سیلی سرخ واقعیت و کلاه ۱۷ – ژوئن مجاهدین

سیلی سرخ واقعیت و کلاه ۱۷ – ژوئن مجاهدین

Milad Aryaeeمیلاد آریایی، وبلاگ مزرعه خوبی ها، سوم ژوئن 2016:…  در چنین وضعیت نابسامانی کلاه گشاد هفده ژوئن را مجاهدین با دلتنگی و آشفتگی مثال زدنی هر سال بر سر میکنند تا کمی از سوزش دردهایشان کاسته شود بر آنانی که با صرف میلیون ها دلار سخنران و تماشاچی کرایه ای استخدام میکنند تا برای از ما بهتران تلاش ها و دست و پا زدن هایشان را لیست کنند خرده نگیرید چون این کلاه را خودشان برای خودشان بافته اند که … 

سخنران کرایه ای رجوی به جرم بچه بازی دستگیر شدDennis Hastert before the fall – Maryam Rajavi’s Villepinte speaker 2014

آرم سازمان تروریستی مجاهدین خلق و سناتور فاسد امریکایی مناندزBob Menendez and the Mideast madmen: senator tries to spin his way out of scandal

لینک به منبع

سیلی سرخ واقعیت و کلاه ۱۷ – ژوئن مجاهدین

میلاد آریاییمجاهدین بیش از همه خودشان میدانند در تقلای شبانه روزی که به قول خودشان برای آزادی ولی در واقعیت برای نشستن بر تخت سلطنت در تهران تدارک دیده بودند ، درست یا غلط ، منصفانه یا غیر منصفانه ،بد جوری همه چیز را در چهارراه حوادث باختند و در مصاف با جمهوری اسلامی تا خرخره نه تنها بدهکار نسل گذشته و هم نسل آینده شدند بلکه تتمه آبروی شان بدلیل واضح و روشن وابستگی به عراق و چند دوجین بیگانه رفته است

در واقع مجاهدین چوب دو سر – سوز شده اند و الان چاره را در مخفی ماندن رهبری که حالا فهمیده است اصلا رهبری را بلد نبوده و نیست و بیشتر یک ژست سه رخ از رهبری کردن بوده و بیشتر تمایل تاریخی داشته از کانون حوادث به بهانه های متفاوت بگریزد ،

و از سوی دیگر … مریم مانده است و به قول خودشان کلی طلبکار که خط مقدم همه طلبکاران سیاسی هم همانا اعضای زهوار در رفته ای که چه بسا چون جایی ندارند آنجا مانده اند.

خوب در چنین شرایطی که به زبان الکن خود بانوی ترور تاکید کرده که نمی‌توانیم زمانی را هم برای سرنگونی معین کنیم و با این همه انتقاد و اعتراض و مخالفت سازمان یافته چه باید بکنند که حداقل دهان بسیاری را در همان تشکیلات در هم کوفته شده ز به طغیان باز کرده اند را ببندند؟

اینها نکاتی بسیار کوچک و ناچیز از وضیعت نابسامان مجاهدین در روزگار امروز است

– رهبر مخفی شده که هیچ چشم اندازی هم برای ظهورش نیست

– هزاران عضو جدا شده و ناراضی و هستی از دست داده که معضلی بسیار بزرگ برای اندیشه عقب مانده و ارتجاعی آنان است

– بسیاری اعضای رو دست مانده در داخل خود تشکیلات

– دهها شکست مفتضحانه سیاسی

– از دست دادن « اشرف» به عنوان اصلی ترین پایگاه تاریخی خود که طی این سالیان مناسبات فرقه ای خود را در آن شکل و تکوین دادند و آنرا را میتوان بزرگترین شکست استراتژیک آنان در سال های اخیر ارزیابی کرد

– و همچنین دهها نمونه دیگر واقعیت امروز مجاهدین و رهبری در هم شکسته اش را بیان میکند

در چنین وضعیت نابسامانی کلاه گشاد هفده ژوئن را مجاهدین با دلتنگی و آشفتگی مثال زدنی هر سال بر سر میکنند تا کمی از سوزش دردهایشان کاسته شود

بر آنانی که با صرف میلیون ها دلار سخنران و تماشاچی کرایه ای استخدام میکنند تا برای از ما بهتران تلاش ها و دست و پا زدن هایشان را لیست کنند خرده نگیرید چون این کلاه را خودشان برای خودشان بافته اند که واقعیت های سر سخت را نبینند

کلاهی در قدم اول برای فرار از برپایی ۳۰ خرداد که سالروز شروع طغیان مسلحانه آنان را بازگو می کرد و سالها هم آنرا پاس می داشتند ولی الان اصلا برایشان صرف نمیکند از این حرف ها بزنند و از این شکر ها بخورند ، به جای آن چنین خیمه شب بازی را هر ساله تدارک می بینند

در قدم دوم این کلاه هفده ژوئن دلگرمی بسیار مغتنمی برای بانوی ترور مریم رجوی است که در انظار غیر عمومی ظاهر شود و لباس نو و با آرایشی و عمل پوست جدیدتر، رخ ای نشان دهد و حتی شرمگینانه بگوید ما هنوز هستیم و نفس می کشیم

