سی خرداد آغاز شکست یک توهم

سی خرداد آغاز شکست یک توهم

سی خرداد آغاز شکست یک توهمعلی جهانی، وبلاگ آیینه، پانزدهم ژوئن 2020:… روند استحاله سازمان مجاهدین به یک فرقه تروریستی و تغییر ماهیت سازمان مجاهدین خلق ایران را به سازمان مسعود و مریم از فردای آغاز شکست آن توهم سی خرداد سال شصت شروع شد. رجوی ابتدا به فرانسه رفت و سعی کرد ادای یک رهبر تبعیدی را در بیاورد و وعده سرنگونی شش ماهه داد ولی خبری نشد و بعد هم که روند رفتن به عراق را که از سال شصت و یک شروع شده بود با رفتن خودش در سال شصت و پنج تکمیل کرد و در اوج جنگ ایران و عراق نوکری تمام عیار صدام حسین دیکتاتور سابق عراق پذیرفته و با حمایت همه جانبه صدام حسین  علیه مردم ایران وارد جنگ شد و به سرباز کشی پرداخت . سی خرداد آغاز شکست یک توهم 

سی خرداد آغاز شکست یک توهمورود سازمان مجاهدین خلق به ‘فاز نظامی’ و پیامدهای آن

سی خرداد آغاز شکست یک توهم

علی جهانی

آقای علی جهانی آلمان

رجوی که با خیانت به بنیان گزاران که منجر به اعدام شان توسط ساواک شاه شد خودش را از اعدام شدن نجات داد و  رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران را تصاحب کرد و بعد از اینکه به همت مردم و قیام ضد سلطنتی شان به همراه سایر زندانیان آزاد شد بخاطر ویژگی منحصر به فرد خودش یعنی قدرت طلبی مفرطی که داشت دچار توهمی شدید شده و  خیز برداشته بود که رهبری انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران را هم مصادره کند. لذا با بها ندادن به  تمایل  اکثریت بزرگ مردم به روحانیت بعد از اینکه کاندیداتوری رجوی برای بخاطر شرکت نکردن در رفراندوم قانون اساسی آقای بنی صدر رئیس جمهور شدند و همچنین بعد از اینکه  مجلس شورای آنزمان تصمیم به غزل بنی صدر رئیس جمهور وقت گرفت رجوی با راه اندازی یک تظاهرات عظیم در تهران در اواخر  خرداد سال شصت  قصد  قدرت نمایی و منصرف کردن مجلس از تصمیم خودش مبنی بر عزل بنی صدر و نهایتا رجوی فکر می کرد سریع و آسان   رهبری انقلاب ضد سلطنتی مردم و قدرت را تصاحب خواهد نمود و لی بعد از شکست این قدرت نمایی خیابانی رجوی  در سی خرداد شصت اعلام مبارزه مسلحانه کرد و آغاز شکست یک توهم و یک تئوری اشتباه و تحلیل نادرست از شرایط جامعه و اهمیت ندادن به  خواست اکثریت مردم ایران بود. رجوی برای بدست آوردن همه چیز سه دهه تلاش نا فرجام کرده و شکست خورد و بعد از سقوط صدام حسین دیکتاتور سابق عراق اکنون حدود هفده سال هست که بدون هیچ چیز مفقود الاثر می باشد و بعضی ها مثل ترکی فیصل معتقدند که مرحوم شده است.

