده گفت هرچقدرتناقض داری برای خود برادر بنویس. با این حرف میخواست دو نشان بزند اول بحث را تغیر بدهد .دوم من که سالیان بود اقای رجوی راتحریم ودیگربرایش گزارش نمی نوشتم، که درجای خودش که برسیم خواهم گفت. وبا این بهانه نوشتن تناقضات واداربه گزارش نویسی کند . منهم گفتم دارم می گویم شما که همیشه درکنارتون منشی داری ودرحال نوشتن حرفهای بنده است، عین حرفها را کما فی سابق منتقل کنید. گفت تو باز رفتی روی رگ ایرانی بازی وضدیت با عربها ؟ گفتم هرچه میخواهید اسمش رابگذارید ولی تاریخ را نه کسی میتواند تغیر بدهد ونه تحریفش کند . ( به اندازه کافی گویا هست که به کی وچی گفتم ونیاز به تفسیر نیست ) که منم بحث را ول کرده و وارد بحث های دیگر شدم

دوم : خالد ابن ولید

پهلوان عرب کسی که همه ازشمشیرش میترسیدند . یکی ازکسانی که اسلام را با زور شمشیربه ایران اورد .

سوم : مختار

خونخواه امام حسین وکسی که برعلیه یزید شمشیر کشید وخیلی ازقتله حسین رامجازات کرد؟

اقای رجوی اشاره نمی کرد که عربها با همین یل عرب خودشان چقدرملت ایران راکه درحق مشروع وقانونی وبحق خود که دفاع ازوطن دربرابرمتجاوزین بود را کشتار کرد .چقدربه زنها تجاوز و انهارا به اسارت وکنیزی وبردگی بردند . چه مالیاتهای سنگینی بر ملت ایران تحمیل ودرفقر وفلاکت نابودشون کردند . نمی گوید که همین مسلمین انقلابی تاچند ماه با سوزاندن کتاب کتابخانه های ایران ،حمامها را برای شستشوی تن کثیف وشپشی لشگریان عرب راه اندازی میکردند را نمی گوید . همین حکومت دینی حاکم برایران ، که رجوی مدعی بود فکرش رو در روی اخوند هاست نتیجه عمل همان سمبلهای ایشان است . دلیلش کارهای سرداران ویلان اسلام است . شاه اسماییل صفوی وعباس وفرزندانش که ادم را زنده زنده میخوردند نتیجه دسته گل همان سرداران عرب است مگر همین ها نبودند با تجاوزبه ایران تمدن ان زمان را ازبین برده ومسیرترقی وپیش رفت طبیعی ایران را هزارسال به عقب بردند میشود به ما ها که مخالف دیدگاه شما بودیم که لقب: کله گچی، منگ ، مخ پوسیده داده بودی توضیح بدهید، که فرق دیدگاه شما درمحتوا با اخوندها چیست ؟ ماکه از هر زاویه نگاه می کنیم یکی می بینیم . نمیگوید خالد جرثومه فساد وکسی بریا وضو گرفتن در نبود اب از چه استفاده می کرد .یا عمل کرد های ان سمبل های شما که در این نوشته نمی گنجاید. چرا دراینجاها که میرسد سکوت می کنید چرا یکبارنشد ازاریوبرزن وخواهرش یوتاب تعریف و تمجید شود ؟ چرا سمبلهای تواینها نیست ایرانی هستید ؟چرا ازبابک ومزدک ومانی نمیگویی؟ چرا یادی ازمیلیونها ایرانی که درتهاجم بیگانه وشورشها ومبارزات کشته شدند نمیکنی؟ راستی شد یک بارازیعقوب لیث که ایران را از دست خلیفه عباسی نجات داد. بله با افتخارگفتم ودهها باربخاطرضدیت با عربها مرا به صلابه کشیدی دوباره میگویم بله بله من ضد عرب های جنایتکار وضد بشر هستم . وازحرف هایم کوتاه نیامدیم ونمیایم . با دفاع ازاینها مگه میشه ملتی را ازاد ورها کرد . عدالت وبرابری درجامعه برقرارکرد . ما که ازبس در این ۳۵ سال درون سازمان مجاهدین درفضای ازادی!! نفس کشیدیم !! بارها بخدا گفتیم خدا یا ملت ایران را به این ازادی که بما دادند هرگز نرسان .ما که انقدرازموهبت عدالت وبرابری بهره بردیم که زیرش له شدیم !! راستی درایران وتاریخش کسی بنام فردوسی زندگی میکرد ؟ ان یکی سادیسمی ومالیخولیایی بنام مختارکه کشته مرده شکنجه واتش زدن ادم ها در میان پوست خربود . دیگر جای یاد اوری نیست حال خوانندگان قضاوت کند با این سمبلها که مسعود رجوی داشت چطور میخواهد حقوق بشر را رعایت کند . و عدالت را برقرار کنند ما که هرچه گشتیم دردرون خانه نیافتیم .حقوق بشر وقوانین حاکم بردنیای ازاد را همیشه مرده دیدیم ! چونکه سمبلها دشمن این چیزها هستند . درفکرواندیشه وفرهنگ رسوخ کرده ونمیگذارند درهرجا که باشند این حقوق باید بمیرد درغیر اینصورت خودش ازصحنه تاریخ حذف خواهد شد. بحث بنده بازکردن زخم های کهنه تاریخی نیست. بلکه بحث این است که همگان دریابند که با این تفکرات نمیشود جامعه ای را نجات داد چون که در محتوا با ضد خودش که اخوند ها باشند یکی است گرچه درشکل وظاهربا هم اختلاف دارند که خیلی جاها درشکل هم یکی هستند .

علی شیرزاد : اروپا

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31600

یازده سپتامبر درنگاه اقای رجوی 

علی شیرزاد، فریاد آزاد، سی ام سپتامبر ۲۰۱۷:… یکروز که نشست رفتیم خبر حمله القائده به برجهای دوقلو را آقای رجوی بما داد . فیلمها رانشان دادند وبعد هم اقای رجوی نشست را شروع ویازده سپتامبر را اینگونه تفسیر وتحلیل کرد .گفت : این ضربه اسلام به امپریالیسم است انهم ازنوع ارتجاعی وعقب مونده ببینید اگه اسلام انقلابی ( که منظورش اسلام خودش وتشکیلات و سازمان … 

Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_terrorism_Septmeber 2001Americans, Saudis, Mojahedin Khalq (MEK) … from 9/11 2001 to 9/11 2017.

مجاهدین ۱۶ سال بعد از جشن و پایکوبی برای تلفات یازده سپتامبر ۲۰۰۱

لینک به منبع

یازده سپتامبر درنگاه اقای رجوی

مدتی بود که درپایگاهی درشهرفلوچه عراق بنام باقرزاده اقای رجوی نشست گذاشته بود . یکروز که نشست رفتیم خبر حمله القائده به برجهای دوقلو را آقای رجوی بما داد. فیلمها رانشان دادند وبعد هم اقای رجوی نشست را شروع ویازده سپتامبر را اینگونه تفسیر وتحلیل کرد .گفت : این ضربه اسلام به امپریالیسم است انهم ازنوع ارتجاعی وعقب مونده ببینید اگه اسلام انقلابی ( که منظورش اسلام خودش وتشکیلات وسازمان مجاهدین بود چون فقط خودش را اسلام انقلابی میدونست ) اگه ضربه بزند ببینید چی خواهد شد ? بعد هم گفت اینکارکارالقائده بتنهایی نیست ودولتی پشت ان است . نقش دولت ایران وسپاه پاسداران را دراذهان نیروها پررنگ می کرد ، گفت رژیم تاوان ان را خواهد پرداخت بعد هم سرنگونی را ازتوی ان دراورد ! که باید اماده باشیم وازشرایط بنفع خود استفاده کنیم که خونها وانرژی های میلیون ساعته پای ان ریخت !که بنده مات ومبهوت ازتحلیل وتفسیر اقای رجوی مونده بودم که چی میگه ! بعد هم جشن واهنگ گذاشتند ونشست تموم شد . ما برای استراحت به محلهای خود برگشتیم نمازصبح را خوندم وهرکاری کردم خوابم نبرد ( چون قبلا رسما بهم گفته بودند حق نداری برای رهبری گزارش بنویسی واگه بنویسی هم برایش نمی فرستیم درجای خودش مینویسم ومنهم چند سالی بود که دیگر برایش گزارش نمی نوشتم ورابطه باخودش را بخاطر برخوردها قطع کرده بودم ) . طاقت نیاورده وبدلایل زیربرایش گزارش نوشتم

اول بخاطر احساس مسئولیت دربرابر سازمانی که سالیان بود عمر وهست ونیستم رافداش کرده بودم . تا یک قدم بجلو برداره وبزرگ بشه ولی میدیدم که با این تحلیلها بنا بودی کشانده می شود .

دوم بخاطرمردم ایران وسرنوشت انها که نمیخواستم با ضربه خوردن ما تحت حاکمیت دینی بمانند .

سوم خواستم که دربرابرخدا ومردم درپنهان خودم روسفید باشم که حرفم رازده واتمام حجت را تا انجایی که بمن برمیگرده کرده باشم ووجدانم اسوده باشد .

چهارم خواستم اقای رجوی اگه اشتباه میکنه ومتوجه نیست که هرکسی اشتباه داره وچیزعجیب غریبی نیست . به تحلیل غلط خودش پی ببره وفردا روزی نگه نمیدونستم وکسی بمن هم نگفت .