در گامی دیگر هر ساله برگزاری این مراسم سرمایه ای میشود برای بسیار نان خود و آویزان مجاهدین از شخصیت های تک نفره چون آن سر مقاله نویس کیهان گرفته تا چریک فدایی مهدی سامع و عقب جا ماندگان ای چون «خبات» که یک حزب عشیره ای گمنام است که تنها در چنین مراسم هایی سر و کله اش پیدا میشود ، هست که بگویند حداقل آلترناتیوی !! دو صد من با کرشمه ای هست که افراد و احزابی چون ما آویزان اش شویم . خوب اینها خودش دلایل محکمی برای برگزاری هفده ژوئن هست ، به نظر شما نیست ؟

ولی به نظر مریم رجوی هست ، خیلی خوب هم هست هرکسی هم مخالف است سر و کارش با دیگ و نشست های آنچنانی مریم رجوی است حتی اگر این فرد محمد محدثین باشد که یک زمانی خیلی شکر زیادی خورده بود و لنگ و لقد می انداخت که البته به شکرانه این نشست ها باد مخالفت و ساز مخالف زدن از سرش پریده است

نتیجه اینکه که کلاهی که مجاهدین سر خودشان میگذارند دقیقا آگاهانه صورت میگیرد و از نتایج بی حاصل اش سالها ست مطلع هستند ولی متاسفانه یا خوشبختانه دیگر زمینی برایشان باقی نمانده که بتوانند خودی نشان دهند و این آخرین فرصت هاست که از دست میرود .

*** 

Maryam Rajavi terrorist syriaMaryam Rajavi’s annual Rally in Villepinte. This year promoting ISIS, MEK, Saddamists – Everyone Loses

رومین نادال علیه مجاهدین خلق فرقه رجویانتقاد شدید پاریس از گروهک منافقین (فرقه رجوی)؛

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIمشاور سیاسی پارلمان اروپا: باید به نقش انگلی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در ساختمانهای پارلمان پایان داد

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25245

حمایت آشکار نئو محافظه کاران آمریکایی از بقایای مجاهدین 

 Milad Aryaeeمیلاد آریایی، وبلاگ مزرعه خوبی ها، بیست و دوم می ۲۰۱۶:…  آنان با سیاست های به غایت خیانت بارشان در سه دهه گذشته هرگز در خاک ایران هیچ نشانی ندارند و مدت هاست به زباله دان تاریخ سرازیر شده اند. آینده بیشتر و بیشتر به شناخت این سو گلی های سیاست های منفعت طلبانه و خانمان سوز آمریکاییان در منطقه کمک خواهد کرد .تعیین کننده همیشه و همیشه مردم آگاه و هوشمند ایران هستند این حرف البته برای گوش های … 

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسممیلاد آریایی: حرف حساب آمریکا با مردم ایران چیست ؟ 

لینک به منبع

حمایت آشکار نئو محافظه کاران آمریکایی از بقایای مجاهدین

 در شرایطی که کشورهای عراق و سوریه و در گذشته ای نه چندان دور افغانستان با دخالت های پنهان و آشکار آمریکا به خاک و خون کشیده شد و دوران تاریک و سیاهی از فقر و تباهی و سیاهی در تاریخ این کشورها آغاز گردید اکنون مدت هاست نئو محافظه کاران آمریکا در صدد نقشه کشیدن برای ایران هستنددر امتداد این استراتژی کثیف بهترین گزینه حمایت آشکار و پنهان از مجاهدین خلق است
گروهی توتالیتر و غیر دمکراتیک ، خشونت طلب ،ضد منافع ایران و ایرانیان و از همه مهمتر با علایق شدید وابستگی به هر قیمت برای کسب قدرت سیاسی .

این ویژگی های منحصر به فرد از مجاهدین گروهی ساخته است تا برای همه فصول ظرفیت اجاره شدن را د اشته و در چهارچوب حوادث خونین منطقه اگر میشود هرچند خفیف و ضعیف بکار گرفته شوند
در همین رابطه انتقال قطعی بقایای آنان از عراق به آلبانی پیگیرانه دنبال میشود تا در این کشور در جهت منافع آمریکاییان ضمن نگهداری در آب نمک استعماری خط و خطوط لازمه به آنان منقل شود

آلبانی چه کشوری است ؟

آلبانی کشوری فقیر با تنها ۳ میلیون جمعیت و مناسباتی که از نظر سازمان های غیر دولتی آمیخته به فساد سیاسی ، رشوه گیری در تمام سطوح و مافیای قاچاق انسان ، پولشویی و مواد مخدر شهرت دارد

این کشور در سال ۲۰۰۹ درخواست پذیرش خود را در اتحادیه اروپا مطرح کرده است و علی رقم اینکه در خاک اروپا قرار دارد ولی جزو کشورهای اروپایی شناخته نمی شود

این کشور به نوعی حیاط خلوت آمریکاییان در اروپا محسوب میشود و مقامات سیاسی این کشور بشدت تحت تاثیر کسانی که در سیاست گذاری آمریکا سهیم هستند، میباشند.

بدین جهت بود که ایالات متحده مبلغ ۲۰ میلیون دلار به آژانس پناهندگان ملل متحد برای کمک به اسکان مجاهدین خلق در آلبانی کمک مالی نموده است، و طبق گفته مقامات وزارت خارجه آمریکا این کشور به دولت آلبانی کمک های امنیتی و اقتصادی برای توسعه و بازسازی ظرفیت های فیزیکی برای اسکان این پناهندگان را داده است، اما هیچ یک از این امکانات متوجه فرد پناهنده نیست.