سی خرداد امسال و مجاهدین رجوی در آلبانی

همچنین روند استحاله سازمان مجاهدین به یک فرقه تروریستی و تغییر ماهیت سازمان مجاهدین خلق ایران را به سازمان مسعود و مریم از فردای آغاز شکست آن توهم سی خرداد سال شصت شروع شد. رجوی ابتدا به فرانسه رفت و سعی کرد ادای یک رهبر تبعیدی را در بیاورد و وعده سرنگونی شش ماهه داد ولی خبری نشد و بعد هم که روند رفتن به عراق را که از سال شصت و یک شروع شده بود با رفتن خودش در سال شصت و پنج تکمیل کرد و در اوج جنگ ایران و عراق نوکری تمام عیار صدام حسین دیکتاتور سابق عراق پذیرفته و با حمایت همه جانبه صدام حسین  علیه مردم ایران وارد جنگ شد و به سرباز کشی پرداخت . رجوی که با حمایت همه جانبه صدام حسین ارتش به اصطلاح آزادی بخش را تاسیس کرد تا تحت عنوان عملیات سرنگونی علیه مردم ایران دست به اقدامات تروریستی بزند.  ارتش آزادی که اعضایش هیچ آزادی نداشتند و رجوی خطاب به فرماندهان می گفت همواره با سه تا ” ت ” یعنی تیغ و تبر  تپانچه بالای سر نیروهای سازمان باشند تا به محض اعتراض به عملکرد سازمان توسط آنها شدیدا سرکوب شان کنند و در همین رابطه ما شاهد راه اندازی زندان های معترضین در سال هفتاد و سه بودیم که سازمان به دستور شخص رجوی در محل اسکان قرارگاه اشرف که قبل از طلاق های اجباری محل سکونت نیروهای متاهل سازمان بود ؛ بودیم . بله دوستان رجوی که پشتش به اربابش یعنی صدام حسین گرم بود با بستن یک کلت و بدست گرفتن یک شمشیر که می گفت شمشیر ذوالفقار امام علی (ع) هست قدرت نمایی می کرد و آنچنان   دچار توهمی بلاهت بار شده بود که خودش را معصوم می دانست و خطاب به نیروهای سازمان می گفت در روز قیامت اگر بگوئید از جماعت رجوی هستید بخشیده شده و به سلامت رد می شوید . ولی الان ملاحظه می فرمائید که بعد از سقوط صدام حسین این پدرخوانده تروریستی رجوی خودش مفقود الاثر شده و نیروهای سازمان خلع سلاح شده و قلعه استراتژیکی اشرف را از دست دادند و با تو سری از عراق اخراج شده و به کمپی در کشور آلبانی منتقل شدند و نیروهای سازمان هم که عمدتا مسن و بیمار هستند و ما هر روز شاهد مرگ و میر در زندانی تحت عنوان اشرف سه هستیم و همچنین علی رغم اینکه مریم عضدانلو سرکرده فعلی این سازمان فرقه گرا و تروریستی وعده سرنگونی را به نیروهایش با کانون های به اصطلاح شورشی که توهم و دروغی بیش نیست می دهد ما شاهد ریزش روز افزون نیرویی در سازمان هستیم که این مسئله تبدیل به  یک مشکل اساسی برای سازمان فرقه گرا و تروریستی رجوی شده و این سازمان  و تشکیلات قرون وسطایی و پوسیده اش را در آستانه فروپاشی کامل قرار داده است.

لینک به منبع

سی خرداد سر آغاز خیانت دو باره به خلق ایران توسط فرقه تروریستی رجوی

سی خرداد آغاز شکست یک توهم

***

مجاهدین خلق سی خرداد و شکست مبارزه مسلحانهنقش مجاهدین در سی خرداد سال ۱۳۶۰ و درسهایی که آموخته نشد

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-سی-خرداد-و-شکست-مبارزه-مسلح/

مجاهدین خلق سی خرداد و شکست مبارزه مسلحانه

مجاهدین خلق سی خرداد و شکست مبارزه مسلحانهغفور فتاحیان، انجمن نجات از فرقه ها ، پاریس، بیست و دوم ژوئن 2019:… سی خرداد سال شصت و سالهای سیاه پس از آن مشخص شد که شخص مسعود و سران جنایتکار فرقه اش به دلیل تمامیت خواهی و دیکتاتوری و قدرت طلبی و انحرافشان از اصول و پایه های اصیل سازمان مجاهدین در ایجاد بن بست امروز اپوزیسیون و مبارزۀ آزادیخواهانۀ مردم ایران نقش اساسی داشته و دارد. امروز نیز همکاری و هم دستی و هم آوایی سران فرقۀ رجوی با جنایتکارترین جنگ طلبان امریکا برای حمله به ایران و تشویق جنگی ویرانگر برای به آتش کشیدن کل منطقه ادامۀ همان آتش افروزی شان در سی خرداد سال شصت می باشد. مجاهدین خلق سی خرداد و شکست مبارزه مسلحانه 