بدلایل فوق دل را به دریا زده شروع به نوشتن گزارش کردم که خلاصه انرا دراین نوشتار میاورم

یک : این عمل یک عمل تروریستی است وهیچ ربطی به اسلام ندارد .

دوم : القائده زایده خود امریکا درافغانستان بخاطر جنگش با شوروی بود .حامیان انهم عربستان وپاکستان هستند والقائده هم بدستورامریکا با تانکهای پاکستان بدستورنوازشریف افغانستان راگرفت . پس ما نباید طوری صحبت ورفتارکنیم که نیروی خودی فکرکنه درحال حمایت ازان هستیم .

سوم : بنده ان را ضربه شست اسلام نمیدونم وخواهان ضربه شست نظامی به امریکا ازطرف اسلام انقلابی نیستم چون ان راخطای استراتژیک میدونم .

چهارم : بنده اساسا سازمانها ودولتهای منطقه را نه اسلامی میدونم ونه انقلابی که بخواهم حتی غیر مستقیم حمایت بکنم .

پنچم : رژیم خمینی هوشیارتر ازاین حرفهاست که بخواهددراشتباه سیاسی دست بچنین کاری بزند .

ششم : ازنظر من این کار یا پشتیبانی عربستان است ، یا توطئه خود امریکاست به این وسیله دست خود راباز میکند برا ی لشگرکشی به خاورمیانه وراه اندازی نظم نوین جهانی که بوش پدرنتوانست بوش پسر پیش ببرد .

هفتم : قطعا بوش پسر ازعراق انتقام بابایش راخواهد گرفت وما هم که درلیست تروریستی امریکا هستیم ازان خلاص نخواهیم شد وضربه خواهیم خورد . این عمل صد روی صد به ضرر ماست وتاوان سنگینی انهم با خون خود باید بدهیم پس شادی ندارد وبنده هم اصلا خوشحال نیستم .

هشتم : همانطورکه خود شماهم درجریان هستید بنده برای شما گزارش نمینویسم چون خواهران شورای رهبری ناراحت میشوند ، این راهم برخلاف میل باطنی برحسب وظیفه که روی دوش خودم حس کردم نوشتم ( با این کنایه بهش رسوندم که تو دستور دادی که بمن بگویند حق نداری برای رهبری گزارش بنویسی وازحرفهای من کلافه هستی وبه مذاقت خوش نمی اید )

می بینید که هم بازبان دیپلماتیک وسیاسی مخالفت خود را با تحلیل اقای رجوی بگوشش رسوندم . هم اینکه تحلیل خودم را که درست عکس و رو در روی اقای رجوی بود ، را بخوردش دادم وهم اینده عراق وخودمون را پیش پایش گذاشتم که ضربات درراهه وخوشحال نباش وهم جشن گرفتن را نادرست ومحکوم کردم .

فردای گزارش عصر بود گفتند جشن می باشد ودرباقرزاده جشن وبزن وبکوب راه افتاد . خوشحالی که امریکا ی امپریالیسم ضربه خورده واسلام ضربه شستش را نشان داده وانتقام خونهای بناحق ریخته شده تاریخی ازهابیل تا حسین وازحسین تا بنیانگذاران وتا الان مجاهدین گرفته شده است . بن لادن امام زمان ونجات دهنده ظهورکرده است چی نشستید که فردا رژیم سرنگون است وسیاست مماشات چی وچی وجمعیت غافل ازهمه جا بی خبر. با تحریک مداحان ومجیزگویان پشت بلندگوی دربارسرمست درحال رقص وپایکوبی وشعاردادن بودند ، طوری که گوش فلک کر شده ودیگر نمی شنید . بنده هم درعالم خود وفکراینده وضربات بعد ان درکناری ایستاده بودم که خانم شورای رهبری بسراغم امده وگفت چرا نمیروی شادی کنی وبرقصی وچرا درجشن شرکت نمی کنی گفتم مگه شما گزارش مرا نخوندی ویا درجریانش نیستی ؟گفت نه نخوندم ونمیدونم منهم که می دونستم خبر داره واگر نخونده باشد هم بهش گفتن .جواب دادم چرا دروغ میگی تو که مستقیم به خواهرمریم وبرادروصل هستی وتحت مسئول مستقیم رهبری هستید. مگر میشود خبرنداشته باشی؟ حداقل به من که بیشترازتوسابقه تشکیلاتی دارم ، سازمان وتشکیلات وقوانین حاکم بران وریل کاررا میدونم انکارنکن . درسطح شما انهم برای بقول خودتون بنده مسئول وفرمانده سازمان گرچه قبول ندارم ، وبرای ظاهر سازیست . درست نیست نفرات پایین این چیزها را بفهمند عاقبت خوب تشکیلاتی ندارد . گفت بعدا صحبت میکنیم برو جشن همراه بچه ها باش نفرات پایین نگاه میکنند خوب نیست . منم گفتم اولا نوشتم درست نمیدونم وبخاطرانهم درجشن شرکت نمیکنم . بخاطرمرگ سازمان وخودم وهمرزمانم برقصم وشیرینی خوری راه بیاندازم وکفن ودفن خودم راانجام بدهم . دوما اگر به فکرنفرات پایین هستی اشکال نداره خیلی هم خوبه همه میدونن من درپشتیبانی هستم .همیشه درجشنها چند دقیقه بیشترنیستم وباید برای خورد وخوراک ملت سرکارم باشم . مثل همیشه برمیگردم سرکارم وخیال شماهم راحت میشه ورفتم دنبال کارم . بله داستان یازده سپتامبر هم برای بنده اینطوری گذشت وبعدش فشارها ودرگیریها بالا وبالاتر رفت که چرا دریازده سپتامبر بخاطرکارای تروریستی واحمقانه یه ادم کش که منطقه رابه اشوب کشید. چند صد میلیون نفر درحال پرداخت قیمت ان هستند ودوسه میلیون زن وبچه وغیرنظامی ونظامی کشته شده اند . چرا درست تشخیص دادم وچرا جشن نگرفتم ودربزن وبکوب شرکت نکردم ؟ بله این یکی ازستمها وظلم ها بود که برما رفت . حالا کسانی که درمردن امریکایی انهم غیرنظامی انواع رقصهای ایرانی وغیر ایرانی میکردند، وقرکمربیرون میریختن وبادم خود گردو میشکستند . با ادمخوران امریکا شب وروز نرد عشق میاندازند . دیروزمنجی القائده بود وامروزادمخوران وجنایتکاران امریکا همانهایی که کودکان وزن ومرد بیگناه را هزارهزارمیکشند . انسانیت را به باد هوا داده اند تا دلاری بیشتر بجیب بزنند وشرکتهاشون رونق پیدا کنه ووووو حالا جواب ان راباید سازمان مجاهدین خلق ایران بدهد کدامین را باید باور کنیم گرچه بنده باورنداشته وندارم ویکی یکی درحال نوشتن ناباوری هایم هستم

علی شیرزاد . اروپا

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31581

تبعیض مثبت یا منفی سر وته یک کرباس هستند 

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، بیست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۷:…  اقای رجوی که هژمونی ورهبری را درخطردید ، انقلاب وتبعیض مثبت رابمیان کشید تا مثل اخوندها نیمی ازجامعه راسرکوب وقدرت خود راحفظ کند . درجای خودش به سرکوبها اشاره خواهم کرد . ما که دردرون مناسبات بودیم ازتبعیض مثبت چیزی جزجنگ روانی وفشاروشکنجه روحی ۲۴ساعته نصیبمون نشد . جواب این …

مجاهدین خلق فرقه رجوی تبلیغ تروریسم و جنایت از تیرانا آلبانینمایش “مسئول اول” در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)!

لینک به منبع

تبعیض مثبت یا منفی سر وته یک کرباس هستند .

خانم مریم رجوی درسخنرانی خود بعد ازانتخابات درونی مجاهدین گفت بعد از این انتخابات ما رژیم راسرنگون وتبعیض را درایران ازبین خواهیم برد !!؟ دراین مقاله به تبعیض میپردازیم ببینیم امکان دارد ؟ ایا شدنی است؟ باکدام تفکرو کانیزم ؟ ایا باتفکر اقای رجوی میشود تبعض را ازبین برد وتفکررجویها چه تفاوتهایی با تفکرحاکمیت دینی یعنی اخوندها درایران دارد ؟ بعد فهم تفاوتها ونقاط مشترک میشود قضاوت کرد.

با زبان ساده اخوند میگه من به زنها میدان نمیدهم چونکه ورود انها به جامعه وکارو….باعث فساد اخلاقی میشود . چون زن درجه دو وعقلش ناقص است درتنیجه نمیتواند درسهم سیاسی نقش داشته باشد . اینطوری زنان میهن ما را طرد ودرحق انها اجحاف وسیاست تبعیض را نهادینه وکلاه شرعی برای ان درست کرده وزنان راسرکوب میکند.هدف چیزی جزحفظ حاکمیت وقدرت نیست .