از سویی دیگر برای تشویق کشورها برای پذیرفتن مجاهدین خلق، وزیر خارجه سابق آمریکا هیلاری کلینتون، نخست وزیر آلبانی- سالی بریشا – را در سال ۲۰۱۳ متقاعد کرد که صرفا ۲۰۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق را به عنوان اقدامی بشردوستانه بپذیرد.

این روند به اجرا گذاشته شد، ولی در حال حاضر در سال ۲۰۱۶ آلبانی انتظار میرود که تا ۳۰۰۰ نفر از این افراد را بعد از اینکه رئیس جمهور رومانی – ترائیان باسسکو – از پذیرش آنان در سال ۲۰۱۴ اجتناب کرد پذیرش نماید.

« به نقل از مقاله آقای مسعود خدابنده، در هافینگتون پست، ششم مارس ۲۰۱۶ »

با چنین گذشته و زمینه ای که دم خروس در سراسر آن پیداست اکنون مجاهدین ضمن اعلام فروش وسایل شان در آلبانی تلویحا تاکید میکنند که مشغول اسباب کشی نهایی به حیاط خلوت آمریکا در آلبانی هستند و جالب تر اینکه کنگره آمریکا این وسط همه کارهایش را زمین میگذارد تا اطلاعیه و ابلاغیه صادر کند که کاری به کار مجاهدین در عراق نداشته باشید و از دولت عراق میخواهد تسهیلات لازم برای فروش اجناس آنان را فراهم نماید

وابستگی یعنی این به همین شفافیت و روشنی که مشاهده میکنید و در حالی که عواقب سیاست های نئو محافظه کاران آمریکایی در سوریه و عراق روزانه در معرض نمایش است آمریکا برای ایران و ایرانی چه خوابی میبیند ؟ همان کسانی که امروز نماینده دلخواه شان پریشان حال و دیوانه ای به نام «ترامپ» است.

باید اشاره کنم مردم ایران نه مردم عراق و سوریه هستند و نه ایران ، کشوری چون افغانستان . مردم ایران با هوشیاری صد برابر سیاست های استعماری را تشخیص داده و از همین روست که بر روی این جریان ضد ملی و وابسته مجاهدین تف میکنند و اعمال خیانت بار آنان را پیوسته رصد کرده و میکنند .

آنان با سیاست های به غایت خیانت بارشان در سه دهه گذشته هرگز در خاک ایران هیچ نشانی ندارند و مدت هاست به زباله دان تاریخ سرازیر شده اند.

آینده بیشتر و بیشتر به شناخت این سو گلی های سیاست های منفعت طلبانه و خانمان سوز آمریکاییان در منطقه کمک خواهد کرد .تعیین کننده همیشه و همیشه مردم آگاه و هوشمند ایران هستند این حرف البته برای گوش های نا آشنای مجاهدین به حقیقت فرو نخواهد رفت ولی مهم نیست وضعیت اسفبار امروز آنان در خیانت و وابستگی و سیاست های ویران کننده منطقه ای نشان از آینده شان دارد .

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24981

پایان انتخابات در ایران و هذیان گویی های خسته کننده مجاهدین

 Milad Aryaeeمیلاد آریایی، وبلاگ مزرعه خوبی ها، هفتم می ۲۰۱۶:… چندی قبل مجاهدین مثل همیشه سر در گم از حضور تاثیر گذار در انتخابات که منجر به حضور حداقل ۱۲۱ نماینده اصلاح طلب شده از پیامد های مجلس با _حاکمیت دوگانه _ سخن به میان آورده و بدون اینکه توانایی حتی جمله برای تحلیل شرایط آینده ایران داشته باشد مقاله خود را خاتمه داده. و تنها به فاکت ها و جملاتی که در روزنامه های ایران به نگارش درآمده بسنده کرده است … 

گزارش کمپ لیبرتی 6خانه سالمندان. جوانانی که برای هیچ پیر شدند

لینک به منبع

پایان انتخابات در ایران و هذیان گویی های خسته کننده مجاهدین

انتخابات مجلس دهم در ایران به پایان رسید و اصلاح طلبان با حمایت مردمی که در گذشته رای به انتخاب حسن روحانی داده بودند اکنون با حداقل ۱۲۱ کرسی در مجلس اکثریت را بدست آوردند از سویی دیگر ۸۱ نماینده مستقل و ۸۳ نماینده اصول گرا ترکیب فعلی مجلس نمایندگی را تشکیل میدهند

این همان انتخاباتی است که مجاهدین آنرا تحریم کرده بودند ولی مردم ایران با اعلام به پایان رسیدن خشونت سیاسی برای کسب قدرت سیاسی میروند که همراه با رشد سیاسی روند دیگری را برای تاثیر گذاری قانونمند در جامعه برگزیدند

اما این وسط مجاهدین که فرسنگ ها از تحلیل شرایط سیاسی ایران درمانده و عقب مانده اند تنها سعی میکنند با خاک پاشیدن در چشم مردم و خودشان و لج بازی هایی که مشخص کننده دوران کودکی آنان است شرایط را آنگونه که خودشان دوست دارند ببینند ، تصور کرده و سپس مثل همیشه منتظر حوادث باقی بماننددر حالیکه جامعه و مردم ایران بدنبال راه حل های عملی برای تاثیر گذاری در قدرت سیاسی بوده و از بازی خوردن گریزانند و در پی آن فرار از شعار گویی های پوچ و بی عملی رهبران خود خوانده را هدف برنامه های خود قرار داده اند .

