شرکت مریم سنجابی و ابراهیم خدابنده در کنفرانس بین المللی “جهان علیه خشونت و افراطی گری”

شرکت مریم سنجابی و ابراهیم خدابنده در کنفرانس بین المللی “جهان علیه خشونت و افراطی گری”

انجمن نجات، مرکز تهران، پانزدهم دسامبر ۲۰۱۴:…  سنجابی و خدابنده در خلال گفتگوها و دیدارهای متعدد و گسترده خود در طی دو روز کنفرانس، بعد از ارائه توضیحات و گزارشاتی در خصوص آخرین وضعیت فرقه رجوی، بر ضرورت مبرم برقراری ارتباط فوری قربانیان گرفتار در اردوگاه لیبرتی با خانواده های دردمند و رنج دیده شان تأکید نمودند که در تمامی موارد، خواست آنان بدون استثناء مورد تأیید کامل مقامات خارجی …

گزارش کمپ لیبرتی 4گزارش چهارم از بغداد، نوامبر ۲۰۱۴

لینک به منبع

شرکت مریم سنجابی و ابراهیم خدابنده در کنفرانس بین المللی “جهان علیه خشونت و افراطی گری”

کنفرانس بین المللی “جهان علیه خشونت و افراطی گری” در روزهای ۱۸ و ۱۹ آذر ماه از جانب دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه ایران با حضور صدها نماینده از ۵۳ کشور جهان در تهران برگزار شد. این کنفرانس در روز سه شنبه ۱۸ آذر در محل اجلاس سران با خوش آمد گوئی دکتر محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه و سخنرانی دکتر حسن روحانی رئیس جمهور افتتاح گردید. در جلسه افتتاحیه همچنین آصف علی زرداری رئیس جمهور سابق پاکستان، شل ماگنه بوندویک نخست وزیر سابق نروژ، محمد محقق معاون رئیس امور اجرائی افغانستان، و دومینیک دو ویلپن نخست وزیر سابق فرانسه سخنرانی کردند.

سخنرانان جلسات بعد از ظهر نیز از جمله ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه عراق، ولید معلم وزیر امور خارجه سوریه، عدنان منصور وزیر امور خارجه پیشین لبنان، حبیب بن محمد الریامی معاون وزیر خارجه عمان، جورجیوس لاکوو وزیر خارجه سابق قبرس، ورنر فاسلبند وزیر دفاع سابق اتریش، بودیمیر لونکار وزیر امور خارجه یوگوسلاوی سابق، آشوت هواکیمیان معاون وزیر خارجه ارمنستان، عتیق الله آتیسمال کفیل وزیر خارجه افغانستان، ترسیتا کینتوس دلس وزیر مشاور صلح فیلیپین، و نظام الدین شمس الدین زاده زاهدی معاون وزیر امور خارجه تاجیکستان بود.

جلسات مختلف در روز دوم نیز ادامه یافت که افرادی همچون کریم عبدالفتاح معاون وزیر امور خارجه مصر، عصام الدین علی عبدالله مسئول ضد تروریسم وزارت کشور سودان، توره اوتاروستبی شهردار صلح نروژ، خوزه ویسنته آوالوس معاون اجرائی رئیس جمهور ونزوئلا، ساموئل سانتوس لوپز وزیر امور خارجه نیکاراگوئه، فلیکس کارلوس پروتو جینس پین هیرودی کیروز عضو پارلمان فدرال برزیل، و عبدالحمید دشتی رئیس کمیته حقوق بشر پارلمان کویت به سخنرانی پرداختند. در پایان این جلسات خانم دکتر منصوره کرمی، همسر شهید مسعود علیمحمدی دانشمند هسته ای، به نمایندگی از جانب انجمن قربانیان ترور در ایران سخنرانی نمود. بیانات دکتر کرمی مورد استقبال بی نظیر مقامات و رسانه های شرکت کننده قرار گرفت.

شخصیت های سیاسی و اجرائی و دیپلمات ها و مسئولین سازمان های غیر دولتی از کشورهای مختلف، سه شنبه شب در ضیافت شام دکتر ظریف در هتل آزادی شرکت نمودند. مریم سنجابی عضو سابق شورای رهبری و ابراهیم خدابنده از مسئولین سابق روابط بین المللی فرقه مخرب رجوی نیز در جلسه افتتاحیه و ضیافت شام و اغلب جلسات موازی برگزار شده در طی دو روز کنفرانس حضور یافته و به صورت فعال با غالب شرکت کنندگان و ارباب رسانه های خارجی به گفتگو و تبادل نظر پرداختند. آنان همچنین مصاحبه هائی از جمله با شبکه تلویزیونی الفرات عراق به انجام رسانده و نقطه نظرات خود در خصوص فرقه رجوی و معضل عدم دسترسی خانواده ها به عزیزان خود در اردوگاه لیبرتی را مطرح نموده و از مقامات عراقی اقدام عاجل در این رابطه را خواستار شدند.

ابراهیم خدابنده مریم سنجابی

سنجابی و خدابنده در خلال گفتگوها و دیدارهای متعدد و گسترده خود در طی دو روز کنفرانس، بعد از ارائه توضیحات و گزارشاتی در خصوص آخرین وضعیت فرقه رجوی، بر ضرورت مبرم برقراری ارتباط فوری قربانیان گرفتار در اردوگاه لیبرتی با خانواده های دردمند و رنج دیده شان تأکید نمودند که در تمامی موارد، خواست آنان بدون استثناء مورد تأیید کامل مقامات خارجی شرکت کننده در کنفرانس قرار گرفته و همگی قول مساعد دادند تا در این مقوله، که صرفا جنبه حقوق بشری داشته و حاصل عملکرد رهبری یک فرقه خشونت طلب افراطی است، در حد توان و ظرفیت خود تلاش نمایند.

خدابنده همچنین با ژان ماریه گنو رئیس گروه بین المللی بحران، علی الدباغ سخنگوی سابق دولت عراق، یان اوبرگ از مسئولین بنیاد فراملی تحقیقات صلح سوئد، ریچارد بیکن نماینده مجلس عوام انگلستان، هارولد کیندرمن رئیس شورای روابط خارجی آلمان، مارتین فلیشر نایب رئیس مؤسسه شرق/غرب بروکسل، کاردینال تئودور مک کاریک از آمریکا، جیم اسلاتری نماینده سابق کنگره آمریکا، و بسیاری از مقامات و مسئولین دولتی و نهادهای غیر دولتی و حقوق بشری شرکت کننده به صورت مفصل صحبت کرده و آنان را به صورت مبسوط در جریان آخرین وضعیت فرقه رجوی و گروگان های گرفتار در اردوگاه لیبرتی قرار داد.

ابراهیم خدابنده الجعفری

ابراهیم خدابنده همچنین دیداری با ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه عراق بعمل آورد و خواست عاجل خانوادها مبنی بر برقراری امکان ارتباط با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی را مطرح نمود که با همدردی و قول همکاری ایشان با خانواده ها مواجه گردید. در این دیدار آقای جعفری تأکید کرد که سازمان خلق یک فرقه تروریستی است که علیه ملت عراق دست به جنایات بسیاری زده و خروج آنها از عراق و محاکمه سرانشان خواست مبرم تمامی جناح ها و جریانات سیاسی در عراق با هر گرایشی می باشد. او گفت که ممانعت از دیدار اعضای این فرقه با بستگانشان طی سالیان متمادی خود گویای ماهیت رهبران این گروه است.

این کنفرانس در بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۹ آذر با سخنرانی دکتر ظریف و جلسه پرسش و پاسخ با ایشان به کار خود خاتمه داد.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14347

دیدار سفیر ایران در عراق از کمپ اشرف / سرفصلی جدید در وضعیت سازمان مجاهدین

مریم سنجابی، ندای حقیقت، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۴:…  در صدر خبرها بازدید جالب آقای دانایی فر سفیر ایران از کمپ اشرف می باشد  همان کمپ و غار محل اسیران فرقه که سال ها در زمان صدام حسین در آن محبوس بودند و نمی توانستند از آن خارج شوند. همان محلی که مردان و زنانی نگون بخت بیست سی سال از عمر خویش را دربیابان ها در سخت ترین شرایط بسر بردند در حالیکه رجوی با فاصله کمی در …

دانایی فر کمپ اشرف 1بازدید سفیر جمهوری اسلامی از پادگان اشرف

العبادی روحانیحیدر العبادی: منافقین (فرقه رجوی) تروریست و جنایتکاراند. اقدام لازم را انجام میدهیم

لینک به منبع

دیدار سفیر ایران در عراق از کمپ اشرف / سرفصلی جدید در وضعیت سازمان مجاهدین

در چند روز گذشته دو نفر دیگر از کمپ لیبرتی خارج شدند و در چند ماه گذشته نیز ۶ نفر دیگر موفق به فرار و جدایی از تشکیلات شده بودند.

به گفته خبرگزاری ها اخیرا” نیز ۱۱۵ نفر از کمپ لیبرتی به آلبانی اعزام شدند.

و اما در صدر خبرها بازدید جالب آقای دانایی فر سفیر ایران از کمپ اشرف می باشد

همان کمپ و غار محل اسیران فرقه که سال ها در زمان صدام حسین در آن محبوس بودند و نمی توانستند از آن خارج شوند. همان محلی که مردان و زنانی نگون بخت بیست سی سال از عمر خویش را دربیابان ها در سخت ترین شرایط بسر بردند در حالیکه رجوی با فاصله کمی در همان محل ها برای خویش کاخ هاو پناهگاه هایی عظیم برپا می کرد.

کمپ اشرف همانجایی که رجوی در شعارها و ادعاهایش می گفت ” کوه زجا بجنبد اشرف زجا نجبند” و شعارهای دیگری همچون «اگر اشرف بایستد دنیا هم خواهد ایستاد» و یا «سیاج اشرف مرز سرخ است و کسی حق نزدیک شدن به آن را ندارد» ویک سری دیگر از لاف ها و گزاف ها … در طی ۸ سال پس از سقوط صدام برای حفظ جان خویش و جلوگیری از فروپاشی تشکیلات…

البته در گذر تاریخ دیدیم که کوه ها از جای خود نجبندید ولی کمپ اشرف جنبید و تار ومار شد.

واگر پادرمیانی همین سفارت ایران وآقای سفیر و سیاست مداران دست اندکار و انجمن نجات و خانواده ها… نبود که ارتش عراق و سایر گروه های رسمی و غیر رسمی که سه دور به کمپ اشرف حمله بردند بیش از این کمپ اشرف را تارمار کرده و ساکنان آن را قلع و قمع می کردند.

همچنین جا دارد یادآوری کنم در همان روزگار قدرت صدام در عراق یکبار رجوی در ادامه خوش خدمتی ها به صدام و خیانت هایش رجز خوانی نمود کاری خواهیم کرد که (آقای) رفسنجانی باپای پرهنه به عراق بیاید و به مجاهدین التماس کند… و حال باز هم در گذر روزگار به روزی رسیدیم که سفیر ایران در عراق البته نه به عنوان پیروزی و شاید بخاطر تفریح دیداری هم از کمپ اشرف انجام دادند.

با توجه به پیش آمدن این موضوع در سیرحوادث خوب است اشاره ای هم به وضعیت جداشدگان درچند سال اخیر در همین ارتباط و سرپل هتل مهاجر داشته باشیم.

از سال۱۳۷۲تا۱۳۸۲یعنی به مدت یک دهه مسعود رجوی در طی یک سخنرانی مستبدانه که ادعای لنین را درآورده و درحالیکه پشتش به صدام حسین و زندان های مخوف ابوغریب گرم بود. اعلام کرد از این پس با هر کس که قصد خروج از سازمان را داشته باشد با “مشت آهنین” برخورد خواهیم کرد و خروج از سازمان را ممنوع اعلام نمود در همان روزها بود که حکم معروف قتل جدا شدگان را نیز اعلام نمود

وی در این جلسات گفت اولا که خروج نداریم و بایستی همه «مجاهد» شوند و سپس طی اعلام قانون هایی من درآوردی از جمله گفت هر کس که قصد خروج …دارد ابتدا بایستی دو سال در زندان های سازمان و بعد هم ۸ سال را در زندان ابوغریب عراق سپری کند و بعد اگر زنده ماند شاید پایش به دنیای خارج برسد…

تا سال ۱۳۸۲ وضع به همین منوال بود .. دهها نفر که خواهان خروج بودند یا پس از فرار دستگیر شده و تحویل زندان های مخوف داده می شدند و یا دست به خودکشی می زدند ….پس ازسقوط صدام که راه عبوری برای نیروها باز شد در قدم اول حدود ۷۰۰ نفر در طی یکی دو سال از کمپ اشرف فرار کردند و از آنجاییکه بازهم نمی توانستند به راحتی به دنیای خارج برسند به مدت ۴ سال دیگر در طیف آمریکایی ها محبوس ماندند.

با برچیده شدن بساط تیف و رفتن نیروهای آمریکایی کم کم راه خروج و امید به فرار بیشتر شد.

فکر می کنم در همین حوالی بود که امکانی در پایتخت عراق بغداد و با پیشنهاد دولت عراق و کمیساریا و پذیرش سفارت ایران درنظر گرفته شد.

از آنجاییکه کشور عراق در جهان سوم و فاقد بسیاری از تسهیلات برای پناهندگان می باشد. سفارت ایران هزینه بسیاری از تسهیلات را متقبل شده است.

و به نظر من یکی از سیاست های ویژه و انسانی در رابطه با جداشدگان می بود.

زمانیکه رجوی در زمان صدام عربده می کشید بین ما و ایران دریایی از خون است و اجازه گوش دادن به حتی یک صدای ایرانی و یک موج رادیو و یا یک کانال تلویزیونی را به اعضایش نمی داد و رادیوهای فرسوده وقدیمی را هم که بندرت بعضی افراد داشتند با طرح و حیله از کمدهایشان کِش می رفتند … و در حالیکه در کمپ مخوف اشرف حتی زمانی که افراد درخواست داشتند بازی فوتبالی را نگاه کنند در سراسر کمپ ممنوع بود که این مسابقات را از شبکه های ایران برای افراد پخش کنند و در حالیکه حتی ورود یک جنس ایرانی! دیدن یک فیلم ایرانی برای افراد ممنوع شده بود

ودر طی این سالیان تلاشی سخت برای بیگانه کردن افراد با فرهنگ ایران و ایرانی می شد و تمامی حق و حقوق و مواهب ایران و ایرانی برای همه اعضا ممنوع بود.

در مقابل به جرئت می توان گفت در حالیکه صدرصد ایرانیان خارج کشور و همه افرادی که بدلایلی در کشور خود حضور ندارند و در یک کشور دیگر مستقر هستند از تمامی تسهیلات و امکانات سفارت های تابعه خود در خارج کشور استفاده می کنند.

در طی سالها به تمام اعضای سازمان تابو سازی از سفارت ایران و مردم ایران و تمام مطالب فوق که گفته شد آموزش داده می شد و در دل افراد تخم کینه کاشته می شد

بطوریکه با نام سفارت و یا نیروی انتظامی ایران موجی از وحشت و نفرت در دل ها می پراکندند.

و سعی میکردند همه را از این حقوق انسانی و طبیعی خود محروم کنند و رجوی حتی به تیم های ارسالی به ایران دستور می داد «در صورت مواجه با نیروی انتظامی یا شکیک کنید و بکشید و یا اگر محاصره شدید عمل انتحاری کنید و زنده دستگیر نشوید.»

و درحالیکه در تمامی پیام هایش موجی سراسر از نفرت و کین خواهی نهفته است.و حتی اعضا را مجبور می کردند خانواده های خود را الدنگ خطاب کرده به آنها سنگ بزنند و ممانعت از دیدار خانواده ها بعد از سالها می نمود…

در همین حال با دیدی ویژه که حاکی از دنیای نوین و گذشت از نجات یافتگان و شناختی جدید از سازمان بود از طرف سیاست گذاران به این نتیجه رسیدند که بیش از ۹۰ درصد اعضای این سازمان قربانیانی هستند که به اجبار در این مکان ها نگهداری می شوند

و درراستای همین سیاست سفارت ایران نیز با صرفنظر از سابقه افراد جدا شده که سال ها در کمپ های سازمان بودند با عدم تبعیض تمامی تسهیلاتی که یک سفارت می تواند در اختیار تابعین خود قرار دهد در اختیار نفرات جدا شده قرار داده است.

در این رابطه هتل مهاجر نیز تقریبا یک مکان با دسترسی بین المللی بوده است افرادی که در طی بیست سی سال اجازه نداشتند که حتی یک تلفن موبایل داشته و یا یک شبکه تلویزیونی را نگاه کنند ودر طی سال ها در تشکیلات همواره به آنها امر و نهی و توهین می شده و هیچ گونه اختیاری نداشتند به محض ورود به هتل مهاجر تمامی تسهیلات وارتباطات در اختیار انها قرار می گیرد.

پس از آن هیئت هایی از طرف کمیساریای بین المللی حقوق بشر و صلیب سرخ و دولت عراق و از طرف سفارت ایران در دسترس جداشدگان بوده و افرادی که برای بیست سی سال حتی برای یک لقمه غذای آنان تشکیلات تصمیم می گرفت … به آنها این اختیار داده می شود که ازاین امکانات استفاده نموده و برای زندگی آینده خود تصمیم بگیرند.

وقاحت و دریدگی سرکردگان سازمان و رجوی به حدی است که حتی این آزادی و امکانات را پس از سالها برای این نجات یافتگان بی پناه بر نمی تافتند و به محض خروج هر گروه در بوق و کرنا می کردند که آی این افراد خائن شدند و… یا پاسپورت ایرانی ! گرفتند.

نمی دانم شاید مد نظر ایشان این بوده که فرد ایرانی برود پاسپورت هندی بگیرد و از افغانستان طالبان و داعش کمک بگیرد الا از کشور وسفارت خودش.

و این القائات و سیر دردناک وضعیت جداشدگان که از طرف سازمان سیاه نمایی شده و های و هوی راه می اندازند …همچنان ادامه دارد.

و البته و صد البته دست اندکاران و سیاست گذاران امور فوق از هوشیاری و انتخاب درست تری نسبت به مواضع و سیاست های غلط سازمان پوسیده رجوی برخوردارند.

این افراد در مقابل دریافت تسهیلات و حق و حقوق اولیه انسانی خود هیچکاه از آنان نخواستند که به طرفداری از دولت ایران بپردازند و یا حتی به کشور ایران برگردند و افراد براین امر نیز مختار بوده اند . کمااینکه از هزار فرد جدا شده از سال ۱۳۸۲ تا کنون بیش از دوسوم آنان به کشورهای اروپایی و خارجی رفته اند و کمتر از یک سوم دیگر که ایران و خانواده های خود را برای ادامه زندگی برگزیدند نیز به اختیار خود این انتخاب را انجام دادند.

باشد تا روزی که حقایق بیش از اینها روشن شود و راه بیشتری برای نجات اسیران دربند فرقه ایجاد شود. با امید به آن روز

مریم سنجابی ۴ آذرماه ۱۳۹۳

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14445

رجوی ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق را با منع ارتباط با خانواده شکنجه میکند (نامه ای به حیدر العبادی نخست وزیر عراق)

بنیاد خانواده سحر، بغداد، اول دسامبر ۲۰۱۴:…  وبسایت سحر در گزارش دیدار خدابنده از عراق نوشت: “خدابنده به مقامات عراقی نسبت به تهدیدی که ساکنان اردوگاه لیبرتی در معرض آن هستند هشدار داد. او تأکید نمود که نیاز مبرم به اقدام جدی به منظور ممانعت بروز یک فاجعه انسانی در اردوگاه لیبرتی، که هیچکس به غیر از مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین خلق مسئول آن نیست، وجود دارد.” تجارب گذشته نشان …

شحمانی خدابندهEbrahim Khodabandeh in Baghdad

UNAMI: continued concerns about abuses committed by the PMOI/MeK leadership

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

نامه سرگشاده بنیاد خانواده سحر به نخست وزیر عراق:

رجوی ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق را با منع ارتباط با خانواده شکنجه میکند

حیدر العبادی نخست وزیر عراقآقای حیدر العبادی، نخست وزیر عراق

با سلام و با عرض ادب و احترام به عرض میرسانیم، فعالیت اصلی بنیاد خانواده سحر در عراق تلاش برای حمایت از خانواده های افراد گرفتار در سازمان مجاهدین خلق در مقر عراقی آنها یعنی اردوگاه لیبرتی است تا ارتباط و دسترسی آنان به عزیزانشان را فراهم نماید.

طی حدود سی سال گذشته، رهبر مجاهدین خلق مسعود رجوی، از قدرت خود به عنوان یک رهبر فرقه ای استفاده کرده تا پیروان خود را وادار نماید هرگونه ارتباط با خانواده هایشان را قطع کنند مگر اینکه بخواهند آنان را جذب نموده، از آنان پول دریافت کرده، یا به شکل دیگری به گروه کمک نمایند.

بعد از آنکه این گروه خلع سلاح گردیده، در یک مقر جمع شده، و توسط سربازان آمریکائی و عراقی تحت حفاظت قرار گرفتند، رهبر سازمان مجاهدین خلق همچنان از اجازه دادن به خانواده ها برای ارتباط عادی با آنان امتناع می ورزد. حتی ارسال نامه و ارتباط تلفنی هم برای ساکنان، که اغلب آنان بالای ۵۵ سال سن داشته و بسیاری از آنان مریض و ناتوان هستند، ممنوع است. مسعود رجوی اعتقاد دارد که عاطفه خانوادگی قوی تر از کنترل تحمیلی است که او بر اعضا اعمال می نماید و چنانچه ارتباط خانواده با کسی برقرار شود احتمال قوی وجود دارد که عضو مربوطه او را ترک نماید. به عنوان یک رهبر فرقه ای او خانواده ها را “سم” تعریف میکند. این از نظر او ممکن است منطقی به نظر برسد اما قطعا عاقلانه نیست.

در همین رابطه است که ما به مقاله ای که در سایت مجاهدین خلق با نام ایران فوکوس منتشره به تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۴ می پردازیم که مدعی است “ایران برای شکنجه پناهندگان اردوگاه لیبرتی در عراق توطئه می چیند”.

http://www.iranfocus.com/en/index.php?option=com_content&view=article&id=29937:iran-plots-to-torture-camp-liberty-refugees-in-iraq&catid=7&Itemid=112

مقاله ایران فوکوس ادعا میکند که: “در ماه اکتبر، تهران چندین مأمور شناخته شده رژیم، از جمله ابراهیم خدابنده، را برای دیدار با سفیر رژیم در بغداد فرستاد تا راه تهاجم علیه ساکنان اردوگاه لیبرتی را هموار سازند”.

این مقاله بعد از آن منتشر شد که ابراهیم خدابنده با مقامات عراقی و بین المللی و همچنین سفیر ایران در ماه اکتبر از جانب بنیاد خانواده سحر به منظور ارتقاء کوشش های خانواده ها برای یافتن راه حلی مسالمت آمیز و مؤثر برای انتقال ساکنان اردوگاه لیبرتی از عراق همانطور که قوانین مقرر میکنند ملاقات نمود. خدابنده یک عضو بخش روابط بین المللی سازمان مجاهدین خلق به مدت ۲۳ سال قبل از جدا شدن از این گروه بوده است. او کارزار خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی را همراهی میکند. این حق اساسی هنوز از جانب رجوی، علیرغم فشارهای صلیب سرخ جهانی و ملل متحد علاوه بر وزارت حقوق بشر عراق، رد شده است.

http://www.saharngo.com/en/story/1479

حساسیت فوق العاده مسعود رجوی نسبت به حضور خانواده ها در خارج از محوطه اردوگاه به سادگی قابل توضیح است. اغلب ساکنانی که توانستند از این فرقه فرار کنند یا توسط کمیساریای عالی ملل متحد به کشورهای ثالث منتقل شدند ترجیح میدهند با خانواده های خود ارتباط برقرار کرده و به آنان ملحق شوند تا اینکه مجددا به عضویت فرقه بازگردند. تهدید جدی که رجوی از جانب این خانواده های عادی نسبت به کنترلی که بر اعضای فرقه دارد احساس میکند نتیجتا با همان شدت با واژه “شکنجه” بیان گردیده است.

بنیاد خانواده سحر اعتقاد دارد که ممنوع نمودن ارتباط خانوادگی البته می بایست برای ساکنان فوق العاده دردناک باشد. ولی این رجوی است که تنها مسئول این وضعیت است. اوست که به بیان خودش ساکنان را شکنجه میکند.

وبسایت سحر در گزارش دیدار خدابنده از عراق نوشت: “خدابنده به مقامات عراقی نسبت به تهدیدی که ساکنان اردوگاه لیبرتی در معرض آن هستند هشدار داد. او تأکید نمود که نیاز مبرم به اقدام جدی به منظور ممانعت بروز یک فاجعه انسانی در اردوگاه لیبرتی، که هیچکس به غیر از مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین خلق مسئول آن نیست، وجود دارد.”

تجارب گذشته نشان میدهند که رجوی، همانند سایر رهبران فرقه های مخرب کنترل ذهن، تا حد مرگ از اجازه دادن به پیروانش برای دیدار با خانواده هایشان وحشت دارد، و او حالا تلاش میکند تا هر کسی، از جمله مقامات ملل متحد و صلیب سرخ جهانی و ابراهیم خدابنده و دیگران، را متهم سازد که دارند علیه او و فرقه اش توطئه میکنند.

احتراما مایلیم به شما و دولت عراق و ارگان های بین المللی که در ارتباط با اردوگاه لیبرتی هستند یادآوری نمائیم که دیدار خانواده ها یک حق مسلم برای ساکنان تحت قوانین بین المللی است و تحت هیچ بهانه ای، از جمله مواردی که رجوی اختراع کرده است، ادامه محروم نمودن آنان از این حق جایز نیست.

بنیاد خانواده سحر

بغداد، ۲۹ نوامبر ۲۰۱۴

رونوشت به:

خانم جین هال لوت، مشاور ویژه دبیر کل ملل متحد برای جابجائی مجاهدین خلق از عراق به کشورهای ثالث

وزیر حقوق بشر عراق

نماینده کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان در عراق

نماینده کمیته بین المللی صلیب سرخ در عراق

رسانه ها

***

همچنین:

فراخوان “ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور” یا قُمپز رهبر فرقه رجوی

زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، نهم دسامبر ۲۰۱۴:…  اول اینکه معلوم نیست بعد از کشته شدن زهره قائمی که مسئول «ستاد اجتماعی مجاهدین درداخل کشور» بود، چه کسی را ولو به صورت فرمالیستی، به فرماندهی چنین ستادی منصوب کرده اند؟! دوم اینکه ظاهراً این ستاد کذایی آنقدر پوشالی و ب

خزان آرزوهایی که رجوی مسبب آن است

حسینی، انجمن نجات، مرکز تهران، چهارم دسامبر ۲۰۱۴:… علی محمد تشید از سال ۷۰ به بعد که در عراق و در قرارگاه اشرف بود به هیچ وجه در هیچ موقعیت جدی سازمانی سازمان دهی نشده است . وی در مشاغلی از جمله ترابری ، تدارکاتی ، نفر همراه در ماموریت های سیاسی و… سازماندهی شده است . سئوال : چرا فردی با سابقه ای نزدیک به نفرات

فوبیای جداشدن و ترس رجوی از جداشده ها

سیاوش نظام الملکیحسینی، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و پنجم نوامبر ۲۰۱۴:…  رجوی در پیام ۱۱ آبان ۹۳ که برای اعضای نگون بخت لیبرتی ارسال کرده بود ، همه پرده های شیادی و مظلوم نمایانه اش را کنار زد و چهره واقعی و وقیح و دیوسارگونه اش را به نمایش گذاشت . البته ، نخ نبات همه حرفهایش یک چیز بیش نیست