اما اقای رجوی چی میگه .میگه چون ما انقلابی وطرازمکتب واسلام ناب رامعرفی میکنیم . چپ مارکسیسم هستیم . قصد حل مشگل زنان را داریم، مشگلی که تابحال هیچ کس قادرنبوده ان راحل وشهامت ورود به انرانداشته است. حتی اگه شوروی میخواست خودش را ازفروپاشی نجات بده راه حلش این بود که مشگل زنان وتبعیض جامعه راحل میکرد . دراینصورت فرونمی پاشید یعنی حل مسایل فرهنگی وسیاسی وایدئولوژیک واقتصادی شوروی دراینصورت امکان پذیر بود . انهایی که دردرون مناسبات مجاهدین بودند بارها این سخنان را درنشستها ازاقای رجوی شنیده اند ، حرفهای بنده نیست اینجانب فقط درحال ساده سازی بحث ها هستم ، برای اینکه این تضاد راحل کنیم . درست رودرروی اخوندها باید زنها را درراس کارقرارداده وتبعیض مثبت را درپیش بگیریم ! (دقت کنید میگه تبعیض مثبت ) پس خودش قبول داره واذعان میکنه که درحال تبعیض است یعنی زنها را درراس همه امورقرارداده ومردها هیچ کاره ودست دو شدند . بیان دقیقتروکلمات اقای رجوی هژمونی ورهبری با زنان وشورای رهبری ازاینجا سرچشمه میگیره که بحث انقلاب خودش مثنوی هفتاد من است . ما دراینجا فقط با کلمه تبعیض کارداریم حال شما بگویید تبعیض مگه مثبت ومنفی دارد؟ تبعیض درهرحال ودررابطه با هرجنسی غلط وغیرقانونی ست ان یکی زنها رابه حاشیه میراند این یکی مردها را . ان یکی میگه زنها درجه دو هستند این یکی میگه مردها . ان یکی مردها را ژن خوب واین یکی زنها را ژن خوب قلمداد میکند؟ د رهرحال هردودردستگاه جنسیت ونگرش نژادیست که ازتوی ان ودرزیرمیزهرفسادی که بخواهی شکل گرفته وانجام میشود . دیدیم که درماهیت ودرمحتوا هر دونگرش یکیست ، فرقی باهم نداردند . گرچه درشکل ضد هم هستند ایا میشود با این تفکرات نژادی با بندرول وروبان خوش رنگ تبعیض مثبت اقای رجوی، تبعیض منفی وبدشکل وذق وزننده اخوندی را ازبین برد، خانم رجوی ادعای ان رادراین سخنرانی کرد .

حال اززاویه دیگری این داستان رابررسی میکنیم قصد اوردن قران وحدیث ونهج البلاغه …..راندارم دردرون مجاهدین هرجا لازم بود میاوردم تا نتونند حرفی بزنند . ولی دراینجا فعلا لازم نیست طبق قران که اقای رجوی بسیارمدعی فهم وتفسیران بود وهیچ تفسیردیگری راقبول نداشت . همه را اخوندی وباطل میدونست؟ میگه پوشاندن حق وحقیقت و انکار ان کفر است . ایا درتبعیض مثبت ومنفی ازهردو طرف پوشاندن وانکارنیمی ازجامعه ونادیده گرفتن جایگاه وحل تضاد اجتماعی انها چه فکری فرهنگی وسیاسی واقتصادی کفر نیست . اگه هست پس چطورکافرمیخواهد عدالت برقرارکند درثانی قران میگوید دوگانگی درهرچیزی بخصوص فکری وعملی وپرستش شرک است . ایا تبعیض مثبت ومنفی دوگانگی وتقسیم جامعه به دوجنس شرک نیست واقعیت این است که اقایان بعد عملیات فروغ حرفهای بسیارداشتند . اقای رجوی که هژمونی ورهبری را درخطردید ، انقلاب وتبعیض مثبت رابمیان کشید تا مثل اخوندها نیمی ازجامعه راسرکوب وقدرت خود راحفظ کند . درجای خودش به سرکوبها اشاره خواهم کرد . ما که دردرون مناسبات بودیم ازتبعیض مثبت چیزی جزجنگ روانی وفشاروشکنجه روحی ۲۴ساعته نصیبمون نشد . جواب این سوالات راباید اقای رجوی بعنوان رهبراعتقادی وطراح چنین دیدگاهی بدهد . البته اگه زنده باشد نفرحکومت عرعرستان که سال گذشته گفت فوت کرده . سازمان مجاهدین هنوز پاسخی به ان نداده است، ولی درانتخابات درونی هم خانم مریخی وهم خانم رجوی اول تبریک را به اقای مسعود رجوی گفتند به بیان دیگرهمان موضع گیری بود. البته دیپلوماتیک یعنی زنده است که خیلی خوبه پس میتونه جواب بده . ماهم منتظریم اگه نه خانم رجوی بعنوان همردیف ومسئول انقلاب وپیش برد ان جواب بدهد .

درتوضیح بگویم باشناختی که بنده ازاقای رجوی دارم اگه زنده بود بخاطرانبوه مسایل یک دقیقه هم سکوت نمیکرد. بخاطر یک هزارم حتی بخاطر یک گزارش ساده نشست یک ماهه درکال کنفرانس میگذاشت . چطور الان سه ساله سکوته مگر اینکه ما بپذیریم زنده است واربابان درعرعرستان اجازه نمیدهند . با کودتا وتوطئه کنارودرحبس خانگی البته با همدستی واوکی خانم رجوی نگهش داشته اند.

واما حرف بنده چی بود که دراینده مقاله ای بنام تقدم تخصص برتشکیلات که نام گزارشی بود نوشتم مفصل خواهم نوشت ولی مختصرکه بحث نیمه تمام نمونه بنده معتقد بودم انچیزی که جایگاه هرکسی را مشخص میکنه فارغ ازاعتقاد صلاحیت وظرفیت وتوان حل تضاد مشکلات است. نه زن بودن یا مرد بودن زن ومرد انحرافی وباطل است کارراباید بقول قدیمیها به کاردان سپرد

علی شیرزاد : اروپا

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31541

آوردن اسیران جنگ ایران و عراق به اشرف 

 علی شیزاد، فریاد آزادی، بیست و پنجم سپتامبر ۲۰۱۷:… خلاصه اش این بود اگه اسیران جنگی را بیاورید فاتحه سازمان مجاهدین خونده شده ومناسبات به فساد وتباهی کشیده خواهد شد وازاینها برای سازمان نیروی جنگی که درنمی اید هیچ بلکه انرژی همه ماها راهم باخودشون میبرند . درجواب گفته شد ما شما راصدا زدیم که درجریان باشید تصمیم گرفته شده . رهبری خودش بهتر از … 

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

لینک به منبع

آوردن اسیران جنگ ایران و عراق به اشرف

درسال۶۸اقای رجوی به چند دلیل تصمیم گرفت با دولت عراق وارد مذاکره واسیرانی را که خودشون مایل بودند رابه اشرف بیاورد.

اول: تموم شدن جنگ :جنگ زمینه فکری وسیاسی ومشروعیت امدن به عراق رافراهم میکرد حالا که جنگ نیست امدن به عراق نامشروع شده بود ودیگرکسی حاضر نبود بیاید

دوم : اتش بس وبسته شدن راه اوردن نیرواز داخل ایران ، صدام دیگراجازه ورود نیروی جدید ایرانی را نمیداد .چون دنبال مذاکره بود نیروی خارج کشوری وهوادارهم که نمی ا مد عمرش را دربیابانهای عراق وفشارها تلف کند .

سوم : چشم اندازسرنگونی ازبین رفته بود ودیگرامکان تهاجم جبهه ای وجود نداشت. رکود برای سالیان حاکم شده بود .

چهارم : رفسنجانی امده وبازی میانه روی ونزدیکی به غرب شروع شد . برای خودش مشروعیت بین المللی خریده وهمه چیز را بگردن خمینی انداخته وجهانی را باخودش برده . سیاست مماشات شروع ومجاهدین ادم بده شده بودند این فضا امکان امدن نیروی جدید را ازبین برده بود

پنحم: دوسوم مجاهدین درجنگ کشته شده بودند . نیروی کمی دراشرف بود ودولت عراق بهایی برای ان بعد شکست درفروغ قائل نبود زیرا اون دیدگاه کلاسیک نظامی داشت

چطوری می شد اینهایی که گفتم راجبران کرد اوردن نیروی جدید انهم درحجم انبوه که فقط ازاسیران جنگی میشداین میزان نیرو را بدست اورد

دراین شرایط یک روز بما افراد قدیمی گفتند بیایید نشست. رفتیم وانجا بحث اوردن اسیران جنگی رامطرح وبرای اولین بارشنیدم شش نفرمخالفت کردیم پنج نفر رسما گفتد اگه اسیران جنگی رابیاورید ما میرویم ورفتند دنبال زندگی خودشون اما بنده ازاین حرفها نزدم ودلیل اوردم ( دراین مقاله وارد دلایل نیمشوم چون درست نیست ) خلاصه اش این بود اگه اسیران جنگی را بیاورید فاتحه سازمان مجاهدین خونده شده ومناسبات به فساد وتباهی کشیده خواهد شد وازاینها برای سازمان نیروی جنگی که درنمی اید هیچ بلکه انرژی همه ماها راهم باخودشون میبرند . درجواب گفته شد ما شما راصدا زدیم که درجریان باشید تصمیم گرفته شده . رهبری خودش بهترازهرکسی میدونه چکارکنه ما نظرشما رانمیخواهیم . گفتم پس چرا به نشست اوردید وچرا میگویید نظرتون چیه خب توسط فرماندهان میگفتید اسیران جنگی می ایند . اسیران را اوردند وازسازمان مجاهدین سابق هیچ چیزی غیر ازیک اسم نموند . انهایی که بودند میدونند چی میگویم گرچه اگر کسی مدعی باشد ان رابازخواهم کرد انهایی که بنده دیده وشاهد یا درجریانش هستم حداقل ۲۰ مقاله میشود اگر کامل بنویسم که کتاب قطوری را خواهیم داشت