بر هر گونه خود فریبی و مردم فریبی خط بطلان کشیده و بخصوص به ریش حاشیه نشینان خارجه نشین و سیر کننده در هپروت میخندند کسانی که مدت زمان بسیاری است هیچ تاثیری بر سرنوشت مردم ایران نگذاشته و تنها با حضور و حرف های قدیمی شده و بی تاثیر وضعیت را بدتر کرده اند و دقیقا به همین دلیل مردم ایران و جامعه روشنفکر و مسئول داخل و خارج ایران برایشان تره هم خورد نمی کنند و نباید هم بکنند.

چندی قبل مجاهدین مثل همیشه سر در گم از حضور تاثیر گذار در انتخابات که منجر به حضور حداقل ۱۲۱ نماینده اصلاح طلب شده از پیامد های مجلس با _حاکمیت دوگانه _ سخن به میان آورده و بدون اینکه توانایی حتی جمله برای تحلیل شرایط آینده ایران داشته باشد مقاله خود را خاتمه داده

و تنها به فاکت ها و جملاتی که در روزنامه های ایران به نگارش درآمده بسنده کرده است تا هم خاک بر سری و درماندگی خود را از شرایط جدید به نمایش بگذارد و هم چنته خالی خود را بیشتر و بیشتر عیان سازد .

,,,, این در حالی است که برخی رسانه‌های حکومتی تأکید می‌کنند که در مجلس جدید ارتجاع «هیچ جریانی اکثریت نیست» و «هیچ جناحی نمی‌تواند بگوید اکثریت» را در اختیار دارد.

بعد برای اینکه کوچک وبزرگ به ریش ستون نویس مجاهد که معمولا ازاعضای عالی رتبه این جریان است٬

که این چه سبک تحلیل است که تنها برای رفع دل نگرانی های خود نویسنده بازگو میشود و خدا خدا میکند سال ۹۵ یک اتفاقی بیفتد و نا امیدانه اضافه میکند :

«حاکمیت دوگانه» که این رسانه‌های حکومتی مطرح می‌کنند، … این یعنی برهم خوردن تعادل در درون رژیم. این همان آینه‌یی است که با نگاه در آن، می‌توان وخامت فزاینده اوضاع رژیم را در سال۹۵ به‌روشنی دید.

ستون نویس مجاهد گویا فراموش کرده که در سال های گذشته چندین و چند بار از_ سه سره شدن و – دو سره شدن و چند سر شدن رژیم به کرات سخن پوچ و توخالی ردیف کرده است

آینده ایران مسیر دیگری بجز خشونت طلبی را طی میکند و مات و مبهوت مجاهدین تنها چشم بدست خارجیها جنگ طلب دوخته اند .

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24716

اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ -زمانی برای شکست . زمانی برای سکوت 

 Milad Aryaeeمیلاد آریایی، مزرعه خوبی ها، بیست و یکم آوریل ۲۰۱۶:… خوب این داستان و این گام هایی که بسوی وابستگی طی شد تمامی نداشت و هنوز هم ادامه دارد ولی دوست داشتم نقطه آغاز سلسله شکست های مجاهدین را که دوستانی شاید به خطا فکر میکنند تنها رفتن به عراق بود را بگونه ای دیگر بخوانم و نگاه خودم را مطرح کنم که نقطه آغاز ، پایان مجاهدین به رهبری رجوی شاید اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ بود .نقطه آغازی که از خیابان … 

مسعود رجوی و فروغ جاویدان فرقه رجوی ورشکسته در سیاست و استراتژی

لینک به منبع

اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ -زمانی برای شکست . زمانی برای سکوت

 اردیبهشت ماه ۱۳۶۱، کمتر از یکسال ازشروع شورش مسلحانه مجاهدین در خرداد ماه ۱۳۶۰ میگذشت که با عملیات متعددی که به کشته و زخمی شدن بیش از ۴۰ تن از فرماندهان باقی مانده مجاهدین در تهران تمام شد ، همراه با آن تقریبا میتوان گفت که همه چیز تمام شد و کشتی بلند پروازی های مجاهدین تنها در یازده ماه یعنی کمتر از یکسال به گل نشست .

در پایان شب دوازده اردیبهشت ماه ۱۳۶۰ بود که مجاهدین در تهران که اصلی ترین مکان حضورشان بود تمام شده بودند و خط خروج همه کسانی که آن موقع هنوز بگونه ای زنده یا مخفی مانده بودند از خاک ایران توسط شخص رجوی داده شد .

آن موقع من در مشهد بودم و بشکل مخفی در یک خیاط خانه کار میکردم و شب ها نیز همانجا میخوابیدم و به زندگی ام مخفی ام ادامه میدادم و با توجه به خط داده شده دنبال راهی برای خروج از ایران بودم .

اینگونه بود که مجاهدین خلق در کلیت و بویژه مسعود رجوی شکست تلخ و فراموشی ناپذیر را تجربه میکرد و به بیانی ناقوس پایان عملیات گسترده مجاهدین در تهران و دیگر شهرها زده شد و از همین نقطه بود که شب طولانی و بدور از سحر آنان آغاز گردید .

