شرکت و سخنرانی هیأتی از جداشدگان فرقۀ رجوی در پنجمین کنگرۀ سکولاردموکراتهای ایران در کلن

شرکت و سخنرانی هیأتی از جداشدگان فرقۀ رجوی در پنجمین کنگرۀ سکولاردموکراتهای ایران در کلن

احمد وحدانی داوود باقروند ارشد قربانعلی حسین نژاد سکولارهاپیوند رهایی (و سایت نه به تروریسم و فرقه ها)، اول نوامبر 2017:… در وسط برنامه های کنگره و ساعتهای آنتراکت نیز طی دو روز نشستهای پیاپی کنگرۀ سکولار دموکراتها در کلن آقایان حسین نژاد و باقروند ارشد ضمن دیدارها و گفتگوهای خصوصی شان با شخصیتها و چهره های معروف سیاسی، حقوقی، فرهنگی؛ هنری و رسانه ای اپوزیسیون ایران که از آمریکا و کانادا و کشورهای مختلف اروپا به کنگره آمده بودند به … 

دکتر بنی صدر می 2015دیدار و گفتگوی سه تن از منشعبین سازمان مجاهدین خلق، اعضای  انجمن «نه به تروریسم و فرقه ها» با آقای دکتر بنی صدر

شرکت و سخنرانی هیأتی از جداشدگان فرقۀ رجوی در پنجمین کنگرۀ سکولاردموکراتهای ایران در کلن

پیوند رهایی، اول نوامبر 2017

لینک به منبع

روزهای شنبه و یکشنبه 28 و 29 اکتبر 2017 برابر با 6 و 7 آبان ماه سال 1396 پنجمین کنگرۀ سکولار دموکراتهای ایران با شرکت شخصیتها و افراد جریانات مختلف اپوزیسیون ایران که معتقد به سکولار دموکراسی هستند در شهر کلن آلمان برگزار شد.

سکولارهای ایران کلن آلمان شرکت جداشدگان مجاهدین خلق فرقه رجوی

در این کنگره هیأتی نیز از انجمن «نه به تروریسم و فرقه ها» شامل آقایان داود باقروند ارشد و قربانعلی حسین نژاد از اعضا و مسئولین سابق سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)  به علاوۀ برخی دیگر از جداشدگان از این فرقه که در اروپا زندگی می کنند به دعوت کمیتۀ برگزاری این کنگره شرکت کردند و آقایان باقروند ارشد و حسین نژاد در مورد تجربۀ بزرگ شکست استراتژی و شعارهای سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) و ضربه ای که رجوی بر جنبش مردم ایران وارد ساخت و وضعیت اپوزیسیون ایران و چشم انداز آینده و نیز وضعیت کنونی اعضای این سازمان در آلبانی و موج روز افزون ریزش نیرویی و جدا شدن افراد آن و راه نجات آنان از اسارت و بند این فرقه از جمله و به طور خاص وادار کردن رهبری این فرقه به آزاد کردن ارتباطات افراد با دنیای بیرون بویژه با خانواده هایشان سخنرانی کردند که با استقبال و حمایت شایان شرکت کنندگان در کنگره روبرو گردید.

احمد وحدانی داوود باقروند ارشد قربانعلی حسین نژاد سکولارها

آقایان احمد وحدانی، قربانعلی حسین نژاد، داوود باقروند ارشد

فرقۀ رجوی در اوج انزوا و انزجار در میان ایرانیان و حتی نیروها و جریانات اپوزیسیون از آنجا که با برگزاری این کنگره و برپایی یک آلترناتیو دموکراتیک واقعی و هماهنگ و مورد استقبال نسل جوان ایران خود را به طور کامل در بوتۀ فراموشی دید تنها روز دوم کنگره برای ساعتی یکی از نوچه های مزدبگیر ناشناس خود را به این کنگره فرستاد تا با صحبتهایی پر از تناقض و بدون اسم بردن از فرقه و رهبران آن (به علت تنفر عمومی از آنان) از سکولاردموکراتها بخواهد که به شورای موهوم رجوی به نام «شورای ملی مقاومت» بپیوندند!!!! و در عین چشم دوختن این فرقه به ترامپ و قدرتهای خارجی شعار استقلال و عدم وابستگی بدهد!!!…

قربانعلی حسین نژاد سکولارهای ایران کلن آلمان

نفر فرقۀ رجوی وقتی کلاهش را پس معرکه دید و فضای کنگره را که بسیاری از سخنرانان و مسئولان آن و حزب سکولار دموکرات ایرانیان به افشای ماهیت و گذشتۀ این فرقه و شکست استراتژی آن پرداختند کاملا به زیان این فرقه یافت جلسه را ترک کرد و مانند عادت همیشۀ سران این فرقه حاضر به شنیدن جواب و حرفهای دیگران نشد.

وقتی نوبت به آقای حسین نژاد رسید ایشان در سخنرانی خودشان به عنوان یکی از اعضا و مسئولان بخشهای سیاسی و روابط خارجی سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) و مترجم ارشد رهبری آن ابتدا با موهوم خواندن چیزی به نام شورای ملی مقاومت جواب دندان شکنی به سخنان نفر فرقۀ رجوی دادند که با کف زدن حاضران و استقبال شایان آنان و مسئولان کنگره روبرو شد و مجری برنامه های کنگره که به طور کامل و مستقیم به شکل صوتی و تصویری از طریق شبکۀ جهانی انترنت پخش می شد از نفر فرقۀ رجوی که جلسه را ترک کرده بود خواست که حتما جواب حرفهایش را در سخنان آقای حسین نژاد گوش کند زیرا نوار همۀ این سخنرانیها بعدا نیز در انترنت گذاشته می شود.

سخنان آقای حسین نژاد در مورد وضعیت کنونی فرقۀ رجوی و مشاهدات خود و جداشدگان از تشکیلات این فرقه و وضعیت جداشدگان از آن در کشور آلبانی و راه حل آن بویژه کمک به بازکردن راه دیدار افراد با خانواده هایشان نیز بسیار مورد استقبال و حمایت حاضران قرار گرفت بطوریکه بعد از پایان سخنان ایشان برخی شرکت کنندگان از جریانات مختلف سیاسی ایرانی نیز با آنکه قبلا سخنرانی کرده بودند بار دیگر به پشت میکرفن رفته و ضمن ابراز حمایت از سخنان آقای حسین ن ژاد با حمله به سران این فرقه به آنها گوشزد کردند که ایرانیان پناهنده در آلبانی اسرای جنگی شما نیستند و باید آنان را در ارتباط با دنیای بیرون بویژه با خانواده هایشان آزاد بگذارید.

در محل جلسه نیز تعدادی از جداشدگان فرقۀ رجوی و نیز خانواده های اسرای این فرقه در آلبانی از جمله افرادی از خانواده های مسئولان و فرماندهان بالای فرقه  که از کشورهای مختلف به این کنگره آمده بودند دور آقای حسین نژاد حلقه زده و از سخنان ایشان بسیار سپاسگزاری و قدردانی کرده و از اوضاع دوستان و فرزندانشان و چشم انداز آینده از او جویا شدند.

سخنان آقای داود باقروند ارشد نیز به عنوان یکی از اعضا و مسئولان قدیمی سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) و عضو «شورای ملی مقاومت» این فرقه که علاوه بر سخنرانی رسمی شان چندین بار در میان برنامه ها به اظهار نظر پرداختند مورد استقبال گرم حاضران قرار گرفت.

در وسط برنامه های کنگره و ساعتهای آنتراکت نیز طی دو روز نشستهای پیاپی کنگرۀ سکولار دموکراتها در کلن آقایان حسین نژاد و باقروند ارشد ضمن دیدارها و گفتگوهای خصوصی شان با شخصیتها و چهره های معروف سیاسی، حقوقی، فرهنگی؛ هنری و رسانه ای اپوزیسیون ایران که از آمریکا و کانادا و کشورهای مختلف اروپا به کنگره آمده بودند به افشای ماهیت فرقۀ رجوی و نقض حقوق بشر در این فرقه و مشاهدات خودشان از تشکیلات بسته و سکتاریستی و فرقه ای ارتجاعی آن و وضعیت جداشدگان در آلبانی و خواسته های آنان و نیز اعضای اسیر داخل تشکیلات و راههای کمک به آنان پرداختند.

در این لینگ  از دقیقۀ 29 می توانید به سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در روز اول کنگرۀ سکولار دموکراتها در کلن یعنی روز شنبه 28 اکتبر گوش کنید.

در این لینگ نیز از دقیقۀ 25 و ثانیه 42 سخنرانی نفر فرقه به نام پیمان شریفی و از دقیقه 46 و ثانیه 23 سخنرانی آقای حسین نژاد در کنگرۀ سکولاردموکراتها در کلن در دومین روز کنگره یعنی یکشنبۀ 29 اکتبر می باشد.

شرکت و سخنرانی آقای داود ارشد در کنگره پنجم سکولارهای ایران در کلن آلمان

نه به تروریسم و فرقه ها، اول نوامبر 2017

لینک به منبع

اکتبر 28, 2017

داوود باقروند ارشد حسن اعتمادی سکولار دموکراتهای ایران

آقای داود ارشد و آقای دکتر حسن اعتمادی دبیرکل حزب سکولاردمکراتهای ایران

داود باقروند ارشد هستم از فعالین سابق سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت و رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها

تاریخ اندیشه سیاسی را میتوان با اندکی اغماض و در کلی ترین تقسیم بندی به دو نوع مکتب تقسیم نمود. ‏

برخی سودای نا کجا آباد در سر دارند، کاستی های انسانرا برنمی تابند، طالب باز سازی روح و روان انسان اند، حقیقت را یکی میپندارند و ‏رستگاری سیاسی را در گرو آن میدانند که آن خود و یا اقلیتِ عالم به این حقیقت باید قدرت مطلق را در کف گیرد. در این مکتب حکام قیم و چوپان مردم ‏اند. ‏

نزدشان فرد نه غایت سیاسی که ابزار آن است. شهروند مطلوب نیز کسی است که سوداها و خواستهای فردی را یکسره فدای مصالح جمعی ‏کند. تجلی صیقل یافته این مکتب نه تنها حکومت مطلق مذهبی بلکه شجره همه تفکرات توتالیتر از جمله در تشکیلات سابق ماست. ‏

دسته دیگر اما، نه جامعه‏ای کامل که حکومتی مطلوب و میسر میخواهند. “انسان کامل” را تخلیلی بیش نمیدانند و بازسازی روح انسان را گره بر باد زدن میشمرند. نزد آنها حقیقت یکی نیست و انسانها نه ابزار که هدف سیاست اند. دولت مطلوب هم نه قیم که خادم شهروندان است. در این مکتب معظلِ اساسیِ اندیشهِ سیاسی، یافتن توازنی میان تمایلات فردی و مصالح جمعی است. عدالت سیاسی و اجتماعی نیز تنها از طریق حکومت قانون مبتنی بر اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر یافتنی است. ‏که دمکراسی بدون آن مانند بسیاری تجارب گذشته و تجربه آلمان هیتلری و ترکیه، میتواند با دمکراسی شروع و اما  بسمت دیکتاتوری برود.

درنزد دسته اول سیاست با اخلاق معنی ندارد، همه چیز تحت الشعاع کسب قدرت بمنظور به کرسی نشاندن آن منِ  (یگانه حقیقت) است. جامعه وشهروند وسیله دستیابی به اهدافشان است.

در نزد اینان همه چیز سیاه و سفید است. همه دیگرانِ سیاه، مارک دارند، چپ، راست، مذهبی، شاهی، بورژوا، وابسته، مرتجع، لیبرال، مزدور، میانه رو، اصلاح طلب وسکولار، لائیک با  اینها نباید نشست و حرف زد.

کانونی ترین تاکتیکشان نه جلب حمایت مردم بلکه بند و بست از بالا از یکسو و نفی رقبا با ایجاد و ترویج بی اعتمادی و تفرقه در میان سیاسیون از سوی دیگر میباشد. و بدینوسیله آب به آسیاب رژیم میرزند.

داوود باقروند ارشد اسماعیل نوری علا سکولارهای ایران

آقای داود ارشد و آقای دکتر اسماعیل نوری علا

خود را نه تک قطعه ای از کل پازل سیاسی جامعه که کل تابلو سیاسی میپندارند و میخواهند. طبعا با تحول فکری و نو اندیشی و درس گیری از گذشته ی جامعه و دیگران، دور ریختن قالبهای خشک، تجربه شده و پوسیده گذشته که نیازمند داشتن درد مردم، شجاعت سیاسی و ریسک پذیری و فاصله داشتن از قدرت پرستی است بیگانه اند. در این دستگاه فداکاری بیشتر نیز تبدیل به شهید پروری که تنها محصولش تولید طلبکار از دیگران و شقاوت و بیرحمی بیشتر در نفی حقوق دیگران خلاصه میگردد است.

هرچند ما جز دسته اول نیستیم، آیا صرفا بدلیل اینکه خود را سکولار و … میدانیم مستقل از اینکه اساسا هرکدام ‏چه تلقی از سکولاریسم داریم و یا به هر مکتب و مرامی که معتقدیم امتیازی برای ماست؟ آیا این ما را از رفتن به راهی که به چاه منتهی نشود ‏تضمین میکند؟ آیا ارتباط دینامیک و فعالی بین ما با جامعه بحران زده ایران را تامین  و تضمین میکند و کرده است؟ ‏ اگر نه؟ چگونه باید به جامعه وصل شد؟ آیا این مائیم که باید این تلاش را بکنیم؟ چگونه؟ فراموش نکنیم که راه و روشهای چهار دهه گذشته همه ما محصولش این است که امروز در ابتدای راهیم.

داوود باقروند ارشد اسفندیار منفرد زاده سکولارهای ایران

آقای داود ارشد و آقای اسفندیار منفرد زاده

تجربه شکست کامل ما با آن  پایگاه اجتماعی و محبوبیت اولیه، ناشی از شرایط اجتماعی تاریخی منحصر بفرد آن زمان، قدرت تشکیلاتی ، با بزرگترین ائتلاف سیاسی آن روزگار، با کمک مالی و لجستیکی و سیاسی قدرتهای منطقه ای و جهانی که بازوی پر اقدار خلق نیز براه اندختیم ولی نتوانست حتی نیم نگاهی هم از طرف مردم بخود جلب کند، چه آموزه ای برای ما دارد. چه عواملی باعث شکست کامل این تجربه بوده است.

صداقت و فداکاری لازم است ولی کافی نیست. جنبش مردم ایران از نبود آلترناتیو مورد نظرش رنج میبرد. ‏اگر ما بخشی از فعالین سیاسیِ مسئول هستیم باید به این معظل بپردازیم؟  ‏

آیا جمعی که خود حاضر نباشد در افکار و مواضع و کردار سیاسی گذشته اش با نگاهی دینامیک و انتقادی بازنگری و ‏تحول ایجاد کند، و نتواند امروزه که هنوز قدرتی نیز ندارد دگراندیشان را تحمل کند، به حقوق دیگران احترام بگذارد، در قدرت چه خواهد کرد؟  آیا شایسته است که از ‏مردم بخواهیم که بپا خواسته و با زیرپا گذاشتن گذشته و حال خود همه بنیاد زندگی خود را بدست خود و با خون خود متحول کنند و سپس سرنوشتشان را بما سپارند؟ ‏

آنان که هنوز فکر میکنند باید مانند گذشته حرکت کنیم آیا دهسال دیگر باید درجایی غیر از امروز باشیم. آیا همین درجا زدن  نیست که در صادقانه ترین شق ما را خسته کرده به چشم دوختن به از ما بهتران جهت تغییر سرنوشت کشورمان میکشاند.

مایلم جسارتا به یک تفاوت کیفی و عمده جامعه امروز با جامعه سال 57 ایران و ضرورت بازنگری در رویکردهای گذشته خودمان توجه بدهم.

در آن روزگاران آنچه درتابلو سیاسی کشوربرجسته بود تعدادی تشکلها و مبارزینِ قهرمانِ زندان رفته و شکنجه شده با شهدای درکیسه از یکطرف و مردمی کم و بیش در حاشیه و بی خبر از تحولات ایران و جهان از طرف دیگر مواجهه بودیم.

امروز اما برعکس از یکطرف با مردمی قهرمان و مبارز، در صحنه، زندان و شکنجه و شهید داده  و با اتکاء به تکنولوژی انفورماتیک کاملا بروز

و از طرف دیگر سیاسونی خارج نشین با نزدیک به چهار دهه فاصله و شناخت از جامعه اش مواجهیم. که متاسفانه بعضی از آنها علیرغم ادعای خودشان از نظر مردم ایران القاب بسیار بدی را بخود اختصاص داده اند.

احمد وحدانی داوود باقروند ارشد قربانعلی حسین نژاد سکولارها

سه تن از مجاهدین قربانی فرقه رجوی در کنفرانس سکولارها آقایان احمد وحدانی، قربانعلی حسین نژاد و داود ارشد

چون وقتی از رژیم صحبت میکنیم حرف از تعداد محدودی جنایتکار است ولی وقتی از تغییر حاکمیت صحبت میکنیم دیگر مخاطبمان کل جامعه است. از آنجا که هر جامعه ای با هزاران رشته مرعی و نا مرعی مانند مذهب، اقتصاد، فرهنگ، منافع شخصی، منافع قومی، زبانی،… ترسها، دافعه ها و جاذبه ها، تجارب سیاسی تلخ و شیرین گذشته وتجارب دیگر کشورها و… بهم متصل هستند. در تغییر حاکمیت، جامعه باید به تمامی این رشته ها فائق آمده آنها را از هم دریده، نه تنها تن به تغییر خونین آن بدهد که بدنبال حقیقت نا معلومِ، مبهم و تجربه نشده دیگری بیاید.

چند درصد از سیاسیون و سایتهای ما تحلیلگر حاکمیت و چند در صد تحلیلگر جامعه اند؟ نگرش غیر علمی و غیر جامعه شناسانه و ایستا به جامعه چیست؟ آیا این نشانگر در حاشیه بودن جامعه ای که میخواهیم بپا خواسته و انقلاب کند در ذهن ما نیست؟ یا نشانگر اعتقاد به تغییر از بالا نیست؟

‏ اما دوستان براستی چگونه باید اولا به چنین جامعه ای وصل شد؟ ارتباط برقرار نموده در تحولات آن شراکت کرد، و اگر مورد پذیرش واقع ‏شدیم اثر گذار باشیم. ‏

بین سالهای 63 تا 88 درغیبت تمامی تشکلهای سیاسی، جامعه توانست بطوراتو دینامیک تمامی ضربات مهلک ناشی ‏از اختناق و سرکوب از یکطرف و خطی مشی های مرگبار بعضی تشکلهای سیاسی آن زمان را بازسازی کرده، خود را ‏بازیافته و حرکتی نو با نسلی نو از جوانان و توده مردم را با اتکاء به تکنولوژی های نو سازماندهی و  راه اندازد. ‏

هرچند در سال  1388 با دستگاه فکری گذشته و دستوری در اوج جوش و خروش جامعه زمانیکه آن لحظه تاریخی نادر نیز حادث شده بود بشکل سازمان یافته در بطن جامعه تمامی تلاشها شد تا  آب رفته سالهای 60 به جوی بازگردد و در ادامه شعار “مرگ بر” داده شده توسط توده ها، بعضی شعارهای زنده باد راه اندازی شود. ولی جامعه ایران را بیگانه و با فاصله نوری از این مسیر یافته و بطور شگفت انگیزی پس زده شدیم.

داوود باقروند ارشد سعید بهبهانی سکولارهای ایران

آقای داود ارشد و آقای سعید بهبهانی مجری تلویزیون میهن

چنین مردم و حرکت پرخروشی که “شعار مرگ بر” دارد ولی شعار “زنده باد” ندارد، حداقل این چند پیام آشکار و واضح را دارد،

اول اینکه جامعه ای است ‏که به قدرت و توان خود و آنچه از درون خودش میجوشد مشرف شده و متکی است و به قهرمانان ‏پوشالی ماه نشین و زندان رفته و هیچ شهید داده ای متکی نیست.

دوم زمانیکه با اعمال خشونت حتی در مقابل خشونت اعمال شده علیه خودش مخالفت میکند از شعارهایش منحرف نمیشود جامعه ای است که واکنشی و عصبی عمل نمیکند بلکه کاملا پخته و آگاهان و هدفمند به ابزار مدنی و مسالمت آمیز برای تغییرات مد نظرش تکیه دارد. و بدنبال متحول کردن تدریجی شرایط خود بدست خود است.

سوم: از طرفی نیز جامعه ای است که هنوز ‏حزب و تشکل رهبری کننده متناسب با شعور سیاسی اجتماعی فرهنگی خود را دردسترس ندارد و طبعا در بطن خود در سرآغاز ساختن عناصر آن متناسب با خواستها و اهدافش است.

تفکرات ایدئولژیک و آرمانخواهی به یکی از ضد ارزشترین پدیده ها در جامعه امروز ایران تبدیل شده. جامعه ایران براه خود میرود، بسیار پخته و واقعگرایانه عمل میکند.  بدنبال متحول کردن تدریجی شرایط خود بدست خود است. جوانانی که موتور محرک تحولات اخیر کشور هستند هیچ چشمی به مذهب ندارند. جنبش سال 1388 آخرین میخ برتابوت باور به هر ایدئولوژی بعنوان یک متحول کننده سیاسی- اجتماعی برای حتی مذهبی ترین افراد بود. قویترین پیام جوانان و نسل جدید در تحولات سالهای اخیر اعتقاد به جامعه مدنیِ سکولار و تحولات مسالمت آمیز و همزیستی و تعامل است جوانانی که تفکرات جنگ مسلحانه تنها ره رهایی است همچون مرا نیز که میخواست تفکرات آنها را تغییر دهد بنیادا تغییر دادند.

یکی از بزرگترین چالشها در مقابل بسیاری از سیاسیون ما و همان نسل گذشته، گرفتار ماندن و رو در وایسی با شعارهای ارزشی و آرمانی که در گذشته داده ایم و عدم درک و شناخت جامعه و نسل جوان امروز ایران است. که تنها دستاوردش فاصله گرفتن از واقع گرایی اجتماعی سیاسی و یا سکتاریسم است.  فراموش نکنیم که باید هرچه زودتر جایمان را به جوانان بدهیم.

یکی از دو کلید قفل درب زندان و قل و زنجیر چهل ساله بر دست و پای آلترناتیو واقعی احتمالی رژیم،  دوستان باور عمیق به وحدت در کثرت است. یعنی ما مطلقا نباید بدنبال وحدت عقیده باشیم بلکه باید یاد بگیریم با دیگرانیکه دارای اندیشه های صد در صد متضاد با اندیشه خودمان  هستند متحد شده و  کار کنیم. تا اولا ظرفیت دمکراتیک ادعایی خود را در بوته سنجش بگذاریم و در ثانی چرخ دنده های موتور دمکراسی حرکت آینده جامعه را بحرکت درآورده و آببندی کنیم.

و منافع مردمان و کشورمان را مقدم بر منافع فردی و گروهی خود قرار دهیم. در ایران آزاد و دمکراتیک و سکولار زمان برای تبلیغ آزادانه و پرورش همفکران بسیار خواهد بود. تنها راه حل موقتا همه پوسیتن ها را کندن و زمین گذاشتن و پوشیدن لباس اتحاد عمل است. این بمعنی ترک عقایدمان نیست بلکه با اینکار تضمینی برای امکان مطرح شدنش برای مردم ایران در آینده بوجود میآوریم.

کلید دوم قل و زنجیر چهل ساله بر دست و پایمان است که حرکت کنیم و به جامعه ایران و نسل نو  وصل شویم. با مد نظر قرار دادن تفاوت جامعه سال 57 و 97.

سخنرانان سکولارهای ایران کلن آلمان

آیا نباید بدون متوسل شدن به قالبها و کلیشه ها و کپی برداری هایی که گریبان عمده نسلهای سیاسی گذشته ما را گرفته است با شجاعت ‏تمام و عزمی استوار و نگاهی انتقادی به گذشته کاری نو آغاز کرد.

گذشته نشان داده هیچ کس تحت هر نام و اندیشه ای همه پاسخها و راه حل را بتنهایی در اختیار ندارد. مشکل اصلی و مقدم بر هر نوع اندیشه ای (بدون قصد نفی آنها) افراد و انسانها هستند که ظرفیت به شکست کشاندن و یا موفق نمودن هر راه حلی را دارا میباشند. بر اساس تجارب تاریخی بسیار، و در فقدان نهادهای دمکراتیک و فرهنگ دمکراتیک لزوما نه سوسیالیزم، نه سکولاریسم، نه هر دین و آئین دیگری تضمین کننده هیچ آینده روشنی نیست و نمیتواند باشد. بلکه تضمین، در حکومت قانون و سکولار، در جامعه مدنی در برابری و برادری، تعامل و همزیستی و همفکری در رسانه های آزاد، آزادی بیان و عقیده و انتقاد. قوای مستقل و منفک از هم، سیستم های شفاف بازسنجی و همسنگی و نظارت بر سه قوه و کوتاه سخن تضمین در تربیت نسلهایی با فرهنگِ احترام متقابل، رعایت حقوق یکدیگر در کادر تمامیت ارضی ایران است. نسلی که به هیچ نوع تفکر و بنیادگرایی و دیکتاتوری چه از نوع مذهبی ، سوسیالیستی توحیدی و یا سکولار آن اجازه درغلطتیدن ندهد.

بنده بسیار امیدوارم که این جمع میتواند همان جمع نو و شجاع باشد.

 جنبش نه به تروریسیم و فرقه ها

(پایان)

***

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

بهزاد علیشاهی: آقای رجوی کجای معادله سرنگونی ایستاده؟ درباره پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه ای و رفسنجانی

 همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31894

سوز و گداز فرقۀ در حال فروپاشی از حضور جداشدگان در پارلمان اروپا وسایر مجامع بین المللی

Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، بیست و نهم اکتبر ۲۰۱۷:… فرقه رجوی بازهم با استفاده از همان شیوه های نخ نما شده قبلی اش اخیرابا جمع آوری جعلیات و دورغپردازیهایش در اطلاعیه های کذایی مجددا آنها را باز نشخوار کرده است و این بار به اسم یکی از لابی های شناخته شده دلاری اش به اصطلاح یک کتاب بنام کمیته ای موهوم که اصلا وجود خارجی ندارد منتشر کرده است. انتشار این  ورق پاره دقیقا در شرایطی صورت می گیرد … 

علیه مجاهدین خلق فرقه رجوی در بروکسل بلژیکوحشت فرقۀ رجوی از ریزش نیرویی در آلبانی

لینک به منبع

سوز و گداز فرقۀ در حال فروپاشی از حضور جداشدگان در پارلمان اروپا وسایر مجامع بین المللی

نوشتۀ عیسی آزاده از مسئولین و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

فرقه رجوی بازهم با استفاده از همان شیوه های نخ نما شده قبلی اش اخیرابا جمع آوری جعلیات و دورغپردازیهایش در اطلاعیه های کذایی مجددا آنها را باز نشخوار کرده است و این بار به اسم یکی از لابی های شناخته شده دلاری اش به اصطلاح یک کتاب بنام کمیته ای موهوم که اصلا وجود خارجی ندارد منتشر کرده است.

انتشار این  ورق پاره دقیقا در شرایطی صورت می گیرد که فشار بی امان اعضا در آلبانی برای جدا شدن از این فرقه امان را از انها بریده است و برای جلوگیری از ریزش نیروهای باقیمانده آسمان به ریسمان می بافد. و هر روز به ترفند جدیدی متوسل می شود.

یک روز به اسم برخی افراد جدا شده در البانی اطلاعیه می دهد و با سوء استفاده از شرایط اقتصادی و هم چنین وضعیت بی سرانجام آنها برخی را به استخدام خود در می آورد. و یک روز هم نشخوار های قبلی را باز نشخوار می کند.