دراینجا خوب است به اوردن نیروی جدید که فرزندان خودشون بود هم اشاره کنم . بهشون میگفتند میلیشیا ! عین قبلی تکرار شد وبنده مخالفت کرده وعلاوه بردلایلم تجربه اسیران جنگی راهم یاداوری کردم . گفتند تواپوزیسیون رهبری وسازمان نشد .ایا می شود یک تصمیم گرفته شود وتومخالف نباشی ؟ همه چیزتوزیرعلامت سوال است ! ومعلوم نیست اینجا چکارمیکنی ؟! راستش را اگه بخواهید چون بچه های خودشون بودند حرفهایم بدجوری سوزاند وبعد ها چیزهایی که دیدند وخوندند وشنیدند . هزاربرابربیشترازحرفهای بنده مسوُلین سازمان را سوزاند درنتیجه ادمی فکرمیکرد درخیابونهای شهرقدم میزنه وزندگی میکنه وچیزی بنام سازمان وارتش ونیروی انقلابی رنگ باخته وازیادها رفته است. برای بنده بعنوان نیروی قدیمی که بیش از سه دهه عمرم راصرف وفدای ان کرده بودم بسیار دردناک وکشنده بود . همیشه بخاطراین دومخالفت زیرتیغ بودم وتا تقی به توقی میخورد میگفتند تو تناقض اوردن نیروی جدید راهرگز حل نکردی ، ضدیت ودشمنی بارهبری میکنی . اخرین بار تحریک کردن نفرات بر علیه من واحتمالا کتک زدن بنده پیش اسیران جنگی ومیلیشیاها درنشست از این مسله اب خورد . گفتند ببینید این علی شیرزاد ازروزاول مخالف اوردن شما به سازمان بود هنوز هم هست وبا انقلابی شدن ونجات شما ازجامعه وفسادهای ان ضدیت دارد .هیچ وقت هم اشتباه خودش را نپذیرفته وکماکان روی اشتباه خودش پافشاری میکند. همه که میدونستن حرفهایم درست بوده وهست اینگونه سم پاشی وزهرپراکنی وخنجر زدنها به بنده اثری نمیکرد . کسی رابرعلیه بنده نمیشوراند وفقط خودرا رسوا میکردند . بنده هم درنشستهای مسولین وبا گزارش جواب میدادم خب اگر راست میگویید ازروزاول دلیل میاوردید . هیچ دلیلی بردرستی این دو تصمیم ندارید واگر میخواهید گرچه بیشترازمن میدونید میتوانم هزارفاکت ونمونه بردرستی حرفهای روز اول وفهم درستم بیاورم . انهایی باید اشتباهات رابپذیرند وجوابگوی ان باشند که ما انها رابه خطرات واینده اشنا کردیم . ولی درخود خواهی ونخوت وتکبر نپذیرفتند وفکرکردند که سازمان یعنی خودشون درصورتی که سازمان ماییم . ان رابه هزاربدبختی وشکنجه وقطعه قطعه شدن وصرف روح وروان چند دهه ، عمرودارونداربه اینجا رسوندیم ، ولی یه عده ان رابخود منتسب ومصادره کردند و میکنند. بله واقعیت اینها بود که سالیان گفتیم ونوشتیم وخودراکشتیم ولی مرده که روح نداشت وحالا هم خواهان جوابم جواب درستی حرفها واشتباهات یه عده دیدید درست میگفتم وشمایان درعالم هپروت وکودکانه خود سیر میکردید. نگفتم وننوشتم که شمایان کوتوله های سیاسی هستید دیدید هستید که دراینده کوتوله ها را بیشترخواهیم شناخت…..

ادامه دارد

علی شیرزاد: اروپا

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31479

جمع بندی فروغ 

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، بیست و یکم سپتامبر ۲۰۱۷:… ما نفهمیدیم چطور درعملیات افتاب وچهلچراغ با نصف جمعیت فروغ ان همه ضربه به دشمن زدیم !؟ میلیارها دلارضرر ودومیلیارد دلار غنایم جنگی اوردیم ، کلی اسیر وکشته ازدشمن با دادن ۴۵ کشته گرفتیم . ذهن ما ها درصحنه جنگ دنبال زن نبود؟ یک دفعه چه اتفاقی افتاد که به فاصله چهل روز ما گرفتار زن شدیم انهم درسرنوشت … 

فروغ جاویدان مجاهددین خلق مسعود رجوی مریم رجویفروغ خاموش جاویدان

انتصاب زهرا مریخی بعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق چگونه و با چه روندی؟ 

لینک به منبع

جمع بندی فروغ

بعد ازچند ماه بلاخره جمع بندی عملیات فروغ شروع شد . دراینجا باجمع بندی نظامی وسیاسی ان کارنداریم درسایت هاشون هست . هرکس خواست میتونه خودش بخونه ،اما یک جمع بندی ایدئولوژیک تشکیلاتی داشت . دران جمع بندی اقای رجوی جواب گزارش بنده وهرکسی که مثل بنده فکر میکرد را اینطوری داد گفت : اگه ما بتهران نرسیدیم دلیلش نظامی وتاکتیکی نبود بلکه به این دلیل بود که شمایان پشت زنهاتون گیر کردید ! نه پشت تنگه چهارزبر وحسن اباد . خداوند هم یقه مرا گرفته وگفت بازن نمیشه برگرد طلاق بده ، خود را صاف وصادق کن ناخالصی ها را دوربریز تا صلاحیت رسیدن بتهران را کسب کنی . دراینجا کمی وارد تحلیل وتوضیح میشم تا براکسانی که اشنایی ندارند قابل فهم وساده بشود .

یک : اقای رجوی اشکال نظامی وتاکتیکی راقبول نکرد چون اگر میپذیرفت میبایست جواب خیلی چیزها رامیداد . ایشون همیشه توسط مسولین وخانم رجوی میگفت رهبری که نباید به ما جواب بده . اوجوابش رابه بالای خودش که خدا باشد میدهد !! چطوری ما که درعرض ۳۵سال نفهمیدیم چگونه یک ادم زمینی به خدایی که بقول خودش وحی را هم قطع کرده است . جواب کارهای روزانه واشتباهات کلان راپس میدهد !؟ اگر کسی میدونه بنده راهم راهنمایی وازتناقض سالیان نجات بدهد . ولی فقیه چی میگه من نماینده خدا هستم وکسی نمیتونه منو انتخاب کنه درنتیجه به اسمان وباد هوا حساب پس میدهم شما این دو حرف راکنارهم گذاشته اگه فرقی دیدید بما هم بگویید که دو دیدگاه وبقول اقای رجوی دواسلام متضاد ورودرروی هم چطوری حرفاشون درمحتوا یکیست خلاصه حساب بی حساب .

دو: خودش که حساب پس نمیدهد هیچ تازه طلبکارما هم هست ! که درگیری ذهنی شما با زن وبقول خود اقای رجوی ان چیزی که در شما ها ول ول میخورد نگذاشت ما پیروز شویم . درنتیجه خدا یقه من گرفته که برگرد !! مگه تو نمیگویی ولی فقیه وخمینی ضد بشر است وضد انقلابی ترین حاکم تاریخ ایران است . عمق چاه باطلش تا بینهایت است ونابود کننده ایران وووووو وخود را انقلابی ترین درجهان ،تنها کسی که ایستاده . و نماینده امام زمان ، نزدیک ترین بخدا بدلیل تقوایی که داری . پاکترین وازجان گذشته ترینها درتشکیلات تو هستند وووو این چه خداییست که یقه تورا بخاطر ذهن ما که درصحنه جنگ به زنهامون فکر کردیم ، ۹۰ درصد ما هم که زن نداشتیم گرفته ، میگه برگرد حق نداری بری وظالم وضد بشر را سرنگون وملتی رانجات بدهی . ایا این خدا با این اوصاف حامی ونگهدار ظالم وضد بشر نیست ودرمقابل دشمن نیروی انقلابی ومردم نیست اگه هست پس چرا میپرستیش واگر نیست این حرفها وتوجیهات چیست !؟

ما نفهمیدیم چطور درعملیات افتاب وچهلچراغ با نصف جمعیت فروغ ان همه ضربه به دشمن زدیم !؟ میلیارها دلارضرر ودومیلیارد دلار غنایم جنگی اوردیم ، کلی اسیر وکشته ازدشمن با دادن ۴۵ کشته گرفتیم . ذهن ما ها درصحنه جنگ دنبال زن نبود؟ یک دفعه چه اتفاقی افتاد که به فاصله چهل روز ما گرفتار زن شدیم انهم درسرنوشت سازترین جنگ ، بودونبود. تو باید جواب بدهی که مجاهدین تو چه ریل پس پسکی ایدئولوژیکی را درعرض چهل روزطی کردند . ازاسمان به قعرچاه افتادند ؟ توبعنوان رهبر متوجه این پس رفت وحشتناک وضد انقلابی نشدی ؟ اگر بخواهم تناقضات دستگاه را بشمارم زیاد است ولی واقعیت این است اقای رجوی: درتاکتیک وطراحی اشتباه کرد ! وبجای پذیرش اشتباهات بحث زن را بوسط کشید تا حساب پس ندهد ، جلوی ریزش وفروپاشی رابگیرد که خودش بارها گفت اگه انقلاب نبود فرو می پاشیدیم!! بنده که حرفم را زده بودم ویکبارهم قبل و بعد حمله امریکا گفتم که به انهم خواهیم رسید کاری که بعد سی سال به ان تن داد وبه اروپا امد