حال مسعود رجوی یا می بایست بویژه در نبود – موسی خیابانی – مسئولیت شکست و مسئولیت فرار تمام کادرها را از ایران را می پذیرفت و زوایای پنهان این همه خون و مصیبت تاریخی را که تحت رهبری او بوقوع پیوسته بود را اعلام و اعتراف می کرد

و یا با عدم پذیرش شکست و آسمان و ریسمان بافتن به توجیه و جمع بندی یکساله به قول خودش میپرداخت بدون اینکه به ضربات مهلکی که به جنبش ترقی خواهی و آزادی ستانی مردم ایران زده بود اشاره ای داشته باشد و نهایتا راه وابستگی تمام عیار به بیگانگان و صدام حسین که خودش دیکتاتور به نامی در جهان آنروز بود را انتخاب کند.

شور بختانه مسعود رجوی راه دوم را برگزید و شهامت آن را هرگز نداشت کما اینکه تا هم اکنون نداشته است پس بر خون های ریخته شده با پوز خندی معنی دار ، با یک چشم بهم زدن به زیر قبای صدام خزید ، صد البته اول از همه برای – حفظ جان خودش- وبا بی مایه ترین تحلیل ها که اتفاقا هیچکدام هم به مفهوم عمیق کلمه تحلیل سیاسی نبود تلاش و تقلایی برای بقا بدنبال آب سراب را جستجو میکرد. و این چنین بود که:

شکست اتحاد سیاسی با بنی صدر

در گام نخست این تحلیل هزار بار اشتباه مسعود رجوی که با دشمن مردم ایران به بهانه سرنگونی حاکمان تهران راهی را آغاز کرد که بلافاصله منجر به فروپاشی اتحاد با بنی صدری شد که به قول خودش تمام حیثیت سیاسی خود را قربانی آن کرده بود

فراتر از آن به رسم پادشاهان قاجار و کهن ایران برای بالا بردن توان نداشته سیاسی ، از آن خانواده – زن- هم برده بود و میخواست اینطوری هم اتحادش را دو قبضه محکم کند ولی حقیقت سخت تر و سمبه پر زورتر از این ها بود

البته باید خاطر نشان کنم برای مایی که در سازمان بودیم ، در همین بزنگاهها خیلی خوب میشد پشت زمینه ارتجاعی و عقب مانده رجوی را خواند اما افسوس که جوانی و عدم شناخت سیاسی و اعتماد بدون پشتوانه و حقیقی چشمان مان را بد جور بسته بود

راه اندازی و نمایش مضحک ضد جنسیتی در سازمان

گام دومی که رجوی طی کرد و برای پوشاندن خیلی شکست ها برگزید پس از سرازیر شدن زیر قبای دیکتاتور ترین مرد عرب آن روزگار بحث های روحی و روانی ضد جنسیتی در تشکیلات را سازمان داد تا چشم ها بیش از بیش به شکست های ممتد سیاسی بسته تر بماند و با سر کار گذاشتن افراد در شب و روز امیال و مطامع شخصی و نه سیاسی خود را بی سر و صدا پیش ببرد و کما اینکه برد .

تصفیه مخالفان دوره تشکیلات

در گام سوم که تماما و همگی نقطه آغازش همانطور که اشاره کردم ضربات اردیبهشت و لو رفتن آخرین پایگاهها و خانه های تیمی مجاهدین و در پی آن کشته شدن بالاترین فرماندهان نظامی پس از موسی خیابانی و از جمله محمد مقدم بود ،

حذف مخالفان سیاسی خطوط عجیب و غریب تشکیلاتی و قربانی کردن بی سر و صدای آنان بود .

اعضای با سابقه و قدرتمندی چون علی زرکش که بقول خود مجاهدین عالی ترین مقام سازمان نظامی یا بقولی نفر دوم سازمان بود که همه با تبلیغات وارونه سازمان مجاهدین فکر می کردند داخل ایران است اما داخل اتاق بغلی خود مسعود رجوی در پاریس مستقر شده بود و عمیقا هم هیچ قدرتی در سازمان نداشت چون سازمان مدت ها بود از یک سازمان سیاسی وارد مدار فرقه های مذهبی شده بود

از این دست فرماندهان دهان پر کن و اعضای با سابقه بسیار بودند، بطوری که از پرویز یعقوبی بگیر تا فرمانده فتح الله که عملیات فرار مسعود رجوی و بنی صدر را از فرودگاه مهرآباد سازماندهی وفرماندهی کرده بود، بیا بیرون . اما حوادث چگونه پیش رفت ؟ آیا این بار کج به مقصد رسید ؟

خوب این داستان و این گام هایی که بسوی وابستگی طی شد تمامی نداشت و هنوز هم ادامه دارد ولی دوست داشتم نقطه آغاز سلسله شکست های مجاهدین را که دوستانی شاید به خطا فکر میکنند تنها رفتن به عراق بود را بگونه ای دیگر بخوانم و نگاه خودم را مطرح کنم که نقطه آغاز ، پایان مجاهدین به رهبری رجوی شاید اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ بود .

نقطه آغازی که از خیابان های تهران شروع شد و به باور امروز من، نه از کوههای کردستان و پادگان های اهدا شده در عراق . پادگان هایی که سقف های بلند ۶ متری و قلعه هایی که ارتفاع دیوارهایش تا ۸ متر میرسید و در اشرف به سازمان و رهبری اش هدیه شد بود و قرار بود مثلا رزمندگان !! آزادی ایران در آن حفاظت شوند . اما پیش از این محل زندانی شدن مخالفان سیاسی صدام حسین و آزادی خواهان عراق بود که علیه صدام حسین قد برافراشته بودند و بسیاری در همین بندها و سلول ها جان داده بودند ولی اینک این مکان به رجوی رسیده بود و به وی هدیه شده بود .