مجاهدین خلق سی خرداد و شکست مبارزه مسلحانهنقش مجاهدین در سی خرداد سال ۱۳۶۰ و درسهایی که آموخته نشد

مجاهدین خلق سی خرداد و شکست استراتژیک مبارزه مسلحانه

سی خرداد یاد آور شکست استراتژیک مبارزه مسلحانه و چریک شهری

غفور فتاحیان

غفور فتاحیان پاریس

مرحوم رجوی سالها پیش در زیر سایه صدام دیکتاتور سرنگون شده عراق فکر می کرد که همیشه همینطوری است و برای صد سال هم همین سایه صدام روی سرش خواهد بود؛ این است که روی سن می رفت و در مقابل ارتش ورشکستۀ خود از این خط و مشی سی خرداد دفاع می کرد و آن را پاسخ به ضرورت تاریخ سازمان می نامید و میگفت که ما در سی خرداد رفتیم که مجلس و تمام دستگاه رژیم را اشغال کنیم و تمام کسانی که شرکت کرده بودند آتش به اختیار بودند تا اینکه مبارزه مسلحانه مان را آغاز کردیم.

ولی روزگار گذاشت و روند تاریخ همه چیز را مشخص کرد و برای خود رجوی هم عیان شد که بالاترین اشتباه استراتزیک او این بود که شرایط و اوضاع و احوال ایران و انقلاب ایران را نشناخته بود بعد هم خودش از صحنه مبارزه فرار کرد و تمام نیروهایش را تک و تنها در ایران گذاشت و این باعث شد که دست جمهوری اسلامی برای سرکوب مخالفین باز شود. حال من به جزئیات آن نمی پردازم زیرا ساعتها وقت برای نوشتن می خواهد و فقط اشاره من به اشتباه استراتزیک رجوی در این رابطه می باشد.

در دو و نیم سال بعد از انقلاب فضا بسته نبود و همۀ گروهها و جریانات سیاسی و ملی و فرهنگی و صنفی آزاد بودند و آزادنه فعالیت و تبلیغ می کردند و اجتماعات تشکیل می دادند و سرکوب دولتی و رسمی وجود نداشت. احزاب و نیروهای سیاسی برخاسته از انقلاب قوی بودند هر چند به علت دوری تحلیلهایشان از شرایط فرهنگی و اجتماعی ایران رو به ضعف می رفتند ولی بعد از حوادث سی خرداد و آغاز خشونت و ترورها توسط رجوی تحت عنوان مبارزۀ مسلحانه که از عدم شناخت و تطابق با موقعیت و فرهنگ و شرایط اجتماعی و مردمی به علاوۀ شخصیت خودمدار رجوی و تفکرات استالینی و چه گوارایی مبنی بر مقایسۀ جامعۀ ما با جامعه های انقلاب کردۀ دیگر ناشی می شد دیگر فضا کاملا بسته شد و میدانی برای عرض اندام هیچ نیرو و جریانی آزادیخواه و دموکراسی طلب حتی آنها که هیچ مشارکتی فکری و عملی با رجوی نداشتند باقی نماند بلکه همه ضربه خوردند. اگر رجوی دست به این اقدام نمی زد جامعۀ ما که بنی صدر را انتخاب کرده بودند در همان مسیر به خوبی می توانستند با جریانات استبدادی جامعه مبارزه کرده و پیروز شوند.

ولی رجوی درطی این سالیان هیچ درسی از این آشوبی که به پا کرده بود نگرفت و با دروغ و شیادی آن را در تبلیغات بیرونی یک تظاهرات مسالمت امیز و اینکه با دست خالی و اعتراض بود که به خاک و خون کشیده شد مطرح می کرد ولی واقعیت فضیه این بود که نقش سیاستهای فرقۀ رجوی و تشکیلات منسجم آن زمان در ایجاد خشونت و به بن بست کشاندن فضای سیاسی جامعه آنروز آشکار است همانگونه که پس از گرویدن به ارتش خصوصی صدام حسین در عراق با فرستادن تیم های ترور و همکاری اطلاعاتی در بمباران و بمب گذاری در خیابانهای ایران و در به قتلگاه فرستادن یک نسل از هیچ کوششی فروگذار نکرد.