درجمع بندی انواع مارکها واتهامات را نصیب وحواله ما کرد، که شورایی ها و تعدادی که ضربه خورده هستند ودلشون هوای خارجه کرده میگویند عراق راول کن برو اروپا.اما ما مثل گروه ها واشخاص دیگری نیستیم که صحنه جنگ راترک ودرکناررود سن بنشینیم قهوه خوری ومزخرفات ببافیم ، هرکس میخواهد برود وبریده وکم اورده وبرای مزدوری ورژیم دلش تنگ شده برود .خارجه یعنی رژیم وبس ! یعنی الان طبق گفته خودت خارجه اومدی رژیمی هستی .!؟.ودرضربه تحلیل نداریم ! همه شما ضربه خورده هستید ، یعنی اینکه حق تحلیل ندارید . هرکس هم که می ماند باید وارد انقلاب شده وانقلاب کند . منهم اشتباه کردم دیربه حرف مریم گوش دادم . انقلاب راهم درمقدمه گفتم روح وروان وعشق وعلاقه باید نابود شود . جایش را رهبر بگیرد! که دراینده بیشتربا روح وروان انقلاب کرده اشنا خواهیم شد. بعدا گزارشی نوشته وبارها هم شفاهی به مسولین گفتم بنده حق تحلیل دارم وان راحق خودم میدونم . ازحق خودم هم کوتاه نمیایم اگه کسی خوشش نمیاید رسما بگوید ، فلانی توازتحلیل وفهم عمق مسایل محروم هستی که چنین حرفی راهم نمیتونستند بزنند. من که درپشتیبانی بودم ، بقول خودشون چون ادم ایدئولوژیکی بودم . که قبلا گفتم کشکیات بود، صدا زده وگفتند اینجا بدلیل اینکه ایدئولوژیک تنظیم نمیکنی میروی یگانهای رزمی . اینطوری دوباره مسولیت افتابه لگنی را که بما داده بودند گرفتند . دریگانهای رزمی بدون مسولیت شروع بکارکردم اینها فکرمیکردن اگب با سیاست هویج وچماق تنظیم کنند بقول خودشون بنده که مثل گاو هفت من شیرمیدهم. یک دفعه بایک لگد همه را زمین میریزم ازحرفهای حقم دست برداشته ،مثل گاو عموحسن همیشه شیرم را با دولا شدن ودست به سینه ویا زانو زدن میدهم وهرکاری کنند ازگلویشون بیرون نمیکشم…..  

ادامه دارد

علی شبرزاد : اروپا

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31447

بیماری وانتقال به پشتیبانی 

علی شیرزاد، فریاد آزادی، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… دوم نوشتم ازاین ببعد ما درعراق هم نظامی وهم سیاسی قفل وکاری نمیتونیم بکنیم . چون راه جنگ بسته وبا اوردن نمونه حرفهای امریکایی ها درباره صدام که درایران شنیده بودم نتیجه گرفتم که درنهایت امریکا صدام راسرنگون وما ضررمیکنیم . بهترین راه برای ما این است تا دیرنشده خودرا ازعراق بیرون کشیده … 

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND) (گزارش کامل بعلاوه پیوست ها)

لینک به منبع

بیماری وانتقال به پشتیبانی

بخاطر فشارها واسترس معده ام به خونریزی افتاد وبه بیمارستان منتقل شدم ۱۶٫روزدربیمارستان بودم یک نفربه ملاقات من نیومد درصورتی که پشت سرهم به ملاقات سایرین با انواع خوراکی ها میامدند . کمی حالم خوب شد به مقربرگشتم . بعد از چند روزمراصدا زدند ، گفتن چون ادم ایدئولوژیک هستی وسازمان هرکسی رابه پشتیبانی نمی فرستد، ما تصمیم گرفتیم که تو را به پشتیبانی بفرستیم. ازطرف دیگه تونفرفنی هستی ودرانجا تضادهای بشتری حل میکنی پس تو را به سیستم پشتیبانی منتقل می کنیم . من هم میدونستم که بحث ایدئولوژیک حرف کشکی است، ولی فنی راقبول داشتم گفتم بحالم فرقی نمیکند ، هرجا تشخیص میدهید که مفید هستم میروم . من برای کمک وخدمت به مبارزه اومدم .به قسمت پشتیبانی رفتم اینهم برایم واضح وروشن بود که بخاطردرگیریها مرا ازصحنه نظامی دورمیکنند، چون اعتماد ندارند . وقتی رفتم متوجه شدم افرادی مثل بنده ازجمله علی زرکش وتعدادی ازفرماندهان قدیمی ونیروهای زمان شاه که خلع رده تشکیلاتی شده بودند درستاد پشتیبانی هستند .عملیات فروغ شروع شد ، تاکتیک جنگ شهاب واربود. همان شب اول ما نیروهای پشنیبانی را باانبوهی کارگفتند ول کنید وبروید به صحنه ، نمیدونستم چرا وقتی رفتم خبرهائی که میدادند این بود که نیروها درحال وارد شدن به شهرهمدان هستند! شب بود وما بی اطلاع هوا که روشن شد دیدم صحنه طبق خبرها نیست به فرمانده گفتم ماالان درچه نقطه ای هستیم ؟ اگه درحال وارد شدن به همدانیم چرا نیرویی که باید وارد همدان بشود هنوز دراسلام اباده است ؟ دوما صحنه چرا اینقدربهم ریخته است گفت راه بیافت باید بریم صحرای حسن اباد ! رفتیم وباانبوهی کشته ازدوطرف و کلی مجروح وخودروهای بمباران شده وسوخته روبرو شدم ! رفتیم جلو دیدم ارتش گیرکرده ودرحال تلاش برای بازکردن راه ازطریق جاده است . اززمین وهوا گلوله وموشک وبمب می بارد .نیروهای رژیم ازدوطرف درحال محاصره هستند به فرمانده گفتم اینکه خیلی روشنه که حرکت شهاب وارتاکتیک شکست خورده است ، وقتی جاده بسته خب ازدوطرف تنگه حمله ودشمن رادوربزنیم ومحاصره رابشکنیم . گفت برای ما خط وخطوط مشخص نکن تاکتیک رهبری درسته ! ما هم براساس ان میجنگیم وگفتم مشخص نمیکنم ، شما به بالا پیشنهاد بده چند نفری هم گفتند ولی گوش بازی وجود نداشت . درنهایت شکست خورده به اشرف برگشتیم ، دراشرف فهمیدم خیلی ازنفرات همین حرف مرا درتیپهای دیگرگفته اند ولی کسی گوش نکرده است . گزارشی بالا بلند با انواع دلایل برای اقای رجوی نوشتم وروی دو موضوع انگشت گذاشتم .

یک اشتباه بودن تاکتیک شهاب وار ونیزه ای ! که خالق ان خود اقای رجوی بود. گفتم من شک ندارم اگه تاکتیک را درهمان ساعات اولیه تغیروتاکتیک گسترش درمیدان جنگ ودورزدن تنگه را درپیش میگرفتیم الان درتهران بودیم . دلیل شکست تاکتیک غلط نظامی واصلاح نکردن ان درصحنه جنگ بود . یعنی خود اقای رجوی وتاکتیکش راعامل شکست معرفی کردم

دوم نوشتم ازاین ببعد ما درعراق هم نظامی وهم سیاسی قفل وکاری نمیتونیم بکنیم . چون راه جنگ بسته وبا اوردن نمونه حرفهای امریکایی ها درباره صدام که درایران شنیده بودم نتیجه گرفتم که درنهایت امریکا صدام راسرنگون وما ضررمیکنیم . بهترین راه برای ما این است تا دیرنشده خودرا ازعراق بیرون کشیده ، درخارج ازعراق فعالیت سیاسی کتیم بهترمیتوانیم بارژیم بجنگیم .مشروعیت بین المللی هم داریم ببینید چه غوغا ودردسری برای بنده پشت این گزارش خوابید…ادامه دارد

علی شیرزاد :اروپا

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31408

کتک زدن اسیر جنگی 

علی شیرزاد، فریاد آزادی، هفدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…بعد از مدتی ازانجا به اشرف رفتیم وعملیات افتاب شروع شد ، درعملیات درکنارفرمانده بودم که سربازی رابعنوان اولین اسیربه قسمت ما اوردند . فرمانده شروع کرد اسیرجنگی رابا فحش ومشت ولگد کتک زدن ! با دیدن این صحنه شوکه شدم که مجاهد خلق بااسیرجنگی اینطورتنظیم میکند ؟ رفتم جلو وسربازرا از دست فرمانده نجات دادم واعتراض به فرمانده که چرا میزنی … 

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsپشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”