چقدر تلخ و آزار دهنده است که می بایست این خطوط را بنویسم که نسل ما تا کجا به خطا و اشتباه ، اعتماد خود را نثار گندم نمایان جو فروشی کرد که پیش از این آبروی خود در چهارراه حوادث ایران به یکجا فروخته بودند.

*** 

هفت گناه مجاهدین خلق فرقه رجوی (پشت صحنه ستون پنجم استخبارات عراق در زمان جنگ)

https://youtu.be/ThX9j6-FRMY

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24484

مریم رجوی و بیان استیصال به زبان ساده مادری 

Milad Aryaeeمیلاد آریایی، وبلاگ “مزرعه خوبی ها”، هفتم آوریل ۲۰۱۶:…  راست اش اول کمی شک و تردید کردم ولی بعد از چند بار شنیدن مطمئن شدم او برای اولین بار در ملا عام اعلام می کرد زمان سقوط رژیم و به قدرت رسیدن اش در تهران در دست مجاهدین نیست. از این جمله کوتاه خیلی برداشت ها میتوان کرد مثل اینکه زمان ان دست اسراییل یا کشور های متخاصم و مهاجم است. باید تاکید کرد این بیان خودش پس از ۳۶ سال بیان نوعی اعتراف به … 

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَشعار جدید مجاهدین در سال ۱۳۹۵، «سرافرازی» بجای «سرنگونی»

لینک به منبع

مریم رجوی و بیان استیصال به زبان ساده مادری

در مراسمی که طی چند هفته گذشته در -اورسورآواز -مقر اروپایی مجاهدین در فرانسه برگزار گردید اتفاق بسیار نادری رخ داده است و برای اولین بار مریم رجوی از زبان خودش و از زبان باصطلاح مقاومت !! با بیانی شیوا و به زبان مادری با به نمایش گذاشتن استیصالی بی مانند عنوان کرد :

« به قول خود مجاهدین .. و به قول مقاومت ایران … این مقاومت به نتیجه خواهد رسید ولو اینکه زمان آن خیلی دست ما نباشد ..» – به نقل از سخنرانی مریم رجوی در پاریس –
عجب!! پس از ۳۶ سال و وعده سرنگونی ۶ ماهه در سال ۱۳۶۰ و در بدترین شق موجود سقوط طی ۵ سال با فرض سقوط در دراز مدت که توسط مسعود رجوی در جمع بندی یکساله مقاومت در سال ۱۳۶۱ عنوان شد این چه اظهار نظر مشعشعی است ؟!

آری این عین جملات مریم رجوی است که برای اولین اعلام میکند نمی‌تواند برای پیروزی و سرنگونی زمانی تعیین کند چون که ..زمان آن دست مجاهدین نیست ..

آری این همان بانوی ترور و خشونت است که سال ۲۰۰۰ میلادی را سال سرنگونی اعلام کرده بود . او همانی است که هر سال به دروغ به همراه همسرش مسعود رجوی از همگان تعهد می گرفت و قول سرنگونی و وعده دیدار در میدان آزادی میداد

او همان بانوی تروری است که بواسطه صدها تصمیم ریز و درشت اش بسیاری کشته شدند و با فریب آزادی و رهایی مردم ایران برای مسعود رجوی شب رقص رهایی با همراهی زنان از بخت برگشته مجاهدین را ترتیب میداد

راست اش اول کمی شک و تردید کردم ولی بعد از چند بار شنیدن مطمئن شدم او برای اولین بار در ملا عام اعلام می کرد زمان سقوط رژیم و به قدرت رسیدن اش در تهران در دست مجاهدین نیست. از این جمله کوتاه خیلی برداشت ها میتوان کرد

مثل اینکه زمان ان دست اسراییل یا کشور های متخاصم و مهاجم است.

باید تاکید کرد این بیان خودش پس از ۳۶ سال بیان نوعی اعتراف به شکست و در هم کوبیده شدن است اینها همانهایی هستند که اجازه نمی دادند در تشکیلات جملاتی خیلی نرم تر و معمولی تر بیان شود و صدها مارک و توهین و فحش نثار همگان می کردند و بقول مسعود رجوی پاسخ هر انتقادی تنها مشت آهنین بود و بس . حال این چه نمونه غلط کردم است؟

از نحوه بیان جمله کاملا واضح است این نتیجه یک بحث عمیق درون تشکیلاتی در سطح بالای مجاهدین است که خیلی راحت عنوان شده است.

در این شخصا تردیدی ندارم که رد پای مسعود رجوی نیز در این جمله پیداست چون بدون چراغ سبز او کسی جرات چنین اظهار نظرهایی را ندارد

خوب اشکالی ندارد که مجاهدین در کلیات به چنین نظر گاهی رسیده اند اما ادامه سوال مهمتر این است که چگونه به چنین برداشتی رسیده اند؟

حال چه باید کرد ؟ تکلیف خون هایی که بواسطه تحلیل ها و افکار عقب مانده و ارتجاعی شما پدید آمده است را چه کسی میپردازد؟ مثل همیشه باز هم پاسخگو نیستید .پر واضح است ولی اگر امروز جواب خلق و فرزندان این خلق را ندهید در آن جهان از زیر پاسخگویی نخواهید توانست شانه خالی کنید.