این فرقه فاقد حداقل های پرنسیب انسانی است و سعی می کند با جوسازی و دروغ های نجومی وانمود کند که حیات سیاسی دارد. در صورتیکه ننگ ابدی مزدوری این فرقه  برای هر ایرانی وطن پرستی فراموش نخواهد شد. از مزدوریهایش برای ارباب سابقش یعنی دیکتاتور قبلی عراق تا امروز که تمام پایه های وجودی و حیاتش را بر دو عنصر بنا کرده است:

ترامپ و جنگ.

دوستان و مشخصا اعضای این فرقه بخاطر دارند که  طی مدت ده سال بعد از سرنگونی رژیم سابق عراق این فرقه در تشکیلات خود در قرارگاه اشرف در عراق چنانکه همه مان شاهد بودیم جار و جنجال راه انداخت که به زودی توسط امریکا به بهترین سلاحهای روز مسلح می شویم و آمریکا مرز را هم برایمان باز می کنند و پشتیبانی هوایی هم از ما خواهد کرد و طولی نخواهد کشید که همه مان در تهران خواهیم بود!!!!

ماهها یکی از بعد از دیگری سپری شد اما از تسلیح که مطلقا خبری نشد بماند ودیگر از آن شور و فتور و روز شماری برای تحویلگیری سلاحهای مدرن خبری نبود. تا اینکه به تمام مسئولین سازمان خط داده شد که تحت عنوان بریفینگ سیاست سازش و مماشات دروغهای رجوی را به خورد اعضا بدهند که همه چیز درست شده بود ولی این مخالفت وزارت خارجه بود که نگذاشتند به ما سلاح بدهند.

مجددا با اشاره رجوی  سران فرقه دست به دامن ژنرالهای آمریکایی در عراق شدند که حداقل اجازه بدهید ما سلاح شکاری برای دفاع از خود داشته باشیم چون شنیده بودیم هر فردی می تواند سلاح شکاری برای دفاع از خود داشته باشد.

البته قبل تر هم با باج های نجومی دست به دامن ایاد علاوی نخست وزیر عراق هم شدند که اجازه استفاده از سلاح انفرادی را بدهد که او هم اب پاکی روی دست رجوی ریخت و گفت امکان ندارد.

آمریکایی ها هم آب پاکی روی دست سران فرقه ریختند و گفتند شما مجاز هستید که چوبدستی و سرنیزه برای دفاع از خودتان داشته باشید.

همۀ سران فرقه در محاق فرورفتند و طبق اصطلاح تشکیلاتی «واو» شدند یعنی وامانده شدند و در پاسخ به سئوالهای مستمر نیروها که سلاحها چه شد گفتند همه چیز درست شده بود ولی وزارت خارجه جلوی وزارت دفاع پیچید و با سیاست مماشات این اجازه را از دست وزارت دفاع گرفت و لغوش کرد!!!

سران فرقه ولی از رو نرفتند و شروع کردند به آموزش های نظامی و با ساختن سلاح چوبی و هم چنین چوبدستی تمریناتی را شروع کردند که آمریکاییها  جلوی تمرینات با سلاح چوبی را هم گرفتند. شاید خنده دار بنظر برسد ولی من بعنوان یکی از مسئولین ستاد آموزش برای این تمرینات کتاب و جزوه و طرح تمرین تدوین کردیم و حتی مانور گذاشتیم . البته همه بدون استثنا متناقض بودند اما خط این بود که چاره ای نیست و باید یک طوری روحیۀ جنگ مسلحانه را در افراد زنده نگهداشت!!!!

این فرقه اگرذره ای صداقت داشت تمام فراز ونشیب های عراق را که حاصل کثافتکاری های رهبرمفقودش است به رشته تحریر می کشید و منتشر می کرد. نه اینکه کارش مستمرا پاچه گیری اعضا و مخالفینش باشد. البته تقصیری هم ندارد چون اعضای جدا شده تمام جوانب پنهان و کثافتکاری های رهبری این فرقه را علنی کردند.

صداقت و شرافت واژه هایی هستند که دهها سال قبل با کودتای رجوی در سازمان محو و نابود شده اند واز سازمانی که به یک فرقۀ مافیایی تبدیل شده است انتظاری غیر ازاین دروغپرازی و دجالی سیاسی نیست.

بارها دوستان جدا شده در رابطه با اکاذیب این فرقه به مناسبت های مختلف پاسخ داده اند و یا سران این فرقه و بنگاه دروغپراکنی آنرا به مناظره و بحث رو در رو دعوت کرده اند اما هیهات که این فرقه به  هیچ وجه شهامت و جسارت رودررو شدن با افشاگری های جدا شدگان را نداشته و فقط خوابیده پارس کرده است.

فرقه مدعی است که اقای حسین نژاد قبل از کشتار اسیران در اشرف به همراه تعدادی افراد نقابدار در اطراف اشرف دیده شده و ایشان بعد از کشتار اشرف به فرانسه آمده است!!

اولین اطلاعیۀ فرقه با امضای دبیر خانۀ شورای موهومش علیه اقای حسین نژاد بعد از ورود ایشان به فرانسه ژانویۀ ۲۰۱۳  است که در آن علیه ورود وی به فرانسه قلمفرسایی کرده است ولی با آنکه خود فرقه میداند و نوشته و اعلام کرده که ایشان ژانویۀ ۲۰۱۳ از عراق وارد فرانسه شده بازهم با دجالگری و نیرنگ در این کتاب قلابی خود نوشته که ایشان بعد از کشتار اشرف در سپتامبر ۲۰۱۳ یعنی ۹ ماه بعد از آن تاریخ که خودشان اطلاعیه ورود ایشان به فرانسه را صادر کرده اند وارد فرانسه شده است!!!! (در این لینگ اطلاعیۀ فرقه در این مورد را بخوانید)

https://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=39056:2013-01-15-10-03-51&catid=21:2010-01-17-21-49-36

یعنی این پدر پیر بازنشسته از فرانسه قاچاقی برگشته عراق و اشرف را که خودش حد اقل بیست سال از سی سال عمر تشکیلاتی اش را آنجا بوده شناسایی کرده است!!! تا به عراقیها که خودشان اشرف را ساخته و بهتر از همۀ ما آنجا را می شناختند و آن موقع هم به جز یک مقر تمام اشرف دست آنها بود اشرف را بشناساند!!!.

پس هر کس چند سال قبل هم به اشرف می رفته از جمله خود این آقای ویدال که به اشرف آمده پس زمینه ساز کشتار بوده!!! پس مسأله مخالف و موافق است که اگر موافق به اشرف بیاید دوست و الا دشمن است و زمینه ساز کشتار؟؟؟!!!!

فرقه رجوی برای خراب کردن چهرۀ مخالفانش همه چیز را امنیتی و تروریستی می کند مثلا چنانکه در این کتاب کذایی شان آمده از ترور یک مدیر تلویزیون در ترکیه که همۀ رسانه ها نوشتند حادثه شخصی و مالی بوده است نتیجه میگیرد که جداشدگان در اروپا مأمور برای ترور ما هستند یا جداشدگانی را که سالیان متمادی در اورسوراواز با خود آنها بوده اند میگوید آمده بودند که اور را شناسایی کنند؟؟!!! آن هم بعد از ۳۵ سال برقراری اور که حتی یک حادثۀ تروریستی هم علیه آن در این ۳۵ سال روی نداده است. (پاسخ آقای حسین نژاد به این اراجیف فرقۀ رجوی را اینجا و همچنین در این لینگ بخوانید).

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/212-2015-08-14-14-44-52

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/198-3

فرقۀ در هم شکستۀ رجوی درنهایت پیسی و واماندگی سیاسی است که از قول نایب رئیس سابق پارلمان اروپا اسامی جداشدگان را ردیف می کنند که آه و واویلااینهاهمیشهبهپارلماناروپا تردد دارند،لابیرژیمزمنیهساز حضور آنهاست.!!!!!. هر کس بخواند اول می پرسد خوب پس خودت چرا و چه جوری میروی پارلمان اروپا و هر روز نفرات علافت مثل آن طاهر تارزن ( این فرد در فرقه معروف به طاهر تارزن است) در راهروهای پارلمان آنجا پرسه می زند تا لابی بخرد.

این فرقه بارها اعلام کرده است که اینجانب اطلاعات داخل کمپ لیبرتی را به رژیم داده ام و بعد از آنهمه اطلاعیه و تکرار مکررات بازهم همانها را در این کتاب به نام لابی خود کپی چسبان کرده است!!

این دروغ دیگر واقعا مرغ پخته را به خنده وا می دارد. اولا این کمپ قبلا متعلق به ارتش امریکا بود که بعد از خروج نیروهای امریکایی آنرا به ارتش عراق تحویل دادند. ارتش عراق هم با توافق سفارت آمریکا و نمایندۀ ویژۀ دبیر کل ملل متحد آقای مارتین کوبلر و کمیساریای عالی پناهندگان آنرا به فرقۀ رجوی تحویل دادند.

نیروهای عراقی در اطراق کمپ از قبل دوربین نصب کرده و بطور ۲۴ ساعته و هفت روز هفته تمام تحرکات داخل کمپ را مانیتور می کردند. علاوه بر این در هشت نقطۀ این کمپ کمتر از دو کیلومتر مربع نیروهای عراقی پست نگهبانی ۲۴ ساعته داشتند.

روزی که عراقیان این کمپ را به فرقه تحویل دادند همۀ امکانات و سیستم های آنرا با نقشۀ کامل و جزء به جزء حضوری و با نقشه تحویل دادند پس نقشه وجزئیات همۀ اماکن و امکانات آنجا را خود آنها به فرقه دادند.

علاوه بر این با یک سرچ ساده در گوگل هم می توان به عکسهای ماهواره ای و نقشۀ این کمپ دسترسی پیدا کرد.

علاوه بر این عراقی ها به طور مستمر در این کمپ برای ملاقات با سران فرقه وکارهای خدماتی مثل آب و فاضلاب و سایر موارد پشتیبانی تردد داشتند.

عراقی ها یک واحد بهداری هم در این کمپ بطور دائم دایر کرده بودند.

همه اعضا از بالا تا پایین می دانستند که هیچ چیز در این کمپ از چشم نیروهای عراقی پنهان نیست.

از همۀ اینها مهمتر این است که اساسا این فرقه هیچگونه اطلاعات سری که رژیم دنبالش باشد نداشته و ندارد به جز قریب به سه هزار نفر که از فرط تنگی مکان از صبح تاشب زیر دوربین های اطراف کمپ و جلوی چشم نیروهای عراقی در هم می لولیدند. آیا این فرقه در صدد عملیات بود یا در حال ساخت سلاحهای عجیب و غریب بود که اطلاعات مهم و سری داشته باشد؟؟!!. نام و مشخصات همۀ افراد را هم که عراقیها فرد به فرد حضوری ضمن سرشماری نوشته و از تک تک ما عکس و اثر انگشت گرفتند لذا دیگر نام و مشخصات افراد داخل تشکیلات این فرقه هم اطلاعات محسوب نمی شود.

اما این فرقۀ کثیف ببینید چطوری دورغهایش را با یک سس ضد رژیمی لعاب می دهد: «اطلاعات داخل کمپ را به رژیم داده است».

این قبیل دروغ های فرقه مربوط به دورانی است که همۀ ما مثل اصحاب کهف در غار بودیم که نه از اینترنت چیزی می فهمیدیم و نه از دنیای بیرون و امکانات واطلاعاتی که هر فرد می تواند به آن دسترسی داشته باشد.

لذا هیچ چیز این فرقه از نیروهای عراقی پنهان نبود. و به قول خود نیروهای عراقی هم که وابسته به رژیم ایران بودند رژیم روزانه آنها را مانیتور می کرده است.

بگذریم که بعد از خروج من از کمپ لیبرتی توسط کمیساریای عالی پناهندگان، بدترین برخورد با من توسط عراقی ها صورت گرفت زیرا من از مسئولین فرقه بودم و آنها نیز به علت جنایتهای سران فرقه علیه عراقیان در زمان صدام، شدیدا مرا تحت فشار قرار دادند و همین مسئله هم باعث شد که من از دست آنها فرار کنم . متأسفانه ما جدا شدگان در دوارن اسارتمان در فرقه با بدترین برخوردها مواجه بودیم و بعد از جدا شدن هم  بلایی نبوده که سرمان نازل نشده باشد.

تنها وسیله و حربۀ فرقه رجوی هم نه از امروز بلکه از سه دهه قبل که رجوی مفقود الاثر با اعمال دیکتاتوری و کودتا سازمانی را به یک فرقه تبدیل کرد استفاده از همین تهمت هاست که هر کس با ما نیست مزدور است و اطلاعاتی،  و با دروغ و شیادی هم یک مشت لاطائلات را علیه او سرهم بندی می کند و وقتی به اوج فلاکت می رسد تمام نشخوار های قبلی اش را باز نشخوار کرده و کتاب تولید می کند آن هم کتابی که چون می داند اگر به اسم خودش بنویسد از فرط بی آبرویی اش کسی باور نمی کند لذا آن را به اسم یکی از لابیهای دلاری خودش در اروپا نوشته و منتشر می کند.

لذا این قبیل کثافتکاری های فرقه کاملا لو رفته ست و دیگربرای حتی نزدیکترین اعضایش هم خریدار ندارد.

سران فرقه باید بدانند که نه از ترامپ آبی برایشان گرم خواهد شد و نه از این قبیل تهمت و دروغ های نجومی  و بدون شک آلبانی برای آنها باتلاقی خواهد بود که پایانی بس دردناک را برای آنها رقم خواهد زد و دلیل این ادعا هم رقم بالای جداشدگان از این فرقه است که هر روز بر تعدادشان در آلبانی و کشورهای دیگر افزوده می شود اعم از افراد داخل تشکیلات و یا آنهایی که خارج از تشکیلات خودرا سمپات فرقه می دانستند که امروز همه شان علنا با سیاستها و ایدئولوژی و استراتژی سران این فرقه مخالفت می کنند.

دل خوش کردن به ترامپ و جنگ و حساب نظامی روی افرادی با متوسط سنی ۵۸ با کلکسیونی از بیماریها سرابی بیش نیست زیرا همین افراد پیر و فرتوت و بیمار و کمتر از ۲۰۰۰ نفر هم دارند مثل یخ آب می شوند یا از تشکیلات فرار می کنند و یا به دلیل فشار طاقت فرسای تشکیلات دارفانی را وداع می کنند.

عیسی آزاده – پاریس ۲۷ اکتبر ۲۰۱۷

***  

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویمباحثه در پارلمان اروپا “در خصوص مجاهدین خلق ایرانی چه باید کرد؟”ا

Debate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31602

باتلاق آلبانی و بی آیندگی فرقه رجوی ودخیل بستن به اربابان 

 عیسی آزاده، پیوند رهایی، دوم اکتبر ۲۰۱۷:… در مقرهای فرقه با خواندن یک پیام منتسب به مرحوم رجوی به افراد گفته اند که برای آخرین بار به رجوی اعتماد کنند و تا بهمن ۱۳۹۷ در فرقه باقی بمانند و سررسید سرنگونی را بهمن ۱۳۹۷ اعلام کرده اند!!!… اما مریم قجر و تمام سران این فرقه یک اشتباه محاسبۀ جدی در رابطه با آلبانی مرتکب شدند چرا که … 

سرنگونی یا سرگرمی مجاهدین خلق مریم رجویدکتر مسعود بنی صدر، آوریل سال ۲۰۰۷: سرنگونی یا سرگرمی؟ شورای ملی مقاومت!

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

لینک به منبع

باتلاق آلبانی و بی آیندگی فرقه رجوی ودخیل بستن به اربابان

نوشتۀ عیسی آزاده از فرماندهان و مسئولان سابق سازمان مجاهدین

فرقه رجوی بعد از اخراج کامل از عراق و استقرار در آلبانی بطور مستمر و شبانه روز در تلاش است که به اعضای باقیمانده در تشکیلات این را را القا کند که ورود به آلبانی یک پیروزی استراتژیک برای فرقه بوده است و به همین منظور مریم قجر تمرکز اصلی اش را در آلبانی گذاشته  است.

داستان و شوی مسئول اول بازی هم برای همین منظور بود تا با متشابه کردن اوضاع سیاسی، اذهان اعضا را که بشدت مسئله دار هستند منحرف نماید.

لذا مریم قجر ملاقات هایی را هم که قبلا در فرانسه انجام می داد به آلبانی منتقل کرده است.

 خودش و تمام زیر دستانش از خرد تا کلان یک به یک روضه پیروزی سر دادند و آنچنان گرد و خاکی راه انداختند که همۀ اذهان از شکست استراتژی فرقه منحرف شود. البته برای چند ماهی با این بازار گرمی سر افراد را شیره مالیدند اما بعد از فروکش کردن این گرد و خاک اعتراض اعضا شروع شد و افراد هم شروع به جدا شدن از فرقه کردند.

سران فرقۀ رجوی با روی کار آمدن ترامپ به طرق مختلف مستقیم و غیر مستقیم این را در سایت ها و جلسات درونی شان مطرح می کنند که دولت جدید آمریکا روی آنها حساب جدی باز کرده و حتی مدعی شدند که ترامپ و دار و دسته اش فرقۀ رجوی را به عنوان تنها جایگزین رژیم ایران به رسمیت شناخته وبرای تغییر رژیم در ایران همه جانبه از فرقه حمایت میکنند. آنها در بیشتر جلسات و جشن هایشان به نحوی تعدادی امریکایی را وارد کردند تا این پیام را به اعضا بدهند که این هم نشانه های حمایت ترامپ از ماست.

نا گفته نماند که تمام این ادا و اطوار های میمون وار صرفا برای شیره مالیدن سر اعضا بوده است تا جلوی خروج آنها از فرقه را بگیرند.

فرقه در تبلیغات خود ملاقات جان مکین با مریم قجر را به زلزلۀ سیاسی تشبیه نمود و طوری وانمود کرد که گویا آقای مک کین صرفا برای ملاقات با مریم قجر به کشور آلبانی سفر کرده است . الان که جریان ملاقات مک کین روشن شده است سر وصدای مسئولین فرقه هم بلند شده که او بیشتر حامی دولت آلبانی بود تا ما؛ زیرا مک کین نسبت به دخالت های فرقه در امور سیاسی آلبانی یک هشدار جدی به مریم قجر داد وگوش اورا کشید که اینجا را با عراق اشتباه نگیرد و دست از پا خطا نکند.

سفر تعدادی از سناتورهای آمریکایی هم که فرقه آنرا یک دستاورد برای خودش تلقی کرد و کلی دروغ و یاوه بابت سناتورها سرهم کرده بود تقش در آمد و مشخص شد که انها با توجه به ماهیت فرقه و ساختار داعشی آن با سران فرقه هم یک جلسه استماع ترتیب داده وضعیت و کارکرد ایدئولوژی و مذهب را در مناسبات فرقه بررسی می کنند که رنگ را از رخسار مریم قجر ربود و خواب اورا پریشان کرد بطوریکه این را می توان به روشنی از عکسهای این گفتگوها دریافت.

بنابراین دیری نپایید که این شامورتی بازی فرقه هم روی سرش آوار شد.

کلیۀ ملاقاتها و جلساتی که مریم قجر در آلبانی برگزار می کند صرفا برای روحیه دادن به باقیماندۀ نیروها در تشکیلات است که بازهم همانند وعده های سی وچند ساله  نفرات را سرکار بگذارد تا یک چند صباحی از ریزش نیرو ها جلوگیری کند.

در مقرهای فرقه با خواندن یک پیام منتسب به مرحوم رجوی به افراد گفته اند که برای آخرین بار به رجوی اعتماد کنند و تا بهمن ۱۳۹۷ در فرقه باقی بمانند و سررسید سرنگونی را بهمن ۱۳۹۷ اعلام کرده اند!!!…

اما مریم قجر و تمام سران این فرقه یک اشتباه محاسبۀ جدی در رابطه با آلبانی مرتکب شدند چرا که وضعیت آلبانی مشابه عراق ایزوله نیست بلکه در آنجا همۀ افراد تشنۀ دستیابی به اطلاعات و اخبار واقعی هستند و برای کسب این اخبار و اطلاعات کانالها و راههای آنرا پیدا کرده اند.

خوشبختانه با مقاومت اعضا و هم چنین مخالفت جدی دولت آلبانی فرقه تا کنون نتوانسته است همه را به قلعه ای که بنام اشرف در خارج از تیرانا ساخته است منتقل کند و همین مسئله آه از نهاد همه سران فرقه در آورده است به طوری که برای انتقال افراد زهرا مریخی مسئول باسمه ای شان را جلو انداختند اما کسی تره برایش خرد نکرد تا اینکه خود مریم قجر وارد شده که او هم متوسل به التماس و خواهش و تمنا شده ولی او هم شکست خورده است.

اخیرا پیامی رامنتسب به مرحوم رجوی مفقودالاثر برای افراد خوانده اند که باید همه به قلعه جدید بروند و برای این منظور با پررویی تمام عدم انتقال دسته جمعی را یک توطئه قلمداد کرده و حتی بر اساس اخبار رسیده از آلبانی در پیام مرحوم مفقود الاثر آمده که ما همانند عراق بر سر انتقال به قلعه اشرف در اطراف تیرانا جنگ خونینی در پیش رو داریم.

حالا این جنگ با کیست؟ تا کنون مشخص نشده است. البته این جنگ این بار با خود اعضا است و سران فرقه در حال برنامه ریزی و توطئه برای اجرای این نقشۀ شوم رجوی هستند.

در این رابطه دوستان مستقر در آلبانی باید با هوشیاری مواظب باشند که فریب فرقه را نخورند و از حقوق خود ذره ای کوتاه نیایند.

بدو ن شک مقاومت اعضا تمام دسیسه های فرقه را نقش بر آب می کند و روند فروپاشی آنرا سرعت می بخشد. زیرا آلبانی باتلاقی است که فرقه هر چه بیشتر دست و پا بزند بیشتر در آن غرق خواهد شد.

در آلبانی هم آنچه باعث دست بازی فرقه شده است صرفا پول هنگفتی است که فرقه با دست بازی خرج می کند و رشوه می دهد که خوشبختانه با پول های باد آورده هم نتوانستند به مراد دلشان برسند.

آلبانی برای فرقه در دنیای واقعی باتلاقی بیش نیست و فرقه می خواهد با سیاست از این ستون به آن ستون فرج است به هر نحوی و با هر دست و پا زدنی که شده اعضا را در آن نگه دارد تا بتواند به حیات سیاسی خود ادامه دهد ولی با این دست و پا زدنها هر چه بیشتر در این باتلاق فرورفته و سرانجام در آن غرق خواهد شد و شیرازه اش از هم خواهد گسست و فروخواهد پاشید.

چون بدون دوهزار و اند نفری که در آلبانی الآن هستند فرقه دیگر به لحاظ سیاسی کاملا مرده است و دستش از همه جا کوتاه می شود. فعلا با همین افراد مانور می دهد و خودش را مطرح می کند افرادی که در سنین پیری، خود نیازمند نگهداری و پرستاری و فاقد ارزش نظامی هستند چون این افراد دیگر توانایی انجام عملیات را ندارند.

فعلا تلاش مریم این است که آلبانی را هم مانند عراق یک منطقۀ دارای اهمیت حیاتی در اذهان اعضا جا بیندازد و اینکه زمان به نفع آنهاست و همین که سالم از عراق به آلبانی رسیده اند یک پیرزوی استراتژیک است.

افراد هم از تشکیلات در آلبانی مرتب و به طور روزافزونی جدا می شوند و بر اساس آخرین آمار کمیساریا بیش از۲۵۰  جدا شده از تشکیلات هم اکنون در آلبانی هستند و صدها نفر جدا شده نیز قبل از آنها به کشورهای دیگر منتقل شده اند و تعدادی نیز برای رسیدن به اروپای غربی در مسیر کشورهای کرواسی، بوسنی و کوزوو رومانی و ایتالیا گرفتار و زندانی شده اند و مقامات کمیساریا نیز نگران وضعیت جداشدگان از فرقه هستند، خصوصا که مرتب بر تعداد آنها اضافه می شود.

آنچه مسلم است فرقه بعد از اخراج از عراق متحمل یک شکست بزرگ استراتژیک شده و تلاش ها و هزینه های بی حد و حصر فرقه برای جلب حامی و دعوت از مقامات سابق و غیره و حتی قرارگاه متمرکز در آلبانی مسئله ای ازفرقه حل نخواهد کرد و آنچه تحت عنوان مرحلۀ سرنگونی با سس سیاسی  مستمر تبلغ می کند یک شعار بی محتوا و توخالی است و آلبانی برای فرقۀ رجوی باتلاقی بیش نیست و دیر یا زود این فرقه در آلبانی دچار فروپاشی و انحطاط خواهد شد.

عیسی آزاده

پاریس اول اکتبر ۲۰۱۷

*** 

Massoud Rajavi fugitive terrorist cult leaderاعلام سر فصل جدید سر نگونی از طرف روح سرگردان مسعود رجوی

سرپیچی کردم و به خانواده ها سنگ نزدم.

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31149

وحشت فرقۀ رجوی از ریزش نیرویی در آلبانی 

 عیسی آزاده، پیوند رهایی، اول سپتامبر ۲۰۱۷:… بالاخره گرد و خاکی که فرقه در سایتها و تبلیغاتش برای به اصطلاح «شروع مرحله ای نوین و آغاز مرحلۀ تهاجم سیاسی» به راه انداخته بود، فرو نشست و مشکلات تشکیلاتی نفرات سرباز کردند بطوریکه امروزه اعضا به أنحاء مختلف تناقضات خودشان در رابطه با محقق نشدن وعده های فرقه مطرح می کنند تا حدی که این تناقضات به معضلات تشکیلاتی جدی برای … 

مریم رجوی در حال مزخرف گوییبازهم حرف مفت و بی مالیات مریم رجوی! 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

لینک به منبع

وحشت فرقۀ رجوی از ریزش نیرویی در آلبانی

نوشتۀ عیسی آزاده از اعضا و فرماندهان قدیمی سازمان مجاهدین

بالاخره گرد و خاکی که فرقه در سایتها و تبلیغاتش برای به اصطلاح «شروع مرحله ای نوین و آغاز مرحلۀ تهاجم سیاسی» به راه انداخته بود، فرو نشست و مشکلات تشکیلاتی نفرات سرباز کردند بطوریکه امروزه اعضا به أنحاء مختلف تناقضات خودشان در رابطه با محقق نشدن وعده های فرقه مطرح می کنند تا حدی که این تناقضات به معضلات تشکیلاتی جدی برای فرقه تبدیل شده است و برای حل و فصل همین مشکلات تشکیلاتی است که مریم قجر بناچار راهی آلبانی شده و روی آنجا متمرکز شده است و حتی ملاقاتهای سیاسی اش را هم در آلبانی برگزار می کند. شخص مریم قجر به صورت مستمر با اسیران، جلسات شسشتوی مغزی را پیش می برد.

قبل از انتخابات امریکا و روی کار امدن ترامپ به همه نفرات در آلبانی وعده دادند که با روی کار آمدن ترامپ همه مشکلات سیاسی فرقه حل خواهد شد و نئومحافظه کاران باعث ایجاد جرقه و جنگ خواهند شد و زمینۀ قیام مردمی فراهم می شود و در کمتر از یک سال سرنگونی محقق خواهد شد. در همین رابطه همانند بیش از سه دهۀ گذشته که فرقه در عراق هر شش ماه یکبار وعدۀ سرنگونی می داد!! بر همان سیاق اینبار در نبود شخص رجوی این وعده های میان تهی را مریم قجر به اسیران داده است. اما با توجه به سرفصل هایی که فرقه تعیین کرده بود و خبری از جرقه و جنگ وقیام مردمی نشد، افراد در محافل درونی شان شروع به ابراز نارضایتی نمودند و به طرق مختلف مخفی و علنی لب به اعتراض گشودند و جلسات مغز شویی را به تمسخر گرفتند که فرقه به دلیل ترس از سرایت نارضایتی به همه لایه ها در تشکیلات سعی نمود با شل کردن یک سری از سخت گیری های تشکیلاتی که با همان سیاق عراق و اعمال دیکتاتوری و خفه کردن صدای اعتراض افراد در پیش گرفته بود کوتاه بیاید، بطوریکه اکنون کار به جایی رسیده که برای یک سری از افراد پایین ناراضی، ازدواج و تشکیل خانواده را به شرط اینکه هوادار فرقه بمانند را آزاد و حلال کرده است. اما برای لایه های تشکیلاتی قدیم و بالا همان سخت گیری های سابق را ادامه می دهد.

فرقه از همان ابتدای تمرکز سازمانی اش در آلبانی دنبال ایجاد یک قرارگاه بر همان سبک و سیاق قرارگاه اشرف عراق در آلبانی است تا با ایزولاسیون کامل افراد بتواند صد در صد همه را از جامعۀ آلبانی و هم چنین از دنیای مجازی تحت کنترل خودش دور نگهدارد، زیرا فرقه بشدت از ارتباط نیروها با مردم آلبانی وحشت دارد و مطلقا بجز افرادی که از فرقه جدا شده اند اجازه تماس با مردم را نمی دهد. در درون تشکیلات هم مانند عراق بطور مطلق ارتباطات نفرات را با دنیای بیرون قطع کرده و در مواردی هم که افراد برای کارهایی که فرقه تعیین نموده باید با انترنت کار کنند، ارتباطات اینترنتی را بشدت تحت کنترل قرار داده و مطلقا هیچ فردی اجازۀ تماس با خانواده  و یا خویشاوندان و دوستانش را با تلفن و اینترنت ندارد.

بر اساس اخباری داخلی که توسط دوستان جدا شده از آلبانی بدست ما می رسد الآن کار یک تا صد فرقه و تمام سران از مریم تا سایرین جلوگیری از جداشدن نیروهاست و در این راستا اکنون بیشتر وقت افراد در جلسات شستشوی مغزی سپری می شود. در کنار آن برای اینکه افراد حتی یک ساعت هم بیکار نباشند با انواع و اقسام کارهای پوشالی آنها را سرگرم می کند.

این کارها شامل آموزش زبان آلبانیایی و آموزش زبان انگلیسی نه برای یاد گیری و تسلط نفرات بلکه فقط برای وقت پر کنی افراد و هم چنین فعال کردن بخش اجتماعی که در عراق هم تعداد زیادی را سرگرم کرده بودند. که با استفاده از توییتر و فیس بوک وسایر برنامه های اجتماعی به اصطلاح مشغول دوستیابی و نیرو گیری در صفحات مجازی هستند.

یک سری از افراد را با دایر کردن کارگاههایی مانند نجاری و فلزکاری مشغول کرده است و یک بخش عمده از نفرات هم روزانه مشغول آماده سازی و پخت غذا و امورات پشتیبانی و لچستیکی می باشند.

تشکیلات فرقه در آلبانی هر گونه بیکاری را خیلی شدید تر از عراق مرز سرخ کرده است و مریم قجر از همۀ فرماندهان تعهد گرفته است که برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت جلوگیری از بیکاری نفرات تنظیم و تحویل دهند.

مریم قجر و معاون وی  فردی بنام زهرا مریخی  در یک نشست تشکیلاتی که فقط مسئولین قدیمی در آن حضور داشته اند اصلی ترین خطر را نه رژیم بلکه تشتت نیرویی و بقول خودش شیوع بیماری اپورتونیسم در افراد و هم چنین افراد جدا شده و خانواده ها عنوان کرده اند. و حول این خطرات کل برنامه های فرقه در آلبانی را تنظیم کرده اند.

برای پیشگیری این به اصطلاح خطراتی که فرقه را تهدید می کند راه کارهایی هم منظور کرده اند.

در رابطه با جلوگیری از ریزش، چندین جلسله برای لایه های مختلف در تشکیلات بر گزار کردند که هیچ فردی بدون سازمان و یا خارج از فرقه امکان حیات ندارد یا طعمه باند های مافیا می شوند و هر کس هم که بخواهد از فرقه جدا شود مسئولیت حل وفصل همه امورات زندگی اش با خودش هست (که این یعنی رها شدن یک انسان بدون یک سنت پول در البانی)  این حالی است که اتباع کشور آلبانی خودشان در اروپای غربی دنبال پناهندگی و کار سیاه می گردند.

در رابطه با چداشدگان و منتقدین هم همان رویه سخیف به اصطلاح شیطان سازی را در پیش گرفته اند و بدون کوچکترین ملاحظه ای به همۀ افراد در تشکیلات گفته اند که ما هر گناهی را می بخشیم الا ارتباط با جدا شدگان و منتقدین.

البته پر واضح است که چون جدا شدگان یک عمر در تشکیلات زندگی کرده اند تمام دجال گری ها و روش های کنترل ذهن فرقه را نقش بر آب می کنند و فرقه هم به همین دلیل از جداشدگان وحشت دارد.

در رابطه با خانواده ها هم که رجوی در همان عراق در یک جلسه صوتی اعلام کرد که خانواده یعنی زهر مهلک تشکیلات و یعنی کانون فساد و بدینگونه اب پاکی را روی دست همه ریخت وگفت یا خانواده یا سازمان.

بنابراین با توجه به این خطرات که در کمین فرقه هستند، در حال حاضر کار یک مریم قجر و تمام عناصر زیر دستش جمع و جور کردن تشکیلاتی نفرات در آلبانی است، ولی با توجه به اخبار بدست آمده وی در این امر موفق نشده و مشکلی جدی از نفرات حل نشده است. بنابر این باید منتظر باشیم که تق این وعده های بی محتوا هم در بیاید و باز هم تنش های تشکیلاتی شروع شود.

عیسی آزاده

*** 

آلبانی تیرانا پرچم دیدار با مقام وزارت کشور آلبانی (تعداد نجات یافتگان در آلبانی از ۲۴۰ نفر گذشت)ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31091

جعلیات فرقۀ رجوی بر علیه منتقدین و جدا شدگان از این فرقه 

 Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، پاریس، سی ام اوت ۲۰۱۷:…  بنابراین در اینجا لازم است یک هشدار به کلیۀ خانواده های اسیران فرقه بدهم که توسط جاسوس فرقه رجوی تخلیه تلفنی نشوند. و هم چنین در رابطه با دوستان جدا شده نیز لازم است این را یاد آوری کنم که با توجه به کارهای کثیف هکر های فرقه رعایت های لازم و ضروری را پیرامون هک نشدن انجام داده و سعی کنند که محل و مشخصات هکر ها را در بیاورند که سران … 

علامه حسینی مشاور مریم رجوی اعلام جدایی کردجدایی آقای علامه حسینی مشاور ارشد مریم رجوی از فرقه مجاهدین 

لینک به منبع

جعلیات فرقۀ رجوی بر علیه منتقدین و جدا شدگان از این فرقه

نوشتۀ عیسی آزاده از مسئولین و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

مرحوم رجوی در دوران عراق بطور متوسط سالی سه بار از کلیه نفرات به عناوین مختلف بر اساس فرمی که خودش تنظیم کرده بود تعهد و سوگند نامه می گرفت.

وقتی همۀ نفرات تعهد می دادند چمدانها را از برگه های تعهد پر می کرد می گفت اینها را برای آقا (امام زمان) و خلق قهرمان ایران در جوادیه و نازی آباد نگه می دارم. افراد هم با توجه به اعتمادی که به فرقه داشتند هر فرم از قبل اماده شده ای را امضا میکردند چون قبل از این فرم ها اعضا جان خودرا در طبق اخلاص گذاشته بودند و غافل از این بودند که رجوی این اسناد را بعنوان گروی از نفرات نگه می دارد که به موقعش بتواند با استفاده از همین اسناد افراد جدا شده و ناراضی را خفه کند.

علاوه بر این هر فرد دارای یک پروندۀ پرسنلی است که مهمترین گزارشهای فرد و مسئولینش و فراز و نشیب های فرد در تشکیلات در ان ثبت میشد و همۀ گزارشها هم اسکن و در پروندۀ افراد ثبت می میشود.

کلیۀ افرادیکه از فرقه جدا میشوند توسط یک بخش در تشکیلات تحت عنوان جی اس یا جنگ سیاسی در هر کجا که باشند شناسایی و تحت کنترل قرار می گیرند. البته متناسب با محل فرد جدا شده کنترل ها هم روش های مختلفی دارد.

برای کسانیکه در داخل هستند از طریق تلفن  و با پوشش ها و عناوین مختلف افراد را رد یابی کرده و تخلیه تلفنی را انجام می دهند.

در خارج به روش های زیر کار جاسوسی از جدا شدگان را انجام می دهند:

 از طریق استخدام مزدور

از طریق هواداران شناخته نشده

از طرق افراد تشکیلاتی و شناخته شده

از طریق هک کردن حساب های نفرات در صفحات مجازی مانند فیس بوک وغیره

بنابر این فرد جدا شده وقتی در تشکیلات بود یک خروار از او تعهد و دست نوشته دارند.

وقتی هم که به خارج می آید با کثیف ترین روش های جاسوسی و البته غیر قانونی کار جمع آوری اطلاعات را انجام می دهند.

حالا هر فردی چنانچه بر خلاف فرقه موضع بگیرد و افشاگری کند بلافاصله ماشین جعل و دروغ فرقه شروع به کار می کند و فرقه در سایت ها و وبلاگ های رنگ وارنگ و پوششی و رسمی خود مدام علیه او اطلاعیه صادر می کند.

طنز قضیه هم اینجاست فرقه طوری وانمود می کند که انگار فرقه به هر نفر جدا شده یک میکروفون مخفی و یک دوربین مخفی در بدنش جاسازی کرده که هر لحظه افراد را مانتیور می کند و تحت نظر دارد.

اخرین مورد از این جلعلیات مربوط به اقای علامه حسینی و اقای حسین نژاد است. هکر های فرقه حساب فیس بوک عربی اقای حسین نژاد و صفحه فیس بوک اقای حسینی را هک کردند و با بدست آوردن چت های نوشتاری انها همه مطالب رد و بدل شده را تحت عنوان اطلاعاتی که از داخل ایران!! توسط اجنه برای فرقه مخابره شده است!! در سایت رسمیش منتشر کرده است.

مورد بعدی در رابطه با شماره پاسپورت های افرادی است که از فرقه در عراق جدا شده اند.

کلیه نفراتی که از فرقه در عراق جدا شده اند توسط کمیساریای عالی پناهندگان ثبت و نام نویسی می شدند و تحت کنترل و حمایت کمیساریا قرار می گرفتند. طبعا این افراد که از فرقه جدا شده بودند فاقد هر گونه مدرک قانونی و شخصی و هویتی بودند.

یک سری از این افراد بنا به خواست و اراده خودشان به داخل کشور برگشتند که عمده اینها نفرات جدید ویا اسیران جنگی خود سازمان و یا اسیران جنگی عراق بودند که عراق به فرقه تحویل داده بود.

طبعا این نفرات که با مسئولیت صلیب سرخ به داخل برده می شدند می بایست پاسپورت برایشان تهیه می شد.

فرقه هم از این روند قانونی به خوبی مطلع بود و بر همین اساس در بخش صدور روادید و بخش ترانزیت فرودگاه بغداد با پول هنگفت چند نفر را خریده بود و این نفرات از پاسپورت های افرادیکه قصد سفر به ایران یا ترکیه یا کشورهای اروپایی را داشتند اسکن می گرفتند و اسکن ها را به فرقه تحویل می دادند و پول هنگفتی هم از فرقه می گرفتند.

بعدا فرقه اطلاعیه می داد که این اطلاعات توسط ستاد خبری و اطلاعاتی سازمان از داخل کشور به دستشان رسیده است!!.

طبعا در عراق که یک کشور بی در و پیکر بود و در فساد غرق بود این قبیل کارها عادی بود.

 اما در اروپا که حرف اول و اخر را قانون می زند فرقه مسافرت جداشدگان را با ان روش عراق نمی تواند کنترل کند لذا با کثیف ترین روشهای جاسوسی وارد حریم خصوصی افراد در حساب های اینترنتی انها می شود و بعنوان سند منتشر می کند که البته این کارهای فرقه جاسوسی محض است و باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرد.

بنابراین در اینجا لازم است یک هشدار به کلیۀ خانواده های اسیران فرقه بدهم که توسط جاسوس فرقه رجوی تخلیه تلفنی نشوند. و هم چنین در رابطه با دوستان جدا شده نیز لازم است این را یاد آوری کنم که با توجه به کارهای کثیف هکر های فرقه رعایت های لازم و ضروری را پیرامون هک نشدن انجام داده و سعی کنند که محل و مشخصات هکر ها را در بیاورند که سران فرقه و سردسته انها مریم قجر را به دادگاه بکشانیم.

اخیرا هم تعدادی از مسئولین فرقه با اسامی جعلی و بدون اسم و رسم در فیس بوک برای نفرات جدا شده پیام های تهدید آمیز ارسال می کنند و صراحتا در صدد خفه کردن صدای جداشدگان هستند.

در رابطه با خود بنده هم چندین مورد اتفاق افتاده است که بنده انها را شناسایی کرده ام و معرفی می کنم. یکی از نفراتیکه در این رابطه مستمرا برای همه جدا شده ها نامه های تهدید و تطمیع می نویسد فردی است بنام عمویی که همان محسن عباسی از افراد بالای تشکیلات فرقه در فرانسه و از مسئولین حفاظت و اطلاعات و امنیت مریم قجر است که البته در فرانسه با نام و مشخصات جعلی، مدارک پناهندگی و اقامت گرفته است.

عیسی آزاده – فرانسه

۲۸ اوت ۲۰۱۷ 

*** 

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجویآشنایی با جعلیات مجاهدین خلق فرقه رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31043

آقای عیسی آزاده مهمان این هفته تلویزیون مردم 

مردم تی وی (کانون آوا)، بیست و هفتم اوت ۲۰۱۷:… روزجمعه ۲۵ اوت ۲۰۱۷ برابر با سوم شهریورماه ۱۳۹۶ ساعت ۱۲ ظهر بوقت واشنگتن – ساعت ۱۸ بوقت آلمان وساعت ۲۰:۳۰ بوقت ایران  آقای عیسی آزاده  ازمسئولین وفرماندهان سابق سازمان مجاهدین از فرانسه درباره موضوعات زیر: – ترس و وحشت فرقه از موج ریزش اسیران در البانی – جعلیات و سند سازی های پوچ و بی محتوای فرقه رجوی بر علیه متقدین … 

عیسی آزاده پارلمان اروپاشرط بندی عربستان سعودی روی اسب بازنده 

لینک به منبع 

آقای عیسی آزاده مهمان این هفته تلویزیون مردم

برنامه های زنده مصاحبه با جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین درتلویزیون MardomTV.com

https://youtu.be/CuYQctSSPJk

عیسی آزاده

آقای عیسی آزاده

روزجمعه ۲۵ اوت ۲۰۱۷ برابر با سوم شهریورماه ۱۳۹۶ ساعت ۱۲ ظهر بوقت واشنگتن – ساعت ۱۸ بوقت آلمان وساعت ۲۰:۳۰ بوقت ایران  آقای عیسی آزاده  ازمسئولین وفرماندهان سابق سازمان مجاهدین از فرانسه
درباره موضوعات زیر:

– ترس و وحشت فرقه از موج ریزش اسیران در البانی
– جعلیات و سند سازی های پوچ و بی محتوای فرقه رجوی بر علیه متقدین و جدا شدگان از این فرقه

– سراب آلبانی و بی اینده بودن فرقه رجوی

– دخیل بستن فرقه به اربابانش

– خانواده های اسیران فرقه رجوی و مطالبات انها

– جلسات مستمر مغزشویی فرقه برای اسیران درالبانی و ساحل مدیترانه با صحرای سوزان عراق چه تفاوتی دارد

– تهدید به قتل جدا شدگان از زبان یک فریب خورده که خودش انبانی از تناقض است

– سخنی با دوستان و همرزمان سابق در البانی

صحبت کردند.

مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر تلویزیون مردم بودند.

ببنندگان وشنوندگان تلویزیون مردم درطول برنامه از طریق تلفن ویاایمیل با مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند.

توجه همه علاقمندان را بدیدن و شنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم.

قابل ذکرمی باشد که این برنامه همزمان از صفحه فیسبوک تلویزیون مردم نیزپخش گردید.

(پایان)

***

علیه مجاهدین خلق فرقه رجوی در بروکسل بلژیکحضور فعال هیأتی از جداشدگان فرقۀ رجوی در سمینار باشگاه خبرنگاران اتحادیۀ اروپا در بروکسل

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسمابراهیم خدابنده: آیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

ولپنت فرانسه پاریس مریم رجوی سخنران کرایه ای مدعوین کرایه ایHow to pack a Mujahadeen-e-Khalq rally: spend thousands on Western politicians, less on (non-Iranian) students

سخنران کرایه ای مدعوین کرایه ای مریم رجوی مجاهدین خلقNew York Beggars Hired by MKO to Stage Rally (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult)

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکافوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی (مک کین بجای مسعود رجوی آمد)ا

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

*** 

همچنین:

دیدار و گفتگوی سه تن از منشعبین سازمان مجاهدین خلق، اعضای انجمن «نه به تروریسم و فرقه ها» با آقای دکتر بنی صدر

پیوند رهایی، دوم می ۲۰۱۵:… روز سه شنبه ۸ اردیبهشت ۹۴ برابر با ۲۸ آوریل ۲۰۱۵ هیأتی از اعضا و مسئولین قدیمی منشعب از سازمان مجاهدین خلق ایران شامل آقایان قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین و داوود باقروند ارشد از اعضا و مسئولین قدیمی سازما
 
 
پیوند رهایی، شانزدهم آوریل ۲۰۱۵:…  حقایقی تلخ در مورد سرنوشت سازمان و مسیری که طی میکند. پایگاه مردمی سازمان مجاهدین از ادعا تا واقعیت (حقایقی درمورد جعل اسناد حمایت مردمی). دخالت های آقای رجوی در سیاست داخلی عراق. اعتراضات مردمی و رسمی مقامات عراق نسبت به دخالتهای آقای رجوی در عراق. استخدام
 
 
پیوند رهایی، دوازدهم مارس ۲۰۱۵:…  بیش از سی سال در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (mek) بودم بعد از سرنگون شدن شاه ایران و ایجاد یک فضای باز سیاسی نشاًت گرفته از پتانسیل انقلاب به امید تحقق آزادی و دموکراسی در ایران و ساختن یک کشور جدید مبتنی برعدالت و رفاه اجتماعی و آزادی و برا