لینک به منبع

کتک زدن اسیر جنگی

وارد اموزشها ی اولیه شده وبه قرارگاه دیگری نقل مکان کردیم . درانجا همه رابرای نشست صدا کردند وبمن نگفتند که موضع چی هست … وهیچ توضیحی هم ندادند ، که کل قرارگاه کجا میرود تو میمونی . دوستی درگردان داشتم یواشکی بهم گفت میخواهیم برویم نشست برادر( مسعود رجوی) ، منهم که جدید رفته بودم طبعا خیلی علاقه داشتم بعد سالها رهبرم راببینم ولی مرا نبردند. دراسایشگاه نشسته بودم یکی از افرادی که درقراگاه بود به من مراجعه کرد . اورابرای اولین با ر میدیدم امده وگفت فرماندهانت فرصت نکردن بگویند یا توجیح کنند ! من مسئول حفاظت قرارگاه هستم تازمانی که برگردند من فرمانده توهستم . برویم درمقرما مستقر می شوی . چهارروزبعد افراد از نشست برگشتند . بعدا فرماندهان که خبرش را یکی از هم محفلی هایم بهم داد ، گفته بودند اشتباه کردیم علی را نبردیم اینطوری او را ازسازمان دورکردیم درست میگفتند با این برخورد بین من وسازمان ورهبریش که همه چیزم بود زمانی ! کیلومترها فاصله افتاد . این برخورد اولین عکس العمل مادی صحبتها وگزارشهایی بود که نوشته بودم .اینطوری انتقام گرفتند ومرابعنوان کسی که با سازمان اختلاف دارد معرفی کردند . کسانی که دردرون مناسبات بودند میدونند چه ایزولاسیونی برای نفر درست میشود . بعد از مدتی ازانجا به اشرف رفتیم وعملیات افتاب شروع شد ، درعملیات درکنارفرمانده بودم که سربازی رابعنوان اولین اسیربه قسمت ما اوردند . فرمانده شروع کرد اسیرجنگی رابا فحش ومشت ولگد کتک زدن ! با دیدن این صحنه شوکه شدم که مجاهد خلق بااسیرجنگی اینطورتنظیم میکند ؟ رفتم جلو وسربازرا از دست فرمانده نجات دادم واعتراض به فرمانده که چرا میزنی اولا ما مجاهد خلقیم ، دوما اواسیرجنگیست ،سوما طبق قران واسلام که بهش معتقدیم مجار به این کار نیستمی . وچهارم طبق قوانین بین المللی اجازه چنین کاری را نداریم . برگشتیم به قرارگاه همان روزاول گزارش نوشته وصحنه را بازگو واعتراضم را دوباره مطرح و انتقاد کردم . فردای انروز دیدم تعدادی بهم گفتند دستت دردنکنه مزدوررژیم راخوب حالشوجا اوردی ! درحقیقت ازبالا کتک زدن اسیر را منتسب به بنده کرده هم فرمانده را دربردند هم بنده را مقصرقلمداد کردند! که این دستت درد نکنه ها تبلیغات منفی برعلیه بنده بود . نشست تیپ شروع شد بلند شده هم به عمل فرمانده اعتراض کردم ،هم به افرادی که با تکه انداختن دستت درد نکنه را میگفتند . افرادی که شاهد صحنه بودند را مخاطب قرارداده گفتم مگه شما انجا نبودید چرا حرفی نمیزنید ؟ اوضاع خرابترازاین حرفها بود که من تازه وارد فکرش رامیکردم وما زیرفشاربیشتررفتیم وبیشترایزوله شدیم …..

ادامه دارد

علی شیرزاد:اروپا

***

همچنین:
 https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31364

اولین انتصاب مسئول اول واعتراض به اقای مسعودرجوی

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، دوازدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… گزارشی برای اقای رجوی نوشتم که این چه شیوه کاراست چند ماه به انتخاب مونده شما درهرنشست ومسئولین ۲۴ساعته درحال تبلیغات برای خانم اروانی هستید شما بگوئید دستورتشکیلاتی وایدئولوژیک است خانم اروانی مسئول اول بنده هیچ حرفی ندارم وتماما اطاعت میکنم ولی وقتی صحبت ازانتخابات است معنی ومفهوم خودرا دارد و ریل … 

مریم رجوی خشونت ترور قتل و جنایت از تیرانا آلبانی نمایش “مسئول اول” در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)!ا

لینک به منبع

اولین انتصاب مسئول اول و اعتراض به اقای مسعودرجوی

علی شیرزاد

آقای علی شیرزاد

 چون دردرون مجاهدین مسئول اول انتخاب کردند بهتراست به ان پرداخته بعدا داستان خود راادامه میدهم گفتند چون کارهای خانم رجوی زیاد است میخواهیم یکی راانتخاب کنیم تا خانم رجوی تماما وقتش صرف انقلاب شما وارتش بشود .درهمین راستا درنشستها طرف حساب اقای رجوی خانم فهیمه اروانی بود وتعریف وتمجید ازاو ، مسئولین هم درمیان نیروها کارشون همین بود یعنی درحال جا انداختن مسئول اولی اروانی وخط دادن به نیروها که چه کسی باید مسئول اول بشود وشما هم به کی باید رای بدهید بنده یک گزارشی برای اقای رجوی نوشتم که این چه شیوه کاراست چند ماه به انتخاب مونده شما درهرنشست ومسئولین ۲۴ساعته درحال تبلیغات برای خانم اروانی هستید شما بگوئید دستورتشکیلاتی وایدئولوژیک است خانم اروانی مسئول اول بنده هیچ حرفی ندارم وتماما اطاعت میکنم ولی وقتی صحبت ازانتخابات است معنی ومفهوم خودرا دارد و ریل کاراینه چندنفررامعرفی میکنند انها هم امده وتضادها ومشکلات رامیگویند وراه حل میدهند ونیروها شنیده ودرروزرای گیری هرکی ازنظرخودشون صلاحیت بیشتری داشت انتخاب میکنند این شیوه که شما درپیش گرفتیدانتصابات است نه انتخابات چون بنده هیچ گونه شناختی روی خانم اروانی وبقیه ندارم ونمیدونم چه تضادهایی راحل کرده اند که مسئول اول بشوند درنتیجه بنده به هیچ کس رای نمیدهم ولی بخاطر اینکه فضا خراب نشود همراه باجمع شرکت کرده ورای سفید به صندوق میاندازم شما بعنوان رهبردرجریان باشید اصول فکری واخلاقی بنده ایجاب میکنه که شما را درجریان همه مسایل خود قراربدهم وهمیشه همین کارراکردم وباز میکنم گزارش را فرستادم درنشست بعدی اقای رجوی برای اینکه مخالفت دردرون مشخص نشود جواب مرا اینطور داد وگفت تعدادی ازاعضای شورا خواهان انتخابات مسئول اولی شدند بنده به انها میگویم من هرگزتن به انتخابات دردرون سازمان نمیدهم وبعدهم شروع کرد طبق معمول ازلنین وکارهای او واینکه لنین چطوری با زور و ضرب توانست درانتخابات رهبری بلشویکها برجناح منحرف درون حزبی پیروز شود ما سرنوشت مردم وسازمان رابه انتخابات نمی سپاریم شورا بهانه وشلیک به سمت بنده بود وهمانجا خود رابرای تحمل فشارهای بیشتراماده کردم که بعدا مسئولیتی که ارزش افتابه وقیف نفت راهم نداشت وبه بنده داده بودند که دیگران مسئله دارنشوند راهم ازما گرفتند وفشارها رابیشترکردند که درجای خودش اشاره خواهم کرد چون مجموعه بهم پیوسته است ونمیشود فشارها راجدا جدا نوشت بله انتخابات درسازمان کشک وپوشالی بیش نیست همه چیزازبالا اماده ودیکته میشود وپایین بدون هیچ حقی فقط باید اجراکند ویا اینکه پی همه چیز را به تن ناقابل که مال رهبریست بمالد کسانی دربیرون مجاهدین این حرفها راباوروبخورد دیگران میدهند که پول میگیرند مثل شورایی ها وسیاستمداران ازرده خارج که این حرفها منبع درامدشونه ما که دردرون خانه بودیم فقط اش دهانمون رامیسوزوند

علی شیرزاد: اروپا

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31198

گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است / اما چه سود حاصل گلهای پرپر است (قسمت اول از سوم)

علی شیرزاد، فریاد آزادی، چهارم سپتامبر ۲۰۱۷:… بنده درسال۵۰با اسم سازمان مجاهدین اشنا شدم درسال۵۳بایکی ازنفرات تماسم برقرارشد که درسال۵۴دردرگیری کشته شد درتظاهرات ضدسلطنتی با اکیپ های سازمان بودم سال ۶۱دستگیروسال۶۶ازطریق ترکیه با خودسازمان به عراق رفتم وسال۹۳ازسازمان خارج شدم دراخرین نشست به مسولین گفتم میروم با من کارنداشته باشید منهم کارندارم ولی اگه …

لینک به منبع

شرم از نگاه بلبل بی دل نمی کنید / کز حجر گل نوای فغانش به حنجر استگیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است / اما چه سود حاصل گلهای پرپر است

از آن زمان که آیینه گردان شب شدید / آیینه ی دل از دم دوران مکدر است

فردایتان چکیده امروز زندگی است / امروزتان طلیعه ی فردای محشر است

وقتی که تیغ کینه سر عشق را برید / وقتی حدیث درد برایم مکرر است

وقتی ز چنگ شوم زمان مرگ می چکد / وقتی دل سیاه زمین جای گوهر است

وقتی بهار وصله ناجور فصلهاست / وقتی تبر مدافع حق صنوبر است

وقتی به دادگاه عدالت طناب دار / بر صدر می نشیند و قاضی و داور است

وقتی طراوت چمن از اشک ابرهاست / وقتی که نقش خون به دل ما مصور است

وقتی که نوح کشتی خود را به خون نشاند / وقتی که مار معجزه ی یک پیمبر است

وقتی که برخلاف تمام فسانه ها / امروز شعله، مسلخ سرخ سمندر است

از من مخواه شعر تر، ای بی خبر ز درد / شعری که خون از آن نچکد ننگ دفتر است

ما با زبان سرخ و سر سبز آمدیم / تیغ زیان برنده تر از تیغ خنجر است

این تخته پارها که با آن چنگ می زنید / ته مانده های زورق بر خون شناور است 

….. 

(بخشی از غزل مثنوی امیرحسین خوشنویسان سبزواری متخلص به “بیداد خراسانی”)

چندنوشتار رابه مقدمه اختصاص میدهم وسعی میکنم درسه نوشتارتمام بشود وبعد وارد مسایل اصلی میشوم بنده درسال۵۰با اسم سازمان مجاهدین اشنا شدم درسال۵۳بایکی ازنفرات تماسم برقرارشد که درسال۵۴دردرگیری کشته شد درتظاهرات ضدسلطنتی با اکیپ های سازمان بودم سال ۶۱دستگیروسال۶۶ازطریق ترکیه با خودسازمان به عراق رفتم وسال۹۳ازسازمان خارج شدم دراخرین نشست به مسولین گفتم میروم با من کارنداشته باشید منهم کارندارم ولی اگه کارداشته باشید منهم عکس العمل نشون میدم دراین سه سال انواع اذیتها راکرده است درصورتی که یک کلمه بر علیه انها ننوشتم وتماما سکوت کردم ولی دیگه شورشو دراورده ومرامجبور به جواب دادن کرد

فیس بوکهای بنده موجود هست که تماما برعلیه حاکمیت دینی حاکم برایران است دراولین انقدرپیج های خودشون راروی صفحه میگذاشتند ازهواداران تا شورا تا ازکارانداختن صفحه که کلا بمدت یکسال واندی فیس بوک راتعطیل کردم الان هم که شش ماه پیش دوباره راه اندازی کردم چند بارفیس واینستاگرام راهک وازکارانداختند که هربارجدیددرست کردم وتوسط هوادارانش اذیت میکنه

ادامه دارد

علی شیرزاد : اروپا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31228

اخلال در ریل کار پناهندگی با شیوه هویچ و چماق (قسمت دوم از سوم)

علی شیرزاد، فریاد آزادی، ششم سپتامبر ۲۰۱۷:… پلیس درخروجی هواپیما مراد ستگیر کرد دربازجویی اولیه اسم واقعی را نگفتم بهم گفتند ببین اسم تو اینه ازفلان کشورمیایی وقبلا هم جزمجاهدین بودی ما از روی لباسها ونوع ساکی که داشتی واطلاعات تورا داده بودند دستگیرکردیم…یک نفرازهمان کشوربامترجم امده ودوباره پیشنهاد هواداری رامطرح وگفتند پناهندگی راخیلی زود درست میکنیم البته باحقوق ماهیانه … 

لینک به منبع

اخلال در ریل کار پناهندگی با شیوه هویچ و چماق

 به یکی از کشورها ی اروپایی که وارد شدم پلیس درخروجی هواپیما مرادستگیر کرد دربازجویی اولیه اسم واقعی رانگفتم بهم گفتند ببین اسم تو اینه ازفلان کشورمیایی وقبلا هم جزمجاهدین بودی ما از روی لباسها ونوع ساکی که داشتی واطلاعات تورا داده بودند دستگیرکردیم نمیگویم کارمجاهدین بوده ولی مسایل بعدی مرابه شک میاندازد ازانجاخارج وغیرقانونی به کشوردیگری رفتم درانجا چند بار دوستانه توسط تعدادی بهم پیشنهاد دادند که دوباره بعنوان هواداربامجاهدین کارکنم وانها پناهدگی مرا درست کرده وخرج ومخارج مرا میدهند بنده قبول نکردم وقتی این کارها افاقه نکردتوسط یک نفرازهمان کشوربامترجم امده ودوباره پیشنهاد هواداری رامطرح وگفتند پناهندگی راخیلی زود درست میکنیم البته باحقوق ماهیانه گفتم اگه قبول نکنم چی جواب داد مجاهدین انقدرقدرت دارند که نگذارند درهیچ کشوراروپایی پناهندگی بگیری منهم جواب دادم اگه انقدرقدرت داشته باشید که مرایک میلیون بارتکثیر کنید وهرکدام را ازپایتخت اینجاتا میدان ازادی ایران به تیر چراغ برق اویزان کنیدویا اگه مجبورباشم اب جوی اروپا رانوشیده وازسطل زباله غذا پیدا کرده نوش جون میکنم ودرخیابونها میخوابم ودرنهایت اگه مجبورباشم برمیگردم ایران وباافتخارمیروم بالای دارولی هرگزبدلیل خیانتهای سالیان مجاهدین به خودم دیگرنزدیک مجاهدین نمیشوم وطرف راروی صندلی میخکوب کردم طرف هم گفت ازکشورما قطعا بیرونی امیدوارم بتونی جای دیگری پناهندگی بگیری وبادست روی شونه ام زد وگفت خوشم اومدازاستواری وایستادگیت وبکشوردیگری رفتم دراینجا هم توسط هواداراش مستمرتلفن وپیامهای مختلف درکدام کشوروشهری پناهندگی چی شدماهم جواب سربالا دادیم تا اینکه مدتیه شروع کرده توسط هواداراش پیام میده ومیخوادازطریق چت بامن کارسکسی کنه واحتمالا بخیال خودش درشبکه های اجتماعی پخش کنه ماهم بهشون گفتیم خدا خیرتون راجای دیگه بده وجدیدا هم شروع کرده پیغام میده که ادرس بهت میدیم بیا با مارابطه سکسی برقرارکن که هربارگفتیم بروید دنبال کارتون به این دلایل که مارادرسه سال گذشته بحال خودمون ول نکرده وبدتربه کارسکس روی اورده ومیخواد ازان استفاده سیاسی کنه منهم براساس صحبتی که باخودشون کردم ازاین ببعد باهاشون کاردارم اقایون درعصرحجرزندگی میکنند وگرنه درکجای دنیا سکس جرمه وزشت الا درکشورها وسازمانهای مرتجع مثل خودشون وایران وعربستان که همه باهم یک قماشند البته زیرچادر وروسری هزارکارانجام میشودبنده هم باقسمت سیاسی واستفاده ابزاری ان کارداشتم ونوشتم نه بخاطرپیشنهادات…

ادامه دارد 

علی شیرزاد . اروپا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31289

فهم دو ضد ارزش درون مناسبات مجاهدین درابتدای ورود (قسمت سوم از سوم)

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، نهم سپتامبر ۲۰۱۷:… یک دعوای اساسی وکلا تنظیم رابطه ها فرق کرد طوری که احساس کردم اینها جای مرا با دشمن عوض کرده واشتباه گرفته اند وبعنوان مجاهدی که امده تا جانش رافدا کند نگاه نمیکنند ومیدونستم بخاطرجوابهای ترکیه وسوالات است شب اکیپی که باهم رفته بودیم را صدازدند مسئول نشست طوری صحبت میکرد که دیدم هیچ روح وروانی وقلبی دراین ادم نیست گفتم … 

لینک به منبع

فهم دو ضد ارزش درون مناسبات مجاهدین درابتدای ورود (قسمت سوم و آخر)

۱)نظرت درباره بنی صدرچیست :جواب بنده اوراقبول نداشته وندارم وخط حمایت ازاودربرابرخمینی بخاطر شقه رژیم را هم درفازسیاسی برای سازمان نوشتم که درست نمیدانم وعلی رغم دستور تشکیلاتی به بنی صدرهم رای ندادم والان هم همان نظر سابقم رادارم ازایران به ترکیه رفتم شب اول مرا صدا کرده وگفتند یک اکیپ ۱۸نفره میروید به عراق که مسولیت این اکیپ با تو است گفتم قبول گفتند ولی شرط وشروط داره وانهم اینه که باید سبیلهایت رابزنی گفتم اولا سبیلهایم همیشه انکادر شده ومرتب است دوما مسولیت درسازمان براساس صلاحیت است نه شکل وشمایل باشکلم چکاردارید طرف که دراروپا زندگی کرده ونمیدونست که بنده هفتاد من کتاب خونده هستم وفکرمیکرد با ادم پشت کوهی طرفه گفت لنین گفته منم حرفش راقطع کرده جواب دادم اولا ما بلشویک نیستیم دوما شرایط ما با شوروی فرق داره سوما بنده تروتسکی نیستم که بخواهم دامن پوشیده به عراق بروم طرف که ازجوابم جا خورده بود گفت باشه پس بعدا صحبت میکنیم فراصبح مرا صدا زد ، گفت تومسئول اکیپ نیستی وبعنوان یک نفر میروی گفتم هدفم خدمت به مردم است ودنبال فرماندهی وامثالهم نیستم اینجا اولین چیزی که به ذهنم زد این بود که خیلی ارزشها درسازمان جای خودرابه چیزهای دیگه داده که بنده ازانها خبرندارم این فقط یک نمونه است خدا اخرش را بخیرکنه رفتم عراق انجا یک برگه جلوام گذاشتند که چند سوال داشت که به دوسه تا ازسوالات اشاره میکنم