راستی ثمرات زیانبار و نابود کننده در مسیر جنبش آزادیخواهی مردم ایران که بواسطه تیر و تیراندازی شما که سر از وابستگی تمام عیار به عراق و صدام حسین آورد را چگونه مسعود رجوی زیر سبیلی رد میکند. میدانید که تاریخ فراموشکار نیست و صد البته نتایج و شرایطی که همین امروز با آن درگیر هستید از پیامدهای اتو دینامیک همین حقایق سرسخت است .

پس نتیجه گیری مهم آنکه شهامت داشته پای حرف دیروز و امروز خود بایستید و مطلب عنوان شده را از سخنان مریم رجوی بسرعت پاک نکنید . آنچه که سالیان پیش منتقدان شما گفته اند را با تاخیر ۱۰ – ۱۵ ساله تازه به آن رسیده اید را شما در تشکیلات ضد انسانی تان تنها با مشت آهنین و زندان و توهین پاسخ دادید.

جمله ای زیبا از فرهیخته ای میگوید آنچه از آموزگاران نیاموختید روزگار به شما می آموزد.

(پایان)

*** 

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَایرج شکری: توّهم بی پایان .

مریم رجوی عراق صدام حسینتابلو “س = سرنگونی” مریم قجر چی شد؟

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدخانوم مریم رجوی اگه باغبان هستی اول باغچه خودتو بیل بزن (س = سنگ پا)

افشای دروغ بزرگ باندرجوی در باره لایحه دفاعی کنگره آمریکا

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21111

دروغ‌های مریم رجوی در یک نگاه

میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، بیست و پنجم سپتامبر ۲۰۱۵:… این در شرایطی است که افراد درون سازمان تلفن موبایل نمیدانند چیست و از اینترنت حق استفاده ندارند حتی این خبر وحشتناک را تأیید کنم که افراد ختی اجازه داشتن رادیو کوچک شخصی را ندارند حال ببیند رهبر این سازمان چنین ادعایی دارد .. زهی بی‌شرمی و وقاحت.آری این همان دروغ پردازی های همیشگی با دور خیز فریب بیشتر برای رسیدن به مقاصد سیاسی که …

مریم رجوی حقوق بشرسعید ماسوری زندانی چگونه ازبرنامه ی ماهواره ای بی بی سی اطلاع پیدا کرده است؟!

لینک به منبع

دروغ‌های مریم رجوی در یک نگاه

چند روز قبل باز هم مریم رجوی پیامی را برای بازگشایی مدرسه‌ها که به سیاق و تکرار هر ساله آنرا مجبور است انجام دهد انتشار داد که باز هم حاوی مطالب و فریب‌های بود که بر سر راه جوانان دام پهن میکرد.

لازم به ذکر میدانم افشای چهره دروغ گویان به خلق وکسانی که پیوسته به دنبال نوعی کاسبی از خون جوانان وطن هستند هیچ جدا از مبارزه برای دمکراسی خواهی مردم ایران نیست و قایم کردن خود با این بهانه که به لاشه رجوی کاری نداشته باشیم خودش راه گریزو دم خروس بسیار واضحی است برای دست دادن از زیرمیز با همان کسانی که خون جوانان این مرز و بوم را توی شیشه کردند و به تاراج افکارعقب مانده خود فروختند.

بررسی این مهم از این نگاه پاسخی است هر چند کوتاه به این آدم ها..و رندانه به مطالبی اشاره کرده است و من سعی میکنم از خود اطلاعیه شان عیناً بیاورم و در زیر هر کدام واقعیات و حقایق تلخی و رقت باری که بر روزگار این نسل آوردند را بیان کنم.

در این اطلاعیه به مناسبت بازگشایی مدرسه‌ها و دانشگاه ها آمده است

هموطنان ما که از ملیتها و فرهنگها و زبانهای گوناگون برخوردارند، باید بتوانند به‌طور برابر در تصمیمهای ملی مشارکت کنند ))

این در شرایطی است که در مناسبات و تشکیلات مجاهدین هیچ‌گاه در تصمیمات ملی و غیرملی افراد سهیم نیستند و مطالب از بالا به پایین فقط دیکته می‌شود و کسی حق نظر نداشته و ندارد

(.در ادامه آورده شده است:

….( آنان باید بتوانند هویت فرهنگی و دینی و زبانی خود را حفظ کنند

در سازمان مجاهدین هیچ هویت فرهنگی و دینی و زبانی به رسمیت شناخته نمیشود چطور شما به آن چیزی که در مناسبات محدود و کوچک تان اعتقادی ندارید میتوانید در جامعه ایران به آن اعتقاد داشته باشید؟

ما بر آنیم که اختناق و سانسور را در همه اشکال آن از میان برداریم. این شاهراهی است به سوی یک نظام دموکراتیک. .

در سازمان مجاهدین عمیقاً و در تمامی ابعاد سانسور بیداد میکندو تمامی اطلاعات حتی برای همان جمع ۳ هزاره نفره سانسور گردیده و در بولتن های مشخص اخبار طبقه بندی شده و از پایین‌ترین حقوق انسانی و نشر آزاد افکار برخوردار نیستند.

چند سطر پایین‌تر مریم رجوی عنوان کرده است

ما برآنیم که از بیان آزادانه و فعالیت بدون محدودیت، شرایط انتخاب آزادانه را فراهم سازیم و مشارکت سیاسی را شکوفا کنیم.

این هم از همان دروغ بسیار بسیار بزرگ رجوی هاست که به نوع بیان آزادانه و مشارکت سیاسی و غیره متعهد نیستند و حتی کتابخانه‌های محدود با ۲۰ – ۳۰ جلد کتاب که همه‌اش در یک قفسه جا میشد در ۱۵-۲۰ سال پیش برای همیشه جمع کردند و ا ین در خالی بود که در این به اصطلاح کتابخانه فقط کتاب‌ها خود سازمان بود که در گذشته چاپ شده ولی به همان هم دیگر اعتقادی نداشتند.

بگذارید دروازه‌های جهان و تمام دانش و اطلاعات آن به روی جوانان ایرانی گشوده شود.

این در شرایطی است که افراد درون سازمان تلفن موبایل نمیدانند چیست و از اینترنت حق استفاده ندارند حتی این خبر وحشتناک را تأیید کنم که افراد حتی اجازه داشتن رادیو کوچک شخصی را ندارند حال ببیند رهبر این سازمان چنین ادعایی دارد .. زهی بی‌شرمی و وقاحت.

آری این همان دروغ پردازی های همیشگی با دور خیز فریب بیشتر برای رسیدن به مقاصد سیاسی که امروز بیش از همه بر بطلان آن جهان و ایرانیان شهادت داده اند.

و باز هم چند سطر پایین عنوان شده است:

برابری زن و مرد در همه حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی

خوب در جهانی که زنان بیش از مردان استثمار شده و حتی اعضای بدن شان چون رحم شان را بیرون کشیده‌اند که هرگز حس مادرانه را تجربه نکنند در چنین سازمان جهنمی صحبت از برابری مرد و زن میشود.

باز هم بگوییم پایانی بر این همه فریب ئ دروغ نیست و چه بی شرمانه عمر و جان و هستی جوانان این سرزمین گروگان اندیشه ارتجاعی و عقب‌مانده خود کرده‌اند که پوچی‌اش اکنون پس از ۳۵ سال تجربه تلخ پدیدار کشته ولی هیچ کم نمی آوردن چشم در چشم مردم ایران حیا را قی کرده و شرم را سر کشیده اند.

توضیح ضروری

هر کجا که در زیر مطالب خط کشیده شده (در اینجا پر رنگ شده است – ایران اینترلینک) است مربوط به اطلاعیه مریم رجوی رئیس جمهور خود خوانده است

(پایان)

***

همچنین:

چرا نداد هیچ پیامی ، برادر در سال جدید؟

میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، هجدهم آوریل ۲۰۱۵:… خدایی مردم را ببین چه جوری شانس می اورند منظورم همین رژیم است و ما را بگو که زیر آفتاب عراق – له له – میزنیم برای یک توافق نیم بند که افراد مان را در عراق نگه داریم از زمین و زمان میریزند سرمان. ولی ۶ تا کشور با وزیر خارجه شان دست به سینه جلوی ه

اندر مزایای بودن در لیست گروههای تروریستی

میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، ششم آوریل ۲۰۱۵:… یادش بخیر آن قدیم ها ما توی لیست تروریستی آمریکا بودیم و آقا هر جا کم می آوردیم میگفتیم تقصیر ما نیست ، لیست تروریستی امریکا راه بند انقلاب ما شده و هر طور شده بایست آنرا برداشت و اگر آنر برداریم چه ها که نمی کنیم ؟ چه فیل هایی هوا نمی کنیم – بیا

چهارشنبه سوری و گردان های انقلاب !

میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، بیست و یکم مارس ۲۰۱۵:… ما هم که میدانیم و برادر هم خودش خیلی میداند که ما خیلی خیلی پول داریم و میتوانیم سفارش بدهیم مثلا ۲۰ هزار تا از این ربات ها بخریم و همانطور که نشان دادیم ۱۰ هزار نفر را از رومانی و بلغارستان و کشورهای بدبخت بیچاره شرق اروپا اجیر کرده ، همگی
 
 
میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، سیزدهم مارس ۲۰۱۵:… آقا اینها را یک دست باید برنامه گذاشت همگی را دعوت کرده و شام به آنها سالاد اولویه! با سیب زمینی !! بدهیم که البته قبلا تهیه شده و حداقل ۲۴ ساعت زیر آفتاب مهر تابان نگه داری شده باشد و به این ترتیب همگی را مسموم کنیم و شرشان را از سر مقاومت سراسر
 
 
میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، دوم مارس ۲۰۱۵:…  من دلسوزانه به رهبری مقاومت عرض کنم اشرف و لیبرتی و تیرانای آلبانی را فراموش کنید بیایید ببینید اروپا بخصوص در این استکهلم خودمان که من از نزدیک شاهدش هستم چه خبر است. هواداران پرکنده و پراکنده !! شده اند و با خبر هایی که وقت و بی وقت شورای رهبر
 
 
میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، نوزدهم فوریه ۲۰۱۵:… این‌ها زمانی همه رزمنده بودند با هزاران امید و شور و شعف انقلابی که هم آلان مال باختگانی را شبیه هستند که شاید بدرستی نمی‌دانند که مال شان را چه کسی ربوده است، برادر مسعود و خواهر مریم تا در هزار توی دو دلی ها و افسردگی‌ها شاید خودشان بودن