سی خرداد سال شصت و سالهای سیاه پس از آن مشخص شد که شخص مسعود و سران جنایتکار فرقه اش به دلیل تمامیت خواهی و دیکتاتوری و قدرت طلبی و انحرافشان از اصول و پایه های اصیل سازمان مجاهدین در ایجاد بن بست امروز اپوزیسیون و مبارزۀ آزادیخواهانۀ مردم ایران نقش اساسی داشته و دارد.

یک سال پس از شکست فضاحت بار جنگ شهری، خود مسعود رجوی در به اصطلاح جمعبندی یکسالۀ مقاومت به اشتباهاتش اعتراف کرد ولی به جای نقد واقعی و اساسی از عملکردها و تصمیمات ضد انقلابی اش فقط گفت که ما به میزان سرکوبگری رژیم و نیز به اهمیت جنگ ایران و عراق و نقش آن کم بها دادیم!! یعنی علت شکست ما ساده انگاشتن مبارزه با رژیم بود!! و این به معنی اعتراف به حماقت و کودنی رهبری خود بود و بس.

مسعود رجوی با به راه انداختن شعبدۀ انقلاب ایدئولوژیک در درون سازمان با کیش شخصیت و تقدس دادن به خودش و همسرش مریم نسل به جاه مانده از انقلاب را به تباهی کشاند که امروزه در خیابانهای تیرانا در آلبانی خود را نشان می دهد.

امروز نیز همکاری و هم دستی و هم آوایی سران فرقۀ رجوی با جنایتکارترین جنگ طلبان امریکا برای حمله به ایران و تشویق جنگی ویرانگر برای به آتش کشیدن کل منطقه ادامۀ همان آتش افروزی شان در سی خرداد سال شصت می باشد.

ولی فرقه رجوی از آن شکست استراتژیک جنگ شهری و بعد هم ارتش نابوده شده اش درسی نیاموخته و عبرتی نگرفت و همچنان این استراتژی و تفکر جنگ و خشونت را در صحنه های دیگر و امروز که شاخش شکسته است در صحنۀ بین المللی و با آویزان شدن به عمو سام تکرار می کند.

پاریس انجمن نجات از فرقه ها

مجاهدین خلق سی خرداد و شکست استراتژیک مبارزه مسلحانه

لینک به منبع

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سی-خرداد-سال-شصت-بلاهت-رجوی-در-رسیدن-به/

سی خرداد سال شصت بلاهت رجوی در رسیدن به قدرت

 Nazari-Mansourمنصور نظری، ایران اینترلینک، بیست و دوم ژوئن 2016:… سی پنج سال از تصمیم خیانتکارانه رجوی در سی خرداد سال شصت گذشت روزی که او فرمان خونریزی را صادر کرد و در پی ان هزاران انسان بی گناه کشته شدند .انزمان که همه ما جوان بودیم و هنوز گرما وسرمای روزگار را نچشیده بودیم و فکر میکردیم که رجوی در تلاش برای اجرای عدالت و ازادیست اما با گذشت زمان متوجه شدیم که این امامزاده کور میکند ولی شفا نمی دهد … 

ورود سازمان مجاهدین خلق به ‘فاز نظامی’ و پیامدهای آن

مسعود خدابنده بی بی سی ورود سازمان مجاهدین خلق به فاز نظامی
(مسعود خدابنده، بی بی سی، ژوئن ۲۰۱۱)

https://iran-interlink.org

سی خرداد سال شصت بلاهت رجوی در رسیدن به قدرت

منصور نظری سی پنج سال از تصمیم خیانتکارانه رجوی در سی خرداد سال شصت گذشت روزی که او فرمان خونریزی را صادر کرد و در پی ان هزاران انسان بی گناه کشته شدند .انزمان که همه ما جوان بودیم و هنوز گرما وسرمای روزگار را نچشیده بودیم و فکر میکردیم که رجوی در تلاش برای اجرای عدالت و ازادیست اما با گذشت زمان متوجه شدیم که این امامزاده کور میکند ولی شفا نمی دهد و نه تنها کور میکند بلکه ملتی را نیز به خاک وخون میکشد .ان روزگار انقلاب ایران تازه وارد سال دوم خود شده بود و رویای ما بعنوان نیروی جوان رشد و شکوفائی میهنمان و مردممان بود و نه هیچ چیز دیگر اما رجوی در سودای دیگری که نامش قدرت بود تمام امال و ارزوهای این نسل را با برافراشتن پرچم جنگ مسلحانه به خون کشید .