۲)نظرت درباره صدام حسین:صدام حسین رامتجاوز وشروع کننده جنگ ودست اوبه خون ملت ایران الوده است وخمینی درپناه همین جنگ ودرپرچم عراق ما مجاهدین را پیچونده وتیرباران میکرد وعامل اصلی کشتار ما عمل کرددولت عراق است واگراین جنگ نبود وضعیت ما الان طوردیگری بود واگه منهم به عراق اومدم فقط بخاطرمبارزه واستفاده اززمین است نه چیز دیگر

۳)نظرت درباره انقلاب ایدئولوژیک:چون میدونستم اگه بنویسم داستانها خواهم داشت ازجواب طفره رفته وبرای بعد گذاشتم ونوشتم چون درایران بودم وخبرندارم بماند وقتی اگاه به ان شدم انوقت نظرم را میدهم

مرا صداکرده ویک دعوای اساسی وکلا تنظیم رابطه ها فرق کرد طوری که احساس کردم اینها جای مرا با دشمن عوض کرده واشتباه گرفته اند وبعنوان مجاهدی که امده تا جانش رافدا کند نگاه نمیکنند ومیدونستم بخاطرجوابهای ترکیه وسوالات است شب اکیپی که باهم رفته بودیم را صدازدند مسئول نشست طوری صحبت میکرد که دیدم هیچ روح وروانی وقلبی دراین ادم نیست گفتم ببخشید اینطور که شما صحبت میکنید احساس میکنم ما نباید روح وروان داشته باشیم ادمی درلحظه اول که ازمادرمتولد میشه دنبال مادرشه ودرسینه اونه که ارامش میگیره وازشیر اون میخوره وخدا انسان راطوری خلق کرده که ازمادروخانواده جدایی ناپذیره ماچطوری عشق به خانواده را ازوجودمون پاک کنیم من میتونم کما اینکه امدنم به عراق هم همینه بخاطرمردم ازهمه چیزدل بکنم ولی نمیتونم عشق به خانواده را ازبین ببرم اگه بتونم دیگه عشق بمردم بی معنی وبراچی باید جانم رافدای مردمی بکنم که احساس نسبت به انها درمن ازبین رفته ووووومسئول مربوطه درجواب گفت روح وعشق بخانواده ازبین میرود بدرک به جهنم ما رهبری را داریم وهرچیزی غیر ازاین حرام است ومنهم سکوت کرده وفردای انروز نوشتم اینطوری نمیتونیم درکنارهم زندگی کنیم لطفا مرا با فلانی که قراره به شهرما بره به ایران بفرستید منهم تا رسیدم دوبرابرمخارجتون رامیدهم فلانی براتون میاره دو روز بعد بجای ایران مرا به یکی ازقرارگاهها فرستادند وما هم ان را دلیل برحسن نیت تلقی کرده وموندگار شدم ولی چیزی که ازانموقع درذهنم شکل گرفته اینه که عشق وعواطف درمجاهدین نابود شده است ودلیل انهم چیزی جزانقلاب ایدئولوژیک نیست قبلا اگه یکی سرش دردمیکردبقیه میمردند ان ارزشها دیگه نیست این دومین اثارمنفی بود که دردرونم شکل گرفت

اینکه میشنوید بخانواده میگویند الدنگ ومزدورنه بخاطر الان ودرخواست دیدن فرزندان است این ریشه درانقلاب دارد که دربالا اشاره کردم اینها ازابتدا دنبال خشکوندن روح وعاطفه وعشق بخانواده بودند حرف مسئول مربوطه خیلی واضح وروشنه بدرک وجهنم دراینده به بی روحی وبی عاطفگی این جماعت یعنی مسئولین بالای سازمان بیشترخواهیم پرداخت…ادامه دارد 

علی شیرزاد : اروپا

*** 

همچنین:

  •  علی شیرزاد، فریاد آزادی، نهم سپتامبر ۲۰۱۷:… یک دعوای اساسی وکلا تنظیم رابطه ها فرق کرد طوری که احساس کردم اینها جای مرا با دشمن عوض کرده واشتباه گرفته اند وبعنوان مجاهدی که امده تا جانش رافدا کند نگاه نمیکنند ومیدونستم بخاطرجوابهای ترکیه وسوالات است شب اکیپی که باهم رفته بودیم را صدازدند مسئول نش

     فریاد آزادی، هفتم سپتامبر ۲۰۱۷:… مگر میشود که کسی که بخواهد خودش را نجات دهد نتواند از حصارها خودش را درببرد . فرقه در اشتباه کامل ونادانی کامل بسر میبرد وقتی چشم خیلی ها با دنیای بیرون وواقعیتهای بیرون باز شده دیگر نمیشود آنها را در قوطی به قول خودشان استریلیزه نگه داشت . دنیاش جبر فرقه بر نفرات وانسانهای بیگناه به پایان رسیده ، حتی 

    علی شیرزاد، فریاد آزادی، ششم سپتامبر ۲۰۱۷:… پلیس درخروجی هواپیما مراد ستگیر کرد دربازجویی اولیه اسم واقعی را نگفتم بهم گفتند ببین اسم تو اینه ازفلان کشورمیایی وقبلا هم جزمجاهدین بودی ما از روی لباسها ونوع ساکی که داشتی واطلاعات تورا داده بودند دستگیرکردیم…یک نفرازهمان کشوربامترجم امده ودوباره پیشنهاد هواداری رامطرح وگفتند

     فریاد آزادی، پنجم سپتامبر ۲۰۱۷:… شیوه کار ارگان جنگ سیاسی که بعضا با اسم ستاد داخله و….  چنین است ،یک نفر میفرستند به محل کارت و شروع به احوال پرسی میکنند بعد میگویند میدانی رژیم چقدر در رابطه با افراد داخل مناسبات دروغ میگوید . میگویند ما آزادی فردی نداریم . ما تحت فشار تشکیلات هستیم و فشار روحی برما زیاد است وووووو،اگه همانجا بیان ب

    Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesفریاد آزادی، چهارم سپتامبر ۲۰۱۷:… از فروشگاهک فرقه در لیبرتی یک شلوار و تی شرت خریده بودم که وقتی آن را پوشیدم دیدم که همه مسئولین دارند چپ ،چپ نگاه می کنند پس از چند لحظه به دفتر احضارم کردند و با لحن خیلی بدی بهم تذکر دادند که این فرم ارتش نیست و نباید بپوشی گفتم که فرم ارتش را

     فریاد آزادی، اول سپتامبر ۲۰۱۷:… اری ،چرا اعضا حاضر به ادامه وهمکاری ودادن تعهد مجدد نیستند ؟ چرا بایستی خود رهبر فرقه وارد شود ؟ با مشخص کردن زمانبندی از آنها در خواست کند . از طرف دیگر خود ملکه نیز با گذاشتن نشستهای کوچک با اعضای رده پایین ! و متوسط بدون حضور فرمانده هان ، خود وی تک به تک بدنبال این افراد باشد . اینها سئوالاتی است که هر

    فریاد آزادی، سی و یکم اوت ۲۰۱۷:… رجوی راستی صبح به صبح خودتو توی آیینه اصلا نگاه میکنی ؟ چی میبینی ؟ غیر از هیولا چیز دیگری میبینی ؟ میگن آدم توی تنهایی جلوی آیینه با وجدان خودش حرف میزنه گرچه من بعید میدونم تو اصلا وجدان داشته باشی . منظورم وجدان و شرافت است . گرچه به قول خودت دستگاه تو مرد سالاره هیج کدوم رو نداری 

    فریاد آزادی، نوزدهم اوت ۲۰۱۷: ….هر کجا که برادر مجاهدی در کنارشان بود وا می ستادند میگفتند من ۳ تا لحظه داشتم یا اینکه ۱۰ لحظه داشتم . مهم نبود نفر چه کسی همراهش می باشد . مثلا برای خود من پیش آمده بود صد مرتبه که نفرات بالای ۴۰ سال سابقه دارد میامدند میگفتند ما لحظه داشتیم ، من از خجالت آب میشدم که نفری که ۴۰ سال سابقه دارد بیاید جلوی من این 

     فریاد آزادی، هفتم اوت ۲۰۱۷:… این سازمانی که دم از جامعه بی طبقه توحیدی میزند که من هم چند صباحی باور میکردم ، میگفتم که مسئولین بیشترین عذاب را میکشند ، شاید هم شرایط انها بدتر از ما باشد . یک روزدر محوطه ایستاده بودم ، دیدم که یکی ازمسئولین کیسه زباله شان را آورد در مکان ذباله دانی خالی کرد . بعد که رفت گفتم چک کنم ببینم ما الان بادمجا

     فریاد آزادی، چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:… مگر شما نیستید که به نفرات پول می دهید، مقاله ها را جلوی آنها می گذارید و از آنها سوال  می کند که اینها را کی نوشته هر که بگوید جایزه دارد ! اگر دروغ است پس این بازی ها چی هست . روزی که از فرقه بیرون آمدم با خودم عهد کردم واقعیت را بیان کنم به هیچ عنوان مطالبی به دروع نگویم . بدلیل اینکه سالیان که درون تشکیل

    alame_Hosseini_mojahedin_Maryam_Rajaviسعید زمانی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… در حیرت این بودیم که چه شده  نفر مهمی به این سطح یک دفعه از فرقه کشید بیرون دلیل این بود که این علامه که به سخن خودش فریب حرفهای زیبای آنها را خورده است واینکه از هر که میپرسیده دل از شکوه وشکایت از این رهبران خودکامه فرقه میزند واینک