امروز سی پنج سال از ان روزهای خونین میگذرد که رجوی با خیره سری و بلاهت بر سر میهن ما اورد دستاوردهای رجوی پس از سی پنج سال از ان روز خونین جز لکه ننگ و روسیاهی ابدی چیز دیگری برای او باقی نگذاشته است و از طرفی دیگر هزاران خانواده ویران شده هزاران انسان برخاک افتاده و هزاران زخم ترمیم نیافته که همه اینها ثمره فرد اوست او که امروز حتی نیست که پاسخ بدهد چرا ؟ او نیست و نمی خواهد که باشد تا پاسخ بدهد چه کرد بر جوانان ومردم ایران ؟

اری سی پنج سال از ان روزهای خونین میگذرد بسیاری از خانواده ها از هر طرف داغدار و یتیم شده اند هزاران خانواده بر ویرانه های کاشانه شان به عزا نشسته اند و مصبب اصلی که گم شده است همو که فرمان جنگ مسلحانه را صادر کرد و خودش از کشور گریخت و امروز هم با زگریخته است معلوم نیست چرا؟ اما ما میدانیم چرا میگریزد ؟او در این سی و پنج سال به اندازه تمام تاریخ یکصد ساله ایران دستش در خون و خیانت اغشته است او میگریزد زیرا که پاسخی ندارد که بدهد که در این سی پنج سال چه کرده است ؟ او میگریزد تا کسی پیدایش نکند که از او بپرسد چگونه به اعتماد یک نسل خیانت کرد چگونه سوار بر موج اعتماد یک نسل جز ویرانی و خونریزی ببار نیاورد اری او همه اینها را میداند و بصورت قانونمند پنهان شده است تا کسی پیدایش نکند و نپرسد که چه بودی چه کردی و چه هستی .

نتیجه عملکرد مسعود رجوی در طی سی و پنج سال گذشته چه از نظر سیاسی چه از نظر ایدئولوژیک چه از نظر تشکیلاتی مسیری در جهت نابودی تمام ساختارهای انسانی و فرم های مرسوم در هر حزب و سازمانی بوده است و در نتیجه او سازمان مجاهدین را به یک فرقه و سکت خطرناک تبدیل کرد .

فرقه ای که حتی در مواجه با پدران و مادران سالخورده که برای دیدار عزیزانشان مراجعه میکنند زنجیر پاره میکند و با کثیف ترین شیوه های ضد انسانی مانع دیدار انها میشود رجوی خوب میداند کافیست پنجره و روزنه ای به بیرون از حصار سازمان یا فرقه باز شود این کافیست تا تمام بنیادهای فرقه زیر علامت سوال برود و رجوی این را خوب میفهمد بهتر از هر کسی هم میفهمد .قانون فرقه ها همیشه همین بوده و همیشه همین خواهد بود که برای سرپا نگه داشتن فرقه باید قربانیان را از جامعه دور نگه دارند باید قربانیان همیشه در حصار و بمباردمان عقیدتی و ایدئولوژیک قرار داشته باشند تا فرقه سرپا بماند اما این تمام ماجرا نیست فرقه ها همیشه بدلیل ساختار ضدانسانی شان در معرض فروپاشی قرار دارند کافیست قربانیان هوای ازاد تنفس کنند کافیست به دنیای به بیرون از خودشان وصل شوند این همان نقطه ای است که فرقه ها فرو میریزند دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد به قول نویسنده معروفی که تحقیقات گسترده ای از مسیر طی شده سازمان مجاهدین داشته و بدرستی انرا بیان داشته است

مجاهدین در حال حاضر جریانی هستند عقب مانده از تاریخ که با رویاهای واهی خود سرخوشند و تنها از درون خود تغذیه میکنند، تغذیه از ذخیره ای که به سرعت در حال تمام شدن است و احتمالا با خروج همه آنها از عراق و از لیبرتی و رسیدن به آلبانی به تاریخ خواهند پیوست.

***  

همچنین: